اخبار فوری : روسیه: اجازه نمی‌دهیم پیکارجویان سوریه را به افغانستان بفرستند

 

 

روسیه: اجازه نمی‌دهیم پیکارجویان سوریه را به افغانستان بفرستند

Image captionلاوروف گفته است ترکیه “کار راحتی” در ادلب ندارد

روسیه گفته است اجازه نخواهد داد در چارچوب توافق با ترکیه برای خودداری از عملیات نظامی در ادلب، پیکارجویان حاضر در سوریه به افغانستان یا کشور دیگری فرستاده شوند.

طبق توافق، ترکیه موافقت کرده نیروهای مسلح مخالف را از پیکارجویان تندرو جدا کند. سازمان ملل متحد، این دسته از پیکارجویان را از جمله گروه‌های تروریستی دانسته است.

هنوز مشخص نیست این دسته از پیکارجویان با چه عاقبتی رو‌به‌رو خواهند شد.

آقای لاوروف گفته است ترکیه “کار راحتی” در ادلب ندارد.

استان ادلب در شمال غرب سوریه، بزرگترین منطقه‌ای است که همچنان در کنترل مخالفان است.

گروه‌های تندرو از جمله پیکارجویان هیئت تحریرشام وابسته به القاعده در نواحی شمال غربی سوریه فعال هستند.

سرگی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه روز گذشته در نشست خبری خود در نیویورک گفت این صحبت مطرح است که این افراد را به نقاط دیگری اعزام کنند. او گفت کشورش اجازه نخواهد داد این افراد به افغانستان یا جای دیگری اعزام شوند.

آقای لاوروف گفت “این غیر قابل قبول است.”

وزیر امور خارجه روسیه گفته است پیکارجویان تندرو یا باید “ریشه‌کن شوند، یا روند قضایی را طی کنند.”

ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان، روسای‌جمهوری روسیه و ترکیه، بر سر ایجاد منطقه غیرنظامی در استان ادلب سوریه به توافق رسیده‌اند.

روسیه گفته است تمام نیروهای جهادی و “تندرو” باید از منطقه غیرنظامی خارج شوند.

سازمان ملل هشدار داده در صورت عملیات گسترده نیروهای دولتی سوریه برای بازپس گیری ادلب، فاجعه‌ای انسانی روی خواهد داد.

آقای لاوروف در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد با محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران و همتای ترک خود دیدار کرد.

اوائل ماه جاری میلادی، روسای جمهوری ایران، روسیه و ترکیه برای مذاکره در مورد وضعیت شهر ادلب در تهران دیدار کردند.

ایران و روسیه حامیان اصلی بشار اسد هستند و ترکیه از گروه‌های مخالف حمایت کرده است.

 

خیانت به امانت ملی ، خیانت ملی است

ماندگار : آقایان اشرف غنی و ضیاالحق امرخیل، پیش از آنکه فردا مبارزات انتخاباتی رسماً کلید بخورد و من درگیر کارزار انتخاباتی شوم، لازم می‌دانم چند نکته را با شما در میان بگذارم.
هیچ یک از شما دو نفر نمی‌توانید انکار کنید که رأی مردم امانت ملی است و خیانت به امانت ملی، خیانت ملی. این گونه است که شما دو نفر، به دلیل خیانت به رأی مردم در انتخابات ۲۰۱۴، از نظر من خایین ملی شناخته ‌می‌شوید.
درست است که در کودتای تقلب ۲۰۱۴، علاوه بر شما دو نفر، یک شبکۀ بزرگ از درون کمیسیون انتخابات شروع تا کارخانه‌های تولیدی رأی، در اجرای کودتای تقلب نقش داشتند و دخیل بودند. اما، شما دو نفر همین گونه که امروز شانه به شانه می‌ایستید و به مردم و رقیبان سیاسی تان پوزخند تحویل می‌دهید و بر زخم مردم نمک می‌پاشید، در کودتای تقلب و خیانت به رای مردم نیز هماهنگ عمل کردید. برای همین لازم می‌دانم با شما بی‌تعارف گپ بزنم.
آقای غنی!
متن حکم‌ات را خواندم. حکم که در آن امرخیل را در بست خارج رتبه، «مشاور ارشد در امور مردمی و سیاسی» مقرر کرده اید.
حالا پرسش این است که وقتی نتیجه خیانت امرخیل با رأی مردم، در چهار سال گذشته مردم را عملاً به خاک سیاه نشانده است و سیاست را به گند کشیده است، در ماموریت جدیدش از او چه انتظار دارید و مردم باید آماده چه وضعیت و آماده مواجهه با کدامین توطیه و شرارت شما باشند؟
عجالتاً این بحث به جای خودش باشد که در چهارسال گذشته تا آنجا که دست تان رسید، علیه سلامت انتخابات پارلمانی توطیه کردید، فرصت سوزی کردید و قانون انتخابات را بار بار نقض کردید. این باشد.
گپ کنونی ام این است که با توجه به وضعیت شکننده و جداً بحرانی که کشور و حکومت نامشروع حکومت وحدت ملی در آن قرار دارد، این بار بازی با اراده سیاسی مردم و دست‌برد زدن به رأی و آراده سیاسی مردم، و کلاً بی‌احترامی به رأی مردم، پیامد تنبه کننده دارد. بدون تردید به سقوط حکومت وحدت ملی منجر خواهد شد. شاخت من از وضعیت شکننده سیاسی کشور و وضعیت فلاکت‌بار حکومت‌داری نامشروع و مفلوکانۀ شما، همین را می‌گوید و همه ما باید متوجه این مساله باشیم.
پرسش دیگر این است، اگر شما از سلامت رأی مردم هراس ندارید و اساساً از داوری ارادۀ سیاسی مردم نمی‌ترسید، با چه توجیه و با کدام وجدان و شرافت در شرایط حساس کنونی که دیواره‌های اعتماد در حال فرو رختن است، امرخیل -این ذغال فروش که هم روی ترا سیاه کرده است و هم روزگار مردم و حال و روز افغانستان را- مشاور ارشد در امور مردمی و سیاسی، مقرر کرده اید؟
به من پاسخ بدهید. از پاسخ فرار نکنید. چون این پرسش‌ها، پرسش بخش بزرگ از مردم و ملت دربه‌در شدۀ افغانستان نیز می‌باشند.
امرخیل و کارنامۀ سیاه و شرم‌آورش در حافظه و وجدان مردم افغانستان فراموش شدنی نیست. فایل‌های صوتی امرخیل حکم جعبه سیاه کودتای تقلب را دارد. حافظه تاریخی مردم سرجایش است. این‌بار، حافظۀ تاریخی مردم جهت دهنده ارادۀ سیاسی مردم است و مسیر رأی مردم را مشخص می‌کند.
مشورۀ من این است که فکر بازی با انتخابات‌های پیش‌رو {انتخابات پارلمانی و انتخابات ریاست‌جمهوری} را از کلۀ تان بیرون کنید. چون این‌بار قصه فرق می‌کند و بی‌تردید گردن نحیف تان را اگر نشکند بدون تردید خم می‌کند.
حالا در پایان این چند نکته، امید وارم وضعیت حساس انتخابات و وضعیت شکنندۀ حکومت وحدت ملی را جدی بگیرید، تا بازی غنی و امرخیل منجر به بحران برای انتخابات‌های پیش رو نشود.
شما و توجه به نکات یاد آوری شده، من و حافظه‌یی تاریخی مردم و داروی مردم!

 

انتخابات، چالش تازه امریکا در افغانستان

۸ صبح : پس از اداره موقت و انتقالی و به میان آمدن فضای باز سیاسی، افغانستان چندین دور انتخابات‌های ریاست جمهوری، پارلمانی و شوراهای ولایتی را تجربه کرده است. در کنار سایر کشورها و نهادهای کمک کننده ایالات متحده امریکا نقش تأثیرگذار و برجسته را در این روند بازی کرده است. مردم و کشورهای دخیل در تحولات و تغییرات قضایای افغانستان چالش‌ها و دست‌آوردهای دموکراتیک را پیروزی و شکست امریکا در افغانستان می‌پندارند. آن‌چه که از آن به عنوان دست‌آوردهای در حوزه‌ی دموکراسی و مردم‌سالاری در افغانستان یاد می‌شود محصول و معلول سیاست‌های امریکا در این کشور است. همین طور بدنامی انتخابات ۲۰۱۴ که منجر به ایجاد حکومت وحدت ملی به وساطت وزیر خارجه‌ی امریکا، در افغانستان گردید، بر می‌گردد به ناکامی‌های امریکا در افغانستان. پس از تشکیل حکومت وحدت ملی، مردم افغانستان به آوردن اصلاحات و تغییرات گسترده‌ی انتخاباتی به دخالت امریکا به مثابه تمویل کننده پروسه، مولد حکومت وحدت ملی و پشتی‌بان و حمایت کننده دموکراسی در افغانستان خوش‌بین بودند.

چالش‌های انتخاباتی برای امریکا در افغانستان از زمانی آغاز شد که توافق‌نامه‌ی حکومت وحدت ملی به گونه‌ی درست تطبیق نشد و هر دو تیم تشکل کننده حکومت وحدت ملی از عملی شدن اصلاحات انتخاباتی به قول معروف فرار شاعرانه کردند. اصلاحات نظام انتخاباتی یکی از مواد اساسی توافق‌نامه سیاسی تشکیل حکومت وحدت ملی بود. ایالات متحده امریکا به مثابه دخیل در قضیه افغانستان که نقش برجسته و تأثیرگذار را بازی می‌کند از آن به صورت دقیق نظارت نکرد. انتخابات افغانستان امریکا را به چالش‌های جدی‌تر روبه‌رو خواهد ساخت. در پیوند به آن می‌شود علت اختلافات و بازنگری تفاهم‌نامه امنیتی افغانستان با ایالات متحده امریکا را در روزهای اخیر به موضوعات انتخاباتی مرتبط دانست. از آن‌جایی که مردم افغانستان، جریان‌ها، احزاب و چهره‌های نخبه سیاسی یگانه راه بیرون رفت از بحران موجود را برگزاری انتخابات شفاف، عادلانه و قابل قبول برای مردمان این سرزمین می‌دانند و حلقه‌ی ارگ یعنی افراد نزدیک به اشرف غنی در پی مهندسی انتخابات برآمده‌اند، شاید اولین بار در تاریخ انتخابات کشور باشد که حکومت به گونه واضح مداخله دارد و در این زمینه راه‌اندازی جلسات مهم مربوط انتخابات در ارگ، تعیین فاضل فضلی مشاور ویژه رییس جمهور در امور انتخابات، بر طرفی رییس قبلی کمیسیون و رییس دبیرخانه‌ی کمیسیون انتخابات بدون در نظر گرفتن قانون انتخابات همه مواردی اند که می‌توان آن‌ها را به عنوان مدیریت انتخابات توسط ارگ یاد کرد. با این حساب، انتخابات پارلمانی و ریاست‌جمهوری پیش‌رو با توجه به نارضایتی‌های وسیع مردم و نخبه‌گان سیاسی به چالش جدی برای امریکا در افغانستان خوانده می‌شود و این نگرانی هر روز جدی و شدیدتر می‌گردد. رییس‌جمهور غنی در آخرین مورد دست به تصمیم حذف یک تعداد از چهره‌ها در انتخابات پارلمانی زده است که آنان در تقویت دموکراسی‌سازی طی ۱۳سال اخیر نقش برازنده و مهم داشته‌اند. با اقدامات از این دست بدبینی‌ها نسبت به غنی هر روز رو به افزایش است. جالب‌تر این که غنی به حیث رییس حکومت وحدت ملی شعار حمایت از اصلاحات را به حیث وسیله مشروعیت سیاسی خود مطرح کرده است، اما هر دو این پروسه به شدت سلیقه‌ای پیش می‌رود. در بخش حمایت از زنان، تنها زنانی حمایت می‌شوند که مربوط تبار و تیم اشرف غنی هستند، این شیوه حمایت گزینشی اشرف غنی روند مشارکت واقعی زنان را کم‌معنا و دچار تناقض کرده است. از جانب دیگر در آجندای اصلاح حکومت‌داری و مبارزه با فساد نیز پارادوکس جدی وجود دارد، آجندا اصلاحاتی که اشرف غنی به جهانیان تحت نام مبارزه با فساد، از بین بردن جزیره‌های کوچک قدرت و ساخت سیستم اداری جوان‌محور برای جهانیان دل‌چسب و پر خریدار است، ولی در داخل کشور تحت نام آجندای اصلاحات اشرف غنی، عملاً به سرکوب و در حاشیه راندن چهره‌های تأثیر‌گذار و با برنامه‌ی سیاسی پرداخته است. روش تحمل‌ناپذیری در برابر دیگران، اشرف غنی را به چهره‌ای به شدت خودمحور و تبعیض‌گرا در داخل کشور معرفی کرده است. این موضوع می‌تواند نگرانی از مهندسی‌شدن انتخابات به نفع تیم حاکم را به یک واقعیت بدل کند.

این حالی ست که در مورد کمیسیون‌های انتخاباتی افغانستان اتهامات فساد مالی، زمینه‌سازی تقلب سازمان‌یافته، حذف سیاسی نخبه‌گان سیاسی از صحنه رقابت، فراهم نکردن بستر نظارت نهادهای جامعه‌ی مدنی و انتخاباتی، از تصمیم‌گیری‌های کمیسیون وارد است. آن‌چه که نظام‌های دموکراتیک را از دیگر نظام‌ها متمایز می‌سازد، مؤلفه‌های دموکراسی است که انتخابات بدنه‌ی اصلی یا ستون مردم‌سالاری است. انتخابات دارای ویژه‌گی‌هایی چون مشارکت، عادلانه، سری، نظارت، شفافیت، همه‌شمول و. . . . را در خود جای داده است، ویژه‌گی‌هایی که در هر دو انتخابات پیش رو دیده نمی‌شود، بلکه سندها و مدارکی که نشان دهنده تقلب سازمان یافته است، هر روز بیرون می‌شود.

تلفات نیروهای نظامی و غیرنظامیان، سقوط مناطق مختلف به دست دشمن و گسترش ساحات بیش‌تر به دست مخالفان نظام، کاهش نرخ ارز افغانی در برابر دالر، افزایش شمار شهروندان زیر خط فقر، کاهش سرمایه‌گذاری، موجودیت فساد گسترده‌ی مالی از ارگ تا پایین‌ترین سطح ادارات حکومتی، ترور فزیکی و سیاسی منتقدان نظام، ناکامی و نارضایتی‌های اقوام از توزیع شناس‌نامه‌های برقی، مشارکت ناعادلانه‌ی اقوام در قدرت سیاسی، برخورد ناسالم رییس‌جمهور با کابینه و شریکان حکومت وحدت ملی و … از مواردی اند که از طریق انتقال قدرت سیاسی، آن هم انتخابات برطرف می‌شود. تنها امید، انتخابات است، اما ادامه‌ی همین روند، امریکا و متحدانش را در روند دموکراسی در افغانستان به ناکامی خواهد کشانید.

 

نادرستي هاي گزارش شش ماهه واشنگتن،

ناکارآمدي تلاش آمريکا براي امنيت افغانستان

به گزارش سرويس بين الملل خبرگزاري صدا وسيما، وزارت دفاع آمریکا گزارش خود درباره تقویت ثبات و امنیت در افغانستان را در ژوئیه گذشته (تیر ماه ) به کنگره ارائه کرد. این گزارش هر شش ماه یکبار تهیه و ارائه می شود.
این گزارش با عنوان”پیشبرد امنیت و ثبات در افغانستان”ارائه شد.
چند هفته پس از وقایع سپتامبر 2001، عملیات نظامی آمریکا و متحدانش – با مجوز شورای امنیت سازمان ملل- آغاز و چارچوبی از یک شبه پارادایم با شاخص”بحران تروریسم” در روابط بین الملل شکل گرفت.
محور اصلی کنفرانس های بین المللی بعدی در خصوص این رخدادها ، تلاش برای تدوین چارچوبی برای “توزیع مسئولیت بین المللی میان دولت ها” برای همبندی بیشتر در رویه های مقابله با تروریسم بود.

نقش واشنگتن
طی حدود 16 سال از این رخدادها، بسیاری از گزارش ها و اطلاعات مطرح شده به طور قاطعی، نقش قوای آمریکا در تقویت امنیت و سرکوب عوامل ترور و خشونت را برجسته کرده اند. برای نمونه آخرین گزارش شش ماهه پنتاگون در خصوص افغانستان را بررسی می کنیم.
“رویدادها از یکم ماه دسامبر تا سی و یکم ماه مه را تحت پوشش قرار داده است، در راستای الزامات مرتبط با بند 1225 قانون اختیارات دفاعی ملی سال مالی دو هزار و پانزده، -که طی بندهای 1231 و 1531 سال مالی 2016 و 2017 اصلاح شد- ارائه شده است.
مقامات با صدور بیانیه ای با اعلام خبر ارائه این گزارش اعلام کردند: هدف ما در افغانستان همچنان ممانعت از تبدیل شدن این کشور به پناهگاهی امن برای گروه های تروریستی است که می توانند حملاتی را علیه آمریکا یا هم پیمانان ما و شهروندان مستقر در خارج، برنامه ریزی و اجرایی کنند.” آنها همچنین اعلام کردند:”به منظور محقق شدن چنین امری، ما همچنان به حمایت از افغانستان و آموزش، ارائه مشاوره و کمک به ارتش و نیروهای پلیس این کشور ادامه می دهیم.

.”https://www.defense.gov/News/Article/Article/1566410/dod-releases-report-on-enhancing-security-stability-in-afghanistan/

دوره تهیه این گزارش شامل نخستین فصل نبرد بر اساس راهبرد اعلام شده از سوی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در جنوب آسیاست که در ماه اوت 2017 اعلام شد.
مقامات اعلام کردند در ماه فوریه2018 فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، افغانستان را در کانون تلاش های اصلی اش قرار داد و کمک های نظامی اضافی همانند تجهیزات اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی، پشتیبانی هوایی، و تجهیزات پزشکی در اختیار این کشور قرار داد تا به نیروی دفاع ملی و همچنین نیروهای امنیتی این کشور و ائتلاف کمک کند.

