اخبار روز : خلیلزاد در کابل: به قدرت رسیدن طالبان به زور پذیرفتنی نیست

 

خلیلزاد در کابل: به قدرت رسیدن طالبان به زور پذیرفتنی نیست

منبع تصویر،ARG

زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان در راس یک هیات بلندپایه آمریکایی به کابل سفر کرده و با چهره‌های سیاسی و رهبران افغان از جمله محمد اشرف غنی، رئیس‌جمهوری و عبدالله عبدالله، رئیس شورای مصالحه ملی دیدار کرد.

آقای خلیلزاد گفته به قدرت رسیدن طالبان از راه زور پذیرفتنی نیست و پس از این نماینده ویژه سازمان ملل متحد در امور افغانستان فعال‌تر خواهد شد.

بنا به اعلامیه‌های ارگ و شورای مصالحه ملی تمرکز بیشتر دیدار و گفتگوها “فصل جدید همکاری” میان کابل و واشنگتن پس از خروج نیروهای بین المللی از افغانستان بوده است.

در اعلامیه ارگ آمده که در این دیدار در مورد گسترش همکاری‌ها و تداوم روابط سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی، دفاعی و اقتصادی بحث و تبادل شده است.

منبع تصویر،ARG

در یک بیانیه دفتر آقای عبدالله نیز آمده که آقای خلیلزاد گفته کشورش در راستای ایجاد اجماع جهانی و منطقه‌ای در حمایت از تلاش‌های صلح افغانستان کار می‌کند و وقت آن است تا طرف‌های درگیر خشونت‌ها را کاهش دهند و گفت‌وگوهای جدی و نتیجه‌ بخش را آغاز کنند.

در بیانیه ارگ همچنین آمده است که هیأت آمریکایی “با یادآوری از تداوم کمک سالانه ۳،۳ میلیارد دالری حکومت آن کشور به نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان، پیام حکومت ایالات متحده امریکا را در حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی به ویژه قوای هوایی و بخش‌های اقتصادی و حقوق بشری، ابراز کرد.”

ارگ همچنین از تعهد دو طرف به تداوم و توسعه همکاری در زمینه‌های مختلف در این نشست یادآوری کرده است.

منبع تصویر،DR ABDULLAH ABDULLAH/FACEBOOK

در اعلامیه شورای مصالحه ملی همچنین گفته شده که در این دیدار درباره روند صلح افغانستان صحبت شده است.

در اعلامیه آمده است:”آقای خلیلزاد بیان داشت که کشورش با قاطعیت از روند صلح حمایت می‌کند و در راستای ایجاد اجماع جهانی و منطقه‌ای در حمایت از تلاش‌های صلح کار می‌کند. وی در ادامه‌ صحبت‌های خود علاوه کرد که وقت آن است تا طرف‌های درگیر خشونت‌ها را کاهش دهند و گفت‌وگوهای جدی و نتیجه‌بخش را آغاز کنند.”

این در حالی است که چند روز قبل رئیس شورای مصالحه ملی درباره روند جاری صلح گفت افغانستان هنوز به اندازه گذشته از صلح فاصله دارد.

جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و ینس استولتنبرگ، دبیرکل پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) اعلام کرده‌اند که نیروهای شانرا تا ۱۱ سپتمبر ۲۰۲۱ از افغانستان خارج می‌کنند.

مقامات آمریکایی گفته‌اند ممکن است خروج نیروهای آنان پیش از زمان تعیین شده انجام شود.

 

 

صلح افغانستان سرابی دست نیافتنی

مقامات دولتی، اعضای شورای عالی مصالحه ملی و برخی از اعضای هیأت مذاکره افغانستان از تأمین صلح ابراز ناامیدی کرده‌اند و این اظهارات نشان می دهد که صلح در این کشور به سرابی دست نیافتنی مبدل شده است.

به گزارش ایرنا، محمدیونس قانونی از اعضای رهبری شورای عالی مصالحه ملی افغانستان و معاون سابق رئیس جمهوری این کشور هشدار داد که اختلافات داخلی و عدم پیشرفت در مذاکرات صلح، نظام را با خطر فروپاشی مواجه خواهد کرد.

قانونی در مورد بحران بی‌اعتمادی در درون جناح جمهوریت هشدار داد و گفت که عامل سقوط و فروپاشی نظام جمهوری همین اختلافات داخلی خواهد بود.

قانونی تصریح کرد که اختلافات داخلی روحیه گروه طالبان را تقویت کرده و آنها را امیدوار ساخته است که می تواند از مسیر جنگ پیروز شوند.

عبدالله عبدالله رئیس شورای عالی مصالحه ملی افغانستان نیز در مراسمی در کابل گفت که از صلح فاصله داریم اما وضعیت امروز افغانستان با وضعیت دهه 90 و سقوط دولت نجیب الله قابل مقایسه نیست.

وی تائید کرد که تاکنون هیچ پیشرفتی در گفت وگوهای صلح مشاهده نشده و مردم افغانستان از صلح به همان اندازه ‌که در گذشته فاصله داشتند امروز نیز همان فاصله را دارند.

عبدالله همچنین از اختلافات شدید در صف جمهوریت سخن گفت و تاکید کرد که تلاش برای حل این اختلافات جریان دارد و به نتیجه خواهد رسید.

محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و مشاور ارشد سیاسی رئیس جمهوری نیز می گوید که در داخل و خارج از کشور حرف از صلح و وحدت است اما در عمل برای جنگ و تفرقه  آمادگی گرفته می‌ شود.

وی افزود که هر روز ابعاد فاجعه در کشور گسترده می‌ شود و بر خلاف وحدت، برای تفرقه کار صورت می‌گیرد و برای رسیدن به جامعه بدون ظلم و تبعیض فاصله طولانی داریم.

محمدسرور دانش معاون دوم رئیس جمهوری افغانستان هم دیروز جمعه در نوشته برای طرح امنیتی کابل گفته است که امروز برخلاف انتظار، صلح تبدیل به سرابی شده که همه تشنه لبان دنبال آن می گردند.

