اخبار روز جهانی :سرنوشت جزایر قدرت در افغانستان

سرنوشت جزایر قدرت

۸ صبح : تغییر والی بلخ روز تا روز دامنه¬ی تنش‌های سیاسی را برای ارگ فراخ‌تر ساخته است. هرچند ارگ می‌خواهد نشان دهد که گویا با تدبیر و خویشتن‌داری با این مسأله برخورد می‌کند اما در واقعیت امر، فعلاً بدون برنامه معلوم می‌شود و معلوم نیست که بحران موجود را از طریق زور حل می‌کند و یا از طریق معامله با حزب جمعیت و عطامحمد نور. شاید ارگ تصور می‌کرد که با صدور فرمان عزل، والی بلخ راه عافیت و مصالحه را پی خواهد گرفت اما آقای نور در مقابل تلاش دارد که با بسیج اقشار مختلف سیاسی و اجتماعی، هزینه‌های سیاسی و اجتماعی برکناری خود را برای اشرف غنی و عبدالله افزایش بخشد. در این میانه، قدرت‌نمایی جنرال رازق در قندهار وضعیت را به مراتب پیچیده ساخته است. هرچند او با خودداری و هوشمندی بیشتری مخالفت خود را با حکومت اشرف غنی نشان می‌دهد اما در نهایت برخورد با این دو قدرتمند پشتون و تاجیک آزمایش مهم سیاسی برای ارگ به حساب می‌آید که در پایان کار، سرنوشت سیاسی دولت در افغانستان را تعیین کرده می‌تواند: کنترول قدرت و گسترش حاکمیت بر گوشه و اکناف این سرزمین، و مهار جزایر قدرت و زورمندان محلی که با درک ضعف‌های اساسی دولت از آن باج می‌ستانند.

از زمان تشکیل حکومت جدید پس از سقوط طالبان، جنگ‌سالاران قدرتمند در همکاری با ایالات متحده حیات سیاسی جدیدی را آغاز کردند. در این دوره، آن‌ها قدرت سیاسی و اقتصادی خود را نه از طریق اشتراک در جنگ بلکه همکاری با حکومت نوپای کابل و بهره‌برداری از مشارکت اقتصادی با ناتو، چه به عنوان قراردادی و یا مجری پروژه‌های بازسازی در ولایات و قریه‌های تحت نفوذ خود به دست آوردند، و با اتکا به منابع دولت و بازسازی مشروعیت سیاسی خویش از طریق نماینده‌گی قومی، به یک قشر متمول و قدرتمند سیاسی بدل شدند. در زمان جنگ‌های داخلی کمتر کسی گمان می‌برد که رهبران جنگی تبدیل به نسلی از سیاست‌مداران خوش‌نام و نیکتایی‌پوشی شوند که به بازسازی، دموکراسی و تحمل سیاسی اهمیت قایل اند.
به هر حال حکومت جدید با اتکا با زورمندان محلی و منطقه‌ای دامنه¬ی حاکمیت خود را در کشور گسترش داده است. دست‌کم به استثنای جنوب و شرق، حکومت از نفوذ و قدرت بیشتری برخوردار شده است. با توجه به سلسله مراتب قدرت سیاسی- پشتون‌ها در رأس و دیگران در محور قدرت سیاسی- و قطب¬بندی¬های قومی، ارگ برای تمثیل نماینده‌گی عمومی به این قدرت‌مندان در چارچوب ایتلاف‌های سیاسی توسل جسته و در انتخابات از آن‌ها استفاده کرده است که نمونه بارز آن ایتلاف موقت و نافرجام اشرف غنی با جنرال دوستم در انتخابات ریاست جمهوری گذشته می‌باشد.
اما اکنون، همین موتلفان قدرت‌مند ارگ برای به خطر افتادن منافع‌شان راه مخالفت در برابر رییس جمهور را در پیش گرفته‌اند. از یک سو اشرف غنی قصد دارد که با مهار قدرت‌مندان مرکزگریز، توانایی و صلابت خود و حکومتش را به نمایش بگذارد و از جانب دیگر، چهره‌های مذکور را با فشار در چوکات رسمیات و رعایت حاکمیت حکومت نگه دارد. حکومت حاضر است که چهره‌های قدرت‌مند در چارچوب رسمی از آزادی‌های سیاسی و مالی برخوردار باشند، اما در عین حال در برابر حکومت و اوامر آن تمکین کنند. این پارادوکس هرچند در زمان کرزی به دلیل منشی محافظه¬کارانه¬ای سیاسی¬اش، روابط مرکز با اطراف را متشنج نساخت ولی در دوره‌ی آقای غنی چنین نیست. چون، غنی مشی سیاسی تهاجمی‌تر و سخت‌گیرانه¬تری را در برابر چهره‌های قدرت‌مند اتخاذ کرده است که در محوریت آن تمکین به حکومت مرکزی قرار دارد. آیا این سیاست نتیجه خواهد داد؟ آیا این کار در شرایطی که افغانستان درگیر تهدیدی به مراتب بزرگ‌تر، یعنی طالبان و مداخله¬ی پاکستان است یک اولویت به حساب می‌آید؟
واقعیت امر این است که حکومت جنگ و اصلاحات را به‌طور هم‌زمان پیش می‌برد، اما این را نیز باید افزود که رویارویی ارگ با چهره‌های قدرت‌مند، ناشی از تنش نهفته در ساخت قدرت سیاسی افغانستان است. به این معنا، حکومت برای تمثیل حاکمیت خود در اطراف به شبکه‌ای از قدرت‌مندان محلی متکی است که در زمان جنگ قدرت سیاسی را به دست آورده و جای چهره‌های سنتی قدرت مانند ملاکین، روسای قبایل و… را گرفته‌اند. آن‌ها هرچند در ظاهر، به ویژه تحت تأثیر فشار مالی و نظامی غرب، مشروعیت حکومت مرکزی را می‌پذیرند اما در عمل به اوامر و احکام آن به صورت دل‌بخواهی عمل می‌کنند. این قدرت‌مندان تا جایی از حکومت تابعیت می‌کنند که نفع خود و شبکه¬ی سیاسی، نظامی و اجتماعی تحت امر شان به خطر نیفتد. مثلاً والی‌های قدرت‌مند حکم تقرر فرمانده امنیه یا مستوفی محلی را که از سوی کابل تعیین شده‌اند، نمی‌پذیرد و در عوض می‌خواهد که افراد نزدیک به خودش در این پست‌های مهم اداری تعیین شود. گاه حکومت مرکزی به خواست والی‌های قدرت‌مند خود تن داده است و گاه روی احکام خود پافشاری داشته است. در همه حال، دولت به دلیل ضعف و محدودیت‌های تاریخی خود که ناشی ساختارهای عقب‌مانده¬ی اقتصادی- کشاورزی و مالیاتی می¬باشد، با اعمال حاکمیتش در اطراف مشکل داشته، همواره از طریق منابع محلی قدرت، حاکمیت خود را تمثیل کرده است و وفاداری سیاسی‌شان را با دادن امتیاز جلب کرده است. به همین خاطر، گاه رابطه¬ی مرکز و اطراف تنش‌آمیز و گاه دوستانه بوده است.
اما این رابطه بیش از این به حالت سابق خود باقی مانده نمی‌تواند. دولت مرکزی با اتکا به منابع خارجی، قدرت اقتصادی و نظامی بیشتری پیدا کرده و مایل است که از این طریق توان و سرمایه¬ی سیاسی‌اش را افزایش داده و شبکه‌ها و فیگورهای قدرت‌مند را تحت اداره‌ی خود در بیاورد. در عین حال، بخشی از شبکه‌های محلی قدرت، مشروعیت قومی- زبانی حکومت مرکزی را زیر سوال برده و گاه از جایگاه برابر قومی با حکومت مرکزی به مذاکره و معامله می‌پردازد که این خود تنش میان مرکز و اطراف، دست‌کم میان مرکز و مناطق تاجیک‌نشین، را افزایش داده است.
سوال این‌جاست که آیا در نهایت حکومت بنا به میل تاریخی خود، به انحصار قدرت و اعمال بلامنازعه¬¬ی حاکمیت خود بر سرتاسر افغانستان، موفق خواهد شد؟ چنین کاری در حال حاضر دشوار می‌نماید. حکومت درگیر جنگ با طالبان و دفع مداخله¬ی خارجی بوده و تمام منابع خود را صرف این تهدیدها می‌کند. از این رو، مجبور است که با شبکه‌های محلی و منطقه‌ای قدرت، از جمله جزایر قدرت، با مدارا برخورد کند. درست است که ارگ در حال حاضر با عطا درگیر است ولی در عین حال به سایر رهبران جنگی امتیاز می‌دهد. در واقع، اگر عطامحمد نور به شکل بارزی به کمپ مخالف غنی نزدیک نمی‌شد، ایتلاف ترکیه را تشکیل نمی‌داد، و به شکل علنی خواهان امتیازگیری نمی‌بود، به این زودی‌ها از ولایت کنار زده نمی‌شد. همین اکنون نیز احتمال دارد که ارگ به نحوی با سران حزب جمعیت در مورد عطامحمد نور به توافق برسد.

دستور پاکستان بر طالبان قندوز و بغلان؛ شبکه‌های مخابراتی را کاملاً قطع کنید

نماینده مردم قندوز در مجلس سنا می‌گوید که طالبان و داعش در زون جنوب شرق کشور از پاکستان دستور گرفته اند که فعالیت شبکه های مخابراتی را در قندوز و بغلان قطع کنند.
به گزارش خبرگزاری جمهور؛ مولوی عبدالله قرلق که به تازگی از ولایت قندوز به کابل برگشته است از وضعیت بد حاکم بر قندوز ابراز نگرانی کرد.
آقای قرلق می‌گوید که هم اکنون شبکه‌های مخابراتی در ولایت های قندوز و بغلان از روی شب قطع است ولی طالبان و داعش به تازگی از پاکستان دستور دریافت کرده اند که به صورت کلی فعالیت تمامی شبکه های مخابراتی را در این دو ولایت قطع کنند.
او یاد آور شد که براساس اطلاعات موثق، طالبان و داعش  مسلح این دستور را از پاکستان گرفته اند تا بتوانند بهتر در این دو ولایت فعالیت‌های تروریستی شان را سازماندهی کرده و انجام دهند.
به گفته او، این مساله نگرانی زیادی را در میان باشندگان و لایت‌های قندوز و بغلان ایجاد کرده و آنان از عواقب تسلط گروه طالبان و داعش بر مناطق شان در هراس اند.
این عضو مجلس سنا خاطر نشان کرد که طالبان و داعش به خاطری می‌خواهند که شبکه های مخابراتی را در این دو ولایت قطع کنند تا مردم محل از فعالیت‌های آنان به نیروهای امنیتی کشور گزارش داده نتوانند.
آقای قرلق گفت که اگر حکومت به منظور گسترش ساحه نفوس دولت در این دولایت اقدام نکند، گروه های طالبان و داعش مردم را از بسیاری خدمات دولتی محروم خواهند کرد.
از سوی دیگر، آقای قرلق خاطر نشان کرد که از 3 روز به این طرف حبوبات و گوشت بر نیروهای پولیس در ولایت قندوز قطع شده است.
به گفته او، نیروهای امنیتی در ولایت قندوز با دشواری های فراوانی مواجه اند و به شکل درست و به موقع اکمال نمی شوند.
این عضو سنا یاد آور شد که پیش از این برخی از مواد دیگر اعاشه ای نیروهای پولیس از جمله نان خشک بر آنان قطع شده بود؛ اما به تازگی حبوبات و گوشت نیز بر آنان قطع شده است.
به گفته او، قراردادی یک فرد زور آور است و مسوولان پولیس در ولایت قندوز اعتراضی کرده نمی‌توانند.
او همچنین، یاد آور شد که تجهیزات و امکانات جنگی نیز به موقع به نیروهای امنیتی در این ولایت نمی‌رسد.
قرلق وضعیت امنیتی شهر قندوز را بد توصیف کرد و از دولت مرکزی خواست که به مشکلات نیروهای امنیتی در این ولایت رسیدگی کند.
نگرانی از احتمال قطع کامل شبکه های مخابراتی در ولایت قندوز و بغلان در حالی مطرح می شود که شبکه های مخابراتی از چندین ماه بدین سو به دلیل تهدید طالبان از طرف شبانه قطع است.

دورنماهای تجارت افغانستان و روسیه: از کشمش تا سنگهای قیمتی و عضویت در سازمان شانگهای

اتاق تجارت و صنایع افغانستان: روابط تجارتی و اقتصادی فیمابین مسکو و کابل در سال 2018 دورنماهای خوب دارد.

محترم الحاج خان جان الکوزی، معاون اول هیئت مدیره اتاق تجارت و صنایع افغانستان در گفت وگوی اختصاصی با مارینا الشعلان، خبرنگار آژانس خبری «اسپوتنیک» گفت که گردش کالا فی مابین مسکو و کابل در سال 2017 به بیش از 100 میلیون دالر رسیده است: برای شما معلوم است که یک وقت تجارت ما با روسیه بسیار زیاد و خوب بود. تقریبا 80 فیصد تجارتی که با دنیا داشتیم همراه روسیه یا کشورهای اتحاد شوروی سابق بود. از موقعی که در افغانستان شرایط جدید آمده، کشورهای آسیای میانه به مارکت ما آمدند و تجارت ما با مسکو کمی کاهش یافته است. گرچه در دوره از سال 2010 تا 2015 تجارت ما با مسکو نسبتا بد نبود. آن وقت تجارت ما به 300-400 میلیون دالر رسیده بود. ولی روز به روز کاهش پیدا کرده و کم شده است. ولی این کاهش نه فقط مربوط به روسیه می باشد. تجارت عمومی ما با دنیا کم شده است. وقتی که قوای آیساف به افغانستان آمدند بعضی از ضرورت ها و مالیات و تعرفه ها بر اجناس بالا رفته و وضعیت در مارکت افغانستان تغییر یافت. مصرف، تقاضا و حتی عرضه در بازار افغانستان زیاد شد. در زمانی که قوای آیساف از افغانستان برآمدند، تجارت روز به روز کمتر می شد. مثلا در سال 2015 تجارت عمومی ما 15 میلیارد دالر بود. اما در سال 2017 پایین رفته و به 7 میلیارد دالر رسید. در مجموع می شود گفت که تجارت ما با تمام دنیا کم شده است.

