چگونه از شر جمهوری اسلامی راحت شویم؟

 

چگونه از شر جمهوری اسلامی راحت شویم؟

زندیق البته یک سایت سیاسی نیست، بدین معنی که ما بدنبال وقایع سیاسی روز نیستیم و هدف ما یاری به تحول فکری و فرهنگی اجتماع است. اما به هر روی از ما بارها این پرسش شده است که چگونه باید با جمهوری اسلامی مبارزه کرد؟ پاسخی که من به این افراد میتوانم بدهم بسیار ساده است، حزب گرایی کنید.

باید توجه داشته باشیم که یک دست صدا ندارد، اکثر ما ایرانیان بدون شک خواهان بر اندازی و نابودی این حکومت ننگین و اسلامگرا هستیم اما شیطنتها و کارشکنی هایی که خود رژیم طراحی میکند باعث تفرقه در میان ایرانیان گشته و آنها را از هدف اصلی منحرف کرده است. برای انجام یک عمل بزرگ مثل بر اندازی یک حکومت کاری نیست که از دست یک شخص در بیاید و فعالیت انفرادی در این زمینه نتیجه چندانی به بار نخواهد آوررد.

کاری که هر کدام از ما باید انجام دهیم این است که ابتدا تکلیف خودمان را با خودمان مشخص کنیم، ما براستی چه جور انسانی هستیم؟ طرفدار چه نوع اندیشه و مخالف چه نوع اندیشه ای هستیم؟ هر کدام از ما هر عقیده ای را داشته باشیم، افرادی هستند که همفکر ما هستند. شما باید این افراد را پیدا کنید و به آنها بپیوندید و آنها را پشتیبانی معنوی، مادی و عملی کنید. لازم نیست که شما برای این احزاب 24 ساعت کار کنید، وابستگی به این احزاب شاید کمتر از روزی 10 دقیقه از وقت شما را به خود مشغول کند، اما همین 10 دقیقه میتواند پیشرفتی شگرف ایجاد کند. قوت گرفتن احزاب و گروه های سیاسی و این کثرت گرایی خود به خودی خود موجب پدید آمدن فضای دموکراتیک در جامعه میشود. فعال سیاسی مستقل فعال سیاسی خوبی نیست. شخصی که مستقل فکر میکند و وابستگی سیاسی ندارد احتمالا به قدری خودخواه و افراد عجیب غریبی دارد که هیچ حزبی و گروهی از انسانها را نیافته است که مثل خود او فکر کنند، این شخص یک انسان ناموفق است. بنابر این بهترین راه حل ها برای برکناری حکومت اسلامی در ایران، پیوستن به احزاب و فعالیتهای حزبی مشخص آنها است.

به تاریخ احزاب و کارهایی که قبلا انجام داده اند و پرونده سیاهی که احتمالا دارند زیاد توجه نکنید، شرایط و افکار فعلی افراد توجه کنید نه به گذشته آنها. به مانیفست و مرامنامه احزاب مختلف مراجعه کنید و آنها را بررسی کنید و ببینید افکار کدام یک از آنها با شما جور در می آید. اگر میبینید که افکار گروهی هرچند بد نام و منزوی با افکار شما جور در می آید به آن گروه بپیوندید، زیرا حضور فیزیکی و فکری شما شاید باعث خوشنامی مجدد آن گروه شود.