وی افزوده است که جناح دولت به تضرع و التماس به صلح توصیه می کنند و تأکید می کنند که خلاف و مغایر صلح چیزی نگویید، اما دشمن جری‌تر و جسورتر از پیش، به کشتار همیشگی خود ادامه می دهد و برای این که آسان‌تر به اهداف شوم خود برسد، غیر نظامیان و گروه های خاص قومی و مذهبی و علمای دین را مورد حمله قرار می دهند.

«عبدالحفیظ منصور» عضو هیأت مذاکره کننده دولت افغانستان اما رئیس جمهور غنی و حامد کرزی رئیس جمهوری سابق را مقصر وضعیت کنونی می داند.

منصور می‌ گوید که اشتباهات، محمداشرف غنی رییس جمهور فعلی و حامد کرزی رئیس جمهور سابق کشور،‌ افغانستان را به پرتگاه سقوط نزدیک کرده است.

این عضو هیات مذاکره کننده دولت افغانستان ابراز امیدواری کرد که دولت این کشور وضعیت را درک کند و در تصمیم گیری‌ها مردم را شریک کند، در غیر اینصورت مانند گذشته کسی بیم بمباران ناتو را ندارند و درهر استانی پرچم جداگانه بلند خواهند کرد.

هم اکنون جنگ در 10 استان افغانستان بشدت ادامه دارد و امروز شنبه گزارش های ضد و نقیض از سقوط شهرستان «ده یک» در استان غزنی بدست طالبان نیز گزارش شده است.

 

ازوسوسه های اقتصادی افغانستان برای چین تا چراغ سبز طالبان به پکن

گفته می‌شود که طالبان این چراغ سبز را به چین داده است که به سین کیانگ اهمیتی نمی‌دهد. این رویکرد ضمنی طالبان با دغدغه‌ی اصلی چین در افغانستان مبنی بر جلوگیری از بروز هرج و مرج در این کشور شوربخت و تبدیل شدن به پناهگاه یا کریدور ترانزیتی برای شبه نظامیان اویغور مرتبط است.

انتخاب : در تاریخ ۹ مه از وزارت خارجه چین خواسته شد تا در مورد خشونتی که در کابل، پایتخت افغانستان رخ داده بود، اظهار نظر کند. گفتنی است، تروریست‌ها در این اقدام تروریستی یک خودروی بمب گذاری شده را در خارج از یک مدرسه دخترانه منفجر کردند. هنگامی که دانش آموزان سراسیمه به سمت محل انفجار می‌رفتند، دو بمب دیگر هم منفجر شد. در این حادثه حداقل ۶۸ نفر جان خود را از دست دادند که اکثر آن‌ها کودک بودند. هدف این حمله دختران شیعه بودند که در اقلیت هستند و غالباً مورد هدف گروه‌های اسلام گرای سنی قرار می‌گیرند. در حال حاضر، چنین گروه‌هایی در تلاش هستند تا از فرصت به دست آمده بر اثر خروج نیرو‌های آمریکایی از افغانستان که تا ۱۱ سپتامبر عملی می‌شود، استفاده کنند. آنان قصد دارند تا از طریق خونریزی و خشونت به اهدافشان دست یابند. دیپلمات‌های چین می‌توانستند از چندین روش قابل قبول به آخرین خشونت‌ها در افغانستان پاسخ دهند.

در ادامه این مطلب آمده است: منطقی بود که وزارت امور خارجه به طالبان بگوید که این مشکل را مهار کند. زیرا چین از اهرم‌های فزاینده‌ای برای اعمال نفوذ بر رهبران طالبان برخوردار است. این اقدام ممکن است ضداسلامی به نظر برسد.

وانگ یی، وزیر امور خارجه چین ابراز امیدواری کرد که دولت‌های آینده افغانستان از اسلام معتدل استقبال کنند. این اظهار نظر وانگ به نوعی سرزنش آشکار غیرت به سبک طالبان بود.

شواهد نشان می‌دهد که طالبان می‌تواند متعصب و عمل گرا باشد. رهبران آن‌ها امیدوارند که به زودی بتوانند با گذشت یک ربع قرن از زمانیکه برای اولین بار افغانستان را در معرض سلطه‌ی تروریستی خود قرار دادند، مجدداً بر آن سلطه یابند. مهم اینکه، کارشناسان و دیپلمات‌ها در چین و کشور‌های دیگر می‌گویند که خصوصاً طی سه سال گذشته، ارتباطات بین طالبان افغانستان و چین به طرز چشمگیری افزایش یافته است. مهم اینکه هیئت‌های طالبان که مایل به شناسایی سیاسی و حمایت اقتصادی چین هستند، برنامه‌های این کشور برای ایجاد بزرگراه‌ها بین شهر‌های افغانستان را تأیید کرده اند. آن‌ها ادعا می‌کنند که از یک پروژه با بودجه چین در نزدیکی کابل برای ایجاد یکی از بزرگترین معادن مس جهان که سال‌ها به دلیل نگرانی در مورد خرابه‌های بودایی باستان در این سایت و ترس از حملات ستیزه جویان متوقف شده بود، پشتیبانی می‌کنند.

گفته می‌شود که طالبان این چراغ سبز را به چین داده است که به سین کیانگ اهمیتی نمی‌دهد. این رویکرد ضمنی طالبان با دغدغه‌ی اصلی چین در افغانستان مبنی بر جلوگیری از بروز هرج و مرج در این کشور شوربخت و تبدیل شدن به پناهگاه یا کریدور ترانزیتی برای شبه نظامیان اویغور مرتبط است. مهم اینکه، چین مطمئن است که اویغور‌ها مترصد چنین فرصتی در منطقه هستند. چین معتقد است، این شبه نظامیان و جنگجویان شامل برخی از افراد دارای تجربه جنگ در سوریه و یا افرادی هستند که امیدوارند از مناطق قبیله‌ای و بی قانون پاکستان وارد سین کیانگ شوند.

