اخبار : نشریه آمریکایی: آلمان و فرانسه میزبان سازوکار ویژه ارتباط مالی با ایران می‌شوند

 

نشریه آمریکایی: آلمان و فرانسه میزبان سازوکار ویژه ارتباط مالی با ایران می‌شوند

بانک مرکزیحق نشر عکسMEHRNEWS
Image captionبانک مرکزی ایران – با تحریم بانکی جمهوری از سوی آمریکا اتحادیه اروپا در صدد ایجاد سازوکار مناسبی برای ادامه ارتباط تجاری با ایران بوده است

یک نشریه آمریکایی گفته است که ممکن است آلمان و فرانسه میزبانی سازوکار ویژه ارتباط مالی اتحادیه اروپا با ایران را قبول کنند.

وال استریت ژورنال در گزارشی از بروکسل، مرکز اتحادیه اروپا نوشته است که “آلمان و فرانسه اقدام مشترکی را در نظر دارند که هدف از آن تلاش برای ایجاد یک کانال ارتباطی جهت ادامه ارتباط تجاری با ایران در جهت مخالفت با اقدامات ایالات متحده برای ناکام گذاشتن چنین تلاشی است.” این روزنامه منبع این گزارش را دیپلمات‌های مستقر در بروکسل عنوان کرده اما از آنان نام نبرده است.

براساس این گزارش، این دو کشور در نظر دارند راسا اداره این نهاد را برعهده بگیرند تا ایالات متحده نتواند آن را هدف تحریم قرار دهد. آمریکا در ماه مه از توافق هسته‌ای قدرت‌های جهانی با جمهوری اسلامی – برجام – خارج شد و تحریم‌های هسته‌ای را بار دیگر علیه ایران برقرار کرد. سایر کشورهای عضو برجام از جمله اتحادیه اروپا هنوز به این توافق پایبند هستند.

با اعلام تحریم‌های نفتی، تجاری و بانکی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی، بسیاری از شرکت‌های طرف معامله با ایران از جمله شرکت‌های ثبت شده در کشورهای عضواتحادیه اروپا از بیم قرار گرفتن در معرض تحریم ثانویه ایالات متحده روابط خود را با ایران قطع کرده‌اند. به خاطر همبستگی نظام بانکی و مالی جهان با ایالات متحده، قطع رابطه با ایران شامل

ارتباطات بانکی و مالی نیز شده و مانعی اساسی را در برابر تجارت کالا و خدمات و سرمایه‌گذاری خارجی این کشور ایجاد کرده است.

+ تحریمهای ایران؛ کشورهای اروپایی ‘تمایلی به میزبانی دفتر کانال مالی با ایران ندارند’

+ اتریش پیشنهاد میزبانی کانال مالی اتحادیه اروپا با ایران را رد کرد

+ برجام؛ هشدار عراقچی به اروپا: وضعیت نمی‌تواند به این شکل ادامه پیدا کند

ترامپحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image captionرئیس جمهوری آمریکا با متهم کردن ایران به سوء استفاده از برجام از این توافق خارج شد

اتحادیه اروپا در صدد بوده تا به منظور تشویق شرکت‌های اروپایی به برقراری و ادامه ارتباط تجاری با ایران، ساختار مستقلی را ایجاد کند تا تسهیلات لازم برای مبادلات تجاری را در اختیار این شرکت‌ها قرار دهد.

جزئیات فعالیت این سازوکار مشخص نیست اما گفته می‌شود که مبنای آن ممکن است ایجاد نوعی صندوق اعتباری برای تسویه مطالبات صادرکنندگان اروپایی کالا و خدمات به ایران در برابر عواید ایران از صادرات به اروپا باشد بی آنکه برای این منظور، استفاده از نظام بانکی بین‌المللی ضرورت یابد. اگرچه احتمالا استفاده از این سازوکار به معنی افزایش قابل توجه هزینه و محدودیت تنوع واردات برای ایران خواهد بود، اما در صورت عملی شدن این طرح، از انزوای کامل تجاری و مالی جمهوری اسلامی جلوگیری خواهد شد.

از آنجا که طبق قوانین اروپایی، فعالیت این سازوکار باید شفاف باشد، شرکت های استفاده کننده از آن قابل شناسایی هستند و ممکن است با مجازات آمریکا مواجه شوند اما ظاهرا اروپاییان امیدوارند که شرکت‌های کوچکی که ارتباطی با ایالات متحده دارند مایل به استفاده از این سازوکار باشند.

پیشتر گزارش شده بود که میزبانی تشکیلات اداری این نهاد به چند کشور اروپایی پیشنهاد شده بود اما این کشورها از قبول این پیشنهاد خودداری کرده‌اند. از آنجا که چنین تشکیلاتی در هر حال ناگزیر از برقراری نوعی ارتباط با نهادهای بانکی و مالی داخلی است، ظاهرا این کشورها نگران آن بوده‌اند که با قبول مسئولیت میزبانی آن، موسسات مالی خود را در معرض تحریم آمریکا قرار دهند.

آلمان و فرانسه هنوز در مورد گزارش وال استریت ژورنال اظهار نظری نکرده‌اند.

صالحیحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image captionصالحی خواستار عمل اروپاییان به تعهدات خود شد و در مورد عواقب نامشخص عدم تحقق این تعهدات هشدار داد

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در ماه مه سال جاری از توافق هسته‌ای پنج قدرت جهانی با ایران (برجام) خارج شد و دو مرحله تحریم تجاری و مالی علیه جمهوری اسلامی را در ماه‌های اوت و نوامبر به اجرا گذاشت.

آقای ترامپ گفته که برجام در بلند مدت مانع از دستیابی جمهوری اسلامی به تسلیحات هسته‌ای نمی‌شود و مقامات جمهوری اسلامی را متهم کرده است که پس از آزاد شدن دارایی‌های مسدود شده ایران، این اموال را به جای پیشبرد رفاه ایرانیان در اختیار حکومت سوریه، گروه‌های “تروریستی”، مداخله در امور سایر کشورها، بی‌ثبات سازی منطقه و سرکوب مردم ایران به کار برد. با وجود تایید پایبندی ایران به مفاد برجام از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، دولت آمریکا جمهوری اسلامی را به زیر پا گذاشتن روح این توافق هم متهم کرده است.

مقامات ایران این اتهامات را رد کرده و متقابلا ایالات متحده را به زیر پا گذاشتن تعهدات بین‌المللی آن کشور کرده‌اند.

اگرچه کوتاه مدتی پس از دستیابی به برجام، برخی مقامات ارشد و نهادها و رسانه‌های حکومتی در جمهوری اسلامی برجام مورد انتقاد قرار داده، آن را ناکافی ندانسته و گاه حتی خواستار لغو آن شده بودند، پس از انتخابات آقای ترامپ به ریاست جمهوری و به خصوص با بازگشت تحریم‌های هسته‌ای، بر حفظ برجام تاکید داشته اما هشدار داده‌اند که کشورهای باقیمانده در برجام باید برای حفظ منافع اقتصادی ایران تلاش کنند.

برخی از مقامات جمهوری اسلامی در مورد واکنش این کشور به ناتوانی اروپاییان در حفظ منافع ایران در چارچوب برجام هشدار داده‌اند اما مشخص نکرده‌اند که این واکنش چه صورتی خواهد داشت.

روز گذشته علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، که در سومین سمینار همکاری‌های هسته‌ای ایران و اروپا شرکت داشت، با تاکید بر لزوم ادامه حمایت اتحادیه اروپا از برجام و عمل اروپاییان به تعهدات خود، هشدار داد که “اگر حرف به عمل در نیایید، وضعیت خیلی ناگوار خواهد شد و غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود.” عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی نیز در همین نشست گفت که “اعمال مجدد تحریم‌های آمریکا، بهره‌مندی ایران از مزایای برجام را به صفر نزدیک کرده ” و افزود: “راه‌اندازی سازوکار ویژه مالی اروپا برای تداوم همکاری‌های صلح‌آمیز هسته‌ای و اجرای ضمیمه ۳ برجام، ضروری است.”

تجمع اعتراضی در کابل؛ علی‌پور آزاد شد

AFG VP/FBحق نشر عکسAFG VP/FB
Image captionآقای علی‌پور روز یکشنبه ۴ آذر/قوس بازداشت شده بود

معاون ریاست جمهوری افغانستان با پخش اعلامیه‌ای از رهایی عبدالغنی علی‌پور، از فرماندهان محلی که توسط نیروهای امنیت ملی افغانستان بازداشت شده بود، خبر داده است.

آقای علی‌پور دیروز (یکشنبه ۴ آذر/قوس) به اتهام “فعالیت‌های غیرقانونی و باج‌گیری” و چند اتهام دیگر بازداشت شده بود و بازداشت او اعتراضات گروه‌هایی از هواداران او را در کابل و چند ولایت دیگر در پی داشت.

