اخبار روز : افغانستان و آمریکا به دنبال همکاری با طالبان برای مقابله با داعش

 

افغانستان و آمریکا به دنبال همکاری با طالبان برای مقابله با داعش

حملات مرگبار انتحاری داعش به همراه گروگان‌گیری اخیر در افغانستان باعث شده که موجی از تلاش‌ها از سوی آمریکا و دولت کابل برای همکاری بیشتر با طالبان به وجود آید.

به گزارش ایسنا، به نوشته روزنامه گاردین، حملات مرگبار داعش در افغانستان به نظر می‌رسد که نسبتا واکنشی به عملیات گسترده از سوی نیروهای ویژه آمریکایی و ارتش افغانستان برای ریشه‌کن کردن این گروه تروریستی در مناطق روستایی ولایت ننگرهار باشد.

اما می‌توان این حملات را نشانه‌ای برای پیشرفت تلاش‌های مجدد آمریکا و دولت افغانستان به منظور گفت‌وگو با طالبان نیز به حساب آورد که داعش آن را اقدامی علیه خود ارزیابی کرده است.

رقابت منطقه‌ای و سیاسی بین طالبان و داعش از سال 2014 در افغانستان شدت یافته است به طوری که تحلیلگران می‌گویند داعش افغانستان تمایل دارد تا روند صلح را منحرف کند.

همچنین اخیرا مشخص شده که مقام‌های‌ آمریکایی با رهبران طالبان در قطر دیداری داشته‌اند که تلاشی واضح و آشکار برای آغاز روند صلح محسوب می‌شود.

دولت‌های قبلی آمریکا همواره درخواست شبه‌نظامیان طالبان را برای مذاکرات رودررو رد کرده و تاکید داشتند که طالبان باید با دولت کابل توافق کند.

با توجه به ابهامات موجود در سیاست‌ جدید دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا در قبال مساله افغانستان این تغییر ناگهانی در مذاکرات بین آمریکا، دولت کابل و طالبان را نباید غیرمعمول دانست.

ترامپ مکررا تردید خود را درباره تداوم حضور آمریکا در افغانستان ابراز داشته و گفته که نیروهایش را از این کشور کاملا خارج می‌کند.

تحلیلگران می‌گویند آمریکا نگران داعش است و چین نیز که نگران منافع اقتصادی خود در منطقه است، گفته که شاخه افغانستانی داعش، رهبری طالبان را ضعیف کرده و توانایی آن را برای به دست آوردن توافق صلحی بادوام کمتر کرده است.

با توجه به شرایط پیچیده کنونی در اوضاع افغانستان، دولت‌های واشنگتن و کابل به دنبال تکیه بر طالبان برای کمک به آنها به منظور از میان برداشتن دشمنان بزرگتر یعنی داعش و پایان دادن به جنگ چندین ساله در افغانستان هستند.

داعش در جوزجان، تسلیم شد یا نجات یافت؟

جمهور : به دنبال انتشار خبر «تسلیم شدن» اعضا و فرماندهان گروه تروریستی داعش به نیروهای امنیتی در ولایت شمالی جوزجان، طالبان می گویند که داعش در پی حملات همه جانبه نظامی آن گروه، مجبور شدند به نیروهای دولتی تسلیم شوند و با هلیکوپتر نجات داده شدند.
طالبان با انتشار اعلامیه ای در این زمینه ادعا می کند که اعضا و رهبران داعش در جوزجان ناگزیر شدند به نیروهای دولتی بپیوندند.
طالبان می‌گویند که در جریان عملیات چند روزه آن گروه، همه مناطق ولسوالی درزاب به شمول سردره از وجود داعشی‌ها پاک‌سازی شد و در نتیجه، ۱۵۳ داعشی کشته، ۱۰۰ تن زخمی و ۱۳۴ تن شان زنده بازداشت شدند.
گروه طالبان ادعا کرده است که پس از عملیات‌ همه‌جانبه آن گروه، حبیب الرحمن رهبر؛ مسؤول عمومی داعش در جوزجان، مفتی نعمت و ملا صبغت الله؛ مسؤول مالی و روابط آن گروه با ۱۵۲ تن از افراد شان به نیروهای دولتی پیوسته و با انتقال شان توسط چرخبال از آخرین ضربات طالبان، نجات داده شده‌اند.
ادعای طالبان مبنی بر نجات تروریست های داعش از سوی هلیکوپترهای مربوط به نیروهای امنیتی، با شواهد منابع محلی دیگر نیز به نوعی تأیید شده است. از جمله حلیمه صدف؛ یک عضو شورای ولایتی جوزجان گفته است که هلیکوپترهای ناشناس، اعضای خارجی داعش را از مهلکه درزاب نجات داده و به جای دیگری منتقل کرده است.
این ادعاها واکنش های وسیعی را در شبکه های اجتماعی و رسانه ها برانگیخته است. بسیاری از منتقدان می گویند که شواهد میدانی و قراین مربوط به این رویداد، ادعای طالبان و برخی مراجع محلی را مبنی بر نجات نیروهای داعش از سوی هلیکوپترهای دولتی تأیید می کند.
آنها در این زمینه، از جمله به عکس ها و تصاویری اشاره می کنند که از آنچه «تسلیم شدن» تروریست های داعش به نیروهای امنیتی دولتی خوانده می شود، منتشر شده است.
در این عکس ها، جنگجویان داعش، با دست های باز و در حالی که برخی از آنها لبخند به لب دارند ایستاده اند. در یکی از تصاویر، یک عضو داعش، با بسته ای که به نظر می رسد لباس ها و لوازم شخصی اوست، دیده می شود.
این عکس ها از دید آگاهان، هرگز نشانگر تسلیم شدن جنگجویان تروریستی داعش نیست؛ بلکه به نظر می رسد که آنها از اینکه از مهلکه جنگ با طالبان «نجات» یافته اند، خوشحال اند.
یکی دیگر از قراین که ادعای طالبان را تأیید می کند، این است که نیروهای دولتی و خارجی، هرگز با تروریست های داعش در درزاب و قوش تپه جوزجان در حال جنگ قرار نداشته اند.
تروریست های داعش‌ با وجود آنکه شمار آنها در این دو ولسوالی به کمتر از ۵۰۰ نفر می رسید، هرگز با خطر عملیات نابودگر نظامی از سوی نیروهای امنیتی دولتی و خارجی رو به رو نشدند و این، در نوع خود، پرسش برانگیز است که چرا دولت و خارجی ها، هیچگاه علیه داعش، در جوزجان یک عملیات سرکوبگرانه جدی را راه اندازی نکردند؟
این در حالی بود که بارها نسبت به جنایت های داعش در این دو ولسوالی، گزارش های تکان دهنده ای به رسانه ها درز کرده بود.
نکته دیگر اینکه در روزهای اخیر، نبردهای سختی میان گروه طالبان و داعش در جوزجان گزارش شده بود. بر پایه برخی گزارش ها در این درگیری ها، نزدیک به ۳۰۰ نفر از دوطرف درگیر، کشته شدند و صدها تن دیگر نیز زخمی یا اسیر گردیدند.
با این وصف، ادعای طالبان مبنی بر «نجات» تروریست های داعش از سوی نیروهای امنیتی دولتی، غیر واقع بینانه به نظر نمی رسد.
با اینهمه حتی اگر ادعای نیروهای دولتی مبنی بر «تسلیم شدن» رهبران، فرماندهان و صدها تن از اعضای داعش در جوزجان به این نیروها را بپذیریم، اکنون دولت برای احراز صداقت خود در مبارزه با تروریزم تکفیری داعش و اثبات بی پایه بودن ادعاها مبنی بر نجات داعش از مهلکه درزاب، در برابر آزمون بزرگ تری قرار گرفته است و آن، چگونگی برخورد با تروریست های «تسلیم شده» است.
داعش یک گروه تروریستی جنایتکار و خطرناک است که هرگز نمی توان به عنوان یک نیروی مسلح عادی با آن برخورد کرد. این گروه اول اینکه ماهیتا بیگانه و خارجی محسوب می شود و فعالیت هراس افکنانه، مسلحانه و ضد دولتی یک گروه خارجی، حتی اگر اعضای آن، هیچ جرم مشهودی علیه دولت و مردم، مرتکب نشده باشند، به خودی خود یک جرم بزرگ و نابخشودنی و مستوجب سنگین ترین مجازات ها به حساب می آید. این در حالی است که رهبران و اعضای داعش در جوزجان مرتکب قتل و کشتار و شکنجه و آدمربایی و تجاوز به زنان و دختران و اسارت کودکان و… شده اند که باید به سختی مجازات شوند.
آیا دولت و نیروهای ناتو و امریکایی، اجازه محاکمه رهبران و اعضای «تسلیم شده» داعش را در یک دادگاه عادلانه، با صلاحیت و مستقل می دهند؟

تسلیم شدن بیش از 150 داعشی به نیروهای امنیتی؛ آیا داعش در شمال افغانستان شکست خورده است؟!

به گزارش آوا، صبح دیروز چهارشنبه(10 اسد) قول اردوی 209 شاهین در شمال کشور با انتشار یک خبر فوری گفت: مولوی حبیب‌الرحمن، رهبر داعش در شمال کشور و مفتی نعمت‌الله، معاون وی، همراه با ۱۵۲ نفر و تمام تجهیزات نظامی‌شان شب گذشته(سه‌شنبه، 9 اسد) به نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت جوزجان تسلیم شدند.
وزارت دفاع نیز با انتشار بیانیه‌یی این خبر را تأیید کرده است.
ولایت جوزجان
حلیمه صدف، عضو شورای ولایتی جوزجان هم با تأیید این خبر در گفتگو با خبرنگار آوا، گفت: تعداد زیادی از اعضای داعش در ولسوالی درزآب به دولت پیوستند که از جمله 27 تن آنان افغان بودند. 70 تن دیگر آنان از کشورهای مختلف بودند که توسط طیاره‌هایی که نوعیت آن مشخص نبود، به بیرون انتقال داده شدند.
به گفته این عضو شورای ولایتی جوزجان، 50 تن ازبکستانی که عضویت گروه داعش را داشتند، به گروه طالبان پیوسته‌اند.
اما به گفته وی، طالبان بیش از گذشته به این ولسوالی‌ها حضور به هم رسانیده‌اند.
با این حال حنیف رضایی، مسئول مطبوعاتی قول اردوی 209 شاهین نیز به خبرنگار آوا گفت: مولوی حبیب‌الرحمن رهبر ارشد گروه داعش در جوزجان و مفتی نعمت‌الله، معاون آن، همراه با 152 تن با تجهیزات و وسایطی که در اختیار داشتند، به دولت پیوستند.
وی خاطرنشان کرد که تعداد دیگری از گروه داعش که در قریه سردره ولسوالی درزاب با طالبان در حال جنگ هستند نیز اعلام کرده‌اند که با دولت یک‌جا می‌شوند.
اما مسئول مطبوعاتی قول اردوی 209 شاهین، ادعای عضو شورای ولایتی جوزجان مبنی بر این‌که طیاره‌ها بعضی از افراد گروه داعش را به بیرون انتقال دادند را رد نمود.
ولایت بلخ
محمد هاشم عظیمی، عضو شورای ولایتی بلخ در گفتگو با خبرنگار آوا در مورد تسلیم شدن داعش در جوزجان گفت: تعدادی از داعشیانی که به دولت پیوسته‌اند، آن‌ها منابعی داشتند که مورد حمایت و تجهیز می‌شدند و این منابع شاید در آینده، گروه‌های دیگری را مورد حمایت قرار دهند.
به گفته آقای عظیمی، تا زمانی که منابع حمایت‌کننده گروه‌های تروریستی از بین نرود، این اشخاصی که تسلیم‌شده، نیرو هستند، آن منابع می‌تواند از دیگر اشخاص برای ناامن ساختن یک منطقه استفاده کنند و این به معنای شکست این گروه نیست.
این عضو شورای ولایتی بلخ در مورد حضور داعش در این ولایت نیز خاطرنشان کرد: گروه داعش با گروه‌های 4 یا 5 نفری در مناطقی از کوه‌های البرز و ولسوالی چمتال ولایت بلخ فعالیت دارند. آن‌ها در بعضی عملیات‌ها با گروه طالبان کمک می‌کنند، اما به صورت مستقل اعلام موجودیت نکرده‌اند.
ولایت بدخشان
محمدسردار سروری، عضو شورای ولایتی بدخشان نیز در گفت‌وگو با خبرنگار آوا در مورد تسلیم شدن اعضای گروه داعش در جوزجان خاطرنشان کرد: داعش در ولایت جوزجان مشکلات زیادی را به مردم این ولایت به بار آورده بود. با تسلیم شدن گروه داعش در جوزجان، رهبری این گروه در ولایات شمالی در حال شکست است.
آقای سروری افزود: دولت مرکزی باید حملات خودشان را بالای مناطق ناامن شمال افزایش بدهد تا دیگر شاخه‌های گروه داعش و طالبان نیز به دولت تسلیم شوند.
او در مورد حضور داعش در ولایت بدخشان گفت: داعش روز گذشته در ولسوالی شغنان ولایت بدخشان که هم مرز با کشور تاجیکستان است، بالای چند پاسگاه حمله کرد که امن‌ترین ولسوالی در بدخشان به حساب می‌آید.
به گفته سروری، داعشیان فعلا در ولسوالی‌های زیباک، شغنان، وردوج و یمگان بدخشان حضور دارند.
ولایت سرپل
در همین حال اسدالله خرم، عضو شورای ولایتی سرپل به خبرنگار آوا گفت: تسلیم شدن گروه‌های تروریستی در گذشته هم وجود داشته، اما پس از چند مدت دوباره به فعالیت‌های خود به عنوان نیروهای تازه‌نفس برگشتند. ما مطمئن هستیم که داعشیان دوباره پس می‌آیند و حملات‌شان را شروع می‌کنند.
آقای خرم افزود: داعشیان به صورت کامل در ولسوالی‌های قوش تیپه و درزآب ولایت جوزجان به دولت تسلیم نشده‌اند و تعدادی از سرگرو‌ه‌های آنان در مناطق مختلف جوزجان پراکنده هستند.
او در مورد حضور داعش در ولایت سرپل خاطرنشان کرد: داعشیان در ولایت سرپل بیشتر در ولسوالی صیاد و مسیر راه سرپل ـ  شبرغان حضور داشتند.
اما به گفته این عضو شورای ولایتی جوزجان، نیروهای گروه داعش در سرپل در 20 روز جنگی که با طالبان داشتند، به ولسوالی درزآب جوزجان رفته‌اند.
وی تأکید کرد که جنگ طالبان با داعش در ولسوالی درزآب بالای داعشیان تأثیر گذاشته و آنان برای فعلا کدام مزاحمتی برای مردم سرپل نمی‌کنند.
ولایت فاریاب
صبغت‌الله سیلاب، معاون شورای ولایتی فاریاب در مورد حضور داعش در این ولایت که همسایه جوزجان است، به خبرنگار آوا گفت: داعش در فاریاب حضور ندارد، پایگاه اصلی آن‌ها در چندین قریه ولسوالی‌های قوش تیپه و درزآب جوزجان بود و بیش از یک ماه می‌شد که حملات بالای آن‌ها شدت گرفته و رهبر گروه داعش با 150 تن به دولت پیوست.
به گفته وی، تعدادی از اتباع خارجی نیز در میان آنان حضور داشتند که بعضی اسیر و برخی دیگر کشته شده‌اند.
آگاهان: تسلیم شدن داعش در ولایات شمالی به دولت، شکست این گروه نیست
در همین حال سید عبدالمقدم امین، آگاه نظامی در مورد این‌که آیا با تسلیم شدن رهبری گروه داعش در شمال با 150 تن از این نیروها، داعش در شمال افغانستان شکست خورده است، به خبرنگار آوا گفت: همان قسم که دولت افغانستان از حمایت بعضی کشورهای منطقه و جهان برخوردار است، گروه‌های تروریستی هم به عنوان یک جریان، در خدمت استخبارات منطقه و جهان قرار دارد.
آقای امین افزود: بحث شکست حکومت و گروه‌های تروریستی ارتباط به داخل افغانستان نمی‌گیرد، حلقه اخوان‌المسلمین، داعش، طالب، القاعده و غیره، بازی‌های استخباراتی در منطقه است. تاریخ مصرف طالبان گذشته و این گروه به نحوی در حال حذف شدن است. داعش هم گرچند در آسیای میانه شکست خورده، ولی پروژه‌ای است که باید به افغانستان انتقال داده شود.
این آگاه نظامی اضافه کرد: گروه‌های تروریستی در دست بازیگران عرصه سیاسی قرار دارند؛ ممکن است در یک‌جا شکست بخورند و خیلی از سنگرهای‌شان را از دست بدهند، اما آن‌ها به عنوان یک ابزار در دست استخبارات منطقه قرار دارند.
به گفته وی، تسلیم شدن داعش در ولایات شمالی به دولت، شکست این گروه نیست.
آقای امین تصریح کرد: هنوز داعش در افغانستان یک پدیده مبهم است و هنوز کسی گفته نمی‌تواند که داعشی کیست و رهبر اصلی این‌ها در کجاست؟!
وی بیان کرد: بعضی از بدنه‌های داعش متکی به امریکا است و بعضی اوقات می‌شود که به روسیه متکی شود، ما شاهد هستیم که طالبان در گذشته چقدر عقده‌مندانه در برابر روسیه جنگ می‌کردند، اما امروز سیاست آن‌ها را دوباره به دامن روسیه پرتاپ کرد.
این آگاه نظامی بیان نمود: شرایط در افغانستان طوری است که اوضاع کشور بعد امنیتی گرفته است؛ فهم شرایط فعلی از توان مردم افغانستان دور است، اما سیاست جهان در حال تغییر است؛ ممکن است جنگ از افغانستان تا سال 2024 به یک کشور دیگر انتقال یابد؛ ولی این پدیده‌ها به عنوان یک ابزار در دست بازیگران سیاسی باقی می‌ماند.

خودداری گروه طالبان از مذاکره با دولت افغانستان حقیقت ندارد

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «وحید مژده» آگاه امور طالبان و کارشناس مسائل سیاسی افغانستان در واکنش به گزارش‌های رسانه‌های نزدیک به ارتش پاکستان مبنی بر خودداری طالبان از مذاکره با دولت افغانستان تصریح کرد که این موضوع حقیقت ندارد.

