سیر تاریخی دستور زبان در جهان و ایران

سیر تاریخی دستور زبان در جهان و ایران

 

حسن احمدی گیوی

 

کهن‌ترین قواعد دستور زبان از شبه‌قارۀ هند است که پانصد سال پیش از میلاد مسیح برای زبان سنسکریت تدوین شده و پژوهش‌های ارزندۀ دانشمندان صرف و نحو هند، به ویژه پانینی[1] که در قرن چهارم قبل از میلاد می‌زیسته، سخت مشهور است.

در مغرب‌زمین، واضع دستور، یونانیانند که نخستین بار در قرن پنجم پیش از میلاد، بخشی از قواعد زبان خود را تدوین کردند و بعدها به تکمیل آن پرداختند و ارسطو میان دستور و منطق، پیوند کامل برقرار ساخت. رومیان نیز در سدۀ نخست پیش از میلاد، برای زبان لاتین، قواعد صرف و نحو نگاشتند.

دونی دوتراس[2] در سدۀ نخست میلادی، نخستین کسی است که در کتاب خود به نام آرت گراماتیکال[3] دستور زبان را علمی مستقّل تلقی کرد.

سریانی‌ها تدوین قواعد نحو زبان خویش را از اواسط سدۀ پنجم میلادی آغاز نمودند.

برای زبان عربی، با آن ادبیات وسیع، از سدۀ نخست، تدوین قواعد نحو شروع شد و از مسلمانان و دانشمندان عرب، نخستین کسی که به دستور زبان توجّه نمود ابوالاسود دؤلی (متوفا به سال 67 هجری) بود که گویند اساس نحو را از حضرت علی (ع) آموخت و آن را طرح‌ریزی کرد. بعد از او خلیل‌بن احمد (متوفّای نیمۀ دوم سدۀ دوم) و سپس شاگرد ایرانی‌الاصل او سیبویه به تهذیب و تکمیل صرف و نحو عربی پرداختند که کتاب الکتاب سیبویه هنوز از مهم‌ترین مراجع نحویان تازی به شمار است. همزمان با سیبویه، علی‌بن‌حمزۀ کسایی ایرانی‌الاصل و پس از وی دانشمندانی چون زجّاج و ابوعلی فارسی و ابن‌مالک و زمخشری و ابن‌حاجب و ابن‌معطی و جز آنان هر یک به گونه‌ای در تکمیل صرف و نحو عربی کوشیدند و متأخّران در شرح و تلخیص آثار گذشتگان کتاب‌ها پرداختند؛ چون: شرح سیوطی از الفیۀ ابن مالک و المغنی فی الاعراب ابن‌هشام و فوائد صمدیۀ شیخ بهایی و جز آنها.

اما دانشمندان و پژوهشگران ایرانی، که خود از بنیان‌گذاران دستور زبان تازی بودند، در زمینۀ زبان خود، کوشش و اندیشۀ کمتری به کار بسته‌اند. به طوری که بحث جنبی دربارۀ مطالب دستوری زبان فارسی، از سدۀ ششم پیشتر نیست و کهن‌ترین مأخذی که در آن به برخی از صرف و اشتقاق فارسی اشارت رفته است کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم شمس قیس رازی است که به سال 630 هـ.ق تألیف یافته است و نگارش کتاب مستقل دستوری برای زبان فارسی از سدۀ سیزده فراتر نمی‌رود.

از مهمترین کتاب‌هایی که دربارۀ صرف و نحو پارسی در آنها سخن به میان آمده یا اصولاً دربارۀ دستور زبان فارسی نگارش یافته‌اند، از مآخذ زیر که برحسب ترتیب تاریخی و نام کتاب‌ها آمده است، می‌توان نام برد[4]:

(البته در این رهگذر هندی‌ها همان طوری که در نوشتن دستور برای زبان خویش، پیشگام جهانیان بوده‌اند، گوی سبقت از همگان ربوده‌اند و شمار دستور زبان فارسی که در آن دیار آشنا نگارش یافته از مرز یک صد و پنجاه گذشته است.)