راه حل سیاسی به جاي تقويت امنيت !
در بیانیه پنتاگون همچنین آمده است: دارایی ها و مجوزها برای اجرای راهبرد جنوب آسیا در افغانستان در حال حاضر مهیاست و این اقدامات سبب ایجاد خوش بینی در دولت افغانستان و نیروهای امنیتی و دفاعی افغان در این باره می شود چرا که طی آن امکان دست یابی به یک راه حل سیاسی با طالبان وجود دارد.”
این گزارش می افزاید:”بخشی از تلاش های واشنگتن همان اعمال فشارهای مداوم سیاسی علیه طالبان است، آنهم به منظور از بین بردن استراتژی آنها مبنی بر اینکه می توان با توسل به درگیری های خشونت آمیز به اهداف خود دست پیدا کنند.

این در حالی است که اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان در دومین کنفرانس صلح کابل که در ماه فوریه برگزار شد، پیشنهاد برگزاری مذاکرات بدون پیش شرط را به گروه طالبان مطرح کرد. این یک ابتکار عمل محسوب می شود که احتمالا سبب باز شدن درها برای برگزاری مذاکراتی واقعی بین دولت افغانستان و گروه طالبان می شود.
همچنین بیانیه پنتاگون ضمن اشاره به اینکه نیروهای افغان همچنان کنترل همه مراکز استانی را در دست دارند، تاکید می کند که تلاش های طالبان را برای تحت کنترل در آوردن مرکز استان فراه در ماه مه با شکست مواجه کردند.
در این خصوص، برخی کارشناسان می گویند عملیات نیروهای امنیتی ویژه افغان و همچنین عملیات نیروهای خارجی نشان دهنده تاکتیک های فزاینده افغان ها و توانایی عملیاتی آنها در میدان جنگ است.

گزارش شش ماهه و ادامه ناامني ها در افغانستان !
برنامه ها و استراتژی های آمریکا بدون درک شرایط داخلی افغانستان و نیروهای سیاسی در آن به اجرا در آمده که نتایج قابل ملاحظه ای نداشته است. ناتو در افغانستان در همان حال که با درگیری های داخلی از سوی 20 گروه تروریستی و خشونت طلب از جمله داعش و طالبان روبرو است هنوز نتوانسته است به معنای واقعی ملت –دولت را در این کشور عملی نماید.
در واقع افغانستان به عنوان کشوری قوم محور شناخته می شود که با چالشهای امنیتی قومی روبرو است .
علاوه براین افغانستان همچنان با چالش کشت خشخاش و تولید مواد مخدر در اشکال سنتی و صنعتی روبرو است که امنیت ملی و اجتماعی این کشور و همچنین کشورهای منطقه را به مخاطره می اندازد .
افغانستان در ابعاد منطقه ای با پاکستان دارای روابط تنش آلود است که ناشی از اختلافات کابل و اسلام آباد برسر خط فرضی دیورند ،حمایت از گروههای تروریستی و خشونت طلب ،احداث سد در افغانستان و ایجاد بحران آب در پاکستان ،ادامه فعالیت طالبان و درخواست دولت افغانستان از پاکستان برای ترغیب این گروه برای نشستن پشت میز مذاکرات صلح افغانستان و آنچه این کشور مداخلات اسلام آباد در امور داخلی افغانستان می داند، چالشهای این کشور محسوب می شوند.

اوجگيري بحران انساني
همين هفته وزارت امور مهاجرین افغانستان اعلام کرد: بیش از چهار میلیون افغان هم اکنون به کمک های فوری نیاز دارند.
مسئولان اين وزارتخانه، شمار افراد نیازمند به کمک را چهار میلیون و دویست هزار نفر اعلام کردند و اينکه برای رسیدگی به وضعیت اقتصادی این افراد به کمک های بیشتر جامعه بین المللی نیاز است.
اين منابع مي گويند از آغاز سال جاری میلادی تاکنون بیش از سیصد هزار نفر در افغانستان به علت جنگ و خشکسالی از خانه های خود آواره شده اند.
به موازات تلاش هاي بي نتيجه نظاميان ناتو بخصوص آمريکا در گسترش پوشش هاي امنيتي درکابل و ديگر شهرهاي اصلي افغانستان، ناامني ها در حال نهادينه شدن است.
اين در حاليست که سازمان ملل متحد در آخرين گزارش خود در اوت 2018، شمار آوارگان خشکسالی در استان های غربی افغانستان را بیش از دویست و پنجاه هزار نفر اعلام کرد.
جنبه ديگر بحران آنست که وزارت امور مهاجرین افغانستان اعلام کرده در چهار سال اخیر سه میلیون افغان به علت جنگ و خشکسالی از روستاهای شان آواره شده اما دو میلیون از آنها به مناطق اصلی شان برگشته‌اند.

 

دا څــوک دی؟ داکتر نجیب‌الله رییس‌جمهور سابق افغانستان چه‌گونه کشته شد؟

ماندگار : حوالی ساعت ۵ عصرِ ۵ میزان سال ۱۳۷۵ خورشیدی، وضعیت کابل و جبهات دولت چندان قناعت‌بخش نبود. راکت از چندسو به کابل اصابت می‌کرد. شفاخانه‌های دولتی کابل-وزیرمحمد اکبرخان، چهارصد بستر و شفاخانۀ اطفال اندراگاندی در کابل، از زخمی‌ها پُر بودند.
حوالی ساعت ۵ عصر روز ۵ میزان ۱۳۷۵ به‌خاطر دیدن شاه‌محمد یک‌تن از خویشاوندانِ ما که در جنگ رویارو با طالبان زخمی شده بود، همراه با داکتر عبدالودود مهران به شفاخانۀ ۴۰۰ بستر رفتیم و بعد از دیدن مریض- ممکن حدود یک‌ساعت را در بر گرفت. زمانی که از شفاخانه بیرون شدیم، وضعیت کابل – کاملاً دگرگون معلوم می‌شد. هرچند کابل از مدت‌ها بود که زیر راکت‌باران شدید حزب اسلامی گلبدین حکمتیار قرار داشت، اما ۵ میزان گونۀ دیگری داشت جاده‌ها از عبور و مرور مردم خالی بود، از ترانسپورت شهر و موترهای تکسی خبری نبود، به ندرت موتر در فاصله چند دقیقه آن‌هم با شتاب از جادۀ میدان هوایی می‌گذشت، از قراین معلوم می‌شد که چیزی مهمی در کابل درحال آبستن است؛ سکوت کابل را تنها صدای انفجار راکت ها بود که می‌شکستاند. من و داکتر عبدالودود مهران، به عجله از شفاخانه برآمده و در موتری سوار شده و جانب کارتۀ پروان حرکت کردیم، شام شد من به خانه رسیدم. تبصره‌های گوناگون از مردم عادی و حتی دکان‌داران سر کوچه شنیده می‌شد، هوا رو به تاریکی می‌رفت، با تاریکی هوا صدای انفجارها نیز کم شد و از خانۀ ما که در بلندی کارتۀ پروان واقع بود، ظاهراً شهر کابل طوری معلوم می‌شد که شهر در آرامشی فرو رفته است، اما این آرامش کوتاه، در پی خود توفانی داشت که در بیش از چهارسال شقاوت و ظلم فاتحان جاهل، تر و خشک این جامعه را سوختاند. هرلحظه گپ‌های نو و هراسناکی به‌گوش می‌رسید، همه‌اش از جنگ بود و زخمی‌شدن‌ها و عقب‌نشینی. هنور از آمدنم به خانه لحظاتی نگذشته بود که دروازۀ خانه ما تک تک شد، به شتاب رفتم و در را باز کردم، برادرم عزیزالله ایما را دیدم که مغموم و سکوت وارد خانه شد. او به خانواده دستور داد تا آمادۀ رفتن جانب پنجشیر باشند؛ پرسیدم چه گپ است، ابتدا حرفی نزد و اما بعد از سکوت مختصری گفت: طالبان در حال اشغال پایتخت‌اند. باورم نمی‌شد، گفتم مگر در چهارسال ما کم از سقوط و سقوط شنیده بودیم، شاید این‌بار نیز چنین باشد و ممکن تبلیغات دشمن باشد. اما نی این‌بار جدی همه‌چیز درحال فروپاشی بود. ایما گفت: بلی گپ خلاص است، مسعود به همه قطعات دستور عقب‌نشینی از کابل را داده است، شاید تا چندساعت دیگر طالبان وارد کابل شوند و ما باید این شهر را ترک کنیم. پرسیدم نیروها کجا عقب خواهد رفت، برادرم گفت: نمی‌دانم شاید پشت کوتل و یاهم جبل السراج و جایی دیگری. راستی گیچ و متردد بودم، با خود گفتم: سرنوشت ما چه خواهد شد؟ هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که این‌گونه به راحتی طالبان وارد کابل شوند، زیرا در چهارسال دفاع از کابل در وجب به وجب این خاک جوانان زیادی خون داده بودند؛ اما توطیه و دسیسۀ خیلی بزرگ بود و بالاتر از تصور مردم عادی، طوری‌که طالبان و پاکستانی‌ها، در نظر داشتند تا از راه سروبی-تگاب در قسمت پشت کابل دور خورده و مدافعین شهر را در کابل محاصره قرار داده و جنگ را کوچه به کوچه بکشانند. این پلان به‌وسیلۀ استخبارات احمدشاه مسعود کشف و همان شد که مسعود در نهایت فرمان عقب‌نشینی نیروهای خود را صادر کند و بعد از چاشت ۵میزان ۱۳۷۵ خورشیدی، تا ساعت ۱۰شب تمام نیروهای نظامی دولتی از کوتل خیرخانه گذشتند. اما در دیگر مناطق چه می‌گذشت؟ گروپی از طالبان و پاکستانی‌ها بعد از تخلیۀ کابل داخل شهر شده و مستقیم وارد ارگ شدند و یک گروه مجهز با چندین‌موتر جانب دفتر سازمان ملل متحد رفته و داکتر نجیب‌الله رییس‌جمهور سابق افغانستان را از مهمان‌خانۀ سازمان کشیده و در موتر سوار کرده و به ارگ انتقال می‌دهند، قرار اطلاعات تایید ناشده بعد از حدود دوساعت گفت‌وگو با داکتر نجیب‌الله بالاخره موصوف را از ارگ کشیده و در جادۀ عمومی مقابل ارگ از موتر پیاده می‌کنند. به قول صوفی دل‌آغا یک‌تن از دوستانم که در عقب مسجد پل خشتی دکان چای‌فروشی داشت گفت:»حوالی ساعت یازدۀ شب منطقۀ ما سکوت مطلق بود، در هیچ کوچه‌یی صدای موتر شنیده نمی‌شد، اما در سرک لیسۀ امانی و چهارراهی آریانا و ارگ، موترها به‌شدت در حال رفت و آمد بودند .صوفی دل‌آغا که در منطقۀ شش‌درک کابل نزدیک ارگ خانه دارد، گفت: ما در بام خانه بالا شده بودیم، همه‍‌جا خاموشی بود و تنها صدای تردد موترها از سرک لیسۀ امانی شنیده می‌شد.
من و برادرانم در بام خانه نگران وضعیت بودیم که چه می‌شود. در همین اثنا صدای «غال‌مغال» تعدادی از آدم‌ها که گپ‌های‌شان واضح نبود، از استقامت چهارراهی آریانا بلند شد. صدا بعدتر مشخص‌تر شد، آدم بزرگی به ‌صدای بم (غور) با تعدادی دعوا داشت، صدا بلند و بلندتر شد و بعد صدای کشمکش و صداهای زیادی به‌ گوش رسید و بعد آن صدای چیغ و فریادهای بلندی شنیده شد. ما نفس خود را در سینه حبس کرده بودیم. بار دیگر صدای نعره‌های بلندی به‌گوش رسید، فکر می‌شد که طالبان کسی را در این نیمه‌شب جزا می‌دهند؛ موترهای دیگری نیز به این ساحه رسیدند، چراغ‌های روشنی به نظر ما رسید و بار دیگر دعوا بلند شد و چیغ آدم کلانی به‌گوش رسید و بعدتر صدای فیر مرمی و لحظه‌یی بعد سکوت مطلق فضا را پیچاند. موترها از ساحه دور شدند و درگیری پایان یافت. صوفی گفت: صبح وقتی به چهارراهی آریانا رسیدیم، دیدیم که دو تن از مردان به دار زده شده‌اند. متوجه شدم که «داکتر نجیب‌الله و برادرش احمدزی بودند.» من (رحمت الله بیگانه) حوالی ساعت ۹ صبح با بایسکل جانب رادیو تلویزیون دولتی روان شدم. در راه همکارانم را دیدم که شب ۵ میزان را در تلویزیون گذشتانده بودند. آن‌ها از هول و وحشت شب گذشته به من قصه کردند و گفتند که خوب شد خودت نبودی. آن‌ها گفتند طالبان در شب داکتر نجیب‌الله رییس‌جمهور را از دفتر سازمان ملل متحد کشیده و در چهارراهی آریانا اعدام کردند. این خبر برایم جالب بود، داکتر نجیب‌الله اگر مجرم هم بود، باید محکمه می‌شد و چرا این‌گونه اعدام صحرایی!؟ چرا چنین شد!؟ به‌ هرصورت دوستانم را ترک کردم و کنجکاو شدم. با بایسکل جانب چهارراهی آریانا و لیسۀ امانی حرکت کردم. نزدیک لیسۀ امانی که رسیدم، دیدم که مردم زیادی جانب چهارراهی هوتل آریانا روان بودند. در همین سرک قطار موتر‌های داتسُن را نیز دیدم که طالبان با موهای ژولیده و دراز و موترهایی که بالای ماشین و قسمت بام آن گِل‌آلود شده بود، دیده می‌شدند. در پشت این داتسُن‌ها لحاف و دوشک و دیگ بخار هم موجود بود. به چهارراهی آریانا نزدیک غرفۀ ترافیک رسیدم. چشمم به غرفۀ ترافیک ـ جایی‌که داکتر نجیب‌الله چندسال پیش پاکستانی‌ها را از آن‌جا در گردهمایی بزرگی اخطار داده بود ـ رسیدم. گردِ غرفۀ ترافیک که به‌صورت سمنتی و بلند ساخته شده بود، افراد مسلح و مردم عادی جمع بودند. دو نفر توسط ریسمان در غرفه آویزان معلوم می‌شد، چهرۀ داکتر نجیب‌الله به‌خوبی قابل رؤیت نبود، بروت‌هایش سفید شده بود، به‌وسیلۀ طنابی از قسمت شانه‌ها به پایه‌های برج ترافیک آویزان شده بود. دست چپ و راستش از دو جا شکسته معلوم می‌شد. طالبان در پنجه‌های دست راستش سگرت ناسوخته را مانده بودند. شقیقۀ طرف چپ داکتر نجیب‌الله شکاف بزرگی داشت، خون او هنوز تازه به نظر می‌رسید. تفنگ‌داران زیادی دور و برش بودند. دیدن این صحنۀ وحشتناک روان آدم‌ها را سخت آسیب می‌رساند. طالبان جوان تفنگ‌به‌شانه گروه گروه به دیدن آن صحنۀ تماشایی می‌آمدند، آن‌ها از مردم می‌پرسیدند «دا څوکدی؟»
برای من هم تعجب‌انگیز بود، داکتر نجیب‌الله به آسانی قابل تشخیص نبود؛ زیرا با آن دستان شکسته، تنبان پاره پاره و لباس کنده، به‌آسانی آدم باور نمی‌کرد که رییس‌جمهوری افغانستان این‌گونه شود. در پهلوی داکتر نجیب‌الله پسر جوانی‌ که با جمپر و پتلون کاوبای، موی و روی آراسته از حلق توسط ریسمان آویزان دیده می‌شد، هیچ آثار شکنجه به سر و صورتش دیده نمی‌شد. مردم می‌گفتند همین‌که پاکستانی‌ها و طالبان داکتر نجیب‌الله را عذاب‌کُش کردند، بدون درنگ پُشت برادرش احمدزی رفتند او بعد از گرفتاری سکته کرده بود.
با دیدن این صحنه‌های هول‌انگیز و تراژید و محکمۀ صحرایی، آدم به فکر جنگل و وحشت انسان‌ها می‌شد. کابل در آن روز نحس، روز ششم میزان سال ۱۳۷۵ خورشیدی، کاملاً چهره عوض کرده بود؛ مصونیت از همه‌جا رخت بسته بود و حس حقارت در وجود تک تک شهریان کابل زبانه می‌کشید، در واقع مردم افغانستان و مخصوصن کابلیان، بیش از چهارسال حاکمیت طالبان را در سیاهی، بی‌ثباتی و زندان واقعی گذشتاندند.
آرزو دارم که آن ‌روزهای سیاه و نحس و تاریک، دیگر در پیش چشمان هیچ انسانی تکرار نشود!

 

اخبار و اطلاعات مربوط به تقویت مواضع داعش در افغانستان صحت ندارد

«اسلام کورایف» کارشناس مسائل سیاسی قزاقستان در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در بیشکک درباره تقویت مواضع داعش در افغانستان اظهار داشت: رسانه‌های محلی در انعکاس تحولات در افغانستان تأخیر دارند و اطلاعات درباره تقویت مواضع داعش صحت ندارد.

وی در ابتدا تصریح کرد: جنگ جدید سرمایه بزرگی می‌خواهد و به نفع کشورهای تولید کننده سلاح می‌باشد و به نظر من تهدیدات جدی برای آسیای مرکزی از طرف افغانستان وجود ندارد.

