اخبار روز : جدال تازه کمیسیون انتخابات و احزاب؛ کمیسیون نگران تاخیر در انتخابات است

 جدال تازه کمیسیون انتخابات و احزاب؛ کمیسیون نگران تاخیر در انتخابات است

حق نشر عکسGETTY IMAGESImage captionکمیسیون مستقل انتخابات از احتمال تاخیر در برگزاری انتخابات ابراز نگرانی کرد

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان می‌گوید بسته شدن دروازه‌های دفاتر آنها در ولایات ممکن است برگزاری انتخابات را با تاخیر روبرو کند.

حامیان ائتلاف بزرگ ملی افغانستان که متشکل از ۳۵ حزب و جریان سیاسی مطرح است، روز گذشته دروازه دفاتر کمیسیون مستقل انتخابات را در ولایات هرات، قندهار و بلخ بستند.

شما زیادی از احزاب افغانستان از چندین ماه به این سو از شفافیت روند انتخابات انتقاد دارند و خواست‌هایی چون استفاده از بایومتریک/انگشت نگاری در انتخابات، تغییر سیستم انتخاباتی و نظارت از انتخابات توسط احزاب را مطرح کردند.

آنها گفته بودند که در صورت عملی نشدن خواست‌های‌شان دست به اعتراضات و نافرمانی‌های مدنی می‌زنند.

روز گذشته پس از بسته شدن دروازه شماری از دفاتر ولایتی کمیسیون انتخابات، معاون وزارت داخله/کشور افغانستان این کار آنها را غیرقانونی خواند.

اخترمحمد ابراهیمی، در یک پیام ویدئویی گفت هر شهروندی حق دارد مطابق قانون خواست‌های خود را مطرح کند اما هیچ کسی حق ندارد نظم عامه را اخلال کرده و کار نهادهایی را که خدمات اجتماعی ارائه می‌کنند و یا یک پروسه ملی را پیش می‌برند، مختل کند.

او از مردم خواست مانع همچو اقدامات شوند و به همه نیروهای امنیتی وظیفه سپرد که برای تامین امنیت دفاتر انتخاباتی و پیشبرد نورمال وظایف کارکنان آنها، در صورت ضرورت از ‘زور ‘ هم استفاده کنند.

گفته می‌شود که امروز خیمه تحصن معترضان در مقابل دفتر کمیسیون مستقل انتخابات در هرات نیز از سوی نیروهای امنیتی برچیده شده و پلیس پنج نفر را در ارتباط با ایجاد مانع مقابل دفتر کمیسیون بازداشت کرده است.

معترضان اما در قندهار گفتند اگر خیمه آنها هم برچیده شود، روی جاده می‌نشینند.

حق نشر عکسFAZL GHANI HAQMALImage captionاحزاب افغانستان پیش از این راهپیمایی و تجمعات اعتراضی را نیز راه اندازی کرده بودند

گلاجان عبدالبدیع صیاد، رئیس کمیسیون مستقل انتخابات امروز یکشنبه ۲۵ سنبله/شهریور در یک نشست خبری گفت حکومت نیز باید به موقع و اقدمات جدی برای رفع مشکلات کمیسیون روی دست گیرد.

او گفت کسانی که دروازه دفاتر کمیسیون را می‌بندند، باعث تاخیر در انتخابات می‌شوند و مسئول هستند.

آقای صیاد از احزاب سیاسی خواست تا خواست‌های قانونی خود را با آنها مطرح سازند و تلاش کنند از راه گفت‌وگو راه حلی برای رفع نگرانی آنها پیدا کنند.

حق نشر عکسNOOR RAHMAN AKHLAQIImage captionائتلاف ملی شناسنامه‌های جعلی را برای خبرنگاران همرسانی کرد

ائتلاف بزرگ ملی افغانستان چندی پیش خواهان باطل شدن روند ثبت نام رای دهندگان شد و اعلام کرد که در این روند تقلب‌های گسترده صورت گرفته است. به تازگی نیز نمایندگان آنها هزاران شناسنامه تقلبی را که برچسب انتخاباتی داشتند، به رسانه‌ها نشان دادند. بی‌بی‌سی نیز دریافت که شماری از این شناسنامه‌ها در بانک اطلاعاتی کمیسیون ثبت شده است.

امروز کمیسیون مستقل انتخابات اعلام کرد که آنها با استفاده از سیستم‌های خود فهرست رای دهندگان را از شناسنامه‌های تقلبی و تکراری پاک می‌کنند و به طور نمونه اکنون فهرست رای دهندگان زابل، پنجشیر، فراه و سرپل را منتشر کردند.

به گفته رئیس کمیسیون تاکنون مشخصات هشت میلیون رای دهنده ثبت بانک اطلاعات شده و کار ثبت بیش از یک میلیون رای دهنده دیگر ادامه دارد.

انتخابات پارلمانی افغانستان قرار است در ماه میزان/ مهر برگزار شود. برای اشتراک در این انتخابات بیش از ۹ میلیون رای دهنده ثبت نام کردند.

 

وزیر مهاجرین افغانستان از وضعیت بد پناهجویان این کشور در یونان، اندونزی و ترکیه خبر داد.

سید حسین عالمی بلخی امروز شنبه ۲۴ سنبله/شهریور در یک نشست خبری گفت این سه کشور، مسیر ترانزیتی/عبوری بسیاری از شهروندان افغانستان برای رسیدن به هفتاد کشور دیگر است.

او گفت: “وضعیت مهاجرین ما در یونان، اندونزی و ترکیه بدتر از همه جا است. بدترین وضعیت را مهاجرین ما در این سه کشور دارند. بعضا مشکلات اخلاقی به وجود می‌آید، بعضا مسایل ناهنجاری را ما می‌شنویم که خیلی مناسب نمی‌دانم تعبیر صریح و روشن داشته باشم. آزار و اذیت است، آزار و اذیت جنسی است که در این مسیرها که ترانزیت است، صورت می‌گیرد، مخصوصا در جزایر مربوط به یونان.”

آقای بلخی گفت در تلاش هستند برای حل مشکل مهاجرین آتشه خاص مهاجرین را در این سه کشور ایجاد کنند. اکنون افغانستان در کشورهای ایران و پاکستان نیز آتشه مهاجرین دارد.

وزیر مهاجرین گفت آتشه مهاجرین برای کشورهای ترکیه و یونان تعیین شدند که منتظر تاییدی کشورهای میزبان هستند تا کارشان را شروع کنند.

به اساس معلومات او در کشور ترکیه، ۱۷۰ هزار مهاجر افغان حضور دارند که شامل بیش از سی هزار پناهجویان با مدرک اقامت در ترکیه، ۲۴ هزار نفر که اقامت کوتاه مدت دارند، ۴ هزار دانشجو با اقامت تحصیلی و متباقی مهاجرین بدون مدرک است.

آقای بلخی همچنین گفت که پس از این هیچ اخراج اجباری از ترکیه صورت نخواهد گرفت و پناهجویان به گونه داوطلبانه به افغانستان برگشتانده خواهند شد.

وزارت مهاجرین آماری از شمار مهاجرین در یونان و اندونزی ارائه نکرد.

 

کاهش شمار اخراجی‌ها از اروپا

وزیر مهاجرین افغانستان می‌گوید اخراج مهاجرین افغانستان از کشورهای اروپایی نیز کمتر شده است.

به گفته او، در سال جاری میلادی تاکنون ۵۲۰ نفر از کشورهای اروپایی به افغانستان برگشتانده شدند که این رقم در سال گذشته ۷۸۰ نفر و در سال ۲۰۱۶، ۵۸۰ نفر بود.

به اساس اطلاعات او، نزدیک به ۱۵۰۰ نفر نیز از کشورهای اروپایی داوطلبانه به افغانستان برگشتند.

او همچنین گفت کشور آلمان تعهد کرده تنها پناهندگانی را که مرتکب جرایم می‌شوند از کشورش اخراج کند.

آقای بلخی افزود که آلمان و سوئد/سویدن همچنین بررسی دوباره پرونده‌های رد شده مهاجرین را آغاز کردند.

حق نشر عکسGETTY IMAGESImage captionدر سال جاری میلادی بیشتر از پنجصد مهاجر افغان از کشورهای اروپایی اخراج شدند

بهبود وضعیت مهاجرین افغانستان در ایران و پاکستان

وزیر مهاجرین افغانستان از بهبود وضعیت مهاجرین در کشورهای ایران و پاکستان نیز خبر داد، دو کشوری که میزبان بیشترین مهاجرین افغانستان هستند.

او از فراهم شدن زمینه تحصیل برای نزدیک به ۸۰ هزار کودک بدون مدرک در مدارس ایران، از بین رفتن محدودیت در رشته‌های تحصیلات عالی و محدودیت شهری برای دانشجویان مهاجر، فراهم شدن زمینه برگشت مهاجرین از ایران به افغانستان بدون باطل شدن مدرک اقامتی‌شان و آغاز روند ثبت نام مهاجرین بدون اسناد در پاکستان به عنوان نمونه یاد کرد.

به اساس آمار وزارت مهاجرین افغانستان، در ایران ۹۵۰ هزار مهاجر با کارت پناهندگی، ۴۵۰ هزار نفر با پاسپورت اقامت کوتاه مدت، ۸۰۰ هزار پناهنده بدون مدرک که شناسایی شدند و ممکن حدود ۴۰۰ هزار نفر فاقد مدرک که شناسایی نشدند، زندگی می‌کنند.

وزارت مهاجرین همچنین می‌گوید در پاکستان ۱.۴ میلیون مهاجر با کارت پناهندگی، حدود ۷۰۰ هزار مهاجر بدون مدرک که شناسایی شدند و ممکن ۴۰۰ هزار مهاجر بدون مدرک که شناسایی نشدند، زندگی می‌کنند.

 

سرنوشت سیاسی ژنرال دوستم چه می‌شود؟

 

نوید پیغامپژوهشگر امور سیاسی و اقتصادی

نوید پیغام، پژوهشگر امور سیاسی و اقتصادی، در این مطلب دیدگاه‌های خود را درباره عملکرد عبدالرشید دوستم، معاون اول ریاست جمهوری پس از بازگشت از ترکیه، جنجال بازداشت نماینده ویژه او نظام‌الدین قیصاری و خواسته‌های معترضان شمال افغانستان نوشته است.

حق نشر عکسAFP

ژنرال دوستم در پیامی که به مناسبت هفته شهید و یادبود از هفدهمین سالمرگ احمدشاه مسعود فرستاده بود، بار دگر قضیه بازداشت قیصارى را یادهانى کرد. محتواى پیام حاوی گلایه‌ها، تضرع و در عین حال هشدار، عتاب و مجموعه‌ای از احساسات متفاوت مانند سردرگمى، استیصال و عجز بود.

تعدادى از سخنرانان این مراسم با روش‌های بیان مختلف بر رهبرى حکومت مخصوصاً رئیس جمهوری تاختند که در بین آنها، پیام آقاى دوستم شاید یکى از تندترین‌ها بوده باشد. در کشورى مانند افغانستان که ساختار قدرت سیاسى و اجرایى آن شدیدا مرکزى است، نقد و گلایه‌ها نیز در اخیر به نام رئیس‌ جمهوری ختم می‌شود.

سئوال این است که آیا واقعاً رئیس جمهور غنى یک مدیر انحصارگر و مستبد است یا اینکه این معاونش است که چنین شرایطی را مهیا کرده و نتوانسته با تغییرات و پیش‌آمدهای سیاسی خود را تطابق دهد؟

خلوت‌نشینى سیاسى

در بیشتر از یک و نیم دهه، تغییرات و تحولاتی که افغانستان در سیاست و نظام دولتدارى تجربه کرد، یکى از افراد مطرحى که تقریباً هیچ گاهى نتوانست با خاطر آرام و بدون دغدغه شامل در پیکره آن باشد، آقاى دوستم بود.

ژنرال دوستم از بدو تاسیس حکومت موقت تا به حال همواره در یک حالت “سردرگمى سیاسى و تلاطم‌هاى مختلف” درگیر بوده است. شاید او یکى از معدود افرادى در سطح بلند سیاسى باشد که تجربه بالفعل تبعید را نیز داشته است.

حق نشر عکسREUTERSImage captionاز چپ: عبدالرشید دوستم، اشرف غنی، سرور دانش

حداقل در یک مورد بر اساس ادعاهاى افراد نزدیک به خودش از نشست هواپیماى حامل او در فرودگاه مزارشریف جلوگیری صورت گرفت، که این عمل، به گفته حامیان آقای دوستم، می‌تواند در مغایرت با ماده ٢٨ قانون اساسى باشد که اتباع این کشور را از هر نوع تبعید مبرا دانسته است.

به هر حال، در کارکردهاى سیاسى آقاى دوستم در حدود شانزده سال گذشته خصوصا در جمع‌آورى حامى، تاثیر بر توازن در انتخابات و به اصطلاح عام “پادشاه‌سازى” تا حدى موثر بوده است.

در ساختارهاى دموکراتیک که در آنها انتخابات مفهوم واقعى خویش را پیدا می‌کند داشتن حلقه بزرگ از حامى موفقیت کوتاه مدت یک سیاستمدار را تشریح می‌کند.

اما چالش اصلى آنگاه آغاز می‌شود که سیاستمداران و احزاب بعد از به قدرت رسیدن باید استعداد اصلى خویش مبنى بر حفاظت از راى حامیان شان و تحقق برنامه هاى خود را به نمایش بگذارند.

زمانیکه بحث از دست دادن قدرت سیاسى مطرح میشود و مخصوصاً اینکه آن سیاستمدار گوشه‌نیشینى اختیار می‌کند یا حداقل طرح و دستاویز معقولى ندارد آنجاست که برازندگى و طریقه برخود او با معادلات و خرد سیاسی‌اش مورد سوال قرار می‌گیرد.

فعالیت‌های آقاى دوستم برای سهمدار شدن بگونه واقعى در حکومت هر بار با منصب‌ها و القاب سمبولیک مملو از دلخوردگى در میدان سیاسى دچار شده، که به نوعى این سوال را در اذهان ایجاد می‌کند که آیا این همه “ناکامى‌ها” از ضعف برخورد خود او با معادلات سیاسى و بازى‌هاى مرتبط به آن است یا اینکه هر که او با آن معامله می‌کند زورگو و مستبد از آب در میآید؟

حق نشر عکسNEZAMUDDIN QAISARI/FACEBOOKImage captionآقای قیصاری (راست) نماینده ویژه ژنرال دوستم در ولایت فاریاب است

پخته‌گى مدنى و سیاسى توده‌ها

بگذریم از جواب سوال بالا که کی مقصر است، اما تاریخچه سیاسی معاون اول تاثیر مستقیم بر قضاوت توده‌ها خواهد داشت، چون مردم تصویر بزرگ از کارکرد‌ها را می‌نگرند تا بازى‌هاى ظریفانه پس پرده را.

قضاوت توده‌ها در مورد سیاستمداران زمانی مشکلزا می‌شود که مردم عادى خاصیت جوابخواهى و حسابگیرى را اتخاذ می‌کنند. نگاه اجمالى بر تظاهراتى که ماه جولاى گذشته در شمال رخ داد به گونه مفصل صحبت از یک بیدارى سیاسى-مدنى در میان افراد عادى دارد.

راهپیمایى‌هایی که به گونه موازى و همآهنگ شده به مدت بیشتر از بیست روز در اضافه تر از هشت ولایت کشور که در آن زنان نیز حضور پُر رنگ داشتند ادامه یافت در تاریخ سیاسى افغانستان تقریباً بى‌سابقه بود.

زمانیکه ما برماهیت دموکراسى و مردم سالارى تمرکز کنیم این نوع از حرکات‌ها پیام امیدوار کننده‌یى از پویایى اقشار مختلف جامعه براى به دست آوردن حقوق شان را می‌رساند.

در عین حالى که جامعه بیدار ضامن استحکام پایه‌هاى دموکراسى و نهادهاى مرتبط به آن است، باعث ایجاد اختلال و چالش به سیاستمدارانى نیز میشود که خود به گونه ژرف درک درست از مفاد دموکراسى ندارند.

حرف دیگرى که توده آگاه و پُر توقع می‌تواند به رهبران ضعیف در بازى‌هاى سیاسى گوشزد کند اینست که حجت و وظیفه ایشان تنها مملو ساختن صندوق‌ها با راى نه بلکه جواب‌خواهى در قبال آن نیز است.

حق نشر عکسEMPICSImage captionاعتراض به دستگیری نظام‌الدین قیصاری زنان را هم به خیابان‌ها کشاند

انفعال سیاسى و چالش‌هاى انتخاباتى

سر درگمى ای که در سیاست افغانستان براى مردم این کشور ایجاد شده، نبود برنامه مشخص و حساب شده و اتکای سیاستمداران به شعارهاى بزرگ در عین حال غیر عملى و آرمانگرایانه خیلى مشابه به هم اند.

احزاب چپ و راست همه با شعارهاى بازسازى، رفاه، انسجام، اتحاد، برابرى، ترقى، تامین عدالت و امثالهم بدون هیچگونه ارائه برنامه مشخص حتا بدون ارائه موجزى براى طرح رسیدن به همان آرمانها با هم در رقابت‌اند.

در چنین بازار سیاسى، تظاهرات آنچنان گسترده‌ای که در شمال به وقوع پیوست، براى یک سیاستمدار کارکشته و موقعیت‌شناس شانس خوبى براى افزایش محبوبیت خویش در بین حامیانش بود.

زمانیکه مردم از حکومت شاکى هستند، بیشتر همدلى و “ِسمپاتى” به سیاستمدارانى میداشته باشند که نقش اپوزیسیون را ایفا می‌کنند.

ژنرال دوستم با وجودیکه در بالاى اهرم قدرت موقعیت دارد ولى این از کسى نهان نیست که صلاحیت‌هاى کارى‌اش به اندازه محدود شده که از او بیشتر یک اپوزیسیون ساخته تا شریک اجرأت امور حکومتى.

در این چنین حالات آقاى دوستم می‌توانست بیشتر از حمایت مردم براى بازپسگیرى صلاحیت‌هاى مندرج در قانون براى معاون اول رئیس جمهور استفاده کند.

همچنین با بکارگیرى امکانات معاونیت اول کوشش‌هاى واضحى را براى رها ساختن فرمانده خویش به خرج می‌داد که در نهایت اگر نتیجه هم نمی‌داد بر هر حال رضایت و همدردى حامیان خویش را جذب کرده و خود را یکه‌تاز اخذ راى هوادارن خویش در انتخابات آینده می‌ساخت.

وقتى کار کردهاى معاون اول رئیس جمهورى را از زمان برگشتش تا به حال مرور کنیم، به جز از سوالات بى‌جواب حامیان‌اش و سرخوده‌گى تظاهر کنندگان به چیزى قابل حسى، حداقل تا به حال نمیتوان اشاره کرد.

اگر باقى کار نیز به همین منوال پیش رود، پی‌آمد آن به زندگى سیاسى آقاى دوستم که به باور بعضی از تحلیلگران یکى از چهره‌هاى منحصرى که کماکان توانسته دوره حامیان خویش را فراخ نگه دارد، منغص بوده و نگهدارى این همه حامى نه چندان مشهود بنظر می‌رسد.

