هواپیمای نظامی روسیه ‘همزمان با حمله اسرائیل

 

هواپیمای نظامی روسیه ‘همزمان با حمله اسرائیل به سوریه’

ناپدید شد

 

رئیس جمهوری روسیه هنگام بازدید از پایگاه هوایی این کشور در لاذقیه – هواپیمای روسی هنگام بازگشت به این پایگاه ناپدید شد

یک هواپیمای نظامی روسیه مامور به سوریه ناپدید شده و احتمال می‌رود هدف دفاع ضد هوایی سوریه قرار گرفته باشد.

روز سه‌شنبه، ٢٧ شهریور (١٨ سپتامبر) وزارت روسیه اعلام کرد که شب گذشته، یک هواپیمای گشتی از نوع ایلوشین-٢٠ متعلق به این کشور با چهارده سرنشین هنگام پرواز بر فراز دریای مدیترانه در فاصله ٣٥ کیلومتری سواحل سوریه از صفحه رادار محو شد و جستجو برای یافتن آن به جریان افتاده است. این هواپیما از یک ماموریت گشت‌زنی به پایگاه هوایی روسیه در سوریه باز می‌گشت. به گفته وزارت دفاع روسیه، هنوز اثری از هواپیما یافت نشده است.

وزارت دفاع روسیه در مورد علت احتمالی سقوط توضیحی نداده اما گفته است که هواپیما هنگامی ناپدید شد که چهار فروند جنگنده اف-١٦ اسرائیلی در عملیاتی علیه تاسیساتی در لاذقیه در سوریه شرکت داشتند. خبرگزاری روسی تاس به نقل از وزارت دفاع روسیه افزوده است که در همان زمان، شلیک یک فروند موشک از یک ناوشکن فرانسوی نیز ثبت شده اما به ارتباط احتمالی بین ناپدید شدن هواپیما باعملیات هوایی اسرائیل و شلیک موشک فرانسوی اشاره‌ای نکرده است.

خبرگزاری روسی نوستی نیز به نقل از منابع نظامی روسیه گفته است که در حمله هواپیماهای اسرائیلی به اهدافی در لاذقیه، دفاع ضد هوایی سوریه نیز با شلیک موشک و تیراندازی ضدهوایی فعال بود.

مقامات سوریه هنوز در مورد این حادثه اظهار نظری نکرده‌اند و سخنگوی ارتش اسرائیل هم از تایید یا تکذیب عملیاتی در شب گذشته علیه اهدافی در سوریه خودداری ورزیده و گفته است که اسرائیل نسبت به گزارش‌های خبری اظهار نظری نمی‌کند.

 

آمریکا بر ۲۰۰ میلیارد دلار کالای چینی تعرفه اعمال کرد

 

چمدان، کیف دستی، دستمال توالت و پشم از جمله کالاهایی است که مشمول تعرفه های تازه است

دولت آمریکا در تازه ترین حرکت در جنگ تجاری با پکن، در حال اعمال تعرفه های تازه بر کالاهایی به ارزش ۲۰۰ میلیارد دلار از این کشور است.

مالیات های تازه بر پنج هزار قلم کالای وارداتی اعمال خواهد شد.

کیف های دستی، برنج و منسوجات مشمول این مالیات ها هستند اما بعضی از اقلام مثل ساعت های هوشمند که انتظار می رفت جزو آن باشند از قلم افتاده اند.

چین قبلا گفته که در مقابل هرگونه تعرفه تازه آمریکا دست به تلافی جویی خواهد زد.

مالیات های تازه از روز ۲۴ سپتامبر اعمال خواهد شد که ابتدا ۱۰ درصد خواهد بود اما اگر دو کشور به توافق نرسند از سال آینده به ۲۵ درصد افزایش خواهد یافت.

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا گفته که تازه ترین تعرفه ها واکنشی به “سیاست های تجاری غیرمنصفانه چین” از جمله سوبسیدها و مقرراتی است که شرکت های خارجی را وامی دارد در بعضی بخش های اقتصادی با چینی ها شریک شوند.

او گفت: “ما خیلی روشن گفته بودیم که چه نوع تغییراتی لازم است و به اندازه کافی به چین فرصت داده ایم رفتار منصفانه تری با ما داشته باشد… اما چین تاکنون تمایلی به تغییر رویه نشان نداده است.”

او همچنین اخطار داد که اگر چین این اقدام را تلافی کند آمریکا “فورا مرحله سوم را دنبال خواهد کرد” که به معنی اعمال تعرفه های بیشتر بر وارداتی به ارزش ۲۶۷ میلیارد دلار از چین است.

اگر او این تهدید را عملی کند در آن صورت تقریبا همه صادرات چین به آمریکا در معرض تعرفه های تازه قرار خواهند گرفت.

این سومین دور از تعرفه های آمریکا در سال جاری علیه چین است.

 

 

چین قبلا تعرفه های تلافی جویانه از جمله بر اتومبیل و موتور سیکلت ساخت آمریکا اعمال کرده است

کاخ سفید در ماه ژوئیه مالیات ۳۴ میلیارد دلار از محصولات وارداتی از چین را افزایش داد و ماه پیش ۲۵ درصد تعرفه تازه بر دسته دیگری از کالاها به ارزش ۱۶ میلیارد دلار وارد کرد.

با این حال مالیات هایی که امروز معرفی شد بزرگترین دور تعرفه ها تا به امروز است و ممکن است بر قیمت کالاهای خانگی در آمریکا اثر بگذارد.

شرکت های آمریکایی قبلا نسبت به تاثیر این اقدام بر هزینه های خود ابراز نگرانی کرده اند.

این فهرست ابتدا قرار بود شامل بیش از شش هزار قلم کالا باشد اما مقام های آمریکایی گفتند که بیش از ۳۰۰ نوع کالا را از آن خط زده اند.

اینها شامل بعضی محصولات مصرفی مثل ساعت های هوشمند، کلاه ایمنی دوچرخه سواری و صندلی ایمنی کودکان برای اتومبیل است.

این تغییرات بعد از مخالفت شدید شرکت ها از جمله اپل، دل، و هیولت پاکارد وارد شد.

این شرکت ها نگرانند که تعرفه های تازه باعث افزایش هزینه ها شود چون بسیاری از محصولات آنها در چین ساخته می شود.

مقام ها گفتند که سعی داشته اند کالاهای مصرفی را تا جای ممکن از مالیات ها معاف کنند.

با این حال بعضی از محصولاتی که برای راندن شبکه های کامپیوتری لازم است، مثل راوتر (اینترنت بی سیم خانگی) در فهرست تعرفه ها قرار دارد.

 

حق نشر عکسGETTY IMAGESImage captionپرچم‌های ایران، سوریه و روسیه در ساحل لاذقیه – اسرائیل خواستار خروج نظامی ایران از سوریه شده است

در همانحال، منابع نظامی آمریکا گفته‌اند که در زمان ناپدید شدن هواپیما، نیروهای این کشور و ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا عملیاتی در سوریه نداشته است. این منابع افزوده‌اند که به احتمال زیاد، هواپیمای روسی به اشتباه هدف آتش دفاع ضدهوایی سوریه قرار گرفته و سرنگون شده است.

شامگاه گذشته، خبرگزاری دولتی سوریه – سانا – به نقل از یک بیانیه گزارش کرد که دفاع ضد هوایی این کشور”تعدادی موشک شلیک شده از سوی دریا به طرف اهدافی در شهر لاذقیه را رهگیری و تعدادی از آنها را قبل از رسیدن به هدف منهدم کرده است.” این بیانیه افزوده است که هدف این موشک‌ها، مجتمع “صنایع فنی” بوده اما از آسیب احتمالی به این تاسیسات یا خسارات جانی این حمله گزارشی نداده است.

شب گذشته، رسانه‌های خبری گزارش کردند که تاسیساتی در لاذقیه هدف حملات موشکی سنگین قرار گرفته که به گفته برخی منابع، در جریان آن به این تاسیسات خسارت گسترده وارد آمده و دست کم ده نظامی هم زخمی شده‌اند. وضع بعضی از زخمی‌های این حمله وخیم گزارش شده است. براساس این گزارش‌ها، دفاع ضد هوایی سوریه توانست تعدادی از موشک‌های پرتاب شده به سوی این هدف را رهگیری و منهدم کند. منابع خبری احتمال داده‌اند که حملات توسط نیروی هوایی اسرائیل صورت گرفته باشد.

تصویر منتشر شده توسط خبرگزاری دولتی سوریه در مورد حمله شامگاه گذشته به یک مجتمع صنعتی در لاذقیه – منابع خبری از خسارات و تلفات این حمله خبر داده‌اند

اسرائیل در جریان جنگ داخلی سوریه عمدتا موضع بیطرفی اتخاذ کرده اما اعلام داشته بود که نسبت به هر اقدامی که باعث تقویت گروه حزب‌الله لبنان یا ادامه حضور نظامی ایران در سوریه شود واکنش نشان خواهد داد.

طی سال‌های جنگ، نیروی هوایی اسرائیل در موارد متعدد کاروان‌های حامل تجهیزات و تسلیحات ارسالی ایران برای حزب‌الله را هدف قرار داد و در چند سال اخیر، حملات متعددی را علیه مراکز و تاسیسات نظامی و انبارهای اسلحه و مهمات متعلق به جمهوری اسلامی و حزب‌الله در سوریه انجام داده و در مواردی، تلفاتی به نیروهای ایرانی وارد کرده است.

از پائیز سال ٢٠١٥ که ارتش روسیه به حمایت از نیروهای دولتی سوریه وارد جنگ داخلی آن کشور شد، دولت سوریه توانسته است بسیاری از مناطق این کشور را از شورشیان مخالف دولت باز پس بگیرد. با گسترش تسلط دولت بشار اسد بر مناطق بیشتری از این کشور، اسرائیل خواستار آن شده است که حضور نظامی ایران در سوریه پایان یابد و هشدار داده است که با توسل به عملیات نظامی، مانع از استقرار نظامیان جمهوری اسلامی در سوریه خواهد شد.

