خراسان کجاست و خراسانیان چه کسانی هستند؟!

 

خراسان کجاست و خراسانیان چه کسانی هستند؟!

 

بنام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه برنگذرد

جغرافیای خراسان

ساسانیان قلمروی خود را به 4 ایالت تقسیم کرده بودند که یکی از آن بخش‌ها «خراسان» به معنای «سرزمین خورشید» بود. «خراسان بزرگ» امروز در جغرافیای سیاسی 6 کشور تقسیم شده که بیشترین محدوده خراسان بزرگ (شرقی و مرکزی و جنوبی) و شهرهای باستانی و تاریخی‌اش در افغانستان فعلی است. ساسانیان، خراسان را یکی از چهار ایالت کشور می‌دانستند که این ایالت مهم و اساسی خود به چهار بخش یا ربع سیاسی – جغرافیایی تقسیم می‌شد :

1 ــ  بلخ باستان «ام البلاد» (در شمال افغانستان فعلی)

2 ــ  مرو (در جنوب مرکزی ترکمنستان فعلی)

3 ــ هرات باستان‌ (در غرب افغانستان فعلی)

4 ــ  نیشابور (در شمال شرقی ایران فعلی)

در مفهوم گسترده‌ تر کشورتاجیکستان ، نیمی از کشور ازبکستان و کشورترکمنستان و بخش‌هایی از کشورهای قرقیزستان و قزاقستان را هم می‌توان در قلمرو خراسان بزرگ تاریخی به حساب آورد. مرکز خراسان بزرگ هرات باستان بود.

——————————-

تمدن و فرهنگ خراسان

برخی نویسندگان همچون علی شریعتی خراسان بزرگ را مهد سیاسی ایران و برخی دیگر آن را حتی سرزمین مادری زبان و فرهنگ پارسی دانسته‌اند. خراسان بزرگ محل رشد و پرورش زبان پارسی است و مشاهیر و بزرگان بی‌شماری را به جهان ارائه داده است که بنده به حکیم ابوالقاسم فردوسی، ناصر خسرو بلخی، مولوی جلال الدین بلخی و رودکی اکتفا می‌کنم. خراسان بزرگ همچنین زادگاه بزرگان و مشاهیر اسلامی، علمی، تاریخی، ادبی، فلسفی بسیاری بوده است که پرداختن به همه این بزرگان در مقاله من نمی‌گنجد.

——————————-

مردم خراسان

از روزگار باستان، این سرزمین شاهد فتوحات نظامی بسیاری از مهاجمین ازجمله اسکندر مقدونی، شاهنشاهی موریا، مسلمان عرب، چنگیزخان و افغانها ودیگران بوده‌است. این سرزمین خاصأ (افغانستان فعلی) محل پاگیری و امپراتوری‌های متعددی از جمله دولت یونانی بلخ، شاهنشاهی کوشان، کابل‌شاهان، سامانیان، صفاریان، غزنویان، غوریان، تیموریان و پادشاهی درانی بوده‌است.

مردم خراسان، یا همان ایرانیان شرقی باستان، جایگاه عمده‌ای در معرفی و گسترش ادیان جهانی و نقش مهمی در بازرگانی و دادوستد داشته و گهگاه کانون مسلط سیاسی و فرهنگی در آسیا بوده‌اند. از این رو خراسان در طول تاریخ گلوگاه یورش مهاجمین و جهانگشاییان بوده که ردپای آن‌ها هنوز در گوشه و کنار این سرزمین دیده می‌شود. همچنین بخش مهمی از جاده ابریشم از خراسان بزرگ می‌گذشت.