وی افزود: تماس سایر کشورها با طالبان مقدمه‌ای برای آغاز گفت‌وگوهای صلح بین طالبان و دولت افغانستان محسوب می‌شود.

کارشناس افغان تصریح کرد، زمانی که آمریکا تاریخ خروج نیروهای خود از افغانستان را تعیین کند مذاکرات دولت با طالبان نیز امکانپذیر خواهد شد.

مژده خاطرنشان کرد که واگذاری ولایت‌ها خواست طالبان نیست بلکه این گروه خواستار خروج نیروهای خارجی از افغانستان است.

وی افزود: طالبان نگفته است که هرگز با دولت افغانستان مذاکره نمی‌کند.

کارشناس افغان اظهارداشت: بازگشت ژنرال دوستم از ترکیه توسط دولت آمریکا به منظور انسجام دولت افغانستان برای مذاکره با طالبان صورت گرفته است.

مژده تصریح کرد که آمریکا تلاش‌هایی را آغاز کرده تا زمینه مذاکره دولت افغانستان با طالبان را فراهم کند.

اخیرا یک روزنامه وابسته به ارتش در پاکستان گفته بود که طالبان خواستار واگذاری 13 ولایت به این گروه شده و از مذاکره با دولت افغانستان نیز خودداری می‌کند.

«آصف بکتاش» تحلیلگر مسایل سیاسی افغانستان نیز به «آوا» گفت: طرف طالبان دولت افغانستان است و مذاکرات صلح باید بین افغان‌ها صورت بگیرد.

وی تاکید کرد که آمریکا صلاحیت واگذاری هیچ بخشی از افغانستان را به هیچ گروهی ندارد.

به نظر کارشناسان، حضور نیروهای خارجی به عنوان اصلی ترین عامل ادامه جنگ در افغانستان محسوب می‌شود.

یارگیری‌های انتخاباتی در افغانستان و دور تازه امتیازدهی دولت به حکمتیار

به گزارش خبرگزاری تسنیم، برخی از رسانه‌ها اعلام کردند که ارگ ریاست جمهوری افغانستان «امین کریم» عضو ارشد حزب اسلامی حکمتیار را به عنوان مشاور ارشد ریاست جمهوری تعیین کرده است.

تلویزیون «تمدن» نیز در توییتر خود نوشت که امین کریم به جز شورای امنیت ملی و نشست کابینه در سایر شوراهای زیر مجموعه ارگ ریاست جمهوری افغانستان نیز حضور خواهد داشت.

این در حالی است که کمتر از یک سال به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان باقی مانده و یارگیری‌های انتخاباتی آغاز شده است.

با اعلام موجودیت ائتلاف بزرگ ملی افغانستان که بزرگترین جریان اپوزیسیون دولت محسوب می‌شود شانس پیروزی اشرف غنی در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان کاهش یافته است.

کارشناسان بر این باورند که اشرف غنی با امتیاز دهی به حزب اسلامی افغانستان به دنبال کسب حمایت این حزب در انتخابات ریاست جمهوری آینده در این کشور است.

آریانیوز نیز گزارش داد که ارگ ریاست جمهوری افغانستان امتیازات ویژه‌ای را در پارلمان این کشور برای حزب اسلامی در نظر گرفته است.

«فوزیه کوفی» نماینده بدخشان در پارلمان افغانستان گفت: ارگ ریاست جمهوری افغانستان به حزب اسلامی قول 50 کرسی در پارلمان آینده این کشور را داده است.

این در حالی است که در نشست اخیر سران احزاب اپوزیسیون دولت افغانستان، «گلبدین حکمتیار» رهبر حزب اسلامی نیز حضور یافته و از عملکرد دولت و کمیسیون انتخابات این کشور انتقاد کرده بود.

اخیرا رهبر حزب اسلامی گفته بود که نتایج روند ثبت نام رای دهندگان پذیرفتنی نیست و آمارهای ارائه شده از سوی کمیسیون انتخابات حقیقت ندارند، 9 میلیون نه بلکه تنها 5 میلیون نفر در روند ثبت نام رای دهندگان شرکت کرده‌اند.

کارشناسان بر این باورند که مخالفت حکمتیار با عملکرد کمیسیون انتخابات و انتقاد از سیاست‌های انتخاباتی دولت مقطعی بوده و تنها به منظور امتیازگیری بیشتر از ارگ ریاست جمهوری صورت گرفته است.

با توجه به عدم حضور حزب اسلامی در ائتلاف بزرگ ملی افغانستان به نظر می‌رسد که حزب اسلامی در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری آینده از جناح اشرف غنی حمایت کند.

به گزارش اسپوتنیک، کاربران شبکه‌های اجتماعی در افغانستان به نقل از منابع نزدیک به جمعه خان همدرد از تقرر وی به عنوان والی ولایت هرات خبر می‌دهند.

این در حالیست که شماری از کاربران پیش از این درمورد تقرر آقای همدرد به حیث والی ولایت نیمروز، نوشته اند.

تا هنوز هیچ مقام دولتی این خبر را رد یا تایید نکرده است.

جمعه خان همدرد که از نزدیک‌ترین افراد به گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان شمرده می‌شود، قبل از این به حيث قوماندان قول اردو هشتم، والی ولایت‌های بغلان و جوزجان ایفای وظیفه نموده است.

وی همچنان در سال ۱۳۸۶ به حیث وزیر مشاور رئیس جمهوری افغانستان و والی ولایت پکتیا، تقرر یافته بود.

نابودی مستندات تاریخی افغانستان و انگشت اتهام به سوی انگلیس

افغانستان ، به دلیل تجاوزات خارجی و جنگ های داخلی در 40 سال گذشته، بخش بزرگی از مستندات تاریخی و فرهنگی هزاران ساله خود را از دست داده و هم اکنون نیز بخشی دیگر توسط کشور انگلیس در معرض تهدید است.

به گزارش ایرنا، روز های اخیر خبرهایی در رسانه ها منتشر شد که انگلیس به دولت افغانستان فشار آورده است تا ساختمان آرشیو سازمان «افغان فیلم» را به آنها بفروشد تا آن را به سفارت خود ملحق کند .
رسانه ها با اشاره به اینکه این خواسته انگلیسی ها با موافقت اشرفی غنی مواجه شده است، نوشتند: با این اقدام عملا ، تمام اطلاعات و داشته های افغان فیلم با 90 سال قدمت از بین خواهد رفت.
در اعتراض به این کار بیش از 100 نویسنده، هنرمند و سینما گر، افغانستان در نامه‌ ای، از انتقال آرشیو افغان فیلم به کاخ ریاست جمهوری انتقاد کرده و این کار را به مثابه نابودی این آرشیو دانستند.
سینماگران، حکم رئیس جمهوری افغانستان برای انتقال آن آثار به کاخ ریاست جمهوری را خیانت به فرهنگ و هنر کشور اشتباهی جبران ناپذیر خواندند و از اشرف غنی خواسته اند که این حکم خود را پس بگیرد.
سینماگران در این نامه گفته اند که انتقال آرشیو افغان فیلم به کاخ ریاست جمهوری خیانت به فرهنگ کشور است،زیرا خطر نابودی آن در کاخ وجود دارد به دلیل این که نگهداری این فیلم ها نیاز به شرایط خاص و استاندارد دمایی دارد .
رئیس برکنار شده افغان فیلم، می ‌گوید که فیلم های دیداری و شنیداری کشور با قدمت 90 ساله که در آرشیو افغان فلم در دمای خاصی نگهداری می‌ شوند در صورت انتقال از این بخش، با خطر نابودی روبه رو خواهند شد.
«جوان شیر حیدری»، رئیس اتحادیه سینماگران افغانستان به ایرنا گفت که اگر تاهنوز نام ما در جهان زنده است به دلیل همین داشته های تاریخی و فرهنگی است و انگلیس اگر خانه ما را می گیرد تاریخ ما را نابود نکند.
حیدری گفت که دولت خانه فرهنگی ما را به انگلیس می دهد و در مقابل اگر انگلیس لندن را هم به ما بدهد، فایده ای به حال فرهنگ افغانستان ندارد.
حیدری که از سینماگران سابقه دار افغانستان است، افزود: در آرشیو افغان فیلم اطلاعات بسیار با ارزشی وجود دارد و اگر این آثار به هر دلیلی نابود شود آسیب آن به این کشورجبران ناپذیر خواهد بود.
وی تأکید کرد که اگر رئیس جمهوری افغانستان به گفته های آنها گوش ندهد و آرشیو را به کاخ ریاست جمهوری انتقال دهند، اعتراض های خود را جهانی خواهند کرد.
حیدری گفت، در کاخ ریاست جمهوری مکانی مناسب با معیارهای استاندارد برای حفظ این آثار موجود نیست و دوم اینکه دیگر آثار از دسترس هنرمندان دور خواهد ماند ، زیرا هیچ فیلمساز و هنرمندی به سادگی نمی تواند به کاخ ریاست جمهوری وارد شده و از آنها استفاده کنند.
با وجود این تلاش ها هفته گذشته اموال آرشیو افغان فیلم به کاخ ریاست جمهوری انتقال داده شد و رئیس جمهوری در مراسم آن شرکت کرد و این اقدام را در راستای حفظ آثار مهم تاریخی و با ارزش افغانستان دانست.
وی گفت که از این آثار بخوبی نگهداری نشده بود به همین دلیل که بتواند آن را بهتر نگهداری کنند، تصمیم گرفته است آن را به کاخ ریاست جمهوری انتقال دهند.
پیش از این «شاه حسین مرتضوی» در کنفرانس مطبوعاتی در کابل گفت که برخی از این آثار به فروش رسیده بود و از آن نگهداری درست نمی شد به همین دلیل رئیس جمهوری تصمیم گرفت که آنرا به ریاست جمهوری انتقال دهد.
بر دروازه ورودی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان جمله ای نوشته است با این مضمون که «یک ملت تا زمانی زنده می ماند که تاریخ و فرهنگ اش زنده بماند» با توجه تبعیت دولت افغانستان از دولت انگلیس در این مورد ، این اقدام خطری جدی برای از بین رفتن بخشی از گنجینه تمدن باستانی افغانهاست.
افغانستان آثاری فراوان فرهنگی و تاریخی از دوره کوشانی ها، بودایی ها، یونان و باختر و همچنین آثار تاریخی دوره «غزنویان»، «تیموریان»، «غوریان» و «سامانیان» را همچنان در موزه ملی خود دارد که حکایت از غنای این موزه می کند.
هرچند بخش بزرگی از آثار تاریخی موزه ملی و مجسمه بزرگ بودا به نام «صلصال» در استان بامیان در دوره حاکمیت طالبان نابود شد اما بخش دیگر آن هنوز در موزه ملی باقی مانده است که سالانه از داخل و خارج مشتقان زیادی از آن به دیدن می روند.
«رسول باوری» معاون وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان اعتقاد دارد که نقش آثار تاریخی در توسعه و تحکیم فرهنگ کشورها و تاریخ بشریت با اهمیت است و تاریخ های نظری اطلاعات را به افراد انتقال می دهند اما آثار تاریخی این اطلاعاتی که افراد شنیده و در تحقیقات خوانده به شکلی بصری به یقین تبدیل می کند و شک را از دل محققان و بینندگان در باره عنصر فرهنگ سازی بیرون می کند.
وی گفت: گاه با مشاهده اثری تاریخی بیش از مطالعه به حقیقت ها دست پیدا می کنیم زیرا آثار تجسم اندیشه ها و باورهای ذهنی سازندگانشان هستند و موزه ملی هر کشور در واقع تاریخ تحلیلی آن کشور است که می توان به کمک آن به تحلیل و بررسی تاریخ آن کشور پرداخت.
«نیکولاس کی» سفیر انگلیس در کابل که خود متهم به نابودی آرشیف ملی افغانستان است در دیدار از موزه ملی در کابل گفت که کشورش از داشته های فرهنگی و تاریخی افغانستان حمایت می کند.
وی روز جمعه گذشته در موزه ملی گفت که انگلیس از آثار فرهنگی افغانستان حمایت کرده و برای بازسازی و توسعه آن کمک کرده و در آینده نیز همکاری خواهد کرد.
نیکولاس کی این سخنان را در حال مطرح کرد که متهم به نابودی آثار 90 ساله آرشیو ملی افغانستان از جمله فیلم ها، خبرهای تاریخی، فلم های مستند و دیگر داشته های فیلمی این کشور است.

باتلاق صلح افغانستان!/ تقویم تلاش‌های بی‌ثمر

پیام آفتاب : افغانستان به «بازی بزرگ» شهرت دارد؛ قدرت‌های بزرگی چون بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی در این سرزمین شکست را پذیرفته و با سرافکندگی افغانستان را ترک کرده‌اند. این شکست‌ها اما برای مردم ما در طی سالیان دراز پیامدهای تلخی داشته و افغانستان هرچه تلاش می‌کند نمی‌تواند از مخروبه‌ها و  خاکسترهای باقی مانده از آتش جنگ‌ها خود را بیرون کشیده به آسمان نیلگون صلح و آرامش نگاه کند.
در دوران جدید پس از 2001 نیز افغانستان بسیار امیدوار بود که بتواند به کمک همکاران بین‌المللی‌اش به شمول امریکا و ناتو بر دیو شوم جنگ غلبه کند؛ کرزی و اکنون غنی درگیر پروسه صلح با طالبان هستند.
در این راستا مجله «اوراسیا» در مطلبی در 31 جولای پیرامون صلح افغانستان می‌نویسد: «قدرت‌های کلان جهان در یک تضاد منافع در «بازی بزرگ» افغانستان همچون گذشته درگیر هستند و هریک تلاش می‌کند بر منطقه افغانستان-پاکستان تسلط یابد.»
رسیدن به صلح در افغانستان به دلیل دشوار بودن همسویی منافع قدرت‌های بزرگ، بسیار مشکل است و تمام تلاش‌های تازه مانند تلاش‌های قبلی به شمول«پروسه کابل»، «پروسه قطر» و «گروه هماهنگی چهار جانبه» با افزایش ناامنی و جنگ بی‌ثمر باقی مانده‌اند.
به نوشته این مجله هر اقدامی که برای صلح افغانستان صورت می‌گیرد علی‌رغم حسن نیت احتمالی، تنها لایه‌ای تازه به کلاف سردرگم صلح در افغانستان اضافه و معادله صلح را پیچیده‌تر می‌کند.
مطلب فوق لیستی از رویدادهای تازه‌‌ی مرتبط با افغانستان ارائه و بربی‌ثمری آنها تاکید می‌کند:

گزارش شش ماه نخست یوناما در مورد افغانستان: 
گزارش نیمه سال سازمان ملل در افغانستان(یوناما) نشان داد که تلفات غیرنظامیان در افغانستان در شش ماه اول سال جاری میلادی به بیشترین تعداد خود رسیده‌است. 1692 نفر در طول شش ماه نخست سال 2018 کشته شده‌اند که در طول دهه گذشته و از زمان آغاز ثبت تلفات غیرنظامیان توسط یوناما در سال 2009 بیشترین تعداد در دوره مشابه در تمام سالها بوده‌است. در دوره مشابه در سال 2017 یک هزارو شش‌صدوهفتادو دو نفر، در سال 2016 یک هزار و شش‌صدوچهل وچهار تن و در سال 2015 یک هزار و شش‌صد و پانزده نفر کشته شده‌بودند.
افزایش تلفات افراد ملکی در ماه جولای:
جنگ شوم افغانستان در ماه جولای نیز از افراد ملکی قربانی گرفت.
در 1 جولای 2018 در حمله انتحاری در جلال‌آباد مرکز ولایت ننگرهار 19 تن کشته و 20 تن دیگر زخمی شدند.
در 11 جولای سال جاری و در حمله تروریست‌ها به یک مرکز آموزشی و فیر(شلیک) توسط مهاجمان 10 نفر جان باختند.
در 15 جولای سال 2018 حمله انتحاری در نزدیکی وزارت احیاء و انکشاف دهات در غرب کابل 7 تن  کشته و 15 نفر دیگر زخمی شدند.
در 22 جولای سال جاری و در انفجار در دروازه بیرونی میدان هوایی بین‌المللی حامد کرزی چهارده نفر کشته و 60 تن دیگر زخم برداشتند. براساس اطلاعات جزئی تهیه شده توسط پورتال تروریزم جنوب آسیا تا 29 جولای سال جاری 78 فرد ملکی در سراسر افغانستان کشته شده‌اند.

گزارش سگار در مورد افزایش قدرت طالبان: 
طالبان به عنوان یک گروه مخالف دولت هنوز به قوت خود باقی‌است. براساس 39 ‌همین گزارش فصلی بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان منتشر شده در 30 اپریل سال 2018 از زمان شروع جمع‌آوری اطلاعات کنترل جمعیت توسط سیگار در آگوست 2016 کنترل دولت کابل چهار درصد کاهش و روند کلی تسلط مخالفین بر جمعیت از 9 درصد در آگوست سال 2016 به 12 درصد در جنوری سال 2018 افزایش یافته‌است. حقیقت دردآور دیگر در یافته‌هایِ سروی(نظرسنجی) شرایط زندگی در افغانستان توسط سازمان احصائیه مرکزی و با همکاری مالی اتحادیه اروپا، برنامه جهانی غذا و بانک جهانی دیده می‌شود که طی آن در مقایسه با یک دهه گذشته خط فقر در افغانستان 21 درصد افزایش یافته‌است. در سطح ملی، میزان این سرشماری‌ها از 33.7 درصد در 8-2007 به 38.3 درصد در 12-2011  و در ادامه دریک  جهش ناگهانی به 54.5 درصد در 17-2016 افزایش یافته‌اند.

