اخبار روز : نگاهی به مواضع بایدن درباره بحران افغانستان

اخبار روز : دوشنبه ۶ دلو ۱۳۹۹ خورشیدی  برابر با ۲۵  جنوری ۲۰۲۱ میلادی

 

نگاهی به مواضع بایدن درباره بحران افغانستان

 

درحالی که مذاکرات صلح افغانستان به دلیل نامشخص بودن مواضع دولت جدید آمریکا درباره افغانستان به طور عملی متوقف شده است، به نظر می‌رسد که سیاست بایدن دستکم در چند ماه نخست در قبال افغانستان مشخص نشود.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «جیک سالیوان» مشاور امنیت ملی و «آنتونی بلینکن» وزیر امور خارجه آمریکا از زمان پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات این کشور تاکنون تنها اظهارداشته‌اند که توافقنامه دولت ترامپ با طالبان مورد بازنگری قرار خواهد گرفت.

از سوی دیگر منابعی نیز از ابقای «زلمی خلیلزاد» در سمت نماینده ویژه آمریکا در امور صلح افغانستان خبر می‌دهند که نشان دهنده تمایل اولیه تیم بایدن به توافقنامه آمریکا و طالبان است تا اینکه تیم جدید توافقنامه را بدقت مورد بررسی قرار دهد و سیاست خود را درباره افغانستان اتخاذ کند.

اگرچه رئیس جمهور جدید آمریکا هنوز سیاست مشخصی را درباره افغانستان اعلام نکرده است اما بایدن پیش از این مواضع پرسش‌برانگیزی درباره افغانستان داشته که در ادامه به مواردی از آن می‌پردازیم:

پاکستان 50 برابر مهمتر از افغانستان است

جو بایدن یک هفته پیش از مراسم تحلیف «باراک اوباما» در ژانویه سال 2009 به عنوان معاون اول ریاست جمهوری آمریکا به کابل سفر کرد و در جریان این سفر بطور غیرمنتظره از ولایت‌های قندهار و هلمند نیز دیدار کرد.

در این سفر حامد کرزی رئیس جمهور وقت افغانستان در ارگ ریاست جمهوری در گفت‌وگویی پرتنش تلاش داشت تا واشنگتن را به ریشه‌کن کردن مخالفان مسلح دولت در پاکستان وادار کند اما پاسخ بایدن درباره اولویت‌های واشنگتن کرزی را به سکوت واداشت.

کرزی درباره این دیدار می‌گوید: وقتی بر هیئت آمریکایی در رابطه با پاکستان، ادامه سرازیر شدن افراطگرایی از این کشور به افغانستان و حمایت واشنگتن از اسلام‌آباد فشار آوردم، ناگهان بایدن از جایش بلند شد و گفت: «ببنید آقای کرزی، پاکستان برای ما 50 برابر مهمتر از افغانستان است».

طالبان دشمن ما نیست!

بایدن در سال 2011 میلادی نیز در گفت‌وگو با نشریه آمریکایی «نیوزویک» گفت:«طالبان دشمن ما نیست، تاکنون هیچ جمله‌ یا اظها نظری از رئیس جمهوری آمریکا (باراک اوباما) در زمینه سیاست ما دیده نشده که گفته باشد طالبان دشمن ماست».

معاون اول وقت رئیس جمهور آمریکا با این حال اظهارداشت: «اگر طالبان در موقعیتی قرار گیرد که قادر به سرنگونی حکومت کنونی افغانستان باشد، حکومتی که برای جلوگیری از آسیب رساندن افراد بد به آمریکا، با ما همکاری می‌کند، آنگاه این موضوع به مساله‌ای برای آمریکا تبدیل خواهد شد».

بایدن همچنین تاکید کرد که واشنگتن تلاش می‌کند دولت افغانستان را در موقعیتی قرار دهد که با قدرت وارد مذاکره با طالبان شود و از بوجود آمدن شرایط سقوط دولت توسط این گروه جلوگیری شود.

افغانستان هیچ زمانی یکپارچه نمی‌شود!

بایدن در فوریه سال گذشته در یک مناظره درون حزبی گفته بود «من کاملاً مخالف ایده‌ ملت‌سازی در این کشور بودم، امکان ندارد افغانستان یک کشور متحد شود، هیچ امکانی ندارد که آن کشور یکپارچه شود».

وی در اظهاراتی دیگر نیز تاکید کرد که آمریکا نیازی به حضور نظامی در افغانستان ندارد و پیشنهاد داد که آمریکا پایگاه‌هایی را در پاکستان ایجاد کند و از آنجا با تهدیدات تروریسم از افغانستان مقابله کند.

رئیس جمهور جدید آمریکا پیش از انتخابات نوامبر با رد خروج کامل از افغانستان به «استارز اند استرایپس» گفته بود که در صورت پیروزی در انتخابات نوامبر 1500 تا 2000 نظامی را در این کشور حفظ خواهد کرد.

طالبان: دولت بایدن به توافقنامه قطر پایبند باشد

برخی کارشناسان می‌گویند، به نظر نمی‌رسد که دولت بایدن دستکم در 3 ماه نخست ریاست جمهوری آمریکا برنامه‌ای برای افغانستان داشته باشد و مقامات دولت جدید این کشور نیز هنوز اظهارات مشخصی درباره رویکرد وی درباره افغانستان ارائه نداده‌اند.

اگرچه که دولت افغانستان و طالبان منتظر اعلام رویکرد بایدن هستند اما تغییر چندانی در استراتژی آمریکا حداقل در کوتاه مدت شاهد نخواهیم بود.