حق نشر عکسTASNIMImage captionرئیس جمهوری سوریه و وزیر دفاع ایران – ایران بر رابطه استراتژیک با سوریه تاکید دارد اما واکنش نظامی اسرائیل به حضور نظامی ایران می‌تواند مانع از تثبیت اوضاع در سوریه شود

دولت اسرائیل از روسیه خواسته است ایران و سوریه را برای اخراج نیروهای ایرانی و حزب‌الله لبنان از سوریه تحت فشار قرار دهد اما تاکنون تنها تخلیه مناطق نزدیک مرز اسرائیل و سوریه از این نیروها تحقق یافته و در واکنش به این وضعیت، اسرائیل به حملات علیه سوریه ادامه داده است.

با توجه به ادامه عملیات هوایی روسیه در خاک سوریه، قاعدتا حملات هوایی اسرائیل بدون اطلاع و هماهنگی لازم با نیروهای روسی، و همچنین ائتلاف به رهبری آمریکا صورت نمی‌گیرد هر چند ارتش سوریه هم در صدد دفاع در برابر این حملات برمی‌آید و معمولا اعلام می‌کند که موشک‌های پرتاب شده توسط هواپیماهای اسرائیلی را رهگیری و منهدم کرده است.

روسیه و اسرائیل دارای روابط دوستانه هستند و به خصوص بین رهبران دو کشور روابط نزدیکی وجود دارد و حکومت جمهوری اسلامی نیز روابط خود با حکومت بشار اسد را “استراتژیک” توصیف کرده‌اند. در هفته‌های اخیر، مقامات نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی چند بار به سوریه سفر و درباره ادامه روابط دوجانبه به مقامات سوری گفتگو کرده‌اند.

درعین حال، در صورت پایان جنگ سوریه، حکومت این کشور برای تثبیت اوضاع داخلی و به خصوص جلب سرمایه و کمک اقتصادی خارجی، محتاج برخورداری از ثبات و امنیت داخلی است و ادامه حملات نظامی اسرائیل با هدف جلوگیری از حضور نظامی جمهوری اسلامی ایران و متحدانش در تضاد با این هدف خواهد بود. نخست وزیر اسرائیل گفته است که با همکاری بین دولت‌های سوریه و ایران به استثنای همکاری‌های نظامی مخالفتی ندارد.

 


ساز مخالف «حکمتیار» بار دیگر در افغانستان کوک شد

به گزارش خبرگزاری تسنیم، گلبدین حکمتیار در یک نشست خبری از عملکرد «دولت»، «کمیسیون انتخابات»، «اشرف غنی»، «عبدالله عبدالله» و «احزاب سیاسی» افغانستان انتقاد کرد و مدعی شد که هیچ یک از نامزدان احتمالی انتخابات ریاست جمهوری بدون حمایت «حزب اسلامی» قادر به پیروزی نیستند.

حکمتیار در میان شخصیت‌های شناخته شده افغانستان، چهره‌ای است که عمر سیاسی‌اش با ساز مخالف زدن نسبت به سیاست‌های هر دولت مستقر در ارگ سپری شده و بیش از اینکه تابع و همکار دولت باشد، رویکرد مخالفت و انتقاد را در پیش رو داشته است.

«حزب اسلامی» با اینکه یک حزب با قدمت است و چهره‌های شاخصی از سیاستمداران افغان را در لیست اعضای خود داشته اما در حال حاضر به جریانی تقریبا نچسب مبدل شده و بسیاری از مردم کابل، فرماندهان و رهبر این حزب را مسئول بسا جنایات و خرابی‌هایی می‌دانند که طی جنگ‌های دهه هفتاد خورشیدی بر آنان تحمیل شد و هزاران کشته و معلول در خانواده‌هایشان برجای ماند.

فراز و فرودهایی با محوریت «مخالفت» و «شورش‌گری»

حکمتیار یکی از فرماندهان دوران جهاد افغانستان در برابر شوروی است که در سال 1326 در ولایت شمالی قندوز افغانستان متولد شد.

او دانشجویی سرکش با عقاید اخوانی در دانشکده مهندسی دانشگاه کابل بود که پس از مدت کوتاهی از آنجا اخراج شد و فعالیت‌های سیاسی‌اش را علیه حکومت وقت کابل آغاز کرد.

در سال 1349 عضویت گروه «جوانان مسلمان» را کسب کرد و پس از آزادی و آغاز کودتای «محمدداوود خان» به پاکستان گریخت. از همین برهه مورد حمایت پاکستان قرار گرفت و حملات چریکی بر علیه حکومت داود خان را آغاز کرد و پس از کودتای کمونیستی 1357، حملاتش علیه «جمهوری دموکراتیک خلق» افغانستان شروع کرد.

حکمتیار سپس به عضویت حزب «جمعیت اسلامی» به رهبری «برهان‌الدین ربانی» درآمد اما در سال 1358 از این حزب جدا شد و با حمایت سازمان اطلاعات پاکستان «حزب اسلامی» را تاسیس نمود.

پس از تاسیس این حزب نیز با دولت کمونیستی، امارت طالبان و دولت پساطالبان تحت حمایت آمریکا نیز جنگید و تا مرز فعالیت‌های تروریستی و ریختن خون‌های بسیاری از غیرنظامیان افغانستان پیش رفت.

البته حکمتیار طی این دوران شورش‌گری‌ها و نارضایتی‌ها، در مواردی روی به مذاکره نیز آورده است. او در حکومت مجاهدین به ریاست جمهوری ربانی به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد، اما این دولت سریعا توسط گروه نوظهور طالبان سقوط کرد.

حکمتیار با تلاش‌های اشرف غنی رئیس دولت وحدت ملی نیز دو سال قبل «توافقنامه صلح» امضا کرد و چندی بعد پس از قریب به دو دهه زندگی مخفیانه به کابل آمد.

با اینکه حکومت وحدت ملی با هیچ یک از شخصیت‌های دوره جهاد کنار نیامده و قصد هم ندارد فرصت عرض اندام به آنها بدهد، اما تاکنون «مصارف میلیونی» دفتر حکمتیار را پرداخت کرده، برخی افراد از حزب اسلامی را به کار گماشته، زندانیان حزب او را طی دو دوره از زندان‌های کابل آزاد کرده، دستش را برای هر نوع ابراز نظر و عملکرد فرماندهان حزب اسلامی و تشکیلات مسلحانه‌شان باز گذاشته که این مسائل البته به رشد و تقویت گروه داعش در افغانستان نیز انجامیده است.

با تمام این اوصاف اما دیده می‌شود که حکمتیار از شریک سیاسی و حامی خود نیز ناراضی شده است.

هشدار به اشرف غنی

رهبر حزب اسلامی به تازگی با اشاره به کم‌کاری‌های دولت افغانستان نسبت به «اصلاح نظام انتخاباتی» از رئیس جمهور این کشور به تندی انتقاد کرده و گفته که در توافقنامه صلح نیز اصلاح نظام انتخاباتی درج شده بود و اشرف غنی، پارلمان، کابینه و سازمان ملل درباره آن توافق کرده بودند. با این حال اکنون تنها خواسته ما از دولت این است که اصلاحات انتخاباتی را اجرایی کند.

وی همچنین گفته است که ما با خارجی‌ها صحبت کردیم، آنها گفتند که در امور انتخاباتی مداخله نمی‌کنند و هر چه که افغان‌ها توافق کنند نیز می‌پذیرند.

او با اشاره به تلاش دولت برای مهندسی انتخابات‌های پیش رو تاکید کرد: دولت از اتخاذ تصمیم‌های یکجانبه خودداری کند. هشدار می‌دهیم که انتخابات مملو از تقلب پذیرفتنی نیست و احزاب سیاسی در برابر آن ایستادگی خواهند کرد.

اشرف غنی اخیرا به رهبران سیاسی گفته بود اگر دست از مخالفت نکشند، ارگ ریاست جمهوری «احزاب سیاسی» این کشور را منحل خواهد کرد.

حکمتیار در واکنش به این مسئله نیز تاکید کرد که رهبری دولت وحدت ملی به جای تسامح با احزاب، راه زورگویی و تهدید را در پیش گرفته است.

او در کنایه‌ای نسبت به ناتوانی دولت در تامین امنیت گفت: شما اگر قدرت و یا زور دارید باید از آن در برابر مخالفان مسلح و برای مهار ناامنی‌ها در این کشور استفاده کنید.

حکمتیار در ادامه نیز درباره میزان نفوذ حزبش گفت که نقش حزب اسلامی به حدی موثر است که نامزدان انتخابات ریاست جمهوری از این حزب درخواست کمک کرده‌اند زیرا می‌دانند اقبال رئیس جمهور شدن با کسی خواهد بود که حمایت حزب اسلامی را داشته باشد.

او همچنین به اشرف غنی هشدار داد که رئیس جمهور بهتر است به جای مخالفت با احزاب سیاسی، راه تسامح با آنها را در پیش بگیرد.

سنگر مخالف

کارنامه حکمتیار نشان می‌دهد که او سیاستمداری مخاصمه‌جو و ناسازگار است که در ادوار مختلف تاریخی و طی هر دوره از رژیم‌های متعدد از «شاهی»، «جمهوری»، «کمونیستی»، «مجاهدینی»، «طالبانی» و «جمهوری اسلامی» در افغانستان، همیشه در سنگر مخالفت قرار داشته است.

اگرچه حکمتیار به عنوان یک چهره جهادی و اسلام‌گرا شناخته می‌شود، اما با توجه به اینکه از آغاز فعالیت‌های سیاسی‌اش تاکنون منتقد تمامی دولت‌های مستقر در کابل بوده است نشان می‌دهد که اسلام‌گرایی صرفا برای او شعاری برای پیش برد اهداف و منافعش است.

او با ویژگی ناسازگاری و روحیه عصیان‌گری نمی‌تواند تا تابع بودن در یک دولت را تحمل کند. در دولت فعلی نیز که ریاستش بر عهده اشرف غنی یک فرد تندخود و توتالیتر است، کار این دو شریک قطعا با مشکلاتی مواجه خواهد شد.

حکمتیار همچنین به عنوان رهبر حزب اسلامی در جمع اپوزیسیون و نشست احزاب سیاسی که نگرانی‌های خود پیرامون انتخابات را مطرح کردند حضور یافت اما چندی پس از آن، زمانی که احزاب اپوزیسیون در راستای برخی اصلاحات در ساختار نظام دست به ائتلاف زدند، رهبر حزب اسلامی در یک نشست خبری به این ائتلاف تاخت و هر نوع ائتلاف در تاریخ افغانستان را شکننده و مقطعی خواند.

