اگر یکی مارا در حین گناه ببیند و ابرویمان برود چه کنیم؟ابرویی که ریخته دوباره برنمیگرده

اگر یکی مارا در حین گناه ببیند و ابرویمان برود چه کنیم؟ابرویی که ریخته دوباره برنمیگرده

پرسشگر گرامی ، انسان گاهی به واسطه غفلت و کوتاهی کاری انجام داده و آبروی خودر را در محیطی از دست می دهد ، بعد از این ماجرا زندگی کردن در آن محیط برای انسان مشکل می شود ، در این زمان شیطان که استاد حیله و نیرنگ است وارد می شود و تلاش می کند که انسان را از رحمت بی پایان خداوند ناامید کند و با توجیهاتی که «آبروی از دست رفته که جبران نمیشود » و توجیهات دیگر می خواهد انسان را بیشتر در گرداب گناه غوطه ور کند .
*** راه حل
الف ) صبر
معنای لغوی صبر این است که انسان در هنگام ناملایمات، بی‌تابی نکند به این شکل که در درون ملتهب نشود، زبان به شکایت نگشاید و حرکاتی که غیر معمول است انجام ندهد.معنای صبر: خویشتن داری و شکیبائی بر انجام واجب و تکلیف و مرتکب نشدن معصیت و حرام.صبر در حقیقت از مقامات دین و منازل سالکین الی الله در مسیر خدایی شدن است و خدای متعال به صابران وعده بهشت و اجر بدون حساب داده است. « انما یوفى الصابرون اجرهم بغیر حساب » [1]
صبر ایمان به قضا و قدر و حکمت خداوند است (بداند برای سنت الهی تبدیل و تحویلی نیست و آنچه از دست رفته باز نمی گردد پس بی صبری فایده ندارد) اگر انسان همه چیز خود را از خدا بداند دیگر در حوادث و یا جایی که چیزی از او گرفته می شود، گویی اتفاقی نیفتاده و همواره این شعار را الگوی رفتار خویش نماید (ما از خدائیم و به او باز می گردیم) ، دنیا فانی دانسته و به این نتیجه می رسد که آفریده شده تا با آزمایش های مختلف الهی وجودش را صیقل داده و مستعدّ زندگی جاودانه نماید. و خداوند انسان را در رنج و سختی آفریده و شادی و سلامت بدون غم و بیماری نیست.
در این زمینه به نکاتی توجه کنید :
1- در روایات صبر بر سه شعبه تقسیم شده است که عبارت است از صبر بر طاعت و صبر بر معصیت و صبر بر مصیبت .
2- در هر کدام از این سه نوع صبر اگر انسان صابر نباشد به گناه خاص آن نوع مبتلا می شود . مثلا اگر براطاعت از دستورات الهی صبور نباشد و بار تکلیف و مسئولیت را نسبت به اطاعت ازفرامین الهی به دوش نکشد نتیجه آن ترک دستورات الهی است که گناهی بزرگ است . انسانی که مجهز به سلاح صبر و استقامت نیست از حدود الهی تجاوز می کند و برای رسیدن به خواست خود و تامین نیاز خود مرتکب حرام خواهد شد . در مورد صبر بر معصیت روشن است که صابر نبودن مستلزم ارتکاب گناه و شکستن حریم الهی است که زمینه ساز انجام بسیاری از گناهان و آلوده شدن به انواع مفاسد است . در مورد صبر بر مصیبت نداشتن صبر منجر به عدم رضایت از مشیت و مقدرات و خواست و قضای الهی است که ممکن است به کفر منجر گردد .
