دنیای انسان دنیای خلق اندیشه های اوست …

 

 

دنیای انسان دنیای خلق اندیشه های اوست …

 

با تشکر از دوست خوبم آقای حسین شاه آبادی که زحمت کشیدند و یکسری مطالب بسیار خوب را گرد آوری نمودند که هر بار از طریق صفحه تحول در اختیار شما عزیزان قرار خواهد گرفت …، سلامت و شاد و در پناه حق باشید.
قسمت اول
دنیای انسان دنیای خلق اندیشه های اوست.اندیشه زیبا و مثبت زندگی زیبا را بشارت می دهد و اندیشه های منفی یک زندگی نابسامان را.
زیرا انسان به عنوان اشرف مخلوقات و قائم مقام خداوند می تواند هرگاه بخواهد معجزه کند.زیرا انسان واقعیت و جادو را کنار هم می آفریند.
انسان می تواند از مرحله باور و هدف فراتر رفته و به ایمان برسد و در محدوده ایمان است که معجزه خلق می شود.تنها چیزی که لازم است خودآگاهی است.حقیقت وجود و توان انسان نامحدود است و انسان همواره یک راهنمای شهودی و معنوی کنار خود دارد.همان ضمیر الهی.
هربخشی از زندگی یک تولد و یک مرگ است که هرکدام بسیار حیاتی و لازم می باشند.
جهان مظهر نظم است و این وظیفه ماست که خود را با آن هماهنگ کنیم.همواره پس از هرتاریکی روشنایی است و ما فقط باگرفتن درس خود به مرحله بالاتر می رویم و اگر درس لازم گرفته نشود مرتبا تکرار خواهد شد.
وقتی مرحله درد و رنج را به پایان رساندید به مرحله آگاهی می رسید که هرچیز را برای تکامل خود ضروری می دانید و باور می کنید که هیچ چیز تصادفی نیست.یعنی به این آگاهی می رسید که هر واقعه ای درسی در خود دارد.حتی اگر متوجه نشوید که چرا این واقعه برای شما اتفاق افتاده است.انسان آگاه موانع را فرصت هایی برای گام بعدی و رشد خود می داند.
مسیر بعدی آگاهی از طریق شناخت رسالت و هدف می باشد.زیرا شعور و عقل ناپیدایی در درون همه چیز جاری است.پس بهتر است فقط به هدف بیندیشید.وجود تجربه ای درگذشته برای رساندن شما به مرحله کنونی لازم بوده است و تمام تجربیات شما توسط یک نیروی نامرعی به هم وصل می باشند.
آگاهی یعنی پذیرش تمام و کمال آنچه هست بدون قضاوت-تلخی-عصبانیت و خصوت و ندامت.یعنی فقط همراه شدن
ادامه در قسمت بعد……..
******************************************************************************************************

 

آگاهی و معجزه

 

قسمت دوم
7 باور ایجاد معجزه
باور اول : نیروی حیات که همان ضمیر الهی شماست در درون خودتان وجود دارد .همان شعور لایتناهی که سازنده و نگهدارنده موجودات است . این نیرو بدون حد و مرز و بدون شکل است . زیرا نمی میرد و زاده نیز نمی شود . ازلی و ابدی است . این نیرو باعث می شود که شما وجود فیزیکی و دنیای ماده خود را احساس کنید .
باور دوم : افکار شما از درونتان برمی خیزد و در اختیار شما هستند . زیرا فکر از یک نیت درونی بر می خیزد و تمام گذشته و آینده شما در قلمرو افکار شماست . این افکار ، سلامت ، ثروت و زندگی شما را خلق می کنند . زیرا شما آنگونه که می اندیشید زندگی می کنید . وقتی فکر کردن و تصویر سازی قطع شود ، حضورتان در دنیای مادی پایان می یابد . بنابراین معجزه و باور آن ، اول در افکار شما شکل می گیرد .
باور سوم : هیچگونه محدودیتی وجود ندارد . انسان نامحدود است و توانمند .
باورچهارم : زندگی شما هدفمند است . زیرا همه کائنات هدفمند است و وجود فیزیکی شما نیز از یک سری نظام تشکیل شده که در حد کمال عمل می کند و بخش های نامرعی وجود شما یعنی افکار و احساسات نیز بخشی از این نظام هستند . شما بخشی از شعور کائنات هستید و هدفمند . یعنی برای به وجود آوردن شما هدفی بوده . فقط باید باور کنید که هدفمند هستید و در مسیر آن حرکت می کنید و همچنین در مسیر خلق معجزه ها .
باور پنجم : تنها راه غلبه بر ضعفها ، فکر نکردن به آنهاست . یعنی بخش ناتوانی و محدودیت را فراموش کرده و و ارد مرحله جدید زندگی خود شوید و این مساله از افکار شروع می شود . از شما خواسته می شود که هجرت درونی انجام داده و از موانع گذشته عبور کنید و فقط به جلو نگاه کنید . باورهای قدیمی را به طور کامل و یکباره پشت سر بگذارید و فراموش کنید . این کار به تدریج انجام نمی شود . انسان باید سریع افکار مخرب و منفی را از سر بیرون کند و باید بخواهد تا اینطور شود . به تنهایی باید این کار را انجام دهد . چون هیچکس مسئول افکار ما نیست و سپس معجزه اتفاق می افتد .
باور ششم : از باورهای منفی خود لیستی تهیه کنید و همچنین از باورهای غیر ممکن خود . سپس به جای موافق غیر ممکن ها ، آغوش خود را بر روی ممکن ها باز کنید . فقط باید افکار خود را تغییر دهید . وقتی به زندگی خود نگاه می کنید ، می بینید که در چندین مورد بر غیر ممکن ها پیروز شده اید . پس این نیروی الهی در درون خود ما هم وجود دارد . از آنجاییکه نیروی قانون جهانی لایتناهی است ، پس هر قدرتی که در گذشته معجزه کرده ، امروز نیز وجود دارد و بنابراین برای شما نیز وجود دارد . شما به راحتی می توانید با انرژی مطلق عمیقا آشنا شوید و از آن در زندگی خود استفاده کنید .سپس زندگی شما رنگ و بوی معجزه واقعی را به خود خواهد گرفت .قدرت معجزه کننده در وجود همه یافت می شود و این یک حقیقت محض است .
باور هفتم : شما می توانید و باید به ماورای منطق بروید و از خودآگاه فراتر روید و ابعاد دیگر زندگی را بشناسید . به خصوص ضمیر الهی خود را . شما فکر و احساس و رویا را لمس نکرده یا ندیده اید .ولی می دانید وجود دارند و حالا ایمان دارید که روح لایتناهی در درون خودتان است . بهتر است اول باور کنید تا معجزات آنرا ببینید . از امروز بعد معنوی و الهی خود را باور کنید تا معجزه آفرین شوید . زیرا روح الهی شما بسیار توانمند ، قادر ، و قدرتمند است .روح بدون بعد ، شکل و نامرعی است .

