اخبار روز : پخش یک ویدئو از آیت‌الله خامنه‌ای همزمان با بیانیه ناتو؛ ‘گفتم برد موشک‌ها را فعلا نباید بیش از۲ هزار کیلومتر درست کنید’

 

اخبار روز :  پخش یک ویدئو از آیت‌الله خامنه‌ای همزمان با بیانیه ناتو؛ ‘گفتم برد موشک‌ها را فعلا نباید بیش از۲ هزار کیلومتر درست کنید’

توضیح تصویر،

به نظر می رسد انتشار بیانیه ناتو و پخش اظهارات آیت الله خامنه ای در این ویدئو که از چند روز قبل زمان انتشار آن اعلام شده بود به طور تصادفی همزمان شده

دفتر آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، ویدئویی از یک دیدار غیررسمی وی منتشر کرده که آقای خامنه‌ای در آن می‌گوید مانع افزایش برد موشک های بالستیک ایران به بیش از ۲ هزار کیلومتر شده است.

این ویدئو بخشی از یک مستند چند قسمتی به نام “غیررسمی” است که دفتر آقای خامنه‌ای از دیدارهای هفتگی او با دست اندرکاران بخش های مختلف کشور منتشر می کند. ویدئوی اظهارات وی درباره برد موشک های بالستیک مربوط به اواخر سال ۱۳۹۷ است.

پخش این ویدئو با بیانیه سران کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) همزمان شده که پس از نشستی در بروکسل از ایران خواسته‌اند که همه فعالیت‌های مربوط به برنامه موشکی بالستیک خود را متوقف کند.

به نظر می‌رسد انتشار بیانیه ناتو و پخش این ویدئو که از چند روز قبل زمان انتشار آن اعلام شده بود به طور تصادفی همزمان شده است.

وی از ساخت این موشک ها تمجید کرده و گفته به فاصله یا خطای ۱۰ متر به هدف خود اصابت می‌کند.

مطابق قانون اساسی ایران آیت‌الله خامنه‌ای فرمانده کل نیروهای مسلح این کشور است.

ایران به طور رسمی می‌گوید برد بلندترین موشک آن که یک موشک زمین به زمین به نام خرمشهر است است ۲ هزار کیلومتر است.

سپاه پاسداران این موشک را حدود چهار سال پیش آزمایش کرد. خبرگزاری تسنیم موشک خرمشهر را “هفتمین موشک ایران خوانده که می‌تواند در صورت لزوم از نقاط مختلف کشور به سوی تل آویو شلیک شود”. این خبرگزاری این موشک‌ها را “اسرائیل زن” توصیف کرده بود.

منبع تصویر،AFP

توضیح تصویر،

ایران می گوید برد بلندترین برد موشک آن که یک موشک زمین به زمین به نام خرمشهر است است ۲ هزار کیلومتر است

شش سال پیش از این حسن فیروزآبادی، رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح ایران که اکنون مشاور نظامی آیت الله خامنه ای است، گفته بود که ایران “دو حد و مرز” را درباره برنامه موشکی خود رعایت می‌کند.

به گفته سرلشکر فیروزآبادی اولین شرط “آن چیزی است که در توافق هسته ای برجام در مورد منع طراحی هسته‌ای آمده است” و دومی “برد ۲ هزار کیلومتری” موشک‌های این کشور است.

توافق برجام از ایران می خواهد از تولید موشک هایی که با قابلیت و توانایی حمل کلاهک هسته ای ساخته می‌شوند خودداری کند. ایران می گوید چنین برنامه ای ندارد و موشک های بالستیک آن با هدف حمل کلاهک اتمی ساخته نمی شود.

کشورهای اروپایی و ایالات متحده پس از آزمایش های موشکی ایران گفته اند که برخی از این موشک ها توان حمل کلاهک اتمی را دارد و از این کشور خواسته اند تولید و آزمایش آنر ا متوقف کند.

آیت الله خامنه ای گفته این موضوع مربوط به سیاست دفاعی ایران است و آن را متوقف نمی کند.

آمریکا می گوید یکی از اهداف آن از بازگشت احتمالی به توافق برجام و رفع تحریم ها علیه ایران، گشودن باب مذاکره درباره موشک های بالستیک ایران است.

 

فوتبال ایران و عراق: تیم ملی ایران پیروز شد و صعود کرد

یک ساعت پیش

دیدار تیم‌های ملی فوتبال ایران و عراق با نتیجه یک بر صفر به نفع ایران تمام شد. ایران با این پیروزی ۱۸ امتیازی شد و به عنوان تیم اول گروه به مرحله بعدی بازی‌های انتخابی جام جهانی صعود کرد. سردار آزمون تک گل این بازی را وارد دروازه عراق کرد.

تیم ملی فوتبال ایران بازی را با ترکیب علیرضا بیرانوند، صادق محرمی، احسان حاج‌صفی (کاپیتان) ، شجاع خلیل‌زاده، سعید عزت‌الهی، علیرضا جهانبخش، مهدی طارمی، محمدحسین کنعانی‌زادگان، احمد نوراللهی، علی قلی‌زاده و سردار آزمون شروع کرد.

غایب بزرگ ایران در این مسابقه وحید امیری بود که به دلیل مصدومیت شرایط حضور در این بازی را نداشت.

ایران در حالی به این مسابقه پا گذاشت که سه بازی قبلی خود در دور برگشت مسابقات در بحرین، مقابل تیم‌های هنگ کنگ، بحرین و کامبوج را با پیروزی پشت سر گذاشته بود.

بازی با حملات ایران شروع شد، اما این احمد نوراللهی بود که در دقیقه ۸ بازی اولین کارت زرد را گرفت.

در ادامه حملات ایران و در دقیقه ۱۹ بازی سردار آزمون دروازه عراق را باز کرد، اما داور با اعلام خطای آفساید آن را مردود اعلام کرد.

دو تیم در بیشتر لحظات بازی موقعیت چندانی نداشتند تا این که سردار آزمون، بازیکن باشگاه زنیت سن‌پترز بورگ در دقیقه ۳۵ بازی پاس احسان حاج‌صفی را تبدیل به گل اول بازی کرد. روی این گل پاس درخشان علی قلی‌زاده به احسان حاج‌صفی بیشترین تاثیر را داشت.

علیرضا جهانبخش، بازیکن باشگاه برایتون در دقیقه ۴۲ بازی با تکل خطرناکی که روی پای بازیکن عراق رفت، دومین بازیکن اخطاری ایران شد.

بازی در دقایق پایانی نیز گلی به همراه نداشت و دو تیم با تک گل سردار آزمون به رختکن رفتند.

با آغاز نیمه دوم، بشار رسن بلافاصله در موقعیت تک به تک با علیرضا بیرانوند قرار گرفت که دروازه‌بان تیم ملی ایران این موقعیت را از بازیکن سابق پرسپولیس گرفت.

 

صادق محرمی در دقیقه ۵۲ بازی با گرفتن کارت زرد سومین بازیکن اخطاری ایران در این مسابقه شد.

در نیمه دوم عراق تهاجمی‌تر از ایران بازی می‌کرد و ایران به دنبال حفظ نتیجه بود.