این کارشناس ادامه داد: اول باید درک کرد چه قدرت‌هایی در افغانستان با یکدیگر به رقابت می‌پردازند و «طالبان» بیش از 60 درصد کشور را تحت کنترل خود دارد در حالی که دولت رسمی با حمایت آمریکا مناطق استراتژیک همراه با شهرهایی نظیر «کابل» را در اختیار دارد.

کورایف گفت: داعش یک سازمان بسیار ضعیف در منطقه شرقی موسوم به «ننگرهار» دارد و توانایی برای حرکت ندارد زیرا در دیگر استان‌ها شبه‌نظامیان داعش از طالبان شکست خوردند.

کارشناس قزاق اظهار داشت: طالبان از حمایت قابل توجه مردم افغانستان برخوردار است و آنان در مقایسه با داعش هدف گسترش عقاید افراطی و اشغال کشورهای همسایه را ندارد.

وی خاطر نشان کرد: بی‌ثباتی، تشدید مسائل قومی و به طور کلی وخامت وضعیت افغانستان به نفع ابر قدرت‌ها است.

کورایف تصریح کرد: همینطور که گفته شد داعش شکست محکمی از طالبان خورد و آنان چشم‌انداز پررنگی برای تقویت مواضع خود در افغانستان ندارند و حتی شبه‌نظامیان کم تعداد داعش به زودی نابود می‌شود.

کارشناس قزاق تأکید کرد: در رسانه‌ها اطلاعاتی درباره پیروزی‌های داعش منتشر شد اما منابع اطلاعات منطقه‌ای برای چند روز و حتی یک ماه در انعکاس اتفاقات تأخیر می‌کنند و در دیگر موارد رسانه‌ها تعمدا دروغ را گسترش می‌دهند در حالی که وضعیت امنیتی افغانستان نسبتا بهتر شده است.

کورایف گفت: کارشناسان درباره انتقال داعش از خاورمیانه به افغانستان و آسیای مرکزی سخن می‌گفتند اما ما شاهد این هستیم که داعش همراه با حامیان بزرگ خود توانایی کافی برای برآوردن آن اهداف در افغانستان را ندارد.

وی ادامه داد: در حال حاضر آن کارشناسان هنگام سخنرانی درباره تهدیدات منطقه‌ای نام‌های معینی از سازمان‌های تروریستی یا افراطی نمی‌آورند.

این کارشناس افزود: حمله مستقیم به مرزهای آسیای مرکزی ناممکن است و حامیان سازمان‌های تروریستی نیز علاقمند به ایجاد چنین وضعیتی نیستند ضمن اینکه امروز برای ایجاد بی‌ثباتی ورود آهسته به سیستم مالی کشورها نیاز است.

کورایف در پایان گفت: از لحاظ امکانات نظامی کشورهای آسیای مرکزی توانایی کافی برای دفاع از مرزها را دارند و باید توجه بیشتری به بهبود وضعیت بخش اجتماعی- اقتصادی کرد بنابراین کشورهای منطقه باید بر توسعه اقتصاد ملی متمرکز شوند.

 

 

افزایش خودکشی در بین نظامیان آمریکایی

به گزارش خبرگزاري صداوسيما به نقل از خبرگزاری اسپوتنیک؛ ­داده های آماری وزارت امور کهنه سربازان آمریکا نشان می دهد میزان خودکشی در میان نظامیان جوان سن 18 تا 34 ساله از سال 2015 تا 2016 افرایش چشمگیری داشته است و در سال 2016 از هر 100 هزار نظامی این رده سنی 45 نفر خودکشی کردند.

در گزارش آماری وزارت امور کهنه سربازان آمریکا درباره داده های آمار ملی خودکشی آمده است که در سال 2015 از هر 100 هزار نفر میانگین 40.4 نظامی بین سنین 18 تا 34 سال خودکشی کردند و این میزان در سال 2016 افزایش یافت بگونه ای که در این سال از هر 100 هزار نفر 45 نفر خودکشی کردند. این میزان نشان می دهد که در سال 2016 میلادی 0.045 درصد از نظامیان این رده سنی دست به خودکشی زدند.

«پل ریکهاف» بنیانگذار امور کهنه سربازان آمریکایی در عراق و افغانستان در این باره به روزنامه نظامی آمریکایی استارز اند استرایپس (Stars & Stripes) گفت: اینها حکایتی است که ما شاهد آن بوده ایم. این موجی است که ما سالها شاهد آن هستیم و سعی داریم زنگ هشدار را به صدا درآوریم.

گزارش های رسانه ای حاکی از آن است، نرخ خودکشی در میان کهنه سربازان زن آمریکایی نیز از سال 2015 تا 2016 افزایش یافته است و این میزان نسبت به زنان غیرنظامی 1.8 برابر بیشتر است. درحالی که این میزان در کل شاید زیاد به نظر نرسد، و علیرغم این واقعیت که آنها  تنها 8 درصد کل جمعیت آمریکا را شامل می شوند اما 14 درصد کل خودکشی ها در آمریکا در سال 2016 به کهنه سربازان تعلق داشت. بین سالهای 2008 تا 2016 هر سال بیش از 6 هزار کهنه سرباز آمریکایی خودکشی کردند.

در ادامه این گزارش آماری آمده است: از آنجا که بسیاری از سربازان از خدمات و مزایای کهنه سربازی استفاده نمی کنند، ما باید شبکه هایی از پشتیبانی، ارتباطی و مراقبتی در سراسر جوامعی که کهنه سربازان زندگی می کنند و پرورش می یابند، ایجاد کنیم. اداره امور کهنه سربازان به تنهایی قادر به پاسخگویی به این بحران “فوری” نیست .

 

 

ترامپ، حقیقت نگاه آمریکا به افغانستان را آشکار کرد

«دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا در سخنرانی دیروز خود در هفتاد و سومین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد حقیقت انگیزه و اهداف سیاستمداران آن کشور را از شعار مبارزه با تروریست به وضوح بیان کرد و نشان داد که افغانستان در این نگاه هیچ جایگاهی جز پل ندارد.

به گزارش ایرنا ، وقتی رئیس جمهوری آمریکا در سخنرانی خود بین مقامات ارشد دولت های جهان در سازمان ملل هیچ اشاره ای به افغانستان و مشکلات آن نمی کند و به جای آن به ایران که نخستین کشور یاری کننده افغانستان در مبارزه با سلطه گروه تروریستی طالبان است، هجمه کلامی می برد ، دیگر نقابی برای فهم چهره حقیقت نمی ماند.
ترامپ با تاکید چندباره بر خود محوری کشورش در امر تامین منافع در عرصه بین المللی گفت که کمک‌های آمریکا به کشورها و نهادهای مختلف از این پس با دقت انجام می شود و تنها به کشورهایی کمک می‌کنیم که مشخص کنند تا چه اندازه منافع ما را تامین و از ما حمایت می کنند.
بدیهی است ، وجود چنین نگاهی می تواند همه فرآیندهای ناظر بر حضور نظامیان آمریکا را در افغانستان و ادعای مبارزه با تروریست و روش های گزینشی آمریکا در تعریف دوست و دشمن را تبیین کند و بازگو نماید که چرا مشکل امنیت در افغانستان با کمک چند میلیارد دلاری آمریکا حل نمی شود.
البته ترامپ را باید چهره بی نقاب آمریکا دانست و پیش از او نیز همین تفکرات و سیاست ها در کاخ سفید جریان داشت اما او این پرده را کنار زده است و فرصتی ایجاد نموده تا جهانیان نگاهی بی مانع به رویکردهای سیاستمداران آمریکا نسب به جهان پیرامون بیاندازند.
رئیس جمهور آمریکا به اشکال مختلف بارها گفته است که تنها منافع آمریکا برایش مهم است و از دیگران هم خواسته که مانند او برای مردم و کشور خودشان فکر کنند.
هرچند رهبران گذشته آمریکا نیز بهتر از ترامپ در مسائل جهانی ، حقوق بشر و تروریسم عمل نکردند اما حداقل سلف ترامپ این خواسته ها را بطور پنهانی و با پوشش های زیبایی مانند مردم سالاری ، حقوق بشر ، مبارزه با فقر و امثال آن افکار عمومی جهان را بازی می دادند.
وقتی ترامپ می گوید که آمریکایی ها در گذشته با شمار زیادی از کشورهای جهان همکاری کرده اند اما آن کشورها به آمریکا چیزی نداده اند و در آینده وی چنین کاری نخواهد کرد باید دانست که او در هر همه مسائل جهانی با نگاه تجاری وارد می شود.
وی دیروز گفت که از شورای حقوق بشرسازمان ملل به دلیل عدم اعمال اصلاحات مورد نظر آمریکا خارج شده و تا زمانی که خواسته های او برآورده نشود، دوباره به آن باز نخواهد گشت و همین دلیل را برای دادگاه لاهه نیز بیان کرد که این سخنان ضمن این که یک جانبه نگری آمریکا را نشان می دهد، بیانگرعمق نگاه سیاستمداران آن کشور به موضوعاتی مانند قوانین بین المللی ، قانونمداری و حقوق بشر است.
هنگامی که این سخنان و عقاید مقام ارشد آمریکا را مرور می کنیم و سپس نگاهی به گره کور امنیت و صلح در افغانستان پس از نزدیک به دو دهه حضور نظامیان آمریکایی و همپیمانانش می اندازیم بهتر متوجه وجود استخوانی در لای زخم می شویم.
آمریکا بیش از 17 سال است به بهانه مبارزه با تروریسم و قاچاق مواد مخدر به عنوان منبع درآمد آنها و دادن رفاه به مردم ، وارد افغانستان شده است و امروز به گفته خود ناظران آمریکایی و نهادهای بین المللی هیچ یک از اهداف محقق نشده است.
در همین مدت جدا از تحمیل تلفات سنگین به نیروی نظامی افغانستان، حجمی چند برای از مخالفان مسلح کشته شده اند و جمعی از غیر نظامیان این کشور که در آخرین آمار وزارت دفاع این روند رو به رشد بود.
ترامپ که بیش از 10 هزار نظامی کشورش در افغانستان حضور دارند ، هیچ نیازی به آن ندید که در سخنرانی خود اشاره ای به این جنگ کند در حالی که به همه مواردی که به اعتقاد او به زیان آمریکا بود اشاره کرد و این نکته می تواند اشاره ای باشد به این موضوع که جنگ در افغانستان در راستای تامین منافع آمریکا قرار دارد و دیگر پرداختن به آن نیاز نیست.
وقتی در رسانه های افغانستان شایع شد که « محمد اشرف غنی » به خاطر این که ترامپ با ملاقات او در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل موافقت نکرده به نیویورک نرفته است ، موضوع زیاد قابل قبول نبود به ویژه آن که سخنگوی ریاست جمهوری گفت که او به خاطر درگیری کاری و پیگیری امور انتخابات 28 مهر مجلس نرفته است.
اما وقتی ترامپ دیروز در سازمان ملل به هر چیزی پرداخت، جز تروریست و مبارزه با آن در افغانستان، آن شایعه در مورد دلیل نرفتن غنی به نیویورک که خود نشان دهنده اولویت نداشتن موضوع افغانستان در نزد آمریکاست ، قوت دوباره گرفت.
«طارق شاه بهرامی» وزیر دفاع افغانستان روز دوشنبه در مجلس سنای این کشور گفت که ماه گذشته پر تلفات ترین ماه برای نیروهای افغان بوده و در این مدت 513 تن از نیروهای دولت کشته و بیش از 700 تن دیگر زخمی شدند و افزود که تلفات مخالفان مسلح سه برابر نیروهای دولتی است که می توان از همین سخن به واقعیت شرایط مردم افغانستان پی برد.
کارشناسان و سیاستمدارن هستند که باور دارند، آمریکا به خاطر عدم صداقتش در مواجه با معضل تروریست در جنگ افغانستان شکست خورده و برای توجیه و انحراف افکار عمومی انگشت اتهام را به سوی کشورهای دیگر می گیرد.
«الکساندر مانتیتسکی» سفیر روسیه در کابل یکی از این افراد است او روز گذشته اعلام کرد که امریکا برای پنهان کردن شکست خود در افغانستان، مسکو را مقصر نشان می ‌دهد.
وی افزده که پس از 17 سال حضور آمریکا در افغانستان ، جنگ هنوزادامه دارد، تلفات غیر نظامیان و تولید مواد مخدر رو به افزایش است و در چنین وضعیتی ژنرال های آمریکایی برای انحراف اذهان عمومی، روسیه را مقصر نشان می ‌دهند و بدنبال آن هستند تا از این مسیر ناکامی و بی کفایتی خود را پنهان کنند.
به گفته سفیر روسیه منافع آنها با کشورهای غربی در افغانستان در تضاد قرار دارد زیرا روسیه و سایر کشورهای منطقه خواستار برقراری صلح و توسعه در افغانستان هستند ولی آمریکا تداوم جنگ را برای بهانه ماندن نیاز دارد.
وی تأکید کرد که کشورهای غربی علیه روسیه در افغانستان تبلیغ منفی می ‌کنند و از همین رو از رهبران سیاسی افغانستان انتقاد کرد که چرا به این عملکرد غربی ‌ها بی اعتنا هستند.
مشابه همین رویه را آمریکا با ایران در بحث افغانستان دارند و در حالی که ایران خود آسیب دیده تروریست بوده و هست و سال ها صادقانه در راستای حمایت از مردم افغانستان، همان اندک بضاعت خود را به میدان آورده است ، باز از سوی عوامل آمریکا متهم به همکاری با طالبانی می شود که هنوز خون هشت تن از دیپلمات های ایران و خبرنگار ایرنا بر دستان آنها هست.
حدود 13 ماه از اعلام راهبرد جدید نظامی آمریکا برای جنوب آسیا و افغانستان می گذرد و این راهبرد که در آن بر جنگ به منظور رسیدن به صلح تاکید شده است، امروز ناکارآمدی خود را نشان داده است و بتازگی وزیر دفاع آمریکا از تغییرات احتمالی در این راهبرد خبر داده است.
«جیمز ماتیس» در تازه ترین اظهارات خود گفته است که هنوز هم رویکرد طالبان بر ادامه جنگ استوار است، از همین رو از شیوه تازه جنگی در برابر این گروه استفاده خواهد شد و حضور نظامیان آمریکا در مناطق زیر تهدید افزایش خواهد یافت.
وی گفت که برای جلوگیری از تلفات نیروهای دولتی افغانستان طرح های را عملی خواهند کرد که منجر به کاهش تلفات نظامیان افغان خواهد شد.
وزیر دفاع آمریکا از بیان جزئیات این تغییرات خودداری کرده است، اما گفت که بر بنیاد این طرح تجهیزات لازم را در اختیار نیروهای افغان قرار خواهند داد که در مناطق تحت تهدید طالبان بجنگند که معنای این حر ف آن است که تاکنون آمریکا اقدامات لازم را برای در اختیار گذاشتن تجهیزات مورد نیاز برای مقابله با تروریست به ارتش افغانستان نداده است.
روز گذشته منابع خبری افغانستان از اعزام 400 نظامی بخش «گارد ملی» آمریکا به افغانستان خبر دادند که قرار است در اوایل زمستان امسال وارد کابل شوند و گفته شده که آنها تجربه جنگ های جهانی را دارند و البته نه برای کمک به افغان ها بلکه برای حفاظت از نظامیان خارجی وارد افغانستان خواهند شد.
آن چه که تجربه 17 سال گذشته نشان می دهد ، آمریکا برای برقراری صلح و تأمین امنیت وارد افغانستان نشده است و اراده ای برای پایان جنگ ندارد، زیرا در این مدت با گذشت هر روز به رغم بالا رفتن تهدیدها و ناامنی و گسترش آن در تمام مناطق افغانستان هیچ تغییری در سلوک نیروهای غربی دیده نشده است.
جنگ در افغانستان مانند همه جنگ های دنیا تامین کننده منافع افرادی است که به طور قطع مردم افغانستان در میان این افراد نیستند و راهی نیست جز این که افراد زیان دیده از جنگ، مانع منفعت طلبی آنهایی شوند که از جنگ سود می برند.

حکمتیار و داعش؛ همه آنچه حزب اسلامی برای تقویت تروریسم انجام داده است

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «گلبدین حکمتیار» رهبر حزب اسلامی در دیدار با بزرگان اقوام ننگرهار در دفتر کارش اهداف طالبان و گروه تروریستی داعش را یکسان عنوان کرد.

حکمتیار پیش از این از جنگجویان حزب اسلامی خواسته بود تا در درگیری بین طالبان و گروه تروریستی داعش در این کشور از داعش حمایت کنند.

رهبر حزب اسلامی در حالی تغییر موضع داده است که بسیاری از کارشناسان حکمتیار را از بزرگترین حامیان گروه تروریستی داعش در افغانستان می‌دانند.

در چند ماه اخیر نیز گروه طالبان طی عملیاتی گسترده مواضع داعش در ولایت‌های فاریاب، جوزجان و سرپل را هدف قرار داده بود.

فعالیت اعضای داعش با حمایت «حکمتیار»

«امرالله صالح» رئیس سابق امنیت ملی افغانستان که از نفوذ فراوانی در نهادهای امنیتی برخوردار است پس از افزایش حملات گروه تروریستی به شیعیان در کابل اعلام کرد که تمام اعضای گروه تروریستی داعش که از سوی نیروهای امنیتی افغان بازداشت شده‌اند از افراد وابسته به رهبر حزب اسلامی حکمتیار هستند.

دی ماه سال گذشته پس از آنکه نیروهای امنیتی افغان شماری از عوامل داعش در کابل را بازداشت کردند رئیس سابق امنیت ملی افغانستان در توییترش نوشت: دولت افغانستان بیش از 20 عضو گروه تروریستی داعش را بازداشت کرده است که در گذشته و یا اکنون با «حکمتیار» رابطه داشته‌اند.