مخصوصاً وقتى به تعامل در حال تغییر مردم شمال که زمانى به سرنهادن به اوامر و خواسته حکومت‌ها مشهور بودند، نظر افگنده شود تظاهرات واپسین حکایه از یک دگرگونى قابل لمسى دارد که دیگر سیاست‌راندن به گونه سنتى و خود محور را برای سیاستمداران سخت خواهد ساخت.

 

 

 

جنگ افغانستان؛ مرگبارتر از جنگ سوریه

به گزارش خبرگزاري صداوسيما ؛ فرانس پرس در گزارشی از کابل به نقل از تحلیلگران نوشت جنگ افغانستان در سال 2018 احتمالا مرگبارتر از جنگ سوریه خواهد بود. در شرایطی که خشونت ها در افغانستان 17 سال پس از تهاجم تحت رهبری آمریکا افزایش یافته است، تحلیلگران می گویند ممکن است امسال جنگ افغانستان از جنگ سوریه به عنوان مرگبارترین جنگ در جهان پیشی بگیرد. این ارزیابی ناگوار در تضاد شدید با دیدگاه عمومی دائما خوشبینانه ائتلاف ناتو در افغانستان درباره جنگ است و بر حس فزاینده ناامیدی در این کشور جنگ زده تاکید دارد.
ناظران می گویند این مسئله نشان می دهد راهبرد دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا درباره افغانستان، همچون راهبردهای اسلاف وی، نتوانسته است اوضاع در میدان نبرد را تغییر دهد.
جانی والش، کارشناس امور افغانستان در موسسه صلح آمریکا، می گوید: «افزایش تلفات در افغانستان و پایان کار احتمالی پیش رو در سوریه… ممکن است (جنگ) افغانستان را به مرگبارترین جنگ در جهان تبدیل کند».
وی افزود: «…اوضاع دائما بدتر می شود».
براساس اعلام دیده بان حقوق بشر سوریه، جنگ در این کشور– که یک دهه پس از جنگ افغانستان آغاز شد — امسال تاکنون جان بیش از 15 هزار نفر را گرفته است.
گریم اسمیت، مشاور گروه بین المللی بحران، در گفتگو با خبرگزاری فرانسه اعلام کرد برخی از نشانه ها «حاکی از آن است که جنگ افغانستان در مسیر گرفتن جان بیش از 20 هزار نفر در درگیری ها در سال 2018 قرار دارد».
وی افزود: «ممکن است این (رقم) از تلفات هر جنگ دیگری احتمالا حتی جنگ در سوریه فراتر رود».
براساس ارزیابی پروژه موسوم به برنامه اطلاعات جنگ اوپسالا در سوئد، که کل تعداد کشته های همه طرف های جنگ در افغانستان را در سال 2017، 19 هزار و 694 مورد برآورد کرد، آمار جدید درباره این کشور، رقمی بی سابقه خواهد بود.
یک گزارش اخیر سازمان ملل نشان می دهد تلفات غیرنظامیان افغان در شش ماه نخست سال 2018 به رقم بی سابقه یک هزار و 692 مورد رسیده است.
نصرت رحیمی سخنگوی وزارت کشور افغانستان تخمین می زند که بین 300 تا 400 «جنگجوی دشمن» هر هفته کشته می شوند.
اطلاعات درباره تلفات نیروهای امنیتی افغان پس از موافقت واشنگتن با درخواست کابل برای به حال محرمانه درآوردن این آمار در سال گذشته، دیگر در اختیار عموم قرار نمی گیرد.
پیش از این اقدام، آمار منتشر شده توسط بازرس کل ویژه آمریکا برای بازسازی افغانستان (سیگار) نشان می داد بیش از پنج هزار نیروی امنیتی افغان هر سال کشته می شدند.
بیشتر تحلیلگران اعتقاد دارند این آمار، واقعیت های میدانی را دست کم می گیرد.
اسمیت می گوید آمار تلفات امسال نیروهای دولتی ممکن است «وحشتناک» باشد.
اطلاعات نشان می دهد طالبان و دیگر گروه های شورشی 14 درصد از 407 منطقه در افغانستان را کنترل می کنند یا بر آنها نفوذ دارند که در مقایسه با پارسال که ترامپ راهبرد خود را اعلام کرد، تغییری نکرده است.
این در حالی است که دولت کنترل 56 درصد خاک افغانستان را در دست دارد که در مقایسه با 57 درصد ماه اوت سال 2017 کاهش یافته است. سایر نقاط افغانستان به عنوان مناطق «مورد مناقشه» قلمداد می شود.

راهبرد آمریکا در افغانستان زیر سایه ابهام

تحقیقات گوناگون درباره بحران افغانستان نشان می‌دهد که سیاست آمریکا در این کشور با ناکامی روبه‌رو شده و دورنمای صلح با طالبان وجود ندارد اما آیا در چنین شرایطی آمریکا نیز چون اتحاد شوروی سابق نیروهای خود را از افغانستان بیرون خواهد برد؟

به گزارش ایسنا، پایگاه خبری دویچه وله گزارش داد، ۱۷ سال از حمله نظامی به افغانستان تحت رهبری آمریکا می‌گذرد و دیگر مشخص شده است که این حمله کارایی نداشته و به نتیجه‌ای مطلوب نرسیده است. هنوز نیروهای ناتو تحت عنوان “پشتیبانی جدی” ۲۰ هزار سرباز را در این کشور مستقر کرده اما این نیرو نیز هیچ تاثیری در برقراری صلح در افغانستان ندارد.

آمریکا و اشرف غنی، رئیس‌جمهوری مورد حمایت آمریکا در افغانستان که در گذشته شهروند آمریکا بوده، ابتدای ماه ژوئن سال جاری میلادی با اعلام آتش‌بس یک‌طرفه به‌مناسبت عید قربان بسیاری را متعجب کردند.

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در ماه اوت سال گذشته میلادی پیشنهاد کرده بود که “راه‌ حلی سیاسی” در افغانستان به وجود آید که در آن دیدگاه “بخش‌هایی از طالبان” نیز گنجانده شود.

اشرف غنی ۲۸ مرداد سال جاری باز هم با پشتیبانی آمریکا آتش‌بسی سه ماه اعلام کرد. این آتش‌بس اما در موردهایی از طرف طالبان شکسته شده است.

اووِ کلوسمان، مفسر اشپیگل آنلاین در این باره نوشته است که گزارش‌های ناتو، نهادهای آمریکا و سازمان معتبر و غیردولتی “گروه بین‌المللی بحران” نشان می‌دهد که آمریکا با حمله به افغانستان همچون بریتانیا و روسیه که پیش‌تر به این کشور حمله کرده بودند، موفقیتی به دست نیاورده و همه این اشغالگران به هنگام حمله قدرت خود را بیش از حد واقعی ارزیابی کرده بودند.

نتیجه تحقیقی که در آغاز سال ۲۰۱۸ از طرف بازرسی امور بازسازی افغانستان انجام شد، نشان می‌دهد که پول‌هایی که از طرف آمریکا به افغانستان سرازیر شدند یکی از عوامل فساد و تضاد در بیشتر گروه‌ها در این کشور بوده است.

این تحقیق به این نتیجه رسیده که آمریکا برای بازسازی افغانستان مبالغ “بسیار زیاد و فوری” در اختیار دولت افغانستان قرار داد اما این پول‌ها برای بازسازی استفاده نشد بلکه به کیسه مالکان بزرگ این کشور سرازیر شد.

همین شرایط تنفر فقرای افغانستان را نسبت به دولت این کشور افزایش داد و طالبان از این امر سود برد. نتیجه این که دولت افغانستان به تدریج کنترل بر نیمی از کشور از جمله ولایت بزرگ هلمند در جنوب غربی این کشور را از دست داد.

گروه بین‌المللی بحران در ژوئن ۲۰۱۴ نیز نسبت به “روند بدتر شدن شرایط امنیتی” در افغانستان هشدار داده بود. در گزارش گروه بین‌المللی بحران از جمله آمده بود که نیروهای آمریکایی با حرکات وحشیانه، آدم‌ربایی و شکنجه مخالفان، شرایط را برای نیرومندتر شدن طالبان فراهم آورده‌اند. طالبان به این وسیله توانست به نیروهای خود که بیشتر آنها از افراد بیکار تشکیل شده‌اند، بیفزاید.

در تحقیقی که از طرف کمیسیون دفاعی و امنیتی ناتو در ماه آوریل سال جاری میلادی انجام شد، مشخص شد که ارتش و پلیس افغانستان دیگر نمی‌توانند در برابر پیشروی طالبان مقاومتی جدی کنند.

در این گزارش آمده است که “رهبری بد” در این کشور سبب شده تا به شمار سربازان فراری از ارتش افغانستان هرچه بیشتر افزوده شود.

فاجعه ناشی از مداخله نیروهای نظامی به رهبری آمریکا در افغانستان در ارتباط با تولید تریاک در این کشور نیز خودنمایی می‌کند. دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در گزارش اخیر خود اعلام کرده که تولید تخمینی تریاک در افغانستان در سال ۲۰۱۷ به‌نسبت سال پیش از آن ۶۳ درصد افزایش یافته و به ۹۰۰۰ تن رسیده است.

گروه بین‌المللی بحران در تحقیقی به این نتیجه رسیده که دلایل این امر “فساد گسترده در دولت” است. در این گزارش آمده است که  مقامات دولتی فاسد و افراد نزدیک به دولت مدتی طولانی در سودرسانی اقتصادی در تولید تریاک سهیم بوده‌اند.

طالبان در این رابطه با شعار مبارزه با فساد دولتی و مبارزه برای “پیروزی دین و سرزمین مادری” در صحنه حاضر شده است و خود را مدافع مردم و علیه “آمریکایی‌های متکبر و اشغالگران کافر” معرفی می‌کند.

طالبان به طور عمده از حمایت بزرگ‌ترین گروه قومی این کشور یعنی پشتون‌ها برخوردار است که ۴۰ درصد از جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند. اعضای طالبان از حمایت نیروهای امنیتی پاکستان نیز برخوردارند. حامیان دیگر آنها عربستان سعودی و قطر هستند.

با این حال، بیشترین حامی طالبان افغانستان از ابتدا تاکنون خود جامعه افغانستان است؛ با ساختاری که در آن مالکان بزرگ شیوه زندگی را برای میلیون‌ها شهروند بی‌سواد این کشور تعیین می‌کنند.

در زمان اشغال افغانستان توسط اتحاد شوروی سابق، همین که اشغالگران و نیروهای دولتی زیر نفوذ آنها متوجه شدند که فعالیت‌شان ناموفق بوده، سعی کردند با طالبان سازش کنند. اکنون آمریکا نیز به همین نتیجه رسیده است. با این حال، آتش‌بس و سعی در تفاهم با طالبان به سود شوروی سابق نشد و آنها در فوریه سال ۱۹۸۹ نیروهای‌ خود را از افغانستان فراخواندند. اکنون آمریکا نیز در چنین شرایطی قرار دارد و باید دید که چه می‌کند.

طالب‌تر از طالبان!

جمهور : اشرف غنی؛ رئیس جمهوری در مصاحبه با یک رسانه‌ خارجی گفته است سخت ترین زمان برای او دیدن آمار تلفات طالبان است که سخت قلب او را می شکند.
آقای غنی در این مصاحبه گفته بدترین بخش کار من زمانی است که صبح هنگام، گزارش امنیتی خوانده می شود و از آمار تلفات آگاه می شوم. تنها این نیست که قلب من برای نیروهای امنیتی که قهرمانان واقعی اند می شکند؛ بلکه برای طالبان نیز – چون آنها افغان اند و من رئیس جمهور تمام افغان ها هستم- (می‌ شکند).
وی همچنین هشدار داده که اگر نظام کنونی در  افغانستان سقوط کند، این کشور  به “مرکز پرورش و پایگاه” تروریزم بین المللی مبدل خواهد شد.
او می‌افزاید که هرگاه افغانستان به پناهگاه امن تروریست ها مبدل شود، در آن صورت این کشور به محل حمله به مناطق دیگر مبدل خواهد شد.
شاید در شرایط عادی، کاملا حق با آقای غنی باشد؛ زیرا در هر دو سوی این جنگ تحمیلی «افغان‌ها» کشته می شوند؛ اما چه کسانی افغان ها را می کشند؟
چه کسانی به این جنگ خونین و ناعادلانه و تحمیلی، دامن می زنند؟
تروریزم بین المللی که آقای غنی نسبت به تبدیل شدن افغانستان به لانه امن آن بیم می دهد، چیست و چه کسانی سربازان داوطلب جبهه تروریزم بین المللی هستند؟
نیروهای امنیتی و مردم ملکی افغانستان را چه کسانی می کشند؟
کدام افراد به عنوان مزدوران جنگی قدرت های بیگانه، پیشاهنگ استعمار شده و به نیابت از دشمنان ما، مردم و نیروهای امنیتی را همه روزه قتل عام می کنند؟
آیا طالبانی که آقای غنی بر پایه عرق و احساس پاک «افغانی» اش نسبت به کشته شدن شان غمگین می شود و از آمار بلند تلفات آنها خون می خورد، دقیقا همین احساس را نسبت به سربازان بی نام و نشانی دارند که در دورترین نقطه های این خاک‌، مظلومانه و غریبانه و در حالی که حتی دولت مرکزی و نیروهای خارجی هم صدای کمک خواهی شان را در آخرین لحظات نمی شوند، به دست خود آنها قربانی می شوند؟
به راستی چرا خون طالبان تروریست و وحشی و مزدور بیگانه از خون سربازان غریب و بی پشتوانه این آب و خاک در نزد رییس جمهوری، رنگین تر و در نتیجه ارزش آن، بیشتر است؟
چرا آقای غنی  از کشته شدن ده ها نفری نیروهای جوان و رشید و فداکار امنیتی، غمگین نمی شود و از کسانی که در کمال شادی و اطمینان خاطر و آرامش، آنها را قتل عام می کنند، ابراز نفرت و انزجار نمی کند؟
رییس جمهور در حالی نسبت به تبدیل شدن افغانستان به مرکز تروریزم بین المللی هشدار می دهد که یکی از مواردی که این کشور را همین اکنون به لانه ای امن برای جولان تروریست های خون آشام سراسر جهان بدل کرده، حضور افرادی همانند اوست که طالب تر از طالبان، برای این تروریست های وحشی و جانی و خونریز، ابراز دلسوزی می کنند.
در نظامی که عدالت، قربانی مصلحت می شود و در یک روند سازشکارانه و به شدت قومی شده صلح، خون هزاران نظامی  و غیر نظامی این سرزمین، قمار زده و معامله می شود، آیا می توان انتظار صلحی عادلانه و واقعی را داشت؟
رییس جمهور با چه کسانی می خواهد صلح کند؛ با همان هایی که پای تروریزم بین المللی و جبهه بین المللی «ضد تروریزم» را به این آب و خاک کشانده اند؟ با کسانی که به خون مردم این کشور، تشنه اند و از ویرانی و تباهی آن لذت می برند؟ با کسانی که با تسلیحات روسی و آموزش های پاکستانی و نیروهای چندملیتی و پول های عربی و حمایت های غربی، سرزمین ما را به جولانگاه تروریزم جهانی بدل کرده اند؟
ایکاش یک درصد دلسوزی و اندوه و غمشریکی رییس جمهور، به سربازان نگون بختی می رسید که برای دفاع از این دولت و نظام همه روزه در مناطق مختلف کشور، شکار همین تروریست هایی می شوند که آمار تلفات شان، قلب رؤوف رییس جمهور را می شکند!
همین حس طالب تر از طالبان آقای غنی است که مانع تحقق صلحی عادلانه و واقعی در کشور شده است؛ زیرا تا زمانی که تروریست ها اطمینان داشته باشند که حامیان دلسوز و مهربانی مانند آقای غنی در رأس هرم قدرت دارند، هرگز دست از کشتار و ناامنی و خشونت و ترور و ویرانی برنخواهند داشت؛ چون می دانند که نه تنها این جنایات، مکافات و مجازاتی در پی نخواهد داشت؛ بلکه به عنوان «افغان» پاداش هم خواهند گرفت.

