نقش اشرف غنی در پیروزی‌های طالبان

نقش اشرف غنی در پیروزی‌های طالبان

مردم در حیرت مانده‌اند چرا کسیکه تحصیلات عالی دارد، دوّمین مغز متفکر جهان نامیده شده و سال‌ها در مؤسسات ملل متحد تجربه کاری دارد، تا این‌ حد تنگ‌ نظر و قوم پرست است؟! غنی، برنامه‌های کرزی را با شدّت بیشتری ادامه داد

 

بی‌نظیر بوتو، صدراعظم وقت پاکستان گفته بود: طالبان را پاکستان، امریکا، انگلیس وعربستان ساخته‌اند؛ این سخن درستی است؛ امّا این بذر در زمین مساعد و آماده پاشیده شد. اگر زمین افغانستان آمادة رویش چنین گیاهی هرزی نبود، بذر طالب در آن نمی‌رویید. زمانی که مردم از برادرکشی‌ها، قدرت‌طلبی‌ها و برتری‌جویی‌های قومی گروه‌های جهادی به جان رسیده بودند؛ مال و جان کسی در امان نبود و گروه‌های تفنگ‌به دست، خودسر و بی‌بندوبار طغیان کرده بودند، طالبان به عنوان منجی ظهور کرد.

شعار طالبان امنیت و عدالت بود؛ درست همان گمشده‌ای مردم. در تنگنای این بحران سیاسی امنیتی بود که مردم به استقبال طالبان شتافتند وآنان را ناجیان خود تصوّر کردند و شد آنچه که می‌دانید و می‌دانیم.

ثابت شده است، مردمی که تاریخ نمی‌دانند و از آن درس نمی‌گیرند، محکوم به تکرار تاریخ اند. در سال‌های اخیرِ حاکمیت اشرف غنی، یک‌بار دیگر جان مردم از فساد، تبعیض، ظلم، تعصّبات قومی و زبانی به لب رسیده است. رییس جمهور به جای رسیدگی به مشکلات امنیتی و اقتصادی مردم، دایماً در اندیشة حذف رقیبان خود، خصی‌کردن شخصیت‌های سیاسی و نظامی، به تقاعد فرستادن جنرال‌های با تجربه و متعهد اقوام غیرپشتون، به حاشیه‌راندن شخصیت‌های دیگر اقوام و در نهایت مسلَط کردن کامل یک قوم بر سرنوشت تمام کشور و مردم است.

حتّی در همین‌روزها که صدای پای طالبان در درون قصر او شنیده می‌شود، مهم‌ترین کارش نصب والی‌ها، مدیر‌ها، ریاست‌ها و سفیران پشتون و به حاشیه‌راندن کادرهای مسلکی دیگر اقوام است.

در یک ماه اخیر بیش از 20 ولسوالی به طالبان واگذار شده است. بیشتر این ولسوالی‌ها بدون جنگ به طالبان تحفه داده شده و گفته می‌شود باوجود توانایی نیروهای امنیتی، از مرکز به آن‌ها دستور داده شده که جنگ نکنند و “عقب‌نشینی تکتیکی” کنند. تأمّل باید کرد که این واگذاری‌ها به کدام دلیل صورت می‌گیرد؟ و مهم‌تر این‌که چرا بیش‌تر این ولسوالی‌ها در حوزة غرب و شمال کشور و مربوط به مناطق غیرپشتون است؟ برخی می‌گویند حلقة قومی اطراف رییس جمهور می‌خواهند اقوام غیرپشتون را خلع سلاح کرده دست بسته به طالبان تسلیم کنند.

مردم در حیرت مانده‌اند که چرا کسی‌که تحصیلات عالی دارد، دوّمین مغز متفکر جهان نامیده شده و سال‌ها در مؤسسات ملل متحد تجربه کاری دارد، تا این‌ حد تنگ‌ نظر و قوم پرست است؟!

فساد، بی‌برنامگی و تبعیض‌های برنامه‌ریزی‌شده‌ای اشرف غنی و تیم پشتون او، مردم را خسته و مأیوس کرده به این نتیجه رسانده که کار این حکومت از اصلاح گذشته و روز به روز بدتر و سیاه‌تر می‌شود. به این علّت مردم باردیگر در جستجوی ناجی برآمدند. از آن‌جا که در زمین استبدادزده و غرق در ستم و تبعیض افغانستان چیزی غیر از خار نمی‌روید، مردم بازهم به دام طالبان افتادند. مردمی که تاریخ نمی‌دانند، محکوم به تکرار تاریخ‌ اند. این مردمی تاریخ‌ندان، سال‌های سیاه حاکمیت طالبان را زود از یاد بردند.