با وجود تمامی این شواهد، به نظر می‌رسد هر نوع حساب باز کردن روی حزب اسلامی و حساب باز کردن بر شراکت سیاسی با گلبدین حکمتیار، نوعی روند بی‌نتیجه و ناکام است.

حکمتیار تاکنون نه استراتژی مشخصی از حزب خود نشان داده و نه به حساسیت‌های سیاست افغانستان همچون احترام به وحدت ملی و به رسمیت شناختن اقوام در مشارکت سیاسی پایبند بوده است؛ بهتر است که احزاب سیاسی و چهره‌های مطرح قومی در افغانستان که در راستای اصلاحات سیاسی و حل بحران‌های افغانستان کار می‌کنند در این باره هوشیار بوده و با احتیاط گام بردارند.

 

ارگ عامل اصلی چالش های انتخـاباتی

ماندگار : در حالی‌که مسوولان کمیسیون ولایتی بغلان اعلام کرده‌اند که به دلیل افزایش ناامنی‌ها در این ولایت برگزاری انتخابات ممکن است با چالش‌های جدی روبه‌رو شود و حتا احتمال این‌که اصلا در این ولایت انتخاباتی برگزار نشود وجود دارد. کمیسیون انتخابات احزاب سیاسی را به کارشکنی در روند انتخابات متهم می‌کند و مدعی است که برخورد این احزاب سبب می‌شود که انتخابات به تاخیر بیفتد. اخیرآ احزاب و سازمان‌های سیاسی کشور موفق شدند که در راستای تامین خواست‌های‌شان برای ایجاد فضای شفاف انتخاباتی دروازه‌های برخی از کمیسیون‌های ولایتی را ببندند. این همه وقایع درحالی اتفاق می‌افتد که فقط شب یک‌شنبه در ولایت فراه دست‌کم در یک حملۀ نیروهای دهشت‌افکن ۳۰تن از نظامیان کشور کشته و بیش از ۲۰تن دیگر لادرک استند. این تنها گزارش امنیتی از یک ولایت در غرب کشور است که به بیرون درز کرده و گزارش‌های ازاین‌دست ممکن در بیشتر ولایت‌های کشور وجود داشته باشد که هنوز بنا به مصلحت‌های امنیتی منتشر نشده‌اند. آیا این احزاب سیاسی‌اند که برای انتخابات می‌توانند چالش‌زا باشند، یا کسانی را که سران دولت برادر می‌خوانند و برای مرگ شان نوحه سرمی‌دهند؟ انتخابات افغانستان بدون کم‌ترین تردید با چالش‌های بزرگی روبه‌روست و حتا احتمال می‌رود که اصلا برگزار نشود ولی مقصر این وضعیت که ضربۀ مهلک برای دموکراسی نوپای افغانستان خواهد بود، سران حکومت و به‌ویژه ارگ استند و نه احزاب و سازمان‌های سیاسی که می‌خواهند امنیت و آسایش به خانه‌های شهروندان افغانستان دوباره برگردد. بسیاری از تحلیل‌گران باور دارند که اصلا آقای غنی به برگزاری انتخابات نمی‌اندیشد و آن‌را فقط وسیلۀ فشارهای سیاسی‌اش ساخته است. او می‌خواهد از این راه ناکامی‌های بی‌شمار حکومت‌داری‌اش را در نزدیک به پنج‌سال گذشته توجیه کند. هروقت آقای غنی به انتقادی رو‌به‌رو می‌شود، فورا واکنش منفی نشان داده، خود و یا سخن‌گویان‌اش دیگران و یا حکومت پیشین را مقصر وضعیت به‌وجود آمده معرفی می‌کنند. آقای غنی به گمان غالب مهار مدیریت سیاسی کشور را از دست داده و حالا برای این‌که بتواند این وضعیت آشفته را توجیه کند، به دنبال مقصر می‌گردد. افغانستان در طول بیش از شانزده‌سال به‌وجود‌آمدن حاکمیت جدید به اندازۀ سال‌های اخیر که حکومت به‌دست آقای غنی و تیم ناکارآمدش افتاده سرگردان و پریشان نبوده است. حداقل حکومت قبلی با همۀ مشکلات و کمی و کاستی‌هایش این‌قدر توانایی داشت که بتواند از عمیق‌شدن بحران کشور جلوگیری کند. اما امروز وضع چه‌گونه است؟ در عرصۀ اقتصاد، سیاست و حکومت‌داری عملا آقای غنی و تیم‌اش ناکام بوده‌اند. وعده‌های آقای غنی در دوران مبارزات انتخاباتی‌اش نه تنها عملی نشدند که بدتر از آن مشکلات تازه‌تر و جدی‌تری به‌وجود آمدند که حتا هستی کشور و نظام را نشانه رفته‌اند. فضای بی‌اعتمادی سیاسی و قومی در کشور چنان به یمن سیاست‌های تفرقه‌افکنانۀ ارگ عمیق شده  که حتا مردم عادی نیز کم کم اعتماد و باور شان را نسبت به ‌همدیگر از دست می‌دهند. وضع اقتصادی مردم آشفته است و حتا درصد افرادی که زیر خط فقر زنده‌گی می‌کنند چندین برابر بیشتر از آمار و ارقامی است که نهادهای مسوول و یا بین‌المللی ارائه می‌کنند. میلیون‌ها دالر همه روزه  از افغانستان به کشورهای منطقه قاچاق می‌شود، و ارزش پول رایج کشور چنان پایین آمده که فقط با دوران طالبان قابل مقایسه است. توجیهِ بی‌اعتبارشدن ارزش پول رایج کشور در برابر اسعار خارجی به فشارهای اقتصادی امریکا در برابر ایران بسیار سطحی‌نگرانه است، به گفتۀ مسوولان بانک مرکزی اسعار خارجی و به‌ویژه دالر از افغانستان به بیشتر کشورهای منطقه از راه‌های مختلف و غیرقانونی قاچاق می‌شود. جالب این‌جاست که اگر در این خصوص تحقیقات لازم صورت گیرد آن‌گاه مشخص خواهد شد که در برخی از این موارد عملا مقام‌های بلندپایه حکومتی دخیل هستند. آیا مسوول این وضعیت بازهم احزاب و سازمان‌های سیاسی‌اند یا حکومتی‌که نه برنامه دارد و نه هم اندیشه که راهی برای معضلات جاری کشور ارائه دهد. برخی از حواریون آقای غنی درحالی‌که باد در غبغب می‌اندازند می‌گویند که برنامه‌های او برای افغانستان برای بیشتر از دوصدسال آینده در نظر گرفته شده و به ادعای این افراد افغانستان در طول تاریخ خود زمام‌داری تا این حد مسوول، کارفهم، با درایت و برنامه‌محور نداشته است. اگر آقای غنی واقعآ چنین صفاتی می‌داشت ممکن بود که کشور تا این حد به سمت نابسامانی و بحران برود. حکومت عملا فلج شده و دیگر پاسخ‌گوی مراجعین خود نیست. در بسیاری موارد، که البته این موارد هم‌چنان زیاد و فراوان‌اند که در همه‌جا می‌توان نمونه‌های آن‌را یافت، مردم می‌هراسند که به نهادهای حکومتی سروکارشان بیفتد. فساد بیداد می‌کند، کم‌تر نهادی را می‌توان سراغ کرد که به‌آسانی و بدون گرفتن رشوه کار مراجعین را اجرا کند. رشوه‌گرفتن و فساد مالی اگر در حکومت آقای کرزی آغاز شد ولی در حکومت آقای غنی به یک فرهنگ دولتی تبدیل شده است. این فساد چنان ریشه‌دار و گسترده است که حتا دفتر بانوی نخست کشور نیز در امان نمانده است. با این وضع و حال چه‌گونه می‌توان از انتخابات سخن گفت و منتظر بود که آقای غنی و اطرافیانش تدارک برگزاری آن‌را دیده باشند؟ اکثر حرف‌ها و سخنانی‌که از سوی نهاد‌های انتخاباتی و یا ارگ گفته می‌شود هیچ بنیاد واقعی ندارند و فقط برای خالی‌نگذاشتن عریضه‌اند.

 

پیمان امنیتی؛ دفاع عبدالله از میراث کرزی

جمهور : عبدالله عبدالله؛ رییس اجرایی در اظهاراتی کم سابقه از پیمان امنیتی با امریکا به شدت دفاع کرده و گفته است که هیچکس حق ندارد این پیمان را فسخ کند و یا آن را زیر سؤال ببرد.
آقای عبدالله با این استدلال که تروریزم و القاعده، قبل از امضای پیمان امنیتی در افغانستان وجود داشتند، تأکید کرده که بحث در باره این پیمان، مشکل امنیت افغانستان را حل نمی کند و این پیمان، روابط و همکاری های دوجانبه افغانستان و امریکا را تأمین کرده است.
عبدالله با این موضع گیری در واقع با آخرین بقایای عقبه سیاسی و جهادی خود وداغ کرد و عملا به تریبون رایگان کرزی و احمدزی بدل شد.
شاید اگر حامد کرزی یا اسپنتا یا اشرف غنی یا حنیف اتمر یا صبغت الله مجددی چنین سخنانی بر زبان می راندند، هیچکس تعجب نمی کرد؛ زیرا کرزی این پیمان را تدوین و تنظیم و تصویب و نهایی و آماده امضا کرده بود، اسپنتا در تمام مراحل تنظیم و نهایی سازی آن حضور داشت و از مذاکره کنندگان ارشد افغانستان در جریان این سند بود. او همچنین با استفاده از قدرت بیان و منطق و سواد و تحصیل آکادمیک اش، از تمام هویت و هستی خود برای دفاع از این پیمان در برابر منتقدان سرسخت آن، مایه گذاشت و هزینه کرد. اشرف غنی هم در نخستین روز کاری‌ اش با امضای حنیف اتمر به ماه ها بن بست و ایستایی و سکون در زمینه امضای این پیمان، پایان داد و زمینه های اجرا و عملیاتی سازی اش را فراهم کرد. صبغت الله مجددی نیز هم در لویه جرگه ای که کرزی برای کسب مشروعیت و اعتبار برای این پیمان، برگزار کرد، سهم و نقش و حضور داشت و هم در جریان مراسم امضای آن در آغاز کار حکومت اشرف غنی، حاضر بود و پس از انجام آیین تشریفاتی امضای سند، دست سفیر امریکا را فشرد.

