طلا تپه : گنجینه تمدن کوشانیها

طلا تپه : گنجینه تمدن کوشانیها

نویسندۀ پیشگفتار : دکتر بصیر کامجو

چندی پیش نوشته ای را زیر نام گویا  ” گنجینه تمدن افغانستان وطالبان ” در تارنمای ” تاریخ ما ”  ــ تاریخ وتمدن درایران وجهان باستان ، مشاهده کردم . نوشته ازآقای « انیک کوژان » است که در شماره 32 مجله « لوموند » چاپ فرانسه 25 سپتامبر 2004 میلادی بنشررسیده بود وبوسیله فردی بنام آقای حفیظالله زریر، به زبان فارسی گردان شده است.

نمیدانم که چرا وچگونه در کشور پیشرفتۀ  بنام فرانسه ومجلۀ وزینی بنام ”  لوموند ”  اجازه نشرچنین یک نوشته احساسی فاقد آگاهی تاریخی وپژوهشی را داده اند .

مشکل ناآگاهی نویسنده در اینجا آشکار می گردد که تاریخچه پیدایی گنجینه طلا تپه  وابسته به 2000 سال قبل از امروز می باشد. که درآن زمان دراین سرزمین ــ نیاکان تاجیکان وپارسها (شاهنشاهی اشکانی ها وکوشانی ها ) فرمانروایی می کردند .

این گنجینۀ طلاتپه وهزاران گنجینه فرهنگی دیگری که درزیرخاکها خوابیده ویا بوسیله حاکمان مهاجم به یغما برده شده است  ، همه متعلق و وابسته به افتخارات تاریخی مردمان ایران قدیم فردوسی (تاجیکان وپارسها)  می باشند ، نه از کدام قوم ویاگروه مهاجم خارجی دیگری .

جهت آگاهی آفاقی به نویسنده وگرداننده این نوشته اقرار باید کرد که تاریخچه سیاسی افغان ها از سالهای 1720 میلادی به اینسو درسرزمین خراسان ایران آغازمی گردد .

افغانها که قبلاً در حومه شرقی کوههای سلیمان هندوستان وابسته به جغرافیایی سیاسی پاکستان امروزی زندگی خانه بدوشی داشتند . واکثریت گروه های افغان در آن وقت در عمله وفعله اردوی هند برتانوی و عمله وفعله اردوی ایران بخدمت مشتغل بودند.

انگلیسها با استفاده ازین موقعیت سیاسی افغانها چه درنظام رزمی بریتانیا وچه درنظام رزمی نادر افشار ــ شاه وقت ایران ــ به این فکر وذکر شدند که ازگروه های رزمی افغانها در دوجهت استفاده سوء بکنند ، وبا کمک های غیر مستقیم آنها را به تهاجم علیه کشور ایران تحریک وتشویق نمودند  .

ازآن روز به اینسو که نزیک به سیصد سال و اندی می گذرد و افغانها بر بخش کوچکی از ایران شرقی که اسمش را خود ” افغانستان ” گذاشته اند حاکمیت می نمایند.

در فرآیند این حاکمیت خودکامه  ، افغانها بجز  : سیاست جنگ ، خشم وخشونت، قتل وکشتار مردم ،  بچنگ آوری ملکیت واموال ، نابودی زبان فارسی وفرهنگ باستانی وبومی این سرزمین ، چیز دیگری را به ارمغان نیاورده اند ، و چه رسد به تولید وابداع آثارفرهنگی وتاریخی ای که در مقاله ” انیک کوژان ” به آنها نسبت داده شده است  . افغانها در فرآیند فرمانروایی ایشان درسرزمین نیاکان ما جزنام ویرانگر، قاتل ، واپسگرا چیز دیگری را کمایی نکرده اند. یک نمونه کوچک آن دولت بربار صفت حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی می باشد .

