این بیت از فردوسی نیست و در شاهنامه نیامده است .

 

 

این بیت از فردوسی نیست و در شاهنامه نیامده است .

این بیت در هیچیک از نسخه های برتر و کهن شاهنامه نیست و تا 500 سال پس از فردوسی ( قرن دهم ) در هیچیک از دستنویس های شاهنامه نیز آورده نشده است ، این بیت در نسخه بدل های پیرایش استاد خالقی مطلق از شاهنامه نیز دیده نمی شود . پس از قرن دهم گاه گاه بگونه ی پراکنده از سوی دیگر سراینده ها از زبان فردوسی آورده شده است که نکته ی دارای ارزشی بشمار نمی آید .افزون بر این هر کس شاهنامه را از آغاز تا پایان خوانده باشد و با آهنگ سخن فردوسی بزرگ آشنا باشد می داند که شیوه و آهنگ این بیت با سخن فردوسی همخوانی ندارد .

همانگونه که شما نیزدربخشی ازپرسش خود فرموده اید ،رستم ابرمرد و پهلوان دلاور ایران زمین در شاهنامه ستایش شده است :

شگفتی بگیتی ز رستم بس است        کزو داستان در دل هر کس است

جهان آفرین تا جهان آفرید              سواری چو رستم نیامد پدید

رستم درشاهنامه حتی بارها از سوی دشمنانش نیز ستایش شده است و بزرگی و رادمردی او بر هیچکس پوشیده نبوده است .در هنگامه ی نبرد رستم و اسپندیار ، پشوتن برادر اسپندیار برای گفتگو و رایزنی به نزد رستم می رود و درباره ی نبرد با اسپندیار با او سخن می گوید ، پشوتن پس از بازگشت از نزد رستم به اسپندیار چنین می گوید :

شنیدم همه هر چه رستم بگفت       بزرگیش با مردمی بود جفت

نساید دو پای  ورا بند تو            نیاید سبک سوی پیوند تو

سوار جهان پور دستان سام        به بازی سراندر نیارد به دام

چنو پهلوانی به گردنکشان         ندادست دانا به گیتی نشان

چگونه توان کرد پایش به بند         مگوی آنکه هرگز نیاید پسند !