هزاره ها و شیعیان افغانستان بیشترین ضربه را از طالبان دیده اند/ طالبان و داعش مبنای متفاوت و رفتار یکسان دارند

 

 

هزاره ها و شیعیان افغانستان بیشترین ضربه را از طالبان دیده اند/ طالبان و داعش مبنای متفاوت و رفتار یکسان دارند

علیرغم تداوم مذاکرات صلح میان هیات دولت افغانستان و گروه طالبان در قطر، کشتار و خشونت جنگجویان طالب همچنان در این کشور ادامه دارد.

در تازه‌ترین موارد، وزارت کشور می‌گوید، جنگجویان طالب طی هفته گذشته ۵۱ غیر نظامی کشته و ۱۳۷ نفر دیگر را زخمی کرده‌اند.

طالبان در دوران حاکمیت شان نیز مرتکب قتل‌عام‌ها و جنایات ضد بشری فراوانی شده‌است.  قتل‌عام شیعیان هزاره‌ در بلخ و بامیان، نمونه‌ای از جنایات این گروه علیه مردم بی گناه است.

اکنون آنچه که از این اعمال طالبان می‌توان برداشت کرد، این‌که رویکرد این گروه با خشونت و کشتار گره خورد است و عمدتا غیر نظامیان بیشترین قربانیان این جنایت ها می شوند؛ حالا این‌که مبنا و منشاء خشونت‌گرای طالبان چیست، قابل تامل است.

در همین راستا دکتر سید لطف الله جلالی پژوهشگر و نویسنده در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری شفقنا افغانستان اظهار داشت: افکار و رفتارخشونت آمیز طالبان در تعارض صریح آموزه های دینی است.

مثلث فکری طالبان؛ دیوبندیه، وهابیت و قبیله

جلالی گفت: «طالبان معمولاً در شعبه‌های درجه پایین مدارس دیوبندیه در پاکستان تحصیل ‌کرده اند. اندیشه سیاسی دیوبندی یک اندیشه کهنه است که در جهان امروز کارایی ندارد و حتا در خود شبه قاره هند گروه ها و دانشمندان برجسته حنفی مانند سرسیداحمدخان هندی موسس دانشگاه معروف علیگره و پیروانش با آن مخالفت کردند.اعضای برجسته ی جمعیت ندوه العلماء هند،کسانی چون علامه شبلی نعمانی، سیدسلیمان ندوی و سید ابوالحسن ندوی که اندیشه‌های به‌روز و مترقی داشته‌اند، از دیگر مخالفان تفکر سیاسی دیوبندیان است.»

این پژوهشگر گفت: به رغم اینکه حنفیت با وهابیت رابطه و میانه‌ای ندارد، اما طالبان حنفی در اثر ارتباط با نمایندگان اندیشه وهابی کسانی مانند بن لادن و وابستگی مالی به دولت عربستان، تحت تأثیر وهابیت و سلفیت قرار گرفته اند.

این محقق، عنصر سوم تفکر طالبان رانظام قبیله‌ای دانست و گفت اکثریت اعضای طالبان،پشتونهای دهاتی هستند که بسیاری از تفکرات قبیله ای آنان بر مذهب تحمیل شده است؛ در حالی که این تفکرات در مذهب حنفی جایگاهی ندارد.

تفکرات طالبان ربطی به مذهب حنفی ندارد

به باور جلالی، مذهب حنفی پس از مذهب جعفری، یک مذهب اجتهادی و عقل‌گراست که در طول تاریخ با نیازهای زمانه انطباق داشته است. مذهب عقلگرای حنفی می‌تواند در سراسر جهان اندیشه سیاسی مترقی تولید کند. ازین رو، باید گفت که تفکرات متحجرانه و خشونت پیشه ی طالبان ربطی به مذهب خردورز و مداراگر حنفی ندارد.

طالبان و داعش؛مبانی متفاوت و رفتار یکسان

این استاد دانشگاه اظهار داشت:«گرچه طالبان و داعش از نظر خشونت، تندروی، انحصارطلبی و جزم اندیشی تقریبا همگون هستند، اما از نظر مبانی فکری تفاوت دارند. طالبان ادعا دارند که پیرو مذهب ابوحنیفه هستند، در حالی که داعش مذهب را به رسمیت نمی‌شناسند و سران فکری و مذهبی داعش، خود را مجتهد می‌دانند که مستقیم از قرآن و سنت اجتهاد می‌کنند و برای ائمه مذاهب مانند ابوحنیفه و مالک و شافعی برتری خاصی قایل نیستند. به همین دلیل، طالبان در برخی مواقع، رفتارهای داعش را محکوم نیز کرده اند.»