ادامه در قسمت بعد ……..

 

 

*******************************************************************************************************

قسمت سوم

 

لازمه انسان معنوی شدن این است که حواس پنجگانه خود را فراموش کنید و به پیرامون خود اعتماد کنید .سپس از انسان مادی که تجربه معنوی دارد تبدیل می شوید به انسان معنوی که تجربه مادی دارد و این نباید باعث شود که وجود مادی خود را نفی کنید . با رسیدن به حالت معنویت هیچگاه آنرا از دست نخواهید داد . یعنی شما به معدن گنج دست پیدا می کنید و آنگاه به آرامش می رسید .
پس به جای اینکه خدا را در آسمان و دوردستها ببینید خدا را در همه چیزهای موجود حاضر ببینید .ما همه به هم مرتبط هستیم و نیروی نامرعی همه عالم را فرا گرفته است .
انسان این قابلیت را دارد که با استفاده از ضمیر الهی خود بر واقعیتهای مادی تاثیر بگذارد و بر آن نفوذ کند و معجزه بسازد . انسان می تواند یک دانه را ببیند و به هزاران خرمن پی ببرد .
انسان معنوی می داند که در این جهان تنها نیست . زیرا در هر لحظه معلم مراقب و راهنمای انسانی دارد . انسانهای معنوی خود را با رهنمودهای الهی نزدیک می بینند و می دانند که تنها نیستند و با استفاده از این رهنمودها معجزات را خلق می کنند .
هرگاه با خدای درون خود همساز شدید دیگر نیازی به مشورت با دیگران ندارید .زیرا راه برایتان روشن خواهد شد . انسان معنوی وحدت را باور دارد .انسان معنوی فکر می کند و می داند که رفتار من با دیگران بر اساس رفتار من با خودم است و می داند که جزئی از کل می باشد .
انسان معنوی می داند که افکار تابع قوانین کائنات هستند و ما با افکار خود واقعیت خویش را خلق می کنیم و قدرت ذهن ماست که معجزه می آفریند .
قابلیت خلق معجزه قدرتی است که از فضای خالی و ساکت خود واقعی یعنی ضمیر الهی ما می آید . ما برای یک مقصود آفریده شده ایم . دوست بداریم و دوستمان بدارند و تفاوتی را در جهان ایجاد کنیم .
انسان معنوی زندگی را بدون مراقبه بی معنا می داند . زیرا او آرام به درون خود می رود و مدتی را با خود می گذراند . زیرا او با قدرت بیکران مراقبه آشناست . مراقبه همان رسیدن به آلفاست . انسان معنوی شهود و الهام را باور دارد و می داند که باید آن را جدی بگیرد .انسان معنوی می داند که از هرچه متنفر باشد و با آن مبارزه کند او را ضعیف خواهد نمود و انرژیش را تحلیل می برد . قابلیت خلق معجزه از حرمت گذاشتن به زندگی و نفس آن شروع می شود . پس به زندگی خود و همه موجودات حرمت بگذارید .

ادامه در قسمت بعد …………….
******************************************************************************************************

قسمت چهارم

تفکر معجز آسا

-از شک و تردید بپرهیزید
-در ضمیر خود جایی برای معجزه فراهم کنید
-خود را فردی نا محدود بدانید
-نداهای درونی و شهود را باور داشته باشید
-کانون آگاهی و اسرار آمیز درون خود را کشف کنید
-هرچیزی را با آگاهی و اطمینان یاد بگیرید نه با شک و تردید
-بدانید که نیت شما واقعیت شما را خلق می کند
-آگاهی سریع و تسلیم شدن را امتحان کنید
-یاد بگیرید عملتان طوری باشد که انگار بار دوم است که زندگی می کنید
-اول بر اساس ضمیر الهی و سپس براساس خویشتن مادی خود زندگی کنید
-هرگز به آنچه که نیاز ندارید نمی توانید از آن به قدر کافی به دست آورید
-از دیگران انتظاری نداشته باشید و انها را بدون قید و شرط بپیذیرید
-سعی کنید میزان اقتدار خود را افزایش دهید
-هر روز به مراقبه بپردازید
-به محض اینکه راه رفتن به درون را پیدا کنید راه بیرون و زندگی واقعی به -دنبال آن می آید
-هرچه که در بیرون خودت می بینی در درون و پندار توست
-به ضمیر الهی خود اعتماد کنید
-هر روز با صدای بلند به خود یادآوری کنید :
” من موجودی معنوی هستم که تجربه زندگی انسانی را دارد و در این قلمرو معنوی هیچ محدودیتی وجود ندارد . آن عقل کل و شعور مطلقی که در تمام کائنات است در من نیز جریان دارد و قانون مطلقی که اجازه داده یک زمانی در تاریخ معجزه اتفاق بیفتد هنوز برقرار است و عمل ی کند و امروز در اختیار من است ”

گناه : معنی گناه این است که هر احساس یا باوری که به زیان شما باشد درخود پرورش دهید . ((((طرد خویشتن بزرگترین گناه است))))
بنابراین کلام خود را علیه خویشتن به کار نبرید .
وقتی ما خود را آنچنان که هستیم نمی توانیم بپذیریم طبیعتا دیگران را آنچنان که هستند نمی پذیریم

ادامه در قسمت بعد …………..
****************************************************************************************************

قسمت پنجم

 

<h5>اصول 4 گانه تعهد به خود

1- با کلام خود گنه نکنید . زیرا از طریق کلام توان آفرینش خویش رابیا می کنید . (نسبت به خود و دیگران ) و همه آنچه راکه باوردارید و هستید از طریق کلام بیان می کنید .
تنها موجودی که سخن می گوید انسان است و این قدرت جادویی است . اما در عین حال شمشیر دو لبه است که می تواند زیباترین رویاها را بیافریند یا می تواند نابود سازد . کلام شما نیت و اندیشه شما را نشان می دهد . کلام انرژی مضاعف دارد . زیرا اول شما فکر می کنید و بعد کلمه را ادا می کنید . پس همواره از کلام مثبت برای خویشتن و دیگران استفاده کنید .
2- هیچ چیز را به خود نگیرید .
3- از تصورهای خود دست بردارید. یعنی این امکان را بدهید که برداشت شما اشتباه باشد .
4- در هر لحظه همه تلاشتان را بکنید تا سه مورد بالا را رعایت کنید .</
h5>

 

ادامه در قسمت بعد …………..