اعتراضات به بازداشت او در دو روز گذشته در کابل باعث مسدود شدن برخی خیابان‌ها در این شهر شد و همچنین معترضان با پلیس درگیر شدند که باعث زخمی شدن تعدادی از پلیس و معترضان شد.

بنا بر اعلامیه دفتر معاونت ریاست جمهوری افغانستان “فرمانده علی‌پور” پس از آزادی با شماری از نمایندگان مردم غرب کابل به دیدار محمد سرور دانش، معاون رئیس‌جمهوری افغانستان رفت و “از او در راستای رهایی خود قدردانی کرد”.

در این بیانیه آمده است که آقای دانش از آقای علی‌پور و دیگران خواست:”که شرایط حساس کشور را درک کنند و با حکومت همکار باشند. وی تاکید کرد که همه باید تلاش کنیم تا فاصله‌ها کم شود و اعتماد به وجود آید تا بتوانیم متحدانه در برابر دشمنان خاک و وطن خویش ایستادگی کنیم”.

آقای دانش گفته است امیدوار است آقای علی‌پور “در آینده به گونه قانونمند با دولت همکاری داشته باشد و از توانایی‌های وی در راستای دفاع از مردم و وطن استفاده گردد”.

فرمانده علی‌پور گفته است:”همواره آماده بوده‌ام و هستم که از مردم و وطن و نظام سیاسی خود دفاع کنم و هرگز مخالف دولت و نظام سیاسی افغانستان نبوده‌ام و نیستم.”

او تاکید کرد:”همگان حق دارند مظاهره کنند، ولی هیچکس حق ندارد که به اموال عمومی آسیب برسانند و یا نظم شهر را بر هم بزنند.”

AFG VP/FBحق نشر عکسAFG VP/FB
Image captionآقای دانش (راست) گفته است امیدوار است آقای علی‌پور “در آینده به گونه قانونمند با دولت همکاری داشته باشد و از توانایی‌های وی در راستای دفاع از مردم و وطن استفاده گردد”.

گفته شده است که آقای علی‌پور در زمینه اتهامات مطرح شده با مسئولان امنیتی در تماس خواهد بود.

در همین حال بعد از ظهر امروز ( دوشنبه ۵ آذر/قوس) مقام‌های امنیتی کابل در یک نشست خبری با تاکید به در نظر گرفتن دستورالعمل تظاهرات از سوی معترضان، هشدار دادند که “حلقات و افرادی که مردم را به خشونت تشویق می‌کنند، جداً مورد پیگرد قرار می‌گیرند”.

راز محمد اوریاخیل رئیس ارکان فرماندهی عمومی نیروهای امنیتی کابل (گارنیزیون کابل) گفت که تجمعات در محلات تعیین شده و بنا بر اطلاع قبلی به نیروهای امنیتی باید برگزار شود و “هیچکس حق ندارد در مسیرهای عمومی راهپیمایی کنند”.

آقای اوریا هشدار داد که گروه‌هایی به خصوص گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) قصد انجام حملات تروریستی بر اجتماعات را دارند و بنابراین در برگزاری اعتراضات باید با مسئولان امنیتی هماهنگی شود.

پیش از این معاون دوم ریاست جمهوری افغانستان با دعوت معترضان به آرامش  اعلام کرد که جمعی از بزرگان و نمایندگان مردم  با مسئولان مربوطه درباره قضیه “فرمانده علیپور” در حال مذاکره و گفت‌وگو هستند و کوشش بر این است که هرچه زودتر این گفتگوها به نتیجه مطلوبی برسد.

اتهامات علیپور

امروز ریاست امنیت ملی افغانستان با نشر خبرنامه‌ای افزود که عبدالغنی علی‌پور دیروز در منطقه قلعه قاضی در غرب کابل بازداشت شد.

این نهاد افزوده که “علی‌پور در اوایل سال ۱۳۹۵ گروه مسلح غیر مسئول را با عضویت ۱۵۰ نفر تشکیل داد که به فعالیت‌های غیر قانونی مانند باج‌گیری از زمینداران، تجار و شرکت‌های خصوصی، اخاذی‌های غیرقانونی از اهالی بهسود به بهانه‌های مختلف، مسلح سازی و حمایت افراد و گروه‌های جرمی برای انجام فعالیت‌های غیرقانونی آزار و اذیت مردم بطور متداوم مشغول بود.”

این نهاد افزوده که چندی قبل زمانی این فرمانده ۵ نفر از نیروهای پلیس را با تجهیزات و خودرو شان در ولسوالی حصه اول بهسود به گروگان گرفت.

امنیت ملی افزوده که در ۱۴ میزان/مهر امسال “نیروهای امنیتی علیپور و افرادش را در قریه اسد آباد ولسوالی لعل و سرجنگل ولایت غور محاصره کردند ولی علیپور از محل فرار کرد”.

افغانستان
Image captionنیروهای پلیس در میدان دهمزنگ

نیروهای ناتو: در بازداشت علیپور نقش نداشتیم

نیروهای حمایت قاطع به رهبری ناتو در افغانستان اعلام کرده‌اند که آنان در بازداشت آقای علیپور معروف به “شمشیر” نقش نداشته است.

شب گذشته (یکشنبه) بعضی از رسانه‌های افغانستان گزارش داده بودند که فرمانده علی‌پور توسط نیروهای آمریکایی بازداشت شده است.

ناتو در صفحه رسمی توییتر خود نوشته که نیروهای حمایت قاطع در مسایل داخلی افغانستان درگیر نیست و این نیروها در این قضیه هیج نقشی نداشته است.

آقای علی‌پور روز گذشته (یکشنبه) در غرب کابل بازداشت که این کار با تجمع اعتراضی شماری از ساکنان غرب کابل همراه شد و آنان از ارگ ریاست جمهوری خواستند که “فرمانده علیپور” را آزاد کند.

تظاهرات هواداران آقای علی‌پور دیروز با خشونت‌هایی نیز همراه بود، پلیس کابل برای متفرق کردن معترضان دست به تیراندازی هوایی زد و در این تیراندازی‌ها تعدادی از معترضان زخمی شدند.

معترضان نیز دست به خشونت زده و یک پاسگاه پلیس را در منطقه پل سوخته آتش زدند و براثر درگیری معترضان و پلیس شماری از نیروهای پلیس نیز زخمی شدند.

افغانستانحق نشر عکسSOCIAL MEDIA
Image captionآقای علیپور “فرمانده نیروهای خیزش مردمی است.”

وضع امنیتی افغانستان با رشد حملات تروریستی پیچیده تر می شود

رشد حملات تروریستی در یک هفته گذشته به علمای دینی در افغانستان بدون اینکه شخص یا گروهی مسئولیت آن را برعهده گرفته باشد و اگر هم نامی برده می شود، صحت آن نامعلوم و متضاد با اطلاعات قبلی است، وضعیت امنیتی افغانستان را پیچیده تر می کند.

