آمریکا وخروج پرحاشیه وتنش آلود از افغانستان

آمریکا و خروج پرحاشیه و تنش‌آلود از افغانستان

آمریکا در حالی اعلام کرده به دنبال خارج کردن نیروهایش از افغانستان است که به نظر می رسد تحرکات نظامی جدیدش که با توجیه حفاظت از نیروهای آمریکایی انجام می شود، ممکن است موجب تنش‌های جدیدی شود.

به گزارش روز شنبه ایرنا، تارنمای بلومبرگ طی گزارشی در این رابطه عنوان کرد: دو جنگنده بمب افکن بی-۵۲ آمریکا روز گذشته در حالی در اطراف افغانستان مستقر شده اند که با آماده شدن کاخ سفید برای خارج کردن تمامی ۲۵۰۰ نیروهای آمریکایی از افغانستان همزمان شده است.

انتقال این دو جنگنده بمب افکن به نزدیک افغانستان توسط لوید آستین وزیر دفاع آمریکا در حالی تایید شده است که صحبت از تمدید حضور ناو آیزنهاور در خاورمیانه نیز شده است.

مقامات آمریکایی اعلام کرده اند که احتمال حملات جدید از سوی گروه طالبان علیه نیروهای آمریکایی تا پیش از خروج کامل از افغانستان وجود دارد و تحرکات نظامی جدید واشنگتن سیگنالی به عوامل طالبان است.

به رغم اعلام کاهش نیروهای آمریکایی در افغانستان، انتظار می رود شمار نیروهای زمینی آمریکایی در افغانستان با هدف کمک و تامین امنیت خروج نیروها به طور موقت افزایش یابد که این خود موحب تحرکات جدید نظامی و به دنبال آن احتمال تشدید تنش های جدید خواهد شد.

دولت بایدن در حالی به طور رسمی خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان را اعلام کرده که به نظر می رسد این خروج و عقب نشینی پس از ۲۰ سال پرحاشیه باشد و در پس آن احتمال تشدید تنش ها به دلیل برخی تحرکات نظامی واشنگتن و تحریک عوامل طالبان وجود دارد.

جو بایدن رییس جمهوری آمریکا هفته گذشته به صورت رسمی تصمیم واشنگتن برای پایان حضور در افغانستان را اعلام کرد و اذعان داشت که این منازعه چند دهه‌ای دیگر همسو با اولویت‌های آمریکا نیست. برخی از افراد از جمله اعضای تیم بایدن که مخالف عقب نشینی سریع آمریکا از افغانستان هستند، نسبت به خروج نیروهای آمریکایی از این کشور و متعاقب آن سقوط دولت در کابل و قدرت گرفتن طالبان نگرانی دارند.

خبرگزاری اسپوتنیک نیز در این رابطه تصریح کرد: وزارت دفاع آمریکا اخیرا طی گزارشی به کنگره با عنوان “گسترش امنیت و ثبات در افغانستان” عنوان کرد که گروه القاعده همچنان تهدیدی علیه نیروهای آمریکایی در افغانستان، به دلیل ارتباط با طالبان محسوب می شوند.

پنتاگون به رغم اشاره به افول جایگاه و وضعیت القاعده در افغانستان هشدار داده است که عوامل القاعده با این حال همچنان می توانند به آمریکایی ها در افغانستان حمله کنند.

طرح خروج آمریکا از افغانستان که گمانه‌زنی‌های مختلفی را در مورد آینده افغانستان مطرح کرده، به نظر می رسد که شرایط را برای دولت واشنگتن سخت کرده است. قطعا عقب نشینی نیروهای آمریکایی از افغانستان شاید برای دولت بایدن به این راحتی ها نباشد و در این میان ممکن است اتفاقات و رویدادهای امنیتی جدیدی رخ دهد که کاخ سفید را به اتخاذ تصمیمات جدید وادار کند.

تحرکات نظامی جدید آمریکا به بهانه حفاظت از طرح خروج نیروهای آمریکایی در افغانستان در حالی پرسروصدا و پرحاشیه بوده که آمریکایی ها نشان داده اند نمی‌خواهند این طرح را به آرامی پیش ببرند. هرچند مقامات پنتاگون مسئله احتمال حملات القاعده و طالبان را پیش کشیده اند اما خود تحرکات نظامی پروسروصدای آمریکایی ها در منطقه برای خروج از افغانستان می‌تواند عاملی برای ایجاد تنش‌های تازه منطقه ای باشد.

سفر مخفیانه رئیس سازمان سیا به افغانستان

رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در آستانه خروج نیروهای از افغانستان بطور مخفیانه به کابل سفر کرده است.