اما هیچیک از این چهره ها تاکنون دست کم به اندازه عبدالله عبدالله در دفاع از این پیمان سخنی بر زبان نیاورده اند و چه بسا، کرزی که این سند را تدوین و تنظیم و نهایی و آماده امضا کرده بود، اخیرا به صورت رسمی خواستار بازبینی آن شد. از قضا حنیف اتمر که به تازگی از تیم اشرف غنی جدا شد و بار دیگر به اردوگاه کرزی پیوست و امضای او برای همیشه در پای این سند، به عنوان یک نقطه عطف تاریخی، مورد توجه خواهد بود، در آن نشست حاضر بود و سر به تأیید سخنان کرزی تکان داد. صبغت الله مجددی هم آن نشست را میزبانی می کرد.
بنابراین همه حامیان اصلی پیشین این پیمان به استثنای اشرف غنی که در این باره سکوت کرده، در برابر آن قرار گرفته و خواستار بازبینی آن هستند؛ اما در این میان، عبدالله عبدالله به عنوان کاسه ای داغ تر از آش، تمام قد به دفاع از آن برخاسته است و در این زمینه به گونه ای استدلال می کند که گویی پیمان امنیتی، وحی منزل است و فرمان بازبینی یا فسخ آن نیز باید در الهامات رویاگونه صغبت الله مجددی، از آسمان ها بیاید و در متن قوانین و نظام حقوقی افغانستان، هیچ رهیافتی برای این مهم وجود ندارد!
از سوی دیگر، هرکس دیگری می تواند از پیمان امنیتی دفاع کند به جز داکتر عبدالله؛ زیرا او در سایه همین پیمان، از حق خود برای تصاحب کرسی ریاست جمهوری با اتکا به آرای میلیونی مردم، محروم شد و طیف فکری و سیاسی او به عنوان مجاهدین سابق، عملا از قدرت و کانون های تصمیم ساز سیاست افغانستان کنار گذاشته شد و جای خود را به تکنوکرات های فاقد پایگاه مردمی و پشتوانه های قومی بازگشته از غرب داد که تنها منبع قدرت و مشروعیت شان همین پیمان امنیتی و حمایت های بی دریغ امریکا و سفارت های خارجی مقیم کابل هستند.
حامیان و مدافعان این پیمان اما به اندازه ای هوش سیاسی و فراست زمان شناسانه دارند که هرگز سخنی بر زبان نرانند که تاریخ و نسل های آینده، آنها را مسؤول همه نابسامانی های ناشی از تحمیل سلطه استعمار نو بر سرنوشت خود بدانند و محکوم شان کنند.
بنابراین، عبدالله با این دفاع شدید و جانانه از پیمانی در آستانه احتضار و فروپاشی، ننگ و بدنامی تاریخی آن را به جان خرید و با وداع با عقبه جهادی و پایگاه مردمی خود، پیشمرگ کسانی شد که تمامی فرایندهای این سند ننگین و استعماری را انجام دادند و حتی با امضای خود به آن قدرت اجرایی بخشیدند؛ اما دفاع از آن را به هوش سیاسی متوسط و فاقد عاقبت اندیشی و آینده نگری عبدالله سپردند تا خود زیرکانه از زیر بار قضاوت تاریخ بگریزند.
آقای عبدالله اما اگر اندکی هوشمندانه عمل می کرد، به این سادگی از میراث کرزی دفاع نمی کرد. او که سال ها منتقد و مخالف کرزی بود، چرا اینجا به دفاع از میراث کرزی برخاست؟ در حالی که می توانست دوگانه رفتاری کرزی را به عنوان مدافع دیروز و منتقد امروز پیمان امنیتی به چالش بکشد و سنگ ملامت را بر سر خود او بکوبد.

 

بازنگری پیمان امنیتی کابل-واشنگتن؛ نیاز اساسی یا حربه‌ی سیاسی؟

اطلاعات روز : در روزهای اخیر شماری از نمایندگان مجلس افغانستان و چهر‌ه‌های سیاسی به‌دلیل افزایش روزافزون ناامنی‌ها در این کشور و موثر ندانستن پیمان امنیتی کابل-واشنگتن در تأمین امنیت افغانستان، خواستار بازنگری این پیمان شده‌اند. در مقابل دولت و برخی کارشناسان این افراد را به زیر فشارگرفتن دولت برای دست‌یابی به اهداف شخصی‌شان متهم می‌کنند.

هرچند در سال‌های گذشته به‌گونه‌ی پراکنده بر بازنگری پیمان امنیتی افغانستان و امریکا تأکید شده بود، اما اخیراً تلاش‌های منسجم‌تری در این راستا انجام شده است. در ماه ثور ۱۳۹۴ (کمتر از یک سال پس از امضای این پیمان) به‌دلیل افزایش ناامنی‌ها در کشور، شماری از اعضای مجلس نمایندگان و مجلس بزرگان، خواستار بازنگری این پیمان شده بودند.

در روزهای پسین بحث بازنگری پیمان امنیتی کابل- واشنگتن پس از آن بالا گرفت که روز ۱۹ سنبله شماری از نمایندگان مجلس خواستار بازنگری این پیمان شدند. یک روز بعدتر شماری از اعضای مجلس بزرگان نیز خواستار بازنگری و حتا لغو این پیمان از طریق برگزاری لویه جرگه شدند. در ۲۲ سنبله مجلس نمایندگان با اکثریت آرا تأیید کرد که این پیمان بازنگری شود. پیشنهاد بازنگری پیمان از سوی ۲۰ نماینده مطرح شده بود که از ۱۱۸ نماینده‌ی حاضر در مجلس، ۱۱۶ نماینده به آن رأی تایید دادند.

پس از آن در ۲۱ سنبله، سران شماری از احزاب و جریان‌های سیاسی و مقام‌های پیشین دولت در نشستی در خانه‌ی صبغت‌الله مجددی، ضمن روند صلح و انتخابات، روی بازنگری پیمان امنیتی افغانستان و امریکا گفت‌وگو کردند. در این نشست حامد كرزى، رنگين دادفر اسپنتا، حنيف اتمر، محمد محقق، كريم خليلی، يونس قانونى، احمدولى مسعود، سيد منصور نادرى، انورالحق احدى، صادق مدبر، زلمى رسول، عبدالهادى ارغنديوال، سيد حامد گيلانى، ضراراحمد مقبل، وحيدالله سباوون، جنرال دین محمد جرأت، قطب‌الدين هلال، عبدالله قرلق، حاجی دین محمد و شماری دیگر از چهر‌ه‌ها سیاسی حضور داشتند.

حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین که تا آخر حکومت خود پیمان امنیتی افغانستان و ایالات متحده امریکا را امضا نکرد، بحث بازنگری آن را در این نشست مطرح و به رأی گذاشت. اما شماری محدودی از جمله صبغت‌الله مجددی دست‌های‌شان را به نشانه‌ی موافقت، بلند کردند. آقای کرزی که در این نشست به صورت جدی بحث بازنگری پیمان را دنبال می‌کرد، پس از مخالفت وحیدالله سباوون، عضو پیشین حزب اسلامی، بر او خشمگین شد و گفت: «چه می‌کنی؟ طرف‌داری گروه‌های کفار را می‌کنی و بعد نام خود را مجاهد می‌گذاری؟»

حنیف اتمر، مشاور پیشین امنیت ملی افغانستان -که در روز دوم کاری حکومت وحدت ملی (هشتم ماه میزان سال ۱۳۹۳) از جانب افغانستان، پیمان امنیتی با امریکا را امضا کرد و اخیراً از سمتش استعفا داده است- در این نشست حضور داشت.

بازنگری پیمان کابل-واشنگتن نیاز اساسی است؟

محی‌الدین مهدی، نماینده‌ی بغلان در مجلس نمایندگان؛ کسی که بحث بازنگری پیمان امنیتی کابل-واشنگتن را در مجلس مطرح کرده، به اطلاعات روز می‌گوید که به سه دلیل این پیمان باید بازنگری شود: «وخیم شدن اوضاع امنیتی و برآورده‌نشدن توقع مردم برای ایجاد یک چتر امنیتی از پیمان امنیتی با امریکا، تبدیل‌شدن پیمان به یک معاهده‌ی دو جانبه میان ارگ ریاست‌جمهوری افغانستان و واشنگتن و خراب‌شدن مناسبات افغانستان با کشورهای همسایه و منطقه به خاطر امضای پیمان»

 در ماده‌ی دوم این پیمان آمده: «طرفین برای تقویت امنیت و ثبات در افغانستان، مبارزه با تروریسم، سهم‌گیری در صلح و ثبات منطقه‌یی و بین‌المللی و ارتقای توانمندی افغانستان برای دفع تهدیدات داخلی و خارجی علیه حاکمیت، امنیت، تمامیت ارضی، وحدت ملی و نظام مبتنی بر قانون اساسی این کشور، بر تقویت همکاری‌های نزدیک با یکدیگر ادامه می‌دهند. نیروهای ایالات متحده هیچ‌گونه عملیات جنگی و نظامی را در افغانستان اجرا نمی‌کنند، مگر این‌که طرفین طوری دیگری توافق کنند.»

به گفته‌ی آقای مهدی، در ماه‌های اخیر وضعیت امنیتی افغانستان «بی‌اندازه خراب شده» و روزانه حدود ۱۰۰ تن از نیروهای امنیتی کشته می‌شوند که یکی از عوامل اصلی آن حضور نیروهای ناتو در کنار نیروهای امنیتی افغانستان‌ است.

این عضو مجلس تأکید دارد: «پیمان امنیتی تبدیل به یک معاهده‌ی دو جانبه میان ارگ ریاست‌جمهوری افغانستان و واشنگتن شده است. آنچه که ارگ در داخل افغانستان می‌خواهد، واشنگتن آن را تایید می‌کند و آنچه را که واشنگتن در سطح دنیا می‌خواهد، ارگ آن را تایید می‌کند. سوم این که پیمان امنیتی مناسبات افغانستان با کشورهای منطقه و همسایه را خراب کرده و در حال حاضر هیچ کشور همسایه با افغانستان رابطه‌ی دوستی ندارد.»