همه انسانها دچار خطا میشوند، انسانهایی که باهوش و عالق هستند همواره در حال تکامل و تغییر هستند، احزاب و رئسای آنها دچار اشتباهات تاریخی بزرگی میشوند و تغییر می یابند، اگر گروهی و یا حزبی در دورانی اشتباهی را انجام داده است مثلا از شخصی دفاع کرده است و امروز آن کار خود را خطای خود میداند به آن گروه و حزب بیشتر میتوان اعتماد کرد تا حزبی که سالهاست یک حرف را میزند و تکاملی در آن نیست و جمود فکری بر آن حزب مسلط است. تاریخ را به عنوان تاریخ باید نگریست نه مدرک برای محاکمه افراد، محاکمه افراد باید در موقعیت مناسب و با اجازه دفاع و رعایت کامل حقوق در یک دادگاه با حضور هیئت منصفه و قاضی مستقل انجام شود، هرگز به خود اجازه ندهید خود را در جای قاضی بگذارید و برای گروه و یا افرادی اتهام تعریف کرده و آنها را محکوم کنید. بسیار پیش می آید که گذشته یک فرد را و مثلا فعالیت غلطی را که روزگاری انجام داده است مطرح میکنند و شخصیت فعلی او را میکوبند. با حذف یک شخصیت مبارز هرچند مخالف اندیشه شما، شما یک قدم به عقب بر میگردید نه به جلو.

فضای سیاسی در تمام کشورهای جهان فضای تخریب و حملات بدون رحم است، هر روز در مجالس پیشرفته ترین کشورهای دنیا و بزرگترین دموکراسی ها نمایندگان مجلس با هم مشاجره و حتی برخورد فیزیکی میکنند، احزاب مختلف به شدت به دنبال یافتن ایرادهای احزاب دیگر و کوبیدن آنها هستند و کوچکترین رحمی در این زمینه به یکدیگر نمیکنند و بزرگ کردن اشکالات دیگران و کوچک کردن اشکالات خود شغل دائمی سیاستمداران است، بنابر این بد گویی های سیاسیون از یکدیگر را زیاد جدی نیگیرید و تا خود به اسناد و مدارکی دست نیافته اید حرفی را قبول نکنید.

دائی جان ناپلئونیسم در بین ملت ایران به شدت رواج دارد بخصوص در رابطه با اشخاصی که فعالیت سیاسی انجام میدهند. سعی کنید دائی جان ناپلئون را در وجود خودتان خاموش کنید، مخالفان شما هم میتوانند آدمهای دلسوز و مثبت و زحمت کشی باشند، همه را به یک چوب نزنید اجازه بدهید با مخالفانتان بصورت موازی حرکت کنید و رقابتی سالم داشته باشید. منصف باشید و در خونسردی و مرگ کامل احساسات در مورد قضایا فکر کنید و تصمیم بگیرید. دشمنی ها و لج بازی های شخصی خود را وارد افکارتان و تجلی افکارتان نکنید.

بازیگر باشید نه مربی، اخلاق بد سیاسیون این است که همه شان مانند مربیان تیمهای فوتبالی هستند که البته بازیکنانی ندارند. این دسته افراد ایده آلیست تنها از همه چیز ایراد میگیرند و از یک چیز دفاع میکنند، بدون اینکه نظریات خود را پیاده کنند، بعنوان مثال برای دهه های متمادی سیاسیون با هم بحث کرده اند که آیا باید مبارزه مسلحانه کرد یا باید مبارزه منفی و نافرمانی مدنی کرد، و برای هر کدام از این چیزها توی سر یکدیگر میزنند، در حالی که در این حین که این مربیان در حال طرح کردن ایده آل هاشون هستند نه کسی مبارزه مسلحانه ای انجام میده نه کسی مبارزه منفی ای انجام میدهد و چه بسا اگر آن گروه که طرفدار مبارزه چریکی است، در این مدت مبارزه چریکی میکرد و گروهی که طرفدار مبارزه منفی است مبارزه منفی را عملی میکرد، تا این دوران پیشرفت های بسیاری انجام شده بود.

