اخبار روز : آینده سیاسی افغانستان پس از خروج نظامی آمریکا

 

 

 

اخبار روز : آینده سیاسی افغانستان پس از خروج نظامی آمریکا

ایرنا- اندیشکده «بروکینگر» چهار سناریو از حفظ ساختار سیاسی موجود تا جنگ داخلی بلندمدت را پیش بینی کرده است. طبق این تحلیل، جنگ در مناطقی از افغانستان ادامه خواهد یافت و بازیگران بین المللی اگر چه توانایی نابودی طالبان را ندارند اما می توانند پیامد های سیاسی و اجتماعی تحولات آتی را کم کنند.

اندیشکده آمریکایی «بروکینگز» [۱] با توجه به تحولات کنونی در افغانستان به ویژه موضوع خروج کامل نیرو های نظامی آمریکایی از این کشور و افزایش نفوذ و قدرت طالبان در آن به ارزیابی سناریو های محتمل برای آینده افغانستان پرداخت. این تحلیل که با عنوان «افغانستان پس از خروج آمریکا؛ چهار سناریو» [۲] به قلم «وندا فلاباب براون» منتشر شد، این سوال را مطرح می کند که تحولات احتمالی در افغانستان در سه تا پنج سال آینده پس از عقب نشینی نیرو های آمریکایی به کدام سمت خواهد بود؟ اتاق فکر آمریکایی فوق در پاسخ به این سوال، چهار سناریوی احتمالی گوناگون از حفظ ساختار سیاسی موجود تا جنگ داخلی بلندمدت را مطرح کرده است که در ادامه به صورت خلاصه به آن پرداخته می شود.

سناریوی نخست؛ حفظ نظم کنونی  

طبق این پیش بینی، حداقل تغییرات در قانون اساسی و  آزادی های مدنی رسمی و حقوق بشری از جمله حقوق زنان و اقلیت ها در افغانستان رخ خواهد داد. انتخابات نیز در این کشور به عنوان عنصری پذیرفته شده باقی می ماند، اگرچه ممکن است مانند دو دهه گذشته ساختگی و  با حمایت نخبگانی صورت بگیرد و در آن افراد معاملاتی را با یکدیگر ترتیب می دهند. در این حالت به طالبان فرصت تحویل سلاح داده می شود و کمک هایی برای ادغام آن ها صورت می گیرد؛ تنها برخی از پیکار جویان طالبان فرصت پیوستن به نیرو های دفاع ملی و امنیتی افغانستان موسوم به ANDSF را پیدا می کنند.  همچنین برخی از رهبران طالبان در چند وزارتخانه به همراه حفظ نمایندگی های قوی در سطح ولایت ها به کار گمارده می شوند. این سناریو در واقع همان شکست و نابودی پروژه طالبان است که بیشتر از طریق میز مذاکرات حاصل می شود. با اینحال سناریوی فوق بدون توجه به قدرت نظامی طالبان و ضعف های ANDSF بیان شده است و اختلافات عمیق نخبگان سیاسی این کشور را که طالبان با زیرکی به تعمیق آن پرداخته است نادیده می گیرد.  احتمال تحقق این سناریو اندک است.

سناریوی دوم؛ توافق سریع طالبان با کارگزاران قدرت

گزینه دوم معامله سریع میان طالبان و برخی کارگزاران قدرت در افغانستان است که از دولت کنونی جدا شده اند. براساس این پیش بینی طالبان و این کارگزاران به جای درگیری در یک منازعه خطرناک و طولانی، قدرت را با یکدیگر تقسیم می کنند. این گزینه با تسلیم نیرو های نظامی و امنیتی به طالبان تسریع می شود. طالبان اصرار خواهد کرد که قدرتمندترین و شاید حاکم و مهمترین بازیگر در آینده دولت باشد اما استثناهایی را هم می پذیرد و مناصبی را به کارگزاران کنونی قدرت  شامل رهبران اقلیت های قومی از جمله در بخش های شمالی می دهد.

احتمال وقوع این حالت بیشتر از سناریوی اول است زیرا طالبان و کارگزاران قدرت از بیشتر از ۲ سال قبل درگیر مذاکرات جدی شده اند. برخی از آن ها تایید کرده اند که چنین معامله ای قابل تصور است زیرا منافع اقتصادی و سیاسی و امنیتی آن ها با موقعیت های وزارتی و تکنوکراتیک در یک دولت طالبانی هم تامین می شود.

البته بسیاری از سیاستمداران افغان تا آخرین دقایق رو در روی طالبان قرار نمی گیرند به ویژه هنگامی که طالبان در آستانه دستیابی به مراکز مهم استانی و کابل قرار بگیرد. بسیاری از این کارگزاران قدرت گزینه رفتن به مکان هایی همچون دبی را برای خود دارند زیرا دارایی های خود را به آنجا انتقال داده اند؛ اما آن ها سعی می کنند امتیازاتی را از دولت کابل یا طالبان دریافت کنند. یک دولت تضعیف شده در کابل باید تصمیم بگیرد با کارگزاران قدرت  در نیروهای امنیتی رو در رو شود یا از کشور برود و یک دولت در تبعید را تشکیل دهد. اگرچه این سناریو از خونریزی جلوگیری می کند اما در نهایت نمایندگان اندکی از میان مردم به ویژه جوانان و تحصیلکردگان در میان آن حضور خواهند داشت. حقوق اقلیت ها و زنان هم به شدت کاهش می یابد.

