ساختارِ هجا در زبانِ پارسی

 

ساختارِ هجا در زبانِ پارسی

  1. هر هجا (syllable)تنها یک واکه (مصوّت – vowel) دارد، و شمارِ هجاهایِ هر گفته‌ای برابر با شمارِ واکه‌هایش است.
  2. در زبانِ پارسیِ امروزی، هجا می‌تواند گذشته از هسته‌اش (syllable nucleus)که همان واکه است، دارایِ یک همخوان (صامت – consonant) به عنوانِ آغازه (syllable onset) و یک تا دو همخوان به عنوانِ پایانه (syllable coda) باشد.
    پس هجاها یکی از شش بافتِ زیر را دارند:
o       واکه: او

o       واکه + یک همخوان: آب

o       واکه + دو همخوان: اسب

o       همخوان + واکه: پا

o       همخوان + واکه + یک همخوان: مور

o       همخوان + واکه + دو همخوان: شَست

  1. گویشِ معیارِ زبانِ پارسی در ایران شش واکه می‌شناسد: سه واکه‌یِ کوتاهِ اَ، اِ، اُ و سه واکه‌یِ بلندِ آ، ای و او.
  2. پیش از همخوانِ «ن» در درونِ هجا، همه‌یِ واکه ها کوتاه می‌شوند (بر پایه‌یِ چندآواییِ ترکیبی – combinative variation).
    استثنا: واژه‌یِ زینهار
  3. در چامه‌سنجی زبانِ پارسی با سه گونه هجا رو به رو هستیم:
    • هجایِ کوتاه:
      • هجاهایی که واکه‌ای کوتاه دارند و دارایِ پایانه نباشند، مانندِ واژه‌هایِ تو و سه
    • هجایِ بلند:
      • هجاهایی که واکه‌ای کوتاه و پایانه‌ای تک‌همخوان داشته باشند، مانندِ واژه‌هایِ تَن و پُر
      • هجاهایی که واکه‌ای بلند دارند و دارایِ پایانه نباشند، مانندِ واژه‌هایِ پا و سی
    • هجایِ کشیده:
      • هجاهایی که واکه‌ای بلند و پایانه‌ای تک‌همخوان داشته باشند، مانندِ واژه‌هایِ کور و سار
      • هجاهایی که پایانه‌شان دو همخوان داشته باشد، مانندٍ واژه‌هایِ دَست و پوست

آزادی‌هایِ سراینده در هجاپردازی:

  1. اگرهجایی با واکه‌ای آغاز شود (آغازه نداشته باشد)، می‌تواند همخوانِ پیش از خود را بدزدد و آغازه‌یِ خود سازد.
  2. اگر واکه‌یِ «ای» درست در پایانِ هجا و درست پیش از واکه‌ای دیگر جای بگیرد، هجایش می‌تواند کوتاه یا بلند باشد.
  3. اگر واکه‌یِ «او» درست در پایانِ هجا و درست پیش از واکه‌ای دیگر یا پیش از همخوانِ «ی» جای بگیرد، هجایش می‌تواند کوتاه یا بلند باشد. (دوستی بردش سوی خانه‌ی خراب، آهو استاد و نگه کرد و رمید)
  4. تکواژهایِ زیر به پاسِ پیشینه‌شان در پارسیِ میانه می‌توانند هم هجایِ کوتاه و هم هجایِ بلند بسازند (= اشباع):

آهنگ (وزن):

  1. آهنگِ هر چامه‌یِ پارسی از تکرارِ یک بافتِ هجایی (از 3 تا 9 هجا) فراهم می آید. این بافت را گام (رکن)می‌نامند، که دو تا چهار بار در آهنگ پشتِ سر هم جای می‌گیرد.
  2. گامِ پایانیِ آهنگ می‌تواند شکستهباشد (یک یا چند هجا از پایانش افتاده باشد.)
  3. در هر گام تنها هجاهایِ کوتاه و بلند به چشم می‌خورند.
  4. آهنگِ چامه همیشه به هجایی بلند پایان می‌پذیرد. پس اگر گامِ پایانیِ آهنگ شکسته باشد، هجایِ پایانی‌اش ادایِ بلند به خود می‌گیرد.
  5. اگر آهنگ تنها دو گام داشته باشد (که شکسته نباشند)، آن آهنگ را دوپارهمی نامیم (= وزنِ دوری). آهنگ‌هایِ دیگر تنها یک پاره دارند.
    استثنا: گام‌هایِ هشت‌هجایی که به زنجیره هجایِ «کوتاه – بلند – بلند» پایان بیابند. (مژه‌یِ سیاهت ار کرد به خونِ ما اشارت، گرت چو نوحِ نبي صبر هست در غمِ طوفان)

آزادی‌هایِ سراینده در آهنگ‌پردازی:

هر پاره در چامه می‌تواند از چهره‌یِ دگرگون شده‌ای از آهنگِ چامه برخوردار باشد، که چامه‌سرا از راه هایِ زیر به دست می‌آورد:

  1. در پایانِ پاره می‌توان به جایِ هجایِ بلند، هجایی کشیده نشاند.
  2. به جایِ زنجیره‌یِ «هجایِ بلند – هجایِ کوتاه» می تواند یک هجایِ کشیده نشاند.
  3. زنحیره‌یِ «کوتاه – کوتاه – بلند – بلند» را می‌توان در آغازِ پاره به «بلند – کوتاه – بلند – بلند» دگرگون کرد.
  4. زنحیره‌یِ «کوتاه – کوتاه» را می‌توان به «بلند» دگرگون کرد، اگر گامش 3 هجایی باشد، یا در آغازِ پاره نباشد.
  5. در برخی از آهنگ‌ها می‌توان زنجیره‌یِ «بلند – کوتاه – کوتاه – بلند» را به «کوتاه – بلند – کوتاه – بلند» دگرگون کرد.