اسکوچیچ در ادامه بازی دو تعویض هم زمان انجام داد و میلاد سرلک و میلاد محمدی بجای سعید عزت‌اللهی و احسان حاج‌صفی به زمین آمدند.

در دقیقه ۷۲ بازی جدی‌ترین موقعیت ایران در نیمه دوم بدست آمد و سردار آزمون روی یک همکاری خوب با مهدی طارمی با دروازه‌بان حریف تک به تک شد، اما توپ را به دستان دروازه‌بان عراق کوبید.

در دقیقه ۷۸ ایران دو تعویض هم زمان دیگر انجام داد و سامان قدوس و مهدی قایدی بجای سردار آزمون و علیرضا جهانبخش به زمین آمدند.

ایران یک تعویض دیگر هم در دقیقه ۹۴ انجام داد و کاوه رضایی بجای علی قلی‌زاده به زمین آمد.

ایران در دقایق پایانی هم نتیجه را حفظ کرد و با ۱۸ امتیاز به عنوان صدرنشین گروه صعود کرد. این نخستین پیروزی ایران مقابل عراق در یک بازی رسمی طی ده سال اخیر بود.

دراگان اسکوچیچ سرمربی تیم ملی ایران پس از این بازی گفت: “در این آب و هوا که بازی کردن در آن سخت است بر عکس همه تیم‌ها که ۳ بازی انجام دادند ۴ بازی باید انجام می‌دادیم. به بازیکنانم تبریک می‌گویم چون تلاش زیادی داشتند و از این شرایط سخت سر بلند بیرون آمدند.”

“قبل از بازی به بازیکنانم گفته بودم که به دور از احساسات و هیجانات بازی را پیش ببرند ولی خیلی سخت است مقابل چنین تیمی بتوانیم چنین کاری انجام بدهیم. در نیمه اول بهتر بودیم، در نیمه دوم تیم ما کمی از ریتم افتاد اما در کل استحقاق این برد را داشتیم. از اینکه مربی تیمی مثل ایران هستم و چنین بازیکنانی را رهبری می‌کنم واقعا خوشحال هستم.”

 

آغاز نشست غیررسمی صلح افغانستان در پاکستان

ایندیپندنت فارسی : چهره‌های سیاسی، دیپلمات‌های پیشین، اعضای جامعه مدنی افغانستان و پاکستان و نمایندگان زن جلسه دو روزه غیررسمی (تراک۲) را در اسلام‌آباد شروع کردند تا درباره روند صلح افغانستان گفت‌وگو کنند.

این نشست در میانه پیشروی طالبان به سوی شهرستان‌های افغانستان، اوج تنش‌ها بین کابل و اسلام‌آباد، توقف گفت‌وگوهای صلح دوحه و خروج نیروهای آمریکایی از این کشور انجام می‌شود.

شاه‌محمود قریشی، وزیر خارجه پاکستان و نجیب‌الله علی‌خیل، سفیر افغانستان در پاکستان در بازگشایی نشست صلح در اسلام‌آباد حضور داشتند.

انستیتوی صلح منطقه‌ای اسلام آباد این جلسه را برگزار کرده تا به بهبود فضای همکاری بین دو همسایه کمک کند.

برگزارکنندگان نشست می‌گویند هدف از این گفت‌وگو فراهم کردن بستری برای تبادل نظر درباره بسیاری از مسائلی است که بخش مهمی از صلح و توسعه است.

حسن روئف، رئیس انستیتوی صلح منطقه‌ای اسلام‌آباد و مشاور نخست وزیر پاکستان، می‌گوید که عنوان اصلی جلسه گام به آینده ـ صلح، همکاری و پیشرفت است.

او می‌گوید در این دو روز موضوعات مهمی مورد بحث قرار خواهد گرفت: «شرکت‌کنندگان همچنان درباره پویایی روند صلح، امیدوها و موانع، نقش مرکزی زنان در آینده افغانستان و اهمیت فراگیری برای توسعه و پایداری اجتماعی و وضعیت پس از خروج نیروهای آمریکایی، ایجاد همکاری اقتصادی برای توسعه ماندگار،‌ همکاری پارلمانی، تقویت دموکراسی و تحکیم روابط دوجانبه گفت‌وگو خواهند کرد.»

انستیتوی صلح منطقه‌ای اسلام‌آباد در پیامی نیز نوشته است: «ما در شرایط حساسی قرار داریم که برای برقراری صلح در افغانستان ایجاد امید کرده است. از سوی دیگر بیم خشونت بیشتر بعد از خروج نیروهای آمریکا و ناتو در این کشور وجود دارد. در چنین زمانی است که باید صداهای سالم و عملگرا با ذهن باز و سنجیده حرف بزنند تا درباره تحولات جاری و بهترین راه رسیدگی به چالش‌ها توضیح دهند.»

برخی نمایندگان هیئت مذاکره‌کننده افغانستان و مقام‌های پاکستان در قطر نیز از راه دور در این نشست شرکت خواهند کرد.

عمر زاخیلوال، جانان موسی‌زی، سفیران پیشین افغانستان در اسلام‌آباد، غیرت بهیر، داماد گلبدین حکمتیار، سید حامد گیلانی، رئيس حزب محاذ ملی، میرویس یاسینی، معاون پیشین رئیس مجلس و لطف‌الله نجفی‌زاده، روزنامه‌نگار شناخته‌شده افغانستان نمایندگان این کشور هستند. حبیبه سرابی، فوزیه کوفی و فاطمه گیلانی از قطر به جلسه می‌پیوندند.

از طرف پاکستان نیز جلیل عباس جیلانی، ریاض محمد خان، معاونان پیشین وزارت خارجه، عبدالباسط و ایاز وزیر، سفیران پیشن و عزیز خان، فوزیه نسرین، تسنیم اسلام، عندلیب عباس و شماری از مشاوران نخست‌وزیر و سلیم صافی، روزنامه‌نگار پاکستانی شرکت دارند.

امیدواری شرکت‌کنندگان این است که راهی برای شکستن بن‌بست ۹ ماهه در روند صلح افغانستان فراهم شود و طالبان و هیئت مذاکره‌کننده دولت سرانجام بتوانند به پیشرفتی در نشست صلح قطر برسند و سطح خشونت‌ها در کشور کاهش یابد.

هم‌زمان پاکستان بسیاری از رهبران تراز اول کشور را برای مشورت درباره نقش پاکستان در زمینه‌سازی روند شکننده صلح افغانستان به اسلام‌آباد دعوت کرده است.

منصور احمد خان، سفیر پاکستان در کابل، در این زمینه با حامد کرزی، رئیس‌جمهور پیشین، عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی، صلاح‌الدین ربانی، رئيس جمعیت اسلامی و عبدالرب رسول سیاف، رهبر جهادی، دیدار و گفت‌وگو کرده است تا آن‌ها را به سفر به پاکستان تشویق کند.

با تمام این تلا‌ش‌ها دولت افغانستان، پاکستان را به پشتیبانی از طالبان و جنگ اعلام‌نشده علیه خود متهم می‌کند و راه رسیدن به صلح را قطع حمایت اسلام‌آباد از طالبان می‌داند.