همچنین به عنوان یک گزینه‌ی دیگر، منطقی بود که چین از پاکستان بخواهد تا برای مهار خونریزی در افغانستان کمک کند. گفتنی است، به زعم برخی، پاکستان حامی طالبان است و مبارزان افغان را به ایجاد ارتباط با چین تحریک کرده است. پاکستان تمایل دارد که برای چین به عنوان مهمترین حامی خود مفید باشد. اما وزارت امور خارجه چین رویکرد متفاوتی را انتخاب کرد. هوآ چونینگ، سخنگوی این وزارتخانه پس از ابزار تأسف بابت قتل دانش آموزان دختر در کابل، آمریکا را مقصر دانست. وی واشنگتن را متهم کرد که با اعلام ناگهانی خروج نیرو‌های آمریکا از افغانستان، یک سری حملات انفجاری در سراسر کشور را ایجاد کرده است. وی از نیرو‌های خارجی خواست که با مسئولیت پذیری از افغانستان بیرون بیایند و از ایجاد آشفتگی و رنج بیشتر برای مردم جلوگیری کنند.

این یک انتقاد جدید است. دانشمندان چینی و رسانه‌های دولتی سالهاست که نیرو‌های آمریکایی را متهم می‌کنند که فراتر از مأموریت اصلی خود برای ریشه کن کردن القاعده در افغانستان عمل می‌کنند و به آشوب در این کشور جنگ زده با رویا‌های ساده لوحانه خود در مورد ملت سازی به سبک غربی دامن زده اند. اخیراً، آن‌ها ادعا کرده اند که آمریکا مطمئناً پس از خروج نیروهایش، عوامل مخفی را در افغانستان نگه خواهد داشت که این موضوع تا حدی برای چین دردسر ایجاد می‌کند. به طور خلاصه، چین معتقد است که آمریکا بیش از اندازه‌ی مورد نیاز در افغانستان مانده، حالا بسیار عجولانه در حال ترک این کشور است و در واقع به طور تمام و کمال این کشور را ترک نخواهد کرد.

این بحث خیلی پیچیده است، به ویژه وقتی به اظهارات مقامات چینی توجه می‌کنیم که می‌گویند اکنون افغانستان یک منطقه همکاری امکانپذیر با آمریکا در کنار مسائلی همچون تغییرات آب و هوا و تلاش برای جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای است. اما چینی‌ها رویکرد روشنی ندارند که جزئیات آن مشخص باشد. این موضوع در جلسه‌ی نمایندگان پکن با همتایان آمریکایی شان در انکوریج مشخص بود. گفتنی است، چند سال پیش چین و آمریکا به طور مشترک دیپلمات‌ها و نیرو‌های پلیس افغانستان را آموزش می‌دادند. در حال حاضر نیز چین بر اهمیت ابتکار عمل کمربند و جاده خود تأکید می‌کند. پکن معتقد است که این طرح می‌تواند توسعه افغانستان را به دنبال داشته باشد و در نتیجه ثبات این کشور را تقویت کند. به طور مثال، از نظر چینی‌ها اتصال این کشور به دریا از طریق پاکستان می‌تواند بسیار مفید باشد.

افغانستان زمانی شاهد همکاری چشمگیر چین و آمریکا بود. مثلاً، در اوایل جنگ با تروریسم در افغانستان، جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور آمریکا یک گروه اویغور در چین را که تحت عنوان جنبش استقلال ترکستان شرقی (ETIM) فعالیت می‌کردند، به عنوان تروریست تعیین کرد. مأموران چینی مجاز به بازجویی از اویغور‌های بازداشت شده در خلیج گوانتانامو بودند. به طور مثال، وکیل یک فرد اویغور به او گفت که بسیار خوش شانس است که دست آمریکایی هاست، زیرا به محض اینکه به چین بازگردانده شود، خواهد مرد. چنین اقدام مشترکی از سوی پکن-واشنگتن اکنون غیرقابل تصور است، زیرا مواضع دو طرف در سین کیانگ بسیار از یکدیگر فاصله گرفته است. در سال ۲۰۲۰ دولت ترامپ جنبش استقلال ترکستان شرقی را از لیست گروه‌های تروریستی حذف کرد. در حالی که چین می‌گوید، این گروه یک تهدید بزرگ است.

برای چین، هیچ چیز بیش از ثبات این کشور مهم نیست. در همین ارتباط، پکن در یک برداشت منطقی آمریکا را یک عامل مشکل ساز می‌داند. همچنین چینی‌ها به طالبان، پاکستان و ایران بی اعتماد هستند. در مقابل، آمریکا رقیبی خطرناک برای پکن به شمار می‌رود که اشتباهات بدی مرتکب شده است، بنابراین هدف ایده آلی برای انتقاد محسوب می‌شود. اگر افغانستان در آستانه یک جنگ داخلی به نظر برسد، ممکن است چین از مأموریت‌های صلح منطقه‌ای یا سازمان ملل در این کشور حمایت کند. اما نیرو‌های خود را برای برقراری نظم در این کشور حداقل زیر پرچم چین به آنجا نمی‌فرستد، زیرا افغانستان قبرستان امپراتوری‌ها است. پرونده افغانستان آشکار است.

در پایان باید گفت که چین در حال ظهور به عنوان یک قدرت بزرگ است که تقریباً به صورت منحصر به فردی فقط به منافع اقتصادی و امنیتی سرد و سخت اعتماد دارد. از نظر چین، توجه به منافع شخصی کاری خردمندانه است.