بیش از 50 قوم و قبیله و نژاد و تیره مختلف در خراسان بطور بومی ساکن هستند که زبان اکثریت باشندگان خراسان بزرگ تا هنوز پارسی است. نامهای «ستان» دروغین که اکنون بر محدوده خراسان بزرگ بر کشورهای مختلف (افغانستان، ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان و …) نهاده شده همگی اثر استعمار روس و بریتانیا است تا این تمدن فرهنگی بزرگ را از ایران زمین جدا و بعد با نام قومیت و زبان تکه و پاره کند. همان‌گونه که زبان مارا با تغییر نام قصد دارند 3 زبان جداگانه بنمایاند. (پارسی، دری، تاجیکی)

مثلاً درباره افغانستان در تمام منابع تاریخی، اسلامی، ادبی و غیره از این سرزمین با نام خراسان یاد شده است و نام جعلی و فاشیستی و قومی افغانستان (سرزمین پشتون‌ها) از 130 سال بیشتر قدمت ندارد که انگلیس برای حمایت از پشاتین و جدا کردن مردم خراسان از گذشته شان (ایران زمین) بر این سرزمین نهاد. اکثر مردم خراسان (افغانستان فعلی) که پارسی زبان هستند، این نام مسخره که در زبانشان جز (سرزمین فغان و ماتم) معنی دیگری ندارد، و هویت جعلی و قبیله‌ای افغان = پشتون را بر وطن و خود قبول ندارند.

——————————-

معنی خراسان

برخی خراسان را سرزمین نورانی یا طالع نوشته‌اند و آن را واژه‌ای آمیخته‌شده از لفظ «خور» به معنی خورشید و «آسان» به معنی شرق دانسته‌اند. از بررسی دیدگاه‌های ارائه شده چنین برداشت می‌شود که صورت درست واژه «خراسان»، خورستان (خور+ستان = سرزمین مطلع خورشید) بوده‌ است که بر اثر دگرگونیِ زمان و شاید از باب برابریِ نگارش به خراسان تبدیل شده‌است.

——————————–

خلاصه تاریخ خراسان در 1700 سال اخیر

لتون. ل. نیل دربارهٔ تشکیلات سیاسی ساسانیان و وضعیت خراسان در دوره ساسانی می‌نویسد:

ساسانیان گسترهٔ خود را به چهار بخش تقسیم کرده بودند که یکی از آن بخش‌ها خراسان به معنای «سرزمین خورشید» بود.

خراسان در دوران اسلامی به چهار بخشِ نیشابور، مرو، هرات و بلخ تقسیم شده بود. در سال 31 هجری قمری، اعراب به خراسان هجوم بردند  و تخارستان (امروز استان تخار در شمال افغانستان که سابق بزرگتر بود) را تصرف نمودند و در همین زمان ساکنین خراسان به دین اسلام گرویدند. در دورهٔ اسلامی شهرهای بلخ، هرات، مرو و نیشابور چهار شهر اصلی خراسان بودند. در دوره خلفا استان خراسان مهمترینِ استانهای بلاد فارس به‌ شمار میرفت و شامل همه شمال شرقی ایران تا مرز چین بود.

خراسان نزدیکِ به 200 سال زیرنظر حکومت‌های عرب بنی امیه و عباسیان اداره می‌شد تا اینکه در سال 205 هجری قمری به دست سلسله طاهریان تاجیک ایرانی استقلال یافت.

ودر سال 283 هجری قمری جزو متصرفات دولت صفاریان دودمان دیگری از تبار تاجیکان ایرانی  شد.

پس از صفاریان قدرت به  امیراسماعیل سامانی رسید از وی نیز از تبار تاجیک ایرانی است و بر عمر لیث صفاری غلبه کرد و خراسان جزو قلمرو سامانیان گردید.

سلطان محمود غزنوی در سال 384 هجری قمری خراسان را به تصرف خود درآورد و 45 سال بر این سرزمین حکومت کرد.

غوریان یا آل شَنسَب دودمانی از نبار تاجیکان بودند که بین سده‌های 4 و 5 هجری در خراسان حکومت میکردند.

در سال 429 هجری قمری، طغرل اول، نیشابور را تصرف کرد و آنجا را مرکز حکومت خود قرار داد. خراسان تا سال 552 هجری قمری در گسترهٔ سلجوقیان قرار داشت و پس از مرگ سلطان سنجر سلجوقی، این سرزمین به دست خوارزمشاهیان افتاد.