 

طالب سقوط می‌دهد، حکومت سکوت می‌کند

۸ صبح : سقوط ولسوالی‌ها و پیش‌روی گروه طالبان به شکل بسیار سریع ادامه دارد. از اول تا ۲۴ جوزای سال روان، حدود ۲۰ ولسوالی در ولایت‌های مختلف کشور به دست طالبان افتاده است. به طور میانگین، هر روز یک ولسوالی سقوط کرده است. هم‌چنان در اغلب ولسوالی‌ها تجهیزات نیروهای دولتی نیز به دست طالبان افتاده است. سقوط ولسوالی‌ها، کشته، زخمی و اسیر نیز در پی داشته است.

برنامه حکومت در پیوند به سقوط‌ پی در پی ولسوالی‌ها تاهنوز روشن نیست. در شرایطی که هر روز یک ولسوالی سقوط می‌کند و این مسأله مردم را در ترس و وحشت ناشی از احتمال حاکم شدن گروه طالبان فرو برده است، حکومت باید واکنش سریع و اقدام امیدوارکننده داشته باشد، تا امیدواری و روحیه پیروزی در میان مردم نمیرد. متأسفانه شیوه جنگ و صلح حکومت مردم را گیج کرده است. گروه طالبان از میز مذاکره فرار می‌کند، در میدان نبرد در حال پیش‌روی است و هر روز یک ولسوالی‌ را تصرف می‌کند. حکومت اما نه تنها برای اراضی از دست‌رفته کاری نمی‌کند؛ بلکه حتا واکنش و برنامه‌اش در قبال رویدادهای این شب‌وروزها برای مردم مشحص و واضح نیست.

اگر کنترل وضعیت از مدیریت حکومت بیرون نشده است و حکومت توان دفاعی و عملیات در برابر طالبان را دارد، اگر حکومت طالبان را دشمن خود و مردم می‌داند و مهم‌تر از این‌ها، اگر حکومت خودش را مسوول تأمین امنیت جان و مال مردم می‌داند و متعهد به حفظ اراضی کشور است، چرا در قبال رویدادهای شمال و جنوب و غرب کشور، سکوت اختیار کرده است؟ حکومت چرا مواضع خود را در قبال رویدادهای روزهای اخیر کشور روشن بیان نمی‌کند؟ تصرف ولسوالی‌ها و حومه‌های شهرهای بزرگ توسط طالبان، کار حکومت را در روزهای آینده دشوار می‌کند. وزارت دفاع و در کل نیروهای امنیتی کشور مسوولیت دارند که از جان و مال مردم و از اراضی آنان در برابر گروه طالبان دفاع کنند. سکوت در شرایط حساس کنونی سبب ناامیدی مردم و وخیم شدن بیش‌تر اوضاع می‌شود.

یاسین ضیا، رییس ستاد مشترک ارتش، در جریان ماه می و قبل از آن، در میدان‌های جنگ طالب جست‌وجو می‌کرد. او  می‌پرسید که طالب کجا است؟ چرا در میدان جنگ دیده نمی ‌شود؟ کجا فرار کرده است؟ ‌چرا با نیروهای ارتش کشور مقابل نمی‌شود؟ اما اکنون ۲۵ ولسوالی به دست گروه طالبان افتاده و ارتش برای تصرف دوباره آنان غایب است. تاکنون حکومت هیچ اقدامی برای تصرف دوباره هیچ یکی از این ولسوالی‌ها نکرده است. باید واضح باشد که بعضی از این ولسوالی‌ها، برای حکومت و شهرهای بزرگ و مردم محل بسیار بااهمیت است و دولت از آنان عقب‌نشینی تاکتیکی نکرده است. ولسوالی خان‌آباد ولایت کندز که به تاریخ ۲۴ جوزا میان حکومت و طالبان دست به دست شد، مهم‌ترین ولسوالی این ولایت است. این ولسوالی، گلوگاه کندز است. طالب اگر این ولسوالی را حفظ کند، در روزهای آینده اختیار شیرخان بندر را به دست خواهد گرفت. در اختیار گرفتن شیرخان بندر، به معنای فلج کردن کندز است؛ زیرا بازار کندز از راه شیرخان بندر تمویل می‌شود. بنابراین، بیش‌ترین ادعایی که زیر نام «عقب‌نشینی تاکتیکی» صورت می‌گیرد، به خاطر فریب اذهان عامه است. هزینه وارونه جلوه دادن وضعیت، در آینده برای مردم و حکومت مشخص می‌شود.

اقدام نکردن حکومت برای تصرف دوباره ولسوالی‌ها و رها کردن افسار طالب برای پیش‌روی، هم‌سویی حکومت با گروه طالبان برداشت می‌شود. این سکوت، بی‌اعتمادی و بی‌باوی را نسبت به تعهد و صداقت حکومت افزایش می‌دهد. به این معنا که مردم فکر می‌کنند حکومت آنان را به طالبان سپرده است و اجازه می‌دهد که میان خودش و طالبان موازنه قدرت ایجاد و عملاً جغرافیای کشور میان آن‌ها به صورت مساویانه تقسیم شود.

اگر حوزه ضد طالبان به موقع در دفاع از نیروهای امنیتی برای حفظ اراضی شمال اقدام نکند، ممکن است گروه طالبان فرماندهان سابق محلی را از میان بردارد و یا حداقل خلع سلاح کند. در صورتی که گروه طالبان به چنین موفقیتی دست یابد، مقاومت احتمالی در برابر این گروه مشکل خواهد بود؛ زیرا طالبان همین اکنون پایگاه‌های مقاومت اول را تسخیر کرده و هر روز در حال پیش‌روی‌اند. این مسأله، خبر خوبی برای حوزه ضد طالبان نیست.

 