غنی در نشست ناتو در بروکسل:  
علی‌رغم این آمار منفی در مورد افغانستان، رئیس جمهور غنی در نشست سران ناتو در بروکسل پایتخت اتریش در 12 جولای سال جاری مدعی شد که استراتژی تازه ترامپ در قبال افغانستان و جنوب آسیا بازی را تغییرداده، پنجره‌ی فرصت برای افغان‌ها جهت حل مشکلات‌شان را باز کرده‌ و راه حل‌های تازه برای شرایط و اصلاحات نتیجه محور را فراهم نموده‌است.
آتش بس یک جانبه دولت با طالبان: 
علاوه براین، در 27 جولای سال جاری میلادی، غنی تاکید کرد که صلح در افغانستان حاکم می‌شود.
غنی گفت: «برای اولین بار در 40 سال گذشته، طعم صلح را در روزهای آتش‌بس سه روزه دولت با طالبان چشیدیم.» شما دیدید که افغان‌ها همدیگر را در آغوش گرفتند. آتش‌بس یک تجربه بود. خطراتی در خود داشت اما نشان داد که این ملت بزرگ، ملتی است که تحت اراده خداوند قرار دارد.
پاسخ مثبت طالبان به آتش بس سه روزه: 
در 7 جون 2018 و مصادف با روزهای عید سعید فطر رئیس جمهور غنی برای نشان دادن حسن نیت صلح خواهی خود آتش‌بس بدون شرایطی را با طالبان اعلام کرد. در 9 جون سال جاری میلادی، طالبان آتش‌بس غنی را پذیرفتند و به جنگجویان خود دستور دادند در سه روز عید با نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان درگیر نشوند.

کاروان صلح خواهی مردم:  
با از سرگیری حملات طالبان در بخش‌هایی از افغانستان، آتش‌بس یک جانبه عملا لغو گردید و در 27 جون 2018 کاروان صلح خواهی مردم در بیرون از سفارت امریکا در کابل جمع شدند و فریاد صلح خواهی سردادند. بعد از پایان تحصن ده روزه کاروان صلح خواهی در مقابل سفارت امریکا در کابل در 6 جولای 2018 فعالین صلح این بار در مقابل سفارت روسیه در کابل اجتماع کردند و نسبت به حمایت از صلح افغانستان جواب مثبت دریافت کردند.
در 12 جولای 2018 کاروان صلح خواهی به سفارت پاکستان رسید اما هیچ مقام پاکستانی حاضر نشد با آنها دیدار کند.
در 25 جولای سال جاری فعالین صلح نامه‌ای که با خون نوشته شده بود را دفتر سازمان ملل در کابل تحویل دادند و خواستار توقف جنگ شدن و پاکستان را به حمایت از جنگ متهم نمودند.
در 26 جولای 2018 فعالین صلح به دروازه‌های سفارت ایران در کابل رسیدند و خواستار حمایت از پروسه صلح افغانستان از سوی ایران شدند.
در 27 جولای 2018 کاروان مردمی صلح خواهی در مقابل سفارت انگلیس در کابل جمع شدند. کاروان مردمی صلح خواهی ابتدا در واکنش به حمله انتحاری به یک استادیوم در شهر لشکرگاه شکل گرفت، به دنبال این حمله انتحاری هشت تن از فعالین صلح در شهر لشکرگاه گردهم آمدند اما در ادامه و با پیوستن افراد بیشتر، این کاروان در 18 جون سال جاری و پس از چهل روز و طی 700 کیلومتر با پای پیاده به کابل رسیدند.

کنفرانس بین‌المللی علمای اسلامی با موضع صلح افغانستان در عربستان سعودی:
در 10 و 11 جولای سال جاری و در حالیکه هیچ نشانه‌ای از کاهش خشونت‌ها در افغانستان دیده نمی‌شد کنفرانس بین‌المللی علمای اسلامی در مورد صلح و ثبات در افغانستان از سوی عربستان سعودی و سازمان همکاری‌های اسلامی در شهرهای مکه و جده برگزار شد. هیات 35 نفره علمای افغانستان به ریاست مولوی قیام‌الدین کشاف، رئیس شورای علمای افغانستان، 200 نماینده از 57 کشور و 108 عالم دین از 32 کشور در این کنفرانس شرکت کردند. یوسف بن احمد العتیمین، رئیس سازمان همکاری‌های اسلامی، تاکید کرد عملیات نظامی راه خروج از جنگ در افغانستان نیست و سازمان همکاری‌های اسلامی برای استقرار صلح در افغانستان آمادگی دارد. این کنفرانس طی پیامی به طالبان از آنها خواستند در پروسه صلح به مالکیت و محوریت افغان‌ها وارد شوند.
اعلامیه سران ناتو در نشست بروکسل: 
در 12 جولای 2018، سران ناتو در نشست بروکسل در اعلامیه مشترک خود تاکید کردند: « مردم افغانستان صلح می‌خواهند و ناتو مصمم به حرکت در این مسیر می‌باشد. برای کمک به افغانستان جهت رسیدن به صلح در عهد خود متحد هستیم.»
در 11 جولای 2018، سران ناتو در نشست خود در بروکسل اعلام کردند که نسبت به استقرار امنیت دوامدار در افغانستان متعهد هستند و کمک‌های مالی خود به نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان را تا سال 2024 ادامه می‌دهند.
نشست چهار جانبه در امارات متحده عربی در مورد افغانستان: 
در 25 جولای 2018، مشاور امنیت ملی افغانستان، امریکا، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در یک نشست چهار جانبه جزئیات گفت‌وگوی مستقیم با طالبان و اعلام یک آتش‌بس دیگر را بررسی کردند. پلان عمل مشترک در مبارزه با تروریزم و صلح و همکاری‌های منطقه‌ای بین این چهار کشور در این نشست نهایی شد. قادرشاه،سخنگوی مشاور امنیت ملی افغانستان، بعد از جلسه گفت: «نشست روی مبارزه با تروریزم و حمایت از صلح و همکاری‌های منطقه‌ای تمرکز داشت و بعد از بحث زیاد پلان عمل مشترک تصویب و پس از امضای رهبران چهار کشور عملی خواهد شد.
مذاکره مستقیم امریکا با طالبان: 
در 26 جولای 2018، هیأت امریکایی به ریاست آلیس ولز، معاون وزیر خارجه آمریکا در آسیای مرکزی و جنوبی، با نمایندگان گروه طالبان افغانستان در دوحه قطر مذاکره کردند.
در 28 جولای سال جاری، معتصم آغا، وزیر مالیه زمان طالبان، گفت‌وگوی مستقیم با امریکا را تایید کرد و گفت: «نمایندگان سیاسی طالبان و مقامات امریکایی در دوحه دیدار کردند. طرف دیگری در این مذاکرات نبود. گفت‌وگوها در سطوح پایین جریان دارد و دو طرف به تدریج این روند را ادامه می‌دهند. زمانیکه گفت‌وگوها به سطوح بالا رسید، ما به یک توافق خواهیم رسید. من مطمئن هستم که امریکا و طالبان گفت‌وگوها را ادامه و به یک توافق دست خواهند یافت.»
توافق امریکا و پاکستان برای صلح  در افغانستان: 
در 5 جولای 2018، در دیدار آلیس ولز با جنرال قمر باجوا، لوی درستیز ارتش پاکستان، در اسلام آباد امریکا و پاکستان توافق کردند که برای صلح در افغانستان تلاش کنند.

اظهارات آرمانی عمران خان:
در 26 جولای 2018، عمران خان، رئیس حزب تحریک انصاف پاکستان و برنده انتخابات اخیر این کشور، طی سخنان امنیت پاکستان را وابسته به صلح در  افغانستان دانست و گفت: «می‌خواهیم روی هر راه ممکن برای آوردن صلح در افغانستان کار کنیم. دوست دارم مانند اتحادیه اروپا یک مرز باز بین افغانستان و پاکستان ایجاد کنم. افغانستان همسایه ماست که طی جنگ طولانی بیشترین بدبختی‌ها و مصیبت‌ها را متحمل شده‌است. مردم افغانستان صلح می‌خواهد و پاکستان نیز صلح در افغانستان را جست‌وجو می‌کند.»
در 27 جولای 2018، عمران خان در یک گفت‌وگوی تلویزیونی افزود افغانستان در جنگ علیه تروریزم و قبل از آن در تجاوز اتحاد جماهیر شوروی متحمل زیان‌های زیادی گشته‌است. صلح در افغانستان به معنی صلح در پاکستان است. می‌خواهم دو کشور همسایه مانند کشورهای اروپایی مرز باز داشته باشند.
تمدید ماموریت یوناما و تجدید تعهدات به افغانستان: 
در 8 مارچ 2018، ماموریت سازمان ملل در افغانستان(یوناما) برای یک سال دیگر تمدید شد و شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آراء قطع‌نامه 2405 سازمان ملل که تعهد محکم ملل متحد به استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و وحدت ملی افغانستان را تجدید می‌کند را تصویب کرد. حمایت دوامدار از دولت و ملت افغانستان در بازسازی کشورشان و تقویت نهادهای دموکراتیک از دیگر تعهدات این قطع‌نامه بود.

آمادگی ترکیه برای میانجیگری: 
در 14 جولای 2018، اوزان ارطغرل، سفیر ترکیه در افغانستان، اعلام کرد که کشورش آماده است به عنوان میانجی بین دولت افغانستان و مخالفین مسلح نقش اساسی را ایفا کند.
در 14 جولای 2014، جنرال جوزف وتل، فرمانده نیروهای مرکزی ایالات متحده، در دیدار با رئیس جمهور غنی در کابل ابراز امیدواری نمود پروسه اصلاحات در دولت افغنستان ادامه یابد. وی از حمایت دوامدار امریکا از مردم و دولت افغانستان خبرداد.
هیأت اعزامی اتحادیه اروپا و کمک مالی کلان: 
در 25 جولای 2018، هیأت اعزامی اتحادیه اروپا به افغانستان از اختصاص کمک 98 میلیارد یورویی(114 میلیارد دالر امریکایی) به دولت افغانستان برای تقویت برنامه اصلاحات، توسعه و استراتژی تامین امنیت در کشور خبر داد.

ویدیوی داعش بیعت ‘عاملان قتل گردشگران خارجی در تاجیکستان’ را نشان میدهد .

و ترامپ: احساس می‌کنم ایرانی‌ها به زودی با ما صحبت خواهند کرد

 

حق نشر عکسAFPImage captionتعیین هویت مردان در این ویدیوی و این که آیا آنها همان مردانی هستند که به گردشگران در تاجیکستان حمله کرده اند هنوز ناممکن است

گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) امروز سهشنبه، نهم امرداد (۳۱ ژوئیه) با انتشار ویدئویی مدعی شد مردانی که روز یکشنبه چهار گردشگر خارجی را در تاجیکستان به قتل رساندند با این گروه بیعت کرده بودند.

پیشتر مقامات تاجیکستان با تکیه بر آن چه اعترافات یکی از مظنونان خواندند، حزب ممنوعه نهضت اسلامی تاجیکستان را به قتل این اتباع خارجی متهم کردند. پیش از آن داعش مدعی انجام این عملیات شده بود.

روز یکشنبه هنگامی که هفت گردشگر دوچرخه سوار خارجی در منطقه دنغره، واقع در حدود صد کیلومتری جنوب شرقی دوشنبه، پایتخت در حرکت بودند، خودرویی آنها را زیر گرفت. مهاجمان سپس با چاقو به آنها حمله کردند. در نتیجه سه تن از گردشگران در محل حادثه و یک تن دیگر در بیمارستان جان باختند. مقامات می گویند دو تن دیگر هم آسیب جدی جسمانی دیده‌اند.

وزارت کشور تاجیکستان در سایت رسمی خود گفت که حسین عبدالصمدف، رهبر مهاجمان، در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ میلادی در ایران (در قم و مازندران) آموزش نظامی و ایدئولوژیک دیده و در آنجا به حزب نهضت اسلامی پیوسته بوده است.

به گزارش رویترز، رهبران تبعیدی نهضت اسلامی تاجیکستان، که سه سال پیش به اتهام تلاش برای انجام کودتا متهم و ممنوع اعلام شد هر گونه ارتباط با این حمله را رد کرده و گفته‌اند که مقامات سعی دارند از این حادثه برای اهداف سیاسی استفاده کنند.

به گزارش مونیتورینگ بی‌بی‌سی، ویدیوی داعش پنج مرد جوان را نشان می دهد که در منطقه‌ای کوهستانی زیر پرچم داعش نشسته‌اند و یکی از آنان حاکمان تاجیکستان را “خائنانی” می‌نامد که “دین خود را فروخته اند” و به “کافران” اجازه داده‌اند کشور را اشغال کنند.

تعیین هویت مردان در این ویدیو و این که آیا آنها همان مردانی هستند که به گردشگران در تاجیکستان حمله کرده‌اند هنوز میسر نشده است.

به گزارش مونیتورینگ بی‌بی‌سی مشخص نیست که داعش در تاجیکستان حضور دارد یا خیر، هرچند این گروه اعضایی از تاجیکستان و دیگر کشورهای آسیای مرکزی داشته است. مقامات تاجیکستان هم در گذشته افرادی را به اتهام تبلیغ یا حمایت از این گروه دستگیر و زندانی کرده‌اند.

ماه مه ۲۰۱۵، گل مراد حلیموف، فرمانده نیروی ویژه پلیس تاجیکستان به داعش پیوست و به منطقه تحت کنترل این گروه رفت و ویدیوی این اقدام او ظاهرا برای تشویق دیگران منتشر شد.

ماه فوریه سال ۲۰۱۸، داعش با اعلام این که حملاتش به روسیه و کشورهای شوروی سابق وارد مرحله‌ای جدید شده، هوادارانش را به حمله به مسیحیان در کشورهای “قفقاز، کریمه و آسیای مرکزی” تشویق کرد.

داعش درهفته‌نامه خود النبا گفت: “نیاز به تعداد زیاد جنگجویان آموزش دیده یا سلاح سنگین ندارد بلکه به مجاهدینی نیاز دارد که از هر سلاحی که در دسترسشان است استفاده کنند.”

این گروه می‌خواهد با چنین حملاتی مسیحیان را وادار کند این کشورها را ترک کنند.

بیشتر بخوانید:

 

 

 

 

 

 

ترامپ: احساس می‌کنم ایرانی‌ها به زودی با ما صحبت خواهند کرد

  • حق نشر عکسAFP

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در تازه ترین اظهار نظر درباره شروع گفت و گو با ایران گفته که احساس می کند ایرانی ها “به زودی با ما صحبت خواهند کرد.”

ساعاتی پیشتر فرمانده سپاه پاسداران ایران در واکنش به اظهارات آقای ترامپ دایر بر آمادگی برای دیدار مستقیم با رهبران ایران برای حل اختلافات گفت چنین دیداری “هرگز” انجام نخواهد شد.

به گزارش منابع خبری ایران محمدعلی جعفری گفت: “آقای ترامپ، ایران کره شمالی نیست که به درخواست ملاقات شما پاسخ مثبت بدهد.”

آقای ترامپ روز سه شنبه در یک گردهمایی سیاسی در شهر تمپا در فلوریدا گفت: “احساس من این است که آنها به زودی با ما صحبت خواهند کرد. شاید هم نه، اما این هم عیبی ندارد.”

او روز دوشنبه گفته بود مایل است به طور نامشروط با سران ایران دیدار و برای حل اختلافات دو کشور پس از خروج آمریکا از توافق جامع هسته ای، برجام، تلاش کند.

اما آقای جعفری گفت که “مردم ایران … هرگز به مسئولین خود اجازه مذاکره و ملاقات با شیطان بزرگ را نمی‌دهند.”

او افزود: “شما این آرزو را به گور خواهید برد که مقامات جمهوری اسلامی ایران از شما درخواست ملاقات کنند یا اجازه ملاقات با شما را از ملت‌شان دریافت نمایند. هرگز چنین روزی را نخواهید دید. همچنان در کاخ سیاه‌تان بنشینید و در توهم ملاقات با مقامات ایرانی بمانید و بدانید این یک آرزویی است که تا پایان دوران ریاست جمهوری‌تان با شما همراه خواهد ماند و حتی روسای جمهوری بعدی آمریکا هم آن را نخواهند دید.”

هوگان گیدلی معاون سخنگوی کاخ سفید سه شنبه در پاسخ به سوالی درباره گشایش هرگونه خطوط ارتباطی با ایران گفت: “چیزی تغییر نکرده… او (رئیس جمهور) آماده ملاقات است، می خواهد به راه حلی برسد و هر وقت بیانیه ای داشته باشیم به اطلاع شما خواهیم رساند.”

پیشتر سایر مقام های ایرانی پیشنهاد آقای ترامپ را “خواب و خیال” خوانده و رد کرده بودند. آنها گفتند که اظهارات آقای ترامپ با اقدامات او برای اعمال مجدد تحریم ها تناقض دارد.

حسن روحانی رئیس جمهور ایران هم سه شنبه گفت که خروج ترامپ از برجام “غیرقانونی” است.

حسن روحانی که پیش‌تر با اشاره تلویحی به بستن تنگه هرمز از سوی ایران گفته بود “معنی ندارد که نفت ایران صادر نشود و آن وقت نفت منطقه صادر شود”، سه شنبه در دیدار با سفیر بریتانیا گفت: “جمهوری اسلامی ایران هرگز به دنبال تنش در منطقه نبوده و نمی‌خواهد مشکلی در آبراه‌های جهانی ایجاد شود، اما هیچگاه از حق خود در صادرات نفت نیز، به راحتی نمی‌گذرد.”

محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران در توییتی نوشت که واشنگتن باید خود را مقصر بداند چون با خروج از برجام به تعامل با این کشور پایان داد.

سخنگوی وزارت خارجه ایران هم گفت پیشنهاد آقای ترامپ مغایر اقدامات واشنگتن برای اعمال تحریم ها بر ایران و اعمال فشار بر سایر کشورها برای پرهیز از تجارت با جمهوری اسلامی است.

حق نشر عکسTASNIMNEWS

کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی ایران و وزیر خارجه سابق این کشور هم گفت: “به نظر می‌رسد آقای ترامپ عاشق ملاقات برای ملاقات است و به نتایج ملاقات‌های خود و سخنان متناقض خویش چندان نمی‌اندیشد.”

آقای ترامپ در اظهاراتش گفته بود که به “ملاقات” به عنوان راهکردی موثر اعتقاد دارد.

واکنش اسرائیل

از سوی دیگر یک مقام اسرائیلی گفت که کشورش در ارتباط با ایران “در ارتباط دائم” با دولت آمریکاست.

این مقام، که اظهارات او بدون ذکر نامش نقل شده، تاکید کرد: “مقام های ارشد آمریکایی گفته اند که در سیاست سختگیرانه آنها در مورد ایران هیچ تغییری رخ نداده.”

ترامپ چه گفت؟

آقای ترامپ روز دوشنبه در واشنگتن در یک کنفرانس خبری مشترک با نخست وزیر ایتالیا، در پاسخ به سوالی گفت اگر ایرانی ها بخواهند او هم حاضر با ملاقات با آنهاست.

