اخبار : چین و عربستان 35 قرارداد به ارزش 28 میلیارد دلار امضا کردند

 

چین و عربستان ۳۵ قرارداد به ارزش ۲۸ میلیارد دلار امضا کردند

در جریان دیدار محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی از چین، دو کشور  قراردادهایی در عرصه‌های گوناگون از جمله نفت، به ارزش ۲۸ میلیارد دلار امضا کردند. در بخش نفت عربستان با سرمایه‌گذاری‌های جدید می‌تواند جایگاه روسیه را بگیرد و به بزرگترین صادرکننده نفت به چین تبدیل شود.

دیدار هیئت‌های تجاری چین و عربستان سعودی در پکن

محمد بن سلمان و هیئت بلندپایه اقتصادی عربستان سعودی پنج‌شنبه ۲ اسفند / ۲۱ فوریه وارد چین شدند. در این هیئت مسئولان اصلی شرکت نفتی آرامکو سعودی نیز شرکت دارند.

 

بن سلمان و هیئت همراه او پیش از دیدار از چین به پاکستان و هند سفر کردند. آن‌ها در پاکستان قراردادهایی به ارزش ۲۰ میلیارد دلار امضا کردند و در هند نیز در صنعت پالایشگاه‌سازی این کشور سرمایه‌گذاری کردند.

 

این هیئت در چین ۳۵ قرارداد تجاری به ارزش ۲۸ میلیارد دلار امضا کرد.

 

شرکت نفتی آرامکو در این سفر با شرکت دفاعی نورینکو چین قرارداد ۱۰ میلیارد دلاری برای ساخت یک پالایشگاه پتروشیمی در شهر پنجین، واقع در شمال شرق چین امضا کرد که بر اساس آن این پالایشگاه ۳۰۰ هزار بشکه در روز نفت تولید خواهد کرد.

 

آرامکو تا ۷۰ درصد مواد اولیه خام برای این پالایشگاه را تأمین می‌کند. انتظار می‌رود عملیات ساخت آن در سال ۲۰۲۴ آغاز شود.

 

این سرمایه‌گذاری‌ها می‌تواند به عربستان سعودی کمک کند تا بزرگترین صادرکننده نفت به چین شود، موقعیتی که روسیه در سه سال گذشته در اختیار داشته است.

 

شرکت آرمکو همچنین توافق‌نامه‌ای را برای خرید ۹ درصد سهام در پتروشیمی ژجیانگ امضا کرد.

 

شی‌ جین‌پینگ، رئیس جمهوری چین که برخلاف گذشته قصد حضور بیشتری در خاورمیانه دارد، پس از دیدار با بن سلمان گفت: «چین دوست خوب و هم‌پیمان عربستان سعودی است و رابطه ویژه دو جانبه ما نشان‌دهنده تلاش‌های شماست.»

 

محمد بن سلمان نیز ریشه روابط دو کشور را «از گذشته‌های دور» دانست و گفت عربستان سعودی هیچگاه با چین مشکلی نداشته است.

 

بن سلمان با اشاره به برنامه اصلاحات اقتصادی گسترده عربستان سعودی به پروژه احیای جاده ابریشم نیز پرداخت و در این‌باره گفت: «ابتکار جاده ابریشم و جهت‌گیری استراتژیک چین بسیار متناسب با چشم‌انداز پادشاهی سعودی برای سال ۲۰۳۰ است. »

 

طرح راه ابریشم جدید طرحی به‌منظور سرمایه‌گذاری در زیربناهای اقتصادی بیش از ۶۰ کشور جهان و توسعه دو مسیر تجاری «کمربند اقتصادی راه ابریشم» و «راه ابریشم دریایی» است که توسط چین در سال ۲۰۱۳ ارائه شد.

 

تجارت بین چین و عربستان سعودی در سال گذشته میلادی ۳۲ درصد افزایش یافت. عربستان سعودی اعلام کرده که چین را به برنامه‌های آموزشی خود در مدارس و دانشگاه‌ها نیز خواهد افزود.

 

دولت سعودی در بیانیه‌ای گفته است: «ورود چین به برنامه آموزشی گامی مهم در گشایش افق‌های جدید برای دانش‌آموزان و دانشجویان است.»

 

چین مجبور است در روابط خود با ریاض محتاط باشد، زیرا با دشمن منطقه‌ای عربستان سعودی، ایران نیز رابطه نزدیکی دارد.

 

دیدار بن سلمان از چین در ادامه سفر مهم هیئت ایرانی به این کشور صورت گرفت. محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه، علی لاریجانی، رئیس مجلس و بیژن زنگنه، وزیر نفت ایران از جمله اعضای هیئت ایرانی در سفر به چین بودند. آن‌ها سه‌شنبه ۳۰ بهمن وارد پکن شدند.

 

به‌گفته لاریجانی هیئت ایرانی در دیدار با مقام‌های چین در مورد «مسائل سیاسی منطقه، مبارزه با تروریسم و رایزنی‌هایی که لازم است برای ایجاد صلح در منطقه صورت گیرد گفت‌وگوهای سازنده‌ای» داشتند.

 

شی جین‌پینگ پس از دیدار با بن سلمان همچنین از همکاری دو کشور در مبارزه با تروریسم و افراطی‌گری سخن گفت و ولیعهد سعودی نیز اعلام کرد که از اقدامات امنیتی چین برای حفاظت و دفاع از خود پشتیبانی می‌کند و در مبارزه با تروریسم تلاش خود را به خرج خواهد داد.

 

با توافق دو کشور چهار مجوز بازدید برای شرکت‌های چینی با تخصص‌های مختلف، زمینه برای حضور بیش از ۱۰۰۰ شرکت‌کننده تجاری در عرصه اقتصادی پادشاهی سعودی فراهم شد.

 

همکاری و مشاوره در زمینه توسعه سرمایه‌گذاری در توربین‌های بادی برای تولید دستگاه‌های کنترل الکتریکی، سازه‌های توربین باد، و ژنراتور‌های بادی با ارزش سرمایه‌گذاری ۱۸ میلیون دلاری نیز از جمله قراردادهای دو طرف بود.

 

پیش از محمد بن سلمان، ملک سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان سعودی در سال ۲۰۱۷ میلادی از چین دیدار کرده بود.

بن سلمان پس از چین به کره جنوبی سفر خواهد کرد.

 

 

سلیمانی: عربستان با پول خود پاکستان را با همسایگانش درگیر می‌کند

 

قاسم سلیمانی در ارتباط با حمله به اتوبوس سپاه پاسداران در سیستان و بلوچستان به سختی از عربستان سعودی و پاکستان انتقاد کرد. او پاکستان را کشوری خواند که با پول عربستان سعودی «اداره می‌شود» و نمی‌تواند از پس یک گروه تروریستی برآید.

 

قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران

قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران

 

به‌گزارش خبرگزاری تسنیم، قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران پنج‌شنبه ۲ اسفند درباره رویداد حمله به اتوبوس پرسنل مرزبانی سپاه در جاده خاش – زاهدان، پاکستان را به‌دلیل آن‌چه عدم مقابله با تروریست‌ها نامید مورد انتقاد قرار داد و ضمن بیان این‌که هند و افغانستان مشکل ناامنی خود را پاکستان می‌دانند خطاب به اسلام‌آباد گفت:

 

«آیا امروز نوبت ایران رسیده است؟ کشوری که با پول سعودی اداره می‌شود نمی‌تواند یک گروه ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفره را منهدم کند.»

 

شامگاه ۲۴ بهمن در حمله انتحاری جیش‌العدل به اتوبوس پرسنل سپاه پاسداران در جاده خاش به زاهدان دست‌کم ۲۷ نفر از پرسنل سپاه کشته و ۲۰ نفر هم مجروح شدند.