 

احتمال تغییر موضع آمریکا پس از بازنگری توافق صلح

ایندیپندنت فارسی : احتمال تغییر در موضع‌گیری دولت آمریکا در قبال توافق صلح با طالبان، در سخنان جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی دولت جو بایدن، بارزتر از گذشته بود. هرچند پیش از این آنتونی بلینکن، وزیر خارجه جدید آمریکا، نیز از ضرورت ارزیابی توافق صلح با طالبان سخن به میان آورده بود، اما آن‌گونه که آقای سالیوان در گفت‌وگوی تلفنی با حمدالله محب درمورد توافق صلح صحبت کرده است، به نظر می‌رسد، که آمریکا در مورد پایبند نبودن طالبان به تعهداتش در قبال توافق صلح، شواهدی بیشتری نزد خود دارد.

شورای امنیت ملی آمریکا در بیانیه خود نوشته که جیک سالیوان در گفت‌وگوی تلفنی با حمدالله محب، مشاور شورای امنیت افغانستان گفته است که دولت این کشور توافق صلح را بازنگری خواهد کرد. آقای سالیوان همچنان تاکید کرده است که بررسی تعهدات طالبان در قبال توافق صلح، ازجمله کاهش خشونت در افغانستان و قطع رابطه با القاعده، داعش و دیگر گروه‌های تروریستی، در صدر بررسی‌های دولت آمریکا قرار خواهد گرفت.

در این سو نیز آقای محب با نشر یک رشته توییت‌، گفته است که دو طرف درباره حفظ دستاوردهای ۲۰ سال گذشته و برقراری آتش‌بس صحبت کرده‌اند. آقای محب در توییتر نوشته است: «ما توافق کردیم تا برای دستیابی به یک آتش‌بس دائمی و صلحی عادلانه و با دوام در یک افغانستان دموکراتیک با توانایی حفظ دستاوردهای دو دهه گذشته، حمایت از حقوق همه افغان‌ها و ادامه اصلاحات، تلاش کنیم.»

به نظر می‌رسد روزگار طاقچه بالا گذاشتن طالبان تا حد زیادی به‌سر رسیده است. دولت دونالد ترامپ برای این که بتواند در انتخابات سال ۲۰۲۰ دستاویزی برای ارائه داشته باشد، توافق صلح را بسیار عجولانه با گروه طالبان امضا کرد؛ هرچند این توافق پس از چندین نشست میان زلمی خلیلزاد و هیئت طالبان در قطر به‌دست آمده، اما به‌دلیل این‌که بستر سیاسی افغانستان مطالعه نشده و مهم‌تر از همه، دولت افغانستان در این توافقنامه جایگاهی نداشته است، می‌توان گفت که توافقی عجولانه است؛ این درحالی است که بیشتر مسئولیت‌های این توافقنامه متوجه دولت افغانستان است، از جمله آزادسازی پنج‌هزار زندانی طالب از زندان‌های دولت افغانستان. با این حساب می‌توان گفت که دولت آمریکا از جانب دولت افغانستان این توافق را امضا کرده و مسئولیت اجرایی آن بر دوش دولت افغانستان افتاده است. تنها سود دولت آمریکا از این توافق، هدف قرار نگرفتن نیروهای این کشور در داخل خاک افغانستان بوده است. در سمت دیگر این معادله، جنگی که باید به میزان قابل‌ملاحظه‌ای کاهش می‌یافت، افزایشی خشونت‌بار داشته است؛ طالبان پنج‌هزار زندانی آزاد شده را دوباره به میدان‌های جنگ فرستادند و رابطه آن‌ها با القاعده، نه‌تنها از بین نرفت که رابطه با داعش نیز به آن اضافه شد. حالا طالبان در استان بدخشان، آشکارا همدوش با داعش علیه نیروهای دولتی افغانستان دست به حمله می‌زنند.

چنین بود که بازی برد- برد دولت آمریکا به سوی باخت – باخت گرایش یافت. در واقعیت امر، دولت آمریکا هیچ دستاوردی از این توافق نداشت، زیرا از آنجا که تقریبا صددرصد جنگ در افغانستان را نیروهای امنیتی افغان به پیش می‌برند، دولت آمریکا حداقل در میدان جنگ، دیگر تلفات نمی‌دهد. کاهش نیروهای این کشور به عدد دوهزار و ۵۰۰ نفر هم بعد دیگری است که سطح هدف قرار گرفتن این نیروها را به‌شدت کاهش می‌دهد. بنابراین چه این توافق امضا می‌شد و چه نه، جنگ علیه نیروها آمریکایی به‌خودی‌خود کاهش یافته بود.

دولت آمریکا حالا متوجه باخت خود در قبال توافق صلح شده است. مسلما دولت پاکستان که طرف اصلی جنگ افغانستان است، در آن زمان توانسته هیئت آمریکایی را فریب دهد. تاکید و اصرار بیش‌ازحد مقام‌های پاکستانی بر تداوم روند فعلی و حفظ تمامی تعهدهای توافق صلح ازسوی آمریکا نشان می‌دهد که پاکستانی‌ها از بازنگری توافق صلح ناخشنودند؛ زیرا به‌خوبی می‌دانند که با بازنگری توافق صلح، آمریکا به‌سادگی رعایت نشدن تعهدهای توافق از طرف طالبان را متوجه می‌شود. سازمان ناتو نیز تداوم ماموریت خود را در افغانستان اعلام کرده است. حداقل تا سال ۲۰۲۴ تعهد ناتو برای حمایت از نیروهای امنیتی افغان وجود دارد. بنابراین به نظر می‌رسد که بازنگری توافق صلح در آمریکا چند تغییر احتمالی درپی داشته باشد:

