سعدی شیرازی :

سعدی شیرازی     : 

مشرف الدین مصلح بن عبدالله سعدی شیرازی در اوایل قرن هفتم هجری، در خانواده ای اهل دین دیده به جهان گشود. دوران تحصیلات مقدماتی خود را در شیراز گذراند. سپس، برای ادامه تحصیل راهی بغداد شد و در نظامیه نزد استادانی چون؛ شیخ شهاب الدین ابو حفض عمر سهروردی و شیخ ابوالفرج جوزی دانش آموخت. وی پس از فراگیری علوم در نظامیه، تصمیم به سفر گرفت و در این سفرها، از عربستان، شام، مصر، مراکش و هندوستان دیدن کرد. آورده اند که در سفری که به هندوستان داشت با امیرخسرو دهلوی، شاعر پارسی گوی آن جا دیدار کرد.
سعدی، پس از سی سال جهانگردی بالاخره به زادگاهش برگشت و در دستگاه اتابکان و از نزدیکان سعد بن ابوبکر، نه به عنوان شاعر دربار بلکه به عنوان شخصی محترم، دانشمند و جهان دیده، از مقامی بالا برخوردار شد. وی در این سفرها، علاوه بر کسب تجارب معنوی و دنیوی، به نگارش روایت ها، قصه ها و مشاهدات خود به صورت حکایات در مجموعه گلستان پرداخت.
در خصوص تاریخ وفات این شاعر بزرگ، اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد؛ عده ای زمان وفات وی را بین سال های ۶۹۴ تا ۶۹۵ هجری و برخی بین سال های ۶۹۰ الی ۶۹۱ می دانند. وی در خانقاهی که در گذشته محل زندگیش بود به خاک سپرده شد.

آثار برجای مانده :

– بوستان: کتابی است منظوم در اخلاق
– گلستاننوشته های این کتاب کوتاه و به شیوه داستان ها و نصایح اخلاقی است.
– دیوان اشعار: شامل غزلیات، قصاید، رباعیات، مثنویات، مفردات، ترجیع بند به فارسی و چندین قصیده و غزل به عربی است .
– کتاب نصیحه الملوک
– رساله در عقل و عشق
– الجواب
– کتابی در تربیت یکی از ملوک گفته شده
– مجالس پنجگانه
 هزلیات سعدی
 

 

 


وحشی بافقی  :

کمال الدین محمد وحشی بافقی، مشهور به وحشی بافقی، از شعرای نامی دوران صفوی، در سال ۹۳۶ هـ. ق، در روستای بافق از توابع یزد دیده به جهان گشود. وی تحصیلات ابتدایی خود را در زادگاهش گذراند. برای ادامه تحصیل ابتدا به یزد و سپس به کاشان رفت. بافقی بعد از مدتی به بندر هرمز و هندوستان مسافرت کرد ولی در اواسط سن خود به یزد بازگشت و تا پایان عمر خود در آن جا ساکن شد.
وحشی بافقی در اشعارش علاوه بر مدح شاه تهماسب صفوی، به مدح یکی از نوادگان دختری شاه نعمت الله ولی، یعنی میر میران، حاکم یزد پرداخت. از شاعران محلی که وی با آن ها آشنایی و معاشرت داشت می توان؛ موحد الدین فهمی و محتشم کاشانی را نام برد. وحشی بافقی زندگی خود را با سختی و تنگدستی گذراند و هیچ وقت به شعر و شاعری، به دیده منبع درآمد و کسب ثروت نگاه نکرد، بلکه به خاطر عشق و علاقه ای که به این هنر داشت، آن را ادامه داد. به طوری که در غزلیات خود از زندگی سخت همراه با درد و رنج و نیز تنهایی و عشق های نافرجامش یاد کرده است.
با تمام این اوصاف، زندگی سراسر سخت همراه با تنهایی وحشی بافقی سرانجام، در سال ۹۹۷ هـ. ق، پایان یافت و وی در سن شصت و یک سالگی در یزد درگذشت و در محله «کوی سربرج» به خاک سپرده شد.

آثار برجای مانده:

دیوان اشعارمجموعه ای از نه هزار بیت است که شامل: قصیده، ترکیب بند، ترجیع بند، غزل، قطعه، رباعی و مثنوی می باشد.

غزل: وحشی بافقی، در غزل هایش به بیان احساسات، عواطف شدید، درد و رنج درونی با زبان ساده و روان پرداخته است.
مثنوی: وحشی بافقی، همچنین به سرودن مثنوی های چون: ناظر و منظور، فرهاد و شیرین و خلد برین به پیروی از نظامی پرداخته است.

 

Updated: اکتبر 23, 2021 — 12:20 ب.ظ