گزارش خبرگزاری صدا و سیما، به نقل از آسوشیتدپرس، با افزایش نگرانی‌ها درباره توانایی افغانستان برای مبارزه با تروریسم، رئیس سازمان جاسوسی سیا در سفری اعلام نشده عازم کابل شد.
به نقل از یک سیاستمدار برجسته، ویلیام برنز برای بررسی اوضاع افغانستان پس از خارج شدن نیرو‌های آمریکایی از این کشور به کابل سفر کرده است.
یک مقام امنیتی عالی رتبه سابق افغانستان هم که از نزدیک در جریان برنامه این کشور برای مبارزه با تروریسم قرار دارد، گفت، دو واحد از شش واحدی که سازمان سیا آن‌ها را برای ردگیری شبه نظامیان آموزش داده و اداره می‌کرده است، اکنون تحت کنترل دولت افغانستان قرار دارند.
در واشنگتن سازمان سیا از اظهار نظر درباره برنامه رئیس این سازمان و نقش آن در افغانستان خودداری کرد.
در تصمیم گیری این ماه درباره عقب نشینی بدون قید و شرط نیرو‌های آمریکایی از افغانستان تا ۱۱ سپتامبر، جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا، تاکید کرد که هدف کلیدی تهاجم آمریکا به افغانستان که جلوگیری از حملات تروریستی به آمریکا از خاک افغانستان بوده، محقق شده است.
این درحالی است که مقامات ارشد آمریکا درباره خطرات ناشی از خارج شدن نیرو‌های آمریکایی از افغانستان هشدار داده اند.
به گفته سیاستمدار آمریکایی، برنز هفته گذشته بی سر و صدا به کابل سفر کرد. گفته نشد که برنز در این سفر با چه افرادی دیدار کرد، اما اعلام شد که برخی از گفتگو‌ها درباره آمادگی افغانستان پس از خارج شدن نیرو‌های آمریکایی از این کشور بوده است.
علاوه بر آنکه برنز به مقامات افغان اطمینان داد که آمریکا به مشارکت در تلاش‌ها برای مبارزه با تروریسم ادامه خواهد داد.
مقام امنیتی سابق گفت، به اعتقاد وی پس از کاهش حدود دو هزار ۵۰۰ تا سه هزار و ۵۰۰ نیروی آمریکایی و هفت هزار سرباز ناتو، توانایی‌های افغانستان برای مبارزه با تروریسم به طور چشمگیری کاهش خواهد یافت.
وی افزود، بدون حضور نیرو‌های آمریکایی جمع آوری اطلاعات جاسوسی فنی نیز به شدت آسیب خواهد دید.

اگر مذاکرات صلح افغانستان با شکست مواجه شود

ایراس : چشم‌انداز یک توافق پایدار و جامع برای پایان‌دادن به جنگ افغانستان گرچه هیچ‌گاه چندان روشن نبوده، اکنون به‌طور فزاینده‌ای مبهم به‌نظر می‌رسد. صف جمهوریت و میانجیگران بین المللی اکنون تمایل دارند تا نشست استانبول که به “بن ۲” معروف شده است، (قرار بود در ۳ اردیبهشت سال جاری برگزار شود که با مخالفت گروه طالبان مواجه شد، اما با رایزنی‌هایی که از سوی مقامات ملل متحد، قطر، ترکیه و امریکایی انجام شد)، برگزاری این نشست به بعد از ماه مبارک رمضان موکول گردید.

طوری که وزیر امور خارجه ترکیه مولود چاووش‌اوغلودر تاریخ ۳۱ اردیبهشت تاکید کرد که به تعویق افتادن تاریخ نشست صلح افغانستان در هماهنگی با ملل متحد، ایالات متحده آمریکا و قطر صورت گرفته است و افزود که «نیازی به عجله» نیست.

تلاش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که جهان از خطر ناشی از بن بست مذاکرات صلح میان افغانان هوشیار بوده و مدت هاست که تلاش دارند تا به مردم این کشور در رسیدن به صلح و ثبات کمک کنند.

این در حالیست که نگرانی فزاینده‌ای میان مردم افغانستان در این روز‌ها شکل گرفته است که اگر مذاکرات میان طالبان و حکومت با بن بست مواجه شود، چه اینده‌ای در انتظارشان خواهند بود؟ از نظر نویسنده شکست مذاکرات صلح میتواند جنگ گسترده تا مرحله فروپاشی حکومت منتخب و افزایش خشونت‌ها به پیش برود. این وضعیت می‌تواند به مهاجرت مجدد گسترده، تولید بیشتر مواد مخدر و نقض حقوق بشر بینجامد.

مشاور عالی امور پناهجویان سازمان ملل متحد، فیلیپو گراندی عنوان داشته که نگران بدتر شدن اوضاع افغانستان پس از خروج نیرو‌های خارجی از این کشور است و این موضوع قطعاً افزایش مهاجرت‌ها را در پی‌خواهد داشت. در سال‌های اخیر، مهاجران افغان بخش بزرگی از جامعه پناهجویان را “براساس گزارش ملل متحد، ۲ میلیون و ششصد هزار نفر” تشکیل داده‌اند. البته باید مهاجرینی را که هنوز تکلیفشان مشخص نیست و در امار ثبت نکرده اند، از نظر دور نداشته باشیم که با شمارش انها، این ارقام به بیش از ۳ میلیون تن خواهد رسید.

پس از ۲۰۰۱ و هجوم کشور‌های بیگانه به افغانستان، مردم انتظار داشتند تا معضلاتی همچون بیکاری، ناامنی و بی ثباتی سیاسی حل گردد، اما با گذشت دو دهه، وضعیت هیچ تفاوتی با گذشته نداشته بلکه بدتر هم شده است. هر نوع شکنندگی در اوضاع سیاسی می‌تواند سیل تازه‌ای از مهاجران را راهی کشور‌های همسایه و فراتر از ان یعنی ترکیه و اروپا کند.

اما مسئله افزایش سیل مهاجرت فقط یک بعد قضیه است! 

اگر گفتگو‌های صلح که قرار است پس از ماه رمضان برگزار شود ناکام بماند، جنگ میان گروه طالبان و نیرو‌های دفاعی افغانستان علیه یکدیگر از سر گرفته خواهد شد و این به معنای افزایش خشونت و ناامنی‌های گسترده در سرتاسر افغانستان می‌باشد.

