اخبار روز : مذاکرات صلح به معنی پایان جنگ نیست

مذاکرات صلح به معنی پایان جنگ نیست
در حقیقت این مذاکرات به معنی پایان جنگ در افغانستان نیست. شاید ابتدای جنگ های خونین تری نیز باشد که از حالا جرقه های آن بنام داعش و… زده شده است
تاریخ انتشار:   ۱۰:۵۸    ۱۳۹۹/۶/۲۳ کد خبر: 164787 منبع: پرینت 

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)مذاکرات صلح (بظاهر بین الافغانی) در قطر آغاز شد.
این دور از مذاکرات به گمان برخی تاریخ ساز و سرنوشت ساز خواهد بود زیرا نمایندگان دولت و طالبان برای اولین بار مقابل هم به گفتگو می پردازند و خوشبینان افراطی، این مذاکرات را اولین قدم ها برای آمدن امنیت و آرامش در افغانستان قلمداد می کنند.
اما واقعیت قضیه آنگونه نیست که بنظر می رسد!

در قدم اول؛ باید دید که برگزار کنندگان و تصمیم گیرندگان واقعی این مذاکرات کی ها هستند و چه اهداف و یا انتظاراتی از این مذاکرات دارند؟
آنچه بر همگان واضح است، نه دولت و نه و طالبان هیچکدام توانایی ایجاد زمینه گفتگو و مذاکره را نداشته اند زیرا هرکدام از این دو طرف، به تامین کنندگان و تجهیزکنندگان و باداران خود وابسته بوده و هستند و هرگز بدون اجازه آنان توانایی انجام کاری را نداشته و ندارند.

در طرف دیگر قضیه بازهم برهمه معلوم و هویدا است که تمویل و تجهیز کنندگان هردوطرف غربی ها و در راس آمریکایی ها بوده اند. آنان در طول جنگ ها هم طرف دولت و هم طرف طالبان را تمویل و تجهیز و تقویت کرده اند تا آتش جنگ همچنان شعله ور باشد و آنان در سایه جنگ و تشویش اذهان عامه به فعالیت های غارتگرانه خود بپردازند.

اینک نیز همین آمریکایی ها تصمیم گرفتند تا جهت تقویت روحیه کاربردی و عملی در انتخابات آمریکا، بصورت صوری دوطرف اصلی جنگ افغانستان یعنی دولت و طالبان را کنار هم بنشانند تا زمینه تبلیغاتی انتخاباتی شان فراهم آید و پس از انتخابات آمریکا، دوباره جنگ افغانستان به نام داعش و دولت و یا هر گروه دیگری ادامه یابد.

در حقیقت این مذاکرات به معنی پایان جنگ در افغانستان نیست. شاید ابتدای جنگ های خونین تری نیز باشد که از حالا جرقه های آن بنام داعش و… زده شده است.

در قدم دوم؛ تجمیع و گردآوری اکثریت فاشیست قومی از غرب برگشته و طالب و ملا است که برای بار چندم از گوشه و کنار این مملکت و حتی از پاکستانی ها کنار همدیگر قرار می گیرند تا حضور دیگر اقوام که مبین تاریخ و مفسر جغرافیای این سرزمین هستند را کمرنگ ساخته و با تکنیک های گوناگون، سران را شان ترور نموده و آنان را به مهاجرت از کشور وادار بسازند.

در قدم سوم؛ وقت کشی و ایجاد امیدواری کاذب برای هماهنگی بیشتر برنامه ها و سیاست های از پیش تعیین شده آمریکایی است که تا مدتی اذهان عامه را درگیر مذاکرات و ادغام طالبان و نحوه حکومتداری جدید و یا دولت موقت و گزینش افراد و شخصیت های حکومتی بکنند.

آغاز این بگومگوها با اولین انتظار هیات دولتی افغانستان که آتش بس است، کلید می خورد و تاکید طرف مقابل یعنی طالبان بر تطبیق توافقنامه آنان با آمریکا است که ایجاد حکومت اسلامی به شیوه طالبانی می باشد.
دو دیگاه کاملا متفاوت که تا مدتی همه را سرگرم می سازد.

از همین اول کار برخی از اختلاف نظرها تبارز کرده و به اظهار نظر انجامیده است، چنانچه ملا برادر معاون گروه طالبان و رییس دفتر سیاسی آنان در قطر از حضور حنیف اتمر سرپرست وزارت خارجه افغانستان در جلسات با طالبان مخالفت کرده و گفته است که در دیدارش با عبدالله، حنیف اتمر نباید حضور داشته باشد.

از جانب دیگر، برخی از سازمان ها و یا کشورهای دخیل در اوضاع فعلی افغانستان انتظار دارند تا “بقول خودشان” دستاوردهای بدست آمده جمهوریت در افغانستان حفظ شود. مانند استولتنبرگ دبیرکل ناتو که در بیانیه روز افتتاحیه این مذاکرات گفت، قربانی‌ها در افغانستان بیهوده نبوده‌اند؛ اکنون افغانستان مکان امن هراس‌افگنان نیست.
در صورتیکه طالبان بر ایجاد حکومت اسلامی طالبانی تاکید دارند و بارها اذعان داشته اند که این موضوع در موافقتنامه طالبان با آمریکایی ها ذکر شده است و باید عملی شود. در صورتیکه غنی بر ادغام طالبان به بدنه حکومت فعلی تاکید می ورزد و انتظار دارد همانگونه که حکمتیار به حکومت پیوست، طالبان نیز بپیوندند.

در هرحال، این آغازی برای یک سرگرمی دیگر برای سیاسیون افغانستان و کشورهای دخیل در امور افغانستان و همسایگان می باشد که تا مدتی همه را بخود مشغول خواهد کرد.

کد (4)

تلفیق جمهوریت و امارت، آزمایش دیگری از آمریکا

بعد از ۱۹ سال در قطر جمع آمده اند که دو سیستم بدنام و تجربه شده جمهوریت و امارت را باهم تلفیق نمایند، دیده شود که بازهم برای مردم بیچاره افغانستان چگونه پلان را طرح، آزمایش می نمایند
تاریخ انتشار:   ۱۰:۳۹    ۱۳۹۹/۶/۲۲ کد خبر: 164770 منبع: پرینت

چرا ۱۹ سال بعد از حادثه یازدهم سپتامبر، ارگی ها در سراشیب سقوط و طالبان دوباره ادعای امارت را دارند؟

۱۹ سال قبل گروه القاعده با حمله به مرکز تجارت جهانی در شهر نیویورک آمریکا فاجعه آفریدند که در نتیجه آن بیش از چهار هزار انسان نخبه که اکثر آنها را دانشمندان عرصه اقتصاد تشکیل می دادند قربانی گردیدند، گرچه حمله کنندگان این حادثه مرگبار اکثریت مطلق آن ها اتباع سعودی، چند مصری و یک پاکستانی بودند، اما بازهم بعد از انجام این عمل تروریستی افغانستان به محور توجه جامعه جهانی قرار گرفت، چون طالبان و القاعده به یکدیگر بیعت کرده بودند و رهبران القاعده نیز در افغانستان وجود داشت که این امر موجب حمله قوای بین‌المللی به رهبری آمریکا بالای حکومت طالبان گردید و در مدت چند روز طالبان و القاعده ازهم پاشیدند و به خاک پاکستان فرار و مخفی گردیدند.

بعد از سقوط رژیم طالبان آمریکا حامد کرزی را به صفت رییس جمهور افغانستان مقرر کرد و میلیارد ها دالر کمک های بین‌المللی را برای بازسازی افغانستان در خدمت او گذاشتند، کرزی و کابینه اش توانایی مصرف این مقدار پول را در زیر ساخت های افغانستان نداشتند، لذا برای مصارف این پول هنگفت راه آسان و ساده را انتخاب کردند که عبارت از چوروچپاول و به غارت بردن کمک‌های بین‌المللی بود، هر مقام دولتی به اندازه قدرت خود از کمک های بین‌المللی دزدی می کردند، تا اینکه فساد در سراسر افغانستان در تمام ارگانهای دولتی از بالا تا به پایین نهادینه سازی گردید و این امر موجب نارضایتی مردم از حکومت تحت حمایه آمریکا گردیده و زمینه باز گشت طالبان را به کمک پاکستان و کشورهای حوزه خلیج فارس مهیا نموده و همدردی کرزی با طالبان نیز زمینه طالب سازی افغانستان را بیش از پیش مساعد کرد.

بعد از حامد کرزی اشرف غنی احمدزی هم با فساد گسترده، چور و چپاول راه کرزی را ادامه داد و تجارت سکس و فحشا را نیز با فساد همراه کرد و با تقلب نمایان در انتخابات های پارلمانی و ریاست جمهوری چهره جمهوریت را برای مردم مانند امارت بدنام کرد.
سمپاتی ارگی ها به طالبان باعث ناکامی قوای بین المللی در افغانستان گردید و این امر باعث آن شد که آمریکای ها خود با طالبان وارد مذاکره و معامله شوند.

اکنون بعد از ۱۹ سال در قطر جمع آمده اند که دو سیستم بدنام و تجربه شده را که عبارت از جمهوریت و امارت است باهم تلفیق نمایند، دیده شود که بازهم برای مردم بیچاره افغانستان چگونه پلان را طرح، آزمایش و عملی می نمایند.

حسن علی عدالت

این خبر را به اشتراک بگذارید

تگ ها:

جمهوریت

امارت

نظرات بینندگان:

>>>   جناب آقای عدالت! بهتر بود در اول مطرح می ساختید که: القاعده باطرح خود امریکاای ها به ساختمان دو غلو حمله کردند. چون این طرح امریکاای ها برای محققین و اهل چیز فهم ثابت شده است؛ ترس را کنار بگذارید.
سهیل.

>>>   از جمع شدن دو پدیده فاسد یک پدیده افسد به وجود می آید. این یک قانون منطقی و طبیعی است. حتی از جمع شدن یک امر فاسد و با یک امر صالح نتیجه‌ای جز فساد به دست نخواهد آمد حال اگر هردو طرف فاسد باشند دیگر فساد از حد خواهد گذشت!

>>>   آشی که آمریکا می خواهد برای افغانستان بپزد، جز مسمومیت هیچ اثری دیگری نخواهد داشت. آمریکا فقط به نابودی و فساد می اندیشد و اصلا آمریکا ذاتاً فاسد است و از یک فاسد ذاتی نمی توان توقع کار خیر و صلح آور را داشت. از کوزه همان طراود که در آن است!

>>>   کسی نیست از آمریکا بپرسد که چرا طالبان را در 20 سال پیش سرکوب کردند و امروز پس از بیست سال دوباره می خواهد آنان را بر کشور مسلط کنند؟

>>>   خیرات خور شما را به جمهوریت و امارت چی تو خیرات خود را اروپا خورده برو مردم افغانستان خود شان میدانند که چی کند و چی را انتخاب نماید تو چلو و همفکران تو صرف برای مرده گاوی هستید دیگر به درد چیزی نمیخورد

>>>   از زمان که شوروی به افغانستان حمله کرده بود برنامه ریزی شوم آمریکا در افغا نستان شورو شد القاعده و جهادیان و طالبان زاده همین آمریکا و پاکستان و عربستان و استخبا رات همسایه های افغانستان بود. حالا هم هیچ گربه یی به رضای خدا موش نمیگیرد. این همه بد بختی و بیچارکی مردم افغانستان تقصیر خود خواهی سران جهادی و طالبان است که بازیچه دیگران میشوند. و از سر جهل و نادانی به برادر کشی و ویرانی کشور ادامه میدهند. و در مقابل خدا شرم سار و جهنمی استند.
امیری

>>>   حسین علی!
تلفیق ملفیق نیست!
طالب می اید و خراسان مرد!
جمهوریت مفسدین دیګر مرد!

تلفیق جمهوریت و امارت، آزمایش دیگری از آمریکا

بعد از ۱۹ سال در قطر جمع آمده اند که دو سیستم بدنام و تجربه شده جمهوریت و امارت را باهم تلفیق نمایند، دیده شود که بازهم برای مردم بیچاره افغانستان چگونه پلان را طرح، آزمایش می نمایند
تاریخ انتشار:   ۱۰:۳۹    ۱۳۹۹/۶/۲۲ کد خبر: 164770 منبع: پرینت

چرا ۱۹ سال بعد از حادثه یازدهم سپتامبر، ارگی ها در سراشیب سقوط و طالبان دوباره ادعای امارت را دارند؟

۱۹ سال قبل گروه القاعده با حمله به مرکز تجارت جهانی در شهر نیویورک آمریکا فاجعه آفریدند که در نتیجه آن بیش از چهار هزار انسان نخبه که اکثر آنها را دانشمندان عرصه اقتصاد تشکیل می دادند قربانی گردیدند، گرچه حمله کنندگان این حادثه مرگبار اکثریت مطلق آن ها اتباع سعودی، چند مصری و یک پاکستانی بودند، اما بازهم بعد از انجام این عمل تروریستی افغانستان به محور توجه جامعه جهانی قرار گرفت، چون طالبان و القاعده به یکدیگر بیعت کرده بودند و رهبران القاعده نیز در افغانستان وجود داشت که این امر موجب حمله قوای بین‌المللی به رهبری آمریکا بالای حکومت طالبان گردید و در مدت چند روز طالبان و القاعده ازهم پاشیدند و به خاک پاکستان فرار و مخفی گردیدند.

بعد از سقوط رژیم طالبان آمریکا حامد کرزی را به صفت رییس جمهور افغانستان مقرر کرد و میلیارد ها دالر کمک های بین‌المللی را برای بازسازی افغانستان در خدمت او گذاشتند، کرزی و کابینه اش توانایی مصرف این مقدار پول را در زیر ساخت های افغانستان نداشتند، لذا برای مصارف این پول هنگفت راه آسان و ساده را انتخاب کردند که عبارت از چوروچپاول و به غارت بردن کمک‌های بین‌المللی بود، هر مقام دولتی به اندازه قدرت خود از کمک های بین‌المللی دزدی می کردند، تا اینکه فساد در سراسر افغانستان در تمام ارگانهای دولتی از بالا تا به پایین نهادینه سازی گردید و این امر موجب نارضایتی مردم از حکومت تحت حمایه آمریکا گردیده و زمینه باز گشت طالبان را به کمک پاکستان و کشورهای حوزه خلیج فارس مهیا نموده و همدردی کرزی با طالبان نیز زمینه طالب سازی افغانستان را بیش از پیش مساعد کرد.

بعد از حامد کرزی اشرف غنی احمدزی هم با فساد گسترده، چور و چپاول راه کرزی را ادامه داد و تجارت سکس و فحشا را نیز با فساد همراه کرد و با تقلب نمایان در انتخابات های پارلمانی و ریاست جمهوری چهره جمهوریت را برای مردم مانند امارت بدنام کرد.
سمپاتی ارگی ها به طالبان باعث ناکامی قوای بین المللی در افغانستان گردید و این امر باعث آن شد که آمریکای ها خود با طالبان وارد مذاکره و معامله شوند.

اکنون بعد از ۱۹ سال در قطر جمع آمده اند که دو سیستم بدنام و تجربه شده را که عبارت از جمهوریت و امارت است باهم تلفیق نمایند، دیده شود که بازهم برای مردم بیچاره افغانستان چگونه پلان را طرح، آزمایش و عملی می نمایند.