تجارت با روسیه در سال گذشته تقریبا به 185 میلیون دالر رسید. 36 میلیون دالر از این مبلغ فقط صادرات کالاهای ما به روسیه بود. کالای اصلی که ما به روسیه صادر می کنیم، کشمش است. در عین حال صادرات آن به روسیه به دلیل بالا رفتن تعرفه های وارداتی سخت تر شده است. به طور مثال، سال 2016 ما 13 تن صادرات کشمش به روسیه داشتیم. اما در سال تعداد صادرات آن به 2 تن پایین آمد.

معاون اول هیئت مدیره اتاق تجارت و صنایع افغانستان دلیل افت و کاهش گردش کالا و همکاری تجارتی و اقتصادی فی مابین کابل و مسکو در سال 2017 در کمبود سیاست قوی و از سوی حکومت و نسبت به طرح های تجارتی متشبثین افغان و عدم توجه کافی از سوی مفاخل دولتی به موضوع توسعه تجارت می بیند: پالیسی دولت جدیدی که آمد به طوری است که در سهولت های تجارتی از آن طرف به ما مساعد نمی شوند گرچه ما مرکز تجارتی در مسکو داریم و علاقمندی به بازار مسکو زیاد داریم. می دانید که متشبثین افغانستان با روس ها سابقه تجارتی بسیار قدیم و طولانی دارند. ما چوپ، سیخ گل، آهن چادر، روغن، صابون، سمنت، مواد ساختمانی و غذایی را از روسیه وارد می کنیم.  تمام این کالاهای روسیه بسیار با کیفیت است و در مارکت افغانستان مصرف زیاد دارد.

من فکر می کنم که ما برای بهبود رواط تجارتی با روسیه به عقد قراردادهای چند جانبه ترانزیتی با کشورهای همسایه داریم. ما، روسیه، ازبکستان یا قزاقستان باید پروتکل تجارتی چند جانبه را داشته باشیم تا کالاهای ما بدون مشکل و تاخیر به بازار روسیه برسد.

علاوه بر این، مشکلات صدور ویزا و رفت و آمد هم وجود دارد. تاجران  ما یک تعدادی از محدودیت ها را به خاطر دارند. ما همه این مشکلات را بارها طرح نمودیم و به گوش مقامات دولتی رساندیم. خلاصه برای تعدادی از مشکلات موجود باید راهکارهای حل و فصل را پیدا کرد.

با وجود این مشکلات، محترم الحاج خان جان الکوزی نظر مثبت و خوشبین درباره توسعه روابط تجارتی فی مابین روسیه و افغانستان در بخش های مختلف، از جمله در بازسازی سازه ها و ساختارهای افغانستان دارد زیرا بسیاری از این پروژه ها توسط متخصصان شوروی ساخته شده و بهتر از روسیه چه کشوری می تواند در بازسازی این ساختار ها به افغانستان کمک کند؟ محترم الحاج خان جان الکوزی در این خصوص بیان داشت: امسال خوشبختانه یک هئیت فوق العاده بزرگ از تاجران روس به رهبری معاون وزیر انرژی روسیه به افغانستان سفر نموده و خیلی از آنها علاقمند به سرمایه گذاری به افغانستان بودند، بالخصوص در زمینه معادن، نفت و گاز و در پروژه هایی که از زمان شوروی در اینجا ماندند مثل  نیروگاه برق «نغلو»، فابریکه «جنگلک»، فابریکه های آهن سازی و سیلو ها. سرمایه داران روس علاقمند به سرمایه گذاری در بخش انرژی و ساختمانی شدند. اما با یک سری از موانع مواجه می شونند. مثلا از سوی غربی ها کمک می شود. آنها زیاد علاقه ندارند که ما با روس ها قرارداد همکاری را داشته باشیم. یکی از نمومه های این نارضایتی از سوی غربی ها نسبت به مشارکت روسها می تواند پروژه بازسازی تونل سلنگ باشد. روس ها در زمان شوروی توانستند این سلنگ را به طور حرفه ای بسازند. ولی الآن غربی ها برای عقد قرارداد بازسازی این پروژه با روس ها ممانعت می کنند. خلاصه یک سلسه ای از مشکلات سیاسی هم وجود دارد. اما باز هم علایق مردم ما در تجارت با روسیه زباد است. تولیدات مسکو در بازار افغانستان مشتاقین زیاد دارد و بسیار خوب فروخته می شود.

محترم الحاج خان جان الکوزی گفت که مشکلات موجود می توانند به تدریج از طریق تبادل تظرها و هیئت های تجارتی بلند پایه حل شوند. نماینده اتاق تجارت و صنایع افغانستان به تلاشهای فراوان آقای ضمیر کابولوف، نماینده خاص رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان و یوری سنتورین، معاون وزیر انرژی و رئیس کمیسیون مشترک اقتصادی و تجارتی روسیه و افغانستان  برای برقراری گفت و گوهای ثمربخش تجارتی و بازسازی روابط اقتصادی بین دو کشور اشاره نموده و بر نقش مهمی سفرهای  هئیت های روس به افغانستان در سال 2017  و سفر آقای محمد حنیف اتمر، مشاور امنیت ملی افغانستان به مسکو تاکید کرده است: صحبتها در مورد راه كارهای حل تمام اين مشكلات با مقامات در مسكو و كابل صورت گرفته است، بالخصوص با سفير ما در مسكو و با سفير روس در اينجا.

ما با مقامات عالي دولتی نيز اين موضوع را طرح نموديم. در طی سفر  مسئول بخش كشورهای آسیای ميانه و روسيه و در طی سفر  آقای محمد حنيف اتمر، مشاور امنيت ملی ما به مسكو تمام اين موضوعات مورد بحث و بررسی قرار گرفت. ما با آقای ضمير كابولوف، نماينده خاص رئيس جمهور روسيه در امور افغانستان كه به كابل در سال 2017 سفر نموده در وزارت تجارت و در اتاق تجارت و صنايع صحبتهای بسيار عميق در مورد حل مشكلات تعرفه برای اجناس صادراتی افغانستان  داشتيم. مثلا تعرفه وارداتی كشمش ما در مسكو 28 فيصد  است در حالی كه تعرفه كشمش ايرانی فقط 8 فيصد است. در مجموع، این مشکلات مورد بحث ما بود.

گفته می شود که معاون وزیر انرژی روسیه نیز به افغانستان سفر نموده و با وزیر مالیه و مسئولین اقتصادی کمیسیون مشترک همکاری تجارتی افغانستان و روسیه صحبت داشتند. از سوی مقامات محترم دو کشور وعده داده شد که به ما در زمینه تسهیل تجارت دوجانبه کمک کنند.

شایان ذکر است که در مارکت روسیه فرصت ها و امکانات زیاد وجود دارد و ما علاوه بر كشمش می توانيم اجناس ديگر را به مسكو عرضه كنيم، از جمله ميوه های تازه و خشک (آنار، انگور و سبزیجات). ما سالانه می توانیم دو تن میوجات و سبزی اضافه را به روسیه انتقال بدهیم. اما لازم است که مشکلات انتقالی، ترانزیتی و تعرفه ای هر چه زودتر از سوی مسکو حل و فصل گردد. افغانستان علاوه بر میوجات می تواند قالی های خوب و نباتات طبی را به مسکو صادر کند. و سنگهای قيمتی ما مثل مرمر، كرومايت و طلق جای خاصی در بازار دارند. می دانید که طلق در کسمتیک (لوازم آرایش)، طب و رنگسازی کاربرد دارد. در افغانستان فابریکه ها میلیون ها و حتی میلیارد ها تن طلق را تولید می کنند. از نباتات طبی می توانیم زعفران را عرضه کنیم. این نبات بسیار مفید و پرقیمتی است که در عوض تریاک و مواد مخدر کشت می شود.

از روسیه می خواهیم مواد ساختمانی، مواد غذایی، سوخت، بخته مصنوعی، صابون و سایر کالاها را به افغانستان وارد کنیم.     

محترم الحاج خان جان الکوزی همچنین خاطرنشان کرد که عضویت کامل افغانستان در سازمان همکاری شانگهای، گامی مهم و امیدوار کننده به سوی تقویت روابط تجارتی  و توسعه همکاری اقتصادی فی مابین کابل و مسکو خواهد شد. کابل در این  راستا بر روی کمک فدراتیف روسیه، یک بازیکن قدرتمند سازمان سانگهای حساب می کند: بدون شک عضویت کامل افغانستان در سازمان همکاری شانگهای فرصت بسیار خوبی برای کشور ماست. اگر افغانستان عضویت کامل در این سازمان داشته باشد، طبعا پروتکل های مشترک و معاهدات اقتصادی و تجارتی امضا و تعرفه ها یکسان خواهد شد و انتقالات تسهیلات  پیدا خواهد کرد. این اقدام از لحاظ اقتصادی و از لحاظ سیاسی بسیار تاثیر دارد. برای افغانستان ضرور است که عضو سازمان شانگهای شود چرا که نه تنها برای خود افغانستان بلکه برای کشورهای عضو این سازمان این همگرایی اهمیت خاص سیاسی، اقتصادی، امنیتی و حتی اجتماعی دارد. ما در چوکات این سازمان مشترکا در مورد امنیت منطقه، مسایل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فکر خواهیم کرد. این یک فرصت خوب برای همه اعضای این سازمان است و ما امیدوار هستیم که کشورهای عضو کامل این سازمان بالخصوص چین و روسیه به این نکته ای توجه کنند که در افغانستان جنگ جریان دارد و اگر این جنگ خدا نخواسته وسعت پیدا بکند و محار نشود، بالاخره به یک ناسور تبدیل خواهد شد. و این ناسور به طرف آسیای میانه سرایت و انتقال پیدا خواهد کرد و بدبختی ها را به طرف سرحدات روسیه و چین خواهد آورد. در مجموع گفته می شود که جنگ در کشور ما جنگ داخلی نیست بلکه حنگ منطقوی است و با این حال افغانستان قربانی این جنگ شده است که هر روز صدها نفر را برای حفظ امنیت منطقه قربانی می دهد. بنابراین لازم و ضرور است که افغانستان عضو کامل سازمان شانگهای شود و کشورهای عضو این سازمان با تمام مسئولیت و قانونیت کمک کنند و تسهیلات در تجارت را برای ما مساعد بسازند تا در افغانستان بیکاری از بین برود و اقتصاد کشور ما پیش برود. اگر در افغانستان فقر و بدبختی از بین بروند، در این صورت مردم نان پیدا خواهند کرد و از بیکاری، ناچارگی و بدبختی به سمت جنگ و تروریزم  کشانده نخواهند شد. به این خاطر عضویت افغانستان در سازمان شانگهای از لحاظ اقتصادی، تجارتی، امنیتی و سیاسی بسیار ضروری و از اهمیت خاص برخوردار است.

«دوشنبه» و «تاشکند» در زمینه روادید و سد نیروگاه برق آبی «فرهاد» توافق کردند

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، تاجیکستان و ازبکستان در زمینه روادید و ساخت سد نیروگاه برق آبی «فرهاد» که بحث برانگیزترین منطقه مرزی میان 2 کشور به شمار می‌رفت به توافق رسیدند.

یک منبع آگاه در دولت تاجیکستان با اشاره به توافقاتی که در جریان نشست کمیسیون‌های بین دولتی این کشور با ازبکستان صورت گرفت، گفت: در آینده نزدیک «دوشنبه» و «تاشکند» سند جدیدی را در مورد سفر متقابل شهروندان تاجیک و ازبک به کشورهای یکدیگر به امضا می‌رسانند.

سند مذکور امکان سفر و اقامت بدون روادید برای شهروندان تاجیکستان و ازبکستان در کشورهای یکدیگر به مدت یک ماه را فراهم می‌کند.

طرفین همچنین تصمیمات خود در زمینه افتتاح خطوط مسافربری ریلی و همچنین گذرگاه‌های جدید میان 2 کشور را تأیید کردند.

در مورد مسائل مربوط به مرز میان طرفین توافقی صورت گرفت که بنابر آن منطقه‌ای که نیروگاه برق آبی فرهاد در آن قرار گرفته مربوط به تاجیکستان و خود این نیروگاه در مالکیت ازبکستان خواهد بود.

حفاظت از این نیروگاه بر عهده طرف تاجیکی و تأمین فنی آن بر عهده ازبکستان خواهد بود.

جلسات کمیسیون بین دولتی همکاری‌های تجاری و اقتصادی تاجیکستان و ازبکستان و کمیسیون مشترک بین دولتی 2 کشور در مورد تعیین و علامت‌گذاری مرزهای دولتی میان دوشنبه و تاشکند که روز گذشته در پایتخت تاجیکستان برگزار شد، موثر، پربار و امیدوار کننده بود.

در جلسات مذکور طیف وسیعی از مسائل و دورنمای توسعه روابط میان 2 کشور مورد بحث و بررسی قرار گرفته و تاجیکستان و ازبکستان آینده همکاری‌های تجاری و اقتصادی را مشخص کردند.

انتظار می رود که تمام توافقات به دست آمده در مورد مسائل بالا در جریان سفر «شوکت میرضیایف» رئیس جمهور ازبکستان به دوشنبه که قرار است در اوایل بهار سال جاری میلادی صورت گیرد، به امضا برسند.