به گزارش ایرنا؛ «عبدالبصیرحقانی» رئیس شورای علمای کابل بعد از ظهر روز شنبه در منطقه «هفتم» این شهر هدف حمله افراد مسلح ناشناس قرار گرفت و کشته شد، اما تاکنون شخص یا گروهی مسئولیت این ترور را برعهده نگرفته است.
وی که از روحانیون افغان بود که به حرام بودن حملات انتحاری، فتوا داده و حمله تروریستی به آیین جشن میلاد پیامبر مکرم اسلام در سه شنبه هفته گذشته در یکی از هتل های کابل را محکوم کرده و آن را کار تروریست هایی دانسته بود که در پی ایجاد تفرفه مذهبی و دینی در این کشور هستند، تأکید داشت مردم افغانستان فریب چنین توطئه هایی را نخواهند خورد و تروریست ها هرگز به هدف شوم خود نخواهند رسید، چند روز بعد از این اظهارات در این شهر ترور شد.
هر چند پلیس پایتخت  گفته است که یک تن را در این رابطه دستگیر کرده، اما هنوز کسی تاکنون مسئولیت این حملات را علیه علمای افغانستان برعهده نگرفته است.
با اینکه پس از حمله سه شنبه شب به جشن میلاد پیامبر در هتل «اورانوس» توئیتی از طرف «ذبیح الله مجاهد» سخنگوی گروه طالبان در صفحات اجتماعی منتشر شد که مسئولیت آن را برعهده گرفته بود، اما دقایقی بعد این پیام حذف شد و این سخنگو در پیامی دیگر با محکوم کردن حمله به علما، دست داشتن گروهش را در آن رد کرد.
«محمد اشرف غنی» رئیس جمهوری افغانستان هم شنبه شب اعلام کرد که تروریست ها به طورعملی در جنگ با مبلغان دین و ارزش‌های اسلامی و دینی قرار گرفته اند و آنها با هدف قراردادن علمای دین و شخصیت های وطن دوست، نمی توانند به اراده مردم به ویژه علما برای رسیدن به صلح و پایان جنگ، آسیب برسانند.
همچنین تا امروز شخص یا گروهی مسئولیت انفجار بمب جمعه گذشته در مسجدی داخل پادگان ارتش در شهرستان «مندوزی» استان خوست در جنوب افغانستان در هنگام برگزاری نماز را بر عهده نگرفته بود که در آن نزدیک به یک صد تن از نیروهای ارتش کشته و زخمی شدند، اما به تازگی خبری منتشر شد که داعش آن را پذیرفته است.
«هارون چخانسوری» سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان روز گذشته در کنفرانس مطبوعاتی در کابل به خبرنگاران گفت که بین حمله تروریستی خوست و حمله به مقر لشگر «209 شاهین» در اوایل سال 1396 در شمال این کشور که در آن صدها تن از نیروهای ارتش کشته و زخمی شدند، ارتباطی وجود دارد و این در حالی است که مسئولیت حمله به مقر لشگر 209 شاهین را گروه طالبان برعهده گرفته بود.
اعلان  رسانه های افغانستان که گروه تکفیری داعش مسئولیت حمله به مسجد پادگان ارتش در خوست را پذیرفته است و همچنین تنوع مسئولیت پذیری های گروه های تروریستی و اظهارات مقامات افغان، خود به خود گفته های رئیس عمومی اداره امنیت ملی و رئیس سابق این اداره را یادآوری می کند که طالبان مسئول اصلی این حملات است.
«محمد معصوم استانکزی» رئیس عمومی اداره امنیت ملی افغانستان سال گذشته پس از یک حمله تروریستی به معدنچیان در استان «بغلان» که تعدادی در آن کشته و زخمی شدند، در مجلس گفت که ارتباط عجیبی بین تروریست های داعش، طالبان، شبکه حقانی و القاعده وجود دارد.
وی افزود: اگر به جزئیات یک حمله تروریستی وارد شویم، می بینیم که در هر حمله، تهیه و تدارک تجهیزات و مهاجم را طالبان، طراحی و برنامه ریزی آن از القاعده و اجرای آن توسط شبکه حقانی صورت می گیرد، اما در پایان داعش مسئولیت آن را می پذیرد.
«امرالله صالح» رئیس سابق اداره امنیت ملی افغانستان هم پیش از این در باره حضور و ظهور داعش در افغانستان گفته بود که داعش در واقع همان شبکه حقانی بخش تندرو گروه طالبان است که تنها رنگ پرچم سفید خود را سیاه کرده است.
پیش از این متداول شده بود که در مورد مسئولیت پذیری حملات انتحاری و تروریستی بین داعش و طالبان تقسیم کاری وجود داشته باشد و مسئولیت حمله به مقرهای نظامی را در مناطق مختلف افغانستان طالبان برعهده می گرفت اما حملات به مساجد، تکایا، ورزشگاه ها و مراکز آموزشی را داعش بر عهده می گرفت، اما به تازگی تغییراتی نمایان شده است که داعش هم مسئولیت های حمله به مقر نظامی را برعهده می گیرد که حمله به نیروهای ارتش در خوست نمونه ای از آن می تواند باشد.
البته سابقه هم دارد که در حمله ای که اوایل سال جاری رخ داد هم زمان هم گروه طالبان و هم گروه داعش هم زمان مسئولیت آن را برعهده گرفتند.
در نهم خرداد ماه امسال 8 مهاجم انتحاری با لباس های نظامیان خارجی و خودرو ضد گلوله بدون پلاک متعلق به همین نیروها به ساختمان جدید وزارت کشور افغانستان در جاده فرودگاه کابل حمله کردند که ساعاتی بعد از آن که همه مهاجمان کشته شدند هم داعش و هم طالبان مسئولیت این حمله را پذیرفتند.
اگر نتیجه رویدادهای گذشته را کنارهم قرار دادهیم ، گفته های رئیس اداره امنیت ملی افغانستان و رئیس سابق این اداره به منطق نزدیک تر می شود که عمده اعضای داعش در واقع همان بخش تندرو طالبان هستند و همه گروه های تروریستی زیرچتر مسئولان سران طالبان فعال هستند که در واقع مسئولیت تمام حملات تروریستی به همین گروه بر می گردد.

 

