زبان فارسی است ، که ماهستیم

زبان فارسی است ، که ماهستیم

نویسنده : دکتربصیر کامجو

نخست ــ پیدایی وبزرگی زبان فارسی :       

زبان فارسی ، زبان اول عرفان جهان ، زبان دوم جهان اسلام ، دومین زبان کلاسیک جهان پس از زبان یونانی ، زبان دانشی حوزه تمدنی آسیا در فرآیند چندین هزار سال بوده واست

زبان فارسی از زمان کوروش بزرگ ــ 559  قبل از میلاد (جد اعلی تاجیکان وپارسها وکُردها ) مؤسس شاهنشاهی هخامنشی ها تا به امروزدر جغرافیایی سیاسی کشورهای مختلفه جهان ازجمله  : پاکستان ، هند ،  چین ، افغانستان (خراسان) ، تاجیکستان ، ازبکستان ، قرغزستان ،  قزاقستان ،  ترکمنستان ، عمان ،  امارات متحده عربی ، ایران ، جمهوری آذربایجان ، ارمنستان   ، گرجستان  ،  روسیه ،  ترکیه ،  قبرس  بلغارستان ،  یونان ،  مقدونیه شمالی ،  آلبانی ،  اوکراین  ، رومانی ، مولداوی ، عراق ، کویت ، عربستان سعودی ، اردن  ، سوریه ، لبنان ، فلسطین ، اسرائیل ،  مصر ،  لیبی ، سودان ، اتیوپی ، اریتره … فرمانروایی فرهنگی وسیاسی داشته  است.

همچنان زبان فارسی در فرآیند 2580 سال موجودیت دانشورانه اش به مثابه بسترمعرفتی علوم :

الهیات ــ خداشناسی ووحدت وجود ، معرفت دینی ومذهبی ، صرف ونحو وکلام ، فلسفه ، اقتصاد ، شعر وادبیات ، موسیقی وهنر ، عرفان ، الجبر ، فزیک ، اخترشناسی ، زیست شناسی ،  دانش پزشکی   ، علوم اجتماعی وانسانی ، فلسفه علم  ، تاریخ ، جغرافیا ، اخلاق ، شیمی ، روانشناسی ، انسانشناسی فرهنگی ، علوم کاربردی ، علوم سیاسی … وغیره درخدمت جهان بشریت قرار گرفته است.

اکنون زبان فارسی در کشورهای ، فارسی زبان مانند ایران کنونی ، خراسان (افغانستان) ، تاجیکستان ، ازبیکستان ، ترکمنستان  برخی شهرهای مختلفه ای کشورهای هندوستان ، پاکستان ، سین کیانگ چین ، قرغزستان  ، قزاقستان ، دگستان ،  روسیه ، آذربایجان ، اوکرائین ،  آمریکا ،  آلمان ، فرانسه ، انگلیستان ، دنمارک ، هالند ، سویدن ، ناروی ، فنلند ، ترکیه ، یونان ، ایتالیا … بمثابه زبان تفاهم ملی وهمبستگی وهمآیشی شهروندی نقش سازندۀ دانشی واجتماعی خویش رادرمیان انجمن فارسی زبانان مقیم این کشورها ایفاء می نماید.

دوم ــ جایگاه ومقام  زبان فارسی

زبان فارسی توانایی ساختن 225 میلیون واژه را دارد

زبان فارسی یک سده پیش از زبان لاتین و 12  سده قبل از زبان انگلیسی وجود داشته

زبان فارسی ،  از 10 شاعر برتر جهان 5 نفر از آن‌ها فارسی‌زبان‌ هستند.

پس زبان فارسی زبانی است که اگر تعداد زیادی افعال را کنار هم بگذاریم و در آخر یک جمله معنی‌دار بدست می آید که در دیگر زبانهای جهان چنین چیزی ممکن نیست . بگونه نمونه :

داشتم ، می‌رفتم ، دیدم ، گرفتم ، نشستم ، گفتم ، بگذار، بپرسم ، ببینم ، می آید ،  نمی آید ، دیدم ، می‌ گوید ، نمی‌خواهم ، بیایم ، می‌خواهم ، برم، بگیرم، بخوابم … . بناً زبان فارسی باداشت چنین ارزش های گهربارخود توانسته جز ذات بوُد هر گویشورخود گردد . پس !

زبان فارسی نزد ما فارسی زبانان  قلب وچشم و جان ونفس وذات ماست ؛

زبان فارسی هویت فرهنگی ،علم ودانش ومعرفت ، فکر واحساس واندیشه  ودانش ماست ؛

زبان فارسی مُعرِف شرافت وعزت واعتبار ، کیستی وچیستی ، رونمای غرور وسربلندی ، سنگ پایه نمادهستی وبُود ماست ؛

زبان فارسی افتخار و آبرو واحترام ، بزرگواری وشرف و حیثیت و ناموس و وقار ماست ؛

زبان فارسی جان وگوشت وپوست واستخوان و گوهر وجودی زندگی  ماست ؛

زبان فارسی ویژگی یکی شدن ، همآیشی وپیوستگی وهبستگی مردم ماست ؛

زبان فارسی امتیاز و برجسته شدن ونماد متمایزجوهر آگاهی ما از دیگران است؛

زبان فارسی شناسنامه مقام و منزلت وشایسته سالاری ما درپهلوی سایر ملل جهان می باشد.

ارزش فرهنگی تکامل پذیرزبان فارسی درحوزه تمدنی قارۀ آسیا : جهان بینی علمی ، عرفانی ، اخلاقی،  ادبی و انسانی ایست که نیاز های معنوی و مادی حیات اجتماعی مردمان این خطۀ باستانی را با همکاری متقابل دست آورد های معرفت بشری روز ، بسوی پختگی و کمال رهبری می کند .

در یک کلمه ! ما فارسی زبانان بدون زبان شیرین فارسی ومعرفت وآگاهی دانشی آن ــ  وجود ورویت ملی وبین المللی نداریم ، همین زبان فارسی است ــ که ماهستیم ، وماهستیم که زبان فارسی وجود دارد.

 متن را اینجا بخوانید