سناریوی سوم؛ برتری سریع نظامی طالبان

در این حالت طالبان معامله با کارگزارن قدرت را به تاخیر می اندازد تا زمانی که به طور مشخص سرزمین های بیشتری را به ویژه در چند مرکز استان تحت کنترل بگیرد. اکنون (تا زمان تهیه این گزارش) طالبان حداقل در ۱۲ مرکز ولایت دست برتر را دارد. با پایان یافتن حمایت هوایی ایالات متحده از ارتش افغانستان، طالبان در موقعیت بهتری در چند مرکز ولایت دیگر هم قرار می گیرد. می توان مجموعه ای از حوادث را تصور کرد؛ یکی از آن ها فرار کارگزاران قدرت از افغانستان است همانند سال ۲۰۱۵ و زمانی که طالبان شهر قندوز را تصرف کرد و آماده رفتن به سوی ولایت تخار بود.

در این شرایط ممکن است کابل به سرعت به دست طالبان بیفتد و شهرها و خیابان ها به دلایل گوناگون به محل درگیری خونین همسایگان و محله های مختلف تبدیل شوند. سرعت صعود نظامی طالبان بر میزان تمایل آن ها برای تقسیم قدرت تاثیر دارد. در اصل، سناریوی سوم نسخه تاخیری گزینه قبلی است که به بررسی ماهیت طالبان پس از خروج ایالات متحده و نخستین نمایش قدرت نظامی این گروه در افغانستان می پردازد.

سناریوی چهارم؛ تجزیه و جنگ داخلی متمادی

در این حالت، قدرت نظامی طالبان به اندازه کافی نیست که به آن ها اجازه حفظ قدرت در کابل و جنوب را بدهد. این سناریو تاحدی قابل وقوع است و به تمایل طالبان در سهیم کردن کارگزاران پشتون و غیرپشتون در قدرت بستگی دارد. طالبان سعی می کند قدرت را در کابل به عنوان دولت رسمی به دست بگیرد. در صورت قطع کمک های بین المللی، این سناریو می تواند مدتی پس از به قدرت رسیدن طالبان رخ بدهد. بعید است طالبان بتواند از خاورمیانه کمک کافی را برای اداره کشور با حفظ حداقل کارآمدی فراهم کند. همچنین با پرداخت های کمتر مالی، کارگزاران قدرت پایبندی کمتری را به یک سیستم سیاسی تحت مدیریت طالبان نشان خواهند داد. طبق این سناریو به نظر نمی رسد کشور به دو قسمت شمال و جنوبی تقسیم شود. نخست اینکه کارگزاران قدرت در شمال به طور کامل مجزا شده اند و مهمتر از همه طالبان از شمال به سمت جنوب پیشروی هایی کرده است. طالبان از نظر نظامی در ولایت های قندوز، بدخشان و تخار ، بغلان قدرتمند است.

علاوه بر این همه فرماندهان شمال نمی توانند  همچون دهه های قبل روی وفاداری و ظرفیت های گروه های شبه نظامی خود حساب کنند. آن ها با جمع آوری دارایی خود در دبی و کابل پیش از این از کادرهای قبلی خود بریده اند. در مقابل شبه نظامیان جدید اطراف فرماندهان محلی تازه جمع می شوند، بسیاری از آن ها با حمایت بازیگران محلی به پلیس محلی افغان پیوسته اند. طالبان یاد گرفته است که چگونه حاکمیت خود را در جوامع محلی به سمت پاسخگویی بیشتر تقویت کند تا از قیام های بعدی علیه خود جلوگیری نماید.

طبق تحلیل کارشناس بروکینگز، از میان چهار حالت ذکر شده فوق، احتمال وقوع ترکیبی از دو سناریوی دوم و سوم بیشتر است اگرچه جنگ در مناطقی از افغانستان ادامه خواهد یافت. بازیگران بین المللی توانایی تحقق سناریوی نخست یعنی نابودی یا تضعیف کامل طالبان را ندارند اما می توانند پیامدهای سیاسی و حقوق بشری و اجتماعی تحولات آتی را کم کنند.

[۱] موسسه بروکینگز یک اتاق فکر آمریکایی دارای سابقه بیش از یک قرن در عرصه پژوهش های سیاسی و اجتماعی است که به طیف گسترده ای از موضوعات داخلی آمریکا و مسایل بین المللی می پردازد. این اندیشکده در سال های اخیر در صدر موفق ترین و موثرترین موسسات مطالعاتی جهان در حوزه مختلف سیاسی و اجتماعی قرار داشته است.

[۲] https://www.brookings.edu/blog/order-from-chaos/2021/06/16/afghanistan-after-american-withdrawal-part-2-four-scenarios /

 

حکومت افغان شمول اسلامی؛ گفتگوی تازه شاهین با اسپوتنیک افغانستان

یکی از نماینده گروه طالبان که در مسکو به سر می‌برد، می‌گوید که آتش‌بس پس از برقراری یک حکومت فراگیر اعلام خواهد شد.

سهیل شاهین عضو هئیت گفتگوکننده طالبان در مسکو، در یک گفتگو اختصاصی با خبرگزاری اسپوتنیک افغانستان در مورد تامین امنیت فرودگاه کابل از سوی نظامیان ترکیه گفت: “به نظر ما ترکیه و ناتو یکجا به افغانستان آمده اند، پس بر اساس توافق‌نامه دوحه که در 29 فبروری 2020 امضا شد، یک‌جا باید افغانستان  را ترک کنند. کشورها باید بیشتر بالای پروسه صلح تمرکز کنند و در مورد آن نقش مثبت خویش را ایفا نمایند”.