توافق‌نامۀ امنیتی با امریکا چه دردی را دوا کرد؟

ماندگار : به دنبال افزایش حملات انتحاری و تهاجمی گروه طالبان و هم‌پیمانان آن به شهرها و مناطق پرجمعیت که منجر به جان‌باختن غیرنظامیان می‌شود، مجلس نماینده‌گان خواهان بازنگری توافق‌نامۀ امنیتی با امریکا شده است. شماری از اعضای مجلس نماینده‌گان که خواهان بازنگری و حتا لغو این توافق‌نامه هستند، می‌گویند که امریکا به تعهدات مندرج در این توافق‌نامه عمل نکرده و به صورت یک جانبه از آن بهره برداری کرده است. توافق‌نامۀ امنیتی امریکا با افغانستان در نخستین روز ایجاد دولت وحدت ملی میان این دو کشور به امضا رسید. امضا کننده‌گان این توافق‌نامه از جانب افغانستان حنیف اتمر مشاور پیشین شورای امنیت و جانب امریکا سفیر این کشور در افغانستان بود. این توافق‌نامه قرار بود در زمان ریاست‌جمهوری حامد کرزی رییس‌جمهوری پیشین افغانستان میان دوکشور امضا شود، اما کرزی در ماه‌های پایانی حکومت خود نسبت به نیات و برنامه‌های امریکا در افغانستان و منطقه متردد شد، و از امضای توافق‌نامۀ امنیتی با امریکا سرباز زد. هرچند امریکایی‌ها توانستند قبل از آن پیمان استراتژیک میان دو کشور را با حکومت آقای کرزی امضا کنند که از امضای توافق‌نامۀ امنیتی در آن سخن رفته است. اما آقای کرزی که در سال‌های پایانی حکومت خود به امریکا مظنون شده بود با انتقاد‌های سخت از این کشور اعلام کرد که امریکا خواهان تامین امنیت و صلح در افغانستان نیست و به‌همین دلیل نمی‌خواهد که توافق‌نامۀ امنیتی با این کشور داشته باشد. آقای کرزی در زمان حکومت خود که امریکایی‌ها او را برای امضای توافق‌نامۀ امنیتی تحت فشار گرفته بودند، اعلام کرد که وقتی تن به امضای این توافق‌نامه خواهد داد که امریکا خاستگاه‌ها و مراکز اصلی طالبان را که منظورش پاکستان بود، نابود سازد. به دنبال این مواضع امریکا امضای توافق‌نامۀ امنیتی را تا زمان به کرسی نشستن اشرف غنی به تاخیر انداخت و در نخستین روز به قدرت رسیدن او این توافق‌نامه را امضا کرد. قابل ذکر است که در زمان حکومت آقای کرزی، امریکا حاضر بود که این توافق‌نامه را در سطح روسای جمهور دو کشور به امضا رساند، اما در زمان ایجاد حکومت وحدت ملی امضای توافق‌نامه امنیتی با افغانستان را در سطح سفیر این کشور تقلیل داد. به‌هرحال این توافق‌نامه بدون آن‌که واقعآ مفاد آن برای افغانستان مشخص باشد، با استقبال گرم حکومت وحدت ملی امضا شد و تا امروز نیز معلوم نیست که این توافق‌نامه چه دردی را دوا می‌کند. بعضی مواقع که از این توافق‌نامه انتقادهایی صورت می‌گیرد، سران حکومت وحدت ملی برای توجیه عمل‌کرد خود برای امضای توافق‌نامه امنیتی به کمک‌های مالی امریکا به ارتش افغانستان اشاره می‌کنند و مدعی می‌شوند که اگر توافق‌نامۀ امنیتی میان دو کشور وجود نمی‌داشت، چیزی به‌نام ارتش در افغانستان باقی نمی‌ماند. اما منتقدان توافق‌نامۀ امنیتی به موارد دیگری که در این توافق‌نامه ذکر آن‌ها رفته اشاره دارند و می‌پرسند چرا امریکا در تامین امنیت افغانستان نقشی را که در توافق‌نامۀ امنیتی به‌عهده گرفته انجام نمی‌دهد. افغانستان همین لحظه با یک جنگ بیرونی روبه‌رو است که هرروز از آن قربانی می‌گیرد. در جنگ قندوز، فراه و غزنی شواهد و اسنادی به‌دست آمد که عملا نقش نظامیان پاکستانی را در این جنگ‌ها نشان می‌داد ولی امریکا نه تنها در برابر این تجاوز آشکار سخنی بر زبان نیاورد که حتا چنین مواردی را تایید نیز نکرد. در حالی‌که در بخشی از توافق‌نامۀ امنیتی با این کشور، به‌صورت واضح گفته شده که هرزمان که افغانستان با تجاوز بیرونی مواجه شود، امریکا از این کشور در برابر تجاوز دفاع می‌کند. امروز مردم افغانستان با قربانی‌هایی که متحمل می‌شوند، حق دارند که از زمام‌داران فعلی شان سوال کنند که امضای توافق‌نامۀ امنیتی با امریکا چه دردی از دردهای‌شان ‌را دوا کرده است؟ وقتی اردوگاه‌های تروریست‌ها در آن‌سوی مرز کاملا مشخص است و نظامیان پاکستانی عملا در جنگ شرکت می‌ورزند، چه چیزی امریکا را به تامل واداشته است؟ آیا امریکایی‌ها پیش از امضای توافق‌نامۀ امنیتی مدعی نمی‌شدند، که بدون امضای توافق‌نامۀ امنیتی دست شان بسته است و کاری برای پی‌گیری چنین مواردی انجام داده نمی‌توانند؟ امروز نزدیک به پنج‌سال از امضای توافق‌نامۀ امنیتی که امریکایی‌ها چنان مشتاق امضای آن بودند، می‌گذرد اما نه تنها وضعیت امنیتی افغانستان بهبود نیافته که برعکس هرروز بر دامنه و گسترۀ جنگ و حملات گروه‌های تروریستی نیز افزوده شده است. پیش از امضای توافق‌نامۀ امنیتی امریکا گروه طالبانن تنها به برخی حملات انتحاری اکتفا می‌ورزید، اما پس از امضای آن عملا به شهرها و مناطق پرجمعیت حمله می‌کنند و مهم‌تر از همه که موفق به تصرف این مناطق می‌شود. آیا حکومت افغانستان با امریکا این محاسبه را انجام داده که پیش از امضای توافق‌نامۀ امنیتی چند درصد خاک افغانستان در اختیار نیروهای دهشت‌افکن قرار داشت و حالا چند درصد قرار دارد. براساس آمار رسمی همین حالا نزدیک به ۶۰ درصد خاک افغانستان در تصرف نیروهای تروریستی قرار دارد که از خارج از مرزهای کشور هدایت و رهبری می‌شوند. البته گفته می‌شود که آمار غیررسمی بیشتر از این‌ها را نشان می‌دهد. آیا شرم‌آور نیست که با داشتن روابط استراتژیک با قدرتمندترین کشورهای جهان از پس چندگروه رهزن و تروریست برنمی‌آیم؟ جالب این‌جاست که با وجود توافق‌نامۀ امنیتی امریکا با تضرع از طالبان می‌خواهد که با این کشور در مورد افغانستان وارد گفت‌وگو شود.

هدف نو‌ حنیف اتمر پس از استعفا از حکومت

سپوتنیک : استعفای غیرمنتظره حنیف اتمر، مشاور پیشین امنیت ملی افغانستان، عواقب مختلف و قابل ملاحظه را برای سیاست داخلی کشور با خود داشت.

 در قدم اول برکناری یکی از کلیدی ترین چهره ها در اطراف رئیس جمهور که طی دوره چهارساله حکومت وحدت ملی منحیث «کاردینال خاکستری» ارگ ریاست جمهوری محسوب میشد، نه تنها اختلافات تیز در درون حلقه نزدیک اشرف غنی را افشا کرد، بلکه به تقسیم واقعی تیم رئیس جمهور منجر گردیده است.

آوازها مبنی بر افزایش تشنج میان رئیس جمهور و  مشاور امنیت ملی در واقع چند ماه پیش پیدا شدند. اما چرا این اختلافات اخیرأ به اوج خود رسیده اند سوال بسیار پیچیده است. منابع مطلع در ارگ ریاست جمهوری چنین نسخه رویدادها مربوط به استعفای حنیف اتمر را با اسپوتنیک شریک ساختند. گفته مشود که طی نبردهای تازه میان نیروهای حکومتی و طالبان در ولایت غزنی یک ملاقات اشرف غنی با حنیف اتمر به مشاجره لفظى پایان یافت. اشرف غنى مشاور امنیت ملی خویش را تحت انتقادات شديد قرار داد، اما حنیف اتمر به نوبه خود تقاضا کرد که رئیس جمهور یا وی، یا معصوم ستانکزی، رئیس اداره امنیت ملی، را برکنار نماید. اشرف غنی تصمیم گرفت که به آقای اتمر استعفا بدهد.

امروز در مجموع همه آگاهان امور سیاسی باور دارند که حنیف اتمر بعد از کنار رفتنش از قدرت بر آمادگی برای کمپاین قریب الوقوع ریاست جمهوری متمرکز گردیده است. وی اعلامیه رسمی در این مورد نداشته است. بر علاوه آن، آقاى اتمر طى سخنرانى خود بعد از استعفا تأکید کرد كه در وقت حاضر بايد از حكومت وحدت ملى تا اخر دوره اش پشتبانى نمود. مگر به نظر آقای انتظار خادم، تحلیلگر مسائل بين الملل و استاد دانشگاه، چنین اظهارات حنیف اتمر را میتوان منحیث حیله تاکتیکی توصیف نمود:

«واضح است که وزیر صاحب اتمر نمیخواهد پیش از وقت خود را منحیث مخالف حکومت فعلی معرفی نماید و وارد مبارزه سیاسی با رئیس جمهور غنی گردد. حنیف اتمر سیاستمداری میباشد که کم صحبت میکند و زیاد کار میکند. به نظرم، اتمر صاحب قبل از آن که اشتراک خویش را در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۹اعلام نماید، تلاش خواهد ورزد تا تمام تدابیر لازم را روی دست بگیرد و زمینه برای موفقیت خود را فراهم بسازد.قابل یادآوری است که وزیر صاحب اتمر در چهار سال وظیفه وی منحیث مشاور امنیت ملی شهرت دولتمرد کلان و مدیر موثر در امور حکومتی را حاصل نموده است. در حین حال آقای اتمر موفق شد که روابط سازنده را هم با شرکای غربی افغانستان و هم با کشورهای منظقه ایجاد نماید. همچنان گفته میشود که وزیر صاحب توانسته است تعداد زیادی از طرفداران وی در مقام های مختلف دولتی گماشته نماید و فعلأ از پشتبانی گسترده در ساختار های حکومتی برخوردار است».

امروز از منابع مختلف اطلاعات ميرسند كه مشاور پيشين امنيت ملى با بعضى از شخصيت هاى تاثيرگذار كشور غرض جلب پشتبانى شان طى كمپاين ۲۰۱۹وارد مذاكره گرديده است. گفته ميشود كه حنيف اتمر پیشنهاد تشریک مساعی طی انتخابات اینده را در مقابل حامد كرزى، رئیس جمهور پیشین افغانستان، و جنرال عبدالرشيد دوستم، معاون اول ریاست جمهوری، مطرح نموده است. همچنان عطا محمد نور، والی اسبق بلخ، در مصاحبه اخیر وی با طلوع نیوز اظهار داشت که او احتمال تشکیل ائتلاف با حنیف اتمر برای اشتراک در انتخابات ریاست جمهوری را مستثنی نمیکند، با شرط این که چنین فیصله از طرف رهبری حزب جمعیت اسلامی افغانستان اتخاذ گردد.

همزمان آقای اتمر تلاش میورزد که با اعضای قوی پارلمان افغانستان به طور مثل آقای همایون همایون، نایب اول ولسی جرگه، روابط خویش را بهبود بخشد و همچنان با سازمان ها و سیاستمداران جوان کشور تماسهای خود را گسترش میدهد. معلومات کافی در مورد ترتیب تیم حنیف اتمر وجود ندارد، اما طبق یافته های ابتدایی آقای جاويد لودین، معاون پیشین وزیر خارجه افغانستان، ریاست ستاد انتخاباتی آقای اتمر را بر دوش بگیرد.

یعنی با گذشت زمان معلوم میگردد که آقای اشرف غنی در نتیجه استعفای حنیف اتمر متحد قوی را از دست داد و رقیب جدی را به دست آورد. خارج شدن حنیف اتمر از حکومت وحدت ملی و آغاز فعالیت های مستقلانه وی، رویدادها در سیاست داخلی افغانستان بیشتر پیچیده تر میسازد. به نظر میرسد که به زودی در ساختار فعلی ائتلاف‌ها و اتحادیه های سیاسی افغاستان تغییرات جدی بوجود بیایند.

کودتای ترامپ علیه عدالت؛ اروپا در برابر امریکا

آوا :دفدریکا موگرینی؛ مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفته است که این اتحادیه همچنان به حمایت‌ خود از «دیوان بین‌المللی کیفری»  ادامه خواهد داد.
جان بولتون؛ مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ چندی پیش دیوان بین المللی کیفری را نامشروع خوانده و تهدید کرده بود اگر دیوان بین المللی کیفری اتهام‌های جنایت جنگی نیروهای امریکایی در افغانستان یا جای دیگر را بررسی کند، این دادگاه را تحریم خواهد کرد.
مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اما در واکنش، بر حمایت از دیوان بین المللی کیفری تأکید کرد.
موگرینی با کنایه به اظهارات اخیر بولتون گفت: «وجود دیوان بین‌المللی کیفری زیر سؤال برده شده، اما نه از جانب اتحادیه اروپا.»
وی پس از آنکه با تأیید حضار در جلسه مواجه شد، ادامه داد: «ما قویا و به طور کامل به حمایت از دیوان بین‌المللی کیفری ادامه می‌دهیم.»
مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا افزود: «دادگستری، مبنای اصلی آشتی و سازش است و مسؤولیت‌پذیری برای ایجاد صلح ضروری است.»
اگرچه و قدرت های بزرگ دیگری مانند روسیه و چین، عضویت دیوان بین المللی کیفری را ندارند؛ اما تاکنون سابقه نداشته است که اعضا و قضات این دیوان اینگونه از سوی یک قدرت بزرگ، مورد تهدید قرار بگیرند.
از نظر کارشناسان،‌ موضع گیری تند ترامپ و جان بولتون؛ مشاور امنیت ملی او علیه این دادگاه، نوعی کودتای علیه عدالت است؛ عدالتی که ایالات متحده حاضر نیست زیر بار آن برود.
امریکا از آن بیم دارد که نظامیان آن کشور در جنگ ۱۷ ساله افغانستان به ارتکاب جنایت های جنگی محکوم شوند و به این ترتیب، جنبه های ضد بشری این جنگ نیز بر همگان آشکار شود.
امریکا که در چارچوب پیمان امنیتی با افغانستان، از هرگونه پیگرد قضایی نظامیان جنایتکار خود در این کشور را ممنوع قلمداد می کند، هرگز حاضر نیست که یک مرجع بی طرف، مستقل و مشروع بین المللی پرده از ابعاد جنایت هایی بردارد که واشنگتن از همان آغاز، سعی در پنهان کردن آنها داشته است.
از سوی دیگر، واشنگتن اجازه نمی دهد که جنایت های آشکار رژيم خون آشام و کودک کش صهیونیستی نیز از سوی دادستان ها و قضات این دادگاه مورد ارزیابی و پیگرد قرار بگیرد.
به این ترتیب، ایالات متحده سعی می کند خود را مبرا از هرگونه اتهام مرتبط با جنایت علیه بشریت بداند و از همین رهگذر برای رژيم های جنایتکار مورد حمایت خود نیز مصونیت حاصل می کند؛ اما این دقیقا همان چیزی نیست که مقتضای عدالت باشد و شعارها و ارزش های دروغین و ریاکارانه ای که امریکا در طول ده ها سال، زیر عنوان آن، در حق ملت های دیگر، جفا و جنایت کرده و خون ریخته و غصب و غارت کرده و ویرانی و تباهی و مرگ به بار آورده را توجیه کند.
به همین صورت است پرونده قطور و سنگین رژيم ننگین و نفرت انگیز اسراییل که از حمایت های قوی و همه جانبه امریکا برخوردار است.
به این ترتیب، ترامپ و تیم تندرو او تلاش می کنند با ابزارهایی که سال هاست امریکا با استفاده از آن، قدرت و سیطره نامشروع خود را بر ملت ها، کشورها و سازمان های بین المللی تحمیل کرده، حرکت متهورانه دیوان بین المللی کیفری را مهار و متوقف کند.
تحریم، قطع کمک های مالی، ممنوعیت سفر به ایالات متحده و حتی پیگرد قضات و دادستان ها و مرگ این دادگاه از مواردی بوده که مقام های افراطی مسلط بر کاخ سفید تاکنون برای تهدید و ترساندن این دادگاه از آن استفاده کرده اند.
با این حال، موضع گیری اتحادیه اروپا مبنی بر حمایت قوی از این دیوان نشان می دهد که اروپا در این زمینه نیز حاضر نیست زیر بار زبان زور ترامپ و تیم او برود و ارزش هایی را که غرب سال ها آنها را شعار داده و خود را متعهد به آنها نشان داده است را در نتیجه کودتای وقیحانه ترامپ بر ضد عدالت، به امریکا واگذار کند.
تقابل اروپا و امریکا در این باره هم نشان می دهد که اردوی یکدست لیبرال دموکراسی غربی با آمدن ترامپ، شکافی جدی و عمیق و ترمیم ناپذیر برداشته و بعید است که به آسانی بتوان آن را بازسازی کرد.
اروپا با محافظه کاری و مصلحت اندیشی و احتیاط، امیدوار است که دوران ترامپ به سرعت به سر آید و اردوگاه لیبرال دموکراسی غربی بار دیگر بتواند خود را ترمیم کند؛ اما ضربات مهلک و جنون آمیزی که ترامپ به آن وارد می کند، به نظر نمی رسد که جز در یک رویارویی مستقیم و بی سابقه میان دو طیف اروپایی و امریکایی لیبرال دموکراسی، قابل مهار باشد.

ازبیکستان، رقیب هند در جذب گردشگران افغانستان

سپوتنیک : اما، آیا ازبیکستان می‌تواند بدیل مناسب برای هندوستان برای جذب جهانگردان افغانستان باشد؟

پس از روی کار آمدن رژیم تازه در ازبیکستان، کابل و تاشکند تصمیم گرفته‌اند که پس از نزیک به یک قرن دوری، جان تازه‌یی در روابط اجتماعی — فرهنگی و اقتصادی — سیاسی شان بدمند.

در چند وقت گذشته شرایط اخذ ویزای ازبیکستان برای شهروندان افغانستان آسان‌تر گشته و هزاران تن در یکی دو ماه گذشته برای سیاحت به این کشور رفته‌اند.

در گوشه‌های شهر کابل شرکت‌های سیاحتی وجود دارند که خدمات اخذ ویزای ازبیکستان را انجام می‌دهند و پروسه‌ی اخذ ویزای را بیشتر از پیش آسان کرده‌اند.

صمیم مسوول یکی از شرکت‌های سیاحتی در کابل، در پیوند به طی مراحل اخذ ویزای ازبیکستان و این که شهروندان افغانستان به چه منظور به این کشور سفر می‌کنند، می‌گوید: «فعلا ویزای ازبیکستان از قبل ارزان‌تر شده است و سهولت هم بیشتر شده است. مردم بیشتر به خاطر سیاحت و بعضی کیس های مهاجرت که در افغانستان امکان ندارد به این کشور می روند و پس از چند مدت کیس های شان تکمیل می‌شود و به کشور‌های اروپایی می‌روند. نرخ سفر به ازبیکستان بسیار ارزان است و هوتل‌های با کیفیت دارد. شهروندان افغانستان از طریق زمین و هوا می‌توانند به این کشور سفر کنند. قیمت ویزای هشتاد دالر است و ویزه بین ده تا دوازده روز گرفته می‌توانیم و دو قطعه عکس با پاسپورت نیاز است».

اما، آیا ازبیکستان می‌تواند بدیل مناسب برای هندوستان برای جذب جهانگردان افغانستان باشد؟

احمد رومان عباسی ورزشکار افغانستان که تجربه‌ی سفر به هردو کشور را دارد و اخیرا به ازبیکستان سفر کرده است، در مورد تجربه‌ی سفر به ازبیکستان می‌گوید: «من به عنوان کسی که به هندوستان و ازبیکستان سفر داشتم، بعضی خوبی‌هایی که ازبیکستان داشت، هندوستان نداشت. مثلا در بخش سیاحت ما می توانیم ازبیکستان را بدیل خوب به هندوستان حساب کنیم.  همین طور هزینه سفر ازبیکستان به دلیل این که مسیر زمینی دارد، نسبت به هندوستان به مراتب کمتر است. تنها مشکل که من در ازبیکستان دریافتم این بود که مردم فقط به زبان اوزبیکی آشنایی دارند و دیگر زبان ها را نمی‌دانند. همین طور تنها مزیت که هندوستان نسبت به ازبیکستان دارد این است که شهروندان کشور در کنار سیاحت، به منظور معالجه نیز‌می روند. مردم افغانستان نمی‌دانند که آیا ازبیکستان در کنار سیاحت، در طبابت نیز می‌تواند بدیل مناسب نسبت به هند باشد».

اما اشرف فروغ، یکی دیگر از شهروندان افغانستان که تجربه سفر به هردو کشور را دارد، به این عقیده است که ازبیکستان به دلیل نزدیکی‌های فرهنگی و زبانی که با افغانستان دارد، خیلی راحت می‌‍تواند بدیل مناسب به منظور سیاحت شهروندان افغانستان باشد.

اشرف فروغ می‌گوید: «ما مشترکات خیلی زیاد با ازبیک ها داریم؛ مثلا هزاران ازبیک افغانستانی در ازبیکستان زندگی می‌کنند و همین طور دیگر اقوام افغانستان. جدا از این، سفر به ازبیکستان خیلی راحت است و در یک روز به ازبیکستان می‌رسید. خوبی دیگری که ازبیکستان دارد این است که در اکثر شهر‌های این کشور مثل سمرقند و بخارا، مردم به زبان فارسی صحب می‌کنند و مشکلی در زبان نیست. همین طور ما مشابهت های دیگر نیز با ازبیک‌ها داریم؛ مثل غدا که یک فاکتور مهم در سفر است، غذای ازبیک ها با غذای افغانستان مشابهت  دارد. در بخش‌های فرهنگی نیز زیارت‌گاه‌ها و محل دفن شاعران فارسی زبان در ازبیکستان است. به همین دلیل ازبیکستان می‌تواند بدیل مناسب سیاحتی برای شهروندان افغانستان باشد».