حسن علی عدالت

این خبر را به اشتراک بگذارید

تگ ها:

جمهوریت

امارت

نظرات بینندگان:

>>>   جناب آقای عدالت! بهتر بود در اول مطرح می ساختید که: القاعده باطرح خود امریکاای ها به ساختمان دو غلو حمله کردند. چون این طرح امریکاای ها برای محققین و اهل چیز فهم ثابت شده است؛ ترس را کنار بگذارید.
سهیل.

>>>   از جمع شدن دو پدیده فاسد یک پدیده افسد به وجود می آید. این یک قانون منطقی و طبیعی است. حتی از جمع شدن یک امر فاسد و با یک امر صالح نتیجه‌ای جز فساد به دست نخواهد آمد حال اگر هردو طرف فاسد باشند دیگر فساد از حد خواهد گذشت!

>>>   آشی که آمریکا می خواهد برای افغانستان بپزد، جز مسمومیت هیچ اثری دیگری نخواهد داشت. آمریکا فقط به نابودی و فساد می اندیشد و اصلا آمریکا ذاتاً فاسد است و از یک فاسد ذاتی نمی توان توقع کار خیر و صلح آور را داشت. از کوزه همان طراود که در آن است!

>>>   کسی نیست از آمریکا بپرسد که چرا طالبان را در 20 سال پیش سرکوب کردند و امروز پس از بیست سال دوباره می خواهد آنان را بر کشور مسلط کنند؟

>>>   خیرات خور شما را به جمهوریت و امارت چی تو خیرات خود را اروپا خورده برو مردم افغانستان خود شان میدانند که چی کند و چی را انتخاب نماید تو چلو و همفکران تو صرف برای مرده گاوی هستید دیگر به درد چیزی نمیخورد

>>>   از زمان که شوروی به افغانستان حمله کرده بود برنامه ریزی شوم آمریکا در افغا نستان شورو شد القاعده و جهادیان و طالبان زاده همین آمریکا و پاکستان و عربستان و استخبا رات همسایه های افغانستان بود. حالا هم هیچ گربه یی به رضای خدا موش نمیگیرد. این همه بد بختی و بیچارکی مردم افغانستان تقصیر خود خواهی سران جهادی و طالبان است که بازیچه دیگران میشوند. و از سر جهل و نادانی به برادر کشی و ویرانی کشور ادامه میدهند. و در مقابل خدا شرم سار و جهنمی استند.
امیری

>>>   حسین علی!
تلفیق ملفیق نیست!
طالب می اید و خراسان مرد!
جمهوریت مفسدین دیګر مرد!

 

حج، نفت دیگرعربستان سعودی
جهان اسلام باید فکری به حال شان کنند تا از این چرخه ای تجارت خانوادگی ال سعود که حج، پس از فروش نفت، دومین منبع ثروت اندوزی اهل حرمین و شرفین را تشکیل می دهد، نجات پیدا کنند
تاریخ انتشار:   ۱۰:۲۸    ۱۳۹۹/۶/۲۲ کد خبر: 164769 منبع: پرینت 

ای قوم به حج رفته کجایید؟ کجایید؟ معشوق همین جاست، بیایید، بیایید.
مولوی

عربستان سعودی نه تنها یگانه کشوری است که روزانه 10 میلیون بشکه نفت تولید و به بازارهای جهان صادر می کند، بلکه در مابین تمام کشورهای جهان عضو سازمان ملل متحد یگانه کشور است با پسوند نام یک خانواده به شبه جزیره عربستان که از قباییل متفاوت و عشایر مختلف و گروه ها و اقوام و بنابراین خانوداده ها و باورهای مذهبی ای متفاوت که در جمعیت های سنی مذهب و شیعه مذهب عربستان پراگنده شده اند، فرمان سلطانی حاکمیت خانوداگی محمدبن سعود و عبدالعزیزبن سعود و آل سعود را در همدستی با ملایان و شیوخ و مفتی های وارثان خانواده شیخ محمدبن عبدالوهاب، از نیمه دوم قرن هجدهم {خوانندگان گرامی برای معلومات بیشتر به نوشته نقش مخرب عربستان سعودی در افغانستان، مراجه کنند} تا امروزه در پرده های متفاوت در یک سیاست استراتژیک که منافع شاه و شیخ را در یک سلسله مراتب لطف و کرم پیچ در پیچ با هم پیوند می دهد، میرانند و حکومت می کنند.

خانواده اهل سعود به فتوا مفتی های وهابی که زن را «حیوان پستاندار به رسم جاهلیت قبیله سالاری آبایی و اجدادی فرهنگی که حفظ شده و تقدیس مذهبی پیدا نموده می گویند، به سلطنت شاهنشاهی خانوادگی اهل سعود مشروعیت سیاسی و دینی داده اند بطوریکه پادشاهان سعودی همه و همه «ملقب به خادمان حرمین و شریفین» یعنی متوالیان خادمان مکان های مقدس از جمله مکه و مدینه و پرده داران و صفاکاران و خدمت گذاران حریمن شرفین هستند و همچنان پاسداران کغبه قبله ای مسلمین جهان و سنت حج خانه خدا و شعائر حج هستند که پیامبر {ص} آن شعائر حج واجب که با هفت بار تواف بدور خانه کعبه و سپس رفتن به سوی مروه و کوه عرفات و برسم خاجر سنگ پرتاب کردن بسوی شیطان عجین شده است را در آخرین حج شان موسوم به حج الوداع انجام دادند که سنت حج را می نماید که فلسفه عمیق وحدت وجودی دارد.

در واقعیت، خانواده اهل سعود در تبانی با خانواده وارثان سنت تفسیر فقهی و تفسیر قرانی و تفسیر اعتقادی شیخ محمدبن عبدالوهاب از مذهب حنبلی {امام احمدحنبل رحمته الله علیه، نویسنده و جمع آوری کنند روایات کتاب المسند از اوست که سی هزار حدیت روایتی که پنج هزار آن از ابوهیره از صحابی سال های پایانی عمر پیامبر گرامی است را جمع آوری کرده} برسرگنچینه خزانه مسلمین اعراب قبایل شبه جزیره عربستان نشسته اند که هم سلطنت و سیاست می کنند و بنابراین دروغ می گویند و در پی منافع شخصی و خانوادگی و تباری و باندی و حفظ رابطه های شخصی و چینل اندازی با انگلیس و امریکا و اسراییل در پنهان کاری های دسیه های پلان های توطئه ها در نیمه شب ها که در مشوره و صلاح با دشمنان اسلام می کنند و هم لباس روحانیت خلیفه پیامبر {ص} را پوشیده اند و شاهان سعودی خادمین حرمین و شرفین هستند و متوالیان دین اسلام و پاسدارن سنت حج هستند که سود سرشاری از 10 تا 15 میلیارد دالر از جیب 2 یا 3 میلیون زائران تواف حج، به جیب شاهزادگان سعودی که اختیار دار کلان شان شاه فصیل، شاه ملک عبدالله و پس از فوت او هم اکنون شاه ملک سلمان بن سعود و شاه ولیعهد محمدبن سلمان جوان عاشق امریکایی و توریستی و تایت کلپ و رقص و شرابی شدن مردم مردم عربستان سعودی است می ریزد که شاه حق خانواده وارثان شیخ عبدالوهاب را می پردازد به رسم گذشته ها و در همدستی با همدیگر برای تحمیق مسلمین پروگرام درس اسلام سیاسی که تاریخ آن بر می گردد به زمان اموی ها، عباسی ها و عثمانی ها و به ویژه به نیمه دوم قرن هیجدهم زمانی که محمدبن سعود و شیخ محمدبن عبدالوهاب در شهر در عیه یکی از بلادنجد با هم ملاقی شدند {در نوشته نقش محرب عربستان سعودی به تفصیل در باه همجوشی شاه و شیخ صحبت شده است.} را در مکاتب، دانشگاه ها، مدارس، آموزشگاه های تربیت اسلامی و در مساجد و دارلعلوم های دینی طالب های سلفی در مراتب متفاوت تدریس می کنند و کله های طلاب جوان بی خبر از دین و تاریخ دین و سنت و سیره پیامبر ص و بی خبر از تفسیر قران و بی اطلاع از مجموعه معارف دینی را با اصول تدریسی و کتاب های فقاهتی اسلام سیاسی در قسمی خشونت و تعصب فکری ذهن شویی فقاهتی آن چنانی می کنند که صحیح بخاری و صحیح مسلم را سپر صحت و درستی احادیث روایتی ساخت اند که به چند وسیله از فلان بن فلان کس نقل کرد که فلان کس از پدر خود نقل کرد که پدرش از پدرش شنیده که ابوهیره از رسول خدا شنیده که او گفته است آن روایت ها که می آورند. که سخن پیامبر حتی اگر سند آن هم درست باشد نقل به معنا شده نه این که حدیث پیامبر با الفاظ و کلمات و جملات که از زبان آن حضرت را می شنویم.

احادیث پیامبرگرامی و سیره آن حضرت گرامی و الگو و سرمشق بعد از قرآن کریم است. اما احادیث که با روح قرآن سازگار و هماهنگ باشد نه هر سخنی را که فلان بن فلان بن فلان به پنج یا شش واسطه بیان گرده باشد ولو خبر متواتر باشد که از چند صحابه و یا تعابعین و یا تبع تابعین به تواتر رسیده باشد و سنداش هم در صحیح بخاری و صحیح مسلم درست و صخیح و صادق تصدیق حدیث تبار شناختی نشده باشد باز حجت ذاتی ندارد یعنی ما از دولب پیامبر {ص} نشنیده ایم و به آن علم نداریم. قرآن که اولی تر از حدیث است به مسلمین ارشاد می کند که: «به آنچه که علم نداری باور نکن زیرا چشم و گوش و عقل همه مسوول هستند».

در هر صورت، شهرهای مکه و مدینه در اختیار سلطنت و شورای خانوادگی سلطنتی قرار دارد و قاضی القضات و مفتی ها و ملایان مدارس همه و همه از خانواده وارثان شیخ محمد هستند و سود سرشاری سالانه از 10 تا 15 میلیارد از درک عواید زائران حج، نفت دیگر عربستان که به جیب شاه و شیخ می ریزد می برند و در همان حال اکثر مردم عربستان و به ویژه در جنوب و شرق در خط فقر زندگانی می کنند و سربازان شاه و شیخ مسلمانان شیعه مذهب زیدی {برادر امام باقر امام پنجم شیعه دوزاده امای اثنا عشری} را از هوا و زمین و دریا محاصره کرده اند که تراژدی مسلمانان شیعه زیدی {زید امام فرقه شیعه زیدیه یمن، با شعار امام بیاید سیف برهنه کند برضد ظالمان، بر علیه سلطان عباسی شورید و سر انجام به دست سربازان گرفتار و به عنوان طاغی علیه اولی الامر-حلیفه به رسم وحشیگری های اعراب جاهل دستان و پاهایش از راست به چپ قطع ویدنش مثله شد و جسد خونین را آتش زدند به جنون اعراب صحرایی.} را می نامید که به اثر جنگ و محاصره سعودی ها و امریکایی ها که درصدد دزدی کردن طلای ثروت مردم یمن در سواحل دریای شرخ هستند، به قحطی مواد غذایی گرفتار شده اند که هر روز ده ها طفل و پیر زن و پیر مرد یمنی از گرسنگی و سوتغذیه می میمرند و شاه و شیخ و بانکداران امریکایی و انگلیسی و یهودی که چشن طمع برسر منابع طلا سرخ اصل یمنی سرخ کرده اند، از این صحته های غم انگیز نراژدی انسانی لذت می برند و کیف می کنند همچون چنگیزها اسب سواران نمهر در شمشیر زنی ها و کشتارها و همچون تیمور از بیک «منم جهان کشا» که در کتابش به افتخار آورده است که: «منم جهان گشا..که وقتی با شمشیر و تبرچه شاه رگ حریفان تاج و تخت را می زدم و خون فواره بلندی می زد چه لذت سرشار به من دست میداد وقتی که زبون شده به خاک و خون خفته شاهان را بر زمین می دیدم و قهقهه های مست سر می دادم.

استعمارگران کهن و استعمارگران تمدن جدید و یاران ثروتمند از جمله عربستان که اهل سعود به ثروت های نفتی و ثروت های 10 تا 15 میلیارد دالری به اضافه ثروت های 5 تا 6 میلیارد دالری که هر سال از زائران حج عمره {غیر واجب، ثوابی به هدف ملقب به الحاج یعنی چند بار حج و حاجی شدن و مسلمان واقعی نشدن تجارت کردن و پیشوند ساختن الحاج بن فلان آل فلان} به جیب می زنند، وجه مشترک شان ددمنیشی و ستمگری و حیف و میل ثروت ها است که تحفه خدا و یا طبیعت سخاوتمند است برای مردم که اهل شیطان حرص نفوس قوی پنجه چالاک و هوشیار به منافع و فن شمشیر زنی و شرارت دردنده خویی از مردمان دزدیده اند.

راست می گفت آن فرزانه که: نخستین دزدی تاریخی-زمین و آب و چراگاه ها است که قوی های زور آور با درنده خویی آن زمین ها-ثروت ها-مال مردم-تحفه خدا، یا خدا نا باوران را خوش آید، تحفه طبیعت باسخا که آفتابش سخاوتمندانه برخوب و بد و زشت و زیبا روی و ایمان دارو بی ایمان یکسان می تابد، را از مردم دزدی کرده اند. بزرگ ترین سرقت تاریخی به شهادت تاریخ سرقت زمین است.

این سرقت تاریخی در جهان قدیم بدوی و سپس تمدن های کهن و بعداً تمدن سه هزار ساله عمرجوان در پرده های متفاوت در شدت و ضعف سیلان تاریخی جدر و مد و فراز و نشیب طهور و زوال خانواده های پرثروت زمین داران بزرگ رسم تاریخ شده است و تا امروزه ادامه دارد. تقسیم مجدد جهان امروز در مناطق پیرامونی که قدرت های بزرگ و قدرت های منطقه ای از جمله عربستان سعودی را در زمین خاورمیان عراق و سوریه و یمن و در زمین شمال افریقا لیبی و همچنان در زمین جنوب آسیا افغانستان با هم شاخ به شاخ ساخته است چیزی نیست جز ادامه همان سرقت تاریخی-یعنی زمین و ثروت های گنجینه شده در آن. سرقت تاریخی ادامه دارد.

خانواده سعودی در این سرقت تاریخی از نیمه دوم قرن هیجدهم و به ویژه از دهه ی دوم قرن بیستم که انگلیس ها با سلطان عبدالعزیزبن سعود که در اواخر قرن نوزدهم خانواده راشده را عقب زده بود و قدرت دربلادنجد به هم زده بود، در تماس شدند و پول و سلاح و تجهیزات نظامی فراهم و در دسترس عبدالعزیزبن سعود قرار دادند تا امیرحسین و پسرانش که در حجاز-مکه اعلام پادشاهی کرده بودند و با اعلامیه بالفورواسکان یهودی ها در فلسطین مخالفت می کردند را سرکوب کنند، نقش بازی کرده اند.

عبدالعزیز بن عبدالرحمان بن سعود بنیان گذار عربستان سعودی {1935-1953} پس از فتح حجار مگه، طائف، یثرب مدینه و قبایل شبه جزیره عربستان تمام زمبین ها همراه با ثروت نفت را به نام خانواده خود قباله کرد و در این سرقت تاریخی دست دارند.

