اخبار روز : گسترش سایه جنگ داخلی در افغانستان و تجزیه ارضی آن

گسترش سایه جنگ داخلی در افغانستان

و تجزیه ارضی آن

یک کارشناس مسائل شبه قاره با اشاره به تحولات اخیر افغانستان، اظهار کرد: این خطر وجود دارد که طالبان بخواهد برای پیشبرد اهداف خود و کسب قدرت بیشتر در افغانستان به زور متوسل شود و برخی از نشانه‌ها در ارتباط با این موضوع وجود دارد و این می‌تواند زمینه‌ساز وقوع جنگ داخلی و حتی تجزیه ارضی در این کشور شود.

پیر محمد ملازهی در گفت‌وگو با ایسنا در ارتباط با تحولات اخیر در افغانستان  از جمله آغاز فرایند خروج نیروهای نظامی آمریکا از این کشور و در پیش بودن نشست استانبول اظهار کرد: در مورد تحولات جاری در افغانستان دو نگاه وجود دارد از جمله اینکه با آغاز خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان، احتمالا طالبان در نشست استانبول  شرکت کند و طرح مسکو، توافق آمریکا با طالبان و طرح دولت مرکزی افغانستان  در مورد آینده  این کشور و تحقق روند صلح، با یکدیگر ادغام شوند و راه حل میانه ای برای مسئله افغانستان ایجاد شود، راه حلی که تضمین بین‌المللی و منطقه‌ای دارد و  سازمان ملل نقش مهمی را در جریان اجرای آن ایفا می‌کند.

وی ادامه داد: از طرفی دیگر طالبان اعلام کرده است تا زمانی که آمریکا به طور کامل از افغانستان خارج نشود در هیچ نشستی شرکت نمی کند و در همین چارچوب اقدام به انجام عملیات هایی در نقاط مختلف افغانستان کرده و تلاش دارد که نقاط جدیدی از این کشور را تصرف کند. در این ارتباط یک بحثی به وجود می آید که طالبان در غیاب آمریکایی‌ها یک راه حل نظامی را در پیش بگیرد، به کابل حمله کند و بخواهد به زور قدرت را در دست بگیرد.

این کارشناس مسائل شبه قاره خاطرنشان کرد: اگر این اتفاق رخ دهد این موضوع با واکنش دولت مرکزی افغانستان و دیگر گروه ها در این کشور مواجه خواهد شد و در آن صورت احتمال وقوع جنگ داخلی در این کشور وجود دارد و این پیش‌بینی نیز وجود خواهد داشت که نیروهای مسلح در افغانستان نیز با توجه به اینکه از اقوام مختلفی ایجاد شده اند دچار تجزیه قومی شوند. اتفاقی که پیش از این نیز شاهد آن بودیم. بنابراین این خطر وجود دارد که طالبان بخواهد برای پیشبرد اهداف خود در افغانستان به زور متوسل شود و برخی از نشانه های آن نیز وجود دارد و این نیز می تواند زمینه را برای جنگ داخلی و تجزیه ارضی افغانستان و تقسیم آن به دو کشور پشتونشین و کشور خراسان تقسیم کند که البته این موضوع بستگی دارد به توافقات پشت پرده ای که بین آمریکایی ها و روس ها صورت می گیرد؛ چرا که به نظر می رسد روس ها با توجه به اهداف و موقعیت ژئوپلتیک که در آن به سر می‌برند بدشان نمی آید که این اتفاق رخ دهد و در نهایت باید دید که در پشت پرده چه اتفاقی می افتد.

ملازهی با بیان اینکه از طرف دیگر این احتمال نیز وجود دارد که آمریکایی ها در راستای اجرای طرح خاورمیانه بزرگ کلید تجزیه کشورهای منطقه به کشورهای کوچکتر را آغاز کنند و اگر اجرای چنین سیاستی آغاز شود این موضوع فقط محدود به افغانستان نخواهد بود،  اظهار کرد : البته بحث دیگری نیز وجود دارد که طالبان به کابل حمله نکند و برای گرفتن امتیازاتی بیشتر دست به انجام اقداماتی بزند ولی حمله به کابل در دستور کار نباشد تا از این طریق بر اثر فشارهای وارده بتواند از دولت مرکزی افغانستان امتیازات بیشتری بگیرد.