آمریکا نیرو و تجهیزات نظامی بیشتری به افغانستان می فرستد

به گزارش  ایرنا، مقام های آمریکایی به وال استریت ژورنال گفتند که این اقدام به منظور تقویت حضور نظامی آمریکا در افغانستان در آستانه بهار انجام می شود. معمولا درگیری ها در بهار بیشتر می شود.
پنتاگون تا ماه فوریه نیروهای کمکی امنیتی ارتش را به منظور انجام ماموریت های مستشاری و کمک به نیروهای امنیت ملی افغانستان به آن کشور می فرستد.
ناوگان بزرگ تری از پهپادهای مسلح و غیرمسلح برای ارائه حمایت هوایی از نیروهای افغان و انجام ماموریت های اطلاعاتی، تجسسی و شناسایی هم به افغانستان اعزام می شود.
علاوه بر این، پنتاگون درنظر دارد بالگردها، خودروهای نظامی، توپخانه و سایر تجهیزات نظامی را به افغانستان بفرستد.
دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در ماه اوت طرح جدیدی را برای افغانستان اعلام کرد که شامل اعزام سه تا چهار هزار نیروی اضافی به آن کشور است. بدین ترتیب، شمار نیروهای آمریکا در افغانستان به چهارده هزار نفر خواهد رسید.
طرح افزایش نیرو در افغانستان پس از آن مطرح شده که عملیات نظامی آمریکا در سوریه و عراق علیه داعش کمتر شده است و این کشور تمرکز بیشتری را بر افغانستان معطوف کرده است.
نیروهای آمریکایی قصد دارند سال آینده شمار نیروهای زمینی خود را در عراق و سوریه کاهش دهند.
بنابر اعلام رسانه های آمریکایی، نیروهای این کشور در عراق و سوریه تمرکز خود را بر عملیات مقابله با تروریسم و امنیت دیپلمات ها و مقاطعه کاران معطوف کرده اند.
پنتاگون اعلام کرده است که درحال حاضر بیش از پنج هزار نیروی آمریکایی در عراق و سوریه حضور دارند.

 

۴ هزار کشته و زخمی در ۸ ماه؛ داعش مسئول بیشترین تلفات غیرنظامیان در افغانستان

به گزارش خبرگزاری تسنیم، بنیاد «گروه دادخواهی حفاظت از غیرنظامیان» در افغانستان اعلام کرد در نتیجه عملیات نیروهای امنیتی افغان، نظامیان خارجی و حملات مخالفان مسلح دولت افغانستان، هزار و 374 غیرنظامی کشته و دو هزار و 362 نفر دیگر زخمی شده‌اند.

«عزیزاحمد تسل» از اعضای بنیاد گروه دادخواهی حفاظت از غیرنظامیان افغان به «صدای آمریکا» گفت حملات هوایی نیروهای خارجی، حملات انتحاری و مین‌های کنارجاده از عمده‌ترین عوامل تلفات غیرنظامیان افغان در این کشور یاد کرده است.

بر اساس این گزارش، بیشترین تلفات غیرنظامیان افغان در 8 ماه گذشته در ولایت‌های کابل، ننگرهار، هرات، غور، قندوز و هلمند صورت گرفته و گروه تکفیری داعش عامل بیشترین حملات به غیرنظامیان افغان بوده است.

سال گذشته افراد وابسته به گروه تروریستی داعش با هدف قرار دادن مساجد و اماکن مقدس سال خونینی را به ویژه برای شیعیان این کشور رقم زدند.

بر اثر بمب‌گذاری و حملات انتحاری این گروه تروریستی در شهر کابل 327 نفر کشته و 924 نفر دیگر نیز زخمی شدند.

بیتشرین حملات هوایی نظامیان خارجی در ولایت‌های «ننگرهار»، «هرات»، «قندز» و «ارزگان» صورت گرفته و دست کم سبب کشته شدن 62 غیر نظامی افغان شده است.

همچنین حملات نیروی هوایی افغانستان نیز منجر به کشته و زخمی شدن 167 غیرنظامی افغان شده است.

بنیاد گروه دادخواهی حفاظت غیرنظامیان افغان که متشکل از 20 نهاد مدنی است.

 

خریداری هواپیماهای بی‌سرنشین برای جمع‌آوری اطلاعات از سوی امریکا

امریکا برای نظارت و جمع‌ آوری اطلاعات، هواپیماهای بی‌ سرنشین جدید خریداری می ‌کند.

به گزارش اسپوتنیک به نقل از شبکه1، ایالات متحد امریکا تصمیم دارد که برای نظارت بیشتر برمرزهای جنوبی افغانستان با پاکستان در یک پیمان تازه٬ از هواپیماهای جدید بی‌سرنشین ام-کیو-۹ استفاده ‌کند.
فرماندهی نیروهای دریایی امریکا اعلام کرده که برای نخستین بار با شرکت نظامی جنرال اتمیک پیمان می بندد تا بتواند با استفاده ازهواپیماهای پیشرفته آن، اطلاعات موثری در اختیار نیروهای دریایی امریکا در افغانستان قرار دهد.
قرارگفته مقام‌های نیروی دریایی امریکا این شرکت پیمانکار با استفاده از هواپیماهای بی‌سرنشین ام-کیو-۹ در مورد مرکزها و فعالیت‌های هراس‌افگنان به نیروهای امریکایی در افغانستان اطلاعات جمع‌آوری می‌کند و در کنار آن ماموریت شناسایی و نظارتی نیز دارد.
فرماندهی دفاع هوایی و دریایی نیروهای امریکایی به رسانه‌ها گفت: “قرارداد که قرار است نیروی دریایی با شرکت جنرال اتمیک ببندد برای دو سال است و تا پایان سال مالی ۲۰۱۹ ادامه می‌یابد. درکنار جمع آوری اطلاعات و شناسایی و وظایف نظارتی این هواپیماها ماموریت پاسخ دهی به نیازهای فوری نیروهای دریایی به ویژه انجام ماموریت‌های مشورتی در بخش اطلاعات در ولایت‌های جنوبی افغانستان و در مرز با پاکستان را خواهند داشت”.

 

نگرانی از ایمنی و معیشت کارگران معادن افغانستان/۱۴۰۰ معدن در دست شورشیان است

استخراج خودسرانه از معادن در افغانستان موجب ایجاد نگرانی های فراوان درباره ایمنی و به کارگیری کودکان به عنوان کارگر در این محیط ها شده است.

حدود ۱۴۰۰ معدن در افغانستان چنین شرایطی را دارند و هم اکنون خارج از نظارت دولت مرکزی، توسط شورشیان از آن ها برداشت می شود. شرایط ایمنی این معادن به گونه ای است که هیچ گونه ابزاری برای کمک های اولیه بهداشتی، وسایل آتش نشانی و سایر ملزومات در آن ها وجود ندارد.

حتی گزارش شده که کارگران این معادن؛ زخم های خود را به شیوه های ابتدای با پارچه می بندند. لغزش و ریزش طبقات در داخل تونل های زغال سنگ، آتش سوزی، کمبود اکسیژن و نبود سیستم تصفیه هوا از دیگر مشکلاتی است که کارگران با آن دست به گریبان هستند.

سازمان های حقوق بشر درباره به کارگیری کودکان به دولت این کشور هشدار داده اند چراکه شورشیان تشکیلات تروریستی طالبان به منظور سودجویی و کسب درآمد بیشتر از این معادن، کودکان را جایگزین افراد با سن قانونی کرده اند.

در کنار این مسئله، کارگران این معادن ماه ها مطالبات مزدی دارند و این امر فشارهای معیشتی آن ها را تشدید کرده است.

 

بن‌بست تذکره‌های الکترونیکی؛ گره کار کجاست؟

آوا : آقای صالح در یادداشتی در صفحه رسمی‌اش در فیسبوک، گفته است که در جنجال‌ها و تأخیر در آغاز روند توزیع شناسنامه‌های الکترونیکی، بحث اصلی برای شد و نشد شناسنامه، هویت قومی و ملی نیست؛ بلکه بحث اصلی در کل ابا‌ورزی از توزیع این شناسنامه‌ها است.
رییس پیشین امنیت ملی، نوشته است:\”اگر تذکره توزیع گردد احصاییه واقعی هویدا می‌شود که رده سیاسی حکومت نمی‌خواهد افشا شود، جرایم زود ریشه‌یابی می‌گردد و وجود مجرمین در سطوح مختلف جامعه و حکومت معلوم می‌شود که مجرمین زورمند از آن هراس دارند\”.
او افزوده است که زنان در شماری از ولایات به دلیل محدودیت‌های فرهنگی و سنت‌های حاکم، تذکره نخواهند گرفت و این مسأله، رأی تخیلی و نیابتی را به شدت پایین می‌آورد؛ بنابراین به باور او، به کمپاین رییس جمهور صدمه بزرگی وارد می‌سازد.
رییس پیشین امنیت ملی همچنین نوشته است که بعضی از اقوام به دلایل مختلف و متعدد تاریخی، اجتماعی و فرهنگی به صورت سازمان‌یافته و سیل‌آسا شناسنامه خواهند گرفت و بعضی از اقوام به دلایل دیگر از جمله ناامنی، تذکره نخواهند گرفت. این مسأله نیز از دید او، باعث خواهد شد که احصاییه رسمی در تمام مسایل تغییر کند.
واکنش رییس پیشین امنیت ملی در شرایطی مطرح می شود که موضوع توزیع یا عدم توزیع تذکره‌‌های الکترونیکی با مشخصات مورد نظر اشرف‌غنی؛ رییس جمهوری، یکبار دیگر بحث برانگیز شده است.
شماری قابل توجه از احزاب، جریان‌ها، چهره‌های فعال سیاسی، نمایندگان شورای ملی و مردم، توزیع تذکره‌های الکترونیکی با مشخصاتی مانند درج واژه «افغان» به عنوان ملیت همه قومیت‌ها مخالفت نشان داده اند و داکتر عبدالله؛ رییس اجرایی هم گفته که تا رفع کامل این نگرانی‌ها، روند توزیع، آغاز نخواهد شد.
در مقابل اما سرور دانش؛ معاون دوم رییس جمهور مدعی شده که روند توزیع تذکره‌های الکترونیکی از سوی افراطیون قومی، به گروگان گرفته شده؛ موضعی که به نظر می‌رسد در برابر ریاست اجرایی و هواداران عدم درج کلمه «افغان» به عنوان ملیت اقوام، مطرح شده است.
این در حالی است که به باور کارشناسان، عامل اصلی بن بست تازه در روند توزیع تذکره های الکترونیکی، تصمیم اشرف غنی؛ رییس جمهور در نقض قانونی است که به تصویب هردو اتاق شورای ملی و امضای خود او رسیده بود.
بربنیاد این قانون، اصولا قرار نبود در تذکره های الکترونیکی، ملیت یا قومیت افراد ذکر شود. این یک راه حل منطقی و میانه برای عبور از بن بستی بود که سال هاست روند توزیع تذکره های الکترونیکی را مسدود و متوقف کرده و بدتر از آن اینکه به بیدار شدن دوباره احساسات نفرت انگیز قومی از هردو سوی اردوگاه های مخالف و موافق این امر، منجر گردیده است.
حق آن بود که آقای غنی به عنوان رییس جمهوری نباید تسلیم هیاهوی یک گروه کوچک تمامیت خواه در خیابان های کابل می شد؛ زیرا او با وجود آنکه خود «افغان/ پشتون» است؛ اما در حال حاضر، رییس جمهوری کشوری به نام افغانستان است و باید به خواست های معقول و منطقی همه شهروندان، اهمیت بدهد و توجه کند.
نکته دیگر اینکه قانونی که نقض شده، به تضویب هردو اتاق شورای ملی، رسیده بود و از قضا رییس جمهوری نیز آن را امضا کرده بود؛ بنابراین، هیچ دلیل قانونی و مشروعی برای نقض و نادیده گرفتن آن قانون، وجود ندارد.
حتی اگر قانون یادشده به امضای رییس جمهوری هم نمی رسید، آقای غنی حق نقض کامل آن را نداشت. او در نهایت آن را بار دیگر به مجلس نمایندگان مسترد می کرد تا این شورا در باره آن، تصمیم گیری کند.
اکنون، معضل بیش از هر زمان دیگری، پیچیده تر شده است. عقده های قومی، سر باز کرده، زخم های چرکین کهنه بار دیگر خونچکان شده و سودجویان و فرصت طلبان از هردو طیف موافق و مخالف، بدون توجه به آسیب های ویرانگر این روند به وحدت و انسجام و همبستگی مردم افغانستان، مدام بر آتش تنش و تفرقه می دمند تا منافع و مطامع خود را تأمین کنند.
بی تردید، مسؤول مستقیم همه این موارد، همان کس یا کسانی هستند که تصمیم نمایندگان شورای ملی را نادیده گرفتند و به خواسته یک جماعت کوچک در خیابان های کابل، گوش دادند و آن را فراتر از قانون اساسی و صلاحیت های حقوقی و مشروع شورای ملی و اعتبار بالا و غیر قابل نقض امضای رییس جمهوری قرار دادند.
در این میان، حق با رییس پیشین امنیت ملی است؛ زیرا به هر میزانی که این وضعیت، تنش آلود و متشنج شود به همان میزان، روند توزیع تذکره های الکترونیکی به تأخیر می افتد و این به سود کسانی است که بنا به دلایلی که آقای صالح برشمرد، اساسا تمایلی به توزیع این تذکره ها ندارند.

 

پاکستان در سال 2018 با کاهش رشد اقتصادی مواجه است

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در اسلام‌آباد به نقل از روزنامه جنگ، بانک جهانی در گزارشی با اشاره به برگزاری انتخابات سال 2018 در پاکستان از کاهش رشد اقتصادی در این کشور خبر داد.

بر اساس این گزارش، نظام دریافت مالیات و تأمین بودجه پاکستان ضعیف است که این موضوع نیز بر کاهش رشد اقتصادی تأثیر می‌گذارد.

طبق پیش بینی بانک جهانی پاکستان 5.5 درصد رشد اقتصادی در سال جاری خواهد داشت این در حالی است که دولت این کشور 6 درصد رشد اقتصادی را پیش بینی کرده است.