 

روزهای دشوار افغانستان؛ مردم هر روز با مرگ ملاقات می‌کنند

۸ صبح : افغانستان این روزها بدترین روزهای تاریخش را تجربه می‌کند. مردم کابل هر روز هنگام پیاده‌روی در خیابان‌ها با مرگ ملاقات می‌کنند. مرگ هر روز به سراغ کسانی می‌رود که در اوج هستند و در حال شکفتن و پرواز کردن. ساکنان پایتخت هر صبح با هراس و هزار ترس برای تهیه نان از خانه بیرون می‌زنند، بسیاری هنگام خارج شدن از خانه با خانواده‌های‌شان خداحافظی می‌کنند؛ چون فکر می‌کنند که وضعیت نامساعد و شکننده این روزهای کابل مجال برگشتن دوباره به خانه را برای‌شان نمی‌دهد. باشنده‌گان کابل این روزها آن‌قدر که مرگ‌شان را محتمل می‌دانند، دوام زنده‌گی‌شان را نمی‌دانند. مراسم سوگواری قربانیان حمله انتحاری در یک بخش کابل به پایان نمی‌رسد که خبر حمله دومی و سومی به گوش عزاداران می‌رسد. تا از فاتحه‌ قربانیان حمله انتحاری یک‌بخش خلاص می‌شوید، جسد بی‌جان سرباز کشته‌شده در جنگ با طالبان از راه می‌رسد. جنازه آن در جریان است که سارقان و اراذل و اوباش شهر با چاقو و تفنگچه جان دیگری را می‌گیرند. همراه با این‌ها کرونا هم به آمار مرگ‌ومیر غیرطبیعی مردم افغانستان افزوده است. بسترهای شفاخانه‌های کابل پر است از مریض و متأسفانه برای جلوگیری از مرگ‌های ناشی از کرونا امکانات اندک است. خلاصه، زنده‌گی این روزها در کابل به تار مویی بسته است. از باشنده‌گان کابل تا مرگ و دامان خاک یک قدم فاصله است.

در اوضاعی چنین آشفته، بار دیگر یأس و ناامیدی ناشی از بی‌پناهی به مردم دست داده است. از مردمی که طی بیست سال اخیر مورد حمله قرار گرفته‌ و با بی‌رحمانه‌ترین شیوه کشته و زخمی شده‌اند، متأسفانه هیچ‌گاه هیچ نهاد داخلی و خارجی از رنج و مشکل آنان نپرسیده و پرونده‌شان را باز نکرده است. مردمی که شکایات و عرایض‌شان هیچ وقت بررسی و مورد پی‌گیرد قرار نگرفته است.

براساس آمار کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، تنها در جریان ماه می ۲۸۰ غیرنظامی در کشور کشته شده که از میان این تعداد، ۱۰۹ تن آنان کودکان بوده‌اند. براساس آمار این کمیسیون، ۶۳۴ نفر دیگر زخم برداشته‌اند. به یاد داشته باشیم که وقتی آمار کشته شده‌گان و زخمی‌هایی که در جنگ اشتراک نداشته‌اند در این سطح است، آمار تلفات در میدان جنگ بدون شک بیش‌تر از آن چیزی است که به خورد مردم داده می‌شود. میدان جنگ هر روز گواه تلفات بی‌شماری از هر دو طرف جنگ است.

وحشیانه‌ترین حملات و کشتارها در هفته‌های اخیر در غرب کابل رخ داده است. حمله بر مکتب سیدالشهدا که در آن بیش‌تر از ۹۰ دانش‌آموز کشته شدند و حدود ۲۴۰ تن دیگر زخم برداشتند، خونین‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین حمله در کابل بود. حمله بر موتر حامل استادان دانشگاه البیرونی که در آن چندین استاد باتجربه و کارمند این دانشگاه جان باختند، نیز از حملات مرگ‌بار هفته‌های اخیر در کابل است. در جریان ماه می -اولین ماه خروج نیروهای ایالات متحده امریکا از افغانستان- جنگ‌های شدیدی میان دولت و گروه طالبان رخ داده که ظاهراً تلفات طالبان بی‌پیشینه بوده است. این گروه هم‌زمان با آغاز خروج نیروهای امریکایی حملات خود را بالای ولایت‌های هلمند، قندهار، غزنی، بغلان، فراه و دیگر بخش‌های زیر حاکمیت ارتش تشدید کرد که با سرکوب شدید نیروهای ارتش مواجه شد. ارتش تا این دم تمام حملات گروه طالبان را دفع و تلفات سنگینی بر آنان وارد کرده است.

اما به نظر می‌رسد که گروه طالبان پس از شکست در میدان‌ جنگ، به بدیل و گزینه‌های غیر از جنگ رو در رو با ارتش فکر می‌کند و روی می‌آورد. با توجه به پیشینه و تاریخ این گروه، احتمال می‌رود که حملات انتحاری، ترورهای هدفمند و انفجار پایه‌های برق بیش‌تر شود. چنان که در هفته گذشته کابل تقریباً هر روز شاهد یک حمله انتحاری، ترور و خشونت بود. در هفته گذشته چندین حمله بالای غرب کابل انجام شد که هرکدام تلفات زیادی داشت. حملات روزهای اخیر نشان می‌دهد که گروه طالبان برای فشار وارد کردن بالای حکومت دست به حملات انتحاری و ترورهای هدفمند می‌زند و این را احتمالاً در روزهای آینده شدیدتر خواهد ساخت.

 

بیم پاکستان از پیامدهای خروج آمریکا از افغانستان

سرعت بی‌سابقه خروج نظامیان آمریکا از افغانستان که ناظران سیاسی در پاکستان آن را فرار از صحنه و شانه خالی کردن از مسئولیت تفسیر می‌کنند، همچنان موجب نگرانی دولت اسلام‌آباد شده و مقامات این کشور نسبت به خروج بی‌نتیجه آمریکا و پیامدهای خطرناک آن بر منطقه و پاکستان هشدار می‌دهند.

به گزارش ایرنا، همزمان با ادامه طرح خروج آمریکا این نگرانی در پاکستان به عنوان کشور همسایه افغانستان به وجود آمده است که هرگونه خلاء امنیتی ناشی از خروج غیرمسئولانه آمریکایی‌ها پیآمدهای سنگینی به دنبال خواهد داشت و به احتمال زیاد افغانستان حوادث دهه ۹۰ و جنگ داخلی را تجربه خواهد کرد.

