سقوط ساسانیان، «نتیجه اختلافات داخلی» • امير مصدق کاتوزيان

پیشتر در گفت و گو با فرشته داوران، نویسنده کتاب «تداوم در هویت ایرانی» و پایان نامه دکترای او از بخش مطالعات خاور نزدیک در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی به ساسانیان پرداختیم. این بار نیز سراغ پروانه پور شریعتی، ایران شناس، استادیار رشته زبان ها و فرهنگ های خاور نزدیک در دانشگاه اوهایو و نویسنده کتاب زوال و سقوط امپراطوری ساسانی، کنفدراسیون پارتی ساسانی و حمله اعراب به ایران، رفته ایم.

خانم پروانه پور شریعتی، در کتاب خود به نام زوال و سقوط امپراطوری ساسانی می گوید علت این سقوط اختلافات داخلی میان اقوام ایرانی بوده در آن زمان. در صورتی که آرتور کریستین سن، ایران شناس دانمارکی حدود ۶۰ سال پیش حرفی زده که بسیاری باورش دارند تا به امروز و آن اینست که ادغام حکومت و دین در دوران ساسانیان و تلقی جزمی و دگماتیک از دین در آن دوره موجب شده بود که عده ای تاب نیاورند حکومت ساسانیان را و در نتیجه در برابر حمله اعراب یا بی تفاوت باشند و یا اینکه حتی بعضی از ایرانیان به سپاه مقابل بپیوندند.

 

  • استدلال تان برای اینکه نظریه آرتور کریستین سن غلط است و نظریه شما درست است، چیست؟

پروانه پورشریعتی: یکی از بحث هایی که کرده ام اینست که خانواده های اشکانی بودند، در طول دوره ساسانی، مثل کارن ها، مثل مهران ها، مثل اسپهبدان، مثل کنارنگیان و سورن ها و… که این ها خاندانهای بزرگ را تشکیل می دادند که حیطه تسلط و قدرتشان منطقه ای بود که در آن موقع به منطقه پارتها و یا «پَهلَو»ها (همان واژه ای که از آن پهلوان را می گیریم) در این مناطق سکونت داشتند. اینها برخلاف تز آقای کریستین سن که گاهی وقتها قدرت اینها را اذعان می کنند در طول چهار قرن حکومت ساسانی، ولی اصولاً تزشان همانطور که گفتید روی مسئله مرکزیت پافشاری می کند، به عقیده من در طول تاریخ ساسانی، اینها یک کنفدارسیونی با شاهان ساسانی ایجاد کرده بودند که بسیاری از شاهان ساسانی را به روی تخت می آورند، بسیاری از شاهان ساسانی را از قدرت پائین می کشیدند. به غیر از این جنبه ای که تشکیلات دوره ساسانی حالت کنفدراسیون پیدا می کند، مسائل دیگر را می توانیم به این خانواده های اشکانی ربط بدهیم. این یک بخش از تز من بود. بخش دیگر تز، حول و حوش رابطه دولت و دین که آن را البته من مطرح نکردم. خیلی از متخصصان ادیان قرون پیش از اسلام به اصطلاح (که این واژه هم به قول خارجی ها «پروبلماتیک» است برای اینکه پیش از اسلام و بعد از اسلام معنی ندارد، ولی در هر صورت) این تصوری را که ما از دین و دولت داریم و این که دولت ساسانی یک دولتی بوده که با همکاری موبدان زرتشتی توانسته انسجام دینی برای ملت ایران به وجود بیاورد و این انسجام طوری بوده که مردم را تحت فشار می گذاشتند و یکی از عواملی که باعث شده که به محض اینکه دولت ساسانی سقوط می کند و اعراب وارد می شوند، اینها گروه گروه به دین اسلام مشرف می شوند… این دیدگاه اصلاً اولاً که از لحاظ دین شناسی مفهومی نخواهد داشت و دوماً که با واقعیت امر مغایر است، با واقعیت امر و مدارکی که از دوره ساسانی داریم.

  • رابطه حکومت و دین در دوران ساسانی چطور بوده؟

ادامه متن را این جا بخوانید 

Updated: دسامبر 13, 2021 — 1:25 ق.ظ