شاهین در پاسخ به این سوال که دولت کابل اعلام می کند که طالبان نمی‌خواهد مذاکره کنند و سفیر افغانستان در روسیه گفت که طالبان نه برای صلح، بلکه در باره صلح می خواهند مذاکره کنند و نیز درمورد اینکه مذاکرات بین الافغانی چه زمانی آغاز می شود؟‎ گفت: “ما معتقد هستیم که برخی نظریات به جای اینکه واقعیت را منعکس کنند، بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد. مذاکرات هم اکنون در دوحه جریان دارد و روی بعضی موارد پس از مذاکرات توافق هم شده است، آیا این نشان دهنده مذاکرات نیست؟، یا فقط این تماس‌ها است؟، این همه میرساند که منتشر کنند‌ه‌گان این تبلیغات یا از جریان مذاکرات خبر ندارند و یا  هم می‌خواهند به گونه قصدی این واقعیت را منتشر نکنند”.

این عضو مذاکره کننده طالبان در مورد اینکه اجندای مذاکرات چی است؟‎، اظهار داشت: “پس از آغاز مذاکرات بین الافغانی در دوحه، هر دو تیم مذاکراتی، نخست روی طرزالعمل مذاکرات توافق کرده و آن را ترتیب دادند و بعدا هر تیم، اجندای خود را ارائه کرد. از جهت دیگر توافق شد که بالای نکات مشترک مذاکرات صورت گیرد. فعلا بالای همان نکاتی که توافق صورت گرفته مذاکرات ادامه دارد و طوری که قبلا نیز یادآور شدم، در مواردی که اجندای آن آماده شده توافق نیز صورت گرفته است”.

او در جواب به خبرگزاری اسپوتنیک افغانستان در مورد اینکه طالبان برای آشتی ملی چه برنامه ای دارند؟ بیان داشت: “در مورد آشتی ملی باید یادآور شد که هر دو تیم، باید در خصوص یک حکومت “افغان‌شمول اسلامی” توافق کنند، و از طریق مذاکرات به این هدف برسند و این خودش در جهت آشتی ملی یک اقدام موثر و بارز خواهد بود”.
سهیل شاهین درباره موانع اصلی فعلی در پروسه صلح گفت: ‎”به نظر ما دلیل اصلی بطی بودن مذاکرات، مربوط به تیم مقابل است، زیرا این تیم از یکسو به مذاکرات انعطاف نشان نمی‌دهد و از طرف دیگر تعهداتی را که در توافق نامه دوحه صورت گرفت و بر اساس آن  مذاکرات بین الافغانی آغاز شد،عملی نمی کند مانند، رهایی متباقی زندانیان امارات اسلامی و حذف طالبان از فهرست سیاه. اگر چه در توافق‌نامه به صراحت گفته شده که پس از مذاکرات بین الافغانی در سه ماه، باید همه زندانیان رها شوند و فهرست سیاه نیز باید از بین برده شود اما نسبت تعلل از طرف تیم مقابل و همچنان عدم دلچسبی در این مورد از سوی امریکایی ها با وجودیکه تعهد نیز کردند؛ این پروسه بسیار کند به پیش برده می‌شود. ما از جانب خود تمام نکاتی را که در توافق نامه دوحه تعهد کردیم ،عملی نمودیم و به آنها پابند بودیم.

عضو ارشد رهبری طالبان که اکنون در مسکو است، درباره اینکه طابان ادعا می‌کردند که دلیل جنگ مبارزه با اشغالگران خارجی بود. بزودی خارجی ها افغانستان را ترک می کنند و آیا با خروج نظامیان خارجی شدت عملیات جنگی را این گروه کاهش خواهند داد و آیا آتش‌بس را اعلام می‌کنند؟ می‌گوید: ما با خارجی ها مشکل داشتیم، آنها کشور ما را اشغال کرده بودند، ما در مقابل آنها مبارزه و مقاومت می کردیم ، اما سرانجام ما با آنها (خارجی ها)  سرمیز نشستم توافق کردیم و آنها قبول کردند در مدت 14 ماه از کشور ما بیرون می‌شوند و ما نیز توافق کردیم که در زمان خروج، بالای شان حمله نمی‌کنیم، در مورد بُعد داخلی مسئله هم باید اولا تیم طرف مقابل با ما بنشیند تا به یک توافق سیاسی برسیم و بعدا در مورد آتش بس صحبت کنیم، تا به یک صلح دوامدار در کشور برسیم. اما این تیم در مورد مسایل سیاسی، هیچ تمایل نشان نمی‌دهد و به آن توجه ندارد  تا با ما مسئله را حل کنند؛ آنها فقط آتش بس می خواهند تا در قدرت بمانند که به نظر ما این برخورد واقع بینانه نیست و نه هم حل مسئله این است. آنها باید انعطاف نشان دهند تا به یک حل جامع برسیم و به جای “اداره کابل” یک نظام افغان شمول اسلامی روی کار شود تا همه افغان‌ها در آن سهیم باشند و بعدا در مورد آتش بس صحبت بکنیم و به توافق برسیم”.