  • منطق الخرس فی لسان الفرس، ابو حیّان نحوی (754-645 هـ. ق) به عربی
  • حلیه‌الانسان فی حلبه‌اللسان، ابن‌مهنّا، عهد مغول (شامل قواعد عربی و فارسی و ترکی)
  • لسان القلم در شرح الفاظ العجم، عبدالقهّاربن اسحاق مقلب به شریف، 861 هـ.ق
  • میزان فارسی یا بعضی قانونات فارسی، جمال‌الدین حسین مرعشی شوشتری، عظیم‌آباد هند، 1165 ق.
  • قواعد فارسی، روشن‌علی انصاری (جوانپوری)، لکهنو، حدود 1800 م/1221 ق.
  • گرامر فارسی به صورت پرسش و پاسخ، عطاءالله، کلکته، 1244 ق.
  • قانون زبان فارسی…، عباسقلی بن میرزا محمد بادکوبه‌ای، تفلیس، 1247 ق.
  • قواعد صرف و نحو فارسی، عبدالکریم ایروانی، تبریز، 1262 ق.
  • مخزن‌الفوائد یا خزانه‌الاصول، محمدفایق بن غلامحسین، لکهنو، 1844 م.
  • صرف و نحو فارسی، حاجی محمد کریمخان کرمانی، 1265 ق.
  • براهین العجم فی قوانین المعجم، محمدتقی سپهر، تهران 1272 ق.
  • صفوه‌المصادر، محمدمصطفی خان بن محمد روشن خان، کانپور، 1864 م.
  • تحقیق‌القوانین، حاجی محمد محیی‌الدین صاحب (حیران)، لکهنو، 1283 ق.
  • در بیان علم صرف و نحو، باب نهم از مطلع‌العلوم و مجمع‌الفنون واجد علی‌خان، ج 2، لکهنو، 1283 ق.
  • اصول برجستۀ ضوابط فارسی (صرف و نحو فارس به اردو)، عبدالحق دهلوی، 1869 م.
  • آغاز فارسی (دربارۀ فعل فارسی)، محمدعبدالحکیم، میرتهه، 1872 م.
  • اشرف القوانین فارسی، سید اشرف علی گلشن‌آبادی، عبدالفتّاح، بمبئی، 1876 م/1297 ق.
  • دستور پارسی‌آموز، عبیدالله بن امین‌الدین احمد سهروردی، لکهنو، اکره، 85-1877/1298 ق.
  • رسالۀ نحو فارسی، مولوی امام بخش صهبایی دهلوی، کانپور، 1880/1283.
  • دستور سخن (تألیف 1287 ق) و خلاصۀ آن دبستان فارسی، میرزا حبیب اصفهانی، استانبول (1308 ق) که نخستین‌بار واژۀ دستور را به معنی امروزی به کار برده و همان کتاب تا حدّی پایۀ کلیۀ دستورهای امروزی است و بدین ترتیب میرزا حبیب را پیشرو دستورنویسان جدید می‌توان نامید.
  • تنبیه‌الصبیان، محمدحسین انصاری، استانبول 1298 ق.
  • زبده (در قواعد فارسی)، محمد نجیب انطاکی، بولاق 1300 ق.
  • لسان‌العجم، میرزا حسن بن محمدتقی طالقانی، تهران 1305 ق.
  • نامۀ زبان‌آموز، میرزا علی‌اکبر ناظم‌الاطباء، تهران 1316 ق.
  • نهایه‌التعلیم، ج 2، حسن رشدیه، تهران، 1318 ق.
  • قواعد الصّبیان، محمدباقر قاجار، تهران، 1320 ق.
  • دستور زبان فارسی، غلامحسین کاشف، استانبول، 1329 ق.
  • دستور زبان فارسی، استاد فقید عبدالعظیم قریب که برای نخستین بار، دستور فارسی را به صورت کتاب درسی درآورده‌اند و دستورهای او از سال 1329 ق. بیش از چهل بار تجدید چاپ شده و تقریباً همۀ دستورنویسان بعدی بدان نظر داشته‌اند.
  • تعلیم لسان فارسی، حسین دانش، استانبول، 1331 ق.
  • نهج‌الادب، نجم‌الغنی رامپوری، لکهنو، 1919 م.
  • دستور زبان فارسی، جلال‌الدین احمد جعفری رئیسی (اردو، 2 جلد) الله‌آباد، 1324 ق.
  • نبراس‌المدارس لمعرفه لسان فارسی، مسعود سنندجی کردی، مصر، 1346 ق.
  • دستور نوین، محمدامین ادیب طوسی، تهران، 1312 ش.
  • صرف و دستور نو، علی‌اکبر خدابنده، تهران، 1313 ش.
  • دستور زبان فارسی، محمدپروین گنابادی، تهران، 1333.
  • دستور زبان فارسی (معروف به دستور پنج استاد)، تألیف استادان فقید: قریب، بهار، فروزانفر، همایی و یاسمی، که با چاپ‌های مکرر، بیش از همۀ دستورهای سنتی مورد توجه قرار گرفته است.
  • زبان پاک، سیداحمد کسروی،تهران 1322.
  • دستور حسن، محمدحسن ادیب هروی، مشهد، 1316 ش.
  • سبک‌شناسی یا تاریخ تطوّر نثر فارسی، محمدتقی بهار (ملک‌الشعراء)، 3 جلد، دانشگاه تهران، 1321 تا 1330 ش.
  • القواعد الاساسیه لدراسه الفارسیه، ابراهیم امین‌الشورابی، قاهره، چاپ دوم، 1949 م. 1328 ش.
  • الفارسیه بلا معلّم، ابراهیم فضلی، بیروت، 1949 م/1328 ش.