بناً هر اسم وزاب و فروزه  ای که دراین مقاله خلاف داده های تاریخ به افغانها نسبت داده شده و نادرست نوشته شده است ، ما رسالت داریم که درست آن را بنویسیم  تا نویسنده متوجه بی مسؤلیتی خود در قبال مسایل ای که در آن وارد می شود پژوهش دانشورانه نماید . اما در درستی ونادرستی متن مسئله کدام دخل ودخالتی نداریم زیرا در مورد این مسئله یک بار حسن شرق صدراعظم اسبق هم نیز نوشته و گزارشاتی  دارد . :

 

 

گنجینه تمدن کوشانیها

بوسیله انی کاظمی  :  منتشر شده · خرداد ۳۱, ۱۳۹۷

گنجینۀ در کابل خزانۀ ای را که طا لبان نصیب نگردیدند
نوسینده: انیک کوژان

منتشره در شماره۳۲ مجله لو مـــونــــــد چاپ فرانسه ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۴
مترجم: انجنیرحفیظ اللــه زریـــر

تولـــــــــد دوبــــارۀ میراث کبیر کوشانیها

طی مدت بیشتراز۲۰۰۰ سال آثار افسانــــوی «طلا تپه» درداخل یک قبـــرحُفــر شـــده درقـــرن اول میلادی در شمال افغانستان درناحیـــــه که در گذشته هــای دوربنــام باکتــــریان«باختر» یـــاد میشـــد خوابیده بود…………………………..

دراثرحفریات سال۱۹۷۸حدود ۲۰۶۰۰قطعـــه آثارعصــــرباستــان بدست آمد….وزمانی لازم افتیــــد تا همۀ آنهادراتاق مخصوصی،دریکی اززیرخانه های شهرکابل مخفی گـــردد تا از حمــلات، دستبـردها غارت وچپاول، لغزشهاوتغیرات نظامی ـ سیاسی افغانستان نجات پیداکند…………………

طالبان بالای قفلی که به هفت کلیـد بازمیشد وهـــرکلیـدبدست یک نفرمعتمـــد جـــداگانه سپـرده شـــده بود دندان میخاریدند………………………………….

گنجینه ای در قلب کابل دریکی اززیـر خــا نه هــا که بــوسیله دروازه هـای فــولادیـن و پنجـــره هـای آهنین حفاظت وتقویه گردیده بود انتظار میکشید!!!

انتظار دریک تاریکی وخاموشی مطلق!

انتظار میکشید تاروزی مطالعه گردد،بنمایش گذاشته شود وازش بشکل شاهانه تجلیل بعمل آید!

انتظار برانگیختن تصوروتعجب وبرآورده شدن رویاها وخواب ها رامیکشید!

وبالاخره انتظارمیکشیدتادرروشنائی روز ظاهرشود ، سفرکند ، دربزرگتـــرین موزیم هـای جهـان بنمایش گذاشته شود.ازتاریخ سخن بگوید وازمیراث کبیرکوشانیها بما قصه نمایدوشهادت بدهد!

به صنعتگرانیکه درساختمان وتولید آنهابیش از۲۰۰۰ سال قبل تلاش ورزیــــده بودند درود بفــرستد وازتاجران ورهروان راه ابریشم(مرزنهائی دنیا)وآنانیـــکه براین آثارارزش غیـــرقابل سنجش داده اند اظهار سپاس وشکران نماید!

بد نیست اگر سرگذشت،ماجرا وحوادث ناگوار این گنجینه را بدانیم!

Victor Sarianidiگروپ ازباستــــان شنـــاســــان تحت نظــــر شخصی بنــام ویکتـــور سریانیــــدی    باستان شناس معروف شوروی در سال ۱۹۷۸ گنجینه ای رادرشمــــال افغانستان ازعمق زمین بیـــرون میکشد ودرمشایعت دسته ای ازافـــراد نظامی امنیتی بکابل منتقل ودرمــوزیم کابل تحویل میدهند………