آقای ترامپ در پاسخ به سوالی درباره شرایطش برای دیدار با مقام های ایرانی چند بار تاکید کرد که هیچ شرطی برای چنین دیداری ندارد.

آقای ترامپ گفت: “هیچ شرطی وجود ندارد. اگر آنها بخواهند ملاقات کنند، ما هم ملاقات می کنیم . این هم برای کشور خوب است، هم برای آنها، هم برای ما و هم برای جهان.”

به گفته آقای ترامپ، این دیدار “نه از موضع قدرت خواهد بود و نه از موضع ضعف. بلکه اگر منجر به توافقی معنی دار شود که مانند توافق قبلی بی ارزش نباشد، کار مناسبی است.”

آقای ترامپ در همین کنفرانس از کشورهای جهان خواست با افزایش فشار بر ایران، این کشور را ترغیب کنند تا به “رفتار مضر” خود پایان دهد و از همراهی ایتالیا با آمریکا در این رابطه استقبال کرد.

ساعاتی پس از سخنان آقای ترامپ مایک پومپئو، وزیر خارجه آمریکا، شرایطی را برای چنین مذاکراتی تعیین کرد و در مصاحبه با شبکه تلویزیونی آمریکایی سی‌ان‌بی گفت که “ما این موضوع را پیشتر مطرح کرده‌ایم که رئیس جمهوری مایل به ملاقات با دیگران برای حل مشکلات است” اما افزود که برای موفقیت در چنین مذاکراتی، شرایطی هم وجود دارد.

آقای پومپئو در تشریح شروط چنین مذاکراتی گفت که “اگر ایرانیان تعهد خود برای تغییر اساسی در نحوه رفتار با مردم خود را نشان دهند، رفتار مخرب خود را کنار بگذارند، بتوانند قبول کنند که ارزش دارد که وارد یک توافق هسته‌ای شوند که در عمل مانع از تکثیر سلاح‌های هسته‌ای خواهد، آنگاه رئیس جمهوری [آمریکا] گفته است که آماده است تا بنشیند و با آنها گفتگو داشته باشد.”

 

 

 

جواهرات سلطنتی سوئد به سرقت رفت 

حق نشر عکسPOLSEN

جواهرات سلطنتی سوئد از کلیسایی در نزدیکی استکهلم توسط دو نفر که گفته شده با قایق موتوری فرار کرده‌اند به سرقت رفته است.

جواهرات به سرقت رفته شامل دو تاج متعلق به کارل نهم و ملکه کریستینا است که در قرن هفده میلادی بر سوئد حکومت می‌کردند. این جواهرات از کلیسای جامع سترنیس در جنوب شرقی سوئد به سرقت برده شده‌اند.

این کلیسا در قرن دوازدهم ساخته شده است.

پلیس سوئد عملیات گسترده‌ای را برای یافتن این جواهرات آغاز کرده است.

شاهدان به رسانه‌های محلی گفته‌اند آنها دو مرد را ظهر روز سه‌شنبه در حال فرار از این کلیسای جامع با یک قایق موتوری سفید رنگ در دریاچه ملارن دیده‌اند. این دریاچه، یکی از بزرگ‌ترین دریاچه‌های سوئد است.

رسانه‌های محلی گفته‌اند یک کره مزین به سنگ‌های قیمتی و مرواید هم از این کلیسا به سرقت رفته است.

یک سخنگوی پلیس به روزنامه آفتونبلادت گفته است” فعلا آنها (دزدان) یک-هیچ جلو افتاده‌اند.”

 

 


منبـر، گزینش غنـی برای پیـروزی در انتخـابات آینـده

ماندگار : با هر روز نزدیک شدن افغانستان به انتخابات ریاست جمهوری، رییس حکومت وحدت ملی کشور شروع به فعالیت کمپاین‌های انتخاباتی خویش کرده است، سفر به ولایت‌های کشور، دوباره آوردن جنرال دوستم پس از گذشت یک سال، پشتیبانی از ائتلاف احزابی که در خلاف خط مش غنی روان استند و برگزاری برنامۀ زیر نام «صدای منبر بر زد فساد اداری» با اشتراک عالمان دینی و داد زدن در این برنامه برای منهدم کردن فساد اداری از ادارات و اقلیت خواندن فساد پیشه‌گان در ادارات دولتی؛ همه و همه نشان‌دهندۀ آغاز کمپاین‌های انتخاباتی رییس کنونی حکومت وحدت ملی و نامزد انتخابات ریاست جمهوری دو هزار و نوزدۀ افغاستان است.
این که این کمپاین‌ها سبب کشته و زخمی شدن چی تعداد مردم رنج‌دیدۀ افغاسنتان می‌گردد، برای غنی هیچ اهمیتی نداشته و پشیزی هم به ریخته شدن خون مردم افغانستان قایل نست. کشته و زخمی شدن بیشتر از ده‌ها شهروند هنود افغانستان در اثر حملۀ انتحاری که پس از سفر غنی به ولایت ننگرهار صورت گرفت که اوتار سنگ، نخستین نامزد شهروندان هنود نیز شامل کشته شده‌گان این حمله بود. له شدن کودک در شهر مهترلام توسط محافظان غنی و ده‌ها قربانیان دیگری که قربانی فعالیت‌ کمپاین‌های انتخاباتی شده‌اند.
سفر به ولایت خوست، پکتیا، پنجشیر، بادغیس و دیگر ولایت‌های کشور و دادن وعده‌های چرب به مردم نیز جزء برنامه‌های کمپاین انتخابا تی او می‌باشند.
به باور عد‌ه‌یی بازداشت نظام‌الدین قیصاری، فرماندۀ ارشد حزب جنبش ملی افغانستان به رهبری جنرال دوستم، شامل برنامه‌های بود که سبب شود تا صدای شهروندان شمال به خاطر رهایی این شخص برجستۀ ازبیک‌های افغانستان بلند گردد و راه‌پی‌مایی فوق دلیلی شود برای آوردن معاون اول ریاست جمهوری در کشور.
چرا قیصاری در این مدت با وجودی که بیشتر از چهارسال از عمر حکومت وحدت ملی می‌گذر، دست‌گیر نشد؟ اگر قیصار دست‌گیر نمی‌شد کی‌ها به جاده‌ها آمده و برای یک‌بار هم که شده است، یادشان می‌آمد که رهبری به‌نام عبدالرشید دوستم دارند.
و در بیرون از افغانستان در تبعید به سر می‌برد؟ قرار بر این بود که به محض امدن جنرال به کشور نشست ائتلاف بزرگ ملی افغانستان در کابل برگزار گردد اما هنگامی که دوستم به کابل رسید به گفتۀ منابع نزدیک به این ائتلاف، او در دقیقۀ نود از اشتراک در نشست این ائتلاف ابا ورزید. بالاخره پس از تلاش‌های فراوان اعضای ائتلاف راضی شد تا از تصمیم خود منصرف شده و به ائتلاف بپیوندد. پس از این رییس حکومت وحدت ملی با او قرار ملاقات گذاشته و با اشتراک داکتر عبدالله عبدالله، رییس اجراییه و سرور دانش این دیدار صورت گرفت. هر چهار طرف این دیدار روشن نکردند که روی کدام موضوعات گفت‌وگو کردند. گفته می‌شود دوستم در این ملاقات به غنی اطمینان داده که ائتلاف فوق به سود حکومت بوده و نه به ضرر آن. به نقل از منبعی که از موضوعات روی بحث این دیدار خبر داده، دوستم به غنی گفته است که اگر ائتلاف خلاف خط مش حکومت عمل کند از عضویت آن دست بردار خواهد شد.
و حالا نوبت به عقیدۀ پاک مردم افغانستان رسید. غنی چرا در این مدت چهار سال از «صدای منبر» برای فسادزدایی استفاده نکرد؟ حالا که کم‌تر از یک سال برای دوام این کرسی نمانده است دست به فسادزدایی از روزنۀ منبر زده‌‌است. روز یک شنبه (هفتم اسد/ مرداد) در ارگ نشستی با اشتراک بیشتر از دوصد عالم دین از سراسر کشور زیر نام «صدای منبر بر ضد فساد اداری» از سوی رییس حکومت وحدت ملی و دادستانی کل کشور برگزار گردیده بود. در این نشست آقای غنی صدای منبر را نسبت به هرگونه رسانه‌یی ارجحیت داده و گفته که در افغانستان یک اقلیت فاسد است و باید جلو آن گرفته شود. اگر فساد پیشه‌گان در افغانستان اقلیت هستند پس چرا این کشور مقامم فسادپیشه‌ترین کشور در دنیا را از آن خود می‌کند؟

 

افغانستان دست به دامان علما شد

افغانستان بعد از 17 سال از حضور آمریکا که با ادعای سرکوب تروریست ها و مبارزه با مواد مخدر وارد این کشور شد، علاوه بر افزایش ناامنی، در فساد مالی و اداری غرق شده و اکنون دولت برای مهار این مشکلات و معضلات، علما را به یاری طلبیده است.

به گزارش ایرنا، هفته گذشته اداره بازرس ویژه آمریکا موسوم به «سیگار» در یک بررسی 10 ماهه در باره حیف میل پول های کمکی آن کشور به افغانستان اعلام کرد که طی 11 سال گذشته بیش از 15 میلیارد دلار در این کشور حیف و میل شده است.
«جان ساپکو» سربازرس آمریکایی در این گزارش گفته است که این تنها بخشی از پول های حیف و میل شده در افغانستان است که در واقع می توان این کشور را سیاه چاله فساد برای مالیات دهندگان آمریکایی دانست.
وی افزوده است، بیش از چهار میلیارد دلار که برای طرح تأمین ثبات به افغانستان کمک شده بود، بر عکس باعث رشد فساد و حمایت از تروریست ها شده است.
ساپکو گفته است که 7.3 میلیارد دلار دیگر نیز برای از بین بردن مواد مخدر به افغانستان کمک شده بود تا تولید و قاچاق مواد مخدر را متوقف کند، اما به نظر می ‌رسد که پول کمک‌ شده در این راستا به مصرف نرسیده و تولید شیره تریاک در حال حاضر به بالاترین سطح خود در این کشور رسیده است.
سال گذشته میلادی تولید مواد مخدر در افغانستان براساس گزارش دفتر سازمان ملل متحد به 9 هزار تن رسید که بالاترین میزان تولید در تاریخ این کشور شمرده می شود این رقم در سال های 2015 و 2016 به ترتیب سه هزار و 200 تن و چهار هزار و 800 تن بود.
مرکز تولید 90 درصد مواد مخدر افغانستان در استان جنوبی «هلمند» است که در آن نظامیان انگلیسی و آمریکایی مستقر بوده اند و برخی از اعضای مجلس افغانستان آنها را در قاچاق تولید و افزایش رو به گسترش آن متهم کرده اند.
«سید جمال فکوری بهشتی» عضو مجلس نمایندگان افغانستان از جمله این افراد است که نظامیان خارجی در آن دخیل می داند.
او خبرنگار ایرنا گفت: در سفری که پنج سال قبل همراه با هیأت اعزامی دولت وقت افغانستان به استان های «قندهار» ، «هلمند» و «ارزگان» داشته است خود زمین هایی تحت کشت خشخاش را دیده که به رغم در تیررس بودن نیروهای خارجی بدون هیچ مشکلی محصولاتش برداشت می شدند.
این نماینده مجلس افزود که کشاورزان محل مدعی هستند که بالگردها و هواپیماها شبانه روز در استانشان فرود می آیند و با بارگیری مواد مخدر دوباره محل را به سمت مقاصد نامعلوم ترک می کنند.
فساد بزرگ مالی که با سرازیر شدن دلارهای آمریکایی در افغانستان صورت گرفته است بخش بزرگ آن توسط خود خارجی ها در این کشور به مصرف رسیده است و عامل اصلی فساد نیز موسسات خارجی و مقاماتی هستند که این پول در اختیار آنها قرار داشته است و بخشی از فساد نیز به مقامات دولتی و موسسات داخلی این کشور بر می گردد که خود افغان ها نیز به آن اعتراف کرده اند.
میک (کمیته مستقل مشترک نظارت و بررسی مبارزه علیه فساد اداری افغانستان) نیز پیش از این اعلام کرده بود که از سال 2002 تاکنون جامعه جهانی حدود چهارمیلیارد دلار به به بخش انرژی افغانستان کمک کرده اند که اداره توزیع برق (شرکت برشنا) تنها حسابده 183 میلیون دلار است.
«وحید الله توحیدی»، سخنگوی شرکت برشنای افغانستان در پاسخ به این اتهام گفته بود که این مقدار کمک در 15 سال گذشته به بخش انرژی افغانستان صورت گرفته و شرکت برشنا هفت سال است که مستقل شده که جوابگوی مصارف این مدت می باشد و به هشت سال قبل کاری ندارد.
دولت افغانستان که در قبال دریافت کمک های خارجی در بخش های نظامی و غیر نظامی تعهداتی به کشورهای کمک کننده در امر مبارزه با فساد کرده است تا در قبال آن پول دریافت کنند، در اول این هفته دست به دامان علمای این کشور شد که علیه فساد در منبرها سخنرانی کنند.
در این نشست که روز شنبه این هفته در کابل برگزار شد رئیس جمهوری افغانستان خطاب به علمای این کشور گفت که هیچ رسانه و قدرتی نمی تواند در بخش فساد ،حریف علما و منابر شوند.
وی از علمای افغانستان خواست که در این راستا دست بکار شده و علیه فساد موعظه و سخنرانی کنند.
«قیام الدین کشاف» رئیس شورای سراسری علمای افغانستان در این نشست گفت که فساد عامل تمام مشکلات و تشدید جنگ و ناامنی در این کشور بوده و اکثر ادارات دولتی فاسد هستند.
«قاسم حلیمی» یکی دیگر از علمای افغانستان نیز تأکید کرد که فساد اداری یک پدیده شوم درکشور بوده و شماری زیادی ادارات آلوده به این پدیده منفی اند و علما مسئولیت دارند که از طریق مننبرها برضد آن مبارزه کنند وعلیه فساد تبلیغ نمایند .
«فرید حمیدی» دادستان کل افغانستان نیز در این نشست گفت که متعهد است تا با افراد فاسد با قاطعیت مبارزه کرده و بدون تبعیض تلاش خواهند کرد که با همکاری علما و حمایت مردم این پدیده منفور را ریشه کن کند که قانون درجامعه حاکم شود.
دادستان کل افغانستان تصریح کرد: فقر، بیکاری ، جنگ ، نا امنی و اعتیاد از فساد تغذیه می کند.
فساد گسترده مالی و اداری چالش بزرگی در این کشور است که در واقع جلو توسعه زیربناها و پیشرفت افغانستان را گرفته است که اگر از بین برده نشود، خطرات زیادی برای این کشور در پی خواهد داشت.

 

عمران خان و چشم‌انداز تازه در رابطه‌ی کابل ـ اسلام‌آباد
اطلاعات روز : با اعلام نتیجه‌ی نهایی انتخابات پارلمانی پاکستان اکنون به نظر می‌رسد عمران خان، رهبر حزب پیشتاز تحریک انصاف خودش را برای نشستن بر کرسی نخست‌وزیری آماده می‌کند. به قدرت رسیدن حزب تحریک انصاف در پاکستان بی‌تردید بر مناسبات کابل ـ اسلام‌آباد و نیز نقش این کشور در مسأله‌ی صلح و جنگ در افغانستان پیامدهای جدی‌یی خواهد داشت.

رییس‌جمهور غنی از عمران خان دعوت کرده تا به کابل بیاید و او نیز در سخنرانی‌ روز پنج‌شنبه‌اش ـ هنگامی که پیروزی حزب‌اش را جشن گرفت ـ یادآوری کرد که خواستار رابطه‌ی دوستانه با افغانستان است و آماده است تا برای تأمین ثبات در افغانستان یاری رساند. اظهارنظرهای اخیر عمران خان در باره‌ی افغانستان به طرز شگفتی‌انگیزی صمیمانه و علی‌الظاهر صادقانه به نظر می‌رسد. خان گفته است که ثبات در هر دو کشور (افغانستان و پاکستان) به هم دیگر گره خورده است. نتیجه‌ این‌که پاکستان رنگ آرامش را نخواهد دید مگر این‌که شاهد تأمین ثبات و امنیت در افغانستان باشد. رهبر حزب تحریک انصاف در تبارز احساسات صمیمانه‌اش نسبت به کابل تا آن‌جا پیش‌رفت که آرزو کرد مردم دو کشور مانند مردمان کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپا با همدیگر آزادانه رفت‌وآمد و تعامل داشته باشند.

روی‌کرد آشتی‌جویانه‌ی مردی که شش سال پیش جنگ علیه امریکا در افغانستان را «جهاد» عنوان داده بود، در کابل امیدی تازه خلق کرده است. نشانه‌های حسن نیت عمران خان که اکنون نشستن‌اش بر کرسی نخست‌وزیری پاکستان مسلم شده، این امید را خلق کرده که افغانستان و پاکستان سرانجام بتوانند برای به انجام رساندن روند مصالحه با طالبان به نتایج رضایت‌بخشی دست یابند. حکومت وحدت ملی در یک سال گذشته تلاش‌هایش را برای رسیدن به راه‌کاری در جهت تأمین ثبات و آشتی با طالبان افزوده است و تاکنون سه نشست علمای مذهبی کشورهای اسلامی را در اندونیزیا، عربستان سعودی و کابل برگزار کرده است. در نشست دوم روند کابل نیز غنی خواستار مذاکره‌ی بی‌ پیش‌شرط با طالبان شد و یک ماه پیش نیز با اعلام آتش‌بس یک‌طرفه آخرین امکان‌اش را برای واداشتن طالبان به گفت‌وگو با حکومت روی میز گذاشت. اما تمامی این تلاش‌ها نتیجه‌ی روشنی نداشت و چیزی از اصرار طالبان مبنی بر مذاکره‌ی مستقیم با امریکا کم نکرد.

در سپهر سیاسی افغانستان، بقای طالبان، افزایش توان نظامی این گروه و لجاجت‌اش در امتناع از مذاکره با حکومت به سیاست‌های خصمانه‌ی پاکستان در باره‌ی کابل ربط داده می‌شود. سیاست‌مداران افغان در این‌که کلید حل مسأله‌ی ناامنی افغانستان در پاکستان است، تردیدی ندارند. اما همزمان با آن، در پانزده سال گذشته تمامی تلاش‌های سه حکومت پساطالبان برای نزدیکی با اسلام‌آباد و پایان بخشیدن «جنگ اعلام‌ناشده» میان دو کشور با سرخوردگی و شکست همراهی شده است. چه این‌که گمان غالب و تقریباً غیر قابل تردید این است که سیاست پاکستان در قبال افغانستان را ارتش این کشور تعیین می‌کند و حکومت ملکی در این عرصه از اراده و امکان عمل مستقلانه برخوردار نیست.