  • زبان‌آموز فارسی (برای بیگانگان)، احمد آرام، دمشق، 1951 م/1330 ش.
  • کاف‌نامه، احمد کسروی، به کوشش یحیی ذکا، تهران، 1331 ش.
  • صرف و نحو پارسی، ادیب‌السلطنۀ سمیعی، تهران، 1333.
  • دستور زبان فارسی، استاد فقید دکتر عبدالرسول خیامپور، تبریز، 1333، که با ابتکارات و روش علمی خویش، طرحی نو در دستور فارسی افکندند؛ به طوری که استاد فقید دکتر معین، آن را در کلاس، بهترین دستور زبان فارسی می‌نامیدند.
  • دستور زبان فارسی، (بحثی عالمانه و محققانه) از استاد فقید جلال‌الدین همایی در مقدمۀ لغت‌نامۀ دهخدا.
  • دستور جامع زبان فارسی، عبدالرحیم همایونفرخ، انتشارات علی‌اکبر علمی، 1337.
  • طرح دستور زبان فارسی، دکتر محمد معین، پنج جلد (اضافه 2 جلد، اسم مصدر و حاصل مصدر، مفرد و جمع، معرفه و نکره)، 1332 تا 1339.
  • دستور زبان فارسی و راهنمای تجزیه و ترکیب، دائی جواد، اصفهان، 1339.
  • اصول دستور فارسی، سیدکمال‌الدین طالقانی، امیرکبیر تهران و مشعل اصفهان؛ ج 1، 1342، ج 13، 1358.
  • شاهنامه و دستور، دکتر محمود شفیعی، انتشارات نیل، 1343.
  • دستور پارسی، رحیم ذوالنور، تهران، 1343.
  • دستور امروز، دکتر خسرو فرشیدورد، صفی‌علیشاه، 1345.
  • دستور زبان فارسی، دکتر محمد دبیرسیاقی، زوّار، 1345.
  • دستور زبان فارسی، دکتر لطفعلی بنان و همکاران، تبریز، ج 1، 1345، ج 11، 1363.
  • حروف اضافه، دکتر خلیل خطیب رهبر، صفی‌علیشاه، 1347.
  • توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی، دکتر محمدرضا باطنی، 1348.
  • گفتارهای دستوری، دکتر خسرو فرشیدورد، دکتر جعفر شعار، دکتر اسماعیل حاکمی، امیرکبیر 1348.
  • تاریخ زبان فارسی (3 جلد)، دکتر پرویز ناتل خانلری، بنیاد فرهنگ ایران، 1348 و 1349، 1354.
  • حروف ربط، دکتر خطیب رهبر، صفی علیشاه، 1349.
  • دستور زبان فارسی، دکتر پرویز ناتل خانلری، ج 1، 1351، ج 5، 1363، بنیاد فرهنگ ایران، توس.
  • دستور زبان فارسی دانشرای دورۀ راهنمایی (2 جلد)، حسن احمدی گیوی و دکتر حسن انوری، وزارت آموزش و پرورش، 1351 به اضافۀ 7 مجلد دیگر برای دبیرستان‌ها و دورۀ راهنمایی تحصیلی.
  • دستور زبان فارسی دانشسرای مقدماتی (2 جلد)، دکتر حسن انوری و حسن احمدی گیوی، وزارت آموزش و پرورش، 1352.
  • دستور زبان فارسی یا صرف و نحو، احمد احمدی بیرجندی، کتابفروشی باستان، مشهد، 1354.
  • دستور زبان فارسی (از کلمه تا کلام)، دکتر علی سلطانی گرد فرامرزی، مدرسۀ عالی ادبیات، ج 1، 1354، ج 3، 1363.
  • نگاهی تازه به دستور زبان فارسی، دکتر محمدرضا باطنی، آگاه، 1356.
  • دستور زبان فارسی رشتۀ فرهنگ و ادب دبیرستان (3 جلد)، آقایان دکتر علی اشرف صادقی و غلامرضا ارژنگ، وزارت آموزش و پرورش، پیش از سال 1357.
  • مبانی دستور زبان فارسی، پروفسور احمد شفایی، انتشارات نوین، تهران، 1363.
  • دستور زبان فارسی 1، حسن احمدی گیوی و دکتر حسن انوری، انتشارات فاطمی، ج 1/1363، ج 21، 1378.
  • دستور زبان فارسی، دکتر محمدجواد شریعت، انتشارات اساطیر، تهران، ج 1، 1364، ج 2، 1366.
  • دستور زبان فارسی، دکتر یدالله ثمره، مرکز نشر دانشگاهی، ج 1، 1364، ج 3، 1371.
  • دستور زبان فارسی 2، دکتر حسن انوری و حسن احمدی گیوی، انتشارات فاطمی، ج 1، 1367، ج 17، 1378.
  • دستور زبان فارسی رشتۀ فرهنگ و ادب (3 جلد)، حسن احمدی گیوی، انتشارات فاطمی، ج 1، 1367، ج 17، 1378.
  • دستور زبان فارسی رشتۀ فرهنگ و ادب (3 جلد)، حسن احمدی گیوی و دکتر حسن انوری، وزارت آموزش و پرورش، 1365، 1366، 1368.
  • ماده‌های فعل‌های فارسی دری، دکتر محسن ابوالقاسمی، ققنوس، 1373.
  • دستور زبان فارسی امروز، غلامرضا ارژنگ، نشر قطره، 1374.
  • دستور زبان فارسی نوین، علی شهبازی، انتشارات افشار، بی‌تا.
  • فعل بسیط فارسی و واژه‌سازی، علاء‌الدین طباطبایی، مرکز نشر دانشگاهی، 1376.