همایون همایون، معاون اول مجلس نمایندگان در روز رأی‌گری برای بازنگری پیمان امنیتی در مجلس گفت: «پیمان امنیتی کابل-واشنگتن در ابتدا هم بسیار با عجله از سوی مجلس تایید شد و امروز هم نمایندگان به این نتیجه رسیده‌اند که این پیمان هیچ نوع فایده‌یی برای افغانستان نداشته است.»

عبیدالله بارکزی یک عضو مجلس گفت: «روسیه، ایران و پاکستان مستقیماً در جنگ افغانستان دخالت می‌کنند و همه‌ی این مداخلات نتیجه‌ی پیمان امنیتی با امریکا است.»

رحمت‌الله اچکزی، یک عضو مجلس سنا نیز گفت: «هم اکنون روزانه ۱۰۰ تا ۱۵۰ نیروی امنیتی افغانستان کشته می‌شوند؛ اما امریکا هیچ کمکی به نیروهای امنیتی نکرده و نیز پاکستان را به‌خاطر مداخله‌ی مستقیم در جنگ افغانستان زیر فشار قرار نمی‌دهد.»

در مجلس بزرگان افزون بر شماری از سناتوران که خواستار بازنگری پیمان امنیتی با امریکا شدند، شماری دیگر تأکید کردند که در صورتی که امریکا در قسمت تأمین امنیت افغانستان همکاری نمی‌کند، حکومت باید لویه جرگه را دعوت کرده و این پیمان را لغو کند.

جعفر مهدوی، نماینده‌ی کابل در مجلس نمایندگان از موافقان بازنگری پیمان است اما با شیوه‌ی رأی‌گیری در مجلس برای تایید یا رد بازنگری پیمان امنیتی مخالف است. او به اطلاعات روز می‌گوید که امضای این پیمان نتوانست انتظارات و توقعات مردم افغانستان برای تأمین امنیت را برآورده کند و باید بازنگری دقیق شود.

به گفته‌ی آقای مهدوی، اصلی‌ترین مسأله در متن این موافقت‌نامه، تأمین امنیت پایدار مردم افغانستان است و دولت امریکا مکلف است که در ارتباط به تمامی تهدیدات سیاسی، اقتصادی و امنیتی که از طرف کشورهای دیگر علیه منافع مردم افغانستان وجود دارد، حمایت کند اما این کار را نکرده است.

در ماده‌ی پنجم این پیمان در مورد چارچوب‌های همکاری‌های امنیتی و دفاعی آمده که گروه‌های همکاری‌های امنیتی دفاعی افغانستان- امریکا که در توافق‌نامه‌ی همکاری‌های استراتژیک ایجاد شده، مؤظفند که ازریابی‌های شش ماهه انجام دهند. در ماده ۲۵ آمده که طرفین کمیسیون مشترکی را برای نظارت از تطبیق این قرارداد ایجاد می‌کنند.

آقای مهدوی اما می‌گوید که مشکلات اداری و ناهماهنگی میان رهبری نظامی و امنیتی دو کشور در راستای ارزیابی و چگونگی تطبیق این پیمان وجود دارد.

از سوی هم این عضو مجلس تأکید دارد که مطرح‌شدن بازنگری پیمان امنیتی افغانستان و امریکا از سوی حلقاتی در افغانستان باعث نگرانی مردم و از جمله افزایش قیمت دالر در برابر پول افغانی شده است که نیاز است رهبران سیاسی اندیشمندانه تصمیم بگیرد.

آیا خواست بازنگری پیمان امنیتی براساس اهداف شخصی و فشارواردکردن بر دولت است؟

عبدالله عبدالله، رییس اجرایی حکومت وحدت ملی روز دوشنبه، ۲۶ سنبله در نشست شورای وزیران گفت که کسانی‌ که پیمان امنیتی افغانستان با امریکا را زیر سوال می‌برند، افرادی‌ اند که اهداف شخصی‌شان پذیرفته نشده و حالا به دنبال همان اهداف‌شان هستند.

آقای عبدالله افزود: «افغانستان چهار دهه است که در جنگ و کشمکش‌ به سر می‌برد. هنوز هم جنگ جریان دارد و خواست تمام مردم این است که به صلح و امنیت برسند. اما به‌خاطر مسایل شخصی نباید پیمان امنیتی را که از سوی لویه جرگه تصویب شده است، زیر سوال برد، زیرا این کار هیچ کمکی به امنیت و بهبود وضعیت امنیتی نمی‌کند. برخی‌ها گفته‌اند که به نمایندگی از مردم خواستار تجدید نظر در پیمان امنیتی هستیم، هیچ کسی ادعای نمایندگی از مردم را کرده نمی‌تواند. برخی‌ها که اهداف شخصی و سیاسی‌شان پذیرفته نشده است، بحث تجدید نظر در پیمان را بلند کرده‌اند.»

عبدالله افزود که تروریستان حضور نیروهای خارجی را در کشور یک بهانه گرفته‌اند، در حالی‌که القاعده پیش از حضور نیروهای خارجی، در این‌جا پایگاه داشت و بر علیه مردم افغانستان و جهانیان حملات هراس‌افگنانه انجام می‌داد. «وضعیت فعلی ایجاب می‌کند که بحث‌هایی درباره پناه‌گاه‌های هراس‌افگنان و حمایت نیروهای امنیتی با جامعه جهانی انجام شود.»

او تأکید کرد که مطرح کردن این بحث هیچ کمکی در وضع امنیت و ثبات کشور نمی‌کند.

اورزلا نعمت، رییس واحد تحقیق و ارزیابی افغانستان به اطلاعات روز می‌گوید که طرح بازنگری پیمان امنیتی میان افغانستان و امریکا یک حرکت سیاسی، نوعی فشار بر دولت فعلی و یک تهدید برای ثبات سیاسی در افغانستان است.

به باور خانم نعمت، بازنگری در شرایطی باید مطرح شود که افغانستان از یک ثبات سیاسی قوی برخوردار باشد. «در این حالت، وقتی چنین بحث‌های را می‌آورند، این خودش یک نوعی از فشار است. جداُ راه معقولی نیست.»

او تأکید دارد که در میان کش‌وگیر حکومت و مخالفان آن بر سر این موضوع، ضرر اصلی را مردم افغانستان می‌بینند و بازنگری یا فسخ این پیمان در واقع برگشت به سال ۲۰۱۴ است.

پرسش اساسی این است که امریکا چقدر پایبند این پیمان بوده و آن را اجرایی و کرده و این پیمان چقدر باعث بهترشدن وضعیت در افغانستان شده است؟

رییس واحد تحقیق و ارزیابی افغانستان می‌گوید، امریکا تعهد کرده بود که به دولت افغانستان و نهادهای امنیتی کشور کمک می‌کند که کمک‌ها در راستای اقتصادی، نظامی و ظرفیت‌سازی ادامه یافته است. اما در قسمت بهترشدن امنیت و تأمین امنیت، مردم افغانستان به توقع خود از پیمان امنیتی با امریکا نرسیدند و وضعیت امنیتی کشور هرساله بدتر شده است.

به باور او، پیش از آن که مسأله پیمان امنیتی با امریکا سیاسی شود، باید ارزیابی شود که کدام بخش و ماده‌ی این پیمان عملی شده و کدام ماده‌ها عملی نشده و یا هم ارزیابی شود که در کدام زمینه‌ها دست‌آورد داشته یا در کدام زمینه‌ها ناکام بوده است.

شاه حسین مرتضوی، معاون سخن‌گوی ریاست‌جمهوری می‌گوید که این پیمان برای افغانستان از اهمیتی خاصی برخوردار است و براساس این پیمان است که کمک‌های امریکا به بخش نیروهای امنیتی افغانستان صورت می‌گیرد.

جان بس، سفیر امریکا در کابل گفته که حضور نیروهای امریکایی در افغانستان برای رسید‌گی به چالش‌های بزرگ در این کشور یک ضرورت است. آقای بس به طلوع نیوز گفته: «افغانستان با برخی از چالش‌های بزرگ روبه‌رو است از همین رو ایالات متحد امریکا و هم پیمانانش شانه‌به‌شانه در کنار نیروهای امنیتی افغانستان ایستاده است تا به این چالش‌ها رسیدگی شود. ما فکر می‌کنیم که این مهم است که کمک‌ها را به مردم افغانستان ادامه دهیم تا اقتصاد رشد نماید و کارهای تازه ایجاد شود و نیز کیفیت زندگی تمامی مردم افغانستان بهتر شود.»

کدام ماده‌ها باید بازنگری شود و شیوه‌ی بازنگری چگونه است؟

در بند سوم ماده‌ی ۲۶ این پیمان که انفاذ، تعدیل و فسخ قرارداد را دربر دارد، آمده: «این قراداد می‌تواند با توافق کتبی طرفین از طریق تبادل یادداشت دیپلماتیک تعدیل گردد.» در مورد فسخ پیمان در بند چهارم این ماده آمده: «این قرارداد می‌تواند با توافق کتبی طرفین و یا توسط هریک از دو طرف با ارائه اطلاعیه‌ی کتبی دو سال قبل به طرف دیگر از طریق مجاری دیپلماتیک فسخ گردد. فسخ ضمایم و یا تدابیر اجرایی این قرارداد نمی‌تواند باعث فسخ این قرارداد شود. اما، فسخ این قرارداد می‌تواند مطابق این بند منتج به فسخ تمامی ضمایم و تدابیر اجرایی آن گردد.»

محی‌‌الدین مهدی می‌گوید که بند دوم ماده‌ی ششم و ضمیمه‌ی الف این پیمان باید بازنگری شود. در بند دوم این ماده آمده: «ایالات متحده هرگونه تجاوز خارجی یا تهدید به تجاوز علیه حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی افغانستان را موجب نگرانی شدید خود پنداشته و باور دارد که چنین تجاوزی می‌تواند منافع مشترک طرفین را در رابطه به ثبات افغانستان، صلح و ثبات منطقه و جهان تهدید کند.»

به باور آقای مهدی، در حال حاضر افغانستان مورد حملات خارجی‌ها قرار گرفته است و طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی در چند کشور همسایه پرورش و تسلیح و به افغانستان فرستاده می‌شود که نیاز است این بند بازنگری شود.

