ذات و صفت در فراز و فرود فکر فلسفی

 

ذات و صفت در فراز و فرود فکر فلسفی

مختصری از متن برنامه صوتی :

مشکل بزرگ در باب شناخت روان انسان این است که آنچه انسان درباره امور جهان و حتی درباره خود می داند، یک پدیده و یا حداکثر یک صفت به شمار می‌آید. در این صورت هنگامی که انسان خود را در قالب صفت می‌شناسد، صفت را بجای موصوف می‌نشاند و به جای اینکه موصوف را مورد شناسایی قرار دهد، صفت را می‌شناسد. اما آیا شناختن صفت، همان شناختن ذات است؟ مادام که بشر می‌کوشد از مسیر شناختن مفهوم خود، به خود دست یابد، ناچار از مرحله شناختن صفت فراتر نخواهد رفت. زیرا مفهوم ذات، صفت ذات است و شناخت مفهوم ذات به عنوان صفت ذات، نمی‌تواند رسیدن به ذات بوده باشد.

 

به طور کلی می‌توان گفت پدیدارشناسی و دست یافتن به پدیده ها غیر از آن چیزی است که درک و دریافت ذات خوانده می‌شود. ادراک انسان به ذات خود، جز از طریق حضور امکان پذیر نیست و درک حضور نیز بدون حضور هرگز میسر نمی‌گردد. شاعر عارف حافظ شیرین سخن به همین مساله اشاره کرده و می‌گوید:

حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ             متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

نویسنده : غلامحسین ابراهیمی دینانی