چرا در سال‌های اخیر تعدادی از ازبک‌ها، تاجیک‌ها و حتّی چند نفری از هزاره‌ها نیز به طالبان پیوسته‌اند و حوزه نفوذ طالبان از پشتون‌ها فراتر رفته است؟ جز بیزاری و ناامیدی مردم از حاکمیت فاسد کنونی، برای آن علّت دیگری نمی‌توان یافت.

پیروزی‌های سیاسی و نظامی طالبان ناگهانی ایجاد نشده است. طالبان از دورة دوّم ریاست جمهوری حامد کرزی به میدان آورده شدند؛ کرزی، طالبان را برادران ناراضی خواند و گفت: طالبان، افغان هستند و حق دارند قریه‌ها و شهرها را تصرف کنند. کرزی به فرمانده ناتو گفت: دشمن اصلی حکومت، جبهة شمال است و نه طالبان. عملیات شبانه را که در سرکوب جنگ‌جویان طالب بسیار مؤثر واقع شده بود منع کرد؛ حمایت خارجی‌ها از نیروهای امنیتی در جنگ با طالبان را محدود کرد و با حامیان خارجی خود، سیاست ناسازگاری در پیش گرفت. زمانی‌که ایالات متحده امریکا، پاکستان را به خاطر حمایت از گروه‌های تروریستی تهدید کرد، کرزی گفت ما در کنار پاکستان ایستاد می‌شویم.

اشرف غنی، برنامه‌های حامد کرزی را با شدّت بیشتری ادامه داد؛ فساد، ظلم، تبعیض، بی‌بازخواستی، بی‌مسؤلیتی، رشوه‌خوری، کشمکش‌های بی سرانجام سیاسی و به خصوص برتری‌طلبی‌های قومی، مردم را از حکومت خسته و مأیوس کرد؛ برخی از مردم به امنیت و عدالت خیالی طالبان پناه بردند و زمینة نفوذ طالبان را فراهم کردند. مردمی گریخته از حکومت اشرف غنی در سقوط ولسوالی‌ها نقش پر رنگی دارند.

بخش دیگری از مردم دست از حمایت حکومت برداشتند و در جنگ حکومت و طالبان بی‌طرفی اختیار کردند؛ زیرا حکومت را فاسد، قوم‌گرا و غیرقابل اصلاح یافتند.
بنابر این عوامل برجستة موفقیت‌های سیاسی و نظامی طالبان چند چیز است: 1. پاکستان؛ 2. ایالات متحده امریکا؛ 3. حامد کرزی، 4. اشرف غنی که سهم هرکدام باید جداگانه بررسی و تعیین شود.

سید اسحاق شجاعی

 

ضرورت ایجاد مکانیزمی برای انتقال قدرت

آیا دســت انــدرکــاران و کاراته بازان سیاسی کشور قادر خواهند شد دور اجندای واحد گرد آمده و برنامه مشترکی را برای عبور به دوره انتقالی و گذار از دوره انتقالی به دوره عادی، طرح و تطبیق کنند؟

با اعلامیه اخیری که آمریکا و اروپا در روم به تاریخ ۲۲ جولای در مورد افغانستان صادر کردند بالاخــره سخنــی که بایستی ماه ها و حتی سال ها پیش گفته می شود، گفته شد. با صدور این اعلامیه، قدرت های بزرگ جهان، بالاخره، برداشت خود را از ناکارآیی ها و ناکامی های حکومت اشرف غنی احمدزی آشکار ساختند و خواستار آتش بس فوری و ایجاد حکومت عبوری ی فراگیر شدند.

حالا که بالاخره به جای شف شف شفتالو گفته شده است، چهار سوال عمده و مهم مطرح می شود:
۱) آیا اشرف غنی و دستگاه حکومتی ی محاصره شده ی او حاضر خواهند شد به این تقاضای امریکا و همکاران تن در دهند و در زمینه ی دسترسی به آتش بس و ایجاد حکومت عبوری همکاری ی صادقانه نمایند؟
۲) آیا دســت انــدرکــاران و کاراته بازان سیاسی ی کشور قادر خواهند شد دور اجندای واحد گرد آمده و برنامه ی مشترکی را برای عبور به دوره ی انتقالی و گذار از دوره انتقالی به دوره ی عادی، طرح و تطبیق کنند؟
۳) آیا طالبان حاضر به همکاری در این پروژه خواهند شد، و آیا نقش عملی ی آن ها و سایر مخالفین مسلح دولت در این طــرح از چــه قــرار خــواهد بود؟
۴) کشورهای همسایه و قدرت های منطقه چگونه و از چه راه هایی بر پروسه ی عبور اثر وارد خواهند کرد؟