وی در ادامه افزود:«هر دو گروه طالبان و داعش تنها خودشان را برحق می دانند و بدین باورند که دیگران باید به طور مطلق از ما تبعیت و اطاعت کنند؛ در حالی که این ادعا کاملاً بی‌اساس است و هیچ مستند شرعی، عقلی و عرفی ندارد. کشتارهای فجیع و هولناک، بستن راه‌ها، غارت اموال مردم و کارهای مانند اینها به بهانه ها و اتهامات واهی که شرعاً به اثبات نرسیده است، طالبانعملا و علنا در کنار داعش قرار می گیرند.»

قالب حکومت در اسلام تعیین نشده؛ مهم محتوای حکومت و عملکرد حاکمان است

دکتر جلالی گفت:«در تفکر سیاسی اسلام به خصوص حنفیان، برپایی حکومت دینی که بتواند عدالت و امنیت را در جامعه ایجاد کند تا اتباع مسلمان و غیرمسلمان در قلمرو آن در آسایش و آرامش زندگی کنند، یک اصل است. اما اینکه قالب حکومت چه چیزی باشد، باید گفت که در اندیشه سیاسی اسلام، هیچ یک از قالبهای امارت، خلافت، سلطنت، شورا، پارلمان یا جمهوری به عنوان قالب حکومت اسلامی تعیین و پیشنهاد نشده و به‌لحاظ تاریخی از ابتدا تا امروز همه شکل ها و قالب های یاد شده، در جهان اسلام برپا و تجربه شده است. هرچند که در اندیشه سیاسی اهل سنت، به دلیل اهمیت عصر خلفای نخستین، قالب حکومتی خلافت ترجیح دارد؛ اما شکل انحصاری حکومت به حساب نمی‌آید. بنابراین، حکومت در اندیشه سیاسی شیعه و سنی می‌تواند به صورت‌های مختلف باشد.»

وی اظهار داشت که مهم محتوای حکومت است که باید صالح، عدالت‌خواه، کارآمد و منطبق با مقتضیات زمانه باشد تا بتواند عدالت، امنیت، رفاه، آسایش، ترقی و سازندگی را در قلمرو خود ایجاد کند و مجری شعائر و احکام اسلامی باشد و در نهایت، مایه ی عزت و عظمت مسلمانان گردد.

این محقق، اصرار طالبان را بر شکل انحصاری حکومت امارت، بی پایه دانست و در نقد عملکرد طالبان گفت:«امارت طالبان نتوانست، عدالت را محقق کند، بلکه به جای عدالت و برقراری امنیت، هراس و ترس و انحصار را بر کشور حاکم کرد و مسلمانان در سایه ی این حکومت آرامش و آسایش نداشتند. امارت طالبان در مدت چند سالی که در کشور بر قرار بود، آن چنان رعب و وحشت ایجاد کرده بود که مردم خدا خدا می‌کردند که این حکومت زودتر سرنگون شود و البته دعای مظلومان نیز زود اثر کرد.»

دموکراسی، مصداق «شورا» در اسلام است

این پژوهشگر، به مقایسه شورا در اسلام و دموکراسی از منظر حنفیان پرداخت و گفت :

«براساس اندیشه دانشمندان حنفی از دوران‌های قدیم، شورا یکی از مهم‌ترین راه‌های انتخاب حاکم و تعیین حکومت است. شورا یعنی چه؟ یعنی مراجعه به مردم و عقلای قوم. بنابراین، دموکراسی و مردم‌سالاری اگر به معنای استفاده از دیدگاه و عقل و رأی مردم و جلب رضایت مردم باشد، علمای اسلام آن را کامل پذیرفته و مخالفتی با آن ندارند. اما اگر مقصود از دموکراسی و مردم‌سالاری پذیرش رأی مردم در مخالفت با دین و اسلام باشد، این رأی محترم نیست. یکی از مشهورترین عالمان حنفی معاصر شیخ محمد ابوزهره مصری است که در کتاب «تنظیم الاسلام للمجتمع» که کتابی بسیار مهم در اندیشه سیاسی اسلام است، توضیح می‌دهد که در عصر کنونی، مراجعه به دموکراسی و آرای عمومی یکی از مصادیق مهم شورا است. از منظر هیچ یک از مذاهب اسلامی، دموکراسی که قالب و شکل حکومت است، امری نامطلوب نیست. آنچه مهم است نحوه اجرای حکومت است که آیا ظالمانه باشد که نامشروع است یا عادلانه باشد که عین دستور شریعت اسلامی است.»