سعودی ها هم اکنون برای نفوذ در زمین افغانستان پر ثروت و رفتن به سوی زمین پرثروت آسیای میانه و رسیدن به ثروت های نفتی دریای خذر دو شادوش انگلیس و امریکا و پاکستان در افغانستان اسپ فتح الفتوح در عقب ماشین جنگی طالبان، القاعده، داعشیان، لشکرطایئبه، لشکر جنکو، الجیش، الاهرالشام، لشکر خزب اسلامی ازبیکستان، حزب اسلامی ترکمنستان شرقی چین و تمام لشکرهای تروریسم نیابتی که پرده به پرده در وحشت های کابوس های تاریخی باز و بسته می شوند در حرکت هستند.

در هر صورت، حج، ،نفت دیگری عربستان است. که شاه و شیخ ثروت های به جیب می زنند و خادمان حرمین شریفین و قبله مسلمین جهان هستند اقتصاد عربستان سعودی اقتصاد کالای است که در آمداش فروش کالای نفت است. منابع عظیم مالی ناشی از نفت رهبری دیکتاتوری مذهبی این کشور که ظاهراً براساس ایده امت اسلام از سنت پیامبر {ص} جامعه امت صدراسلام مدینه الگو سازی برای فریب امت اسلام شده است بر جامعه در خود بسته در حال باز شدن عربستان سعودی را تسهیل می کند و هژمونی مذهبی عربستان سعودی را در بخش بزرگ جهان سنی مذهب اهل جماعت و سنت { 1/8 میلیارد مسلمان که 90 درصد سنی و 10 درصد شیعه مذهبان در فرقه های متفاوت هستند}

هر سال دست کم به مدت 5 روز در ماه ذی الحجه که آخرین ماه تقویم قمری است 2 تا 3 میلیون نفر از مسلمانان صاحب مال و جایداد و پول و ثروت از 6000 تا 8000 ریوو {حدود 10000 دالر امریکایی} را به غرض اداء فریضه حج پنجمین رکن از احکامی عبادی اسلام یعنی رفتن به مکه و هفت بارتواف بدور خانه کعبه سپس برای رفتن به سوی مروه و کوه عرفات در 20 کیلومتری شرق مکه با عبور از تونل هاو گذرگاه های که با دستگاه های تهویه سرد کننده تونل ها از گرما مجهز و با چراغ ها نورافگن روشن نگه داشته میشود که دستگاه های تهویه سرد کننده گرد و غبار و دو دو گاز که از اگزاز موترها و بس ها و کامیون های که از منطقه منا {مرکز تجمع زائران برای رفتن به سوی کوه عرفات} به داخل تونل ها می رسد را در چرخه گردش آب و بخار و نم رو طوبت در ترکیب شیمیایی به گاز اوزون سمی خفک کننده تبدیل می سازد که سراسر الان پرخم و پیج تونل های کشیده شده به سوی کوه عرفات که زائران به قصد سنگ پرتاب کردن به سوی شیطان از آن تونل ها می گذرد، را سمی زهری گازی اوزنی ساحته است. به جیب خانواده سلطنتی و اهل وارثان شیخ محمدبن عبدالوهاب می ریزند.

در نظر اکثر مسلمانان «حج برقدر و منزلت مومن افزوده و گناهان او را می شوید و پاک می کند. این مراسم همچنین عاملی برای دیدار مسلمانان سراسر جهان اسلام و یا عامل برای اتحاد و مبادلات است. حج، به طور متوسط 10 تا 15 میلیارد دالر برای عربستان در آمد پرسود دارد. در سال 2018 ریاض پیش بینی کرد که در 5 سال آینده 150 میلیارد از مراسم حج در آمد خواهد داشت و اعلام کرد که قصد دارد آن را افزایش دهد». {Paul Chochrene The economics of the haij According and Business Magazine juillet 2018} بنابر نظر کارشناسان که منن چشم انداز «2030» برنامه تنوع بخشی به اقتصاد را تنوع بخستین به اقتصاد را زیر نظر محمد بن سلیمان، ولیعهد، تدوین کرده اند تا 10 سال دیگر هر سال 30 میلیون نفر باید به زیارت حج بروند. بنابراین سند: «گرد شکردی زیارنی گزینه ای ماندگار برای عربستان سعودی است و این در حالی است که به نظر می آید این کشور امکان ایجاد ثبات در قیمت نفت خام را از دست داده است.» {مقاله «نفت»، توافق وعدم توافق» لوموند دپلماتیک جولای 2020{https//imondediplo.com/july2020 article 34} مخافل بازرگانی خانواده های پر ثروت تجار پیشه و درباریان شرکت سالاران و تجار متوسط الحال عربستان سعودی که در موسوم مراسم حج، نفت دیگر برای عربستان سعودی در این تجارت پرسود پیچ در پیچ سودای سود و زیان هستند خواهان آن هستند که در سهمیه سال 1988 که سهم زائران هر کشور تعیین شده و کشورهای مانند ایران شیغه مذهب 12 امامی لثتاعشری رقیب منطقه ای عربستان سعودی در غرب آسیا خاورمیانه و ترکیه به رهبری طیب اردوغان و مالیزیا و همچنان اندونیزیا به صورت های متفاوت مجازات شده اند که از سهمیه زائران این کشورها کاسته شده است، تجدید نظر شود و شمار زائران را افزایش دهند تا بازار فروش کلا ها همراه با بازار فروش طلا پرستان گرم شود در موسوم حج و تجب عید قربان قربانی گوسفندان خواب ابراهیم پیامبر {ع} که در خواب می بیند که گردن فرزنداش اسماعیل {ع} را در پیشگاه الله به قربانی اخلاص دل سر می برد سربریدنی که خدایش گوسفند چاری چاق و چله خوشنما نرزاد را زیر چاقوی خلیل در خواب هموار به ذبیح قربانی می کند تا به رسم قربانی کردن انسانها در زمین نقطه پایان بگذارد.

مجموع سرمایه گذاری دولتی و شرکت های داخلی و خارجی ذیدخل در زیر ساخت های اقتصادی عربستان سعودی حدود 230 میلیارد دالر است. دست اندر کاران رونق بخشیدن بازار تجارت حج، «سرمایه کلان را برای گسترش زیر ساخت های شهر مکه و اطراف آن از سال های 1970 تا 2017 بکار انداخته اند که ثمره آن جهش چشمگیر در پروازهای خطوط هواپیماسی شمار زائران است که از 50 هزار تن به 10 میلیون جهش داشته … شهر مکه نیز تغییر یافته است. این شهر با 100 هزار اتاق هتل، 70 رستوران مجلل، 5 فرودگاه هلی گوپترو زمین های وسیع آماده شده برای پذیرایی از سران کم در آمد تر در زیر چادرها، به صورت جنگلی از سیمان، بدون درخت، با سنگ فرش مرمر و محصور در جرثقیل ها و آسمان خراش هایی مانند «خانه خدا» {برج البیت} که دور کعبه را گرفته در آمده است. این شهر مقدس، با حدود 60 تونل که 3 محوطه دیگر زیارتی را به هم متصل می کند، تا حدودی زیادی بیشتر به ترکیبی از دیسنی لتدولاس وگتس شباهت دارد تا یک شهر در خاورمیانه.» {Zienuddin Sardar the destruction of Mecca The NewyorkTimes 30 Septermber2020}
عدالله حموری، مردم شناس مراکشی می گوید: «تغییر ماهیت آن به ساختمان های عجیب و غریب از شیشه و فولاد به شکل خاص زشت و بین عظمت و سینما در نوسان است. اطراف کعبه و مسجدالحرام مسجد بزرگ که می تواند تا 2 میلیون تن را در خود جادهد، هتل های تجملی 40 طبقه و تابلوهای مجلل و نیز قست قرار دارد. اماهیچ جای برای فرهنگ در نظر گرفته نشده است و هیچ بخش تاریخی حاکی از گذشته نتوانسته در برابر مخالفت وهابی ها باستایش و پرستش کورکورانه مقاومت کند.

این تخریب ها از زمان تصرف شهر در سال 1924 اوسط سلطان عبدالعزیز بن سعود آغاز شد. حتی خانه ای که پیامبر {ص} در آن به دنیا آمده نبدیل به پارکینگ موترها شده و خانه خدیجه، نخستین همسر پیامبر اسلام تبدیل به یک مرکز بهداشتی شده است. معماری طبعی که با صحفه های مشبک موجب تهویه طبیعی هوا می شد و برای شهر مکه با گرمای سوزان بسیار مناسب بود، تخریب شده و جای خود را به زشتی سیمان و سر و صدای دستگاه های تهویه» داده است. در این چندان، حج به معنای کوشش از بار مدهبی خود خالی شده و به صورت محلی برای انجام نیایش ها و ترغیب به خرید و مصرف در آمده است.»

«این تغییر و دگرگونی های بی وقفه شهر را با خطر هایی مانند سیلاب های نگهانی، آلودگی سفره آب هایی زیر زمینی ووخیم شدن وضعیت زیست محیطی روبرو کرده است. تحقیقی که در جریان مراسم حج در سال 2012، در مورد بزرگ راه ها، تونل ها، گذرگاه های شهر انجام شد، حاکی از وجود سطح خیلی بالا اوزون، مونوکسیه کربن، ننزن و ترکیبات سمی، معلق در هوا ناشی از اگزاز موترها و بس ها و کامیون وهاترکیباتی شیمایی فلورCFC -12 دستگاه های تهویه هوا بود.» {Air quality in Mecca and surrounding holy places in Saudi Arabia during haij initial survey environmental sciences Washington DC technology; 2014} از آنچه که گفته آمد، به این ترتیب، 2 تا 3 میلیون زائران که هر یک از ایشان 8000 {البته، نرخ ها فرق می کند ولی همیشه افزایش پیدا می کند} ریوو به جیب سلطان سلاطین شاهنشاهی می ریزند، برای رفتن به مروه و کوه عرفات برای سنگ پرانی بر شیطان دهلیز زیر زمینی آلوده به موادسمی ناشی از مواد سمی شیمیایی می گذرند.

شاهزادگان سعودی از پول حج واجب-حج عید قربان و حج غیر واجب یعنی عمره ابزار برای دکان داری و تجارت ساخته اند و در فضای آلوده زائران را به سوی سنگ پرتاب کردن برشیطان به کوه عرفات می برند و پول سرپول می سازند و ماشین های ترور و خشونت از جمله طالبان، القاعده و ادعشیان و الجیش و الاهرالشام و لشکرطئبه، لشکرحزب اسلامی ازبیکستان، حزب اسلامی ترکمنستان شرقی چین و ده ها گروه تروریستی را از پول های بادآورده قوم به حج رفته تمویل و تجهیز و اعاشه و اباته می کنند و در راستا منافع خانوادگی و حفظ هژمونی در جهان اسلام در رکاب انگلیس و امریکا و اسراییل دشمن اسلام در افغانستان، عراق، سوزیه، یمن، لیبی، سومالی و نیجریه می جنگانند و به ترویج خشونت و خرافات شدت بیشتری به خرج می دهند.

جهان اسلام باید فکری به حال شان کنند تا از این چرخه ای تجارت خانوادگی ال سعود که حج، پس از فروش نفت، دومین منبع ثروت اندوزی اهل حرمین و شرفین را تشکیل می دهد، نجات پیدا کنند. عربستان سعودی پس از جنگ جهانی دوم در یک وحدت سیاسی استراتژیک با امریکا و انگلیس، انواع لشکرهای سلفی تکفیری را بر ساخته است تا روشنفکران آزادیخواه و دیگر اندیشان چپ و راست و ملی گرا و حتی اسلامیست های مکتبی جهان اسلام طرفدار سیدقطب را گردن بزنند و رسم شب و شب پرستی را رسم روزگاران فتنه سیاسی بسازند.

محمد صدیقی

صالح و صلح
واكنش سريع تروريستى، در برابر اظهارات اخير صالح، از جانب هر دستگاه استخباراتى كه باشد، نه تنها تهديدى جدى محسوب ميشود، بلكه نميتواند، صرفاً كار گروه هاى تروريستى داخلى باشد
تاریخ انتشار:   ۱۵:۲۶    ۱۳۹۹/۶/۲۰ کد خبر: 164747 منبع: پرینت 

(سياستمدارى تنها و تكرو در ازدحام سياست و استخبارات)
امرالله صالح، استثنايى در جمع نخبگان كنونى افغانستان است كه بدون پشتوانه قومى و پشتيبانى حزبى و بنابر استعداد ذاتى و حمايت خارجى، پله هاى رشد و ترقى را بسرعت پيموده و در اين مسير دشمنى پاكستان و طالبان و حسودى رقباى داخلى اش را به جان خريده است.

اساساً تار و پود شخصيت صالح با نخ استخبارات تنيده و شكل گرفته كه بقول خودش، اطلاعات را مى نوشد. چنانكه حالا كه وارد حوزه سياست هم شده، رويكرد اطلاعاتى به قضايا دارد و همه چيز را از منظر و دريچه دنياى جاسوسى مى بيند. زندگى مجال و فرصت فراخى براى انتخاب هاى متعدد نيست. مايه و سنگپايه شخصيت هر فردى، در فضايى، قالب بندى ميشود كه ممارست زياد به آن داشته كه اين امر او را محدود و محصور در همان چارچوب نگهميدارد. مثلاً شهيد مسعود عليرغم شخصيت چند بُعدى اش، بنابر محكوم بودن به نظامى گرى و كار مستمر و فشرده در عرصه جنگ، سياست را غالباً با سازوكار نظامى بكار مى بست. همينطور جنرال دوستم، زمانى هم كه معاون رئيس جمهور بود، بجاى كار در اداره، سر و كله اش مدام از جبهات جنگ پيدا ميشد. و فراموش ميكرد كه نفر دوم سياست كشور است.

امرالله صالح را نميتوان يك جهادى متعارف نظير قانونى، نور، عبدالله، حكمتيار و محقق دانست و نه يك تكنوكرات آمده از غرب مانند غنى، احدى و محب شمرد. نه با تكت قومى و زبانى بازى ميكند و نه از برگه سمتى و مذهبى كار ميگيرد. عمدتاً با روايت خودساخته، خويش را فراقومى، فراسمتى و فرامذهبى و متمايل به انديشه ليبرال دموكرات معرفى مى كند. او حتىٰ در تيم ارگ، نامحرم و غير خودى پنداشته ميشود. وى متكى بخود و توانايى هاى خود است و اگر معامله ى هم ميكند،ربر سر ويژگى ها و امكانات دست داشته خود، انجام مى دهد. خلاصه او را ميتوان سياستمدار تكروِ و فاقد پايگاه اجتماعى بحساب آورد. البته كه روند سبز نميتواند در اين متر و مقياس، قابل محاسبه باشد.

اين روزها كه از هر سو هياهوى صلح و تپ تپ پاى طالب بگوش ميرسد، صالح را در وضعيت دشوار و تنگنا قرار داده، زيرا بعد از توافقات بِن، سرمايه گذارى انحصارى اش روى حضور طولانى مدت امريكا و كار در چارچوب استراتيژى آنها بوده. محاسبه بيست ساله صالح چنين بوده كه امريكا به افغانستان نيآمده تا برود. بناً با تمام توان و تشريك مساعى با دوستان امريكا، دوستى و با دشمنان شان دشمنى كرده و در اين راستا سنگ تمام گذاشته و دشمنان زيادى برايش خريد. اما امروزه اقتضاى منافع ملى امريكا، چنين است تا حضورش را در افغانستان كمرنگ و طالبان را در قدرت شريك و سهيم سازد. گروه تروريستى ايكه بقول خود صالح، بسيارى از آنها را كشته و به آن افتخار ميكند. طالبانى كه آمدنى اند و صالح با آنها آشتى ناپذير است.