 

سپاه پاسداران، ۲۹ بهمن در اطلاعیه‌ای از متلاشی کردن خانه‌های تیمی افرادی که در این حمله دست داشتند خبر داد و گفت آن‌ها را دستگیر کرده است. محمد پاکپور، فرمانده نیروی زمینی سپاه ۳۰ بهمن اعلام کرد که دو نفر از افرادی که در جاده خاش – زاهدان به افراد سپاه حمله کردند پاکستانی بودند و عامل انتحاری نیز یک فرد پاکستانی به نام «حافظ محمد علی» بود. او همچنین گفت فرد دیگری به نام ابوبکر از پاکستان در این تیم حضور داشت و سه نفر از منطقه سیستان و بلوچستان بودند که دو نفر از آن‌ها دستگیر شدند و یک نفر دیگر متواری است.

 

قاسم سلیمانی با اشاره به نفوذ پول عربستان سعودی در پاکستان هدف این کشور را از هم پاشاندن پاکستان دانست و گفت: «دولت و ارتش پاکستان نباید اجازه دهند که با چند میلیارد دلار دولت آدم‌کش سعودی (…) بخواهد پاکستان را با همسایگان خود درگیر کند.»

 

او گفت نمی‌خواهد تهدید کند اما: «نباید پاکستان محل آزار و اذیت کشورهای منطقه نظیر ایران، هند و افغانستان شود و هر جریانی این نقشه را کشیده هدفش انشقاق پاکستان است.»

 

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران گفت جمهوری اسلامی انتقام خود را از عاملان حمله زاهدان خواهد گرفت.

 

پیش از این نیز مقامات ارشد جمهوری اسلامی از جمله علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی و محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، عربستان سعودی و امارات متحده عربی را عاملان اصلی آن دانسته و پاکستان را در این زمینه مورد انتقاد قرار داده بودند.

 

این در حالی است که به‌تازگی محمد بن سلمان به همراه یک هیئت بلندپایه به پاکستان سفر کرد و یکشنبه ۲۸ بهمن / ۱۷ فوریه ۸ توافق‌نامه اقتصادی و تجاری با اسلام‌آباد امضا کرد.

 

عادل الجبیر، وزیر مشاور در امور خارجی عربستان سعودی که به‌همراه بن سلمان به پاکستان رفته بود، دوشنبه ۲۹ بهمن / ۱۸ فوریه، در یک نشست خبری مشترک با همتای پاکستانی خود در اسلام آباد، ادعاهای مقامات جمهوری اسلامی مبنی بر دخالت عربستان سعودی در حمله تروریستی به اتوبوس سپاه پاسداران در سیستان و بلوچستان را رد کرد و گفت این اتهام به‌منظور «منحرف کردن توجه مردم ایران» مطرح شده است.

 

حجت‌الاسلام عبدالله حاجی صادقی، نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران سه‌شنبه ۳۰ بهمن در یک نشست خبری از دستگیری یک زن در ارتباط با حمله انتحاری به اتوبوس سپاه خبر داد و احتمال نفوذ در سپاه را رد نکرد و گفت:

 

«این‌که نفوذ در حادثه زاهدان دخیل بوده، هنوز معلوم نیست. در این قضیه یک خانمی دستگیر شد که سرنخ بسیار خوبی بود ‌ با دستگیری او دشمن دستپاچه شده است.»

 

کره شمالی در نامه‌ای به سازمان ملل هشدار داد که این کشور در سال ۲۰۱۹ با بحران غذایی مواجه است

کره شمالی در نامه‌ای بدون تاریخ به سازمان ملل اعلام کرد که در این کشور در اثر کمبود ۱.۴ میلیون تن مواد غذایی، بحران غذایی پیش آمده چنانکه سرانه جیره مواد غذایی مردم نصف شده است.

به گزارش خبرگزاری رویترز نمایندگی کره شمالی در سازمان ملل که این نامه را ارائه کرده، این بحران را ناشی از افزایش متوسط دمای هوا، خشکسالی، سیل و تحریم‌های سازمان ملل دانسته است. این نامه دو صفحه‌ای قبل از دیدار دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی در اختیار سازمان ملل متحد قرار گرفت.

پیونگ‌یانگ اعلام کرده که در کره شمالی در در سال ۲۰۱۸، ۴.۹۵۱ میلیون تن مواد غذایی تولید شده: ۵۰۳ هزار تن کمتر از سال قبل. استفان دوژاریک سخنگوی دبیر کل سازمان ملل گفت:

«سازمان‌های بین‌المللی سال گذشته تنها امکان کمک به یک سوم از ۶ میلیون نفر از مردم نیازمند به مواد غذایی در کره شمالی را داشتند.

به گفته دوژاریک تنها یک چهارم از درخواست ۱۱۱ میلیون دلاری سازمان ملل برای کمک به بحران غذایی کره شمالی در سال ۲۰۱۸ تامین شده است.

کره شمالی در ازای رفع تحریم‌های سازمان ملل، پایان دادن به جنگ دو کره و دریافت تضمین‌های امنیتی به واشنگتن وعده توقف برنامه هسته‌ای و خلع تسلیحات هسته‌ای را داده است.

 

کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل درباره احتمال اعدام یک «کودک-مجرم» هشدار دادند

FacebookTwitterBalatarinFlipboardPrintEmailShare

گروهی از کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل شامل نیلز ملزر ، گزارشگر ویژه در زمینه شکنجه و مجازات‌های بیرحمانه، غیرانسانی و تحقیر‌آمیز از سوئیس، اگنس کالامار، گزارشگر ویژه در مورد اعدام‌های فراقضایی، غیرقانونی و خودسرانه از فرانسه، رنیت وینتر، رئیس کمیته حقوق کودک از اتریش و جاوید رحمان، گزارشگر ویژه در مورد وضعیت حقوق بشر ایران از پاکستان، در بیانیه‌ای با توجه به فرا خوانده شدن خانواده محمد کلهری، «کودک-مجرم» محکوم به اعدام برای آخرین ملاقات با او، درباره احتمال اجرای حکم اعدام او هشدار دادند.

 

 

در سال ۲۰۱۸ دست‌کم شش کودک-مجرم در ایران اعدام شده‌اند

 

این کارشناسان از حکومت ایران خواستند اجرای حکم اعدام این جوان را فورا متوقف کند:

«با توجه به اینکه خانواده محمد کلهری برای آخرین ملاقات با او فراخوانده شده‌اند و این کودک-مجرم در حال حاضر ۲۰ ساله است، بیم اجرای حکم اعدام او می‌رود. ایران باید به تعهدات بین‌المللی خود پای‌بند باشد و بلافاصله اجرای اعدام این کودک-مجرم را متوقف کند.»

 

کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل با اشاره به ممنوعیت مجازات اعدام کسانی که هنگام وقوع جرم زیر ۱۸ سال دارند، اجرای احتمالی این حکم اعدام را نقض آشکار قانون مجازات دانستند.

 

آنان در ادامه بیانیه مشترک خود نوشتند:

 

«بر اساس میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و همچنین کنوانسیون حقوق کودکان، حکومت ایران متعهد به عدم اجرای حکم اعدام کسانی است که هنگام انجام جرم، زیر ۱۸ سال دارند. بنابراین اجرای این حکم خودسرانه و خلاف تعهدات بین‌المللی ایران است.»

 

همچنین بر اساس این بیانیه، در سال ۲۰۱۸ دست‌کم شش کودک-مجرم در ایران اعدام شده‌اند.