تشدید جنگ در شمال؛ دوستم در میدان نبرد، عطا و محقق در فیسبوک

روزنامه صبح کابل : شدیدشدن جنگ در شمال افغانستان و حضور مارشال دوستم در خط نخست نبرد در شبرغان، رهبران سیاسی و قومی دیگر در شمال را، به آزمون می‌طلبد؛ آزمون ایستادن در کنار مردمی که سال‌ها با شکم گرسنه کنار رهبران سیاسی و قومی‌شان ایستادند و از بد و خوب آنان با جان‌ومال‌شان حمایت کردند.
از یک ماه به این‌سو، حملات طالبان در شمال شدت یافته و تا اکنون، این گروه توانسته چندین ولسوالی را سقوط دهد. فشار نظامی طالبان در ولایت جوزجان، از چند هفته به این‌سو، پای مارشال دوستم و نیروهایش را به میدان جنگ کشانده است. پس از رفتن دوستم به میدان نبرد، شهروندانی که نگران سقوط شمال استند، اعتراضاتی در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخته و از عطامحمد نور و محمد محقق، دو تن از رهبران قومی و سیاسی شمال، خواستند که با بسیج نیروهای‌شان در شمال، مقابل طالبان بجنگند و جلو سقوط احتمالی شمال را بگیرند. در پی اعتراضات در شبکه‌های اجتماعی، به تازگی، عطامحمد نور، در یادداشتی در صفحه‌ی فیسبوکش، اعلام آمادگی کرده و نوشته است که می‌خواهد با دوستم و محقق، ایتلافی را تشکیل بدهد که بتوانند امنیت شمال را تأمین کنند.
زون شمال به دلیل بافت قومی و فرهنگی، برای طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی، اهمیت زیادی دارد. اکثریت مطلق تاجیک، اوزبیک و هزاره در شمال، این زون را برای طالبان تبدیل به هدف اساسی کرده است؛ چون، اگر طالبان بتوانند شمال را سقوط بدهند، به دلیل نزدیکی قومی با جنوب و شرق، سقوط این زون‌ها، برای‌شان ساده‌تر می‌شود. هرچند، طالبانی که امروز در شمال می‌جنگند، همه پشتون نیستند؛ اما رهبری تک‌قومی طالبان، برای این گروه این امکان را می‌دهد که اگر شمال را سقوط بدهند، زون‌های جنوب و شرق را به سادگی به دست بیاورند؛ چون، زون‌های جنوب و شرق، به لحاظ فرهنگی، بستر مناسب‌تری برای پذیرش طالبان و اندیشه‌ی طالبانی است.
فشارهای طالبان در شمال، از یک سو، این نگرانی را به وجود آورده است که دولت به گونه‌ی عمدی، امکانات نظامی را به موقع در میدان نبرد نمی‌رساند تا زمینه‌ی سقوط شمال را فراهم کرده و به رهبران سیاسی و قومی در شمال هشدار بفرستد. این نگرانی، پس از اعتراضات در فاریاب و رد والی‌ای که ارگ برای این ولایت معرفی کرده بود، بالا گرفت. اعتراضات در فاریاب که در پی آن مردم خواستار انتخابی‌شدن والی‌ها شدند، برای دولت مرکزی که تأکید بر تمرکزگرایی قدرت دارد، این نگرانی را به وجود آورد که ممکن با بدترشدن وضعیت، شمال از بدنه‌ی حکومت جدا شود. بنا بر این، این احتمال وجود دارد که دولت، در تفاهم با طالبان، شمال را زیر فشار قرار بدهد و به رهبران شمال گوش‌زد کند که در صورت عدم فرمان‌برداری از کابل، با دشمن بدتری که طالبان استند، طرف خواهند شد. فشار طالبان بر شبرغان که چند هفته می‌شود با وجود پیوستن نیروهای مارشال دوستم به نیروهای امنیتی و دفاعی برای مبارزه با طالبان، هیچ پیش‌رفتی نداشته است، این نگرانی را تقویت می‌کند. در روزهای اخیر، شایعاتی نیز در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد که دولت در هم‌کاری با عطامحمد نور و طالبان، تلاش دارد مارشال دوستم را از میان بردارد. اظهارات دوستم علیه دولت در روزهایی که مردم فاریاب علیه والی تعیین‌شده از سوی ارگ، اعتراض کرده بودند، این احتمال را قوت می‌بخشد.
آن‌چه امروز روشن است، فشار نظامی بیش از حد طالبان در ولایت‌های مختلف شمال است و ضعف عمل‌کرد دولت در مقابل طالبان، زمینه را برای مداخله‌ی رهبران قومی و فرماندهان محلی، فراهم کرده است. رهبران شمال به خصوص محقق و عطا که هزاران نفر از آن‌ها پیروی می‌کنند، نباید منتظر این بمانند که طالبان ولسوالی‌ها را یکی پی دیگر سقوط داده و آماده‌ی ورود به شهرها شوند. اگر این رهبران سیاسی، نتوانند به مارشال دوستم بپیوندند و مقابل طالبان بیستند، بدون شک، مارشال دوستم، توان مقابله با طالبان در ولایت‌های مختلف شمال را نخواهد داشت. ساختار جغرافیایی شمال و به خصوص ولایت جوزجان -زادگاه مارشال دوستم-، هموار است و نگه‌داری از آن، به نیروهای بیش‌تری نیاز دارد؛ بنا بر این، در نبود هم‌کاری دیگر رهبران سیاسی، مارشال دوستم، تنها می‌تواند از جوزجان دفاع کند و دفاع از جوزجان، مانع سقوط شمال نخواهد شد.
عطا و محقق که با پشتیبانی مردم شمال صاحب جایگاه سیاسی و اقتصادی شده اند، باید وخامت اوضاع را درک کرده و به کمک مردم بروند. حضور این دو تن در کنار مارشال دوستم، نه تنها مانع نفوذ طالبان به مرکز ولایت‌ها می‌شود؛ بل که جایگاه اجتماعی آنان نزد مردم، این زمینه را فراهم خواهد کرد که ولسوالی‌های تحت کنترل طالبان نیز پس گرفته شود. مردم روستایی در شمال، باور و اعتمادشان به رهبران سیاسی، بیش‌تر از دولت است. بدون شک، اگر رهبران سیاسی شمال، با هم متحد باشند، می‌توانند فرماندهان محلی از اقوام مختلف را، بسیج کرده و وضعیت را برای طالبان دشوار کنند. عطامحمد نور، نباید مانند همیشه به پست‌های فیسبوکی اکتفا کند و به بهانه‌ی قرنتین، پایش ار از میدان جنگ دور نگه دارد. او، سرمایه و قدرت هنگفتی در شمال در اختیار دارد که می‌تواند با استفاده از آن، قوت محکمی در کنار دوستم شکل بدهد.
اگر توافقی بین رهبران شمال به وجود نیاید، بدون شک، حملات روزافزون طالبان، وضعیت را در شمال و برای مارشال دوستم، وخیم خواهد کرد. هرچند، اوزبیک‌ها تا جان دارند، در کنار دوستم خواهند ماند؛ اما برخی اختلافات درونی بین اوزبیک‌های شمال و هم‌چنان پیوستن عده‌ای از اوزبیک‌ها به صفوف طالبان به این دلیل که مناطق‌شان زیر کنترل طالبان است، قوت دوستم در شمال را کم‌تر کرده و امکان مقابله با طالبان را برایش دشوار کرده است. امروز، همان روزی است که مردم باید پاداش پشتیبانی جانی و مالی‌شان از رهبران سیاسی را بگیرند. رهبرانی که با استفاده از نام مردم، دارای قدرت، پول و جایگاه شده اند. عطا و محقق، اگر نتوانند در این شرایط به کمک مردم برسند، دچار نفرین مردم شده و جایگاه‌شان را بین مردم از دست خواهند داد. افغانستان، ظاهرا روزهای بدی پیش‌ رو دارد؛ روزهایی که مردم به رهبران سیاسی و رهبران سیاسی به مردم نیاز شدید پیدا خواهند کرد.

 

اردوغان اعلام کرده است که ترکیه تنها نیروی قابل اعتماد پس از خروج آمریکا از افغانستان است

ایندیپندنت فارسی : رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، پیش از سفرش به بروکسل به خبرنگاران گفته است که پس از خروج نیروهای ناتو از افغانستان، تنها نیروی قابل اعتماد برای ثبات افغانستان، ترکیه است.