واقعيت اين است كه دنياى سياست و بازى هاى اطلاعاتى چنين است. دوست و دشمن دايمى ندارد. چه بسا كه بعضاً شخصيت ها قربانى تغيیر سياست شده و گاه بعنوان مُهره ى سوخته از بازى خارج ساخته ميشوند. جنرال ضياء الحق حاكم نظامى پاكستان كه از بازيگران فعال دوران جنگ سرد بود، چگونه با تغير سياست، در بهاولپور معدوم شد و از بازى حذف گرديد. شايد بزرگترين دلهره و اضطراب صالح، سرنوشت او در شرايط بعد از انعقاد صلح و ورود طالبان در قدرت باشد. زيرا هنوز كه هيچ اتفاقى نيآفتاده، دو سوء قصد ناكام اما خونين عليه وى صورت گرفته. سوال اين است كه آيا تعهدات رسمى طالبان به امريكا، مانع از تصفيه حساب هاى شخصى شان با دشمنانى چون صالح در آينده خواهد شد؟

در حال حاضر امريكايى ها و نظاميان پاكستانى، او را با بلندپروازى هاى اخيرش، مانع توافقات صلح و اخلال گر روابط حسنه دو كشور ميدانند. طالبان حضور وى را در اداره رياست جمهورى و نقش داشتن در تصميمگيرى هاى كلان كشورى تحمل ندارند و بيشترينه كارشكنى ارگ را در مسير مذاكرات بين الافغانى، ناشى از تلقينات او به غنى ميدانند. آيا امريكا و ارگ، براى خشنودى طالب و گشودن موانع پيشرو، او را بعنوان پيش پرداخت، قربانى نخواهند كرد؟ حمله اخير به جان وى، ابعاد پيچيده ى دارد كه مطمئناً از چشمان تيزبين صالح پوشيده نمانده است.

آنچه در حمله ديروز، قابل دقت و مكث است، كه كارآگاهان امور استخبارات بيشتر از ديگران آنرا درك مى كنند، سرعت عمل و واكنش سريع و شديد طرف مقابل است كه سه روز بعد از مصاحبه اخير و يك روز پس از سخنرانى صالح در محفل هفته شهيد صورت گرفت. اين بدان معنا است كه آنها از قبل دست به ماشه و در كمين بوده اند و صالح در تيررس شان قرار داشته است.

نيكولاى كوزيچكين، افسر كاجى بى كه در اواخر دوره شاه و آغاز انقلاب ايران، تحت پوشش ديپلمات در سفارت شوروى در ايران فعاليت ميكرد. بعد از پيوستن اش به انتليجنت سرويس انگليس، خاطراتش را در كتابى تحت عنوان، كاجى بى در ايران نوشت. او بيان داشته، زمانيكه شاه ايران در همكارى با امريكا و اسرایيل تحركاتى را در مرز ايران با جمهورى تركمنستان انجام داد، خشم كرملين را برانگيخت. بريژنف براى حذف فزيكى شاه ايران، ریيس اداره يكم كاجى بى را مامور ساخت تا شاه را ترور نمايد. مقدمات اين سوء قصد چند ماه طول كشيد تا ریيس اداره يكم كاجى بى به بريژنف اطمينان داد كه ماموريت ترور، در صبح روز جمعه كه شاه از مركز شهر بسوى كاخ سعدآباد عبور ميكند، در مسير راه وى انجام ميشود. بريژنف با اطمينان از پيام رییس كاجى بى، در ملاقاتى با ریيس جمهور آنوقت امريكا گفت كه عنقريب، شاه ايران، همچون سيب گنديده ى در برابر شوروى به زمين خواهد خورد. اما عمليات ترور بنابر اشتباه تخنيكى اجنت مؤظف، صورت نگرفت و شاه عبور كرد.

واكنش سريع تروريستى، در برابر اظهارات اخير صالح، از جانب هر دستگاه استخباراتى كه باشد، نه تنها تهديدى جدى محسوب ميشود، بلكه نميتواند، صرفاً كار گروه هاى تروريستى داخلى باشد.

بدون شك، صالح انسان آگاه، پُر شور و توانمندى است كه رؤياى رسيدن به رهبرى افغانستان را در سر دارد. و به اين واقعيت تلخ نيز ملتفت است كه بدون پشتيبانى سياسيون پشتون، نميتواند به اين مأمول جامعه عمل پوشد. بارى او گفت كه سياست، اقتصاد و فرهنگ بايد پشتونيزه شود. مدام از افتخارات تاريخى پشتونها ياد مى كند و داعيه دار پر و پا قرص ديورند و سرزمين هاى آنسوى آن است. او از همين حالا، در يك رويكرد بى پيشينه، روى حمايت ناسيوناليست هاى پشتون كه گرايش ضد پاكستانى دارند، براى كانديد شدن در انتخابات بعدى حساب باز نموده و اتهامات عديده تاجيكان را در اين راستا، بجان خريده است. اما قبيله گرايى مفرط و عدم بلوغ سياسى نخبگان پشتون، اين رؤياى او را دست نيافتنى مى نماياند.

افزون بر اين، در مسير راه دشوار او تا هدف، طيف وسيعى از رقبا و دشمنان خودى و غيرخودى، داخلى و خارجى همچون كشتزارى از مين قرار دارد كه عبور از آن، هفت خوان رستم را در ذهن تداعى ميكند. من بعنوان دوستى منتقد، همواره در مورد خطرات اين ريسك سياسى، بوى هشدار داده ام و حضور او را در اردوگاه بيگانه، مخاطره آميز دانسته ام.

همانگونه كه حمله ديروز، اولين سوء قصد بجان صالح نبود. مطمئناً آخرين اقدام تروريستى نيز بر عليه وى نخواهد بود و دشمنان آشكار و پنهانش همچنان در كمين خواهند بود. بى ترديد، موجوديت وى در تيم ارگ، ميزان آسيب پذيرى او را بيشتر مى سازد. اما رويهمرفته بقول شهيد مسعود، هر ضربه دشمن، اگر نابودت نكند، بقوت ات مى افزايد. سوء قصد ناكام ديروز، حمايت گسترده موافقان و حتىٰ منتقدان صالح را در قبال داشت و عجالتاً بر محبوبيت وى افزوده است.

محمد عارف منصوری

 

انفجار چهارشنبه، اخطار آمریکا به صالح
آمریکایی ها هرچند تلاش های بی وقفه صالح را در زمینه همگرایی با پشتون ها ستایش می کنند اما از موضعگیری های جسورانه وی در مقابل خودشان ناراضی اند و بارها عملا به وی بابت این موضوع تذکر داده اند
تاریخ انتشار:   ۱۵:۲۲    ۱۳۹۹/۶/۲۰ کد خبر: 164746 منبع: پرینت 

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper) این بار دومی است که به امرالله صالح از جانب آمریکایی ها اخطار داده می شود که مواظب گفتار خویش باشد.
صبح روز چهارشنبه نوزده سنبله، انفجاری در چهارراهی سابق تایمنی در حوزه چهارم امنیتی شهر کابل رخ داد که در نتیجه این انفجار حدود پنجاه تن کشته و زخمی شدند.
این انفجار حین عبور کاروان موترهای امرالله صالح معاون اول اشرف غنی از منطقه تایمنی رخ داد و آقای صالح از ناحیه دست زخمی شد.

سال گذشته نیز دفتر “روند سبز” در کابل که ریاست آن را امرالله صالح برعهده دارد مورد حمله مهاجمان قرارگرفت که دست‌کم 20 نفر کشته و 50 نفر دیگر زخمی شدند. آن زمان نیز امرالله صالح گفته بود که «آمریکا نمی تواند توافقنامه اش را بر ما تحمیل کند.»

امرالله صالح، دو روز قبل از این انفجار، در مصاحبه با طلوع نیوز، رفتار سیاسی ترامپ رییس جمهور آمریکا را نامتوازن و غیر معمول خواند و گفت: «ترامپ در دنیای سیاست یک پدیده از دید رفتار نو است، شما ترامپ را معیار قرار داده نمی توانید. رفتار آقای ترامپ در دنیای سیاست رفتار نورمال نیست.»

وی همچنین به منافع آمریکا بصورت ضمنی در افغانستان اشاره کرده افزود: «امریکا از افغانستان امریکا خارج نمی‌شود. این بحث برایش منافع استراتژیک است، جیواستلاتژیک است، اقتصادی است، مسایل بزرگ منطقوی است. نمی‌شود خارج، چرا شود؟ این جا قیمت نمی‌پردازند. این جا کشته نمی‌دهند، مصرف شان بسیار تقلیل پیدا کرده، امریکایی‌ها یک میلیارد دالر مصرف می‌کنند در ترمیم وسایط اردوی ملی، ما حاضر هستیم آن را خود ما در صد میلیون انجام دهیم.»

امرالله صالح در طول دوران فعالیت های استخباراتی و سیاسی خود نه مانند سران جهادی همطراز و یا حتی بالاتر از خود عمل کرده است و نه مانند از غرب آمده ها…! او همواره خودش بوده و روش های مبارزاتی خودش داشته است.
از جانب دیگر صراحت لهجه صالح در موضعگیری های سیاسی اش در مقابل آمریکا و پاکستان شهره عام شده و از وی چهره ای نصیحتگر در مقابل آمریکا و جسور در مقابل پاکستان به نمایش گذاشته است.

هرچند حالا که صالح معاون اول رییس جمهور است، هرگز مورد اعتماد ارگی ها نبوده و همواره با دیده تردید در ارگ به وی دیده شده است اما او نه مانند فهیم به زورگویی قومی اتکا کرده و نه مانند دوستم به انزوا و فرار از ارگ؛ بل همواره تلاش نموده تا خود را مورد اعتماد غنی و ارگ نشان بدهد در حالیکه چنین نبوده و نیست.

صالح همواره تلاش داشته تا از منافع قومی پشتون ها دفاع کند و آنگونه که در مصاحبه اخیرش نیز بدان اشاره نمود، خواهان اتحاد اقوام پشتون اینطرف مرز با آن طرف مرز است و همچنان تاکید دارد تا همه رویکردهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی کشور پشتونیزه شود.

آمریکایی ها هرچند تلاش های بی وقفه صالح را در زمینه همگرایی با پشتون ها ستایش می کنند اما از موضعگیری های ناسنجیده و جسورانه وی در مقابل خودشان ناراضی اند و بارها عملا به وی بابت این موضوع تذکر داده اند.
اما زمانیکه صالح در مقابل مردم و خبرنگاران قرار می گیرد، مکنونات قلبی خویش را افشا می سازد و وارد خط سرخ آمریکایی ها می شود و این موضوع سیاستمداران آمریکایی را می آزارد.

همانگونه که حمله سال گذشته بر دفتر امرالله صالح با هدایت آمریکایی ها توسط مزدوران داخلی شان انجام شد، این حمله نیز به عنوان دومین اخطار عملی به دستور آمریکایی ها و اجرای پاکستانی ها محقق گردید.

کد (9)

معاهده قطر چرا مردارتر از دیورند و گندمک است؟
آنچه در قطر بین خلیلزاد غلزی، نماینده خاص امریکا و طالبان در قطر امضا گشت افشا نمی شود زیرا محتویات این معاهده بحدی شرم آور و ننگین است که افشای محتویات آن آبرو را می ریزاند
تاریخ انتشار:   ۱۵:۵۳    ۱۳۹۹/۶/۱۹ کد خبر: 164736 منبع: پرینت 

آنچه در قطر بین زلمی خلیلزاد غلزی، نماینده خاص رییس جمهور امریکا و طالبان در قطر امضا گشت افشا نمی شود زیرا محتویات این معاهده بحدی شرم آور و ننگین است که افشای محتویات آن آبرو را می ریزاند. برای اینکه به محتویات این معاهده پی برده بتوانیم، باید تاریخ افغانستان را مرور کرد. آنچه در قطر بین امریکا، میراث دار انگلیس، گذشت، کاپی قرارداد و معاهداتی است که بین امیر دوست محمد و سردمداران خاندان محمدزایی گذشت.

از سال ۱۸۳۰ به بعد سیاست بریتانیا در قضایای منطقه تغییر می کند. این تغییر به این معنا است که بریتانیا سیاست تجاوزی را نسبت به روسیه در دفاع از شبه قاره هند اتخاذ می دارد. این زمانی است که امیر دوست محمد خان بارکزایی در کابل ادعای امارت دارد. امیر دوست محمد خان هرگز قصد و خیال یا توانایی پیشروی بسوی هند تحت اشغال بریتانیا، به تحریک ایران، بخارا یا هر قدرت اروپایی را نداشت. انگلیس ها برای اینکه خود را برحق جلوه داده باشد پخش و تبلیغ این دروغ را شروع کردند که روس ها قصد اشغال هند و رسیدن به آب های گرم را از طریق افغانستان در سر می پروراند. انگلیس ها سیاست تبلیغاتی مشابه را در مورد ایران مطرح ساخت. این سیاست بریتانیا بنام سیاست الن بارو (Ellenborough Doctrine) مشهور گشت چون طراح این سیاست وی بود. هدف از این سیاست پیشروی به بهانه جلوگیری از پیشروی روسیه بسوی شبه قاره هند بود.

از همین جا است که بریتانیا عمیقا وارد سیاست افغانستان می گردد. برای اینکه به سیاست خویش جنبه عملی داده باشد اشغال افغانستان در راس ماجراجویی های انگلستان قرار می گیرد. این ماجراجویی ها عواقب وخیمی را برای بریتانیا در پی داشت. زیرا انگلیس ها خود را بشکل مستقیم در اداره جغرافیه ای که بعدا بنام افغانستان مسمی گشت در قرن ۱۹ درگیر ساخت. این به این معنا است که ظهور افغانستان بحیث یک حیطه جغرافیایی در اواسط قرن ۱۹ مطرح می گردد و پیش از آن هیچ سند و ثبوتی در مورد پدیده افغانستان در آرشیف تاریخ بین المللی نیست. این ادعا که افغانستان تاریخ پنج هزار ساله دارد سرقت تاریخ اقوام ساکن منطقه توسط یک گروه بنام افغان است که خود قادر به معرفی خویش نیستند.

یک و نیم قرن بعد در دهه ۱۹۸۰ که مصادف با اشغال افغانستان توسط قشون سرخ شوروی می باشد، پیروی سیاست مشابه توسط امریکا مطرح گردیده و ایجاد مجاهدین توسط امریکا به بهانه جلوگیری از رسیدن شوروی به آب های گرم، فوتو کاپی سیاست قرن ۱۹ انگلیس در مورد منطقه است. قابل یادهانیست که بعد از جنگ دوم جهانی (۱۹۳۹ – ۱۹۴۵م) امریکا خود را میراث دار سیاست انگلیس در منطقه تحمیل کرد.

انگلیس ها غرض تحقق بخشیدن به سیاست خویش قبیله محمدزایی را در افغانستان کرایه کرد چون یک حقیقت مسلم است که قدرت های استعماری افغان ها را کراه می توانند ولی خریده نمی توانند. افغان ها هم برای اینکه توانسته باشند به حیات ننگین خویش ادامه دهند به پیروی از سیاست بلهوسی با کمال خوشی خود را در خدمت قدرت های خارجی کراه می دهند. انگلیس ها با دوست محمد خان موسس خاندان محمدزایی ها (بارکزایی) تماس گرفته و وی را اجاره می کند.