با توجه به پیشینه‌ی ارتباط سیاسی دو کشور، چنین تصوری درست است. نگاهی به گذشته‌ی سیاسی آقای خان نیز جایی برای خوش‌بینی بیش از حد نمی‌گذارد. خان در کارنامه‌ی سیاسی‌اش نشان داده که از هیچ امکان و فرصتی برای گسترش نفوذ حزب‌اش دریغ نمی‌ورزد. او به عنوان یک پاکستانی وطن‌پرست مخالف سرسخت حملات هوایی امریکا به خاک کشورش بود. کما آن‌که برای جلب توجه و حمایت گروه‌های افراطی پاکستانی در یک مورد سه میلیون دالر به مدرسه‌ی حقانیه کمک مالی کرده است. او سوار بر نارضایتی عمومی از فساد سیاسی خانواده‌های قدرت‌مند که در این سال‌ها حکومت میان آن‌ها دست به دست شده و فقر و فشار اقتصادی مردم پاکستان و با وعده‌ی اصلاحات و بهتر شدن وضعیت اقتصادی به قدرت رسیده است. خان سیاست‌مدار پوپولیستی است که مواضع روشن سیاسی نداشته و پیوسته موضع‌اش راـ البته مطابق رضایت افکار عمومی کشورش ـ تغییر داده است.

با این حال، عمران خان ناگزیر است که برای استمرار قدرت‌اش تلاش ورزد تا لااقل بخشی از تعهدات‌اش را به انجام رساند. اصلاحات و گشایش وضعیت اقتصادی پاکستان دو مسأله‌ی اساسی برای او خواهد بود و این برای افغانستان که بازار اصلی محصولات پاکستانی است، و دو کشور تعامل اقتصادی تا سقف دو میلیارد دالر داشته‌اند، یک فرصت برای چانه‌زنی برای جلب همراهی پاکستان در جهت تأمین امنیت و رسیدن به یک توافق‌نامه‌ی صلح با طالبان است.

 

طالبان وارد می شـوند؟

ماندگار : حکومت افغانستان طرحی را می خواهد به اجرا درآورد که براساس آن نیروهای امنیتی از مناطق کم جمعیت و روستایی بیرون کشیده میشوند. این خبر را پیش از آن که مقام های حکومت افغانستان مطرح کنند، از سوی مقام های امنیتی امریکا ارایه شده بود. به گفته مقام های امنیتی افغانستان این طرح به این دلیل به اجرا گذاشته میشود که از تلفات غیرنظامیان در مناطق کم جمعیت کاسته شود. اما واقعا دلیل اجرایی شدن چنین طرحی کاستن تلفات غیرنظامیان است و یا این دلیل، توجیهی برای مسایل دیگری میتواند باشد؟ پیش از این ها، گلبدین حکمتیار رهبر شاخۀ غیر قانونی حزب اسلامی گفته بود که طرحی را به مقامهای کشور سپرده است که براساس آن می تواند صلح در کشور تامین شود. طرح آقای حکمتیار برای صلح واگذاری بخش های از کشور به طالبان بود که آن ها در آن مناطق آن گونه که بخواهند زنده گی و گشت و گذار کنند و حتا قوانین خود را مسلط سازند. آقای حکمتیار هم چنین خواهان ایجاد یک گروه مسلح غیر از نهادهای امنیتی فعلی شده بود که امنیت این مناطق را تامین کند. این طرح از همان روزهای نخست با مخالفتهای جدی بسیاری از شخصیت ها، آگاهان نظامی و نهادهای سیاسی کشور رو به رو شد. دلیل مخالفت آن ها نیز این بود که سپردن مناطقی از کشور به طالبان عملا به معنای به مخاطره انداختن حاکمیت ملی در کشور بوده و به تقویت نیروهای مخالف کمک می رساند. مخالفان این طرح می گویند، با واگذاری مناطقی به طالبان دیگر آنها یک گروه شورشی مخالف به شمار نمی آیند و می توانند در همان مناطق خود دولت جایگزین را به وجود آورند. به نظر می رسد که آقای حکمتیار پیش از آن که نگران حاکمیت ملی و ارزش های موجود در کشور باشد، نگران برنامه ها و دیدگاه های است که او را با طالبان پیوند می دهد. آقای حکمتیار نمی خواهد که طالبان از صحنه سیاسی و نظامی کشور به عنوان یک گروه باغی، عقب گرا و تروریست حذف شود و یا حداقل شکست بخورد. حالا اما این طرح زیر یک نام و دلیل دیگر در حال اجرایی شدن است. سفر روز دوشنبۀ فرمانده نیروهای ناتو به غرب کشور و گفتگو با والیان این ولایات نیز به گفته بسیاری از آگاهان سیاسی و نظامی در همین راستا صورت گرفته بود.  امریکا به هر حال در تلاش است که جنگ افغانستان را به گونۀ به نفع خود مصادره کند. چه این مصادره به زور اسلحه و تفنگ صورت بگیرد و چه حالا با سپردن مناطقی به طالبان. امریکا به نظر می رسد که دیگر خود را در جنگ افغانستان و در کل در جنگ با تروریسم اگر نگوییم شکست خورده، اما ناموفق می داند. این کشور با همه صلابت و ابهت جنگی اش دیگر از خطر تروریسم آن گونه که در سال های نخست پس از رویداد یازده سپتامبر سخن می گفت، حرف می زند. برای امریکا امروز اولویت های دیگری به وجود آمده که مانع از آن می شوند که تمام توش و توان خود را در جنگ افغانستان هزینه کند. امریکا حس کرده که اگر راه بیرون رفتی برای جنگ افغانستان جست و جو نکند به همان سرنوشتی دچار خواهد شد که شوروی سابق در این کشور به آن دچار شده بود. این را دیگر سران کاخ سفید با همه غرور و تکبری که دارند، می فهمند و اگر به آن اعتراف نمی کنند، اما اقدام های شان گویای چنین وضیعتی است. امریکا در تلاش است که دیگر طالبان معضلی برای آن کشور به حساب نیاید که می تواند به تیره ساختن روابط اش با پاکستان کمک کند. در همین حال تیم حاکم در ارگ نیز چندان خواهان حذف طالبان از صحنه نظامی نیست. این تیم منافع خود را در جنگ و موجودیت طالبان حس می کند. به همین دلیل طالبان یا برداران ناراضی خوانده می شوند و یا برادران سیاسی. ارگ مدعی است که می خواهد به تفنگ سالاری در کشور پایان دهد، اما حاضر نیست که یک بار هم اعتراف کند که تفنگ سالاران اصلی در این کشور طالبان و گروه های هم پیمان با آن است. تیم ارگ در حالی در پی بازداشت فلان و بهمان فرمانده و جنگ سالار محلی است که با طالبان آتش بس اعلام می کند و از آن ها می خواهد که بدون ترس و هراس وارد شهر های کشور شوند و به دید و بازدید بپردازند. آیا همین طالبان عامل اصلی جنایات و کشتار غیرنظامیان به فجیع ترین و بی رحمانه ترین شکل ممکن آن نیستند؟ مگر همین طالبان طی هفده سال گذشته هزاران سرباز را نکشته اند، به دارایی های عامه زیان نرسانده اند و در کل جامعه را دچار عقب گرد نکرده اند؟ چگونه است که حالا طالبان باید بر بخش های از کشور مسلط شود ولی ناراضیان سیاسی باید از عرصه حذف گردند؟ طرح عقب نشینی از مناطق کم جمعیت و روستایی فقط یک تاکتیک سیاسی از قبل سنجیده شده است. دلیل این تصمیم جلوگیری از تلفات غیرنظامیان نیست، بل به این صورت تیم ارگ می خواهد که طالبان را در اذهان عمومی یک قدرت حذف ناشدنی جلوه دهد. طرح واگذاری برخی مناطق به طالبان زیر نام جلوگیری از تلفات غیرنظامیان حتا فرصت جدیدی در اختیار پاکستان قرار می دهد که دیگر اتهام حمایت از طالبان و فراهم سازی پناه گاه های امن برای آن ها را از این کشور پاک سازد. طالبان با اجرایی شدن چنین طرحی می توانند به راحتی وارد مناطق خاصی از کشور شوند و آن گاه جنگ مدهش خود را علیه مردم افغانستان مطمین تر از گذشته ادامه دهند بدون آن که برای حامی اصلی آن ها یعنی پاکستان دردسری به وجود آورد.

 

ناامنی‌های ننگرهار؛ در پایتخت داعش چه می‌گذرد؟

جمهور : مقام‌های دولتی می‌گویند حمله به اداره امور مهاجرین ننگرهار پس از شش ساعت پایان یافت. در این حمله دست‌کم ۱۵ نفر کشته و ۱۵ نفر دیگر زخمی شدند.
مهاجمان زمانی وارد ساختمان ریاست امور مهاجرین ننگرهار شدند که نشستی با حضور رئیس این اداره و شماری خارجی که حامیان مالی این اداره بودند در جریان بود .
یک روز پیش نیز یک حمله انتحاری، جان یک نامزد پارلمان و چند تن از بستگانش را گرفت.
روز شنبه ۶ اسد نیز دست‌کم دو مهاجم به مرکز آموزشی قابله‌ها در شهر جلال‌آباد حمله کردند و دو محافظ و یک راننده این مرکز را کشتند و هشت نفر را زخمی کردند.
ننگرهار در شرق افغانستان، ولایت هم‌مرز با پاکستان، مرکز اصلی فعالیت گروه داعش محسوب می‌شود.
ماه گذشته نیروهای خارجی در افغانستان اعلام کردند که در یک عملیات مشترک با نیروهای افغان “پایتخت” خلافت گروه داعش در این کشور را نابود کرده‌اند.
ننگرهار اما پیش از این، ولایتی نسبتا امن محسوب می شد؛ ولایتی که به دلیل فاصله اندک اش با کابل پایتخت و نیز آب و هوای معتدل، به صورت سنتی، تفرجگاه زمستانی پایتخت نشینان به حساب می آمد؛ اما این ولایت، مدتی است که به کانون اصلی بحران و ناامنی در شرق افغانستان بدل شده است.
حمله های انتحاری و تهاجمی، بمب گذاری های مرگبار، درگیری های خونین، بمباران های مهیب و ترافیک سنگین نیروهای تروریستی و ضد تروریستی در این ولایت، خبر از روزهای تلخ پایتخت زمستانی سلاطین پیشین افغانستان می دهد.
گروه تروریستی داعش، از همان آغاز، ننگرهار را به عنوان کانون شروع فعالیت های خود در افغانستان انتخاب کرد؛ این موضوعی بود فرماندهان امریکایی نیز به آن اذعان کرده؛ اما گفتند که اجازه موفقیت طرح تبدیل ننگرهار به پایتخت شاخه خراسان داعش را نخواهند داد و این گروه را به زودی منهدم خواهند کرد.
از وعده انهدام داعش اما یکسال می گذرد. چندی پیش، جنرال جان نیکلسون؛ فرمانده ناتو در افغانستان با سفر به ننگرهار، نه تنها از آن وعده دروغین یاد نکرد؛ بلکه با طرح دروغی دیگر، مدعی شد که حضور داعش در ننگرهار و افغانستان، به کوه های دوردست محدود شده است. این ادعا در شرایطی مطرح شد که بر پایه ارزیابی های منابع رسانه ای غربی، داعش عملا در حدود ۳۰ ولسوالی و چندین ولایت افغانستان، حضور و فعالیت دارد.
کوتاه مدتی پس از روی کار آمدن ترامپ در امریکا، نیروهای امریکایی «بزرگ ترین بمب غیر هسته ای» آن کشور را بر علیه آنچه نیروهای داعش خوانده شد، در ننگرهار به کار گرفتند؛ اما نه وعده نابودی داعش، نه استفاده از مادر همه بمب ها، نه محدود شدن حضور داعش به کوهستان های دوردست و نه ادعای نابودی پایتخت داعش در گورگوری، مانع از روزهای ناآرام ننگرهار نشده است.
ننگرهار عملا با یک ناامنی خزنده و ویرانگر دست و پنجه نرم می کند و این چیزی است که به ندرت در دیگر ولایت های کشور، علیرغم ناامنی های فراگیری که افغانستان با آن رو به روست، قابل مشاهده است.
نکته قابل تأمل این است که به هر میزانی که توجه و تمرکز نیروهای خارجی و فرماندهان امریکایی بر امنیت ننگرهار، بیشتر می شود، این ولایت با موج های سهمگین تری از ناامنی و بحران رو به رو می گردد و موضوع قابل توجه اینکه اغلب رویدادهای ضد امنیتی ننگرهار را داعش بر عهده می گیرد نه طالبان.
آیا این بدان معناست که «پایتخت ولایت خراسان داعش» مهیای روزهای سخت خود می شود؟
دامنه ناامنی های ننگرهار به اندازه ای وسعت پیدا کرده که عمر زاخیلوال؛ سفیر افغانستان در پاکستان و از مهره های قومی نزدیک به تیم امنیتی اشرف غنی نیز نسبت به این وضعیت، واکنش نشان داده و از مقام های محلی خواسته که وضعیت را همانگونه که هست، بازتاب دهند و از ارائه خوش بینی های کاذب، پرهیز کنند.
او گفته که در مورد امنیت ننگرهار با اشرف غنی، صحبت می کند.
این نشان می دهد که بحران امنیتی ننگرهار به معضلی پیچیده و جدی بدل شده و جدیت آن در حدی است که حتی در کشور ناامن و درگیر جنگ و بحرانی مانند افغانستان هم یک استثنا و آشکارا غیر معمول محسوب می شود.
با این وجود، پیش بینی نمی شود که تکاپوی افرادی مانند زاخیلوال بتواند گره از کار فروبسته امنیت ننگرهار باز کند؛ زیرا این وضعیت به احتمال قوی، ریشه در یک طرح توطئه آمیز بزرگتر در ابعاد منطقه ای و بین المللی دارد و از استوانه های قدرتمند پروژه حضور و نفوذ داعش در افغانستان به حساب می آید که مدیریت و مهار آن، از عهده مهره های مسلط بر کابل، خارج است.

 

اظهارات سفیر افغانستان در مسکو «غیر منطقی» و «غیر ضروری» بود

در پی درخواست سفیر افغانستان در مسکو مبنی بر این‌که روسیه باید از افغانستان معذرت بخواهد، شماری از کارشناسان و باشندگان افغانستان می‌گویند که این اظهارات به نفع افغانستان نبوده و فقط به تیره‌گی روابط دو کشور می‌انجامد.

قیوم کوچی، سفیر افغانستان در روسیه، در تازه ترین اظهارت خود گفته‌است، روسیه باید برای ورود نظامیان شوری سابق به افغانستان، از مردم افغانستان معذرت بخواهد.

سخنانی که واکنش تند ضمیر کابلوف، نمایندۀ ولادیمیر پوتین در امور افغانستان را به همراه داشت.

در مورد این‌که چنین اظهارتی تا چه اندازه می‌تواند روی روابط کابل و مسکو تاثیر داشته باشد، عبدالشکور سالنگی، آگاه روابط بین‌الملل و عضو اکادمی علوم افغانستان می‌گوید: «وضعیت افغانستان امروزه به گونه‌یی نیست که دولت افغانستان در پی منفی‌سازی فضا با کشور‌های همسایه به خصوص کشورهای قدرت‌مند و تاثیر‌گذار در قضایای افغانستان باشد. معمولا صحبت‌هایی که سفرا یا نمایند‌های دولت می‌کنند، به معنای بازتاب سیاست همان کشور در خصوص کشوری است که در آن مقیم است. وقتی سفیر افغانستان در مسکو چنین حرف‌های می‌زند، می‌خواهد فضای سیاسی میان دو کشور را تنش آلود کند، آن‌هم در شرایطی که ما نیاز به حمایت منطقه‌یی در خصوص جنگ و صلح در افغانستان داریم، چنین حرف‌های می‌توانند مانند زهری باشد که در روابط دو کشور تزریق می‌شود. به نظر من چنین اظهارات از آدرس سفیر افغانستان جنبی شخصی ندارد، بل امکان دارد از آدرس دیگر کشورها حمایت شود. طوری که در این آواخر ایالات متحده آمریکا انتقادهای از روسیه در حمایت از طالبان داشت و به خاطر این که  فضا علیه روسیه ایجاد شود که گویا این کشور قبلا در افغاسنتان مداخله داشت و حالا هم دارد، چنین مسایل (در همین راستا) مطرح می‌شود».

ضمیر کابلوف نماینده رییس جمهور روسیه در امور افغانستان در مورد سخنان خیر سفیر افغانستان در مسکو واکنش نشان داده و گفته‌است: «شوروی (آن زمان) دولت نو افغانستان را به رسمیت شناخت و با آن رابطۀ نورمال ساخت. ورود نیروها پس از اقداماتی که در برابر آن حکومت انجام شد، صورت گرفت. این بیانیه به جز تعجب و کوتاه‌فکری چیز دیگری را بیان نمی‌کند».

امین کاوه، شهروند کابل و دانشجو، در این مورد می‌گوید: «مطرح کردن چنین حرف‌ها در شرایط کنونی، به نفع افغانستان نیست و سفیر افغانستان به عنوان نماینده رسمی این کشور نباید چنین حرف‌های را مطح می‌کرد. از نگاه سیاسی در وضعیت فعلی مطرح کردن چنین موضوع خیلی مسخره است. شوروی بنا بر یک پروتوکول به افغانستان حمله کرد، طوری که امروز تمام کشور‌های دنیا بر اساس یک پروتوکول به افغانستان آمده اند. افغانستان در شرایط کنونی دچار مشکلات فراوان است و مطرح کردن چنین حرف‌ها که روسیه به عنوان یک کشور بزرگ عملا وارد قضایای سیاسی افغانستان و منطقه است، می‌تواند روابط دو کشور را سرد بسازد».

فرهاد سجودی، شهروند کابل در این خصوص می‌گوید: «اصلا در چنین شرایط مطرح کردن این بحث‌ها به نفع افغانستان نیست و دور از منطق است. به خاطر این که حالا آن شوروی سابق نیست و کشوری به نام روسیه وجود دارد و اصلا زمان آن نیست که چنین موضوعات مطرح شود. چنین اظهار نظر‌ها بیشتر از این‌که به نفع افغانستان باشد، به ضرر این کشور است».