– دولت آمریکا دوهزار و ۵۰۰ نیروی باقیمانده در افغانستان را تا زمان کاهش خشونت‌های طالبان و قطع واقعی رابطه با القاعده و داعش، خارج نخواهد کرد
– دولت آمریکا حمایت هوایی از نبردهای نیروهای امنیتی افغانستان را در سطح بالاتری در دستور کار قرار خواهد داد
– ماموریت‌های ضد تروریسم نیروهای آمریکایی در افغانستان افزایش خواهد یافت
– بحث حکومت موقت به‌صورت کامل از سرفصل مذاکرات کنار گذاشته خواهد شد

این‌که امکان عملی شدن گزینه‌های احتمالی وجود دارد یا خیر، در چند روز آینده خود مشخص خواهد شد؛ فقط کافی است تا منتظر ارزیابی دولت آقای بایدن از توافق صلح آمریکا طالبان باشیم.

 

چرا زلمی خلیلزاد، فرستاده ویژه ترامپ برای صلح افغانستان، برکنار نشد؟

ایندیپندنت فارسی : تردیدی نیست که آمریکا می‌خواهد بعد از تقریبا دو دهه، به طولانی‌ترین جنگ تاریخ این کشور در افغانستان نقطه پایان بگذارد. ۷۵ میلیون شهروند آمریکایی که در انتخابات گذشته به دونالد ترامپ رای دادند و بسیاری از حامیان جو بایدن، رئیس‌جمهور جدید آمریکا، هم خواهان پایان جنگ هستند چرا که دیگر در این جنگ سودی نمی‌بینند.

دموکرات‌ها نیز مایلند از هزینه جنگ بکاهند و این منابع را در برنامه‌های رفاه عامه در داخل کشور مصرف کنند. از سوی دیگر، جو بایدن که سکان رهبری آمریکا را به دست گرفته است، خود نیز از سال ۲۰۱۰ به این طرف که معاون باراک اوباما، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا بود، عقیده چندانی به ادامه جنگ افغانستان نداشت و با بازگشت نیروهای آمریکایی به خانه موافق بود؛ از این رو، پایان بخشیدن به حضور سربازان آمریکایی در افغانستان، تصمیمی فراجناحی است و طبیعی است که برای انجام این ماموریت، دولت جدید آمریکا، زلمی خلیلزاد جمهوری‌خواه را در سمت خود به‌عنوان نماینده ویژه آمریکا در امور صلح افغانستان باقی گذارد.

این امر در آمریکا رایج است که بعضی جمهوری‌خواهان در حکومت‌‌های دموکرات و برعکس، اجرای وظیفه کنند. جو بایدن با نگه‌داشتن زلمی خلیلزاد، به جمهوری‌خواهان در کنگره پیامی مثبت می‌رساند. آقای خلیلزاد، مولف قرارداد صلح دوحه است که آمریکا در ۲۹ فوریه ۲۰۲۰ با طالبان امضا کرد. حفظ خلیلزاد در مقام خود، به این معنی است که آمریکا مایل نیست موافقتنامه صلح دوحه را لغو کند؛ هرچند تیم تازه‌وارد در کاخ سفید مایل است از این که طالبان از القاعده فاصله گرفته و تهدیدی به امنیت ملی آمریکا نیست، اطمینان بیشتری پیدا کند. در واقع طالبان در این ۱۱ ماه هیچ حمله‌ای به سربازان آمریکایی در افغانستان انجام نداده است.

از سوی دیگر، واشینگتن از طالبان خواسته است تا با حکومت کابل و دیگر جناح‌های افغانی ذی‌نفع مذاکره کند. «دیگر جناح‌های افغانی» به این معنی است که آمریکا معتقد است حکومت کابل بر اوضاع سیاسی این کشور کاملا مسلط نیست. به همین دلیل، جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی آمریکا در تماس تلفنی با حمدالله محب، همتای افغان خود، تاکید کرد که طالبان باید با حکومت کابل و دیگر جناح‌های ذی‌نفع مذاکره کنند.

کابل هرچند از بازنگری قرارداد صلح دوحه استقبال کرده، اما انتظار نمی‌رود تغییرات زیادی در متن این قرارداد وارد شود. آمریکا فقط می‌کوشد بر طالبان فشار آورد تا مذاکرات صلح بین‌الافغانی را ادامه بدهند، خشونت‌ها را کم کنند و موازین حقوق بشری را در ارتباط با اقلیت‌های افغانستان، با توجه به استانداردهای بین‌المللی، مراعات کنند. در واقع چیزی که لازم است انجام شود، این است که طالبان در هر سه زمینه به مردم افغانستان تضمین دهند.

اما دشوار به نظر می‌رسد که گفت‌وگوهای صلح به راحتی ادامه یابد. حتی اگر آمریکا با طالبان بار دیگر توافق کند که خروج سربازانش را برای شش ماه دیگر و تا آخر سال ۲۰۲۱ به تعویق بیاندازد، باز هم زمان کافی که افغان‌ها بتوانند باهم توافق کنند، فراهم نمی‌شود. آمریکا سرانجام پس از خروج سربازان خود بی‌‌حوصله خواهد شد و ممکن است در اثر فشار پاکستان و روسیه، پرونده افغانستان را به سازمان ملل متحد ارجاع دهد.

بر اساس این سناریو، که محتمل‌ترین و بهترین ارزیابی می‌شود، سازمان ملل متحد هم می‌تواند پس از یک سال، حکومت موقت یا انتقالی پیشنهاد دهد و بار دیگر مانند اوایل سال ۲۰۰۲ کنفرانسی همچون نشست بن برگزار شود و همه جناح‌ها پشت میز مذاکره، اما این بار با حضور طالبان، که غایب نشست بن ۲۰۰۱ بودند، بر سر نقشه‌راه آینده گفت‌وگو کنند.

