از ‘عذاب موقت جهنم’ تا عفو گالیله به خاطر انقلاب ایران؛ ماجراهای دین و فلسفه

 

از ‘عذاب موقت جهنم’ تا عفو گالیله به خاطر انقلاب ایران؛ ماجراهای دین و فلسفه

یاسر میردامادی پژوهشگر دینی

آقا میری در دی ماه ۱۳۹۷ خورشیدی با شکایت دادستان ویژه روحانیت تهران به خلع لباس دائم روحانیّت و نیز دو سال زندان محکوم شد، گرچه زندان او به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمد

در کنار زندگی شلوغ روزمرّه و به دور از چشم‌ِ همگان ماجراهایی در هزارتوی دین‌ و فلسفه در ایران و جهان رخ می‌دهد که شاید اثر مستقیم و سریعی بر زندگی‌مان نگذارند. وانگهی، ما که همه دین‌پژوه و فلسفه‌خوان نیستیم و حتی شاید از دور هم دستی بر آتش این امور نداشته باشیم. اما تجربه نشان داده که رخدادهای فکری ـــ به ظاهر ـــ بی سر و صدایِ دور و برمان می‌توانند در میان یا دراز مدّت اثر ماندگاری بر زیست جمعی‌مان‌ بگذارند.

در صفحه ماهانه ماجراهای دین و فلسفه” به رخدادهایی می‌پردازیم که گرچه اکنون در حال نواخته شدن در ایران یا جهان اند صدای‌شان شاید بعداً به گوش برسد. این رخدادها می‌تواند نشر کتاب، مقاله‌ یا مجلّه‌ای باشد، می‌تواند سخنرانی، مناظره، گفت‌وگو یا نزاعی فکری باشد یا پی‌جویی متفکّری، ره‌گیری گرایشی و یا روایت موجی مجازی باشد که حول موضوعی در دین یا فلسفه رخ داده است.

۱. “عذاب موقت جهنم

سید حسن آقامیری، متولد ۱۳۵۸ خورشیدی، روحانی تهرانی ساکن قم است که سخنرانی‌های انتقادی او واکنش‌های بسیاری برانگیخته است. منبرهای او معمولا به صورت برخط (آن‌لاین) از صفحه‌ شخصی او در اینستاگرام پخش می‌شود که نزدیک به سه میلیون دنبا‌ل‌کننده (فالوئر) دارد.

او، به گفته خودش، از حوزه علمیه شهریه (حقوق ماهانه) نمی‌گیرد و بیمه درمانی حوزه هم نیست. استقلال مالی او از حوزه به این روحانی اجازه داده است که هم در موضوعات اجتماعی آزادانه انتقاد کند و هم در موضوعات عقیدتی دیدگاه‌های متفاوتی ابراز کند. با این حال، این کار بی هزینه نبوده است. او در دی ماه ۱۳۹۷ خورشیدی با شکایت دادستان ویژه روحانیت تهران به خلع لباس دائم روحانیّت و نیز دو سال زندان محکوم شد، گرچه زندان او به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمد.

این محکومیت به محبوبیت او افزود؛ به طوری که حالا او بدون ردا و دستار و گاه با پیراهن آستین کوتاه و شلوار جین به منبرهای حضوری و مجازی‌اش ادامه می‌دهد. او علاوه بر انتقاد از اوضاع اجتماعی، که همیشه یک سرِ آن مستقیم یا غیر مستقیم به حاکمیّت بازمی‌گردد، در منبرهای خود بر “رحمانیّت” و “بخشش” خداوند پای می‌فشرد و منتقد گرایش‌های عقیدتی‌ای است که تصویری خشن و به قول او “داعشی” از خدای اسلام ارائه می‌کنند، گرایش‌هایی که بر عذاب “جاودان” الهی برای بدکاران در جهنم تأکید می‌کنند.