خبرگزاری فرانسه گزارش داده است که آقای اردوغان گفته است، آمریکا به زودی افغانستان را ترک می‌کند و پس از خروج نیروهای آمریکا از افغانستان، تنها نیرویی که می‌تواند اعتماد افغان‌ها را با خود داشته باشد، ترکیه است. ترکیه پیش از این بارها این مساله را مطرح کرده بود که حاضر است تا هم مدیریت و هم تامین فرودگاه را بر عهده داشته باشد. حضور نیروهای نظامی ناتو در فرودگاه کابل تنها ضمانتی است که سفارت‌خانه‌های خارجی را در کابل باز نگه می‌دارد. در غیر این صورت ممکن است بیشتر سفارت‌خانه‌‌های خارجی، درهای خود را در کابل ببندند. با این حال اعلام آمادگی ترکیه برای تامین امنیت فرودگاه کابل و مدیریت این منطقه استراتژیک، همین گونه مفت و مجانی هم صورت نگرفته است. ترکیه می‌خواهد تا با آمریکا در این رابطه معامله‌ای انجام دهد.

به گفته وال استریت ژورنال وضعیت نهایی و باقی ماندن یا نماندن ترکیه در کابل بستگی به گفت‌وگوهای مستقیم بایدن و اردوغان دارد. نشریه وال استریت ژورنال نوشت ترکیه اعلام کرده که ممکن است ماموریت امنیتی خود را در فرودگاه کابل به پایان برساند و افغانستان را ترک کند و این در حالی است که بایدن تا ماه ژوئیه درگیر آمریكا و ناتو در این کشور است. به گفته وال استریت مقام‌های افغان می‌گویند هیچ کشور یا شرکت دیگری نمی‌تواند به سرعت و به راحتی دستگاه امنیتی را در فرودگاه کابل دوباره تنظیم کند و عزیمت ترکیه می‌تواند سفارت‌خانه‌ها و سازمان‌های بین‌المللی را مجبور به تعطیلی کند و کمک‌های اضافی میلیارد دلاری برای ادامه کار دولت و ارتش افغانستان را تهدید کند.

ترکیه از این موقعیت استراتژیک فعلی خود در قالب یک معامله استفاده خواهد کرد. روابط آمریکا و ترکیه سر مسائل خاورمیانه و مهم‌تر از همه خرید سامانه ضدهوایی اس۴۰۰ روسی که قادر است هرگونه هواپیمای جنگنده را هدف قرار بدهد، به شدت خراب شد. آمریکا تحریم‌هایی را علیه ترکیه در نظر گرفته و حتی فروش جنگنده‌های فوق پیشرفته اف ۳۵ را به ترکیه به حالت تعلیق در آورده است. حالا بهترین زمان برای ترکیه است که موافقت آمریکا را در قبال خرید سامانه ضدهوایی اس ۴۰۰ به دست بیاورد. آمریکا نیز به شدت به حضور ترکیه در فرودگاه کابل نیازمند است. گفت‌وگو با پاکستان برای گرفتن پایگاه نظامی به جایی نرسیده و روسیه نیز به شدت با هرگونه در اختیار گذاشتن پایگاه در آسیای میانه به آمریکا مخالف است. در نتیجه آمریکا مجبور است تا جا پای کوچکی داخل افغانستان داشته باشد تا از آن طریق بتواند پرواز هواپیماهای جنگنده به خصوص پهپادهای جنگی خود را مدیریت کند و این تنها با حضور ترکیه در فرودگاه کابل امکان‌پذیر است.

 

شیعیان هزاره و آینده صلح در افغانستان

شفقنا : شیعیان هزاره در افغانستان بیش از یک قرن است که مورد خشونت، تبعید اجباری و حملات تروریستی قرار می گیرند. در آخرین جنایتی که علیه این گروه از شیعیان اعمال شد منجر به کشته و زخمی شدن ده ها تن از دخترکان معصوم و بیگناهی شد که به جرم رفتن بر سر کلاس مورد هجوم وحشیانه گروه های تروریستی قرار گرفتند. البته این آخرین حمله تروریستی علیه شیعیان هزاره نبود و به نظر می رسد پس از خروج نظامیان آمریکایی و قدرت گیری طالبان در این کشور اوضاع افغانستان بیش از پیش مبهم و غبارآلود شود. اینکه در آینده وضعیت این مردمان و دیگر گروه ها و قومیت های افغانستان چه خواهد شد را با آقای پیر محمد ملازهی به بحث و تبادل نظر نشستیم.

متن گفت وگوی خبرنگار شفقنا آینده با پیرمحمد ملازهی را می خوانید :

بحث ترورها و کشتارهای جمعی شیعیان هزاره در افغانستان شدت پیدا کرده است. آیا این مساله به خروج نظامیان آمریکایی از این کشور و قدرت گرفتن طالبان مرتبط است یا این نسل کشی سابقه ای دیرینه دارد؟

اگر از منظر تاریخی نگاه کنیم، کشتار شیعیان هزاره به دوران حکومت امیر عبدالرحمان خان بر می گردد. در آن زمان انگیزه اصلی این بود که برخی از سران طوایف و خوانین شیعه مذهب حاکمیت را به رسمیت نمی شناختند و نوعی خودمختاری در مناطق شیعه نشین دیده می شد. انگیزه اصلی عبدالرحمان خان در حمله به این مناطق حذف مخالفان خود و تصرف سرزمین های مرغوب کشاورزی بود که در پوشش یک روحانی که شیعه را خارج از اسلام معرفی کرد و جهاد را برای امیر عبدالرحمان خان واجب دانست، حمله شد و در آن زمان کشتار وسیعی صورت گرفت و مهاجرت های گسترده هزار ها به کویته صورت گرفت و امروز جمعیت بالایی در آن جا وجود دارد. این وقایع در یک قرن پیش رخ داد. در آن زمان هم همین مشکل در مقصد وجود داشت و آنجا هم تعداد بالایی از شیعیان کشته شدند. بخشی از شیعیان به ایران آمدند و جذب شدند و به نوعی تغییر قومیت دادند و تحت عنوان خاوریان در مشهد ساکن شدند و عده ای هنوز هم خود را به عنوان هزاره معرفی می کنند، ولی عمدتا قومیت تیموری و خاوری در شرق ایران و در مناطق خراسان و سیستان و بلوچستان از بازماندگان آن جریان هستند.

