اخبار روز : ‘احضار رئیس خبرگزاری پژواک به دلیل ادعای قاچاق دستگاه‌های تنفسی غیرقانونی است’

احضار رئیس خبرگزاری پژواک به دلیل ادعای قاچاق دستگاه‌های تنفسی غیرقانونی است

  •    حق نشر عکسخبرگزاری پژواکImage captionآقای کروخیل گفت که احضار او از سوی مجلس نمایندگان غیرقانونی است و اگر شکایتی از عملکرد یک رسانه وجود داشته باشد، باید به کمیسیون بررسی شکایات و تخلفات رسانه ای مراجعه شود

نهاد نی، حمایت‌کننده رسانه‌های آزاد افغانستان احضار رئیس خبرگزاری پژواک به مجلس نمایندگان افغانستان را “غیرقانونی” و واکنش‌ امرالله صالح، معاون اول رئیس جمهوری را به گزارش پژواک “تلاشی برای خفه ساختن” آزادی بیان توصیف کرده است.

خبرگزاری پژواک گزارش داده بود که یک بازرگان افغان در تلاش است تا با خرید دستگاه‌های تنفس مصنوعی به سرقت رفته از وزارت صحت افغانستان، آنها را به کشور باز گرداند.

این گزارش همچنین مدعی شده بود که این ۳۲ دستگاه تنفس مصنوعی به افغانستان کمک شده بود و به پاکستان قاچاق شده است.

در گزارش پژواک آمده که قیمت این دستگاه‌ها که اخیراً از سوی همکاران دولت افغانستان کمک شده به صدها هزار دلار می‌رسد.

انتشار این گزارش سیلی از واکنش های کاربران افغان در شبکه‌های اجتماعی را به دنبال داشت که از وضعیت رقتبار بیماران مبتلا به ویروس کرونا و کمبود دستگاه‌های اکسیژن در بیمارستان‌های این کشور شکایت دارند.

حق نشر عکسNAI

اما امرالله صالح، معاون اول رئیس جمهوری افغانستان در یک واکنش طعنه‌‌آمیز در صفحه توییتر خود این خبر را جعلی خواند و نوشت: “هیچ دستگاهی از فهرست موجودی وزارت صحت و ولایات گم نشده است. هیچ یک. در دام دروغ ها و جعلکاری‌ها نیافتید. وقتی کسی میگوید دماغت را گربه برد، پیش از دویدن در پی گربه، ببین دماغت سرجایش هست یا نه، آرام باشید.”

نی نوشته که “این نوع واکنش نشان می‌دهد که دولت اراده‌ قاطع برای مبارزه با فساد نداشته و به نحوی می‌خواهد مانع نشر همچو گزارش‌ها شود و نگذارد از طریق رسانه‌ها چنین گزارش‌هایی منتشر شود.”

در خبرنامه نی آمده: “همچو واکنش‌ها از سوی حکومت باعث خواهد شد که سانسور به میان آید و آزادی بیان خفه ساخته شود.”

حق نشر عکسخبرگزاری پژواکImage captionگزارش تحقیقی خبرگزاری پژواکش در مورد ادعای قاچاق ۳۲ دستگاه تنفس مصنوعی وزارت صحت افغانستان به پاکستان

آقای کروخیل که دیروز در نشست کمیسیون صحت مجلس نمایندگان با حضور سرپرست وزارت صحت افغانستان صحبت می‌کرد، گفت تحقیق این گزارش مدت‌ها را در بر گرفته، اسناد و مدارک کافی برای درست بودن آن وجود دارد و او حاضر است این مدارک را به دادگاه با صلاحیت ارائه بکند.

او تاکید کرد که احضار او از سوی مجلس نمایندگان غیرقانونی است و براساس قوانین افغانستان اگر شکایتی از عملکرد یک رسانه وجود داشته باشد، باید به کمیسیون بررسی شکایات و تخلفات رسانه ای مراجعه شود.

بگذر از پست توییتر شماره از @VPdanesh

Sarwar Danesh@VPdanesh

 

 

در پاسخ به @VPdanesh

Afghan government leadership welcomes and supports research-based reports. However, any complaints against media outlets that publish such reports must be reviewed by the Media Violations and Complaints Commission.
3/3

۸

۱۷:۳۳ – ۴ تیر ۱۳۹۹

اطلاعات و حریم شخصی آگهی‌های توییتر

توییت‌های دیگر Sarwar Danesh را ببینید

 

پایان پست توییتر شماره از @VPdanesh

همچنین سرور دانش، معاون دوم رئیس جمهوری افغانستان به صورت تلویحی اقدام مجلس را در احضار آقای کروخیل غیرقانونی خوانده و گفته که هر نوع شکایات علیه رسانه‌ها باید از طریق کمیسیون بررسی تخلفات و شکایات رسانه‌ای صورت بگیرد.

آقای دانش همچنین نوشته که قرار است قانون رسانه‌های افغانستان تعدیل شود و این روند از طریق ایجاد یک کمیته فنی 12 نفری، برای تعدیل و مشاوره با تمام طرف‌های مرتبط پس از رسیدن به اجماع انجام خواهد شد.

 

 

 

 

حزب دمکرات کردستان ایران: هدایت عبد‌الله ‌پور تیرباران شده

حق نشر عکسHENGAW.NET

خانوادە هدایت عبداللە پور، زندانی کرد محکوم بە اعدام می‌گویند پس از ۴۴ روز بیخبری از سرنوشت او، دیروز چهارشنبه، ۴ تیر، ۲۴ ژوئن، مسئولان زندان گواهی فوت او را تحویل دادند.

به گزارش سازمان هه‌نگاو و به نقل از اعضای خانواده آقای عبدالله پور، او در روز دوشنبه ۲۲ اردیبهشت (۱۱ ماه مه) “در یکی از پادگان‌های اشنویه تیرباران شده است.”

حزب دمکرات کردستان ایران نیز با انتشار بیانیەای “تیرباران” هدایت عبداللەپور از اعضای این حزب را تایید کردە است.

در گواهی فوت آقای عبدالله پور که به خانواده او تحویل داده شده، علت مرگ، “برخورد اجسام سخت و تیز” اعلام شدە است.

جسد آقای عبدالله پور به خانواده اش تحویل داده نشده و آنها از محل دفن فرزندشان بی‌اطلاع هستند. اجرای حکم اعدام هم بدون اطلاع وکیل و خانواده آقای عبدالله پور بوده است.

در پیگیری‌های خانواده، روز چهارشنبه ۲۱ خرداد، ابوبکر عبدالله پور، پدر هدایت به واحد اجرای احکام دادگستری ارومیه می‌رود و به او به طور شفاهی گفته می‌شود که حکم اعدام پسرش ۲۰ روز پیش اجرا شده است.

بنابه گزارش ها آقای عبدالله پور اهل اشنویه، تابستان سال ۹۵ بازداشت شد که نزدیک به دو ماه بعد از درگیری میان اعضای سپاه پاسداران و اعضای حزب دمکرات کردستان در روستای قره سقل در اطراف اشنویه بود.

او چند ماه بعد در یک شعبه دادگاه انقلاب به اتهام “معاونت بغی و عضویت در حزب دمکرات کردستان ایران” به اعدام محکوم شد.

بنابه گزارش ها هرچند این حکم بعدا در دیوان عالی باطل شد اما او دوباره در ۲۰ دی ماه ۱۳۹۶ در شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه به اعدام محکوم شده بود.

هدایت عبداللە‌پور متاهل بوده و دو فرزند بە نام های سیروان و کردستان دارد.

پیشتر ابوبکر عبدالله‌پور در یک فایل صوتی از مقامات جمهوری اسلامی و رئیس قوه قضائیه خواستار روشن شدن سرنوشت فرزندش و تحویل جنازه او شده بود.

او با اشاره به بیگناهی فرزندش گفته بود: “فرزندم را بخاطر یک لقمه نان ، برای سی هزار تومان پول اعدام کردید”

او در این فایل صوتی گفته بود: “از اینها که به خودشان می‌گویند جمهوری اسلامی، می‌خواهم که اسلام جای خودش، به انسانیت عمل کنند. اگر واقعا بچه مرا اعدام کرده‌اند، جای قبرش را، جنازه‌اش را به زنش، به مادرش بگویید.”

سازمان عفو بین‌الملل هم پیشتر با انتشار یک بیانیه “اعدام مخفیانه” این زندانی را محکوم کرده و از مقامات و مسئولان ایرانی خواسته بود که حقایق را درباره سرنوشت هدایت عبدالله‌پور و اعدام او روشن کنند.

 

 

آغاز رای‌گیری در مورد اصلاحات قانون اساسی روسیه

 

حق نشرعکس AFPImage captionبرای جلوگیری از ازدحام بیش از حد این رای گیری به مدت یک هفته انجام خواهد شد

در روسیه رای‌گیری در مورد اصلاحات قانون اساسی شروع شده است. نتیجه این رای‌گیری می‌تواند به ماندن ولادیمیر پوتین در قدرت برای شانزده سال دیگر منجر شود.

برای جلوگیری از ازدحام بیش از حد، این رای گیری به مدت یک هفته انجام خواهد شد. اگر این اصلاحات به تصویب برسد، به این معنی است که آقای پوتین می‌تواند دو دوره متوالی شش ساله دیگر پس از پایان دوره فعلی اش به عنوان رییس جمهوری روسیه باقی بماند.

بیشتر بخوانید:

دوره کنونی ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین در سال ۲۰۲۴ به پایان می رسد. آقای پوتین نگفته که آیا دوباره کاندیدای ریاست جمهوری خواهد شد. او گفته که در مورد این موضوع فکر می‌کند.

منتقدان آقای پوتین او را به دست زدن به کودتای قانون اساسی متهم می کنند و می‌گویند که با توجه به شرایط موجود در سرکوب مخالفان سیاسی و رسانه ها، احتمالاً نتیجه این رای‌گیری به نفع او خواهد بود.

حق نشر عکسEPAImage captionسخنرانی پوتین در میدان سرخ

این رأی‌گیری در حالی انجام می‌شود که موارد ابتلای به کرونا در روسیه در حال افزایش است.

پیش از این در روز چهارشنبه، روسیه جشن بزرگ روز پیروزی را با رژه ارتش در مسکو برپا کرد.

رژه ارتش و نیروهای مسلح روسیه در کناره رژه ارتش دیگر کشورها از جمله هند، در هفتاد و پنجمین سالگرد شکست آلمان نازی در برابر ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی سابق است. جنگ جهانی دوم بیش از ۲۰ میلیون کشته در اتحاد جماهیر شوروی برجا گذاشت.

این جشن قرار بود که در روز نهم ماه مه برگزار شود اما به دلیل شیوع کرونا به تعویق افتاده بود.

با این همه، در پی نزدیک شدن به انجام رای گیری بر سر تغییر و اصلاح قانون اساسی این کشور، برپایی این مراسم دوباره برنامه‌ریزی شد.

برای این جشن بزرگ، ولادیمیر پوتین می خواست که رهبران جهان در کنار او باشند تا در حالی که نیروهای نظامی با تجهیزاتشان در مقابل آنها رژه می رفتند او قدرت روسیه مدرن را به عنوان یک قدرت جهانی به رخ بکشد. اما شیوع کرونا این برنامه را به هم ریخت.

حق نشر عکسAFPImage captionکافه‌ها بازگشایی شدند

تعداد انگشت شماری از روسای دولت‌ها در این مراسم در مسکو شرکت کردند که بیشتر از جمهوری‌های شوروی سابق بودند.

سارا رینسفورد، خبرنگار بی‌بی‌سی در مسکو می‌گوید با وجود شیوع ویروس کرونا عموم مردم دستورالعمل تماشای مراسم از خانه از طریق تلویزیون را نادیده گرفتند و بسیاری برای تماشای مراسم در مرکز شهر ، روی پل ها و پیاده‌روها ایستادند و برای گرفتن عکس به طور فشرده در پشت ماموران پلیس جمع شدند.

هیچ کس هم برای متفرق کردن جمعیت اقدام نکرد. این مراسم همیشه با انگیزه برانگیختن بیشتر حس وطن‌پرستی انجام می‌شده و مراسم دیروز هم که تعداد زیادی از مردم را به خیابان آورده بود یک روز احساس خوب برای مردم بعد از چند ماه سختی بود و در واقع یادآور آنچه ولادیمیر پوتین نمایندگی می کند.

ولادیمیر پوتین استدلال می‌کند که انجام اصلاحات قانون اساسی که به وی اجازه می دهد دوباره کاندیدای ریاست جمهوری شود در واقع رای دادن به ثبات است و گمانه‌زنی‌ها در مورد اینکه چه کسی جانشین او در سال ۲۰۲۴ خواهد شد را از بین می برد.

 

 

ولادیمیر پوتین، تزار جدید روسیه و مردی برای تمام فصول؟

اوا اونتیوروسبی‌‌بی‌سی

حق نشر عکسGETTY IMAGESImage captionپوتین در برابر پرتره نیکولای دوم، واپسین تزار روسیه

روسیه بدون پوتین معنی ندارد.” این نظر معاون رئیس دفتر کرملین، کاخ ریاست‌جمهوری روسیه است، و میلیون‌ها شهروند روس که سال‌ها است ولادیمیر پوتین را به عنوان رئیس‌جمهوری یا نخست‌وزیر به قدرت بازمی‌گردانند، با آن توافق کامل دارند.

این اعتماد شاید بعد از برگزاری همه‌پرسی تغییر قانون اساسی روسیه که به پوتین اجازه خواهد داد برای دو دوره شش ساله دیگر نیز نامزد ریاست‌جمهوری شود، تجدید شود.

آقای پوتین ۶۷ ساله هیچگاه نگفته است که می‌خواهد بعد از پایان دوره فعلی قدرتش در سال ۲۰۲۴ از سیاست خداحافظی کند – و حالا دوران زمامداری او ممکن است تا سال ۲۰۳۶ تمدید شود.

همه‌پرسی یک هفته بعد از اجرای رژه روز پیروزی در میدان سرخ مسکو برگزار خواهد شد. این رژه که قرار بود به مناسبت هفتادوپنجمین سالگرد پیروزی در جنگ جهانی دوم و شکست آلمان نازی در ماه اردیبهشت برگزار شود، به خاطر همه‌گیری ویروس کرونا به تاخیر افتاد.

هدف از این نمایش نظامی تهییج احساسات وطن‌پرستانه در پایان قرنطینه بود که یک هفته زودتر به اتمام رسید. اما منتقدان می‌گویند که نیت اصلی سنگین کردن کفه ترازو به نفع آقای رئیس‌جمهوری بود.