****************************************************************************************************

 

 

 

قسمت ششم

هر یک از ما در قلمرو زندگی خود قادریم باورهای منفی و موروثی را تغییر دهیم و سهمی در ساختن بهشت موعود روی کره زمین داشته باشیم . این کار با تمرین و مراقبه انجام می شود .
انسان جهت تحقق به رویاهایش و رسالت شخصی اش به این جهان قدم گذاشته و خداوند از طریق نشانه ها و کمک های فراوان او را یاری می دهد در تحقق رویاهایش . تاخیر در شناخت رسالت شخصی عوارض جسمانی و روحی می آورد . یادتان باشد که ترس عامل عمده ای است که انسان را از رسیدن به رویاهایش باز می دارد .
وقتی انسان آزادی درون را تجربه می کند دیگر هیچگاه به آزادی بیرونی نیاز ندارد . بلکه آزادی درون است که آزادی بیرونی رامحقق می سازد . راجع به خود و دیگر موجودات با حرمت و عشق صحبت کنید . پندار و ذهن خود را پاکیزه نگهدارید . مکالمه ذهنی باعث می شود از لحظه حال غایب شوید . همواره در حد توان در لحظه باشید و از خود ودیگران توقع بیش از حد نداشته باشید .
روابط خود را براساس آرامش و شادی با دیگران برقرار سازید . از طریق مراقبه همواره بهترین حالت ممکن در روابط خود را مجسم کنید .
اگر می خواهید چیزی را به دست آورید همین امروز مجسم کنید که آن را دارید و به گونه ای رفتار کنید که هم اکنون وجود دارد . یعنی در دنیای واقعی طوری زندگی کنید که در فکرتان زندگی می کنید . روابط این راه خلق معجزه است .
قابلیت و توانایی برقراری روابط جادویی از زندگی شما آغاز می شود و به شماپایان می گیرد . پس اگر خواستار معجزه هستید باید مسوولیت کامل نحوه ارتباط با دیگران را بپذیرید . از امروز گذشته را به طور کلی فراموش کرده و روابط جدیدی را با همه آغاز کنید . زیرا شما مسوول اعمال و رفتار دیگران نیستید . بلکه مسوول اعمال و رفتار شخص خود هستید .
برای خلق معجزه در روابط خود ، خود را از نو تعریف کنید . خود را به عنوان یک موجود معنوی تعریف کنید . بدین معنی که تماسهای شما با دیگران ، در ضمیر شما احساس می شود . یعنی افکار شما نوع تماس و نتیجه آن را تعیین می کند .
شما همانگونه هستید که می اندیشید . شما دیگران را تنها در افکار خود بررسی و حس می کنید .
رفتار شما با دیگران بر اساس رفتار آنها نیست . بلکه بر اساس برداشت شما از رفتار ایشان است . زیرا شما نمی توانید صاحب رفتار کس دیگری باشید و نمی توانید جای آنها باشید . بلکه فقط می توانید رفتارها را در ضمیر خود پردازش کنید .

ادامه در قسمت بعد …….

 

****************************************************************************************************

 

 

 

قسمت هفتم

شما از طریق افکارتان با همه جهان مرتبط می شوید و به دلیل نامحدود بودن خود ، مانعی ندارید برای این که از روبط خود لذت ببرید . تنها نحوه تفکر شما مانع می شود . حال از خود سوال کنید در مود کسانی که با آنها رابطه دارید چه فکر می کنید و به خاطر داشته باشید همان که فکر می کنید همان می شود . زیرا شما منشا فکر هستید و رفتار شما تابع افکارتان می باشد . به جای بررسی رفتار دیگران برداشت خود را بررسی کنید و بگویید : ” هر کسی راه خودش را می رود و همانگونه عمل می کند که بایدبکند . ولی من ویژگیهای خوب او را دوست دارم و تمرکز خود را به خوبی های او می دهم . من به چیزی که از آن بدم می آید تمرکز نمی کنم . من او را دوست دارم و به او حرمت می گذارم. ”
در ابتدا این شیوه مجازی به نظر می رسد . ولی یادتان باشد که احساسات واقعی شما از افکارتان ناشی می شوند . پس باید از امروز معجزه آسا بیاندیشید . مطمئن باشید با مداومت و تکرار موفق می شوید . یادتان باشد دیگران با قضاوتهای ما تعریف نمی شوند و ما نیز با قضاوتهای دیگران تعریف نمی شویم . بلکه هرکس با افکار خود و رفتار ناشی از آن تعریف می شود . شما همان چیزی می شوید که در سراسر روز به آن فکر می کنید و توجه دارید . زیرا هرجا که توجه شما باشد همانجا هستید . پس توجه خود را به لحظه بدهید و خدا را در آغوش بگیرید . شما توجه خود هستید و توجه شما بر هر واقعیت موجود اثر گذار است .
روابط شما با مردم بیان کننده روابط شما با خودتان است . زیرا شما رابطه ای دائم و ثابت با ضمیر و جسم دارید . وقتی شما خود را سرزنش می کنید خود مرعی شما در مورد خود نامرعی شما قضاوت می کند . بنابراین هدف شما دیدن خود به عنوان ابتدا یک موجود الهی است ،سپس یک موجود فیزیکی و این که سعی کنید معجزه واقعی را در زندگی خود بیآفرینید . بنابراین لازم است سعی کنید بین خود معنوی و مادی هماهنگی برقرار کنید .
از امروز خود را انسان مقتدر – مهربان – با احساس – آرام و ملکوتی و توانگر ببینید که می تواند و حق دارد اشتباه کند . اگر سطح آگاهی جسم ، ضمیر و روح خود را همزمان افزایش دهید ، وحدت درونی را احساس می کنید .

ادامه در قسمت بعد ……..

