ویروس‌های تنفر از غرب، پنهانکاری، دروغگویی و ناکارآمدی قربانی می‌گیرند

 

ویروس‌های تنفر از غرب، پنهانکاری، دروغگویی و ناکارآمدی قربانی می‌گیرند

بیش از هشتاد میلیون ایرانی و صدها میلیون همسایه‌ی ایرانیان امروز در شرایط ترس و واهمه زندگی می‌کنند.
ویروس کرونا خطرناک‌تر است چون تشخیص آن دشوارتر و گسترش آن سریع‌تر است.
ایران در چهار دهه‌ی گذشته مرکز صدور ویروس تنفر از عقلانیت و مدیریت علمی ‌و تنفر از غرب در خاورمیانه بوده است.
جوامع دمکراتیک در کنترل و مدیریت فجایع و واگیرها دستاورد بهتری نسبت به جوامع دیکتاتوری داشته‌اند.
مقامات سیاسی و اداری و روحانیون همراه با نشریات و وبسایت‌هایی که ظاهرا خبری هستند با هم و هماهنگ شده اخبار را نمی‌گویند یا لاپوشانی می‌کنند یا دروغ می‌گویند.

پنج شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸ برابر با ۰۵ مارس ۲۰۲۰

 

 

مجید محمدی – برای کسانی که اخبار و رویدادهای ایران را دنبال می‌کنند داستان ویروس کُرونا یک اپیزود دیگر در به مخاطره افتادن مصالح عمومی‌ به دلیل پنهانکاری، تقدم مصالح نظام بر منافع عمومی‌ و فقدان کارآمدی است. صدها اپیزود از این سریال چهل سال است که در فضای عمومی‌ پخش شده است. حاکمان برای آنکه غرور خود را در نمایش کارآمدی و مشروعیت و اقتدار حفظ کنند در هر بحران و مسئله‌ای برای مدتی دروغ می‌گویند یا انکار می‌کنند تا موضوع به حاشیه برود و مردم فراموش کنند. در موضوع ویروس کُرونا نیز حدود دو ماه موارد مثبت این بیماری از مردم پنهان داشته شد تا جشن‌های سالگرد انقلاب و «بیعت» برگزار شود. در نتیجه افرادی از این بیماری جان خود را از دست دادند و بستگانشان به مرگ آنها به علت این بیماری شهادت دادند و بعد از همه‌ی اینها اخبار مربوطه بیرون می‌زند. به احتمال زیاد پنجاه نفری که به قول عضو مجلس شورای اسلامی از قم در این شهر از دست رفته‌اند یکباره در چند روز گذشته نمرده‌اند.

ایران در چهار دهه‌ی گذشته مرکز صدور ویروس تنفر از عقلانیت و مدیریت علمی‌ و تنفر از غرب در خاورمیانه بوده است. در خبرهای مربوط به ویرس کُرونا نیز همین نقش توسط ایران تحت حکومت اسلامگرایان ایفا شده است

مشکل کجاست؟ کدام تحولات گفتمانی، رفتاری و ساختاری جامعه‌ی ایران را به این نقطه رسانده است که بیش از هشتاد میلیون ایرانی و صدها میلیون همسایه‌ی ایرانیان امروز در شرایط ترس و واهمه زندگی می‌کنند؟

نتایج تنفر از غرب

ده‌ها هزار نیروی انسانی غربی حدود سه دهه در ایران به عنوان کارشناس و مستشار در دهه‌های سی تا پنجاه خورشیدی فعال بودند و چپ‌ها و اسلامگرایان مدام ناسزا و برچسبی نبود که به آنها روا ندارند اما حتی مسبب یک بیماری یا ضایعه در ایران نبودند بلکه بسیاری از نهادها و فرایندها و کارکردهای موسسات عمومی‌ را در ایران پایه‌گذاری کردند. اما در نتیجه‌ی سیاست «نگاه به شرق» جمهوری اسلامی کارگران چینی در بسیاری از پروژه‌ها در ایران حضور دارند و بازرگانان ایرانی مدام به چین رفت و آمد می‌کنند و به احتمال زیاد با خود ویروس کُرونا را برای ایرانیان به ارمغان آوردند. در این واقعیت که ویروس کُرونا از چین به دیگر نقاط دنیا انتقال داده شده کمتر کارشناسی تردید کرده است. اما پس از شیوع ویروس، هواپیمایی ماهان به پروازهای خود به چین ادامه داد؛ میلیون‌ها ماسک به چین صادر شد؛ و برنامه همدردی شهرداری تهران با چینی‌ها در میدان «آزادی» برگزار شد تا سیاست «نگاه به شرق» مخدوش نشود. در عین حال ویروس بیماری در ایران در حال شیوع بود.