حق نشر عکسGETTY IMAGESImage captionمردم روسیه پای صندوق‌های رای رفته‌اند که ممکن است نتیجه آن باقی ماندن پوتین در قدرت برای مدتی طولانی باشد

دلیل برگزاری همه‌پرسی چیست؟

حق نشر عکسAFPImage captionبیست سال می‌شود که پوتین در قدرت است

ولادیمیر پوتین در ژانویه ۲۰۲۰ طرح برگزاری همه‌پرسی به منظور ایجاد تغییر در قانون اساسی را پیشنهاد داد.

یکی از مسائل مهمی که قرار است به رای گذاشته شود، اجازه دادن به او برای نامزدی مجدد برای دو دوره ۶ ساله دیگر است.

این همه‌پرسی ابتدا قرار بود روز ۲۲ آوریل برگزار شود، اما به خاطر همه‌گیری ویروس کرونا به تاخیر افتاد.

رای‌گیری قرار است به منظور پیروی از دستورات مربوط به فاصله‌گذاری اجتماعی طی ۵ روز در سراسر روسیه برگزار شود، حتی در نقاطی که بیماری کووید-۱۹ بیداد می‌کند.

محدودیت‌هایی برای تعداد نفراتی که می‌توانند همزمان وارد شعبه رای‌گیری شوند در نظر گرفته شده است و بعضی از مناطق، از جمله مسکو، قرار است از سامانه‌های اخذ رای الکترونیکی استفاده کنند.

 

برنامه پوتین چیست؟

حق نشر عکسREUTERSImage captionوالنتینا ترشکوا، اولین زن فضانورد جهان و نماینده مجلس روسیه از اصلاحات مورد نظر پوتین حمایت می‌کند

روسیه در قرن بیست‌ویکم هیچ رهبری جز پوتین نداشته است.

روس‌ها تا به امروز شاهد انتصاب او به عنوان نخست‌وزیر (۱۹۹۹)، انتخاب او به عنوان رئیس‌جمهوری (۲۰۰۸-۲۰۰۰)، انتصاب مجدد به عنوان نخست‌وزیر (۲۰۱۲-۲۰۰۸) و انتخاب دوباره به عنوان رئیس‌جمهوری (۲۰۱۲) بوده‌اند.

او تا به امروز حرفی درباره شرکت مجدد در انتخابات نزده است، اما آن را تکذیب نیز نکرده است. به همین خاطر منتقدان او را به هموار کردن راه ماندن مادام‌العمر در قدرت یا حداقل تا ۲۰۳۶ متهم می‌کنند.

والنتینا ترشکوا، کیهان‌نورد سابق که حالا نماینده مجلس است و از حامیان سرسخت آقای پوتین، طرحی را ارائه کرده است که ادوار ریاست‌جمهوری او را “صفر می‌کند”، و به او اجازه می‌دهد تا مجددا نامزد شود. به نظر می‌رسد که حمایت عمومی نیز وجود دارد؛ بار آخری که او در سال ۲۰۱۸ سراغ صندوق رای رفت، بیش از ۷۶ درصد آرای عمومی را به خود اختصاص داد.

سارا رینزفورد، خبرنگار بی‌بی‌سی در مسکو، می‌گوید که او این بار “تمام سعیش را کرد تا نسبت به پذیرش این طرح بی‌میل به نظر برسد و آن را به عنوان تقاضایی از پایین معرفی کرد.”

او در عین حال در سخنانش به عدم پیشرفت کافی روسیه و ناآمادگی کشور برای تغییر رئیس‌جمهوری اشاره کرده است.

سارا رینزفورد می‌گوید “خیلی‌ها مشکلی با این حرف نخواهند داشت. شاید خیلی از او خوششان نیاید، اما از او بدشان هم نمی‌آید. در نظر خیلی‌ها او رهبری قوی است که در برابر غرب ایستادگی می‌کند. صحبت‌های زیادی هم درباره نبود جایگزین شنیده می‌شود.”

پوتین چگونه تعویض‌ناپذیر شد

حق نشر عکسREX FEATURESImage captionپوتین یک مامور رده پایین ک‌گ‌ب (کمیته امنیت داخلی شوروی سابق) بود که در درسدن در آلمان شرقی کمونیست خدمت می‌کرد

شخصیت ولادیمیر پوتین در جریان روزهای پایانی جنگ سرد بین دو اردوگاه شرق و غرب شکل گرفت.

او وقتی به عنوان افسر کاگ‌ب در شهر درسدن آلمان شرقی خدمت می‌کرد، از نزدیک شاهد انقلاب‌های ۱۹۸۹ بود.

درماندگی ناشی از آن وقایع از دو منظر بر او تاثیر گذاشت: ترس از قیام‌های مردمی – که ناشی از مشاهده اعتراضاتی بود که به سقوط دیوار برلین و پرده آهنین منجر شد – و نفرت از خلاء قدرتی که در پی فروپاشی اتحاد شوروی در مسکو ایجاد شد.

او خود می‌گوید وقتی در دسامبر ۱۹۸۹ مقر کاگ‌ب در درسدن به محاصره جمعیتی خشمگین درآمده بود، تقاضای کمک کرد، اما مسکو در “سکوت کامل” فرو رفته بود.

او تصمیم گرفت که به تشخیص خود اسناد حساس را نابود کند: “اینقدر سند و مدرک سوزاندیم که کوره منفجر شد.”

به گفته بوریس رایشوستر، زندگی‌نامه‌نویس آلمانی پوتین، “اگر او در آلمان شرقی خدمت نکرده بود ما با پوتین و روسیه دیگری طرف بودیم.”

بالا رفتن از پله‌های قدرت

حق نشر عکسGETTY IMAGESImage captionروسیه، در قرن بیست و یکم تنها ولادیمیر پوتین را به عنوان رهبرش شناخته

پوتین بعد از بازگشت به زادگاه‌اش لنینگراد خیلی سریع به دست راست آناتولی سابچاک، شهردار این شهر، تبدیل شد.

پوتین هنگام خدمت در آلمان شرقی عضو شبکه‌ای بود که اعضایش با وجود از دست دادن مشاغل قبلی خود در موقعیت مناسبی برای پیشرفت شخصی و سیاسی در روسیه جدید بودند.

او روندی رو به رشد را طی می‌کرد، و حتی از سقوط سیاسی سابچاک نیز جان سالم به در برد و روابطش با نخبگان جدید روسیه را گسترش داد. به مسکو رفت، در سرویس امنیت فدرال روسیه پیشرفت کرد و در نهایت در کرملین مشغول به کار شد.

بوریس یلتسین در آن زمان رئیس‌جمهوری روسیه بود. دولت او موفق شده بود با کمک الیگارش‌هایی که در دوران گذار قدرت و ثروت خوبی به هم زده بودند مانع از به قدرت رسیدن حزب کمونیست شود.

تاجرانی چون بوریس برزوفسکی حامی جدی یلتسین بودند و همزمان با بازگشت صندوق رای به سیاست روسیه، به شکل‌دهندگان قدرتمند افکار عمومی تبدیل شدند.

بوریس یلتسین عاقبت ولادیمیر پوتین را در ۱۹۹۹ به عنوان نخست‌وزیر روسیه منصوب کرد.

رئیس‌جمهور اتفاقی

حق نشر عکسGETTY IMAGESImage captionدر سال ۱۹۹۷ بوریس یلتسین پوتین را معاون اداره ریاست جمهوری و در سال ۱۹۹۹ او را نخست وزیر روسیه کرد

اما رفتار یلتسین به مرور غیرمنتظره‌تر می‌شد، تا اینکه خیلی ناگهانی روز ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹ از مقام خود استعفا داد.

پوتین که از حمایت برزوفسکی و باقی الیگارش‌ها برخوردار بود، جایگاه مناسبی برای رسیدن به مقام ریاست‌جمهوری موقت داشت و سپس با پیروزی در انتخابات مارس ۲۰۰۰ مقام خود را رسمی کرد.

به نظر می‌رسید که الیگارش‌ها و اصلاح‌طلبانی که اعضای خانواده سیاسی یلتسین محسوب می‌شدند از انتخاب خود راضی باشند: مردی برای تمام فصول، ناشناس، و در عین حال کاملا منعطف.

اما پوتین در کمتر از سه ماه اختیار رسانه‌ها را در دست گرفت، حرکتی دگرگون‌کننده که الیگارش‌ها و قدیمی‌های کرملین را مات کرد. شبکه تلویزیونی مستقل ان‌تی‌وی تعطیل شد، به دفاتر رسانه‌های دیگر یورش برده شد و دیگر نمی‌شد گزارش‌های خبری را بدون موافقت دولت منتشر کرد.

صحنه داشت برای حکمرانی پوتین آماده می‌شد.

بریدن صدای مخالفان

حق نشر عکسGETTY IMAGESImage captionپوتین می‌خواهد با تلفیق ناسیونالیسم و قدرت نظامی، تصویر یک روسیه کبیر را به دست دهد

تسلط بر رسانه‌ها دو مزیت برای رئیس‌جمهور جدید داشت: برداشتن منتقدان قدرتمند از جایگاه نافذشان و شکل دادن به روایت، از جنگ چچن گرفته تا حمله‌های تروریستی مسکو.

این کار همچنین محبوبیت رئیس‌جمهوری را تثبیت کرد، تصویری خودساخته از روسیه و رهبرش عرضه کرد، و به تعیین دشمنان جدید کشور کمک کرد.

از آن زمان به بعد، روس‌های دور از مرکز فقط چیزی را تماشا می‌کردند که پوتین می‌خواست. از ۳ هزار شبکه تلویزیونی حاضر در روسیه، بیشترشان هیچ توجهی به اخبار نمی‌کنند، و گزارش‌های خبری بقیه نیز به شدت توسط دولت ممیزی می‌شود.

پیام به استان‌ها: “با من در نیفتید

حق نشر عکسGETTY IMAGESImage captionپوتین همه جا حضور دارد. عکس در گروزنی

پوتین به مرور سیاستمداران مورد اعتماد خودش را به عنوان استاندار انتخاب کرد و به این ترتیب بر ۸۳ استان روسیه مسلط شد. در سال ۲۰۰۴ نیز رای‌گیری محلی برای انتخاب استانداران را متوقف کرد و به جایش لیستی سه نفره به مجالس محلی داد تا یکی را به عنوان استاندار انتخاب کنند.

منتقدان او را به “لغو دموکراسی” متهم می‌کنند، با این حال استراتژی او جواب داد، مخصوصا در نقاطی چون چچن.

بروز موجی از اعتراضات دموکراسی‌خواهانه در سال ۲۰۱۲ به برگزاری مجدد انتخابات‌های محلی منجر شد، اما کنترل مستقیم پوتین با وضع محدودیت‌های جدید قانونی در آوریل ۲۰۱۳ تجدید شد.

رقص با لیبرالیسم، اما فقط در ظاهر

حق نشر عکسGETTY IMAGESImage captionآلکسی ناوالنی طی سال‌های گذشته یکی از منتقدان اصلی آقای پوتین بوده

روسیه بین سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۳ شاهد اعتراضات توده‌ای در مسکو و دیگر نقاط بود. خواسته اصلی معترضان اصلاحات دموکراتیک و برگزاری انتخابات سالم بود.

چنین اعتراض عظیمی از دهه ۱۹۹۰ به بعد در روسیه بی‌سابقه بود. هم‌زمانی این اعتراضات با بهار عربی و “انقلاب‌های رنگین” در کشورهای همسایه، خاطرات ۱۹۸۹ را زنده کرد.

اما این اعتراضات در نگاه پوتین ابزاری بودند برای ورود دولت‌های غربی به حیاط ‌خلوت روسیه. راه‌حل پوتین ایجاد تغییرات ظاهری در سبک بود و برای مدتی دست به آزمایش‌های لیبرالی زد: ابراز علاقه به تمرکززدایی سیاسی و وعده اختیارات اقتصادی بیشتر به استان‌ها.

عبارت “اصلاح” در همه سخنرانی‌های آن دوره حاضر بود، اما خیلی ادامه پیدا نکرد. به محض اینکه تهدید فروکش کرد، استراتژی هم عوض شد.

نمایش قدرت در کریمه و “خارج نزدیک

خلاء قدرت پس از انقلاب اوکراین فرصت تاکتیکی مناسبی به پوتین داد. تصرف برق‌آسای کریمه در فوریه ۲۰۱۴ بزرگترین پیروزی پوتین و ضربه‌ای تحقیرآمیز برای غرب بود.

روسیه توانست با تسخیر بخشی از یک کشور همسایه قدرتش را به رخ بکشد و دنیا هم فقط نگاه کرد.

به گفته تحلیلگران منطقه‌ای، پوتین می‌داند که روسیه برای رسیدن به اهدافش لازم نیست حتما ابرقدرت باشد. او به اندازه کافی برای گذاشتن چوب لای چرخ غرب و ناتو قدرت داشت – از آن لحظه به بعد، ابتکار عمل به دست او افتاد، و سیر وقایع و رابطه روسیه با غرب را او تعیین می‌کند.

کریمه بزرگترین پیروزی روسیه بود، اما اتفاقی مجزا نبود. پوتین سال‌ها است که دارد نفوذ روسیه را در “خارج نزدیک” افزایش می‌دهد – کشورهایی که در پی فروپاشی شوروی مستقل شدند و روسیه همچنان به عنوان منطقه طبیعی نفوذ خود به آن‌ها نگاه می‌کند.

استفاده از نقطه ضعف غرب: سوریه

حق نشر عکسGETTY IMAGESImage captionپوتین پس از الحاق کریمه به خاک روسیه در میدان سرخ مسکو سخنرانی کرد

پوتین کمال استفاده را از اختلافات غرب بر سر مسائل خارجی برد و ضعف طرف مقابل را به برتری خودش تبدیل کرد.

حمایت روسیه از دولت بشار اسد در سوریه مزیت‌های متعددی برای او داشت. از یک طرف متضمن عدم ایجاد یکپارچگی سیاسی در محدوده‌ای بود که برای ثبات خاورمیانه حیاتی است، و از طرف دیگر فرصتی بود برای آزمایش تسلیحات و تاکتیک‌های جدید نظامی.

این کار پیام محکمی هم برای متحدان تاریخی و تصمیم‌گیران در “خارج نزدیک” داشت: روسیه دوستان قدیمی خود را فراموش نمی‌کند.

تزار جدید روسیه؟

حق نشر عکسGETTY IMAGESImage captionپوتین در برابر بنای یادبود الکساندر سوم روسیه، پدر آخرین تزار در کریمه

پوتین در دوران حکومت خود ایده‌ای قدیمی را دوباره زنده کرده است: “جمع‌کننده اراضی روسی”، مفهومی فئودالی که سیاست‌های توسعه‌طلبانه روسیه را توجیه می‌کند.