 

علاوه بر آثار و تألیفات یادشده، استادان و پژوهشگران و دبیران گرامی دیگری نیز در سال‌های اخیر با نوشتن کتاب‌ها و رساله‌هایی، هر یک در خور زحمت و همّت مبذول، خدمت‌های گران‌بهایی به دستور زبان فارسی نموده‌اند که از آن جمله‌اند:

یزدی، امیرمهدی ـ ادیب نوری، ابراهیم ـ اندیشه، حسن ـ بصّاری، دکتر طلعت ـ بنگرامی، محمدعبدالله ـ به‌نژاد تبریزی ـ بوهنوال. م. ن ـ نکهت حسینی ـ جهانشاهی، ایرج ـ حاکمی، دکتر اسماعیل ـ حیدریان خراسانی، سید احمد ـ خرّمدل، دکتر لطفعلی ـ خلیق رضوی، سیدمحسن ـ دولت‌آبادی، عزیز ـ دیهیم، محمد ـ دین‌محمد ـ روائی، محمد ـ زارعی، جمال ـ زندپور، سهراب ـ شعار، دکتر جعفر ـ شهابی، شهرستانی، دکتر علی‌اکبر ـ صبا، علی‌اکبر ـ صمصامی، محمد ـ فردوس، سیدصادق ـ قویم، علی‌اکبر ـ کارنگ، عبدالعلی ـ کوشا، احمد ـ لک‌دیزجی، علی ـ محمد خانلو ـ محقق، حسین ـ محلاتی، سیف‌الدین ـ موسوی، صاحب مولوی ـ مولوی، عباسعلی ـ میرزا محمدحسن ـ ناظمی، حسن ـ نثار علی ـ ندیمی، حسن ـ والی‌زاده، اسماعیل و … و عزیزانی دیگر که نگارنده یا آثار آنان را ندیده و نخوانده و یا نه نام و مشخصات دقیق آنها دسترسی نداشته است.