هر یک از این پرسش ها با پیچ و تاب ها و معضله های خاص خود همراه است و می تواند بر پروسه ی انتقال به حکومت عبوری اثر وارد کند و امر رسیدن به هدف اصلی را که پایان جنگ و ظهور یک نظام سیاسی ی قابل قبول برای مردم افغانستان است، با اِشکال عدیده مواجه سازد. عدم پاسخ بسنده به این پرسش ها حتی می تواند پروسه ی عبور و ایجاد آتش بس را کاملاً مختل ساخته و راه را برای یک جنگ داخلی ی تمام عیار بگشاید.

بنابر این، برای اینکه پروژه ی انتقال و آتش بس در نطفه خفه نشده و به نتیجه ی مطلوب برسد لازم است تا در قدم اول هیات مدیره ی مستقل و بالوسیله، مکانیزمی به وجود آورده شود که وظیفه ی مدیریت و پیشبرد این پروسه را به عهده بگیرد. در رأس این هیات باید شخصیت های مدنی ای قرار گیرند که از دانش و تجربه سیاسی، و متـانت و استقــلال رأی برخوردار بوده و به افغانستان و معضله های آن نه از سوراخ تنــگ منــافع قومی و گروهی، بلکه از دیدگـاه فراخ وحــدت و اجماع ملی نگاه نمایند. وجــود چنین شخصیت های مستقل و غیروابسته در رأس برنامه ی عبور می تواند اعتماد مردم به این پروسه را تأمین نمــوده و به آن مشــروعیــت سیــاسی بخشد.

سازماندهی دقیق، بی طرفانه و آینده نگر برنامه ی عبور می تواند احتمال تخریب آن را به دست مخالفین کاهش دهد و اعتبار بین المللی ی نتیجه انتقال را تأمین نمــاید. عــدم وجود هیات مدیره ی خبیر و مستقل و نبود برنامه ی دقیق و مشخص برای به حرکت آوردن و تطبیق پروسه ی آنتقال، بدون شک، امید مردم کشور را بار دیگر به ناامیدی مدل خواهد ساخت.

سلیم سلیمی

 

چالش بزرگ در پیشبرد اهداف جنگ و صلح اشرف غنی احمدزی است.
در بعد داخلی اشرف غنی احمدزی نمی‌تواند اعتماد اکثریت مطلق سیاسیون و مردم افغانستان را جلب نماید چون در عمل نامبرده ثابت کرده است که یک شخص دروغگو و فاقد قول و قرار است و در بعد خارجی تسلیمی ولسوالی ها به طالبان زیر نام عقب نشینی تاکتیکی، رمز و راز اطلاعاتی و یا تخلیه عمدی جهانیان به این عقیده رسیده اند که اداره اشرف غنی احمدزی در مرحله پایان کار قرار دارد و بعید به نظر می رسد که کدام کشور مصرف جنگ را به عهده بگیرد که هیچ دورنمای روشن در آن دیده نمی شود، حد اقل دیگر هیچ کشوری بالای اشرف غنی احمدزی سرمایه گذاری نمی کند و به چشم جهانیان به مثابه یک مهره سوخته پنداشته می شود ، آمریکایی ها و اروپایی ها هم به این درک رسیده اند که در ناکامی و بدنامی آنها در افغانستان اداره فاسد کابل نقش داشته اند.

پایگاه اصلی اشرف غنی احمدزی که عبارت از افراد زنجیره ای آلوده به فساد، رشوت، دزدی و فحشا است با گذشت هر روز کمتر می گردد، یا از کشور بیرون می شوند و یا در داخل کشور کوچه بدل می کنند و از همین اکنون دیده می شود که بسیاری از مداحان اداره فاسد ارگ، افراد کرایه ای و اجاره ای از میدان بیرون شده اند یا خاموشی اختیار کرده اند و یا حتی در ضدیت با ارگی ها سخن ، قدم و قلم می زنند.