اگر از این زاویه به مسائل نگاه کنیم، درک اهمیت زیادی که او برای کریمه و “خارج نزدیک” قائل است راحتتر می‌شود. بعضی از ناظران مسائل روسیه، مانند آرکادی اوستروفسکی، عقیده دارند که این روند حتی می‌تواند به خلق یک تزار مدرن منتهی شود: رهبری که فراتر از سیاست‌های حزبی است.

تصمیم او برای شرکت در انتخابات پیشین به عنوان یک نامزد مستقل را باید از همین منظر بررسی کرد.

فعلا به نظر می‌رسد که تردیدی در جایگاه ولادیمیر پوتین در روسیه وجود ندارد. اما بعد از پایان دوره‌اش در سال ۲۰۲۴ چه خواهد شد؟

پیشبینی آینده شاید غیرممکن باشد، اما پوتین قطعا می‌تواند برایش برنامه بچیند.

 

تایید’ حکم اعدام سه بازداشت‌شده در اعتراض‌های آبان

حق نشر عکسHRA NEWSImage captionکنشگران می گویند این سه نفر زیر فشار و شکنجه بوده اند.

مدافعان حقوق بشر در ایران گزارش داده‌اند که دیوان عالی کشور حکم اعدام سه تن از بازداشت‌شدگان اعتراض‌های آبان ماه سال ۱۳۹۸ را تائید کرده است.

هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، به نقل از یکی از وکلای پرونده، نام این محکومان به اعدام را امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی عنوان کرده است.

این بازداشت‌شدگان سوم اسفند ۱۳۹۸ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به اتهام‌هایی از جمله “مشارکت در تخریب و تحریق به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران” و “محاربه” به اعدام محکوم شده بودند. امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی در این دادگاه همچنین به “سرقت مسلحانه مقرون به آزار در شب” به تحمل زندان و شلاق محکوم شدند.

سازمان عفو بین الملل دهم سال گذشته، یک هفته پس از اعلام صدور حکم اعدام برای این متهمان سیاسی، با “به شدت ناعادلانه” خواندن محاکمه این افراد، خواستار لغو حکم شده بود.

در بخشی از این گزارش به نقل از منابع آگاه آمده که سعید تمجیدی و محمد رجبی به خانواده خود گفته‌اند بسیاری از اتهامات مطروحه “مانند اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق” ناروا بوده و “تحت شکنجه” چنین اقراری اخذ شده است. آنها تاکید کرده‌اند که “به هیچ وجه با هیچ گروهی در خارج از کشور ارتباط نداشتیم.”

رسانه‌های نزدیک به قوه قضائیه ایران درباره این خبر سکوت کرده‌اند.

پس از خبر هرانا، باشگاه خبرنگاران جوان وابسته به صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، به نقل از یک “منبع آگاه” در دیوان عالی کشور این گزارش را تکذیب کرد.

اما پس از آن، هرانا گزارش داد که در این باره باز با “منابع مطلع این پرونده از جمله یکی از وکلا” تماس گرفته و “منبع مطلع که به دلایل امنیتی خواست نامش منتشر نشود” دوباره بر صحت خبر تاکید کرده و گفته است: “این پرونده شرایط خاصی دارد، وکلا به شدت از اطلاع رسانی بر حذر شده‌اند.”

هرانا نوشته که وکلا “امیدوارند با کاستن از حساسیت‌ها، در مرحله واخواهی تغییری در این حکم ایجاد کنند.”

اعتراض‌های خیابانی آبان ماه در پی افزایش قیمت و سهمیه‌بندی بنزین در ایران برپا شد و به سرعت در بیش از ۱۰۰ شهر گسترش یافت. این اعتراض‌ها با سرکوب شدید نیروهای امنیتی و انتظامی روبرو شد. خبرگزاری رویترز به نقل از سه منبع آگاه در حکومت ایران، شمار کشته شدگان را دست‌کم هزار و ۵۰۰ تن گزارش کرد. مقامات ایران به گزارش واکنش نشان داده و آن را تکذیب کرده‌اند.

مجتبی ذوالنوری، رییس کمیسیون امنیت ملی دهمین دوره مجلس شورای اسلامی تعداد کشته‌های این حوادث را ۲۳۰ نفر اعلام کرده است. عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور هم تعداد کشته شدگان اعتراض‌های آبان ماه سال گذشته را ۲۰۰ تا ۲۲۵ تن اعلام کرده و تلویحا گفته بود که ۸۰ درصد به دست نیروهای دولتی و ۲۰ درصد با “سلاح های غیرسازمانی” کشته شده‌اند.

اگرچه هنوز شمار دقیق مجروحان و بازداشت‌شدگان روشن نیست ولی حسین نقوی حسینی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس پیشین شورای اسلامی شمار این افراد را حدود ۷ هزار تن اعلام کرده است.

استرداد از ترکیه به ایران باوجود درخواست پناهندگی

امیرحسین مرادی ۲۵ ساله، سعید تمجیدی ۲۷ ساله و محمد رجبی ۲۵ ساله که هر سه ساکن محله خزانه تهران هستند در روز ۲۵ آبان سال گذشته در تجمع اعتراضی محله ستارخان تهران شرکت کرده بودند. در گزارش هرانا آمده که پس از بازداشت امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی به همراه فرد سومی به نام شیما به ترکیه می‌گریزند. این افراد در مسیر شهر آنتالیا به دست یک راننده تاکسی به پلیس تحویل داده می‌‌شوند.

در این گزارش آمده که آنها ۵ دی ماه ۱۳۹۸ به شهر “آغری” در نزدیکی مرز ایران منتقل شده و ۲ روز بعد همراه با حدود ۳۰ شهروند دیگر از مرز بازرگان به ایران بازگردانده می‌شوند. این در حالی است که هر سه در ترکیه تقاضای پناهندگی کرده بودند. پس از بازداشت در ایران، شیما به طور موقت و به قید وثیقه آزاد شد. محمد رجبی و سعید تمجیدی به زندان مرکزی تهران بزرگ (فشافویه) منتقل شدند. محمد رجبی ابتدا به قید وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شده بود ولی پس از ۱۵ روز با احضار به دادگاه انقلاب، دوباره به زندان منتقل شد.

تائید حکم اعدام از سوی دیوان عالی کشور در حالی است که پس از فروکش کردن اعتراض‌ها، حسن روحانی در مقام رئیس دولت ادعا کرد که معترضان “دو سال برای کارهای خود برنامه‌ریزی کرده بودند”. رئیس جمهوری ۱۳ آذر سال سال گذشته گفت که “اعترافات” تلویزیونی کسانی که به صورت “سازمان‌یافته در این اغتشاشات آمده‌اند”، پخش خواهد شد.

 

 

گزارش دو سازمان حقوق بشری: صدا و سیما در یک دهه اعتراف اجباری دست‌کم ۳۵۵ نفر را پخش کرده

حق نشر عکسFIDH/JUSTICEFORIRANImage captionگزارش مشترک دو سازمان: ‘حکومت اورولی، صدا و سیمای جمهوری اسلامی به مثابه سلاح سرکوب جمعی’

دو نهاد مدافع حقوق بشر در گزارشی مشترک اعلام کرده‌اند که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در طول یک دهه گذشته “دست‌کم اعتراف‌های اجباری ۳۵۵ نفر” را منتشر و علیه ۵۰۵ نفر “محتوای افترا آمیز” پخش کرده است.

فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر در پاریس و سازمان عدالت برای ایران در لندن می‌گویند صدا و سیمای ایران با همکاری دستگاه‌های امنیتی وزارت اطلاعات و سازمان سپاه پاسداران به “ابزاری برای سرکوب گسترده” مردم ایران تبدیل شده‌اند.

عادل رحمان‌خان، دبیر کل فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر گفته است “زمان آن رسیده که جامعه بین‌المللی، برای توقف استفاده از اعترافات اجباری که منشا بسیاری از موارد جدی نقض حقوق بشر است، به ایران فشار آورد.”

در این گزارش از اتحادیه اروپا خواسته شده تا زمانی که حکومت ایران پخش اعتراف‌های اجباری را متوقف نکرده، ورود مقام‌ها و گزارشگران وابسته به صدا و سیما و همچنین فعالیت‌های آنها را در کشورهای اتحادیه اروپا به حالت تعلیق در آورد.

مرداد ماه پارسال، مازیار ابراهیمی که در “مستند کلوپ ترور” تلویزیون جمهوری اسلامی در سال ۱۳۹۱ به دست داشتن در قتل دانشمندان هسته‌ای “اعتراف” کرده بود برای خبرنگار بی‌بی‌سی توضیح داد که زیر شکنجه وزارت اطلاعات مجبور به بیان اعترافات ساختگی شده است.

سخنان آقای ابراهیمی درباره آنکه چطور او را وادار به اعتراف کرده‌اند در جامعه ایران بازتاب گسترده‌ای داشت تا جایی که گروهی از نمایندگان مجلس پیشین شورای اسلامی طرحی را برای “ممنوعیت پخش اعترافات از صدا و سیما و سایر رسانه‌های گروهی” ارائه کردند که البته هیچ گاه به تصویب نرسید.

Image captionپخش مصاحبه مازیار ابراهیمی، از متهمان پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای از بی‌بی‌سی فارسی که در آن گفت اعترافات پخش شده از او در صداوسیما همه با فشار و شکنجه بوده و واقعیت نداشته، واکنش‌های زیادی را در مجلس، دولت و دیگر نهادهای حکومتی ایران برانگیخت

بعضی از نکات گزارش مشترک دو نهاد حقوق بشری

  • برای تهیه برنامه‌ها از الگوهای مشخصی از شکنجه و رفتار تحقیرآمیز استفاده می‌شود؛ شامل شکنجه‌های شدید جسمی مثل شلاق، آویزان کردن، شوک الکتریکی تا شکنجه‌های روانی مانند اعدام ساختگی، تهدید به تجاوز
  • تحلیل شهادت قربانیان نشان می‌دهد که جریان ضبط اعتراف‌ها از ابتدا تا انتها بر اساس سناریوی از پیش‌نوشته و صحنه‌آرایی شده انجام می‌شود. شباهت توضیح قربانیان درباره کارگردانی، کنترل صحنه و ظاهر زندانیان نشان از رفتاری نظام‌بند برای ضبط اعترافات دارد
  • ایجاد حس ترس و دلسردی در جامعه مدنی، خاموش کردن صدی مخالف، مشروعیت بخشیدن به سرکوب و استفاده از محتوای برنامه برای محاکمه و جرم‌انگاری از اهداف اعتراف‌گیری است
  • تاثیر این برنامه‌ها به قربانیان آن محدود نیست بلکه خانواده و اعتبار آنان را هم هدف قرار می‌دهد. بیشتر قربانیان می‌گویند استفاده از اطلاعات خصوصی آنها زیان‌بارترین و از لحاظ روانی بدترین شکنجه بوده است

حق نشر عکسIRIBImage captionتصویری از اعتراف تلویزیونی زنی به نام فاطمه داوند شهروند کرد بوکانی در اعتراضات آبان ماه گذشته

محمد نیری از مدیران عدالت برای ایران می‌گوید: “در حالی که تلویزیون دولتی ایران پیوسته برنامه‌هایی را که محصول شکنجه و ارعاب است پخش می‌کند، گزارشگران صدا و سیمای جمهوری اسلامی آزادانه در اروپا سفر و فعالیت می‌کنند بی آنکه عواقبی متوجه آنها باشد.”

این دو نهاد در آستانه روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه در ۲۶ ژوئن، در بیانیه مشترکی از جامعه جهانی خواسته‌اند که پخش اعترافات اجباری، سرقت اطلاعات خصوصی و برنامه‌های افتراآمیز را به عنوان شکلی از شکنجه و رفتار ظالمانه به رسمیت بشناسد تا به این طریق، این تخلفات در محاکم قضایی بین‌المللی قابل پیگیری باشد.

در بیانیه دو سازمان گفته شده که برای تهیه این گزارش بیش از ۱۵۰ برنامه تلویزیون ایران بررسی شده و با شماری از قربانیان اعتراف‌های تلویزیونی مصاحبه تفضیلی شده است.

 

اوج گرفتن دوباره جنگ افغانستان در آستانه نشست بین افغانستانی صلح

ایرنا – دولت افغانستان از نزدیک شدن نشست بین افغانستانی صلح با طالبان سخن می‌گوید اما از طرف دیگر درگیری‌ها در استان‌های مختلف به شدت افزایش یافته و دو طرف از تلفات سنگین یکدیگر خبر می‌دهند.

دولت افغانستان پس از پایان سه روزه آتش‌بس با طالبان در روزهای عید سعیدفطر، گفته بود که این آتش‌بس با وجود عدم توافق به صورت غیررسمی ادامه می یابد اما واقعیت‌ خلاف آن را نشان می‌دهد و درگیری‌ها در مناطق مختلف این کشور به شدت افزایش یافته است.

هرچند دولت افغانستان زمان دقیق نشست بین افغانستانی صلح با طالبان را مشخص نکرده اما گفته که قرار است دور نخست این نشست در قطر برگزار شود.

در این حال درگیری‌ها بین نیروهای دولتی و طالبان در استان های بادغیس، فاریاب، جوزجان، بغلان، قندوز، تخار، پکتیا، غور، میدان وردک، غزنی، قندهار، زابل، «نیمروز» و شماری دیگر از استان‌های این کشور ادامه دارد که تلفاتی سنگین بر دو طرف وارد شده است.

طی دو روز گذشته تنها در استان‌های تخار، بغلان، جوزجان، نیمروز و کاپیسای افغانستان ۳۹ نظامی و غیرنظامی کشته و شمار دیگر هم زخمی شده اند.

منابع خبری افغانستان از شهرستان «قادس» استان بادغیس در شمال غرب این کشور نیز گزارش داده اند که در حمله طالبان دو سرباز پلیس کشته و چهار تن دیگر هم زخمی شده اند.

این منابع می‌گویند طالبان نیز در این رویداد تلفات داشته اند اما آمار دقیقی در دست نیست.

هفته گذشته طالبان حملات گسترده‌ای را بر شهرستان «اومنه» در استان جنوبی پکتیا آغاز کرد که در آن با متحمل شدن تلفات سنگین مجبور به عقب نشینی شدند.

وزارت کشور افغانستان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که در این حمله ۲۴ عضو گروه طالبان کشته و ۱۲ تن از آنها هم زخمی شده اند که اجساد تعدادی از آنها در میدان نبرد باقی مانده است.

چند روز پیش این گروه حملات تهاجمی گسترده‌ای را بر شهرستان «قیصار» استان فاریاب آغاز کردند که براساس گزارش لشکر ۲۰۹ ارتش در شمال افغانستان، در آن ۲۸ عضو طالبان کشته و تعدادی دیگر هم زخمی شدند.