بر اساس این گزارش، رشد اقتصادی کشورهای جنوب آسیا که پاکستان هم جزء آن‌ها است 6.9 درصد پیش‌بینی شده است که به افزایش صادرات، افزایش سرمایه‌گذاری خارجی و مدیریت نظام مالیاتی بستگی دارد.

در کشور 200 میلیون نفری پاکستان تنها یک درصد جمعیت مالیات می پردازند و میلیاردها روپیه از درآمدهای دولتی به علت فساد مالی حیف و میل می‌شود.

شرکتهای بزرگ دولتی پاکستان مثل شرکت هواپیمایی بین المللی و راه آهن این کشور با سوء مدیریت های زیادی روبرو هستند. کمبود انرژی به شدت اقتصاد پاکستان را تهدید می کند.

کمبود سرمایه گذاری بخش خصوصی نیز به معنای اشتغال کمتر و بیکاری بیشتر جوانان است، تورم بی سابقه و دو رقمی نیز از دیگر چالشهای اقتصادی دولت پاکستان است.

 

پاکستان – آمریکا؛ درس‌ها و عبرت‌ها

کیهان : آیا می‌توان به تغییر سیاست آمریکا در منطقه غرب آسیا امیدوار بود؟ آیا می‌توان روی مناسبات با آمریکا از منظر دائمی‌بودن، متوازن بودن و دوستانه بودن، سرمایه‌گذاری کرد؟ در صورتی که بخواهیم نسبت به این مناسبات امیدوار باشیم، باید چگونه بازیگری باشیم و چه میزان تغییرات را در خود به وجود آوریم یا به عبارت دیگر، چه امتیازات را باید به آمریکایی‌ها بدهیم؟
نویسنده مقاله حاضر با ترسیم انفکاک تحلیلی میان سیاست‌های ثابت و متغیر آمریکا نسبت به منطقه و جهان، تلاش می‌کند که به این سؤال پاسخ بدهد.
به نظر وی، اگر مناسبات یک کشور فرضی در غرب آسیا با آمریکا، به سمت یک مناسبات همه‌جانبه و گرم برسد، حاصل و برونداد این مناسبات لاجرم، برد- باخت خواهد بود. این برونداد، بخشی به خاطر نوع نگاه آمریکا به این منطقه خاص است و بخش دیگرش نیز به خاطر منافعی است که آمریکایی‌ها در هر جای جهان به دنبال آن هستند.

سرویس خارجی
سیاست خارجی آمریکا مثل همه کشورهای دیگر، دو وجه دارد؛ ثابت و متغیر. سیاست‌های ثابت همان راهبردهای طولانی مدت هستند و برخی از این سیاست‌های راهبردی پس از دهه‌ها تغییر می‌کنند و برخی نیز ممکن است هرگز تغییر نکنند.
سیاست‌های متغیر نیز همان‌طور که از نام آنها پیداست، ممکن است با تغییر دولت در آمریکا و حتی در دوره یک رئیس‌جمهور و پس از هر اتفاقی، تغییر کند. مثل ماجرایی که هم اکنون میان آمریکا و پاکستان اتفاق افتاده و روابط دو کشور را تیره کرده‌است؛ «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، مطالبی را در حساب کاربری خود به اشتراک گذاشت که مقامات اسلام‌آباد را به شدت عصبانی کرده‌است. مشابه همین وضعیت را طی سال‌های گذشته در روابط آمریکا و عربستان، آمریکا و ترکیه و آمریکا و فیلیپین شاهد بوده‌ایم.
در مجموع، تنها در صورتی می‌توان از سیاست متغیر آمریکا، تعریفی به دست داد و آن را «معنادار» کرد که مبانی ثابت و غیرقابل تغییر این سیاست‌ها را کشف نمود. به همین خاطر، کشف منطق درونی سیاست‌های راهبردی آمریکا اهمیت می‌یابد.
قبل از آنکه یک تبارشناسی از سیاست خارجی ثابت آمریکا به دست بدهیم و به مبانی و ریشه‌ها برسیم، ذکر این نکته لازم است که اگر در مورد سیاست‌های آمریکا اعتراض وجود دارد، اگر گفته می‌شود این سیاست‌ها، امپریالیستی و شیطانی است و اگر آمریکا را غیرقابل اعتماد می‌نامند، منظور همین سیاست‌های دائمی و راهبردی است.

تبارشناسی
سیاست خارجی ثابت آمریکا، سه لایه دارد و از اکنون تا گذشته‌های دور (حدوداً ۲۵۰ سال گذشته) را شامل می‌شود. این سه مرحله به ترتیب (از اکنون تا ۲۵۰ سال قبل) عبارتند از: ۱) سیاست‌های میدانی راهبردی، ۲) گفتمان‌های جکسونی و جفرسونی، ۳) گفتمان روشنگری.
در اینجا قصد نداریم که تاریخ دپیلماسی را بیان کنیم و از بحث ژورنالیستی فاصله بگیریم. به همین خاطر، توضیحات ما مختصر خواهد بود، در حدی که بتوانیم ثبوت را در سیاست خارجی آمریکا اثبات کنیم و بگوئیم که چرا ایجاد پیوند مستحکم با آمریکا، برای کشورهای منطقه، زیانبار خواهد بود و در جای خود، پاکستان را نیز مثال خواهیم آورد.

پرونده نیکسون
«کتاب شاه» نام پرونده‌ای است که از «ریچارد نیکسون» به «جیمی‌کارتر» رسیده بود؛ کارتر زمانی که در سال ۱۹۷۶ وارد دفتر کارش در کاخ سفید به عنوان رئیس‌جمهوری آمریکا شد، پرونده‌های متعددی راجع به کشورها و مناطق حساس جهان، روی میزش قرار داشت. یکی از این پرونده‌ها «کتاب شاه» نام داشت و راجع به ایران آن زمان بود.
کتاب شاه را نیکسون برای رئیس‌جمهور بعدی گذاشته بود؛ در این پرونده خیلی محرمانه، به رئیس‌جمهور بعدی سفارش شده بود که ظواهر را با شاه ایران حفظ کند، ولی چون شاه به دنبال سلاح‌های استراتژیک و حتی سلاح هسته‌ای است، رئیس‌جمهور جدید آمریکا باید به طریقی، بلندپروازی‌های او را مهار نماید.
نیکسون دوستی ۲۵ ساله‌ای با شاه داشت و این دوستی به قدری قوی بود که شاه در زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، به نیکسون مخفیانه کمک مالی کرده بود. در طول دوران ریاست جمهوری نیکسون هم، شاه گوش به فرمان او بود و منافع آمریکا را در نظر داشت. اما نیکسون حس می‌کرد که شاه در حال خروج از چارچوبی است که آمریکا تعیین کرده بود. این‌چارچوب چه بود؟ مگر شاه مهره آمریکا به حساب نمی‌آمد و مگر در پشت پرده با اسرائیل رابطه نداشت؟ پس چرا نیکسون به کارتر سفارش می‌کند که شاه را متوقف کند؟
این همان‌نکته حساسی است که ما در مقاله حاضر به دنبال یافتن جوابی برای آن هستیم.
پرونده «کتاب شاه» و صدها پرونده مشابه دیگر که رؤسای جمهور بعدی از اسلاف خود می‌گیرند و به جانشینان بعد از خود منتقل می‌کنند، متضمن همان سیاست‌هایی است که ما در اینجا نام آنها را «سیاست‌های ثابت» گذاشته‌ایم. سیاست‌هایی که هر چند میدانی هستند، ولی راهبردی‌اند و هیچ‌یک از دو حزب حق ندارند پس از به قدرت رسیدن این سیاست‌ها را نقض کنند.

گفتمان پدران بنیانگذار
بنیانگذاران آمریکا و متفکرانی که بعد از آنها آمدند و مرزهای ارزشی این کشور را مهندسی کرده‌اند، رسالتی را برای این کشور ترسیم کرده‌اند که که در بطن آن، دو هویت «خود» و «دیگری» قابل تمایز است و این چیزی است که در ابیات و گفتمان افرادی مثل «جفرسون» و «جکسون» می‌توان مشاهده کرد.
«انسان آمریکایی» کسی است که با جهان غیرآزاد و ناهنجار روبرو است و لذا، برای تغییر این جهان، احساس رسالت می‌کند. آمریکایی‌ها با همین نگرش، سرخپوست‌ها را در سرزمین آبا و اجدادی‌شان قلع‌و قمع کردند و سیاهپوستان را نیز در همین مسیر، به خدمت گرفتند.
این احساس وقتی که در برهه‌های بعدی با طمع سرمایه‌داری ادغام شد، تبدیل به بهمن مخربی گردید که هر مانعی را در مسیر خود ازبین می‌برد و جنگ‌های زیادی آفرید، کودتاها کرد و ملت‌های زیادی را به بند کشید.
در اینجا نیز همان‌طور که مشاهده می‌کنیم، نیروی واحدی آمریکا را به پیش می‌برد و این نیرو در طول زمان، تغییر نکرده‌است.
این نیروی پیش‌برنده همان چیزی است که ما در اینجا از آن تحت عنوان «سیاست خارجی ثابت» آمریکا نام می‌بریم.

روشنگری
آمریکایی‌ها پس از جنگ علیه استعمار بریتانیا و پیروزی در این جنگ، در سال ۱۷۷۷ قانون اساسی مستقل خودشان را نگارش کردند.
آمریکای جدید از همان ابتدای شکل‌گیری، دو میراث را با خود داشت؛ ۱) فرهنگ اروپایی، ۲) ارزش‌های موسوم به «روشنگری».
فرهنگ اروپایی به‌طور ذاتی، یک فرهنگ مهاجم و خودبرتربین بود؛ اروپایی‌های آن زمان، چه به لحاظ دینی و چه به لحاظ فرهنگی، حق به جانب بوده‌اند و به همین خاطر، پیشروی‌های آنها در ممالک دیگر سه شاخه داشت؛ نظامی، مذهبی و فرهنگی.
آمریکایی‌ها نیز دقیقاً همین روحیه را داشته‌اند و فرهنگ سایر ملل و قبایل مغلوب را خوار می‌شمرده‌اند.
علاوه بر آن، روشنفکران اروپایی جنبش‌های رنسانس (تجدید حیات) و رفورماسیون (اصلاح دین) را پشت سر گذاشته و به زعم خود، به ارزش‌های جاودانه مثل علم‌گرایی، ملی‌گرایی، حقوق بشر، توسعه، سکولاریسم (جدایی دین از سیاست) و … پی برده بودند.
پیشاهنگان این جنبش (که روشنگری خوانده می‌شود) معتقد بودند که به ارزش‌های جاودانه دست یافته‌اند، ارزش‌هایی که در همه گستره‌های جغرافیایی باید پخش شوند و گذر زمان نیز آنها را کهنه نمی‌کند.
همان‌طور که می‌بینیم، این حاملان ارزش‌ها در ذات خود، توسعه‌طلب هستند و سایر ملل و ادیان را خوار و خفیف می‌بینند.

مبانی سیاست راهبردی آمریکا
بدین ترتیب، عناصر و مبانی سیاست راهبردی آمریکا را می‌توان توسعه ارزش‌های روشنگری، فرهنگ مهاجم اروپایی، طمع‌ورزی سرمایه‌داری، گفتمان مبتنی بر هویت «خود» و «دیگری» و سیاست‌های میدانی راهبردی دانست.
این جمع‌بندی به خوبی نشان می‌دهد که آمریکا برای خود در سیاست خارجی، یک «نقشه راه» ثابت دارد و مشکل کشورهایی که با آمریکا پیوند دوستی می‌بندند و در همان حال، سودای استقلال و توسعه را در سر می‌پرورانند، بی‌اطلاعی یا درک نادرست آنها از همین نقشه راه است. نقشه راهی که برای به بند کشیدن کشورهای دیگر و هموار کردن راه برای خود، ترسیم شده‌است.
با این تفاصیل، به خوبی می‌توان دریافت که چرا مقامات واشینگتن خود را فراتر از هر قانونی می‌دانند، نهادهای بین‌المللی را نادیده می‌گیرند و در امور داخلی کشورها مداخله می‌کنند. آنها می‌گویند این نهادها و قوانین بین‌المللی وکنوانسیون‌ها، همه مانع و بازدارنده‌اند. ما نماد خیر، خوبی و آزادی هستیم و هرکسی که مقابل ما قرار گیرد، شر است! قانون تا جایی خوب است که به سیطره و سلطه ما بر جهان و برای ایجاد نظم دلخواه ما بر سراسر گیتی کمک‌کار باشد. وقتی قانون ممانعت ایجاد کند، نادیده گرفته می‌شود!
لذا، بخاطر همین پیشینه است که آمریکا برای خود احساس رسالت می‌کند و این رسالت به همراه طمع سرمایه‌دارانه، برای کل جهان خطرآفرین شده‌است.