 

۲۸ بهمن ماه اما حسن آقاخانی، وکیل مدافع محمد کلهری، درباره آخرین وضعیت پرونده موکلش گفت:

 

«متأسفانه به خانواده محمد خبر دادند که حکم به زودی اجرا می‌شود و همین نگرانی‌های زیادی را برای ما ایجاد کرده ‌است.محمد بنا بر نظر پزشکی قانونی، دچار اختلال عقلی است و کمیسیون پزشکی هم این موضوع را تأیید کرده ‌است. او در زمان قتل در سال ۹۳، ۱۵ ساله بود و دچار افسردگی نیز هست اما متاسفانه خانواده‌اش متوجه این موضوع نشده ‌بودند. او به دلیل اختلال عقلی و افسردگی درسش خوب نبود و مورد اعتراض معلم قرار گرفت که این حادثه اتفاق افتاد.»

 

به گفته آقاخانی در جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه یکم دادگاه کیفری بروجرد قضات پرونده دفاعیات او به عنوان وکیل پرونده را قبول و متهم را به پرداخت دیه محکوم کرده‌اند اما این رای با اعتراض و شکایت اولیای دم و ورود برخی نمایندگان مجلس، به اعدام تبدیل شده و قرار است به زودی اجر شود.

 

مجازات کودکان در ایران، از جمله صدور حکم اعدام برای آنها در موارد مختلف از جمله درگیری و قتل، قاچاق مواد مخدر و …، یکی از چالش‌های مهم نقض حقوق بشر در ایران است.

 

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، با وجود اینکه ایران از ۲۵ سال پیش به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته و  این کنوانسیون اعدام کودکان مجرم را ممنوع کرده، در سال ۲۰۱۷ دست‌کم پنج کودک-‌مجرم در زندان‌های ایران اعدام شدند. در سال گذشته میلادی نیز دست‌کم شش کودک-مجرم در زندان‌های مختلف ایران به دار آویخته شده‌اند.

 

پیش‌ از این و در بهمن‌ ماه سال گذشته، سازمان دیده‌بان حقوق بشر از ایران خواسته بود فوری و بدون پیش شرط، استفاده از مجازات اعدام برای جرایم  ارتکابی کودکان زیر ۱۸ سال را متوقف و به سمت منع کامل مجازات مرگ گام بردارد.

 

این در حالی است که صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه ایران، آبان‌ ماه سال ۹۳ گفته بود اعدام کودکان زیر ۱۸ سال دروغ محض است.

 

فعالان حقوق بشر و حقوق کودک اما می‌گویند از سال ۲۰۰۵ تا کنون، دست‌کم ده‌ها کودک مجرم اعدام شده‌اند و  در انتظار اجرای حکم اعدام‌شان هستند.

 

آن‌چه سال‌هاست محل نزاع فعالان حقوق کودک و دستگاه قضایی است اما بخش دوم سخنان قاضی‌القضات است:

 

«ما دلیلی نداریم وقتی شخص ۱۷.۵ ساله جنایتی مرتکب می‌شود و اکنون به ۲۵ سالگی رسیده است، حق اولیای دم برای قصاص را نادیده بگیریم.»

 

دستاویز لاریجانی برای انکار اعدام کودکان این است که در محاکم ایران اگر فرد زیر ۱۸ سال  مرتکب جرم مستحق اعدام شود، حکم اعدام تا ۱۸ سالگی اجرا نمی‌شود.

دیدار  کابلوف و خلیلزاد در انقره پایتخت ترکیه

نمایندگان ویژه روسیه و امریکا در امور افغانستان امروز جمعه در شهر انقره دیدار خواهند کرد.

به گزارش اسپوتنیک، ضمیر کابلوف، نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان امروز جمعه (۲۲ فبروری) در شهر انقره با زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه ایالات متحده در امور صلح افغانستان ملاقات می کند.

بر بنیاد گزارش، دو طرف در این دیدار در مورد پیشرفت روند صلح افغانستان بحث و گفتگو خواهند کرد.

گفتنی است، کابلوف و خلیلزاد در آستانه دور بعدی مذاکرات ایالات متحده و گروه طالبان که قرار است ۲۵ فبروری برگزار شود، باهم دیدار میکنند.

پیشتر کابلوف اعلام کرده بود که انتظار دیدار با خلیلزاد را دارد تا با وی در مورد برگزاری نشست جدید فارمت مسکو، نشستی که طرف امریکایی تاکنون آن را نادیده گرفته، گفتگو کند.

این دومین دیدار ضمیر کابلوف و زلمی خلیلزاد خواهد بود. پیش از این، نمایندگان ویژه روسیه و امریکا در امور افغانستان در اوایل دسمبر سال گذشته میلادی در شهر مسکو دیدار نموده بودند.

طبق یک خبر دیگر ، سترجنرل عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهوری و رهبر حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان که اکنون مصروف بازدید انقره هستند، شام دیروز در اقامت ‌گاه شان با آقای زلمی خليلزاد فرستاده‌ی خاص ایالات متحده امریکا در امور پروسه‌ی صلح افغانستان و هیأت همراهش دیدار و گفت‌و‌گو کرد.
در اين ديدار پیرامون پروسه‌ی صلح، راه اندازی جرگه‌ی مشورتی صلح و انتخابات رياست جمهوری آينده در افغانستان، بحث و تبادل نظر صورت گرفت.
طی این ملاقات، معاون اول ریاست جمهوری اسلامی افغانستان از تلاشهای آقای خلیلزاد و هیأت همراه‌شان در راستای فراهم نمودن زمینه‌ها برای انجام مذاکرات صلح با طالبان و تعهدات ايالات متحده امريكا برای ختم جنگ و تأمین ثبات پايدار در افغانستان ابراز امتنان کرد.

معاون اول ریاست جمهوری اسلامی افغانستان ختم جنگ چهل ساله از طریق مذاکرات صلح همه شمول بین‌الافغانی، تأمین صلح سرتاسری پایدار با حفظ دست آوردهای هفده سال گذشته را در افغانستان از آرزوهای بزرگ مردم ما دانسته افزودند که ‌برای رسیدن به این اهداف، مردم افغانستان قبل از همه به اعتماد‌سازی داخل نظام و اجماع ملی در سطح کشور ضرورت دارد.
جنرال دوستم خاطر نشان کرد که ‌چنین اجماعی می‌تواند از طریق تفاهم بین عناصر اصلی جامعه افغانستان بشمول حکومت، احزاب سیاسی، اقوام با هم برادر، اقشار و افکار مختلف مطرح بشمول زنان و‌جوانان، شکل گیرد.
در این دیدار هردو‌ جانب ‌روی ضرورت اجماع ملی برای پیروزی مذاکرات صلح، انجام مشوره‌های لازم روی ترتیب اجندا و تعیین اهداف برای موفقیت جرگه‌ی مشورتی صلح، و همچنان حیاتی بودن تأمین شفافیت انتخابات آینده، برای کامیابی فرهنگ مردم سالاری در افغانستان تاکید نمودند.

آمریکا با بزرگنمایی داعش به ادامه جنگ افغانستان اصرار دارد

به گزارش خبرگزاری تسنیم، طالبان اظهارات اخیر ژنرال «جوزف ووتل» فرمانده ستاد مرکزی ارتش آمریکا مبنی بر اینکه داعش در افغانستان تهدیدی امنیتی برای آمریکا است، بزرگنمایی داعش را اقدامی تبلیغاتی دانست که هدف آن «تداوم اِشغال» و ادامه جنگ در افغانستان است.

اخیرا ژنرال ووتل در گفت‌وگو با رسانه‌ها اظهار کرده بود که گروه تروریستی داعش تهدیدی بزرگ برای امنیت آمریکا است و برای حمله مستقیم به خاک این کشور تلاش می‌کند.