با این حال، هیچ یک از اعضای گروه تروریستی داعش دادگاهی نشدند تا وابستگی آنها به رهبر حزب اسلامی مخفی نگه داشته شود و توافقنامه صلح دولت و حکمتیار با مشکل روبرو نشود.

بیعت «حکمتیار» با «داعش» و سهیم شدن در کشتار شیعیان افغانستان

کارشناسان بر این باورند که رهبر حزب اسلامی به صورت سازمان یافته توسط آمریکا به کابل آورده شد تا به سازماندهی حملات این گروه تروریستی در شهرهای بزرگ افغانستان کمک کند زیرا با ورود وی به کابل حملات گروه تروریستی داعش در شهرهای بزرگ افغانستان بویژه شیعیان و اقوام هزاره شدت گرفت.

موضوعی که بارها حتی از سوی برخی از مقامات افغان نیز مطرح شده است.

شهریور ماه سال گذشته «عطامحمد نور» رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی افغانستان نیز به افشاگری در این مورد پرداخت و از بیعت حکمتیار با گروه تروریستی داعش خبر داد.

وی در جریان سخنرانی خود در نماز عید گفته بود که «گلبدین حکمتیار» رهبر حزب اسلامی در این کشور با داعش بیعت کرده است و در کشتار شیعیان افغانستان نقش دارد.

«حزب اسلامی حکمتیار» اعضای داعش را آموزش می‌دهد

در حالی که این تصور وجود داشت؛ نقش حزب اسلامی در حمایت از داعش تنها به سازماندهی حملات انتحاری در شهرهای بزرگ محدود می‌شود اما برخی از رسانه‌های محلی از ارائه آموزش‌های نظامی به گروه تروریستی داعش توسط حزب اسلامی در شرق این کشور خبر دادند.

هفته گذشته نیز شماری از رسانه‌های محلی در افغانستان اعلام کردند که حزب اسلامی حکمتیار مسئولیت آموزش جنگجویان گروه تروریستی در شرق افغانستان را به عهده گرفته است.

منابع نزدیک به این حزب نیز خبر دادند که فرمانده محلی حزب اسلامی برای ولایت کنر با حکمتیار رهبر این حزب درباره آموزش جنگجویان گروه تروریستی در شرق این کشور اختلافاتی دارد.

بر اساس این گزارش، فرمانده حزب اسلامی با آموزش و حمایت از گروه تروریستی داعش در ولایت کنر مخالفت کرده اما رهبر حزب اسلامی تقویت داعش برای ادامه جنگ در این کشور را ضروری دانسته است.

اخیرا رسانه افغانستانی «خاورمیانه» نیز نظر سنجی را در فضای مجازی راه اندازی کرده بود مبنی بر این که آیا «حکمتیار» رهبر حزب اسلامی از گروه تروریستی داعش حمایت می‌کند؟

بر اساس برآورد رسانه افغانستانی، 75 درصد از کاربران گفته‌ بودند که گلبدین حکمتیار سرانجام از داعش حمایت می‌کند و 25 درصد دیگر نیز تاکید کردند که وی از دولت افغانستان حمایت خواهد کرد.

تفاوت داعش و طالبان

حکمتیار همچنین در روزهایی که برای روند صلح این کشور علاقمندی وجود دارد، گروه تروریستی داعش را با طالبان یکسان دانسته است که از نظر کارشناسان این دو گروه کاملا خط و مشی جداگانه را دنبال می‌کنند.

از نظر بسیاری از کارشناسان طالبان بر خلاف گروه تروریستی داعش یک جنبش محلی-حنفی در افغانستان محسوب می‌شود که شکل گیری آن در آرمان‌ها و نارضایتی‌های مردمی از دولت و نیروهای خارجی ریشه دارد.

این گروه در مبارزات خود بارها تاکید کرده است که تنها به دنبال تحکیم حکومت اسلامی در افغانستان است و خواستار خروج نیروهای خارجی از این کشور می‌باشد.

با این حال، گروه تروریستی داعش مرزهای ملی را درنوردیده است و ادعای خلافت جهانی را بر اساس عقاید وهابیت مطرح می‌کند که این موضوع داعش را بسیار متفاوت از طالبان ساخته است.

به گفته این کارشناسان، گروه تروریستی داعش جایگاه مردمی در افغانستان ندارد به همین دلیل حکمتیار در هماهنگی با عربستان و آمریکا با دامن زدن به اختلافات مذهبی تلاش دارد زمینه فعالیت برای داعشی‌ها را در این کشور مهیا کند.

آنچه به نگرانی ناشی از توطئه‌های مداوم حزب اسلامی می‌افزاید، نگاه مصلحت‌گرایانه حکومت اشرف غنی در مقابله با جریان‌های افراطی و وهابی و دست باز گروه‌های تکفیری در این کشور است.

عدم برخورد قاطعانه دولت افغانستان، حمایت سازمان‌های اطلاعاتی و استقرار پایگاه سیاسی توسط افرادی مانند حکمتیار در حمایت از داعش سبب افزایش حملات تکفیری‌ها و جسور شدن عوامل آنها در این کشور به ویژه علیه شیعیان شده است.

ایجاد تفرقه و «شیعه ستیزی»؛ ماموریت حکمتیار در افغانستان چیست؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم، امروز در نشست علمای افغانستان که تحت عنوان «منار وحدت» برگزار شده بود بار دیگر گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی به اختلافات مذهبی و قومی در این کشور دامن زد.

حکمتیار با موضع گیری آشکارا در برابر شیعیان در نشست علمای این کشور گفت: آنها مذهب غلط، زبان و فرهنگ خودشان را بر ما تحمیل می‌کنند.

رهبر حزب اسلامی همچنین از استفاده کلمات دری-فارسی توسط رسانه‌های این کشور انتقاد کرد و رسانه‌ها را متهم کرد که کلمات فارسی-دری را بر مردم این کشور تحمیل می‌کند.

وی با تلاش بر ایجاد تفرقه بین اقوام افغانستان گفت: در حالی که مردم بامیان و دایکندی در پارلمان نماینده دارند اما چندین شهرستان پشتون نشین این کشور نماینده ندارد و چنین دموکراسی را باید به آتش کشید.

کارشناسان بر این باورند که دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی در وضعیت کنونی افغانستان، می‌تواند بحران آفرین باشد بنابراین دولت افغانستان باید مانع فعالیت عناصر مخربی مانند حکمتیار شوند.

از سوی دیگر، علمای دینی اعم از شیعه و سنی در افغانستان نیز بر این باورند که غربی‌ها از طریق عوامل نفوذی خود تلاش می‌کنند میان شیعه و سنی در افغانستان اختلاف ایجاد کنند.

این در حالی است که وحدت شیعه و سنی در افغانستان مثال زدنی است.

رهبر حزب اسلامی در حالی به شیعه ستیزی و ایجاد اختلافات مذهبی تلاش می‌کند که علما و مراجع شیعه، نسبت به اتحاد و اخوت میان پیروان مذاهب چندگانه اسلامی فتوا داده‌اند.

مولوی «قیام الدین کشاف» رئیس شورای علمای افغانستان نیز بارها در نشست‌های مختلفی در این کشور اتحاد مذاهب شیعه و سنی در افغانستان را در جهان اسلام بی مثال عنوان کرده است.

شورای علمای افغانستان بر این باور است که دشمنان افغانستان به هیچ دین و آئین پایبند نیستند و می‎خواهند در افغانستان میان شیعه و سنی تفرقه ایجاد کنند.

شورای علمای افغانستان پیش از این در پاسخ به ایجاد اختلافات بین مذاهب اسلامی در این کشور اعلام کرده بود که ما برای ملت عزیز خود اطمینان می‎دهیم که اختلافی بین شیعه و سنی وجود ندارد.

آنها تصریح کردند، افغانستان الگوی اتحاد میان سنی و شیعه است و دشمن در این هدف خود (اختلاف میان شیعه و سنی) پیروز نخواهد شد.

کارشناسان بر این باورند که رهبر حزب اسلامی ماموریت دارد تا از طریق دامن زدن به اختلافات مذهبی و نفرت پراکنی برای گروه تروریستی داعش و سایر جریان‌های تکفیری در این کشور پایگاه فکری ایجاد کند.

ژنرال «عبدالرازق» از منتقدان دولت و فرمانده قدرتمند پلیس در جنوب افغانستان نیز حکمتیار را مامور سازمان‌های اطلاعاتی برای ایجاد نفاق در این کشور دانسته بود.

وی به روزنامه «سرخط » گفته بود که پاکستان برای ایجاد نفاق و آزادی تروریست‌ها از زندان، گلبدین حکمتیار را به این کشور اعزام کرده است.

به نظر می‌رسد که رهبر حزب اسلامی از هر موقعیتی برای ایجاد تنش و اختلاف در بین مردم افغانستان استفاده می‌کند زیرا وی پیش از این نیز اظهارات ضدو نقیضی را درباره اقوام تاجیک این کشور عنوان کرده بود.

با این حال، وحدت و همدلی مذاهب اسلامی در افغانستان بر کسی پوشیده نیست و پیروان مذاهب شیعه و سنی همواره به صورت مسالمت آمیز در کنار یکدیگر در این کشور زندگی کردند.

نشست دبیران و مشاورین امنیت ملی کشورهای منطقه در مورد افغانستان

به گزارش خبرگزاری تسنیم، نخستین نشست دبیران و مشاوران امنیت ملی کشورهای منطقه با عنوان «گفتگوی امنیتی منطقه ای» صبح دیروز با سخنرانی امیر دریابان شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران آغاز شد.

دبیر شورای عالی امنیت ملی در بخش دوم سخنرانی خود در این نشست اظهار داشت: لازم است در کنار ساختارهای موجود،  گفتگو وهمکاری مشترک در سطوح بالا ادامه یابد تا امکان حل مشکلات منطقه با سرعتی بیشتر از روند توسعه و نفوذ تروریسم  فراهم شود.

دبیر شورای عالی امنیت ملی خواستار قطع مسیرهای تامین مالی تروریست ها و استفاده از ظرفیتهای اطلاعاتی و امنیتی مشترک برای ایجاد هم افزایی و اثرگذاری بیشتر شد.

نماینده مقام معظم رهبری گفت: معماری امنیتی منطقه بایستی بر اساس منافع مشترک کشورهای منطقه و به دست خود آنان تعریف و تبیین شود تا امکان قطع دخالت قدرتهای خارجی و مقابله با یکجانبه گرایی فراهم گردد.

نیکلای پاتروشف دبیر شورای امنیت ملی روسیه نیز در این نشست ابتکار جمهوری اسلامی ایران در برگزاری نشست گفتگوی امنیتی منطقه ای را گامی تاثیر گذار در افزایش هماهنگی متطقه ای در زمینه مقابله با تهدید تروریسم و برقراری امنیت پایدار عنوان کرد واظهار داشت: تروریسم دشمن  مشترک ماست و باید تمام تلاش خود را برای مقابله با آن در تعامل با یکدیگر و نهادهای بین المللی متمرکز کنیم.

وی با استقبال از ایجاد دبیرخانه دائمی اجلاس دبیران و مشاوران امنیت ملی کشورهای منطقه و برگزاری سالانه این نشست، آمادگی فدراسیون روسیه برای کمک به ایجاد سازوکارهای مشترک در این زمینه اعلام کرد.

پاتروشف خاطرنشان ساخت: حضور نظامی امریکا در افغانستان نه تنها تاثیری در ایجاد  ثبات و امنیت نداشته بلکه موجب  پیچیده تر شدن بحران امنیتی در این کشور شده است.

حمد الله محب مشاور امنیت ملی افغانستان نیز در نشست گفتگوی امنیتی منطقه ای طی سخنانی اظهار داشت: افغانستان در کنار ایران در خط مقدم مقابله با تروریسم قرار دارد.

وی افزود تا زمانی که گروه های تروریستی در افغانستان از حمایت مالی و تسلیحاتی خارجی برخوردارند امکان برخورد موثر با آنها وجود ندارد.

 وی با تاکید بر ضرورت تداوم برگزاری نشست هایی از این دست خاطر نشان ساخت:  ایجاد کارگروه مشترک برای دستیابی به سازوکارهای منطقه ای برای مقابله با تهدیدات ناشی از تروریسم از الزاماتی است که باید  از سوی مقامات امنیتی کشورهای منطقه مورد توجه و اقدام قرار بگیرد.

آجیت دوال مشاور امنیت ملی نخست وزیر هند نیز  طی سخنانی برگزاری این نشست را در تقویت درک مشترک نسبت به تهدیدات و اتخاذ راهکارهای مقابله ای بسیار مفید دانست  و اظهار داشت:  تروریست ها در آسیای میانه با اتکا به منابع حاصل از تجارت مواد مخدر خود را تقویت می کنند و  لازم است در طراحی سازوکارهای  جلوگیری از توسعه فعالیت و نفوذ تروریسم  موضوع مسدود سازی کانالهای تامین مالی این گروهها به صورت جدی مدنظر قرار بگیرد.

 مقام امنیت ملی چین به عنوان آخرین سخنران اجلاس خواستار تلاش اعضای این نشست برای  تدوین سازوکار های ایجاد امنیت منطقه ای و اشتراک گذاری بانک اطلاعاتی عناصر تروریست برای تسهیل مقابله مشترک شد.

نماینده چین همچنین آمادگی کشورش را برای فعال سازی ظرفیت سازمان شانگهای برای مقابله با تهدیدات جریان تروریسم و تقویت توانمندیهای مقابله با گروههای افراطی خشونت گرا اعلام کرد.

مقامات عالی امنیتی کشورهای شرکت کننده در این اجلاس در ابتدای سخنان خود حادثه تروریستی اخیر در اهواز را محکوم و با دولت و ملت ایران ابراز همدردی نمودند.

جمع بندی نشست در کنفرانس مطبوعاتی دبیر شورای عالی امنیت ملی در بعد از ظهر امروز ارائه خواهد شد.

امتیازگیری‌های «حکمتیار» و افزایش دردسرهای اشرف غنی

یک تن از مقامات نزدیک به حنیف‌اتمر مشاور سابق امنیت ملی افغانستان اعلام کرد که رهبر حزب اسلامی برای کسب امتیازات بیشتر اشرف غنی را به خروج از پیمان صلح تهدید کرده است.

به گزارش اسپوتنیک، منابع خبری اعلام کردند که اختلافات بین اشرف غنی و حکمتیار به حدی تشدید شده است که رهبر حزب اسلامی برای گرفتن امتیازات بیشتر متوسل به تهدید شده است.
بر اساس این گزارش رهبر حزب اسلامی به رئیس جمهور افغانستان پیام فرستاده بود که اگر مطالباتش پذیرفته نشود توافق نامه صلح را نقض کرده و از کابل خارج خواهد شد.
آریانانیوز نوشت: به همین دلیل شرف غنی به حکمتیار باج داده و امتیازاتی را برای وی در ارگ ریاست جمهوری و شماری از وزراتخانه‌ها در نظر گرفته است.
یکی از مقامات نزدیک به «حنیف اتمر» گفت: حکمتیار دریافته که یکی از اهداف ارگ ریاست جمهوری افغانستان برای مهندسی انتخابات، عبور از جریان‌های جهادی و تعیین جوانان غرب گرا در پارلمان است.
وی افزود: به همین دلیل حکمتیار به دنبال اعمال فشار بر اشرف غنی است تا امتیازات بیشتری را از دولت این کشور کسب کند.
این مقام افغان تصریح کرد که تعیین «امین کریم» به عنوان مشاور ریاست جمهوری، انتساب «غیرت بهیر» و «باختر امین زی» در سنا و استخدام اعضای حزب اسلامی در وزارت‌های مهم از جلمه این امتیازات محسوب می‌شوند.
همچنین استخدام 250 نفر از اعضای حزب اسلامی در وزارت دفاع افغانستان، واگذاری مناطق وسیع به حزب اسلامی، آزادی تمام زندانیان حزب اسلامی و تعیین والی و فرماندهان پلیس نیز از سایر امتیازاتی محسوب می‌شوند که اشرف غنی برای این حزب در نظر گرفته است.
ارگ ریاست جمهوری افغانستان در حالی در نظر دارد تا جنگجویان حزب اسلامی را از زندان‌ها آزاد کند که حکمتیار به همکاری و حمایت از گروه تروریستی داعش در این کشور متهم است.
با این حال، حکمتیار که از سوی دولت افغانستان به کابل آورده شد و مورد حمایت ارگ ریاست جمهوری قرار گرفت حالا به یکی از دردسرها در برابر دولت این کشور تبدیل شده است.
از سوی دیگر، با وجود اینکه حکمتیار به روند صلح پیوسته است اما کارشناسان بر این باورند که رهبر حزب اسلامی فردی غیرقابل اعتماد است و هنوز هم در راستای حمایت از گروه‌های تروریستی در این کشور فعالیت می‌کند

آمریکا و پاکستان؛ ۲ کارت اشرف غنی برای بازی در انتخابات آینده افغانستان

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «عیسی خان ایوبی» کارشناس مسایل سیاسی در افغانستان در یادداشتی در «الجزیره» نوشت: در حالی که وضعیت سیاسی و امنیتی در افغانستان به شکل فزاینده‌ای برای «اشرف غنی» رئیس جمهور افغانستان دشوارتر می‌شود غنی تنها دو کارت برای بازی دارد.

وی افزود: یکی «زلمی خلیلزاد» متحد دیرینش است که «مایک پامپئو» وزیر خارجه آمریکا او را به عنوان مشاور در امور افغانستان منصوب کرده است و انتظار می‌رود که این دیپلمات آمریکایی برای کسب حمایت واشنگتن از غنی برای دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری این کشور حمایت کند.

همچنین «عمران خان» نخست وزیر جدید پاکستان نیز به عنوان کارت دوم غنی است زیرا با توجه به این که از قوم پشتون است، امیدواری برای کمک به روند گفت‌وگوهای صلح افغانستان وجود دارد.