این کارشناس مسائل شبه قاره افزود: در این فرآیند طالبان از برتری نظامی خود به عنوان اهرم فشار استفاده می کند ولی به کابل حمله نمی کند و تا وقوع جنگ داخلی به پیش نمی روند ولی تلاش می کنند که در نشست استانبول حداکثر امتیاز را بگیرند و در مرحله اول به دنبال این خواهند بود که در قدرت شریک شوند.

وی با بیان اینکه کشورهایی چون ایران، پاکستان با تجزیه افغانستان موافقت نخواهند کرد در بخش دیگری از صحبت های خود اظهار کرد: باید به این موضوع نیز توجه داشت که تفکرات  طالبان در بخشی از جامعه افغانستان که سنتی است دارای پذیرش است.

ملازهی  با بیان اینکه در نشست استانبول اگر به صورت مناسب پیش برود باید  یک توافق داخلی، منطقه ای و بین المللی در افغانستان صورت بگیرد، گفت : در این فرآیند سازمان ملل نیز نقش مهمی را می تواند ایفا کند.

 

طراحی پرچم افغانستان سر میز صبحانه

«رایان کراکر» سفیر پیشین آمریکا در افغانستان می گوید، حامد کرزای پرچم افغانستان را در یک صبحانه کاری و با هماهنگی وی طراحی کرد.

«اندیشکده کارنگی» در گزارشی به اظهارات «جو بایدن» رئیس جمهوری آمریکا پرداخته است که عنوان داشت تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۱ یعنی در بیستمین سالگرد حملات به القاعده به نیویورک که برای همیشه جهان و آمریکا را تغییر داد، همه نیروهای این کشور را از افغانستان خارج می کند.

«رایان کراکر» سفیر سابق آمریکا در افغانستان و نویسنده این تحلیل با اشاره به مطرح بودن مسائل افغانستان در خلال چند دهه گذشته، به ذکر تجربه خود در چند بار حضور در این کشور از دوره جوانی که به عنوان معلم زبان انگلیسی به کابل رفت تا اشغال این کشور به وسیله ایالات متحده و حضور وی در سفارت پرداخته است.

در بخشی از این متن تاریخی-تحلیلی، کراکر به حضور خود در افغانستان در سال ۲۰۰۲ اشاره کرد که تا مدت ها به دیدار و هماهنگی روزانه با حامد کرزی در کشوری ویران می پرداخت. وی عنوان داشت: کرزی فقط چند روز قبل به عنوان رئیس اداره موقت افغانستان که ماه قبل از آن در کنفرانس بن ایجاد شده بود، وارد کابل شد. تقریباً چیزی برای ریاست وجود نداشت نه ارتشی، نه پلیس یا خدمات کشوری یافت نمی شد. تقریباً هیچ وسیله ارتباطی وجود نداشت و ما از تلفن های رادیویی و ماهواره ای استفاده می کردیم. من و کرزی تقریباً هر روز در تماس بودیم. ما هر دو در کشوری تلاش می کردیم که به طور کلی چیزی وجود نداشت. بنابراین اغلب صبح  ها با هم در ارتباط بودیم

سفیر آمریکا در کابل یک صبحانه دونفره را بسیار خاطره انگیز و جالب دانست و افزود: در یک صبحانه به یادماندنی در کاخ، کرزی خاطرنشان کرد که افغانستان هنوز حتی یک پرچم ملی ندارد. پرچم باید چه شکلی داشته باشد؟ در فکر فرو رفته بود و سپس طرحی را روی یک دستمال رسم کرد و اظهار داشت که این پرچم تاریخی افغانستان در دوره پادشاهی بود. دورانی که افغان ها از آن به نیکی یاد می کنند. اما این کشور اکنون یک جمهوری اسلامی بود، بنابراین او ذکر شهادت را به آن اضافه کرد: هیچ خدایی جز خدا نیست و محمد پیامبر خداست.

و این پرچم افغانستان شد

 

انتقال پایگاه‌ به آسیای مرکزی گزینه‌های احتمالی آمریکا پس از ترک افغانستان

وال استریت ژورنال به نقل از منابع آگاه نوشت: البته حضور نظامی روسیه و افزایش نفوذ چین در منطقه برنامه ها را برای هرگونه استقرار نیروهای ایالات متحده در آسیای میانه پیچیده می کند.

این گزارش در حالی منتشر می شود که زلمی خلیلزاد نماینده ویژه ایالات متحده در افغانستان طی هفته گذشته به دو کشور تاجیکستان و ازبکستان سفر کرد و گفته می شود که وی در این سفر لزوم جلوگیری از کنترل خشونت در افغانستان قبل از اتمام عقب نشینی آمریکا و متحدانش از افغانستان را مورد بحث قرار داده است.