«ذبیح‌الله مجاهد» سخنگوی طالبان با انتشار بیانیه‌ای تصریح کرد که حضور داعش در افغانستان با وجود حمایت هوایی نیروهای خارجی به یک منطقه محدود در افغانستان خلاصه می‌شود، این گروه تروریستی در محاصره طالبان قرار دارد و در نتیجه این حملات بزودی از بین خواهد رفت.

وی با تکذیب شدید اظهارات ژنرال ووتل نیز تصریح کرد که هیچ کشوری از خاک افغانستان مورد تهدید قرار نخواهد گرفت.

فرمانده ستاد مرکزی ارتش آمریکا در حالی داعش را تهدیدی بزرگ برای امنیت ملی آمریکا دانسته که جنگنده‌های آمریکایی بارها در حمایت از  داعش در درگیری بین داعش و طالبان، مواضع طالبان را هدف قرار داده است.

چندی پیش نیز نیروهای ویژه آمریکایی در عملیات نجات فرماندهان داعش به زندان طالبان در ولایت «بادغیس» حمله کردند و این تروریست‌ها را آزاد کردند.

افغانستان و امریکا؛ پایان طالبان، آغاز داعش

جمهور : طالبان در واکنش به اظهارات اخیر رییس ستاد ارتش امریکا گفته است که این کشور با تبلیغات داعش در پی حضور دوامدار در افغانستان است.
جنرال ووتل دو روز پیش هنگام سفر به کابل گفته بود که امریکا باور دارد که داعش در افغانستان از طریق شبکه‌های اجتماعی در حال جمع‌آوری معلومات است تا در آینده یک حمله ممکن را در امریکا انجام دهد و این گروه به انجام این کار نزدیک شده است.”
او تاکید کرده که نیاز است تا فعالیت‌های گروه داعش در افغانستان به صورت جدی زیر نظر گرفته شود.
طالبان در واکنش به این اظهارات آقای ووتل گفته است که امریکا داعش را در افغانستان بزرگ جلوه می‌دهد تا از آن به عنوان وسیله تبلیغاتی خود برای حضور دوامدار در افغانستان استفاده کند.
در خبرنامه طالبان آمده که هدف دیگر امریکا از تبلیغات داعش در افغانستان این است که برای کشورهای منطقه نگرانی ایجاد کند تا آنان با حضور دوامدار امریکا در افغانستان مخالفت نکنند.
هشدار طالبان، کاملا واقع بینانه است. امریکا نمی خواهد پرونده داعش در افغانستان بسته شود؛ زیرا در آن صورت، هیچ توجیهی برای استمرار سلطه و حضور نیروهای خارجی به رهبری ایالات متحده در افغانستان باقی نمی ماند.
بسیار خوش بینانه است اگر تصور کنیم که امریکا در چارچوب صلح با طالبان، افغانستان را با وجود هزینه کردن بالغ بر ۲ هزار میلیارد دالر در ۱۸ سال، بدون هیچ دستاورد استراتژیک و قابل محاسبه ای، ترک می کند. این امر شاید برای دونالد ترامپ که نه پروای پایان سلطه جهانی ایالات متحده را دارد و نه نگران از دست رفتن مناطق نفوذ امریکا در نقاط راهبردی دنیاست، و صرفا به این می اندیشد که چگونه با پایان دادن به جنگ های طولانی و پرهزینه امریکا، صندوق ذخایر ارزی آن کشور را فربه و پربار کند، اهمیت چندانی نداشته باشد؛ اما بدون تردید، همه فرماندهان، درجه داران نظامی و استراتژيست های سیاست خارجی و امنیتی ایالات متحده، همانند ترامپ فکر نمی کنند. جنرال ووتل هم یکی از آنهاست.
آقای ووتل پیشتر مخالفت اش را با خروج نیروهای امریکایی از سوریه هم اعلام کرده و گفته بود که داعش در سوریه، نابود نشده و آقای ترامپ در زمان اتخاذ این تصمیم، با او مشورت نکرده بود؛ زیرا او حتما با این تصمیم مخالفت می کرد.
مقام هایی مانند جنرال ووتل می دانند که امریکا به عنوان یک ابرقدرت، برای حفظ سلطه خویش بر امنیت و سیاست جهان، نیاز به حضور نظامی در کشورهایی مانند افغانستان و سوریه دارد. او در عین حال، از این مهم نیز آگاه است که استمرار حضور و سیطره نظامی امریکا بر کشورهای دیگر، نیاز به توجیهات محکم و متقن دارد؛ توجیهاتی که در حال حاضر، در افغانستان و سوریه، حضور و فعالیت گروه تروریستی داعش، آن را فراهم می کند.
با این توضیح، به نظر می رسد که میان دونالد ترامپ و مقام ها و فرماندهان نظامی امریکا، اختلاف دیدگاه های عمیق و جدی بر سر وضعیت کنونی و چشم انداز آینده داعش و همچنین ضرورت حضور یا خروج نظامیان امریکایی از سوریه و افغانستان، وجود دارد، و این کاملا قابل درک است.
یکی از نکات کلیدی که در چارچوب مذاکرات صلح امریکا با طالبان، مورد بحث قرار گرفت، تعهد طالبان به قطع ارتباط با سازمان های تروریستی بین المللی مانند القاعده و نیز طرد و اخراج تروریست های چندملیتی دیگر مانند داعش از خاک افغانستان بود. این همان چیزی است که ترامپ برای فراخواندن کلیه نیروهایش از افغانستان به آن نیاز دارد؛ اما نظامیان امریکایی، در این زمینه با رییس جمهوری آن کشور، همصدا نیستند. آنها می خواهند صلح با طالبان، نباید به از میان رفتن خطر داعش، تعبیر شود؛ زیرا بزرگنمایی خطر داعش در افغانستان، برای امنیت منطقه و جهان، ادامه حضور امریکا را توجیه می کند. اینکه تاکنون داعش در افغانستان، در آرامش کامل، به حیات و حضورش ادامه داده و همچنان در حال توسعه دامنه سلطه و نفوذ خود در سراسر کشور می باشد نیز ریشه در همین نگرش دارد. این در حالی است که اگر همه چیز در کنترل ترامپ بود، شاید تاکنون بساط داعش را در افغانستان درهم پیچیده بود.
با اینهمه و با توجه به اظهارات تازه این جنرال امریکایی، صلح با طالبان حتی اگر عملیاتی شود، لزوما به معنای صلح برای مردم افغانستان نخواهد بود؛ زیرا برای امریکا، پایان تاریخ مصرف طالبان، آغاز مصرف داعش را توجیه می کند.

هنوز امریکا قصد خروج از افغانستان را ندارد

جنرال جوزف وتل: هنوز امر خروج نیروهای امریکا از افغانستان صادر نگردیده است.

به گزارش اسپوتنیک، جنرال جوزف وتل اظهار داشته است که قوماندانی مرکزی ایالات متحده هنوز دستور خروج نیروهای نظامی از افغانستان را دریافت نکرده و فشار بر جنبش طالبان ادامه خواهد یافت.
در روز پنج شنبه، یک کنفرانس منظم از لوی درستیز وزارت دفاع کشورهای آسیای مرکزی و جنوبی برای نخستین بار در تاشکند برگزار شد که سازمانده آن CENTCOMمیباشد.
وی افزود: «ما همچنان به فشار نظامی بر طالبان ادامه خواهیم داد وماموریت ما تغییر نکرده است».
واتل در جریان این کنفرانس گفت: ما امر برای خروج نیروها را دریافت نکرده ایم.
به گفته وی، وضعیت نظامی تاکتیکی در افغانستان قسماً بدون تغییر است. اما وتل می گوید: “هیچ یک از طرفین نمیتوانند به طور کامل از مزایای نظامی بهره ببرند. اما فشار هدفمند بر طالبان برای حمایت از مذاکرات، زمینه ای برای خوش بینی را بما می دهد.
رئیس قوای مرکزی امریکا گفت که موفقیت نیروهای امنیتی و ملی افغانستان اعتماد ساکنان محلی بر این نیروها را افزایش داده است. به گفته وی، نیروهای امنیتی افغان با موفقیت به طالبان در ولایت هلمند می جنگند و در ولایت غزنی مقاومت علیه طالبان آغاز گردیده است.
در اواخر ماه جنوری، دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا گفت که در صورت توافق صلح برای حل و فصل در افغانستان آماده است نیروهای خود را از افغانستان خارج کند. نیروهای آمریکایی از سال 2001 در افغانستان حضور دارند و در آنجا عملیات هایی علیه ستیزه جویان گروه تروریستی داعش و جنبش طالبان انجام داده اند. در حال حاضر بیش از 14هزار قوای امریکائی در افغانستان وجود دارد.