بعد از سال ۱۸۴۰م که مصادف است با دست اندازی انگلیس ها بالای افغانستان و تایید امیر دوست محمد، بزرگ قوم محمدزایی، بحیث امیر افغانستان، افغانستان به خط مقدم جبهه مقابله انگلیس ها با روسیه مبدل می گردد. بعد از تراژیدی ۱۸۴۱ – ۲ که بنام جنگ اول افغان – انگلیس شهرت یافت، انگلیس ها تصمیم گرفت که افغانستان را بشکل نیابتی اداره نماید. تایید امیر دوست محمد بحیث امیر کابل باین معنا بود که امیر دوست محمد خان خود و قوم و قبیله خویش را در بست در خدمت انگلیس ها قرار می دهد. انگلیس ها منبعد محمدزایی ها را از طریق دادن پول نقد، اسلحه و حمایت معنوی استخدام می کند. خدمت قبیله محمدزایی برای انگلیس ها از هر نگاه بنفع انگلستان بود زیرا این کار با مداخله مستقیم انگلیس ها از هیچ نگاه برای انگلیس ها اقتصادی نبود.

محمدزایی ها پولی را که از انگلیس ها بدست می آوردند بنام تحفه خدایی قلمداد می کردند. در حالیکه هدف توسط انگلیس ها تعیین می گشت امیر دوست محمد و قوم و قبیله وی مکلفیت اجرایی داشتند. در همین جا است که انگلیس ها طی معامله با روس ها دریای آمو را مرز بین حوزه نفوذ روس ها و انگلیس ها معین می دارد. این حوزه در حیطه افغانستان کنونی بنام حیطه زمامداری محمدزایی ها درج تاریخ افغانستان می گردد. سیاست انگلیس در مورد افغانستان عجایب خود را داشت. در حالیکه هدف و مرام از انگلیس بود ولی اجرای آن از طرف افغان ها.

افغان ها اکنون بحیث دژ مستحکم در برابر پیشروی روس ها بصوب شبه قاره هند تایید گشت. از اینجا است که نقش افغانستان در تاریخ بنام کشور حایل (buffer state) شهرت یافت. بعد از فتح سمرقند و بخارا توسط روس ها در دهه ۱۸۶۰ در دوران امارت دوست محمد خان، حیطه افغانستان بحیث حوزه نفوذ انگلیس ها در برابر روس ها قلمداد گشت. این باین معنا گشت که دفاع امرای محمدزایی وظیفه و مکلفیت انگلیس ها در برابر روس ها گشت. محمدزایی ها در مقابل، این صلاحیت را از انگلیس ها کسب کردند که در سرکوبی ساکنین افغانستان دست باز دارند. اینکه امارت دوست محمد خان از محدوده کابل به صوب قندهار، هرات و بلخ توسعه یافت، از اثر توافقاتی بود که بین انگلیس ها و ایرانی ها و روس ها حاصل شد. امیر دوست محمد خان در شامل ساختن این شهرها در حیطه زمامداری خویش نقشی نداشت.

درگیری انگلستان در افغانستان ذره ای بخاطر مردم نبود. تمام تب و تلاش برای تامین منافع انگلیس ها در منطقه توسط امرای محمدزایی افغان بود. قبل از آن قبیله سدوزایی برهبری شاه شجاع، نواسه احمد ابدالی، موسس افغانستان با قبیله محمدزایی برای نوکری انگلیس ها رقابت کرد ولی بازی را باختند. آنچه امروز در قطر بین امریکا و طالبان می گذرد تکرار تاریخ افغانستان است. مذاکرات قطر بین زلمی خلیلزاد و طالبان بحدی شرم آورد بود که هر دو طرف از افشای آنچه صورت گرفته است ابا می ورزند.

طالبان حین بیعت به اوسامه بن لادن در سال ۱۹۹۸م جهاد علیه امریکا را بعد از کلمه، نماز، روزه، زکات و حج رکن ششم ایمان قبول کردند. بالاخره گپ بجایی رسید که عین طالبان دفاع از منافع امریکا در افغانستان و منطقه را پذیرفته و موافقت نامه امضا می کنند. شرط طالبان در برابر این خود فروشی این است که امریکا این گروه مفسد شرور تروریست را بحیث زمامداران افغانستان بپذیرند. برای گرفتن مقام و منزلت به ماسکو رفته و قبر لنین را زیارت می کنند، با امریکا روبرو قرار گرفته نوکری امریکا را می پذیرند ولی از مذاکره مستقیم با غنی غلزی و با مردم افغانستان ابا می ورزند!

زلمی مموزی خلیلزاد غلزی یک دیپلمات افغان امریکایی است. وی برای دو سال است که ماموریت مذاکره با طالبان را از طرف امریکا بدوش دارد. وی بتاریخ ۲۲ مارچ ۱۹۵۱ در شهر مزار شریف متولد گشت. زلمی خلیلزاد متاهل بوده و با خانمی بنام چرلی بنارد (Cheryl Benard) ازدواج کرده و عضویت حزب جمهوری خواهان امریکا را دارد. زلمی خلیلزاد دو اولاد بنام های الکزندر بنارد (Alexander Benard) و ماکزملین بنارد (Maximilian Benard) دارد.

عبدالحمید

 

آمریکا در آستانهٔ فروپاشی اقتصادی
واشنگتن مجبور خواهد شد تا جاه طلبی های بین المللی و ابعاد بلند پروازی های ژیوپلیتیکی و ژیو استراتژیکی خود را کاهش دهد تا از بقای خود به عنوان یک کشور مستقل اطمینان حاصل کند
تاریخ انتشار:   ۱۲:۱۰    ۱۳۹۹/۶/۱۹ کد خبر: 164735 منبع: پرینت 

آمریکا در پرتگاه اقتصادی وفروپاشی مالی قرار گرفته است و این وضعیت برهژمونی روبه زوال جهانی آمریکا عمیقأ سایه انداخته ونقشهٔ استراتژی جهانی آن کشور را برهم زده است.
وضعیت بدهی ملی آمریکا به یک نقطه بسیار نگران کننده برای ثبات کشور رسیده وتا اندازهٔ که حتی بقای آنرا مورد پرسش قرار داده است.

اخیراً، بدهی آمریکا به بالاترین حد خود از زمان جنگ جهانی دوم رسیده است و در حال حاضر این بدهی “معادل کل اقتصاد” آمریکا است. سال ها است که بدهی های آمریکا بسیار صعود نموده و کنون وخیم تر شده است.
اما باهمه گیر ویروس کرونا،هزینه ها در این کشور به حداکثر رسیده و بحران ناشی از بدهی ملی تقریباً اجتناب ناپذیر است.

با بحران اقتصادی ایجاد شده یا تشدید شده توسط شیوع همه گیرکرونا،شرکت های کوچک و متوسط در حال بسته شدن یا کاهش پتانسیل اقتصادی خود هستند که در نتیجه جمع آوری مالیات و پول موجود در خزانهٔ عمومی را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد.

علاوه بر این، دولت بیشتر تلاش میکند تا چنین شرکت هایی را نجات دهد و حقوق کارگران را تضمین کندکه این رویکرد باعث افزایش هزینه های عمومی می شود. از زمان سیاست های کاهش مالیات که توسط دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا در سال۲۰۱۸ اتخاذ شد، کسری بودجه بدتر شده است و اخیراً به بدترین سناریو رسیده است. تاپایان سال ۲۰۲۰ ، کسری بودجه بیش از (۳ تریلیون دلار خواهد بود).

به گفته کارشناسان ،میزان بدهی ملی آمریکا که در ابتدای سال ۲۰۲۰ به میزان ۱۷ تریلیون دالر بود، تا پایان دهه میتواند تاحدود ۳۳ تریلیون دالر برسد. بعید به نظر می رسد تاپس انداز داخلی آمریکا بتواند این افزایش عظیم وام های فدرال را تأمین کند وچنبن وضعیت کشور را به سقوط مالی سوق می دهد.
پیش بینی می شود که با توجه به همه گیر ویروس کرونا، بیش از ۲ تریلیون دالر به بدهی ملی اضافه شود.

شیوع کروناو رکود اقتصادی عواقب جبران ناپذیری را برای بدهی آمریکا به همراه داشته است. اگرچه می توان بحران را کاهش داد و وضعیت ایجاد شده توسط همه گیری را کنترل کرد ، اما تأثیرات بحران طولانی مردم آمریکا را به سمت ورشکستگی سوق می دهد.
از مارچ ۲۰۲۰ ، ایالات متحده حدود ۵ تریلیون دلاربرای نجات ویروس کرونا هزینه نمود. یک قانون اخیر اقتصادی و اجتماعی، که در ماه فبروری تصویب شد، باعث هزینه ۲ تریلیون دلار شد. قانون دیگری با هدف مشابه کمک های اجتماعی را از ماه می ۳۰تریلیون دیگر پیش بینی کرده است. با این اوصاف کشور به تدریج وضعیت خود را هرچه بیشتر ناپایدار و شرایط زندگی مردم را بدتر می کند.

با این حال ، هنوز چندین عامل دیگر وجود دارد که احتمال ورشکستگی مالی ایالات متحده را اثبات می کند. بدهی های بخش تجاری بیش از۱۸ درصد افزایش یافته است و این بزرگترین عامل به کل بدهی ها ، همراه با بدهی های فدرال است. بدهی خانواده های آمریکایی نیز افزایش یافته و تقریباً به ۴ درصد رسید ه است که علت اصلی آن افزایش ۳.۲ درصدوامها بود.

بدهی مصرف کنندگان ۱.۶درصد افزایش یافت و ارزش سهام حدود ۸ تریلیون دالر کاهش یافت.
تأثیرات این بحران را می توان به معنای واقعی کلمه در هر بخش از جامعه آمریکا مشاهده کرد.
عرصه های تجارت ، دفاع و امنیت و حقوق شهروندی و ثبات اجتماعی که قبلاً با سیاست های ترامپ قبل از شیوع کرونا تضمین شده بود،تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.

به زبان ساده ، دولت آمریکا و شهروندان آمریکایی فقیرتر می شوند و کشور مستعد ادامه تداوم بحران هاوبی ثباتی های داخلی خواهد بود. با غیرقابل پرداخت شدن بدهی که به گفته چندین کارشناس قبلاً نیز اتفاق افتاده است ، سقوط مالی اجتناب ناپذیر خواهد بود و ضربه بزرگی به هژمونی بسیار شکننده جهانی آمریکا وارد می کند.

در سطح بین المللی، سقوط مالی آمریکابه معنای پیروزی قطعی چین در جنگ تجاری فعلی خواهد بود.
حالا، واشنگتن مجبور خواهد شد تا جاه طلبی های بین المللی و ابعاد بلند پروازی های ژیوپلیتیکی و ژیو استراتژیکی خود را کاهش دهد تا از بقای خود به عنوان یک کشور مستقل اطمینان حاصل کند.

با احترامات بی پایان
عارف عرفان
لندن،سپتامبر ۲۰۲۰
منابع: پایگاه رسانه یی گلوبال ریسرچ

مذاکرات را از حالا می شود پیشبینی کرد
تیم مذاکره کننده طالبان با رهبری قوی از اختیار تام برخوردار است و یکدستی و اجماع میان اعضای شان در مذاکرات به چشم خواهد آمد اما تیم شورای مصالحه دولت متشکل از بازیگران سیاسی و اختلاس گران اقتصادی و معامله گران جنگی تشکیل شده است
تاریخ انتشار:   ۱۱:۱۸    ۱۳۹۹/۶/۱۶ کد خبر: 164703 منبع: پرینت 

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper) هرچند آغاز مذاکرات صلح میان هیات انتصابی دولت افغانستان و هیات انتخابی طالبان هنوز به زمان مشخصی نرسیده است اما هردوطرف هیات های مذاکره کننده خود را انتخاب و معرفی کرده اند.

هیات دولت افغانستان را این افراد شامل می شوند:
هیات رهبری شورای مصالحه:
عبدالله عبدالله رییس شورا، عبدالسلام رحیمی معاون شورا، عنایت الله فرهمند معاون شورا، اسدالله سعادتی معاون شورا، زهره مطهری، عطاالرحمن سلیم، حاجی دین محمد، محمد اکرم خپلواک، معصوم استانکزی رییس هیات تیم مذاکره کننده، نورالحق علومی.
لیست اعضای شورای مصالحه دولت:
حامد کرزی، عبدالرب رسول سیاف، گلبدین حکمتیار، یونس قانونی، محمد کریم خلیلی، محمد محقق عبدالرشید دوستم، صلاح الدین ربانی، محمد اسماعیل خان، عطامحمد نور، حامد گیلانی، ذبیح الله مجددی، سید منصور نادری، عنایت الله شهرانی، انجینیر محمد خان، محمد حنیف اتمر، میررحمان رحمانی، فضل هادی مسلمیار، حمدالله محب، صادق مدبر، محمد اسماعیل غضنفر، مولوی خدایداد صالح، امرالله صالح، سرور دانش، نجیبه ایوبی، ماری اکرمی، ضیا گل رضایی، عالیه یلماز، فریده مومند، نسرین اوریاخیل، زرقفا یفتلی.

از لیست شورای مصالحه دولت، تا اکنون حامد کرزی، گلبدین حکمتیار، عبدالرشید دوستم و صلاح الدین ربانی انصراف داده اند. اما هنوز در میان این لیست افراد قدرتمندی مانند عبدالرب رسول سیاف حضور دارند که تا کنون موضع مشخصی نداشته و در این زمینه اظهار نظر نکرده اند.
اگر چنانچه سیاف و دو سه تن دیگر از لیست شورای مصالحه دولت انصراف بدهند، بطور یقین این هیات ضعیف در مقابل طالبان ضعیف تر ظاهر شده و از لحاظ علمی و اعتقادی تسلیم خواهد شد.

هیات بیست نفری طالبان را شیخ مولوی عبدالحکیم، قاضی‌القضات گروه طالبان و عالم برجسته دینی رهبری می کند.
مولوی عبدالحکیم از نزدیکان ملا اختر محمد منصور، یکی از رهبران ارشد طالبان است. وی از پشتون‌های درانی و از قوم اسحاق‌زی است. او پس از کشته‌شدن منصور، یکی از گزینه‌ها برای رهبری طالبان بوده است. این رهبر طالبان از مقام علمی بالایی برخوردار است و می تواند از لحاظ علمی مدافع خواسته های طالبان در بحث با هیات دولت افغانستان باشد.
شیرمحمد عباس استانکزی که از او به عنوان رییس هیات مذاکره کننده طالبان نام برده شده بود اینک به عنوان معاون هیات مذاکره کننده طالبان انتخاب شده است.
سیزده تن از اعضای بیست نفری تیم مذاکره کننده از اعضای شورای رهبری طالبان هستند.

چهارده نفری که برای مذاکره با آمریکا معرفی شده بودند در لیست هیات جدید حضور دارند:
شیرمحمد عباس ستانکزی، مولوی ضیاء الرحمن مدنی، مولوی عبدالسلام حنفی، شیخ شهاب الدین دلاور، ملا عبداللطیف منصور، ملا عبدالمنان عمری، مولوی امیر خان متقی، ملا محمد فاضل مظلوم، ملا خیرالله خیرخواه، مولوی مطیع الحق، ملا محمد انس حقانی، ملا نورالله نوری، مولوی محمد نبی عمری و ملاعبدالحق وثیق.
ملا دکتر صالح، مولوی منیر سعادت، ملا جهانگیروال» و « مولوی عبید عابد و ملا قاضی سیدا جان نیز به لیست تیم مذاکره کننده طالبان اضافه شده اند.