احمد شعیب یکی دیگر از شهروندان افغانستان است که قصد دارد به ازبیکستان سفر کند.

احمد شعیب با آن که تا حال به ازبیکستان سفر نکرده است اما دوستان او که به این کشور سفر کرده اند، از سفر به ازبیکستان خاطره های خوش تعریف می‌کنند.

او نیز به این عقیده است که شهروندان کشور جدا از سیاحت به خاطر معالجه به هندوستان می‌روند و اگر آگاهی مردم در خصوص معالجه در ازبیکستان بیشتر شود، مردم بیشتر از پیش به این کشور سفر می‌کنند.

احمد شعیب می‌گوید: «گردشگر‌های افغانستان سفر‌هایی که به ازبیکستان داشتند، خیلی از جا های باستانی این کشور دیدن کردند و لذت بردند. هندوستان هم جا‌های سیاحتی زیادی دارد اما شهروندان کشور جدا از سیاحت به خاطر معالجه نیز به این کشور سفر می‌کنند».

در چند سال پسین روابط اقتصادی، ترانزیت، امنیت، برق، زراعت صحت و معارف میان دو کشور بیشتر  شده است و در آخرین مورد، رییس جمهور هردو کشور تفاهم نامه‌ی را در زمینه حفظ امینت پل دوستی افغانستان با ازبیکستان که بین ترمز در ازبیکستان و حیرتان در افغانستان اعمار شده است، امضا کردند.

پیمان امنیتی، لقمه‌ای که گلوگیر شد

جمهور : بازبینی پیمان امنیتی افغانستان- امریکا در نشست علنی روز چهارشنبه مجلس به رأی گذاشته شد و اکثریت نمایندگان حاضر، به آن رأی مثبت دادند و تنها ۴ نماینده مخالفت کردند.
همایون همایون؛ نایب اول مجلس نمایندگان که ریاست این جلسه را بر عهده داشت، گفت: پیمان امنیتی امریکا هیچ سودی نداشته است. نمایندگان نباید به حرف اکتفا کنند؛ بلکه با استفاده از صلاحیت های قانونی خود پیشنهاد بازنگری دهند.
به گفته او، نمایندگان باید فشار بیاورند که یا این پیمان لغو شود و یا اینکه تمام مواد آن تطبیق شود.
آقای همایون افزود: اگر این پیمان لغو و یا تطبیق نشود، ما همچنان روزانه حدود 400 نفر تلفات خواهیم داد.
به این ترتیب، مجلس نمایندگان در نشست آینده، تصمیم گیری در باره سرنوشت پیمان امنیتی با امریکا را در دستور کار قرار خواهد داد.
تصمیم نمایندگان نشان می دهد که پیمان امنیتی با امریکا حتی حد اقل های انتظارات، امیدها و وعده هایی را که طرفداران این پیمان مطرح می کردند، برآورده نکرده است.
صرف نظر از اینکه تصمیم تازه مجلس نمایندگان مبنی بر بازبینی این پیمان، با توجه به سلطه همه جانبه امریکا بر افغانستان و همچنین ترس از معاملات مفسدانه و تطمیع دالری نمایندگان مجلس در آخرین روزهای کار پارلمانی آنها به چه سرانجامی خواهد رسید، واقعیت این است که پیمان امنیتی دیگر توجیه و مشروعیت خود را برای مردم افغانستان از دست داده است.
پیمانی که قرار بود با امضای آن، افغانستان با یافتن یک «شریک استراتژيک» دایمی و مقتدر برای همیشه در برابر تروریزم، ناامنی، دخالت و تجاوز خارجی و… بیمه شود و امریکا به سرعت افغانستان را به جاپان یا کوریای جنونی دیگری از منظر رفاه و آرامش و صلح و پیشرفت تبدیل کند؛ اما چهار سال پس از امضای این پیمان وضعیت به گونه ای است که حتی بالاترین مرجع قانون گذاری که روزی این پیمان و پیمان استراتژيک را با اکثریت آرا تصویب کرده بود و به مخالفان انگشت شمار آنها اجازه حرف زدن را نیز نداده بود، اینک به این نتیجه می رسد که چاره ای جز بازبینی یا فسخ کامل این پیمان یکجانبه وجود ندارد.
در این میان اما نباید از یاد برد که این تنها پیمان امنیتی نیست که عامل بدبختی ها، نابسامانی ها، خون ریزی ها و جنایت های چهار سال اخیر در کشور می باشد؛ بلکه از دیگر عوامل این وضعیت، همان هایی هستند که با تبلیغ گسترده این پیمان استعماری، به چشم مردم افغانستان خاک می زدند، منتقدان آن را متهم به بیگانه پرستی و وابستگی خارجی می کردند و آن را سراسر به سود افغانستان، امنیت، ثبات و رفاه و پیشرفت و توسعه کشور می دانستند.
رنگین دادفر سپنتا؛ مشاور امنیت ملی حامد کرزی و حنیف اتمر؛ مشاور امنیت ملی اشرف غنی که یکی در تدوین پیمان امنیتی و دیگری در امضای نهایی آن، نقش مستقیم داشتند، بدون تردید در قبال این وضعیت بحرانی و تنش آلود و جنایت های ناشی از آن مسؤول اند.
در این میان البته بخشی از مسؤولیت، مستقیما به نمایندگان شورای ملی، تعلق می گیرد؛ همان هایی که برخلاف نورم و اخلاق و اصول و قوانین کار پارلمانی، به همصنفان خود، حتی اجازه نقد و ارزیابی متن و مفاد پیمان های امنیتی و استراتژيک را نیز ندادند و با هیاهو و سر و صدا آن را تصویب کردند.
این افراد در برابر وجدان خود، قوانین ملی و مردم افغانستان، متهم اند و باید مورد مؤاخذه قرار بگیرند. تحمیل ۴۰ هزار قربانی در جریان ۴ سال بر مردم افغانستان، تنها یکی از هزینه های این پیمان بوده است و این چیزی است که باید از مدافعان و هواداران دیروز این پیمان، پرسیده شود.
پیمان امنیتی اما قرار نبود افغانستان را به بهشت رفاه و امنیت منطقه، بدل کند. دوستی استراتژيک با امریکا لقمه بزرگی بود که در گلوی رویاپردازان ساده لوح مبلغ پیمان امنیتی گیر کرد. امریکا هیچگاه به دولت افغانستان به مثابه یک متحد استراتژيک نگاه نکرده است که اگر چنین بود تاکنون اثری از پاکستان و تروریست های پاکستانی نبود.
این پاکستان است که همچنان متحد استراتژيک امریکاست و علیرغم تحمیل جنگ و صدور پیوسته و مستمر تروریزم به افغانستان، همچنان با امریکا مراودات دیپلماتیک گسترده دارد و صرف نظر از لفاظی های فریبنده رسانه ای، روابط دو کشور، همچنان پایدار و عادی است.

بحران افغانستان یک کشمکش سیاسی است

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «بارنت روبین» مشاور سابق وزارت خارجه آمریکا و تحلیلگر ارشد مسائل افغانستان در گفت‌وگو با «پی.بی.اس» بحران افغانستان را یک «کشمکش سیاسی» خواند.

وی تصریح کرد: این کشمکش بین ارتش افغانستان و اعضای طالبان و ارتش آمریکا نیست بلکه بین دولت آمریکا، دولت افغانستان و طالبان به عنوان تشکیلات سیاسی است.

روبین دلیل ضعیف بودن موضع موافق آمریکا در مقایسه با منابع زیادی که برای این جنگ هزینه شده را ضعف «رهبری سیاسی، عدم وجود اجماع، مشکلات عدم مشروعیت دولت (افغانستان) و نبود شفافیت رویکرد آمریکا» در این کشور دانست.

عضو ارشد مرکز همکاری‌های بین‌المللی افزود که تمام طرف‌های درگیر در افغانستان خواستار ایجاد توافق از طریق مذاکره هستند اما توافقی که به نفع خود آن‌ها باشد.

وی تشریح کرد: اما دلیل اینکه گفت‌وگوها هنوز آغاز نشده این است که طرفین نمی‌توانند درباره اینکه چه جناح‌هایی باید در این جلسات حضور یابند به توافق برسند.

طالبان خواستار مذاکره مستقیم با آمریکا است، دولت افغانستان می‌خواهد با طالبان و همچنین پاکستان گفت‌وگو کند که در نظر آن‌ها از این گروه حمایت می‌کند.

روبین ادامه داد: اکنون شاهد گفت‌وگوهای زیادی درباره چگونگی برگزاری مذاکرات هستیم اما در شرایط کنونی این روند هم از نظر نظامی و هم از نظر سیاسی در بن‌بست قرار دارد همچنین درباره چگونگی رهبری مذاکرات نیز مشکلاتی هست.

آیا این گفت‌وگوها توسط دولت افغانستان برگزار خواهد شد یا چهارچوب دیگری برای آن ایجاد می‌شود تا بیشتر مورد توافق طالبان نیز قرار گیرد.

اعتراض افغان ها به ناکارآمدی پیمان امنیتی کابل – واشنگتن

دولت افغانستان و آمریکا در سال 1393 خورشیدی پیمان امنیتی را امضا کردند که با گذشت چهار سال از آن، هر روز اقشار بیشتری از جامعه به دلیل آنچه ناکارآمدی می نامند، صدایشان در اعتراض به آن بلندتر می شود و بسیاری از جمله نمایندگان مجلس خواستار تجدید نظر یا لغو آن هستند.

به گزارش ایرنا، آمریکا در سال 2001 برای مبارزه با تروریسم، مقابله با کشت و قاچاق مواد مخدر که از تعهدات مهم آن کشور محسوب می شد، به افغانستان حمله کرد و در ادامه حضورش با استقرار دولت «حامد کرزی» رئیس جمهوری سابق، بیش از یک دهه با او کار مشترک کرد و در اواخر کار آمریکا از کرزی خواستار تا پیمان نامه ای امنیتی را امضا کند که این خواسته روابط دو کشور را پرتنش کرد.
هرچند این پیمان طی سال های حضور آمریکا در افغانستان با امضای یک اعلامیه اجرایی می شد ، اما آمریکا همواره خواستار امضای یک پیمان امنیتی جامع بود تا به خودسری های خود در افغانستان وجه قانونی دهد که ازهمین رو در سال پایانی کار کرزی تلاش خود را برای امضای چنین سندی مضاعف کرد.
رئیس جمهوری وقت افغانستان در پاسخ به این درخواست آمریکا، برای امضای این پیمان، خواهان تضمین برقراری صلح پایدار و از بین بردن پایگاه های تروریست ها در خاک پاکستان شد و بارها تاکید کرد که تا وقتی آمریکا برقراری صلح را در افغانستان ضمانت نکند، این پیمان را امضا نخواهد کرد.
اما فشارهای آمریکا برای امضای پیمان امنیتی شدت یافت و کرزی نیز برای نجات از بدنامی آینده این پیمان ، «لویه جرگه مشورتی» یا همان «مجلس بزرگان افغانستان» را دایر کرد که انتظار داشت جرگه آن را رد کند اما برخلاف توقع ، اعضای این جرگه به امضای پیمان رای دادند که با وجود آن رئیس جمهوری سابق باز از امضای پیمان خودداری کرد.
هرچند خبرهایی نیز منتشر شد که برخی از افراد ادعا کردند که سفارت آمریکا دو میلیون دلار پول پرداخت کرد تا رای به امضای پیمان موافق باشد اما صحت این خبر تا امروز تایید نشده باقی مانده است.
آمریکا از امضای پیمان امنیتی با دولت حامد کرزی ناامید شد، راهی بجز انتظار کشیدن برای تشکیل دولت بعدی نداشت ، اما انتخابات ریاست جمهوری سال 1393 که با ادعای تقلب های گسترده همراه شد، تشکیل دولت جدید را به چالشی مضاعف مواجه کرد که با مداخله آمریکا دولت وحدت ملی شکل گرفت و این احتمال را نیز نمی توان رد کرد که دست هایی پشت پرده آمریکا در این چالشی کار کرده باشد .
حامد کرزی که هفتم مهر ماه سال 93 همزمان با برگزاری آیین سوگند مقامات ارشد دولت جدید قدرت را واگذار کرد، به رهبران دولت وحدت ملی توصیه کرد، تا زمانی که آمریکا برقراری صلح پایدار را ضمانت نکند از امضای پیمان خودداری کنند و از عجله در این باره خود داری کنند.
اما این توصیه رئیس جمهوری پیشین ، کارساز نشد و فردای مراسم ادای سوگند، «محمد حنیف اتمر» مشاور امنیت ملی و «جیمز کنینگهم» سفیر آمریکا در کابل یعنی هشتم مهرماه سال 1393 پیمان امنیتی را امضا کردند و سفیر آمریکا در این مراسم گفت که کشورش با امضای این پیمان نیروهای افغان را آموزش داده و تجهیز می کند.
وی افزود که کشورش همچنان در مبارزه با تروریسم با افغان ها همکاری خواهد کرد و این پیمان با انتخاب جدید مردم افغانستان امضا شده است.
آنچه که در متن پیمان نیز آمده است آمریکا متعهد به آموزش و تجهیز نیروهای افغان است و همچنین در پیمان گفته شده که در مقابل تهدید تمامیت ارضی و تجاوز خارجی به افغانستان آمریکا کار خواهد کرد و مشاوره لازم به دولت این کشور را خواهد داد.
مردم افغانستان که از متن پیمان به درستی آگاهی نداشتند، به این باور بودند که با امضای این پیمان ، تروریست ها و مخالفان دولت شکست خواهند خورد و افغانستان به گلستانی مبدل می شود که با گذشت هر سال از امضای این پیمان امید مردم بیش از قبل به یأس گرایش یافت .
چرا که نه تنها روند امنیت جامعه بهبود نیافته بلکه تنوع تهدیدها نیز بیشتر شد، روزگاری که آمریکایی ها وارد افغانستان شدند مردم این کشور با معضلی به نام گروه طالبان مواجه بود اما امروز به گفته خود مقامات آمریکا علاوه بر آن گروه ، بیش از19 گروه تروریستی دیگر از جمله داعش هم به این معضل افزوده شده است.
دیگر کمتر روزی است که حمله ای انتحاری تلفات گروهی به مردم وارد نکند و با هر حمله انتقادها در محافل سیاسی، رسانه ها و مجلس از ناکارآمدی پیمان تشدید می شود اما این اعتراض ها در موج و صدای انفجار بعدی گم می شود.
داعش با سرعتی مشکوک در افغانستان رشد کرده و حملاتی را علیه مساجد، مدرسه، آموزشگاه ، ورزشگاه و حتی تجمعات اعتراضی مردم انجام می دهد.
درباره گسترش سریع داعش در افغانستان ، منابع داخلی و خارجی ادعاهایی را علیه آمریکا مطرح می کنند و همگی بر نقش آمریکا در ظهور و تقویت داعش در افغانستان تاکید دارند.
روسیه با گسترش روز افزون داعش بارها مدعی شد که دستگاه های اطلاعاتی بزرگ و قدرتمند در پشت این گروه قرار دارد و برای پیشرفت آنها کار می کند و حتی از حمل و نقل آنها توسط بالگردهای ناشناس سخن گفت اما دولت افغانستان این ادعاها را همواره رد کرده است.
دور از منطق هم نیست که فکر شود داعش برای راه اندازی حملات خونین در شهرهای افغانستان و گسترش نفوذ خود در زیر سایه پهپادها و تجهیزات استراق سمع و شبکه های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا و هزاران نظامی خارجی غربی دیگر در این کشور، نمی تواند بدون حمایت از درون چنین سریع به توسعه و گسترش حملات دست پیدا کند.
طی کمتر از یک ماه گذشته داعش در غرب شهر کابل دو حمله مرگبار را انجام داد که اولی در 24 مرداد ماه علیه یک مرکز آموزشی به نام «موعود» بود که بیش از 50 دانش آموز را کشته و حدود 70 تن دیگر را زخمی کردند.
همچنین عصر روز چهارشنبه گذشته 14 شهریور ماه جاری نیز با حمله انتحاری به یک باشگاه ورزشی کشتی در منطقه «قلعه ناظر» در غرب شهر کابل 26 جوان را کشتند و ده ها تن دیگر را زخمی کردند.
حوادث تروریستی در افغانستان به حدی پی در پی شده است که مقامات دولتی، مجلس و وزیران در تسلیت گفتن جا مانده اند و مراسم تدفین و ترحیم دو حادثه هنوز به پایان نرسیده است حمله ای دیگر رخ می دهد .
همین روز گذشته حمله انتحاری در «ننگرهار» افغانستان 70 کشته و بیش از 200 زخمی برجای گذاشت و در پی این حملات مجلس افغانستان روز دوشنبه گذشته علیه پیمان امنیتی کابل – واشنگتن موضع جدی گرفت و خواستار بازنگری یا لغو آن شد.
«شکیباهاشیمی» نماینده استان قندهار افغانستان گفت که امضای پیمان امنیتی هیچ سودی برای مردم این کشور نداشته و باید در باره آن تصمیم گرفته شود.
«عبدالروف ابراهیمی» رئیس مجلس افغانستان نیز از اعضای مجلس خواست که نامه رسمی به دبیرخانه مجلس بنویسند تا وی کمیسیون ویژه را برای بررسی دوباره آن توظیف و کند که مجلس بتواند در باره آن بحث و تبادل نظر کنند.
«عثمانی فراهی» نماینده استان فراه نیز امروز چهارشنبه گفت که پیمان امنیتی هیچ سودی به مردم این کشور نداشته است و مجلس باید برای الغای آن اقدام کند.
«همایون همایون» که ریاست مجلس امروز را برعهده داشت از مجلس انتقاد کرد که در آن روز به عجله به پیمان امنیتی رای دادید اما امروز به نتیجه رسیده اید که این پیمان سودی نداشته و خواستار تجدید نظر هستید و گفت که پیمان امنیتی را یا لغو کنیم یا مفاد آن با نیازها منطبق شود و در این باره اراده قاطع مجلس ضروری است.
«گلبدین حکمتیار» رهبر حزب اسلامی که دو سال پیش در یک توافق صلح با دولت وحدت ملی و چراغ سبز آمریکا وارد کابل شد، روز گذشته پیمان امنیتی را ناکارآمد خوانده و گفته که آمریکا در این کشور شکست خورده و هیچ هدفی در افغانستان برآورده نشده است.
او گفت که استعمارگران نه تنها در افغانستان بلکه در هیچ کشوری با امضای پیمان هایی در پی تأمین امنیت و آوردن صلح، توسعه و پیشرفت آنها نیستند زیرا در سایه صلح، امنیت و پیشرفت، هیچ سودی برای آنها متصور نیست و تنها در سایه جنگ، ناامنی، فقر و بیدادگری است که استعمارگران سود می برند و به اهداف پیدا و پنهان خود می رسند.
مردم افغانستان که نخست به دلیل نداشتن تجربه از این وضعیت از امضای پیمان امنیتی، حمایت کردند و آن پیمان را نجات افغانستان پنداشتند ، امروز که چهار سال از آن می گذرد و کشته شدن 40 هزار غیر نظامی را منابع غربی در همین چهار سال گزارش کرده اند ، به این باور رسیده اند که چنین پیمانی سودی ندارد و باید ملت برای نجات خود مانند یک ملت عمل کند.
در جلسه امروز مجلس افغانستان ، نمایندگان مردم با اکثریت آرا بازبینی پیمان نامه امنیتی کابل – واشنگتن را تصویب کردند که باید منتظر ماند تا دید این تصمیم چگونه منافع ملت افغانستان را پیگیر خواهد شد.