غنی ممکن است با هدف ایجاد کانال ارتباطی دیگر با طالبان به دولت پاکستان نزدیک شود و از سوی دیگر نیز برای مشارکت پاکستان و دیگر قدرت‌های منطقه در موضوع طالبان نیز تلاش کند.

این در حالی است که وضعیت امنیتی افغانستان نیز از آغاز به کار حکومت وحدت ملی بطور فزاینده‌ای وخیم‌تر شده است و به گفته این کارشناس افغان سیاست‌های “تفرقه‌انگیز” غنی سبب شده تا تقریبا تمام اعضای اپوزیسیون دولت در چهارچوب «ائتلاف بزرگ ملی» افغانستان چشم به انتخابات آتی در افغانستان دارند تا قدرت غنی را به چالش بکشند.

ایوبی گفت: با این حال رئیس جمهور افغانستان تنها چند هفته تا انتخابات پارلمانی و کمتر از یک سال تا انتخابات ریاست جمهوری زمان دارد و بعید به نظر می‌رسد در این مدت قادر باشد اقدامات قابل توجهی را برای بهبود وضعیت امنیتی و شانس بقای سیاسی خود انجام دهد.

دغدغه قاچاق دلار، صدای خصم یا گلایه دوست

ایرنا : واژه «آربیتراژ» که در اقتصاد به معنای کسب سود از اختلاف قیمت بوجود آمده در دو یا چند بازار مختلف برای یک کالا است و تعریف می کند که کالا به امید کسب سود از سمت بازاری با عرضه ارزان به سوی بازار تقاضا با قیمت بیشتر حرکت می کند و این واژه خلاصه علت و انگیزه حرکت دلار از افغانستان به سمت ایران است.
همه کارشناسان در حوزه اقتصاد تاکید دارند که روند قاچاق ارز از یک کشور به کشوری دیگر، عاملی زیان بار برای اقتصاد هر دو کشور به ویژه طرف از دست دهنده ارز است به ویژه اگر بدون کسب درآمد و تضعیف کننده پشتوانه پولی باشد.
بدیهی است وقتی قیمت دلار در ایران گران تر از ارزش این کالا در بازار افغانستان باشد یا بر عکس؛ پدیده آربیتراژ رخ می نماید و سود جویان اقدام به انتقال ارز می کنند.
بیان بروز این پدیده اقتصادی، که البته باید وزن آن را از نگاه علمی در بحث ایجاد بحران ادعای در مورد کاهش ارزش پول ملی افغانستان سنجید، فقط بازگو کردن یک مشکل است و تکرار چند هزار باره آن، راه حل نیست.
از سوی دیگر اقدامات مقطعی، ناکارآمد با ضریب اثربخشی نامطمئن همراه با چاشنی فضا سازی رسانه ای ، بعید است بتواند اصل چنین مشکلاتی را که انگیزه قوی مانند سود مالی در آن نهفته است، حل کند.
در دو هفته گذشته که برخی رسانه ها روی قاچاق دلار به ایران متمرکز شده اند ، اخباری هم از دستگیری افرادی به اتهام این جرم منتشر شده است اما هیچ نشانی آشکار از بازگشت ارزش افغانی در بازار پولی مشاهده نمی شود، ضمن آن که هیچ کارشناس آگاهی هم توقف قاچاق ارز را تایید نمی کند.
نرخ برابری «افغانی» واحد پول ملی افغانستان با دلار آمریکا در دو هفته گذشته کاهش یافته و از حدود 65 افغانی برای هر دلار در نیمه شهریور ماه گذشته به 76 افغانی در اول مهر ماه جاری رسید و ساده ترین تحلیلی که برای این کاهش عرضه شد، قاچاق روزانه بین سه تا پنج میلیون دلار از افغانستان به ایران است و البته توضیحی ارایه نشد که آیا امکان خروج این حجم دلار روزانه با توجه به اندازه ظرف بودجه سالانه افغانستان که حدود پنج میلیارد دلار است، چگونه ممکن می شود.
اخبار قاچاق ارز همزمان شد با افت چند درصدی نرخ برابری افغانی در برابر دلار آمریکا و رسانه ها تلاش کردند با دعوت از کارشناسان همه علت این کاهش ارزش پول ملی افغانستان را به قاچاق دلار به ایران نسبت دهند اما همه مصاحبه شوندگان با تحصیلات اقتصادی اگر چه اثر قاچاق ارز را تایید کردند اما از آن به عنوان یکی از عوامل موثر در جمع چند دلیل دیگر نامبردند.
در میزگردی که یک شبکه تصویری بخش خصوصی افغانستان برای بررسی دلایل کاهش ارزش افغانی ترتیب داده بود و جمعی از کارشناسان اقتصادی از جمله « خلیل صدیق» رئیس بانک مرکزی افغانستان نیز حضور داشت به رغم تلاش مجری برای نشاندن این سخن در دهان وی که «قاچاق دلار عامل کاهش ارزش افغانی است» موفق نشد و در نهایت صدیق و دیگر میهمانان از عوامل موثری مانند نبود تولید در افغانستان، وابستگی به دلارهای دریافتی از کمک های خارجی، افزایش قیمت دلار در بازارهای جهانی و تقابل تجاری قدرت های بزرگ اقتصادی مانند آمریکا و چین در کنار عامل قاچاق ارز نامبردند.
دولت افغانستان در حال حاضر بر بیش از 40 درصد پهنه خاکی خود تسلط حاکمیتی ندارد و افزون بر 20 گروه تروریستی در سطح این کشور فعال هستند و میزان تولید مواد مخدر به عنوان نخستین منبع درآمد این گروه ها به حد بی سابقه 9 هزار تن در سال میلادی گذشته رسید.
مرز مشترک میان ایران و افغانستان بیش از 900 کیلومتر طول دارد و دولت افغانستان به خاطر درگیری در داخل و محدویت های منابع مالی و نظامی که دارد درعمل هیچ گونه نظارت جامع انتظامی و پوشش های متداول مرزبانی در طول این مرز ندارد و ایران به ناچار بار سهم همسایه را نیز در امر مراقبت از مرز مشترک می کشد.
با چنین وضعیتی، طبیعی است اگر بپذیریم که قاچاق ارز روی کاهش ارزش پول ملی افغانستان تاثیر دارد، باید قبول کرد که با دستگیری قاچاقچیان نمی توان مانع این حرکت شد، پس باید راه چاره ای اندیشید.
افغانستان به واسطه وابستگی که به کمک های خارجی دارد و با توجه به تسلط پنهان و آشکاری که کشورهایی مانند آمریکا بر ساختارهای تصمیم سازی و تصمیم گیری نظام مدیریتی و نهادهای مالی این کشور دارند به ناچار اغلب در محاسبه راهبردهای ناظر بر تامین منافع بلند مدت و ملی خود با مطالبات و انتظارات بی انتهای کشورهای خارجی دچار خطا می شود و گاه در موقعیت نامناسب قرار می گیرد.
برای نمونه در همین حوزه مالی باید گفت که بیش از سه میلیون پناهجوی افغان در ایران هستند که دستمزد اشتغالشان را در بازار کار ایران باید برای تامین معیشت خانوادهایشان به داخل افغانستان حواله کنند، همچنین تجار ایران و افغانستان سالانه نزدیک به دو میلیارد دلار با هم داد و ستد دارند اما هنوز دولت افغانستان نخواسته است که برای تبادل این حجم نقدینگی ارزی میان خود و همسایه اش فارغ از مطالبات غیر منطقی و غیر قانونی کشورهای غربی به بهانه تحریم ایران از سوی آمریکا، دهلیزی مطمئن با توافق دو جانبه ایجاد کند تا این مشکل رفع شود.
در موضوع استفاده از فرصتی مانند بندر چابهار که می تواند نقشی برجسته به افغانستان در رونق اقتصادی منطقه بدهد، مهمترین مانع نبود زیر ساخت بانکی برای روان ساختن جریان مالی میان تجار است اما افغانستان به خاطر ملاحظاتی که با غربی های مستقر در کشورش دارد و کمک هایی که دریافت می کند در عمل به طور جدی وارد رفع این مانع نمی شود و از تدوین پیمان نامه های مالی دو جانبه یا سه جانبه با حضور هندوستان روی خوش نشان نمی دهد.
به گفته برخی کارشناسان اقتصادی در حال حاضر دلارهای قاچاق شده به ایران، بعد از تبادل برای کسب سود در بازگشت یا تبدیل به کالا می شوند یا همین درآمدهای مهاجریان را منتقل می کند یا سود تبادل آن به عنوان افزوده بر ارزش اسمی دلار به داخل افغانستان باز گردانده می شود که در هر سه حالت جدا از نقش زیان بار در نگاه کلان اقتصادی که خود ناشی از عدم شفافیت و بیرون ماندن گردش آن از چارچوب ضوابط است، منافع گروه های متعدی را در داخل افغانستان تامین می کند.
ساده ترین و کارآمدترین راه مقابله با مشکل قاچاق ارز میان دو همسایه بر طرف کردن انگیزه سود آن و ایجاد معبرهای قانونی برای افزایش نظارت و اعمال مدیریت بر فرآیند انتقال و معاملات بین دو کشور است.
همه می دانیم که صدها بار گفتن یک مشکل و طرح مسئله به مراتب راحت تر از آن است که بخواهیم بنشینیم و برای حل آن راهکاری عقلایی پیدا کنیم.
مدت ها طول می کشد که کارشناسان مالی ایران و افغانستان در نشست های متعدد مشترک برای تدوین نقشه راه همکاری جامع اقتصادی میان دو ملت، فارغ از فشارهای زیاده خواهان بین المللی طرح و برنامه ارایه کنند اما پیمودن این راه منطقی از گلایه بدون پیشنهاد بهتر است.
امروز کمتر اندیشه ورزی است که پدیده ای جهانی را مستقل از دیگر پدیده ها بررسی کند و از همین رو بسیاری بر این باورند که آتش در خانه همسایه به طور قطع به خانه ما هم صدمه می زند، پس آتش خانه او مانند آتش در خانه ماست.
صدیق رئیس بانک مرکزی افغانستان امروز دوشنبه در مجلس کشورش در پاسخ به سوال نمایندگان پیرامون دلایل کاهش ارزش افغانی به یکی از هزار نکته چنین دیدگاهی اشاره کرد و گفت که بدون شک در تداوم تحریم آمریکا علیه ایران، اقتصاد افغانستان هم صدمه خواهد دید که اشاره او به همین پیوستگی آثار مخرب پدیده ها میان همسایگان بود و ساده لوحانه است اگر فکر کنیم که مشکلات همسایه به ما باز نمی گردد.
ایران از بعد انقلاب اسلامی به مدت چهار دهه در تعامل خود با جهان اسلام و از جمله همسایگانی مانند افغانستان بی توجه به الگوهای رایج در سیاست خارجی که تامین منافع خود را بدون توجه به دیگران توصیه می کند؛ همواره بر اساس ارزش های برآمده از آرمان های انقلابی و دینی خود رنج ملت افغانستان را درد خود دانسته و زخم او را در جان خود احساس کرده است و از همین رو به رغم ناملایمات و ناسپاسی ها و گاه بد عهدی های سیاست ورزان کشورها هرگز از اصول خود منحرف نشده است و همواره آمادگیش را برای بهبود روابط و اصلاح امورمیان دو کشور حفظ کرده و در کمک به رونق و توسعه اقتصادی کشوری مانند افغانستان ثابت قدم مانده است.
این همه به آن معنا نیست که در ایران بازرگانی نبوده که ناجوانمردانه کالای نامرغوبی را به طرف افغان قالب نکرده است یا شهروندی نادان در ایران نیست که حقارت وجودی نهان در درونش را در نگاهی تحقیرآمیز به پناهجوی افغان نیانداخته باشد یا مشکلی برای زندگی بهتر افغان ها در ایران نبوده یا قاچاقچی نیست که در فرآیند تامین منابع مالی تروریست ها مواد مخدر نفروخته است بلکه سخن ناظر بر این نکته است که باید مشکل همسایه را فهمید و برای رفع آن کمک کرد، حتی اگر بخشی از هزینه های حل مسئله بر دوش ما بیفتد چرا که بدون شک غبار مشکل همسایه بر خانه ما هم خواهد نشست و این یک اصل بدیهی است.

آیین ازدواج در افغانستان، فرآیندی دشوار برای مردان

مردان افغانستان برای رسیدن به وصل خود باید راهی دشوار و پرهزینه را طی کنند که در حقیقت بیانگر قدرت معنوی پنهان زنان در این جامعه مردسالار است.

به گزارش ایرنا، در افغانستان تمام هزینه های عروسی برعهده پسری است که می خواهد نقش داماد داشته باشد و باید او هر چه لازم است تهیه کند و گاهی هزینه تصمیم برای عروسی به شش میلیون افغانی که «شصت لگ» هم گفته می شود، می ر سد که به نرخ امروز معادل 80 هزار دلار است.
مشکلات ازدواج در افغانستان به حدی رسیده است که دولت این کشور مجبور به تدوین قانونی به نام قانون عروسی شده است.
افغانستان تنوع قومی و فرهنگی متعددی دارد و به تبع همین شرایط در آیینی مثل ازدواج نیز رسوم مختلقی هست که می توان هزینه سنگین را مشکل مشترک همه آنها خواند.
در هر نقطه از جهان برگزاری آیین ازدواج دارای ویژگی های خاصی مبتنی بر شرایط اقلیمی ، گذشته تاریخی، داشته های دینی ، باور مذهبی و آثارفرهنگی و اقتصادی است و افغانستان هم از این قاعده مستثناء نیست.
در افغانستان تمام هزینه های عروسی برعهده پسری است که می خواهد نقش داماد داشته باشد و باید او هر چه لازم است تهیه کند و گاهی هزینه تصمیم برای عروسی به شش میلیون افغانی که «شصت لگ» هم گفته می شود، می ر سد که به نرخ امروز معادل 80 هزار دلار است.
البته باید بدانیم که در افغانستان گروهی هم وجود دارند که آنها را با نام اقوام «جوگی» که معادل همان طوایف «کولی» است می شناسند و آنها رسمی متفاوت دارند، در میان آنها این زن است که باید درآمد خانواده را کار خود تضمین کند و باید ثابت کند می تواند هزینه ازدواج با یک مرد را تأمین کند.
جوگی ها در افغانستان بیشتر به کارهایی مانند فال بینی یا دوره گردیی ها و دست فروشی مشغول هستند و هنگام خواستگاری از دختر سوال می کنند که آیا هزینه زندگی شوهرت را می توانی تأمین کنی و اگر دختر جواب مثبت داد، خانواده داماد حاضر به ازدواج پسرشان با آن دختر می شود اما باید پذیرفت که استثناها هرگز قاعده نیستند.
هزینه سنگین ازدواج در افغانستان را وقتی بهتر درک می کنیم که بدانیم معدل درآمد ماهانه شهروندان شاغل افغانستان بیش از 20 تا 25 دلار نیست و به گفته مقامات رسمی دولت اکنون بیش از 50 درصد مردم زیر خط فقری با این سقف درآمدی هستند.
هزینه های عروسی از زمان جستجوی برای یافتن عروس تا انجام مراسم و رسمی شدن پیوند زن و شوهر در مراحل مختلف از خواستگاری تا عروسی و رفتن عروس به خانه داماد ادامه دارد که گاهی همین روش بی سامان سبب دعوا بین عروس و داماد، خانواده ها و حتی در برخی موارد منجر به طلاق پس از اندکی بعد از ازدواج نیز می شود.
در افغانستان برای این که پسری با یک دختر ازدواج کند، باید چند مرحله را قبل از مراسم عروسی و انتقال همسر به خانه اش طی کند که با جستجوی دختر مناسب توسط خانواده پسر شروع می شود و در آن مادر ، پدر، خواهر یا نزدیکان پسر به دنبال دختر مورد پسند می افتند.
در این کشور بیش از 90 درصد مردم به کشاورزی مشغول هستند و هزینه های زندگی خود را از این مسیر تامین می کنند و بر همین اساس در وصف یک عروس خوب در مناطق مختلف ، متناسب با اشتغال خانواده پسر، عروس باید جدا از داشتن اخلاق خوب ، خانواده برازنده ، مهارت هایی نیز برای کمک به درآمد خانواده داشته باشد.
این مهارت ها شامل قالی بافی، خیاطی، دامداری و امور کشاورزی در روستاها و در شهرها تبدیل به داشتن تحصیل و مهارت های زندگی شهری می شود .
بطور مثال در شمال افغانستان که صنعت قالی باقی رواج دارد دختر پسندیده برای عروسی کسی است که توانایی بافت قالی مرغوب را دارد و البته پسر برای ازدواج با آن دختر ماهر در قالی بافی باید هزینه بیشتری بدهد اما در برخی از استان های جنوبی مهارت و داشتن توانایی انجام کارهای سخت کشاورزی جایگزین این مهارت می شود.
با در نظر گرفتن چنین شرایطی برای یافتن دختر مورد نظر ، خانواده پسر با خانواده دختر تماس می گیرند و موضوع را به اطلاع آنها می رساند که در صورت جواب مثبت به خواستگاری می روند و مراسم خواستگاری در گذشته نه چندان دور در این کشور با جملات ویژه ای شروع می شد و بزرگ خانواده پسر به بزرگ خانواده دختر برای فهماندن هدف خود می گفت که «به خانه شما برای جارو کردن خاکستر آمده ایم» یا «پسر مرا به غلامی تان قبول کنید» .
پس از خواستگاری مرحله سوم فرا می رسد که در واقع پرتنش ترین مرحله در برخورد دو خانواده است ، زیرا باید در این مرحله که مشابه «شیرینی خوری» در ایران است ، دو طرف در مورد پولی که داماد باید به عنوان «گله»، «شیربها»، «ولور»، «قلین»، «طویانه» و«پیشکش» به خانواده دختر بدهد ، توافق می کنند.
بعد از عبور خانواده ها از این مرحله سخت، شماری از بزرگان خانواده های پسر و دختر با سبد شیرینی ، لباس و گل به دو طرف تبریک گفتنه و نامزدی رسمیت می یابد.
در حد فاصل زمانی که بین شیرینی خوری تا عروسی شکل می گیرد و تا زمانی که عروس در خانه پدر می ماند و یا تا زمانی که داماد هزینه عروسی را فراهم می کند به دفعات تکرار اعیاد ، خانواده پسر باید برای عروس، پدر، مادر و باقی اعضای خانواده او عیدی ببرند و عیدی هم هزینه ای را به خانواده پسر تحمیل می کند.
آخرین مرحله آیین ازدواج ، عروسی است که با انجام آن خانواده داماد، عروس را از منزل پدر دختر با برگزاری مراسمی همراه با دعوت از میهمانان به خانه بخت می برند.
در شهرها امروز عروسی در تالارهای مجلل و در روستاها همچنان در منزل پدر دختر با هزینه زیادی برگزار می شود.
در شب قبل از عروسی نیز برنامه هایی به نام «حنابندان»، «کیک خرد کردن» و «آیینه مصاف» که درآن عروس و داماد همدیگر را در آیینه بزرگی می بینند ، اجرا می شود و هر کدام از این مراحل نیز مصارفی دارد که داماد باید هزینه آن بپردازد.
این تنها شرح ساده ای از مراحل عروسی در مناطق مختلف افغانستان بود اما واقعیت پنهانی نیز وجود دارد که پیامدهای آن برای پسر یا داماد خسارت های جدی ایجاد می کند.
در برخی از مناطق پسرها به دلیل نداشتن پول عروسی، سال ها به آرزوی خود نمی رسند و یا باید سال ها رنج مسافرت برای جمع آوری پول عروسی را به جان بخرند و برای انجام کارهای سخت در داخل کشور یا خارج از کشور هجرت کنند.
گاهی هم این مسافرت پس از مراسم عقد و شیرینی خوری صورت می گیرد و داماد برای فراهم کردن هزینه عروسی به استان های همجوار، کشورهای همسایه از جمله ایران و پاکستان می رود و سال ها درد دوری از خانواده را با مشقت کار برای تهیه هزینه عروسی سپری می کند.
در برخی مناطق افغانستان نیز رسم این چنین است که اگر داماد توان پرداخت پول هزینه های عروسی را ندارد، باید در مقابل ازدواج با دختر یک خانواده ، سال ها برای پدر عروس کار کند که از 10 سال تا 18 سال از عمرش را داماد باید در خدمت خانواده پدر عروس سپری کند.
هر چند افغان ها خود به عواقب ناگوار هزینه های سنگین عروسی آگاه اند، اما با ریشه هایی که این سنت ها در بین مردم در طول زمان یافته اند هرس آن دشوار است و گاهی بزرگان اقوام در هر روستا و شهرستان گردهم آمده برای کاهش هزینه های عروسی فیصله هایی را با تعیین هزینه کم انجام می دهند اما این فیصله ها دوامدار و پایدار نیست.
در همین راستا در استان «پکتیا» در جنوب افغانستان دیروز بزرگان اقوام برای ازدواج نرخ گذاری کردند و به توافق رسیدند که هزینه کامل یک عروسی نباید از 300 هزار افغانی بیشتر شود.
در سال های اخیر ازدواج های گروهی با هزینه های مراجع تقلید یا جمع آوری کمک و اشتراک برای کاهش هزینه عروسی رواج یافته است که در شهرهای بزرگ از جمله هرات، مزارشریف و کابل برگزار شده است.
مراجع تقلید از جمله آیت الله «محمد فیاض» و آیت الله «سیستانی» هزینه های گروهی صدها دختر و پسر عقد شده را که نمی توانند عروسی کنند را پرداخت کرده اند.
قانون مدنی افغانستان، ازدواج را عقدی دانسته است که معاشرت زن و مرد را به قصد تشکیل خانواده مشروع گردانیده و حقوق و واجباتی را میان طرفین به وجود می‌آورد.
دولت افغانستان هم تلاش کرده برای از اصلاح سنت های طاقت فرسا قانونی را مصوب کرده که در آن والدین و نزدیکان عروس اجازه ندارند به مناسبت عروسی، پرداخت پول یا معادلی دیگری را به نام ‌های «طویانه، شیربها، ولور، قلین، گله، پیشکش، جهیزیه » و مانند آن به صورت اجبار بر خانواده داماد تحمیل کند.
همچنین این قانون تحمیل و مجبور ساختن هدیه هایی به نام‌ «عیدی، براتی، رمضانی ،نوروزی» و غیره را بین خانواده‌ های نامزدها ممنوع ساخته است.
با وجود تلاش های دولت در قالب تصویب قانون یا توصیه های ریش سفیدان باز شماری سنت های خود را رها نکرده اند و به نظر می رسد که در زمان کم مقابله و از بین بردن رسوم غلط کار ساده ای نیست و از طرفی هستند افرادی که از چنین رسم و رسومی دفاع کرده و قانون دولت را مداخله در امور شخصی افراد و خانواده می دانند.