پاکستان
این روزها مقامات پاکستان به شدت نسبت به آمریکایی‌ها، احساس خشم می‌کنند و هر مقامی که به تریبون می‌رسد، حرف گزنده‌ای نثار «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور و کلا، مقامات این کشور می‌کند.
در این میان، آخرین اظهارات تندی که متوجه آمریکا شد، از جانب «آصف غفور» وزیر خارجه پاکستان صورت گرفته‌است؛ آصف غفور گفت، آمریکا مثل دوستی می‌ماند که دائم خیانت می‌کند! سایر سران پاکستان هم کم و بیش، جملات مشابهی را نثار آمریکایی‌ها کرده‌اند و درمجموع، این اظهارات نشان می‌دهد آنها رو دست خورده‌اند.
علت این همه دلخوری هم به اظهاراتی برمی‌گردد که ترامپ طی ماه‌های گذشته متوجه پاکستان کرده‌است. ترامپ می‌گوید سران اسلام‌آباد از گروه‌هایی در افغانستان حمایت می‌کنند که منافع و نظامیان آمریکایی را هدف قرار می‌دهند. اخیراً نیز رئیس‌جمهور آمریکا به سیاق غیردیپلماتیک خود، توئیتی را منتشر کرده که سراسر توهین و طعنه به مقامات پاکستان بود.
جدای از ویژگی‌های شخصیتی ترامپ، که این همه پاکستانی‌ها را خشمگین کرده، نکته درخور توجه در ماجرای فوق، نقشه راه سیاست خارجی آمریکا در منطقه است. این نکته را یا مقامات اسلام‌آباد نمی‌دانند یا می‌دانند، ولی حس می‌کنند که نمی‌توانند با آن مقابله کنند.
در دهه ۱۹۸۰ همکاری اسلام‌آباد – واشینگتن در افغانستان، مبتنی بر منافع مشترک بوده‌است، چون هر دو از کمونیسم و پیشروی شوروی در افغانستان می‌ترسیده‌اند.
اما، همراهی پاکستان با آمریکا در افغانستان پس از شکست شوروی، نوعی خوش‌خدمتی بوده‌است.
با گذشت زمان، این خوش‌خدمتی‌ها، اشرافیت سیاسی پاکستان را به انگلیس و آمریکا کاملاً وابسته کرده‌است. این وابستگی، همه‌جانبه است؛ از دالر تا سلاح و سرمایه و فرهنگ را دربر می‌گیرد و به موازات آن، دالرهای نفتی رژیم سعودی به همراه تفکر وهابی هم روانه پاکستان می‌شود. با توجه به این پیشینه، طبیعی بود که پاکستان در سال ۲۰۰۱ به جبهه آمریکایی «نبرد علیه تروریسم» بپیوندد.
در کل، با گذشت زمان، از پاکستان چیزی باقی نمانده و این کشور روند بی‌بازگشتی را پشت سر گذاشته‌است.
تجربه پاکستان به خوبی نشان می‌دهد که در نقشه راه سیاست‌های راهبردی آمریکا، پاکستان محلی از اعراب ندارد. اکنون اگر واقعاً آمریکا دست از سر پاکستان بردارد، مقامات اسلام‌آباد باید تلاش‌های زیادی بکنند تا از این بی‌هویتی سیاسی خارج شوند و برای خود دوران جدیدی را بسازند.
وابستگی پاکستان به آمریکا مثل وابستگی عربستان، ترکیه و مصر به آمریکا، از نوع وابستگی ساختاری است. پاکستان با بیش از ۲۰۰ میلیون نفر جمعیت، منابع فسیلی قابل اتکا دراختیار ندارد و از این بابت، به حمایت‌های مالی خارجی وابسته است. صنایع زیرساختی و تولیدی این کشور نیز در حدی نیستند که بتوانند سیاستمداران برای اتخاذ راهبرد مستقل از غرب، دلگرم کنند.
علاوه‌بر مسایل اقتصادی، پاکستان که گرفتار یک رقابت امنیتی و تسلیحاتی تنگاتنگ با هند است، نیاز به عقبه استراتژیک قابل اتکا دارد؛ بنابراین، جدا شدن پاکستان از راهبردهای منطقه‌ای آمریکا، نیازمند رهبرانی باکفایت، اجماع سیاسی نخبگان، تحمل ریاضت اقتصادی و سختکوشی مردم است.

آینده مناسبات دو کشور
دولت پاکستان به دنبال ایجاد مناسبات متوازن با غرب است و می‌خواهد که این مناسبات، مبتنی بر احترام متقابل به حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی طرفین باشد.
اما، نگاه آمریکا به این مناسبات متقابل، کاملاً متفاوت است؛ واشینگتن نگاه راهبردی به پاکستان دارد و براساس نقشه راهی که خود برای کل منطقه ترسیم کرده‌است، به پاکستان می‌نگرد.
در نگاه مقامات آمریکایی، پاکستان ابزاری بیش نیست و باید به وظیفه‌اش عمل کند و اگر وظیفه‌اش را خوب انجام ندهد، تنبیه می‌شود! این که کاخ سفید اعلام کرده، کمک‌های مالی دومیلیارد دالری را به پاکستان نخواهد پرداخت، در همین چارچوب قابل تحلیل است.
اما در حال حاضر و تا زمانی که ترامپ در آمریکا بر سر کار است، اسلام‌آباد می‌تواند به دنبال جایگزین باشد؛ مناسبات تجاری و اقتصادی خود را با کشورهای منطقه، چین و روسیه گسترش دهد، برای جبران کسری مالی و به دنبال جایگزین باشد، تا به تدریج و به مرور زمان، از رنج وابستگی به آمریکا خلاص شود.
البته، همان‌طور که گفته شد، پاکستان اکنون این فرصت را دارد که جدا شدن از آمریکا را تجربه کند. بعداً و در شرایطی که کس دیگری جای ترامپ را بگیرد، ممکن است دالرهای آمریکایی باز هم اشرافیت سیاسی پاکستان را وسوسه کند. اشرافیت سیاسی پاکستان متشکل از نخبگانی است که با دالرهای آمریکایی رشد و نمو کرده‌اند.

 

توئیت ترامپ توسعه سیاسی اسلام آباد را به خطر می اندازد

دیپلماسی ایرانی: پاکستان نیز به کشورهایی پیوسته است که مورد هدف طوفان توئیت های دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، قرار گرفته اند. ترامپ در نخستین توئیت خود در سال 2018 اعلام کرد که ایالات متحده با “ساده لوحی” در 15 سال اخیر 33 میلیارد دلار به پاکستان کمک کرده است، حال آنکه تمام چیزی که پاکستان تحویل ما داده “دروغ و فریب” بوده و پاکستان پناهگاه امن در اختیار تروریست ها قرار داد تا آمریکایی ها را در افغانستان شکار کنند. “نه بیشتر از این!” و حالا ایالات متحده قرار است کمک خود به این کشور را قطع کند.

همچون قدرت نمایی در مقابل کره شمالی یا تصمیم یک جانبه اش در شناسایی بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل، ضربات ترامپ به پاکستان نیز ممکن است درست نواخته شود اما همچنین پیامدهای جدی برای پاکستان به همراه خواهد داشت، کشوری که در نیمه دوم سال 2017 با چند شوک مواجه بوده که ساختار سیاسی پاکستان را بی ثبات کرده است.

و اگر پاکستان دچار تزلزل شود، عواقب آن در سراسر جنوب آسیا و دیگر بخش های جهان اسلام احساس خواهد شد، کشورهایی که نظام سیاسی کارآمد در پاکستان را مدلی ارزشمند قلمداد می کنند.

بیش از 50 کشور با جمعیت عمدتا مسلمان از بنگلادش تا مراکش به شدت در تلاش برای توسعه سیاسی هستند. ترکیه تحت رهبری رجب طیب اردوغان که روزگاری سیستم دموکراتیک کارآمدی ارائه می داد به سمت حکمرانی استبدادی حرکت کرد. بنگلادش نیز پس از آنکه قدم های قابل توجهی به ویژه در جبهه اقتصادی برداشت به نظر در حال تبدیل به نظام تک حزبی است. اینک پاکستان – که به یک معنا – تنها امید باقی منطقه است نیز با خطر عقب گردی  آشفته مواجه است.

بر خلاف اتهامات ترامپ، در یک دهه اخیر پاکستان پیشرفت پایدار، و البته آرامی – هم در جبهه نبرد با تروریسم و هم در تحکیم نهادهای دموکراتیک داشته است. این پیشرفت از سال 2007 آغاز شد، زمانی که گروهی از حقوقدانان علیه تصمیم غیر قانونی پرویز مشرف، چهارمین رئیس جمهور نظامی کشور، برای تعلیق دیوان عالی کشور تظاهراتی را ترتیب دادند. این جنبش که مورد حمایت چندین حزب سیاسی قرار گرفت نهایتا در سال 2008 مشرف را وادار کرد برای اجتناب از تعقیب قضائی از سمت خود کنار رود.

در انتخابات عمومی پس از کناره گیری مشرف، حزب مردم پاکستان (پی پی پی) به اندازه ای در مجلس کرسی به دست آورد که بتواند به تنهایی دولت را تشکیل دهد. رقیب این حزب، پاکستان مسلم لیگ (نواز) در مجلس فدرال پنجاب برنده شد و کنترل بزرگترین استان کشور را در دست گرفت. سیاست رقابتی به پاکستان پا گذاشت.

پس از پایان دوره پنج سال حکمرانی پی پی پی، مسلم لیگ به رهبری نخست وزیر نواز شریف، انتخابات بعد را پیروز شد و کنترل خود را بر پنجاب  نیز حفظ کرد. انتقال قدرت به صورت مسالمت آمیز رقم خورد و پی پی پی به حزب اپوزسیون بدل شد. پاکستان جاده خطیر دیگری را پشت سر گذاشت.

ژنرال های قدرتمند پاکستانی این تحولات را داخل پادگان های خود، جایی که به آن عقب نشینی کرده بودند، تماشا می کردند. پس از 60 سال تغییر در حکومت های نظامی که پس از کودتا قدرت را در دست می گرفتند ، حکومت غیر نظامی توانست فرمانده کل ارتش را در پایان دوره اش با شخصی دیگر جایگزین کند. این سومین دستاورد خطیر برای حاکمیت قانون و توسعه دموکراتیک در پاکستان بود، که اینک به نظر می رسید موقعیتی مستحکم در تقویب نظام سیاسی و نهادهای خود دارد. احزاب نسبتا توسعه یافته سیاسی در سطح قابل قبول رقابت می کردند، انتخابات در موعد قانونی برگزار می شد و انتقال قدرت بدون خشونت رخ می داد.

سپس در سال 2016 افشای اسناد پاناما گریز از پرداخت مالیات را از میان برداشت. معلوم شد اعضای خانواده شریف به طور غیر قانونی حجم بالایی از پول را به شرکت های غیر قانونی منتقل کرده اند که باعث تحقیقات گسترده در خصوص دارایی ها عظیم آن ها در لندن و خاورمیانه شد.

این افشاگری ها راه را برای لحظه “بهار عرب” پاکستاتی باز کرد. جوانان علیه سلطه نخبگان بر نظام سیاسی شورش کردند، حزب “پاکستان تحریک انصاف” – حزبی سیاسی به رهبری ورزشکار سابق کریکت، عمران خان، سکویی برای این نوع شورش ها بود.

اصرار ترامپ بر رویکرد ملی گرایانه، پر وسواس و به ویژه ضد اسلامی خود، به جای پیش برد واقعی منافع ایالات متحده خطر افول نظام سیاسی پاکستان را بالا می برد.

هر چند به دلایلی امید وجود دارد. پاسخ پاکستان به چالش های سیاسی اخیر نشان از ادامه تعهد به نبرد برای دموکراسی دارد – تعهدی که کشورهای مسلمان دیگر به شدت نیاز دارند آن را مدلی برای خود قرار دهند.

منبع :منبع پراجک سیندک  

 

 

گاردین

افزایش تجارت هیرویین در افغانستان به 8000  تن بعد از حمله امریکا

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ایران به نقل از گاردین، پايان جنگ در افغانستان با وجود آنکه آمريکا به بهانه برقراري امنيت به اين کشور يورش برد و طي 16 سال گذشته هزار ميليارد دلار در افغانستان هزينه کرد، مشخص نيست و تجارت هروئين از 180 تن در سال 2001 ميلادي يعني سال تهاجم آمريکا به افغانستان اکنون به 8 هزار تن رسيده است که نشانگر شکست آمريکا و ائتلاف همراه اوست.
آلفرد مک کُوي، در مقاله ای برای گاردین نوشت: آمريکا درگير طولاني ترين جنگ در تاريخ خودش شده و حال در آستانه شکست در افغانستان قرار گرفته است. اين امر چگونه ممکن است؟ ابرقدرت جهان 16 سال در آنجا وقت صرف کرده و در اوج جنگ بيش از صد هزار سرباز به آنجا گسيل داشته است. حدود 2300 سرباز آمريکايي در افغانستان کشته شدند و حدود هزار ميليارد دلار (740 ميليارد پوند) در آنجا هزينه شده است. آمريکا تنها صد ميليارد دلار براي بازسازي افغانستان هزينه کرده است که در نوع خود يک رکورد به حساب مي آيد و همچنين 350 هزار سرباز افغاني را آموزش داده است ولي تاکنون موفق نشده است تا يکي از فقيرترين کشورهاي دنيا را به صلح و آرامش برساند. اين مسئله باعث شد اوباما هشت هزار سرباز را در افغانستان همچنان نگه دارد.
در شکست آمريکا يک تناقض وجود دارد: نيروي عظيم و کاميون هاي فولادي آمريکا در برابر يک گل صورتي کوچک يعني خشخاش شکست خورده اند.
در دوران جنگ سرد بود که آمريکا براي نخستين بار پايش را در افغانستان گذاشت و آن زماني بود که به جنگجويان اسلامگراي افغان کمک مي کرد تا با ارتش سرخ شوروي مبارزه کنند و آنها را از کشورشان بيرون کنند.
افغانستان تبديل به يک ويتنام براي مسکو شد. در طي ده سال، آمريکا حدود سه ميليارد دلار اسلحه و تسليحات به افغانستان ارسال کرد. کشت خشخاش از سويي ديگر به افغان ها کمک کرد تا پس از ده سال بتوانند روس ها را از کشورشان بيرون کنند.
در طي سالهاي 1979 تا 1989، افغانستان در حدود 1.5 ميليون نفر تلفات جاني داشت، رقمي در حدود يک دهم جمعيت اين کشور.
آمريکا از سال 2001 ميلادي به افغانستان حمله کرده اما تاکنون موفق نشده است تا نيروهاي طالبان را تضعيف کند، به اين دليل که به سادگي موفق نشده است تا تجارت هروئين را متوقف کند. تجارت هروئين در سال 2001 ميلادي به ميزان 180 تُن در سال بود، اما يک سال بعد از آن به 3000 تُن و در سال 2007 ميلادي تجارت هروئين به 8000 تُن در سال رسيد. هر سال بهار، تجارت ترياک و هروئين جيب چريک هاي طالبان را پُر مي کند.
در طي چهل سال اخير (جنگ پنهان دهه 1980، جنگ داخلي دهه 1990 و دوره اشغال از سال 2001)، ترياک نقش اساسي در سرنوشت افغانستان داشته است. اما حضور نظامي آمريکا در افغانستان سبب شد تا دولتِ اين کشور به نخستين دولت مواد مخدر در جهان بدل شود، به اين معني که مواد مخدر بر اقتصاد اين کشور حاکم شده اند و تصميمات مهم سياسي و سرنوشت دخالت خارجي را تعيين مي کنند.
طي دخالت آمريکا در جنگ افغانستان عليه شوروي در دهه 1980 ميلادي، مرز افغانستان و پاکستان به مرکزي براي تجارت هروئين مبدل شد. اين منطقه به زودي به بزرگترين مرکز تهيه هروئين در جهان مبدل شد. در سال 1984 ميلادي، حدود 60 درصد از هروئين آمريکا و 80 درصد از هروئين اروپا از اين منطقه تأمين مي شد. شمار معتادان به هروئين در پاکستان از تقريباً صفر (بله صفر) در سال 1979 به 5000 معتاد در سال 1980 و 1.3 ميليون نفر در سال 1985 افزايش يافت تا جايي که سازمان ملل اين آمار را «بهت آور» توصيف کرد.
از سال 1986 تاکنون، خشخاش به محصول نخست کشاورزي افغانستان بدل شده است زيرا نگهداري آن بسيار ساده است، خيلي سريع رشد مي کند و حمل و تجارت آن بسيار آسان است. آب و هواي افغانستان نيز براي رشد خشخاش مناسب است.
جنگ آمريکا و شوروي باعث شد کشاورزان افغان با نااميدي روي به کشت خشخاش بياورند زيرا منفعت آن باعث مي شد تا بتوانند از پس افزايش مخارج برآيند.
از طرفي ديگر، دخالت هاي نظامي آمريکا در منطقه باعث شد تا نقاط کوري براي قاچاق مواد مخدر پيدا شود. افغانستان هنوز هم نتوانسته از خسارت هايي که از حمله آمريکا ناشي شد، کمر راست کند. ائتلاف آمريکايي حتي سرمايه گذاري و تلاش براي فرايند صلح را کنار گذاشته است. توجه آمريکا به کشورهاي حوزه خليج فارس و آفريقا جلب شد و افغانستان را به حال خود رها کرد، در نتيجه دوباره جنگي داخلي در افغانستان شروع شد.