افزون بر مؤلفان و مصنّفان، پژوهندگان و استادان و نویسندگان بسیاری با نوشتن مقاله‌های پژوهشی و علمی در زمینه‌های گوناگون دستوری، از جمله در قلمرو فعل، گره‌گشایی‌های سودمندی کرده‌اند. در شمار آن بزرگانند استادان و نویسندگانی که در زیر اسامی پاره‌ای از آنان معرفی می‌شود[5]:

ابوالقاسمی، دکتر محسن ـ اخوین محمدی، دکتر عباس ـ ادیب طوسی، محمدامین ـ اوحدی، مجید (یکتا) ـ باطنی، دکتر محمدرضا ـ بقائی، دکتر ناصر ـ بهرنگی، صمد ـ جهان‌پناه، دکتر سیمین‌دخت ـ حاجتی، دکتر عبدالخلیل ـ حاکمی، دکتر اسماعیل ـ حیدری ملایری، محمد ـ خانلری، دکتر پرویز ـ خلیل، محمدابراهیم ـ دبیر مقدم، دکتر محمد ـ سرهنگیان، حمید ـ شریعت، دکتر محمدجواد ـ شفائی، دکتر احمد ـ صادقی، دکتر علی‌اشرف ـ صفا، علی‌اکبر ـ علی‌زاده، حسین ـ فرشیدورد، دکتر خسرو ـ کشاورزی، کریم ـ کلباسی، ایران ـ کیوان، دکتر مصطفی ـ متینی، دکتر جلال ـ محیط طباطبائی، سیدمحمد ـ مشکاه‌الدینی، دکتر مهدی ـ مقرّبی، دکتر مصطفی ـ مینوی، مجتبی ـ نجفی، دکتر ابوالحسن ـ نوّابی، دکتر ماهیار ـ نیساری، دکتر سلیم ـ وحیدیان کامیار، دکتر تقی ـ یمینی، حسین ـ یوسفی، دکتر غلامحسین و …

مقاله‌هایی که استادان و ادیبان و دستورپژوهان در قلمرو دستور یا فعل نوشته‌اند به نمونه‌های بالا محدود نیست. از جمله بسیاری از مقاله‌های دیگر را در پنج جلد کتاب فهرست مقالات فارسی آقای ایرج افشار می‌توان دید[6].

به مآخذ بالا باید اضافه کرد کتاب‌های دستوری که خارجیان، اعم از هند و ترک و تازی و اروپایی و آمریکایی، برای زبان فارسی نوشته‌اند. (ر.ک فرهنگ ایران‌زمین، ج 2، ص 28-21، مقالۀ کتاب‌شناسی دستور زبان فارسی نوشته ایرج افشار.)

به همۀ این مراجع باید اضافه کرد برخی از فرهنگ‌ها را که در مقدمه یا متن آنها به بحث‌های دستوری پرداخته‌اند، چون فرهنگ جهانگیری و برهان قاطع و انجمن‌آرای ناصری و مهم‌تر از همه، فرهنگ شش جلدی استاد فقید دکتر محمد معین که ارزش دستوری کلمه‌ها را نیز جای جای مشخص کرده است.