انتصاب مامور آمریکا و چالش های پیش روی صلح در افغانستان

واشنگتن به تازگی «زلمی خلیل زاد» دیپلمات سابق و افغان تبار آن کشور را مامور پیگیری مذاکرات صلح با گروه طالبان در افغانستان کرده و وزیر خارجه آمریکا هم برای موفقیت او ابراز خوشبینی کرده است؛ که باید دید امیدواری آمریکا مبتنی بر چه ویژگی هایی در مامور خود یا اوضاع است.

به گزارش ایرنا، «مایک پمپئو» وزیر امور خارجه آمریکا که 14 شهریور ماه گذشته برای دیدار با مقامات دولت جدید پاکستان عازم اسلام آباد بود قبل از ترک کشورش در جمع رسانه ها از خلیل زاد به عنوان مشاور امور خارجه آمریکا در امورافغانستان پرده برداری کرد.
دیروز شنبه در آخرین روز شهریور ماه سال جاری به نقل از پمپئو خبر رسید که خلیل زاد به عنوان مامور هدایت کننده آمریکا در گفت و گوهای صلح با گروه طالبان منصوب شده و ابراز امیدواری شده بود که وی با توجه به شناخت و تجربه ای که از افغانستان دارد در این ماموریت موفق شود.
زلمی خلیل زاد 67 ساله، متولد سال 1330 خورشیدی در مزار شریف مرکز استان بلخ در افغانستان است. او که فرزند پدری پشتون و مادری تاجیک است دوران دروس ابتدایی خود را در مدرسه «قاضی» شهر کابل گذرانده و در همین شهر هم به نوجوانی رسیده و در همان ایام عازم آمریکا شده و در نهایت شهروندی آن کشور را پذیرفته است.
خلیل زاد اولین آمریکایی افغان تباری است که با عضویت در حزب «جمهوری خواهان» توانسته از نرده بان کارمندی آمریکا در دستگاه دیپلماسی بالا رود و خود را در جایگاه دیپلمات آمریکایی تثبیت کند.
او از سال 2003 تا 2005 میلادی سفیر آمریکا در کابل بود و سپس از سال 2005 تا 2007 سفیر واشنگتن در امور عراق شد و در سال های 2007 تا 2009هم به عنوان سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد فعالیت کرد.
وی پیش از این نیز در پست های مشاور به رهبران آمریکا درباره جنگ خلیج فارس، جنگ علیه اتحاد جماهیر شوروی سابق در افغانستان کمک کرده است و در زمان دولت «بیل کلینتون» با تهیه مدارکی به نام «کتاب سفید» خواستار مداخله آمریکا در افغانستان برای تغییر وضعیت این کشور شد.
از خلیل زاد به عنوان معمار دولت در افغانستان، پس از سقوط طالبان نیز یاد می شود، انتقادی هم که به وی وارد شده، آن است که او دولت پس از طالبان را با روش قومی در نشست «بن» آلمان در سال 2001 پایه گذاری کرد و از شیوه های مردم سالاری متداول دور ساخت.
برخی کارشناسان گفته اند که زلمی در نشست بن که پس از سقوط طالبان برای تدوین ساختار حاکمیت جدید افغانستان راه اندازی شده بود، قدرت سیاسی را بر اساس قومیت ها و درصدهای نامعتبر اکثریت و اقلیت و بر خلاف روش های ملت ساز در دولت های مدرن بنا نهاد که تا امروز چالش های آن رویکرد اشتباه دامن مردم افغانستان را گرفته است.
وزیر خارجه آمریکا که به موفقیت خلیل زاد خوشبین است، به تجربه و سابقه کاری او و همچنین محل تولدش اشاره دارد که می توان حدس زد در این نگاه گوشه چشمی به نسبت خلیل زاد با اقوام پشتون و تطبیق آن با خاستگاه قومی گروه طالبان به عنوان مخالفان دولت افغانستان و همچنین یکسان بودن تبار شخص نخست دولت افغانستان و نخست وزیر کنونی پاکستان وجود داشته است.
خلیل زاد پیش از منصوب شدن به عنوان مشاور وزارت امور خارجه آمریکا در امور افغانستان، به عنوان مامور صلح به کابل سفر کرده بود و با رهبران جهادی و شماری از مقامات دولت وحدت ملی دیدار داشت.
وقتی خبر انتصاب وی به عنوان مشاور در وزارت خارجه آمریکا برای صلح افغانستان منتشر شد، «گلبدین حکمتیار» رهبر حزب اسلامی و از افراد با نفوذ اقوام پشتون از این خبر استقبال کرد در حالی که حکمتیار از جمله افرادی است که سال ها به بهانه مخالفت با حضور آمریکا در افغانستان درگیری های خونینی را به مردم افغان تحمیل کرده بود.
شماری از اعضای مجلس نمایندگان افغانستان هم از این انتخاب آمریکا ابراز رضایت کردند و گفتند، خلیل زاد با شناخت دقیقی که از پاکستان و رهبران افغان دارد، می تواند نقش مهمی در تأمین صلح بازی کند.
اما تمام تحلیلگران و کارشناسان بطور کامل با مثبت بودن نقش وی هم نظر نیستند و بخش هایی از تحلیل ها تایید کننده نظر موافقان خلیل زاد است اما در بخش هایی نیز چالش های فرا راه او نیز برشمرده می شود.
«عبدالطیف نظری» کارشناس روابط بین الملل و استاد دانشگاه بر این باور است که آمریکایی ها به چند دلیل از موفقیت خلیل زاد در ماموریت جدید او سخن رانده اند که از جمله می توان به آشنایی وی از ساختار دولت و قبیله ای این کشور یاد کرد.
نظری گفت که خلیل زاد ضمن آشنایی از ساختار دولت و قبیله ها در افغانستان که خود عضو آن هست، قبل از این هم با طالبان تماس هایی داشته و حتی وی در زمان حاکمیت طالبان برای انتقال گاز ترکمنستان از مسیر افغانستان به پاکستان و هند با طالبان تماس داشته است.
به گفته وی خلیل زاد همچنین در ماموریتی که به عنوان سفیر آمریکا در افغانستان داشت، بزرگترین موفقیت وی به حاشیه راندن رهبران سابق جهادی از قدرت بود.
نظری افزود که خلیل زاد خود از نگاه تباری یک پشتون است و طالبان و شخص اول دولت وحدت ملی نیز از هم تباران او هستند و بتازگی نخست وزیر پاکستان هم پشتون برگزیده شده است که این موضوعات بخشی از دلایل خوشبینی واشنگتن را برای تحقق صلح تشکیل می دهد.
وی معتقد است که چالش های کنونی افغانستان هم به همین چهار نقطه بر می گردد و خلیل زاد شناختی که با آنها دارد از نظر آمریکایی ها شخص مناسب در رفع معضل کنونی بوده است.
اما نظری در موفقیت خلیل زاد در تأمین صلح افغانستان تردیدهای هم دارد که آنها را چنین بر می شمارد و می گوید؛ تاکنون سیاست پاکستان در قبال افغانستان که اغلب تحت تاثیر ارتش است تغییرآشکاری نداشته است و عمران خان بدور از چشم نظامیان نمی تواند مسائل افغانستان را به پیش ببرد و این در شرایطی است که پاکستان یکی از متغیرهای اصلی در جنگ و صلح افغانستان محسوب می شود.
به گفته نظری از طرف دیگر طالبان هم امروز یک دست نیست و ارتباط هایی با کشورهای منطقه و فرا منطقه دارند و از جمله نقش و منافع روسیه را نمی توان در پشت سر طالبان نادیده گرفت و با این وضعیت کنارآمدن با طالبان بطور کامل بدون دادن امتیاز قابل توجه ، کاری ساده نیست.
نظری چالش دیگر را گسست های جدی در دولت وحدت ملی می داند که صدای واحدی برای صلح و چگونگی آن شنیده نمی شود و در این باره می توان گفت که هنوز چشم انداز موفقیت خلیل زاد مبهم و پیچیده به نظر می رسد.
این استاد دانشگاه باور دارد که اگر هر امتیازی برای طالبان در برابر صلح داده شود، دیگر طرف ها نگرانی ندارند، زیرا هر چهار عنصر دخیل در روند تحقق صلح هم تبار هستند و در واقع به هرطرفی که امتیاز داده شود، به نوعی به خودشان باز می گردد، اما این که باقی اقوام و رهبران افغانستان تا چه حدی در این روند نقش بازی می کنند، نیاز به زمان دارد.
به اعتقاد نظری جبهه مخالف طالبان هم در حال شکل گیری و سرو سامان دادن دوباره به خود هستند و گروه های غیر پشتون احساس می کنند که با گذشت هر روز بیشتر به حاشیه رانده می شوند و به همین دلیل در حال شکل دهی یک اتحاد جدید و پایدار هستند.
وی گفت که اگر خلیل زاد با توجه به سنت های گذشته افغانستان که پشتون محور قدرت باشد و دیگران در حاشیه قرار داده شوند، وارد معامله صلح شود از نظر زمانی، فرهنگی و آگاهی مردم امکان پذیر نیست و این کشور بار دیگر در یک بحران جدی فرو خواهد رفت.
نظری تأکید کرد که رهبران سابق جهادی افغانستان دیگر ساده لوحی سابق را ندارند و نسل جوان که در کشور طی 18 سال گذشته رشد کرده و با آگاهی های جدید وارد صحنه شده اند، اجازه نخواهند داد که باردیگر سیاست قبیله ای به جای ارزش مردم سالاری هر افغان یک رای در کشور مسلط شود.
گسست های قومی و ساختارهای فکری کهنه قبلی جامعه افغانستان ، دیگر تاب شیوه بازی آمریکا را در این کشور ندارد و تداوم آن رویکرد که مبتنی بر تفرقه انداختن بود ، می تواند به امنیت و تمامیت ارضی افغانستان ضربه جدی بزند و به همین دلیل خلیل زاد با چالش های جدی در برآورد انتظار مسئولان خود مواجه است که مهمترین آن آگاهی بیشتر نسل جوان و عدم اعتماد رهبران افغانستان به اقدامات آمریکا است و امروز گفتمان غالب در میان نخبگان افغانستان ، توزیع عادلانه قدرت در کشور بر اساس رای مردم است.
حال که آمریکا نقشه خود را برای گفت وگوهای مستقیم با گروه طالبان از وضعیت پنهان قبلی، آشکار کرده و مامورش را در این راستا منصوب نموده است، باید منتظر ماند و دید این مشاور معتمد آمریکا که تلاش زیادی برای شخصیت سازی پیرامون وی در رسانه ها انجام شده از چه راهی و با چه قیمتی طالبان را به میز گفت و گوی صلح می کشاند و نقش افغان ها را در آینده این کشور چگونه به تصویر می کشد و برای روشن شدن پاسخ دقیق نیازمند گذشت زمان هستیم.

الشرق الاوسط: سرکرده داعش به افغانستان منتقل شد

روزنامه ‘الشرق الاوسط’ چاپ لندن ادعا کرد که ‘ابوبکر البغدادی’ سرکرده گروه تروریستی ‘داعش’ به افغانستان منتقل شده است.

به گزارش روز یکشنبه این روزنامه به نقل از مقامات امنیتی پاکستان، البغدادی وارد ایالت ‘ننگرهار’ در شرق افغانستان شده است.
سرکرده یکی از گروه های پاکستان که خواست نامش فاش نشود، ادعا کرد: انتقال البغدادی پس از ورود صدها عضو داعش به خاک افغانستان طی شش ماه گذشته صورت گرفت.
وی همچنین مدعی شد که بیشتر تروریستهای داعش منتقل شده به افغانستان در حال حاضر در ایالت ننگرهار در شرق این کشور مستقر شده اند و دستگاه اطلاعاتی پاکستان با رصد تحرکات آنها تلاش می کند از تماس تروریستها با قبایل پاکستان جلو گیری کند.
وی افزود: در میان داعشی های منتقل شده به افغانستان صدها عرب و غیر عرب وجود دارد که همگی تا پایان سال گذشته در سوریه فعال بودند .
وی ماموریت بعدی تروریست های داعش ر ا کارشکنی در مسیر ‘طالبان’ برای رسیدن به حکومت در افغانستان و ایجاد اختلاف میان پاکستان و افغانستان از طریق اجرای عملیات تروریستی در خاک دو کشور ذکر کرد.
گروه تروریستی داعش با اجرای چندین عملیات تروریستی در مناطق مسکونی شهر ‘جلال آباد’ مرکز ایالت ننگرهار از جمله در نزدیکی مرکز درمانی و کمیته مهاجران تعداد زیادی از غیر نظامیان را به قتل رسانده است .

نارضایتی از پیمان امنیتی در افغانستان؛ آیا محور آمریکایی جایگزین می‌شود؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم، اعضای پارلمان و جمع بزرگی از نخبگان سیاسی افغانستان با اشاره به افزایش تلفات افغان‌ها در این کشور، پیمان امنیتی با آمریکا را ناکارآمد و یک پیمان یکجانبه خوانده‌اند که نیازمند بازنگری است.