اوضاع نظامی درکشوردرحالت وخیم شدن است.گــروپ های مقــاومت ضــد دولتی درهـــرگوشه وکنــار کشورایجادگردیده وبانیروهای دولتی در زد وخورد رویاروی قـراردارند.دولت ازشوروی تقـاضای کمک نظامی نموده وقوای شوروی داخل کشورمیشود،وافغانستـان دریک جنگ دوامدار شناور میگردد….. موزیم کابل که درساحـه وزارت دفاع موقعیت دارد مستقیماً زیر تهــدیـد حمـــلات مجاهــدین است ولازم میافتد تا قسمتی از کلکسیـون های آن بجای امنتــری انتقال یابـــد.آیا همیـن موقع بــودکه گنجینــۀ بزرگ طلا تپه هم بزیر خانه های بانک مرکزی منتقل گردید؟؟…… ویکتور سریانیدی نسبت خـــرابی اوضاع بمسکومراجعت میکندولازم میافتد تامدت۳سال منتظربمانــد تا دوباره بـه افغانستان بـرگــردد وتحقیقاتش رادنبــال کنـــد.ولی ساحــه طلاتپــه حالانسبت خـرابی اوضاع نظامی غیــرقابل دسترسی میباشـــد وکارگــــروپ ویکتــورمنحصربمــوزیم کابل وآثـار کشفیات سالهـای

۱۹۷۸و۱۹۷۹ میگردد. این گنج بزرگ بتعـــداد۲۰۶۰۰ قطعـــه آثــار عتیقــه از طـــلا،نقــره،بــرنج عـاج،زیـورات،مسکوکات مجسمــه ها،قبضــه ها،جواهــرات مختلف وغیره میباشــد.نادر کسانیکه آنها رادیده انـد بمشکل میتواننـــد کلمات بیابند تابدانوسیله وسعت وارزش تاریخی این گنج را تشریح نمایند. متخصصین بااحتیاط زیاد جرأت مقایسۀآنرا با گنجینه (طوتانخامون)کرده اند نه کمترازآن. (طوتانخامون:آثار باستــــانی مصرقـــدیم مـــربوط فـــرعـــون یازدهم ازسلسله رامـــزس دوم میباشــد که    در سال ۱۹۲۲ کشف گردید.)  باستان شناس انگلیسی هووارد کارتر توسط

همه آثار توسط دو نفر عکاس ماهر ازموزیم هــرمیتاژ شهر لنینگراد شوروی عکاسی گردیـــده وبدنبـال  آن البـــوم نهـــایت زیبای از آثــار طــلاتپه زیـرعنوان(طلای باختر)تحت نظـر اکادمی علــوم شوروی و موزیم ملی افغانستان درسال ۱۹۸۵ ترتیب میگـــردد.این البــوم تنها در مـوزیم قصر ریاست جمهــوری که فقط دیپلومات ها،مهمانان خارجی وکارمندان ارشد حزبی ودولتی میتوانستند محتوای آنرا مشاهـــــده و مطالعه کنند، قرار داشت. باخروج آخرین سرباز شوروی ازافغانستان در۱۹۸۹ شایعات پخش گردیـــد که گویاقسمت از خوبتــرین آثارمیراث کبیرکوشانیها  توسط قــوای شوروی بمسکو انتقـــال گــردیده است.چیــزی را که اکنـــون رئیس موجوده موزیم کابل آقای مسعـودی تکذیب میکند.این شایعات بخصوص زمانی قوت گرفت که مجاهــدین و خاصتاًطالبان در کابل مستقرگردیدند.گفته میشدکه همۀ آثار بغارت برده شده یا توسط اسپ وقاطــر بدره پنجشیر منتقل گردیده،ذوب ودربازار های خارج بفـروش رسیــده وحتی گفته میشد که بن لادن شخصاً در فــروش آنها دست داشته و مبلغ حاصله از فــروش آنرا صرف اعمــال تروریستی وپیشبــرد جنگها علیه مخالفین طالبان مینماید. این شایعات باعث ایجاد تشویش و دلواپسی های نـزد جامعــۀ باستــان شنــاسی،کارشنـــاسان ودرمجمـوع کسانیکه بمیراث کبــیر میهنی کوشانیها تاجیک ایرانی  علاقمند بــودند گــردید،منجمله نــزد قــومانـدان احمـــدشاه مسعود. شوروی ها مسلماً بعدازاستقـــرارشــان درافغانستان (۱۹۸۹ــ۱۹۷۹)بارها آرزووتمایل شانـــرادرمــورد انتقال این گنجینه بمسکودرسرمیپرورانیدنــد.(امادولت وقت بچنین معاملۀ باآنهاموافقت نمیکرد)،بانــدهای مجاهدین بعدازچوروچپاول دارائی های عامه درشهـرهاوازجمله موزیم کابل درمدت جنگهای داخلی خیال دستیابی به آنهاراداشتند. درمسکو ویکتور سریانیدی هم نسبت این شایعــات ناراحت میگردد اوجــریان رابه ادوارد شیوردنــادزی دفتریونیسکو آقای فیدیریکوـ مایور وزیرخارجه وقت شوروی مفصلاً مینویسد ونامه ای هم عنوانی رئیس  ارسال وضمن آن از یونیسکو تقـــاضا بعمل میاوردتا درزمینه مداخله نموده آثارمتذکره رایا دفتر یونسکو     تسلیم شود ویا بکشور بیطرف موقتاً انتقال نماید

