تفاوت ميان علوم نقلي و علوم عقلي‌

تفاوت ميان علوم نقلي و علوم عقلي‌

بهترين راه درك تفاوت ميان آموزه‌هاي عقلي و نقلي، احتمالا، در واژه‌هاي تقليد و تحقيق است. تقليد به معناي پيروي از صاحب علم است و شايسته‌ترين راه درك عقلاني است. كودكان زبان را با تقليد از بزرگترها ياد مي‌گيرند. همچنين قرآن و اعمال اسلامي را نيز به تقليد از پيامبر(ص) و اصحاب گرانقدر فرامي‌گيرند. در مقابل تنها راه به دست آوردن علوم عقلي، شناخت و تصديق است. به بيان ديگر، كسي نمي‌تواند حقيقت موضوع عقلي را بدون كشف آن براي خودش و توسط خودش (يقين دروني) به دست آورد.

انسان مي‌تواند فرمول رياضي را از طريق حفظ كردن بياموزد، اما تا وقتي كه خود، آن را به تمام و كمال درك نكرده و آن علم طبيعت ثانوي او نشده، درواقع آن آموزه‌مال او نيست و به سادگي در علم خود از ديگران تقليد مي‌كند. متفكران اسلامي مي‌گويند تقليد از قرآن و پيامبر (ص) در علوم نقلي واجب است، در حالي كه براي علوم عقلي، هرچند كه قبول اين علوم از علماي مسلمان به صورت تقليدي طبيعي است، اما به هيچ وجه شايسته نيست. در اين منطقه علم، تقليد فقط پله اول است. عقل آدمي بدون دستياري علوم نقلي براي خود توان درك دارد و براي آنان كه توان درك دارند، واجب است كه با كوشش‌هاي عقلي به شناخت برسند و به دانش‌هاي ديگران وابسته نباشند.

به طور خلاصه مي‌توان گفت كه دوگونه علم موجود است و هرگونه آن روش خاص خود را دارد. روش خاص علوم نقلي، تقلي دو روش علوم عقلي، وتحقيق است. كسي كه استاد فقه مي‌شود – يكي از علوم نقلي – ممكن است به درجه اجتهاد برسد. اما مجتهد نبايد با محقق اشتباه گرفته شود. دانش مجتهد به تفسير قرآن و حديث در مسائل شريعت مربوط است و او اينها را نمي‌تواند بدون منبع وحي به دست آورد. برعكس، دانش محقق، به علوم شرعي بسته نيست، بلكه وابسته به علوم عقلي است. او، آنچه را كه مي‌داند، درك كرده است، چرا كه برايش بديهي شده است.

وقتي به سنت نقلي اسلامي مي‌نگريم درمي‌يابيم كه آن سنت‌ دانش‌هاي مختلي را در دل خود جاي داده بود آنچه را كه ما روش علمي مي‌ناميم، يكي از صور آموزشي بود كه در حوزه روش‌هاي عقلي جاي داشت‌ مشكلي كه براي مردم در مواجهه با فطرت طبيعي شان پيش مي‌آيد از آنجا ناشي مي‌شود كه انسانها مغلوب جهل و فراموشي مي‌شوند. تا زماني كه روح از خدا غافل و جاهل باشد توان شناخت خود را نخواهد داشت و نمي‌توان آن را عقل خطاب كرد

متن زير ترجمه مقاله علوم مدرن و كسوف توحيد نوشته پروفسور ويليام چيتيك (William C.Chittick) است كه توسط سيداميرحسين اصغري ترجمه شده است.

اينجا قصد من آن است كه موضوعاتي را از ناحيه تفكر اسلامي در بحث پيرامون علم و دين ارائه كنم. به همين دليل، سنت عقلاني اسلامي – خصوصا در مراتب بالاتر آن – وقتي كه مكاتب مختلف به منظر مشابهي مي‌رسند را در نظر خواهم داشت. چنانكه در باب علم نيز دو منظر را در نظر خواهم كرد: نخست علم به مفهوم مدرن كلمه و دوم به عنوان صفت سنت عقلاني اسلام كه موضوعاتي را در مواجهه با مطالعات جهان طبعي در حالت مدرن آن ابراز مي‌دارد. در حقيقت، سنت عقلاني اسلامي همان است كه محققان بسياري را در حوزه مطالعاتي جهان طبيعي‌

(Nutural world) پرورش داده است كه امروزه از آن با عنوان روش علمي نام مي‌برند.