ظریف رستمی شهروند ولایت کاپیسا این اظهارات را به سود افغانستان نمی‌داند: «به نظر من در چنین حالت که کشور ما در وضعیت بد قرار دارد، یاد آوری گذشته‌ها روابط را تیره و بد می سازد. دولت افغانستان تلاش کند کسانی را که در کشورهای دنیا به عنوان سفیر تعیین می‌کند، آدم‌های باشند که مسوولانه برخورد کنند تا برخورد سلیقه‌یی. نیاز نیست در شرایط که روسیه به عنوان یک کشور کمک کننده با افغنستان همکار بوده، چنین برخورد‌های سلیقه‌یی صورت بگیرد. یادآوری گذشته‌ها جز رنج فایده دیگر ندارد».

پیش از این نیز سفیر افغانستان در مسکو، تاجیکستان را متهم به دست داشتن در تهیه مواد مخدر در افغانستان کرده بود.

به گفته ی او، مواد مخدر در افغاسنتان کشت می شود، اما در عقب آن روس‌ها و مافیای تاجیکستان دست دارند.

در کنار روسیه، تاجیکستان نیز این اظهارات را غیر قابل قبول دانسته و خواستار پاسخ رسمی از وزارت خارجه افغانستان شده است.

 

مرکز مبارزه با فساد افغانستان به جرائم بزرگ رسیدگی نمی‌کند

سربازرس ویژه آمریکا در امور بازسازی افغانستان اعلام کرد که مرکز قضایی مبارزه با فساد افغانستان تاکنون اقدامی برای پیگرد مفسدان بزرگ اقتصادی این کشور انجام نداده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «جان سپکو» سربازرس ویژه آمریکا در امور بازسازی افغانستان موسوم به «سیگار» در گزارشی اعلام کرد که وضعیت افغانستان بیشتر بر دولتی بی قانون، ضعیف و ناکارآمد استوار است.

به گزارش «پژواک»، این نهاد بازرسی افزود: بسیاری از موارد فساد هنوز به دلیل عدم اراده سیاسی مورد پیگرد قانونی قرار نگرفته است.

سیگار اظهار داشت که «مرکز قضایی مبارزه با فساد افغانستان» به جای تحت پیگرد قرار دادن مفسدان بزرگ اقتصادی به دنبال مجرمین کوچک است.

مرکز مبارزه با فساد افغانستان 28 آگوست سال 2016 میلادی به دستور «اشرف غنی» رئیس جمهور افغانستان برای «مبارزه قاطعانه و منسجم علیه فساد اداری» در این کشور ایجاد شد.

سیگار در ادامه درباره شمار نیروهای امنیتی افغان نیز گفت که این نیروها از 3 ماه گذشته شاهد افزایش بوده و به 314 هزار و 242 نظامی رسیده است، اما با این حال از آوریل سال 2017 تاکنون 8 هزار و 500 نفر از نیروهای امنیتی افغان کاهش یافتند.

سپکو چندی پیش نیز از نحوه ارائه کمک‌های مالی آمریکا به افغانستان انتقاد کرده بود و روش نادرست واشنگتن در ارائه کمک‌های مالی به افغانستان را سبب گسترش فساد اداری در این کشور اعلام کرده بود.

 

پاکستان موفق مزیتی برای همسایگان است

نیویورک تایمز در سرمقاله خود نوشت: اگر پاکستان با ‘عمران خان’ به موفقیت برسد، این مزیت شامل حال همسایگان آن نیز خواهد بود.

به گزارش ایرنا، نیویورک تایمز در این سرمقاله افزود:
‘عمران خان’ کریکت بازی که ربع قرن پیش افتخار قهرمانی جهان را برای پاکستان با غلبه کردن بر حاکم استعمارگر تاریخی اش؛ انگلستان؛ به ارمغان آورد، هفته گذشته هم حزبش را به یک پیروزی ملی در انتخابات سراسری کشور رساند.
در کشوری همچون پاکستان که فساد و مشکلات ریز و درشت گریبان آن را می فشرد ، اینک حضور یک رهبر کاریزماتیک (پرجاذبه) می تواند دلگرم کننده باشد.
اما آیا عمران خان چنین رهبری خواهد بود؟
دردها و مشکلات پاکستان یکی و دو تا نیست. آسان هم نیست. فساد درعمق لایه های حکومت و کشور رسوخ کرده است. ‘ نواز شریف’ نخست وزیر قبلی دو هفته قبل زندانی شد.
بدهی ملی رشدی بادکنکی دارد. شبکه برق وصل نیست. در کشور شغل به اندازه کافی وجود ندارد و کارگران پاکستانی درتمام کشورها در سطح خاورمیانه پرسه می زنند تا ببینند کجا می توانند مشغول به کار شوند.
در راس تمام این مصائب، تروریست ها هم هر از گاهی دست به حملاتی می زنند. روابط کشور با آمریکا بد است. یک بی ثباتی مزمن گریبان سیاست را گرفته و می فشارد.
بطور سنتی؛ سیاست در سایه قدرت و دخالت نظامیان کار می کند.
در یک چنین وانفسایی؛ پیروزی عمران خان هم نمی تواند عاری از شبهه باشد.
ارتش و دستگاه اطلاعاتی که هردو صاحبان اصلی قدرت در کشورند، بی شک وزن سیاسی خود را پشت سر ‘ خان’ انداخته اند و احزاب رقیب هم فریاد تقلب سر می دهند. بمب گذاران انتحاری به دفعات هواداران عمران خان را هدف قرار داده اند. حزب’جنبش عدالت’عمران خان تعداد کرسی های مکفی را در پارلمان بدست نیاورده است تا به تنهایی تشکیل دولت بدهد. براین اساس او نیاز به مذاکره با رقبای سیاسی دارد تا یک دولت ائتلافی تشکیل بدهد.
با این وجود حزب عمران خان نه تنها در سطح پارلمان ملی بلکه در سطح نژادهای محلی در سطح کشور هم به یک پیروزی درخشان رسیده است. یک چنین اتفاق مهمی به ندرت در پاکستان اتفاق می افتد. همین موفقیت کم سابقه؛ به خان 65 ساله یک اهرم قدرت قوی می بخشد تا با تکیه بر آن اهدافش را دنبال کند.
خان در نطق پیروزی اش فهرستی از اولویتهایی را به عنوان شرح وظایف اولیه کاری اش مطرح کرده است. اولویت اول او اصلاح حکمرانی اسفناک کشور و خاتمه دادن به شبکه های اربابی است که با گستردگی شان راه اختلاس و کلاهبرداری را تسهیل می کنند. این موضوع از شعارهای همیشگی خان در دوران مبارزات انتخاباتی اش بوده است.
عمران خان دو دهه پیش زندگی عیاش گونه اش را کنار گذاشت و وارد صحنه سیاست شد. او اینک قصدش این است که خاطره شیوه زندگانی سالها قبل خود را از اذهان پاکستانی ها بزداید وازخود شخصیت یک مسلمان مومن را به تصویر بکشد. او قول داده است که یک دولت رفاه اسلامی برای طبقات فقیر جامعه خلق کند.
در حوزه سیاست خارجی؛ عمران خان خواستار بهبود روابط باآمریکاست. خان همواره منتقد سیاستهای آمریکا در خاورمیانه بوده است.
‘ترامپ’ پاکستان را متهم به پناه دادن به تروریستها می داند و بر همین اصل؛ میلیونها دلار کمک خارجی اش به اسلام آباد را قطع کرده است.
خان ضمنا وعده داده است که به اختلافات ارضی کشورش با هند بر سر کشمیر هم خاتمه بدهد. دو کشور چندین دهه است که بر سر کشمیر با هم دعوا و کشمکش دارند.
خان همچنین از برنامه اش برای توسعه روابط با چین، وام دهنده اصلی پاکستان خبر داده است.
به هرحال؛ معلوم نیست خان تا کجا این قابلیت را دارد که فرهنگ سیاسی پاکستان را متحول سازد ؛ به فقرا کمک کند و روابط خارجی کشور را ترمیم کند.
پاسخ تمامی این پرسش ها موکول به عوامل متعددی است از جمله اینکه ترکیب دولت ائتلافی او چگونه خواهد بود؛ ارتش تا کجا دستان او را برای به انجام رساندن برنامه هایش باز خواهد گذاشت و اینکه او چگونه می تواند بدهی های روز افزون کشور را مدیریت کند.
البته مرتفع شدن تمامی این مشکلات بستگی به شخصیت خود عمران خان هم دارد.
شکی نیست که او شخصیتی است دارای جاذبه (شارم) . البته مشهور است که رفتارهایی غیرمعقول هم از او سرمی زند.
با تمام این ارزیابی ها؛ عمران خان؛ فرصتی است برای ‘تغییر’ در کشوری که سخت محتاج یک تحول اساسی است. البته یک چنین تحولی شگرف؛ کمی هم بعید به نظر می رسد.
یک پاکستان موفق؛ نه تنها برای خودش، بلکه برای همسایگانش؛ وام دهندگانش و نیز برای آمریکا هم یک موفقیت است.
شرط اول حصول یک چنین پیشرفت قابل توجهی؛ موفقیت پاکستان در مبارزه با تروریسم است.
در این راه؛ معقول آن است که هم دولت ترامپ و هم دو کشور هند و چین؛ هر کمکی که لازم است برای تسهیل این راه پرنشیب و فراز انجام دهند.

 

 

 

 

 

 

امریکا و طالبان؛ توافق برای صلح یا تبانی برای تجزیه؟

جمهور : روزنامه پاکستانی«امت»، با انتشار گزارشی، جزئیات مذاکره و توافق میان نمایندگان طالبان و امریکا در قطر را فاش کرده است.
اخیرا امریکا و نمایندگان طالبان تایید کرده‌اند که نمایندگان دوطرف باهم دیدار کرده‌اند.
به نوشته این روزنامه نزدیک به کانون های قدرت در پاکستان، امریکا توافق کرده که در یکی از سه کشور ترکیه، قطر یا عربستان سعودی در یک‌ماه آینده با نمایندگان طالبان دیدار کند. پس از دیدار آلیس ویلز؛ دیپلمات ارشد امریکایی از دفتر طالبان در قطر، سهیل شاهین؛ سخنگوی طالبان در دفتر قطر اعلام کرد که امریکا نه تنها آماده مذاکره است؛ بلکه حاضر است درباره شرایط طالبان با این گروه به توافقی دست یابد.
طبق گزارش‌های منتشر شده، یکی از شرایط طالبان، در مذاکرات مستقیم با امریکا این که هیچ گروه سومی پذیرفته نخواهد شد. مدت زمان خروج امریکا از افغانستان سه سال تعیین می‌شود.
بر اساس گزارش روزنامه امت به نقل از منابع آگاه، طالبان جزئی از دولت خواهند بود و خواهان به دست آوردن اداره ۱۳ ولایت هستند.
حتی اگر اطلاعات منتشرشده در این روزنامه پاکستانی، دقیق و مطابق با واقع هم نباشد، مذاکرات مستقیم میان نمایندگان امریکا و طالبان، بدون دخالت دولت افغانستان، نوعی تبانی میان دو نیروی خارجی بر سرنوشت سیاسی و امنیتی افغانستان محسوب می شود.
در این میان، طالبان هم تفاوتی با نیروهای امریکایی ندارد؛ زیرا اعضای این گروه، مزدوران جنگی  پاکستان و دیگر قدرت های منطقه در افغانستان هستند و هیچیک از اهداف و آرمان های سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک این گروه تروریستی، با منافع، نیازها و خواست های مردم افغانستان همخوانی ندارد.
با این وصف، آنچه در جریان مذاکرات مستقیم و پنهانی امریکا با طالبان، رخ خواهد داد، لزوما همان چیزی نیست که مردم افغانستان از «صلح» مورد ادعای دولت و مقام های امریکایی انتظار دارند.
ممکن است آنچه روی کاغذ به دست خواهد آمد، توافق صلح، عنوان شود؛ اما بر پایه اطلاعات بالا و نیز واقعیت هایی که روز به روز بیشتر آشکار می شود، این یک توافق صلح به معنای متعارف کلمه نیست؛ بلکه امریکا در تبانی با طالبان، تجزیه افغانستان را کلید می زند.
مبنای این تجزیه ممکن است تقسیم بندی حوزه های اداری کشور بر اساس ترکیب قومی، نوعی حکومت شبه فدرالی، واگذاری اداره ۱۳ ولایت به طالبان، ایجاد «مناطق امن» برای آن گروه یا محدود کردن سیطره دولت بر مراکز شهرها و واگذاری روستاها و ولسوالی ها به طالبان باشد.
طرح تقسیم بر اساس ترکیب قومی، از این منظر، محتمل به نظر می رسد که ممکن است تجزیه افغانستان به دو بخش مناطق تحت سلطه دولت و طالبان، با اعتراضات وسیع دیگر رهبران و جریان های سیاسی و قومی مواجه شود و اعتراضات و واکنش هایی را شبیه آنچه اخیرا از سوی هواداران جنرال دوستم در نزدیک به نیمی از افغانستان شاهد بودیم، در پی داشته باشد؛ اما بی تردید پشتون ها با این طرح موافقت نخواهند کرد.
برقراری نوعی حاکمیت فدرالی با گرته برداری ناقص و فرمالیته از آنچه در امریکا وجود دارد نیز مقبول طیف هایی از اپوزیسیون و حلقاتی در درون دولت امریکاست؛ اما این الگو هم بی تردید تمامیت خواهان پشتون که در صدد احیای سیطره تاریخی بی چون و چرای خود بر سراسر افغانستان هستند را خوش نخواهد آمد.
واگذاری اداره ۱۳ ولایت به طالبان اگرچه از آرزوهای طبیعی رهبران آن گروه است؛ اما این مورد نیز سایر جریان های ضد طالبان و تشکل های سیاسی و قومی را راضی نخواهد کرد.
ایجاد مناطق امن برای طالبان که پیشتر در «طرح صلح» گلبدین حکمتیار مطرح شده بود، نوع دیگری از تجزیه است که همانگونه که پیشتر واکنش تند گروه های جهادی و جریان های قومی را در قبال داشته، از این پس نیز با مقاومت و مخالفت آنها رو به رو خواهد شد.
در این میان، یک الگوی دیگر تجزیه باقی می ماند و آن واگذاری حاکمیت مراکز شهرهای عمده و مهم به دولت و رها کردن روستاها و ولسوالی ها برای طالبان است؛ طرحی که مراحل اجرایی آن از هم اکنون به دستور امریکا شروع شده و بر پایه آن، نیروهای ارتش در حال عقب نشینی از آنچه «مناطق دوردست»، «غیر استراتژيک» و «کم جمعیت» خوانده می شود، هستند.
این طرح به عنوان یک ناگزیری امنیتی اما در عمل به مثابه یک توطئه سیاسی بر ضد حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان، به آسانی از سوی امریکا بر همه جریان های سیاسی داخلی افغانستان، قابل تحمیل است و همان گونه که تاکنون واکنش چندانی را برنیانگیخته، در آینده نیز به راحتی قابل اعمال خواهد بود.
اینکه چرا طالبان نمی خواهند با نمایندگان دولت کابل در خصوص صلح، گفتگو کنند، افزون بر بهانه آنها مبنی بر عدم صلاحیت و استقلال کابل، می تواند یک موضوع مهم تر دیگر نیز باشد و آن، ترس از دخالت و فشار سایر جریان های سیاسی و قومی در تبانی برای تجزیه افغانستان زیر نام صلح باشد.
اگر کابل به صورت مستقل و مستقیم با طالبان به چنین توافقی دست پیدا کند، بی تردید، امکان عملیاتی کردن آن با توجه به گروه های فشاری که در افغانستان وجود دارد، غیر ممکن خواهد بود؛ اما امریکا به آسانی از توان عملیاتی کردن هر پروژه ای در افغانستان برخوردار است؛ حتی اگر تجزیه کشور باشد.

نهادسازی، قربانی پیروزی در انتخابات بعدی

۸ صبح : اشرف غنی مولف کتاب «ترمیم دولت‌های ناکام» است؛ کتابی که سایت ناشر آن، انتشارات دانشگاه آکسفورد در تبلیغش نوشته است: «مسایل دولت‌های ناکام را به وضوح توصیف کرده، تصویری واقعی از دلایل ناکامی اقدامات قبلی [برای نجات دولت‌های ناکام] به دست داده و راهکار جدید پیشگامانه برای بحران‌های حاضر ارایه کرده است.»

همچنان ناشر باور دارد که اشرف غنی در این کتاب «چارچوب عملی برای ثبات سیاسی و اقتصادی فراهم کرده است.»

حتا اگر توصیفات مسوول بازاریابی انتشارات دانشگاه آکسفورد از کتاب اشرف غنی مبتنی بر انگیزه‌های تجاری دانسته شود، ستایش کتاب آقای غنی از سوی فرانسیس فوکویاما، یکی از نظریه پردازان برجسته‌ی علوم سیاسی و استاد دانشگاه استنفورد، را نادیده گرفته نمی‌توانیم. او باور دارد که اشرف غنی با توجه به تجاربش در بانک جهانی و وزارت مالیه‌ی افغانستان، توانسته است «چارچوب جامعی برای درک مشکلات دولت سازی طرح کرده، آن را توسعه بخشد.»

فوکویاما زمانی این سخنان سخاوتمندانه را در باب فهم و مهارت اشرف غنی در ارتباط به ترمیم دولت‌های ناکام بیان داشت که نویسنده‌ی این کتاب هنوز رییس جمهور نشده بود. شاید  فوکویاما حالا حرف خود را پس بگیرد و یا دست کم ملاحظاتی به آن اضافه کند. او برای بار دوم پیش‌بینی‌ای کرد که اشتباه از آب در آمد. پیش از این فوکویاما در پایان جنگ سرد پیش‌بینی کرده بود که عصر پایان ایدیولوژی فرارسیده و لیبرال دموکراسی تنها نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در تاریخ بشر باقی خواهد ماند. همانطور که  او اکنون به این پیشگویی باوری ندارد، شاید در مورد اهمیت کتاب اشرف غنی نیز اعتقاد قبلی‌اش را نداشته باشد.