3- صبر هرگز به معنى تحمل بدبختیها و تن دادن ذلت و تسلیم در برابر عوامل شکست نیست، بلکه صبر و شکیبایى به معنى پایدارى و استقامت در برابر هر مشکل و حادثه در راه کمال و خدایی شدن انسان است.لذا بسیارى از علماى اخلاق براى صبر سه شاخه ذکر کرده اند:صبر بر اطاعت (مقاومت در برابر مشکلاتى که در راه طاعت وجود دارد). وظایف واجب و عمل به قوانین برای نفس سرکش انسان مشکل است و انسان باید در برابر وسوسه های نفس مبارزه و مقاومت کند و به تکالیف خود عمل کند.صبر بر معصیت (ایستادگى در برابر انگیزه هاى گناه و شهوات سرکش و طغیانگر). غریزه و تمایلات ابزاری است برای حرکت و تلاش انسان و گناه ناشی از انحراف و طغیان این غریزه است و صبر یعنی مقاومت در برابر این انحراف که این پایداری از همه دشوارتر است چرا که منحرف نشدن، در جهت عکس غریزه و جاذبه های طبیعی بشر است و لذا این صبر فضیلت بیشتری دارد.و صبر بر مصیبت (پایدارى در برابر حوادث ناگوار و عدم خود باختگى و شکست روحى و ترک جزع و فزع). دنیا دار بلاست و مصیبتها و مشکلات برای امتحان انسانهاست که تا چه میزان ایمان دارند. هنگامه بلاها دل های کوچک ضحه و زاری می کنند که کشش غریزی انسانی است و عاطفة سرکش بر انسان تحمیل می کند و صبر و تسلیم نشدن در برابر آن موجب تقویت عزم و ارادة انسان می شود.
4 . انسان برا ی رسیدن به هدف محتاج حرکت است و هر حرکتی برای به ثمر رسیدن به صبر نیاز دارد. گاهی اهدافی هستند که با صرف زمان کم به آنها دست پیدا می کنیم و گاهی با صرف زمانی طولانی به آنها می رسیم. بنابراین هیچ تلاش و کوششی بی نتیجه نیست بلکه می تواند گام مؤثری برای رسیدن به هدف باشد. در مورد اهداف بلند مدت تنها با وجود صبر و استقامت دست یافتنی است. ب) هجرت
«هجرت» در زندگی بشر و پیشرفت انسان تعیین کننده ای داشته و دارد؛ اسلام به عنوان آخرین دین الهی در ابعاد مختلف مسئله هجرت را مطرح کرده و بر آن پای فشرده است.
قرآن در بیش از 14به زبانهای مختلف دستور به هجرت داده است.
گاهی با زبان ملامت، می گوید «مگر سرزمین خدا گسترده نبود، چرا دست به هجرت نزدید؟». [2]
گاهی پاداش عظیم آن را گوشزد می نماید و می فرماید: «اَلَّذینَ امَنوُا وَهاجَرُوا وَجاهَدُوا فی سَبیلِ اللّه ِ بِاَمْوالِهِمْ وَاَنْفُسِهِمْ اَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ِ وَاوُلئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ» [3]
؛ «آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کردند درجه بزرگتری نزد خدا دارند و آنها رستگارند.»
یکی از اهداف هجرت زمانی است که انسان در جایی امنیت آبرویی و جانی ندارد و بار حفظ آرو یا جان خود هجرت می کند ، خداوند متعال می فرماید :«وَ مَن یُهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللّهِ یَجِدْ فِی الأَرْضِ مُرَاغَمًا کَثِیرًا وَ سَعَةً…» [4]
«کسی که در راه خدا هجرت کند جاهای امنِ فراوان و گسترده‌ای در زمین می‌یابد…».
طبق این آیه اسلام با صراحت دستور می‌دهد که اگر در محیطی بخاطر عواملی نتوانستید آنچه وظیفه دارید انجام دهید به محیط و منطقه امن دیگری مهاجرت کنید. [5]
*** بنابراین به شما پیشنهاد می شود در صورت امکان از محیطی که در آن به هر دلیلی آبروی شما رفته و ماندن در آن محیط برای شما مشکل است ، مهاجرت کرده و در جایی دیگر که می توانید با حفظ آبرو زندگی کنید به زندگی خود ادامه دهید .
پی نوشتها :
1. زمر, 10
2 . نساء/سوره4، آیه97.
3. توبه/سوره9، آیه20.
4 . نساء/سوره4، آیه100.
5 . تفسیر نمونه، ج4، ص90.