انتظار می‌رود که در صورت بن بست مذاکرات صلح، حکومت افغانستان قابلیت دفاع از حاکمیتش را داشته باشد. رئیس جمهور افغانستان اشرف غنی در مصاحبه‌ای با شبکه سی ان ان مدعی شد که نیرو‌های امنیتی افغانستان قابلیت دفاع از تمامیت ارضی کشور را دارند حتا در برابر حملات افزون گروه طالبان. در صورتی که کمک‌های مالی ایالات متحده به نیرو‌های افغان بدون کدام وقفه‌ای جریان داشته باشد، خروج همه یا اکثر نیرو‌های خارجی و پیمانکاران خصوصی و به‌ویژه از دست‌دادن پشتیبانی هوایی نیرو‌های ایالات متحده، جرأت و روحیه ارتش افغانستان محک زده خواهد شد. خروج نیرو‌های خارجی و محروم‌شدن نیرو‌های افغان از پشتیبانی هوایی نیرو‌های امریکایی، می‌تواند میزان فرار نیرو‌های افغان از صفوف ارتش و پولیس این کشور را بالا ببرد که به نوبه خود منجر به ازهم‌پاشی نیرو‌های امنیتی افغانستان می‌شود. با خالی کردن سنگر‌های امنیتی توسط نیرو‌های خودی که در سال‌های اخیر شاهد افزایش فرار نظامیان حکومتی از پایگاه‌های خود بوده ایم که به یک معضل جدی و نگران کننده برای مقامات امنیتی ایجاد شده است، این موضوع جرقه‌ی جنگ داخلی ویران‌گرتری را خواهد زد.

با خروج نیرو‌های بین المللی از کشور، بیش از ۳۰۰ هزار نیروی امنیتی داخلی از شهر‌ها و مناطق مختلف این کشور در برابر حملات طالبان دفاع خواهند کرد، اما موج حملات طالبان که از خروج نیرو‌های آمریکایی از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجند، آن هم در شرایطی که مذاکرات صلح با بن بست روبرو شود، می‌تواند شعله جنگ خانمان سوز افغانستان را بیشتر کند.

همانطور که لیز چنی نماینده حزب جمهوری خواه در مجلس نمایندگان اعلان کرد که اعلامیه بایدن یک پیروزی تبلیغاتی برای تروریست هاست. عقب نشینی به مبارزه با تروریسم پایان نخواهد داد. این اقدام فقط به دشمنان فرصت بیشتری برای بازسازی و طرح ریزی پلن حملات علیه کشور را می‌دهند!

علاوه بر نیرو‌های امنیتی افغان، گروه‌های سیاسی هم از راه‌اندازی یک جبهه مقاومت دوم سخن می‌رانند.

از طرف دیگر کشور‌های تاثیرگذار منطقه همچون روسیه، چین، آمریکا، هند و کشور‌های دیگر هم هشدار داده‌اند که به هیچ وجه برگشت به دهه ۹۰ و تاسیس «امارت اسلامی» را نخواهند پذیرفت و این امر می‌تواند به جبهه‌گیری‌های منطقه‌ای دیگر در افغانستان منجر شود.

در کنار آن، مسئله مواد مخدر هم رشد چشمگیری خواهد یافت. افغانستان همین حالا هم بیشترین تریاک جهان را تولید می‌کند و اقتصاد مبتنی بر مواد مخدر، تار و پود افغانستان را همین حالا هم در نوردیده و کشور‌های زیادی از ناحیه کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر صدمه دیده‌اند.

در صورت شکست مذاکرات صلح، افغانستان با خطر واقعی فروپاشی روبرو خواهد بود و این بر عهده رهبران سیاسی افغانستان و گروه طالبان است که تا چه میزان نسبت به وضعیت کنونی کشورشان دلسوزی دارند، ان‌ها باید از این فرصت، تمام استفاده را برده و بر منافع ملی نسبت به منافع شخصی اولویت قائل شوند، به پشت میز مذاکره ایند و برای ایجاد اینده‌ای بهتر برای مردم افغانستان، از خود تساهل و نرمش نشان دهند.

باوجود این همه، در نظر بگیریم که بیشتر مردم افغانستان در صورت به بن بست رسیدن روند صلح (مردم افغانستان امید زیادی به این روند دارند) دیگر قادر نخواهند بود به راحتی قامت راست کنند و چشم به اینده‌ای روشن که از ۲۰۰۱ به ان دوخته بودند، دیگر حتی فکر ان را هم نخواهند کرد.

16 هزارپرسونل خدماتی نظامی درافغانستان باقی می مانند

 شرکت های خصوصی نظامی به عوض پنتاگون در افغانستان

ازبرگۀ فیاض بهرمان نجیمی

نیویارک تایمز می نویسد: “ارتش آمریكا قصد دارد حداكثر تا 11 سپتامبر افغانستان را ترك كند ، اما پنتاگون ، سازمان های اطلاعاتی آمریكا و متحدان غربی در حال بحث در باره چگونگی جلوگیری تبدیل افغانستان به پایگاه تروریستی هستند. به قول  نیویارک تایمز ، “پنتاگون با متحدان خود در حال انتقال نیرو ، احتمالاً به همسایگان تاجیکستان ، قزاقستان و ازبکستان است.”