اگر افغان‌ها نتوانند به‌زودی و در دوران حضور آمریکا با طالبان به نتیجه‌ برسند، در آن زمان است که با ارجاع پرونده افغانستان به سازمان ملل متحد و نشست دیگر بن، طالبان خواستار بازبینی قانون اساسی و نظام جمهوریت خواهند شد. گام بعدی در این سناریو، برگزاری یک لویه جرگه/نشست بزرگان با شرکت طالبان ،احتمالا در سال ۲۰۲۳  است تا درباره رهبری و نوع نظام آینده این کشور تصمیم گرفته ‌شود. این یک سناریوی خوب برای افغانستان خواهد بود. اما اگر تمام تلا‍ش‌های دیپلماتیک نقش بر آب شوند، سناریوی بدتری نیز در پیش است که پیامد‌ آن جنگ داخلی شدید خواهد بود.

 

نیمی از جمعیت کشور زیر خط فقر قرار دارند

وزیر اقتصاد افغانستان با بیان امسال به علت فراگیر بیماری کرونا، فقر در کشور افزایش یافته است گفت:بر اساس آخرین برآوردها نیمی از جمعیت کشور زیر خط فقر قرار دارند.

به گزارش ایرنا، «کریمه حامد فاریابی»روز یکشنبه در گزارشی  اظهار داشت امسال به دلیل وضع محدودیت ها و قرنطینه به خاطر گسترش ویروس کرونا، میزان فقر در شهرها چهار درصد و درمیان کوچی ها ،سه درصد افزایش یافته است.

وزیر اقتصاد افغانستان گفت: پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که افغانستان در سال آینده (۱۴۰۰) رشد مثبت اقتصادی ۲.۵ تا ۳ درصدی  خواهد داشت.

وی تأکید کرد که این رشد اقتصادی با توجه به رشد سریع جمعیت افغانستان «ناچیز» است و نمی‌تواند تغییرات مثبت و قابل ملاحظه‌ای را در میزان کاهش فقر، ایجاد شغل و دسترسی به خدمات اساسی داشته باشد.

به گفته فاریابی،سالانه حدود ۶۵۰ هزار نفر به جمعیت این کشور افزوده می‌شوند و از ۱۶ میلیون جمعیت در سن کار، حدود شش میلیون نفر مشغول به کار هستند.

وی افزود:از مجموع جمعیت شاغل حدود ۴۵ درصد در بخش کشاورزی و بقیه در بخش های دیگر مشغول به کار هستند.

وزیر اقتصاد افغانستان گفت که کاهش فقر در صدر برنامه های وزارت اقتصاد و دولت افغانستان قرار دارد.

پیش از این دفتر بخش کمک های بشردوستانه سازمان ملل متحد نیز در گزارشی اعلام کرده بود که در سال ۲۰۲۱ بیش از نیمی از جمعیت افغانستان نیازمند کمک غذایی هستند.

 

خروج ناتو از افغانستان باید مبتنی بر شرایط باشد

وزیر خارجه آلمان با تاکید بر حمایت از موضع دولت افغانستان در مذاکرات صلح با طالبان گفت که خروج نیروهای ناتو از افغانستان باید مبتنی بر شرایط باشد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «هایکو ماس» وزیر خارجه آلمان در تماس تلفنی با «حنیف اتمر» وزیر خارجه افغانستان تاکید کرد که برلین از رهبری به مالکیت و رهبری افغان‌ها حمایت می‌کند و خشونت‌ها و کشتار هدفمند در این کشور نیز محکوم است.

براساس بیانیه وزارت خارجه افغانستان، ماس ادامه داد که طالبان باید ضمن عمل به تعهداتش در توافقنامه قطر، آتش‌بس فوری برقرار کند.

دو طرف همچنین تاکید کردند که خروج نیروهای ناتو از افغانستان باید “مسئولانه” باشد و وزیر خارجه آلمان نیز اطمینان داد که با دیگر کشورهای عضو ناتو کار خواهد کرد تا خروج نیروها «مبتنی بر شرایط» باشد.

ماس پیش از این نیز تاکید کرده بود که کاهش بیشتر نیروها در افغانستان باید در گرو شرایط شفاف باشد و برای حفاظت از دستاوردهای 2 دهه گذشته در این کشور باید از هرگونه اقدام عجولانه جوگیری شود.

پیشتر نیز «آنه گرت کارن باوئر» وزیر دفاع آلمان برای خروج نیروها از افغانستان به نتیجه رسیدن مذاکرات صلح و ایجاد یک توافق سیاسی را ضروری دانسته بود.

در حال حاضر بیش از 1300 نیروی آلمانی در شمال افغانستان حضور دارند که بیشتر این نیروها در پایگاه نظامی موسوم به «مارمل» در شهر مزار شریف مرکز ولایت بلخ مستقر هستند.

 

سایه قطر و پاکستان بر روابط عربستان و طالبان

جمهور : حنیف اتمر؛ وزیر خارجه برای برقراری آتش‌بس در افغانستان از عربستان درخواست کمک کرده است.

او این درخواست را در جریان سفر سه روزه اخیرش با فیصل بن فرحان؛ همتای سعودی خود، در میان گذاشته است.

اتمر در گفتگو با روزنامه شرق‌الاوسط، با تاکید بر نقش عربستان سعودی در پیشبرد تلاش‌های صلح افغانستان، گفته است که عربستان افغان‌ها را در رسیدن به آتش‌بس کمک کند.