آقامیری در نقد چنین رویکردهایی، در سخنانی که جنجال‌برانگیز شد و بازتاب وسیعی یافت، گفت: “یه خدایی براتون درست کردند که ایستاده آدما رو آویزون کنه، بسوزونه، آب جوش بهشون بده بخورن. اینا چرندیاته که بهتون می‌گن”. منتقدان اما کوشیدند نشان دهند آن‌چه آقامیری “چرندیات” می‌خواند در آیات قرآن، روایات نبوی و احادیث امامان شیعه بارها آمده است. آقامیری همچنین “جاودانه” بودن عذاب جهنمی‌ها را به زیر پرسش کشید. از نظر او عذاب جهنمی‌ها “دائمی” نیست و اگر در آن دنیا هم توبه کنند عذاب‌شان می‌تواند پایان پذیرد، زیرا رحمت خدا بسا بیش از غضب او است.

پس از بازتاب وسیع سخنان آقامیری، ناصر رفیعی، یکی از سخنران‌های روحانی نزدیک به حکومت، او را به مناظره دعوت کرد. وی این دعوت را پذیرفت و مناظره در آخر خرداد ۱۳۹۹ خورشیدی برگزار شد. مناظره به صورت زنده (لایو) از اینستاگرام پخش شد و با آن‌که قبل از ظهرِ روزی کاری پخش می‌شد نزدیک به هفتاد هزار بیننده زنده یافت. شماری از کارشناسان این رخداد را نشانه اشتیاق جامعه به شنیدن بحث‌های فکری-عقیدتی در فضایی مساوی، متکثّر و نه چندان بسته دانستند. آن‌ها همچنین این رخداد را شکستی برای رادیو و تلویزیون دولتی ایران به شمار آوردند که با وجود امکانات انحصاری فراوان در برقراری چنین گفت‌وگوهایی چندان موفق عمل نکرده است.

در این مناظره، که در فضایی دوستانه و محترمانه برگزار شد، رفیعی استدلال کرد که ایده‌ “عذاب موقت” اولا “قبح” گناه را می‌ریزد و در نتیجه مخاطب را به گناه کردن سوق می‌دهد و دوم آن‌که خلاف عدالت الهی است. او پرسید اگر خداوند صدام را ببخشد خلاف عدالت رفتار نکرده است؟ رفیعی نتیجه گرفت که خداوند هم رحمت دارد و هم عذاب، و صفات الهی را باید با هم دید و نه آن‌که یکی را به ضرر دیگری برجسته کرد.

در پاسخ، آقامیری استدلال کرد که اصلا خدا آدمیان را عذاب نمی‌کند، بلکه نفس عمل زشت آدمیان ماهیت پلیدی دارد که در قیامت وقتی پرده‌ها برداشته شد باطن خود را به شکل آتش، چرک، خون و مانند آن نشان می‌دهد و دامن صاحب عمل را می‌گیرد. با این حال، او تأکید کرد گرچه در قرآن آیاتی وجود دارد که بر “خلود” در عذاب تأکید می‌کند، اما حتی اگر “خلود” را به معنای عذاب دائمی بگیریم گاهی در برخی آیات شرط مهمی آمده که می‌تواند فهم ما از موضوع را عوض کند: جهنمی‌ها خلود در عذاب دارند مگر این‌که خدا طور دیگری اراده کند (انعام: ۱۲۸؛ هود: ۱۰۷).