فوکویاما متوجه این نکته‌ی ظریف نشده بود که یک نظریه‌پرداز خوب الزاماً یک مجری و عملگری موفق نیست. کارنامه‌ی اشرف غنی در عرصه‌ی دولتداری این پیشداوری قدیمی را ثابت کرد که تیوری‌پرداز‌ها رهبران و مدیران قابل اعتمادی نیستند. واقعیت همین است؛ مگر می‌شود موتر رانی را با مرور قوانین ترافیکی و رانندگی یاد گرفت؟

تجربه‌ی کشور‌های موفق نشان می‌دهد که دولت‌ها با داشتن نهادهای موفق و کارا به پیشرفت، امنیت و ثبات دست یافته می‌توانند. برای همین اعتقاد من بر این است که موفقیت و شکست کشورها وابسته به کیفیت نهادهای دولتی و خصوصی آن است. از این رو، شایستگی و درایت یک رهبر/ رهبران سیاسی در برنامه‌ها و استراتیژی‌شان برای نهاد‌سازی- هم از لحاظ موثریت و هم از منظر استقلال کاری- تبلور می‌یابد.

با این حساب، آیا اشرف غنی یک رهبر نهادساز است؟ از نظر ارگ پاسخ آری است. اما از نظر من، نه. ارگ تصور می‌کند که با آوردن کادرهای جدید و جوان و تغییر سیستم‌های کاری، در نهادسازی موفقانه عمل کرده است، اما شواهد نشان می‌دهد که اشرف غنی در این عرصه موفق نبوده و کل این روند قسمی و ناقص است. با توجه به این روند، نهادسازی آقای غنی سه مشکل عمده دارد: ۱. برخوردش با نهادها سیاسی و جناحی است؛ ۲. با نهادسازی برخورد فوری و انتخاباتی دارد؛ ۳. مدیریت از بالا به پایین، حس مشارکت و مالکیت را در مامورین دولتی از میان برده است.

آقای غنی در طول دوره‌ی زعامت خود تنها به نهادهایی توجه کرده و منابع را در اختیارشان قرار داده است که متعلق به تیم او بوده‌اند. نهادهایی مانند وزارت مالیه و شورای امنیت بیشترین منابع مالی، تکنیکی و انسانی را دریافت کرده اند. در حالی که سایر نهادها، مانند وزارت خارجه و معارف که متعلق به تیم آقای عبدالله اند، از پشتیبانی ارگ برخوردار نبوده و به حاشیه رانده شده‌اند. آقای اشرف غنی بر اختیارات و صلاحیت‌های نهادهای متعلق به تیم خود افزوده و نهادهای دیگر را چندپارچه و ضعیف کرده است. این رویکرد نشان می‌دهد که آقای غنی با نهادها برخورد سیاسی و جناحی می‌کند.

جالب این است که نهادهای متعلق به تیم رییس جمهور نیز عملکرد ضعیفی دارند. اگر طور نمونه به وزارت مالیه توجه شود، هنوز فساد در گمرکات باعث هدر رفتن میلیون‌ها دالر می‌شود. بر اساس اعلام دولت، سالانه ۷۰۰ میلیون دالر از عواید گمرکات حیف و میل شده و به جیب زورمندان می‌رود. ظاهراً حکومت به رغم نیاز به این عواید، جلو فساد در گمرکات را گرفته نمی‌تواند. همچنان وزارت مالیه و مخابرات در دولت آقای اشرف غنی به خاطر نصب نشدن سیستم مدیریت عواید شرکت‌های مخابراتی، سالانه میلیون‌ها دالر مالیات مخابراتی را به خزانه‌ی حکومت واریز کرده نمی‌توانند.

حتا برنامه‌های نوسازی نهادهای تحت امر اشرف غنی نیز جواب نداده است. وزارت مالیه پروژه‌ی الکترونیک‌سازی پرداخت پول در گمرکات را در سال ۲۰۱۶ میلادی اجرا کرد، اکنون اما بازرس ویژه‌ی امریکا برای بازسازی افغانستان یا سیگار گزارش می‌دهد که ۷۷ میلیون دالر در این پروژه حیف و میل شده است.

از سوی دیگر، اشرف غنی به نهادها و مامورین دولت اعتمادی ندارد و از این رو، تلاشی نیز برای اعمار و ترمیم‌شان نمی‌کند. آخرین جنجال، مربوط به اداره‌ی افغان‌فلم است که رییس جمهور آرشیو آن را به ارگ انتقال داد. ارگ در توجیه این کار گفت که فلم‌ها در آشیو درست نگهداری نمی‌‌شدند و تخصص و کفایت لازم برای حفظ و نگهداری آن‌ها در اداره‌ی افغان‌فلم وجود نداشت. از این رو، فلم‌ها به ارگ که در آن دانش و امکانات کافی برای نگهداری‌شان وجود دارد، انتقال یافت.

این گونه اشرف غنی نشان داد که چقدر به نهادها بی‌اعتبار است و به جای اصلاح‌شان، آنان را به حاشیه می‌راند. او می‌توانست به جای انتقال آرشیو افغان‌فلم به ارگ، این اداره را تقویت کند و امکانات و نیروهای انسانی مربوطه در ارگ را در اختیار اداره‌ی افغان‌فلم قرار دهد. تضعیف افغان‌فلم و ندادن امکانات به آن، مصداق واضح اعتقاد نداشتن اشرف غنی به نهادهای رسمی است. او هرچند شعار «عدم انحصار صلاحیت و قدرت» را سر می‌دهد، در عمل اما تلاشش برای انحصار اختیارات و امکانات به نهادها و افراد تحت امر مستقیم خودش، است.

اشرف غنی می‌خواهد به عنوان رییس جمهور موفق میراث متفاوت و مثبتی از خود بر جای بگذارد. او می‌کوشد این کار را زیر نظارت مستقیم خود، با روش جناحی و آمرانه انجام بدهد تا خیلی زود نتایج سیاسی مورد نظرش را به دست آورد و نامش در تاریخ افغانستان به عنوان «داوود خان ثانی»- که گویا رهبر سازندگی و تحول افغانستان بود- ثبت شود. اشرف غنی اما خصلت‌های بد داوود خان را نیز به ارث برده است. او فعلاً همه‌کاره‌ی حکومت است تا هر اتفاقی که در کشور، به خصوص در ارتباط به پروژه‌های بازسازی و زیربنایی، می‌افتد به اعتبار سیاسی‌اش بیفزاید. غنی همانند سیاستمداران امریکایی، به پیروزی در انتخابات بیشتر از هر چیزی اهمیت قایل است.

در امریکا عمدتاً رییسان جمهور و اعضای کانگرس به تصامیمی می‌اندیشند که بر محبوبیت عمومی‌شان تاثیر مثبت گذاشته، به پیروزی‌شان در انتخابات کمک کند. اشرف غنی هم به دور دوم ریاست جمهوری می‌اندیشد و تلاش‌‌هایش در عرصه‌ی حکومتداری معطوف به این امر است، از همین رو به نهادسازی بها نمی‌دهد، فقط چشم انتظار گرفتن نتایج فوری از طریق تیم مورد اعتماد خودش است.

دیدار جمعی چهار یار پس از چهارسال حکومت‌داری جنجالی

پیام آفتاب : ارگ ریاست جمهوری اعلام کرد که محمد اشرف غنی رییس جمهور، با جنرال عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهوری دیدار کرده و دو طرف درباره مسایل مهم جاری کشور بحث و گفت‌وگو کرده‌اند.
این منبع همچنان افزوده که در این ملاقات داکتر عبدالله عبدالله، رییس اجراییه حکومت و سرور دانش معاون دوم ریاست جمهوری نیز حضور داشته‌اند.
این نخستین دیدار آقای غنی و جنرال دوستم در حدود دو سال گذشته است. گفتنی است که آقای دوستم از مدتی‌ بدین‌سو در ترکیه به سر می‌برد و به‌نحوی از سوی دولت ممنوع‌الورود شده بود.
دیدار دیروز آقای غنی با جنرال دوستم از یک‌سو مایه امیدواری در جهت بهبود حکومت‌داری و تقویت پایه‌های نظام است و از سوی دیگر، روایت‌گر نگرانی و تاسفی است که مردم افغانستان دارند. چنین دیداری بهانه‌ای شده می‌تواند برای بیان اشتباهات، ضعف‌ها و اختلافات درون‌حکومتی سران حکومت وحدت ملی که نزدیک به چهار سال زمام امور سیاسی و حکومتی را در دست داشتند اما بخش بزرگی از ظرفیت‌ها و سرمایه‌های ملی کشور را خواسته و ناخواسته چوب حراج زدند و سال‌هایی را نه باهم و برای خدمت به مردم که برضد هم و در تضاد با منافع و مصالح مردم و کشور، پیش رفتند.
با تشکیل حکومت ائتلافی، در ابتدا امیدواری‌هایی مبنی بر بهبود اوضاع به چشم می‌‌خورد، اما هرچه زمان گذشت، تیم سیاسی آقای اشرف غنی در بدنه‌ی بالای حکومت، درصدد “قوم‌گرایی، انحصار و حذف چهره‌های سیاسی و بزرگان اقوام” برآمدند و خلاف تعهد عمل کردند. آنان صلاحیت‌های شماری از دولتمردان را محدود و برخی اشخاص را با توطیه‌چینی و دوسیه‌سازی از ساختار حکومت حذف کردند. چنانچه بارها شماری از سران حکومتی و چهره‌های سیاسی همانند جنرال دوستم، صلاح‌الدین ربانی، وزیر خارجه، محمد محقق، معاون ریاست اجرائیه، عطامحمد نور، والی پیشین بلخ و… بارها از وجود بی‌عدالتی، تبعیض و وجود “حلقه خاص قدرت” در ارگ ریاست جمهوری شاکی بوده و بر انجام اصلاحات تاکید داشته‌اند.
چنین فضایی باعث شده که بخشی از توانمندی‌ها و نیروی بالقوه افراد و نهادهای حکومتی به گونه لازم کارایی نداشته و مسیر حکومت‌داری به چالش کشیده شود. از جانب دیگر، وجود اختلافات عمیق و چنددسته‌گی سیاسی، باعث تقویت روحیه هراس‌افکنان شده و اوضاع سیاسی، امنیتی، اجتماعی و اقتصادی بیش‌تر با بحران مواجه شوند.
ملاقات چهارجانبه دیروز در حکم نوشداروی پس از مرگ است که به سهراب رسید و اما کارساز واقع نشد‌. اکنون سرمایه‌ی بزرگ مردم که “اعتماد” بالای سران حکومتی بود به تحلیل رفته و کمتر کسی را می‌توان یافت که از وضعیت موجود رضایت داشته باشد.
اغلب قضاوت‌ها در محیط سیاسی و اجتماعی کشور نشان می‌دهد که سران حکومت هرگاه تحت فشارهای بیرونی قرار گیرند، دور یک دسترخوان جمع می‌شوند و کنار هم قرار می‌گیرند، در حالی‌که هیچ‌گونه تعهد ریشه‌ای و محکم باهم ندارند و یکی در پی حذف و به انزوا کشانیدن دیگری هستند. دیده شود که گردهمایی  این چهار یار سیاسی که هرازچندگاهی از سوی ارگ به بازی گرفته می‌شوند، تا چه حدی می‌تواند صادقانه و ثمربخش واقع شود.

در مـلا قات دوستـم و غنـی چه گـذشت؟

ماندگار : رییس حکومت وحدت ملی کشور با جنرال دوستم، معاون اول خویش روز دوشنبه (۸ اسد) دیدار کرد. این نخستین ملاقات دو طرف در بیش از یک سال گذشته است.
در این ملاقات دوستم و غنی به تفاهم هایی رسیده اند.
روابط جنرال دوستم، معاون اول ریاست جمهوری افغانستان با رییس‌جمهورغنی در سراسر چهار سالی که از تشکیل حکومت وحدت ملی می‌گذرد، در نوسان بوده و این اولین ملاقات او با غنی در بیش از یک سال گذشته است.

حالا آگاهان به این نظر اند که ملاقات جنرال دوستم و غنی در حضور دو عضو کلیدی دیگر دولت وحدت ملی، بیش تر این نکته را می‌رساند که پا درمیانی شده است تا تیم تحول و تداوم دوباره خودش را جمع جور کند.
قریب‌ترین فهم در شرایط کنونی این است که داکتر عبدالله برای ضعیف کردن ایتلاف ملی بزرگ افغانستان که تازه با حضور جنرال دوستم شکل گرفته است، سعی کرده است که رابطه جنرال دوستم را با غنی بهتر سازد. همین نقش را آقای دانش نیز داشته است. هنوز هیچ مشخص نشده است که چهار مقام دولت وحدت ملی روی چه مسایلی باهم صحبت کرده اند اما اطلاعات به ماندگار میرسانند که در این نشست تلاش شده است تا خفه‌گی‌ها و کشیده‌گی‌هایی که میان آقای دوستم و غنی به وجود آمده بود فروکش کند و رفع گردد.
دوستم برای مدتی بیشتر از یک سال در تبعید خودخواسته در بعد از بالا شدن ادعا و قضیۀ آقای ایشچی که از افراد با نفوس در میان ازبیک های کشور است، در آنکارا به سر می‌‎برد سرانجام در پی تظاهرات هوادارانش در یازده ولایت افغانستان بود که خواهان برگشتن او و نیز رهایی نظام‌الدین قیصاری بودند، برگشت.
در این برگشت آقای دوستم چراغ‌های سبزی را به آقای غنی نشان داد. او دلیل به سربردنش در ترکیه را بیماری خودش و تداوی یا مداوا زیر نظر داکتران ترکی گفته است.
آن سخنان دوستم همه ادعاهای هوادارانش را و ادعاهای رهبران ایتلاف بزرگ ملی را مبنی بر این که جنرال دوستم توسط آقای غنی و در یک پرونده سازی سیاسی، تبعید شده است، به شدت ضرب صفر می‌کند.
اما حالا با این دیدار ظاهراً دو نتیجه به دست آمده است: اولاینکه دوستم و غنی دوباره عضو یک تیم هستند و برای انتخابات برنامه‌ریزی می‌کنند. دوم با ملاقات غنی و دوستم تزلزل بسیار شدیدی در ائتلاف ملی بزرگ رو نما می‌شود؛ زیرا بسیاری از اعضای این ائتلاف نسبت به بقای آقای دوستم در این ائتلاف تا بریدن از غنی به شدت بد گمان شده اند.
ملاقات دیروز دوستم با غنی همین اکنون اعضای رهبری این ائتلاف را به شدت به واکنش های غیر رسمی واداشته است که به نظر میرسد تا چند روز دیگر آشکار می‌شود.
در کنار این تحلیل و برداشت، هنوز ارگ ریاست جمهوری اعلام نکرده است که موضوع این ملاقات که در آن چهار تن از سران اصلی حکومت حضور داشته اند، چه بوده‌است.
در خبر منتشر شده از سوی ارگ آمده که آنها «در رابطه به موضوعات مختلف کشور بحث و تبادل نظر کرده‌اند.»
اما اطلاعات درز کرده از این ملاقات که به روزنامه ماندگار رسیده، نشان می‌دهد که جنرال دوستم به غنی اطمینان داده است که از ائتلاف ملی بزرگ نگران نباشد؛ زیرا این ائتلاف به ضرر او تمام نمی‌شود و بیشتر برای اصلاحات است. به اساس این اطلاع، دوستم به غنی گفته است که اکنون این ائتلاف شکل گرفته است؛ اما بسیار امکان دارد که با نزدیک شدن انتخابات، از هم بپاشد.
منبعی که اطلاعات را به ماندگار رسانده است می گوید که هر سه مقام رهبری دولت وحدت ملی که با دوستم ملاقات کرده اند مخالف ائتلاف تازه شکل گرفه به عضویت دوستم اند و دوستم نیز در این ائتلاف بازی خودش را به پیش می‌برد. در عین حال دوستم این خرد و درک را دارد که میان عضویت یک ائتلافی که زود می‌شکند، با مقام معاونیت اول کشور مسلما تفکیک قایل شود و دومی را ارزش بدهد.
با این حال بازنده‌گان اصلی در حل مشکل میان غنی و دوستم، سایر اعضای رهبری ائتلاف ملی بزرگ اند که حس می کنند با دوستم نمی توانند یک بازی موفقانه را در برابر غنی انجام بدهند.

از قتل مردم تا نکاح دختران؛ روایت تلخ قربانیان داعش در شمال افغانستان

شماری از خانواده‌های بیجا شده از ولسوالی درزاب ولایت جوزجان در شمال افغانستان از وضعیت بسیار بد مردم این ولسوالی زیر ادارۀ جنگجویان داعش می‌گویند.

خالده زنی بیجا شده است که از ولسوالی درزاب، به مرکز ولایت جوزجان فرار کرده است. او در گفتگو با اسپوتنیک می‌گوید: «از طرف شب هم نمیتوانیم که اجناس و مال خود را با خود بیاوریم و با موترسایکل فرار کردیم و اگر کسی بخواهد که از ولسوالی فرار کند، داعش اجازه نمیدهد که جنس خود را ببرند. داعش به زور از مردم آب و نان طلب میکند، دختران جوان را با خود می‌برند در حالی‌که این داعشیان خود زن و دختر دارند زنان و دختران مردم را با خود برده و به زور نکاح می‌کنند. حتی اطفال کم سن و سال را بدست شان تفنگ داده و بزور به جنگ سوق میدهند، هر آنکسی که از حکم آنان سر پیچی کنند با شمشیر و با تفنگ زده میکشند، مردمی زیادی مجبور شدند که از ترس جانشان با آنان یک‌جا شوند و در برابر دولت و طالبان به نفع آنان جنگ کنند. از بسکه این گروه بالای ما مردم ظلم کردند ناگزیر شب هنگام ما فرار کردیم و به اینجا رسیدیم. آن‌ها زور دارند و ما هیچ‌کاری نمی‌توانیم».

فیض الله یکی دیگر از این بیجا شدگان می‌گوید: «جنگ بالای ما مردم تحمیل شده است و امنیت نداشتیم زیرا جنگ بین حکومت و داعش وجود داشت و داعشیان از خانه‌های مردم به عنوان سنگر استفاده می‌کردند، حکومت هم توانایی آن را نداشت تا از ملت خود محافظت کند به این دلیل است که مردم آواره شدند».