نشنل جیوگرافیک سوسیتی او حتی عکسهای ازین آثار گــرانبهارا در نشــریه منتشروزیر آن چنین مینویسد:(ببینید این آثار حیرت انگیز را! آیا بازدید مجدد آنها نصیب ماخواهــد شد؟ …تاریخ این ها تنها به ایرانها (تاجیکان وپارسها)  ، شوروی ها ، یونــانی ها ارتباط ندارد،بلکه تاریخ همۀ بشــریت است که در صورت غفلت نابود میگردد……………….) شوروی ها تصمیم گـــرفته اند افغــانستان را تــرک بگویند،رئیس جمهور دوکتور نجیب الله درشــــرایط حساس ودشواری مملکت را رهبــری میکند او نخستین شخصیت است که، خطـــری که سـرمــایه ملی وفرهنگ ایران (تاجیکها وپارسها)  راتهدید میکند احساس مینماید. قبل ازبسته شدن موزیم کابل نسبت حملات راکتی مجــاهـدین درسال۱۹۸۹ اوهمه آثــار طـلاتپه راتحت  نظرمستقیم خودش به زیر خانه های بانک مرکزی جایکه ذخیــره طلا مملکت محفــــوظ است منتقل ودر اتاق مخصوصیکه تنها رئیس جمهور صلاحیت بازکردن آنرادارد ،قرار میدهد. رئیس مــوزیم بنــــام افغانستان در سویس که باسکــرتــر امــور خارجه  پول بوشریر دولت سویس در ترکیب یک هئیت بنا بدعوت دوکتور نجیب الله به افغانستان سفــر نموده میگـــویــد: رئیس جمهور نجیب الله ابتدأ آثار فوق العــاده زیبــای را که در داخـل ویتــرین ها درطبقه اول قصـــر ,, ریاست جمهوری بنمایش گذاشته شده بود بما نشان دادوبعداً اومارا بطرف زیــر زمینی رهنمــــائی کــرد آنجا هفت نفر منتظرمابــودندوهرکــدام کلیدی با خــود داشت که بنــوبه داخل قفـــل دروازه میچـــرخانــد وبالاخره دروازه بازگردیدوماتوانستیم ببینیم و عکس برداری نمایم؛ چه شگفت انگیزاست آثارطلاتپه! فکـــر میکنم مانخستین خارجی های بـودیم که اجـــازه دخــول به همچــو محلی رایافتیم حتی شوروی ها هرگـــز نتوانستند این مانع راعبـــور کنند،چـــونکه نجیب الله آثاروعلایم که قصـــد تخـــریب دروازه را داشته بما نشان داد…

 

Sarzamine Aryan - سرزمین آریان © 2016