براي درك طبيعت آموزه‌هاي علمي كه با سنت عقلي (اسلامي) زاده شدند، نيازمند آنيم كه اين سنت را در گستره وسيع آموزه‌هاي اسلامي – به عنوان يك كل – قرار دهيم. كلمه عقلي به سنت افزوده شد كه تا حدودي ميان آن و آموزه‌هاي ديگر سنتي كه به نقلي معروفند، تمايز ايجاد كند. درك تفاوت ميان اين دو گروه از آموزه‌ها (عقلي و نقلي) داراي اهميت است. امروزه اغلب مسلمانان در حالي در باب علوم مدرن بحث مي‌كنند كه فقط از علوم نقلي بهره مي‌گيرند و هيچ آگاهي ندارند كه متفكران بزرگ مسلمان در گذشته چه پژوهش‌هاي عميقي در باب علوم طبيعي داشته‌اند.

در سنت اسلامي تفاوت روشني ميان آموزه‌هاي عقلي و نقلي وجود داشته است. علوم نقلي دانشي است كه از نسلي به نسل ديگر منتقل شده است. در مقابل آموزه‌هاي عقلي نمي‌توانند چنين سيري داشته باشند. آموزه‌هاي عقلي بايد توسط هر نسل احياء و شكوفا شوند. نمونه‌اي واقعي آموزه‌هاي نقلي عبارتند از: زبان، قرآن، حديث و همه آنچه كه بايد آنها را همان گونه كه هست بپذيريم. براي مثال بدون متن نمي‌توان چيزي درباره قرآن فهميد و هنگامي كه متن نازل و دريافت شد قابل تغيير دادن نيست. هر چند كه مي‌تواند به طرق مختلف تفسير شود.

آموزه‌هاي عقلي از نوع ديگرند. مثال رايج آن رياضيات است. هر چند كه رياضيات به ما منتقل شده است (نقلي – انتقالي)، اما ما نمي‌توانيم بگوييم كه به دليل اين 4=2+2 است كه معلم من چنين مي‌گويد: ذهن آدمي به خودي خود قادر به درك و كشف مفاهيم رياضي است. كتاب و معلم در اينجا براي كمك به درك ما حضور دارند. هنگامي كه ذهن اين دانش را فرا مي‌گيرد، ديگر وابسته به منابع خارجي نيست. دانش بدان دليل پذيرفته مي‌شود كه حقيقت دارد و صدق آن بديهي است. علوم عقلي همانند رياضيات درك مي‌شود و انسان در درون خود مي‌تواند آن را درك كند. اينجا متن و معلم براي توسعه ظرفيت فهم دانشجو است. وقتي دانشجو علم عقلي را در درون خود (به نحو يقيني) فرا گرفت ديگر نيازمند متن و معلم نيست. علم عقلي در فعاليت صرف ذهني قابل كشف است و در اين علوم نياز به نقل و انتقال نيست. به بيان ديگر، وجود انساني، به حد كفايت از آن نعمت برخوردار است كه حقايق عقلي ماهيت اشياء را بفهمد. هر چند كه در عمل، علوم عقلي براي فراچنگ آمدن نيازمند انتقالند، اما افراد نادري بدون كمك خبرگان علوم عقلي، قادر خواهند بود به تنهايي، آن را به دست آورند.

يكي از روشنترين مثالهاي علوم نقلي در آموزه‌هاي ديني، علم شريعت است كه سازنده قالب و اسلوب عمل ديني است. براي مثال چرا اغلب مسلمانان نماز را در اوقات پنجگانه مي‌خوانند؟ تنها پاسخ واقعي به اين سوال اين است كه: خدا چنين گفته است. عقل به تنهايي و بدون شنيدن قرآن و احادث نبوي كه از نسلهاي پيشين منتقل شده‌اند، قادر به كشف چيستي گفته‌هاي خدا نيست. حتي وقتي هم كه علوم عقلي به دست مي‌آيد، اين رمز گشوده نمي‌شود كه چرا فرمود: 5 بار در روز نمازخانه بخوانيد، چرا نگفت: 3 يا 6 بار در روز نماز بخوانيد. تنها روش توصيف آنها تعبدي است. به طور خلاصه، در آموزه‌هاي نقلي دين، استقلال اوليه بيان حقيقت آن است كه: خدا چنين فرمود. در آموزه‌هاي عقلي، استدلال اوليه به حقايق بديهي اوليه بازمي‌گردد.

عنوان :     وضعيت‌وحي ‌نبوي در برابرعلوم دنياي مدرن

صاحب اثر :     ويليام چيتيك

منبع :     روزنامه جام جم – هفته نامه امين

ترجمه: سيد امير حسين اصغري‌