تاجیکستان عضو کامل در سازمان پیمان امنیت جمعی به رهبری روسیه است و ازبکستان که عضویت خود را در این اتحادیه در سال ۲۰۱۲ به حالت تعلیق درآورد، با این وجود همچنان روابط اقتصادی و امنیتی قوی با مسکو از جمله داشتن عضو ناظر در اتحادیه اقتصاد اوراسیا دارد.

وال استریت ژورنال همچنین به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داد که در کنار منطقه آسیا میانه، سربازان آمریکایی بعد از خروج از افغانستان می توانند به یک یا چند مقر نیروهای آمریکا در خلیج فارس اعزام شوند.

بزرگترین پایگاه ایالات متحده در خاورمیانه در دوحه پایتخت قطر فعالیت می کند و بیش از ده مقر و پایگاه دیگر از کویت گرفته تا عمان در منطقه خلیج فارس دارد.

طبق توافقنامه صلح میان طالبان و آمریکا در اسفند سال ۹۹، دولت ایالات متحده متعهد شد تا اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) تمام نیروهای نظامی خود را از افغانستان خارج کند اما دولت بایدن زمان خروج تمام نیروهای امریکایی را تا ۱۱ سپتامبر به تاخیر انداخت.

آمریکا در سال ۲۰۰۱ پس از حمله یازده سپتامبر به بهانه مبارزه با گروه های تروریستی به افغانستان حمله کرد و با گذشت حضور نظامی بیش از بیست سال در افغانستان، نه تنها سطح خشونت و حملات گروه های تروریستی کاهش نیافته بلکه هر سال به شمار کشته شدگان غیرنظامی افزوده می شود.

 

در غم کشتار وحشیانه دختران افغان

در پی انفجار خونین در مقابل یک دبیرستان دخترانه در کابل افغانستان که بیش از دویست کشته و مجروح بر جای گذاشت، مرتضی نجفی قدسی، فعال فرهنگی، در یادداشتی ضمن همدردی با شیعیان مظلوم افغانستان، این جنایت تروریست‌های داعشی را محکوم کرد.

در این یادداشت که نسخه‌ای از آن در اختیار ایرنا قرار گرفت، آمده است: خبر بسیار تکان دهنده بود! در عصر روز شنبه بیست و پنجم ماه مبارک رمضان در اثر انفجاری که توسط جنایتکاران داعشی در مقابل یک دبیرستان دخترانه شیعیان در غرب کابل که به نام سید الشهداء هم هست، در هنگام خروج دانش آموزان سه انفجار رخ می‏دهد و بیش از دویست نفر کشته و زخمی می‏شوند که غالب آنها دختران مظلوم این مدرسه هستند که با زبان روزه به شهادت رسیدند! و البته این چندمین بار است که آنان در مقابل مدارس دخترانه چنین جنایت‏هایی را می‏کنند. گویا در افکار جاهلی خود تحصیل دختران را حرام می‏دانند!

یادداشت حاکیست: اگر این جنایت در اروپا رخ می‏داد در تمام اروپا یک هفته عزای عمومی اعلام می‏کردند و آنچنان بوق و کرنا می‏کردند تا تمام مردم دنیا بفهمند چه جنایتی رخ داده است، امّا چقدر شیعیان افغانستان مظلومند که حقوق بشر و سازمان ملل اینجا مرده اند و حتی این جنایات را به حسب ظاهر محکوم هم نمی‏کنند امّا قطعاً خون این مظلوم‌ها به زودی تومار داعشی‏ها که دست پرورده آمریکای جنایتکار در افغانستان هستند را در هم خواهد پیچید، خون مظلوم هیچگاه هدر نمی‏رود و ظالمان و ستمگران برای همیشه در دوزخ الهی مخلد خواهند بود.

در این یادداشت آمده است: قرآن کریم هرگونه قتل نفس و آدم کشی را حرام می‏داند مگر در مواردی که مانند مسئله قصاص حکم به قتل قاتل داده شود، قتل نفس و آدم کشی در اسلام از گناهان کبیره است و در آیات متعدد به آن تصریح شده است؛ در آیه ۹۳ از سورة نساء می‏خوانیم: «وَمَن یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا» یعنی کسی که مؤمن مسلمانی را عمداً بکشد سزایش جهنمی است که همیشه در آن خواهد بود و خشم و غضب پروردگار بر علیه اوست و خدا او را لعنت می‏کند و برای او عذابی عظیم فراهم می‏کند.