احتمال تجمع و حضور 3 هزار داعشی در شمال افغانستان

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، «ایگور لیاکین فرولوف» سفیر روسیه در «دوشنبه» در نشستی مطبوعاتی در مورد تجمع نیروهای داعش در شمال افغانستان گفت: به لطف وجود مرزبانان تاجیک مرزها آرام است.

فرولوف گفت: بنابر برخی اطلاعات در مناطق شمالی افغانستان 2500 تا 3 هزار داعشی حضور دارند.

وی در ادامه همسایگی با این سازمان‌ها را خطرناک خوانده و افزود: لذا باید آماده پاسخ مناسب به هرگونه چالش و تهدیدی بود.

فرولوف ادامه داد: بخش عمده این افراد در درگیری‌های مسلحانه در سوریه شرکت و اکنون به افغانستان کوچ کردند.

وی افزود: از آنجا که وضعیت در افغانستان بی ثبات و قدرت مرکزی در آن وجود ندارد نیروهای تروریستی به این منطقه کوچ کردند.

فرولوف در بخش دیگری به سهم بزرگ پایگاه نظامی 201 روسیه در تاجیکستان اشاره کرده و گفت: حضور این پایگاه برای تقویت استقلال و تمامیت ارضی کشور نقش قابل توجهی را ایفا می‌کند.

وی گفت: حضور پایگاه نظامی روسیه در تاجیکستان عامل امنیت و ثبات در «دوشنبه» و در منطقه آسیای مرکزی می‌باشد.

سفیر روسیه همچنین افزود: پیمان امنیت جمعی نیز یکی دیگر از ضامن‌های امنیت در تاجیکستان به شمار می‌رود.

وی در پایان گفت: بنابراین تامین امنیت و ثبات در تاجیکستان را ضمانت می‌کنیم.

سیاست دوپهلوی امریکا در قبال خروج نیروهایش از افغانستان و فراهم سازی مذاکرات مستقیم طالبان با دولت افغانستان، عوامل ناکامی پروسه صلح

پیام آفتاب : با چراغ سبزهای اندکی که این روز طالبان برای مذاکره از خود نشان داده‌اند و تلاش قدرت‌های منطقه نظیر روسیه برای پیش‌برد پروسه صلح افغانستان، به نظر می‌رسد صلح افغانستان وارد یک مرحله تازه‌ای شده باشد.
زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا درامور صلح  افغانستان، در سفر قبلی‌اش به افغانستان و برخی کشورهای منطقه که چهارمین سفر وی به حساب می‌آمد، یک گفت‌وگوی ماراتون شکل پنج روزه را با نمایندگان طالبان در دوحه قطر برگزار کرد.
خلیل‌زاد پس از این دیدار در تویتی نوشت که دو طرف روی برخی مسائل پیشرفت‌های خوبی داشته و دور بعدی این گفت‌وگو ها قرار است در 25 فبروری(ماه میلادی جاری) برگزار گردد.
طالبان نیز اعلام کردند که در این نشست با زلمی خلیل‌زاد روی چارچوب ختم جنگ در افغانستان به توافق رسیده‌اند که براساس آن قرار است پس از امضای معاهده صلح طی هجده ماه نیروهای خارجی از افغانستان خارج شوند. طالبان همچنین تأکید کردند که به امریکا تعهد سپرده‌اند اجازه ندهند گروه‌هایی مثل القاعده و داعش از خاک افغانستان برای انجام حملات تروریستی علیه امریکا و دیگر کشورها استفاده کنند.
ایالات متحده در حالی تلاش دارد پروسه صلح افغانستان را به پیش‌ببرد که برای خروج نیروهای خود از افغانستان عجله دارد.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا، پس از نشست مستقیم نمایندگان طالبان با زلمی خلیل‌زاد در دوحه قطر گفت: «برای اولین بار است که طالبان از صلح گپ می‌زنند و اگر این اتفاق بیفتد، می‌توانیم سربازان خود را به خانه بازگردانیم.»
نکته‌ای که در این میان شتاب امریکا و برخی کشورهای منطقه برای به موفقیت رساندن پروسه صلح افغانستان را با اماواگر روبرو ساخته، عدم حضور دولت افغانستان در مذاکرات مستقیم امریکا با طالبان در مورد صلح می‌باشد، طالبان هنوز تمایلی به مذاکره با دولت افغانستان ندارند.
رئس جمهور غنی برای تشویق طالبان جهت مذاکره با دولت افغانستان حاضر است امتیازات خوبی به آنها بدهد.
رئیس جمهور غنی چند روز پیش(دهم فبروری) در سفرش به ننگرهار گفت دولت افغانستان حاضر است در کابل به طالبان دفتر بدهد اما طالبان باز هم به ندای غنی لبیک نگفتند و این نشان می‌دهد که رابطه طالبان با دولت کابل نیازمند یک بازنگری جدی می‌باشد.
امریکا به دولت کابل اطمینان می‌دهد تا زمانیکه امنیت افغانستان تضمین نشود، نیروهایش از افغانستان را خارج نمی‌کند، اما طالبان این تصمیم  امریکا را خلاف تعهدات نشست مستقیم امریکا و طالبان که در دوحه برگزار شد، می‌دانند.
سیاست دو پهلوی امریکا در مورد خروج نیروهایش از افغانستان و شامل ساختن دولت افغانستان در مذاکره مستقیم با طالبان سبب شده دیدگاه‌ها در مورد صلح افغانستان زیر سایه‌ی تردیدها قرار گیرد.
علاوه بر امریکا، روسیه و ازبکستان نیز در ساخت مکانیزم صلح افغانستان وارد شده‌اند؛ روسیه «پروسه مسکو» و تاشکند «کنفرانس صلح افغانستان» را برای پیش‌برد صلح افغانستان برگزار کرده‌اند.
روسیه در مورد صلح افغانستان دو ملاحظه دارد: یکی اینکه، روسیه امنیت در افغانستان را برای امنیت خود مهم می‌داند چراکه ناامنی در افغانستان اگر از حد معمول فراتر رود، می‌تواند روسیه و دیگر کشورهای آسیای میانه را تهدید کند.
دیگر اینکه، حضور قوی روسیه در پروسه صلح افغانستان می‌تواند جایگاه این کشور در افغانستان و آسیای میانه را تقویت کند و سبب قدرت بیشتر روسیه در منطقه «اوراسیا» گردد.
در اواخر ماه مارچ سال گذشته میلادی، تاشکند میزبان یک کنفرانس در مورد صلح افغانستان بود که در آن نمایندگانی از افغانستان، پاکستان، ایران، امریکا، روسیه، چین، سازمان ملل و اتحادیه اروپا حضور داشتند.
شرکت‌کنندگان نشست تاشکند در اعلامیه پایانی خود بر مذاکره بدون قیدوشرط طالبان با دولت افغانستان تأکید کردند و از طالبان خواستند پیشنهاد صلح دولت افغانستان را بپذیرد.
کنفرانس تاشکند اگرچه مکانیزمی برای صلح ارائه نکرد اما فواید خود را داشت، عدم حضور طالبان در این نشست موفقیت دستاوردهای نشست تاشکند را زیر سئوال برد.
این همه در حالی‌ست که صلح و ثبات آرزوی دیرینه شهروندان افغانستان است و به نظر می‌رسد در ابعادی فراتر کشورهای منطقه به شمول روسیه، ازبکستان، عربستان سعودی، تاجیکستان و هند تمایل نیز دارند در پیش‌برد پروسه صلح افغانستان نقش پررنگ بگیرند.
اما آنچه این آرزوی افغان‌ها و علاقه‌مندی کشورهای  منطقه و فرا منطقه را با مشکل روبرو ساخته، ناتوانی تلاش‌هایی که تاکنون انجام شده در متقاعد ساختن طالبان به مذاکره مستقیم با دولت افغانستان می‌باشد.
اینکه چه زمانی، تلاش‌ها برای صلح افغانستان می‌تواند به مکانیزمی مشخص برای رسیدن به صلح، ختم جنگ و رفاه مردم افغانستان منجر شود را گذشت زمان مشخص می‌کند.