 

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………

جك ولش
شيوا قياسي

مهدی یاراحمدی خراسانی

 

«Jack Welch» روش نويني در نحوه اداره شركت‌ها و كمپاني‌هاي بزرگ ابداع كرد كه امروزه بسياري از مديران بزرگ فارغ‌ از اصول فرسوده و سنتي پيشين، به راحتي كنترل امور مرزهاي تجاري خود را در دست گرفته و با سرعتي باورنكردني به سوي پيشرفت و توسعه پيش مي ‌روند.
تكنيك‌هاي افسانه ‌اي مديريت «Welch» به گونه ‌اي است كه هر مديري را در هر قلمرويي به اوج مي‌ رساند. او خود نمونه بارز و موفق تكنيك‌هاي «Welch» است كه در سن 44 سالگي كنترل تمامي امور كمپاني بزرگ و نامداري چون جنرال الكتريك آمريكا را در اختيار گرفت و عنوان جوان‌ ترين مدير يكي از بزرگترين شركت ‌هاي ايالات متحده را از آن خود نمود.
«John Frances Welch Jr.» در سال 1935 در ايالت «ماساچوست» آمريكا به دنيا آمد. در سال 1957 مدرك مهندسي شيمي خود را از دانشگاه همان ايالت دريافت كرد و پس از آن به سرعت به ادامه تحصيل مشغول شد و توانست در كوتاه‌ ترين زمان ممكن دكتراي اين رشته را از دانشگاه «Illinois» دريافت نمايد.
بلافاصله پس از فراغت از تحصيل يعني در سال 1960، «Welch» به كمپاني «جنرال الكتريك» پيوست و مشغول به كار شد؛ اما يك سال بعد تصميم به ترك اين كمپاني گرفت. او كه از بدو ورود به اين مكان با نحوه ارتقا شغلي كاركنان و برخي روش ‌هاي مديريتي مشكل داشت، پس از يك سال فعاليت با دريافت پيشنهاد كار در يك شركت «شيمي معدن» با جديت تمام تصميم به ترك جنرال الكتريك گرفت. دريافت حقوق 10500 دلار براي يك مهندس جوان و تازه‌ كار اگرچه ايده ‌آل به نظر مي ‌رسيد، اما او سواي مسائل مادي به روحيات حاكم بر محيط كارش بيشتر اهميت مي‌ داد. به هر ترتيبي كه بود تا يك سال توانست اين شرايط را تحمل نمايد اما به محض دريافت پيشنهاد جديد از شركتي ديگر، تصميمش جدي ‌تر شد.
هنگامي كه «Welch» تصميمش را براي مسئول رده بالايش، «Reuben Gutoff» مطرح كرد، با عكس‌العمل عجيبي روبه‌ روشد. او كه تا پيش از اين تصور مي‌ كرد، «Gutoff» از شكايت‌ هاي هرروزه «Welch» در مورد نحوه بوروكراسي دست و پاگير كمپاني خسته شده است و با شنيدن تصميم او بسيار خوشحال خواهد شد، به ناگاه با عكس‌العمل شديد او مبني بر عدم اجازه به وي براي چنين كاري روبه ‌رو شد.
«Gutoff» كه خود مديري جوان و لايق در آن بخش به حساب مي ‌آمد، به خوبي مي‌ دانست كه وجود افرادي متخصص چون «Welch» براي جنرال الكتريك سرمايه ‌اي بي ‌كران محسوب مي‌ شوند و از دست دادن آن‌ ها به منزله از دست دادن بخش مهمي از سرمايه شركت است. از همين‌ رو «Welch» و همسر جوانش را براي گردش در خارج از شهر دعوت كرد و در يك گفتگوي چهارساعته توانست او را قانع سازد تا از تصميمش منصرف گردد. او به «Welch» قول داد كه شرايط را به گونه‌ اي مهيا سازد كه گويا او به دور از بوروكراسي ادارات و شركت ‌هاي بزرگ تنها براي شركت‌ هاي كوچك تحت فرمان يك كمپاني بزرگ كار مي ‌كنند و بدين ترتيب تمامي اين رفت و آمدهاي وقت‌ گير اضافي براي انتقال نظرات و تصميمات براي او برداشته خواهد شد.
به دنبال اين جريان، «Welch» با عزمي جدي ‌تر به كار بازگشت و به كمك «Gutoff» توانست پله‌ هاي ترقي را به سرعت طي نمايد. او ابتدا با بكارگيري روش نوين و مبتكرانه بازاريابي محصولات جنرال الكتريك را به طرز شگفت ‌آوري ارتقا داد و از همين ‌رو نام و اعتبار خاصي در كمپاني به دست آورد. سپس در سال 1972 به سمت معاونت يكي از بخش‌ها، در سال 1977 مديريت آن بخش، در سال 1979 يكي از اعضاي هيات مديره و سرانجام در سال 1981 به عنوان جانشين «Reginald Jones» و جوان ‌ترين مديركل كمپاني عظيم جنرال الكتريك منصوب شد.