شاهین در مورد اینکه طالبان چی تغیراتی را در زندگی افغان‌ها خواهند آورد می‌گوید که ‎به نظر ما زمانی تغییر اساسی در زندگی زنان، کودکان ومردان افغانستان بوجود میآید این ایجاد یک “حکومت اسلامی افغان شمول” است. اول اینکه همه افغان ها یک کشور آزاد می‌داشته باشند، دوم  توجه همه در مرکز به بازسازی و انکشاف کشور متمرکز می‌شود و در صلح ؛ امنیت، صفا و آشتی زندگی می کنند، مداخلات خارجی قطع می شود و اطمینان به کشور ما باز می‌گردد. در مورد حقوق زنان باید گفت که  آنان به حقوق اساسی شان، مانند حق تعلیم (درس) و حق کار در چوکات اسلامی و اصول اسلامی، دسترسی داشته می‌باشند همه این موارد می‌رساند که در زندگی افغانها در موجودیت یک “حکومت اسلامی افغان شمول” تغییر مثبت خواهد آمد.

در عرصه اینکه افغانستان در تولید مواد مخدر مقام اول در جهان دارد و اینکه طالبان چه برنامه ای برای مبارزه با کشت و‌ قاچاق مواد مخدر در افغانستان دارد، گفت: ‎ما خلاف قاچاق مواد مخدر، کشت و زرع خشخاش هستیم، ما می خواهیم که کار و بار مواد مخدر را به صفر برسانیم اما چون  سطح زندگی مردم ما زیر خط غربت قرار دارد لذا به نظر ما به یک مکانیسم معیشتی بدیل ضرورت است. اما هدف ما این است هم قاچاق و هم کشت مواد مخدر را تا  سطح صفر پایین بیآوریم.

درعین حال در صحبت‌های خود در مورد اینکه مردها و هم زنان حق تعلیم “از مکتب تا دکتورا” را خواهند داشت و در این خصوص که بالاتر از دکترا رتبه های علمی هم وجود دارند و آیا مردم می توانند آنها را کسب کنند؟ افزود: ‎ما در کنفرانس مطبوعاتی یک مثال دادیم که همه از ابتدا تا انتهاء  می توانند تحصیل کند، اما امکانات تحصیل “انستیتوت، دانشگاه، و مراکز علمی” باید در داخل کشور ما باشد و در صورت دسترسی به زمینه های تعلیم برای  دانشجویان چرا نه، مشکلی نیست.
سهیل شاهین عضو هیئت طالبان در مورد اینکه طالبان در مناطقی که تصرف کردند بر زنان محدودیت وضع کردند، می گوید: این بیشتر تبلیغات است تا واقعیت های عینی. ما پالیسی خود را در کنفرانس مطبوعاتی بیان کردیم و آن اینکه زنان می‌توانند از ابتدا تا دکتورا تعلیم (درس) کنند، البته اگر در بعضی مناطق این امر نسبت شرایط نا ممکن باشد؛ پس این محدودیت نظر به اوضاع امنیتی است نه پالیسی که ما آن را قبلا اعلام کردیم.

سخنگوی پیشین طالبان در قطر در این گفتگو درمورد اینکه این گروه ه اکثریت خاک کشور را کنترل می‌کنند و چگونه زندگی مردم را در این مناطق تنظیم می‌کنند؟ گفت: ‎در این مناطق، که حد اکثریت افغانستان را تشکیل می‌دهد، مردم در صلح و صفا زندگی می کنند، همه در شغل و کار شان آزاد هستند، امنیت دارند، این مناطق با شهرهای که در کنترل اداره کابل است، حتی هیچ قابل مقایسه نیست.
شاهین در مورد طرح اقتصادی این گروه برای افغانستان گفت:‎ در مورد بازسازی و انکشاف افغانستان طرح ما این است که هم در زیربنا و هم در مورد رو بنا برنامه کوتاه مدت و طولانی مدت ساخته شود و با همه کشورهای منطقه و جهان در این مورد، سطح همکاری ایجاد شود و مساعدت آنها جلب گردد. همچنان بیشتر باید به منابع داخلی ما اتکا شود تا که ما به خود متکی باشیم اما طبعا در مرحله اول نمی‌شود که ما به منابع داخلی  اتکا کنیم، و به اندازه کافی منابع داشته باشیم. اما  طرح و اراده ما برای آینده این است تا افغانستان از هر نگاه به منابع خود متکی شود.

 

خروج غیر مسوولانه آمریکا ؛پاداش به تروریست ها،ناامنی افغانستان

خروج شتابزده و غیرمسوولانه امریکا از افغانستان در پی تخلیه شبانه پایگاه نظامی بگرام به عقیده بسیاری از کارشناسان افغان نشانه بی مسوولیتی دولتمردان امریکا در قبال کشورهای منطقه و  بویژه افغانستان و سوق دادن  این کشور به ورطه جنگ داخلی است.

به گزارش ایرنا، ارتش آمریکا ساعت ۳ بامداد دوم ژوئیه /۱۰ تیر در حالی فرودگاه بگرام، پایگاه اصلی خود را در افغانستان ترک کردند که حتی ارتش افغانستان نیز ساعاتی پس از تخلیه متوجه این خروج غیر مسوولانه شد.

کارشناسان افغان این اقدام آمریکا را گامی در راستای بی ثبات سازی هرچه بیشتر افغانستان و درگیر کردن این  کشور در ورطه جنگ داخلی و در راستای توافقات پشت پرده طالبان با امریکا دانستند.