اسلام‌آباد که خود را متعهد به همکاری نزدیک با سهام داران صلح افغانستان و در صدر آن دولت کابل می‌داند، نسبت به برخی تحرکات برای متهم شناختن پاکستان به دلیل حوادث بعد از خروج نظامیان ناتو و آمریکا از افغانستان، نگران است و از رویکرد مقامات دولت کابل نیز چندان خرسند به نظر نمی‌رسد.

این درحالی است که نخست وزیر پاکستان و مشاور امنیت ملی این کشور نسبت به دور جدید بازی اتهام و سرزنش میان این کشور و افغانستان نگران بوده و این وضعیت را همزمان با ادامه خروج نظامیان آمریکا، به ضرر تلاش‌های صلح در افغانستان می‌دانند.

عمران‌خان: تکلیف افغانستان باید تا قبل از پایان خروج آمریکا مشخص شود

نخست وزیر پاکستان با ابراز نگرانی این کشور نسبت به خطر جنگ داخلی در همسایه غربی خود افغانستان در دوران پساخروج نظامیان خارجی، تاکید کرد که اسلام‌آباد مصرانه خواهان حل و فصل سیاسی بحران افغانستان قبل از خروج نیروهای خارجی از این کشور است.

وی شب گذشته طی مصاحبه‌ای با رویترز آخرین سیاست‌های دولت اسلام‌آباد در قبال افغانستان و نحوه خروج آمریکا از این کشور همسایه را تشریح کرد و افزود: افغانستان با تهدید بروز درگیری‌های داخلی مواجه است و این نگرانی به شدت در پاکستان احساس می‌شود اما اسلام‌آباد اطمینان می‌دهد که بهترین همکاری را برای حل و فصل سیاسی بحران افغانستان قبل از ترک (کامل) آمریکایی‌ها انجام خواهد داد.

عمران خان ۶۸ ساله که زمستان گذشته سفر رسمی به افغانستان انجام داده بود، تاکید کرد: ما سیاست گذشته خود مبنی بر «عمق استراتژیک» در افغانستان را تغییر داده و متعهد هستیم که با هر دولتی که توسط مردم افغانستان انتخابات و قدرت را به دست بگیرد، همکاری دوستانه‌ای خواهیم داشت.

نخست وزیر پاکستان هشدار داد که گروه طالبان از لحظه‌ای که آمریکایی‌ها اعلام به خروج از افغانستان کردند، احساس پیروزی در جنگ را دارند و این تهدید وجود دارد که با خروج نیروهای خارجی جنگ‌های داخلی در افغانستان رخ بدهد و یک بار دیگر شاهد سرازیر شدن بحران پناهندگان از افغانستان خواهیم بود که پاکستان بیشترین آسیب را از این وضعیت خواهد دید.

اظهارات اشرف غنی و حمدلله محب خشم اسلام‌آباد را برانگیخت

گزارش منابع رسمی پاکستان حکایت از خشم دولتمردان این کشور نسبت به اظهارات اخیر رئیس جمهوری و مشاور امنیت ملی افغانستان دارد و اسلام‌آباد اخیرا در نشست سه جانبه وزیران امور خارجه پاکستان، چین و افغانستان از حنیف اتمر وزیر امور خارجه افغانستان خواست تا برای بررسی وضعیت و مذاکره شفاف درباره خواسته‌های کابل، به اسلام‌آباد سفر کند.

برخی از گزارش‌ها حاکی از قطع تماس‌های رسمی پاکستان با «حمدلله محب» مشاور امنیت ملی افغانستان است و علاوه بر این مشاور امنیت ملی پاکستان در واکنش به سخنان همتای افغانستانی خود، هشدار داد که اسلام‌آباد نگران یک سناریوی جدید علیه خود به دلیل حوادث پس از خروج نظامیان آمریکا از افغانستان است.

«مُعید یوسف» شب گذشته در گفت وگو با شبکه پاکستانی «داون نیوز» افزود: تغییر مسئولیت اسلام‌آباد در قبال افغانستان در میان خروج آمریکا از این کشور، برای توجیه برخی کاستی‌ها و پنهان شدن پشت ترفند اتهام و سرزنش، هرگز قابل قبول نیست.

وی تاکید کرد: خروج ناگهانی ایالات متحده از افغانستان ایده آل نیست در عین حال طرف آمریکایی به پاکستان اطمینان داده است که مورد هدف بازی سرزنش و اتهام قرار نخواهد گرفت، اما فقط زمان نشان خواهد داد که آیا آنان (آمریکایی‌ها) به وعده خود عمل می‌کنند یا خیر، زیرا تاریخ خلاف آن را نشان می‌دهد.

گفتنی است، خروج سریع آمریکایی‌ها از افغانستان که به گفته سنتکام تاکنون ۴۴ درصد این خروج انجام شد، و همزمان اتهامات کابل علیه اسلام‌آباد باعث شده تا پاکستان نسبت به تنش‌های تازه با افغانستان و پیامدهای آن بر روند صلح نگران شود.

از طرف دیگر گروه طالبان نیز به طور تلویحی به پاکستان هشدار داد که هیچ اجازه‌ای برای حضور نظامی آمریکا در خاک خود و ارائه پاکستان به آنان ندهد.

وزیر امور خارجه پاکستان نیز یک روز پس از نشست سه جانبه با همتایان افغانستانی و چینی خود اعلام کرد: سیاست اسلام‌آباد روشن و واضح است، ما هیچ پایگاهی به نیروهای خارجی نخواهیم داد.

وی با ابراز تاسف از مواضع اخیر مشاور امنیت ملی افغانستان علیه پاکستان، افزود: اسلام‌آباد به نقش سازنده و مثبت برای کمک به پیشبرد روند صلح ادامه خواهد داد.