حتی اگر ارتش آمریکا افغانستان را ترک کند بازهم ممکن تا 16 هزار نظامیان کمپنی های خصوصی Private military company     [ PMC] باقی بمانند.

به گروه «نظامیان کمپنی های خصوصی»  تعدادی از واحدهای ویژه پنتاگون و CIA نیز اضافه خواهد شد، که در لیست های رسمی هیچگاه ثبت نمی شوند. نیویارک تایمز یک ماه پیش درینباره خبر داد که ۱۰۰۰ نظامی بیشتر در افغانستان وجود دارد.

امریکایی ها در جنگ سوریه ستراتیژی جدید نظامی را طرح ریزی کردند که به عوض پایگاه های بزرگ، اقدام به ایجاد پایگاه های کوچک با سیستم  آتش قوی و رادار های مجهز نمایند.  تحلیلگران نظامی  به آن «نقاط ایمنی مشترک»  Cooperative Security Location می نامند. نظامیان  امریکایی  در اصطلاح روزمره به آن پایگاه ها  «نیلوفرهای آبی» یا  Lily-Pad می گویند.

 این جزیره ها متشکل از گروپمان های کوچک کماندویی ولی از نظر تسلیحاتی به شدنت مجهز و ۲۴ ساعت در شبانه روز و هفته و ماه در حال آماده باش می باشند.  در عقبگاه آنها حمایت قوی هوایی و موشکی قرار دارد.  به این ستراتیژی نام دیگر هم داده اند: «نقطه نفتی» یا oil spot . یعنی اقدامات آن  به سرعت در همه  سو گسترش می یابد. گروپمان های کوچک امریکایی  از این دست به همکاری کُرد ها ی سوری در شرق و جنوب شرق سوریه  در پایگاه های کوچک حاکم  و مناطق بزرگ زمین های نفتی را تحت کنترول گرفته اند.  مصارف «نیلوفر های آبی» به شدت کمتر از حضور گسترده است ولی بخش مهم  فعالیت های آنها بیشتر تخریبکارانه و استخباراتی می باشد.

تصمیم امریکاییان برای خروج از جنوب افغانستان و واگذاری پایگاه های باستیون در شورابک و فروگاه کندهار و وردک به نیرو های مسلح کابل نوع تمهید برای حضور فعالیت های بیشتر طالبان در مناطق اصلی شان خواهد بود. ایجاد تصور برتری طالبان، آنها را تشجیع خواهد کرد که فعالیت های شان را علنی تر کنند. آنگاه آنها با نیروی نامرئی مواجه خواهند شد، که پیشتر سابقه نداشت.

حضور مزدوران جنگی کمپنی های خصوصی خصلت جنگ در افغانستان را بازهم وحشیانه تر خواهد ساخت ـ آنچی در عراق زمانی اتفاق افتاد و سبب تلفات بزرگ مردمان ملکی بیگناه گردید. از سوی دیگر فعالیت های استخباراتی سی آی ای در افغانستان  بدون هیچگونه پرسش و بازخواست ادامه خواهد یافت.

به گزارش طلوع نیوز به استناد به خبرگذاری اسوشیتد پرس: «رییس سی آی ای به تازه گی ازافغانستان به گونه سری دیدار کرده است.  هدف سفر رییس سی آی ای چگونگی سپردن مسوولیت واحدهای ویژه ضد هراس افگنی به افغانستان گفته شده است.»

برخی ازمقام های امریکایی گفته اند: «ازجمله شش واحد ضد هراس افگنی که سی آی ای درافغانستان آموزش داده است، تنها مسوولیت دو واحد آن به حکومت افغانستان سپرده شده است.»

 در ظاهر مسوولیت ها به افغانستان انتقال داده می شود، اما در اصل هیچگاه. واحد ها ضد هراس افگنی سی آی ای یا ماشین های جنگی آدمکشان تحت کنترول کابل نخواهند بود، زیرا تمویل کننده مسیر فعالیت را تعیین می کند.  نمونه های از ماشین های آدمکشی در امریکای لاتین زیاد بوده و سیاهه  های بزرگ از جنایات جنگی به کلی مشهود.

اینها در فردا نه تنها ستون فقرات سرکوب مخالفان مسلح  طالبان  بلکه همچنان ترور دگر اندیشان و مخالفان سیاسی درون حاکمیت را نیز تشکیل خواهند داد.

سی آی آی به سرعت به پراتیک دوران جنگ سرد یعنی ترور شخصیت های سیاسی بر می گردد. و افغانستان یکی از میدان های تجربی آن خواهد بود.

برآمدن امریکاییان و غربی ها از افغانستان در شکل که پیهم تبلیغ می شود در واقع  پایان فاز « دموکراسی وارداتی» است.  فاز جدید ابقای آن ها در افغانستان ممکن با ایجاد دولت دیکتاتوری  و سیل ترور کسانی باشد، که حضور نامرئی آنها را بر نمی تابند.

در آینده افکار عمومی غرب در باره افغانستان کمنتر خبر خواهند شد و مشکل مردم افغانستان گویا به خودشان رها می شود. اردوی افغانستان بیشتر اجیر و در درون آن اجیران جنگی خارجی زیاد ترخواهند شد. و بالآخره جنگ غیر متعارف و بدون هیچ معیار اخلاقی علیه همه با قساوت به پیش برده خواهد شد.

 امید است چنین نشود و به جای  حضور ستراتیژیک نامرئی با پایان همه ارزش های اخلاقی و انسانی مردمان افغانستان را کمک کنند تا بر سرنوشت خویش مسلط شده و این جغرافیا را طور دیگر ترسیم کنند.

