پیام عبدالحمید خراسانی به جبهه مقاومت ملی

 

 

 

برای خواندن متن با تصویر این جا را کلیک کنید 

https://www.youtube.com/watch?v=JtGjBd3p5TU

نویسنده : دکتر بصیر کامجو

نـــوامـبــر 2021 میــــلادی

بنام خداوند جان وخرد

پیام آقای حمید خراسانی تاجیک تبار پنجشیری را که به نمایندگی از رژیم طالبان درمقابل جبهه مقاومت ملی ارائه کرده است ، شنیدیم .دراین پیام ، ازارزشهای علمی ، سیاسی واجتماعی ای که ازآشتی ، همزیستی ، امنیت ، صلح وآزادی ونجابت انسانی سخن بگوید، خبری نبود.  تنها توهین وتحقیر، زورگویی، انتقام واعلام جنگ علیه نیروهای مقاومت ملی ــ درفرمان بری ازنظام تک قومی پشتونی به اصطلاح امارت شیطانی ، چیزی دیگری را در توبرۀ خود نداشت.

این مسئله قابل درک است که چرا آقای حمید خراسانی حاضرشده که رضا کارانه در پهلوی بدنام ترین گروه تروریستی بنام طالبان پشتون پاکستانی بایستد وبا کلمات خیلی سخیف وزشت به همتباران خویش ، تاخت وتازنماید. زیرا تاریخ دونیم سدۀ اخیرگواهی می دهد که ده ها تاجیک بی هویت ، ذلیل وبدسرشت همانند آقای حمید خراسانی درخدمت حاکمیت سیاسی پشتونی قرارگرفته ودرمیدان مبارزات سیاسی  ورزمی همچو سربازتفنگ بدست مقابل همتباران تاجیک خود جنگیده اند.  این چالش مهم تاریخی درمنش تاجیکان بی تدبیردردوجلوه تبیین می شود :

 

 

یکم ــ کسب چگونگی مهجوریت تاریخی درمنش فردی

دوم ــ وجود خود ناشناسی ومشکل ازخود بیگانگی

برای تفسیر وتاویل این دو جلوه ، یاداشت هایی ازاوراق تاریخ عینی کشور را پیشکش می نمایم .

 

یکم ــ کسب چگونگی مهجوریت تاریخی در منش فردی :

اجداد تاجیکان پس ازختم فرمانروایی صفویان (1501 ــ 1732 م . ) دیگردراریکه قدرت سیاسی بگونۀ دوامدار قرارنگرفتند . وبدنبال فروپاشی حاکمیت سیاسی 231 ساله صفویان ، کشورما ایران فردوسی بوسیله نهاد های سرمایه جهانی به پارچه های کوچک تقسیم گردید. این پارچه ای که ما اکنون در آن زندگی می نمائیم با حمایت مستقیم هند برتانوی درسال 1747 میلادی با یورش احمد خان ملتانی پشتون از بدنه ایران شرقی جداساخته شد و زیر نام کشورمستقل خراسان تشکیل گردید.

ــ تاجیکان بااینهمه که این سرزمین پدری واجدادیی شان است وهزاران سال است که درآن زندگی وکار می نمایند . اما بازهم درروند 269 سال اخیر پیوسته درساختارهای قدرت وحاکمیت سیاسی پشتونها ، به حیث معاون ، منشی ، دستیاروسرکاتب …وغیره مشتغل بوده اند. ازینرواین ویژگی کسبی مهجوریت تاریخی فرمان برداری ، دنباله روی ، توانسته برروان برخی ازنخبگان وافراد مختلف تاجیک رد پا گذارد واحساس پیشوایی ، رهبری، سروری وقیادت آنها را درنظام سیاسی ودولتی به رده های پائین فروماندگی تقرب دهد .

این مشکل ناپدید گشتن اراده وخواست رهبری ، پیشوایی و قیادت برکشوررا درمیان نخبگان تاجیک ، ما ازبرگه های تاریخ چنین برمی خوانیم  .