 

****************************************************************************************************

 

 

 

قسمت هشتم

وقتی خویش را با تمامیت خویش دوست بدارید ، موجب می شود که همه شما را دوست بدارند و شما عشق را به همه منتقل می کنید . زیرا شما هر چیزی را که در درون خود دارید به دنیا عرضه می کنید . زیرا درون شما حاصل افکار شماست و همان را به دیگران منتقل می کنید . در عین حال همواره به دنبال گرفتن درسهای زندگی خود باشید و رشد و تعالی . زیرا به دنبال هرچه باشید ، همان را خلق می کنید .
همانگونه رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود . به جای قضاوت و انتقاد ، روابط عاشقانه داشته باشید . هدف این است که (( بدون قید و شرط )) دوست بدارید و شفقت داشته باشید و آنچه به شما برگردانده میشود با عشق بپذیرید . حتی اگر به شما بدی بازگردد .
*** آنچه در درون شماست خود را بیرون می ریزد . بنابراین اگر درون شما عشق باشد ، نفرت بیرون نخواهد ریخت . ***
از امروز به جای اینکه دیگران را مطابق میل خود کنید ، سعی کنید عشق بدون قید و شرط یعنی پذیرش را بدهید . زیرا هرچه بیشتر بدهید ، بیشتر به دست می آورید . بر اساس قانون خلاء یادتان باشد عشق بدون انتظار معجزه آفرین است . ولی وقتی به نتیجه فکر می کنید ، دیگر روابط شما عنصر جادویی ندارد . به یک گل نگاه کنید که فقط بوی خوب می دهد و برایش مهم نیست که دیگران او را تحسین کنند یا نه . در ذهن خود همه را ببخشید و عشق بدون انتقاد ارائه دهید . انسان معجزه گر ، هیچگاه اجازه نمی دهد در افکار او عوامل منفی بروز کنند . بنابراین بر محیط عادی خود اثر می گذارد . همه انسانها طبق باورها و شرایط فکری خود عمل می کنند . پس قابل سرزنش نیستند . مهمتر از همه این که اگر چیزی را خوب ندیدید ، سعی کنید خود بهتر عمل کنید . اگر موافق کسی نیستید ، به او محبت کنید . بقیه کارها را به کائنات واگذارید . زیرا مدارا شرط اول است . به خاطر داشته باشید تعادل شرط اول موفقیت است .
ادامه در قسمت بعد …………

 

 

 

****************************************************************************************************

 

 

 

 

قسمت نهم

هفت عامل مربوط به روابط هدفمند

1- اظهار محبت بدون چشم داشت . بدین ترتیب از محبت سرشار می شوید . این بدین معنی است که اول از همه به خود عشق بدهید . آن هم بدون قید و شرط .
2- هرگز پافشاری نکنید که حق با شماست . زیرا در این لحظه هدف پیروز شدن و احساس برتری است . تنها روابط متعادل و مساوی است که پیروز می شود .
3- اگر خواهان معجزه هستید ، فرامئش کنید که دیگران اشتباه می کنند .سپس تغییرات را مشاهده کنید . ما با انسانهای دیگر متفاوت هستیم . پس نیازی به ثابت کردن چیزی نیست . هیچکس حتی شما مایل نیست که بداند اشتباه کرده . پس برایدیگران احترام قائل باشید . زیرا در مسائل معنوی همه برابرند . پس دیگران را وادار به احساس گناه نکنید . کسانی که اعتماد به نفس دارند ، لزومی نمی بینند دیگران را بد جلوه دهند . آنها به خود و ضمیرشان اعتماد کامل دارند و برای دیگران و حریم شخصیشان احترام قا ئل هستند .
4- به هر کس اجازه دهید که خودش باشد و خود حقیقی او را دوست داشته باشید . به نیازهای دیگران احترام بگذارید .
5-تلاش کنید از وجود دیگران لذت ببرید و احساس تملک را فراموش کنید . هر محدودیتی جادوی معجزه را از بین می برد . حق نداری به دیگران بگویید چه بکنند و چه نکنند .
6- شما مجبور نیستید از کار دیگران سر در بیاورید . هیچکس مجبور نیست و لازم نیست مثل ما فکر کند . دوست داشتن واقعی یعنی دوست داشتن آنچه هست . اگر قرار بود دیگران مثل ما باشند ، دیگر تکاملی در کار نبود . وقتی در سطوح بالای آگاهی قرار می گیرید ، قدرتهای معنوی زیادی پیدا می کنید که قبلا آنها را غیرممکن می دانستید .
7- به خواسته های دیگران توجه کنید و برای تامین خواسته های خود ، به کائنات توکل و اعتماد کنید . توجه قابلیتی است که موجب می شود ما بر آنچه مایل هستیم دریافت کنیم ، متمرکز شویم .

 

 

 

*****************************************************************************************************

 

قسمت دهم

 

 

اگر ما چیزی را نپذیریم و باور نکنیم ، اطلاعات آن را ذخیره نمی کنیم و ایمان یعنی باور بدون قید و شرط .

قابلیت های خود را برای خلق شادی در خودتان و دیگران باور داشته باشید . دیگران نمی توانند مانع شادی ما شوند ، اگر ما چنین باوری داشته باشیم . هر روز تمرین کنید شک و تردید را کنار بگذارید واعلام کنید که شما مسوول خود و زندگی خود هستید . مسوولیت انتخابهایتان را تمام و کمال بپذیرید .

به خودتان تلقین دهید که می توانید روابط شادی بخش و جادویی به وجود آورید . در تجسم خود خویشتن را ببینید که به همه محبت می کنید . حتی وقتی آنها بدی می کنند . مرتبا این تصویر ذهنی را زنده کنید و وابسته نتیجه نباشید . سرانجام تصاویر ذهنی ما در دنیای مادی واقعیت پیدا می کنند . از سرزنش دیگران دست بردارید . شما تنها محدودیتی که دارید ، آن است که خودتان برای خود قائل می شوید . شما هرکسی را همانگونه می بینید که مایل هستید ببینید . پس با هر کسی که رو به رو می شوید خدا را در او ببینید و با حرمت و احترام رفتار کنید .

مسیر رشد شما کاملا شخصی است و قرار نیست کسی را ارشاد کنید . بنابراین از برقراری روابط اجباری بپرهیزید . در مسیر شما هیچ چیز تصادفی نیست و بسیاری از افراد معنوی جذب شما خواهند شد . زیرا حس شما به کمک ضمیر برترتان در روابط شما یاری دهنده خواهد بود .
شما از جنبه های شهودی خود همانقدر بهره می برید که برای آن ارزش قائل شوید و اگر آن را انکار کنید ، مجددا درس شما به شیوه سخت خواهند آمد .

روح الهی شما به نتایج توجه ندارد . زیرا می خواهد فقط صفات ذاتی خود را بروز دهد .

در مورد روابط خود ، با ضمیرتان مشورت کنید و هدایت الهی را بطلبید و آن را دریافت کنید . یعنی ایمان داشته باشید که می توانید همواره روابط جادویی داشته باشید .