تخریب و ویرانی، دستاورد ۲۰ سال حضور آمریکا در افغانستان

شماری از کارشناسان سیاسی معتقدند حضور نظامی ۲۰ ساله آمریکا و غربی ها در افغانستان به جز تخریب ،ویرانی و تحمیل تلفات نظامی سنگین و بیکاری ،دستاوردی برای این کشور نداشته است.

به گزارش ایرنا، منابعی در افغانستان اعلام کرده اند که طی ۲۰ سال حمله نظامی آمریکا به این کشور  ۲۴۱ هزار نفر در افغانستان کشته شده اند که ۷۱ هزار نفر آنها غیر نظامیان هستند.

در این مدت ۷۱ هزار نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان ،حدود ۲ هزارو ۴۰۰ نظامی آمریکایی و ۸۵ هزار عضو گروه طالبان و شماری از نیروهای عضو ناتو در این مدت جان باخته اند.

به گفته مقامات افغان در مدت ۲۰ سال ، ۲.۲ تریلیون دلار هزینه جنگ  دو دهه گذشته در افغانستان شده ولی همچنان این کشور در آستانه خروج نیروهای امریکایی مردم افغانستان در نقطه آغاز حضور نیروهای خارجی قرار دارند.

چند سال پیش خبرنگاری  از عبدالله عبدالله رئیس اجرایی وقت دولت وحدت ملی این کشور پرسیده بود که آیا فکر نمی کنید ناتو و آمریکا جنگی را که آغاز کرده اند در همان نقطه اولی رها خواهند کرد اما عبدالله این سوال را پاسخ نداد و گفته بود که هدف سوال روشن نیست اما اکنون خود عبدالله در کابل در نشستی گفت که مفهوم این سوال را تازه دریافته است.

کارشناسان افغان نیز از وضعیت کنونی نگران هستند و آنرا با دوره آخر دولت نجیب الله پس از خروج ارتش سرخ شوروی مقایسه کرده اند.

روزنامه ۸ صبح نوشته است: با وجود آنکه آمریکا تعهد سپرده است که از ارتش افغانستان حمایت می کند اما بیم آن می ‌رود که طالبان در  نشست ترکیه حاضر نشود و در فکر گرفتن قدرت از راه نظامی باشند و این امر باعث شکست روند صلح شود.

این منبع افزوده است در این صورت صف‌آرایی خطرناکی رقم خواهد خورد و جبهه مقاومت مانع پیشروی طالبان خواهد شد. نتیجه این رویارویی، جنگ داخلی و در بدترین حالت تقسیم و تجزیه کشور به دو بخش «امارت» و «جمهوری دموکراتیک» خواهد بود.

براساس تحلیل این روزنامه در سطح داخلی، در حالی که دولت، گروه طالبان و احزاب و کنش‌گران سیاسی ذینفع ، گفت‌وگو را تنها راه حل برای پایان جنگ جاری در کشور می‌بینند؛ اما در باره سرنوشت قدرت سیاسی و ساختار نظام سیاسی آینده با هم اختلاف نظر دارند. دولت و گروه طالبان در کنار احزاب و کنشگران سیاسی بارها اعلام کرده‌اند که مشکل افغانستان راه حل نظامی ندارد. از سوی دیگر تاکنون گفت وگوها برای پایان دادن به جنگ تاکنون نتیجه بخش نبوده  است .تضاد منافع در بین طرف ها و بی توجهی به منافع ملی باعث برافروخته بودن آتش جنگ شده است.

احمد سعیدی آگاه سیاسی افغان در مطلبی نوشته است انگلیس به اتباع خود در افغانستان هشدار داده است که این کشور را ترک کنند زیرا احتمال افزایش حملات طالبان در جریان خروج نیروهای خارجی وجود دارد.

وی افزود:به یاد دارد که در زمان خروج ارتش سرخ شوروی از افغانستان نیز سفارتخانه‌های خارجی آهسته آهسته افراد و کارمندان خود را از این کشور خارج می کردند و اکنون  نگران است که کشور به وضعیت آن زمان بر گردد.

ژنرال فرانک مکنزی، فرمانده ستاد مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام)  روز پنجشنبه گذشته در کمیته نیروهای مسلح در سنای آمریکا گفته بود در صورتی که از ارتش افغانستان پس از خروج نیروهای آمریکایی حمایت نشود، روشن است که این ارتش فروخواهد پاشید.

او خاطرنشان کرد  که با خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان، وی نگران توانایی دولت افغانستان برای حفاظت از سفارت آمریکا در کابل است.

این فرمانده آمریکایی در مورد توانایی ارتش افغانستان برای دفاع از خود و همچنان توانایی این کشور در حفظ و پرواز هواپیماهای بدون کمک مالی و حمایت آمریکا ابراز نگرانی کرده است.

اما اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان با رد سناریوی فروپاشی نیروهای نظامی معتقد است که ارتش با ۴۰ هزار کماندوی پیشرفته و مجهز توانایی سرکوب طالبان را دارد.

اشرف غنی در ۳۰ فروردین امسال در یک نشست مجازی در مرکز بین‌المللی نظامی گنجوی که به ابتکار آذربایجان در شهر باکو برگزار شده بود، درباره روند صلح، تصمیم خروج نیروهای آمریکایی و ناتو و همچنان همگرایی و اتصال منطقه ای  گفت: نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان از چند سال پیش ۹۴ درصد عملیات‌های نظامی را به گونه‌ مستقل و بدون دخالت نیروهای خارجی انجام می ‌دهند و هیچ خطر فروپاشی این کشور را تهدید نمی کند.