رفیعی در مقام پاسخ مایل نبود که احتمال بخشش گناه‌کاران در روز قیامت از سوی خدا را به طور قطعی رد کند، بلکه حتی روایاتی نقل کرد که بیشتر در تأیید دیدگاه آقامیری به نظر می‌رسید. با این حال، اِشکال او در این مرحله تنها این بود که چرا آقامیری بخشش خدا را با قاطعیّت بیان می‌کند. آقامیری اما بر”موقتی” بودن عذاب گناه‌کاران اصرار داشت و روایاتی نقل کرد که رحمت خدا چنان وسیع است که در روز قیامت حتی شیطان نیز به بخشیده شدن از سوی خداوند امیدوار است. او سپس به دیدگاهی الهیاتی‌ اشاره کرد که بر اساس آن اگر خدا خلاف وعده‌اش عمل کند خلاف عدالت رفتار کرده است، اما اگر خلاف وعید (تهدید) خود عمل کند خلاف عدالت رفتار نکرده است. این بدان معنا است که اگر خداوند آدم‌های خوب را بهشت نبرد، خلاف عدالت رفتار کرده است زیرا پیشتر به آن‌ها وعده بهشت داده است. اما اگر خلاف وعید (تهدید) خود عمل کند و بدکاران را به جهنم نبرد یا تنها به شکل “موقت” به جهنم ببرد، از عدالت خدا کم نمی‌شود.

رفیعی در مقام پاسخ دیگربار تأکید کرد که تأکید “یک‌سویه” بر رحمت الهی به آدمیان “جسارت” گناه‌ کردن می‌بخشد و نیز بخششگری عام و شامل الهی را نمی‌توان با قطعیّت ادعا کرد.

Image captionرافائل می‌گوید بر اثر انقلاب پنجاه و هفتِ ایران در اذهان عمومی غربی‌ها دین با «افراط‌گرایی» و «خشک‌مغزی» مترادف شده بود و تفاوتی میان اسلام و مسیحیت هم احساس نمی‌شد، زیرا تاریخ مسیحیت از چنین «افراط‌گرایی»‌هایی خالی نبود. کلیسای کاتولیک با اعاده حیثیت از گالیله کوشید خود را متفاوت از انقلابی‌های مسلمان حاکم بر ایران نشان دهد که عملکردشان خاطره کلیسای کاتولیک قرون وسطی را زنده کرده بود

۲. عفو گالیله به خاطر انقلاب ایران

کورسِرا (coursera)، که بستری جهانی برای آموزش مجازی است، دوره‌‌ آموزش همگانی در باب نسبی‌انگاری برگزار کرده است. این دوره را آنالیزا کولیوا استاد فلسفه‌ دانشگاه کالیفرنیا اِرواین در امریکا ارائه می‌کند. کولیوا متخصص نسبی‌انگاری است و البته منتقد آن.

نسبی‌انگاری دیدگاهی فلسفی با تاریخی دراز است که می‌گوید حقیقت مطلق وجود ندارد و هر کس حقیقت خود را دارد، حقیقت‌هایی که متنوع و حتی متناقض اند. مهم‌تر آن‌که از دیدگاه نسبی‌انگاران معیاری عام و شامل برای داوری در مورد حقایق متکثر و متناقض وجود ندارد. نسبی‌انگاری انواع مختلفی دارد، مانند نسبی‌انگاری در صدق، نسبی‌انگاری معرفتی و نسبی‌انگاری اخلاقی.

در بحث از نسبی‌انگاری معرفتی، سخن از نزاع علم و دین هم به میان می‌آید. فصلی معروف از این نزاع مربوط به گالیله است، ریاضیدان، فیزیکدان، اخترشناس و مخترع سرشناس ایتالیایی و یکی از پدران علم مدرن. گالیله فرضیه زمین‌مرکزی، زمین‌ایستایی و گردش خورشید به دور زمین را ردّ کرد. این رأی اما او را با ارباب کلیسا وارد درگیری مستقیم کرد. ارباب کلیسا بر اساس تفسیر تحت اللفظی از کتاب مقدس به زمین‌مرکزی، زمین‌ایستایی و نیز گردش خورشید به دور زمین باور داشتند. این کشاکش از سال ۱۶۱۰ میلادی آغاز شد و کار به دادگاه کشید. گالیله در دادگاه از رأی خود دفاع کرد و استدلال کرد یافته‌های علمی او در تضاد با باورهای مسیحی نیست و کشفیات علمی می‌توانند به درک بهتر کتاب مقدس کمک کنند.