شیوه گرفتن درسها را از طریق آگاهی تمرین کنید . هر یک از ما منحصر به فرد و و یژه هستیم . بنابراین نخواهید که کسی مثل شما باشد . چون امکان ندارد . تنها زمانی کسی تغییر می کند که خودش آمادگی داشته باشد . شما نمی توانید کسی را آماده کنید .فقط مسوولیت آماده کردن خود را بپذیرید . شما کافی است ذهن خود را تغییر دهید و پس معجزه می آفرینید .

افکار دارای ثبات که از اشتیاق شما سرچشمه می گیرند ، بدون توجه به نتیجه و دلبسته شدن به آن ، عامل اصلی جادوی واقعی هستند . سعی نکنید معنی کارهای مرد را بفهمید . آنگاه قضاوت هم نمی کنید .

ادامه در قسمت بعد …………..

***********************************************************************************************************

 

 

 

 

قسمت یازدهم

باور طلایی : شرایط آدمی را نمی سازد . بلکه توانمندی های او را آشکار می سازد .

اگر تو نمی توانی باور کنی ، برای کسی که باور می کند همه چیز امکان پذیر است .انسان توانایی خلق اندیشه هایی را دارد که خوشبختی می آورد . زیرا هرآنچه را که بتوانید در ضمیر خود مجسم سازید ، می توانید در دنیای مادی خلق کنید . به شرط آنکه تصویر را رها نکنید . ارسطو می گوید : آدمی هرگز بدون تصویر نمی اندیشد . خود را همواره در زندگی سعادتمند و کامروا مجسم کنید . اینکه چقدر خود را دوست دارید ، ارتباط مستقیم با کلمات شما ( کیفیت و صداقت ) دارد . وقتی در کلام خود عشق و حقیقت را بگنجانید ، از شادی لبریز می شوید . زیرا با معصومیت کلام از ترسها رها می شوید و می توانید در بهشت زندگی کنید و معجزه بیافرینید . پس با کلام خود بهشت را خلق کنید و سپس داخل آن شوید .

هیچ چیز را به خود نگیرید . انسانها آزاد هستند هرچه وست دارند بگویند . همه این است که شما به خودتان نگیرید . اگر چیزی گفته شود که شما با آن موافق باشید ، پس آن را به خود می گیرید که به آن اهمیت شخصی می گویند . یعنی شما محور جهان هستید و همه چیز در مورد شماست و این نشانه ضعف است . هیچکدام از کارهای دیگران به خاطر شما نیست . بلکه به خاطر خودشان است . زیرا همه مردم در ذهن و رویاهای خود زندگی می کنند و این فرآیندها مربوط به شما نمی شود . حتی اگر مستقیما به خودتان گفته شود . زیرا افکار آنان حاصل برنامه ریزی های خودشان می باشد . شخصی که به شما توهین می کند ، در دنیای خود توهین و نفرت را کاشته است و سعی دارد زهر را به شما منتقل سازد و وقتی شما آن را می پذیرید ، زهر از آن شما می شود . در بازی کسی گرفتار نشوید و به دام نیفتید . آشغال های عاطفی دیگران را دریافت نکنید . آنگاه در امان خواهید بود .

خود را باور داشته باشید . بنابراین دیگر باورها و عقاید دیگران را به آسانی نمی پذیرید . دیگران حق دارند دنیا را هرگونه که دوست دارند ببینند و این حق آنهاست . آنها با خود درگیر هستند نه با شما .

همه احساسات منفی دیگران از ترسشان و احساس عدم امنیت سرچشمه می گیرد . اگر شما با عشق زندگی کنید ، دیگر جایی برای ترس باقی نمی ماند .

وقتی شما احساس خوبی دارید ، همه چیز دور و بر شما خوب خواهد بود . چون شما خودتان را همانطور که هستید دوست دارید .

ادامه در قسمت بعد …………

 

 

*****************************************************************************************************

 

 

 

 

قسمت دوازدهم

ما حق انتخاب داریم در مورد چیزهایی که می خواهیم باور کنیم . همینطور در پذیرش خود و عدم پذیرش خود حق انتخاب داریم .

اگر نیاز داشته باشید که کسی با شما بد رفتاری کند ، به آسانی کسی پیدا می شود که آزارتان دهد . بنابراین قانون بالعکس نیز عمل می کند . وقتی آدمها را همانطور که هستند ببینیم ، بدون در ظر گرفتن رفتار و گفتارشان ، آنگاه دیگر آزار نمی بینیم .

برای انتخابهای درست فقط باید به خود اعتماد کنید . یعنی به ضمیر الهی خود . بنابراین اگر کسی زهر عاطفی برای شما فرستاد ، آماده نوشیدن نباشید . آنگاه در امان خواهید بود . سپس عشق بدهید . بدون ترس از طرد شدن و آزار دیدن . آنگاه آزارها دنبال کار خود می روند . بدون سرزنش و قضاوت همواره در ارتباطات خود سوال کنید از دیگران در مورد منظورشان و تصور باطل نکنید . حقیقت را دریابید و از یکدیگر توضیح بخواهید . زیرا تصورات باطل موجب درک غلط از همه چیز می شوند و آنگاه ما آنچه را که می خواهیم می بینیم و می شنویم. ما در حقیقت درباره چیزهایی که درک نمی کنیم خیال پردازی می کنیم و در ذهن خود آنها را نفی می کنیم . اغلب از گفتن انتظارات خود سر باز می زنیم که اشتباه است . دیگران مجبور نیستند بدانند ما چه می خواهیم . مردم قرار نیست فکر ما را بخوانند . همواره سوال و پاسخ باعث امنیت می شود .

ما تصور می کنیم همه باید مثل ما زندگی را ببینند و مثل ما قضاوت کنند. به همین دلیل می ترسیم جلوی دیگران خودمان باشیم . در حقیقت ذهن ما سرزنش ، طرد یا قضاوت می کند.

ما باید فقط خودمان باشیم . پس دیگر نیازی نیست تصویر عاطفی خود را تغییر دهیم . بنابراین از همه مردم و اطرافیان خود باورها و عقایدشان را سوال کنید و روابط خود را شفاف نمایید . این کار شهامت می خواهد . وقتی حقایق را فهمیدید ، دیگر نیازی به تصورات نیست . شما باید شهامت درخواست کردن را داشته باشید . دیگران مختارند بله یا نه بگویند .