جك ولش
در طول فعاليت 20 ساله او در اين سمت، جنرال الكتريك پيشرفتي بي ‌سابقه در خود مشاهده كرد به طوري كه فروش محصولات آن از 12 ميليارد دلار در سال 1981 به 280 ميليارد دلار در سال 2001 افزايش يافت. تعداد بسياري از كارشناسان موفقيت «Welch» را مديون توانايي او در مديريت و بكارگيري تكنيك‌هاي فوق‌العاده موثر مي ‌دانند. او به سادگي مي‌ دانست كه چطور افكار و اهدافش را به تك تك افراد از بالاترين رده تا پايين‌ترين رده شركت انتقال دهد. او اعتقاد داشت كه مديران ارشد شركت به جاي نصب انواع و اقسام اطلاعيه‌هاي مختلف در تابلو اعلانات و يا ابلاغ نظراتشان توسط بوروكراسي طولاني و خسته ‌كننده اداري، مي‌ بايست از شيوه «تكرار» استفاده نمايند. به باور او اين مساله بايد به گونه ‌اي انجام شود كه اهميت اهداف و مقاصد و يا دستورات جديد حتي به خانه كاركنان نيز كشيده شود و آنها سر سفره شام با خانواده نيز در مورد آن صحبت نمايند. در نظر او اگر در ذهن كاركنان، شركت از شكل يك راهرو دراز و پر پيچ و خم با موانع متعدد براي رساندن خبر از جايي به جاي ديگر به يك سوپرماركت بزرگ تشبيه شود، ديگر تمامي اتلاف وقت و انرژي در اين سيستم اداري از بين خواهد رفت. اگر تمامي بخش‌ها همچون قفسه‌هاي سوپرماركت در كنار هم و در معرض تماس ديگران قرار گيرند، نه به سيستم كاري آنها لطمه‌ اي خواهد خورد و نه دخالت و ناهماهنگي در انجام امور پديد خواهد آمد، علاوه بر اين ‌ها تماس طولاني مدت همه با يكديگر سبب خواهد شد تا مطالب موردنياز كمپاني بارها و بارها دهان به دهان تكرار شده و در ذهن همگان نقش بندد.
بكارگيري اين روش غيرمعمول سبب شد تا كاركنان همگي خود را جزئي از كل بدانند و تماس‌ هاي روزمره آن ‌ها با مديران ارشد كمپاني، نوعي اعتماد به نفس و وابستگي عاطفي به جنرال الكتريك در آن‌ها پديد آورد و اينگونه شد كه در مدت 20 سال اين كمپاني چنان رشد ي كرد كه قوي‌ ترين مديران دنيا از عهده آن بر نمي ‌آمدند.
اگرچه در سال 2001، «Welch» از سمت خود بازنشسته شد اما توان علمي و مديريتي او به حدي است كه حتي در سن و سال امروز نيز قريب به 500 كمپاني او را به عنوان مشاور و راهنما در كنار خود دارند و از تكنيك‌هاي خلاق او سود مي‌ جويند.
بخشی از کتاب: «جك: سخني از درون دل» (jack : straight from the gut) فرستاده شده توسط آقای مهدی صمدی
«مي خواهم كه شركت جنرال الكتريك رقابت انگيزترين شركت روي زمين باشد. هدف من وارد ساختن روحيه يك شركت كوچك در بدن شركتي بزرگ بود. من مي خواستم از يك شركت صنعتي كهنه سازماني بر پا دارم كه داراي روحيه اي بزرگ بود. من مي خواستم از يك شركت صنعتي كهنه سازماني بر پا دارم كه داراي روحيه اي توانمندتر، سازگارتر، و چالاك تر از شركتهايي باشد كه در اندازه يك پنجم شركت ما هستند. در ان زمان من گفتم مي خواهم شركتي بيافرينم كه در ان كاركنان شهامت آزمودن چيزهاي تازه را داشته باشند. جايي كه كاركنان با اطمينان بدانند كه مرزهاي آفرينندگي و تلاش آنان، معيارهاي آنان براي برتري جويي فردي، تنها سقفي است كه پیشی گرفتن و سرعت حركت آنان را معين مي كند. من به شماري از انديشه هاي زيبا و بنيادي دست يافتم كه براي من سودمند بودند، كه درستي بزرگترين آنها بود. من هميشه به رويكرد ساده و سرراست باور داشتم. من پي بردم كه شكست مي تواند اغلب همانند كاميابي معلمي آموزنده باشد و هيچ خط راستي بسوي آرزوي بلند يا روياي كسي كشيده نشده است.»