 

از گلبدین تا گیلانی؛‌ مصونیت حامیان تروریزم

جمهور : رحمت الله نبیل؛ رییس پیشین امنیت ملی گفته است که سید حامد گیلانی؛ رهبر حزب محاذ ملی رابطه نزدیکی با شبکه حقانی دارد و افرادی در دولت در صدد رهایی انس حقانی هستند.
آقای نبیل در صفحه فیسبوکش به اظهارات اخیر آقای گیلانی که گفته رهبران طالبان در افغانستان حضور دارند نه پاکستان، به شدت واکنش نشان داده و گفته است: “بارها نظاميان و اعضای استخبارات پاكستان نیز جهت اغفال اذهان جامعه بين الملل چنین اظهاراتى داشته اند، تنها اين بار خواستند تا با توجه به وضعيت جاری در افغانستان، همان اظهارات را از حنجره پير سيد حامد گيلانى به گوش جهانيان برسانند”.
آقای نبیل افزوده:”سید حامد گیلانی چندمين بار است كه يكى از مسؤولان خطرناك شبكه حقانى را به اسم شيرخان از اسلام آباد پاكستان به كابل توسط وسايط نقليه خود انتقال داده با همكارى و هدايت مستقيم يك تن از افراد كليدى حكومت وحدت ملى زمينه ملاقات‌هاى شخص مذكور را همراه أنس حقانى فراهم و در تفاهم با يك‌تعداد از افراد و أشخاص دولتى در صدد رهايى أنس حقانى هستند”.
پیشتر، امرالله صالح؛ دیگر رییس پیشین امنیت ملی، گلبدین حکمتیار؛ رهبر حزب اسلامی را متهم به حمایت از داعش کرده و گفته بود که او تلاش می‌کند زندانیان داعش را از زندان‌های دولت، آزاد کند.
این اظهارات تکان دهنده از سوی افراد یا مقام های عادی، صورت نمی گیرد؛ بلکه از جانب کسانی مطرح می شود که سال ها سکان هدایت یکی از مهم ترین ارگان های امنیتی دولت افغانستان را بر عهده داشته اند.
بنابراین، آقایان نبیل و صالح، نسبت به هر کس دیگری در زمینه اظهار نظر در این باره، شایسته تر و قابل اعتمادتر اند.
پرسش این است که علیرغم آنکه تروریست های طالبان و داعش، حامیان شناخته شده ای دارند، چرا با این عناصر، برخورد نمی شود؟
چرا دستگاه های امنیتی و رهبران سیاسی دولت، همچنان قایل به مصونیت کامل و نامحدود عوامل حمایت از تروریزم هستند؟
این پرسش، هم متوجه دستگاه های امنیتی و مدیران کنونی این دستگاه هاست و هم به کسانی برمی خورد که پیش از این، سکان دار این سمت های حساس بوده اند.
به عنوان نمونه، رحمت الله نبیل، سال ها عهده دار ریاست امنیت ملی کشور بود. او بی تردید، از همان زمان می دانست که سید حامد گیلانی، با شبکه حقانی و طالبان ارتباط دارد و برای آزادی رهبران آن گروه از زندان، تلاش می کند.
بنابراین، چرا آقای نبیل در زمانی که رییس امنیت ملی بود، با حامد گیلانی به عنوان حامی تروریزم، برخورد نکرد؟ اگر دست او به دلایل گوناگون بسته بود، دست کم می توانست کاری که امروز انجام داده را در زمان قدرتش، انجام دهد و چهره های واقعی حامیان تروریزم را افشا کند.
همین انتظار از آقای صالح نیز وجود دارد. اگرچه در زمان ریاست او بر سازمان امنیت ملی، گلبدین یک رهبر تروریستی محسوب می شد و هنوز به روند صلح نپیوسته بود؛ اما او هم مانند آقای نبیل، بی تردید در جریان جزئیات دقیق عوامل حامی تروریزم، بوده و می دانسته است که چه کسانی زیر سایه نظام و تحت پوشش مصونیتی که قانون اساسی به شهروندان می دهد، در عمل، از تروریزم حمایت می کرده اند.
در حال حاضر هم کمترین انتظاری که از دولت، دستگاه های امنیتی و سیستم قضایی کشور وجود دارد این است که ادعاهای تکان دهنده مطرح شده از جانب آقایان نبیل و صالح به عنوان رؤسای سابق امنیت ملی را به طور جدی، پیگیری کنند و در چارچوب یک روند شفاف، قانونمند و عادلانه، طرف های ذیدخل در این موضوع را مورد بازپرس و در صورت لزوم، محاکمه قرار بدهند.
در شرایطی که همه روزه ده ها نفر از مردم و نیروهای امنیتی افغانستان، قربانی اعمال هراس افکنانه طالبان و داعش می شوند، چرا باید حامیان و پشتیبانان آنها، با تغذیه نامشروع از منابع مربوط به مردم و بیت المال، از تروریست ها حمایت کنند، دشمنان مردم را تقویت نمایند و خود در سایه قانون اساسی و در پناه نیروهای امنیتی، در امنیت و مصونیت به سر ببرند؟
این معمای نه چندان پیچیده اگر حل شود، گره امنیت افغانستان نیز  گشوده خواهد شد، مشت حامیان دولتی تروریزم یا تروریزم دولتی هم باز خواهد گشت و به این ترتیب، زمینه های آسایش و آرامش مردم، از شر تروریست های درون و بیرون از نظام، فراهم خواهد گردید و اگر علیرغم افشاگری های صورت گرفته از سوی رؤسای سابق امنیت ملی، دولت همچنان در این باره سکوت کند، بدیهی است که مردم نسبت به صداقت و تعهد حکومت در مبارزه با تروریزم و برخورد با حامیان آن، تردید خواهند کرد و بدتر از آن، گمانه های مطرح در خصوص دست داشتن تروریست های درون نظام در انجام موفقانه عملیات های تروریستی طالبان و داعش، تقویت خواهد شد.

 

پاکستان راه‌حل بحران افغانستان؛ آیا ترامپ کمک‌های مالی را قطع خواهد کرد؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «ایمل فیضی» کارشناس مسائل سیاسی و سخنگوی رئیس جمهور سابق افغانستان در یادداشتی در «ایندین اکسپرس» نوشت: در سپتامبر سال 2012 حامد کرزی رئیس جمهور وقت افغانستان در گفت‌وگو با باراک اوباما همتای آمریکایی خود خواست تا جنگ را متوقف کند و پاکستان را متقاعد کند که طالبان را به میز مذاکره بکشاند و یا «جنگ علیه تروریسم را به جایی ببرد که پناهگاه‌های تروریست‌ها در آن قرار دارد».

کرزی گفته بود که جنگ به مردم کشورش «تحمیل» شده است اما «هیچ» اقدامی برای جلوگیری از حملات تروریستی که از پاکستان سرچشمه می‌گیرند اتخاذ نمی‌شود.

وی تاکید کرد که آمریکا یا باید «برای برقراری صلح تلاش کند» و یا «جنگ صریحی را علیه تروریسم آغاز کند».

اوباما در این باره گفته بود که نظرش نه جنگ با پاکستان بلکه بر برقراری صلح است و به گفته رئیس جمهور سابق آمریکا، پاکستان از 11 سپتامبر شریک قوی برای مبارزه با تروریسم برای این کشور بوده است.

اکنون پنج سال به جلو بیاییم و نگاهی به دولت ترامپ کنیم؛ آیا رئیس جمهور جدید آمریکا واقعا خواستار قطع کمک‌هایی است که در 15 سال گذشته به پاکستان داده می‌شد؟

برای وادار کردن پاکستان به همکاری، واشنگتن باید واقعا مسیر صلح در افغانستان را انتخاب کند و در این باره با چین، هند روسیه و ایران نیز مشارکت کند.

با این حال فشار یک‌جانبه آمریکا به پاکستان و تشدید عملیات نظامی در افغانستان شدیدا شکست خواهد خورد و اسلام‌آباد را بیش از این به سمت دایره قدرت چین سوق خواهد داد.

«دروغ و فریب» شریک آمریکا در مبارزه با تروریسم

پس از 16 سال جنگ و اشغال به نظر می‌رسد که دولت کنونی واشنگتن به نتیجه‌ای رسیده که به طور عمومی بیان کند: پاکستان به تروریست‌هایی پناه می‌دهد که آمریکا با آن‌ها در افغانستان در حال جنگ است.

اما آیا سران آمریکایی تاکنون واقعا در تور «دروغ و فریب» دولت پاکستان گرفتار بودند؟ تمام این سال‌ها هزاران نفر از مردم افغانستان کشته شدند و این کشور در جنگی که متعلق به آنها  نبود ویران شد. جنگ «علیه ترور» آمریکا به جنگی علیه افغان‌ها، منازل و روستاهایشان تبدیل شد.

پارادوکس پاکستان در سیاست آمریکا

مقامات ارشد آمریکایی پشت درهای بسته و در دیدار با رئیس جمهور افغانستان بارها مداخله پاکستان از طریق حمایت از طالبان و گروه‌های مسلح در افغانستان را تایید کردند.

نتیجه چنین دیدارهایی تنها کرزی را بیش از پیش نسبت به اهداف آمریکا در کشورش و منطقه مشکوک کرد و رئیس جمهور پیشین افغانستان عملیات نظامی آمریکا در کشورش به ویژه در مناطق جنوبی را نه به عنوان جنگ علیه تروریسم بلکه جنگ علیه مردم افغانستان می‌دید.

کرزی به اوباما گفته بود: مردم افغانستان دولت این کشور را به عنوان «دست نشانده» می‌بینند و خشم و نارضایتی آنها از وی و نیروهای خارجی قابل درک است.

اوباما پاسخ داد که می‌داند کرزی و مردم افغانستان «نگرانی‌های برحقی» دارند و وی نقش پاکستان در ناامنی و بی ثباتی افغانستان را نیز تکذیب نمی‌کند.

اوباما اعلام کرد: آنها می‌خواهند تا با آسیب زدن به شما به ما آسیب بزنند» اگرچه که در این درگیری‌ها عناصر «جنگ داخلی» نیز دخیل هستند.

وی درباره بردن جنگ به پاکستان و پناهگاه‌های امن تروریست‌ها نیز آن را واقع‌گرایانه ندانست زیرا این اقدام ممکن بود «تلفات غیرنظامیان» را در پی داشته باشد و تمامیت ارضی پاکستان را نیز نقض کند؛ به نظر می‌رسد که برای رئیس جمهور آمریکا جان مردم افغانستان و تمامیت ارضی این کشور اما اهمیتی ندارد.

اوباما بر این باور بود که صلح در افغانستان به زودی پایان خواهد یافت و از کرزی نیز خواست تا توافقنامه امنیتی دوجانبه با واشنگتن را نهایی کرده و امضا کند، در غیر این صورت نظامیان خارجی از افغانستان خارج خواهند شد و کابل برای مقابله با اسلام‌آباد و حمایتش از طالبان تنها خواهد ماند.

کرزی اظهارات اوباما را به عنوان تهدید تلقی کرد برای او این حقیقت زشت و سختی بود که باید آن را می‌پذیرفت؛ به همین دلیل در جلسه کابینه گفت: آمریکا «به دزد می‌گوید که دزدی کند و از صاحبخانه می‌خواهد تا هوشیار باشد»؛ واشنگتن نمی‌تواند در حالی که با حامیان تروریسم (پاکستان) است با قربانیان (افغانستان) نیز باشد.