جنگ آخرالزمانی گلبدین با افکار عمومی و تاریخ

برخلاف قیاس پردازی گلبدین، بدون اعتقاد به عدالت اجتماعی در سراسر افغانستان، صلحی درکار نیست؛ جنگ برای هزار سال دیگر می تواند ادامه داشته باشد.

گزارشنامه افغانستان : گلبدین حکمتیار گفته است تا زمانی که دو عامل اصلی جنگ در این کشور – حضور نیروهای خارجی و “حکومت دست نشانده” – از میان نرود، صلح پایدار تامین نخواهد شد.

این سخن عین همان گفتاری است که وی و دیگر نورچشمی های آی اس آی مستقر در پشاور، در سال های حاکمیت دکترنجیب الله، به منظور اثبات مشروعیت مکتب سوزی، قتل معلم، تخریب زیرساخت ها، ایجاد دهشت در شهر ها و راکت پراگنی های اسلامی، پیوسته بیان می کردند.
در افغانستان، تاریخ کمتر تکرار می شود؛ بیشتر استمرار دارد.

ما به نسلی تعلق داریم که ناظر و شاهد بودیم که «حضور نیروهای خارجی» در زمان دکترنجیب پایان یافت و دکتر نجیب الله و دسته جات متضاد داخلی در حزب وطن با یک اشتباه نا بخشودنی، داوطلب زود هنگام کنارکشی از قدرت و اعلام مصالحۀ ملی شدند؛ ما شاهد بودیم جای شوروی را پاکستان گرفت؛ اما نه صلحی پا گرفت؛ نه اقطاب «تنظیمی» از جمله شخص گلبدین اجازه دادند نظامی شکل بگیرد که دست کم زخم های جنگ ده ساله را التیام بخشد و افغانستان با کم و بیش خودش حق زنده گی پیدا کند.
حالا چه کسی محاسبه کرده است که تلفات انسانی و خسارات وارده به زیرساخت های ملی افغانستان بعد از اسقاط ناگزیر، مصلحتی، یا داوطلبانۀ حکومت دکترنجیب، چند مرتبه نسبت به دورۀ شوروی افزون تر است؟
حزب وطن انتظار داشت که بالاخره راهی برای ختم عصر انهدام و خون پیدا شود؛ اما نشد.

سخنان دکترنجیب الله در بارۀ این رهبران، این اعجوبه های جنگ سرد، آیات لایزال تاریخ سیاسی افغانستان است. وقتی آدم به دیدگاه های گلبدین دقت می کند، از غیابت ابدی یک تغییری بالنسبه متفاوت نسبت به تجارت عبرت بار گذشته، از فرط حیرت به کفیدن می آید. با این حال، درحق گلبدین از بهر کانکریت اندیشی اش نباید زیاد سخت گیری کرد. او برخلاف گذشته به « حکومت دست نشاند» کابل به رهبری دکترغنی تسلیم گردید!

خاطراتی جذاب از قلب شبکه‌های تکفیری اروپایی منتشر شد

به گزارش خبرگزاری فارس، کتاب «از افغانستان تا لندنستان» خاطرات جاسوس دستگاه اطلاعاتی فرانسه در شبکه تکفیری های اروپا  توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شد

اگر به دنبال «روایتی از درون شبکه‌های تروریستی-تکفیری» و یا «روایتی از درون شبکه‌های نفوذ-جاسوسی اروپایی» هستید، با خواندن کتاب «از افغانستان تا لندنستان» با یک تیر، هر دو نشان را خواهید زد!

از افغانستان تا لندنستان، خاطرات عمر الناصری (ابوامام المغربی) است، یک جوان اهل مغرب که از کودکی در بلژیک بزرگ شده و بعد از یک زندگی پرفراز و نشیب، به شبکه‌های تکفیری داخل اروپا متصل می‌شود، اما در همان زمان بنا به دلایلی دیگر، به عضویت «دستگاه اطلاعات خارجی فرانسه» (DGSE) نیز درمی‌آید. کتاب، شرح جذابی است از زندگی پرماجرای عمر الناصری، کسی که هم می‌خواست «مجاهد» باشد، هم می‌خواست با «تروریست‌ها» بجنگد؛ کسی که هم از دستگاه‌های اطلاعاتی غربی می‌ترسید، و هم برای نجات جان خود به آنها پناه برده بود. شرح این ارتباطات، ماجراجویی‌ها و خطرات سهمگینی که او از سرگذرانده را می‌توانید در این کتاب بخوانید، کتابی که از سوی وحید خضاب (محقق و مترجم تخصصی جریانات تکفیری) ترجمه شده و به زودی از سوی نشر شهید کاظمی روانه‌ی بازار خواهد شد.

در مقدمه‌ کتاب که به قلم عمر الناصری نوشته شده است می خوانیم:

از رادیو خبر حملات ۱۱ سپتامبر را شنیدم. سوار ماشینم بودم، داشتم می‌رفتم همسرم را از محل کارش به خانه ببرم. خبرنگاران احتمال می‌دادند که هواپیما به صورت تصادفی به برج اول خورده باشد. همسرم سوار ماشین شد. او هم خیال می ‌کرد برخورد، فقط یک حادثه‌ی اتفاقی بوده است. اما من می‌دانستم که این یک حادثه‌ی اتفاقی نبوده. حتی پیش از برخورد هواپیمای دوم فهمیده بودم قضیه از چه قرار است؛ و می‌دانستم کار کیست.

به خانه که رسیدیم، تلویزیون را روشن کردم و زدم کانال سی ان ان. حالا، هر دو برج داشتند می‌سوختند. و مردم در خیابان‌ها از ترس فریاد می‌کشیدند.

تنها کاری که می‌توانستم بکنم را کردم: گوشی تلفن را برداشتم و به رابطم در دستگاه اطلاعاتی آلمان زنگ زدم. یک سال و نیم می‌شد که با او حرف نزده بودم. حالم از او به هم می‌خورد. اما حالا هزاران نفر داشتند می‌مردند و من هیچ گزینه‌ی دیگری نداشتم.

سریعا جواب داد. وقتی برایش گفتم قضیه کار کیست، ظاهرا تعجب کرد. گفتم: تماس گرفتم که پیشنهاد کمک بدهم.

-«می‌دانی چه کسی این کار را کرده؟ کسی از هواپیمارباها را می‌شناسی؟»

-«نه، ولی طرفی که در پس این عملیات است را می‌شناسم. می‌دانم چرا دست به این کار زده‌اند. هویت این افراد را می‌شناسم، همانطور که طرز فکرشان را می‌شناسم.»