تهاجم آمريکا و افزايش تلفات غيرنظاميان

سال 2017 ميلادي را شايد بتوان مرگ بارترين سال تلفات غيرنظاميان در حملات نظامي آمريکا به مناطق مختلف خاورميانه و آسيا به شمار آورد به طوري که به نوشته واشنگتن پست، تنها در عراق و سوريه بيش از شش هزار غيرنظامي کشته شدند که اين تعداد در مقايسه با سال 2016، افزايش 200 درصدي را نشان مي دهد.

همچنين به عنوان نمونه مي توان به کشتار هزاران غيرنظامي توسط آمريکا در افغانستان استناد کرد. در طول حضور نظامي شانزده ساله آمريكا در افغانستان، غيرنظاميان به دفعات هدف حملات هوايي قرار گرفته اند.

بر اساس گزارش‌هاي سازمان هاي حقوق بشري، از زمان اشغال افغانستان توسط آمريکا در ماه اکتبر سال 2001 تاکنون هزاران غيرنظامي کشته و ده‌ها هزار تن ديگر زخمى شده اند. شمار تلفات غيرنظاميان افغان تنها در سال 2001-2002 از مرز تعداد قربانيان 11سپتامبر گذشت.

با روي کار آمدن دولت دونالد ترامپ، راهبرد نظامي واشنگتن بيشتر بر پايه حملات هوايي پنتاگون شکل گرفت. بر مبناي اين راهبرد، حملات هوايي پنتاگون در افغانستان دو برابر شده است اما استفاده گسترده آمريکا از هواپيماهاي بدون سرنشين و حملات فزاينده به مناطقي خارج از منطقه جنگي تنها به بيشتر شدن آمار کشته شدگان غير نظامي منجر شده، بدون آنکه نتيجه نظامي قابل توجهي در بر داشته باشد.

به هرحال حملات اشغالگرانه آمريکا در افغانستان افزايش تلفات غيرنظاميان را در اين کشور  به دنبال داشته است. اخيراً بر اثر حمله جنگنده‌هاي امريکايي به مدرسه‌اي در افغانستان شماري از غير نظاميان کشته و زخمي شدند.

در حال حاضر نزديک به بيست هزار نظامي خارجي به بهانه مبارزه با تروريسم در قالب نيروهاي سازمان پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) در افغانستان حضور دارند که از اين تعداد بيش از 16 هزار نظامي آمريکايي هستند.

ماحصل حضور نظامي آمريکا در افغانستان تاکنون هيچ دستاوردي جز کشتار هزاران غيرنظامي نداشته است، مسئله اي که خشم و انزجار مردم را برانگيخته است.

جنگ افغانستان تنها يک نمونه از جنگ هاي غيرقانوني و يک جانبه گرايانه اي است که آمريکا با دستاويز مبارزه با ترريسم در مناطق مختلف خاورميانه و آسيا به راه انداخته که نتيجه اي جز تشديد ناامني و کشتار ميليون ها انسان بي دفاع و مظلوم نداشته است. کاخ سفيد بارها و بارها بدون توجه به منشور سازمان ملل به کشورهاي مختلف از جمله افغانستان و عراق لشکرکشي کرده است.

همچنين حمايت واشنگتن از جناياتي که توسط رژيم هاي سعودي-صهيونيستي در يمن و فلسطين جاري است، جان ميليون ها انسان را گرفته است.

در اين ميان جنگنده هاي ائتلاف به اصطلاح مبارزه با داعش به سرکردگي آمريکا در جديدترين جنايت خود با حمله به روستايي در حومه جنوبي الحسکه دست کم ۱۰ غيرنظامي سوري را کشتند. در ميان قربانيان اين جنايت، زنان و کودکان نيز به چشم مي خورند. بدين ترتيب پيشينه تحرکات نظامي آمريکا در سال هاي اخير، مملو از جنگ است که با  اشغال، خونريزي و جنايات به ويژه در خاورميانه در هم آميخته است. در اين راستا ظهور داعش مشخص کرد که حمله به عراق نه تنها دستاوردي نداشته بلکه منجر به ظهور افراطي گري سازمان يافته تر و خشن تر از گذشته شده است.

به يک سخن، لشکرکشي آمريکا به افغانستان و عراق پس از حادثه 11 سپتامبر نشان داد که به اصطلاح مبارزه با تروريسم و از بين بردن تروريست ها (القاعده) بهانه اي بيش نبوده است. در واقع اين لشکرکشي ها به رشد تروريسم و افراط گرايي در منطقه کمک کرد و زمينه ظهور و قدرت گرفتن داعش را فراهم نمود.

زورگویی به دادگاه لاهه؛ آمریکا یک‌میلیون شکایت مردم افغانستان را نادیده گرفت

به گزارش خبرگزاری تسنیم، کمیسیون حقوق بشر افغانستان هشدار داد که عدم پیگیری جنایات جنگی نیروهای آمریکایی در افغانستان عواقب ناگواری را در پی خواهد داشت.

این کمیسیون بر لزوم تحقیق و پیگیری جنایات جنگی نظامیان آمریکایی توسط دادگاه بین‌المللی لاهه در افغانستان تأکید کرد.

«سیما سمر» رئیس کمیسیون حقوق بشر افغانستان به «آسوشیتدپرس» گفت: تأمین عدالت برای قربانیان می‌تواند به تسهیل روند صلح در این کشور کمک کند.

اخیراً دادگاه بین‌المللی لاهه اعلام کرد: شواهدی دارد که نظامیان آمریکایی و کارمندان سازمان سیا با اسرای جنگی در افغانستان بدرفتاری و آنها را شکنجه کرده و حتی در برخی موارد نسبت به آنها تجاوز جنسی صورت گرفته است.

این دادگاه نیروهای امنیتی افغان را نیز به شکنجه و بدرفتاری با اسرای جنگی در این کشور متهم کرده است.

واکنش آمریکا به بررسی جنایات جنگی این کشور توسط دادگاه لاهه

مقامات آمریکایی در واکنش به تلاش دادگاه لاهه برای بررسی جنایات جنگی نظامیان این کشور خواستار توقف تحقیقات این دادگاه در افغانستان شدند.

دونالد ترامپ هشدار داد؛ در صورتی که دادگاه بین المللی کیفری در لاهه بخواهد تحقیقات درباره جنایات جنگی نظامیان آمریکایی در افغانستان را ادامه دهد، موضع سختگیرانه‌ای را علیه این دادگاه اتخاذ خواهد کرد و تحریم‌هایی را علیه قضات آن در نظر می‌گیرند.

«جان بولتن» مشاور امنیت ملی آمریکا نیز در واکنش به این موضوع گفت: ما با دادگاه بین المللی کیفری همکاری نخواهیم کرد. ما هیچ کمکی به دادگاه بین المللی کیفری نخواهیم رساند. ما به دادگاه بین المللی کیفری نخواهیم پیوست.

وی افزود که آمریکا از هر وسیله‌ای که لازم باشد برای حفاظت از شهروندان خود و شهروندان کشورهای متحدش در مقابل اقدامات “ناعادلانه” این “دادگاه نامشروع” استفاده خواهد کرد.

در پیش‌نویس متن سخنرانی بولتون آمده است: آمریکا همواره کنار دوست و متحدش یعنی اسرائیل خواهد ایستاد. دادگاه لاهه اگر بخواهد درباره اتهامات جنایات جنگی نیروهای آمریکایی در افغانستان تحقیق کند، دولت ترامپ مانع ورود قضات این دادگاه به خاک آمریکا خواهد شد و اموال و دارایی‌های آنها نیز توقیف خواهد شد.

تلاش‌های دادگاه لاهه برای تحقیق درباره جنایات جنگی در افغانستان

آذر ماه سال گذشته «فاتو بنسودا» دادستان کل دادگاه بین‌المللی لاهه اعلام کرده بود که شواهدی از ارتکاب احتمالی جنایات جنگی از سوی نظامیان آمریکایی، نیروهای امنیتی افغان و مخالفان مسلح در افغانستان وجود دارد.

بنسودا از هیئت قضایی این دادگاه خواسته بود تا مجوز آغاز تحقیقات درباره جنایات جنگی صورت‌گرفته در افغانستان را صادر کند تا به جنایات جنگی احتمالی در این کشور رسیدگی شود.

ثبت یک‌میلیونی شکایت از جرایم جنگی در افغانستان

دادگاه بین‌المللی  لاهه نوامبر سال گذشته میلادی با ایجاد صفحه‌ای ویژه برای شکایت از جرایم جنگی در افغانستان از قربانیان در این کشور خواست تا پایان ماه ژانویه سال 2018 میلادی شکایات خود را ثبت کنند.

بر اساس این فراخوان، روند ثبت شکایت از جرایم جنگی و نقض حقوق بشر در افغانستان از 31 نوامبر 2017 آغاز شد و 31 ماه ژانویه 2018 میلادی پایان یافت.

دادگاه بین‌المللی لاهه اعلام کرد؛ در جریان مهلت سه‌ماهه که برای ثبت شکایت در نظر گرفته شده بود حدود 1.17 میلیون شکایت ثبت شده است.

واکنش مقامات افغان

«احمد میثم» معاون سخنگوی عبدالله پیش از این گفته بود که بیشترین جنایات جنگی در این کشور از سوی گروه‌های مسلح صورت می‌گیرد و دولت افغانستان از اقدام دادگاه بین‌المللی لاهه برای بررسی جنایات جنگی در این کشور استقبال می‌کند.

«آصف صدیقی» معاون سنای افغانستان نیز در واکنش به این موضوع تأکید کرده بود که تحقیقات دادگاه لاهه درباره جنایات جنگی در افغانستان می‌تواند برای بهبود وضعیت این کشور مفید واقع شود.

ارگ ریاست جمهوری افغانستان مانند همیشه با تبعیت از آمریکا این بار نیز از موضع واشنگتن در برابر دادگاه لاهه حمایت کرده است.

«شاه حسین مرتضوی» سخنگوی اشرف غنی در واکنش به این موضوع اعلام کرد، داعش و سایر گروه‌های مسلح عامل جنایات جنگی در این کشور هستند و نیروهای حامی دولت همواره برای حفظ جان مردم تلاش کرده‌اند.

با این حال، ریاست اجرایی دولت افغانستان، سازمان حقوق بشر، برخی از جریان‌های سیاسی و نمایندگان افغان از تحقیقات دادگاه لاهه درمورد جرایم جنگی افغانستان استقبال کرده‌اند.

«بیل کلینتون» به‌عنوان رئیس جمهور آمریکا اساسنامه رم را که در نهایت باعث به‌وجود آمدن دادگاه لاهه شد به امضا رساند، اما پس از آن «جورج بوش» اظهار داشت که آمریکایی‌ها به‌دلایل سیاسی به‌طور ناعادلانه تحت پیگرد قرار خواهند گرفت و با رد این امضا از این تفاهم‌نامه خارج شد.

توسعه روابط آمریکا و ازبکستان در تقویت عملیات افغانستان

ایرنا – با نگاهی به روابط میان آمریکا و ازبکستان در یک سال اخیر می توان رویکرد دو کشور در تقویت راهبردی مسیر ورود تجهیزات نیروهای آمریکا و ناتو در افغاستان و تحکیم روابط اقتصادی تجاری میان واشنگتن و تاشکند را مشاهده کرد.

در اردیبشهت سال جاری برای اولین بار بعد از 16 سال شوکت میرضیایف رئیس جمهور ازبکستان به کشور آمریکا سفر کرد و با دونالد ترامپ رئیس جمهور، مایک پمپئو، وزیر امور خارجه و جیمز متیس، وزیر دفاع دیدار و گفت و گو کرد.
شوکت میرضیایف در دیدار با پمپئو، پیرامون مسائلی از جمله تقویت روابط دوجانبه و تقویت پیوندها میان وزارتخانه‌های امور خارجه دو کشور بحث و گفتگو کردند. در این دیدار دو طرف تفاهم‌ نامه‌هایی دوجانبه در حوزه آموزش به امضا رساندند.
جیمز متیس وزیر دفاع آمریکا نیز در این دیدار با ابراز خشنودی از دیدار با شوکت میرضیایف، تاکید کرد که ازبکستان یک کشور مهم و استراتژیک در منطقه آسیای مرکزی است. جیمز متیس با اشاره به مواضع و رویکردهای اخیر ازبکستان گفت: «در نتیجه سیاست خارجی باز و سازنده ازبکستان، فضای همسایگی خوب در آسیای مرکزی نهادینه شده است. گفت و گوی شما با اشرف غنی، رئیس‌جمهوری افغانستان، و انتصاب نماینده ویژه شما در امور افغانستان گامی مهم به شمار می‌رود. برنامه همکاری نظامی پنج ساله که تابستان گذشته به امضا رسید، صلح و امنیت را در منطقه افزایش خواهد داد.»
در راستای سفر اردیبهشت ماه رئیس جمهوری ازبکستان به آمریکا، مک فیترز معاون وزیر خارجه آمریکا در امور تجاری اقتصادی امروز به کشور ازبکستان سفر کرد.
به گفته وزارت خارجه ازبکستان، مک فیترز قرار است در این دیدار با توجه به همکاری های دوجانبه در حوزه سرمایه گذاری، تجاری و اقتصادی با وزرای خارجه، اقتصاد و ارتباطات و تکنولوژی دیدار و گفت و گو کند.
پیش از این نیز بارون بک سفیر آمریکا در امور آزادی های مذهبی بین الملل به ازبکستان سفر کرده بود.
به گفته منابع خبری طبق توافق های صورت گرفته میان مقامات آمریکا و ازبکستان قراراست، انتقال تجهیزات نظامی و تدارکات نیروهای آمریکایی و ناتو به افغانستان از طریق مرزهای جنوبی ازبکستان صورت بگیرد.
گفته می‌شود که انتقال بیش از 90 درصد از تدارکات نیروهای خارجی به افغانستان از طریق پاکستان انجام می‌گیرد اما دولت آمریکا همواره برای یافتن مسیرهای جایگزین تلاش کرده است.
در چند سال اخیر آمریکا تلاش‌های جدی را برای انتقال تدارکات نظامیان خود به افغانستان از طریق کشورهای آسیای مرکزی آغاز کرده است.
قراراست تدارکات ناتو از آذربایجان بارگیری شود و با گذشتن از دریای خزر در بنادر قزاقستان پهلو گرفته و از آنجا به ازبکستان و سپس توسط خط آهن به افغانستان منتقل شوند.
آمریکا برای استفاده از کشورهای آسیای مرکزی به عنوان مسیر جایگزین پاکستان تاکنون با کشورهای آذربایجان، قزاقستان و ازبکستان به توافق رسیده است.
به گفته کارشناسان منطقه آسیای مرکزی، نیاز استراتژیکی و لجستیکی آمریکا برای ادامه عملیات نظامی در افغانستان موجب شد بسیاری از ملاحظات دموکراتیکی و حقوق بشری در قبال کشورهای اقتدارگرایی چون ازبکستان کنار گذاشته شود و این کشورها تبدیل به یک متحد راهبردی برای ایالات متحده شوند.
از طرف دیگر، ازبکستان با ١٣٧ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان به شدت نگران تحرکات اخیر طالبان و داعش در این کشور و سرایت موج تروریسم، افراط گرایی دینی و قاچاق مواد مخدر به داخل کشور است و از این رو، علاوه بر روسیه و چین، خود را نیازمند حمایت مالی، نظامی و لجستیکی آمریکا و پیمان ناتو نیز می بیند. ترامپ در دیدار با میرضیایف، ضمن حمایت از موضع ازبکستان در قبال افغانستان از اعطای کمک های مالی برای اجرای طرح های ترانزیتی و اقتصادی بین دو کشور حمایت کرد که این امر برای عملیاتی ساختن خط آهن مزار شریف ـ هرات و خط برق هزار مگاوات سرخان ـ پل خمری بسیار حائز اهمیت است.
در کنار مسائل همکاری های میان دو کشور نسبت به موضوع افغانستان و مقابله با نیروهای تروریستی، موضوعات اقتصادی و تجاری نیز در کانون همکاری های میان دو کشور در نظر گرفته شده است.
در سفر میرضیایف به آمریکا، میان شرکت های اقتصادی و تجاری دو کشور 20 قرارداد به ارزش 4 میلیارد و 800 میلیون دلار به امضا رسید.
اهمیت این قراردادهای اقتصادی از آن جهت است که حجم مبادلات اقتصادی و تجاری ازبکستان و آمریکا بسیار پایین است و ایالات متحده جایگاهی در بین شرکای اصلی تجارت خارجی ازبکستان ندارد. ازبکستان در سال ٢٠١٦ میلادی، در جایگاه ١٠٨ صادرکنندگان محصولات به آمریکا و ١٥٠ واردات از این کشور قرار داشته است. ضمن آن که میزان صادرات آمریکا به ازبکستان در سال ٢٠١٦ معادل ٣١٨ میلیون دلار و حجم واردات آمریکا از ازبکستان نیز تنها ٣١ میلیون دلار بوده است. بنابراین با توجه به رویکردهای تجاری و اقتصادی دونالد ترامپ و شوکت میرضیایف و انعقاد قراردادهای اخیر می توان انتظار بهبود نسبی حجم مبادلات دو کشور را داشت.

تنش میان اسلام آباد و کابل به مرزهای ترانزیتی رسید

با بالارفتن تنش میان اسلام آباد و کابل و اقدامات تلافی جویانه میان دو طرف، افغانستان دیگر تمایلی برای حفظ ترانزیت کالا از خاک پاکستان ندارد و در نتیجه مالیات های بالایی بر رانندگان پاکستانی در حین ورود به این کشور وضع کرده است.

به گزارش خبرگزاری تاک نیوز، با بالارفتن تعرفه های مالیاتی افغانستان، رانندگان پاکستانی در شهر حیدرآباد واقع در استان پیشاور به مدت دو ماه است که دست به اعتراض زده اند. به گفته رانندگان پاکستانی این اقدام دولت افغانستان تاثیر بسزایی بر کاهش روند تبادلات تجاری میان دو کشور داشته است.
به گفته انجمن حمل و نقل پاکستان-افغانستان، مقامات افغانی از هر کامیون 20 تنی پاکستان مبلغ پنج هزار دلار و از هر کامیون 37 تنی مبلغ 13 هزار دلار مطالبه می کند.
براساس گفته مقامات افغانستانی، افزایش قیمت های مالیاتی بخش حمل ونقل در مقابل تحریم های یکطرفه دولت اسلام آباد نسبت به تجار و شهروندان افغانی بوده است.
براساس گزارشات منطقه، با توجه به تنش پیش آمده میان افغانستان و پاکستان، روابط تجاری میان دو کشور با کاهش شدیدی مواجه بوده و در مقابل روابط تجاری افغانستان و هند از طریق بندر چابهار توانسته روند رو به رشدی داشته باشد.