با این حال پیام اوباما بسیار واضح بود: پاکستان در خدمت منافع و سیاست خارجی واشنگتن در افغانستان و منطقه است.

پاکستان از دیرباز در خدمت منافع آمریکا بوده است

این درست نیست که اظهار شود پاکستان در طول این سال‌ها هیچ چیز به آمریکا نداده است. در طی جنگ سرد پاکستان به عنوان سکوی پرتابی برای عملیات مخفی آمریکا در مناطق مختلف جهان مورد استفاده قرار می‌گرفت و مقامات ارشد آمریکایی و پاکستانی با یکدیگر برای پیشبرد منافع و سیاست خارجی واشنگتن همکاری می‌کردند.

آمریکا به شدت به باز نگه داشتن «خطوط ارتباطات زمینی» به افغانستان برای «جنگ علیه ترور» نیاز دارد و بنابراین دولت ترامپ حمایت مالی از پاکستان را قطع نخواهد کرد تا اسلام‌آباد نیز در واکنش به آن خطوط تدارکاتی نظامیان آمریکایی و ناتو در افغانستان را مسدود کند.

«بارنت روبین» کارشناس برجسته آمریکایی در امور جنوب آسیا در این باره گفت: در سال 2011 وقتی پاکستان خطوط تدارکاتی نظامیان آمریکایی و ناتو در افغانستان را مسدود کرد ما از طریق روسیه و آسیای مرکزی تدارکات را انجام می‌دادیم اما اکنون کشورهایی را مورد تحریم قرار دادیم که آن وقت از آن بهره می‌بردیم.

وی در ادامه تصریح کرد: ممکن نیست پوتین حاضر به کمک به ما شود.

آیا ترامپ واقعا کمک‌ها به پاکستان را قطع خواهد کرد؟

حال تصور کنید که تغییر واقعی در تفکر استراتژیک واشنگتن در قبال پاکستان به وجود آمده است؛ ترامپ تا چه مقدار حاضر است اسلام‌آباد را برای همکاری در افغانستان تحت فشار قرار دهد؟

آیا تلاش‌ها به تعلیق کمک‌ها به تحریم برخی بازیگران دولتی و غیردولتی پاکستان که در حملات تروریستی افغانستان دست دارند خلاصه خواهد شد؟ یا چنانچه پاکستان اقدامات لازم را انجام ندهد آیا واشنگتن اقدامات نظامی خواهد کرد؟

بر این باورم که پیروزی هر یک از گزینه‌های ذکر شده و دیگر تلاش‌های آمریکا برای تغییر رفتار پاکستان در قبال افغانستان به همکاری کشورهای منطقه با واشنگتن بستگی دارد.

این در حالی است که شرایط کنونی در منطقه به گونه‌ای نیست که آمریکا اقدامات واقعی را علیه پاکستان اتخاذ کند. به غیر از دهلی‌نو تمام سه پایتخت دیگر یعنی مسکو، پکن و ایران روابط دوستانه‌ای با واشنگتن ندارند، و با سوءظن به «جنگ علیه تروریسم» آمریکا نگاه می‌کنند.

این کشورها حضور نظامی آمریکا در افغانستان را به عنوان تلاشی برای مقابله با نفوذ و سیاست‌های آنان در منطقه می‌بینند.

جنگ لفظی واشنگتن-اسلام‌آباد، صرف نظر از جنگ علیه تروریسم، آزمون بزرگی برای آمریکا است. با این وجود این جنگ لفظی منجر به طلاق دو کشور نخواهد شد.

دوست داشته باشید یا نه افغانستان باید قبول کند که بدون پاکستان راه‌حلی برای بحران افغانستان وجود ندارد.

 

2017 ؛ روابط ناپايدار هند ؛ پاکستان و افغانستان

به گزارش خبرگزاري صدا وسيما ایران  ؛ در سال گذشته میلادی افغانستان ،پاکستان و هندوستان با تحولات متعددی روبرو بودند

افغانستان ؛ بازتوليد خشونت و ترور
در افغانستان ، سال 2017 خونین ترین سال برای نظامیان ،غیر نظامیان و اقوام در این کشور بود.با شکست گروه تروریستی داعش در سوریه و عراق بسیاری از عناصر آن از آسیای مرکزی افغانستان و پاکستان به مناطق مختلف افغانستان بخصوص ولایت ننگرهار منتقل شدند.
در واقع در سال 2017 گروه تروریستی داعش تلاش کرد بیشترین حملات را در افغانستان انجام دهد تا در جامعه این کشور و منطقه خود نمایی کند.
حمله به بیمارستان نظامی داوودخان ،انفجار تروریستی در مقابل هتل قصر نوین و دادگاه عالی افغانستان در شهر کابل از جمله حملات سال گذشته میلادی گروه تروریستی داعش در این کشور محسوب می شوند .
در اواخر سال 2017 حمله گروه تروریستی داعش به همایش علمی و پژوهشی تبیان و همچنین خبرگزاری صدای افغان نشان داد که این گروه تروریستی قصد دارد با تغییر تاکتیک حملات خود در افغانستان ضمن دامن زدن به فرقه گرایی وجنگ مذهبی در این کشور مانع از نشر واقعیات و آگاهی جوانان این کشور از مسایل مختلف در افغانستان شود .
در سال گذشته میلادی طالبان نیزضمن ادامه مخالفت با پیوستن به روند صلح با دولت افغانستان بر شرط خود مبنی بر خروج نیروهای خارجی در افغانستان تاکید کرد.گروه طالبان همچنین در سال گذشته میلادی در رقابت با داعش ومقابله با گسترش نفوذ آن بر حملات خود در افغانستان افزود.
درگیری عناصر طالبان با گروه تروریستی داعش بر سر جغرافیا در ولایت ننگرهار و مناطق شمالی افغانستان بر پیچیدگی تحولات امنیتی افغانستان افزود .در سال گذشته میلادی توافقنامه صلح میان دولت افغانستان و حزب اسلامی گلبدین حکمتیار کاملا عملیاتی و وی با قشون خود وارد کابل شد .بسیاری براین اعتقاد بودند که این توافقنامه می توانست مبنای توافقنامه های دیگر صلح در افغانستان بخصوص میان طالبان و دولت افغانستان باشد .
این در حالی است که حکمتیار با گرفتن موضع ضد اقوام ،برخی مذاهب و به نوعی حمایت از گروه تروریستی داعش نشان داد که قصد دارد تحولات آتی افغانستان را تحت تاثیر سیاستها و برنامه های حزب اسلامی در بیاورد تا به این ترتیت در انتخابات آتی ریاست جمهوری این کشور پیروز میدان باشد.
در این حال محمد اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان نیز که فاقد پایگاه قومیتی واجتماعی در افغانستان است انتظار دارد با حمایتهای حکمتیار در انتخابات آتی ریاست جمهوری افغانستان مجددا براین کرسی تکیه زند .
در عرصه سیاسی نیز متهم شدن ژنرال عبدالرشید دوستم معاون اول رئیس جمهوری افغانستان و خارج شدن وی از این کشور و رفتن به ترکیه بر تحولات سیاسی افغنستان تاثیر گذاشت .
به گونه ای که با حضور عطا محمد نور رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی و محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان در کنار دوستم ائتلافی را تشکیل دادند که مبنای آن مخالفت با برنامه ها و سیاستهای محمد اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان بود .آنان که برای شرکت در مراسم نامزدی باتور دوستم پسر عبدالرشید دوستم به ترکیه رفته بودند با تشکیل این ائتلاف مجموعه ای از خواسته ها و مواضع مشترکشان را بیان کردند .طرح برکناری عطا محمد نواز از والی گری بلخ نیز از مهمترین مسایلی بود که در اواخر سال 2017 بر تحولات سیاسی افغانستان اثر گذاشت .
اشرف غنی که به دنبال فرصتی برای کنارگذاشتن مجاهدین سابق و ایجاد رخته در ائتلاف شمال بود از اختلافات در درون حزب جمعیت اسلامی استفاده کرد و با برکناری عطامحمد نور از والی گری بلخ تلاش کرد صفحات شمالی افغانستان را تضعیف نماید.
تشدید حملات تروریستی در مناطق شمالی افغانستان بیانگر ایجاد ضعف امنیتی در این مناطق پس از خارج شدن ژنرال دوستم از افغانستان و تضعیف موقعیت جمعیت اسلامی در شمال افغانستان است .اعلام راهبرد آمریکا در مورد افغانستان از سوی دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در سال 2017 تکلیف سیاست دولت وی را در مورد افغانستان روشن کرد.
افزایش نیروی نظامی آمریکا در افغانستان و تلاش برای گفتگو با طالبان در کنار ادامه سرکوب آن از جمله مهمترین محورهای این راهبرد در مورد افغانستان است .

پاکستان ؛ دوری از واشنگتن !
در پاکستان در سال میلادی که گذشت مهمترین تحول برکناری محمد نواز شریف از نخست وزیری بود.در پی شکایت احزاب مخالف بخصوص حزب تحریک انصاف عمران خان از فرزندان نواز شریف به اتهام فساد مالی دادگاه عالی پاکستان نیز در پی بررسی پرونده با مجرم شناختن محمد نواز شریف رای به برکناری وی از قدرت داد.با توجه به اینکه رای صرفا نواز شریف را هدف قرار داده بود و حزب حاکم مسلم لیگ نواز می توانست به کار خود در قدرت ادامه دهد نوازشریف با پذیرش رای دادگاه عالی پست نخست وزیری را ترک و حزب شاهد خان عباسی را به عنوان نخست وزیر پاکستان معرفی کرد .احزاب مخالف موفقیت خود را در برکنار کردن نواز شریف از قدرت روز دمکراسی در پاکستان اعلام و آنرا پیروزی بزرگی دربرابر حزب مسلم لیگ دانستند .
از دیگر مهمترین تحولات تاثیر گذار در پاکستان در سال 2017 میلادی اتخاذ سیاستهای ضد پاکستان از سوی دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا بود . وی در زمان اعلام راهبرد واشنگتن در مورد افغانستان پاکستان را به حمایت از تروریسم متهم کرد و مدعی شد پاکستان به پناهگاهی مهم و امن برای تروریستها تبدیل شده است .وی تهدید کرد اگر دولت پاکستان در این سیاست خود تجدید نظر نکند کمکهای مالی و نظامی آمریکا به پاکستان را قطع می کند .
ترامپ در راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا نیز مواضع ضد پاکستانی خود را تکرار کرد .این موضع رئیس جمهوری آمریکا با واکنشهای بسیار تند دولت و مردم پاکستان وبرو شد .ضمن محکوم کردن اتهامات ترامپ ضد پاکستان از سوی دولت این کشور ،مردم نیز با برگزاری تظاهرات گسترده ،دولت آمریکا را به دخالت در امور داخلی خود متهم کردند.
ازدیگر تحولات مهم در پاکستان در سال گذشته میلادی تشدید حملات تروریستی در این کشور بود.حمله به آرامگاه یک صوفی در ایالت بلوچستان که منجر به کشته و زخمی شدن دهها نفر شد شدیدترین حمله در راستای تفرقه افکنی در پاکستان صورت گرفت .

مناسبات اسلام آباد – تهران
در سال 2017 “میرحاصل خان بزنجو” وزیر بنادر و کشتیرانی پاکستان در آیین بهره برداری از فاز نخست شهید بهشتی بندر چابهار حضور یافت و نشان داد که بنادر چابهار در ایران و گوادر در پاکستان نه تنها رقیب هم نیستند بلکه می توانند مکمل هم باشد .
در این حال در سال گذشته میلادی رضا ربانی رئیس مجلس سنای پاکستان در سفر به تهران راههای گسترش روابط پارلمانی میان دو طرف را بررسی کرد .
برگزاری اجلاس بین المللی ضد تروریسم در اسلام آباد و حضور علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در آن از دیگر تحولات مهم پاکستان در سال گذشته میلادی بود .
در این سال ادامه ناامنی های مرزی میان ایران و پاکستان همچنان ادامه یافت و محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران برای گفتگو با مقامات پاکستان در مورد مدیریت مرزهای مشترک به اسلام آباد سفر کرد .
در اواخر سال 2017 تظاهرات ضد دولتی احزاب مذهبی در پاکستان با عنوان تحریک لبیک یا رسول ا… در اعتراض به اقدام دولت برای لغو سوگند نمایندگان پارلمان به ختم نبوت برگزارشد .

