نگاهی به کنه جوهرعرفانی غزل شماره 2460 مولوی بزرگ .

نگاهی به کنه جوهرعرفانی غزل شماره 2460 مولوی بزرگ .

………………………………………………………………………………………………

هدف این سروده عرفانی : شناخت  وحدت وجود در همه ابعاد رمز وراز ونماد خلقت هستی است.

گوهراین سروده تجلی ای ازمبارزه سالک طریقت درروند تزکیه نفس برای رسیدن به قله های نورذات حق می باشد . اشاره مولوی برتمایزوانکاروجودی خود (تو نه چنانی که منم من نه چنانم که تویی) در دائرۀ بُود ــ گواهینامه ای ست برشناخت جبلت وجوهرجاویدانگی یزدان ـــ درهمه موزات هستی  .

دکتربصیر کامجو

غزل شماره 2460 مولوی در دیوان شمس

تو نه چنانی که منم من نه چنانم که تویی

تو نه بر آنی که منم من نه بر آنم که تویی

من همه در حکم توام تو همه در خون منی

گر مه و خورشید شوم من کم از آنم که تویی

با همه ای رشک پری چون سوی من برگذری

باش چنین تیز مران تا که بدانم که تویی

دوش گذشتی ز درم بوی نبردم ز تو من

کرد خبر گوش مرا جان و روانم که تویی

چون همه جان روید و دل همچو گیاه خاک درت

جان و دلی را چه محل ای دل و جانم که تویی

ای نظرت ناظر ما ای چو خرد حاضر ما

لیک مرا زهره کجا تا به جهانم که تویی

چون تو مرا گوش کشان بردی از آن جا که منم

بر سر آن منظره‌ها هم بنشانم که تویی

مستم و تو مست ز من سهو و خطا جست ز من

من نرسم لیک بدان هم تو رسانم که تویی

زین همه خاموش کنم صبر و صبرنوش کنم

عذر گناهی که کنون گفت زبانم که تویی

Updated: ژانویه 19, 2021 — 1:00 ق.ظ