اتحادیه اروپا ده هزار مرزبان جدید به نیروهای خود اضافه می‌کند

یونکرحق نشر عکسEPA

Image captionژان کلود یونکر در ۱۲ ماه پایانی ریاست خود بر کمیسیون اروپا با مشکلات بزرگی مانند بحران مهاجرت و خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا روبرو است

ژان کلود یونکر، رئیس کمیسیون اروپا، در سخنرانی سالانه خود گفت که اتحادیه اروپا قصد دارد تا سال ۲۰۲۰ و با هدف مقابله با مشکل مهاجرت غیر قانونی ده هزار مرزبان دیگر به نیروهای خود اضافه کند.

او گفت این اقدام به معنای نظامی‌سازی اروپا نیست.

آقای یونکر در سخنرانی امروز ۱۲ سپتامبر در استراسبورگ گفت زمان آن رسیده که اتحادیه اروپا جایگاه خود را در میان قدرت‌های برتر جهانی پیدا کند.

او در ۱۲ ماه پایانی ریاست خود بر کمیسیون اروپا با مشکلات بزرگی مانند بحران مهاجرت و خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا روبرو است.

از زمانی که آقای یونکر در سال ۲۰۱۴ ریاست خود را بر کمیسیون اروپا آغاز کرده، کنترل مهاجرت یکی از بزرگترین چالش‌های پیش روی اتحادیه اروپا بوده است.

این مسئله باعث به قدرت رسیدن احزاب پوپولیست و راست افراطی در کشورهای مختلف قاره از جمله ایتالیا، اتریش، مجارستان و لهستان شده و در انتخابات اخیر سوئد هم یک حزب ملی‌رای مخالف مهاجرت توانست موفقیت چشمگیری کسب کند.

کنترل مهاجرت یکی از بزرگترین چالش‌های اتحادیه اروپا استحق نشر عکسGETTY IMAGES

Image captionکنترل مهاجرت یکی از بزرگترین چالش‌های اتحادیه اروپا است

او در نطق خود طرحی را هم در راتباط با یک توافق آزاد تجاری میان اروپا و آفریقا ارائه کرد تا آن طور که او می‌گوید رابطه دو قاره به جای کمک‌رسانی یک طرفه، به سوی روابط آزاد تجاری پیش برود.

ژان کلود یونکر در بخش دیگری از سخنان خود خواهان استفاده راهبردی‌تر از یورو به عنوان مهم‌ترین واحد پول جهان بعد از دلار شد.

او همچنین از کشورهای اتحادیه خواست که در زمینه سیاست خارجی از حق وتوی خود چشم‌پوشی کنند تا اتحادیه بتواند در عرصه جهانی موفق‌تر عمل کند.

درباره خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا هم آقای یونکر پیش‌بینی کرد که بعد از برگزیت رابطه اتحادیه با بریتانیا از هر کشور دیگری نزدیکتر خواهد بود.

برکناری نخست‌وزیر بریتانیا، موضوع جلسه هم‌حزبی‌های او

ترزا میحق نشر عکسEPA

Image captionطرح ترزا می، نخست وزیر بریتانیا برای خروج ازاتحادیه اروپا مخالفان زیادی در داخل حزب محافظه‌کار دارد

تعدادی از نمایندگان حزب محافظه‌کار بریتانیا جلسه‌ای برگزار کرده‌اند که در آن درباره چگونگی و زمان برکناری ترزا می، نخست وزیر بریتانیا، بحث شده است.

بی‌بی‌سی دریافته است که حدود ۵۰ نماینده عضو “گروه تحقیق اروپایی” که مخالف طرح نخست وزیر برای خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا هستند، در آن جلسه آشکارا درباره “تغییر و دستکاری در قوانین انتخاب رهبر حزب” صحبت کرده‌اند.

این گروه از نمایندگان که به عنوان مخالفان اتحادیه اروپا شناخته‌می شوند، سه‌شنبه شب (۱۱ سپتامبر) تشکیل جلسه داده‌اند.

گروه تحقیق اروپایی طرح خانم می برای ماندن بریتانیا در یک منطقه آزاد تجاری با اروپا را محکوم کرده، اما خود به دلیل ناکامی در ارائه طرحی جایگزین مورد انتقاد قرار گرفته‌ است.

این گروه قرار است راه حلی را برای مشکل چگونگی رفت و آمد و انتقال کالا در مرز ایرلند شمالی با جمهوری ایرلند بعد از خروج بریتانیا از اتحادیه ارائه دهد.

یک منبع آگاه به بی‌بی‌سی گفته است که تعدادی از حاضران در جلسه سه‌شنبه نامه‌های عدم اعتماد خود به نخست وزیر را تحویل مسئولان حزب داده‌اند.

بر اساس آیین‌نامه حزب محافظه‌کار بریتانیا اگر ۱۵ درصد از نمایندگان – در حال حاضر ۴۸ نفر از ۳۱۵ نماینده محافظه‌کار – موضوع عدم اعتماد به نخست وزیر را مطرح کنند، باید انتخابات رهبری حزب برگزار شود.

در جلسه روز سه‌شنبه گروه تحقیق اروپایی، اعضای ارشد و بانفوذ مخالف اتحادیه اروپا حضور نداشته‌اند.

در این جلسه جملاتی شبیه “او (ترزا می) فاجعه است” و “هر که را که می‌شناسم می‌گوید او باید برود” مطرح شده است.

خبرنگار بی‌بی‌سی می‌گوید با وجود این مخالفت‌ها بعید است گروه تحقیق اروپایی تا زمانی که نامزدی با شانس پیروزی داشته باشد، رهبری ترزا می را به چالش بکشد.

شکاف در حزب محافظه‌کار بریتانیا هفته گذشته با مقاله انتقادی بوریس جانسون، وزیر خارجه سابق بریتانیاعمیق‌تر شد. او در آن مقاله طرح نخست وزیر برای خروج از بریتانیا را به “بستن کمربند انتحاری” تشبیه کرد.

مخالفان این طرح می‌گویند که پذیرش یک منطقه آزاد تجاری با اتحادیه اروپا به معنای تن دادن بریتانیا به قواعد و مقررات گمرکی اتحادیه حتی بعد از خروج از آن است.

روزنامه سان امروز چهارشنبه گزارش داده است که دفتر نخست وزیر بریتانیا در حال تهیه طرح‌هایی محرمانه است تا در صورت رد شدن کلیات طرح فعلی از سوی اتحادیه اروپا در هفته آینده کلا آن را کنار بگذارد.

 

‘تولید خودروی ایرانی در مرداد ۳۸ درصد کاهش داشته است’

بازدید علی شمخانی دبیرشورای عالی امنیت ملی ایران از شرکت ایران خودروحق نشر عکسIRNA

Image captionبازدید علی شمخانی دبیرشورای عالی امنیت ملی ایران از شرکت ایران خودرو. او تحریم صنایع خودروسازی ایران را نشانه اهمیت این صنعت در تولید و اشتغال ملی خوانده

یک مقام صنعتی در ایران از تاثیر تحریم های جدید آمریکا بر صنعت خودروسازی ایران خبر داده است.

محمدرضا نجفی‌منش، رئیس انجمن صنایع همگن قطعه‌سازی در ایران به خبرگزاری ایسنا گفته است که تحریم های آمریکا و مسائل مرتبطی که صنایع خودروسازی با آن درگیر است “موجب افت ۳۸ درصدی تولید خودرو در مرداد ماه شده است”.

با خروج آمریکا از توافق هسته ای با ایران، بخشی از تحریم های پیشین این کشور از جمله تحریم صنایع خودروسازی ایران از ۱۵ مرداد امسال مجددا از سرگرفته است.

بر اساس گفته های آقای نجفی‌منش ، این کاهش تولید مربوط به مرداد ماه یعنی دو هفته پس از شروع تحریم هاست. خودروسازی ایران پس از نفت و گاز این کشور بزرگترین صنعت ایران است.

از زمان آغاز بخشی از تحریم های آمریکا علیه ایران، برخی از شرکت های بزرگ خودروسازی جهان از جمله پژو، سیتروئن، رنو، کیا، هیوندایی و اسکانیا، ایران را ترک کرده اند. این خودروسازان با شرکت های ایرانی قرارداد همکاری داشتند.

طی ماه های اخیر همزمان با افزایش قیمت ارز و آغاز تحریم های آمریکا، قیمت خودرو در ایران به طور تصاعدی رو به افزایش گذاشته است. دولت خودروسازان را متعهد به کاهش قیمت فروش کرده است.

رئیس انجمن صنایع همگن قطعه‌سازی از بازدید روز گذشت (بیشتم شهریور) دریابان علی شمخانی، دبیرشورای عالی امنیت ملی ایران از گروه صنعتی ایران خودرو و جلسه با فعالان صنعت خودرو و قطعه‌ساز در حاشیه این بازدید خبر داده است. رسانه های ایران می گویند آقای شمخانی تحریم صنایع خودروسازی ایران از سوی آمریکا را “نشانه اهمیت این صنعت در تولید و اشتغال ملی” خوانده است.

آقای نجفی‌منش گفته در جلسه گزارشی از وضعیت صنعت خودرو و قطعه‌سازی و مهمترین مشکلات موجود ارائه و اعلام شد که قیمت‌گذاری دستوری خودرو، کمبود نقدینگی و پایین بودن سقف اعتباری خودروسازان در سیستم بانکی و مشکلات تامین و تخصیص ارز، از مهمترین مشکلات فعلی این صنعت است.

یکی از بزرگترین قراردادهای ایران بعد از برجام با شرکت خودروسازی رنوی فرانسه برای تولید سالانه ۱۵۰ هزار خودرو در ایران بود که ارزش این قرارداد ۶۶۰ میلیون یورو یا حدود ۸۰۰ میلیون دلار اعلام شدحق نشر عکسGETTY IMAGES

Image captionیکی از بزرگترین قراردادهای ایران بعد از برجام با شرکت خودروسازی رنوی فرانسه برای تولید سالانه ۱۵۰ هزار خودرو در ایران بود که ارزش این قرارداد ۶۶۰ میلیون یورو یا حدود ۸۰۰ میلیون دلار اعلام شد

روزنامه دنیای اقتصاد چاپ تهران در شماره امروز (چهارشنبه ۲۱ شهریور) خبر داده که یکی از گلایه های خودروسازان به آقای شمخانی این بوده که “با توجه به افزایش شدید هزینه‌های تولید به‌خصوص از ناحیه نرخ ارز، دیگر قیمت‌گذاری دستوری امکان‌پذیر نیست و تعیین قیمت باید بر عهده شرکت‌های خودروساز قرار گیرد”.

به گفته این مقام صنعتی پس از توضیحاتی که به دبیرشورای عالی امنیت ملی درباره وضعیت خودروسازی داده شد، “مقرر شد این مشکلات در جلسه ستاد مقابله با تحریم متشکل از چند تن از وزرا و معاون اول رئیس‌جمهور، مطرح و برای آنها چاره‌اندیشی شود”.

مقام های نظام جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با تحریم های آمریکا که از ۱۵ مرداد آغاز شد و با تحریم های نفتی در ۱۳ آبان حلقه آن کامل می شود، ستادهای مختلف دولتی تشکیل داده اند.

این ستادها یکی با حضور سران سه قوا به ریاست حسن روحانی رئیس جمهور و دیگری با حضور شماری از وزارتخانه ها و دستگاه های دولتی به ریاست اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور ایران تشکیل می شود.

مقام های ایران تحریم های آمریکا را شروع یک جنگ اقتصادی علیه جمهوری اسلامی توصیف کرده اند.

کاخ سفید در تدارک دومین دیدار دونالد ترامپ و کیم جونگ-اون است

ترامپ و کیمحق نشر عکسREUTERS

Image captionکیم در نامه‌ای به رئیس جمهوری آمریکا خواستار دیدار مجدد با او شده و کاخ سفید از این پیشنهاد استقبال کرده است

کاخ سفید گفته است که در تدارک دومین دیدار بین دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، و کیم جونگ-اون، رهبر کره شمالی است.

سارا ساندرز، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید گفته است که دفتر رئیس جمهوری “مشغول هماهنگی” برای تدارک نشست بین رئیس جمهوری آمریکا و رهبر کره شمالی است. خانم ساندرز افزوده است که در پی نامه اخیر و “پیام گرم” رهبر کره شمالی برای رئیس جمهوری آمریکا، کاخ سفید از برگزاری ملاقات دیگری بین دو طرف استقبال کرده است.

نشست قبلی دونالد ترامپ و کیم جونگ-اون، که اولین ملاقات یکی از رئیسان جمهوری آمریکا با رهبر کره شمالی از زمان تاسیس این کشور بود، در ماه ژوئن در سنگاپور صورت گرفت و از همان زمان، دو طرف در موارد متعدد از ارتباط دوستانه با یکدیگر و علاقه به ملاقات مجدد سخن گفته‌اند.

سخنگوی کاخ سفید گفته است که “رئیس جمهوری نامه‌ای از کیم جونگ-اون دریافت کرد که محتوایی بسیار گرم و مثبت داشت.” وی افزوده است که محتوای نامه منتشر نخواهد شد مگر اینکه رهبر کره شمالی با انتشار آن موافق باشد. خانم ساندرز گفته است که “منظور اصلی از این نامه ابراز علاقه و درخواست بررسی برگزاری ملاقات دیگری با رئیس جمهوری بوده که ما از آن استقبال می‌کنیم و روند هماهنگی برای تدارک آن را پیشاپیش آغاز کرده‌ایم.”

وی نگفت که قرار است این ملاقات در چه تاریخی و چه محلی برگزار شود. نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد به زودی در نیویورک آغاز می شود و معمولا سران و رهبران کشورهای جهان در این نشست سخنرانی می‌کنند. این احتمال مطرح شده بود که ممکن است رهبر کره شمالی امسال شخصا برای شرکت در این نشست به نیویورک برود اما مقامات کره شمالی هنوز در این مورد تصمیمی را اعلام نکرده‌اند.

+ جشن هفتادسالگی کره شمالی ‘بدون موشک بالستیک’ برگزار شد

+ جشن‌ ۷۰ سالگی کره‌شمالی: نگرانی از پیغام رژه نظامی

+ ترامپ چین را به ایجاد مشکل در روابط آمریکا و کره شمالی متهم کرد

+ ترامپ با انتقاد از کره‌شمالی سفر پومپئو به پیونگ‌یانگ را لغو کرد

ترامپ و کیمحق نشر عکسTWITTTER.COM

Image captionترامپ ضمن تشکر از کیم جونگ-اون و تاکید بر گفتگو بین “دو نفر که به هم علاقمندند” گفته است که ادامه ارتباط دو طرف اشتباه منتقدان را نشان داده است

خبر تدارک دیدار مجدد ترامپ و کیم در حالی منتشر می‌شود که اخیرا برخی از ناظران از پیشرفت ناکافی در راستای تحقق انتظارات ایجاد شده در نشست سنگاپور سخن گفته و به خصوص منتقدان رئیس جمهوری آمریکا او را به مبالغه‌گویی در مورد دستاوردهای این نشست متهم کرده‌ بودند. اواخر ماه گذشته میلادی، قرار بود مایک پومپئو، وزیر خارجه آمریکا، برای ملاقات با کیم جونگ-اون به کره شمالی سفر کند اما آقای ترامپ کوتاه مدتی قبل از آغاز این سفر، خواستار لغو آن شد و دلیل این تصمیم را پیشرفت ناکافی در زمینه اجرایی شدن تصمیمات نشست سنگاپور اعلام کرد.

سارا ساندرز در پاسخ به سئوالی در این مورد که دلیل تغییر نظر رئیس جمهوری آمریکا در استقبال از ملاقات با رهبر کره شمالی چیست گفت که علاوه بر نامه اخیر کیم جونگ-اون، کره شمالی در مراسم رژه نظامی سالگرد تاسیس آن کشور از به نمایش گذاشتن موشک‌های بالستیک بین قاره‌ای خودداری ورزید. در کنار برنامه اتمی، برنامه موشکی بالستیکی کره شمالی از جمله عواملی بود که در سال گذشته میلادی باعث تشدید بحران در روابط با آمریکا و متحدان منطقه‌ای آمریکا شد و رهبران کره شمالی و آمریکا تا حد توهین شخصی و تهدید به کاربرد اسلحه اتمی علیه کشورهای یکدیگر پیش رفتند.

رژه نظامی در پیونگ یانگحق نشر عکسREUTERS

Image captionرئیس جمهوری و مقامات آمریکایی برگزاری رژه نظامی بدون تسلیحات موشکی و هسته‌ای را نشانه حسن نیت رهبر کره شمالی تلقی کرده‌اند

سخنگوی کاخ سفید گفت که این اولین بار بود که کره شمالی در چنین مراسمی از نمایش موشک‌های بالستیک و تسلیحات اتمی خود خودداری ورزیده است و افزود که “از نظر ما، این اقدام نشانه حسن نیت است و همچنین نامه کیم جونگ-اون برای رئیس جمهوری، قطعا حاکی از تعهد به ادامه گفتگو، ادامه کار برای پیشرفت توافق‌ها و همچنین تمرکز بر برنامه غیر اتمی کردن شبه جزیره کره بوده است.”

روز یکشنبه، مراسم بزرگ رژه نظامی سالگرد انقلاب کره شمالی با حضور کیم جونگ-اون در پایتخت برگزار شد و در حالیکه برخی از ناظران گفته بودند که نمایش موشک‌های بالستیک نشانه شکست مذاکرات با آمریکا خواهد بود، این رژه بدون حضور تسلیحات موشکی انجام گرفت.

در پی این رژه، دونالد ترامپ در توییتر خود نوشت: “کره شمالی با یک رژه نظامی هفتادمین سالگرد تاسیس خود را جشن گرفت اما بدون نمایش مرسوم تسلیحات هسته‌ای. مضمون این رژه تاکید بر صلح و توسعه اقتصادی بود.” آقای ترامپ با نقل قول از فاکس نیوز گفته است که کارشناسان معتقدند که کره شمالی نمایش موشک‌های هسته‌ای را حذف کرد تا به پرزیدنت ترامپ نشان دهد که به غیراتمی کردن متعهد است و افزود: “این بیانیه مثبتی از سوی کره شمالی است. از شما متشکرم، صدر جونگ. ما هر دو توانستیم نشان دهیم که دیگران اشتباه می‌کنند! هیچ چیز به خوبی گفتگو بین دو فردی نیست که به یکدیگر علاقمندند! وضع خیلی بهتر از آن است که قبل از آغاز کار من بود.”

کره شمالیحق نشر عکسGETTY IMAGES

Image captionتصاویر کیم ایل-سونگ (چپ) و کیم جونگ-ایل در پایتخت کره شمالی – در نظام حکومتی کره شمالی رهبری نقشی محوری دارد

از خصومت تا دوستی با آمریکا

شبه جزیره کره که برای چندین دهه زیر تسلط ژاپن بود، با شکست این کشور در جنگ دوم جهانی به دو بخش شمالی، تحت اشغال شوروی، و جنوبی، تحت اشغال آمریکا تقسیم شد. تلاش برای وحدت دو کره به نتیجه نرسید و در سال ۱۹۴۸، و با بروز اولین نشانه‌های جنگ سرد، این شبه‌جزیره به دو کشور کره شمالی و کره جنوبی تقسیم شد. کره شمالی تحت رهبر کیم ایل-سونگ، پدر بزرگ رهبری فعلی، نظام سوسیالیستی را برگزید و هدف نهایی خود را وحدت دو کره تحت یک چنین نظامی اعلام کرد.