اما اشرف غنی، تکنوکرات تحصیل‌کرده غرب از آغاز ورود به ارگ ریاست جمهوری و با امضای پیمان امنیتی آمریکا سعی کرده که از منافع واشنگتن در افغانستان عدول نکند، در حالیکه وضعیت افغانستان دچار یک رکود شده و ترامپ نیز این روزها دل خوشی از او ندارد.

نارضایتی از پیمان امنیتی آمریکا

اعضای مجلس افغانستان، برخی نمایندگان مجلس سنا، احزاب سیاسی و چهره‌های پرنفوذ در افغانستان با اشاره به افزایش تلفات و ناامنی‌ها، تشدید اختلافات، تنش‌های سیاسی و گسترش فعالیت گروه تروریستی داعش در افغانستان به ادامه همکاری دولت افغانستان با این پیمان معترض هستند.

«همایون همایون» معاون اول رئیس مجلس نمایندگان درباره افزایش تلفات در افغانستان گفت: با وجود پیمان امنیتی، هر روز 300 الی 400 افغان در کشور کشته می‌شود.

در همین راستا ائتلاف منتقد آمریکا متشکل از چهره‌های پرقدرت و پرنفوذ در افغانستان همچون حامد کرزی، حنیف اتمر، محمد محقق، یونس قانونی، احمد ولی مسعود، کریم خلیلی، عبدالهادی ارغندیوال، انورالحق احدی و تعدادی دیگر نیز در نشستی در خانه «صبغت‌الله مجددی» گفتند: آمریکا طی این مدت به تعداتش عمل نکرده و از همین رو نیاز است تا در رابطه با این پیمان، بازنگری صورت گیرد.

در حال حاضر چنین انتقاد گسترده‌ای پیرامون بازنگری و حتی لغو پیمان امنیتی در افغانستان، پس از امضای پیمان امنیتی میان کابل و واشنگتن در سال 2014 میلادی مطرح شده است.

وضعیت افغانستان پس از انعقاد پیمان امنیتی با آمریکا

«حامد کرزی» و بخش عظیمی از مردم افغانستان با امضای پیمان امنیتی آمریکا با دولت این کشور موافق نبودند و روابط کرزی با دولت اوباما در واپسین روزهای دولت گذشته افغانستان، به همین دلیل به یک تنش و دلسردی شدید آمریکا از کرزی مبدل انجامیده بود.

«اشرف غنی» همسو با سیاست‌های ایالات متحده در منطقه، برای بقای قدرت خود می‌کوشد که رفتاری مخالف سیاست کرزی در برابر آمریکا اتخاذ کند.

او با امضای پیمان امنیتی آمریکا به عنوان نخستین اقدامش پس از تحلیف ریاست جمهوری، نشان داد که به حمایت آمریکا خوشبین، وابسته و متعهد است.

اما پس از امضا شدن این پیمان و روی کار آمدن دولت وحدت ملی در افغانستان، ولایت استراتژیک قندوز در شمال افغانستان دو مرتبه طی سال‌های 2015 و 2016 سقوط کرد و مدیریت و اداره بسیاری از ولسوالی‌ها میان دولت و گروه طالبان پاس‌کاری شدند.

«گروه طالبان» در سه سال اخیر با استفاده از ضعف و سردرگمی دولت وحدت ملی به قدرتی مضاعف دست یافت که طبق آخرین آمار «اداره بازرس ویژه آمریکا برای بازسازی افغانستان» در حال حاضر 44 درصد جغرافیای افغانستان تحت نفوذ و کنترل طالبان است.

همچنین گروه طالبان موفق شده است تا عملیات‌های ویژه و جنگ‌های پراکنده خود را به طور همزمان در چندین نقطه از سرتاسر افغانستان مدیریت کرده و قدرت نظامی دولت کابل را به چالش بکشد.

«گروه تروریستی داعش» نیز پس از امضای پیمان امنیتی از شرق افغانستان ظهور کرد و اکنون به طور منظم و سازماندهی شده در حال قتل‌عام شیعیان کابل و هرات و انجام حملات و فعالیت‌های تروریستی در برخی ولایت‌های این کشور است.

آگاهان افغانستان همچون «وحید مژده» بر این باورند که داعش افغانستان محصول اتاق فکر آمریکا و عربستان است و طرح تهدید رقبای منطقه‌ای آنها را دنبال می‌کند.

اکنون گروه داعش توانسته است تا شمال افغانستان را به یک منطقه ناامن مبدل کند و به نقل از «ضمیر کابلوف» نماینده ویژه کرملین در امور افغانستان، گزارش‌های بسیاری از انتقال داعشی‌ها از سوریه و عراق توسط آمریکا به شمال افغانستان و همچنین کمک‌رسانی آمریکا به این گروه منتشر شده است.

استعفای اتمر؛ تغییر «محور روسیه و چین» به جای «محور آمریکایی»

«حنیف اتمر» مشاور مستعفی شورای امنیت ملی و استراتژیست دولت وحدت ملی، کسی بود که پیمان امنیتی آمریکا را با حضور «جیمز کانینگهام» سفیر وقت آمریکا در افغانستان امضا کرد.

اما زمانی که چندی قبل استعفانامه‌اش منتشر شد، دلایل کناره‌گیری وی از حکومت وحدت ملی نشان از «اوج اختلافات» میان او و اشرف غنی داشت.

این مسئله نشان از متزلزل شدن جبهه ائتلاف آمریکایی و تلاش‌ها برای شکل‌گیری ائتلافی با محوریت روسیه و چین برای در دست گرفتن کنترل منطقه است که مدیریت «جنگ و صلح و انتخابات» افغانستان، از الزامات این طرح است.

اتمر طی سه سال اخیر به عنوان مشاور امنیت ملی افغانستان چند بار به «روسیه» سفر کرد و پیرامون موضوعاتی همچون ایفای نقش کرملین در روند صلح و درخواست کمک تسلیحاتی روسیه به افغانستان صحبت‌های جدی داشت.

آمریکا از دخالت روسیه در قضیه صلح با طالبان و همچنین هر نوع مداخله نظامی در افغانستان ناراضی است. سایر بازیگران قدرت همچون «انگلیس» نیز گویا از مأموریت فرسایشی و بی‌نتیجه آمریکا در منطقه و همچنین مانورها و یکه‌تازی‌های ترامپ به تنگ آمده‌اند.

اتمر دلایلش برای جدا کردن راه خود از اشرف غنی را در این موارد تشریح کرد: اختلافات جدی با سیاست‌ها و روش‌های سطح رهبری دولت در عرصه حفظ و تحکیم وحدت و اجماع ملی، تامین صلح و امنیت، مدیریت سیاسی و امور انتخابات، حکومتداری خوب و تحکیم روابط منطقه‌ای و بین‌المللی کشور در ماه‌های اخیر.

در حالی که تحلیل مشخصی از این استعفا در افکار عمومی و رسانه‌های افغانستان منتشر نشد اما امر واضح این است که اختلاف‌نظرها میان طرفین به اندازه‌ای جدی و عمیق بود که اتمر سریعا پس از کناره‌گیری از دولت در خانه «صبغت‌الله مجددی» و در کنار چهره‌هایی همچون حامد کرزی، یونس قانونی و محمد محقق، مخالفت خود با تداوم پیمان امنیتی میان آمریکا و افغانستان اعلام کرد.

تیم مشاوران اشرف غنی در ارگ همچون «فضل محمود فضلی» نیز پس از خروج اتمر از ارگ، به بستن اتهام‌هایی علیه اتمر و رسانه‌ای کردن آن اتهام‌ها آغاز کردند تا مانع قدرت یافتن اتمر در فعالیت‌های پس از ارگ شوند.

شکست پیمان امنیتی واشنگتن

به نظر می‌رسد وضعیت بحرانی و نامطلوب افغانستان برای افغان‌ها، دامنه نارضایتی‌ها از آمریکا و سیاست‌های ناکامی که واشنگتن در افغانستان دنبال می‌کند را رو به گسترش خواهد برد.

در حال حاضر بغرنج شدن وضعیت موجب شده تا غیر از تعداد اندکی از ارگ‌نشینان، اکثریت الیت سیاسی اعم از اعضای پارلمان و احزاب، از برآیند پیمان امنیتی آمریکا و تداوم سیاست‌های کاخ سفید در افغانستان رضایتی نداشته باشند.

آمریکا به منظور ایجاد تهدید برای رقبای منطقه‌ای‌اش همچون روسیه و چین، گروه تکفیری و تروریستی را در افغانستان ایجاد و حمایت کرد که این گروه تاکنون جنایات زیادی در این کشور مرتکب شده و پتانسیل فاجعه را در افغانستان و منطقه رقم زده است.

نتیجه مأموریتی که آمریکا پس از حادثه 11 سپتامبر در افغانستان آغاز کرد، چیزی غیر از فقر، جنگ، ناامیدی و تلفات هر روزه افغان‌ها نبوده و فعالیت‌های ایالات متحده زیر چتر پیمان امنیتی با کابل نیز وضع را بدتر از قبل کرده است.

بحران افغانستان ریشه در تضاد منافع منطقه‌ای دارد و شواهد نشان می‌دهند که ائتلافی با محوریت چین و روسیه تلاش می‌کنند حضور بحران‌ساز آمریکا را زیرسوال ببرند و طرحی واقع‌گرایانه و سازنده برای افغانستان ارائه کنند.

روسیه و چین تاکنون نشان داده‌اند امنیت خودشان را در گرو امنیت افغانستان و منطقه می‌دانند و بر خلاف آمریکا که طی این سال‌ها از آب گل‌آلود وضعیت فعلی ماهی مراد گرفته است، به حل بحران افغانستان و حل مناقشه میان طالبان و دولت کابل خواهند پرداخت.

گروه طالبان نیز به عنوان یک بازیگر قدرتمند و انکارناپذیر افغانستان، با ایجاد روابط استراتژیک با قدرت‌های منطقه به قدرت یافتن این ائتلاف و سروسامان بخشیدن به وضعیت افغانستان کمک خواهد کرد.

آخرین تحولات در 27 روز مانده به انتخابات افغانستان

در پی درخواست و پا فشاری احزاب سیاسی، کمیسیون انتخابات افغانستان وعده استفاده ازدستگاه ثبت بیومتریک رای دهندگان را به منظور شفافیت آرا در انتخابات پیش رو مجلس نمایندگان پذیرفت و اعلام کرد که یک شرکت آلمانی این خدمات را ارایه خواهد کرد.

به گزارش ایرنا، خبر این تحول مهم را نخست ، «عبدالله عبدالله» رئیس اجرایی دولت وحدت ملی افغانستان پس از فشارهای مستمر احزاب سیاسی و اقدام به بستن دفاتر کمیسیون و اعتراضات زیاد در مرکز و استان های این کشور در روز 29 شهریور ماه گذشته در آیین تجلیل از سال روز شهادت «برهان الدین ربانی» رئیس سابق شورای عالی صلح افغانستان اعلام کرد و گفت که کمیسیون انتخابات استفاده از ابراز الکترونیکی برای ثبت بیومتریک رای دهندگان را در انتخابات پیشرو پذیرفته است.
«محمد اشرف غنی» رئیس جمهوری افغانستان نیز امروز یکشنبه در کابل گفت که بیومتریک کردن رای دهندگان یک گام مهم در راستای شفافیت انتخابات است و پس از این هیچ کس و به هیچ بهانه ای حق مسدود کردن دفاتر کمیسیون انتخابات را ندارد.
غنی خطاب به طالبان گفت که مردم افغانستان از مسیر انتخابات آینده سیاسی خود را تعیین می کنند ، اما طالبان می خواهد با سلاح بر نوشت مردم حاکم شود.
«سید حفیظ الله هاشمی» یکی از اعضای کمیسیون انتخابات افغانستان که نقش سخنگو را نیز دارد روز شنبه اعلام کرد که شرکتی اروپایی بیش از 22 هزار دستگاه بیومتریک را برای کمیسیون فراهم می کند و با این کار شفافیت انتخابات بیش از پیش فراهم خواهد شد.
باتوجه به این که در افغانستان شبکه سراسری برق و زیرساخت تامین مطمئن برق در اغلب شهرها وجود ندارد وی گفت که این دستگاه ها تا 72 ساعت بدون برق کار می کنند که 10 ساعت آن توسط باطری های این دستگاه تامین می شود و یک باطری خارجی هم قدرت تأمین 62 ساعت برق مورد نیاز این دستگاه ها را دارند .
به گفته هاشمی هنگام رای دهی اثر دو انگشت رای دهندگان در دستگاه ثبت می شود و دستگاه به طور خودکار یک نسخه چاپ شده از اثر انگشت شخص را برای پیوست به ته برگ ثبت رای برای افزایش شفافیت چاپ می کند.
کمیسیون انتخابات پیش از این طرح استفاده از بیومتریک را 14 ماه پیش به دلیل کمبود وقت غیر عملی دانسته بود و پس از فشار زیاد احزاب و انتقادها با عملی کردن این طرح موافقت کرد.
برخی اعضای کمیسیون انتخابات افغانستان بیان داشته اند که اعضای رهبری کمیسیون پس از آن به استفاده از بیومتریک در انتخابات پیشرو تصمیم گرفتند که احزاب سیاسی با نمایش هزاران شناسنامه و برچسب انتخاباتی تقلبی، روند ثبت نام رای دهندگان را بد نام کردند.
هاشمی افزود که در هر مرکز رای دهی برای تأمین شفافیت پیش از پیش فهرست افراد که در آن برای رای دهی ثبت نام کرده اند نصب می شود و هیچ فردی خارج از فهرست اجازه رای دادن نخواهد داشت.
کمیسیون انتخابات افغانستان شمار رای دهندگان را بیش از هشت میلیون نفر اعلام کرده و گفته است که این افراد در 28 مهر ماه امسال در 21هزار صندوق اخذ رای که در قالب پنج هزار و 100 حوزه ساماندهی شده اند، می توانند بر اساس ثبت نام خود حضور پیدا کنند.
کمیسیون انتخابات افغانستان ششم تا 26 مهر ماه جاری را برای انجام تبلیغات نامزدان تعیین کرده است و اعلام کرد که مواد لازم برای برگزاری انتخابات به دفتر این کمیسیون در کابل رسیده است .
طی دو روز گذشته و پس از اعلام بیومتریک کردن آرای مردم در روز انتخابات ، انتقاد احزاب سیاسی هم کاهش یافته و دفاتر مسدود شده کمیسیون توسط احزاب در استان ها دوباره گشوده شدند و این تحولات خوشبینی ها را برای برگزاری به موقع انتخابات بیشتر کرده است.
مجلس افغانستان نیز دیروز در نشست علنی خود از بیومتریک کردن آرای مردم در روز انتخابات استقبال کرد و افزود که این کار روند شفافیت را بهبود می بخشد .
دو هزار و 565 تن برای نشستن بر 249 کرسی مجلس رقابت خواهند کرد که در میان آنها 417 تن زن هستند.
انتخابات مجلس مهمترین رویداد سیاسی سال 1397 در افغانستان شمرده می شود که جامعه جهانی، دولت و مردم افغانستان روند تحولات آن را با جدیت دنبال می کنند.

بن‌بست دردناک

۸ صبح : بن‌بست نظامی‌ای که در افغانستان شکل گرفته است،‌ برای حوزه‌ی ضد طالبان بسیار دردناک است.  نیروهای امنیتی قربانی‌های سنگینی تحمل می‌کنند. به گزارش نیویارک تایمز روزانه بین۳۰ تا۴۰ منسوب نیروهای امنیتی افغانستان جان‌شان را از دست می‌دهند. این قربانی سنگین به بسیار وضوح نشان می‌دهد که چقدر بن‌بست نظامی برای حوزه‌ی ضد طالبان دردناک است. نیروهای امنیتی افغان   از مناطقی سربازگیری می‌کنند که گروه طالبان در آن نفوذ ندارند. آن مناطق مشروعیت دولت را به  کلی قبول دارند و به همین دلیل است که جوانان آنان در نیروهای امنیتی خدمت می‌کنند. ارتش و پولیس در کنار وزارت معارف،‌ سکتوری است که بیش‌ترین استخدام را دارند. به همین دلیل است که جوانان   حوزه‌ی ضد طالبان بیش‌تر به استخدام نهادهای امنیتی در می‌آیند.

استخدام در نیروهای امنیتی و دریافت تن‌خواه یک رخ واقعیت است. جوانانی که در حوزه‌ی ضد طالبان زنده‌گی می‌کنند،‌ برای امرار معیشت به صفوف نیروهای مسلح می‌پیوندند. اما این کل واقعیت نیست. این جوانان و خانواده‌های آنان مشروعیت «دولت» افغانستان را قبول دارند. آنان خدمت زیر بیرق افغانستان را امری نامشروع نمی‌دانند. برای آنان جنگ طالبان نامشروع است. به همین دلیل است که آنان به صفوف نیروهای امنیتی می‌پیوندند. رنج بن‌بست نظامی را خانواده‌های سربازان جان باخته بیش‌تر حس می‌کنند. وقتی عزیزان این خانواده‌ها از دست می‌روند، رنج بی‌پایان به آنان تحمیل می‌شود.

برای ساکنان شهرهای بزرگ افغانستان هم تحمل بن‌بست بسیار رنج‌آور است. طالبان توانایی حمله‌های انتحاری به شهرهای بزرگ را دارند. طالبان به شهر موشک شلیک نمی‌کنند که بتوان با تشخیص برد موشک‌ها کمربند امنیتی کابل را وسیع ساخت. طالبان به شهرها انتحاری می‌فرستند. نهادهای کشفی و استخباراتی،‌ در کشف هسته‌های انتحاری گاهی موفق بوده‌اند، ولی آنان نتوانسته‌اند به طور کلی جلو حمله‌های انتحاری طالبان را بگیرند. حمله‌های انتحاری طالبان به هدف ارعاب ساکنان شهرها، قدرت‌نمایی و مشروعیت‌زدایی از نهادهای امنیتی راه‌اندازی می‌شود. حمله‌های انتحاری احساس امنیت روانی و جمعی را  از بین می‌برَد و مردم عام را نسبت به نهادهای امنیتی بی‌باور می‌سازد. حمله‌های انتحاری بر شهرها سبب شده است که ساکنان شهرها، زنده‌ماندن را یک اتفاق بدانند و هر لحظه نگران جان شان باشند. این حالت اضطراب و نگرانی را دایمی می‌سازد.