کنفرانس صلح ترکیه که قرار بود سوم اردیبهشت به میزبانی سازمان ملل و شرکت نمایندگان دولت افغانستان،احزاب سیاسی ،طالبان و چند کشور در استانبول برگزار شود به علت حضور نیافتن  طالبان در هاله ای از ابهام قرار گرفته است.

طالبان عمل نکردن آمریکا به توافقنامه دوحه  در خروج نیروهای امریکایی را علت حضور نیافتن در نشست صلح ترکیه عنوان کرده است.

گروه طالبان درخواست خروج نام شماری از رهبران این گروه از لیست تحریم های سازمان ملل و آزادی هفت هزار نفر از زندانیان این گروه از زندان دولت افغانستان را کرده است . در صورتی که نشست ترکیه دستاوردی نداشته باشد این امتیازات می تواند خطر گسترش جنگ را داشته باشد.

اکنون پس از ۲۰ سال حضور سنگین نظامی غرب به رهبری آمریکا در افغانستان وضعیت این کشور پس از دو دهه در بدترین وضعیت نسبت به قبل از حمله قرار دارد و مردم این کشور همچنان نگران تشدید جنگ های ویرانگر داخلی هستند .

خروج از افغانستان و افشای ماهیت امپراتوری آمریکا

خبرگزاری فارس ـ گروه غرب از نگاه غرب: شکست آمریکا در افغانستان نمونه ای دیگر از رشته دراز فضاحت های نظامی مصیبت باری است که باید آنها را طلایه دار مرگ امپراتوری آمریکا دانست. به استثنای جنگ خلیج فارس که عمدتا با واحدهای مکانیزه در دشت های  بازی انجام شد که –عاقلانه- تلاشی برای اشغال عراق نداشت، رهبری سیاسی و نظامی ایالات متحده از یک شکست مفتضحانه به شکست مفتضحانه دیگری در غلتیده که انعکاسی است از سرانجام غم انگیز امپراتوری های چین، عثمانی، روم، روسیه، فرانسه، انگلیس، هلند، پرتغال و اتحاد جماهیر شوروی. اگرچه هر یک از این امپراتوری ها با شرایط منحصر به فرد خود به سراشیب زوال درغلتیدند، همگی الگوهایی از اسراف و تبذیر را از خود به نمایش گذاشته اند که مشخصه تجربه آمریکایی نیز هست.
بی عرضگی های امپریالیستی با بی عرضگی های داخلی تناسب دارد. فروپاشی دولت مطلوب در داخل به همراه سیطره قدرت شرکتی بر سیستم های قانونی، اجرایی و قضایی، ضمانتی است بر اینکه این افراد بی کفایت و فاسد، کسانی که خود را نه وقف منابع ملی بلکه وقف بیشتر پر کردن جیب نخبگان الیگارش کرده اند، کشور را به سمت یک بن بست هدایت می کنند. حاکمان و رهبران نظامی که منافع شخصی رشوه خوارانه شان محرک آنهاست، اغلب شخصیت های ابلهی در یک نمایش بزرگ کمدی هستند. وگرنه به چه شکل دیگری می توان به آلن دالس، دیک چنی، جرج دبلیو بوش و دونالد ترامپ یا جو بایدن بخت برگشته فکر کرد؟ اگرچه بی محتوایی فکری و اخلاقی آنها اغلب به شکل سیاهی سرگرم کننده است، اما وقتی این خواص آنها به سمت قربانیانشان معطوف می شود، شکلی مرگبار و سبعانه به خود می گیرد.
از سال 1941 حتی یک مورد وجود ندارد که در نتیجه کودتاها، سوء قصدهای سیاسی، تقلبات انتخاباتی، تبلیغات سیاه، ارعاب، آدم ربایی، کارزارهای ضد شورش بی رحمانه، قتل عام های تحریمی آمریکا، شکنجه در مکان های سیاه جهانی، جنگ های نیابتی با کمک مداخلات نظامی انجام شده توسط ایالات متحده، به تشکیل یک دولت دمکراتیک منجر شده باشد. جنگ های دو دهه ای در خاورمیانه که بزرگ ترین خبط راهبردی در تاریخ آمریکا به شمار می رود، یکی پس از دیگری ردی از دولت های فشل را پشت سر خود بر جای گذاشته است. با این حال هیچ کس در طبقه حاکم مسئول شناخته نشده است.
جنگ وقتی در خدمت پوچی های آرمانشهری به راه می افتد، مثل بر سر کار آوردن یک دولت دست نشانده در بغداد که منطقه از جمله عراق را به تحت الحمایه های ایران تبدیل کند یا وقتی که – مثل مورد افغانستان- اصلا هیچ دورنمایی از آن وجود ندارد، به یک باتلاق تبدیل می شود. تخصیص پول ها و منابع کلان به ارتش آمریکا که شامل درخواست 715 میلیارد دلاری بایدن برای وزارت دفاع در سال مالی 2022 که شاهد افزایشی 11.3 میلیاردی یا 1.6 درصدی به نسبت سال 2021 است، در نهایت صرف دفاع ملی نمی شود. بودجه هنگفت نظامی آنطور که سیمور ملان در کتابش «اقتصاد جنگ همیشگی» توضیح می دهد، پیش از هر چیز اقتصاد آمریکا را از فروپاشی حفظ می کند. در واقع چیزی که همه ما بیشتر می سازیم، اسلحه است. زمانی که این واقعیت درک شود، جنگ همیشگی دست کم برای کسانی که از آن سود می برند معنا پیدا می کند.
این ایده که آمریکا مدافع دمکراسی، آزادی و حقوق بشر است، شگفتی کسانی که دیده اند آمریکا در دولت های انتخاب شده به شکل دمکراتیکشان را در پاناما، سوریه، ایران، گوآتمالا، کنگو، برزیل، شیلی، هندوراس و مصر خرابکاری و آنها را سرنگون کرده، به شدت برمی انگیزد. و این فهرست شامل تعدادی از دولت های دیگری نیز نمی شود که با وجود دیکتاتور بودنشان مثل ویتنام، اندونزی یا عراق چون به چشم سنگی بر سر راه منافع آمریکا دیده می شدند از بین رفتند، در هر یک از این موارد زندگی برای ساکنان این کشورها حتی مصیبت بارتر از پیش شده است.