گفته شده است که تیم مذاکره کننده طالبان اختیار تعیین برنامه‌های روزانه، تصمیم گیری در مورد استراتژی و حتی امضای توافق نامه‌ها با هیات شورای مصالحه دولت دارد.
ترکیب تیم مذاکره کننده طالبان و تفویض اختیار تام به آنان در مذاکرات بین الافغانی نشان دهنده قوت و قدرت طالبان است که برتری آنان را از حالا بر تیم مذاکره کننده شورای مصالحه دولت مشخص می کند.

هنوز معلوم نیست این مذاکرات بر چه اساس و پایه ای و در رابطه با چه موضوعاتی آغاز بکار می کند.
هیات دولت افغانستان و شورای مصالحه بر آتش بس فوری تاکید دارد و حفظ دستاوردهای جمهوریت و رعایت اصول قانون اساسی کنونی را اصل می شمارد اما هیات مذاکره کننده طالبان بر تطبیق شریعت اسلامی تاکید خواهد داشت.
اینکه کدام طرف از موضع اش در مذاکرات عقب نشینی خواهد کرد، آینده مشخص می کند. هرچند هیچ امیدی به تفاهم و پیدا شدن وجوه اشتراک میان تیم بدون اختیار شورای مصالحه دولت و تیم با اختیار طالبان نیست اما سردرگمی و پراکنده گویی و تفرق و نشخوار خزعبلات اعضای تیم شورای مصالحه دولت از حالا خودنمایی می کند.

تیم مذاکره کننده طالبان با رهبری قوی از اختیار تام برخوردار است و یکدستی و اجماع میان اعضای شان در مذاکرات به چشم خواهد آمد اما تیم شورای مصالحه دولت متشکل از بازیگران سیاسی و اختلاس گران اقتصادی و معامله گران جنگی تشکیل شده است. علاوه بر اینکه در راس شورای مصالحه، معامله گر خام سیاسی عبدالله قرار دارد و در راس تیم مذاکره کننده وی معصوم استانکزی جاسوس معلوم الحال آی اس آی انتخاب شده است.

در حقیقت همانگونه که طالبان در قسمت سیاسی و نظامی در مقابل دولت افغانستان تا کنون برتری خود را ثابت کرده اند، در زمینه مذاکرات از همین اکنون مشخص است که برتری و تاثیر گذاری آنان بر هیات دولت افغانستان نتیجه مذاکرات خواهد بود.
اما واقعیت قضیه این است که در حال حاضر منافع هر دوطرف مذاکره کننده در تداوم جنگ است و صلح صرفا جنبه شعاری دارد و اگر مذاکره ای باشد به هیچ نتیجه مثبتی نخواهد رسید.

کد (4)

 

چرا یک افغان ظرفیت و درایت حکومتداری را ندارد
نقش غنی غلزی در تراژدی افغانستان بدترین نقش است. هدف غنی غلزی چیزی جز چاق کردن نفاق و شقاق بمنظور ادامه چند روز زندگی در ارگ نیست
تاریخ انتشار:   ۱۸:۵۸    ۱۳۹۹/۶/۱۸ کد خبر: 164728 منبع: پرینت 

انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری ۲۰۰۹/۱۰ و ۲۰۱۴ در یک وضعیتی برگزار گشت که مخالفت با نظام در افغانستان از طرف گروه های مختلف شورشی از جمله طالبان به اوج خویش رسید. در مناطق پشتون نشین جنوب و شرق افغانستان حتی انتخابات برگزار نشد زیرا پشتون ها در کل و حامد کرزی و غنی غلزی در سطح رهبری افغانستان به انتخابات و پروسه دموکراسی علاقمند و باورمند نیستند. در صورتی که افغان ها و پشتون ها به پروسه و پدیده دموکراسی باورمند نباشند، چطور می توان پیروزی یک شخصیت افغان و پشتون را در افغانستان از طریق برگزاری انتخابات تضمین کرد؟ این کار از هیچ نگاه ممکن است بجز یک راه و آنهم توسل به جعلکاری.

در روند اول انتخابات سال ۲۰۰۹ ریاست جمهوری، عبدالله عبدالله هایبرید که روزی تاجیک و روز دیگر پشتون قندهاری می گردد، گاهی هم عضویت جمعیت اسلامی و فردای آن یک دموکرات فرا قومی و مذهبی عمل می نماید، با تفاوت ناچیز، قرار اعلامیه کمسیون انتخابات که اعضای آن گماشتگان شخص حامد کرزی بودند، در برابر حامد کرزی در انتخابات شکست خورد. یک ماه بعد تحقیق دفتر سازمان ملل متحد مقیم کابل ثابت ساخت که بیش از یک ملیون رای تقلبی به نفع حامد کرزی در مناطقی در صندوق های رای دهی ریختانده شده که انتخابات در آن مناطق برگزار نشد. وقتی این آرای تقلبی باطل اعلام گشت، حامد کرزی نتوانست برنده انتخابات گردد. علیرغم آن، حامد کرزی حاضر نشد واقعیت را بپذیرد و کمسیون انتخابات باز هم بالای برنده بودن حامد کرزی تاکید کرد.

قصه فولکوریک افغان را حامد کرزی تکرار کرد. در داستان های فولکلوریک گفته می شود که یک افغان از طرف قاضی متهم و مجرم اعلام گشت ولی وی می گفت علیرغم آنکه قاضی مرا ملامت می کند ولی خودم خود را ملامت نمی کنم. وقتی دفتر سازمان ملل متحد بحیث محک و مفسر مسایل حقوقی در سطح جهانی حکم می کند که حامد کرزی بر اساس آرای جعلی برنده انتخابات ریاست جمهوری نیست ولی حامد کرزی آن را رد کرده و خود را برنده اعلام می دارد، این مشکل مشکل ساده نیست و حل این مشکل از قدرت و توانایی بشری در قرن ۲۱ پوره نیست. سوال می گردد که راه حل مشکل چیست؟ پاسخ واضح است جلو حامد کرزی باید گرفته می شد که خود را برنده انتخابات بر اساس آرای جعلی نشمارد!

عبدالله عبدالله در این مورد با عصبانیت عکس العمل نشان داده و به تایید یافته های تحقیقی کارمندان سازمان ملل متحد در کابل انتخاب حامد کرزی را در مخالفت صریح با روحیه قانون اساسی افغانستان اعلام کرد و تصمیم کمسیون انتخابات را غیر قانونی و غیر اجرایی تایید کرد. اما امریکا بحیث حامی حامد کرزی و کشورهای عضو ناتو در این مورد سکوت معنی دار اختیار کرده و در مورد جعل کاری در پروسه انتخابات خم به آبرو نیاوردند. در عوض امریکایی هایی که صلاحیت تصمیم گیری بدست شان بود از عبدالله عبدالله تقاضا کرد که نتیجه انتخابات بر اساس جعلیات را پذیرفته و از رفتن بدور دوم انتخابات منصرف گردد. اما پیتر گالبریت (Peter Galbraith)، معاون نماینده خاص سرمنشی ملل متحد در مورد افغانستان که یک امریکایی بود، کای آیدی، رییس خویش را بخاطر سکوتش در این مورد با لحن شدید محکوم نموده و او را متهم ساخت که با حامیان امریکایی حامد کرزی دست بدست داده از جعل کاری چشم پوشی می نماید. گالبریت بحدی پیش رفت که نماینده خاص سرمنشی سازمان ملل متحد در امور افغانستان را که قبلا وزیر خارجه سویدن بود، به شرکت در جعلکاری متهم ساخت. در نتیجه بجای رسیدگی به جعلیات و اصلاح امور، گالبریت از کار برطرف گشت. در اعتراض باین بی بند و باری در سطح جهانی، چندین کارمند کلیدی دفتر سازمان ملل متحد مقیم کابل استعفا دادند.

افغانستانی ها با شوق و ذوق زاید الوصف این امیدواری را پیدا کردند که بالاخره بکمک جهان بسرکردگی امریکا بالای سرنوشت خویش حاکم می گردند. اما جعلیاتی که توسط شخص حامد کرزی در راس حکومت در پروسه انتخابات صورت گرفت و سکوت معنی دار امریکایی های دخیل در قضیه افغانستان مردم را از لاف و پوف غرب برهبری امریکا در مورد دموکراسی و آزادی مایوس ساخت. مردم باین نتیجه رسیدند که هدف امریکا در افغانستان چیزی جز بقدرت نگهداشتن حامد کرزی فسادسالار و تریاک سالار در حلقه مافیای بین المللی نیست. در اینجاست که ظهور و نقش طالبان بحیث تاریکترین نیرو و سرکوبگر ترین فکتور در سیاست افغانستان معنی و مفهوم پیدا می کند.

کای آیدی (Kai Eide)، نماینده خاص سرمنشی سازمان ملل متحد، که در سال ۲۰۰۸ باین کار گماشته شد شخصا اقرار کرد که امریکا و متحدین ناتو شش سال بعد از سقوط طالبان در افغانستان اصلا نمی فهمند یا نمی خواهند بفهمند که هدف و حضور شان در افغانستان بخاطر چیست و برای چیست؟ وی اعلام کرد که امریکا و کشورهای عضو ناتو آنقدر در سر و روی همدیگر زده راهیست که اصلا راه را از پیش مردم افغانستان گم ساخته اند. بجای ارایه یک برنامه کاری برای ساکنین افغانستان، جنرالان امریکایی تمام روز را در ارگ کابل با حامد کرزی در جنجال و دعوا بسر می برند. پیشنهادات حامد کرزی توسط امریکایی ها و تقاضاهای امریکایی ها از طرف حامد کرزی رد می گردد. آنهایی که علاقمند خدمت گزاری می باشند، دست زیر الاشه نشسته این زد و خورد های زرگری را تماشا دارند. بزرگترین اختلاف بین قدرت های خارجی در مورد افغانستان این بود که آنها بالای برنامه واحد در مورد این مملکت خداداده میراث مانده به توافق رسیده نمی توانستند و حامد کرزی همراه اعضای کابینه خویش در ارگ کابل بجای طرح و ارایه یک برنامه مملکت شمول چتلی های تاریخی افغانستان را در سر و روی همدیگر زده می رفتند.

در یک مورد جلسه ای زیر نظر حامد کرزی با شرکت سفیران کشورهای عضو ناتو و امریکا در ارگ کابل دایر می گردد. از طرف افغانستان کریم خرم و جاوید لودین شرکت داشتند. حامد کرزی برای رفع ضرورت برای پنج دقیقه کناراب رفتنی می شود. جاوید لودین و کریم خرم با استفاده از فرصت با هم مشت در یخن گردیده تا می توانند فحاشی می کنند. کریم خرم جاوید لودین را سگ شوی امریکایی گفته لعن می کند و جاوید لودین کریم خرم را بچه بی ریش آی اس آی پاکستان خطاب کرده پاسخ می دهد و سفیر بریتانیا بین این دو وساطت نموده هر دو را جدا می سازند!

کسانی که از جانب افغانستان در این پروسه خود را درگیر ساخته بودند، یک روز تجربه کاری یا سابقه کاری در دفاتر افغانستان یا در داخل افغانستان نداشتند. شناخت آنها از افغانستان بدتر از شناخت یک امریکایی بود که هر گز نام افغانستان را نشینده بود. حامد کرزی یک روز تجربه کاری در اداره یا دفاتر افغانستان نداشت. وی با سرمایه پدر حتی مکتب را در هند خواند و بعد وارد بازار جهاد در کویته و پشاور پاکستان گشت. زلمی خلیلزاد و غنی غلزی از روزی که دست راست را از چپ شناختند تمام عمر خود را در امریکا تیر کردند. وقتی غنی غلزی اعلام می کند که پیش از اشغال افغانستان توسط امریکا در سال ۲۰۰۱م ده یا بیست نفر در افغانستان که به فارسی یا پشتو خوانده و نوشته بتواند نبود، معاف است زیرا وی هیچ معلومات در مورد افغانستان نداشت و ندارد. مردم از وی گله دارند که چرا امام حسین را نواسه خدا قلمداد می کنند؟ وی یک صفحه تاریخ افغانستان و اسلام را نخوانده است. توقع و تمنای مردم از غنی غلزی بخاطر طرح و اجرای یک برنامه برای نجات افغانستان از فاجعه یک خیال باطل است.

نقش غنی غلزی در تراژدی افغانستان بدترین نقش است. هدف غنی غلزی چیزی جز چاق کردن نفاق و شقاق بمنظور ادامه چند روز زندگی در ارگ نیست. هفته گذشته وی جلسه خاص کابینه دایر کرد و قانونپوه سرور دانش هزاره، معاون، اعلام کرد که حکومت درج نام مادر و زن را در اسناد رسمی تصویب می کند و بمنظور قانونی ساختن آن را به پارلمان می فرستد. این باین معناست که در زمان ظاهر شاه و داود شاه و زمامداری حزب دموکراتیک خلق افغانستان یک دختر در مکتب درس نمی خواند و نام دختر و زن معلم در اسناد رسمی وزارت معارف درج نبود. زنان و دختران در دفاتر کار نمی کردند، تذکره نداشتند و پاسپورت گرفته نمی توانستند. محول ساختن این امر به پارلمان افغانستان هدفی جز نفاق و شقاق بین وکلای پارلمان نیست. زیرا تصویب این گپ به اسلام و پارلمان ربط ندارد. هیچ کسی نمی تواند حکم کند یا نظر دهد که درج نام زن در پاسپورت افغانستان اسلامی است زیرا در زمان پیغمبر پاسپورت نبود و در قرآن هیچ بحثی در این مورد نگردیده است. وقتی یک موضوع در زمان پیغمبر مطرح نبوده باشد و در قرآن هم از آن تذکر نرفته باشد، هدف غنی غلزی از اسلامی سازی آن چیست؟
کای آیدی (Kai Eide) یک نویسنده و دیپلمات نارویژی بود که بین سال های ۲۰۰۸ – ۲۰۱۰ بحیث نماینده خاص سرمنشی سازمان ملل متحد در امور افغانستان خدمت کرد. وی کتابی زیر عنوان مبارزه برای کسب قدرت در افغانستان (Power Struggle Over Afghanistan) برشته تحریر در آورد که خواندن این اثر شوروایی برای علاقمندان تحولات افغانستان بی فایده نیست.

عبدالحمید

 

چرا امریکا در تشکیل و معرفی اردوی ملی ناکام ماند؟
قرار بود بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۴م و انتخاب رییس جمهور، سربازان خارجی از جمله سربازان امریکایی افغانستان را ترک گویند ولی این امیدواری و خیال و خواب برباد گشت
تاریخ انتشار:   ۰۸:۰۲    ۱۳۹۹/۶/۱۹ کد خبر: 164731 منبع: پرینت 

چرا امریکا در تشکیل و معرفی اردوی ملی ناکام ماند؟
چرا سربازان امریکایی نتوانستند به وقت و زمانش افغانستان را ترک گویند؟
دستور حمله بالای افغانستان توسط جورج بوش، رییس جمهور امریکا، غرض سرکوبی القاعده مسوول حملات ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱م و حضور امریکا در افغانستان، امریکا را باین وسوسه انداخت که برای افغانستان یک اردوی ملی تیار کند که در طول تاریخ افغانستان موجود نبوده زیرا زمامداران افغان هرگز تلاش نکرده در افغانستان ملت ساخته شود تا یک اردوی ملی از ملت دفاع نماید.
زمامداران افغان از طریق لشکرکشی قومی غرض سرکوب مخالفین خویش دست بکار گردیده اند. لشکر قومی به معنی و مفهوم اردوی ملی نیست. اقدام در راه ایجاد یک اردوی ملی برای افغانستان، امریکا را با مشکلات غیر قابل پیشبینی مواجه کرد.