 

طالبان و القاعده؛ دوقلویی تروریزم در افغانستان

روزنامه صبح کابل : یکی از نکات مهم در توافق‌نامه‌ی دوحه بین امریکا و طالبان، قطع رابطه‌ی این گروه با دشمن قسم‌خورده‌ی امریکا –القاعده- بود. هر چند، چند ماه پیش که گزارش‌هایی از هم‌کاری طالبان با القاعده نشر شد، ذبیح‌الله مجاهد، سخن‌گوی طالبان، گفت که در هیچ جای توافق‌نامه‌ی دوحه، به قطع رابطه‌ی این گروه با القاعده اشاره نشده؛ اما خروج امریکا و ناتو، نشان می‌دهد که این کشور، از تهدید القاعده خاطرجمع شده و نگرانی ندارد که بار دیگر، توسط حملات سازمان‌دهی‌شده‌ی القاعده، آسیب ببیند.
در کنار دلایل بی‌شماری که پای امریکا و ناتو را به افغانستان کشاند، اصلی‌ترین دلیل، حضور القاعده در این کشور بود. شبکه‌ی تروریستی القاعده، ۲۰ سال پیش توانست با طراحی و اجرای حمله بر مرکز تجارت جهانی در امریکا، تهدید بالقوه‌ی جهانی تروریزم را بالفعل کند. پس از این حمله‌ی تروریستی، امریکا، وارد افغانستان شد که در کنار القاعده، حامیان این گروه –طالبان- را نیز در افغانستان نابود کند و سرانجام پس از ۲۰ سال، به این نتیجه رسید که اگر نتوانست طالبان را از بین ببرد، دست‌کم القاعده را از بازی کنار زد. با این که گزارش‌هایی از هم‌کاری نزدیک القاعده و طالبان پرده بر می‌دارد؛ اما امریکا می‌گوید که القاعده را در افغانستان نابود کرده و این گروه، دیگر نمی‌تواند علیه منافع امریکا دست به عملیات تروریستی بزند. از اطمینان امریکا، چنین بر می‌آید که طالبان یا پاکستان که هم‌کار استژیک امریکا در مبارزه با تروریزم است، به سیاست‌مداران امریکایی وعده‌ی سرکوب القاعده را داده اند تا این کشور بتواند پایش را از جنگ فرسایشی و دوام‌دار افغانستان بیرون بکشد.
به تازگی، بخش نظارتی سازمان ملل متحد، در گزارشی، از افزایش حملات تروریستی طالبان در سال جاری میلادی نسبت به زمان مشابه در سال گذشته خبر داده و گفته است که بین رهبران طالبان و القاعده، روابط خویشاوندی‌ای شکل گرفته است که نه تنها از سردشدن روابط این دو گروه تروریستی جلوگیری می‌کند؛ بل که زمینه‌ی هم‌کاری بین نسل دوم القاعده و طالبان را افزایش داده است. بر اساس این گزراش که سی‌ان‌ان به نشر رسانده، گروه طالبان، با وجود تلفات زیادی که داشته اند، با نوید پیروزی در مقابل امریکا و جهان، سربازگیری‌شان را افزایش داده و تعداد نیروهای جنگی این گروه، از ۵۸ هزار تا ۱۰۰ هزار افزایش یافته است.
بر اساس این گزارش، ۸ تا ده هزار نیروی جنگی خارجی در افغانستان مصروف عملیات تروریستی و جنگ علیه دولت استند که زیر نظارت و هم‌کاری مستقیم طالبان فعالیت می‌کنند. نیروهایی که بیش‌تر از طریق القاعده وارد افغانستان شده و در هم‌کاری با طالبان، برای سقوط دولت می‌جنگند.
با این که امریکا بار و بندیلش را بسته و تا اکنون نزدیک به چهل درصد از نیروهای ناتو افغانستان را به قصد کشورهای‌شان ترک کرده اند؛ اما گزارش‌ها از هم‌کاری‌های گروه‌های تروریستی و به خصوص القاعده و طالبان، خبر از تشدید و پیچیدگی جنگ افغانستان پس از خروج نیروهای ناتو می‌دهد. هدف طالبان و القاعده، به لحاظ تیوریک، به هم نزدیک و هم‌پوشانی دارد؛ بنا بر این، اگر القاعده کمک کند که طالبان در جنگ افغانستان پیروز شوند، به نفع این گروه است و هم‌چنان، با پیروزی طالبان در افغانستان، برای القاعده فرصتی فراهم می‌شود که حملات تروریستی جهانی‌اش را، از افغانستان طراحی و اجرا کند. طالبان، نه تنها که مانع چنین حملاتی نخواهند شد؛ بل که اجرای حملات توسط القاعده علیه منافع امریکا، به لحاظ دو قطب جنگی اسلام و کفر که طالبان خود را مدافعان صف اسلام می‌دانند، برای این گروه نیز موفقیت و پیروزی دنیایی و اخروی پنداشته می‌شود.
حالا که امریکا ظاهرا رفتنی است و راهی برای ماندنش تعریف نکرده –جز حضور شش هزار سرباز برای تأمین امنیت سفارت این کشور در کابل-، باید از نزدیک بر رابطه‌ی تنگاتنگ طالبان و القاعده نظارت داشته باشد تا مطمین شود که این برادران ناتنی، دست‌شان تا آرنج در یک کاسه نیست و اگر هست، فرصتی برای‌شان مساعد نمی‌شود که به تهدید بالفعل برای افغانستان و جهان تبدیل شوند. عدم توجه به هم‌کاری این دو گروه، می‌تواند آن چه ۲۰ سال پیش در امریکا اتفاق افتاد را در قسمت‌های مختلف جهان تکرار کند. این که امریکا منتظر بماند تا در حمله‌ی بعدی، دوباره علیه این گروه اقدام کند، بهتر است پیش از این که چنین هم‌کاری‌ای قوی و قابل اجرا شود، با فشار بر طالبان یا شناسایی و سرکوب عوامل القاعده در این کشور، این دو گروه را تضعیف کند.