با کلام خویش آفرینش ، بخشش شراکت و عشق را به کار اشاعه دهید و آنگاه معجزه می آفرینید .

وقتی کل رویای خویش را تغییر دادید ، جادو و معجزه در زندگیتان اتفاق می افتد و هر چیزی را که نیاز دارید به آسانی به سوی شما می آید . چون روح آزادانه در درون شما حرکت می کند و این آزادی شخصی است .

ادامه در قسمت بعد ………..

**********************************************************************************************************

 

قسمت سیزدهم

تمرین های روزانه

-هر روز با خدا به صورت محاوره ای صحبت کنید . یعنی خیلی ساده و صادق.
-در برابر هر رویدادی سوال کنید که نقش شما چه بوده و درس شما چیست . به خود و ذهن خود فرصت دهید که وقتی با چیزی روبرو می شوید فقط مشاهده کننده باشید .

هوشیاری یعنی انتخاب و اقتدار

در طول هفته یک روز کامل یا چند ساعت را روزه سکوت بگیرید .
همواره از خود سوال کنید چگونه دیگران را شاد کنم ؟حال یاشید و از خود و دیگران توقع بیش از حد نداشته باشید .
اگر خواهان خلق معجزه هستید گذشته خود را هم اکنون فراموش نموده و امروز دوباره متولد شوید .
برای خلق معجزه خود را از نو تعریف کنید . تمام تمرکز خود را به ویژگیهای خوب خود و دیگران بدهید و همه کس و همه چیز را بپذیرید .
همواره توجه خود را به معجزه تنعم و فراوانی بدهید .

ما هیچگاه با قضاوتهای دیگران تعریف نمی شویم . بلکه شما همان چیزی هستید که در طول روز به آن می اندیشید و توجه دارید . وقتی تمامیت خود را دوست بدارید ، طبق قانون انرژی باعث می شوید همه شما را دوست بدارند . سپس عشق از درون شما به بیرون می رود و همشکل خود را جذب می کند . زیرا شما دنبال هرچه باشید همان را خلق می کنید . مدارا شرط اول موفقیت و خلاقیت است . وظیفه شما عشق و محبت دادن است .

ادامه در قسمت بعد ……

******************************************************************************************************************************

 

 

<h5>

قسمت چهاردهم

خلق مجدد خود

خدا در همه چیز هست و چیزی نیست که تجلی خداوند نباشد و هدف خداوند از خلق انسان این بود که به عنوان خالق تجربه خود ، دانسته های خود را تجربه عملی کند . انسان مانند خداوند در هر لحظه خود را مجددا خلق می کند با انتخابهایش .

زندگی ارج گذاشتن به تمام مواهب حیات است . انسان سبب خلق تجربه خود خلق می شوید و تاثیرپذیر از آن نیست .

زمانی جز هم اکنون و مکانی جز اینجا وجود ندارد . خود واقعی شما کسی است که آرزو دارید باشید و ر صورت اراده می توانید آن را تغییر دهید . خداوند هیچگاه با تمام آگاهی از انتخابهای ما در آنها دخالت نمی کند و این یعنی اشرف مخلوقات .

انسان با نفی نیمی از وجودش یا بخشی از آن ، خدا را نفی می کند . پس تمامیت خود را بپذیرید .

همه چیزهای خوب نصیب افرادی می شود که صبر و شکیبایی نشان دهند . تو باید بدانی که می دانی . پس تظاهر کن که می دانی .

در عالم خلقت ، داشتن بودن را به وجود نمی آورد . بلکه بودن داشتن را حادث می شود . ابتدا شما چیزی هستید مانند شادمان ، آرام ، دانا و ثروتمند . سپس شروع به انجام کاری از این موضه می کنید و به زودی همان می شوید که آرزو می کردید .

در فرایند آفرینش از خود سوال کنید . دنبال چه چیزی هستید و سپس سوال کنید ار آن کیفیت را داشتید چه نوع آدمی بودید . حالا سعی کنید همان شخصیت را از خود نشان دهید .

الگوی بودن ، انجام دادن و داشتن را معکوس کنید . آنگاه در جهت خلقت قرار می گیرید . زیرا همه مراتب و حالات ذهنی خود را مجددا خلق می کنید . آنچه تظاهر به بودن آن می کنی ، در نهایت همان خواهی شد . برای این کار باید جسم ، ذهن و روح در صداقت و هماهنگی باشند .هیچ چیز در زندگی اتفاق نمی افتد جز اینکه فرصت کاملی را برای تو فراهم سازد تا تو چیزی را شفا دهی – خلق کنی یا تجربه کنی همان چیزهایی که خودت انتخاب کرده ای تا خود واقعی ات را پیدا کنی . بالاترین نیایش در اختیار و کنترل داشتن فکر است .

ادامه در قسمت بعد …..

</h5>

**********************************************************************************************************

قسمت پانزدهم

دایره کامل هستی

-تو آنچه فکر میکنی خلق می نمایی
-آنچه را خلق می نمایی همان خواهی شد
-آنچه را هستی بیان می کنی
-آنچه را بیان می کنی تجربه می کنی
-آنچه تجربه می کنی هستی و آنچه هستی فکر می کنی
زندگی وسیله و ابزاری برای خداوند است تا فکر را به تجربه مبدل سازد .

انسان هم در زندگی همین وظیفه را دارد . زیرا انسان امتدادی از خداوند است . زندگی شما مجموعه ای از افکار و باورهای شماست . اگر خواهان معجزه هستید ، فراموش کنید که دیگران اشتباه می کنند . سپس تغییرات را مشاهده کنید . اگر ما چیزی را باور کنیم ، اطلاعات آن چیز توسط مغز ذخیره می شود و ایمان داشتن باور بدون قید و شرط می باشد .

شایسته ترین نیاز شما در این دنیای نامرعی ، ارتباطی هوشمندانه با مادیات است . از طریق توجه و فکر آنچه شما جذب می کنید به چیزی بستگی دارد که در شما ساکن است . شما چیزهایی را به سوی ذهن ، جسم ، رفتار و روابط خود جذب می کنید که در درون آنها را می پرورانید . آنچه را که دوست دارید و آنچه را که متنفر هستید . شما توسط افکار و رفتار ناشی از آنها چیزهایی را جذب می کنید که هستید نه آنهایی را که می خواهید . زیرا چیزهایی جذب می شوند که درباره آنها فکر فراوان کرده اید . شما افرادی را جذب می کنید که مثل شما فکر می کنند .

ادامه در قسمت بعد ……..