در ضمیمه‌ی الف این پیمان ساحات کابل، بگرام، مزار شریف، هرات، قندهار، شوراب هلمند، گردیز، جلال‌آباد و شیندند هرات برای تأسیسات و استفاده‌ی نیروهای ایالات متحده در افغانستان در نظر گرفته شده است. در تبصره‌ی این ضمیمه آمده: «تأسیسات و مکان‌های توافق‌شده همچنین شامل تأسیسات و مکان‌هایی می‌شود که ممکن است تا تاریخ آغاز انفاذ این قرارداد از جانب ایالات متحده امریکا استفاده شوند و یا هم شامل آن تعداد از تأسیسات و مکان‌هایی در مناطق دیگر افغانستان می‌شود که ممکن است در آینده روی آن توافق شده و و از جانب وزیر دفاع افغانستان اجازه داده شود.»

آقای مهدی می‌گوید که این تبصره بازنگری شود و به جای آن این موضوع، گنجانده شود که حضور نیروهای امریکایی در افغانستان در مکان‌های بالا همه‌ساله از سوی پارلمان افغانستان مورد بحث قرار گیرد که ممکن است رد یا تایید شود.

حالا سوال این‌ است که دولت افغانستان زمینه‌ی بازنگری این پیمان را فراهم خواهد کرد؟

جعفر مهدوی، نماینده‌ی مجلس می‌گوید که مرجعی که به صورت مستقیم مسوولیت دارد تا موضوع بازنگری پیمان امنیتی کابل- واشنگتن را پیش ببرد، دولت افغانستان است، اما در شرایط فعلی، جز پیامدهای سیاسی این قضیه، به لحاظ حقوقی نه دولتی به‌سامانی وجود دارد و نه دولت فعلی اراده‌ی تصمیم‌گیری در زمینه‌ی بازنگری این پیمان را دارد.

محی‌الدین مهدی می‌گوید که هفته‌ی آینده روی موارد مشخص پیمان امنیتی کابل-واشنگتن برای بازنگری در مجلس نمایندگان بحث می‌شود. نمایندگان مسوولیت خود را در قبال مردم افغانستان انجام می‌دهند: «این که حکومت وحدت ملی زمینه‌ی اجرایی بازنگری را فراهم می‌کند یا خیر، مسوولیت حکومت است.»

شاه‌حسین مرتضوی، معاون سخن‌گوی ریاست‌جمهوری به اطلاعات روز می‌گوید که پیمان امنیتی با امریکا براساس خواست مردم افغانستان در لویه جرگه تایید شده و برای افغانستان از اهمیتی خاصی برخوردار است که نمی‌شود پایه‌های محکم روابط استراتژیک با امریکا را با احساسات از بین ببریم.

آقای مرتضوی افزود: چیزی که برای حکومت مهم است، منافع مردم افغانستان و روابط استراتژیک با کشورهای جهان است و روابط افغانستان با ایالات متحده امریکا که در پنج حلقه‌ی سیاست خارجی به‌دست آمده، بر مبنای خرد و عقلانیت است. او ابراز امیدواری کرد که سیاست‌مداران افغانستان به‌دور از فضای احساسات، به مسایل ملی و منافع ملی افغانستان توجه کنند.

اما رییس‌جمهور غنی در روز امضای این پیمان در کابل گفته بود که اگر در آینده این پیمان منافع ملی کشور را با خطر مواجه کند، در این پیمان امنیتی تغییرات ایجاد خواهد شد.

پیمان امنیتی افغانستان و امریکا، ۲۶ ماده و دو ضمیمه دارد که هر ماده‌ی آن دارای چندین بند و فقره می‌باشد.

 

طالبان به دنبال تبادل زندانیان است

شبکه خبری ان بی سی نیوز آمریکا به نقل از چهار مقام طالبان گزارش کرد که شبه نظامیان طالبان افغانستان به دنبال تبادل زندانی از طریق مذاکرات صلح با آمریکا از جمله آزاد شدن پسر بنیان‌گذار شبکه تروریستی حقانی و همین‌طور صدها زندانی دیگر هستند.

به گزارش ایسنا، به نقل از شبکه ان بی سی نیوز، یک فرمانده شبه نظامیان طالبان در استان هلمند افغانستان که نامش را فاش نکرد به این شبکه گفت: نشست‌ها با مقام‌های آمریکایی یا باید منجر به مذاکراتی موثرتر شده یا در غیر این صورت برای همیشه متوقف شوند.

او تاکید کرد: اگر آنها در مذاکراتشان در آینده صداقت داشته باشند پیشنهاد ما برای تبادل زندانی را خواهند پذیرفت.

این مقام‌های طالبان که از افغانستان، امارات متحده عربی و قطر این صحبت‌ها را مطرح کرده‌اند، گفتند: دور بعدی مذاکرات خیلی زود برگزار خواهد شد و موضوع آن امکان تبادل زندانی‌ها است.

با این حال کارشناسان گفتند به رغم این اصرارهای طالبان بعید است که دولت افغانستان یک چنین چهره بلندپایه‌ای یعنی پسر کوچک بنیان‌گذار شبکه حقانی را بدون گرفتن امتیازهای بزرگ از طرف مقابل آزاد کند.

وزارت امور خارجه آمریکا گفت: هیچ برنامه‌ای برای دور بعدی مذاکرات تنظیم نشده و از اظهارنظر در مورد تبادل زندانیان در چنین مذاکراتی خودداری کرد. دولت افغانستان نیز از اظهارنظر درباره این گزارش خودداری کرد.

در ماه‌های اخیر آمریکا تلاش‌ها برای برگزاری مذاکرات صلح میان دولت افغانستان و طالبان را تشدید کرده است.

براساس این گزارش انس حقانی پسر کوچک جلال‌الدین حقانی بنیان‌گذار شبکه حقانی در صدر فهرست کسانی است که طالبان خواهان آزادی آنهاست.

انس حقانی از اکتبر سال2014 در افغانستان زندانی است. در آن سال نیروهای امنیتی آمریکا او را در مسیر قطر به بحرین بازداشت کردند.  جلال‌الدین حقانی به تازگی بعد از یک دوره بیماری مزمن درگذشته است.

طالبان می‌گویند 13 تا 15 هزار نفر از اعضایش در زندان‌های افغانستان هستند و خودش نیز 400 زندانی از میان اعضای نیروهای امنیتی افغانستان و چند خارجی و آمریکایی دارد.

 

تمرکز سازمان همکاری شانگهای بروضعیت در افغانستان

وضعیت در افغانستان اکنون نیز در مرکز توجه کشور های عضو سازمان همکاری های شانگهای قرار دارد.

به گزارش اسپوتنیک، رشید عالموف، سرمنشی سازمان همکاری شانگهای؛ روز دوشنبه در کنفرانس بین المللی” چین — اوراسیا: به سوی کیفیت جدید همکاری و پیشرفت” که در اکادمی علوم شانگهای برگزار شده، ضمن ابراز این مطلب گفت؛ کشور های عضو
سازمان همکاری شانگهای معتقد اند که برقراری صلح در افغانستان، به طور کل به توسعه پایدار منطقه مساعدت خواهد کرد.
به گفته وی، آسیای مرکزی، به مانند گذشته، مرکز محدوده جغرافیایی سازمان همکاری شانگهای بوده و هنوز هم باقی می ماند، بنابراین وضعیت امنیت منطقه ای از اهمیت اساسی برخوردار است. “مجموعه اقدامات انجام شده توسط کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای برای مقابله با تهدیدات تروریسم، افراط گرایی، قاچاق مواد مخدر، جرایم سازمان یافته به منظور حفظ سیستماتیک امنیت و ثبات منطقه ای صورت گرفته است.
عالموف گفت، در این زمینه، توسعه وضعیت در منطقه مرزی با منطقه آسیای میانه — افغانستان همچنان در مرکز توجه سازمان ما قرار دارد. رشید عالموف همچنین برای یک مشارکت عملی در این زمینه به عنوان یکی از مکانیسم های گفتگو و همکاری در حل و فصل افغانستان، ابراز امیدواری نمود.
سازمان همکاری شانگهای سازمانی میان‌دولتی است که برای همکاری‌های چندجانبه امنیتی، اقتصادی و فرهنگی تشکیل شده‌است. سازمان همکاری شانگهای از سوی دو قدرت منطقه‌یی چین و روسیه رهبری می‌شود و اعضای سابق اتحاد جماهیر شوروی پیشین، قزاقستان، قرغیزستان، تاجیکستان و ازبیکستان نیز عضو آن هستند.

 

سرگرمی «بچه‌های پیسه‌دار کابل»؛ موتر مدل‌بالا و کلاشنیکوف

۸ صبح : چند سال پیش، هنگامی که به ‌تازگی «فیسبوک» در افغانستان رواج پیدا کرده بود، یکی از کاربران این شبکه‌ی اجتماعی، عکسی از «طویله»ی گاوه‌های خود را در فیسبوک نشر کرد و نوشت: «طویله رو به آفتاب است و گاوهایم آفتاب می‌گیرد.» اما هرچند که این روزها در افغانستان بحث فیسبوک همچنان داغ است، شبکه‌‌ی اجتماعی دیگری به ‌نام «اینستاگرام» میان پسران و دختران جوان محبوبیت زیادی پیدا کرده است.

پسران و دختران در اینستاگرام هر نوع عکسی که خواسته باشند پست می‌کنند: از غذا گرفته تا عکس‌های سفرهای‌شان، از شادی و دلتنگی‌های‌شان از وقت بیداری و یا وقت خواب‌شان.

در میان حساب‌های شخصی و صفحات اینستاگرام پسران و دختران افغان، صفحه‌ای است که به ‌نام «بچه‌های پیسه‌دار کابل» (Rich kids Of Kabul) که با دیگر صفحات کمی متفاوت است.

در معرفی این صفحه آمده است: «تابع قوانین جمهوری اسلامی ‎افغانستان، Luxury life ».  افرادی که می‌خواهند عکس‌های‌شان در این صفحه‌ نشر شود، عکس‌ها را به مسئول آن صفحه می‌فرستند و این‌گونه عکس‌ها نشر می‌شود. در اینستاگرام چندین صفحه به نام «بچه‌های پیسه‌دار کابل» وجود دارد که هر کدام‌شان دنبال‌کننده‌های خود را دارند. این اصطلاح «بچه‌های پیسه‌دار» در اینستاگرام از چند سال به اینسو رواج پیدا کرده است. تقریباً هر پایتخت کشوری در جهان صفحه‌ای به این نام دارد. به ‌طور مثال می‌توان از «بچه‌های پیسه‌دار لندن» نام برد. هزاران نفر این صفحه را دنبال کرده است.