طالبان هم با بخش اعظم مردم افغانستان مشکل دارند، اکثریت قاطع مردم افغانستان اعم از زنان، جوانان و تحصیل کرده ها نمی توانند طالبانی زندگی کنند پس بهترین راه این است که یک اداره عبوری همه شمول جای اداره اشرف غنی احمدزی را بگیرد تا با کمک داخلی و خارجی پروسه جنگ و صلح را مدیریت کند. زیرا واقعیت این است که طالبان به هیچ وجه تسلیم اشرف غنی احمدزی نمی شوند چون طالبان از یک طرف اشرف غنی احمدزی را وابسته و محصول آنهایی میدانند که افغانستان را ترک و یا رها کردند و از جانب دیگر نامبرده را مسلمان نمی دانند و روایات غلط اشرف غنی احمدزی از اسلام سند برای مدعای طالبان است و اشرف غنی احمدزی هم توان سرکوب طالبان را از دست داده است و دیگر هیچ راه باقی نمانده است که برای جلوگیری از کشتار بیشتر سربازان، افسران و مردم افغانستان اشرف غنی احمدزی به نفع یک اداره جدید کنار نرود.

در آینده سیاسی افغانستان هم باید جایی برای طالبان و کسانی که طالبانی زندگی می کنند پیدا شود و هم جایی برای آنان که نمی خواهند طالبانی زندگی کنند.
در موجودیت اشرف غنی احمدزی نه مذاکرات صلح به نتیجه می رسد و نه بسیج مردمی برای ادامه جنگ شکل می گیرد و نتیجه آن شاید فروپاشی غیر قابل پیش بینی باشد که بدون شک پیآمد آن هرج و مرج و بازگشت به آغاز جنگ های خونین دیگر خواهد بود.
عقل و تجربه حکم میکند کسی که در میدان جنگ ناکام بوده است، در میدان مذاکره چیزی برای گفتن ندارد و وضعیت امروز نتیجه هفت سال کار اشرف غنی احمدزی است.

حسن علی عدالت

 

صداقت حکومت محلی هرات زیر سوال است

حکومت، برای نیروهای مردمی و حرکت مقاومت بر ضد طالبان نیز، نه اجازه‌ی عملیات را می‌دهد و نه امکاناتی را در این راستا به دسترس آنان قرار داده است

 

تا هنوز هیچ نشانه‌ای در دست نیست که بر صداقت حکومت محلی هرات، برای مقابله با مخالفان و اقدام جدی بر ضد آنان دلالت کند. مردم هرات با گذشت هر روز بیش‌تر از قبل در تنگناهای اقتصادی قرار می‌گیرند. از یکی دو روز اخیر مسؤولان اتحادیه‌ی نانوایان همواره هشدار داده‌اند که به دلیل کمبود آرد در هرات، احتمال دارد که نانوایی‌های این شهر تعطیل گردد.

 

با وجود این، شهر هرات همچنان در محاصره‌ی مخالفان قرار دارد و حکومت هیچ اقدامی برای بازپس‌گیری بندرهای اسلام‌قلعه و تورغندی انجام نداده است. این‌که حکومت با همه امکانات نظامی‌ و تسلیحاتی‌ که در اختیار دارد، چرا برای بازپس‌گیری مناطق از دست‌رفته، به ویژه گمرک‌ها اقدام نمی‌کند، سؤالی است که بدون پاسخ مانده است.

 

از طرف دیگر شواهد نشان می‌دهد که حکومت، برای نیروهای مردمی و حرکت مقاومت بر ضد طالبان نیز، نه اجازه‌ی عملیات را می‌دهد و نه امکاناتی را در این راستا به دسترس آنان قرار داده است. همان است که مردم هرات، در ناامیدی کامل از اوضاع جاری به سر می‌برند و برخی از آنان که توان اقتصادی دارند، برای بیرون‌رفت از این معرکه آمادگی می‌گیرند.

 

با این بیان، بر عهده‌ی حکومت است که قبل از بدترشدن اوضاع و خارج‌شدن اداره‌ی امور از کنترل، وارد اقدام عملی شود و صداقت خود را برای مردم به اثبات برساند و علیه کسانی‌که مردم هرات را در تنگنا و محاصره قرار داده‌اند، اقدام کند. در غیر آن اگر آب از سر مردم بگذرد، به‌دور نیست که خود وارد میدان عمل شوند. تاریخ هرات شاهد حرکت‌های دور از انتظار از این مردم بوده است که به‌گونه‌ی نامنتظر وارد عمل شده و با جفاکران و متجاوزان محاسبه کرده‌اند.