او در این زمینه افزوده است: «مذاکرات دوحه ابتکار مهمی است که باب گفتگو را باز کرده است. دولت افغانستان این‌طور می‌بیند که توافق بر سر آتش‌بس بهترین اثبات بر این ادعا است که طالبان در پی خشونت نیست.»

وزارت خارجه همچنین به تازگی بار دیگر از پاکستان خواسته که بر طالبان فشار وارد کند تا این گروه وادار به عملی‌ساختن تعهدات‌شان برای کاهش‌ خشونت‌ها و تأمین آتش‌بس شود.

درخواست اتمر از عربستان برای کمک به استقرار آتش بس در افغانستان در حالی صورت می گیرد که به نظر نمی رسد رژيم ریاض، همچنان مثل گذشته بر طالبان نفوذ عمیق و راهبردی داشته باشد.

در طول دو دهه اخیر، بسیاری از معادلات جنگ و صلح افغانستان تغییر کرده است. عربستان سعودی که زمانی یکی از سه کشوری بود که رژيم امارت طالبان در افغانستان را به رسمیت شناخته بود، با سقوط این رژيم، نفوذ خود را از دست داد یا شاید تحت فشار امریکا و دیگر قدرت های غربی، عمدا از طالبان فاصله گرفت.

از سوی دیگر، در پی بروز بحران های جدید در خاور میانه و جهان اسلام به ویژه پس از بهار عربی، رژيم سعودی، نفوذ ایدئولوژيک، قدرت نظامی و ثروت نفتی اش را برای ایجاد نسخه های جدیدتر و ورژن های مخوف تر تروریزم تکفیری هزینه کرد که به ویژه در پی بروز جنگ های شدید فرقه ای در عراق و نیز آغاز بحران مرگبار سوریه، این رویکرد، رنگ و رونق بیشتری پیدا کرد.

تحقیقات نشان می دهد که اکثریت اعضای گروه های اصلی تروریستی به ویژه داعش در سوریه، عراق و حتی لیبی را شهروندان سعودی تشکیل می دهند. این تصادفی نیست و به نظر نمی رسد که بدون دریافت حمایت های قوی و سازمان یافته از سوی رژيم حاکم بر ریاض و دستگاه تبلیغاتی ایدئولوژی وهابیت، شهروندان سعودی که زیر کنترل شدید فضای امنیتی عربستان قرار دارند، قدرت پیوستن به گروه های تروریستی را داشته باشند.

این در حالی است که طالبان و القاعده با ظهور رقبای تازه، در بسیاری از موارد با این گروه های نوظهور هم در افغانستان و هم در سوریه و عراق، درگیر شده اند. این درگیری ها اگر از یکسو ناشی از جنگ قدرت و رویکردهای جاه طلبانه جریان های افراط گرا برای حفظ سلطه و نفوذ خود بر مناطق مورد مناقشه بوده، از سوی دیگر، ریشه در رقابت و خصومت رژيم های حامی این گروه ها دارد؛ درست شبیه وضعیتی که اکنون در جنوب یمن میان عربستان سعودی و امارات جریان دارد و عملا به بروز جبهات جدید جنگ میان دو نیروی سابقا متحد منجر شده است.

درباره طالبان نیز با توجه به رقابت های پیچیده ای که میان قطر و عربستان سعودی در خاور میانه و جهان اسلام جریان دارد، اکنون این دولت دوحه است که بر این گروه، نفوذ دارد و آن را کنترل می کند و رژيم ریاض برخلاف گذشته، از دایره دوستان راهبردی طالبان، طرد شده و به همین دلیل در زمینه صلح افغانستان هم منزوی گردیده است.

افزون بر آنکه همانطور که اشاره شد، طالبان و القاعده در افغانستان، شاخه خراسان داعش را دشمن می دارند و با آنها درگیر شده اند. این امر نیز به دوری طالبان از عربستان، کمک کرده است.

موضوع مؤثر دیگر بر فاصله گرفتن عربستان از طالبان، بروز تنش در روابط ریاض و اسلام آباد است. به نظر می رسد که بی میلی پاکستان به مشارکت در ائتلاف نظامی به رهبری رژيم سعودی در یمن، موجب خشم و اعتراض عربستان سعودی شد. از جانب دیگر، سکوت و بی اعتنایی رژيم ریاض و سازمان همکاری اسلامی مستقر در جده نسبت به مساله کشمیر به دلیل منافع مهمی که عربستان در حفظ و توسعه ارتباط با دهلی نو دارد، نارضایتی پاکستان را برانگیخته است.

مجموعه این رویدادها موجب دوری طالبان از عربستان و بالعکس شده است. به همین دلیل، طالبان پیش از این با پیشنهاد برگزاری مذاکرات صلح افغانستان در خاک عربستان سعودی، مخالفت کردند. همچنین هیآت سیاسی طالبان با وجود سفر به کشورهای دیگر منطقه – حتی ایران- تمایل کمتری به دیدار به مقام های رژيم ریاض نشان می دهد.

با این حساب، وضعیت رژيم سعودی در قبال طالبان و صلح افغانستان، بهتر از شرایط دولت کابل نیست و به همین دلیل، درخواست آقای اتمر از عربستان برای کمک به استقرار آتش بس در افغانستان، بیهوده و ناشی از استیصال و درماندگی است تا برخاسته از قدرت و نفوذ واقعی عربستان بر گروه طالبان.

 

گزارش جدید مجلس سنای بریتانیا در رابطه با افغانستان!