خروج نظامیان آمریکا باعث تقویت طالبان شد

“علی اسلام زاده” پژوهشگر مطالعات استراتژیک در وبینار بررسی مسائل افغانستان با اشاره به عواقب خروج نیروهای امریکایی از افغانستان گفت که این خروج می تواند زمینه تقویت موقعیت طالبان و داعش و همچین آغاز جنگ داخلی در این کشور شود.

وی افزود: استراتژی امنیت ملی آمریکا پس از ۲۵ سال در قرن ۲۱ تغییر کرده و در این راستا به جای تلاش برای برقراری ثبات و نفوذ در ساختارهای سیاسی، فرهنگی و  نظامی کشورهای منطقه بر بی ثباتی و هرج و مرج دولت  ها توجه شده است.

افغانستان عمق سیاست آمریکا

نماینده شورای عالی جوانان افغانستان در قاره آسیا، افغانستان را عمق سیاست استراتژیک امریکا اعلام کرد و افزود: موقعیت ژئو پلتیکی افغانستان به عنوان قلب آسیا محل مناسبی برای سرمایه گذاری اقتصادی است .

وی خاطرنشان کرد  ناآرامی کشورهای آسیایی و سیر نزولی ثبات سیاسی در افغانستان به تحقق منافع ملی و استراتژی آمریکا کمک می کند.

اسلام زاده تصریح کرد آمریکا از طریق حمایت و کمک به گروه های تندرو از  قبیل داعش و طالبان و در اختیار قرار دادن تجهیزات نظامی و مالی در صدد دستیابی به اهداف خود در منطقه است.

وی خاطرنشان کرد خروج آمریکا در بیستمین سال حضور در افغانستان نشان دهنده شکست این کشور است و در نظر دارد با توافق طرح صلح دوحه به اهدافش دست یابد.

 خروج خودخواهانه امریکا از افغانستان

“حیدر حکیمی” مدرس دانشگاه کاروان افغانستان نیز در این وبینار با تحلیل علل ظهور دوباره طالبان در افغانستان گفت که نادیده گرفتن این گروه در نشست بن در سال ۲۰۰۱ باعث سرخوردگی این گروه شد و این مساله یکی از اشتباهات بزرگ راهبردی آمریکا در افغانستان است.

وی به  نتیجه نرسیدن  گفت وگوهای بین افغانستانی و خروج خودخواهانه و غیرمسوولانه امریکا از افغانستان را از دلایل پیشروی سریع طالبان در افغانستان عنوان کرد.

وی اظهار داشت بوجود نیامدن یک اجماع منطقه ای  پس از به نتیجه نرسیدن گفت وگوهای بین گروه های افغانستان و آماده نبودن نیروهای دولتی برای خروج  نیروهای نظامی آمریکایی  باعث تشدید بحران شد.

این مدرس دانشگاه کاروان افغانستان، گفت وگوی امریکا با طالبان در دوحه در حالی که این  گروه در لیست سیاه امریکا قرار داشت را باعث وضعیت پیش آمده در افغانستان دانست .

پاداش آمریکایی ها به طالبان

دکتر  سید اکبر سجادی مدرس دانشگاه اشراق افغانستان نیز با اشاره به آثار خروج آمریکا از افغانستان گفت که خروج نیروهای آمریکایی پاداش به  طالبان است که با مبارزه در مقابل یک قدرت نظامی برتر جهان، هژمونی این قدرت را به چالش کشیدند.

وی اظهار داشت شکست ارتش امریکا از یک گروه چند هزار نفری می تواند الهامی برای دیگر گروه های تروریستی باشد و آنها را تشویق به مبارزه کند.

سناریوهای آمریکا در افغانستان

“رغیب عزیزی” معاون علمی دانشگاه پیام افغانستان با اشاره به خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان تاکید کرد امریکا به علت موقعیت استراتژیک افغانستان هرگز دست از این کشور بر نمی دارد.

وی با اشاره به سناریوهای آمریکا در افغانستان خاطرنشان کرد: یک سناریو این است که مانند سال های گذشته در افغانستان بماند و میلیاردها دلار بدون کوچکترین دستاوردی  هزینه کند، سناریو دیگر اینکه استراتژی خود را تغییردهند و طالبان را برای دستیابی به اهدافشان به قدرت برسانند و با این نفوذ منافع امریکا حفظ شود و یا  اینکه کشورهای دیگر جای آمریکا را بگیرند که به این امر راضی نیست .

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد در صورت تغییر استراتژی  امریکا، چین، پاکستان و حتی عربستان وارد بخشی از مسائل استراتژیک افغانستان می شوند.

 

راهکاری برای حل بحران افغانستان

روزنامه همشهری در یادداشتی نوشت: مهم‌ترین منبع درآمد طالبان، از طریق تجارت موادمخدر است. باید به واقع‌گرایی رو آورد و پذیرفت که این دولت‌ها هستند که می‌توانند طالبان را مهار کنند. چرا که دولت‌ها همچنان قدرت اصلی را در جهان در دست دارند.