همچنین مناطق مرکزی افغانستان نیز در این مدت شاهد نبرد بین نیروهای دولتی و گروه طالبان بوده است که براساس گزارش وزارت دفاع این کشور طالبان روز پنجشنبه بر شهرستان «تیوره» حمله کردند که در نتیجه «مولوی نصرالله انصاری» فرماندار خودخوانده طالبان برای این شهرستان با شماری از افراد خود در درگیری با نیروهای دولتی کشته شدند.

در این مدت شهرستان «پسابند» غور نیز شاهد نبرد سنگین بین جنگجویان طالبان و نیروهای دولتی بود که در آن طالبان پیشروی‌هایی داشته اند.

«جاوید فیصل» سخنگوی دفتر شورای امنیت ملی افغانستان هم با تائید حملات طالبان و درگیری بین جنگجویان این گروه و نیروهای دولتی گفته است که طی یک هفته گذشته ۴۲۲ نیروی دولتی در حملات طالبان کشته و یا زخمی شده اند.

فیصل که در یک کنفرانس مطبوعاتی در کابل با خبرنگاران صحبت می‌کرد، هشدار داد که ادامه این حملات روند صلح را متضرر خواهد کرد.

گفتنی است که پس از آتش‌بس روزهای عید دولت افغانستان و طالبان به ادامه کاهش خشونت‌ها به منظور پیشرفت در مذاکرات صلح، توافق کرده بودند. اما دیده می شود که طالبان به این تعهدات خود پابند نیست.

کابل پایتخت افغانستان در آخرین رویداد تروریستی روز گذشته شاهد انفجار خودرو حامل خانواده یک شاعر، مورخ و نویسنده افغانستان به نام «اسدالله ولوالجی» بود که در آن دختر، همسر، عروس و نوه اش جان باختند.

این حادثه بعد از ظهر دیروز جمعه در شهرستان «پغمان» کابل که یک محل تفریحی برای اهالی کابل است، رخ داد که براساس گزارش پلیس کابل بمب در خودرو حامل خانواده والوالجی جاسازی شده بود که در آن منفجر شد.

دولت افغانستان و گروه طالبان سه روز عیدسعیدفطر را آتش‌بس اعلام کرده بودند و با گذشت روزهای عید دولت افغانستان گفته بود که آتش‌بس اعلام نشده بین دو طرف برای آزادی زندانیان و فراهم کردن گفت‌وگوی بین افغانستانی صلح ادامه خواهد داشت اما براساس گفته دفتر شورای امنیت ملی این کشور، طالبان این آتش‌بس را نقض کرده و حملات خود را در استان های مختلف شدت بخشیده است.

روزنامه پاکستانی: پول های بی نام و نشان آمریکا در افغانستان

ایرنا – روزنامه پاکستانی «اکسپرس تریبیون» روز شنبه در گزارشی به نقل از یک سرلشکر بازنشته ارتش پاکستان، پول های بی نام و نشان آمریکا در میان گروه های افغانستان را بزرگترین عامل فساد و بروز خشونت ها در این کشور توصیف کرد.

«انعام الحق» سرلشکر بازنشسته ارتش پاکستان روز شنبه در مقاله‌ای با عنوان «افغانستان، شکست خشونت در برابر فساد» نوشت: آمریکایی‌ها که  از ۱۹ سال گذشته تاکنون مدعی تلاش برای پایان دادن به خشونت‌ها ، مبارزه با مواد مخدر و کمک به ثبات در افغانستان هستند ولی در عمل  زمینه ساز فساد  در این کشور بوده‌اند.

وی افزود: امروز مردم افغانستان از فساد و اختلاس به ستوه آمده‌اند، وضعیتی که آمریکایی‌ها از زمان یورش به این کشور آن را به وجود آوردند و هرگز به پیامدهای آتی آن توجهی نکردند.

وی گفت: با اینکه آژانس‌های امنیتی آمریکا از جمله ماموران سیا در کابل از پول‌های سیاه (غیرقانونی) کاملاً آگاهی داشته و می‌دانستند که برای چه اهدافی هزینه می‌شود، اما هیچ اقدامی برای جلوگیری از فساد نکردند.

این ستون نویس پاکستانی اظهار داشت: فساد از سوی آمریکایی‌ها به همه اقشار جامعه افغانستان سرایت کرد، حتی نیروهای آمریکایی و ناتو برای عبور امن از مسیرهایی که تحت کنترل گروه طالبان بود، میلیاردها دلار باج پرداخته‌اند.

وی گفت: پول‌های بی‌نام و نشان آمریکایی‌ها بین تمامی گروه‌ها در افغانستان تقسیم می‌شد و بیشترین عناصری که آن سود بردند سرکرده‌های گروه‌های مسلح و باندهای قاچاق موادمخدر بودند.

این کارشناس پاکستانی نوشت: ایالات متحده آمریکا به عنوان یکی از همدستان در زمینه‌سازی فساد در جامعه افغانستان مقصر است، اقدامی که آنان از مقیاس تبعات مضر آن بی‌خبر بودند.

وی افزود: آمریکایی‌ها در طول ۱۹ سال گذشته مدعی صرف هزینه ۹ میلیارد دلاری برای مهار تولید تریاک در افغانستان هستند اما نتیجه آن تا سال ۲۰۱۸ چیز دیگری را نشان می‌دهد که براساس آن ۸۲ درصد تریاک جهانی در افغانستان تولید شده است.

انعام الحق اظهار داشت: رویکرد آمریکا و ناتو باعث ترویج فرهنگ تحمل فساد در افغانستان شده که البته پاکسازی آن شاید تا چند نسل آینده طول بکشد اما در مجموع این وضعیت باعث از دست رفتن اعتبار آمریکا و کشورهای غربی شده است.

دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در گزارش تازه خود اعلام کرد که  تلاش‌های دولت افغانستان در راستای مبارزه با فساد نتوانسته تاثیر مثبتی بر زندگی افغان‌ها داشته باشد.

ریاست جمهوری افغانستان به تازگی در فرمانی ۶۸ کارمند و معاون وزارت دارایی افغانستان را به دلیل فساد ممنوع الخروج کرد اما دادستانی کل افغانستان گفته است که پرونده این افراد برای بررسی در اختیار آن‌ها قرار نگرفته است.

افغانستان طی ۱۹ سال گذشته با سرازیر شدن ده‌ها میلیارد دلار کمک‌های خارجی و حضور صدها موسسه بین المللی و توصیه‌های مدیریتی نهادهای خارجی باید به یک کشور مدرن و رو به توسعه  تبدیل اما با گسترش فساد ناشی از نداشتن  برنامه درست به یکی از فسادخیزترین کشورهای جهان مبدل شده است.

‌براساس گزارش سازمان شفافیت بین الملل، افغانستان در سال ۱۳۹۶ در فهرست فاسدترین کشورهای جهان شناخته شد بطوریکه در بین ۱۸۷ کشور جهان در رتبه ۱۸۴ قرار گرفت که به این ترتیب جایگاه سومین کشور فاسد جهان را به خود اختصاص داد.

ابراز نارضایتی سازمان ملل از مبارزه با فساد در افغانستان

ایرنا – سازمان ملل متحد تلاش‌های دولت افغانستان در امر مبارزه با فساد را ناکافی دانست و اعلام کرد که این روند تاثیر مثبتی بر زندگی افغان‌ها نداشته است.

دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در گزارش تازه خود گفته است که تلاش‌های دولت افغانستان در راستای مبارزه با فساد نتوانسته تاثیر مثبتی بر زندگی افغان‌ها داشته باشد.

«دبورا لاینز» نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد برای افغانستان گفته است که تلاش‌ها در امر مبارزه با فساد و آوردن اصلاحات به ویژه با وجود چالش های جدی و فرصت‌های کشور در بخش صلح و توسعه، باید از اولویت‌های کلیدی رهبری افغانستان باشد.

چهارمین گزارش سالانه یوناما با نام «مبارزه افغانستان علیه فساد» مقابله با فساد را بررسی کرده و برای حمایت از نهادهای افغانستان برای بهبود زندگی شهروندان این کشور تحلیل و پیشنهادهایی ارائه داده است.

این گزارش در مورد کاهش فعالیت‌های اصلاحی در بخش مبارزه با فساد در سال ۲۰۱۹ و شمار کم ابتکارات قانونی و راهبردی، نسبت به سال های گذشته توضیح داده و در باره عدم موفقیت راهبرد مبارزه با فساد نوشته است.

در گزارش آمده است که خلاءهای اداری ناشی از پیشرفت کند در راهبرد و تطبیق آن با ایجاد کمیسیون مستقل مبارزه با فساد، آنطوری که انتظار می رفت، رفع نشده است.

گزارش افزوده است که تلاش های قبلی دولت افغانستان در راستای مبارزه با فساد اداری نتوانسته تاثیر مثبتی بر زندگی شمار زیادی از افغان‌ها داشته باشد و گفته است، فساد هنوز هم به عنوان یکی از عمده‌ترین موانع بر سر راه تامین صلح و رفاه مدام در افغانستان، باقی مانده است.

نماینده سازمان ملل متحد در افغانستان اضافه می‌کند: با توجه به اینکه جامعه بین‌المللی با چالش‌های اقتصادی روبرو هستند که باعث کم شدن توجه آنها به افغانستان می گردد، به همین دلیل پیشرفت های بیشتر در تمام بخش های مبارزه با فساد، ضروری پنداشته می شود.

به باور وی افغانستان برای بدست آوردن کمک‌های جامعه جهانی نیازمند مقابله بیشتر با فساد است تا در کنفرانس پیش رو در مورد هماهنگی توسعه در ژنو، حمایت‌های ضروری بین المللی به افغانستان دوباره تمدید گردد.

سازمان ملل به افغانستان پیشنهاد کرده است که راهبرد بلند مدت و واقع بینانه را بر مبنای دستاوردهای گذشته ایجاد کند تا کمیسیون مبارزه با فساد با سرعت ایجاد شود، ظرفیت حاکمیت قانون در تحقیقات مرتبط با فساد و دستگیری‌های مربوط به آن، افزایش یابد.

این گزارش همچنان پیشنهاد می‌کند که بخش عدلی و قضایی، شفافیت و پاسخ‌دهی کارش را بهبود بخشد و به صورت مستقل قضایای فساد را قضاوت کند.

یوناما گفته که ملل متحد به پشتیبانی از افغانستان در جهت تطبیق وظایفش در مطابقت با کنوانسیون ملل متحد علیه فساد اداری که افغانستان در سال ۲۰۰۸ آن را پذیرفت، متعهد باقی می ماند.

اما کاخ ریاست جمهوری افغانستان در واکنش به این گزارش یوناما گفته است که مقابله با فساد در اولویت آنها بوده است.

صدیق صدیقی سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان در کنفرانس مطبوعاتی در کابل گفت که عملی‌سازی راهبرد بزرگ مبارزه با فساد، اصلاحات همه‌جانبه در نهادهای عدلی و قضایی، تطبیق برنامه ملی مالی کشور با اصل شفافیت و حساب‌دهی به مردم افغانستان و اصلاحات وسیع در نهادهای مختلف حکومت به‌ ویژه در وزارت دارایی از دستاوردهای حکومت در راستای مبارزه با فساد است.

او در ادامه افزود که حکومت افغانستان حاضر است نتایج تلاش‌ها و برنامه‌هایی که در امر مبارزه با فساد عملی شده‌ را با جامعه جهانی و مردم افغانستان شریک شود.

ریاست جمهوری افغانستان به تازگی در فرمانی ۶۸ کارمند و معاون وزارت دارایی افغانستان را به دلیل فساد ممنوع الخروج ساخته اما دادستانی کل افغانستان گفته است که پرونده این افراد برای بررسی در اختیار آنها قرار نگرفته است.

در این حال اکسپرس تریبیون در گزارشی آمریکا را عامل اصلی ترویج فساد در افغانستان خوانده است.

این گزارش نوشته است که رویکرد آمریکا و ناتو فرهنگ عمیق تحمل فساد را در افغانستان ایجاد کرد و سال‌ها زمان می برد تا این کشور این فرهنگ را از بین ببرد.

خبرگزاری آوا به  نقل از تریبیون نوشت بارنت روبین مشاور سابق وزارت امور خارجه و استاد دانشگاه در آمریکا به سیگار یا اداره بازرس ویژه آمریکا برای افغانستان گفته است: فرض اساسی این بود که فساد مشکل افغانستان است. حتی اگر چنین باشد آمریکایی‌ها این پول را آورده اند.

این گزارش افزوده است که آمریکا در دوران ملت سازی تحت ریاست جمهوری بوش، ۱۳۳ میلیارد دلار به افغانستان اختصاص داد، این کمک بیش از چیزی بود که افغانستان توانایی پذیرش آن را داشته باشد.

«گرت‌ برتولد» حساب‌داری که از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ در افغانستان خدمت کرده است، به تجزیه و تحلیل حدود ۳هزار قرارداد وزارت دفاع به ارزش ۱۰۶ میلیارد دلار پرداخت و نتیجه گرفته است که حدودا بیش از ۴۰ درصد این پول به جیب گروه طالبان، سندیکاهای جنایی یا مقامات فاسد افغان رفته است.

براساس این گزارش حتی بخشی از این پول‌ها با روشی بی سابقه برای خرید وفاداری و اطلاعات از جنگ‌سالاران، نمایندگان مجلس، فرمان‌داران و حتی رهبران مذهبی استفاده شد.

در گزارش آمده است که در ارتش و پلیس افغانستان نیز پول‌ها و دستمزدها برای سربازانی اختصاص یافته بود که وجود خارجی نداشتند.

براساس این گزارش، آمریکا و ناتو هزینه‌های بسیاری را  برای اهدافی که عملی نشده است در افغانستان هدر دادند، به گونه ای که حساب‌رس آمریکا نمی تواند در حساب های مربوط به جنگ تعادل ایجاد کند.