ــ در دوره حمکروایی حزب دموکراتیک خلق (1978 ــ 1992 م.) ، روشن است که هیچ یکی از رهبران تاجیک نتوانستند بربنیاد هویت سیاسی ، فرهنگی وتاریخی سرزمین نیاکان خویش دعوای قیادت ورهبری براین کشوررا داشته باشند.

لیکن برخلاف رهبران تاجیک ، رهبران پشتون نورمحمد تره کی و حفیظ الله امین ، نجیب الله احمد زی ودیگران در فرآیند نزدیک به چهارده سال ، متهورانه رهبری سیاست ، اقتصاد وفرهنگ این کشور را بدست گرفتند  وآگاهانه ساختارهای حاکمیت سیاسی قبایل پشتون را بیشتراز پیش رشد دادند و مستهکم گردانیدند .

اما درمقابل ، رهبران تاجیک هیچ اقدامی درمورد تقویت مواضع سیاسی وهویت تاریخی وفرهنگی اجداد مان نکردند . وهم کدام راهکاری را مبنی بر شناخت حق متعادل مشارکت تاجیکان وسایر ملیتهای فارسی زبان زیر ستم ــ درساختارهای قدرت وحاکمیت سیاسی پشتونی پیشکش نه نمودند.

مگررهبران پشتون ازرئیس جمهورگرفته تا استانداروقوماندان امنیه شهرستانها ، همه مصروف سیاست پشتونیزه سازی نظام بودند . وتلاش کردند که برای اکثریت سازی نفوس پشتونها دراین سرزمین  ، به هرگونه ای که ممکن است ، خانواده های خانه بدوش پشتونهای پاکستانی را زیردود وجنگ وباروت  بنام مهاجرین وبیجاشدگان به مدیریت وزارت مستقل قبایل ، درولایات مختلف شمال جابجا کردند.

ولی رهبران تاجیکان ازاعضای بیروی سیاسی حزب  ودولت گرفته تا پائین چه کردند ؟ تمام وقت دست زیرآلاشه نشسته ، مشتغل به تدریس کورسهای ماتریالیزم دیالکتیک ویا مفسرین سیاست مصالحه ملی دروغین نجیب الله احمد زی ، درخارج وداخل کشوربودند .

ــ باتأسف که من اززبان هیچ یکی ازرهبران تاجیک که درمقام های بالای حزبی ودولتی این برهه قرارداشتند ، کدام راهبرد سیاسی وفرهنگی ای درقبال شناخت هویت باستانی ، تدویرکنفرانسهای علمی وعرفانی، ادبی وفرهنگی وتبلیغ وترویج اندیشه های ناب خردمندان فارسی زبان همچو : مولوی ، فردوسی ، رازی، عطار، جامی، خوارزمی ، امام اعظم ابوحنیفه ، غزالی ، بخاری ، ابن سینا ، مانی ومزدک وغیره را که گواه بیان چبود وکیستی تاریخی وفرهنگی نیاکان ما هستند ،  را  نشنیده بودم.

دوم ــ وجود خود ناشناسی ومشکل ازخود بیگانگی

در کشورما تجربه نشان داده که اگرتاجیکی خلقی باشد یا پرچمی ویا درکُل دارای تفکرچپی باشد ، در انعکاس بنیاد گرایی اندیشه آنقدرازخود بی گانه می شود که گویا ــ سرکارل مارکس ، ولادیمیرلنین و مائوتسه تونگ را می خارد . واگرپیروتفکراسلام گرایی بشود درگیر ودار پیکارخود ناشناسی با نگرشها وفعالیت های بنیاد گرایانه خویش ، روح حسن البنا ، سید قطب ، محمد قطب وسایررهبران اسلامگرای سلفی را شاد می گرداند .