شدت بخشیدن بر تضادهای قومی و مذهبی توسط داعش

حملات انتحاری و کشتار های هدفمند به نوعی معادله قدرت را به زیان شیعیان رقم می زند

خروج آمریکایی ها و ناتو فضا را برای حملات بیشتر به شیعیان باز کرده است

در شرایط کنونی نیروهای داعش و نیرو های افراطی برای بدست آوردن جایگاهی برای خود به مساله شدت بخشیدن بر تضادهای قومی و مذهبی روی آورده اند تا بتوان در آن منطقه جنگ شیعه و سنی به راه انداخت. درست مثل چیزی است که در عراق و سوریه پیگیری کردند و در پاکستان پیگیری می کنند. خط فکری جریان خلافت مثل داعش وجود دارد که به دنبال این هستند که از فضای موجود بهره ببرند چون آمریکایی ها خارج شده اند و شیعیان در موضع ضعف قرار دارند و حملات انتحاری و کشتار های هدفمند به نوعی معادله قدرت را به زیان شیعیان رقم می زند. بخصوص که در قانون اساسی جدید افغانستان، مذهب شیعه به عنوان مذهب رسمی وارد شده است و این برای آن جریان افراطی قابل قبول نیست. از این منظر خروج آمریکاییها و ناتو فضا را برای حملات بیشتر به شیعیان باز کرده است. البته من فکر می کنم این کشتارها تنها مخصوص شیعه نیست و هر کسی با آن جریان افراط و طالبان و حکومت اسلامی آنها مخالف باشد چه شیعه و چه سنی و چه روحانی تفاوتی برایش نمی کند ولی در مورد شیعیان نمود بیشتری دارد و طرحی خطرناک است.

ترکیب جمعیتی و قومی و مذهبی افغانستان چگونه است؟

در افغانستان ۵۴ قومیت بزرگ و کوچک و ۴ قومیت اصلی وجود دارد

در افغانستان ۵۴ قومیت بزرگ و کوچک وجود دارد که تداوم قومیت های کشور های همجوار هستند. مثلا ازبک ها تداوم قومیت ازبک از کشور ازبکستان هستند. تاجیک ها تداوم قومیت تاجیک از کشور تاجیکستان است. ایغورها تداوم سینک یانگ چین هستند. قرقیزها تداوم قرقیزستانی ها هستند. در این سو فارس ها تداوم ایران و ترکمن ها تداوم ترکمن ها هستند. در جنوب غرب افغانستان اقوام بلوچ هستند و در آن سو پشتون ها تداوم پشتون های پاکستان هستند. در این فضا ۵۴ قومیت بزرگ و کوچک وجود دارد ولی افغانستان ۴ قومیت اصلی دارد؛ یکی قومیت پشتون است که اکثریت جمعیت را دارد. پشتون ها ادعا دارند بالای ۵۰% از جمعیت کشور را در اختیار دارند ولی دیگران ۴۳ تا ۴۷ درصد را دارند. قومیت تاجیک در رتبه بعدی است که ۳۸ درصد جمعیت را در اختیار دارد و بعد هزاره ها با ۲۵% جمعیت هستند و بعد ترک زبان ها هستند که ازبک ها بیشترین جمعیت را دارند. ولی بیشتر قومیت های کوچک، ترک زبان ها هستند که ادامه قومیت های مناطق آسیای مرکزی هستند.

ترکیب مذهبی در حال حاضر به چه صورت است؟

اکثریت سنی مذهب و حنفیه هستند و ۲۰ تا ۲۵ درصد شیعه هستند.

در مورد قدرت گرفتن طالبان آیا می توان در سیاست آینده افغانستان برای آنها جایگاهی متصور شد؟

طالبان هم از طریق سیاسی و هم نظامی در موضع قدرت قرار دارند

اگر طالبان راه حلی نظامی در پیش بگیرد افغانستان شاهد جنگی خطرناک و طولانی مدت خواهد بود

احتمال تقسیم افغانستان به دو بخش شمالی و جنوبی 

طالبان هم از طریق سیاسی و هم از طریق نظامی در موضع قدرت قرار دارند. در چند روز اخیر طالبان ۷ تا ۸ شهرستان را به تصرف خود درآورده است. دو نگاه وجود دارد؛ یکی این نگاه که آیا مشکلات افغانستان از طریق سیاسی حل و فصل می شود؟ که مذاکرات دوحه و مسکو و سایر مذاکرات در این راستا است و بنا بر قاعده باید حکومتی ترکیبی از تمام اقوام به نسبت وضعیت سیاسی و جمعیتی آنها بوجود بیاید ولی اگر طالبان این راه حل را نپذیرند و به سراغ راه حل نظامی بروند این توان را دارند که امروز کابل را بگیرند. اتفاقی که می افتد این است که بقیه قومیت ها نیز دست به سلاح ببرند. امروز تاجیک ها دست به سلاح برده اند و مسلح می شوند. حزب جهاد اسلامی مسلح می شوند، ازبک ها در جنگ شرکت کرده اند و امروز با طالبان می جنگند. شیعه ها نیز این آمادگی را دارند که امروز سلاح به دست بگیرند چون جریان علیپور نیز وجود دارد و امروز سلاح به دست گرفته و آنجا خیزشی مردمی بوجود آمده است. اگر طالبان راه حلی نظامی در پیش بگیرد افغانستان شاهد جنگی خطرناک و طولانی مدت خواهد شد و در نهایت افغانستان به دو کشور شمالی و جنوبی تقسیم می شود که بخش شمالی آن تحت عنوان خراسان و بخش جنوبی آن تحت عنوان پشتونستان خواهد بود و این خطر احساس می شود.

نقش دولت های همسایه از جمله ایران و پاکستان چگونه است؟ آیا این دو کشور نقش سیاسی فعالی در قبال افغانستان ایفا کرده اند؟

راه حل سیاسی امکان پذیر نخواهد بود مگر اینکه همسایگان افغانستان نیز توافق کنند

مشکلات افغانستان سه سطح دارد

راه حل سیاسی امکان پذیر نخواهد بود مگر اینکه همسایگان افغانستان نیز توافق کنند، چون مشکلات افغانستان سه سطح دارد؛ اول اختلافات داخلی است که اختلافات قومی و مذهبی در درون جامعه است و دوم در عرصه سیاسی و قومی و مذهبی و انواع اختلافاتی که وجود دارد. سطح دوم رقابت کشور های منطقه است. رقابت با پاکستان و هند سیاسی و سرزمینی است و ایران و عربستان سعودی نیز رقابت های ایدئولوژیک دارند. رقابت هایی در سطح بالاتر نیز وجود دارد که بین چین و روسیه و آمریکا و اروپا است. برای صلح در افغانستان این سه سطح باید با هم به توافق برسند. اگر داخل به تفاهم نرسد امکان پذیر نخواهد بود. در مورد سطح منطقه و بین الملل نیز اگر به تفاهم نرسند امکان پذیر نخواهد بود. این سه سطح صلح در افغانستان را تضمین می کنند. باید توزیع قدرت نیز مورد توافق هر سه جریان قرار بگیرد.

آیا رسیدن به این توافق در مدت زمانی کوتاه قابل تصور است؟

کشورهای منطقه، بین المللی و وضعیت داخلی افغانستان باید در مورد صلح به تفاهم برسند

احتمال وجود دارد، اگر راه حل سیاسی در پیش گرفته شود این سه جریان می توانند موفق شوند. مثل بار اول که آمریکا طالبان را سرنگون کرد، سازمان ملل می تواند وضعیتی ایجاد کند و قدرت ایجاد شده را حمایت کند. هم کشور های منطقه و هم کشورهای بین المللی و هم وضعیت داخلی افغانستان باید در مورد صلح افغانستان به تفاهم برسند، راه حل سیاسی این است.