از پایتخت وحشت به کجا بگریزیم، به کی شکایت کنیم؟

جمهور : کشته شدن چهار عضو خانواده اسدالله ولوالجی؛ نویسنده و شاعر افغانستان با محکومیت و واکنش‌های گسترده‌ای از سوی مقام‌ها و شهروندان افغان روبرو شده است.
ارگ ریاست جمهوری به نقل از آقای غنی نوشته است که او از این “حادثه‌المناک شدیدا متاثر” شده است. آقای غنی این رویداد را “جنایت علیه ارزش‌های اسلامی و بشری” خوانده و از نیروهای امنیتی خواسته که این حادثه را به صورت همه جانبه بررسی کند.
چهار عضو خانواده‌ آقای ولوالجی عصر روز جمعه بر اثر انفجار یک ماین مقناطیسی در ولسوالی پغمان کابل کشته شدند. همسر، دختر، برادرزاده و همسر برادرزاده او مشمول قربانیان هستند.
تاکنون دلیل این انفجار مشخص نشده و وزارت داخله گفته که در این مورد تحقیق می‌کند.
هیچ گروهی مسئولیت این انفجار را بر عهده نگرفته‌است.
آقای ولوالجی نیز گفته که با کسی خصومت شخصی نداشته و نمی‌داند که چرا خانواده او هدف قرار گرفته‌است.
شماری از مقامات دولتی نیز در فیسبوک و توییتر این حادثه را محکوم و با آقای ولوالجی ابراز همدردی کرده‌اند.
این جنایت هولناک بنیان خانواده یک چهره سیاسی و فرهنگی مشهور و محترم را فروپاشید و او را در کهنسالی به مصیبتی هولناک گرفتار کرد که سنگینی آن هرگز قابل تصور نیست.
آقای ولوالجی نویسنده و فعال سیاسی منتقد است که جز خیرخواهی و صلح طلبی و تلاش برای تحقق ارزش های بنیادین انسانی، جرمی ندارد. او بدون تردید تاوان یک عمر مبارزه انسانی اش برای رهایی این وطن از چنگال دیوهای بی رحم جنگ و ناامنی و افراط گرایی و خشونت و بی عدالتی و ستم پرداخت کرد؛ مبارزه ای مقدس که هدف غایی وجدان های بیدار، اذهان آگاه و جان های آزاده ای چون اسدالله ولوالجی است.
اما آنچه ماه هاست در کابل؛ این پایتخت وحشت می گذرد، تنها قلب رؤوف و دل دردمند اسدالله ولوالجی را با دشنه زهرآلود نیازرده است، صدها خانواده دیگر هم تنها در عرض همین چند ماه اخیر در کابل، به سوگ سیاه از دست دادن عزیزان شان در خشونت های کور و بی رحم شهری از دست داده اند که هرگز میزبان مهربانی برای آنها نبوده است.
این وضعیت، عادی نیست. گویی هیچ حکومتی در کابل وجود ندارد. هیچ دستگاهی امنیتی، دغدغه امنیت و آرامش پایتخت نشینان را ندارد. هیچکس نمی داند دزد کیست، قافله کدام است. سررشته سرقت های مسلحانه، قتل های هدفمند و ترورهای سازمان یافته، هرگز شناسایی نمی شود. شکایت به دولت و پولیس هم بیهوده است؛ زیرا شاکیان یا وارد یک چرخه سرگیجه آور و چندلایه و گمراه کننده فساد و رشوه می شوند و در نهایت، به نقطه ممنوعه ای می رسند که اجازه ندارند از آنجا به بعد رد شکایت از دزدان و تبهکاران و آدمکشان و جنایتکاران را بگیرند.
چندی پیش، وزیر امور داخله رسما اعلام کرد که افراد و چهره‌های پرنفوذ از تبهکاران مسلح در کابل، به طور سازمان‌یافته حمایت می‌کنند. همین یک اشاره کوتاه کافی است تا دلیل تبدیل کابل به پایتخت وحشت و خشونت به خوبی آشکار شود.
مولوی های پرنفوذ را در مسجد و محراب می کشند، فعالان سیاسی و فرهنگی را با بمب و گلوله هدف می گیرند، مردم عادی اما همه روزه در کوچه و خیابان به خاطر پول و موبایل و ساعت، نقش زمین می شوند و جان می بازند. این تصویر وحشتناک از پایتخت کشوری است که میزبان هزاران هزار نیروی مسلح خارجی و صدها هزار نیروی امنیتی داخلی است.
دولت که گویی اصلا وجود ندارد، پس از هر ترور بحث برانگیز در فیسبوک و توییتر «محکوم» می کند و یا اگر خیلی تکان خورده باشد «کمیسیون» تشکیل می دهد؛ کمیسیونی که هرگز به هیچ سرانجامی نمی رسد. در خوش بینانه ترین وضعیت، وزارت داخله چند کمیته امنیتی را گرد هم می آورد تا یک طرح تازه امنیتی برای مهار خشونت های پایتخت را به بحث بگیرد؛ این در حالی است که این وزارت و درجه داران پرمدعای آن، هیچگاه به مردم و رسانه ها توضیح نمی دهند که طرح های پر سر و صدای قبلی به کجا رسید؟ چرا موفق نشد و چه تضمینی وجود دارد که طرح جدید بتواند کابل را به آرامش و ثبات برساند؟
مجموعه این رویدادها مردم را به دولت عمیقا بی باور کرده است. پس از هر مصیبت مرگبار، آنها با درماندگی و درد می پرسند از پایتخت وحشت به کجا بگریزیم به کی شکایت کنیم؟ وزارت داخله، پولیس نظامی کابل و دیگر نهادهای امنیتی، اعتماد و اعتبار خود را در نزد مردم از دست داده اند. در بسیاری از موارد، مردم حتی تصور می کنند که دست دزد و پولیس در یک کاسه است و شکایت بردن از دزد به دزد، کاری بیهوده است. این وضعیت، بار سنگین مصایب هولناکی را که هر روز جامعه بی پناه افغانستان را در شوک فرومی برد، سنگین تر می کند.
هرج و مرج، قانون شکنی، ناامنی و خشونت های جاری در کابل این روزها به سادگی با کابل سال های اول دهه ۷۰ قابل مقایسه است که در آن، در یک منطقه محدود چند نفر حکومت می کردند و هیچ قدرت مرکزی مسئولیت پذیر و پاسخگویی وجود نداشت.
با این حساب، فلسفه وجودی نهادهای عریض و طول امنیتی و مقام هایی که کرسی های بلند را اشغال کرده اند چیست؟ چرا هیچکس به دلیل وضعیت فاجعه بار جاری، محکوم و مجازات نمی شود؟

نسل کُشی تاجیک

 چرا از ھالوکاست ملّت تاجیک کسی نمی‌گوید؟ 

گزارشنامه افغانستان :  بر اساس نوشتة الیکسندیر اولیشویلی حالوکوست یا نسلکُشی، که بر ملّت تاجیک گذشته است، از بزرگترین نمونه‌های نسلکُشی در تاریخ به شمار می‌رود. جهان از نسلکُشی شدن قوم یهود همه روزه یاد می‌کند، از نسلکُشی شدن ارامنه با دست ترکان یاد می‌کند، از نسلکُشی شدن هندوان یاد می‌کند، امّا در هیچ کجا از نسلکُشی عظیمی، که تاجیکها شده‌اند حرفی نیست!

 در حالی، که کتب تاریخ، که مستقیماً در دوران نسلکُشی تاجیک و زمانهای نزدیک به آن نگارش یافته‌اند از بزرگترین فاجعه بشری، که ملّت تاجیک آن را تحمل کرده، نوشته‌اند!

 یعنی سند تاریخی کتبی فراوانی در دست است، که نسلکُشی تاجیک را به ثبوت می‌رساند.

 امّا این نسلکُشی را کس فریاد نخواهد زد، تا مادامی، که خود ملّت تاجیک، خوبرگان آن از سراسر ایرانزمین، خراسان بزرگ و حدود ورزرود نامگردان و مونقسیم شده به چند جماهیر آسیای میانه بسیچ نشوند!

 این نسلکُشی را کس دقّت نخواهد داد، تا مادامی، که در قلمرو خود تاجیکستان، در قلمرو ازبکستان، قرغیزستان، قزاقستان، ترکمنستان، افغانستان (خراسان) تا به حال تاریخ زدایی، فرهنگ زدایی، پارسی زدایی، تاجیک زدایی زیر برنامه‌های از پیش تعیین شده ی کشورهای ابرقدرت و از جمله پانترکیسم در حال حاضر گویا خاموش‌شده، ادامه‌ دارد.

 این نسلکُشی را در تاجیکستان کس فریاد نخواهد کرد، چون ادامه‌ آن را در جنگ شهروندی بر سرش آوردند و تا حال، با هزاران بهانه: “ افراطی” بودن، “ دیندار” بودن، “ تحریری” بودن، “ سلفی” بودن، “ وهابی” بودن، “ نهضتی” بودن، “ تیروریست ” بودن، “داعیشی” بودن ،. . و صدها “بودن ”-ی دیگر نسلکُشی تاجیک ادامه‌ دارد و با دست مقامات قدرتیش، با دست بی‌واسطه حکومتش!

 هنوز مدم درک نکرده‌اند، که از سر آنها بلای عظیم نسلکُشی در حال گذشتن است!

 دیهه-دیهه، ناحیه-ناحیه و شهر-شهر کُشتن تاجیکها با بهانه‌های محلی، دینی، مذهبی و امثال این در سالهای جنگ شهروندی تا به حال حساب و کتاب نشده است. این نسلکُشیست، که کس آن را تحقیق عمیق نکرده است!

 و امّا نسلکُشی عظیمی، که بر هویت تاجیک، بر تاریخ تاجیک، بر حدود جغرافی تاجیک ضربه ی محلک زد و تأثیر آن تا به اکنون روشن احساس می‌شود، چه را در سراسر جهان، در برابر نسلکُشی یهودی و ارمنی و هندی نادیده گرفته می‌شود؟

 اگر از هجوم چنگیز 800 سال گذشته، نام چنگیز برای اقوام مغولی-ترکی جای افتخار است اکنون و از او ستایش می‌شود و مجسمه‌های آن را گذاشته و تقدیس می‌کنند.

 اگر از بشرکُشی تیمورلنگ چیزی کم یا زیاد از 700 سال گذشته، امروز اقوام ترکی با افتخار نام او را به زبان می‌آرند و در شهرهایی مجسمه‌های او را می‌گذارند، که شهر نیاکان او نیستند و هیچ ارتباط پیشینی با پیشینه ی اقوام او ندارند!

 وقتی چنگیز و تیمور فراموش نشده‌اند و ادیال قشری از اقوام امروز دنیا حسابیده می‌شوند، پس حالوکاست بر سر ملّت تاجیک آورده ی این دو ستمکار شناخته ی بشری کهنه نشده است و باید محکوم شود!

 بر اساس نوشته ی الیکسندیر اولیشویل (Аlexander Аvalishvili‎) تا ورود اقوام ترکی – مغولی در ورزرود (آسیای میانه) شهرهای مرو، بناکت، ختلان، وخش، چغانیان، ترمذ، بلخ، شادباخ، نیشاپور، نسا، شازفستان، دهستان، ابیورد ، توس دارای ساکنان بیشتری نظر به بیشتر از شهرهای اروپای کنونی بودند.

 او می‌نویسد: “تاجیکها (اهالی بومی آسیای میانه) توسط بربرها از بین رفتند، که حالا توسط ترکها و مغولها قهرمان ملّ تلقّی می‌شوند (چنگیز خان بیش از 20 میلیون نفر را کُشته ، تیمورلنگ بیش از 17 میلیون نفر را کُشت)…

 این نسلکُشی است. تاجیکها فقط به این دلیل، که آنها ترکهای عشایر نبودند، کُشته شدند! در نتیجة حالوکاست تاجیک ، که با عنوان “یوغ مغول-تاتار” نیز شناخته می‌شود ، 10 میلیون نفر از ساکنان بومی مناطق فعلی آسیای مرکزی نابود شدند. اشغال آسیای میانه با دست عناصر ترکی-مغولی برای همیشه ترکیب قومی این منطقه را تغییر داد و بقایای ترکها-مغولها- (ازبکها ، ترکمنها ، قیرقیزها ، خزرها) در مکانهای تاجیکهای بومی کشته‌شده اسکان یافتند.”

 نسلکُشی تاجیکها (سالهای 1219-1223) ، که در باره آنها صحبت نمی‌کنند، به صورت زیر است:

“کاتبان (نویسندگان کتب تاریخی) سرهای بریده شده را شمارش می‌کردند ، به عنوان مثال، پس از گرفتن مرو، چنین شمارش 13 روز به طول انجامید و رقم 1. 047000 کشته‌شده را نشان می‌داد.

 شمار 1، 060، 000 نفر در هرات کُشته شدند ، 1. 000. 000 در بلخ ، 1، 747، 000 مرد به استثنای زنان و کودکان در نیشاپور کُشته شدند.

 این فاجعه‌ها را جوینی و از جمله ابن اسیر در کتب خود نوشته و شهادت داده‌اند.

 ابن اسیر می‌نویسد “انچ، که من از آن روایت می‌کنم، روایتی از یک واقعة وحشتناک است و بزرگترین بدبختی، که از آن زمان تاکنون بشریت تجربه کرده است و شامل همة مخلوق خدا می‌شود، و به ویژه مسلمانان… شاید مردم تا پایان وجود جهان هرگز چنین فاجعه ای را نبینند…”

 اگر شهری مقاومت سرسختانه می‌کرد و می‌توانست حمله را به دست بگیرد ، فرماندهان مغول “قتل عام جهانی”  را انجام می‌دادند و مابقی ساکنان آنها در میان سربازان به بردگی تقسیم می‌شدند.

 این حال را تاریخ نویسان برای شهرهای فاراب، ترمذ، نسا، بلخ، نیشاپور، توس، گرگنج، هرات و غیره یاد کرده‌اند.

سیزده (13) روز طول کشیدن تن‌شمار کشته‌شدگان در مرو سند قاطع وحشانیتی عظیم، نسلکُشی وحشتناک است!

  کُشتار اهالی خوارزم، که بر اثر آن زبان خوارزمی-یکی از زبانهای ایران شرقی-به تمام از میان رفت، چگونه باید فراموش شود؟

 تاریخ‌نگاران شهادت داده‌اند، که ترکها به مقابل مغولها جنگیدن نمی‌خواستند و برای حفظ خود به آنها یکجایه شده تاجیکها را نابود می‌کردند و شهر و روستا و نواحی تاجیک‌نشین را از سکنه خالی می‌کردند.

 قتل 7000 کودک اصفهانی در زیر سومب اسپهای تیمورلنگ را تاریخ از یاد نبرده است!

 در نبرد با بخارا 30 00

واکنش های هند و آمریکا به قرارداد گوادر پاکستان

ایرنا – دولت پاکستان که با مشارکت چین طرح عمرانی و توسعه بندر «گوادر» در ایالت بلوچستان را از سال گذشته کلید زده است، از علنی کردن جزئیات قرارداد این پروژه به دلیل محرمانه بودن آن خودداری می‌کند. این طرح همواره با مخالفت جدی آمریکا به دلیل حضور راهبردی پکن همراه بوده و از سوی دیگر گروه‌های شورشی در بلوچستان نیز به دنبال تخریب طرح‌های توسعه گوادر هستند.

به گزارش روز شنبه رسانه های پاکستان؛ در ماه‌های اخیر مقامات آمریکایی بارها مشارکت اسلام‌آباد و پکن در قالب طرح راهروی مشترک اقتصادی پاکستان و چین موسوم به (سی پک) که توسعه بندر گوادر یکی از اصلی‌ترین اهداف آن می‌باشد، را هدف انتقاد قرار دادند، موضوعی که از سوی بانیان راهروی مشترک اقتصادی همواره رد شده است.