بازداشت علی‌پور؛ واکنش‌ها و پیامدها

آوا : فرمانده علیپور مشهور به «قوماندان شمشیر» صبح امروز (یکشنبه ۴ قوس) توسط نیروهای واحد ۰۱ امنیت ملی در حوزه ۱۸ پولیس کابل بازداشت شده است.
شاهدان عینی گفته اند، آقای علیپور هنگام پیاده شدن از یک موتر مینی‌بوس در ایستگاه سیدآباد قلعه قاضی در غرب کابل، از سوی سرنشینان دو موتر نوع کرولا که ظاهرا تا آنجا او را دنبال می کرده یا براساس اطلاع قبلی، همانجا منتظر او بوده اند، دستگیر و به جای نامعلومی منتقل شده است.
اینکه آقای علیپور، توسط چه کسی و چه زمانی به کابل کشانده شده و دستگاه های استخباراتی، از چه طریقی به حضور او پی برده اند، تاکنون مشخص نیست.
علیپور؛ مشهور به قوماندان شمشیر، فرمانده نظامی مردمی است که بیشتر در مناطق مرکزی مقابل گروه‌های مخالف دولت جنگیده و در حمله طالبان بر ولسوالی مالستان و جاغوری در برابر طالبان جنگید و در کنار نیروهای دولتی این ولسوالی ها را از تسلط گروه طالبان خارج کرد.
آقای علی‌پور که رهبری یک گروه مسلح را برعهده دارد، از حدود سه سال پیش و در پی کشته شدن شماری از غیرنظامیان شیعه توسط تروریست های ضد دولتی در میدان‌وردک، گروه ‘مقاومت مردمی’ را تشکیل داد.
مقام‌های دولتی این فرمانده را به دو مورد ‘گروگانگیری و آزار و اذیت مسافران’ در سال جاری متهم کرده‌اند و حدود ۴۵ روز قبل در ولایت غور در مرکز افغانستان اقدام به بازداشت این فرمانده “خیزش مردمی” کرد؛ ولی موفق به دستگیری او نشد. در عملیات دستگیری این فرمانده محلی ۷ غیرنظامی و ۴ پولیس کشته شدند.
در پی بازتاب خبر بازداشت او، صدها تن از ساکنان غرب کابل با برپایی تجمع اعتراضی از ارگ ریاست جمهوری خواسته‌اند که فرمانده علیپور را آزاد کند.
در بامیان، بلخ و بغلان نیز اعتراض های مشابهی راه اندازی شده است.
گفته می شود هم در کابل و هم در بامیان، تظاهرات مردمی، به خشونت کشیده شده و پولیس با گلوله های جنگی، شلیک های هوایی و برخوردهای فزیکی سعی کرده است، معترضان را متفرق سازد.
معترضان خشمگین هم در واکنش های متقابل، سعی کرده اند حوزه های امنیتی پولیس را به محاصره خود درآورند و جلو تردد موترهای دولتی و امنیتی را بگیرند.
گفته می شود چندین نفر در خشونت های کابل، زخمی شده اند؛ اما هنوز آمار دقیقی در دست نیست.
ادارات دولتی را مسدود می‌کنیم
در بامیان، تظاهرکنندگان که تعداد شان نزدیک به ۵ هزار نفر اعلام شده، در یک اعتراض خشونت آمیز به حکومت هشدار داده اند که در صورت عدم رهایی قوماندان علیپور، دروازه‌های تمام ادارات دولتی در این ولایت را خواهند بست.
تظاهرکنندگان حکومت را به برخورد سلیقه ای متهم کرده و دستگیری علیپور را به مثابه ناامنی مناطق مرکزی دانسته اند.
ابوذر غفاری؛ یکی از معترضان گفت:”حکومت وحدت ملی تلاش دارد تا کسانی که بر علیه گروه های مخالف دولت می‌جگند را یکی به دنبال دیگری حذف کند و یکی از اهداف دستگیری‌های حکومت هم ناامنی مناطق مرکزی می‌باشد.”
وی افزود که علیپور نه علیه دولت می‌جنگید و نه علیه مردم افغانستان؛ بلکه همیشه در کنار نیروهای امنیتی در مقابل گروه های مخالف دولت جنگید.”
عبدل دانشیار؛ یک فعال مدنی در بامیان نیز گفت تا زمانی که حکومت فرمانده علیپور را آزاد نکند به اعتراض شان ادامه داده و دروازه ادارات دولتی در ولایت بامیان را مسدود خواهند کرد.
برخی منابع دیگر نیز می‌گویند در صورتی که امشب فرمانده علیپور از زندان رها نشود در سراسر مناطق مرکزی «قیام» اعلان خواهند کرد.
برخی از دیگر منابع به شرط فاش نشدن نام شان می‌گویند که حکومت از مردم سه ساعت وقت خواسته و گفته است پس از سه ساعت نتیجه تصمیم گیری را پیرامون رهایی یا عدم رهایی علیپور اعلام خواهد کرد.
وزارت داخله: با متخلفان برخورد می‌کنیم
در همین حال، وزارت داخله اعلام کرده که “شماری از شهروندان کابل بدون هماهنگی قبلی با ارگان‌های امنیتی به ویژه پولیس دست به تظاهرات زده‌اند که در مواردی با توجه به آسیب‌پذیر بودن این نوع حرکت‌ها، واقعات ناگواری رخ می‌دهد و سبب می‌شود تا فضای اعتماد میان پلیس و مردم خدشه‌دار شود”.
در بیانیه این وزارت از مردم خواسته شده که با رعایت قانون و مسالمت آمیز بودن تظاهرات، از “هرگونه اغتشاش و آشوب که سبب تحمیل خسارات به دارایی‌های عمومی گردد” جداً خودداری کرده و با پولیس همکار باشند.
وزارت داخله هشدار داده که در صورت بروز هرگونه تخطی و تجاوز به جان و مال مردم، پولیس وظیفه خود می‌داند تا با متخلفان برخورد قانونی و جدی نماید.
تحریک آمیز و غیرمسؤولانه
در همین حال، حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان به رهبری محمد محقق، دستگیری این فرمانده محلی را “یک عمل تحریک‌آمیز و غیرمسؤولانه” خوانده و محکوم کرده است.
در اعلامیه این حزب آمده است:” حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان دستگیری قوماندان علیپور از فرماندهان خیزش مردمی در ولایت میدان وردک را که برای حفاظت از جان و مال مردم و تامین امنیت آنها در مقابل حملات طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی سلاح به‌دوش گرفته بود، به عنوان یک عمل تحریک آمیز و غیرمسؤولانه محکوم نموده، از مسؤولان حکومتی می‌خواهد که به صورت فوری و بدون قید و شرط قوماندان علیپور را آزاد نمایند.”
در این اعلامیه تاکید شده که “حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان ضمن تاکید بر پیگیری ماجرای دستگیری قوماندان علیپور از مردم سربلند و همیشه در صحنه افغانستان نیز می‌خواهد که با هوشیاری و بیداری کامل مراقب توطئه‌های دشمنان مردم و کشور خود باشند.”
خود آقای محقق نیز که در ایران به سر می برد در گفتگو با خبرنگار آوا در تهران، دستگیری فرمانده علیپور را یک اشتباه خواند و خواستار رهایی او شد.
او خاطرنشان کرد که دستگیری علیپور مشکلی را حل نخواهد کرد؛ بلکه برعکس باعث افزایش فاصله بین مردم و حکومت خواهد شد.
وی خواستار رهایی فرمانده شمشیر شد.
ناسنجیده و نادرست
محمد کریم خلیلی؛ رئیس شورای عالی صلح و رهبر حزب وحدت اسلامی هم در بیانیه‌ای دستگیری آقای علی‌پور را حرکتی “ناسنجیده و نادرست” خوانده است.
قضیه به طور جدی تعقیب می‌شود
در ادامه واکنش ها، سرور دانش؛ معاون دوم ریاست جمهوری نیز در دیدار با شماری از نمایندگان مردم تاکید کرده که قضیه بازداشت علی‌پور به طور جدی تعقیب می‌شود. دفتر مطبوعاتی آقای دانش شامگاه امروز یکشنبه (4 قوس) در اعلامیه‌ای تصریح کرده که در دیدار شماری از نمایندگان مردمی در پیوند به قضیه قوماندان علیپور با سرور دانش، او “ضمن دعوت از مردم به آرامش، اظهار داشت که قضیه به طور جدی تعقیب می‌شود و گفتگو جهت حل اساسی قضیه جریان دارد و امیدواریم به زودی این مشکل حل شود.”
علیپور را فورا آزاد کنید
در همین حال،  حجت الاسلام والمسلمین سیدعیسی حسینی مزاری؛ رئیس مرکز فعالیت های فرهنگی اجتماعی تبیان نیز طی بیانیه ای ضمن اینکه خواستار آزادی فوری فرمانده علیپور شد، تأکید کرد که مسؤولیت هرگونه کشتار و تخریب امکانات عمومی به وسیله سوء استفاده کنندگان، بر عهده کسانی است که در این شرایط حساس و شکننده، اقدام به دستگیری علیپور کرده اند.
حسینی مزاری افزود: حکومت خوب می داند که دستگیری علیپور آنهم با توجه به جایگاه وسیع مردمی او، باعث خدشه دار شدن احساسات صدها هزار نفر گردیده، دسته دسته به خیابان‌ها سرازیر شده، تظاهرات گسترده ای را راه خواهند انداخت و هواداران این فرمانده شجاع، آماده جان دادن هستند؛ اما حاضر به دربند بودن این شخصیت جان‌فدای مردمی و ایثارگر ملی، نخواهند بود و طبعا این روند به نا‌به‌سامانی جدی‌تر کشور منجر گردیده، شرایط را بیش از هر زمانی آماده می کند تا گروه های تروریستی علاوه بر پیش‌روی در بسیاری مناطق دیگر، به امتیازخواهی های غیرمعقول و نامشروع از دولت، جریان های داخلی و محافل بین المللی تشویق و ترغیب شوند.
وی همچنین تأکید کرد که «وظیفه تمام شخصیت‌ها، علما، جریان های سیاسی، فرهنگی، آموزشی و متنفذین، اقدام عاجل در راستای مدیریت صحیح حرکت های مردمی و صحبت جدی با اشخاص و نهادهای ذیربط حکومت برای آزادی آقای علیپور است.»
امتحان صبر مردم، به نفع دولت نیست
آیت الله سیدحسین ساجدی نیز با صدور بیانیه‌ای از حکمای داخل دولت خواسته است تا «سریعا برای آزادی بدون قید و شرط فرمانده علیپور اقدام کنند.»
او با تأکید بر اینکه :تنش‌آفرینان باید بدانند که امتحان کردن آستانه صبر مردم به نفع شان نیست» تصریح کرده است:«مردم ما صبور و حکیم و بردبار هستند؛ اما اگر از خطوط قرمز عبور شود مردم ما مسیر جدیدی را انتخاب خواهند نمود.»
شماری دیگر از رهبران سیاسی، شخصیت‌های ملی و چهره‌های شاخص و اثرگذار کشور، نسبت به دستگیری فرمانده علیپور، واکنش نشان داده و در قبال تبعات و پیامدهای ویرانگر آن، به دولت و دستگاه های امنیتی، هشدار داده اند.
واکنش‌های مردم در شبکه‌های اجتماعی
این رویداد همچنین در شبکه های اجتماعی نیز واکنش‌های وسیعی را به دنبال داشت؛ واکنش‌هایی که تاکنون به شکل گیری چندین موج اعتراضی ضد دولتی در ولایت‌های مختلف به ویژه کابل، منجر شده است.
جواد جلیلی؛ کاربرد فیسبوک، گفته است: “حکومت به خواست خارجی‌ها “نه” بگوید.
جنگجویانی چون “علیپور” برای مردم و حکومت سرمایه انسانی بی‌مانند و حمایت از آن وظیفه است.” محمدناصر عارفی؛ دیگر کاربر شبکه‌های اجتماعی هم در این باره نوشته است: «چه کسی تقابل ایجاد می‌کند؟
تا حرف بزنیم پیش از هر کسی عده‌ای از خودی‌ها حمله می‌کنند که هزاره‌ها را در مقابل حکومت قرار می‌دهید؛ در حالی که این حکومت تروریست پرور است که در پی تقابل است. علیپور به چه جرمی بازداشت شده است؟!
آیا حمایت از حکومت و دفاع از جان، مال و ناموس مردم و دفاع از وطن در برابر مزدوران بیگانه جرم است؟ اگر این کار جرم است باید مردم ما برعکس عمل کنند؟!
در قضیه دستگیری علیپور در غور، غرور حکومت شکست، حکومت به دنبال ترمیم غرور شکسته خود است. رهبران هزاره تدبیر کنید کار به جای باریک نرسد.»
حسن فکرت؛ دیگر فعال شبکه‌های اجتماعی هم این‌گونه واکنش نشان داده است: «سرانجام حکومت افغانستان آخرین شاهکارش را برای امنیت طالبان به نمایش گذرد!
دولت، قوماندان شمشیر را از مناطق هزاره نشین حذف کرد تا طالبان خواب راحت داشته باشند.»
علی مطهری؛ یکی دیگر از کاربران شبکه‌های اجتماعی، نوشته است: «حکومت موجود نه تنها برای تقویت روحیه همبستگی ملی و اخوت و برادری بین مردم افغانستان اراده ندارد که بارها خود سبب ایجاد بحران و تنش های قومی بوده است.
بازداشت فرمانده علیپور که فرزند خدمتگزار این سرزمین است احساسات مردم را برانگیخته و شکاف عمیق بین مردم و حکومت ایجاد نموده و اگر به زودی آزاد نشود تبدیل به بحران بزرگ خواهد شد.»
پیامدهای احتمالی بازداشت علی‌پور
در همه بسیاری از واکنش‌های ابرازشده نسبت به بازداشت فرمانده علیپور از سوی نیروهای امنیت ملی، این نگرانی مزمن هم بارها بازتاب یافته بود که مبادا این تنش و تقابل دولت و مردم، به مرحله ای برسد که دیگر نتوان آن را مهار و کنترل کرد.
کارشناسان هم می گویند که دولت، ریسک بزرگی را قبول کرده و در حالی که مردم مناطق مرکزی در پی شکسته‌شدن حریم امنیتی شان از سوی تروریست های فاشیست طالبان و تعلل و تأخیر عمدی و آگاهانه دولت مرکزی و دستگاه‌های امنیتی، به شدت رنجیده خاطر اند و از حکومت، فاصله گرفته اند، با بازداشت یک فرمانده محبوب مردمی، خشم های خفته و عقده های فروخورده مردم معترض را برانگیخته است.
به باور آنها به نفع دولت است که به سرعت این بحران را پیش از آنکه از کنترل خارج شود، در نطفه خفه کرده و با آزادی علیپور به این غایله پایان دهد و اشتباه کودکانه خود را بپذیرد؛ در غیر آن، مردمی که در ۱۷ سال گذشته، از تمام توان شان برای حمایت از حاکمیت، هزینه کرده اند و در برابر، چیزی تحقیر و محرومیت و سرکوب و بازداشت و تبعیض ندیده اند، آماده تقابلی بی سابقه و ویرانگر اند؛ چیزی که هرگز به نفع دولت نخواهد بود.