صادرات ویروس

ایران در چهار دهه‌ی گذشته مرکز صدور ویروس تنفر از عقلانیت و مدیریت علمی‌ و تنفر از غرب در خاورمیانه بوده است. در خبرهای مربوط به ویرس کُرونا نیز همین نقش توسط ایران تحت حکومت اسلامگرایان ایفا شده است. همه‌ی شواهد نشان می‌دهند که حکوت کنترلی بر شیوع این بیماری در کشور و خارج از آن نداشته است. تعطیلی مکرر مدارس، کشف افراد مبتلا در مسافران از ایران در بحرین، کویت، افغانستان، امارات، عراق، کانادا و لبنان، تعطیلی بسیاری از دانشگاه‌ها برای یک هفته تا یک ماه، لغو اردوهای دانشگاهی و تبلیغاتی، شستشوی وسایل نقلیه در تهران و شهرهای بزرگ دیگر، تعطیلی سینماها، کنسرت‌ها و مسابقات ورزشی در سراسر کشور، لغو همایش‌ها در برخی دانشگاه‌ها و اعلام فهرست بیمارستان‌هایی در سراسر کشور (۱۷۰) برای رجوع مبتلایان نشان می‌دهند که کنترل بیماری در ایران از کف رفته است. همه‌ی اقدامات بالا به نحوی دیرهنگام و بعد از برگزاری رأی‌گیری دوم اسفند انجام شد تا از میزان اندک مشارکت فراتر از میزان پیش‌بینی شده نکاهد. عامل این شیوع کنترل ناشده فقدان تجهیزات و آموزش کافی، عدم نظارت بر دفن ویژه‌ی از دست رفته‌ها، و عدم اطلاع‌رسانی به موقع بوده است.

این که قم را قرنطینه نکردند گواه بر آن است که بیماری از حد این شهر فراتر رفته است. وزیر «بهداشت» بجای انجام مسئولیت خود از شهروندان درخواست می‌کند که خود پیشگیری‌های لازم را انجام دهند، گویی دولتی وجود ندارد. به همین دلیل است که همه‌ی کشورهای همسایه (بجز پاکستان) مرزهای هوایی و زمینی خود را به روی ایران بسته‌اند.

دروغگویی و پنهانکاری ساختاری

مشکل ایران فقط این نیست که مقامات سیاسی دروغ می‌گویند. مشکل آن است که مقامات سیاسی و اداری و روحانیون همراه با نشریات و وبسایت‌هایی که ظاهرا خبری هستند با هم و هماهنگ شده اخبار را نمی‌گویند یا لاپوشانی می‌کنند یا دروغ می‌گویند. روش دستگاه تبلیغاتی حکومت آن است که اخبار سوخته را عرضه می‌کند؛ یعنی پس از آنکه اخبار مبتلایان به ویروس و افراد از دست رفته در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های فارسی‌زبان خارج کشور منتشر شد مقامات بدان‌ها اذعان کردند. در عین حال، وقتی دو رقم ۱۲ و ۵۰ نفر برای قربانیان ویروس در قم از سوی یک مقام دولتی و یک عضو مجلس شورای اسلامی اعلام می‌شود یک طرف حتما دروغ می‌گوید.

تبلیغات دولتی

مقامات و بوق‌های دولتی سه تاکتیک را در برابر گسترش ویروس اتخاذ کردند:

۱) عدم اطلاع رسانی
۲) اقدام حداقلی برای بیماران (و نه پیشگیری) تا «بیعت ۹۸» به پایان برسد
۳) اعلام «در کنترل بودن» و عادی‌سازی شرایط با مقایسه‌های نادرست با دیگر بیماری‌ها و دیگر کشورها.