تاجیکانی که دردائره بنیاد گرایی اندیشۀ چپی وراستی ومشکل ازخود بیگانگی وبرداشت های دنباله روی گیرمانده اند ، آنها درراستی مسئله ازتاریخ نیاکان خود، ازهویت زبانی ، سیاسی وفرهنگی تبارخود ، ازمعرفت تاریخی واخلاقی باستانی خود ، ازدانش عرفانی ودینی اجداد خود ودریک کلمه ازتبار وذات واصل ونسب خود نا آگاهانه دورمانده وبدین اساس در خدمتگزاری فرهنگ مهاجم بیگانه  قرارگرفته اند  .

همتبارهای گرامی شایسته است که  به اصل خود برگردید  وذات خودرا گرامی بدارید . و دیوارهای کشور ونظام سیاسی مشروع ومردمی خویش را بربنیاد هویت فرهنگی وزبانی پدری خود تان آباد کنید، درغیرآن دررژیم تک قومی پشتونی خود کُش بیگانه پرور،  منحیث شهروند درجه چندم مشتغل به کاری خواهی بود که نیازِ به تفکر ندارد.

اما پشتونها واژگونه در پذیرش مواضع سیاسی واجتماعی خویش مانند تاجیکان نیستند . یک پشتون اگر خلقی باشد یاپرچمی ، چپی باشد یا راستی ، اگر مجاهد باشد یا طالب سلفی ، اگر شهروند آمریکایی باشد یا شهروند پاکستانی  نزد همه ای ایشان داشتن اندیشه ها وباورهای گونه گون تنها وتنها وسیله برای نگهداری وتداوم واستقرارحاکمیت سیاسی تک قومی پشتونها درسرزمین خراسان ــ افغانستان می باشد .

ازین سبب است که میان رهبران پشتون همچو ظاهرشاه ، تره کی ،  حفیظالله امین ، نجیب ، گلبدین ، ملا محمد عمر، حامد کرزی ، اشرف غنی احمدزی و زلمی خلیل زاد وعمران خان تفاوتی وجود ندارد.

مردم ما شاهد اند  که اشرف غنی احمدزی برای تداوم قدرت سیاسی ودولتی پشتونها ، یک کشور را به تباهی کشاند وحاکمیت نیمه جان پشتونی کابل را ازفروپاشی سد درسد  نجات داد وبرای استمراراین حاکمیت ،  آنرا به قاتلان مردم این سرزمین ، بنام طالبان این جُغد های لاشه خوارخون آشام ، دو دسته تسلیم داد .

محترم آقای خراسانی وسایر تاجیکان دورمانده از فرهنگ پدری ما، بهتراست باچشم بازوبینش عقلانی به ریشه وتبارواصل ونسب خود برگردید . دیگرخود را نزد دنیایی نهان خویش شرمنده وسبک نسازید ، زمستان می رود مگرروسیاهی به زغال می ماند .

تاجیکان مهجوروازخود بیگانه ! به مسائل سیاسی وکشوری ــ واقعی ودرست بی اندیشید ،آگاه باشید که دررگهایی شماخون پاک امام اعظم حضرت ابوحنیفه ، خون پاک محمد بخاری بزرگ ، رودکی بزرگ ، فردوسی بزرگ ، جامی بزرگ ، غزالی بزرگ ، سنایی بزرگ ، مولوی بزرگ، سعدی بزرگ وحافظ بزرگ جریان دارد. بناً برای شما شایسته نیست که باداشت این همه ارزشهای هویت فرهنگی ودانشی انسان محورِاجداد تان ، اما بازهم با اهریمنان وسپاهیان کورسرمایه ودهقانان مُزد بگیرکِشت خشخاش (نارخوک)، همکاری می کنید.اگرراستش به اجدادخویش افتخاردارید ــ راه اجدادتان را دنبال کنید وآن عبارت از: کردارنیک ، آزادی ، عدالت اجتماعی، امنیت وهمزیستی وارجگذاری به نجابت وکرامت انسان فرهمند می باشد . بیراهه نروید ، راه راست  ، راه سرفرازی ــ راه خدا و راه حق است.

Updated: نوامبر 22, 2021 — 12:40 ق.ظ