 

روس‌هـا آینـده‌نگـرتـر از امـریـکایـی‌ها

ماندگار : به نظر می‌رسد روسیه آمادۀ برگزاری دومین نشستِ مسکو با شرکت شماری از کشورهای منطقه و هیأتی از طالبان در هفته‌های آینده خواهد بود. این کشور تلاش دارد که در دومین نشست مسکو، زلمی خلیل‌زاد نمایندۀ ویژۀ وزارت خارجۀ امریکا برای صلح افغانستان را نیز دعوت کنـد. هرچند هنوز امریکا رسماً از حضور نماینده‌اش در این نشست خبر نداده ولی ظاهراً می‌خواهد که دور از تلاش‌های روسیه قرار نداشته باشد.
در روزهای اخیر برخی تحلیل‌گران از هماهنگی میان مسکو و واشنگتن در مورد گفت‌وگوهای صلح با طالبان خبر داده اند. به باور این تحلیل‌گران، امریکا از این‌که نقش روسیه را در مسایل منطقه نادیده بگیرد، خسته شده و این‌بار از بازیگرانِ منطقه‌یی نیز برای موفقیتِ طرح صلحِ خود می‌خواهد استفاده کند.
این برداشت چقدر می‌تواند واقعی باشد، هنوز نشانه‌های روشنی در دست نیست ولی ظاهر قضایا نشان می‌دهند که حل بحرانِ افغانستان بدون هماهنگی و توافق بازیگرانِ منطقه‌یی اگر برای واشنگتن و متحدان آن ناممکن نباشد، بدون شک بسیار دشوار خواهد بود؛ به ویژه این‌که میانۀ دونالد ترامپ رییس جمهوری امریکا با زمام‌داران اسلام‌آباد چندان تعریفی ندارد و در روزهای اخیر این روابط به درگیری‌های لفظی میان سرانِ دو کشور تبدیل شده است.
دونالد ترامپ عملاً پاکستانی‌ها را در توییترِ خود احمق خواند و نوشت که امریکا دیگر حاضر نیست برای پاکستان پول‌های میلیارد دالری بدهد، درحالی‌که این کشور هیچ گامی در راستای مبارزه با تروریسـم و همکاری با امریکا برنداشته است. در پاسخ به این یادداشت توییتری، عمران خان نخست‌وزیر پاکستان نیز در صفحۀ توییتر خود با استفاده از همان لحن ترامپ نوشت که امریکا نباید ناکامیِ خود را در افغانستان این‌گونه توجیه کند. به باور آقای خان، امریکا چندین میلیارد دالر برای نابودی گروهی در افغانستان هزینه کرده که عملاً امروز از قدرتِ بیشتری برخوردار شده است.
همان‌گونه که استدلالِ آقای ترامپ می‌تواند متین و برآمده از واقعیت‌های سیاسی منطقه باشد، به همان میزان یادداشت نخست‌وزیر پاکستان نیز درست می‌نماید. واقعاً اگر این دو کشور در مسالۀ افغانستان صداقت لازم را به خرچ می‌دادند، امروز وضعیت در منطقه این‌همه شکننده نمی‌بود و افغانستان در دریای خون شناور نمی‌شد. امریکا در حالی که می‌داند و می‌دانست که پاکستان از گروه‌های افراطی برضد دولت افغانستان و نیـروهای خودش استفاده می‌کند، هیچ وقت دست به اقدامی نزد که جلو مراکز تولید تروریسم گرفته شود. آیا امریکا توانایی این کار را نداشت؟ چه چیزی مانع آن می‌شد که امریکایی‌ها با مدارا با پاکستان برخورد کنند؟
به نظر می‌رسد مسایل چنان پیچیده شده که دشوار است واقعیت‌ها را در چنین فضای مه‌آلودی تشخیص داد. بحث موجودیتِ گروه‌های تروریستی در آن سوی مرزهای افغانستان، چنان روشن و اظهر من‌الشمس است که حتا نیاز به سند و مدرک هم ندارد. ده‌ها گروه افراط‌گرا و تروریست با داشتن بزرگ‌ترین امکانات نظامی و آموزشی به صورتِ رسمی و نیمه‌رسمی اما علنی در پاکستان فعالیت می‌کنند و این گروه‌ها هیچ برنامه و هدفِ دیگری به غیر از مقابله و جنگ با سربازان خارجی و دولت افغانستان هم ندارند.
این واقعیت دیگر یک موضوع استخباراتی و اطلاعاتی مثل پایگاه‌های تولید موشک‌های هسته‌ییِ کوریای شمالی نیست که در ظاهر امر نتوان موجودیتِ آن را تأیید کرد. عادی‌ترین فردی که وارد پاکستان شود، به وجود گروه‌های افراط‌گرا و تروریست که عملاً از سوی دولت و نظامیان این کشور حمایت می‌شوند، پی می‌برد. گروه‌های افراط‌گرا هرچند هرازگاهی برای دولت پاکستان نیز مشکلاتی به بار می‌آورند، ولی در کُل با منافع سیاسیِ این کشور عجین شده اند.
این موضوع را از زمان جنگ سرد و به ویژه زمانی که شوروی سابق به افغانستان حمله کرد، امریکایی‌ها به‌خوبی می‌دانند و حتا در به وجود آوردنِ بسیاری از گروه‌های تروریستی در منطقه دست داشته‌اند. بن‌لادن رهبر پیشینِ شبکۀ القاعده که چند سال پیش در حملۀ نیروهای کماندوی امریکا در نزدیکی اسلام‌آباد به قتل رسید، در زمان جنگ افغانستان به عنوان متحد استراتژیکِ امریکا شناخته می‌شد. امریکا به اندازۀ کافی در مورد امکانات نظامی و هدف‌های بن‌لادن اطلاعات داشت، ولی هرگز نخواست که مانع گسترش آن در منطقه شود. در همین حال، پاکستان در تفاهم با امریکا، بسیاری از مسایل منطقه‌یی را حل‌وفصل می‌کرد و این رابطه تا همین چند سال پیش نیز به قوتِ خود ادامه داشت.
برخی تحلیل‌گران با توجه به تیره‌گی روابط ترامپ با همتای پاکستانی او چندان به نتایج آن خوش‌بین نیستند و می‌گویند که جایگاه پاکستان در سیاست‌های امریکا چنان عمیق است که چنین برخوردهای سطحی سبب فروپاشی آن نمی‌شود. این تحلیل از جهات مختلف قابل دفاع است. حداقل تا امروز امریکا بدیلی برای پاکستان در منطقه نیافته که بتواند از این کشور بگذرد. امریکایی‌ها از موقعیتِ خاصِ پاکستان به‌خوبی باخبر اند و به همین دلیل نیز زیاد نمی‌خواهند که پُل‌های پشتِ سرِ خود را خراب کنند. روس‌ها اما این مسایل را به خوبی می‌دانند و به همین دلیل هم تلاش دارند که بیشتر از گذشته در مسایل منطقه دخیل باشند.
روس‌ها در حال حاضر با استفاده از طالبان می‌کوشند که امریکا را تحت فشار قرار دهند. برای روس‌ها بحث داعش به عنوان خطر بالقوه نگران‌کننده است ولی به نظر نمی‌رسد که این کشور بدیل مناسبی را برای مبارزه با آن انتخاب کرده باشد. داعش و طالبان در وضعیت‌های مشخص می‌توانند دو رویِ یک سکه باشند. اگر امریکایی‌ها واقعاً خواهانِ حلِ مشکل افغانستان اند، باید در همکاری با روسیه مبارزۀ مشترک با تروریسم را انتخاب کنند. همکاری با گروه طالبان و یا تلاش برای ادغامِ این گروه در حکومت، هرگز نتیجه‌بخش نخواهد بود و معضل منطقه را بیشتر از پیش پیچیده خواهد ساخت.

