چند پیشنهاد برای پیشرفت هنر نقالی و شاهنامه خوانی

چند پیشنهاد برای پیشرفت هنر نقالی و شاهنامه خوانی

 

در سده های گذشته شاهنامه خوانان و نقالان در گسترش شاهنامه دانی جایگاه ویژه ای داشته اند.بگونه ای که سخن آنان برای کسانی که از دانش بایسته برای خواندن و نوشتن نیز برخوردار نبوده اند، آشنا و شیرین بوده است و این خود یک ویژگی نیکو برای نقالی و شاهنامه خوانی بشمار می رود.
جدای از ویژگی های خوب نقالی و کار نیکوی نقالان ، اینکار برای پیشرفت و گسترش بیشتر و همچنین گیرایی بهتر، نیازمند دیگرگونیهایی بنیادین است  تا بتواند هم خود را بروز کند و توده های مردمی امروز را به سوی خود بکشاند و هم آینده ای روشن برای خود بسازد .

به کار نقالان در گزارش داستان های شاهنامه چندین خرده می توان گرفت که شماری از آنها را در زیر می نگاریم و پیشنهادهایی را بازگو می کنیم بدین امید که برای پیشرفت این هنر شایسته ی ایرانی بکار آید :

1 – بسیاری از شاهنامه خوانان در نمایشهای خود تنها بخش هایی کوتاه از چند داستان شاهنامه را بازگو می کنند .داستانهایی مانند : رستم و سهراب ، رستم و اسپندیار ، گردآفرید ، هفت خان ، رستم و اشکبوس ، بیژن و منیژه ، سیاوش ، ضحاک و زال و رودابه.

پیشنهاد می شود نقالان گرامی افزون بر پرداختن به داستان هایی که در بالا از آنها نام برده شد روی دیگر داستان های شاهنامه نیز کار کنند و درون مایه ی آنها را برای بینندگان و شنوندگان بنمایش بگذارند .شاهنامه کم داستان زیبا ندارد و می توان بسیاری از آنها را در چهارچوب و ساختار نقالی گنجانید. داستان هایی مانند : پرواز کیکاووس، سخن پرسیدن موبدان از زال ( بگونه ی چیستان و پرسیدن پاسخ از باشندگان ) ، داستان بهرام گودرز ، اکوان دیو ، رزم یازده رخ ، گشتاسپ و کتایون ، رستم و شغاد ، رفتن شاپور ذوالاکتاف به روم و دنباله ی آن ، داستان های زیبای زمان پادشاهی بهرام گور ، بزرگمهر ، گو و طلخند ،  بهرام چوبین و خسروپرویز ، بهرام چوبین و خاقان ، یزدگرد و آسیابان و…

2 – نقالان در گزارش داستانها تنها بخش داستانی را بازگو نکنند، بگونه ای که بینندگان و شنوندگان گمان کنند شاهنامه یک کتاب داستان کودکانه است . شاهنامه دریایی از دانش را در خود جای داده است و نیاز است نقالان به درون مایه ی دانشی برخی از داستانها نیز بپردازند . مانند داستان پیدایش آتش ، نوآوری های شگفت در زمان هوشنگ و جمشید ، زاده شده رستم (با آن شیوه ی دانشی که امروزی بنادرست در ایران سزارین خوانده می شود) ، ساخت طاق کسری ، کندن آبراه در زمان داراب (هخامنشیان) و …

همچنین نقالان و شاهنامه خوانان باید درون مایه ی میهن پرستانه و ایران دوستانه ای را که در بسیاری از داستان های شاهنامه پدیدار است، برای بینندگان و شنوندگان بازگویند .

3 – برخی از شاهنامه خوانان در نمایشهای خود ، از داستان و درون مایه ی بنیادین کار خود دور می شوند و سخنانی نه چندان درخور با روند داستان بکار می برند . اینگونه کردارها می تواند باشندگان را خسته و سردرگم کند . همچنین نقالان نباید در کار خود شتاب بورزند . گاهی دیده می شود نقال به شوندهای گوناگون همچون کمبود زمان، بهترین بخش یا فرجام داستان را جا می اندازد یا بناچار کوتاه می کند . اینگونه رفتار هیچ دستاوردی برای نقالان در پی نخواهد داشت و تنها بینندگان را خسته می کند ، بی آنکه درون مایه ی داستان را دریابند و در آن بیندیشند . از این دست رخدادها در نمایش های نقالان در دورنمای(تلویزیون) بسیار دیده می شود که دست اندرکاران برنامه، نقالان را وادار می کنند که یک داستان زیبا و شگفت شاهنامه را در 5 دقیقه بنمایش بگذارد . روشن است که نه نقال می تواند چنین کاری را بخوبی انجام دهد و نه بیننده و شنونده می تواند دریافت خوبی از یک اجرای شتابناک 5 دقیقه ای از شاهنامه که هر بیت آن بسیار اندیشیدنی است، داشته باشد . بنابراین پیشنهاد می شود نقالان تا می توانند از پذیرش نمایش در زمان کم در جایگاه های گوناگون بپرهیزند ، تا خدای نکرده دچار دلهره برای خودشان و سردرگمی برای دیگران نشوند .

4 – بسیاری از نقالان و شاهنامه خوانان امروزی (بویژه کودکان و نوجوانان) تنها به پیروی از شیوه ی نقالی استادان گذشته می پردازند . نیاز است که این فرزندان ایران زمین از خود نوآوری نشان دهند و شیوه های گوناگون نقالی پدید بیاورند . در سالهای گذشته استاد امیرصادقی شیوه ای نوین و پهلوانی در نمایش شاهنامه پدید آورد که خوشبختانه با پذیرش خوبی نیز همراه بود و بسیاری از نوجوانان شیوه ی این استاد ارجمند را پی گرفته اند اما همانگونه که یادآور شدیم نیاز است باز هم نوآوری های شگفت در این کار انجام شود و به دو یا سه شیوه در اجرای نقالی بسنده نکرد .

5 – نقالان کار دشواری دارند ، زیرا برای نمایش تنها خود و یک چوبدستی را دارند . امروزه ما می بینیم که برای نمایش های گوناگون ( بجز نقالی) ، نمایشگاه را ویژه ی آن نمایش و داستانِ نمایش می چینند و در آن ابزارهای ویژه می نهند که نمایش بهتر و دلچسبتر شود و حس بهتری به بیننده بدهد. چرا نقالان باید تنها باشند و این ابزارها را نداشته باشند ؟ اگر نقالان بتوانند ابزارهای نمایشی کار خود را افزایش دهند ، کارشان شایسته تر و زیباتر نمایان خواهد شد . خوشبختانه در این سالیان برخی از شاهنامه خوانان نمایش خود را با خنیاگری همراه ساخته اند که زیبایی نمایش آنان را دوچندان کرده است .

6 – با پیشرفت و گسترش این هنر زیبای ایرانی می توان دامنه های کاری آن را هم گسترش داد . برای نمونه می توان نقالی را گروهی اجرا کرد . همچنین با شناخت و بررسی بیشتر دیگر سروده های پهلوانی پارسی،  مانند : گرشاسپ نامه ، سام نامه ، بهمن نامه ، فرامرز نامه، بیژن نامه و …. می توان یک دیگرگونی بزرگ در نمایش و نقالی پدید آورد .

……………………….

به امید پیشرفت و گسترش این هنر زیبای ایران زمین .

مهدی زیدآبادی نژاد ( گروه پژوهندگان مهرمیهن )

Updated: آوریل 29, 2019 — 12:58 ق.ظ