«توافق بین آمریکا و طالبان؛ توافق خروج ارتش ایالات متحده امریکاست؛ نه توافق صلح»

ازبرگه داوود نعیمی – برگردان و تلخیص: ع خراسانی

۱۳ جنوری ۲۰۲۱

«قدرت در افغانستان به رغم برخی پیشرفت ها، هنوز در محور های شخصی، جناحی و آلوده به فساد باقی مانده است.

حضور در دولت به عنوان دستیابی به منبع غنائم می باشد،

جنگ سالاران و رهبران میلیشیا نقش خود را در داخل دولت همچنان حفظ کرده اند، بسیاری از آنها در اقتصاد غیرقانونی مشارکت دارند و از منابع دولتی سؤ استفاده می نمایند.»

«نظام افغانستان شدیداً متمرکز «Highly Centralised» می باشد، هرچند عملاً گرایش های محلی و قومی وجود دارد.

بهر حال، اهمیت و اولویت اصلاحات در قانون اساسی برای رسیدگی به این امر مهم، مربوط به خود شهروندان افغانستان می باشد، که در دوحه به آن می پردازند یا بعد از دوحه.»

«ما متاسف هستیم، که توافق نامه دوحه، بین آمریکا و طالبان، مشروط به نتیجه گفتگوهای صلح میان دولت افغانستان و طالبان نبود.

دولت بریتانیا باید فوراً با دولت بایدن در مورد این توافق  وارد گفتگو شود.»

«نتیجه موفقیت آمیز مذاکرات صلح افغانستان باید: شامل آتش بس، آشتی، حضور طالبان در قدرت، احترام به حقوق همه‌ای شهروندان افغانستان، به ویژه بانوان، حقوق بشر ، آزادی بیان و تعهد در عدم حمایت از گروه های تروریستی باشد.»

امریکا هنگام مذاکره با طالبان با متحدان ناتو مشورت نکرده است، هرچند توافق نهایی شامل ناتو می شود، اما این رویکرد به اتحاد ناتو با امریکا ضربه می زند.

تعهد طالبان در رابطه با تروریسم: مبهم، غیر شفاف و شکننده می باشد.

عقب نشینی شتابزده نیروهای آمریکا مطابق پروگرام دونالد ترامپ قبل از توافق صلح دولت افغانستان با طالبان، دولت را تضعیف و امنیت را به مخاطره می اندازد.»

«دولت بریتانیا باید با اداره بایدن وارد مذاکرهٔ شود و با مشارکت ناتو و متحدان آمریکا تا نظرات دولت افغانستان و طالبان هردو شنیده و تأمین گردد.»

«پاکستان مهمترین بازیگر منطقه در افغانستان است.

سیاست پاکستان در مورد افغانستان تحت تأثیر روابط متشنج و ناپایدار این کشور با هند قرار دارد.»

«ایران از استراتژی انعطاف پذیر در رابطه با افغانستان برخوردار است، به نظر می رسد، که تهران به همکاری با بازیگران داخلی و منطقه، برای تأمین نفوذ و دستیابی به اهداف خود بویژه ثبات در مرزهای خود است.»

«تعهد یک جانبه ایالات متحده برای عقب نشینی نیروها ، قدرت دولت افغانستان را در مذاکرات به شدت تضعیف کرده است.»

در پایان مجلس اعیان بریتانیا از دولت خواسته است که با دیپلماسی فعال سعی نماید:

مذاکرات صلح موفقیت آمیز باشد و نتیجه‌ی توافق بین دولت و طالبان، تضمین کنندهٔ آتش بس، آشتی و صلح دایم، حضور طالبان در ساختار دولت، احترام به حقوق شهروندان، رعایت حقوق بشر، به ویژه حقوق زنان، اقلیت ها و آزادی بیان باشد.

 

افسانه‌ی خروج مسئولانه از افغانستان

اطلاعات روز : رییس‌جمهور جو بایدن اکنون چهارمین رهبر امریکایی است که بر جنگ ایالات متحده در افغانستان نظارت می‌کند. او وارث یک روند صلح شکننده است که اعضای تیم‌اش معقولانه اعلام کرده‌اند که برای پیشرفت آن کار خواهند کرد. دونالد ترمپ، رییس‌جمهور وقت در فبروری۲۰۲۰ معامله‌ای را با طالبان انجام داد تا همه نیروهای امریكا و ناتو را تا اول ماه می ۲۰۲۱ از افغانستان بیرون کند. در عوض، ایالات متحده تضمین‌های امنیتی و تعهد طالبان برای آغاز گفت‌وگوهای صلح با دولت افغانستان را دریافت کرد. پس از ۴۰ سال خون‌ریزی و نزدیک به ۲۰ سال درگیری مستقیم امریکا در افغانستان، جای تردید نیست که بایدن باید به این گفت‌وگوها فرصت دهد. دست‌یابی به یک توافق جامع برای پایان دادن به شورش طالبان، بهترین راه برای پایان دادن به درگیری‌های نظامی ایالات متحده در این کشور است.

اما مذاکرات افغانستان که به کندی پیش می‌رود، همچنان در حد یک احتمال برای صلح باقی مانده است. طالبان و دولت افغانستان هنوز در مورد موضوعات اساسی، از جمله این‌که این کشور باید جمهوری باقی بماند یا حتا ویژگی‌های دموکراسی انتخاباتی را حفظ کند، اختلاف نظر دارند. هر دو طرف دور میز مذاکره جمع شده‌اند؛ حالا این‌که هیچ کدام معتقد نیستند که از گزینه‌های نظامی خسته شده‌اند.