در سال ۱۹۵۱، نیروهای کره شمالی برای تصرف کره جنوبی وارد خاک این کشور شدند که جنگ سه ساله کره را در پی داشت. در این جنگ کره شمالی از حمایت شوروی و چین و کره جنوبی از حمایت نظامی ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا برخوردار بود. این جنگ که تلفات سنگینی را به دو طرف وارد کرد سرانجام با امضای توافق ترک مخاصمه بین کره شمالی و کره جنوبی و متحدانش در سال ۱۹۵۳ پایان یافت هرچند تا کنون بین دو طرف معاهده صلح امضا نشده و حالت جنگ خاتمه نیافته است.

کیم و ارتشحق نشر عکسKCNA

Image captionکیم جونگ-اون و فرماندهان ارتش – در کره شمالی نظامیان از موقعیت ممتاز و نفوذ قابل توجه سیاسی و اقتصادی و برنامه‌های آنان از اولویت برخوردارند

از زمان استقلال و به خصوص پس از پایان جنگ کره، کره شمالی تحت یک نظام سیاسی و اقتصادی اداره شده که در آن، رهبر نقشی محوری دارد. رهبر کره شمالی رئیس حزب حاکم، فرمانده کل نیروهای مسلح و تعیین کننده سیاست‌های کشور است و انتظار می‌رود مقامات حکومتی کاملا تابع نظرات او باشند و مردم نیز رهبری او را در همه زمینه‌ها بپذیرند و حتی نوعی قداست نیز برای او قایل شوند.

کره شمالی را بسته‌ترین و منزوی‌ترین کشور جهان توصیف کرده‌اند. با وجود فعالیت چند حزب در این کشور و برگزاری منظم انتخابات، مردم کره شمالی از بسیاری از آزادی‌های سیاسی و اجتماعی مرسوم در اکثر کشورهای جهان محروم هستند و دسترسی آنان به اطلاعات و ارتباط با خارجیان به شدت محدود است. حکومت کره شمالی تاکید دارد که به عنوان “تنها کشور مستقل در جهان” با خصومت کشورهای دیگر به خصوص آمریکا، ژاپن و کره جنوبی مواجه است و به همین دلیل باید همواره در حالت آمادگی نظامی برای دفاع از خود و نظام حکومتی خود قرار داشته باشد.

طبق تبلیغات حکومتی، مردم کره شمالی نیز برای دفاع از دستاوردهای انقلاب خود از هیچگونه سختی از جمله محرومیت‌های اقتصادی هراسی ندارند و حتی تحریم‌های خارجی را نیز به فرصتی برای پیشرفت در زمینه تسلیحات نظامی تبدیل کرده‌اند.

نظامیان در ساختار سیاسی و اقتصادی کره شمالی از موقعیتی ممتاز برخوردارند و بخش قابل توجهی از امکانات این کشور به طرح‌ها و برنامه‌های مورد نظر آنان از جمله در بخش تسلیحات هسته‌ای و موشکی اختصاص می‌یابد. هدف از این برنامه‌ها، که تحریم‌های گسترده و وخامت اوضاع اقتصادی کره شمالی را در پی داشته، دفاع از دستاوردهای انقلاب در برابر دشمنان عنوان شده است.

اقتصاد کره شمالی بر اساس نظریه “خودکفایی” بنا شده اما به گفته کارشناسان، این کشور هرگز از خودکفایی برخوردار نبوده است. در زمان شوروی سابق، آن تامین کننده نیازهای اقتصادی کره شمالی بود و فروپاشی شوروی به بروز بحران و حتی قحطی در کره شمالی منجر شد. از آن زمان نیز اقتصاد کره شمالی عمدتا با حمایت چین و دریافت کمک‌های خارجی به حیات خود ادامه داده هرچند اکثر مردم آن کشور معمولا گرفتار کمبود و در مواردی قحطی و مرگ بوده‌اند.

کیم جونگ-اون پس از درگذشت پدرش در سال ۲۰۱۱ در حالیکه کمتر از سی سال سن داشت به رهبری کره شمالی رسید. او در سال‌های بعد به تحکیم قدرت مطلقه خود از جمله از طریق تصفیه گسترده افراد مظنون به عدم وفاداری مبادرت کرد. با وجود ارائه تصویری از کیم جونگ-اون به عنوان رهبری قدرتمند، متعهد به خصومت با “دشمنان”، حامی توانمندی نظامی و متعهد به ادامه راه انقلاب آن کشور، گفته می‌شود که او در صدد تغییراتی از طریق اصلاح ساختار اقتصادی و فراهم کردن زمینه توسعه این کشور احتمالا با تقلید از الگوی چینی است.

درعین حال، با توجه به ساختار سیاسی و نظام قدرت در کره شمالی، تغییر سیاست‌های اصولی نظام از جمله کنار گذاشتن خصومت با ایالات متحده و تلاش برای پیشرفت اقتصادی، که به معنی کاهش تاکید بر آمادگی نظامی و جایگاه برتر نظامیان و حرکت به سوی ارتباط با جهان خارج است، لزوما به جابجایی در انگاره توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی در کشور منجر می‌شود.

با وجود کنترل شدید کیم جونگ-اون بر اوضاع و سرکوب هرگونه حرکت مخالفت‌آمیز، احتمالا تحول بنیادی در آن کشور باید به شکلی صورت گیرد که ساختار قدرت را متزلزل نکند و متضمین حفظ منافع نهادها متنفذ و افراد نزدیک به مرکز قدرت باشد. چنین ملاحظاتی می‌تواند به کندی و احتیاط در دنبال کردن روند تغییرات منجر شده باشد.

آیا شرق آلمان به جبهه ضد مهاجران تبدیل شده؟

کشته شدن دو مرد آلمانی در دعواهای جداگانه با مهاجران در ایالت‌های ساکسونی-انهالت و ساکسونی، این دو ایالت شرقی آلمان را به صحنه تظاهرات و اعتراضات گروه‌های راستگرا و نئونازیست تبدیل کرده و موجب نگرانی‌های گسترده‌ای در مورد خشونت‌های بیشتر و خارجی‌ستیزی شده است.

پس از کشته شدن یک مرد آلمانی در شهر کوتن ایالت ساکسونی-انهالت که گفته می‌شود در دعوای سه مرد افغان و یک زن باردار مداخله کرده بود.

دیروز گروه‌های راست افراطی و فاشیست تظاهراتی را به عنوان گردهمایی سوگواری در این شهر به راه انداختند و شعارهای نازیها مثل “ناسیونال‌سوسیالیزم، حالا، حالا، حالا” و همچنین شعارهای “نئونازی‌ها” را سر دادند.

دو مرد افغان در ارتباط به این حادثه بازداشت شده‌اند اما گفته شده که فرد مقتول نه در اثر ضربه به سرش بلکه به دلیل نارسایی حاد قلبی جان داده است. ‌

دفتر آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان اعلام کرده که او از شعارهایی که در تظاهرات کوتن سرداده شده عصبانی و ناراحت است.

حزب راستگرای آلترناتیو برای آلمان یا ‘آ اف د’ اعلام کرده که امشب هم در این شهر گردهمایی خواهد داشت اما سخنرانی‌ سیاسی ایراد نخواهد شد.

در کمنیتس چه گذشت؟

اما این حوادث کمی پیشتر نیز در شهر کمنیتس در ایالت ساکسونی آلمان رخ داده بود.

شامگاه شنبه ۲۵ آگوست، دعوایی میان یک گروه از مردان در شهر کیمنتس آغاز شد که جزییات زیادی در مورد آن روشن نیست اما این درگیری موجب زخمی شدن سه نفر شد که بعدا یکی از آنها در بیمارستان درگذشت.

کمنیتزحق نشر عکسREUTERS

Image captionگردهمایی طرفداران گروه “پروکمنیتس” که شعار راست افراطی “ما مردم اصیل هستیم” را سر دادند

این خبر به سرعت در شبکه‌های اجتماعی در آلمان پخش شد و تمرکز اصلی روی ملیت کسانی بود که در حادثه دخیل بودند. فرد کشته شده یک مرد ۳۵ ساله آلمانی بود و یک مرد ۲۳ ساله سوریه‌ای و یک مرد ۲۲ ساله عراقی به اتهام قتل این مرد بازداشت شدند.

یک روز بعد گروهی از “هولیگان‌های” راستگرا طرفداران خود را به گردهمایی در این شهر دعوت کردند تا “نشان دهند چه کسی کنترل شهر را در دست دارد.”

حدود ۸۰۰ نفر دراین گردهمایی شرکت کردند از جمله گروه‌های نئونازی بسیار تندرو. تصاویر ویدیویی نشان می‌دهند که در حاشیه این گردهمایی، معترضان عابرانی را که خارجی به نظر می‌رسند هدف قرار می‌دهند، مرعوب می‌کنند، درخیابان‌ها عقب‌شان می‌دوند و به آنها دشنام می‌دهند.

تاکنون ۲۳ نفر از جمله دو مرد افغان، یک دختر آلمانی، یک مرد سوریه‌ای و یک مرد بلغارستانی به پلیس شکایت کرده و این حادثه رعب و وحشت زیادی را در بین پناهندگان و مهاجران ساکن شهرهای شرقی آلمان ایجاد کرده است.

روز بعد از این حادثه هم حدود شش هزار نفر در حمایت از گروه راست‍گرای افراطی “پرو کیمنتس” در این شهر تظاهرات و آشوب کردند، بطری و اشیا دیگر به سمت پلیس پرتاب کردند و شعارهای نئونازیستی از قبیل “آلمانی، ناسیونال و سوسیال. آزاد، ناسیونال و سوسیال” سردادند که شدیدا به جنبش‌های نئونازیستی دراین کشور مرتبط دانسته می‌شود.

ویدیوهای حمله به خارجی‌ها در کیمنتس واکنش‌های گسترده را در آلمان به دنبال داشته و مقامات فدرال در برلین از مقام‌های ایالتی در ساکسونی خواهان تحقیقات و پی‌گیری جدی این حوادث شده‌اند.

“هم مهاجران و هم آلمان‌ها نگران امنیت”

شهین رسول، مهاجر افغان در ۱۴ سال گذشته در ایالت ساکسونی آلمان و هشت سال گذشته را در لایپزیگ یکی از بزرگترین شهرهای این ایالت زندگی کرده است.

او می‌گوید پس از سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ که شمار زیادی پناهنده به آلمان آمدند، تغییراتی در رفتار مردم در شهرهای شرقی آلمان در برابر پناهجویان احساس می‌شود:

“خارجی‌ها و پناهجویان در ایالت‌های شرقی آلمان همیشه حضور کمتری نسبت به ایالت‌های غرب داشته‌اند و به همین دلیل مردم در این ایالت‌ها آشنایی کمتری با پناهجویان دارند. اما پس از سرازیر شدن پناهجویان به آلمان در سال‌های اخیر، شمار پناهجویان در ایالت‌های شرقی آلمان هم افزایش یافته.”

شهین رسولحق نشر عکسSHAHEEN
Image captionخانم رسول می‌گوید که شاهد تغییرات زیاد در نگاه به مهاجران در شرق آلمان در چند سال گذشته بوده است

“در گذشته در مرکز شهر لایپزیگ زنان بسیار کمی با روسری دیده می‌شدند اما در دو سال گذشته شمار زنان محجبه در این شهر افزایش قابل ملاحظه داشته و وقتی در شهر گشت و گذار کنی کاملا متوجه این تغییر می‌شوی.”

خانم رسول که خود در برنامه‌های ادغام پناهجویان در لایپزیگ شاغل است، می‌گوید آلمانی‌های زیادی هم در شهرهای شرقی آلمان هستند که سعی می‌کنند مانع سوء استفاده گروه‌های راست‌گرای افراطی از افزایش تعداد پناهجویان شوند.

اما به گفته او حزب راستگرای “آلترناتیو برای آلمان” و دیگر گروه‌های راست‌گرا روی نگرانی‌های امنیتی مردم از افزایش شمار پناهجویان سرمایه‌گذاری کرده‌اند و طرفدارانی برای خود دست و پا کرده‌اند:

“هم آلمانی‌ها نگران امنیتشان هستند هم پناهجویان. حوادثی نظیر آنچه در کیمنتس اتفاق افتاد، می‌تواند فاصله میان مردمان بومی و مهاجران را بیشتر بسازد و نگرانی‌های هر دو جانب را هم افزایش خواهد داد.”

شهین رسول می‌گوید خود او هم تغییراتی را در شماری از نهادها در شرق آلمان حس کرده، مثلا او با فرزندانش به نهادی مراجعه کرده و در حالی‌که او و فرزندانش آلمانی را روان صحبت می‌کنند، کارمندان با کنایه از آنها پرسیده شما آلمانی بلد هستید؟ اتفاقی که در گذشته تجربه نکرده بود.

آندرس ونیگ، یک شهروند لایپزیگ که با پناهجویان کار می‌کند، به بی‌بی‌سی گفت که پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهند که در ایالت‌های شرقی آلمان وضعیت دشوارتر خواهد شد:

“سال آینده در ساکسونی انتخابات ایالتی برگزار می‌شود و نظرسنجی‌های فعلی نشان می‌دهد که حزب الترناتیو برای آلمان ۲۵ درصد آرا را بدست خواهد آورد که بی‌سابقه است و موجب نگرانی.”

هجوم صدها هزار پناهجو در چهارسال گذشته به آلمان چالش‌های زیادی را در بخش‌های مختلف این کشور به وجود آورده اما به نظر می‌رسد که شرق آلمان حالا به میدان اصلی تنش‌ها بر سر مساله پناهجویان میان پناهجویان و گروه‌های راستگرای افراطی دراین کشور تبدیل شده است.

گوتنحق نشر عکسEPA
Image captionمراسم روشن ساختن شمع در کمنیتس آلمان

‘تکمیل یک سالن پیشرفته تولید سانتریفیوژ مدرن در ایران’

سانتریفوژحق نشر عکسISNA

عکس آرشیوی از سانتریفوژهای ایران

رئیس سازمان انرژی اتمی ایران می گوید که کشورش یک تاسیسات پیشرفته تولید سانتریفوژهای مدرن را کامل کرده است.

به گزارش منابع خبری ایران علی اکبر صالحی روز یکشنبه گفت رهبر ایران “برای راه‌اندازی و تکمیل یک سالن بسیار پیشرفته ساخت سانتریفیوژهای مدرن” دستور داده بود که “این سالن اکنون به‌خوبی تجهیز و راه‌اندازی شده است.”

رهبر ایران اوائل ماه ژوئن ضمن رد “توقع” اروپایی ها که “هم تحریم ها را تحمل کند و هم از فعالیت های هسته ای دست بکشد” گفته بود که سازمان انرژی اتمی باید فورا برای رسیدن به ظرفیت ۱۹۰ هزار “سو” آماده شود.

سو (SWU) واحد کار یک سانتریفوژ است که توانمندی آن را در جداسازی و میزان غنی سازی اورانیوم نشان می‌دهد. توان دستگاه‌های نسل اول سانتریفوژ ایران یا آی آر-۱ در گزارش‌های مختلف حدود یک سو برآورد شده است. به این معنا که برای رسیدن به معادل ۱۰ هزار سو توان غنی‌سازی اورانیوم ، حدود ۱۰ هزار دستگاه آی آر-۱ لازم است.

آقای صالحی همان زمان تاکید کرد که اقدام ایران ناقض برجام نیست و فقط شروع یک فرآیند تولید است: “ما خلاف برجام کاری انجام نمی دهیم. ما نیامدیم بگوییم که از الان می خواهیم سانتریفیوژ جدید مونتاز کنیم، گفتیم زیرساخت ها و الزامات لازم را برای روزی که قرار باشد سانتریفیوژهای بیشتری را تولید کنیم، داشته باشیم چرا که نیاز به امکانات زیادی برای تولید داریم و کسی هم نگفته است که برای تولید منعی است.”

اتحادیه اروپا در آن زمان گفت که قصد ایران برای افزایش ظرفیت غنی سازی اورانیوم ناقض توافق اتمی ایران و قدرت ها، برجام، نخواهد بود اما آن را گامی که باعث تضعیف اعتماد می شود توصیف کرد.

آقای صالحی روز یکشنبه همچنین گفت: “مثال دیگر، فرمانی است که در خصوص پیشران هسته‌ای صادر شد که یک پروژه ۱۰ الی ۱۵ ساله است و تاکنون به‌خوبی پیش رفته است. البته هر دوی این اقدامات در چارچوب برجام است.”

او افزود: “سومین اقدام می‌تواند این باشد که برخی از محدودیت‌های برجامی را به‌حال تعلیق در بیاوریم، برای مثال حجم و سطح غنی‌سازی را و سناریوی نهایی می‌تواند خروج کامل از برجام باشد که بنده امیدوارم با همکاری ۱+۴ هیچ‌گاه این اتفاق نیفتد زیرا که همه متضرر خواهند شد.”

مقام های ایرانی گفته اند پس از مطالعه بسته تدابیر اقتصادی اتحادیه اروپایی با هدف کمک به جبران تحریم های آمریکا درباره حفظ برجام یا خروج از آن تصمیم خواهند کرد.

ایران براساس توافق اتمی که در سال ۲۰۱۵ با گروه پنج به علاوه (آمریکا، روسیه، بریتانیا، چین، فرانسه و آلمان) امضا کرد حق ساختن و آزمایش کردن بعضی از سانتریفوژها را دارد هرچند در ده سال اول امضای برجام با محدودیت های کاملا مشخصی در مورد نوع و تعداد آنها روبروست.

واشنگتن نمی خواهد مردم آمریکا از واقعیت افغانستان آگاه شوند

ایرنا – نیویورک تایمز نوشت: دولت آمریکا برای توجیه و انحراف افکار عمومی نسبت به حضور 17 ساله خود در کشور افغانستان از گزارشات جعلی و غیرواقعی استفاده می کند.

خبرگزاری نیویورک تایمز در روز شنبه طی گزارشی آخرین نتایج حضور آمریکا در کشور افغانستان را منتشر کرد که بسیار با آمار و ارقام داده شده توسط دولت آمریکا متفاوت است. اگرچه دولت آمریکا ادعا می کند که گزارش تهیه شده توسط چندین سازمان بین المللی صورت گرفته اما نیویورک تایمز براین باور است که واشنگتن نمی خواهد مردم آمریکا از وضعیت واقعی افغانستان آگاه شوند.
درحالیکه آمریکا می گوید طالبان تنها 44 درصد از خاک افغانستان را تحت کنترل دارد اما خبرگزاری نیویورک تایمز ادعا می کند، شورشیان و نیروهای طالبان در حقیقت 61 درصد مالکیت مناطق کشور افغانستان را در دست دارند.
واشنگتن سعی می کند از طرفی شکست طالبان و از طرف دیگر پیروزی نیروهای ارتش افغانستان را برای مردم آمریکا به نمایش در آورد اما باید گفت، بعد از سال 2017، نیروهای طالبان توانستند نسبت به سال های گذشته مناطق بیشتری از افغانستان را به کنترل خود در آوردند.
براساس گزارش مذکور، تاکنون دو هزار و 200 سرباز آمریکایی در جنگ افغانستان کشته و واشنگتن بیش از 840 میلیارد دلار در این جنگ هزینه کرده است.
بر اساس گزارش دولت آمریکا، دولت افغانستان بر 56 درصد از قلمرو خاک کشور تسلط دارد درحالیکه طبق تحقیقات صورت گرفته نیویورک تایمز، دولت افغانستان تنها توانسته بر مناطقی که در آنها پایگاه نظامی است تا حدودی حکمفرما باشد و بقیه کاملا در تسلط نیروهای طالبان قرار دارند.
براساس گزارش نیویورک تایمز، در حال حاضر تعداد نیروهای امنیتی افغانستان نسبت به نیروهای طالبان 10 به یک است. یک سوم از سربازان و نیروهای افغانی بدون دریافت حقوق محل خدمت خود را رها کرده و بقیه نیز بدون تجهیزات و گذراندن دوره های آموزشی نظامی در حال خدمت هستند.