یادداشت ادامه یافته است: در این جنایت که در ماه حرام الهی صورت گرفت و دخترانی معصوم و بی گناه و روزه دار ناگهان در خون خود غلطیدند، سقاوت قلب و سبوعیت جنایتکاران داعش بیش از پیش آشکار شد و چقدر انسان باید در گمراهی فرو رفته باشد تا چنین جنایتی را انجام دهد! وا اسفا! روی جاهلیت اعراب صدر اسلام را هم سفید کردند، آنها دختران را زنده به گور می‏کردند امّا کشتار جمعی دختران را نمی‏کردند، اینها در خباثت چقدر پلیدند که دست به هر جنایتی می‏زنند!

در این یادداشت آمده است: هزاران درود و سلام بر روح بلند سردار پر افتخار اسلام و تشیع، شهید حاج قاسم سلیمانی و شهدای مدافع حرم که با چنین جنایتکارانی همواره در ستیز بودند، این جنایتکاران در سوریه و عراق و لبنان و دیگر نقاط فقط شیعیان را نمی‏کشتند، بلکه به اهل سنت هم رحم نمی‏کردند و آنها را هم فجیعانه می‏کشتند، آنها فقط خودشان را قبول داشتند و قتل مابقی را جایز می‏شمردند! واقعاً چقدر افکار اینها که عمدتاً محصول مدارس وهابیت سعودی هستند با انسانیت و بشریت در ستیز است و از روح اسلام که آدم کشی را حرام می‏داند بیگانه و بی بهره اند.

یادداشت ادامه یافته است: علمای اهل سنت باید همواره این گونه جنایات را به اشد وجه محکوم نمایند و به جوانانشان روشنگری کنند که هر گونه قتل نفس در اسلام حرام است چه شیعه باشد، چه سنی باشد و یا حتی مسیحی و غیر مسلمان باشد و افکار آنان را از گرایش به جنایتکاران وهابی بدور دارند؛ آیا این جنایتکاران قرآن را قبول ندارند و در قرآن نخوانده‌اند که: «مَنْ قَتَلَ نَفْسَا بِغَیرِ نَفْسٍ أو فَسادٍ فِی الأَرضِ فَکانَّما قَتَلَ النَّاسَ جمیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکأَنَّما اَحیا النَّاسَ جمیعاً» (مائده: ۳۲) یعنی هر کس در غیر از مورد قصاص و یا فساد، کسی را بکشد گویا همة مردم را کشته است.

یادداشت حاکیست: قرآن قتل یک نفر را یک نفر حساب نمی‏کند بلکه به مثابه قتل تمام مردم حساب می‏کند. یعنی اینقدر آدم کشی و قتل انسان گناه بزرگی است که گویا تمام انسانها را کشته است، وهابیت، مکتبی استعماری است که برای اختلاف افکنی بین مسلمانان و دشمنی طوایف مختلف مسلمانان نسبت به یکدیگر از دیرباز با هدایت دشمنان اسلام ایجاد شده است و تا امروز کشتارهای فجیعی را در عالم اسلام داشته‌اند که شرح آن در این مقال نمی‌گنجد.

در این یادداشت آمده است: امّا سکوت در برابر چنین جنایاتی جایز نیست و هر مسلمانی باید این جنایت‌های ضد انسانی و ضد بشری و ضد اسلامی را محکوم نماید و اگر در این زمینه همه به وظیفه خود عمل می‏کردند، این جنایتکاران هیچگاه مجال چنین جنایت‏هایی را پیدا نمی‏کردند، امیدواریم دولت افغانستان از سبک مبارزه سردار شهید سلیمانی با داعشی‏ها که یک بُعد آن گسترش بسیج مردمی برای حفظ امنیت شهرها و روستاهاست، الگو بگیرد و با کمک مردم و بدون اتکال به قدرت‌های بیگانه که خود تروریست پرور و داعش پرور هستند، بتواند تأمین امنیت مردم مظلوم افغانستان را بنماید./

 داستان مرحوم شیخ محمد تقی بهلول در افغانستان

یادداشت حاکیست: البته در افغانستان کار فرهنگی هم باید بیشتر بشود چراکه افکار پوسیده وهابیون جنایتکار در آنجا ریشه دار است و سابقه این جنایت‏ها و شیعه کشی‏ها در آنجا طولانی است. خدا رحمت کند مرحوم آقای حاج شیخ محمد تقی بهلول را که برای خودم تعریف کرد که بعد از حادثة کشتار مسجد گوهرشاد و سخنرانی در اجتماع عظیم مردم بر علیه کشف حجاب رضاخان که منجر به کشتار بی‌رحمانه مردم در مسجد گوهرشاد شد، مأموران حکومتی پیوسته در پی دستگیری من بودند و من چاره‌ای جز فرار به افغانستان نداشتم.