 

سید مسعود حسینی

 

هزاران جنگجوی وحشی گرسنه از انسوی دیورند

اطلاعات دقیق میرساند که جنگ در حوزه های مختلف مانند شهر لشکرگاه، قندهار، زابل، هرات از کنترول و مدیریت به اصطلاح امارت طالبان بیرون است، هزاران جنگجوی وحشی گرسنه از انسوی دیورند از وزیرستان جنوبی، ژوهوپ، اطراف کویته، چمن تا مناطق دور دست دیگر سرحدی به منظور کسب غنیمت چور، چپاول وارد این مناطق شدند، همه تجهیزات سنگین وسایط، هاموی، رنجرها، توپ های دی سی به پاکستان منتقل میشوند و در بازار های سرحدی بفروش میرسد.

روزانه صدها واسطه نظامی از راه های مختلف از جمله بهرامچه، گردجنگل به مناطق سرحدی منتقل خرید و فروش میشود.

 

طالبان هیچگونه برنامه محافظت از دارایی های عامه و مردم ندارند. هدایت و اوامر مسوولین طالبان شنیده نمیشود، فاجعه بالا تر از تصور در این شهر ها روان است، مردم ما پاداش سیاست های ضد ملی دولت را با خون و عزت شان می پردازند، باید اقدامات جدی برای دفاع از کلان شهرها بشمول کابل روی دست گرفته شود.

 

ادارات مانند شورای امنیت، شورای مصالحه منحل بودجه ان به دفاع مردمی پرداخته شود و صلاحیت جنگ در وزارت دفاع داخله و امنیت ملی متمرکز شود و گارنیزیون های جدید و کمربنده های امنیتی جدید سامان داده شود.

 

همزمان فشار به پاکستان برای کنترول سرحدات افزایش یابد و روند صلح از ابهام و ضیاع وقت بیرون شود، رییس جمهور از خر تعصب خود خواهی که موجب این همه ویرانی شده پایین شود و صلاحیت ها برای مدیریت بحران به شخصیت های شایسته در کابل و ولایات توزیع و واگذار شود، بدون اصلاحات عمیق و صادقانه کشور از دست میرود، عمق فاجعه بقدری بزرگ خواهد بود که در تصور نمی گنجد و عاملین ان بر علاوه طالبان، ارگ و سیاست های ان می باشد.

 

جاوید کوهستانی

 

 

افغانستان یا داعشستان؟!

داعش یک نام و یک بیرق نیست؛ بلکه یک قرائت خشن و افراطی و گذشته‌گرا از اسلام است. کشتار و خون‌ریزی داعش نیز ناشی از همین باورهای قرون وسطایی آن است. این جماعت، در کشورهای مختلف اسلامی، نام‌های گونه‌ گون بر خود نهاده است؛ در سوریه و عراق داعش، النصره، جیش‌الاسلام، جیش‌الشام و… ، در لیبی، قاده الحرب، جیش المجاهدین و…، در سومالی بوکوحرام و در افغانستان طالبان، شبکه حقّانی، حزب اسلامی و

 

آن‌چه که همة این گروه‌ها را با نام‌های مختلف به هم پیوند می‌زند؛ در حدّی که می‌توان آن‌ها را یک گروه به حساب آورد جمود فکری، سلفی‌گری، اندیشة تکفیری، کشتار بی‌حد و مرز، خشونت، انتقام‌جویی، روحیة ویران‌گری، قدرت‌طلبی و نیز استفاده ابزاری از دین اسلام است.

 

وحشی‌گری داعش و گروه‌های مشابه آن، همان‌چیزی است که قدرت‌های بزرگ جهانی بدان سخت نیاز دارند و برای تضعیف اسلام، تخریب کشورهای اسلامی و روشن کردن آتش اختلافات مذهبی در جهان اسلام از آن استفاده اعظمی می‌کنند. جهل، بی‌بصیرتی، انجماد فکری و قدرت‌طلبی این گروه‌ها باعث شده است که تبدیل به ابزار دست امریکا و اسراییل گردند.

 

کسانی‌که نسبت به نفوذ داعش در افغانستان و به خصوص شمال این کشور هشدار می‌دهند، منظورشان گروهی است که در سوریه و عراق خود را داعش می‌خوانند؛ امّا اگر خود را از اسارت نام برهانیم، هم‌اکنون داعش در سراسر افغانستان به خصوص ولایات شمال حضور فعال و گسترده دارد. کشتار وسیع بی‌گناهان، تکفیر طیف‌های وسیعی از مسلمانان، رفتار خشونت‌آمیز و ایجاد ترس و وحشت از سوی گروه‌های مشخص به طور وسیع جریان دارد. مهم نیست که این گروه‌ها چه نام بر خود نهاده باشند.