این چیزها را می‌دانستم، چون القاعده را می‌شناختم. در بلژیک سالها با اعضای القاعده زندگی کرده بودم، اگرچه آن زمان، هنوز با نام القاعده شناخته نمی‌شدند. برایشان تفنگ‌هایی خریدم، آنها را به چهارگوشه‌ی دنیا فرستادند. مواد منفجره‌شان را به قلب آفریقا بردم، در آنجا در جنگ داخلی الجزایر مورد استفاده قرار گرفت. خبرنامه‌هایشان  را پخش کردم. رهبران ارشدشان در اروپا را می‌شناختم؛ یکی‌شان همان کسی بود که انفجارهای خونین متروی پاریس در سال ۱۹۹۵ را سازمان داد. بقیه‌شان هم با یک عملیات آدم‌ربایی فاجعه‌آمیز و کُشنده مرتبط بودند. این آدم‌ها در خانه‌ی من زندگی می‌کردند.

بعدا، به افغانستان رفتم. در آنجا با نیروهای القاعده در پادگان‌های آموزشی [زندگی کردم:] خوردم، نماز خواندم و خوابیدم. تلاش کردم تا جایی که می‌توانم روابطم را با القاعده مستحکم کنم. با نیروهایش در خشم‌شان و امیدشان شریک شدم، با تفنگ‌ و عرقم با آنها شریک شدم. بارها برای آنها جانم را به خطر انداختم. آنها برادرانم بودند و حاضر بودم هرچه دارم را با کمال میل تقدیمشان کنم.

با آنها، مجاهد شدم، روش کار با همه‌ی انواع سلاح‌هایی که روی کره‌ی زمین وجود داشت را خوب خوب یاد گرفتم؛ از مسلسل‌های کلاشینکوف گرفته تا موشک‌های ضد هواپیما. رانندگی تانک و روش منفجر کردنش را یاد گرفتم. یاد گرفتم چطور مین کار بگذارم. و چطور یک نارنجک دستی را پرتاب کنم که بیشترین میزان تخریب را به بار آورد. فن جنگیدن در شهر و راه‌های ترور و عملیات آدم‌ربایی و اینکه چطور در مقابل شکنجه مقاومت کنم را یاد گرفتم. یاد گرفتم چطور بمب‌های کشنده بسازم، حتی از ساده‌ترین عناصر و مواد، مثل قهوه و وازلین. یاد گرفتم چطور یک انسان را با دست‌هایم بکُشم.

درباره‌ی توپ، قرآن و سیاست جهانی از ابن الشیخ اللیبی یاد گرفتم، همان کسی که مسئولیت اداره‌ی پادگان‌های آموزشی اسامه بن لادن را به عهده داشت و همان کسی که، بعدها، درباره‌‌ی وجود ارتباط بین بن لادن و صدام حسین به سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا دروغ گفت.

با ابوخباب المصری، بزرگترین کارشناس بن لادن در موضوع مواد منفجره دیدار داشتم که تلاش کرد مرا برای انفجار یک سفارتخانه به خدمت بگیرد.

با ابوزبیدة بزرگترین جذب‌کننده‌ی نیروی القاعده دیدار کردم، که مرا به اروپا بازگرداند تا به عنوان نیرویی در یک هسته‌ی مخفی جهادی فعالیت کنم و موقع مقدمه‌سازی و آماده‌شدن برای حملات، تجربیاتم در موضوع مواد منفجره را ارائه کنم.

اما هیچ کدام از آنها حقیقت را نمی‌دانستند: این حقیقت که من ضد آن شوریده بودم و به خاطر اینکه بی‌گناهان را می‌کشتند مخالفشان شده بودم. این حقیقت را که من یک جاسوس بودم. این حقیقت را که من به عنوان جاسوس دستگاه اطلاعات خارجی فرانسه (DGSE) به پادگان‌هایشان نفوذ کرده بودم. هنوز برای آن دستگاه کار می‌کردم و بعد از آن هم (بعد از بازگشتم از افغانستان به اروپا) با دستگاه ام آی ۵ انگلیس شروع به همکاری کردم؛ با این وجود ابوزبیده هنوز مطمئن بود من برای او کار می‌کنم. برای دو دستگاه اطلاعاتی فرانسه و انگلیس به دو مسجد لندنی تندرو که متعلق به ابوقتادة و ابوحمزة بودند نفوذ کردم. در راستای حمایت از جهاد، به پاکستان پیغام، و حتی پول، بردم. این پولی بود که افسران دستگاه اطلاعاتی بریتانیا در اختیارم می‌گذاشتند.

در سفرهایم، با صدها نفر دیدار کردم که کپی برابر اصل هواپیماربایان ۱۱ سپتامبر بودند. مردانی بودند بدون وطن؛ مردانی که در غرب لعنت شده بودند چون سفیدپوست و مسیحی نبودند، و در کشورهای خودشان لعنت شده بودند چون دیگر از نظر لباس پوشیدن و روش حرف‌زدن شباهتی به مسلمان‌ها[ی سنتی] نداشتند. تنها پناهگاهشان، خشم مشترکشان بود، تنها چیزی که آنها را به اعتقاداتشان، به خانواده‌هایشان، و به زمین پیوند می‌داد.

همه اینها را می‌فهمیدم چون من یکی از همان مردان بودم.

«از افغانستان تا لندنستان» خاطرات عمر الناصری (ابو امام المغربی) در قطع رقعی و ۵۶۸ صفحه به ترجمه وحید خضاب توسط انتشارات شهید کاظمی روانه بازار شد.

علاقه‌مندان جهت تهیه کتاب از افغانستان تا لندنستان  می‌توانند از طریق سایت manvaketab.ir با ۲۰ درصد تخفیف تهیه نمایند و یا از طریق ارسال نام کتاب به سامانه پیام کوتاه۳۰۰۰۱۴۱۴۴۱ کتاب را با پست رایگان دریافت نمایند.

 

اخبار : ظریف: ‘اسرائیل به دنبال جنگ است و خطر جنگ جدی است’

 

محمد جواد ظریف در کنفرانس امنیتی مونیخ سخنرانی کرد و سپس در حضور مخاطبان به سئوالات گزارشگر بی‌بی‌سی که میزبانی جلسات روز یکشنبه را بر عهده داشت، پاسخ داد

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران روز یکشنبه در کنفرانس امنیتی مونیخ، اسرائیل را متهم کرد که به دنبال جنگ است و هشدار داد که رفتارهای آمریکا در منطقه، خطر درگیری نظامی را افزایش می‌دهد.

آقای ظریف که در یک نشست علنی در کنفرانس امنیتی مونیخ به پرسش‌های لیز دوست، گزارشگر بی‌بی‌سی پاسخ می‌داد، در پاسخ به این سئوال که آیا خطر جنگ جدی است؟ گفت: “قطعا. برخی کشورها به دنبال جنگ هستند.”

او سپس در پاسخ به این سئوال که چه کشوری به دنبال جنگ است؟ از کشور اسرائیل نام برد.

نتانیاهو: ایران می خواهد از سوریه به اسراییل حمله کند

افزایش رویارویی ایران و اسراییل در سوریه

آیا اعراب با اسراییل علیه ایران متحد می‌شوند؟

وزیر خارجه ایران، اسرائیل را متهم کرد که در سوریه به شکل مرتب قوانین بین‌المللی را زیر پا می‌گذارد و از قدرت‌های اروپایی انتقاد کرد که رفتارهای اسرائیل را به گفته او نادیده می‌گیرند.

آقای ظریف گفت: “خطر جنگ جدی است. این خطر بیشتر هم خواهد شد، اگر شما (خطاب به اروپایی‌ها)، نقض قوانین بین‌المللی را نادیده بگیرید.