هند نیز به عنوان رقیب سنتی پاکستان از منتقدان اصلی مشارکت اقتصادی اسلام آباد و پکن است. اجرای طرح سی پک پیشتر با واکنش نخست وزیر هند مواجه شده و وی در این زمینه گفت: چون قرار است مسیر این طرح از منطقه کشمیر عبور کند، اجرای آن برای دهلی نو قابل قبول نیست.

دهلی نو منطقه کشمیر تحت کنترل پاکستان را متعلق به خود می‌داند و معتقد است پاکستان آن را تحت اشغال خود درآورده است.

چین نیز در واکنش به اظهارات «نارندرا مودی» گفت : این کریدور اقتصادی علیه هیچ کشوری نیست و صرفا در چارچوب همکاری‌های اقتصادی اجرا می‌شود.

براساس آنچه مقامات پاکستانی مدعی هستند، بندر «گوادر» پس از تکمیل شدن، به یکی از بنادر مهم برای آسیای مرکزی و کشورهایی نظیر افغانستان و ازبکستان و تاجیکستان تبدیل خواهد شد.

ایالت بلوچستان در یک سال اخیر به ویژه بندر گوادر و دیگر مناطقی که پذیرای طرح‌های عمرانی راهروی مشترک اقتصادی با چین است، شاهد حملات تروریستی و عملیات‌های مسلحانه گروه‌های شورشی بلوچ و شبه نظامیان ضددولتی بوده است و این جدایی طلبان، حضور پررنگ چین در ایالت بلوچستان را نماد استعمار نو این کشور تفسیر می‌کنند.

دولت پاکستان پیمان توسعه بندر گوادر را قبل از چین، در سال ۲۰۰۶ به یک شرکت سنگاپوری سپرده بود، اما این قرارداد بعدها پس گرفته شد و سپس در سال ۲۰۱۳ به یک شرکت چینی واگذار شد.

پس از آن چین در اواخر آبانماه ۱۳۹۴ اعلام کرد که به منظور اجرا و توسعه طرح‌های اقتصادی در بندر «گوادر» مدیریت و بهره برداری از امکانات آن را به مدت ۴۳ سال به اجاره خود در آورده است.

قرارداد بندر گوادر محرمانه می‌ماند

اخیراً اعضای کمیته امور دارایی مجلس سنای پاکستان برای بحث درباره پیشرفت‌های صورت گرفته در بندر گوادر و دریافت جزئیات بیشتر در این خصوص تشکیل جلسه داد و طی آن سناتورهای پاکستانی از مقامات ارشد دولتی جزئیات تمام کمال درباره بندر گوادر را مطالبه کردند که البته با پاسخ منفی مسئولان روبرو شدند.

«رضوان احمد» قائم مقام وزارت دریانوردی پاکستان به اطلاع سناتور «فارق نائیک» رئیس این کمیته رساند که قرارداد حاکم بر امور بندر گوادر کاملاً محرمانه است و براساس یکی از بندهای این توافقنامه، محتویات آن باید محرمانه بماند.

دولت پاکستان در سال‌های اخیر تبلیغات فراوانی از فواید طرح راهروی مشترک اقتصادی پاک-چین به نمایش گذاشته و تکمیل بندر گوادر که آن را راهبردی توصیف می‌کند.

اسلام آباد این طرح را برای توسعه واردات و صادرات به ویژه تقویت موقعیت تجارت دریایی پاکستان مهم ارزیابی می‌کند، اما ضعف امنیتی و تحرکات تروریستی در ایالت بلوچستان همواره ایمنی طرح‌های مشترک پاکستان و چین را قالب کریدور مشترک اقتصادی را تحت الشعاع قرار داده است.

طرح کریدور اقتصادی چین – پاکستان، طرح مشترک و بسیار بزرگی است که قراردادهای مربوط به اجرای آن در مجموع به ارزش حدود ۵۰ میلیارد دلار، اردیبهشت ماه ۹۴ میان مقامات عالی پکن و اسلام‌آباد به امضا رسید. این کریدور اقتصادی برای چین، نقش یک شریان حیاتی خواهد داشت و به همین دلیل پکن مصمم به اجرای این طرح بزرگ است.

 تازه ترین تحایف غنی احمدزی برای مردم افغانستان

جنایت هولناک به تازگی در منطقه بالاحصار آقچه ولایت جوزجان اتفاق افتاد و طالبان خونخوار با همه درندگی دست به قتل عام سربازان و مدافعین بی‌دفاع وطن زدند!
تمام این قتل و جنایت نتیجه خیانت، توطیه و دسیسه غنی احمدزی و ستون پنجم در حکومت او است که از یکسو دست و پای قوای مسلح را بسته نموده و قطعات را با کمبود جدی سلاح، مهمات و مواد لوژستیکی نموده و از سوی دیگر بار های طالبان از زندان جبهات آنها را اکمال نموده و دست به چنین نسل کشی می زنند!

اصلی ترین هدف رژیم نابود ساختن تمامی هسته های مقاومت شمال و تامین سیطره طالبان در شمال کشور است!
نمیدانم که جناب مارشال دوستم از انگیزه های این جنایت چیزی میداند و یا خیر؟
هرگاه او دامنه این جنایت را میداند باید وارد معرکه شده و نگذارد تا پایگاه های دفاعی شمال در نتیجه خیانت حکومت و طالبان متلاشی گردیده و زمینه ساز تسلط طالبان در شمال گردد!

هرگاه جناب مارشال دوستم فعالیت های نظامی ضد طالبانی و مقاومت مردمی را به مشورت و گُل روی داکتر عبدالله مربوط میداند، باید هرچه عاجل این خیال را از سر بیرون نمایدباید بفهمد که داکتر عبدالله خود از حامیان سرسخت پروژه طالبان در افغانستان است!
باید مردم شمال خود، همه راجع به بقای شان دلسوزانه چاره اندیشند و جلوی این هیولای وحشت را سد نمایند!

‏توریالی خاوری‏

شمار نیروهای آمریکایی طبق برنامه توافق شده با طالبان ‘درحال کاهش است’

آمریکاحق نشر عکسUS FORCE IN AFGHANISTAN
Image captionعکس آرشیوی از نیروهای آمریکایی در افغانستان

یک ژنرال آمریکایی که بر نیروهای این کشور در خاورمیانه نظارت دارد گفته است که شمار سربازان آمریکایی در افغانستان طی توافقی که در ماه فوریه با طالبان امضا شد به ۸۶۰۰ کاهش یافته است.

براساس آن توافق آمریکا باید نیروهایش را ظرف ۱۳۵ روز، یعنی تا اواسط ماه ژوئیه، از حدود ۱۲ هزار در زمان توافق به ۸۶۰۰ کاهش می داد که حالا عملی شده است.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس فرمانده سنتکام اشاره کرد که توافق با طالبان خروج کامل نیروهای آمریکایی تا ماه مه آینده را لازم می آورد، اما گفت که تحقق این هدف به اقدامات مشخص طالبان بستگی خواهد داشت.

براساس این گزارش آقای مکنزی که از طریق تماس ویدئویی در نشست “گروه استراتژی اسپن” صحبت می کرد گفت: “باید شرایطی برآورده شود که به ما اطمینان دهد هیچ حمله ای علیه کشورها ما در افغانستان شکل نمی گیرد. طالبان چنین نمی کند، بلکه القاعده و داعش چنین می کنند.”

القاعده زمانی که طالبان بر افغانستان حاکم بود در این کشور پایگاه داشت و از آن برای برنامه ریزی حملات ۱۱ سپتامبر با ربودن هواپیماهای مسافربری استفاده کرد.

براساس توافق ماه فوریه طالبان قول داد اجازه ندهد هیچ گروه افراط گرایی از خاک افغانستان برای حمله به ایالات متحده استفاده کند.

ژنرال مکنزی گفت: “هنوز نمی توان در این مورد قضاوت کرد و ما طالبان را زیر نظر خواهیم داشت. آنها هنوز این موضوع را کاملا ثابت نکرده اند. فرصتی برای این کار هست، اما این فرصت به تدریج تنگ‌تر می شود.”

مساله زندانیان

همزمان خبرگزاری رویترز به نقل از پنج منبع آگاه – شامل مقام های افغان و دیپلمات های اروپایی و آسیایی – گزارش می دهد که قدرت های غربی از موضع دولت افغانستان در خودداری از آزاد کردن صدها زندانی طالبان که متهم به انجام برخی از خشونت بارترین حملات هستند حمایت می کنند.

مساله آزادی زندانیان یکی از بزرگترین موانع باقی مانده میان دو طرف است که اگر حل شود به احتمال زیاد شروع مذاکرات صلح میان طالبان و دولت افغانستان در قطر را به دنبال خواهد داشت.

یک دیپلمات اروپایی که نخواست نامش فاش شود به رویترز گفت: “نام برخی جنگجویان خطرناک طالبان در این فهرست هست که آزاد کردن آنها عملا عبور از خط قرمز است.”

افغانستان
(دو نفر پشتون یکی به نام ملابرادر نماینده طالبان دیگری بنام خلیلزاد نماینده گویا آمریکا تلاش دارند که زیرنام صلح دروغین 5000 طالب قاتل مردم را باامضای ساختگی  اشرف غنی پشتون بنام رئیس جمهورافغانستان وعبدالله عبدالله پشتون بنام رئیس شورای ساختگی صلح برای تداوم واستقرار حاکمیت قبیله افغان در کشور پدری تاجیکان  مبارزمی نمایند. تمام تبلیغات خبری از جانب مقامات پشتونی افغان وشبکه های خبری آمریکا مبنی بر آوردن صلح در کشور ما سوال برانگیز است. )
                                                                                                          دفتر سیاسی سرزمین آریان 
Im age captionملابرادر و زلمی خلیلزاد توافقنامه صلح را در دوحه امضا کردند

با این حال ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان روز پنجشنبه گفت که این گروه همچنان بر آزادی کلیه پنج هزار زندانی خود پیش از شروع مذاکرات صلح اصرار دارد.

یک منبع آگاه در دولت افغانستان به رویترز گفت که کابل در هفته های اخیر حدود سه هزار زندانی را آزاد کرده و برای آزاد کردن باقی آنها به جز چند صد نفر آماده می شود. طالبان هم متقابلا صدها زندانی را آزاد کرده است.

یک منبع آگاه امنیتی در افغانستان به رویترز گفت که آمریکا هم محذوراتی درباره آزادی برخی از افراد گروهی دارد که ناتو و دولت افغانستان به آزادی آنها اعتراض دارند.

براساس این گزارش این زندانیان شامل کسانی می شود که در حملات بزرگ از جمله با یک کامیون بمبگذاری شده در نزدیکی سفارت آلمان در سال ۲۰۱۷ در کابل که بیش از ۱۵۰ کشته به جا گذاشت دست داشتند.

با این حال ذبیح الله مجاهد به این خبرگزاری گفت که “چنین افرادی در میان زندانیان طالبان نیستند و دولت کابل این مساله را بهانه ای برای مانع تراشی در فرآیند صلح قرار داده است.”

کرونا: ‘دختران جامانده از مدرسه سه برابر دختران درس‌خوانده، زیرسن قانونی ازدواج می‌کنند’

عکس روی جلد گزارش دیدبان حقوق بشرحق نشر عکسHRW

سازمان دیدبان حقوق بشر در گزارش تازه خود نسبت به کاهش دسترسی دانش آموزان در افغانستان به تحصیل به ویژه دختران ابراز نگرانی کرده است. در گزارش آمده که دختران افغان که از تحصیل جا مانده‌اند، “سه برابر بیشتر” از دخترانی که تحصیلات متوسطه دارند، احتمال ازدواج زیر سن ۱۸ سالگی را دارند.

این سازمان درباره تعطیلی مدارس در زمان همه‌گیری کرونا در کشورهای مختلف تحقیق کرده است.

در گزارش آمده که مدارس افغانستان قبل از شیوع همه‌گیری کرونا دچار بحران بوده است، با افزایش درگیری‌ها و کاهش کمک بین‌المللی، شمار کودکان در حال تحصیل در بسیاری از ولایت‌ها رو به کاهش است. شمار دانش آموزان دختر قبلا هم کم بود، کمتر از ۳۶ درصد دانش آموزان در افغانستان دختران هستند.

در گزارش آمده که ۳۵ درصد دختران افغان در خردسالی ازدواج می‌کنند و تحصیل در خارج از مدرسه با ازدواج کودکان ارتباط دارد.

پاسخ دهندگان به نظرسنجی سازمان دیدبان حقوق بشر گفتند که دختران خارج از مدرسه، مصروفیت بیشتر در خانه، انزوای اجتماعی و دسترسی کمتر به اینترنت دارند.

گزارش می‌گوید اکنون اوضاع حتی بدتر شده است. آموزش آن‌لاین/اینترنتی برای تعداد کمی از دانش آموزان ممکن است.

در گزارش به نقل از داده‌های بانک جهانی درباره افغانستان آمده که تنها ۱۴ درصد مردم افغانستان به اینترنت دسترسی دارد و در کشوری با ۵۵ درصد جمعیت زیر خط فقر، بسیاری از خانواده‌ها نمی‌توانند از اینترنت استفاده کنند. در افغانستان تنها ۳۰ درصد از زنان و ۵۵ درصد مردان باسواد اند، بسیاری از والدین نمی‌توانند به فرزندان‌شان در درس‌ها کمک کنند.

در گزارش از یک مطالعه در سال ۲۰۱۹ یاد شده که نشان داده که زنان افغان ۱۸.۷ ساعت در روز را صرف مراقبت از کودکان، مراقبت از دیگران، پخت و پز و پاک‌کاری خانه می‌کنند، در حالی که مردان روزانه ۵.۶ ساعت را در این کارها صرف می‌کنند.

افغانستان

از زمان شیوع کرونا، مسئولیت‌های مراقبت از طفل به طور چشمگیری در سراسر جهان افزایش یافته است که اغلب زنان را از کار و درآمد باز داشته است.

سوء استفاده در خانه خطر دیگری است که متوجه دختران در افغانستان است.

یک اشتراک کننده به نظرسنجی دیدبان حقوق بشر گفته که “افغان ها در خانواده‌های بزرگ زندگی می‌کنند. … اگر آنها هر روز در خانه بمانند منجر به خشونت خانوادگی می‌شود و طبیعتا کودکان قربانی خشونت‌ها هستند.”

دیدبان حقوق بشر می‌گوید که دختران افغان که تحصیل نکرده اند، “سه برابر بیشتر” از دخترانی که تحصیلات متوسطه دارند احتمال به شوهر داده شدن دارند.

دولت افغانستان و حامیان بین المللی‌ این باید تلاش کنند تا تاثیر شیوع کرونا بر زنان و دختران به حداقل برسد. مدارس باید پیگیری کنند که کدام دانش‌آموز به مدرسه باز می‌گردد و باید به داشن آموزانی که به مدرسه نیامدند به‌ویژه دختران دسترسی پیدا کند.