طالبان یک جنبش نظامی بوده که در ادامه مسیر حیات خود، وجهه سیاسی هم پیدا کرده است. طی سال‌های اخیر، هر زمان بحث مذاکرات صلح افغانستان پیش آمده، یکی از محورهای اصلی این بوده که طالبان باید برای سهیم شدن در قدرت، سلاح خود را زمین بگذارد، حزب سیاسی تشکیل دهد و از طریق روند سیاسی با شرکت در انتخابات، وارد قدرت شود. در چارچوب این ایده، این مردم هستند که طالبان را انتخاب می‌کنند. اما مسئله این است که در قاموس طالبان، مردم نقشی ندارند.طالبان خود را یک جنبش اسلامی معرفی می‌کند که به‌دنبال تشکیل امارت اسلامی در افغانستان است. در اسلام قاعده نفی ضرر یکی از قواعد مشهور فقی است که می‌گوید: «لاضرر و لاضرار». این قاعده برگرفته از حدیثی از پیامبر(ص) است و ضرر رساندن به دیگری را ممنوع می‌کند. آنچه طالبان انجام می‌دهد جز ضرر رساندن به هم‌نوع و هم‌کیش خود نیست. آنهایی که در جریان حملات طالبان کشته می‌شوند، مسلمانان هستند. آنچه این گروه به نام اسلام انجام می‌دهد، هیچ نسبتی با آموزه‌های اسلامی ندارد.

طالبان از ۲مسیر عمده تغذیه می‌شود. یکی از بیرون مرزهای افغانستان؛ جریان‌هایی گروه طالبان را حمایت کرده و سلاح و مهمات مورد نیاز نیروهای آن را تامین می‌کنند. دیگری از داخل افغانستان؛..
کشورهای همسایه افغانستان به‌طور خاص و کشورهای اسلامی به‌طور عام وظیفه دارند با استفاده از ابزارهایی که در اختیار دارند، این گروه را مهار کنند. در مرحله اول، دولت‌ها می‌توانند مسیرهای اصلی تغذیه طالبان را مسدود کنند. آنها می‌توانند مانع رسیدن پول و سلاح به‌دست طالبان شوند. در عین حال، درصورتی که طالبان تجارت پرسود خود از فروش موادمخدر را از دست بدهد، بخش مهمی از منبع درآمد خود را از دست داده است. اما فراتر از اینها، مهم‌ترین ابزار موجود در دست دولت‌ها، ابزار دیپلماتیک است. مسئله به رسمیت شناختن طالبان اکنون مسئله مهمی است که مورد توجه رهبران این گروه نیز قرار دارد. طالبان می‌داند که در دنیای امروز، بدون «شناسایی» از سوی دولت‌های دیگر و به‌خصوص کشورهای همسایه افغانستان، نمی‌تواند به قدرت دست پیدا کند. به همین دلیل است که طی روزهای اخیر، هیأت‌های مختلف به نمایندگی از طالبان عازم کشورهای همسایه افغانستان و همچنین پایتخت‌های هند و روسیه شده‌اند.

افغانستان کشوری محصور در خشکی است و بدون عبور از قلمرو سرزمین‌های همسایه نمی‌تواند با جهان خارج در ارتباط باشد. بنابراین طالبان نیازمند شناسایی بین‌المللی است. اما آنچه از سوی این گروه دنبال می‌شود، تقویت‌کننده تروریسم و تجارت موادمخدر است که هیچ‌یک در هنجارهای بین‌المللی پذیرفته شده نیست. اکنون افغانستان در شرایط حساس و حیاتی به سر می‌برد و وقت عمل کردن دولت‌ها رسیده است. دولت‌ها باید اعلام کنند که اگر طالبان بخواهد به زور قدرت را در دست بگیرد و دولت موجود، یعنی جمهوری اسلامی افغانستان، را ساقط کند، مورد شناسایی قرار نمی‌گیرد. این اقدام می‌تواند با پیشقدم شدن کشورهای همسایه افغانستان آغاز شود. ترس از انزوا، می‌تواند طالبان را مهار کند و مانع ادامه حملات این گروه به شهرها و روستاهای افغانستان شود که جز کشتار مردم بی‌گناه، نتیجه دیگری ندارد. همه کشورهای همسایه افغانستان به جز چین، عضو سازمان کنفرانس اسلامی هستند. این کشورها می‌توانند با ایجاد سازوکاری مثل سازمان امنیت و همکاری اروپا(OSCE)، نقش تاریخی خود را برای حل بحران افغانستان ایفا کنند. در چارچوب مدل این سازمان، می‌توان ۳اقدام اساسی انجام داد:
۱- کمک به دولت افغانستان برای ایستادگی در برابر طالبان
۲- برقراری آتش‌بس
۳- تشکیل یک نیروی نظامی حائل، متشکل از سربازان کشورهای اسلامی بین ۲طرف

دیگر کشورهای اسلامی که هم‌مرز با افغانستان نیستند نیز می‌توانند در چارچوب سازوکار جدید، برای پایان دادن به جنگ خانمان‌سوز در افغانستان وارد شوند. این سازوکار می‌تواند همچون سازمان امنیت و همکاری اروپا حول مسائل امنیتی فعالیت کند و صرفا در مواقع لزوم تشکیل جلسه دهد. بدون شک ۴کشور بزرگ اسلامی یعنی ایران، عربستان، مصر و ترکیه می‌توانند با کنار گذاشتن اختلافات خود- دست‌کم به‌طور موقت – برای حل بحران برادران و خواهران دینی خود در افغانستان، وارد عمل شوند. این کشورها باید بلافاصله برای تشکیل نشست اضطراری سازمان کنفرانس اسلامی درخواست دهند. این اقدام، می‌تواند جهان اسلام را که متفرق‌تر از همیشه است، برای حل مسئله افغانستان متحد کند. فراموش نکنیم که جهان در آینده شاهد بحران‌های متعدد خواهد بود و جهان اسلام نیازمند یک ساختار تازه برای عبور از این بحران‌هاست. سازمان کنفرانس اسلامی هیچ‌گاه نتوانسته به‌عنوان یک سازمان مؤثر در عرصه سیاست بین‌الملل رفتار کند. چنین راهکاری می‌تواند فرصتی مناسب برای پوست‌اندازی سازمان کنفرانس اسلامی در اختیار این سازمان قرار دهد. چین و روسیه نیز به‌عنوان ۲عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل بدون شک از این ایده حمایت خواهند کرد؛ چرا که بحرانی‌تر شدن اوضاع در افغانستان بدون شک دامن این ۲کشور را هم خواهد گرفت.