 

آیا خلیل‌زاد از موضع قدرت مذاکره می‌کند؟

۸ صبح : یک عده گمان می‌کردند که دکتر زلمی‌ خلیل‌زاد نماینده‌ی ویژه‌ی امریکا برای پایان جنگ افغانستان از موضع ضعف با طالبان و حامیان آنان مذاکره می‌کند. اظهارات اخیر جنرال جوزف دانفورد فرمانده عمومی ارتش امریکا این گمانه را تقویت کرده است. جنرال جوزف دانفورد فرمانده عمومی ارتش امریکا در یکی از نشست‌های امنیتی در کانادا گفت که کشورش نمی‌تواند طالبان را شکست دهد و این گروه در حال حاضر شکست‌ناپذیر است. این اظهار نظر، طالبان و حامیان بیرونی آنان را در موقفی قرار می‌دهد که بتوانند با ایالات متحده بیش‌تر چانه بزنند و خواستار امتیازهای زیاد شوند.

ایالات متحده در افغانستان در وضعیتی نیست که در ویتنام بود. در ویتنام ایالات متحده یک جنگ بدنام را پیش می‌برد. در آن جنگ ایالات متحده تلفات جدی را تحمل می‌کرد. علاوه بر آن افکار عمومی جهان در آن زمان بر ضد جنگ امریکا در ویتنام بود. ایالات متحده در آن زمان به لحاظ تکنولوژی نظامی هم وضعیت امروز را نداشت. تکنولوژی نظامی امریکا در آن زمان پیش‌رفته نبود. به همین دلیل بود که در عملیات‌های ایالات متحده در ویتنام میزان تلفات غیرنظامی بسیار زیاد بود. در آن زمان حمله‌های هوایی ایالات متحده آسیب جانبی زیادی داشت. این امر سبب شده بود که افکار عمومی دنیا بر ضد جنگ امریکا در ویتنام بسیج شود.

علاوه بر این‌ها،‌ در درون خاک امریکا هم جنبش ضد جنگ ویتنام به راه افتاده بود. این جنبش کار تمام سیاست‌مداران و نظامیان امریکایی را سخت ساخته بود. تلفات نظامی هم بازتاب داخلی داشت و مردم امریکا را علیه جنگ نیروهای این کشور در ویتنام بی‌باور ساخته بود. این فکتورها امروز نیست. ایالات متحده جنبش اجتماعی ضد افغانستان ندارد. افکار عمومی جهان هم مخالف جدی تلاش‌های امریکا در افغانستان نیست. به دلیل برتری تکنولوژی نظامی امریکا هم تلفات این کشور در افغانستان کم بود و هم آسیب جانبی حمله‌های نظامی امریکا به حدی نیست افکار عمومی جهان را علیه ایالات متحده بسیج کند. پس از سال ۲۰۱۴ تلفات ایالات متحده تقریباً به صفر تقرب کرده است. بن‌بست نظامی افغانستان برای ایالات متحده زیاد دردناک نیست.

واقعیت دیگر این است که چریک‌های مخالف امریکا در ویتنام جنبش ناسیونالیستی پیش‌رَوی بودند که در میان مردم آن کشور جایگاه داشتند. آنان حمایت مجموع مردم ویتنام را داشتند. ایدیولوژی آنان هم در مقایسه با ایدیولوژی عقب‌مانده نیروهای بنیادگرا بسیار پیش‌رَو بود. محبوبیت اجتماعی جنبش مخالفان امریکا در ویتنام هم سبب شده بود که افکار عمومی جهان نسبت به امریکا بسیج شود. اما طالبان که امروز در افغانستان می‌جنگند، نه محبوبیت فراگیر دارند و نه ایدیولوژی پیش‌رَو. به همین دلیل برگشت به حاکمیت طالبان انتخاب هیچ یک از نیروهای سیاسی داخل افغانستان نیست.

با توجه به این فکت‌ها تصور می‌شد که ایالات متحده توان چانه‌زنی بالا در میز مذاکره دارد‌، اما اظهارات جنرال دانفورد شاید وضعیتی آفریده باشد که دیپلومات‌های امریکایی نتوانند از موضع یک ابرقدرت با طالبان صحبت کنند. طالبان به این تصور اند که آنان یک ابرقدرت را شکست داده‌اند و در روی میز مذاکره می‌توانند، از واشنگتن امتیازهای کلان و غیرقابل قبول بگیرند. ایالات متحده می‌گوید آنان در تلاش‌اند تا طالبان را با حکومت و نیروهای سیاسی افغانستان روی میز مذاکره بنشانند. اما در میان طالبان شاید این موضع قوت گرفته باشد که ایالات متحده، افغانستان را به آنان می‌سپارد. لحن صحبت‌های نماینده‌گان طالبان در نشست مسکو هم به گونه‌ای بود که ایالات متحده افغانستان را به آنان می‌سپارد.

نماینده‌گان این گروه به گونه‌ای سخن می‌گفتند که آنان کلیت جامعه‌ی سیاسی افغانستان هستند نه بخشی از آن. انتظار مجموع نیروهای سیاسی داخلی این است که طالبان در نظام جمهوری مدغم شوند و سیاست رقابتی را بپذیرند. اما اظهارات جنرال  دانفورد و حضور نماینده‌گان این گروه در نشست مسکو شاید این باور را در صفوف و رهبری طالبان تقویت کرده باشد که امریکا دربست افغانستان را به آنان می‌سپارد و وضعیت، به قبل از سال ۲۰۰۱ برمی‌گردد. در میان طالبان شاید این باور قوت گرفته باشد که نیروهای سیاسی داخلی افغانستان و حکومت دیگر اختیاری ندارند و هر توافقی که در مذاکره‌ی این گروه با امریکا حاصل شود، واشنگتن آن را به کابل و نیروهای داخلی افغانستان تحمیل خواهد کرد. این باور طالبان کار آقای خلیل‌زاد را دشوار ساخته است. اظهارات اخیر جنرال دانفورد شاید مأموریت این دیپلومات کارکشته‌ی امریکایی را بیش‌تر دشوار سازد.

شاید آقای خلیل‌زاد تلاش کند از طریق دیپلوماسی کشورهایی را که بر طالبان نفوذ دارند قانع بسازد تا نماینده‌گان این گروه را به مذاکره با کابل و دیگر نیروهای سیاسی افغانستان تشویق کنند. اگر موضع‌گیری جنرال دانفورد  نبود، ‌شاید کار آقای خلیل‌زاد زیاد دشوار نمی‌بود. طالبان شاید در میز مذاکره زیاد انعطاف نشان ندهند. در این تردیدی نیست که مأموریت دیپلوماتیک جنگ بسیار دشوار است، ‌اما اظهارات جنرال دانفورد آن را بیش‌تر دشوار ساخته است. طالبان شاید فکر می‌کنند که باید در آینده از موضع یک جناح پیروز با تمام نیروهای سیاسی افغانستان مواجه شوند و از آنان بیعت بخواهند. طالبان شاید به این باور رسیده باشند که وقتی امریکا به آنان امتیاز می‌دهد شاید مجموع نیروهای سیاسی افغانستان هم  امتیازهای کلان به آنان بدهند و حتا زعامت رهبرشان را بپذیرند. اما چنین چیزی تحقق نخواهد یافت.