یادداشت ادامه یافته است: داستان فرار به افغانستان و ماجراهایی که برای شیخ محمد تقی بهلول در آنجا پیش می‏آید و سال‏ها در زندان افغانستان بسر می‏برد مفصل است و من فقط می‏خواهم به یک ماجرا اشاره کنم که با مطلب فعلی ما همخوانی دارد. مرحوم بهلول گفت به افغانستان که رسیدم با پای پیاده از روستایی به روستای دیگر می‏رفتم و سعی می‏کردم کسی متوجه نشود که من یک روحانی شیعه هستم تا اینکه روزی در کنار مزرعه‏ای به استراحت نشسته بودم و صاحب آن مزرعه آمد و احوالی از من پرسید و دلش به بینوایی من سوخت و مرا برای استراحت به خانه اش برد.

در این یادداشت آمده است: شب شامی خوردیم و خوابیدیم، ساعتی از شب نگذشته بود که چند نفر به آن خانه وارد شدند و دیدند من خوابیدم، پرسیدند این آقا کیست و ظاهرش به روحانیون شیعه می‏خورد! صاحبخانه گفت مرد بینوا و بیچاره‏ای است و امشب استراحت می‏کند و فردا می‏رود، آنها گفتند که این آدم معلوم است شیعه است و ما او را می‏کشیم! صاحبخانه خیلی ناراحت شد و گفت او مهمان من است و ما هم که نمی‏دانیم او شیعه هست یا نه، من اجازه چنین کاری را به شما نمی‏دهم!

یادداشت حاکیست: مرحوم بهلول می‏گفت من بیدار بودم و همه گفت و شنود اینها را می‏شنیدم و چاره‏ای جز این که خود را به خواب بزنم نداشتم، بالاخره از آن‏ها اصرار بر کشتن من و صاحبخانه هم پیوسته مخالف می‏کرد تا این که به یکی از آنها گفت فلانی تو که معتقدی هفت شیعه را که بکشی به بهشت می‏روی! خوب تو تا الآن چهارده تا شیعه را کشتی اگر واقعاً‌ این حرف درست باشد تو دیگر صد درصد بهشتی هستی از کشتن این یک نفر بیخیال شو و من دوست ندارم به مهمانم خیانت کنم و او را در خانه من بکشید و با این حرف آنها رفتند خوابیدند ولی نصف شب صاحبخانه مرا بیدار کرد و گفت این رفقای من قصد جان تو را دارند، بلند شو تا بیدار نشده اند از اینجا فرار کن و من هم ترسان و لرزان از آن خانه پا به فرار گذاشتم.

در این یادداشت بیان شده است: از این ماجرا می‏فهمیم که تا کنون به سر شیعیان مظلوم افغانستان چه آمده است. ولی همین افراد قاتل و جانی امروزه به عنوان تروریست‏های داعش به کشتارهای دسته جمعی و آن هم کودکان  دختران و نوجوانان روی آورده اند تا مثلاً به خیال خود نسل کشی کنند؛ از خدای متعال مسئلت داریم به حرمت قرآن و اهل بیت و ماه مبارک رمضان شر دشمنان اسلام را به خودشان بازگرداند و مسلمانان مظلوم را در اقصی نقاط عالم اسلام یاری فرماید و ظالمان و ستمگران را به عذاب الهی مخلد بفرماید.

ساعت ۱۶ و ۳۰ دقیقه بعد از ظهر روز شنبه هجدهم اردیبهشت‌ماه هنگام تعطیلی مدرسه دخترانه سیدالشهدای غرب کابل که شیعیان هزاره در آن درس می خوانند هدف حمله خودرو بمب گذاری شده قرار گرفت که در آن ۵۵ تن که بیشترین آنها دانش آموزان دختر این مدرسه هستند، کشته و ۱۵۱ تن دیگر هم زخمی و راهی بیمارستان‌ها شدند که وضعیت شماری از آنها وخیم گزارش شده است.