پاکستان و آینده افغانستان
در میان کشورهای همسایه افغانستان، پاکستان شاید کلیدی‌ترین نقش را در تعیین آینده افغانستان داشته باشد. اسلام‌آباد باید بداند که آینده پاکستان به آینده افغانستان گره خورده است. اگر طالبان بار دیگر در افغانستان به قدرت برسد، پاکستان رنگ آرامش را نخواهد دید. طالبان پس از تشکیل حکومت به سمت تعیین تکلیف «خط دیورند» خواهد رفت؛ خطی که پشتونستان را به ۲قسمت تقسیم کرده است. بیشتر پشتون‌ها با تقسیماتی که در قرن نوزدهم از سوی حکومت افغانستان و هند بریتانیایی انجام شد، در آن‌سوی مرز افغانستان و در خاک پاکستان جای گرفتند. طالبان پس از تشکیل حکومت در افغانستان، به سمت مطالبه پشتونستان از پاکستان خواهد رفت. این آتش دامن پاکستان را نیز خواهد گرفت.

افغانستان و آینده منطقه
رها کردن افغانستان، آتشی به پا می‌کند که کل منطقه را دربرخواهد گرفت. خروج ناگهانی نیروهای خارجی بدون شک  افغانستان را با بحرانی تازه روبه‌رو خواهد کرد و این کشور را در آستانه جنگ داخلی قرار خواهد داد؛ مگر آنکه کشورهای همسایه افغانستان و کشورهای اسلامی فرصت را غنیمت شمرده و راهکاری برای عبور از این بحران پیدا کنند. باید بپذیریم که طالبان یک جریان ارتجاعی است؛ تفکیکی به اسم طالبان خوب و طالبان بد وجود ندارد. طالبان وقتی به قدرت برسد، هرگز به وعده‌هایی که امروز می‌دهد عمل نخواهد کرد. دولت‌های اسلامی و دولت‌های منطقه باید برای حل بحران افغانستان، امروز دست به اقدام بزنند. بحران افغانستان یک بحران فزاینده است؛ پیش از آنکه به حد انفجار برسد، دولت‌ها باید اقدام کنند.

 

طالبان چقدر ثروت دارند و از چه راهی پول در می‌آورند؟

به گزارش تازه‌نیوز، طالبان از اردیبهشت ماه در حال پیشروی و تصرف شهرهای افغانستان هستند آنها مدعی‌اند که بخش‌های مهمی از ولسوالی‌های افغانستان را تصرف کرده‌اند. اما مقامات افغانستان گاهی این ادعاها را رد می‌کنند و گاهی در مقابل آن سکوت می‌کنند.

دیده بان ایران گزارش داد: ردیابی کردن منابع درآمد طالبان اغلب بر حدس و گمان‌ها استوار است و این گروه تروریستی که فعالیت‌هایش مخفیانه است، حساب‌های مالی خود را منتشر نمی‌کند.

اما دریافت‌ها از مصاحبه‌های بی‌بی‌سی که در داخل و خارج از افغانستان انجام شده نشان می‌دهد که این گروه برای تامین مخارج عملیاتش، یک شبکه پیچیده مالی و سیستم کسب مالیات دارد.

تخمین زده می‌شود که درآمد سالانه این گروه از سال ۲۰۱۱ به بعد ۴۰۰ میلیون دلار آمریکایی بوده. اما باور بر این است که در سال‌های اخیر این رقم تا یک و نیم میلیارد دلار افزایش داشته است.

دولت‌های افغانستان و ایالات متحده آمریکا به دنبال محدود کردن شبکه‌های مالی طالبان بوده‌اند. یک سال و اندی پیش، ارتش آمریکا با بمباران کردن آزمایشگاه‌هایی که از آنها برای تولید مواد مخدر استفاده می‌شود، راهکار جدیدی را در پیش گرفت.

با این حال، درآمد طالبان از منابع دیگر بیشتر از چیزی است که از ناحیه تجارت موارد مخدر به دست می‌آورند. سازمان ملل در سال ۲۰۱۲ علیه این تصور عمومی که اقتصاد مبتنی بر تریاک منبع اصلی درآمد طالبان است، هشدار داد.

صدور سالانه فرآورده‌های تریاک به ارزش تخمینی ۱.۵ تا ۳ میلیارد دلار آمریکایی، که بخش بزرگی از هیروئین قاچاقی در جهان را تامین می‌کند، یک تجارت سودآور است.

هرچند در برخی مناطق تحت کنترل دولت نیز خشخاش کاشته می‌شود اما اکثر مزارع تریاک در ساحاتی است که طالبان در آنها حاکمیت دارند و باورها بر این است که چنین مزارعی منبع مهمی برای درآمد طالبان است.