بنابراین دولت بایدن باید سریع تصمیم بگیرد که آیا به توافق ترمپ برای خروج همه‌ی نیروها در بهار امسال احترام می‌گذارد یا ممکن است مأموریت نظامی را برای مدت نامعین تمدید کند. برخی از تحلیل‌گران مدعی‌اند که فارغ از برایند مذاکرات صلح افغانستان آن کشور ‌را ترک می‌کند و معتقدند که هدف اصلی ایالات متحده از نابودی القاعده مدت‌ها پیش محقق شده است. برخی دیگر، از جمله برخی مقامات پیشین خواستار ادامه استفاده از نیروهای امریکایی و قدرت جنگ برای جلوگیری از حمله طالبان به دولت افغانستان دست‌کم تا رسیدن به توافق صلح هستند.

با توجه به نواقص هر دو گزینه – خروج بی‌درنگ و ماندن برای مدت نامعلوم – ایده‌ای به ظاهر وسطی در گفتمان سیاست افغانستان مسلط شده است: «خروج مسئولانه»، یک مفهوم انعطاف‌پذیر که تعهد پایان‌دادن به «جنگ بی‌پایان» و در عین حال دوام عملیات مبارزه با تروریسم را حمل می‌کند. به‌نظر می‌رسید که بایدن قبل از معامله دولت ترمپ با طالبان، خود نسخه «خروج مسئولانه» را در جریان مبارزات انتخاباتی تأیید کند. بایدن در مصاحبه‌ای با Face the Nation [یک برنامه خبری در شبکه‌ سی‌بی‌اس] در ۲۳ فبروری گفت كه ایالات متحده باید رد ‌پای «بسیار كوچك» مبارزه با تروریسم را برای جلوگیری از تجدید حیات القاعده و دولت اسلامی یا داعش، حفظ كند.

اما تفاوت‌ در اختلاف‌ها هر قدر که جذاب به‌نظر برسد، تقریبا به‌صورت قطعی ناممکن است. صرف نظر از آنچه در روند صلح اتفاق می‌افتد، دولت بایدن به‌زودی درمی‌یابد که باید در افغانستان مسیر قاطع‌تری را انتخاب کند.

اضمحلال حد وسط

عملا هیچ شانسی وجود ندارد که طالبان با حفظ نیروی مبارزه با تروریسم ایالات متحده در خاک افغانستان برای مدت نامعلوم موافقت کنند. انجام این کار مستلزم آن است که گروه [طالبان] تقاضای شماره یک و دلیل اصلی شورش خود را که خروج همه نیروهای خارجی است، کنار بگذارد. از آنجا که رهبران طالبان انسجام را غنیمت می‌شمارند، توافق نخواهند کرد که فرماندهی نظامی را منتقل و رتبه‌بندی کنند؛ به‌خصوص که دولت ترمپ قبلا توافق کرده است که همه نیروهای امریکایی را تا ماه می خارج کند. این احتمال را که دولت آینده افغانستان شامل طالبان در همکاری با ایالات متحده در زمینه مبارزه با تروریسم موافقت کند نمی‌توان کاملا منتفی دانست، اما مطمئنا واشنگتن نباید روی آن حساب کند.

همچنین طالبان تنها مانع حضور نامعلوم نیروی مبارزه با تروریسم ایالات متحده نیست. برای مذاکره و اجرای هرگونه توافق صلح، ایالات متحده نیاز به حمایت کشورهای منطقه‌ای مانند چین، ایران، پاکستان و روسیه دارد؛ هیچ یک از آن‌ها نمی‌خواهند شاهد پایگاه‌های دایمی ارتش ایالات متحده در افغانستان باشند. تا آنجا که این کشورها از تلاش‌های صلح ایالات متحده حمایت می‌کنند، به این دلیل است که انتظار دارند که نتیجه‌ای توافق اعلام عزیمت ارتش ایالات متحده [از افغانستان] باشد. معامله ایالات متحده و طالبان این انتظارات را تقویت کرد. اگر ایالات متحده برای حفظ نیروها در این کشور این معامله را نادیده بگیرد، به‌ویژه پاکستان ممکن است تصمیم بگیرد که پشتیبانی خود از طالبان را افزایش دهد.

البته روند صلح می‌تواند به شکست بینجامد، در این صورت مسأله مورد بحث و گفت‌وگو، حمایت منطقه‌ای خواهد بود. اما حتا در آن زمان نیز ایالات متحده قادر به حفظ رد‌ پای نیروی مبارزه با تروریسم نخواهد بود. طالبان پس از به‌دست‌آوردن و سپس از دست‌دادن تعهد امریكا برای خروج، هرگونه حضور امریكا را بار دیگر با خشونت مورد ستیز قرار خواهند داد. در چنین سناریویی، فقط حفاظت از پرسنل ایالات متحده نیاز به عملیات تهاجمی علیه شورشیان طالبان دارد و اگر طالبان به جنگ با ایالات متحده برگردند، دلیل زیادی برای قطع روابط باقی‌مانده خود با القاعده که در معامله فبروری ۲۰۲۰ قول داده بودند، نخواهند داشت. در نتیجه تهدید تروریستی که ایالات متحده سعی دارد با آن مبارزه کند، پایدار می‌ماند.

سرانجام، ایالات متحده نمی‌تواند پایگاه‌های خود را صرفا برای اهداف خود در افغانستان حفظ کند درحالی‌که حمایت موثر را از طرف میزبان و شریک ضد تروریسم خود دریغ می‌کند. ایالات متحده در جنگ موجود با طالبان، باید دست‌کم پشتیبانی ضروری در اختیار ارتش افغانستان قرار دهد. در صورت عدم حمایت، طالبان احتمالا به سرعت در کشور جابه‌جا نمی‌شوند، اما جنگ شدت می‌یابد و کابل میدان خود را از دست می‌دهد. و اگر نیروهای دولت افغانستان احساس كنند كه [تنها]رها شده‌اند، خطر حملات داخلی علیه پرسنل امریكایی افزایش می‌یابد. به عبارت دیگر، جدا کردن مبارزه با تروریسم از مبارزه با شورش در افغانستان غیرممکن است. در کل، اگر ایالات متحده می‌خواهد نیرویی را در کشور حفظ کند، مجبور است رد پا را حفظ کند که شباهت زیادی به «ادامه مسیر» دارد.