مشروعیت حکومت و حاکمان؛رضایت مردم و عمل به وظایف

بالاترین شعار دینی پیامبر(ص)، رحمت و مهربانی است تا آنجا که قرآن کریم تأکید دارد که «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِّلْعَالَمِینَ: ما تو را جز به جهت رحمت برای جهانیان نفرستادیم»(سوره انبیاء، ۱۰۷)؛هدف ایجاد همدلی و اخوت میان مسلمان است. اگر حکومت توانست عدالت و رحمت و مودت را در جامعه ایجاد و شعارهای دینی را اقامه کند، قطعا مشروع است. مسلماً یکی از مهم‌ترین عناصر در مشروعیت حکومت، رضایت مردم است که باید در سایه ی یک حکومت احساس رضایت کنند، ورنه این حکومت پایدار نخواهد بود و باعث نزاع و کشمکش و هرج و مرج خواهد شد.

روش تغلیب نزد علمای حنفی مخدوش است

جلالی گفت:«از دیدگاه علمای اهل سنت، از جمله دانشمندان حنفی، راه رسیدن به حکومت می‌توانداز طریق شورا یا بیعت اهل حل و عقد یا حتی تغلیب باشد، اما همه حنفیان تغلیب را به رسمیت نمی‌شناسند. دست کم، قیام مسلحانه و ایجاد جنگ به هدف تغلیب را صد در صد رد می‌کنند. مشروعیت تغلیب زمانی است که حکومتی از راه تغلیب غلبه یافته و بر امور کشور مسلط شده است. اما مشروعیت پس از غلبه، به این معنا نیست که هرکس بخواهد در جامعه ناامنی ایجاد کند و علیه حکومتی که در کشور مسلط است، قیام کند، حمله انتحاری انجام دهد، جنگ به راه اندازد و خون مسلمانان را بریزد و سرزمین اسلامی را ناامن کند تا بخواهد از راه تغلیب به حکومت برسد. چنین روشی از منظر علمای اهل سنت نامشروع است. بنا بر این، روش طالبان که می خواهند از طریق خشونت و کشتار مردم به حکومت برسند، کاملا غلط و نامشروع است.»

خشونت از منظر مذاهب اسلامی مردود است

این پژوهشگر،مذهب حنفیرا همواره طرفدار مدارا و اخوت اسلامی و عاری از خشونت دانست و گفت کهعالمان حنفی همواره خشونت و تفرقه را در میان امت اسلامی مردود می دانستند. شیخ محمد زاهد کوثری از بزرگترین علمای حنفی در کتاب «مقالات الکوثری»وهابیت را که از همان آغاز مایه ی نزاع، خونریزی، خشونت، افراطیت و نفاق و شقاق در میان امت اسلامیگردیده بودبا قلم و بیان خود مورد هجمه و انتقاد شدید قرار داد. اندیشه عقلی و خردورزی در مذهب حنفی جایگاهی بس مهمی دارد و از گذشته تا کنون، متفکران برجسته‌ای در جهان اسلام چون ابومنصور ماتریدی، شیخ ابوجعفر طحاوی، جمال الدین غزنوی، کمال الدین احمد بیاضی رومی، شیخ محمدزاهد کوثری، شیخ محمدابوزهره، سیدابوالاعلی مودودی و علامه اقبال لاهوری از میان حنفیان ظهور کرده‌اند.

رفتار طالبان در تعارض صریح با آموزه های قرآن است

وی با استناد به آیه ی ۱۴۳ سوره بقره گفت که قرآن امت اسلامی را «امت وسط» یعنی میانه رو، عاری از افراط و تفریط و خشونت دانست که باید در تمام ویژگی های انسانی ممتاز باشد. قرآن کریم در آیه اخوت(حجرات، ۱۰) مومنین را برادران یکدیگر معرفی کرده است که هرگاه نزاعی پیش آید، باید میان آنان صلح و آشتی برقرار کرد. در حالی که طالبان در عین حالی که مدعی پیروی مذهب امام ابوحنیفه هستند، اکنون عملا دنباله رو وهابیت اند و جهاد و خشونت را علیه برادران مسلمان خود تجویز می‌کنند و در برابر خشونت و اشغالگری اسرائیلدر سرزمین فلسطین سکوت کرده اند. رفتار خشونت بار طالبان عین تعارض و تخطی صریح از آموزه های قرآنی است.