طالبان از ناحیه مقرر کردن مالیه در مراحل مختلف این روند، پول دریافت می‌کنند.

آنها از مزرعه داران خشخاش ده درصد مالیه دریافت می‌کنند.

همچنین از آزمایشگاه‌هایی که در آنها تریاک به هیروئین تبدیل می‌شود و نیز از کسانی که مواد مخدر قاچاق می‌کنند مالیه گرفته‌شود.

برآورد شده که سهم سالیانه طالبان از تجارت غیرقانونی مواد مخدر، بین ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیون دلار است.

در بیش از یک سال گذشته، آمریکا بر هدف قرار دادن شبکه‌های مالی طالبان و منابع درآمد آنان از جمله آزمایشگاه‌های محل تبدیل تریاک به هروئین تمرکز داشته است که بخشی از استراتژی تهاجمی‌تر اداره ترامپ علیه شورشیان در افغانستان است.

ارتش آمریکا می‌گوید ۶۰ درصد درآمدهای طالبان از ناحیه مواد مخدر تامین می‌شود.

آمریکا مدعی شده که تا ماه اوت یا آگست ۲۰۱۸، در حدود ۲۰۰ آزمایشگاه مواد مخدر را تخریب کرده؛ تخمین زده شده که ۴۰۰ تا ۵۰۰ آزمایشگاه در افغانستان وجود دارد که قریب به نیمی از آنها در ولایت جنوبی هلمند فعال‌ است.

همچنین ادعا شده که در اثر حملات هوایی، نزدیک به یک چهارم درآمدهایی که طالبان از ناحیه تجارت تریاک داشتند، نابود شده است.

اما اثرات درازمدت این حملات تا کنون روشن نیست. حتی وقتی آزمایشگاه‌ها تخریب شوند، به زودی با پول کمی قابل بازسازی‌اند.

گروه طالبان معمولا دست داشتن در صنعت تریاک را انکار می‌کند و منع قرار دادن کامل زرع کوکنار در زمان حاکمیت خود در سال ۲۰۰۰ را یک افتخار می‌داند.

رئیس شرکت برق افغانستان دسامبر ۲۰۱۸ به بی‌بی‌سی گفت که طالبان همه ساله از راه صدور صورت حساب برای مصرف کنندگان برق در بخش‌های مختلف کشور، بیش از ۲ میلیون دلار به دست می‌آورد.

درگیری‌ها نیز برای طالبان یک منبع درآمد مستقیم محسوب می‌شود. هر باری که آنان یک پاسگاه نظامی یا مرکز شهری را تصرف می‌کنند، هرچه پول، اسلحه‌، ماشین و وسیله نقیله زرهی که به دست شان بیفتد برمی‌‍دارند.

افغانستان از مواد معدنی و سنگ‌های قیمتی غنی است که بخش اعظم آن در اثر ادامه جنگ‌ها استخراج ناشده باقی مانده است. صنعت معدن در این کشور دارای ارزش تخمینی حداقل یک میلیارد دالر است.

بیش‌تر فعالیت‌ها در زمینه استخراج معادن در مقیاسی کوچک‌تر و اغلب به صورت غیرقانونی انجام می‌شود.

وقتی طالبان کنترل مناطق معدنی را در دست می‌گیرند، بدون توجه به قانونی یا غیرقانونی بودن عملیات استخراج، از استخراج کنندگانی که مشغول کار‌اند پول می‌گیرند.

در یک گزارش سازمان ملل که در سال ۲۰۱۴ میلادی منتشر شده آمده است که طالبان از ۲۵ تا ۳۰ مورد عملیات غیر قانونی کاوش معادن که در ولایت جنوبی هلمند انجام می‌شود، سالیانه بیش از ۱۰ میلیون دلار به دست می‌آورد.

نگاهی به رفتار طالبان در ولایت شرقی ننگرهار، از نحوه کار آنان پرده برمی‌دارد. والی این ولایت به بی‌بی‌سی گفت که در حدود نیمی از درآمدهای معادن در ساحه تحت کنترل آنان، یا در اختیار گروه طالبان قرار می‌گیرد و یا هم در اختیار گروه داعش.

او گفت روزانه صدها کامیون از این ولایت خارج می‌شوند و طالبان یا داعش از هر کامیونی که ننگرهار را ترک می‌کند، تا ۵۰۰ دلار می‌گیرند.

به گفته خود طالبان، تاجران محلی و مقام‌های دولتی افغان که ما با آنها صحبت کردیم، در حال حاضر گروه طالبان سالانه بیش از ۵۰ میلیون دلار آمریکایی از ناحیه فعالیت‌های مرتبط با معادن که در سراسر این کشور انجام می‌شود، درآمد کسب می‌کنند.

دانستن مقدار دقیق پولی که از این کشورها می‌رسد ناممکن است، اما روشن است که بخش قابل توجهی از درآمدهای طالبان از همین ناحیه تامین می‌شود و بر مبنای اظهارات کارشناسان و مقام‌های رسمی، می‌تواند رقمی به درشتی ۵۰۰ میلیون دلار آمریکایی در سال باشد.

چنین ارتباطاتی دارای سابقه طولانی است. در یک گزارش محرم سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) برآورد شده که گروه طالبان در سال ۲۰۰۸ میلادی ۱۰۶ میلیون دلار از منابع خارجی، به ویژه از کشورهای خلیج، دریافت کرده‌است.

 

 

Updated: جولای 13, 2021 — 12:28 ق.ظ