 

رسم «شیعه‌کشی»؛ چه‌کسی از این شرایط در افغانستان سود می‌برد؟

«رسم شیعه‌کشی» چند سالی است که در افغانستان چهره خود را پدیدار کرده است و طی سال‌های اخیر ده‌ها و صدها شیعه مظلوم افغانستان به شهادت رسیده‌اند، هر بار نیز گروهی موهوم تحت عنوان «داعش خوراسان» مسئولیت این جنایت را به‌عهده گرفته است.

به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، روز گذشته پس از شنیده شدن صدای انفجارهای پیاپی در غرب کابل یعنی منطقه شیعه‌نشین این شهر، خبرها کم‌کم آمد که ده‌ها جوان و نوجوان بی‌گناه شیعه به‌واسطه این انفجار به شهادت رسیده‌اند و روز خونین دیگری را شیعیان افغانستان تجربه کردند.

«رسم شیعه‌کشی» چند سالی است که در افغانستان چهره خود را پدیدار کرده است و طی سال‌های اخیر بارها شاهد حملات مرگبار این‌چنینی بوده‌ایم که در آن‌ها ده‌ها و صدها شیعه مظلوم افغانستان به شهادت رسیده‌اند و هر بار گروهی موهوم تحت عنوان «داعش خوراسان» مسئولیت این جنایت را به‌عهده گرفته است، گروهی که هیچ ردپای جدی از آن در افغانستان وجود ندارد و جغرافیایی را هم به خود اختصاص نداده است که بتوان به‌سراغ آن رفت و رهبران و افراد جدی و موجودی هم ندارد که بتوان آن‌ها را به محاکمه کشید و ریشه این نفرت و جنایت را در افغانستان خشکاند.

اما به‌راستی سؤال این است؛ طی سال‌های اخیر به‌ویژه یک سال و نیم گذشته چرا این گونه حملات و جنایات علیه شیعیان افغانستان افزایش پیدا کرده است، مسئولیت این حملات به‌عهده کیست و چه‌کسی و گروهی از این حملات سود می‌برد؟

1 ـ شاید اگر به‌صورت بداهه و سنتی از افراد در این باره سؤال شود، بلافاصله پاسخ سؤال بالا را متوجه گروه طالبان می‌کنند کما آنکه پس از حمله روز گذشته کابل نیز و در همان ساعات اولیه حمله بدون درنگ طالبان را محکوم کردند اما، آیا طالبان مسئول این حملات است؟

همان‌طور که در بالا ذکر شد گروه طالبان مانند همه دفعات گذشته، این بار نیز دست داشتن در این جنایت را به‌صورت رسمی رد کرد و حتی این جنایت را محکوم کرده است و حملات قبلی را همان داعش موهوم به‌عهده گرفته است.

علاوه بر این اندک اطلاعی از شرایط روز افغانستان و شرایط گروه طالبان پرواضح می‌گردد که این گروه اصلاً اکنون نیازی به این حملات ندارد و سعی دارد خود را از چنین خشونت‌هایی دور و مبرا کند، زیرا آن‌ها بیش از همه در 20 سال گذشته، خود را برای رسیدن به قدرت سیاسی در افغانستان نزدیک می‌بینند و این معقولیت را دارند که برای حضور و شرکت در قدرت به محبوبیت و مشروعیت مردمی نیاز دارند.

از سوی دیگر طالبان به‌خوبی می‌داند که محکوم صف اول حمله علیه شیعیان به‌صورت سنتی شناخته می‌شود و در همه این سال‌ها سعی کرده است این وجهه را ترسیم کند. بارها در سخنان مقامات بلندپایه طالبان، سخنگویان این گروه و مواضع رهبرانشان در این سال‌ها شاهد آن هستیم که مواضعی منطقی و روشن برای همدلی و نزدیکی به شیعیان اتخاذ کرده‌اند.

شیعیان افغانستان خط قرمز جمهوری اسلامی

نکته دیگر در این باره جمهوری اسلامی ایران است، طالبان به‌خوبی به این درک رسیده است که شیعیان افغانستان و جان، مال و ناموس شیعه افغانستانی خط قرمز نظام جمهوری اسلامی ایران است. طالبان بی‌شک به رابطه و ارتباط و تماس با ایران چه در شرایط کنونی و چه در آینده نیز نیاز جدی دارد، زیرا نمی‌تواند همسایه به این مهمی را در نظر نگیرد، پس به این عقلانیت توجه دارد که نباید خط قرمز اساسی جمهوری اسلامی ایران در افغانستان را خدشه‌دار کند.