در اینستاگرام دختران بیشتر از پسران فعال هستند. حساب‌های دختران معمولاً «بسته/ پراویت» است. این دختران در اینستاگرام به طور «لایف/ زنده» از خود ویدیو نشر می‌کنند و «دابسمش»های‌شان را نیز با دوستان‌شان در میان می‌گذارند. به‌ طور نمونه یکی از کاربران شبکه‌های اجتماعی دابمسشی نشر کرده که در آن ادا و اطوار اشرف غنی، رییس جمهور کشور را تقلید کرده است و اما  صفحه‌ی «بچه‌های پیسه‌دار کابل» از آن دختران و پسران متفاوت است. آن‌ها عکس‌های موترهای مدل بالا و کلاشنیکوف را نشر می‌کنند. این عکس‌ها در فضاهای بسته و باز دیده می‌شوند. فرق بین بچه‌هایی پیسه‌دار کابل با لندن در این است که پسران و دختران پیسه‌دار لندنی عکس‌هایی از سفرهای‌شان را و از ساعت، لباس، طیاره و موتر‌های‌شان را نشر می‌کنند و به ‌گونه‌ی مستقیم و غیرمستقیم تبلیغات می‌کنند.

در طول روز در افغانستان هزاران نفر به شبکه‌های اجتماعی مثل فیسبوک، توییتر و اینستاگرام سر می‌زنند. اینستاگرام در سال۲۰۱۰ میلادی راه‌اندازی شد. این شبکه‌ی اجتماعی در این مدت کوتاه توانست کاربران زیادی را به خود جذب کند.

در دنیای واقعی شهر کابل مردم بچه‌های پیسه‌دار را «بچه‌‌ی حاجی یا بچه‌ی قوماندان» می‌گویند. یعنی کسانی که پول‌دار هستند، اما بچه‌های پیسه‌دار کابل در اینستاگرام می‌خواهند مثل «دنبیلزریان» شخصیت رسانه‌های اجتماعی و پوکر باز معروف باشد، فرقش در این است که بچه‌های پیسه‌دار کابل نمی‌توانند مثل او با دختران زیبارو عکس بگیرند.

بیرون از اینستاگرام، شهر کابل نیز با خود موترهای مدل بالایی دارد. اکنون در کابل در کنار موترهای تویوتا، موترهای «اس‌یو بی»، «سپورتی»، «لندکروزر»، «بنز» و «پرادو» مد است. موترهای لندکروز و پرادو را بازرگانان و پسران‌شان، وکیلان، سیاستمداران و مقامات بلندپایه سوار می‌شوند. برخی از موترهایی که وارد کابل می‌شوند، بدون اسناد و محصول گمرکی هستند. این‌ موترها به «یک کلی/ کلید» مشهور است.

در کنار موترهای مدل بالا، شهر کابل را شهر کلاشنیکوف نیز می‌نامند. کلاشنیکوف‌های زیبا و زنگ‌خورده در دستان پولیس، یا پیرمردی با لباس شخصی و یا گاردی که در مقابل یک بانک ایستاده است، به چشم می‌خورد. این روزها در مقابل مسجد، فروشگاه، خانه‌ی شخصی، مکتب، پیاده‌رو، کورس خصوصی آموزشی یک شخص یا چندین شخص با کلاشنیکوف ایستاده‌اند. قیمت یک کلاشنیکوف در بازار سیاه در شهر کابل از ۷۰ هزار تا یک صد هزار افغانی می‌رسد.

 

 

‘نابغه ایرانی’ در راه اسطوره‌های شطرنج دنیا؟

سوزان پولگار: پرهام مقصودلو در شطرنج نابغه است

پرهام مقصودلو با قهرمانی در مسابقات جوانان جهان (زیر ۲۰ سال) نام خود را در تاریخ شطرنج ایران ثبت کرد، دستاوردی که می‌تواند آغاز راهی طولانی برای این شطرنج‌باز ۱۸ ساله باشد.

مقصود‌لو اولین شطرنج‌باز ایرانی است که در این رده سنی قهرمان جهان می‌شود. او در حالی به این افتخار رسید که به نظر می‌رسد از امکاناتی به مراتب کم‌تر از حریفان برخوردار بود.

او بدون مربی توانست یک دور مانده به پایان مسابقات گیبزی ترکیه قهرمان جهان شود. مقصودلو در این مسابقات ۹ پیروزی و یک تساوی به دست آورد و و یک بار شکست خورد؛ عملکردی که نظر بسیاری از کارشناسان برجسته شطرنج جهان از جمله سوزان پولگار را به خود جلب کرد.

سوزان پولگار، شطرنج‌باز مجارستانی تبار آمریکایی یکی از نوابغ شطرنج است و سابقه قهرمانی جهان را دارد. او اولین زنی است که به مقام استاد بزرگی (در سال ۲۰۰۳) رسیده است. خانم پولگار که حالا از معتبرترین مربیان جهان و صاحب یکی از بهترین مراکز آموزش شطرنج جهان است، مقصودلو را پدیده‌ای می‌داند که مدت‌هاست نظیرش دیده نشده است.

او به بی‌بی‌سی فارسی گفت: “بازی پرهام ویژگی‌های زیادی دارد اما قبل از هر چیز می‌خواهم روی روحیه جنگندگی و میل به پیروزی او در تک تک مسابقات تمرکز کنم. با این که یک روز قبل از آخرین بازی‌اش قهرمان جهان شده بود اما در دور آخر تمام تلاشش را کرد و حاضر به مساوی نشد. در خیلی از مسابقاتش دیده‌ام که فقط دنبال برتری مقابل رقیبان است. این یکی از مواردی است که یاد دادن آن به شطرنج‌بازها خیلی سخت است اما پرهام خودش این را دارد. او خیلی برای بازی‌هایش وقت می‌گذارد، درست تمرین می‌کند و پشتکار زیادی دارد.”

اما گذشته از روحیه جنگندگی و میل تمام نشدنی به پیروزی آن‌چه این شطرنج‌باز ایرانی را از هم سن و سالانش متمایز می‌کند، تنوع سبک بازی او است. سوزان پولگار گفت: “او شیوه‌ای جهانی و جا افتاده دارد. خیلی از بازیکنان در این سن فقط می‌توانند با یک شیوه بازی کنند اما پرهام ذهنی باز دارد. جایی که قرار باشد بسته بازی کند و حریف را محدود کند به بهترین شکل این کار را انجام می‌دهد و جایی هم که قرار است بازی روان و پویایی داشته باشد، بازهم عالی از پس این کار برمی‌آید. او تشنه بردن تمام مسابقات است و دائم دنبال شانس برتری بر حریف است. مجموع این‌ها، نکات منحصر به فرد شطرنج پرهام مقصودلو است.”

کنسرو ماهی تُن مانع قهرمانی

پرهام مقصودلوحق نشر عکسISNA

پرهام مقصودلو پیش از این می‌توانست قهرمان نوجوانان جهان شود اما یک “قوطی تُن” مانع او شد.

دو سال پیش و در مسابقات قهرمانی نوجوانان جهان، مقصودلو با پنج امتیاز از شش بازی مدعی اصلی مدال در رده سنی ۱۶ سال بود. او پیش از آغاز دور هفتم و ساعاتی پس از نیمه شب در اردوی تیم ملی گرسنه‌اش می‌شود و تصمیم می‌گیرد ماهی تن بخورد اما حین باز کردن قوطی کنسرو دستش را به شدت می‌برد و راهی بیمارستان می‌شود و دستش تعداد قابل توجهی بخیه می‌خورد.

پرهام در پنج دور بعدی مسابقات با دست دردناک و باندپیچی پشت میز شطرنج نشست و از پنج بازی دو امتیاز گرفت. مقصودلو در نهایت در رتبه دهم کار خود را به پایان برد، در حالی که پیش از آن مدت‌ها بود که در مسابقات مختلف نباخته بود.

استعداد کافی نیست

پرهام مقصودلوحق نشر عکسMEHR

به نظر نمی‌رسد از میان کارشناسان شطرنج کسی در استعداد فوق‌العاده پرهام مقصودلو شک داشته باشد. او در مسابقاتی قهرمان شده که پیش از آن اسطوره‌های شطرنج جهان مانند گری کاسپاروف و آناتولی کارپوف در آن قهرمان شده‌اند.

او حالا بیش از هر چیز به یک مربی درجه یک نیاز دارد و مشاورانی که مانع تکرار داستانی مانند “مصدومیت تن ماهی” شوند.

امیر باقری، استاد بزرگ، بازیکن و مربی سابق تیم ملی شطرنج ایران قهرمانی مقصودلو در مسابقات ترکیه را “بزرگ‌ترین و بهترین نتیجه در شطرنج ایران تا امروز” می‌داند. آقای باقری به بی‌بی‌سی فارسی گفت: “پرهام توانایی این را دارد که جزو ۱۰ نفر اول جهان شود. از او باید حمایت بیشتری شود چون در حال حاضرمربی دائمی ندارد. این دور از دسترس نیست. او الان نفر ۵۸ جهان هست و با این که بهتر شدن رتبه در رده‌بندی جهانی بسیار سخت است، او شایستگی قهرمانی جهان را دارد.”

برخلاف این که به نظر می‌رسد شطرنج فقط یک بازی فکری است و چندان به فیزیک مناسب احتیاج ندارد اما گزارش‌های تمرین‌های بدنی سخت قهرمانانی مانند کاسپاروف، این فرضیه را باطل می‌کند.

آقای باقری می‌گوید گرچه نمی‌توان از تمرین‌های سنگین بدنی چشم‌پوشی کرد اما می‌توان آن‌ها را هوشمندانه و با زمان‌بندی مناسب انجام داد:

“گری کاسپاروف قایقرانی می‌کرد، خیلی از شطرنج‌بازهای بزرگ ورزش‌های هوازی شدید انجام می‌دادند. چون استرس در شطرنج خیلی بالا است و باید در زمانی کوتاه بهترین تصمیم را گرفت، برای چنین کاری باید بدنی خیلی قوی داشته باشید اما لازم نیست تمام سال در شرایط ایده‌آل باشید. کافی است برای یک دوره سه چهار ماهه برنامه‌ریزی کنید و در این مدت تا می‌توانید در مسابقات برنده شوید.”