پس از اعلام استراتژی جنوب آسیای کاخ سفید،‌ نیروهای ناتو مواضع طالبان را بمباردمان کردند. این نیروها به حمایت هوایی از نیروهای امنیتی افغانستان افزودند. طالبان در پاسخ به این وضعیت تاکتیک جدیدی در پیش گرفتند. طالبان حالا تلاش می‌کنند که با راه‌اندازی حمله‌های چریکی برق‌آسا تلفات سنگینی به نیروهای امنیتی تحمیل کنند،‌ اسلحه ضبط کنند و حضور نیرومند در رسانه‌ها داشته باشند. وقتی آنان بتوانند تلفات تحمیل کنند و اسلحه را به دست بیاورند‌،‌ روشن است که سرخط خبرها را هم می‌گیرند. آنان در خبرها بیش‌تر دیده می‌شوند. هدف طالبان از تسخیر موقتی برخی از مراکز ولایات هم همین است. آنان می‌خواهند با اشغال مرکز ولایت،‌ فضای رسانه‌ای را اشغال کنند، جان شمار بیش‌تری از نیروهای امنیتی را بگیرند و اسلحه و تخنیک آنان را با خوشان ببرند.

واضح است که این وضعیت روی استخدام نیرو در نیروهای امنیتی، سرمایه‌گذاری در بازار کار، اقتصاد و امنیت روانی جامعه اثر منفی گذاشته است. افغانستان برای حفظ  «دولت»  بهای بزرگی می‌پردازد. این وضعیت هم معلول خروج نیروهای رزمی ناتو بود. نیروهای جوان امنیتی افغانستان پس از خروج نیروهای ناتو با یک جنگ تمام عیار روبه‌رو شدند. روشن است که نهادهای جوان آن طوری که باید این جنگ را نمی‌توانند مدیریت کنند.

واقعیت دیگر این است که جنگ افغانستان برای امریکایی‌ها هم بسیار خسته‌کن و پرمصرف شده است. افغانستان طولانی‌ترین جنگ تاریخ امریکا است. امریکایی‌ها مثل ویتنام در افغانستان تلفات نمی‌دهند، اما مقدار زیاد پول مصرف می‌کنند. به گزارش رسانه‌های امریکایی سالانه حدود ۵۰ میلیارد دالر امریکا در افغانستان مصرف می‌شود. امریکایی‌ها و ناتو به دلیل دست‌رسی به تکنولوژی پیش‌رفته، از میزان تلفات  نیروهای خود به شدت کاسته‌اند. خروج نیروهای رزمی ناتو هم سبب شده است که این سازمان نقش مستشاری و کمکی در این‌جا داشته باشد. نقش مستشاری و کمکی نیروی زیادی لازم ندارد و طبیعی است که سبب کاهش تلفات می‌شود.

اما جنگ افغانستان واقعیت‌های دیگری هم دارد که نباید نادیده گرفته شود. طالبان مشروعیت اجتماعی گسترده ندارند. این گروه یک جنبش پیشرو ناسیونالیستی نیست. طالبان گروهی است که جهادیسم جهانی آنان را تغذیه‌ی فکری می‌کند. بیش‌تر مردم افغانستان نمی‌خواهند به حاکمیت آنان برگردند. آنان مثل جنبش وایت‌کنگ‌ها یا مثل گروه ببرهای تامیل از یک جنبش ناسیونالیستی محبوب نماینده‌گی نمی‌کنند.

به همین دلیل است که هرچه بن‌بست دردناک‌تر می‌شود،‌ محبوبیت طالبان بیش‌تر نمی‌شود. این واقعیت برای افغانستان و قدرت‌های حامی آن، فرصت چانه‌زنی بیش‌تر در تلاش‌های سیاسی برای پایان جنگ می‌دهد.

چـه خبـر از مبـارزه با فساد؟

ماندگار : شانزده‌سال چیزی کم یا زیاد از حضور جامعۀ جهانی در افغانستان می‌گذرد. در این سال‌ها جامعۀ جهانی پول‌های هنگفتی را زیر نام کمک به افغانستان در اختیار حکومت گذاشت و یا از طریق نهادهای خود در پروژه‌های مختلفی صرف کرد. این پول‌ها در نخستین سال‌ها تحولی در زنده‌گی مردم ایجاد کرد و سبب شد که شهرها و روستاها قدری تغییر چهره بدهند و مردم به امکانات حداقلی دسترسی بیابند. اما این کمک‌ها به‌همان میزانی‌که وارد کشور شد، در راه‌های بازسازی و عمران جامعه به مصرف نرسید. بخش بزرگی از این کمک‌های میلیارد دالری در چرخۀ فساد دولتی و نهاد‌های بین المللی بدون آن که برای مردم افغانستان کم‌ترین سودی را به ارمغان داشته باشد حیف و میل شد. حالا بازرس ویژۀ امریکا در امور بازسازی افغانستان اذعان کرده است که مقدار بسیار هنگفتی از پول‌های کمک‌شده به این کشور ضایع شده است. جان سپکو در یک گفت‌وگو با روزنامۀ تورنتواستار گفته است: «از ۱۷سال به این‌سو یعنی از زمان آغاز جنگ تحت رهبری امریکا در افغانستان، این کشور هنوزهم به مشکلات وسیع دست به گریبان است، ظرفیت و توانایی قوای امنیتی افغانستان هنوزهم با سوال روبه‌‌رو است، فساد اداری هم‌‌چنان ادامه دارد و تولید مواد مخدر هنوزهم منبع مهم تمویل جنگ‌ جویان مخالف حکومت افغانستان می‌باشد.» آقای سپکو تصریح کرده است که «امریکا در یک زمان بسیار کم پول بسیار زیاد را در افغانستان مصرف کرده ‌است که خیلی بیشتر از ظرفیت اقتصادی کشور کوچکی مانند افغانستان می‌باشد.»این سخنان بیان‌گر آن‌اند که فساد اداری هنوز به‌عنوان چالش بزرگ در برابر حکومت وحدت ملی قرار دارد و این حکومت در نزدیک به پنج‌سال گذشته با وجود تعهدات معین و مشخص به جامعه جهانی و مردم افغانستان ناکام بوده است. آقای غنی زمانی‌که سوگند وفاداری یاد می‌کرد، با صراحت بیان اطمینان داد که اولویت حکومت او مبارزه با فساد خواهد بود. او طی این سال‌ها همواره فساد را میراث شوم حکومت قبلی خوانده و گفته که در این مورد هیچ‌گونه مصلحتی را در نظر نمی‌گیرد. آقای غنی به‌عنوان نمونه نخستین برخورد با فساد را از پروندۀ کابل بانک که بحث حثیتی را برای جامعه جهانی پیدا کرده بود، آغاز کرد، اما بدون آن که در این مورد موفقیتی حاصل کند با یک نمایش کاملا طراحی‌شده و مضحک قضیۀ کابل بانک را به نفع خود مصادره کرد. پس از آن نیز با چند حرکت نمادین مثل به‌وجودآوردن دادگاه ویژه برای محاکمۀ مجرمان متهم به فساد، تلاش کرد که جدیت خود را در این راه به نمایش بگذارد. اما حالا مشخص شده است که آقای غنی نه تنها در مبارزه با فساد از حکومت قبلی ناکام‌تر بوده که حتا خود نیز ید طولا در این عرصه داشته است. پروژۀ پروموت که در اختیار دفتر بانوی نخست قرار گرفت، به منبعی از فساد و خورد و برد تبدیل شد. براساس آمار رسمی بانوی نخست کشور از این پروژه بیش از ۱۱۶ میلیون دالر حیف و میل کرده است. وقتی بانوی نخست کشور چنین در فساد مالی و اداری غرق است آن گاه از دیگر نهادها چه توقعی می‌توان داشت؟ چه‌گونه می‌توان به سخنان آقای غنی در مبارزه با فساد اعتماد کرد؟ وقتی نهاد کنار دست آقای غنی چنین در فساد غرق شده، از کجا معلوم که نهاد ریاست‌جمهوری چه‌قدر در عمیق‌شدن فاجعۀ فساد در کشور دست داشته است؟ باور اصلی این است که فساد چه در حکومت پیشین و چه در حکومت فعلی بخشی از فرهنگ حکومتداران بوده است. فساد در رده‌های پایین چندان عمیق و سیستماتیک نیست، بل آن‌چه که می‌تواند مایۀ نگرانی باشد، فساد در رده‌های بالا است. فسادی که به صورت سیتماتیک انجام می‌شود و امکانات را از کشور بیرون می‌کند. آقای سپکو می‌گوید که پول‌هایی‌که برای بازسازی افغانستان داده شده، بخش بزرگ آن در حساب‌های بانکی دبی انتقال داده شده و یا برای خرید خانه‌ها در ایالت وریجینای امریکا و شهر ونکوور کانادا مصرف شده‌است. این پول‌ها را کی‌ها از افغانستان بیرون کرده اند؟ آیا ماموران و کارمندان عادی حکومت توانایی آن‌را دارند که دست به چنین اختلاس‌های بزرگی بزنند؟ بدون شک خیر؟ وقتی پول‌های کلان این چنینی از کشور بیرون ساخته می‌شود، بدون شک نهادها و افرادی بوده‌اند که توانایی چنین پول‌شویی‌های کلانی را داشته‌اند. حکومت وحدت ملی اگر در مدت باقی‌مانده از عمرش هر تلاشی را برای مبارزه با فساد در کشور انجام دهد به هیچ نتیجۀ قابل لمسی نمی‌رسد. چون این حکومت خود ترویج‌کننده و گسترش‌دهندۀ فساد در کشور است. فساد مالی و اداری معضل کلان جامعۀ ماست که نان دسترخوان محرمان جامعه را گرفته است. کجا شد شعارهای آقای غنی که می‌گفت در خدمت افراد بی‌بضاعت و کم‌درآمد قرار خواهد داشت؟ کجا شد، یک میلیون شغلی‌که آقای غنی از ایجاد آن‌ها در زمان مبارزات انتخاباتی خود سخن می‌گفت؟ فساد مالی و اداری چیزی نیست که بتوان به ساده‌گی از کنار آن گذشت. اگر حکومت افغانستان توانایی مبارزه با این امر را ندارد، باید سازمان‌های خارجی به کمک مردم افغانستان بشتابند تا آن‌ها را از چنین بیماری مهلکی نجات بخشند.

داعش منطقه آسیای مرکزی را تهدید می کند

با توجه به گسترش فعالیت های تروریستی گروه داعش در شمال افغانستان و تصمیم آنها برای ورود به منطقه آسیای مرکزی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح سازمان پیمان امنیت جمعی از طرح موسوم به خلافت بزرگ گروه تروریستی داعش در این منطقه سخن به عمل آورد.

به گزارش خبرگزاری اسپوتنیک، آناتولی سیداراف رئیس ستاد کل نیروهای مسلح سازمان پیمان امنیت جمعی با توجه به برگزاری مانور آتی ‘برادران هم رزم 2018’ در نشست خبری گفت، منطقه آسیای مرکزی در حال حاضر با تنش های بسیار روبرو شده است و مهمترین تهدیدات کنونی کشورهای این منطقه فعالیت های گروه های تروریستی داعش است. متاسفانه کشور افغانستان هم اکنون به محل امن این گروه تروریستی در منطقه تبدیل شده است.
به گفته ژنرال سیداراف، گروه تروریستی داعش قصد دارد از افغانستان به عنوان مرکز مهم آموزش نیروهای خود استفاده کند که برای تحقق طرح موسوم به خلافت بزرگ که قلمرو کشورهای آسیای مرکزی و جنوب شرق آسیا را شامل می شود، وارد عمل شوند، زیرا این گروه تروریستی همچنان به جذب شهروندان کشورهای آسیای مرکزی از جمله ازبکستان و تاجیکستان به صفوف خود ادامه می دهد.
ژنرال آناتولی سیداراف در ادامه افزود، در جریان برگزاری رزمایش مشترک نظامی همزمان نیروهای سازمان پیمان امنیت جمعی در قلمرو روسیه، تاجیکستان، قزاقستان و قرقیزستان موسوم به ‘برادران هم رزم 2018’، راهکارهای واکنش سریع این نیروها برای مقابله با هرنوع تجاوز و یا تحرکات گروه تروریستی داعش تمرین خواهد شد.
رزمایش مشترک نظامی همزمان نیروهای سازمان پیمان امنیت جمعی در قلمرو روسیه، تاجیکستان، قزاقستان و قرقیزستان طی روزهای اول و دوم نوامبر سال جاری موسوم به ‘برادران هم رزم 2018 ‘ برگزار می شود و هدف از این تمرین ها مقابله با تحرکات گروه های تروریستی به ویژه داعش است که در شمال افغانستان مستقر شده اند

فصل جدید روابط میان پاکستان و روسیه

ایرنا – پاکستان متحد پیشین آمریکا، دوست چین برای تمام فصول و تنها رقیب هسته ای هند در جنوب آسیا، از حدود چهار سال پیش به سمت گسترش همکاری های جامع بویژه در حوزه نظامی و دفاعی با روسیه به عنوان ابرقدرت شرق چرخش کرد؛ چرخشی که با استقبال گرم روس ها مواجه شد.

به گزارش خبرگزاری نشنال اینترست، روسیه در چند سال اخیر توانسته علاوه بر حفظ نفوذ بر منطقه آسیای مرکزی تسلط خوبی بر برخی از کشورهای آسیای شرقی از جمله پاکستان نیز داشته باشد. روابط کنونی میان پاکستان و روسیه هم اکنون تنها در قالب فروش هلی کوپترهای جنگی نیست و همکاری های دو کشور وارد مرحله جدیدی از جمله داشتن مانور مشترک آموزشی و همکاری دفاعی نظامی برای آموزش افسران پاکستانی شده است.
به گفته کمال عالم محقق مرکز مطالعاتی بریتانیا، از آنجا که توجه همه دنیا غرب بر موضوع ساخت مسیرهای حمل و نقلی چین و پاکستان از طریق پروژه جدید جاده ابریشم است، پاکستان و روسیه به آرامی با همکاری مشترک خود از گروه تروریستی طالبان حمایت می کنند تا در مقابل دولت افغانستان تحت حمایت آمریکا ایستادگی کند. هر دو کشور هم اکنون براین باورند که جنگ آمریکا در افغانستان به عنوان تهدیدی علیه امنیت آنان است.
بر اساس ادعای کمال عالم، در حال حاضر می توان رقابت منطقه ای میان آمریکا و روسیه در منطقه را در روابط میان آمریکا و هند و روسیه و پاکستان مشاهده کرد.
آمریکا هرگز تمایل ندارد تا پاکستان رقیب دیرینه هند از لحاظ امنیتی و تسلیحاتی یک مرحله بالاتر از دهلی نو باشد. از طرف دیگر دولت مسکو به خوبی این نوع نگاه را تشخیص داده و در حال تقویت ضعف امنیتی و تسلیحاتی دولت اسلام آباد است.
روسیه در چند ماه گذشته توانسته به زیرکی از سیاست های سختگیرانه دولت دونالد ترامپ از جمله قطع کمک های نظامی و تعلیق آموزش های افسران پاکستان سوء استفاده کند و روابط جدید آموزشی نظامی با کشور پاکستان برقرار کند. از طرف دیگر با نزدیک شدن دولت اسلام آباد به تهران، دو کشور روسیه و چین توانسته اند فرصت خوبی برای شکست دادن رقیب بزرگ منطقه ای خود آمریکا بدست آوردند.
به گفته کارشناسان منطقه، از آنجا که هند نیز به دنبال خرید نسل جدید سلاح از جمله سامانه موشکی اس-400 از روسیه است و قراردادی به ارزش چهار میلیارد و 500 میلیون دلار در این زمینه بین دو کشور نهایی شده است، اشتها و انگیزه پاکستان به عنوان رقیب تسلیحاتی هند در جنوب آسیا برای خرید سلاح از روسیه دوچندان شده است.
علاوه بر رقابت با هند بر سر خرید تسلیحات پیشرفته از روسیه، یکی از مهم ترین عواملی که سبب انگیزه مضاعف اسلام آباد برای نگاه به سمت سلاح های روسیه شده، عقب نشینی آمریکا از فروش سلاح از جمله جنگنده های پیشرفته اف-16 به پاکستان است. آمریکا طبق توافقی که با پاکستان انجام داده بود، قرار بود در سال 2016 تعدادی از این جنگنده ها را به پاکستان بفروشد اما کنگره به این بهانه که پاکستان در امر مبارزه با تروریسم کم کاری می کند، مانع از اجرای قرارداد فروش اف-16 به پاکستان شد.
همچنین کارشکنی آمریکا برای ادامه پرداخت کمک های مالی به پاکستان در ازای همکاری این کشور با آنچه آمریکا جنگ علیه تروریسم در منطقه می نامد، باعث شد پاکستان دیگر امیدی به کمک های مالی که از زمان شروع جنگ افغانستان به اسلام آباد پرداخت می شد، نداشته باشد.
سیر نزولی روابط آمریکا و پاکستان که در دوره ریاست جمهوری ترامپ شدت بیشتری یافته است، به یکی دیگر از دلایل نگاه عمیق تر اسلام آباد به توسعه مناسبات با مسکو در زمینه های مختلف تبدیل شده است.

.

Sarzamine Aryan - سرزمین آریان © 2016