همه این موارد کنار هم این مهم را به دست می‌دهد که نشانه رفتن انگشت اتهام به‌سوی طالبان در شیعه‌کشی در شرایط فعلی افغانستان کاری اشتباه است و رسانه‌های غربی اساساً تمایل‌شان این است که همین نکته را جا بیندازند و منافع سرمایه‌گذاران خود در شرایط فعلی حساس خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان را تأمین کنند که شرح آن در این سطور نمی‌گنجد.

حال برای پاسخ به سؤال ابتدای این بحث باید پرده را کمی کنار زد و از زاویه‌ای جدید به مسائل یک سال و نیم اخیر در افغانستان و «رسم شیعه‌کشی» در این کشور بپردازیم:

برای پاسخ به این سؤال که محکوم درجه اول کشتار شیعیان افغانستان کیست، دو عنصر را باید کنار هم دید که بی‌شک به هم وابسته هستند؛

1 ـ قوم‌گرایی افراطی

2 ـ هراس از خروج آمریکا.

بی‌شک در صفحه سیاسی امروز افغانستان و در سطح بالای برخی مقامات سیاسی و امنیتی این کشور، دو عنصر بالا کنار هم باعث شده است اتفاقاتی مانند حمله روز گذشته به منطقه «دشت برچی» کابل و شیعه‌کشی اتفاق بیفتد که به‌اختصار به آن‌ها پرداخته می‌شود:

الف) نگاهی افراطی به قوم‌گرایی در افراد ذکرشده در بالا وجود دارد که در تمام سال‌های گذشته و در تصمیمات اساسی در این کشور شاهد آن بوده‌ایم که این نگاه افراطی باعث شده است تصمیمات و قوانینی علیه شیعیان به صحنه اجرا برسد. اکنون نیز اگر قرار باشد تصمیمی امنیتی گرفته شود که نیاز به ریخته شدن خون غیرنظامیان برای نیل به اهداف این گروه اتخاذ شود، این قوم‌گرایی باعث می‌شود که این بخشی از غیرنظامیان از میان شیعیان انتخاب شوند، کما آنکه هنگام بروز و ظهور داعش در افغانستان که بخشی از همین افراد و حلقات از او حمایت کردند، بلافاصله به‌سراغ شیعیان رفتند و جنایات گسترده‌ای را علیه شیعیان ترتیب دادند تا بنگاه تبلیغاتی داعش در افغانستان جان و سر و پا بگیرد.

ب) از قضا همین حلقات و افراد دقیقاً همان‌هایی هستند که همه منافع شخصی، حزبی و قومی خود را در حضور آمریکا در افغانستان و خروج آمریکا از افغانستان را به‌منزله پایان حیات خود می‌دانند لذا تمام تلاش خود را به‌کار بسته‌اند که فضا را برای ادامه حیات نظامی، سیاسی و همه‌جانبه آمریکا در افغانستان مهیا کنند.

بزرگنمایی از گروه موهوم داعش خوراسان

پس از آغاز مذاکرات جدی میان طالبان و آمریکا، همین حلقات به این سمت حرکت کردند که فضا را برای حضور گروه شبه‌نظامی دیگر در افغانستان مهیا کنند و او را گروهی بزرگ و اساسی معرفی کنند. هدف آن‌ها از این اقدام این بود که به آمریکا تفهیم کنند که نباید همه تخم‌مرغ‌هایش را در سبد طالبان بگذارد و با خیال راحت از افغانستان خارج شود، لذا شاهد آن هستیم که پس از جدی شدن مذاکرات آمریکا و طالبان و تعهد آمریکا به خروج از افغانستان در طول یک سال و دو ماه گذشته به‌ناگاه حملات گروه موهوم داعش خوراسان شکلی جدی به خود می‌گیرد و همه رسانه‌های جنگ‌طلب و حامی حضور آمریکا در افغانستان با تمام توان به میدان آمدند تا این داعش غیرموجود را تبلیغ کنند و از آن غولی جدید بسازند.

اکنون با آغاز خروج کامل نظامیان آمریکایی از افغانستان همان‌طور که پیش از این هم در نوشتارها پیش‌بینی شده بود، حضور موهوم این گروه یا گروه‌های مشابه و فعالیت‌های آن‌ها شکلی جدیدتر و شدیدتر به خود می‌گیرد تا حرف نهایی‌شان و هراس اساسی‌شان را به کرسی بنشانند.