نگارنده، کار و تلاش و پژوهش همۀ دستوردانان و دستورمردان و دستورپژوهان را ارج می‌نهم و به روان پاک دکتر محمد معین، دکتر پرویز ناتل خانلری و ملک‌الشعرای بهار و دیگر سواران از کاروان رفته درود می‌فرستم؛ اما در عین حال، دستور مردان پیشاهنگ را مثلثی می‌دانم که یک ضلع آن، میرزا حبیب اصفهانی، ضلع دومش استاد عبدالعظیم قریب و ضلع سومش دکتر عبدالرسول خیامپور است؛ اولی آغازگر است؛ دومی احیاگر و سومی اصلاح‌گر یا پیرایشگر و در این میان، از حیث تلاش و پژوهش و تأثیرگذاری و جهت‌دهی و نیز کیفیت و کمیت کار، استاد عبدالعظیم قریب را برتر از دو ضلع دیگر می‌شمارم. البته دستور دو جلدی معروف پنج استاد را هم داریم که با نام گرامی پنج تن از استوارترین استوانه‌ها و ارکان ادب فارسی، یعنی زنده‌یادان: ملک‌الشعرای بهار، استاد عبدالعظیم قریب، استاد بدیع‌الزمان فروزانفر، استاد جلال‌الدین همایی و رشید یاسمی آراسته و ارزش و اعتبار یافته و ده‌ها بار تجدید چاپ شده است؛ اما اولاً استاد قریب با فضل تقدّم، یکی  از آن پنج استاد بزرگ بودند. ثانیاً درون‌مایۀ آن کتاب ارجمند همان دستورهای استاد عبدالعظیم قریب است که در دستور پنج استاد بر مثال‌ها و تمرین‌ها و شاهدها و تفصیل‌ها و تصریح‌ها افزوده شده است و در آن دستور ارجمند، نکته‌ها یا مطلب‌های تازۀ مهم و چشم‌گیری به چشم نمی‌خورد؛ برعکس دستور دکتر خیامپور که طرح نو و حرفی نو دارد و آن مرحوم، دستور سنتی را از بسیاری از کاستی‌ها، نارسایی‌ها، لغزش‌ها پیراسته و پالوده است. یک نمونه‌اش حالات اسم است که در دستور‌ها اسم را چهار حالت ذکر کرده‌اند: فاعلی، مفعولی، اضافی و ندا و از حالت‌ها یا نقش‌هایی مانند حالت قیدی، بدلی، متممی، تمیزی، وصفی و … نامی به میان نیاورده‌اند و آقای دکتر خیامپور برای نخستین بار با منطق و برهان و شاهد، همۀ آن حالت‌های یادشده را برشمرد و شرح داد و گفت: اسم، سیزده حالت دارد، نه چهار حالت[7].