من به عنوان خبرنگار خارجی دو دهه را صرف مشاهده اثرات جهانی امپراتوری آمریکا کرده ام. سخنان خوش آب و رنگی که برای توجیه به زانو درآوردن سایر کشورها می شود تا شرکت ها بتوانند منابع طبیعی آنها را تاراج و نیروی کار آنها را استثمار کنند، صرفا برای مصرف داخلی است. ژنرال ها، عوامل اطلاعاتی، دیپلمات ها، بانکداران و مدیران شرکت هایی که امپراتوری را اداره می کنند، این سخنان ایده آلیستی را خنده دار می بینند. آنها به دلایل خوبی لیبرال های ساده لوحی را که خواستار «مداخله بشردوستانه» می شوند تحقیر می کنند و معتقدند که ایده آل های به کار رفته برای توجیه امپراتوری واقعی هستند، که امپراتوری می تواند یک نیروی خیر باشد. این مداخله جویان لیبرال، ابلهان مفید امپریالیسم، می کوشند بر روندی که برای سرکوب، ارعاب، تاراج و سیطره ایجاد و طراحی شده، کسوتی از مدنیت بپوشانند.
مداخله جویان لیبرال به این دلیل که اهداف خود را در لفاف آرمان های والا می پوشانند، مسئول  شکست های نظامی و سیاست خارجی متعددی هستند. دعوت مداخله جویانی چون باراک اوباما، هیلاری کلینتون، جو بایدن، سوزان رایس و سامانتا پاور برای تامین بودجه جهادی ها در سوریه و سرنگون کردن معمر قذافی در لیبی این کشورها را – همچون افغانستان و عراق- به تیول های جنگی تبدیل کرده است. این مداخله جویان لیبرال در کارزار جاری برای افزایش تنش ها با چین و روسیه نیز دست دارند.
باور محوری امپریالیست ها چه به شکل باراک اوباما ظاهر شوند یا به شکل جرج دبیلو بوش، نژادپرستی و شوونیسم نژادی است، برداشتی که آمریکاییان  به دلیل مختصات برتر آنها برای تحمیل قهری «ارزش هایشان» بر نژادها و اقوام پست تر، اجازه آن را می دهند. این نژادپرستی که به اسم تمدن غربی و نتیجه طبیعی آن یعنی برتری طلبی سفیدپوستان انجام می گیرد، امپریالیست های متعصب و مداخله جویان لیبرال را در احزاب جمهوریخواه و دمکرات با یکدیگر متحد می کند. همین بیماری کشنده امپراتوری است که در رمان «آمریکایی آرام» گراهام گرین و «بیمار انگلیسی» مایکل اونداتیه به تصویر کشیده شده است.
آلفرد مک کوی مورخ در کتابش «در سایه قرن آمریکایی: ظهور و سقوط قدرت جهانی آمریکا» می نویسد: «در حالی که امپراتوری های رو به ظهور در به کارگیری نیروهای مسلح برای فتح و کنترل قلمروهای فرامرزی اغلب سنجیده و حتی منطقی عمل می کنند، امپراتوری های در حال زوال به سمت نمایش بیمارگونه قدرت سوق پیدا می کنند و رویای شاهکارهای نظامی متهورانه ای را در سر می پرورانند که به شکلی می تواند به از دست رفتن اعتبار و قدرت آنها منجر شود. این عملیات های  نظامی که اغلب از منظر امپریالیستی نیز غیرمنطقی هستند، می توانند هزینه های هنگفت و شکست های تحقیرکننده ای را به بار بیاورد که تنها روند قبلا در حال پیموده شدن را تسریع می کنند.»
اتفاق بدتر در داخل کشور می افتد، چون امپراتوری ها هرچه بیشتر به جعل دشمنان در داخل و خارج از کشور نیاز دارند. این دلیل واقعی برای افزایش شدید تنش ها با روسیه و چین است. فقر نیمی از مردم و تمرکز ثروت در دست جرگه ای کوچک از الیگارش ها، قتل بی دلیل شهروندان غیرمسلح به دست پلیس نظامی شده، خشم نسبت به نخبگان حاکم که در رای دادن حدود نیمی از رای دهندگان به یک هنرمند دلقک و عوام فریب و جمعیتی از طرفداران او به ساختمان کنگره یورش بردند متجلی شد، نشانه های داخلی گسست است. ناتوانی سرویس های سلامت ملی برای مهار همه گیری کرونا، تصویب یک لایحه یارانه کووید و پیشنهاد یک لایحه زیرساخت ها که می تواند لقمه اصلی حدود پنج تریلیون دلاری را در دهان شرکت ها بگذارد در حالی که  خرده ریزه های آن – چک های گهگاهی 1400 دلاری به شهروندان به شدت گرفتار مشکلات مالی- نصیب مردم کند، فقط به این زوال دامن می زند.
از طرف دیگر از دست رفتن جایگاه دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی، بلافاصله هزینه های واردات را افزایش خواهد داد. این اتفاق می تواند به بیکاری در مقیاس دوران رکود بزرگ منجر شود. این اتفاق امپراتوری را مجبور می کند تا به شدت خود را منقبض کند. این اتفاق همزمان با تشدید وخامت اقتصادی، یک فوق ناسیونالیسم را تغذیه می کند که به احتمال زیاد خود را از طریق یک فاشیسم مسیحی شده نشان خواهد داد. مکانیسم های هم اکنون به اجرا گذاشته شده کنترل مطلق اجتماعی، پلیس نظامی شده، تعلیق آزادی های مدنی، نظارت دولت کلی فروشی شده، تشدید قوانین «تروریسم» که مردم را به داخل بزرگ ترین سیستم زندان داری جهان سوق می دهد و سانسور تحت نظارت صاحبان انحصارهای رسانه های دیجیتال، جایگاه حاکمیت پلیسی را کاملا در جای خود تثبیت خواهند کرد. ملت هایی که به درون بحران ها سقوط می کنند، با این اقدامات سختگیرانه به دنبال منحرف کردن خشم جمعیتی مورد خیانت قرار گرفته به سمت سپربلاهای خارجی است. چین و روسیه برای ایفای چنین نقشی کاملا مناسب هستند.
شکست در افغانستان داستانی آشنا و غم انگیز است، داستانی که تمام کسانی که نخوت امپریالیستی آنها را نابینا کرده به آن استمرار می دهند. هرچند این تراژدی امپراتوری آمریکا را دچار فروپاشی نمی کند، اما با توجه به عدم توانایی آن برای دست زدن به خود انتقادی و خوداصلاحی، با خشمی کورکورانه و ناپخته نسبت به بیگناهان در داخل و خارج، در حال احتضار آنها را آماج حملات خود قرار خواهد داد.
نویسنده: کریس هجز (Chris Hedges) روزنامه نگار پیشکسوت آمریکایی
منبع: https://b2n.ir/m54206