 

تنش میان روسیه و امریکا؛ موارد اختلافی چیست؟

۸ صبح : سرگئی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه، در ۳۱ می گفت: «امریکایی‌ها، از جمله در روزهای آینده باید آماده دریافت پیام‌هایی از مسکو باشند که برای آن‌ها خوشایند نخواهد بود.» هم‌زمان با آن، وزیر دفاع روسیه نیز گفت که به دلیل افزایش تحرکات نظامی ناتو و غرب در غرب روسیه، این کشور به اقدام متقابل دست خواهد زد. به گفته وزیر دفاع روسیه، قرار است این کشور تا پایان سال ۲۰۲۱ حدود ۲۰ واحد نظامی در مرزهای غربی‌اش مستقر و حدود ۲۰ واحد تجهیزات تازه دریافت کند.

این واکنش پس از آن ابراز شد که جو بایدن، رییس‌ جمهور امریکا گفته بود که در دیدار با ولادیمیر پوتین، رییس‌ جمهور روسیه، پوتین را به خاطر احترام به حقوق‌ بشر تحت فشار قرار خواهد داد. قرار است به تاریخ ۱۱ جون سال جاری، رهبران امریکا و روسیه در جنیوا با هم ملاقات کنند و در موارد مختلف راهبردی، پیمان کاهش سلاح راهبردی جدید، اوکراین، حقوق بشر، روابط دوجانبه و الکساندر لوکاشنکو، رییس‌ جمهور بلاروس یکی از متحدان روسیه که چندی قبل هواپیمایی را به خاطر بازداشت یکی از مخالفانش وادار به نشست کرد، گفت‌وگو کنند.

بایدن در نخستین سخنرانی خود راجع به سیاست‌ خارجی‌ امریکا به تاریخ ۴ فبروری سال جاری و در رهنمود موقت سند راهبردی امنیت‌ ملی ایالات متحده، روسیه را به عنوان تهدیدی برای رهبری امریکا در جهان و دموکراسی این کشور تعریف کرده و خود را متعهد به مقابله با این تهدید در جهان دانسته است. از نظر بایدن، روسیه متهم به مداخله در انتخابات ۲۰۱۶ و ۲۰۲۰ و حملات سایبری به امریکا می‌باشد. حکومت بایدن به تاریخ ۲ مارچ سال جاری به خاطر الکسی ناولنی و به تاریخ ۱۵ اپریل ۲۰۲۱، به دلیل آنچه حمله سایبری روسیه به امریکا گفته شده، تحریم‌‌های جدیدی که شامل ۳۳ نهاد روسی و منع خرید اوراق بهادار به روبل می‌شد را اعلام کرد.

روسیه و امریکا در حال حاضر پایین‌ترین سطح روابط دیپلماتیک را پس از جنگ ‌سرد تجربه می‌کنند.

رقابت روسیه و امریکا بر سر چه و تا کجا است؟

پس از ختم‌ جنگ‌ سرد، امریکا برای تسلط بر جهان سعی کرد نظام بین‌المللی لیبرال را که پس از جنگ‌ جهانی دوم در دو سوی اتلانتیک ایجاد کرده بود، جهانی سازد. ادغام کشورهای اروپای شرقی که تازه از اتحاد جماهیر شوروی جدا شده بودند، اولین گام این استراتژی بود. برای تحقق این مأمول، ایالات ‌متحده استراتژی گسترش ناتو به سوی شرق و توسعه اتحادیه ‌اروپا را در سراسر این قاره در پیش گرفت. در نتیجه این استراتژی، کشورهای چک، هنگری، پولند، بلغاریا، استونیا، لیتویا، لیتوانیا، رومانیا، سلواکی، سلوانیا، آلبانیا، کروشیا،‌ مونته‌نگرو و ماسیدونیا در ناتو جذب شدند و تعداد کثیری از کشورهای اروپای شرقی عضویت اتحادیه ‌اروپا را پذیرفتند.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روس‌ها به خاطر توسعه اقتصادی خود به کمک‌های اقتصادی امریکا دل‌ بسته بودند. به همین دلیل، مخالفتی با استراتژی گسترش ناتو و توسعه اتحادیه ‌اروپا از خود نشان ندادند. روس‌ها که خود را میراث‌دار روسیه تزاری و اتحاد جماهیر شوروی می‌دانستند، توقع داشتند که امریکا همانند همتای خود با آن‌ها برخورد کند؛ اما امریکا برعکس، به روسیه به عنوان یک کشور شکست‌خورده و نیازمند می‌نگریست و جایگاه برابر با سایر کشورهای اروپای شرقی به او قایل بود. به همین دلیل، با وجود تمایل امریکایی‌ها به ادغام روسیه به ناتو و اتحادیه اروپا، روسیه وارد این دو سازمان نظامی و سیاسی نشد.

روسیه الی ۲۰۰۸ سیاست دنباله‌روی و بعضاً مشاهده و انتظار را دنبال می‌کرد و اگر در مواردی هم با اقدامات امریکا و غرب مخالفت می‌کرد -نظیر حمله امریکا به عراق- صرفاً محدود به اظهارنظر دیپلماتیک بود. با رشد تولید انرژی در داخل روسیه و افزایش وابسته‌گی اروپا به انرژی این کشور، در سال ۲۰۰۸ پوتین در کنفرانس مونیخ اولین‌بار برخلاف سلف خویش و روی‌کردهای قبلی خود، نظام تک‌قطبی به رهبری امریکا را نقد کرد و به صورت صریح از روسیه به‌ عنوان یکی از قطب‌های قدرت در جهان نام برد.

روسیه در سال ۲۰۱۱ -برخلاف ۲۰۰۱ در افغانستان و ۲۰۰۳ در عراق- در کنار بشار اسد ایستاد و مانع سرنگونی او و تکرار تجربه عراق و افغانستان در این کشور شد و تا امروز برخلاف میل امریکایی‌ها اسد را در قدرت نگه داشته است. پس از شدت ‌گرفتن بحران کریمیه در سال ۲۰۱۴، روسیه با استفاده از قدرت‌ نظامی، این منطقه را به خاک خود ملحق کرد و برای امریکایی‌ها و غرب نشان داد که دیگر نمی‌تواند گسترش نفوذ ناتو و امریکا را به منطقه حیات خلوت خود تحمل کند.