در آغاز مارشال قسیم فهیم تلاش داشت که ملیشه های پنجشیری یا مجاهدین تحت حمایت احمدشاه مسعود بحیث اردوی ملی افغانستان قبول گردند. حامد کرزی با این پیشنهاد مخالفت کرده و آن را رد کرد زیرا در آنصورت آینده افغانستان بدست پجشیری ها می افتاد. بشکل مشابه وقتی محمد نادر مشهور به نادر غدار، کابل را با کمک لشکر قومی وزیر از آن سوی خط دیورند تسخیر کرد، الی سقوط داود بحیث آخرین فرد این خاندان، وزارت دفاع افغانستان در کنترول یک قوم و از یک ولسوالی قرار گرفت. اکثریت مطلق ملیشه ها یا مجاهدین شورای نظار شامل تاجیک ها و فارسی وان های افغانستان می گشت. شمار قلیل سربازان دوستم ازبیک و مجاهدین حزب وحدت هزاره ها نیز بحیث سیاهی لشکر در این جمله شامل می گشتند. اردوی افغانستان در دوران زمامداری خاندان آل یحی یا خاندان نادر کلا در اختیار یک قوم و قبیله پشتون ها و شمار انگشت شمار افغان قرار گرفت. حامد کرزی از این نگاه تشویش داشت که این امتیاز نباید از پشتون ها به غیر پشتون ها منتقل گردد.

علیرغم میلیون ها دالر مصرف از طرف امریکا غرض ایجاد یک اردوی ملی برای افغانستان از طریق ترین و تجهیز، موفقیت چندانی بدست نیامده است. در میدان معرکه سربازان خارجی کمتر بالای وفاداری و همکاری این سربازان در سرکوبی طالبان حساب می توانستند. از همان آغاز کار، ترک خدمت در این اردو یک امر معمول گشت. حین ضرورت اکثر شان از انجام وظیفه ابا می ورزیدند. خویش خوری و تعلقات قومی و مذهبی در بین اردو یک امر معمول گشت. وفاداری شاملین اردوی افغانستان به قوم و منافع قومی شان است تا نسبت به دولت. اسلحه و مهماتی که از طرف امریکا برای این اردو داده می شود، بجای استفاده از آن در طرد طالبان و دفاع از حکومت مصرف گردد، بشکل مخفی تسلیم طالبان می گردد یا در بازار سیاه بفروش می رسد. هزاران تن بنام اعضای اردو درج کتاب های وزارت دفاع است ولی عملا موجود نیستند یا اگر موجود هم بوده خدمت سربازی را ترک کرده یا در صف طالبان پیوسته یا اینکه بکلی از خدمت سربازی فرار کرده یا در میدان نبرد کشته شده ولی نام شان در لیست تنخواه خور باقی است. هدف از این کار گرفتن پول از بودجه امریکا بنام تنخواه و مصارف اعاشه و اباته اردوی ملی افغانستان است.

برداشت و تعبیر و تفسیر اعضای اردوی افغانستان با تعبیر و تفسیر ترینرهای خارجی در مورد خدمت عسکری و دفاع از وطن و منافع ملی فرق کلی دارد. در نتیجه، سوء تفاهم خلق گردیده و سربازان اردوی افغانستان در تقابل با ترینرهای خارجی مواجه می گردد و حملات سبزها (اعضای اردوی ملی) را بالای آبی ها (ترینرهای امریکایی) سبب می گردد. در این حالت سربازان افغان دست به اسلحه برده و ترینرهای خارجی خویش را هدف قرار می دهند.
چون اردوی ملی افغانستان برای هدفی که مدنظر بود کار نداد، سربازان امریکایی، بریتانیایی، کانادایی و سایرین مجبور گشتند که نقش اردوی ملی افغانستان را ایفا کرده خود را با طالبان و گروه های رنگارنگ که با حکومت افغانستان زیر قیادت حامد کرزی در جنگ بودند، درگیر سازند. در چنین یک شرایط نقش سربازان خارجی دفاع از حامد کرزی گشت تا افغانستان بحیث یک کشور. در حالیکه اکثریت مطلق مخالفین، مخالفت با افغانستان بحیث یک کشور نداشتند ولی تحمیل حامد کرزی بحیث زعیم افغانستان را از هیچ نگاه قبولدار نبودند.

قرار بود بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۴م و انتخاب یک رییس جمهور بخوش مردم افغانستان، سربازان خارجی از جمله سربازان امریکایی افغانستان را ترک گویند ولی این امیدواری و خیال و خواب برباد گشت و امروز حدود ۲۰ سال می شود که درگیری در دفاع از حکومت کابل و ضرورت حضور سربازان امریکایی روز بروز بیشتر می گردد. امروز ثابت گردیده است که غنی غلزی از ارگ ریاست جمهوری حتی قادر به دفاع خود در برابر مخالفین خویش در داخل ارگ نیست، دفاع از افغانستان در برابر شورش ها و حملات مسلحانه از طرف طالبان و داعش را بجایش می گذاریم.

محمد قسیم فهیم مشهور به مارشال فهیم یک مجاهد از ولسوالی پنجشیر زیر قیادت احمد شاه مسعود، قهرمان ملی افغانستان، در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی دست به جهاد زد. وی بار اول از ماه جون ۲۰۰۲ الی دسامبر ۲۰۰۴ و بار دوم از سال ۲۰۰۹ الی روز مرگ بتاریخ ۹ مارچ ۲۰۱۴ بحیث معاون حامد کرزی کار کرد.

عبدالحمید

 

مذاکرات بین‌الافغانی

 (مذاکرات میان پشتونهای ریشدار با پشتون های نکتایی پوش می باشد ؛ ودیگر ملیت های ساکن این سرزمین که مقتولین اصلی جنگ سازمانیافته هستند در این نشست هیچ نقشی ندارند ) ؛

بحث‌های داغ نشست صلح افغانستان چه خواهد بود؟

  • زینب محمدی
  • بی‌بی‌سی

منبع تصویر،REUTERS

توضیح تصویر،

نشست افتتاحیه مذاکرات صلح افغانستان روز شنبه برگزار شد

روز شنبه ۲۲ سنبله/شهریور مراسم افتتاحیه نشست صلح افغانستان برگزار شد. قرار بود گفت‌وگوهای بین‌الافغانی ده روز پس از امضای توافقنامه صلح طالبان و آمریکا آغاز شود؛ سندی که به تاریخ دهم حوت/اسفند سال گذشته امضا شد. اما رهایی زندانیان طالبان؛ پیش‌شرط طالبان برای آغاز این گفت‌وگوها، این روند را بیش از هفت ماه با تاخیر رو به رو کرد.

تبادله پنج هزار زندانی طالبان با یک هزار زندانی دولت از مواد اصلی سند صلح طالبان و آمریکا بود و قرار بود این کار هم در ده روز به انجام برسد اما عملی شدن آن به دلیل مخالفت‌های حکومت افغانستان ماه‌ها را در برگرفت اما سرانجام تکمیل شد.

گفت‌وگوهای صلح طالبان با آمریکا نیز حدود هجده ماه را در برگفت تا سرانجام به امضای این سند انجامید، به نظر می‌رسد بحث‌های اختلافی میان دولت و طالبان نیز به این زودی‌ها قابل حل نباشد.

در چند ماه گذشته جسته و گریخته طرفین بارها موضوعاتی را که نقاط اختلافی‌شان را برجسته می‌سازد، تکرار کرده و قرار است بر سر حل این موضوعات هیات‌های دو طرف گفت‌وگوها را سر از روز دوشنبه آغاز کنند.

امارت یا جمهوریت؟

مهمترین بحثی که بارها از سوی مقام‌های حکومتی مطرح شده بحث نظام آینده در افغانستان است. مقام‌های حکومت بارها به حفظ نظام جمهوریت تاکید کرده‌اند.

محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان پیش از این بارها حتی در کارزارهای انتخاباتی خود تاکید کرده که حاضر نیست در گفت‌وگوهای صلح بر سر جمهوریت معامله کند.

منبع تصویر،REUTERS

توضیح تصویر،

هیأت مذاکره کننده طالبان

حکومت همچنین بارها گفت که امارت طالبان دیگر قابل برگشت نیست. آنچه که به نظر می‌رسد بسیاری از اعضای جامعه جهانی نیز حامی آن هستند.

در قطعنامه‌ای که شورای امنیت سازمان ملل متحد در حمایت از توافقنامه صلح آمریکا و طالبان منتشر کرده بود، آمده که “این نهاد امارت اسلامی افغانستان را به رسمیت نمی‌شناسد و شورای امنیت سازمان ملل متحد از بازگشت امارت اسلامی حمایت نمی‌کند.”

زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان نیز پیش از این گفته بود که روی کار آمدن امارت اسلامی برای آمریکا قابل قبول نیست و آنها طرفدار حکومتی هستند که مطابق مذاکره و گفتمان به میان آید.

عباس استانکزی، از مذاکره کنندگان ارشد طالبان سال گذشته در مورد قبول روند دموکراتیک از سوی طالبان گفته بود: “نمی‌توانم چیزی بگویم… انواع مختلفی از حکومت‌ها در افغانستان آزمایش شدند. بعضی از مردم دستگاه امارتی را می‌خواهند بعضی‌ها ریاست جمهوری… هر سیستمی که اکثریت مردم در آن مشمول باشند و در گفت‌وگوها طرفدار داشت، طالبان قبول خواهند کرد.”

اما در آخرین پیام هبت الله آخوند زاده، رهبر گروه طالبان که حدود دو ماه پیش منتشر شده بود، با اشاره به گفت‌وگوهای صلح گفته شده بود، این گروه به آستانه حاکمیت نظام اسلامی در افغانستان رسیده است.

جعفر مهدوی، دبیر کل حزب ملت می‌گوید که آجندای هر دو طرف در گفت‌وگوهای صلح بسیار “سفت و سخت” خواهد بود.

به گفته او، در قدم نخست دولت احتمالا بر آتش بس سراسری تاکید خواهد کرد و طالبان روی تغییر نظام و حاکمیت نظام سیاسی مبتنی بر شریعت بحث خواهند کرد که از مجرای تغییر حکومت و روی کار آمدن حکومت موقت امکان پذیر خواهد بود.

به باور او، “بدون اجماع منطقه‌ای و فشار جامعه جهانی به خصوص آمریکا رسیدن به نقطه مشترک برای هر دو طرف اگر غیر ممکن نباشد، بسیار دشوار خواهد بود.”

جامعه جهانی نیز از جمله اتحادیه اروپا و آمریکا نیز اعلام کرده است آینده کمک‌های مادی و سیاسی آنها به افغانستان وابسته به دستاوردهای گفت‌وگوهای صلح خواهد بود.

منبع تصویر،REUTERS

توضیح تصویر،

هیأت مذاکره کننده دولت افغانستان

قانون اساسی افغانستان

طالبان حدود دو سال پیش در یک نشست در مسکو گفته بودند که برای این گروه قانون اساسی کنونی افغانستان اعتبار ندارد و این سند از سوی کشورهای غربی بر مردم این کشور تحمیل شده است و باید این قانون با معیارهای اسلامی و ارزش‌های افغانی پس از خروج نیروهای خارجی تدوین شود.

در اواخر سال ۱۳۹۶ ، محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان نقشه راهی را برای صلح در نشست پروسه کابل اعلام کرد.

او در این نقشه راه اعلام کرد که حاضر است بدون هیچ پیش‌شرطی با طالبان گفت‌وگوهای صلح را آغاز کند در حالی که پیش از این رهبران افغانستان بر قبول قانون اساسی از سوی این گروه به عنوان یک پیش‌شرط برای صلح تاکید داشتند.

آقای غنی در این نقشه راه گفت که حاضر است تعدیل قانون اساسی را مطابق احکام آن بپذیرد اما بر تامین حقوق و مکلفیت‌های اتباع به ویژه زنان تاکید کرد.

رئیس جمهوری افغانستان بارها تاکید کرده که در گفت‌وگوهای صلح دستاوردهای سالهای گذشته و حقوق و آزادی‌های شهروندان به خصوص زنان خطوط سرخی هستند که از آنها نخواهند گذشت.

حقوق زنان

زنان در سالهای حاکمیت طالبان از بسیاری از حقوق‌شان محروم بودند حق تحصیل و کار را نداشتند، حتی نمی‌توانستند به تنهایی گشت و گذار کنند و مکلف به پوشیدن حجاب اجباری (چادری) بودند.

از زمان مطرح شدن صلح با طالبان، بازگشت این گروه نگرانی‌های زیادی را برای زنان به میان آورده که مبادا بار دیگر از حقوق و آزادی‌های‌شان محروم شوند.

منبع تصویر،SECPOMPEO

توضیح تصویر،

اعضای ارشد گروه طالبان

زنان بارها این نگرانی خود را مطرح کردند. به تازگی کمیسیون حقوق بشر، جامعه مدنی و امور زنان مجلس نمایندگان و گروه پارلمانی زنان افغانستان نامه‌ای را به کنگره آمریکا فرستادند و گفتند که از روند صلح نگران هستند.

آنها تاکید کردند که توافق با طالبان نباید به قیمت از دست دادن هیچ یک از ارزش‌های حقوق بشر، حقوق زنان، آزادی بیان، حقوق اقلیت‌ها ومشارکت های سیاسی و مدنی همه اقشار جامعه تمام شود.

طالبان اما اکنون تاکید دارند که آنها علیه حقوق زنان نیستند و از حقوق آنها با ملاحظاتی مثل “مطالبق ارزش‌های اسلامی” یاد می‌کنند.

در پیام عید فطر رهبر طالبان نیز در پاسخ به نگرانی شماری از نظام آینده این گروه پس از پایان جنگ، گفته بود او اطمینان می‌دهد که که در این نظام پالیسی انحصار طلبانه وجود ندارد و حقوق همه اعم از زن و مرد تامین خواهد شد اما او بر رعایت شریعت اسلام در این نظام تاکید کرده بود.

آزادی بیان و رسانه‌ها

در چند سال گذشته بارها خبرنگاران و کارمندان رسانه‌ها هدف حملات مخالفان مسلح قرار گرفتند. طالبان مسئولیت شماری از آنها را به عهده گرفته است.

اگرچه مقام‌های حکومتی می‌گویند در گفت‌وگوهای صلح آزادی بیان و رسانه‌ها معامله نمی‌شود اما فعالان این عرصه نیز نگران از دست دادن دستاوردهای‌شان با بازگشت طالبان اند.

نهاد نی، حمایت کننده رسانه‌های آزاد افغانستان به تازگی وضعیت دسترسی به اطلاعات را در افغانستان بحرانی خواند.

مسئولین این نهاد ادعا کردند که ممکن در پشت پرده این وضعیت یکی از سناریوها، تلاش حلقاتی در حکومت برای خشنود ساختن طالبان و راضی کردن آنها در گفت‌وگوهای صلح باشد.

آتش بس و سرنوشت ارتش افغانستان و جنگجویان طالبان

حدود یک و نیم سال پیش گزارش‌هایی از خواست طالبان برای منحل شدن ارتش افغانستان پس از به میان آمدن صلح در شماری از رسانه‌های افغانستان منتشر شد، چیزی که بعدتر این گروه گفت هدفشان تغییر وظایف ارتش بوده نه منحل کردن آن.