صنایع دستی، سرمایه‌ای بی‌پشتوانه‌ی افغانستان

صنایع دستی در افغانستان مانند گنجینه‌ای از فرهنگ‌های اصیل از گذشتگان به نسل‌های آینده رسیده و امروزه جایگاه خوبی را در جهان به خود اختصاص داده است. اما کم‌مهری مردم و دولت از جمله دلیل‌هایی است که رفته رفته این میراث گران‌بها را به فراموشی سپرده است.

نعیم، از بیست و پنج‌ سال به این سو با کارگاه مخصوص که دارد شال(چادر) آماده می‌کند. او چهار دستگاه در خانه و یک دستگاه شال سازی در دکان دارد.
شال، پتوی مردانه و چادرهای ابریشمی کار ساخت دست او است.
رنگ‌های مرغوب، پرجذبه و ظرافت کاری که در ساخت این شال‌ها استفاده شده است، کار نعیم را نسبت به دیگران متمایز می‌کند.او مواد خامِ این شال‌ها را از بدخشان، هرات و دیگر ولایت‌ها خریداری و در کارگاه خود برای ساخت شال آماده می‌کند.
کیفیت نهفته در کار دست و زحمت آن، قیمت فروش صنایع دستی را نسبت به کار ماشین بیشتر می‌کند. آن طرف هم برای آماده ساختن یک شال، یک‌هفته نیاز است. گاهی اگر سه تار از هزاران تار ماشین‌دستی نعیم بسگلد، یک‌هفته به ده روز می‌رسد.نعیم، بیست سال می‌شود که باشنده‌ی کابل است. پسران قدونیم قد او دانش‌آموز هستند و گاه گاهی با پدرشان در بافت این شال‌ها کمک می‌کنند.
از آنجایی که قیمت اجناس ساخت دست نسبت به دیگر اجناس بلند است و سطح اقتصاد مردم پایین، توانایی خرید اجناس با کیفیت دستی را ندارند.
به گفته‌ی او بیشترین مشتریانش کارمندان سفارت‌خانه‌ها و شهروندان خارجی هستند.صنایع دستی افغانستان که ریشه در هزاران سال پیش دارد، نشان دهندهء فرهنگ و هنر دیرین افغانستان است و زمانی یکی از خطوط اساسی اقتصاد جامعه و در آمد روستانشینان افغانستان محسوب می‌شد.
اما حالا دیده می شود که با کم مهری مواجه شده و در حاشیه قرار گرفته است و روز به روز این هنر در کشور کم‌رنگ می‌شود.
برای جلوگیری از کاستن این ارزش‌های فرهنگی و اقتصادی، سکتورهای دولتی و خصوصی باید حمایت خود را از بازرگانان و صنعت‌کاران داشته باشند تا این صنایع به جایگاه و ارزشی که دارد، برسد.

Updated: آوریل 26, 2021 — 12:37 ق.ظ