هیچ یک از نیروهای سیاسی افغانستان حاضر نیستند که نظام سیاسی مطلوب طالبان را بپذیرند. این نیروها شاید حاضر به بحث با طالبان و توافق روی قواعد جدید برای بازی باشند،‌ اما به هیچ وجه نظام سیاسی مطلوب طالبان را قبول نمی‌کنند. اگر طالبان به موضع‌شان پافشاری کنند، جناح‌های سیاسی دیگر افغانستان  هم شاید به فکر بازسازی تشکیلات نظامی شان شوند و این امر زمینه را برای مداخله‌ی قدرت‌های خارجی هم فراهم کند. تا زمانی که در افکار سیاسی طالبان تغییر نیاید، صلحی به میان نخواهد آمد. صلح، وقتی آمدنی است که ایالات متحده کشورهایی را که بر طالبان نفوذ دارند زیر فشار بگیرد تا این کشورها طالبان را به قبول نظام جمهوری وادار سازند.

در نظام جمهوری هر نیروی سیاسی فرصت آن را خواهد داشت تا از حوزه‌ای که از آن برخاسته است،‌ نماینده‌گی کند.

 

هند: طالبان هنوزهم حمایت “پاکستان”، تجارت مواد مخدر افغانستان را داراست

نماینده دایمی هند در سازمان ملل متحد بدون ذکر نامی از پاکستان، همسایه افغانستان را متهم کرده است که برای طالبان و سایر گروه های تخریب کار و خشونت کار در افغانستان، پناه گاه امن مهیا کرده است.

به گزارش اسپوتنیک به نقل از شبکه یک، سید اکبرالدین نماینده دایمی هند در سازمان ملل متحد در مورد وضعیت افغانستان گفت: “همه ما می‌فهمیم و باورمندیم که معضله افغانستان راه حل نظامی ندارد. هنوز هم طالبان از سوی حامیانشان پشتیبانی می‌شوند، حمله‌های نظامی مخرب و خشن انجام می‌دهند، چنانچه حمله اخیر در غزنی و چندین بخش دیگر افغانستان را راه اندازی کردند. این حمله‌ها همه از سوی کسانی طرح‌ریزی و راه اندازی می‌شود که در همسایه‌گی افغانستان پناه‌گاه دارند”.

به گفته این نماینده هند در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد، پناه‌گاه‌های هراس‌افگنی در همسایه‌گی افغانستان از سال‌ها به اینسو برای ایده‌ها و اجنداهای سیاه توسط عملیات‌های شبکه‌های “هراس‌‎افگنی” چون طالبان، حقانی، داعش، القاعده و شاخه‌های دیگر آن چون لشکر طیبه و جیش محمد، مخفیگاه و محل طرح ریزی بوده است.
این دیپلومات هندی همچنان گفته است که این نهادها نه تنها ثبات مالی‌شان را از مالیه‌های اجباری و اخازی جبری بدست می‌آورند، بل از مجرای شبکه‌های مافیایی مواد مخدر و دزدان منابع طبیعی افغانستان، نیز کمک مالی دریافت می‌کنند. به گفته او شصت درصد درامد طالبان را نیز فروش مواد مخدر تشکیل می‌دهد.
این مقام هندی همچنان از کم‌توجهی جهان در بخش مبارزه با مواد مخدر انتقاد کرده افزود: تریاک که در ساحه زیر اداره طالبان تهیه و کشت می‌شود، 85 درصد تولید غیرقانونی تریاک جهان را تشکیل می‌دهد که بین یک و نیم تا سه میلیارد دالر ارزش دارد.” به گفته او شصت درصد درامد طالبان از مجرای تجارت و تولید تریاک غیرقانونی تهیه می‌شود.
آقای اکبرالدین افزود که هنوز هم ملل متحد به تجارت مواد مخدر که حامی مالی طالبان و سایر گروه های هراس‌افگنی است، توجه کافی نکرده است. به گفته او با آنکه گزارش شفافیت شورای امنیت ملل متحد ریشه‌های هراس‌افگنی را بررسی کرد، اما این سازمان در فلج کردن تجارت و تولید مواد مخدر توقعات موجود را پوره نکرده است.
به گفته این مقام هندی، با استفاده از تجربه خشکانیدن منابع مالی داعش در سوریه و عراق که تجارت تیل از پنجاه میلیون به چهارمیلیون در سه سال کاهش یافت، در افغانستان نیز چنین هماهنگی و کمپاین جهانی برای فلج کردن تجارت مواد مخدر طالبان، نیاز است.
به گفته اکبرالدین، هند همچنان در حمایت افغانستان در بخش اقتصاد راه‌های مواصلاتی و ثبات حمایت می‌کند.
این مقام هندی در نشست شورای امنیت ملل متحد گفت: “ما به یقینن باورمندیم که نبود مواصلات مستقیمن تاثیرگذار است بر اقتصاد، امنیت و اوضاع سیاسی در افغانستان و ما می‌خواهیم به این معضله حیاتی برای سود مردم افغانستان توجه کنیم”.

 

دیروز چه می کرد؛ حالا چه می گوید!

رنگین دادفر سپنتا مشاور امنیت ملی در حکومت حامد کرزی می‌گوید اگر خواسته باشیم یا نه نظام طالبانیزم به این کشور می‌آید.

گزارشنامه افغانستان : رنگین دادفرسپنتا مشاور امنیت ملی در حکومت پیشین می گوید که افغانستان و منطقه در حال تغییر بوده و این کشور به سوی سیاست طالبانیزم در حرکت است.

وی در دور چهارم نشست امنیتی میان افغانستان و هند که از سوی انستیتوت مطالعات استراتژیک دو کشور در کابل راه اندازی شده بود؛ سخن می گفت. نامبرده صریح گفت اگر افغان ها بخواهند یا نه این تغییر برگشت ناپذیر آمدنی است.

او افزود:امروز با اندوه ما در آستانه یک تغییر اجتناب ناپذیر در افغانستان و منطقه قرار داریم، تغییری که برای ما افغان ها بسیار درد آور و غم انگیز است، شاید این مورد پسند ما نباشد که نیست اما واقعیت چنین است، به نظر من بخواهیم یا نخواهیم یک نوع طالبانیزه شدن سیاست جامعه آمدنی است.

چه کسی به سخنان اسپنتا باور می کند؟

دکترسپنتا هشت سال تمام شریک حامد کرزی و از اعضای ارشد حکومت وی در امور امنیتی بود. حافظه مردم هنوز همه چیز را به یاد دارند. آقای کرزی در همسویی کامل با مارشال فهیم و سپنتا به طور کامل سیاست طالب سازی و طالب پروری را دنبال می کرد. سال ها یخن امریکا را می کشید که طالب را بمباران نکن. آقای خلیلی افشا کرد  که کرزی هشت صد میلیون دالر برای حفاظت از وضع الجیش طالبان درچندین منطقه از بودجه دولت مصرف کرد.

سپنتا زمانی که از «شاهدان» شباروزی وقایع پشت پرده به شمار می رفت، هزاران هزار طالب مسلح و تفنگدارانی که به قیمت خون هزاران تن از منسوبان نیروهای امنیتی از میادین جنگ گرفتار شده بودند؛ از زندان های قندهار، بگرام، فراه و همه ولایات به طور علنی آزاد شدند. حالا رنگین دادفر به مردم خبر می دهد که چه خواسته باشیم؛ چه نخواسته باشیم؛ رژیم طالبان اعاده می شود. وی باید توضیح دهد که نظام دکترغنی چه کاری را کرده است که حکومت کرزی- سپنتا در حق مردم نکرد؟
فاجعه ای که ممکن است امروز حادث شود، زمینه چینی اش از سوی کرزی و سپنتا و فهیم شده بود. مردم بی عقل نیستند که وقایع را از یاد ببرند.

 

کمک‌های توسعه‌یی هند؛ آیا کابل به آنچه دهلی‌نو می‌‌دهد نیاز دارد؟
اطلاعات روز به نقل از دیپلومات : افغانستان نمونه‌ی اصلی برنامه‌های کمکی و همکاری هند بوده است. کمک هند به تلاش‌های بازسازی ملکی افغانستان به عنوان یکی از عوامل اصلی حسن‌نیت افغان‌ها نسبت به هند دانسته می‌شود. اولویت‌های افغانستان امنیت و توسعه است. با این‌حال، این پرسش که آیا کمک‌های هند تاثیر ملموسی در رابطه به اولویت‌های افغانستان داشته است یا خیر، به صورت انتقادی و جدی مورد ارزیابی قرار نگرفته است. افغانستان پس از ۱۷ سال حضور امنیتی خارجی، تلاش‌های چندملیتی برای سرپاکردن دوباره‌ی این کشورِ جنگ‌زده و فضای سیاسی در حال تحول آن که نیازمند گفت‌وگو با طالبان و در عین‌حال مبارزه با این گروه است، در دو راهی قرار دارد. در میانه‌ی چنین پیوستگی‌ها و تغییرات پویا، نیاز است که ماهیت کمک و همکاری‌های هند نه‌تنها از این لحاظ که هند چه می‌تواند فراهم کند، بلکه از لحاظ این‌که افغانستان به چه چیزی نیاز دارد، مورد ارزیابی قرار گیرد.