پس از پایان شمارش آرا وزیر «بهداشت» جمهوری اسلامی به تلفات آنفولانزا در ایالات متحده و گسترش ویروس در اسرائیل اشاره کرد تا به عادی‌سازی وضعیت در کشور بپردازد. او به شهروندان ایرانی حقیقت را نمی‌گوید، اینکه «ویروس کُرونا خطرناک‌تر از آنفولانزا است چون تشخیص آن دشوارتر و گسترش آن سریع‌تر است». اگر این بیماری شبیه به آنفولانزاست و خطر آن کمتر از آن، چرا مدارس و دانشگاه‌ها و برنامه‌های عمومی‌ را تعطیل کرده‌اند؟!

درمقایسه‌ی میان کُرونا و آنفولانزا که شاه‌کلید تبلیغات دولتی و ارجاع مشکل به آمریکا با عنوان «تبلیغات ضد جمهوری اسلامی» است یک موضوع بسیار کلیدی نادیده گرفته می‌شود: میزان مسئولیت فردی و عمومی. در ایالات متحده سالانه حدود ۲۵ هزار نفر با اسلحه خودکشی می‌کنند اما این موضوع موجب سر و صدا علیه دستگاه‌های دولتی و عمومی‌ نمی‌شود چون گرفتن جان خویش یک تصمیم فردی است اما اگر چند نفر بر اثر بیماری‌های واگیر بمیرند یقه‌ی دولت را می‌گیرند چون در حیطه‌ی مسئولیت آن است. بیماری آنفولانزا قابل کنترل است و واکسن و دارو دارد و اگر کسی از آن می‌میرد مسئولیت‌اش با خود وی است.

موانع مذهبی پیشگیری

در این مورد نیز مانند دیگر بحران‌های اجتماعی و اقتصادی در ایران شاهد تداخل و مزاحمت باورها و مراسم دینی با مصالح عمومی‌ هستیم. قم به عنوان نقطه‌ی اصلی بحران قرنطینه نشد یا حداقل تاسیسات مذهبی بسته نشد چون باورمندان نمی‌توانستند این موضوع را هضم کنند که ضریح معصومه به عنوان منشأ واگیر ویروس مطرح شود (جایی که باید همیشه به عنوان شفادهنده مطرح باشد) یا این شهر (ظاهرا) مذهبی به مرکز اصلی اخبار ویروس در دنیا تبدیل شود. در یک حکومت سکولار، قم یا کرج و قزوین تفاوتی از حیث قرنطینه نمی‌داشت اما در نظام مذهبی- نظامی اینها با هم تفاوت دارند و با مخالفت روحانیون و سپاه قرنطینه‌ی قم منتفی می‌شود.

دیکتاتوری‌ها آسیب پذیرترند

در تاریخ معاصر بشر و با وجود منابع و ابزارهای فنی و اداری در دست دولت‌ها و مراجع عمومی‌ فجایع بشری نیز اندک نبوده‌اند. برای نمونه می‌توان به سونامی‌ در شرق آسیا یا فاجعه‌ی نیروگاه اتمی‌ در ژاپن، چرنوبیل و ایبولا در آفریقا و انواع بیماری‌های واگیر در شرق آسیا اشاره کرد. اما اگر به سطح تخریب نگاه کنید جوامع دمکراتیک در کنترل و مدیریت این فجایع و واگیرها دستاورد بهتری نسبت به جوامع دیکتاتوری داشته‌اند. همیشه و در همه‌ی موارد نمی‌توان جلوی حوادث را گرفت اما فاجعه‌ی هسته‌ای و کُرونا ضایعات و تلفاتی بسیار کمتر می‌داشتند اگر در جوامع دمکراتیک رخ می‌دادند. در ایالات متحده نیز یک نیروگاه اتمی‌ دچار حادثه شد (در جزیره‌ای بر روی رودخانه‌ی ساسکوهانا در پنسیلوانیا در ۱۹۷۹) اما حتی یک نفر کشته نشد و اوضاع تحت کنترل قرار گرفت. در کشورهای غربی امکان پنهان نگاه داشتن اینگونه امور توسط دولت‌ها وجود ندارد، نهادها کارآمدترند و دولت‌های ناکارآمد به سرعت در انتخابات بعدی جایشان را به احزاب رقیب می‌دهند.