http://movafaghan.blogfa.com/post-13.aspx
http://www.mgtsolution.com/olib/422286306.aspx

Jack Welch

One of the most well known business leaders and CEOs in the world, Welch is the former Chief Executive Officer of General Electric (GE).
Jack Welch biographyJack Welch was CEO of General Electrics for 20 years and known as one of the best business leaders of all time. He made GE one of the most profitable companies in the world.
Jack Welch was born in Salem, Massachusetts in 1935. During his schooling life he attended Salem High School and after graduating moved on to study for a Bachelor of Science degree in chemical engineering at the University of Massachusetts. Next Welch moved on to the University of Illinois to complete his Masters and Doctorate degree’s by 1960.
In 1960 after graduation Welch joined General Electrics with a starting salary of just $10,500. Not long after starting his new job Welch wanted to leave the company to take a job offered to him at International Minerals & Chemicals because of his low wage and poor company management. Welch felt unappreciated by his boss but must have made quite an impression on an executive named Reuben Gutoff, with Gutoff taking Welch and his first wife to dinner trying to convince Welch to stay with the company promising big changes for the company and Welch.
While working at GE Welch helped invent a new plastic called PPO, and soon after he was promoted to general manager of the plastics factory and soon after promoted again to managing the entire plastics division of GE. By 1972 Welch had made a name for himself and was again promoted becoming vice president after only 12 years at GE. After working as vice president for 5 years, in 1977 he became senior vice president and another 2 years later made it to vice chairman. In 1981 Welch made it to the top becoming the companies 8^th and youngest ever CEO.
He began streamlining the company immediately and pushing his managers to raise their companies to the top, often firing managers in the bottom 10% and giving the top 20% bonuses. While streamlining the company some of GE’s 350 businesses were closed and the management structure was reduced from twenty-nine levels to only six, with over 100,000 employees’s also losing their jobs. During the 1980’s Welch was nicknamed Neutron Jack because of his strong attitude and leadership and also for wiping out employee’s. Through the 1990’s Welch pushed to modernize GE shifting from manufacturing to services. In 1995 Welch adopted the Six Sigma quality control program intended to increase efficiency and quality to produce zero defective products.
Whatever tactics Welch used, whether good or bad the fact remains that he has been one of the most successful company leaders of all time. General Electric’s market value increased while under Welch’s control more than any other company headed by any other CEO. During Welch’s 20 year leadership of GE, its value increased from $12 billion to an amazing $280 billion, which has made it one of the largest and most profitable businesses in the world.
In 1999 Jack Welch was named “Manager of the Century” by Fortune Magazine. More notable records include his yearly salary of $94 million and his retirement plan of 8 million a year plus access to the company’s private jets. After 40 years with the company and 20 of them as CEO Welch retired on September 7, 2001. In the same month that he left GE he published a book of his memoirs including his experiences and business strategies, the book is called “Straight From the Gut”.
Jack Welch has had four kids with his first wife Carolyn, before they divorced in 1987 after 28 years of marriage. He married his second wife Jane in 1989 and divorced after 14 years in 2003, with an estimated $180 million payout. In 2002 Welch had an affair with Suzy Wetlaufer, editor in chief of the Harvard Business Review while preparing an interview with him for the magazine which lead to his second divorce, He went on to marry Suzy Wetlaufer. In 1995 Welch started an exercise plan including regular games of golf after he had triple bypass surgery, but he still returned to work only 4 months later.
***  http://www.investingvalue.com/investment-leaders/jack-welch/index.htm

 

Updated: می 17, 2022 — 12:18 ب.ظ