البته در کنار دستورپژوهان و دستورشناسان و دستورنویسان، دستورستیزان و دستورخراب‌کن‌هایی هم بوده و هستند: که یا از اصل با دستور مخالفند و یا با نوشتن دستورهای ناسودمند و غلط، بدآموزی می‌کنند! چنان که هم فعل و هم فاعل را غلط تعریف می‌کنند و هم کلمه را چهار قسم می‌شمارند! ناگفته نماند که وزارت آموزش و پرورش نیز در کاستن از منزلت و ارزش دستور، نقش ویرانگری دارد! که با گنجاندن درس‌های نوپدید، دیواری کوتاه‌تر از دیوار ادبیات و دستور نمی‌یابد! هم از تعداد و ساعات هفتگی دستور و ادب می‌کاهد! و هم به جای سه کتاب مستقل و جدا برای سه درس فارسی، آیین نگارش و دستور، با افزودن درس تازه وارد زبان‌شناسی بر آن سه، برای چهار درس به جای چهار کتاب، یک کتاب می‌نویسد! و عملاً ارزش دستور از بیست و پنج فرود می‌آورد! و چون درس فارسی و آیین‌نگارش، آسان‌تر از دستور است و درس زبان‌شناسی هم درس جدید است، دانش‌آموزان و برخی از دبیران بدان سه، بهای بیشتری می‌دهند! و ارزش دستور از بیست و پنج درصد نیز پایین‌تر می‌آید! این است که امروزه دستور، سرنوشت غم‌انگیزی پیدا کرده! نه متولی دارد، نه مدافع! آقای دکتر حسن انوری و نگارنده که با انگیزه و عشق خدمت به زبان ملی‌مان بیش از بیست سال، پیش از انقلاب و پس از آن با استفادۀ معقول از دانش زبان‌شناسی، برای مقاطع تحصیلی گوناگون، 16 جلد دستور کلاسی نوشتیم که با شمارگان صدهزار و چند صد هزار عرضه شد و پاره‌ای از آنها به چاپ بیستم رسید[8]، متأسفانه چون در سال‌های اخیر بدون اطلاع و اجازۀ ما در کتاب‌های تألیفی‌مان دست می‌بردند، تذکر دادیم. سودی نبخشید! ناگزیر همکاری‌مان را با سازمان کتاب‌های درسی وزارت آموزش و پرورش پایان دادیم. و اکنون، هم برنامه‌ریزی کتاب‌های درسی ادبی و دستوری، و هم تألیف کتاب فارسی و ادبیات و دستور در دست دوستان زبان‌شناس‌مان هست و با ورود سیل اصطلاحات زبان‌شناسی در دستور، و تغییر مفهوم و کاربرد پاره‌ای از اصطلاحات درست و جاافتاده، مانند کلمۀ «مشتق»، کار تعلیم و علم دستور برای دانش‌آموزان و دبیران دشوار گردیده و دستور، تحت‌الشعاع زبان‌شناسی قرار گرفته است. و از دیگر سو چون جوانان امروزی ما با کمال تأسف آسان‌گرای و راحت‌طلب شده‌اند، بازار دستور، سخت کساد شده است! به طوری که بنده در این سه دهۀ اخیر از میان ده‌ها پایان‌نامۀ دورۀ کارشناسی‌ارشد و دکتری زبان و ادبیات فارسی که خود استاد راهنما یا مشاور و یا ناظرشان بوده‌ام، تنها یک نفر به نام آقای سیدمهدی صدرالحفاظی، هم در دورۀ کارشناسی‌ارشد در دانشگاه آزاد و هم در دورۀ دکتری در دانشگاه تهران، پایان‌نامه‌اش موضوع دستوری بود؛ آن نیز هم استاد و استاد راهنما، و هم مشوقش در هر دو دوره بنده بودم! آری، آن درخت تنومند صد و پنجاه سالۀ پربار و ریشه‌دار که سه دهۀ سی و چهل و پنجاه، به همت استادان بزرگی چون: دکتر خیامپور، دکتر معین و دکتر ناتل خانلری و … بالندگی و طراوت تازه و امیدآفرینی یافته بود: «خوش درخشید، ولی دولت مستعجل بود!» و دارد اندک اندک برگ و بار خود را از دست می‌دهد و رو سوی پژمردن و خشکیدن دارد! تا باد چنین مباد!

 

[1] – Panini.

[2] – Deny de thrace.

[3]– Art grammatical

[4]– در این فهرست، بیشتر از مقالۀ پژوهشی و باارزش آقای ایرج افشار، نویسنده و استاد محترم دانشگاه تهران، تحت عنوان کتاب‌شناسی دستور زبان فارسی در جلد دوم فرهنگ ایران‌زمین (صفحۀ 19 تا 44) بهره گرفته شده است.

[5]– برای آگاهی از نام و مشخصات مقاله‌ها ر.ک دستور تاریخی فعل، ج 1، ص 36-34.

[6]– ر.ک فهرست مقالات فارسی، مجلدات 1، 2، 3، 4 و 5.

[7]دستور زبان فارسی، چاپ هفتم، کتابفروشی تهران، 1352، ص 46-40.

[8]– آقای دکتر انوری و بنده دو جلد دستور به نام دستور 1 و دستور 2 برای انتشارات فاطمی نوشته‌ایم که با شمارگان بالای (سه هزار تا 24 هزار) به چاپ سی‌ام رسیده و سخت مورد استقبال قرار گرفته‌اند: و بنده افزون بر 16 جلد دستور که با همکاری آقای دکتر انوری نوشته‌ایم، پنج جلد دستور نیز خودم به تنهایی نوشته‌ام که دستور تاریخی فصل دو جلدی دو هزار صفحه‌ای از آن جمله است که درست چهل سال (از 40 تا 1380) با خواندن همۀ متون معتبر فارسی، روی آن کار کرده‌ام.

Updated: جولای 4, 2018 — 12:28 ق.ظ