وی همچنین تصریح کرد:«طالبان چه در دوران امارت خود و چه بعد از آن نه تنها برادری را میان مردم مسلمان افغانستان ترویج نکردند، بلکه همیشه دست به کشتارهای وسیع و فجیع امت رسول الله(ص)زده اند.»

طالبان چاره ای جز پذیرش دیگران ندارد

این محقق با بیان اینکه مذاکره حکومت افغانستان با طالبان به معنای به رسمیت شناختن حق مشارکت طالبان همانند دیگر اتباع افغانستان در سرنوشت کشور است، گفت :

«طالبان نیز باید خوب بفهمند که تنها آنان نیستند که حق تعیین سرنوشت افغانستان را دارند، بلکه همه گروه‌ها و مجموعه‌های غیرطالب اعم از سنی و شیعه، متعلق به قلمرو افغانستان، جزو مردم افغانستان و دخیل در سرنوشت کشورند. نه طالبان و نه هیچ کس دیگری، نمی‌توانند و حق ندارند که دیگران را در سرنوشت مشترک کشور نادیده بگیرند.»

وی در ادامه اظهار داشت:«احتمالا، برخی از سران گروه طالبان متوجه شده‌اند که در افغانستان امروزی حقوق دیگران را باید به رسمیت شناخت و از افراط و تفریط نیز دوری کرد.وقتی که در اوایل مذاکرات جاری تندروان طالبان سخن از حذف مذهب شیعه گفتند، سخنگوی آنها فورا این موضع ناصحیح را تصحیح کرد و گفت که طالبان با مذهب شیعه مشکلی ندارند. این می تواند نشانه های تغییر در تفکر رفتار انحصارگرایانه طالبان باشد که البته، در عمل باید اثبات شود.»

صلح و همپذیری تنها راه حل بحران افغانستان است

«طالبان یا هر گروه دیگری، هیچ راهی ندارد جز اینکه در جامعه متکثر و بزرگ افغانستان، با نگرش تعاملی و منعطفانه وارد شود. اگر طالبان خواهان دخالت در سرنوشت کشورند و می خواهند منویات و خواسته‌های آنان در حاکمیت افغانستان مورد توجه قرار گیرد، ناگزیر باید حقوق دیگران را به رسمیت بشناسند و از تفکر انحصارگرایی خارج شوند. بنابراین، تنها راه ما چه الآن، چه پس از صد سال و صدها سال دیگر، این است که همدیگر را بپذیریم. حق و حقوق همدیگر را به رسمیت بشناسیم. یکدیگر را به عنوان انسان و به عنوان مسلمان احترام کنیم و در روابط مان عقل را حاکم قرار دهیم و مصالح کلی کشور را بر مصالح قومی و شخصی مقدم بداریم. تا همه ما «یک ملت» نشویم، تا مسئله قومیت و گروه و منافع شخصی و جناحی در میان باشد، کشور ما گرفتار ناامنی، نزاع و جنگ است.»

ضرورت تداوم مذاکرات و گفتگوها برای شناخت متقابل

جلالی همچنین تأکید کرد که مردم، حکومت،طالبان و سران احزابدر گسترش مذاکرات، مباحثات، گفت‌وگوها و مراودات با یکدیگر بکوشند تا با افکار، عقاید و باورهای یکدیگر بیشتر آشنا شوند. در این صورت است که آنها خواسته‌های یکدیگر را بهتر درک می کنند.

طالبان به جای ویرانی و کشتار به صلح و آبادانی روی آورند

این محقق در انتقاد از رفتار ویرانگر و خشونت بار طالبان گفت:

«از طالبان که خودشان را علمای دین می دانند، انتظار می رود که دست از کشتار و ویرانی بردارند و با دیگر باشندگان افغانستان در آبادانی و ساخت کشور قدم بردارند.»

هزاره ها و شیعیان بیشترین ضربه را دیده اند

این پژوهشگر گفت که طالبان فقط دشمن شیعیان و هزاره ها نیستند. در طول این سه دهه با شیعه و سنی و همه اقوام پشتون، تاجیک، هزاره و ازبک با خصومت و خشونت برخورد کرده اند و کل کشور آسیب دیده است.آنها زنان، جوانان، کودکان و افراد بی دفاع و غیرنظامی شیعه و سنی را کشته‌اند، ولی در عین حال، قوم شیعه و هزاره به دلیل آزادی‎‎‌خواهی، عدالت‌طلبی و مقاومت بیشتردر برابر طالبان در کابل و مزارشریف و بامیان از طالبان ظلم و ضربه ی بیشتری دیده اند.

 

Updated: اکتبر 26, 2020 — 1:21 ق.ظ