دولت باید خدمات به قربانیان خشونت را بیشتر کند. دولت باید مطمئن شود که برنامه‌های بهبود اقتصادی به تک تک زنان بهره‌مند شوند.

شورای حکام آژانس اتمی علیه ایران قطعنامه صادر کرد

شورای حکامحق نشر عکسREUTERS

شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قطعنامه پیشنهادی سه کشور بریتانیا، فرانسه و آلمان را تائید کرده که در آن از ایران خواسته شده زمینه دسترسی بازرسان آژانس به دو سایت هسته‌ای را فراهم کند.

این قطعنامه که اولین قطعنامه این آژانس علیه ایران از سال ۲۰۱۲ به این سو است، با مخالفت چین و روسیه مواجه شد اما ۲۵ عضو این نهاد وابسته به سازمان ملل آن را تائید کردند. هفت عضو به آن رای ممتنع دادند.

ایران در واکنش گفته است این قطعنامه را “کاملا” رد می کند و “اقدام مقتضی و مناسب” را در واکنش به آن اتخاذ خواهد کرد.

کاظم غریب آبادی، نماینده ایران در وین تصویب این قطعنامه را “عمیقا مأیوس کننده و مایه تأسف” خوانده است. او بار دیگر تاکید کرده که کشورش در خصوص این بازرسی‌ها، “ابهامات و نگرانی های اصولی” داشته است.

آقای غریب آبادی گفته است این قطعنامه “نه موجب ترغیب ایران به ارائه دسترسی به آژانس بر اساس ادعاهای واهی و بی اساس می‌شود و نه موجب اعمال فشار به آن.”

آمریکا از حامیان این قطعنامه بود که از ایران می‌خواهد به ممانعت از دسترسی بازرسان آژانس به ۲ سایت هسته‌ای کشور پایان دهد و با آنها به طور کامل همکاری کند.

ایران پیشتر گفته بود اجازه دسترسی به دو سایت هسته‌ای را نخواهد داد چرا که ادعای فعالیت در این دو مرکز از سوی “دشمن” ایران طرح شده و “اعتبار” ندارد.

رافائل ماریانو گروسی، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در آغاز نشست چهار روزه شورای حکام گفته بود ایران بیش از چهار ماه است که اجازه بازرسی از دو مرکز مشکوک به فعالیت‌های اتمی را نمی‌دهد. آقای گروسی همچنین گفته بود ایران به سئوالاتی که آژانس درباره ماهیت برخی از فعالیت های پیشین ایران داشته، پاسخ نداده است.

تا کنون اشاره‌ای به دو محلی که بازرسان آژانس به وجود فعالیت هسته‌ای در آن مظنون هستند نشده است. این دو مرکز در فعالیت‌های فعلی هسته‌ای ایران نقشی ندارند اما آژانس گفته است نیاز دارد که از فعالیت‌های گذشته آن و صحت گزارش‌های ایران درباره این مراکز باخبر شود.

ایران پیشتر گفته بود آمریکا به دنبال تصویب قطعنامه‌ علیه این کشور در شورای حکام آژانس است. این کشور گفته است ایالات متحده با وجود خروج از برجام، به دنبال آن است که تحریم‌های تسلیحاتی ایران بعد از سر آمدن مهلت آن در توافق هسته‌ای تمدید شوند.

افراط گرايان قومي پشتون رهبران قدرتمند سياسي غير پشتون را ترور، زندانی، تبعید، يا به حاشيه راندن حالا به سراغ رهبران ديني رفته اند تا بساط افراد سرشناس غير پشتون را از جامعه بر چينند و براي هر ترور هدفمند گناه را بيندازند به گردن طالب و داعش آنها را متهم كنند و خود را از زير بار اتهامات رها كنند.

سيدخيلي، دَاوُد، فهيم، كاظمي، استاد رباني، مطلب بيگ و هزاران فرمانده نامي و گمنام ديگر غير پشتون در يك فرايند سيستماتيك ترور شدند، جنرال دوستم طالب كش به حاشيه رانده شد، امپراطور شمال تابع و خانه نشين شد، اسماعيل خان سر از تهجد بلند نمي كند، محقق و خليلي مصروف دفتر نكاح و طلاق شدند، امرالله صالح و جنرال ملك تحسين كننده شدند، عبدالله مشوره دهنده شد در واقع ديگر هيچ نيروي منسجم در جامعه سياسي و نظامي غير پشتون وجود ندارد در برابر هجوم قبيله گرايان طالب پرور و انتخاريها ايستادگي كند حالا به مصاف رهبران سرشناس ديني رفته اند تا آنها را نيز از منبر مساجد پائين بكشند كه ترور مولوي اياز نيازي و مولوي عزيزالله مفلح در همين راستا بود تا هيچ نيروي نباشد لشكري را در صورت لزوم در مقابل برنامه هاي قومي پشتونيست ها بسيج كنند.

در سال هاي گذشته پشتونيست ها به اشغالگران تلقين كرده اند كه نيروهاي شمال وابستگان روسيه و ايران هستند و با اين برنامه بسياري را با همكاري خارجي ها از ميان برداشتند و حالا حتماً به خارجي ها گفته اند إمامان مساجد مانع پيشرفت و آزادي هستند و با اين برنامه رهبران ديني غير پشتون را بردارند تا ميدان يكه تازي نازي گري پشتونيست ها وسيع تر گردد.

جامعه روشنگر غير پشتون اصلاح كننده و روشن كننده واقعيت ها باشند ترور اين آدمها را به فال نيك براي ترقي جامعه نگيرند بلكه در حاكميت فاشيستي قومي بودن چنين افرادي يك نعمت و آخرين ستون رسيدن به آزادي است. وقتي رهبران سياسي، ديني از بين رفتند آماده و منسجم ساختن لشكر در برابر حملات مكرر و مرگبار پشتونيست ها كه سراسر شان پر از نفرت است به سالها نياز است.
جامعه غير پشتون بيدار و متحد شوند و گرنه اشرف غني و ديگر رهبران پشتونيسم كاري كنند روزگار نادر غدار و عبدالرحمن خان را فراموش كنيم و بگويم رحمت به نادر غدار و عبدالرحمن خان …

گل امیری

کشیش منکر کرونا در روسیه، صومعه زنان را تصرف کرد

پدر سرگئی رومانوف مردم را به نافرمانی از دستورات بهداشتی تشویق کرده استحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image captionپدر سرگئی رومانوف مردم را به نافرمانی از دستورات بهداشتی تشویق کرده است

یک کشیش فوق‌محافظه‌کار روسیه که وجود ویروس کرونا را انکار می‌کند، به زور یک صومعهٔ زنان را تصرف کرده است.

سرگی رومانوف روز سه‌شنبه وارد صومعهٔ اسردنئورالسک واقع در حاشیهٔ شهر یکاترینبورگ شد.

رئیس صومعه و راهبه‌ها، این صومعه را ترک کرده و و نگهبانان مسلح در محل در حال گشت‌زنی هستند.

این کشیش به مقامات کلیسا گفته است که اگر از او بخواهند که صومعه را ترک کند، ابتدا باید “صومعه را ویران کنند”.

پلیس به محل صومعه رفته اما کسی را بازداشت نکرده است.

این کشیش جنجالی در ماه آوریل از وعظ منع شد و در ماه مه هم پس از آنکه طرفداران خود را به نافرمانی از دستورات بهداشت عمومی تشویق کرد، از مقام مذهبی خود تعلیق شد.

پدر سرگی کسی بود که در اوایل سال ۲۰۰۰ به تأسیس صومعهٔ اسردنئورالسک کمک کرد، صد‌ها نفر از طرفدارانش سال‌ها در آنجا جمع می‌شدند تا به موعظه‌های او گوش دهند.

مقامات روسیه از ۱۳ آوریل، به دنبال شیوع کرونا، کلیسا‌ها را به روی عبادت‌کنندگان بستند و اخیرا آنها را دوباره باز کردند.

روز پنج‌شنبه، روسیه اعلام کرد که ۷۷۹۰ مورد ابتلای تائید‌شده به بیماری کوویدـ۱۹ دارد که این کمترین میزان افزایش روزانه طی شش هفتهٔ گذشته است.

آمار رسمی مرگ بر اثر کرونا ۷۶۶۰ نفر است،هر چند منتقدان معتقدند رقم واقعی باید خیلی بالاتر از این باشد.

در صومعه چه اتفاقی افتاد؟

پدر سرگی همه‌گیری جهانی ویروس کرونا را “همه‌گیری ساختگی” می‌نامد و مقامات کلیسا را به دلیل بستن کلیسا‌ها متهم به همدستی با “نیرو‌های ضد مسیح” می‌کند.

پس از تعلیق او در در ماه مه، کلیسای ارتدوکس روسیه دادگاه مذهبی تشکیل داد تا دربارهٔ آیندهٔ او تصمیم گرفته شود.

اما در جلسهٔ اخیر دادگاه، پدر سرگی به مقامات کلیسا گفت که وجدانش آسوده است و اعلام کرد که آنها فقط به زور می‌توانند او را از صومعه‌ٔ اسردنئورالسک بیرون بیندازند. او جلسه را ترک کرد و روز سه‌شنبه کنترل صومعه را در دست گرفت.

کشیش جنجالی از وعظ منع شده استحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image captionکشیش جنجالی از وعظ منع شده است

گزارش‌ها حاکی از آن است که شمار زیادی از افراد مسلحی که از این مکان محافظت می‌کنند از کهنه سربازان بحران شرق اوکراین هستند.

حضور خبرنگاران ممنوع است اما خبرنگاری از روزنامهٔ نوایا گازتا توانسته‌‌ است از سد نگهبانان عبور کند و با پدر سرگی ملاقات کند.

او به این خبرنگار گفته است “اسقف مرا از اجرای مراسم منع می‌کند، به من اجازهٔ سخن‌ گفتن نمی‌دهد؛ اما خواست خدا این بوده که صحبت کنم.”

۲۶ ژوئن، پدر سرگی باید در یک جلسهٔ دیگر دادگاه مذهبی شرکت کند.

اسقف شهر یکاترینبورگ از خواهر باربارا، رئیس صومعه که از سال ۲۰۰۵ ادارهٔ این محل را برعهده دارد خواست تا “برای جلوگیری از درگیری‌های بی‌مورد” به طور موقت آنجا را ترک کند و گفت کشیش سرگی بهتر است از زمانی که تا جلسه بعدی دادگاه باقی مانده برای ” اصلاح و توبه” استفاده کند.

پدر سرگی کیست؟

پدر سرگی که قبلا پلیس بوده است، ۱۳ سال را به جرم قتل در زندان گذراند، هر چند طرفدارانش این ماجرا را قبول ندارند. او در اواخر دههٔ ۱۹۹۰ از زندان آزاد شد.

به طور رسمی، او نام خود را به افتخار آخرین تزار روس، نیکلای دوم، به نیکلای رومانوف تغییر داد. گمان بر این است که امپراطور پیشین و خانواده‌اش پس از آنکه در سال ۱۹۱۸ به قتل رسیدند، در حومهٔ یکاترینبورگ دفن شده باشند و پدر سرگی به عنوان رئیس گروه “ستایش‌کنندگان تزار” در کلیسا شناخته شده است.

پدر سرگی پیش از این هم ادعا‌های جنجالی دیگری کرده است از جمله اینکه “ضد‌ مسیح” به زودی در روسیه به صورت همتا یا بدل ولادیمیر پوتین ظهور خواهد کرد. او هم‌چنین انتقاداتی به قوانین ضد خشونت‌خانگی کرده و سخنان یهود‌ستیزانه داشته است. او برای چندین نفر از سیاستمداران و ستاره‌های ورزشی روسیه هم مراسم مذهبی برگزار کرده است.

تظاهرات افغان‌ها مقابل سفارت ایران در لندن: عدالت می‌خواهیم

همرسانی در فیسبوک همرسانی در Telegram همرسانی در توییتر همرسانی در ایمیل همرسانی
یکی از شعارهای اصلی معترضان افغان در لندن “کشتار افغان‌‌ها را متوقف کنید”
صدها نفر از شهروندان افغانستان در اعتراض به آنچه “بدرفتاری پلیس، نیروی انتظامی و دولت ایران با مهاجران افغان” می‌خوانند، مقابل سفارت این کشور در لندن تظاهرات کردند و شعارهای تند ضد ایران سر دادند.

یکی از شعارهای اصلی معترضان “کشتار افغان‌‌ها را متوقف کنید” بود، عبارتی مشابه عبارتی که معترضان به نژادپرستی برای تبعیض علیه سیاهپوستان به کار می‌برند.

دو هفته پیش براثر شلیک نیروهای انتظامی ایران به یک خودرو حامل مهاجران افغان در منطقه مهریز استان یزد ایران، این خودرو آتش گرفت و سه نفر کشته شدند.

این خودرو ۱۴سرنشین داشت که ۱۳ نفرشان افغان بودند.

پیش از آن نیز گزارش شده بود که نیروهای مرزی ایران، حدود پنجاه تن از اتباع افغانستان را که به صورت قاچاقی وارد خاک اآن کشور شده بودند، بازداشت و سپس به رودخانه انداخته‌اند.

احضار سفیر افغانستان در تهران؛ کابل: اعتراض مسالمت‌آمیز حق افغانهاست ولی اجازه بی‌نظمی داده نمی‌شود
تظاهرات اعتراضی امروز افغان‌ها در برابر سفارت ایران از نظر کمیت تفریبا بی سابقه بوده است
همزمان با تجمع اعتراضی در لندن در برخی از شهرهای دیگر اروپایی و آمریکا نیز گروه‌هایی از افغا‌ن‌ها در این رابطه دست به تظاهرات زدند.

ضیا شهریار، خبرنگار بی بی سی، که به محل تظاهرات در منطقه کنزینگتون محل سفارت ایران در لندن رفته می‌گوید تظاهرکنندگان افغان با حمل پلاکارد هایی شعارهای ضد ایران سرمی‌دهند. بیشتر شعارهای تظاهرکنندگان در ویدیوهایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده این است که ما “عدالت می‌خواهیم و زندگی افغان‌های اهیمت دارد.”

به گفته خبرنکار بی بی سی با وجود محدودیت‌ها به خاطر شیوع ویروس کرونا در لندن و دستورات دولت به منظور رعایت فاصله اجتماعی می‌شود گفت که تظاهرات اعتراضی امروز افغان‌ها در برابر سفارت ایران از نظر کمیت تقریبا بی‌سابقه بوده است.

در همین حال شماری از نیروهای پلیس لندن نیز در اطراف تظاهرکنندگان به چشم می‌خورند که تلاش دارند تا معترضان را از نزدیک شدن به ساختمان سفارت جلوگیری کنند.

