معرفی کتاب “آدمی”

 

معرفی کتاب “آدمی”

 

روتخر برخمان یا روتگر برگمن  متولد سال ۱۹۸۸ میلادی، تاریخ‌نگار و نویسنده‌ی هلندی است، که چهار کتاب را با موضوعات تاریخ، فلسفه و اقتصاد را به‌رشته‌ی تحریر درآورده‌است. یکی از این کتاب‌ها «آرمان‌شهر برای واقع‌گرایان: چگونه می‌توانیم جهانی ایدئال بسازیم» به بیست زبان ترجمه شده‌است، و نسخه‌ی هلندی آن پرفروش‌ترین کتاب این کشور شد.

از ماکیاوللی تا هابز و فروید و داکینز به ما آموخته‌اند که آدمی موجودی بدسرشت است. اما روتخر برخمان در کتاب آدمی موضعی یکسره متفاوت را مطرح می‌کند. انسان موجودی نیک‌سرشت است و در ذات او غریزۀ همکاری بر غریزۀ رقابت و حس اعتماد بر حس بی‌اعتمادی می‌چربد و این چربش یکی از پایه‌های تکاملی «انسان خردمند» است.

برخمان را نویسنده و تاریخ دانی همتراز با یووال نوح هراری، نویسنده آثاری، چون «انسان خردمند» و «انسان خداگونه» دانست، با همان میزان از خلاقیت، ابتکار و علم. برخمان در کتاب جدیدش با نام «تاریخ امیدبخش نوع بشر» باز هم همه را غافلگیر کرده است.

در ابتدای کتاب، جمله‌ای از آنتون چخوف آمده است: «اگر به انسان نشان دهید چیست، بهتر می‌شود.»

شر، کارش را از راه دور انجام می‌دهد. فاصله به ما اجازه می‌دهد که در اینترنت به غریبه‌ها پرخاش کنیم. فاصله به سربازها اجازه می‌دهد که انزجار خود را از خشونت کنار بزنند. و فاصله بوده که وحشتناک‌ترین جنایات تاریخ را ممکن کرده است، از برده‌داری گرفته تا هولوکاست. (کتاب آدمی – صفحه ۴۲۶)

روتگر برگمن ، در کتاب “آدمی” (تاریخ امیدبخش نوع بشر) پرفروش ترین کتاب بین المللی خود، چشم انداز جدیدی را در مورد 200.000 سال گذشته از تاریخ بشر ارائه می دهد ، اثبات می کند که ما بیشتر به دنبال همکاری هستیم تا رقابت  و بیشتر تمایل داریم تا به یکدیگر اعتماد کنیم تا اینکه نسبت به هم بی اعتماد باشیم. در حقیقت این غریزه اساس تحولی محکمی دارد که به ابتدای هوموساپینس برمی گردد.

برخمان می گوید : «بیان ساده استدلال من این است ما طبق سرشت خود به عنوان کودک در جزیره‌ای نامسکون، هنگام آغاز جنگ، هنگام وقوع فاجعه، تمایل شدیدی به سویه نیک خود داریم. شواهد علمی زیادی ارائه خواهم کرد که نشان می‌دهند دیدگاه مثبت‌تر به سرشت انسان تا چه حد واقع‌بینانه است. در عین حال متقاعد شده‌ام که اگر شروع به باورش بکنیم می‌تواند بیشتر واقعی بشود.»

بنا بر افسانه‌ای دیرپا، انسان به‌واسطۀ سرشتش خودخواه و تهاجمی و زودترس است. این همانی است که زیست‌شناس هلندی، فرنس دِ وال دوست دارد نظریۀ لفافه بنامد: این نظر که تمدن فقط لفافه‌ای نازک است که با کوچک‌ترین تلنگر فرومی‌پاشد. در واقعیت، برعکسش حقیقت دارد. وقتی بحران رخ می‌دهد، وقتی بمب‌ها فرومی‌بارند یا سیلاب بالا می‌آید، ما انسان‌ها به بهترین نسخۀ خود تبدیل می‌شویم. (کتاب آدمی – صفحه ۲۰)

برخمان برای اثبات این فرضیه‌اش داستان‌های واقعی را می‌کاود و نشان می‌دهد که اگر در عالم داستان‌های ادبی، در عالمِ سالار مگس‌ها، انسان‌های درمضیقه‌افتاده به جان هم می‌افتند و گرگ هم می‌شوند، در عالم واقع، داستانی با همان مضمونی که در رمان ویلیام گولدینگ می‌خوانیم، اتفاق می‌افتد و آن‌ها که درگیر همان قسم نکبت‌ها شده‌اند هیچ هم به جان هم نمی‌افتند و گرگ هم نمی‌شوند و در عوض میل همکاری‌شان است که عمل می‌کند.

چند سال پیش از مردم سی کشور مختلف پرسشی ساده کردند: «در کل، فکر می‌کنید دنیا رو به بهتر شدن است، فرقی نکرده یا دارد بدتر می‌شود؟» در تمامی کشورها، از روسیه تا کانادا و از مکزیک تا مجارستان، اکثریت قاطع پاسخ دادند که اوضاع دارد بدتر می‌شود. واقعیت دقیقاً خلاف این است. در چند دهۀ اخیر، فقر شدید، قربانیان جنگ، مرگ و میر نوزادان، جرم، قحطی، کار کودکان، مرگ بر اثر بلایای طبیعی و تعداد سقوط هواپیما همه افت کرده‌اند. ما داریم در ثروتمندترین، امن‌ترین و بهداشتی‌ترین دوران زندگی می‌کنیم. (کتاب آدمی – صفحه ۳۱)

«تاریخ امیدبخش نوع بشر» را کتابی «آرمانشهر» برای واقع گرایان می‌دانند. کتابی که ایده‌های نابی برای مدیریت جهان، ساعات کاری مفید و نیز درباره مدیریت ثروت و فقر جهانی ارائه کرده بود. برخمان در آن کتاب که یکی دو سال قبل از شیوع پاندمیک کرونا در جهان، به چاپ رسانده بود، ایده‌ی ۱۵ ساعت کار در هفته و نیز انجام بسیاری کار‌ها از راه دور را ارائه کرده بود. شاید آن زمان خیلی‌ها فکر می‌کردند این نویسنده‌ی جوان دیوانه است، اما در دوران کرونا خودمان با چشم‌های خودمان دیدیم که عملاً اینگونه شده. ساعت‌های کاری حتی در برخی موارد به کمتر از ۱۵ ساعت در هفته رسید و بسیاری از کار‌ها از راه دور انجام شد.

نوشته بوسیله محمد امین مروتی