پس از ۲۰۱۴، روسیه که سیاست مشاهده و نظارت را در افغانستان دنبال می‌کرد و عضو ائتلاف جهانی علیه تروریسم بود، در صلح‌ و جنگ افغانستان به عنوان یک طرف فعال شد. مسکو در کنار روابط دیپلماتیک و رسمی با حکومت افغانستان و گروه‌های سیاسی افغان، با طالبان نیز روابط برقرار کرد. روس‌ها منطق ارتباط‌‌شان با طالبان را مبارزه با تهدید داعش در درون افغانستان خواندند؛ اما عملاً با فراهم کردن تسلیحات و کمک‌های اقتصادی برای طالبان، به این گروه در جنگ علیه امریکا و دولت افغانستان کمک کرد و به فعالیتش در سطح بین‌الملل مشروعیت بخشید. فراتر از آن، در تاریخ ۲۶ جون ۲۰۲۰، روزنامه نیویورک تایمز گزارشی را در مورد دادن پول به طالبان از سوی روس‌ها برای قتل سربازان امریکایی نشر کرد.

در سال ۲۰۱۹، ترکیه به عنوان یکی از قدرت‌های نظامی ناتو و یکی از متحدان امریکا، به ارزش حدود ۲.۵ میلیارد دالر امریکایی سلاح S-400 از روس‌ها خریداری کرد؛ سلاحی ‌که نسبت به سیستم دفاعی پاتریوت امریکا از موثریت بیش‌تر برخوردار است و توانایی کسب معلومات سلاح‌های ناتو را نیز دارد. امریکایی‌ها خرید این سلاح را توسط ترکیه اشتباه فاحش خواندند و بر متحد خود تحریم‌ وضع کردند. پس از ترکیه، هندوستان، متحد راهبردی دیگر امریکا در جنوب ‌آسیا هم‌چنان به خرید این سلاح علاقه‌مندی نشان داد.

بر این اساس، روسیه برخلاف آنچه امریکایی‌ها در دهه نود و سال‌های اول سده بیست‌ویکم از روس‌ها می‌خواستند، نشان داد که: اول) این کشور یک قطب قدرت در جهان معاصر با نظام سیاسی متفاوت از نظام لیبرال دموکراسی امریکا است و مثل هر قدرت دیگر می‌خواهد در منطقه خود صاحب نفوذ انحصاری باشد و به هیچ قیمتی به قدرت‌های دیگر به شمول ایالات‌ متحده اجازه نمی‌دهد که در ساحه نفوذ انحصاری‌اش نفوذ کند، حتا اگر به رویارویی مستقیم نظامی بینجامد. دوم) اگر در کنار هر دولتی ایستاد شود، امریکا و هیچ دولت دیگری نمی‌تواند آن‌ را سرنگون کند. ‌سوم) موثرتر و بهتر از امریکا در برابر تروریسم مبارزه می‌کند. چهارم) مثل امریکا و چین اقتصاد توسعه‌یافته و صنعتی‌شده ندارد؛ اما با فروش گاز و سلاح‌های استراتژیک نظیر S-400 میلیاردها دالر وارد اقتصاد کشورش حتا از متحدان امریکا می‌کند. پنجم) با حمایت از گروه‌های چریکی همانند جنگ ‌سرد می‌تواند برای امریکا و هر قدرت دیگری درد سر ایجاد کند. بنابراین، امریکایی‌ها و جهان باید روس‌ها را به عنوان یکی از سه قطب قدرت در جهان بشناسند و نباید دیدگاه و نظریات روس‌ها در تحولات جهانی را نادیده بگیرند.

امریکا و روسیه در کجاها می‌توانند همکار باشند؟

ثبات جهانی میان دولت‌ها و کنترل سلاح استراتژیک، تغییرات جوی، مبارزه در برابر پاندمی‌های پیش‌رو، مقابله در برابر چین و مبارزه در برابر تروریسم، مواردی است که امریکا را به سوی همکاری با روس‌ها می‌کشاند. روس‌ها از نظر داشتن سلاح استراتژیک و اتمی در جایگاه دوم پس از امریکا قرار دارند. با توجه به رقابت میان دولت‌ها، احتمال رقابت تسلیحاتی به ‌ویژه در عرصه اتمی وجود دارد. نگرانی امریکایی‌ها از توسعه سیستم اتمی چین است. بنابراین، امریکا برای حفظ برتری اتمی خود سعی می‌کند وضعیت موجود را در حوزه اتمی حفظ کند و این امر تنها با همکاری روس‌ها ممکن و میسر است.

تغییرات جوی و گرم‌ شدن زمین بدون همکاری قدرت‌های بزرگ ناممکن و از توان یک دولت حتا ایالات ‌متحده خارج است. دست‌ یافتن به توافقات در زمینه تغییرات جوی که چینی‌ها را هم‌چنان به آن بکشاند، امری است که همکاری روس‌ها را حتمی نشان می‌دهد. علاوه بر این مورد، با وجود روابط خوب روسیه با چین، ظهور چین همان‌گونه که می‌تواند برای امریکا تهدید باشد، برای روس‌ها که سرحد مشترک و حوزه‌های نفوذی مشترک همانند آسیای ‌میانه دارند، نیز تهدید به حساب می‌آید. القاعده و داعش در کنار چین، برای هر دو قدرت تهدید محسوب می‌شوند و می‌توانند دو کشور را به هم نزدیک کنند.

بنابراین، روسیه و امریکا در کنار این‌که در مواردی هم‌چون تغییرات جوی مجبور اند با هم همکاری کنند، در موارد دیگری هم‌چون کنترل سلاح استراتژیک، مقابله با ظهور چین و مبارزه در برابر تروریسم، خواسته و یا ناخواسته ناگزیر هستند با هم کار کنند.