خریدن زمان

دولت بایدن باید بپذیرد که هیچ راه عملی قابل قبولی برای «خروج مسئولانه» وجود ندارد. واشنگتن در عوض این‌که تلاش می‌کند تا با طالبان برای تمدید مهلت خروج در اول ماه می توافق کند، بهتر این است که با استفاده از این مرحله برای رسیدن به توافق صلح، هرچند که احتمالش کم است، اما برای افغانستان و ایالات متحده می‌تواند بهترین برایند باشد، طالبان را آزمایش کند. سه ماه زمان کافی برای دست‌یابی به هر نوع معامله نیست – به جز معامله‌ای که با تکیه بر حمایت اعضای فرصت طلب اپوزیسیون سیاسی رییس‌جمهور اشرف غنی امتیازات خارق العاده‌ای را به طالبان اعطا کند و ایالات متحده اساسا شامل کودتا علیه او شود. با این نوع معامله، ایالات متحده نمی‌تواند اطمینان حاصل کند که نگرانی‌های امنیتی برطرف شده است.

واشنگتن محرک اصلی روند صلح بوده است، بنابراین بعید به‌نظر می‌رسد که مذاکرات برای مدت کوتاه پس از خروج امریکا دوام بیاورد. همچنین اگر ایالات متحده مهلت خروج اول ماه می را نادیده بگیرد، احتمال دوام مذاکرات وجود نخواهد داشت، زیرا در این صورت ممکن است طالبان میز مذاکره را ترک کنند. بنابراین دولت بایدن باید میزان صبر طالبان را ارزیابی و خروج را حداقل به مدت شش ماه تمدید کند. دولت بایدن باید در این شش ماه تهدید ترور که از افغانستان منشا می‌گیرد را به طور کامل ارزیابی کند و تصمیم بگیرد که آیا چکمه‌های ایالات متحده برای خنثی سازی آن در افغانستان ضروری است یا نه. بیشتر تجزیه و تحلیل تهدیدها در حوزه عمومی بیش از حد بر شمارش تعداد گروه‌های شبه نظامی و اعضای آن‌ها متمرکز است، اقداماتی که در مورد قصد یا توانایی آنها در انجام عملیات خارجی موفق انجام شود، بسیار اندک است. یکی از دلایل شک و تردید در مورد شدت تهدید، عدم گزارش عمومی از توطئه‌های داعش یا القاعده علیه ایالات متحده است که در سال‌های اخیر از افغانستان منشا گرفته است. دلیل دیگر این است که موفقیت‌آمیزترین حملات در ایالات متحده و اروپا در سال‌های اخیر به شبه‌نظامیانی در سوریه و عراق مرتبط بوده یا توسط گروه محلی «گرگ‌های تنها» که از رسانه‌های جهادی الهام گرفته‌اند، سازمان‌دهی شده است.

در بلند مدت، ایالات متحده به ظرفیت‌‌های مبارزه تروریسم نیاز دارد که وابسته به حضور دایمی ارتش ایالات متحده در افغانستان نیست. دولت بایدن باید سریعا در جهت گسترش چنین گزینه‌ها، افزایش همکاری با سایر کشورهای آسیای جنوبی و آسیای میانه در امر مبارزه با تروریسم، اطمینان از ظرفیت ایالات متحده برای انجام عملیات در افغانستان از خارج از کشور و ایجاد اقدامات پنهانی برای نظارت و مقابله با فعالیت‌های تروریستی فراملیتی تلاش کند. برخی از این اقدامات ممکن است اتهام سیاسی در پی داشته باشند و یا هم به اندازه استقرار فعلی ایالات متحده در افغانستان موثر نباشند. اما تنها گزینه یک مأموریت درهم‌آمیخته‌ی نامشخص مبارزه با تروریسم و مبارزه با شورش است.

برای ایالات متحده در افغانستان «خروج مسئولانه» تا آنجا که به معنای باقی ماندن ردپای مبارزه با تروریسم در کشور برای سال‌های آینده است، گزینه واقعی نیست. در نتیجه، دولت بایدن اساسا با همان انتخابی روبه‌رو می‌شود که سلف‌های او را مسحور کرده است: یک مأموریت نظامی نامشخص که به وضوح امریکایی‌ها را در مقابل خروج که تحلیل‌گران دولت ایالات متحده ریسک پذیری ایالات متحده در مقابل آن‌را اعلام نخواهند کرد، مصئون‌تر نمی‌کند و این احتمالا خنثا سازی دولت افغانستان را تسریع می‌کند. ناخوشایند بودن هر دو گزینه ممکن است کافی باشد تا دولت بایدن متقاعد شود که تا آنجا که ممکن است با یک توافق بعید صلح، پیش برود. هرچند که در نهایت مجبور خواهد شد تا انتخاب کند.

لورل میلر، مدیر برنامه آسیا در گروه بین‌المللی بحران است. وی از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ به‌عنوان معاون و سپس به‌عنوان سرپرست نماینده ویژه افغانستان و پاکستان در وزارت امور خارجه ایالات متحده کار کرده است.

منبع: لورل میلر، فارن افیرز

 

Updated: ژانویه 25, 2021 — 11:19 ب.ظ