زبان پارسی و پیوستگیِ کیستیِ ایران زمین

آرمین سورن: دانایانِ ایرانزمین، پس از تازش، آگاهی‌ای را پی افکندند که ما آن را در جایی دیگر، آگاهیِ پیک-جامی‌نام گذارده‌ایم. آگاهی‌ای که خود، زیرآمدی بوده و هست از سرده‌ای دیگر از آگاهی، که نامی‌برازنده ‌تر از آگاهیِ فروشکسته بر آن نمی‌توانیم نهاد. خردِ ایرانشهریِ پس از تازش، … خردِ بی دولت و بی سپاه بود. آگاهیِ برآمده از این خرد نیز، راهی نداشت، مگر فروشکسته بودن. هم از این روست که ایرانزمینِ پساتازش، در سنجش با دوران پیشاتازش، ایرانزمینی ست بازپس نشسته، نه تنها در جرز زمان، که نیز در کالبدِ فرهنگ. در این دوران، فرهنگ، یگانه بومِ بودن بود و بس. هرآینه این خود از آن رو بود که ایرانیان، از دیرباز، نه تنها می‌دانستند که “ز دانش دلِ پیر برنا شود”، بلکه بر این امر نیز آگاه بودند که «فرهنگ و هنر است که کس رُبودن نتوان» [۱]

ادامه متن را اینجا بخوانید

Updated: ژوئن 4, 2018 — 12:00 ق.ظ