******************************************************************************************************
قسمت شانزدهم

شغل و کار

قلب های بزرگ و اندیشه های موفقیت ، پیوسته نیروهای مرموزی را پیش می فرستد که بی درنگ حوادث بزرگ را جذب می کنند . اما قلب های محدود کننده و عقاید منفی ، خود را دچار مسئله کمبود می کنند . همواره از قانون جاذبه ذهن و توجه استفاده کنید . زیرا شما آنچه را که در ذهن می پرورانید جذب می کنید . چه از چیزی که بدتان می آید و چه آن چیزی را که دوست دارید . هر انسان چیزی را متجلی می کند که در نهان در افکارش می پروراند . کسانی که پیوسته اندیشه های منفی دارند ، ندانسته آنها را از طریق افکار منفیشان جذب می کنند . وقتی به چیزی حساسیت دارید همان چیز را جذب می کنید تا درس خود را بگیرید .

اگر دنیایی را که در آن زندگی می کنیم دوست نداشته باشیم در حقیقت افکار خود را دوست نداریم . ترس و نگرانی موهبت های شما را متوقف می کنند . پس همواره برای خود بهترینها را به تصویر بکشید و از نیکویی ها برای خود و دیگران تصویر ذهنی داشته باشید .

روی چیزهایی که نمی خواهید خلق کنید تمرکز و توجه نکنید . بگذارید بیایند و بروند . آنچه را که با کلام خود به جهان ابراز می دارید برایتان به وقوع خواهد پیوست و شکرگذاری بهترین حرکت است . ما نمی توانیم کائنات را مجبور کنیم که چیزی یا موضوعی را دریافت کنیم . بلکه فقط می توانیم دعوت کنیم با تمرکز بر ذهنیت ایده آل و مثبت . وقتی اندیشه خود را تغییر می دهیم ، آنچه را که جذب می کنیم نیز تغییر می کند . با تمرکز روی اندیشه های ایده آل و نیکو همان ها رابه زندگی خود دعوت می کنیم . ما هر چیزی را که از نظر ذهنی بپذیریم می توانیم در اختیار داشته باشیم . همواره آماده دریافت کردن بهترینهای زندگی خود باشید .

وقتی فکر می کنید طرد شده اید ، مفهومش این است که چیزی را طرد کرده اید . خیلی ها هنوز به گذشته چسبیده اند . بنابراین معجزات آینده را نمی بینند و آماده دریافت آنها نیستند . ابتدا گذشته و تجربه های آن را رها کنید و از خود دلسوزی و تلخی دست بردارید . زیرا انسانها اشتباهاتشان نیستند . بلکه امکاناتشان هستند . انسانهای ایده آل طلب همواره ناراضی هستند و در نتیجه بخش هایی از وجود خود را دوست ندارند . به همین دلیل همواره ایده آل و کامل شدن هستند . در صورتیکه همواره و در هر لحظه ما کامل هستیم . تنها اتفاقی که می افتد بهتر و کاملتر می شویم .

ادامه در قسمت بعد …..

******************************************************************************************************

قسمت هفدهم
10 دنیای درون انسان

هر انسان 10 دنیا در درون خود دارد . به معنای 10 نوع زندگی که تمام جوانب و لحظه های زندگی او را احاطه می کند . همه ما این 10 دنیا را به نوعی و در زمانی تجربه می کنیم و در هر لحظه از یکی به دیگری انتقال پیدا می کنیم که آن هم بستگی به برخورد درونی ، با حوادث بیرونی دارد . در هر لحظه یکی از این 10 دنیا را تجربه می کنیم و 9 تای دیگر محو می شوند . حال از پایین ترین سطح شروع می کنیم :

1 ) جهنم :
این وضعیت رنج و ناکامی است که در آن ما هیچ آزادی حرکت نداریم و خود و محیط اطراف را به تدریج نابود می کنیم .

2 ) طمع و حرص :
این وضعیت توسط عطش سیری ناپذیر برای پول ، قدرت ، موفقیت یا هر چیز دیگری بیان می شود . در این حالت ما قربانی طمع می شویم و کنترلی روی خود نداریم .

3 ) غریزه :
در این حالت توسط غرایز خود کنترل و هدایت می شویم . منطق و اخلاق را نمی شناسیم و در قضاوتهایمان کاملا غریزی هستیم و توسط قانون جنگل هدایت می شویم . از ضعفا کاملا سوءاستفاده می کنیم و جلوی قویترها سر تسلیم فرود می آوریم .

4 ) خشم :
در این حالت الگوی ما خیلی قوی است ( خودخواهی و زیاده خواهی ) یعنی می خواهیم به هر ترتیبی شده بر دیگران تسلط یابیم . ما فقط به خود بها می دهیم و دیگران باید مطابق میل ما عمل کنند . به شدت بر برتریت خود می اندیشیم و به آن معاقد هستیم و برایمان قابل تحمل نیست که کس دیگری جلوی ما عرض اندام کند . هر چیزی را که دوست نداشته باشیم پس مس زنیم و کسی نمی تواند بر ماتاثیر بگذارد .

5 ) انسانیت :
به عبارت دیگر آرامش و صلح که مجه آرام و مثبت زندگی است . ولی لز لین سطح به سادگی به 4 سطوح پایینتر انتقال پیدا می کنیم . در زمانیکه به عنوان انسان عمل می کنیم ولی نسبت به بروزات خارجی هنوز آسیب پذیر هستیم .

6 ) بهشت :
این وضعیت شادی کامل است . یک حس خوب بودن فیزیکی همرا رضایت درونی شدید . اما لذت در این حالت کوتاه است و باز شخص نسبت به عوامل بیرونی آسیب پذیر است .

6 وضعیت که از جهنم تا بهشت می باشد ، 6 جاده نامیده می شود .

همه آنها یک وجه مشابه دارند . توسط نیروها و حوادث بیرونی شدت و ضعف می یابند و هدایت می شوند . به طور مثال فرض کنیم مردی آرزئ دارد کسی را پیدا کند که عاشقش شود که می شود حالت عطش . زمانیکه بالاخره شخص مورد نظر را ملاقات کرد ، احساس رضایت و کمال می کند که می شود بهشت . حالا توسط عوامل مختلف حسادت پیش می آید که تبدیل به خشم می شود و بالاخره حس مالکیت او ، محبوبش را فراری می دهد . اکنون او افسرده می شود که جهنم است و احساس می کند که دیگر نمی خواهد زنده بماند .بدین ترتیب خیلی از انسانها در طول مسیر زندگی خود عقب و جلو می روند و بین 6 جاده دائما در حال حرکت هستند . بدون اینکه متوجه شوند اوضاع بیرونی است که آنها را تحت کنترل دارد . هر شادی و رضایتی که در این وضعیت فراهم شود ، کاملا بستگی به عوامل بیرونی دارد و قابل تغییر است . چون شرایط بیرونی دائما در حال تغییر هستند . در این 6 جاده ما فقط به عوامل بیرونی وابسته می شویم و کنترل ما دست این عوامل خواهد بود .