اخیرا موضوع آنچه بدرفتاری پیهم مرزبانان ایرانی با مهاجران افغان خوانده میشود و واکنش ها نسبت به آن باعث تنش های دیپلماتیک میان این دو کشور همسایه شده است.

هیأت عالیرتبه ایران برای بررسی حادثه ‘به رودخانه انداختن مهاجران افغان’ وارد کابل شد
اعضای حزب همبستگی افغانستان به لوحه و درب سفارت ایران رنگ سرخ پاشیدند.
۱۸ خرداد، شماری از اعضای حزب همبستگی افغانستان در اعتراض به سانحه آتش گرفتن خودرو حامل مهاجران افغان در ایران و غرق شدن شماری از افغان‌ها در مرز با این کشور، مقابل سفارت ایران در کابل تجمع کردن و به لوحه و درب سفارت ایران رنگ سرخ پاشیدند.

وزارت خارجه ایران دیروز خبر داد که سفیر افغانستان در تهران را به خاطر “اقدام اهانت‌آمیز و تعرض” عده‌ای “قلیل” به ساختمان سفارت جمهوری اسلامی در کابل، احضار کرده است.

وزارت خارجه افغانستان در واکنش به احضار سفیر این کشور در تهران گفته که “تجمعات و اعتراضات مسالمت‌آمیز” حق شهروندان افغانستان است، اما اگر “بی‌نظمی و اخلالی” در جریان این تظاهرات اتفاق افتاده باشد، مورد تحقیق قرار خواهد گرفت.‏

پیشتر وزارت خارجه ایران گفته بود که تحقیقات ایران نشان نمی‌دهد که اتفاق رخ‌داده در هریرود، حاصل مداخله نیروهای مرزبانی ایران باشد.

محسن بهاروند،معاون بین‌المللی و امور حقوقی وزارت خارجه ایران به خبرگزاری ایرنا گفته بود که : ” سالانه ۵۰۰ هزار تردد غیرقانونی از مرزهای افغانستان به ایران انجام می‌شود و نیروهای مرزبانی ایران در یک رویه مشخص با متخلفان برخورد می‌کنند.”

دو هفته پیش براثر شلیک نیروهای انتظامی ایران به یک خودرو حامل مهاجران افغان سه نفر کشته شدند.
در تازه ترین رویداد، بر اثر سوختن یک خودرو مهاجران افغان روز ۱۴جوزا/خرداد در منطقه مهریز استان یزد ایران شاهدان عینی می‌گوید شلیک پلیس به خودرو باعث آتش‌سوزی شد اما مقام‌های استانداری یزد می‌گویند آتش گرفتن خودرو حامل مهاجران افغان ارتباطی به اصابت گلوله نداشته است. به گفته این مقام‌ها این خودرو حامل مهاجران غیرقانونی بوده است.

چهارشنبه هفته گذشته وزارت خارجه افغانستان نیز با نشر اعلامیه‌ای گفته بود که گزارشی در مورد برخوردهای اخیر با مهاجران و پناهجویان افغان در ایران به جلسه شورای امنیت ملی ارائه کرده و این شورا برای جلوگیری از تکرار “وقایع تاسف بار اخیر” در زودترین فرصت هیاتی بلندپایه به ایران می‌فرستد.

به دنبال مطرح شدن ادعاهای “به رودخانه انداختن شهروندان افغان”، مسئولان مرزی افغانستان و ایران به تاریخ ۲۵ ثور/اردیبهشت در جلسه مشترکی برای بررسی این موضوع شرکت کرده بودند. آنها گفته بودند که به دلیل قناعت بخش نبودن مداراک طرف افغانستان برای همتایان ایرانی شان، این پرونده به مراجع دپیلماتیک ارجاع شده است.
وزارت خارجه ایران: در تاریخ اعلام شده ورود اتباع افغان به خاک ایران گزارش نشده است

خلیلزاد: روند صلح تضعیف نشود؛ حکومت: متعهد به رهایی زندانیان طالبان تا آخر هستیم
” ماهیت اینهمه دغدغه سیاسی پشتونها ( بازی موش وپشک ) زیر نام صلح همرای طالبان ورهایی این جانیان از زندانها برای مردم ما مانند آفتاب روشن است که یک دروغ محض است. در اینجا هدف اساسی ای که از جانب خلیل زاد ، اشرف غنی وعبدالله وملابرادر بنام صلح پیشبرده می شود در کُل برای تحکیم ، استقرار وتداوم حاکمیت پشتونها در این سرزمین است. دیگر هیچ توجیه سیاسی ای ندارد . مردم میدانند وباز هم بدانند که پشتونها بیست و شش سال واندی می شود که درعرصه سیاست داخلی وبین المللی با کارت طالبان بازی دارند وبرای فردای حاکمیت پشتونها در این سرزمین کار می نمایند. خبر از صلح وامنیت وآسایش وزندگی بهتر درقاموس این گروه اصلاً وجود ندارد . ” دفتر سیاسی سرزمین آریان
صدیق صدیقی، سخنگوی رئیس جمهوری افغانستان امروز در یک نشست خبری گفت آزادی زندانیان طالبان یکی از تعهدات جدی دولت برای دستیابی به صلح و آغاز گفتگوهای بین‌الافغانی است.

او اما تاکید کرد که طالبان نیز باید توافق‌شان مبنی بر آزادی زندانیان دولت را عملی کنند.

آقای صدیقی در ادامه افزود: هنوز پیش از وقت است تا زمان و محل برگزاری مذاکرات بین‌الافغانی را اعلام کنیم.

او همچنین خاطر نشان کرد که آزادی زندانیان طالبان تا آزادی تمامی زندانیان این گروه ادامه خواهد داشت.

ژنرال آمریکایی: طالبان هنوز شرایط خروج ما از افغانستان را فراهم نکرده
این در حالی است که سه روز قبل یک منبع در دولت افغانستان که نخواست نامی از او در خبر برده شود به بی‌بی‌سی گفت که اولین دور گفتگوهای بین‌الافغانی در ۱۱ جون/ژوئن سال جاری میلادی در قطر برگزار می‌شود و انتظار می‌رود تا قبل از ۱۱ ژوئن/جون روند آزادی ۵ هزار زندانی گروه طالبان از زندان‌های دولت افغانستان تکمیل شود.

با این حال امروز (۱۱ جون/ژوئن) خبری از آغاز گفتگوهای بین‌الافغانی مطرح نیست و دو هزار زندانی گروه طالبان نیز آزاد نشده‌اند.

آغاز روند ‘آزادی صدها زندانی طالبان’ به فرمان اشرف غنی‌
ارگ ریاست جمهوری افغانستان از دیدار زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان با محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری و عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه این کشور خبر داده است.

این نهاد شب گذشته (چهارشنبه ۲۱ جوزا/خرداد) با نشر یک اعلامیه گفته این دیدار عصر روز گذشته در ارگ ریاست جمهوری با حضور حامد کرزی، رئیس جمهوری پیشین صورت گرفته است.

براساس این اعلامیه در این دیدار در مورد اقدامات بعدی روند صلح بحث و گفتگو شده است.

ارگ گفته آقای خلیلزاد در این دیدار در مورد جزئیات سفرهای اخیرش به پاکستان و قطر معلومات داده و گفته آمریکا تلاش دارد تا از فرصت به میان آمده برای تامین صلح پایدار در افغانستان استفاده کند.

آقای غنی نیز تاکید کرده که حکومت و سیاسیون افغانستان اجماع سیاسی دارند و متعهد به ختم جنگ و تامین صلح پایدار و باعزت در افغانستان هستند.

سفارت آمریکا در افغانستان نیز امروز با نشر یک اعلامیه گفته در این دیدار در مورد اقدامات عملی لازم برای آغاز گفتگوهای بین‌الافغانی گفتگو صورت گرفته است.

در اعلامیه سفارت آمریکا آمده است که آقای خلیلزاد در این دیدار بر اهمیت ادامه روند آزادی زندانیان و خودداری از هرگونه عملی که سبب تضعیف روند صلح شود نیز تاکید کرده است.

کپی‌رایت تصویر @USEmbassyKabul@USEMBASSYKABUL
حدود یک هفته قبل آقای خلیلزاد دور تازه سفرهایش به قطر، پاکستان و کابل را آغاز کرد.

او در سفر به قطر با ملاعبدالغنی برادر، معاون سیاسی طالبان در مورد آزادی زندانیان و آغاز مذاکرات “بین‌الافغانی” و پس از آن در سفری به اسلام آباد با مقام‌های پاکستانی در مورد روند صلح گفتگو کرد.خلیلزاد و ملابرادر درباره آزادی زندانیان و مذاکرات بین‌الافغانی گفتگو کردند‌

دیدار ژنرال باجوا با غنی و عبدالله در کابل
تلاش‌ها برای گفتگوی مستقیم دولت و طالبان در حالی صورت می‌گیرد که براساس توافق میان آمریکا و طالبان پس از آزادی پنج هزار زندانی طالبان از زندان‌های دولت افغانستان این گفتگوها آغاز خواهد شد. تاکنون سه هزار زندانی این گروه از زندان‌های دولت افغانستان آزاد شده‌اند.

سهیل شاهین، سخنگوی گروه طالبان نیز امروز در توئیتر نوشته که این گروه روند آزادی زندانیان دولتی را نیز ادامه می‌دهد.

خلیلزاد و ملابرادر درباره آزادی زندانیان و مذاکرات بین‌الافغانی گفتگو کردند‌

تظاهرات در بریتانیا و استرالیا با وجود کرونا؛ ‘جان سیاهان مهم است’

لندنی‌ها هم به تبعیض‌نژادی علیه سیاهان اعتراض کردند

در لندن، پایتخت بریتانیا هزاران نفر بیرون ساختمان پارلمان تجمع کردند تا اعتراض خود را به نژادپرستی و کشته شدن جورج فلوید در آمریکا نشان دهند.

عنوان این اعتراض سراسری در لندن و سایر نقاط جهان جنبشی است که اینطور نامیده می‌شود: “جان سیاهان مهم است.”

جورج فلوید، مرد آفریقایی‌تبار آمریکایی هنگامی که در بازداشت پلیس بود کشته شد.

روی بلندگو نوشته 'جان سیاهان مهم است'، میدان پارلمان در لندنحق نشر عکسEPA
Image captionروی بلندگو نوشته ‘جان سیاهان مهم است’، میدان پارلمان در لندن

درخواست مقام‌های دولت بریتانیا برای لغو تظاهرات به دلیل افزایش خطر ابتلا به کرونا و هم‌زمان بارندگی در لندن، مانع تجمع معترضان نشده است.

علاوه بر دولت، کارشناسان بهداشتی هم در مورد خطرات انتقال ویروس در چنین تجمعاتی هشدار داده‌اند.

برگزارکنندگان تجمع از مردم خواسته‌اند که دو متر فاصله را رعایت کنند و ماسک بزنند. هر لحظه بر شمار تظاهرکنندگان در مرکز لندن افزوده می‌شود.

این چهارمین تظاهرات اعتراضی در حمایت از سیاهپوستان است که طی یک هفته اخیر در بریتانیا برگزار شده است.

معترضان در لندنحق نشر عکسPA MEDIA

معترضان که بیشترشان جوان هستند روی پلاکاردها نوشته‌اند: “سکوت سفیدپوستان خشونت است”، “باید کنار هم بایستیم”، “سکوت هم‌دستی در قتل است.”

کسری ناجی، گزارشگر بی‌بی‌سی که در محل تجمع است می‌گوید، مردم سعی دارند فاصله خود را برای جلوگیری از انتقال ویروس کرونا حفظ کنند، اما با افزایش جمعیت فاصله‌ها کم می‌شود.

کسری ناجی در حالی گزارش می‌داد که هلی‌کوپتر پلیس بالای سر او در پرواز بود. او می‌گوید برگزارکنندگان تاکید کرده‌اند که این اعتراض با آرامش و مسالمت برگزار خواهد شد.

قرار است فردا تظاهرکنندگان مقابل سفارت آمریکا در لندن تجمع کنند.

تظاهرات مشابه علیه کشته شدن جورج فلوید در بازداشت پلیس در آمریکا به خشونت کشیده شده بود.

در بریزبن استرالیا و شهرهای دیگر معترضان روی پلاکارد نوشته بودند 'مرگ بومیان را متوقف کنید'حق نشر عکسREUTERS
Image captionدر بریزبن استرالیا و شهرهای دیگر معترضان روی پلاکارد نوشته بودند ‘مرگ بومیان را متوقف کنید’

رفع ممنوعیت در دقیقه آخر

در استرالیا هم که روز زودتر آغاز می‌شود، ده‌ها هزار نفر در تظاهرات “جان سیاهان مهم است” در شهرهای سیدنی، ملبورن، بریزبن و آدلاید جمع شدند.

هرچند اعتراض اصلی به مرگ جورج فلوید، مرد آفریقایی‌تبار در بازداشت پلیس آمریکاست، اما تظاهرات در استرالیا به محلی برای اعتراض به رفتار “تبعیض‌آمیز پلیس” با بومیان این کشور تبدیل شد.

دادگاه ایالتی در سیدنی تظاهرات را به دلیل نقض قوانین ایمنی زمان شیوع کرونا ممنوع اعلام کرد و به همین دلیل چند نهاد به خاطر دعوت به برگزاری تظاهرات جریمه شدند؛ اما این حکم بعدا تغییر کرد.

برگزار کنندگان به دادگاه عالی استرالیا شکایت کردند و ۱۵ دقیقه مانده به زمان اعلام شده برای تظاهرات، این ممنوعیت با حکم دادگاه لغو شد.

تجمع معترضان در واشنگتن

همزمان تظاهرکنندگان روز شنبه در واشنگتن درحال تجمع بوده اند.

آقای فلوید روز ۲۵ مه در مینیاپولیس جان باخت، زمانی که مامور پلیسی برای نه دقیقه بر گردن او که روی زمین دراز شده بود زانو زد. او قبل از مرگ فریاد می زد “نمی توانم نفس بکشم.”

دریک شووین مامور بازداشت کننده به قتل درجه دو متهم شده و سه مامور دیگر حاضر در صحنه هم به معاونت در قتل متهم شده اند.

آمریکا از آن زمان شاهد اعتراضات سراسری بوده است، اما رئیس پلیس واشنگتن، دی سی، پایتخت آمریکا گفت که تظاهرات شنبه “ممکن است بزرگترین تظاهرات در این شهر باشد.”

تظاهرات لندنحق نشر عکسREUTERS
Image captionروی مقوا نوشته است ‘حق دسترسی برابر به اعتبار مالی، مسکن و تحصیل’

موضوعات مرتبط

Updated: ژوئن 25, 2020 — 3:12 ب.ظ