کلیسا اما آرای او را “باطل و گمراه‌کننده” خواند. در نهایت، گالیله به سال ۱۶۳۳ میلادی در دادگاه تفتیش عقائد محکوم شد. کلیسا تنها دو راه پیش روی گالیله نهاد: یا باید توبه‌نامه می‌نوشت و رأی علمی خود را پس می‌گرفت و یا در آتش می‌سوخت. گالیله مجبور شد توبه‌نامه‌ای خطاب به کلیسا بنویسد و رأی خورشیدمرکزی خود را پس بگیرد: “در هفتادمین سال زندگی‌ام در مقابل شما اربابان دین و دنیا به زانو درآمده‌ام و در حالی که کتاب مقدس را در آغوش می‌فشارم اعلام می‌کنم که ادعایم مبنی بر چرخش زمین به گرد خورشید ناشی از مستی بوده و سراسر اشتباه و دروغ است”. با این حال، او محکوم به حبس ابد شد، حکمی که بعداً به حصر خانگی تغییر یافت. او به مدت هشت سال در حصر خانگی بود که به مرگ او منتهی شد. گالیله در هفتاد و هشت سالگی در شمال ایتالیا درگذشت. تاریخ اما این رویداد را از یاد نبرد و رسوایی بزرگی برای کلیسای کاتولیک به دنبال آورْد.

گالیله در سال ۱۶۳۳ میلادی از سوی کلیسای کاتولیک به خاطر آرای علمی‌اش محکوم شد ولی تازه در سال ۱۹۹۲ میلادی بود که کلیسای کاتولیک رسماً از او اعاده‌ حیثیت کرد. در خلال این درس، از رنه رافائل استاد تاریخ علم در دانشگاه کالیفرنیا اِرواین، می‌پرسند چرا کلیسای کاتولیک حالا پس از سه قرن و نیم از گالیله اعاده‌ حیثیت کرد؟

رافائل می‌گوید یک علت آن انقلاب پنجاه و هفتِ ایران بود. بر اثر انقلاب پنجاه و هفتِ ایران در اذهان عمومی غربی‌ها دین با “افراط‌گرایی” و “خشک‌مغزی” مترادف شده بود و تفاوتی میان اسلام و مسیحیت هم احساس نمی‌شد، زیرا تاریخ مسیحیت از چنین “افراط‌گرایی”‌هایی خالی نبود. کلیسای کاتولیک با اعاده حیثیت از گالیله کوشید خود را متفاوت از انقلابی‌های مسلمان حاکم بر ایران نشان دهد که عملکردشان خاطره کلیسای کاتولیک قرون وسطی را زنده کرده بود.

کلیسای کاتولیک می‌خواست نشان دهد که از “افراط‌گرایی دینی” در تاریخ گذشته خود فاصله گرفته، پس به سراغ موردی بایگانی‌شده رفت. بلافاصله پس از انقلاب ایران به دستور پاپ ژان پل دوم، که آن موقع تازه به پاپی انتخاب شده بود، کارگروهی در داخل کلیسا، متشکل از الهی‌دانان، مورخان و دانشمندان، برای تحقیق در مورد محاکمه گالیله تشکیل شد. این کارگروه بعد از سیزده سال تحقیق به این نتیجه رسید که ارباب کلیسا نیّت بدی در محاکمه گالیله نداشته‌اند اما نادرست عمل کرده‌اند و محاکمه گالیله اشتباه بوده است.

پاپ در دو سخنرانی در سال ۱۹۹۲ میلادی رسماً پذیرفت که کلیسای کاتولیک در محاکمه گالیله اشتباه کرده است. جالب‌تر آن‌که پاپ این را هم پذیرفت که اصول گالیله در تفسیر کتاب مقدس، که از تفسیر تحت اللفظی فرا می‌رفت، درست‌تر از اصول تفسیری ارباب کلیسا در آن زمان بوده‌ است که بر تفسیر تحت اللفظی کتاب مقدس اصرار داشتند.