با این حال دولت افغانستان به‌عنوان دولت برقرار و مسئول تأمین امنیت تمام مردم افغانستان باید خود را از بند چنین افراد و حلقاتی دور سازد و با تمام توان در شرایط حساس کنونی افغانستان و برای حفظ آبروی خود جلوی چنین اقدامات وحشیانه‌ای را بگیرد.

بر اساس آنچه گفته شد، «رسم شیعه‌کشی» به‌نفع این افراد و حلقات سیاسی و امنیتی در رده‌های مختلف سیاسی و امنیتی افغانستان و مسئولیت جلوگیری از تکرار این فجایع در شرایط کنونی به‌عهده دولت کابل است و آن‌ها باید بدانند این چنین حملاتی و از بین رفتن مردم افغانستان اندک ارزشی برای آمریکایی‌ها ندارد و آن‌ها را از تصمیم‌شان منصرف نخواهد کرد و دولت افغانستان باید به فکر مسئولیت و آبروی خود باشد.

 

شعر ضیا قاسمی برای مظلومیت افغانستان/ «شب را گریستیم، سحر را گریستیم»

جمعی از شاعران فارسی‌زبان با انتشار شعرهای خود درباره وقایع تلخ روز گذشته در افغانستان، با مردم مظلوم این کشور همدردی کردند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، روز گذشته پس از شنیده شدن صدای انفجارهای پیاپی در غرب کابل یعنی منطقه شیعه‌نشین این شهر، خبرها حکایت از این دارد که ده‌ها جوان و نوجوان افغانستانی به واسطه این انفجار به شهادت رسیدند و افغانستان، داغ دیگری بر سینه مجروح خود ثبت کرد و روز خونین دیگری را تجربه.

انتشار خبر تلخ روز گذشته که در آن چندین کودک نیز به شهادت رسیدند، موجی از واکنش‌ها را در فضای مجازی به همراه داشت. جمعی از شاعران فارسی‌زبان نیز به این واقعه تلخ و جانسوز واکنش نشان دادند. ضیا قاسمی، از شاعران افغانستانی، با انتشار تصاویری از حوادث روز گذشته، با استقبال شعری از شهید عبدالقاهر عاصی چنین سرود:

گاهی پدر شدیم و پسر را گریستیم
گاهی پسر شدیم و پدر را گریستیم

هر روز و شب، درست چهل سال می‌شود
ساعات تلخ پخش خبر را گریستیم

هر دم به خون خویش فتادیم و ساختیم
هی قبر تازه کوه و کمر را، گریستیم

مادر شدیم و از پس هر زخم انفجار
هی چشم‌های مانده به در را گریستیم

در خون نشست روسری دختران‌مان
رخساره‌گان قرص قمر را گریستیم

بعد از تو روزگار همانی که بود، ماند
هر سال ما قضا و قدر را گریستیم

بعد از تو نیز مثل خودت عاصی عزیز!
«شب را گریستیم، سحر را گریستیم»

احمد شهریار، شاعر فارسی‌زبان پاکستانی، نیز به یاد مظلومیت افغانستان تازه‌ترین سروده خود را به مردم مظلوم این کشور تقدیم کرد:

از زخمِ تنت آتشی افتاده به جان‌ها
بند آمده از شدتِ دردِ تو زبان‌ها

غم بود و الم بود و جفا بود و ستم بود
ما هرچه شنیدیم از این‌ها و از آن‌ها

در مدرسه این‌بار سرِ درسِ ریاضی
غلتیده به خون بود عددها به توان‌ها

قرمز شده دیوار و درِ مسجدِ این شهر
خون می‌چکد از حنجره‌ سبزِ اذان‌ها

بر بامِ فلک نیست مگر طائرِ فریاد
از خاک نخیزد مگر آواز فغان‌ها

پرسید که این شهر که گفتید، کجا هست؟
جایی که به پیری نرسیدند جوان‌ها

تکتم حسینی، شاعر افغانستانی، نیز با انتشار تصاویر تلخی از روز گذشته با انتشار این بیت با هم‌وطنان خود ابراز همدردی کرد:

عمری است در اجابت خود سنگ می‌خوریم
نفرین به این دعا که به جایی نمی‌رسد

 

Updated: می 11, 2021 — 12:23 ق.ظ