با حمله مغول‌ها در سدهٔ هفتم هجری قمری، بسیاری از شهرها و آبادی‌های خراسان ویران شدند.

این سرزمین در سال 873 هجری قمری خراسان به تصرف پادشاهان گورکانی درآمد و 40 سال پس از آن (سال 913 هجری قمری) ازبک‌ها به رهبری شبیک خان، خراسان را مورد تهاجم قرار دادند. شاه اسماعیل صفوی به دفاع از این سرزمین پرداخت. پس از آن خراسان دوباره مورد هجوم و تاخت و تاز ازبک‌ها قرار گرفت که سرانجام شاه عباس کبیر صفوی توانست آنان را تا فرارود عقب براند. قابل ذکر است که شاه عباس کبیر خود متولد هرات بود.

سرنوشت خراسان مرکزی، جنوبی و شرقی

پس از مرگ نادر شاه افشار به سال 1160 هجری قمری و خلع قدرت ایجاد شده، سه چهارم خراسان بزرگ (هرات و بلخ و نیشابور) به تصرف احمد شاه درانی یکی از سرداران نادر درآمد و احمد شاه در سال 1747 در قندهار تاجگذاری نموده و خود را «شاه خراسان» خواند اما بطور رسمی ادعای جدایی از ایران ننمود. در دوران قاجاریه با دخالت انگلستان و حمایت از شاهان دست نشانده پشتون، با بستن عهد نامه پاریس در سال 1273 هجری قمری، ایران متعهد شد که در امور خراسان (افغانستان فعلی) دخالت نداشته باشد و از کلیه دعاوی خود نسبت به این سرزمین خاصأ هرات صرف نظر کند و قسمت شرقی، جنوبی و مرکزی خراسان بزرگ بطور رسمی از ایران زمین جدا گردیده و به سلطه پشاتین واگذار شده و با نام جعلی و فاشیستی- قومی «افغانستان» مسمی گردید.

سرنوشت خراسان شمالی

بخش شمالی خراسان (مرو، سمرقند، بخارا و خوارزم) نیز در دوران قاجاریه مورد تهاجم روسها و ترکمن‌ها قرار گرفته و در سال 1299 هجری قمری، بوسیله عهدنامه آخال میان ایران و روسیه، که رود اترک را مرز ایران قرار می‌داد، از بدنه فلات ایران جدا گردید.

 

سرنوشت خراسان غربی

امروز سه استان شمال شرقی ایران فعلی، خراسان نام دارد که بخشی از جغرافیای سیاسی کشور ایران است:

خراسان رضوی (به مرکزیت مشهد)

خراسان جنوبی (به مرکزیت بیرجند)

خراسان شمالی (به مرکزیت بجنورد)

———————————-

خراسان در آثار پیشینیان

خراسان و شهرهایش بارها در ابیات بزرگان ادب پارسی آمده است که به چند نمونه آن اشاره می‌کنم:

فخرالدین اسعد گرگانی در مثنوی ویس و رامین خود چنین می‌نویسد:

خوشا جای ابر و بوم خراسان

درو باش و جهان را می خورآسان

زبان پهلوی هر کاو شناسد

خراسان آن بود کز وی خور آسد

ناصر خسرو بلخی که خود سالهای آخر عمر خود را در یمگان بدخشان گذراند می‌گوید:

مرا مکان به خراسان زمین به یمگان است

کسی چرا طلبد در سفر خراسان را

جامی گوید:

هرجا که رفت زورق حافظ به بحر شعر

جامی سفینه تو به دنباله می‌رود

نظم تو می‌رود ز خراسان به شاه فارس

گر شعر او ز فارس به بنگاله می‌رود

—————————

با سپاس فراوان/

تحقیق، گردآوری و نگارش؛

سید محمود حسیني خراساني

Sayed Mahmood Hosseini Khorasani

 

Updated: می 11, 2021 — 12:27 ق.ظ