از سال ۲۰۰۱ به این‌سو، تلاش‌های توسعه‌یی هند در افغانستان به چهار دسته، دسته‌بندی شده است: کمک‌های بشردوستانه، پروژه‌های زیربنایی عمده، پروژه‌های انکشاف محلی کوچک و توسعه‌ی آموزش و پرورش و ظرفیت‌سازی.

کمک‌های بشردوستانه شامل تهیه‌ی بسکویت‌های حاوی پروتئین بالا به تقریبا دو میلیون کودک، عرضه و تدارک ۲۵۰ هزار تن گندم، مشاوره‌ی رایگان پزشکی و داروی ماهانه به ۳۰ هزار افغان، تدارک وسایل نقلیه برای اهداف حکومت‌داری محلی و ساخت پنج حمام و توالت عمومی در کابل می‌شود. ساخت شاه‌راه زرنج ـ دل‌آرام، ساخت خط مخابره‌یی پل‌خمری، ساخت بند سلما، ترمیم زیرساخت‌های مخابراتی در ۱۱ ولایت، ساخت پارلمان افغانستان و گسترش شبکه‌ی تلویزیونی در سراسر کشور شامل تلاش‌های هند در راستای توسعه‌ی زیرساخت‌های افغانستان می‌شود. پروژه‌های کوچک و محلی که بر مالکیت و مدیریت محلی زراعت، آموزش، توسعه‌ی روستایی، صحت، آموزش فنی و انرژی خورشیدی تمرکز دارد، آغاز شده‌اند و توسعه‌ی آن‌ها در مراحل مختلف قرار دارد.

بازسازی شفاخانه‌ی صحت طفل اندراگاندی، بازسازی مکتب حبیبیه، فراهم‌سازی سالانه‌ی ۵۰۰ بورس تحصیلی، فراهم‌سازی ۵۰۰ بورس آموزشی به کارمندان دولتی افغانستان و اعزام ۲۰ کارمند دولتی هندی برای مربی‌گری و آموزش، حمایت فنی از زنان و جوانان افغان و ظرفیت‌سازی در رسانه‌ها و اطلاعات، هوانوردی ملکی، آموزش و تحقیق در مورد کشاورزی، خدمات صحی و علوم پزشکی، توریسم، آموزش و پرورش، استانداردسازی و حکومت‌داری محلی شامل تلاش‌ها و کمک‌های هند در حوزه‌ی توسعه‌ی آموزش و پرورش و ظرفیت‌سازی در افغانستان می‌شود. در نشست سپتامبر ۲۰۱۶ میان رهبران دو کشور، نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند وعده کرد که ۱ میلیارد دالر اضافی را برای پروژه‌های کوچک که در اجرای آن جوامع محلی نیز سهم می‌گیرند، کمک می‌کند.

ماهیت و تخصیص کمک‌های انکشافی هند باعث ایجاد حسن‌نیت در افغانستان شده است. این حسن‌نیت به تخصیص کمک‌های بیشتر به پروژه‌های توسعه‌یی کوچک ـ که مورد استقبال افغان‌ها واقع شده است ـ منجر شده است که نشان‌ می‌دهد هند تا حدودی در مورد موثریت برنامه‌های کمکی خود در رابطه به نیازهای افغان‌ها آموخته است. همچنین کمک‌های هند به عنوان «متمرکزترین و موثرترین» برنامه‌‌ی کمکی در افغانستان دانسته شده است.

از نقشه‌برداری جغرافیایی از تلاش‌های هند این نتیجه‌گیری حاصل می‌شود که تلاش‌های هند در سراسر ولایت افغانستان گسترش یافته است. اما بخش قابل توجهی از این تلاش‌ها، به قصد تقویت دولت افغانستان و حمایت از تلاش‌های دولت برای توسعه حوزه‌ی پایتخت، در داخل و اطراف کابل متمرکز بوده است. دولت‌سازی از اولویت‌ها و تاکید این تلاش‌ها بوده است. یکی دیگر از دلایل ماهیت جغرافیایی این تلاش‌ها، ارتباط آن‌ها با حضور ایالات متحده می‌باشد که پوشش امنیتی را برای تلاش‌های هند فراهم کرده است.

با این‌حال، آیا کمک‌های هند در هماهنگی و براساس نیازمندی‌های افغانستان بوده است یا این کمک‌ها براساس آنچه که هند می‌تواند به بهترین وجه ارائه دهد، تعیین شده است؟ بررسی و تعمق در مورد این سوال، با توجه به شرایط در حال تغییر حضور امنیتی ایالات متحده، امر واجب‌تر می‌شود. کاهش منافع ایالات متحده (صرف‌نظر از حضور امریکا در افغانستان)، می‌تواند روی فضا و ظرفیت برای ادامه تلاش‌های هند با نتایج حداکثری، تاثیر منفی بگذارد.

نوشته‌های اندکی برای توضیح میکانیسمی که از طریق آن هند کمک‌هایش را اختصاص می‌دهد، وجود دارد. با این‌حال، برخی از نوشته‌ها نشان می‌دهد که تعامل هند در مورد پروژه‌های توسعه‌یی کوچک به انتخاب و نظارت فنی محدود است و بار بیشتر بر دوش مشارکت و سهم جامعه‌ی محلی می‌‌باشد. علاوه بر این، با اینکه گفته می‌شود که کمک‌های هند تقاضا‌ـ‌‌محور می‌باشد، اما این پرسش که چه کسی تقاضا می‌کند، بی‌پاسخ مانده است. نوشته‌هایی در مورد این که اختصاص کمک‌ها از سوی هند براساس «تاثیر عمومی» این کمک‌ها است، وجود دارد، اما بازهم مشخصات و جزئیات این که چه چیزی شامل تاثیر عمومی می‌شود، مبهم باقی مانده است. هند در سال ۲۰۱۲ شاهد ایجاد مشارکت اداره‌ی توسعه (DPA) به عنوان نهادی برای «مدیریت پروژ‌ه‌های کمکی هند در مراحل هدف‌گذاری، آغاز، اجرا و تکمیل»، بود.

در کانتکست ظرفیت جذب کمک محدود افغانستان، سوال بعدی که مطرح می‌شود این است که آیا برنامه‌های کمکی هند به افغانستان براساس یک استراتژی درازمدت و در راستای اهداف نهایی طراحی شده است یا خیر. علاوه بر این، از لحاظ نتایج کمک‌های هند، تصورات مختلفی در رابطه به تاثیر آن وجود دارد. در حالی‌که بعضی‌ها فکر می‌کنند که کمک‌های هند به نفوذ قابل‌توجهی در حوزه‌ی سیاسی منجر نمی‌شود، دیگران اما به تاثیرگذاری تلاش‌های هند در این زمینه باورمندند. در میانه‌ی این استدلال‌های شدید، پیشنهاد احتمالی برای کمک‌های هند این است که به جهتی سمت و سو داده شود که تاثیر آن بر «کل سیستم/ نظام» باشد، که بتواند قصد خود را برای ایجاد حسن‌نیت و بهبود تاثیرگذاری ـ برای منافع هند و نیز منافع افغانستان ـ برآورده کند. این امر به بُعد پایداری تخصیص کمک‌ها نیز کمک می‌کند. در نهایت، کمک‌های هند به یک میکانیسیم ارزیابی نیز نیاز دارد که بتواند تاثیر ملموس آن را اندازه‌گیری و به طور تجربی کمک‌های بعدی به افغانستان و جاه‌های دیگر را افزایش دهد.

افغانستان یکی از بزرگ‌ترین گیرندگان کمک‌های هند بوده است و مطلوبیت کمک‌های هند در نزد مردم افغانستان، دولت و جامعه جهانی به خوبی پذیرفته شده است. با این‌حال، با توجه به فضای سیاسی پیوسته در حال تغییر افغانستان و وضعیت اقتصادی و امنیتی این کشور، رویکرد کلی دهلی‌نو نسبت به این کشور و نیز اهداف در نظر گرفته‌شده برای برنامه‌های کمکی هند به افغانستان و نتایج واقعی آن‌ها باید مورد ارزیابی قرار گیرند. برداشت افغان‌ها در مورد کمک و سهم هند در تلاش‌ها برای بازسازی افغانستان یک ویکتور دینامیک است که باید درک شود و برای برنامه‌های کمکی تاثیرگذارتر و بیشتر مبتنی بر نیاز، که می‌تواند عاملی برای تقویت همکاری استراتژیک هند و افغانستان باشد، مدنظر گرفته شود.

 

 

Updated: نوامبر 27, 2018 — 12:04 ب.ظ