محمد غلام، جنگ شدید و سنگر گرفتن داعش در خانه‌های مردم را دلیل بیجا شدن خود می‌داند و از وضعیت زندگی شکایت دارد: «جنگ بین داعش و طالبان شروع شد و دعشیان در خانه‌های ما سنگر گرفتند و از طرف مقابل هم طالبان با پرتاب هاوان بالای داعش حمله کردند یک زن در خانۀ ما زخمی شد و یک قسمتی از حویلی ما را هم تخریب کردند. بالآخره داعشیان برای ما گفتند که بروید تا کشته نشوید و ما یک هفته را منزل کردیم تا از درزآب به این‌جا رسیدیم و حالا چهار فامیلی که آواره شده ایم در یک اتاق زندگی می‌کنیم و هیچ چیزی از زندگی خود را با خود آورده نتوانستیم، نه لباس برای پوشیدن داریم و نه چیزی برای خوردن. درحالی‌که زخمی هم داریم و هیچ فردی به عنوان نمایندۀ حکومت از ما پرسان نکرده است و داکتری در اینجا نیست که ما بتوانیم مریض خود را برایش نشان بدهیم، زیرا نه پول داریم و نه واسطه. من در ولسوالی درزاب مزدورکاری می‌کردم و شب به خانوادۀ خود غذا می‌بردم و حالا که نه پول است و نه غذا، هیچ نمیدانم که چی باید کنم».

در همین حال، یکی دیگر از زنان بیجا شده که نخواست نامی از وی گرفته شود، داستان فرار از چنگ داعشیان را چنین بیان میکند: «من دو پسر و چهار دختر دارم که یک پسرم در هلمند سرباز است و یک دخترم نیز عروسی کرده است، یک پسر دیگرم در منطقه تحت ادارۀ داعش در یک خانه زندگی میکرد و داعش پسرم را بالای یک کوه برده و کشتند و تا هنوز جسدش را هم به ما تسلیم نکرده‌اند. داعش به اقسام مختلف بالای مردم ظلم می‌کند و حکومت هیچ خبر هم ندارد و تا هنوز در قسمت تامین امنیت مردم هیچ توجه‌یی نکرده است. داعش زن مردم را برد، بچه مردم را برد و کشت، دهقان مردم را برده و کشت، قانونی وجود ندارد و داعش هر قسم ظلم میکند بالای مردم، ولی حکومتی نیست تا تامین امنیت کند برای مردم. زیرا هر کی اگر توانست که امنیت خود را بگیرد خوب، اگر نتوانست حکومتی وجود ندارد تا امنیت مردم را تامین نماید».

افزایش روزافزون جنایت‌های داعش در افغانستان و خاموشی جامعۀ جهانی و حکومت افغانستان در قبال این جنایات سوالاتی زیادی را به بار آورده است.

چالش های عمران خان برای رهبری پاکستان

عمران خان رهبر حزب تحریک انصاف که پس از 22 سال تلاش سرانجام اکثریت نسبی کرسی های پارلمان پاکستان را برای تشکیل دولت مرکزی به دست آورد، به عقیده کارشناسان و تحلیلگران در دولت آینده این کشور با مشکلات فراوانی روبرو است.

به گزارش ایرنا ‘عمران خان’ در تبلیغات انتخاباتی خود، وعده ایجاد 10 میلیون شغل، ساخت پنج میلیون واحد مسکونی برای مردم بی بضاعت، ارائه یارانه به کشاورزان و افزایش منابع پولی خزانه دولت را به مردم داده است و با توجه به اوضاع اقتصادی این کشور، تحقق این اهداف طی پنج سال آینده، چالش بزرگ برای اعضای بلند پایه حزب تحریک انصاف تصور می شود.
عمران خان قبل از انتخابات سراسری با بیان اینکه فساد مالی مشکل اصلی پاکستان است عزم خود را در ریشه کنی فساد در دستگاه های دولتی پاکستان اعلام کرد.
نخستین چالشی که تیم تحریک انصاف با آن روبرو است، تعیین و تدوین سیاست کلی برای توسعه و رشد بخش های مختلف اقتصادی کشور است.
در این مسیر دولت جدید به رهبری عمران خان تنها می تواند عامل مهم تسهیل کننده ایجاد فرصت های شغلی باشد و تحقق پنج میلیون شغل در پاکستانکاری سخت و سنگین تلقی می شود.
حزب تحریک انصاف برای ایجاد فرصت های جدید شغلی باید زمینه را برای سرمایه گذاری عظیم به ویژه بخش های صنعتی و کشاورزی در پاکستان فراهم سازد.
در این راه دولت آینده پاکستان باید با تعیین سیاست های دقیق اقتصادی ضمن جذب اعتماد سرمایه داران خارجی آنها را در سرمایه گذاری چند میلیارد دلاری در طرح هیا این کشور تشویق کند.

*** وعده ساخت واحدهای مسکونی جدید
بر اساس گزارش بانک مرکزی پاکستان با توجه به رشد سریع جمعیت، این کشور به 10 میلیون واحد مسکونی جدید نیاز دارد، از سوی دیگر به گفته کارشناسان اقتصادی و با توجه به مشکلات بی شمار مالی، دولت جدید در صورت داشتن برنامه ای منسجم می تواند بین یک تا دو دهه آینده در ساخت پنج میلیون واحد مسکونی ارزان قیمت برای قشر کم درآمد نقش آفرینی کند.
این در حالی است که بسیاری از کارشناسان معتقدند تامین اعتبار، ساخت و احداث خانه، خیابان، بیمارستان، مدارس و دیگر زیرساخت ها میتواند زمینه ایجاد صدها هزار شغل برای مردم این کشور فراهم سازد در نتیجه اعضای ارشد حزب تحریک انصاف برای دستیابی به این شرایط، به برنامه ریزی دقیق و بر اساس اصول و معیار کارشناسانه نیاز دارند.
بر اساس گزارش بانک مرکزی پاکستان این کشور برای توسعه و پیشرفت کشور، به رشد اقتصادی 6.6 درصد نیاز دارد و از آنجا که بیش از 60 درصد جمعیت این کشور را نسل جوان تشکیل می دهد، وجود منابع انسانی غنی در این کشور خود می تواند زمینه رشد و پیشرفت را فراهم کند.

*** ارائه تسهیلات کم بهره به کشاورزان
حزب تحریک انصاف همچنین وعده ارائه 180 میلیارد روپیه سوبسید به کشاورزان را داده است.
کاهش هزینه های تولید در بخش کشاورزی، ارائه تسهیلات مالی بلندمدت و با شرایط آسان و کمک و حمایت از آنها برای فروش محصولات کشاورزی به منظور افزایش صادرات از جمله وعده های رهبر حزب تحریک انصاف در دوران مبارزات انتخاباتی بوده است.
هر چند 70 درصد صادرات پاکستان را محصولات کشاورزی تشکیل می دهد، مناطق روستایی این کشور از زمان استقلال تاکنون از سوی سیاستمداران کمتر مورد توجه قرار گرفته شده است.
بیشتر ساکنان مناطق روستایی درایالت های مختلف از کمترین امکانات زندگی از جمله برق، بهداشت و آموزش بی بهره اند.
هر چند حزب تحریک انصاف اعلام کرده توجه ویژه ای برای ارتقاء سطح زندگی روستاییان به کار می بندد، باید گفت که آیا تنها حمایت مالی از روستاییان می تواند زمینه رشد اقتصادی پاکستان را هموار سازد؟
حمایت مالی از روستاییان و شفاف سازی مالی نقش مهمی در ارتقاء اقتصادی می تواند نقش ایفا کند

**مهار تورم و جبران کاهش ارزش پول ملی
از سوی دیگر کارشناسان اقتصادی پاکستان بر این باورند که کنترل کسری حساب جاری و کاهش تورم نقش مهمی در رشد و پیشرفت اقتصاد این کشور دارد.
با توجه به اینکه ذخائر ارزی پاکستان به کمتر از 9 میلیارد دلار رسیده که این مشکل طی چند دهه اخیر بی سابقه تصور می شود دولت آینده پاکستان در مرحله نخست باید کمبود این ذخائر را جبران کند، لذا این طور به نظر می رسد که دریافت وام چند میلیارد دلاری از نهادهای مالی بین المللی از جمله صندوق بین المللی پول تنها راه برای بیرون رفت از بحران مالی در این کشور است.
کسری حساب جاری پاکستان نیز اخیرا به 43 درصد رسیده است و ارزش روپیه نیز برابر دیگر ارزهای خارجی حداقل 20 درصد کاهش داشته است، این عوامل خود باعث افزایش تورم و افزایش بدهی های خارجی این کشور شده است.
‘اشفاق خان’ کارشناس امور مالی و اقتصادی پاکستان کسری حساب جاری 43 درصد را برای اقتصاد این کشور بسیار نگران کننده می داند.
وی معتقد است دولت در وهله نخست باید ذخائر ارزی پاکستان را به حال طبیعی بازگرداند تا بتواند برنامه های اقتصادی خود را با اطمینان آغاز کند .
از سوی دیگر هر چند صادرات پاکستان با رشد 13 درصدی به بیش از 23 میلیارد دلار رسیده است اما واردات کالا و ماشین آلات صنعتی نیز به بیش از 60 میلیارد دلار رسیده است.
سلمان خان دیگر کارشناس امور اقتصادی پاکستان نیز با بیان اینکه دولت جدید این کشور به رهبری عمران خان با مشکلات جدی مالی مواجه است،گفت:فاصله صادرات و واردات به 30 میلیارد دلار رسیده است و امیدواریم که دولت جدید این فاصله زیانبار را با برنامه ریزی مدون کاهش دهد.
وی تنها راه رفع این معضل اقتصادی را بهره مندی از ذخائر ارزی و حمایت از صادر کنندگان عنوان می کند.
‘سعد بن احمد’ دیگر کارشناس امور مالی پاکستان نیز با بیان افزایش قیمت کالاهای اساسی در این کشور طی پنج سال گذشته، گفت:دولت حزب مسلم لیگ نواز برای کنترل تورم مالیات کالاهای وارداتی و صادراتی را افزایش داد و این باعث تشدید گرانی در پاکستان شد.
وی معتقد است که دولت جدید باید سیاست های خود را در مسیر گسترش رفاه ملی تدوین کند تا مردم عادی و فقیر در کشور کمترین آسیب را ببینند.
ذیشان افضل کارشناس امور اقتصادی پاکستان نیز معتقد است: دولت پاکستان برای توسعه اقتصادی به برنامه های جامع نیاز دارد، لذا رشد اقتصاد پاکستان بستگی به تاثیرپذیری سیاست های کلان اقتصادی دولت جدید دارد.
وی کسب اکثریت نسبی از سوی تحریک انصاف در مجلس ملی را چالشی بزرگ برای دولت آینده به رهبری عمران خان دانست و گفت:رشد اقتصادی در پاکستان زمانی تحقق پذیر است که اصلاحات اساسی در قوانین ایجاد شود زیرا که بیشتر قوانین کشور در حوزه های اقتصادی و سیاسی در راستای منافع دولتمردان تدوین شده است و مردم عادی کمترین بهره را از آن می برند.
وی بر این عقیده است که حزب تحریک انصاف برای تغییر قوانین به رای اکثریت نمایندگان مجلس ملی دارد.

*** افزایش بدهی های خارجی کشور
از سوی دیگر بدهی های پاکستان در چند سال گذشته رشد چشمگیری داشته است، بر اساس گزارش وزارت دارایی پاکستان، این کشور تنها در سال مالی 2017-2018 میلادی بیش از 11 میلیارد دلار از نهادهای مالیاتی و برخی کشورهای خارجی از جمله چین وام گرفته است.
دولت آینده پاکستان به رهبری عمران خان در راستای تقویت منافع ملی و اقتصادی این کشور در سال های آینده باید بتواند ضمن بهره مندی از فرصت های بی شمار و استفاده از ظرفیت های بالقوه، حداقل به فرایند وام گرفتن از نهادهای خارجی پایان دهد.

*** طرح (سی پک) – فرصت یا تهدید؟
بدون تردید سرمایه گذاری عظیم 55 میلیارد دلاری چین در طرح کریدور اقتصادی چین و پاکستان(سی -پک) فرصتی بزرگ در اختیار این کشور قرار داده است.
این سرمایه گذاری همچنین باعث ایجاد شکاف بین ایالت ها و اقوام پاکستان نیز شده است زیرا بسیاری از مردم معتقدند که از این پروژه بهره کمترین می برند.
بدون تردید دولت جدید به رهبری عمران خان می تواند با ایجاد اصلاحات در این پروژه ضمن جلب اعتماد مردم و در فضای کاملا شفاف و رعایت عدالت، از این فرصت برای ایجاد اشتغال و تقویت اقتصادی در سراسر پاکستان استفاده بهینه را ببرد.

اخبار روز : تهدید جدید ترامپ: کار دولت را متوقف می کنم

دونالد ترامپ، تهدید به متوقف کردن کار دولت آمریکا نمود.

به گزارش اسپوتنیک، دونالد ترامپ در توئتر خود نوشت اگر دموکراتها برای “امنیت مرزی”، دستور ساخت دیوار در امتداد مرز ایالات متحده و مکزیک را تایید نکنند، کار دولت را متوقف می کنم.

ترامپ نوشت: “من مجبور به ” تعطیل ” کردن دولت می شوم، اگر دموکراتها برای امنیت مرزی، به طرح ساخت و ساز دیوار مرزی رای ندهند. باید از قرعه کشی لاتاری، مهاجرت غیرقانونی و… خلاص شد. در نهایت به سمت سیستم مهاجرت بر اساس شایستگی رفت! ما به نیاز به مردم برجسته، در کشورمان داریم”.

© AFP 2018 / SAUL LOEB

تاکید ترامپ به ساخت دیوار مرزی با مکزیک

گفتنی است، پیش از این در خبر ها آمده بود که، دولت دونالد ترامپ، در نظر دارد طی دهه آینده مبلغ 33 میلیارد دلار را برای ساخت دیوار حائل در مرز آمریکا و مکزیک هزینه کند که از این مبلغ 18 میلیارد دلار به طور مستقیم برای ساخت و ساز صرف خواهد شد و دیواری ساخته خواهد شد که نصف مرز آمریکا با مکزیک را پوشش خواهد داد.

برای مقایسه، اقتصاد مونته نگرو 4.1 میلیارد دلار، افغانستان — 18.9 میلیارد دلار، لیبی — 33.1 میلیارد و سوریه — 77.5 میلیارد دلار است.

 

 

 

 

کره شمالی آماده پذیرایی از مسافران خارجی می شود

 

کره شمالی پس از توافق هسته‌ای خود، آماده ورود مسافران خارجی است.

به گزارش اسپوتنیک به نقل از تسنیم، تعداد توریستهای خارجی که برای بازدید به کره شمالی سفر می‌کنند پس از توافق بین واشنگتن و پیونگ یانگ افزایش قابل توجهی یافته است.
با توجه به این تغییرات اماکنی مانند رستوران‌ها و سایتهای تاریخی در پایتخت کره شمالی در ماه های اخیر به سود قابل توجهی دست یافته اند. حتی صف طولانی درخواست سفر به این کشور مشاهده می شود.
در طول شب تعداد زیادی از مسافران خارجی با استفاده از یک کشتی کروز از مناظر زیبای تادئونگ، تنها رودخانه ای که از قلب پایتخت کره شمالی عبور می‌کند، لذت می‌برند. در این کشتی مسافران خارجی، ظریفت کشتی را پر کرده بودند.
شایان ذکر است، پیش از این در سنگاپور، مردی که بسیار شبیه کیم جونگ اون است دستگیر شد. این مرد در فرودگاه چانگی دستگیر شد. پس از دستگیری مراحل جستجو و بازجویی وی به مدت دو ساعت به طول انجامید.
وی در فیسبوک خود نوشت: ” در سنگاپور، پلیس چمدان های من را می گشت و از من بازجویی می کرد، در نهایت آنها از من خواستند تا از جزیره سنتوسا و همچنین محله شانگهای دوری کنم.
این مرد در انتها اضافه کرد که “چند بار” به سنگاپور سفر کرده است، اما برای اولین بار بازداشت شده است. در پایان، او اجازه ورود به کشور سنگاپور را یافت اما باید بسیار مراقب باشد.

 

توقف یک کشتی حامل فعالان حقوق بشر توسط ارتش اسرائیل

ارتش اسرائیل یک کشتی حامل فعالان حقوق بشر را در دریای مدیترانه متوقف نمود.

به گزارش اسپوتنیک، نیروهای اسرائیلی در دریای مدیترانه یک کشتی حامل فعالان طرفدار فلسطین که قصد عبور از محاصره نوار غزه را داشتند،متوقف کردند.

بر اساس اطلاعات موجود،بر روی کشتی اسبق ماهیگیری العودا که تحت پرچم نروژ قرار دارد، 22 دریانورد، فعال حقوق بشر و روزنامه نگاری از 16 کشور، و همچنین یک بار مصرف دارویی به ارزش 13 هزار یورو قرار دارد.

به نوشته حساب های توییتری میکروبلاگرها،کشتی کاروان آزادی که تجهیزات پزشکی به غزه حمل می کرد توسط نیروهای اسرائیلی دستگیر شده است.

به گزارش،گزارشگران مدافع حقوق بشر زمانی که کشتی العودا در فاصله حدود 50 مایل دریایی، از ساحل نوار غزه بود، ماموران دریایی اسرائیل با رادیو تماس گرفتند و خواستار تغییر در مسیر شدند و هشدار می دادند که در غیر این صورت از همه اقدامات لازم برای متوقف کردن شناگر استفاده خواهند کرد.

ارتش اسرائیل نیز توقف این کشتی را در دریای مدیترانه تایید کرد و اعلام کرد که در حال حمل این کشتی به مقر خود به همراه فعالان طرفدار اسرائیل است.

همچنین سرویس مطبوعاتی ارتش اسرائیل گزارش داد که جلوگیری از پیشروی کشتی  ماهیگیری سابق تحت پرچم نروژ بدون هیچ حادثه ای اتفاق افتاده است و اکنون در حال انتقال به بندر اشدود است.

گفتنی است در اغلب موارد بازداشت ها بدون استفاده از زور انجام شده است. بعنوان استثنا میتوان به بازداشت 9 نفر فعال با ملیت ترک که در برابر بازداشت از خود مقاومت نشان دادند در یک کاروان شامل شش کشتی در سال 2010 که چند صد فعال و هزاران تن بار مختلف را به غزه حمل می کرد، اشاره نمود.

 

Sarzamine Aryan - سرزمین آریان © 2016