امروز کدام وضعیت برای افغانستان پیش بینی می شود؟ جنگ داخلی و تجزیه یا صلح؟

احتمالا طالبان در نهایت راه حل سیاسی را می پذیرد 

فشار نظامی طالبان امروز برای کسب حداکثر امتیاز در مذاکرات پیش رو است

در این وضعیت پیش بینی بسیار سخت است ولی من فکر می کنم طالبان در نهایت راه حل سیاسی را می پذیرد چون فشاری که می آورند و سرزمین های بیشتری را تصاحب می کنند با این هدف نیست که کابل را بگیرند چون می دانند که گرفتن کابل شروع جنگ داخلی است و آنها به شکل کامل برنده جنگ داخلی نخواهند بود و برای سهم بیشتر در صخنه داخلی قدرت اینچنین فشار می آورند. امروز ۶۰ به ۴۰ را پذیرفته اند این را امریکایی ها و دولت افغانستان پذیرفته اند ولی طالبان بیشتر از ۶۰% قدرت را می خواهد و ۸۰ به ۲۰ را در نظر گرفته و فشار نظامی طالبان امروز برای کسب حداکثر امتیاز در مذاکرات پیش رو است.

آیا طالبان موفق می شود؟

به نظر من امکان دارد.

طالبان سال ها با عملیات نظامی از بین نرفته و تضعیف نشده این وضعیت در افغانستان قابل تشدید است؟

طالبان پشتوانه خوبی دارد، پشتون ها ۴۵ میلیون جمعیت دارند.

امروز طالبان از نظر اقتصادی چگونه تامین می شوند؟

طالبان منبع درآمد قوی دارند و تضعیف نمی شوند

افغانستان ۹۰ درصد تریاک دنیا را در هیلمند می کارد و از این طریق درآمد بالایی دارند. از طرفی کمک های خارجی قطر و عربستان و امارات را دریافت می کنند. از این رو منبع درآمد قوی دارند و تضعیف نمی شوند.

 

چرایی کوچ نیروهای امریکایی  از افغانستان به آسیای مرکزی

دیپلماسی ایرانی  : با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان خبرها حکایت از آن دارند که ایالات متحده به دنبال ایجاد پایگاه در آسیای میانه است؛ کاخ سفید با این اقدام تلاش دارد تا از نزدیک بر روسیه و چین نظارت داشته باشد و دردسرهایی را برای رقبای اقتصادی و سیاسی خود ایجاد کند.

به گزارش تحریریه، زورآزمایی آمریکا و روسیه در آسیای میانه شدت گرفت. آمریکا که خروج ارتش از افغانستان را آغاز کرده است، ایجاد پایگاه های نظامی در کشورهای آسیای میانه را به عنوان اقدامی برای مبارزه با تروریسم در دست بررسی دارد. چین و روسیه که می خواهند نفوذ خود در آسیای میانه را حفظ کنند، به شدت مخالف استقرار ارتش آمریکا در آسیای میانه هستند و در این میان روسیه با افزایش نیرو در آسیای میانه در حال تحکیم مشارکت خود در امنیت منطقه و مهار نفوذ آمریکاست.

سدیر جباروف، رئیس جمهوری قرقیزستان، روز سی ام ماه مه در مصاحبه با تلویزیون دولتی با اشاره به اینکه: «ما برای همیشه متحدیم» رویکردی مبنی بر روابط تنگاتنگ میان قرقیزستان و روسیه را نشان داد. رئیس جمهوری قرقیزستان همچنین روز بیست و چهارم ماه مه در ملاقات با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه گفت، قرقیزستان نیروهای آمریکایی را بدون رضایت روسیه نخواهد پذیرفت.

روزنامه وال استریت ژورنال طی گزارشی اعلام کرد، آمریکا در نظر دارد برخی از نیروهای خود که از افغانستان خارج شدند در آسیای میانه مستقر کند. همچنین معاون وزیر دفاع آمریکا روز دوازدهم ماه مه در همین زمینه گفت: «ممکن است آمریکا با استقرا نیرو در پایگاه های مناطق اطراف افغانستان توانایی خود در مبارزه با تروریسم را حفظ کند.» ژنرال کنت مکنزی، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا با اشاره به اینکه: «هیچ توافقی با کشورهای آسیای میانه نشده است»، تصریح کرد، برای شناسایی و حمله به تروریست ها از آسمان افغانستان استقرار هواپیماهای بدون سرنشین و هواپیماهای بزرگ نظامی ضروری است.

ارتش آمریکا انتظار دارد با استقرار نیروهای آمریکایی و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در کشورهای آسیای میانه، بتواند بازدارندگی در برابر سازمان های تروریستی را حفظ کند. چنانچه ارتش آمریکا در آسیای میانه مستقر شود، مهار ایران، چین و روسیه هم ممکن خواهد شد. اما با این حال موانع زیادی برای استقرار ارتش آمریکا در آسیای میانه وجود دارد و در این میان روسیه که آسیای میانه را حیاط خلوت خود می داند، به شدت با استقرار نیروهای آمریکایی در این منطقه مخالف است.

سرگئی ناریشکین، مدیر سرویس اطلاعات خارجی روسیه، روز نوزدهم ماه مه با اشاره به اینکه «آمریکا نمی خواهد کنترل منطقه را از دست بدهد» از استقرار آمریکا در آسیای میانه ابراز نگرانی کرد. پوتین اوایل ماه مه با اعلام افزایش نیروهای روسی مستقر تاجیکستان و حمایت از ارتش این کشور در جلوگیری از نفوذ آمریکا در منطقه پیشگام شده است.

به نظر می رسد روسیه که با سه کشور تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان پیمان نظامی دارد این کشورها را برای نپذیرفتن ارتش آمریکا تحت فشار قرار داده است. کارشناس دیپلماتیک آسیای میانه در مصاحبه با روزنامه نیهون کیزای شیمبون گفت: «بیشترین احتمال استقرار ارتش آمریکا در ازبکستان است. اما با این حال بر اساس قانون اساسی ازبکستان ایجاد پایگاه نظامی خارجی در این کشور ممنوع است».

قرار است نشست سران آمریکا و روسیه روز شانزدهم ماه ژوئن برگزار شود. رییس جمهوری روسیه تمایل دارد در این نشست در زمینه منافع متقابل مانند خلع سلاح اتمی، تغییرات آب هوایی و توافق هسته ای ایران با آمریکا همکاری کند. اما با این حال روسیه مصمم است که درباره کشورهای سوریه، بلاروس و آسیای میانه امتیازی به آمریکا ندهد. رئیس جمهوری روسیه روز چهارم ماه ژوئن در همین زمینه گفت: «ما پیشرفت چشمگیری در روابط میان دو کشور را انتظار نداریم».

 

نگاهی به نظام انتخاباتی در ازبکستان

رئیس جمهوری در ازبکستان به عنوان پرجمعیت ترین کشور آسیای میانه با رای مستقیم مردم و برای مدت هفت سال انتخاب می شود.