آن زمان سرور دانش، معاون دوم ریاست جمهوری نیز در نشستی گفت که طالبان در تلاش تضعیف روحیه سربازان افغانستان هستند و “آرزوی انحلال ارتش افغانستان را با خود به گور خواهند برد”

منبع تصویر،SECPOMPEO

توضیح تصویر،

مقام‌های ارشد دولت افغانستان که در این نشست شرکت کرده بودند

آنطرف میدان جنگ سرنوشت جنگجویان طالبان نیز مبهم است.

گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان نیز یک بار در پیشنهادی که برای صلح با طالبان به حکومت کرده بود، از دولت خواسته بود که هزینه نیروهای نظامی این گروه چون پرداخت حقوق به آنها را به گردن بگیرد.

بی سرنوشت ماندن جنگجویان طالبان ازدلایلی است که شماری به این باورند که به همین اساس طالبان طرح آتش بس را پیش از رسیدن به نتایج گفت‌وگوهای صلح نمی‌پذیرد.

آتش بس نیز از موضوعات جنجالی در گفت‌وگوهای صلح خواهد بود. موضوعی که حکومت وهمکاران بین‌المللی اش حتی پیش از آغاز گفت‌وگوها خواهان آن شده اما طالبان بارها گفته در این مورد در جریان گفت‌وگوها تصمیم گرفته خواهد شد.

ظاهر عظیمی از کارشناسان نظامی می‌گوید که سرنوشت قوای امنیتی افغانستان از دشوارترین موضوعات مورد بحث در گفت‌وگوهای صلح خواهد بود.

به باور او، ممکن طالبان بحث ادغام نیروهای خود و نیروهای امنیتی را آنهم به گونه‌ای که در توازن، حضورشان حفظ شود، مطرح کنند.

آقای عظمیمی همچنین می‌گوید برای حکومت بحث جمهوری و نیروهای امنیتی قابل بحث نخواهد بود اما طالبان با دست بالا در گفت‌وگوها حضور خواهند داشت زیرا تاکنون هر امتیازی که خواستند به دست آوردند.

 

افزایش’ حملات طالبان همزمان با آغاز نخستین نشست ‘مذاکرات بین‌الافغانی’ صلح

منبع تصویر،MESHRANOJIRGAA

توضیح تصویر،

مجلس سنای افغانستان وزیر دفاع را در جلسه استماعیه فرا خوانده بود

وزارت دفاع افغانستان می‌گوید که در یک شبانه روز گذشته، طالبان حملات‌ بر مواضع نیروهای امنیتی افغانستان را افزایش داده است.

اسدالله خالد، سرپرست وزارت دفاع افغانستان امروز (یکشنبه ۲۳ سنبله/شهریور) در جلسه استماعیه مجلس سنا (مشرانو جرگه) افغانستان گفت که طالبان در ۲۰ ولایت حمله تهاجمی داشته در حالی که نیروهای دولتی حالت دفاعی داشته‌اند.

در این نشست مجلس سنا، سناتورهای افغان نیز گفتند که با توجه به مذاکرات صلح افغانستان که در قطر جریان دارد، جنگ نیز در بیش از نیمی از ولایت‌ها به شدت ادامه دارد.

طالبان می‌گویند که آنان “حمله متقابل” انجام داده‌اند.

جلسه امروز مجلس سنا با وزیر دفاع افغانستان به درخواست آقای خالد پشت درهای بسته ادامه یافت.

با شروع نخستین نشست دولت افغانستان و گروه طالبان برای مذاکرات صلح انتظار می‌رفت که با آغاز مذاکرات صلح خشونت‌ها کاهش یابد اما به گفته وزارت دفاع برعکس شده و امروز نیز کابل شاهد دو انفجار بود که دو غیرنظامی زخمی شدند.

عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی افغانستان نیز امروز در نشست خبری در دوحه گفت که مردم خواهان کاهش خشونت و آتش‌بس هستند.

منبع تصویر،MOD

توضیح تصویر،

تصویری که وزارت دفاع از ادامه خشونتها نشر کرده است

به نظر نمایندگان مجلس سنا افزایش درگیری‌ها، از جمله حمله به کاروان خودروهای امرالله صالح، معاون ریاست جمهوری افغانستان نشان می‌دهد که حلقاتی در بین طالبان وجود دارد که با تشدید جنگ‌ها و حملات مانع پیشرفت روند صلح ‌شوند که باید جلو آنان گرفته شود.

عبدالله قرلق، دبیرمجلس سنای افغانستان در این باره این نشست به بی‌بی‌سی گفت که سناتورها در طول ۴۵ روز رخصتی تابستانی وضعیت امنیتی را نابسامان دیدند و امروز نیز درباره مشکلات امنیتی سرپرست وزارت دفاع را استجواب کردند.

او گفت که سرپرست وزارت دفاع در این جلسه به سنا گفته که نیروهای ارتش افغانستان درحالت “دفاعی فعال” قرار گرفته‌اند و از حالت تهاجمی به خاطر مذاکرات صلح خارج شده‌است.

تجربه گذشته نشان داده که در زمان آغاز و ادامه مذاکرات صلح، طالبان به حملات خود افزوده‌اند.

مذاکرات صلح افغانستان؛ مطالبات طالبان، مواضع دولت و انتظارات آمریکا

روند صلح افغانستان طی دوازده سال اخیر

ساعت‌های پرابهام؛ پرونده‌ای که با اعدام نوید افکاری بسته نشد

فرنوش امیرشاهی

منبع تصویر،TWITTER@MASIHALINEJAD

توضیح تصویر،

عکسی از مقابل خانه نوید افکاری در شیراز

با اعدام نوید افکاری، پرونده او در دستگاه قضایی ایران بسته شد، اما ناگهانی بودن اجرای حکم این کشتی‌گیر ۲۷ ساله و ابهامات و تناقض‌های حقوقی، پرونده سوال‌های زیادی را باز کرده است.

مقام‌های دادگستری استان فارس اعلام کردند اجرای حکم اعدام، به “اصرار خانواده حسن ترکمان” برای قصاص بود. اما یکی از اقوام برادران افکاری می‌گوید “تا جایی که خانواده اطلاع دارند،‌ خانواده مقتول در اجرای حکم حضور نداشته‌اند.”

به جز این، وکلا و برادران افکاری هم از اجرای حکم اعدام بی‌اطلاع بوده‌اند.

به گفته یکی از نزدیکان خانواده نوید افکاری، او ساعت ۱۱:۳۰ دقیقه جمعه شب با برادرش تماس گرفته و خبر داده که به آنها گفته‌اند قرار است به تهران منتقل شوند.

اما ظاهرا این آخرین تماس او با خانواده‌اش بود. حوالی ظهر شنبه، به آنها خبر دادند که او را در ماه محرم اعدام کرده‌اند.

مهدی محمودیان، فعال حقوق بشر در توییترش نوشته بود به همراه برادر نوید افکاری در هواپیما بودند تا عازم گفت‌و‌گو با خانواده مقتول شوند که به آنها تلفنی خبر اعدام را داده‌اند.

همان روز حسن یونسی، وکیل خانواده افکاری، در توییترش نوشت این حکم در شرایطی اجرا شد که قرار بود “جمعی از خیرین” شهر شیراز برای “جلب رضایت خانواده مقتول” به دیدار آنها بروند.

مطابق آئین‌نامه اجرای احکام مصوب رئیس قوه قضاییه، ۴۸ ساعت پیش از اجرای قصاص، این حکم باید به متهم و موکلان او ابلاغ شود، اما به روایت شاهدان و خانواده نوید افکاری، هیچ‌کدام از طرفین مطلع نشده‌اند.

یک شاهد عینی نزدیک به خانواده نوید افکاری به بی‌بی‌سی فارسی گفته که هنگام تحویل جنازه، به نزدیکان او فقط اجازه دادند صورتش را ببینند. به گفته این شاهد “بینی آقای افکاری شکسته بود.”

توضیح تصویر،

حبیب افکاری که پیگیر وضعیت برادرانش بود سه ماه بعد دستگیر و به ۲۷ سال زندان محکوم شد

حبیب و وحید کجا هستند؟

نزدیکان این دو برادر می‌گویند آنها در بندهای انفرادی زیرزمین زندان شیراز هستند و بعد از اعدام برادر کوچکشان تماسی با خانواده نداشته‌اند.

آنها در جریان اعتراض‌های مرداد ماه ۱۳۹۷ بازداشت شدند. نوید افکاری به اتهام قتل حسن ترکمان کارمند “حراست فیزیکی” اداره آبفای شیراز و محاربه به “دو بار اعدام” محکوم شده‌ بود. وحید افکاری هم به ۵۴ سال زندان و حبیب افکاری به ۲۷ سال زندان محکوم شده‌اند.

منبع تصویر،FARSNEWS

توضیح تصویر،

مراسم تشییع حسن ترکمان که نوید افکاری متهم به قتل او بود

نوید و وحید افکاری با انتشار چند فایل صوتی گفته بودند اعترافاتی که در طول دوران بازداشت از آنها گرفته شده، تحت شکنجه بوده است.

خبرگزاری‌های فارس و مشرق‌نیوز در سال ۹۷ نوشته بودند که آقای ترکمان “یکی از نیروهای امنیتی حاضر در تجمعات” شیراز بود.

ابهامات قانونی سه پرونده نوید افکاری چیست؟

نوید افکاری فرنگی‌کار شیرازی به جز اتهام قتل حسن ترکمان، در اواسط سال ۹۸ با یک پرونده جدید به اتهام محاربه روبرو شد که هنوز در دیوان عالی کشور تعیین شعبه و بررسی نشده است.

در این پرونده او و برادرانش به “تشکیل دسته معاند” و”سرقت و نگهداری اموال مسروقه” متهم شده‌اند.

به جز این، نوید افکاری با پرونده سومی هم در شعبه ۱۱۶ دادگاه کیفری شیراز روبرو بود که با شکایت شاکیان خصوصی به اتهام ضرب و شتم در جریان اعتراض‌های مرداد سال ۹۷،‌ تقاضای دیه شده بود.

مطابق قانون، پیش از اجرای حکم قصاص،‌ پرونده‌ای که به دیوان عالی کشور رفته، باید تعیین تکلیف شود.

بعلاوه در اجرای احکام، اصل بر جلوگیری از اجرای اعدام است، اما در پرونده برادران افکاری این موارد رعایت نشده است.

بیشتر بخوانید:

شهودی که شکایتشان را پس گرفتند

نکته دیگر پرونده برادران افکاری، شهودی است که شهادت خود را پس گرفته‌اند.

بابک پاک‌نیا، وکیلی که پرونده را مطالعه کرده به وب‌سایت امتداد گفته “تعدادی از شهود، در دفتر اسناد رسمی ادعاهای خود را علیه برادران افکاری پس گرفتند. یکی از آنها گفته بود اظهاراتش درست نبوده و دیگری گفته بود نوید افکاری را برای اولین بار در دادگاه دیده‌ام.”

حسن یونسی، وکیل برادران افکاری نیز گفته بود یکی از شاهدان “پس از مدتی اعلام کرد که تحت فشار اقاریری [علیه برادران افکاری] داشته. در مرحله اعاده دادرسی ما اقرار این فرد را مبنی بر اینکه اظهاراتش تحت فشار بوده با مستندات به دیوان عالی کشور ارائه کردیم اما مورد پذیرش قرار نگرفت.”

داستان برادران افکاری از کجا شروع شد؟

نوید و وحید افکاری شهریور ۱۳۹۷ چند روز بعد از اعتراضات مرداد ماه بازداشت شدند. سه ماه بعد حبیب افکاری هم دستگیر شد.

تا زمان ارجاع پرونده آنها به دیوان عالی کشور، آنها وکیل تعیینی نداشتند.

وحید افکاری، در یکی از فایل‌های صوتی که از زندان فرستاد، گفته بود که وکیل تسخیری آنها هم در میانه دادگاه انصراف داده و “کسی هم جرات به عهده گرفتن وکالت” آنها را ندارد.

نوید افکاری از حمیدرضا جمشیدی اردکانی، وکیل تسخیری که قوه قضاییه گرفته بود، شکایت کرده بود. در فایل‌های صوتی که از دادگاه آنها در اختیار رسانه‌ها قرار گرفت، آقای افکاری شخصا از خودش دفاع می‌کند.

از خرداد ماه ۱۳۹۹ و همزمان با مراجعه خانواده به تعدادی از وکلا و فعالان حقوق بشر، به تدریج پرونده آنها خبری شد.

قتل یا پرونده‌سازی؟

قوه قضائيه، خبرگزاری‌های نزدیک به نهادهای امنیتی و تلویزیون ایران در چند هفته گذشته اصرار کرده‌اند که نوید با یک چاقو حسن ترکمان، مامور حراست آبفا را “کشته است”.

اما بهیه نامجو، مادر برادران افکاری در ویدئویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، گفته بود که “با شکنجه‌های سنگین” پسرانش را به اعتراف علیه یکدیگر مجبور کرده‌اند تا جایی که یکی از آنها در زندان دست به خودکشی زده است.

برنامه ۲۰:۳۰ تلویزیون ایران هم که با نهادهای امنیتی ارتباط نزدیک دارد، فیلمی را پخش کرد که در آن ماموران امنیتی نوید افکاری را به محل قتل بردند تا “اعتراف کند” چطور مقتول را “کشته است.”

استناد آنها، فیلم یک دوربین مدار بسته بود که نوید را در حال صحبت با موبایلش در محل قتل نشان می‌داد.

حسن یونسی، وکیل نوید افکاری در توییترش نوشته بود ویدئوی دوربین مداربسته که دادگاه بر اساس آن می‌گوید نوید افکاری این قتل را انجام داده، “مربوط به یک ساعت قبل از زمان قتل است.”

در فایل صوتی دادگاه نوید افکاری نیز او خواستار پخش این فیلم از سوی دادگاه بود و می‌گفت که از روز اول بازداشت “به بازپرس گفتم من آن لباس شخصی [که کشته شده] را نه می‌شناسم و نه حتی اسمش را شنیدم. ولی زیر شکنجه به خاطر نجات خانواده‌ام و به خاطر وحید تن به خواسته‌های آنان دادم.”

وحید و نوید افکاری بارها گفتند شکنجه شده‌اند. نوید افکاری در این دادگاه گفته بود گزارش پزشکی قانونی درباره شکنجه او موجود است و یک شاهد هم ضرب و جرح او را دیده.

با این حال دادگاه ادعای شکنجه و اصرار برای احضار شاهد را نپذیرفت.

توضیح تصویر،

نوید افکاری

انتقال به بند تنبیهی

بعد از انکار برادران افکاری و بازتاب بین‌المللی گسترده صدور احکام سنگین این سه برادر، این سه در ۱۵ شهریور از بند عمومی به بند تنبیهی منتقل شدند.

مهدی محمودیان، فعال مدنی که پیگیر پرونده آنها بود در توییترش نوشت که نوید افکاری در “تماس کوتاه” خود گفته که به همراه دو برادرش در یک محل نگهداری می‌شوند و در زندان کتک خورده‌ و باید به پزشک قانونی بروند.

در آخرین تماس نوید افکاری با خانواده‌اش، او همچنین گفته “۱۰ تا ۱۵ جای بدنم آسیب دیده و پزشکی قانونی برای رسیدگی آمده، عکس گرفته و بررسی کرده است.”

نوید افکاری در این تماس تلفنی از زندان عادل‌آباد شیراز، کسی که او را کتک زده را “خادم‌الحسینی، رئیس گارد زندان” معرفی کرده است.

هم‌اکنون خانواده افکاری از وضعیت دو پسر دیگر خود بی‌اطلاع هستند.

 

Updated: سپتامبر 14, 2020 — 4:35 ب.ظ