 

این روزها خشونت‌ها و کشتارهای وسیع مانند رود چرکین در سراسر افغانستان جاری است. دست‌کم 100 نفر در سپین‌بولدک به عقده‌های قومی تیر باران شدند، در پاتوی دایکندی خانه‌ها آتش زده شد و مردم آواره کوه و بیابان شدند، در مالستان ده‌ها انسان بی‌گناه؛ حتّی کودکان و زنان قتل عام شدند، در فاریاب و کندز اسیران بی‌گناه را تیر باران کردند، در بدخشان و تخار دختران و زنان جوان را به بردگی جنسی یا همان جهادالنکاح بردند و

این اعمال از اندیشه‌های داعشی ناشی می‌شود. این‌ها همه داعشی هستند؛ مهم نیست که چه نام دارند.

 

در جنگ کنونی، بدون تردید هزاران خارجی در کنار طالبان حضور دارند؛ عرب‌های افغان دوباره جان گرفته و به گفته منابع خبری صدها تن از کشورهای عربی به مقصد افغانستان راهی پاکستان شده‌اند. گروه‌های تروریستی ازبکستان، تاجیکستان، اویغورهای چین، چچینی‌ها، گروه‌های پاکستانی سپاه صحابه، لشکر جنگهو، جیش محمّد و … حضور پرتعداد و مؤثر در جنگ کنونی افغانستان دارند.

 

مقامات روسی که نگران نفوذ داعش و القاعده در مرزهای کشورهای آسیای میانه هستند بار بار نسبت به حضور نیروهای داعش در شمال افغانستان هشدار داده‌اند. هفته گذشته وزیر دفاع روسیه گفت: نیروهای داعش در افغانستان آمده‌اند و هم‌چنان در حال انتقال از سوریه و لیبی به افغانستان هستند.

از مردم ولسوالی‌های بدخشان در ‌مرز با تاجیکستان نقل شده است که نیروهای مسلح در ولسوالی‌های مرزی، جنگ‌جویان تاجیک هستند و خود را انصارالله تاجیکستان می‌خوانند.

 

هدف اصلی گروه‌های تروریستی ازبکستان، تاجیکستان، سین‌کیانگ چین و چچینی‌ها کشاندن جنگ به کشورهای خودشان است؛ امّا از مسیر افغانستان. آن‌ها به طالبان کمک می‌کنند که افغانستان را تسخیر کنند و بعد با یاری طالبان به کشورهای خودشان نفوذ کنند. گفته می‌شود همین اکنون مرزهای افغانستان با تاجیکستان و ازبکستان در کنترل گروه‌های تروریستی ازبک و تاجیک است.

 

ایالات متحده امریکا در این منطقه دقیقاً همان هدفی را دنبال می‌کند که گروه‌های یادشده به دنبال آن هستند؛ کشاندن جنگ و ناامنی به کشورهای آسیای میانه و چین. بنابراین امریکا همه‌جانبه از آن‌ها حمایت خواهد کرد. بایدن اعلام کرده است که سیاست‌های او در جهان بر اساس مهار چین و روسیه تنظیم می‌شود.

 

نکتة پایانی آن‌که طالبان یک نام است که ده‌ها گروه داخلی و خارجی با گرایش‌های مختلف نظامی و سیاسی را پوشش می‌دهد. حالا همگی‌آن‌ها متحد‌ اند؛ زیرا هدف مشترک و دشمن مشترک دارند؛ پس از پیروزی هرکدام راه خود را در پیش خواهند گرفت. طالبان آن چیزی نیستند که در هتل‌های لوکس قطر سخن میگویند؛ آن‌ها بیکاره‌هایی هستند که از دولت سر جنگ‌جویان طالب به آسایش و رفاه رسیده‌اند و در حال جمع‌کردن دالر هستند. آن‌ها چیزی مانند کرزی و عبدالله و… می‌باشند؛ طالبان واقعی کسانی هستند که به فتح هند و چین و روسیه می‌اندیشند. این‌ها همان داعشی‌ها هستند که اکنون افغانستان را کانون مرکزی خود انتخاب کرده‌اند.

سید اسحاق شجاعی

Updated: آگوست 10, 2021 — 1:22 ق.ظ