به گزارش ایرنا، رئیس‌جمهور ازبکستان با روش دومرحله‌ای انتخاب می‌شود. اگر هیچ‌ یک از نامزدها در مرحله نخست نتوانند اکثریت قاطع را  بدست آوردند انتخابات به دور  دوم کشیده می شود و در این مرحله نامزدی که بیشترین رای را به خود اختصاص دهد به عنوان رئیس جمهور معرفی می شود.

شهروندان دارای حداقل ۳۵ سال، مسلط به زبان ازبکی که حداقل ۱۰ سال در ازبکستان اقامت داشته باشند، می تواند به عنوان نامزذ انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کنند.

مدت هر دوره ریاست جمهوری ازبکستان هفت سال است، شوکت میرضیایف رئیس جمهور فعلی دومین رئیس جمهور این کشور پس از استقلال است که در سال ۲۰۱۷ به قدرت رسید.

«اسلام کریم اف »، رئیس‌جمهور پیشین ازبکستان که در دوم سپتامبر ۲۰۱۶ فوت کرد، بیش از ۲۶ سال مقام ریاست جمهوری کشور را در دست داشت.

کریم‌اف در سال ۱۹۹۰ با رای شورای جماهیر انتخاب شد. او از ژوئن ۱۹۸۹ یعنی دو سال قبل از فروپاشی شوروی زمانی که به‌عنوان دبیر اول حزب کمونیست انتخاب شد، زمام امور ازبکستان را در دست گرفته بود. او توانست در دسامبر ۱۹۹۱ به‌عنوان اولین رئیس‌جمهوری ازبکستان پس از استقلال نام خود را در تاریخ این کشور ثبت کند.

با آنکه قرار بود پنج سال پس از آن برای بار دوم در انتخابات شرکت کند، تحت شرایطی ویژه تصمیم گرفت با برگزاری همه‌پرسی در مارس ۱۹۹۵ مدت ریاست‌جمهوری خود را تا سال ۲۰۰۰ تمدید کند.

کریم‌اف در ژانویه ۲۰۰۰ برای دومین بار در انتخابات پیروز شد اما این‌بار هم تنها پس از دو سال با اصلاح قانون اساسی در سال ۲۰۰۲ دوره ریاست‌جمهوری را از ۵ سال به هفت سال افزایش داد. او در انتخابات ۲۰۰۷ نیز بار دیگر توانست رهبری ازبک‌ها را در دست بگیرد.

پس از مرگ کریم‌اف، از میان «تاتیانا کریموا» همسر اسلام کریم اف ، «رستم اینویاتوف» رئیس سازمان اطلاعات ازبکستان، «رستم عظیم اف» از منطقه تاشکند و معاون نخست‌وزیر و «شوکت میرضیایف» نخست‌وزیر ازبکستان عنوان نماینده قبیله سمرقند تا زمان برگزاری انتخابات، با حفظ سمت نخست‌وزیر، کفیل ریاست جمهوری بود.

در نهایت میرضیایف» که در انتخابات ۱۴ آذر ۱۳۹۵ ریاست جمهوری ازبکستان با کسب بیش از ۸۸ درصد آرا به عنوان رئیس جمهوری جدید این کشور انتخاب شد . «سرور آتموراداف» نماینده حزب احیای ملی، «حاتمجان کیتمان اف» نماینده حزب خلق دموکرات و «نریمان امراف» از حزب سوسیال دموکرات نامزدهای دیگر این انتخابات بودند.

کیتمان اف و امراف در انتخابات گذشته ریاست جمهوری ازبکستان نیز با اسلام کریم اف وارد رقابت شدند که هر شکست خوردند.

براساس قانون«انتخابات ریاست جمهوری ازبکستان»، مراسم ادای سوگند رئیس جمهوری جدید، باید دو ماه بعد ازاعلام نتایج رسمی انتخابات برگزار شود، از این رو بر اساس قانون مراسم باید ماههای ژانویه – فوریه سال ۲۰۱۷ برگزار می‌شد، ولی تصمیم نهایی این شد، که میرضیاف ۱۰ روز بعد از برگزاری انتخابات رسما در مقام رئیس جمهوری مشغول شود.

انتخابات پارلمانی

نمایندگان مجلس ملی با رای مردم برای دوره‌ای پنج ساله تعیین می‌شوند.

انتخابات پارلمانی ازبکستان اول دی ۱۳۹۸  برگزار شد. این نخستین انتخابات پس از تصویب قانون جدید انتخابات و اولین انتخابات پارلمانی در دوران ریاست جمهوری میرضیایف بود.

در این انتخابات ۷۵۰ نامزد از ۵ حزب سیاسی اصلی ازبکستان برای کسب ۱۵۰ صندلی مجلس به رقابت پرداختند.

در این انتخابات حزب دمکرات لیبرال با کسب ۵۳ کرسی از ۱۵۰ کرسی پارلمان، بزرگترین جناح مجلس خواهد بود. حزب دمکرات رستاخیز ملی، حزب سوسیال دمکرات عدالت، حزب دمکرات مردم و حزب اکولوژی ازبکستان نیز به ترتیب ۳۶، ۲۴، ۲۲ و ۱۵ کرسی پارلمان را از آن خود کردند.

به گزارش خبرگزاری آناتولی، در این انتخابات حدود ۱ میلیون و ۹۷۸ هزار و ۴۸ نفر در رای گیری شرکت کردند و میزان مشارکت ۶۲.۸ درصد بوده است.

به گزارش ایرنا، بر اساس آمار منتشر شده، ۷۵۰ نامزد ثبت نام کرده برای ۱۵۰ کرسی مجلس نسبت به مجالس قبلی تحصیلکرده‌تر (۱۰۰ درصد با مدرک دانشگاهی) و جوان‌تر (۳۲ درصد زیر ۴۰ سال) هستند و ترکیب جنسیتی نامزدها هم متوازن‌تر شده است بطوری که ۴۰ درصد از نامزدها زن هستند.  بر اساس قانون انتخابات ازبکستان دستکم ۳۰ درصد از نامزدهای هر حزبی باید از میان بانوان باشند. در انتخابات یکشنبه ۳۱۰ تن از ۷۵۰ نامزد انتخابات زن هستند که نسبت به انتخابات قبلی در سال ۲۰۱۴ در حدود ۱۰ درصد افزایش نشان می‌دهد.

انتخابات پارلمانی دور قبل ماه دسامبر سال ۲۰۱۴ و ژانویه سال ۲۰۱۵ میلادی برگزار شد..

میرضیایف در جریان اجلاس تابستانی سال ۲۰۱۷ در سخنرانی در مجلس از احزاب سیاسی قانونگذاران ازبکستان به علت انفعال آنها انتقاد کرده و از آنان خواسته که نقش بیشتری در سیاست‌گذاری و تصویب قوانین داشته باشند.

رئیس جمهوری ازبکستان در سال ۲۰۱۸ نیز بار دیگر از مجلس انتقاد کرد و بر ضرورت تقویت نقش مجلس عالی (بخشی از پارلمان در کنار مجلس سنا) و احزاب سیاسی با اصلاحات سیاسی و ایجاد رقابت سیاسی واقعی تاکید کرد.

 

Updated: ژوئن 16, 2021 — 1:18 ق.ظ