راهبرد آمریکا در افغانستان زیر سایه ابهام

پایگاه خبری دویچه وله گزارش داد، ۱۷ سال از حمله نظامی به افغانستان تحت رهبری آمریکا می‌گذرد و دیگر مشخص شده است که این حمله کارایی نداشته و به نتیجه‌ای مطلوب نرسیده است. هنوز نیروهای ناتو تحت عنوان “پشتیبانی جدی” ۲۰ هزار سرباز را در این کشور مستقر کرده اما این نیرو نیز هیچ تاثیری در برقراری صلح در افغانستان ندارد.

آمریکا و اشرف غنی، رئیس‌جمهوری مورد حمایت آمریکا در افغانستان که در گذشته شهروند آمریکا بوده، ابتدای ماه ژوئن سال جاری میلادی با اعلام آتش‌بس یک‌طرفه به‌مناسبت عید قربان بسیاری را متعجب کردند.

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در ماه اوت سال گذشته میلادی پیشنهاد کرده بود که “راه‌ حلی سیاسی” در افغانستان به وجود آید که در آن دیدگاه “بخش‌هایی از طالبان” نیز گنجانده شود.

اشرف غنی ۲۸ مرداد سال جاری باز هم با پشتیبانی آمریکا آتش‌بسی سه ماه اعلام کرد. این آتش‌بس اما در موردهایی از طرف طالبان شکسته شده است.

اووِ کلوسمان، مفسر اشپیگل آنلاین در این باره نوشته است که گزارش‌های ناتو، نهادهای آمریکا و سازمان معتبر و غیردولتی “گروه بین‌المللی بحران” نشان می‌دهد که آمریکا با حمله به افغانستان همچون بریتانیا و روسیه که پیش‌تر به این کشور حمله کرده بودند، موفقیتی به دست نیاورده و همه این اشغالگران به هنگام حمله قدرت خود را بیش از حد واقعی ارزیابی کرده بودند.

نتیجه تحقیقی که در آغاز سال ۲۰۱۸ از طرف بازرسی امور بازسازی افغانستان انجام شد، نشان می‌دهد که پول‌هایی که از طرف آمریکا به افغانستان سرازیر شدند یکی از عوامل فساد و تضاد در بیشتر گروه‌ها در این کشور بوده است.

این تحقیق به این نتیجه رسیده که آمریکا برای بازسازی افغانستان مبالغ “بسیار زیاد و فوری” در اختیار دولت افغانستان قرار داد اما این پول‌ها برای بازسازی استفاده نشد بلکه به کیسه مالکان بزرگ این کشور سرازیر شد.

همین شرایط تنفر فقرای افغانستان را نسبت به دولت این کشور افزایش داد و طالبان از این امر سود برد. نتیجه این که دولت افغانستان به تدریج کنترل بر نیمی از کشور از جمله ولایت بزرگ هلمند در جنوب غربی این کشور را از دست داد.

گروه بین‌المللی بحران در ژوئن ۲۰۱۴ نیز نسبت به “روند بدتر شدن شرایط امنیتی” در افغانستان هشدار داده بود. در گزارش گروه بین‌المللی بحران از جمله آمده بود که نیروهای آمریکایی با حرکات وحشیانه، آدم‌ربایی و شکنجه مخالفان، شرایط را برای نیرومندتر شدن طالبان فراهم آورده‌اند. طالبان به این وسیله توانست به نیروهای خود که بیشتر آنها از افراد بیکار تشکیل شده‌اند، بیفزاید.

در تحقیقی که از طرف کمیسیون دفاعی و امنیتی ناتو در ماه آوریل سال جاری میلادی انجام شد، مشخص شد که ارتش و پلیس افغانستان دیگر نمی‌توانند در برابر پیشروی طالبان مقاومتی جدی کنند.

در این گزارش آمده است که “رهبری بد” در این کشور سبب شده تا به شمار سربازان فراری از ارتش افغانستان هرچه بیشتر افزوده شود.

فاجعه ناشی از مداخله نیروهای نظامی به رهبری آمریکا در افغانستان در ارتباط با تولید تریاک در این کشور نیز خودنمایی می‌کند. دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در گزارش اخیر خود اعلام کرده که تولید تخمینی تریاک در افغانستان در سال ۲۰۱۷ به‌نسبت سال پیش از آن ۶۳ درصد افزایش یافته و به ۹۰۰۰ تن رسیده است.

گروه بین‌المللی بحران در تحقیقی به این نتیجه رسیده که دلایل این امر “فساد گسترده در دولت” است. در این گزارش آمده است که مقامات دولتی فاسد و افراد نزدیک به دولت مدتی طولانی در سودرسانی اقتصادی در تولید تریاک سهیم بوده‌اند.

طالبان در این رابطه با شعار مبارزه با فساد دولتی و مبارزه برای “پیروزی دین و سرزمین مادری” در صحنه حاضر شده است و خود را مدافع مردم و علیه “آمریکایی‌های متکبر و اشغالگران کافر” معرفی می‌کند.

طالبان به طور عمده از حمایت بزرگ‌ترین گروه قومی این کشور یعنی پشتون‌ها برخوردار است که ۴۰ درصد از جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند. اعضای طالبان از حمایت نیروهای امنیتی پاکستان نیز برخوردارند. حامیان دیگر آنها عربستان سعودی و قطر هستند.

با این حال، بیشترین حامی طالبان افغانستان از ابتدا تاکنون خود جامعه افغانستان است؛ با ساختاری که در آن مالکان بزرگ شیوه زندگی را برای میلیون‌ها شهروند بی‌سواد این کشور تعیین می‌کنند.

در زمان اشغال افغانستان توسط اتحاد شوروی سابق، همین که اشغالگران و نیروهای دولتی زیر نفوذ آنها متوجه شدند که فعالیت‌شان ناموفق بوده، سعی کردند با طالبان سازش کنند. اکنون آمریکا نیز به همین نتیجه رسیده است. با این حال، آتش‌بس و سعی در تفاهم با طالبان به سود شوروی سابق نشد و آنها در فوریه سال ۱۹۸۹ نیروهای‌ خود را از افغانستان فراخواندند. اکنون آمریکا نیز در چنین شرایطی قرار دارد و باید دید که چه می‌کند.

عربستان سعودی از نفوذ فرهنگی تا تلاش برای دخالت نظامی در افغانستان

به گزارش خبرگزاری تسنیم، عربستان سعودی طی سه دهه گذشته همواره نقش ایدولوژیک و تخریبی را در افغانستان دنبال کرده است اما پس از روی کار آمدن دولت جدید این کشور جایگاه خود در تحولات افغانستان را از دست داد.

اما پس از روی کار آمدن حکومت وحدت ملی، اشرف غنی در نخستین سفرش به عنوان رئیس جمهور از عربستان سعودی بازدید کرد و در دیدار با ملک سلمان برای امضای پیمان همکاری‌ها استراتژیک با ریاض ابراز آمادگی کرد.

در دوران حکومت وحدت ملی صرف نظر از حذف توازن در روابط خارجی این کشور همکاری‌های دولت افغانستان با عربستان سعودی به صورت بی سابقه افزایش یافت.

اشرف غنی پس از آغاز بکار نخستین سفرش را به عربستان سعودی انجام داد که با پنج سفر به ریاض طی سه سال ریاست جمهوری خود در بین روسای جمهور افغانستان رکورددار سفر به عربستان سعودی شد.

گسترش نفوذ فرهنگی و دینی

در چند دهه اخیر پشتبانی عربستان سعودی از جریان وهابیت و افراط گرا در دانشگاها، مساجد و مدارس افغانستان از مهمترین اهداف عربستان سعودی در این کشور بوده است.

در چند سال اخیر تلاش‌های عربستان سعودی برای گسترش افراط گرایی و باورهای وهابیت در این کشور در دوران حکومت وحدت ملی با چراغ سبز اشرف غنی روبرو شده و به صورت قابل ملاحظه افزایش یافت.

در ادامه این تلاش‌ها مهرماه سال 1395 «عبدالرحمان الغاثب» سفیر عربستان سعودی در کابل اعلام کرد که این کشور سومین بزرگترین دانشگاه اسلامی در جهان را در ولایت ننگرهار خواهد ساخت.

در نتیجه حکومت وحدت ملی نیز 160 هکتار زمین را در ولایت ننگرهار که مقر گروه تکفیری داعش است برای ساخت این دانشگاه به عربستان سعودی واگذار کرد.

کمیته کمک رسانی عربستان سعودی نیز در ادامه تلاش‌های این کشور برای گسترش نفوذ فرهنگی و عقیدتی در افغانستان چندین کتابخانه را به ارزش صدها هزار دلار در شماری از ولایت‌های افغانستان ایجاد کرده است.

شماری از کارشناسان بر این باورند که هدف عربستان سعودی از ساخت دانشگاه بزرگ اسلامی در ننگرهار ترویج افکار وهابیت و ایجاد پایگاه فکری برای جریان‌های تکفیری در افغانستان است.

زیرا  خوش خدمتی داعش برای عربستان سعودی بر کسی پوشیده نیست و این گروه تروریستی ده‌ها بار مساجد و مراکز فرهنگی شیعیان در این کشور را در راستای خوشنودی ریاض هدف حملات انتحاری قرار داده است.

اما تلاش‌های عربستان سعودی در افغانستان تنها به فعالیت‌های فرهنگی و عقیدتی محدود نشده و این کشور تلاش‌های خود را برای نقش آفرینی در تحولات سیاسی افغانستان نیز افزایش داده است.

نقش آفرینی در تحولات سیاسی

 مقام‌های ارشد آمریکا، عربستان، امارات و افغانستان 23 مارس سال جاری میلادی در واشنگتن دیدار کردند تا به مکانیسم مشترکی برای پیشبرد روند صلح در افغانستان دست یابند.

به دنبال آن مقامات عربستان سعودی اعلام کرد که جنگ جاری علیه دولت افغانستان از نظر عربستان سعودی مشروعیتی ندارد و مقامات ریاض از گسترش گروه‌های تروریستی در این کشور نگران هستند.

حکام سعودی در چند ماه اخیر تلاش کردند تا با استفاده از هر مناسبتی در قضایای افغانستان موضع گرفته و در روند صلح این کشور مداخله کنند.

پس از آتش‌بس اخیر در ایام عید سعید فطر «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه عربستان سعودی با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که طالبان باید آتش‌بس با دولت افغانستان را تمدید کند تا زمینه گفت‌وگوهای صلح بین دوطرف فراهم شود.

به دنبال آن شیوخ سعودی به بهانه روند صلح دخالت‌های آشکاری را انجام دادند و «عبدالرحمان سدیس» امام مسجدالحرام نیز از موضع عربستان سعودی در افغانستان حمایت کرد.

در ادامه این تلاش‌ها، عربستان سعودی برای اثرگذاری در روند صلح بیستم تیر ماه سالجاری نیز کنفرانسی را تحت عنوان نشست علمای اسلام در جده  برگزار کرد تا جایگاه طالبان در افغانستان را به عنوان یک گروه جهادی به چالش بکشد.

برخی از کارشناسان نیز بر این باورند که مقامات سعودی تلاش می‌کند که با وادار کردن طالبان به پذیرش صلح خلائی در افغانستان ایجاد کند تا زمینه گسترش فعالیت‌های داعش در این کشور فراهم شود

زیرا طالبان بزرگترین دشمن جریان تکفیری داعش در افغانستان محسوب می‌شود که با انجام عملیات‌های گسترده میدانی علیه داعش برنامه ریزی‌های آمریکا و عربستان برای داعش در افغانستان مختل کرده است.

ورود به جنگ افغانستان

پس از انکه تلاش‌های عربستان سعودی برای اثرگذاری در روند صلح افغانستان ناکام شد و این کشور نتوانست طالبان را تحت فشار قرار دهد به فکر مداخله مستقیم و حضور نظامی در افغانستان افتاد.

تا بتواند از این طریق اهداف خود را در افغانستان در راستای تقویت جریان‌های تکفیری و ایجاد ناامنی در مرزهای جمهوری اسلامی با حضور فیزیکی در افغانستان به پیش ببرد.

در همین راستا سفیر عربستان سعودی در کابل ماه گذشته برای گسترش همکاری های اطلاعاتی و امنیتی با دولت افغانستان اعلام آمادگی کرد و در دیدار با مشاور امنیت ملی این کشور خواستار گسترش همکاری‌ها با افغانستان شد.

از سوی دیگر نیز غربی‌ها برای جبران شکست شان در افغانستان تلاش می‌کنند تا پای کشورهای عربی بویژه عربستان سعودی را به جنگ افغانستان باز کنند و از این طریق کمبود منابع مالی و نیروهای نظامی خود در افغانستان را جبران کنند.

اواخر تیر ماه سران اعضای سازمان ناتو در نشست بروکسل اعلام کردند که با درخواست امارات و قطر برای مشارکت در ماموریت نیروهای ناتو و آمریکایی در افغانستان موافق هستند.

پس از آنکه دولت افغانستان نیز موضع سازمان ناتو را تائید کرد  شماری از رسانه‌های افغانستان اعلام کردند که عربستان سعودی نیز در نظر دارد تا نیروهایش را به افغانستان اعزام کند.

اگر چه عربستان سعودی برای رقابت با قطر، حضور در نزدیکی مرزهای جمهوری اسلامی ایران و حمایت از داعش به حضور نظامی در افغانستان تمایل بسیاری دارد اما این موضوع تا کنون از سوی منابع رسمی تائید نشده است.

اما از نظر کارشناسان درحالیکه مقامات سعودی در یمن درگیر جنگی فرسایشی هستند حضور نظامی در افغانستان می‌تواند هزینه گزافی برای این کشور داشته و موجب تضعیف عربستان سعودی شود.

در نتیجه اعزام نظامیان سعودی به افغانستان و مداخله آشکار این کشور در روند صلح نشان می‌دهد که این کشور می‌تواند به دنبال هرچیزی بجز صلح در افغانستان باشد

زیرا حضور نظامیان سعودی در افغانستان نه تنها موجب برقراری صلح نخواهد شد بلکه باعث می‌شود تا افغانستان میدان رقابت‌های منطقه‌ای قرار گرفته و روند صلح را نیز با چالش‌های منطقه‌ای جدیدی روبرو کند.

استراتژی تازه امریکا /شعله‌ور ساختن آتش خشم هند و پاکستان و سوختن دامن افغانستان

پیام آفتاب : در سیاست تازه امریکا بر اعمال فشارهای دیپلماتیک بر اسلام‌آباد جهت قطع حمایت‌های مالی و معنوی این کشور از طالبان و دعوت از دهلی‌نو برای مشارکت پررنگ‌تر در افغانستان تاکید شده‌است.
این درحالی‌ست که براساس شواهد موجود نوع حضور پاکستان و هند در میدان افغانستان تفاوت ماهیتی دارد؛ جنگ نیابتی این دو رقیب دیرینه همانند رقابت‌های دیگر شرکای جنگ در افغانستان برای مردم ما هزینه داشته‌است؛ هند در حضوری نرم بیشتر روی پروژه‌های زیرساختی در افغانستان تمرکز دارد در حالیکه پاکستان با استفاده ابزاری از طالبان به دنبال رسیدن به منافع خود در کشور می‌باشد.
این تضاد منافع هند و پاکستان مسأله‌یی است که استراتژی تازه‌ی ترامپ نتوانسته آن را حل کند. اگر امریکا در یک تغییر رویه روی اعمال فشار بر پاکستان صادق و جدی باشد، اسلام‌آباد را وادار سازد از حمایت طالبان دست بردارد و طالبان از کانال پروسه صلح افغانستان به نوعی در بدنه سیاسی کشور هضم شود، موجبات خشنودی هند فراهم می‌شود چراکه پاکستان دست برتر خود در افغانستان را از دست می‌دهد و هند با خیال راحت به حضور نرم خود در افغانستان ادامه داده به ضربه زدن به منافع رقیب خود در افغانستان و منطقه فکر خواهد کرد.
دیدار مقامات هند و پاکستان با وزرای امور خارجه و دفاع امریکا در همین راستا قابل توضیح است: اسلام آباد و دهلی نو هریک به سهم خود در تلاش‌ند از استراتژی تازه ترامپ به نفع خود استفاده کنند؛ پاکستان برای رفع تهدیدهای امریکا و هند برای مجاب نگهداشتن واشنگتن به اعمال فشار بر اسلام‌آباد به تکاپو افتاده‌اند.
در این راستا قرار است ویجی گوخاله، معاون وزیر امورخارجه هند، به افغانستان سفر و با رئیس جمهور غنی در مورد تشدید حملات علیه طالبان گفت‌وگو کند.
این مقام هندی از دولت کابل خواهد خواست اختلافات داخلی را کنار گذاشته روی جنگ با طالبان تمرکز نمایند؛ بروز اختلافات داخلی و حملات تهاجمی و انتحاری طالبان در ماه‌های اخیر احتمال تسلط طالبان بر مناطق گسترده‌تری از افغانستان را افزایش داده و این مطلوب دهلی‌نو نیست.
پمپئو و ماتیس در سفرشان به هند به تفصیل درمورد مسائل افغانستان به ویژه مذاکره مستقیم امریکا با نمایندگان طالبان در قطر با مقامات هندی گفت‌وگو کردند؛ هند علاقه زیادی به مذاکره امریکا و دولت افغانستان با طالبان ندارد. مقامات امریکایی اما با توضیح اینکه این گفت‌وگوها به یک راه حل سیاسی ختم می‌شود اقدام خود را نزد همتایان هندی‌شان توجیه کردند.
تلاش برای آزادی انجینران هندی که در ماه می توسط طالبان در بغلان ربوده شدند از دیگر موضوعات مورد بحث در سفر گوخاله به کابل خواهد بود.
این درحالی است که به تازگی روسیه نیز با هدف کاهش خطر گسترش داعش در ولایات شمالی افغانستان و نفوذ به آسیای مرکزی به طالبان نزدیک شده‌است.
اینکه بازی با کارت طالبان توسط سهامداران جنگ در افغانستان به کدام نتیجه منتهی می‌شود را گذشت زمان نشان می‌دهد، آیا با حذف احتمالی متغییر طالبان از معادله‌ی جنگ در افغانستان چاقوی هند دسته پیدا خواهد کرد و پاکستان به ببری بی‌دندان تبدیل خواهد شد؟

Sarzamine Aryan - سرزمین آریان © 2016