2 وضعیت بعدی یعنی درک و آموختن زمانی به وجود می آید که ما متوجه می شویم که 6 وضعیت قبلی و تجربیات آنها ناپایدار هستند و شروع به جستجوی حقیقت می کنیم . حقایقی که پاینده و درازمدت هستند . این دو وضعیت ، به علاوه دو وضعیت بعدی دنیاهای معرفت و افتخار نامیده می شوند . بر عکس 6 جاده قبلی که تلابع شرایط و عکس العملی می باشند ، 4 وضعیت آخر توسط آگاهی گسترش یافته و سعی خود خواسته انجام می شوند .

7 ) فراگیری :
در این وضعیت از طریق آموزش یا تجربیت دیگرا ن، ما به دنبال حقایق هستیم .

8 ) درک :
این وضعیت شبیه فراگیری است . اما با این تفاوت که ما به دنبال حقیقت هستیم بدون واسطه و فقط از طریق دریافت مستقیم خود از این جهان این کار انجام می شود . فراگیری و درک ، هر دو مکانیزم توجه به ناپایدار بودن موضوعات است . در این وضعیت ما تا حدی عدم وابستگی را تجربه می کنیم و دیگر زندانی عکس العملعای خود نیستیم . ولی باز هم اغلب توسط افراد دیگر تحریک می شویم . مضافا بر این که جستجو برای حقیقت خود شناسی و مبدا خود می باشد . باز هم اینجا ( ایگو ) خیلی فعال می شود . زیرا انسان از پیشرفت خود خیلی راضی است و ممکن است به این وضعیت قناعت کند بدون درک قابلیتهای بالاتر زندگی انسان که در جهان نهم و دهم می باشد .

9 ) وضعیت الهی :
در این حالت فرد یک شفافیت . شعف خاصی را تجربه می کند و می خواهد دیگران نیز مثل او باشند و متوجه وحدت و ارتباط خود با دیگران به صورت الهی می شود و می فهمد که هر شادی که به تنهایی عاید او شود ، کامل نخواهد بود و انان خود را وقف رشد بقیه می کند .

10 ) قلمرو کائنات :
این وضعیت بسیار عالی و زیباست و دشوار برای توضیح دادن . به طور اختصار این وضعیت آزادی کامل است . در این حالت کاملا حقایق زندگی بر ما آشکار می شود و خرد بدون مرز و شفقت کامل رخ می دهد . در این حالت به صورت بسیار هماهنگ ما مسائل متناقض و غیر قابل حل 9 دنیای دیگر را حل می کنیم . یعنی به خویشتن حقیقی دست می یابیم . از کارماها رها می شویم و زندگی همراه با شادی کامل و خالص بدون تصورات می شود .

در هر لحظه از زمان ، انسان همواره قابلیت تغییر را دارد . زیرا ما روی واقعیتها تاثیر نمی گذاریم . بلکه آنها را خلق می کنیم . زیرا شعور در هر مولکولی نهفته است . برای رسیدن به زندگی دلخواه ، ابتدا باید ابعاد مادی و معنوی خود را بشناسید . ویژ گیهای این درایت ، احترام به خود و حرمت نفس است . توجه ظاهری به خود فیزیکی – دانش – ارتباطات – تفریح – توجه به تغذی و سلامت جسم ، ذهن و روح و هماهنگی این سه .
ادامه در قسمت بعد …….

*******************************************************************************************************

قسمت هجدهم

تمرین سکوت

برای رسیدن به سکوت ، برای 10 دقیقه زبان را به کام بچسبانید و سکوت کنید . فقط حضور داشته باشید . بدون اینکه فکری یا کاری بکنید .

( دنیای تجسم و تخیل ، دنیای جذب انرژی کائنات است . )

عبارات تاکیدی و مثبت مخصوص به خود داشته باشید . خود را شایسته رسیدن به اهداف خود بدانید . افکار ، گفتار و رفتارتان هم سو باشند . قبل از گرفتن ، به عالم ببخشید . پذیرش هدایای هستی را با سپاس داشته باشید . حسادت و رقابت را فراموش کنید . چون در غیر اینصورت خود را مقایسه کرده اید . در آرامش و تعادل از لحضات خود کاملا لذت ببرید و راضی باشید . برای رسیدن به آرزوهای خود ( حتی کوچکترین ) فقط شکرگذاری کنید . مثبت فکر کنید و بگویید و با هیچکس بحث نکنید . تصویر ذهنی مطلوبی از خودتان داشته باشید . آگاهی خود را نسبت به خویشتن و محیط اطراف بالا ببرید . باور قدرتمند و شکرگذاری مداوم در لحظات را همواره به یاد داشته باشید .
برای رسیدن به خلاقیت ، باید ویژگیهای خداوند را کسب و تجربه کنیم . پس باید خود را پالایش داده تا آن ویژگیها متجلی شوند .
همه چیز در عالم هستی در حال ارتعاش و شعورمند است و شما می توانید با همه چیز رابطه برقرار کنید . با سکوت درونی ، فضای گیرندگی به وجود می آورید . زیرا مقیاس ما در جهان فکر ماست نه جسم ما . زیرا در جهان اندیشه زندگی می کنیم .

ادامه در قسمت بعد ……

******************************************************************************************************
قسمت نوزدهم

آرامش درون :

1 – به دنبال کمال نباشید .
2 – هر لحظه به نتیجه یا نتایج افکارتان توجه کنید .
3 – بر مهر و محبت خود بیفزایید .
4 – در مورد لطفی که به دیگران می کنید خاموش باشید .
5 – در طی روز انتخاب را به دیگران بدهید .
6 – بردباری و صبر را تمرین کنید .
7 – هر روز از کس یا کسانی شکر کنید .
8 – از سرعت واکنش های خود بکاهید .
9 – روزهایی که آرامشتان به هم می ریزد راست راه بروید – لبخند بزنید و به خود بگویید مسئله به راحتی حل می شود – در لحظه های خود با هوشیاری مراقبه کنید .

 

Updated: می 4, 2020 — 1:24 ق.ظ