داستان پرهام مقصودلو داستان استعداد‌های درخشانی است که در سنین پایین چشم‌ها را به خود خیره می‌کنند. استعداد‌هایی که اگر در راه درست قرار بگیرند می‌توانند به نام‌هایی مانند گری کاسپاروف در شطرنج، راجر فدرر در تنیس، لیونل مسی در فوتبال و محمد علی (کلی) در بوکس تبدیل شوند.

روی تلخ داستان اما جرقه‌هایی هستند که به سرعت ناپدید می‌شوند با این حال پرهام مقصودلو تا اینجا نشان داده که از نظر پشتکار و قدرت ذهنی در سطح جهانی است، فقط می‌ماند توجه و حمایت.

برای ۱۰ میلیون نفر در ایران ‘کوپن الکترونیکی صادر می‌شود’

خریدحق نشر عکسGETTY IMAGES

احمد میدری، معاون وزیر تعاون ایران، از صدور کوپن الکترونیکی برای ده میلیون نفر در این کشور خبر داده است.

به گزارش ایبنا- شبکه خبری اقتصاد و بانک ایران، آقای میدری گفته قرار است همان کارت‌ بانکی که افراد با آن یارانه می‌گیرند به “کالا کارت” تبدیل شود تا شهروندان ایرانی با مراجعه به فروشگاه‌ها سهمیه کالایی‌ خود را دریافت کنند.

معاون وزیر تعاون ایران این کالاها را شامل “کالاهای اساسی” دانسته است.

بر اساس مصوبه دولت در نیمه مرداد ماه امسال ۲۵ قلم کالای اساسی در فهرست کالاهای مشمول دریافت ارز دولتی ( ۴۲۰۰ تومانی) قرار گرفتند.

این اقلام کالاهایی نظیر برنج، گندم، گوشت قرمز گرم و سرد، مرغ، تخم مرغ، کنجاله،روغن و ذرت را شامل می‌شود.

براساس آنچه مقام‌های دولتی اعلام کرده‌اند، در طرح “کالا کارت” افراد دسترسی به پول نقد ندارند و این اقدام با هدف رسیدن کالاهای اساسی وارداتی با ارز دولتی به دست مصرف‌کنندگان نهایی انجام خواهد شد.

بگفته معاون وزیر تعاون این کوپن‌های الکترونیک قرار است سالی سه تا چهار بار شارژ شوند.

پیشتر هم ناصر موسوی لارگانی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، ایران گفته بود: “کارت‌های الکترونیکی تنها برای عبور از وضعیت امروز به وجود آمده و فعلاً ماهیانه ۱۰۰ هزار تومان شارژ می‌شود.”

بر اساس گزارش‌ها قیمت مواد غذایی در بعضی فروشگاه‌ها در یک ماه گذشته افزایش قابل توجهی داشته استحق نشر عکسANADOLU
Image captionقیمت مواد غذایی در بعضی فروشگاه‌ها در یک ماه گذشته افزایش قابل توجهی داشته است

حدود سه هفته پیش مجلس ایران طرحی دو فوریتی را تصویب کرد که دولت را موظف کرد” حداکثر ظرف مدت دو ماه” شبکه توزیع کالاهای اساسی مورد نیاز خانوارها را طوری ساماندهی کند که “نیازهای اساسی خانوارها با قیمت سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان و براساس نرخ ارز ترجیحی در اختیار آنها قرار گیرد.”

محمد باقر نوبخت، رئیس سازمان برنامه و بودجه ایران هم دو هفته پیش اعلام کرده بود “دولت پنج بسته حمایتی از برنامه جامع مقابله با تحریم ها را تدوین کرده که نخستین بسته آن مربوط به تامین کالاهای اساسی و داروی مورد نیاز مردم است. ”

او همچنین گفته بود “این بسته شامل مایحتاج عمومی، دارو و نهاده های کشاورزی است که بر این اساس ۱۳ میلیارد دلار برای ۲۵ قلم کالای اساسی و مورد نیاز مردم با ارز ۴۲ هزار ریالی تا پایان امسال اختصاص داده می شود”

اظهارات اخیر مقام‌های ایرانی در حمایت از اقشار آسیب پذیر پس از آن افزایش یافت که در ماه‌های اخیر قیمت ارز در بازار غیررسمی ایران بطور نجومی افزایش یافت و به تبع آن قیمت کالاها هم در بازار بالا رفت و بعضی از اقلام نایاب شدند.

درهفته‌های اخیر قیمت مواد غذایی هم رو به افزایش گذاشته است.

به گزارش اقتصاد آنلاین رب، روغن، تن ماهی، دستمال کاغذی، پوشک، برنج و امثالهم از جمله کالاهایی هستند که طی چند هفته گذشته با افزایش شدید قیمت رو به رو شده‌اند.

بر این اساس بعضی سوپرمارکت‌ها و فروشگاه‌ها از افزایش حدود ۳۰درصدی قیمت مواد غذایی از یک ماه گذشته تا کنون خبر می‌دهند.

محمد آقاطاهر، رییس اتحادیه بنکداران مواد غذایی گفته است: ” افزایش قیمت برخی از مواد غذایی مانند رب اجتناب نا‌پذیر است چرا که ارز دولتی به آن‌ها تعلق نگرفته و همچنین قوطی رب نیز افزایش قیمت داشته است.”

اولین کوپن کالاهای اساسی در سال ١٣٥٩ کمی بعد از شروع جنگ ایران و عراق توزیع و تقریبا سی سال بعد کاملا از نظام اقتصادی ایران حذف شد و یارانه جای آن را گرفت
Image captionاولین کوپن کالاهای اساسی در سال ١٣٥٩ کمی بعد از شروع جنگ ایران و عراق توزیع و تقریبا سی سال بعد کاملا از نظام اقتصادی ایران حذف شد و یارانه جای آن را گرفت

فرماندار مریوان هفته پیش هشدار داده بود که خرید کالاهای اساسی از سوی مسافرانی که از مرز عراق وارد مریوان می‌شوند، باعث نایاب شدن کالاهای اساسی در این شهر شده است.

سقوط ارزش پول ایران در ماه‌های گذشته دلیل اصلی افزایش تردد مسافران عراقی از مرزهای کردستان و خوزستان به داخل ایران برای خرید کالا عنوان شده است.

حدود دو ماه پیش گزارش‌هایی در رسانه‌های ایران منتشر شد که افزایش چند برابری قیمت مواد اولیه محصولات پلاستیکی در ایران خبر می‌داد.

مصرف محصولات پلاستیکی همچون کیسه‌های خرید و ظروف یکبار مصرف در سال‌های اخیر در بازار داخلی ایران افزایش داشته‌ است.

دست اندرکاران این صنعت، یدلایل آن را خودداری پتروشیمی‌ها از عرضه این محصولات به بازار داخلی و فروش آن در بازارهای خارجی اعلام کردند.

صدور کالا کارت در ایران در حالی است که در دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق اقلامی همچون بنزین، برنج،روغن، قند، شکر، صابون، پودر شوینده، پنیر، و تن ماهی گرفته تا گوشت و مرغ و تخم‌مرغ از طریق کوپن توزیع می‌شد.

دولت ایران بر این باور بود که با توزیع کوپنی کالاهای ضروری، حداقل معیشت را برای عمومی مردم تامین کرده ولی بعضی کارشناسان اقتصادی معتقد بودند که ترویج سیستم کوپنی موجب رشد مصرف برخی اقلام می‌شود.

اعتراض بارزگانان فراه برای رفع ممنوعیت واردات از ایران

فراه
Image captionسیمان از جمله اقلامی است که واردات آن از ایران به فراه ممنوع شده است

شماری از تجار و صدها تن از حامیان آنان امروز در مقابل دفتر ولایت فراه در غرب افغانستان، خیمه تحصن برپا کردند.

این بازرگانان خواهان رفع ممنوعیت واردات پنج قلم از اجناسی شدند که تا پیش از این از ایران وارد فراه می‌شد.

فراه در غرب افغانستان هم‌مرز با کشور ایران است.

مقام‌های محلی می‌گویند سر از امروز ۲۵ سنبله/شهریور به اساس حکم رئیس جمهوری افغانستان واردات پنج قلم جنس از جمله سیمان/ سمنت، تیل/نفت، کاشی، سرامیک و آهن آلات از ایران به فراه ممنوع شده است.

معترضین گفته‌اند تا زمانی که این حکم لغو نشود به اعتراض‌شان ادامه می‌دهند.

گفته می‌شود که این اقلام به گونه گسترده از ایران وارد ولایت فراه می‌شود و بازار خوبی دارد اما اکثر آن از راه قاچاق و بدون پرداخت مالیه به دولت، وارد این ولایت می‌شد.

فراه
Image captionفراه در غرب افغانستان هم‌مرز با ایران است

ناصر مهری، سخنگوی والی فراه به بی‌بی‌سی گفت که خواسته‌های معترضان به صورت کتبی به ریاست جمهوری افغانستان فرستاده شده است.

اومی‌گوید برای جلوگیری از فساد اداری و قاچاق این اموال این تصمیم گرفته شده و هدف آن آغاز روندی برای قانونمند کردن واردات این اجناس است.

به گفته آقای مهری، بر اساس این فرمان تا زمانی که جلوی فساد اداری ناشی از قاچاق این اقلام گرفته نشود، واردات آنها ممنوع است.

افغانستان یکی از مهمترین مقاصد صادرات ایران به شمار می‌رود و حجم تجارت میان دو کشور در سال‌های اخیر به صورت چشگمیری افزایش یافته است.

عباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت خارجه ایران که به تازگی از کابل دیدار کرد، در سفرش اعلام کرد که مبادله اقتصادی میان افغانستان و ایران اکنون به سه میلیارد دلار رسیده اما اتاق تجارت افغانستان می‌گوید که مجموع تجارت سالانه افغانستان و ایران حدود یک میلیار دلار در سال است.

Sarzamine Aryan - سرزمین آریان © 2016