فراموش نکنید که سیاسیت و علوم انسانی ریاضیات نیستند، مطلق اندیشی در سیاست و علوم انسانی کاری خطاست، فراموش نکنید برای هر ایدئولوژی و اندیشه سیاسی، هزاران نفر قبل از شما به شدت تفکر و اندیشه و بحث و تحقیق و مطالعه کرده اند. فلاسفه و اندیشمندان مختلف آنها را بررسی و کاملتر کرده اند، باید درک کرد که هر کدام از مفاهیم سیاسی امروزه به قدری پیشرفته و پخته هستند که هر کدام میتوانند حاوی مقادیر زیادی حقیقت و واقعیت و اصول و روش ها و افکار خوب و مثبت باشند. پادشاهی، جمهوری، سوسیالیسم، لیبرالیسم، دموکراسی، کمونیسم و حتی اسلامگرایی هر کدام اگر پیاده شوند میتوانند به موفقیت هایی دست بیابند، بنابر این وقت خود را بر سر بحث کردن و طرفداری کردن از یک نوع دیدگاه سیاسی و بزن و بکوب اندیشه مخالف آن نکنید، طرفدار اندیشه خود باشید و برای آن تلاش کنید و سعی کنید افراد دیگری را با خود همفکر کنید و آنها را قانع کنید که باید مثل شما فکر کنند و بجای تئوری پردازی بیش از حد کردن عمل کنید و افکارتان را پیاده کنید.

سعی کنید افکارتان را مکتوب کنید و از دیگران بخواهید که شما را نقد کنند و اشکالهای شما را به شما بگویند، از نقد شدن نترسید، سیاست و اندیشه سیاسی خود را مانند وحی منزل ندانید، احتمال اینکه اشتباه کنید را بدهید، منتقد شما مهمترین کسی است روی زمین وجود دارد، حرف او را بشنوید و از او استقبال کنید و اورا برای خود حفظ کنید، چون او به تکامل اندیشه شما کمک میکند و به شما کمک میکند که کمتر اشتباه کنید. از طرفی وقتی از کسی انتقاد میکنید واقعا برای پیشرفت او از او انتقاد کنید نه برای خالی کردن عصبانیت های درونی خود و تحقیر کردن شخص و این را به شخص بصورت مستقیم اعلام کنید که از او انتقاد میکنید چون او را قوی تر و صحیح تر میخواهید. انسان مثبت و سازنده ای باشید تا منفی و تخریبگر.

اندیشه خود را برای ایران بخواهید نه ایران را برای اندیشه خود. دنبال اندیشه ای باشید که به پیشرفت کشورتان کمک میکند، بردگی یک خط فکری و حمالی یک سیاستمدار پیر یک خطاست، اگر به این نتیجه رسیدید که اندیشه و خط بهتری از خط فعلی شما وجود دارد در تغییر خط خود تردید نکنید. اسم اندیشه سیاسی خود را بر روی سر خود خالکوبی نکنید، شما ممکن است فردا به حقایق جدید تری دست یابید.

دچار روابط رمانتیک و عاشقانه ای که بین افراد یک حزب وجود دارد نشوید، شما یک مبارز هستید و باید واقعیت ها را همانطور که هستند ببینید نه آنجور که باید ببینید، اجازه ندهید رفاقت شما با یک شخص باعث شود که از افکار غلط او اطاعت کنید، رهبر یک حزب خدا نیست، او شخصیست که خادم شماست، او وجود دارد تا به شما خدمت کند، از نقد و رد کردن افکار وی نترسید. افکار جدید را به حزب و گروهتان وارد کنید و هرگز دست از مطالعه و خواندن افکار دیگر موافق و مخالف خود بر ندارید.

قوانین حقوق بشر را خوب بخوانید و بدانید که بعنوان یک انسان هر کجا که هستید این حقوق را دارید و کسی حق ندارد شما را از این حقوقتان محروم کند، همچنین بعنوان یک انسان خوب، به کسانی که حتی حقوق انسانی مخالفان شما را نیز ضایع میکنند مخالفت کنید.

در زیر چند سایت مربوط به احزاب سیاسی مختلف و یا جنبش های مختلف لیست خواهد شد، لطفا آنها را بررسی کنید و از میان آنها یکی را انتخاب کنید، البته شاید شما هم بخواهید حزبی جدید راه بیاندازید

نویسنده – آرش بیخدا

Updated: آگوست 10, 2021 — 1:17 ق.ظ