وی همچنین گفت که رفتارهای اسرائیل و آمریکا قوانین بین‌المللی را بلاموضوع کرده است.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل اخیرا تایید کرد که کشورش به شکل مرتب، حملاتی علیه مواضع ایرانیان در سوریه انجام می‌دهد.

ایران می‌گوید که به دعوت بشار اسد که آن را حکومت قانونی سوریه توصیف می‌کند در این کشور حضور دارد و حملات اسرائیل را نقض حاکمیت ملی سوریه می‌خواند.

آقای ظریف در حاشیه کنفرانس مونیخ با هایکو ماس، وزیر خارجه آلمان دیدار کرد

ایران همچنین خروج آمریکا از توافق برجام را نقض قوانین بین‌المللی می‌داند، چرا که این توافق در چارچوب یک قطعنامه الزام‌آور، به تصویب شورای امنیت سازمان ملل نیز رسیده است.

وزیر خارجه ایران نیز روز یکشنبه به مساله برجام اشاره کرد و تاکید کرد که ایران همچنان به این توافق پایبند است و آن را اجرا می‌کند.

آقای ظریف در عین حال از فرانسه، آلمان و بریتانیا انتقاد کرد و گفت که این کشورها به اندازه کافی برای حل مشکل تحریم تلاش نمی‌کنند.

او گفت که ایران به اندازه کافی، مزیتی از امضای برجام به دست نیاورده است.

در پی بازگشت تحریم‌های آمریکا علیه ایران، نه تنها تمامی قراردادهای ایران با شرکت‌های آمریکایی مانند بوئینگ لغو شدند، بلکه بسیاری از شرکت‌های اروپایی نیز برای پیشگیری از جریمه‌های احتمالی آمریکا از بازار ایران خارج شدند.

سازوکار مالی ویژه؛ استقبال ظریف و موگرینی از ثبت ‘ابزار حمایت از مبادلات تجاری’ اروپا و ایران

با این حال اتحادیه اروپا که همچنان حامی توافق برجام است اعلام کرد که با ایجاد کردن یک ساز و کار مالی ویژه، ارتباط تجاری شرکت‌های اروپایی با ایران را تسهیل کند.

این ساز و کار ویژه با نام “اینستکس” (Instrument in Support of Trade Exchange – ابزار حمایت از مبادلات تجاری) راه‌اندازی شده است.

وزیر خارجه ایران در بخش دیگری از سخنانش گفت آمریکا به این امید که بازگشت تحریم‌ها به سرنگونی جمهوری اسلامی منجر شود، از برجام خارج شده است.

او گفت: “آمریکا جز (تلاش برای) تغییر رژیم کار دیگری انجام نمی‌دهد. اگر توهم سقوط جمهوری اسلامی ظرف یک‌ماه بعد از خروج از برجام نبود، اصلا از برجام خارج نمی‌شدند.”

آقای ظریف در برابر این پرسش که برنامه موشکی ایران به محل اختلاف میان تهران و جامعه جهانی تبدیل شده نیز تاکید کرد که این برنامه، برخلاف قطعنامه‌های سازمان ملل یا غیرقانونی نیست.

وی ضمن تاکید بر “حق ایران برای دفاع از خود” گفت: “اگر این حق را قبول داریم، با این وصف ایران چگونه باید از خود دفاع کند؟ با شمشیر؟ ایران برای دفاع از خود به تسلیحات پیشرفته نیاز دارد تا بتواند در برابر صدام حسین بعدی از خود دفاع کند.”

 

طالبان: به دلیل تحریم‌های آمریکا و سازمان ملل نتوانستیم به پاکستان سفر کنیم

گروه طالبان قرار بود روز دوشنبه با عمران خان، نخست وزیر پاکستان دیدار کنند

طالبان اعلام کردند که سفر نمایندگان این گروه به پاکستان و دیدار آنها با عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان که قرار بود روز دوشنبه (۲۹ دلو/بهمن) انجام شود، به دلیل قرار داشتن برخی از اعضای هیأت مذاکره‌کننده آنها در فهرست تحریم‌های آمریکا و سازمان ملل لغو شده است.

طالبان در اعلامیه‌ای گفته‌اند که آماده سفر به پاکستان و دیدار با هیأت آمریکایی در آنجا بودند ولی “متاسفانه به دلیل قرار داشتن بیشترین اعضای هیأت در فهرست سیاه آمریکا و سازمان ملل زمینه سفر به این کشور مساعد نشد”.

روز گذشته دولت افغانستان به خاطر برنامه سفر اعضای تحریم‌شده گروه طالبان به پاکستان، رسما به سازمان ملل متحد شکایت کرد.

نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل در نامه‌ای به کمیته تحریم‌های شورای امنیت گفت که پاکستان درباره قصد خود برای میزبانی از نمایندگان طالبان با دولت افغانستان مشورت نکرده است.

اشرف غنی: حاضریم به طالبان در کابل دفتر نمایندگی بدهیم

طالبان در نشست مسکو: قانون اساسی افغانستان اعتبار ندارد

طالبان در مسکو؛ دولت افغانستان به سازمان ملل ‘شکایت کرد’

وزیر خارجه آمریکا: تا تامین صلح، اتحاد نظامی افغانستان و آمریکا برقرار است

زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان گفته آمریکا خواهان مذاکرات مستقیم میان طالبان و دولت افغانستان است

در اعلامیه‌ای که از سوی ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، قبلا به رسانه‌ها فرستاده شده بود، همچنین آمده بود که این گروه همچنین “روی روابط دو کشور و مشکلات تاجران افغان در پاکستان صحبت خواهند کرد”.

قبلا برخی منابع گزارش کرده بودند که این دیدار به دستور ملاهبت‌الله آخوندزاده، رهبر گروه طالبان لغو شده است.

هفته پیش نمایندگان گروه طالبان و شماری از سران احزاب و فعالان سیاسی افغانستان در مسکو، پایتخت روسیه دیدار کردند.

طالبان تا کنون چهار بار با هیأت آمریکایی به ریاست زلمی خلیلزاد، نماینده این کشور برای صلح افغانستان دیدار کرده‌اند.

دولت پاکستان از روند گفت‌وگوهای آمریکا و طالبان ابراز حمایت کرده و گفته که زمینه این گفت‌وگوها را، این کشور فراهم کرده است.

در همین راستا، پاکستان حدود سه ماه پیش ملا عبدالغنی برادر، معاون سیاسی گروه طالبان را به درخواست زلمی خلیلزاد از زندان این کشور آزاد کرد و حالا او به عنوان رئیس جدید دفتر سیاسی طالبان در قطر تعیین شده است.

قرار است نمایندگان آمریکا و گروه طالبان در ۲۵ فوریه در دوحه پایتخت قطر دیدار کنند

گفت‌وگوها درباره صلح افغانستان میان آمریکا و طالبان در حالی ادامه دارد که نمایندگان دولت افغانستان درآن شرکت ندارند، زیرا گروه طالبان گفته حاضر نیست با “دولت کابل” مذاکره رودررو کند.

اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان دو روز پیش اعلام کرد که برای “ایجاد اجماع روی صلح” جرگه مشورتی صلح برگزار خواهد کرد.

قرار است این “نشست بزرگ” در ماه حوت/اسفند سال جاری برگزار شود.

زلمی خلیلزاد، گفته که آمریکا خواهان آن است تا گروه طالبان مستقیما با دولت افغانستان مذاکره کند. او ابراز امیدواری کرده که یتا پیش از برگزاری انتخابات در ماه ژوئیه/جولای “یک توافق صلح” به‌دست بیاید.

Updated: فوریه 23, 2019 — 11:26 ق.ظ