هند ؛ ادامه تنش ها با پاکستان
هندوستان در سال گذشته میلادی نیز با تحولات و رویداهای مختلف روبرو بود .
در سال 2017 دولت “نارندارا مودی نخست وزیر هند طرح مالیات بر کالا را به اجرا درآورد.این طرح جایگزین حدود 15 برنامه مختلف شد که دولت مرکزی در حوزه مالیات در ایالتهای مختلف اجرا می کرد .
یکی از مهمترین تحولات سیاسی در هند در سال 2017 انتخاب رئیس جمهور از پایین طبقه اجتماعی و نظام کاستی این کشور بود .”رام نات کوویند” که یک “دالیت ” است به عنوان چهاردهمین رئیس جمهوری هند با حمایت 65 درصد رای دهندگان در پارلمانهای ایالتی و مجالس ملی انتخاب شد که بسیاری از محافل سیاسی آنرا نشانه تغییرات چشمگیر در مفاهیمی می دانند که برنظام سیاسی این کشور حاکم است .
در سال 2017 روابط هند و پاکستان نه تنها همچنان با تنش روبرو بود بلکه تحت تاثیر بازداشت جاسوس هندی در ایالت بلوچستان پاکستان و به اعدام محکوم شدن وی قرار داشت .”کلبوش یادیو” جاسوس هندی از سوی دولت پاکستان به خرابکاری نیز متهم است پس از آنکه روابط عمومی ارتش پاکستان اعلام کرد که ژنرال قمر جاوید باجوا فرمانده نیروی زمینی ارتش این کشور حکم اعدام وی را امضا کرده است تنش در روابط هند و پاکستان شدت گرفت .
در سال گذشته میلادی تنش در کشمیر تحت کنترل هند نیز افزایش یافت .به رغم اعزام یک هیات سیاسی از سوی دهلی نو به کشمیر تحت کنترل هند و سفر نارندرا مودی نخست وزیر این کشور به این منطقه تنش ها نه تنها کاهش نیافت بلکه تشدید نیز شد.گروههای کشمیری نیروهای امنیتی هند را به استفاده از خشونت و سلاحهایی که معترضان را کور می کند متهم می کنند.به همین دلیل گروههای کشمیری ضمن درخواست برای لغو حالت فوق لعاده در کشمیر خواهان خروج نیروهای امنیتی هند از این منطقه هستند .
در سال 2017 روابط چین با هندوستان یز با فراز و نشیب هایی روبرو بود .هر چند مقامات سیاسی دو کشور بر تنش زدایی تاکید داشتند اما صف آرایی نیروهای نظامی هند و چین در ناحیه “دوکلم” در بوتان نشان داد که تنش در روابط دو کشور جدی است .این وضعت پس از اعلام طرح اقتصادی ترانزیتی چین موسوم به “یک جاده یک کمربند” میان دهلی نو واسلام آباد ظهور و بروز بیشتری یافت .زیرا هند خواهان عبور این طرح از کشمیر تحت کنترل پاکستان نیست و آنرا تجاوز چین به حریم امنیتی و سرزمینی خود می داند.این در حالی است که چین از هندوستان برای شرکت در اجلاس یک جاده یک کمربند در پکن دعوت کرده بود اما هند در آن شرکت نکرد .
از دیگر تحولات مهم در حوزه روابط منطقه ای هند برقراری ارتباط تجاری آن با افغانستان از طریق بندر چابهار جمهوری اسلامی ایران بود .هر چند تهران بارها تاکید کرده است این بندر نه تنها در مقابل و رقیب بندر تجاری گوادر پاکستان نیست بلکه مکمل هم برای کمک به توسعه همکاری های ترانزیتی هستند .
هند در سال گذشته میلادی چندین موشک از نوع بالستیک آزمایش کرد که پیامد آن افزایش رقابتهای نظامی با پاکستان رقیب سنتی هند است .
فشارهای آمریکا برپاکستان در سال 2017 باعث شد تا اسلام آباد نیز به سمت چین و روسیه بیشتر گرایش پیدا کند .
هند نیز برای جلوگیری از اتحاد منطقه ای در همان حال که تلاش کرد روابط خود را با آمریکا گسترش دهد روبط راهبردی خود را با روسیه نیز توسعه داد تا مانع از شکل گیری اتحاد نظامی میان پاکستان با چین و روسیه برضد دهلی نو شود .
مهمترین نکته منفی در روابط منطقه ای هند در سال گذشته میلادی حمایت از دولت میانمار و یا سکوت در برابر جنایات این کشور ضد مسلمانان روهینگیا بود.
در سال گذشته میلادی در حالی که دولت میانمار تحت فشارهای جدید بین المللی و منطقه ای برای توقف خشونت ضد مسلمانان روهینگیا قرار داشت نارندارامودی نخست وزیر هند با سفر به میانمار از دولت این کشور دربرابر این فشارها حمایت کرد که با انتقادات داخلی ومنطقه ای روبر شد .
در هر حال ،پاکستان ، افغانستان و هندوستان در حالی سال 2018 را آغاز کردند که همچنان سایه تنش بر روابط افغانستان با پاکستان و این کشور با هند حاکم است .

 

سایه ارزشی تمرکزگرایی و تمرکززدایی میان ارگ و بلخ

۸ صبح : کشورهای‌ چند قومی و چند هویتی که در روند دولت – ملت سازی در عصر حاضر توفیقی چندانی نداشته‌اند، برای ایجاد نهادها و ساختارهای سیاسی و جامعه‌سازی غالباً در پروسه سیاسی‌شان گفتمان‌های تمرکز قدرت، تقسیم قدرت و تجزیه سرزمینی مستولی است. افغانستان نیز با داشتن چهار گروه عمده تباری پشتون، تاجیک، هزاره و اوزبیک و دیگر اقلیت‌ها در سالیان اخیر پیوسته با تنش و نزاع‌های قومی در پروسه دولت‌سازی و جامعه‌سازی روبه‌رو بوده است. از همین‌روی رفتارها و گفت‌وگوهای کشورسازی در وضعیت پسا رژیم طالبان در این کشور همواره با پارلمان‌خواهی، مرکززدایی، مرکزگرایی و یک‌دست‌سازی قدرت همراهی شده است.
در همین حال ریشه‌های تقابل میان ارگ و بلخ در کانتکس دولت‌سازی از نظر هویت سیاسی با محوریت هویت غالب و چند هویتی، از نظر ساختاری یک‌دست‌سازی قدرت و چند روندی قدرت بیش‌تر مفهوم می‌شود. مشاهدات علمی و تحلیلی در سه سال اخیر حکومت وحدت ملی به وضوح نشان داده که در حکم‌روایی اشرف غنی و عبدالله عبدالله بیش‌تر از زمان دیگر عطش اقتدار متمرکز و ضد متمرکز بالا گرفته است که در این میان چهره‌های طرف‌دار تقسیم قدرت پس از آغاز کشمکش‌های ارگ و والی بلخ در هم‌سویی با عطامحمد نور قرار گرفته‌اند که با استناد به توافق‌نامه سیاسی حکومت وحدت ملی سعی می‌کنند تا زمینه‌ی گفتمان تمرکززدایی را از بلخ تا قندهار بگسترانند و دولت مرکزی به رهبری اشرف غنی را به تقسیم قدرت وادار سازند.

گفتمان تمرکزگرایی

تمرکزگرایی در چهارچوب نظری ناسیونالیسم عصر مدرنیته می‌گنجد که اولویت اصلی آن ایجاد بروکراسی غیر منعطف و دولت مطلقه می‌باشد که با اتکای به عناصر وحدت سرزمینی، شبیه‌سازی فرهنگ‌ها و قدرت یک پارچه در غیاب نهادهای دموکراتیک و جامعه‌ی چند صدایی شکل می‌گیرد و پروسه‌ی دولت – ملت سازی با اسطوره‌ها و افسانه‌های تاریخی و عوامل فرهنگی اکثریت قومی تعریف می‌شود. بایست اذعان داشت در برخی از دوره‌ها حکم‌روایان افغانستان نیز همیشه تلاش کرده‌اند/ می‌کنند که نظام سیاسی این کشور را با الگوبرداری از اکثریت قومی پشتون‌ها به استواری برسانند، هرچند حکومت‌های گذشته با محوریت اکثریت قومی در افغانستان همواره با چالش تنوع فرهنگ‌ها و فقدان اکثریت مطلق قومی ناکام بوده‌اند. اکنون نیز بزرگ‌ترین مشکل دولت‌سازی با رویکرد تمرکزگرایی در افغانستان به انقطاع زمانی میان عصر مدرن و پست‌مدرن و دست‌رسی شهروندان به ارزش‌های دموکراسی رابطه دارد؛ چون پست‌مدرنیسم با نگرش فردگرایانه و ایجاد پیوند میان فرد و جهان با ساختارهای ملی و انحصارگر در نمی‌آمیزد و همین‌گونه مقوله هویت ملی را که میراث عصر ناسیونالیسم و نظم وستفالی است آشفته می‌سازد و پلورالیسم فرهنگی و سیاسی را که ریشه در دموکراسی فردگرا دارد بارور می‌کند. از همان‌روی است توجیه تمرکزگرایی قدرت سیاسی و فرهنگی در افغانستان با گسترش ارزش‌های جهانی و دموکراتیکی که در این سال‌های اخیر از بیرون وارد شده از جذابیت افتاده و در گفتگو میان جناح‌ها کم می‌آورد.

سناریوی تجزیه

فروپاشی سیاسی و اجتماعی در افغانستان نشان می‌دهد که این کشور به تجزیه‌ی داخلی یا‌‌ همان فدرال غیر رسمی رسیده است. به گونه آشکار می‌توان نمود‌های این تجزیه داخلی را در افکار عمومی در پیوند و ارتباط به نمادهای تاریخی و شخصیت‌های سیاسی‌ای که در گذشته‌ها با منزلت ملی نگریسته می‌شدند به تماشا نشست که اکنون به جایگاه قومیت فروکاسته شده‌اند. به همین روی این کشور به زون‌های سیاسی و نمادهای قومی تقسیم شده است. هرچند تا کنون هیچ گروهی صدای تجزیه و ایجاد دولت مستقل را بلند نکرده است، چون در جامعه جهانی هنوز نظم وستفالی رعایت می‌شود و تجزیه با حساسیت‌های خاص دنبال می‌شود همان‌گونه که ساموئل هانتینگتون می‌گوید: «حساسیت در جدایی سیاسی یا‌‌ همان تجزیه تقریباً به‌‌ همان اندازه تعصب قرن نوزدهم که نسبت به طلاق زن و شوهر از یک‌دیگر داشتند، پابرجا است»؛ چون حساسیت و تعصب نسب به تجزیه‌طلبی، در حقوق و عرف بین‌الملل با قوت خود باقی است. اگرچه به خودمختاری و حق تعیین سرنوشت در ماده یکم و دوم منشور سازمان ملل ارج نهاده شده. ولی، هنوز در عرف سیاسی و حقوق بین‌الملل سعی گروه‌های قومی را با حقوق عمومی و حق تعیین سرنوشت که برای دولت مستقل مجزا تلاش می‌کنند یکسان نمی‌دانند، همان طوری که رویداد همه‌پرسی بی‌فرجام کردستان عراق و کاتالونیای اسپانیا علی‌رغم تلاش‌های مسالمت‌آمیز تصدیقی بر این حقیقت است که جامعه جهانی از فروپاشی و تجزیه کشورها حمایت و پشتیبانی نمی‌کند. در کنار آن باید گفت که تجزیه در اغلب موارد مشکلات همزیستی جوامع چند قومی را حل نکرده است، بلکه ترکیب شکل اقلیت‌ها و اکثریت‌ها را از نو تنظیم می‌کند، طوری که کشورهای آسیای مرکزی پس از فروپاشی اتحاد شوروی با عنوان‌های تباری به دولت‌های مستقل بدل شدند، ولی سیاست حاکم در تمامی این کشورها با اقلیت‌های قومی ستم‌گریانه و خشونت‌آمیز است. تقسیم شبه قاره‌ی هند نیز به کشورهای هندوستان و پاکستان از نمونه‌های ناکام تجزیه است که ممکن است خصومت‌های ناشی از تجزیه برای نسل‌های آینده هم‌چنان ادامه پیدا کند. ولی در این میان تجزیه چکسلواکی و یوگسلاوی سابق پس از جنگ‌های قومی به شرایط بهتر دست یافتند.

گفتمان تقسیم قدرت

یکی از راه‌های حل مناسب برای منازعات قدرت در کشورهای چند هویتی، جابه‌جایی و مشارکت عادلانه گروه‌های قومی در ساختارها و نهادهای دولتی پنداشته می‌شود تا خواسته‌های متکثر سیاسی در تقسیم قدرت پاسخ پیدا کنند، چون جهانی‌شدن آگاهی آدمیان را از حقوق بشر و ارزش‌های جهان‌محور افزایش داده و گروهای قومی و فرهنگی را نسبت به هر زمان دیگر جسورتر ساخته که در برابر ادغام‌سازی اجباری و یک‌دست‌سازی قدرت از خویش مقاومت نشان بدهند، اما باید گفت گفتمان تقسیم قدرت در افغانستان با مشکل حقوقی و استراتژیک روبه‌رو است؛ چون از یک‌سو قانون اساسی افغانستان با رویکرد مرکزگرایی تقسیم قدرت میان نهادهای دولتی و مرکز و محلات را به نفع رییس جمهور و پایتخت تسجیل کرده است، از سوی دیگر مدعیان تمرکززدایی تا کنون از فقدان دیدگاه استراتژیک برای تعدیل نظام رنج می‌برند و این داعیه را تنها به عنوان عامل فشار استفاده کرده‌اند. دیده شود که عطامحمد نور والی بلخ آینده سیاسی‌اش را به چه میزانی به گفتمان عدم تمرکز پیوند می‌زند. هرگاه او بتواند این گفتمان را با یک دید استراتژیک به موفقیت برساند بدون تردید بنیان‌گذار دولت فراگیر و دموکراسی انجمنی در افغانستان خواهد شد.

سخن آخر

تجربه‌ی کشورهای چندقومی نشان می‌دهد که هیچ گروهی با اجبار و فشار به تنهایی صاحب و مالک دولت استوار نشده است، چون به هر پیمانه‌ای که رویکرد حکومت‌داری سخت‌گیرانه، انعطاف‌ناپذیر و قوم‌محور باشد، موقف مخالفان نیز رادیکال‌تر و آشتی‌ناپذیر‌تر می‌شوند، به همین‌روی افغانستان با پشت سر نهادن جنگ‌های قومی و تنظیمی نیازمند ایجاد ساختار فراگیر و عام‌شمول است، چون با گسترش دموکراسی و حقوق بشر خواسته و ناخواسته همه کشورهای جهان را با روندهای چند‌صدایی و تکثیر نهادها و تقسیم قدرت مقابل ساخته است و به همین خاطر ممکن نیست که در عصر انفجار اطلاعات و روابط گسترده جهانی دولت‌‌سازی در کشور چند هویتی هم‌مانند افغانستان با رویکرد یک‌صدایی و تک‌هویتی به قوّام و استواری برسد. از این روی بهتر آن است که جلو زمان گرفته نشود و به تغییر و اصلاح ساختار و هنجارهای سیاسی تمکین شود، چون سرشت آدمی با تحول و تغییر گره خورده و ساختارها و نهادها همواره محکوم به تغییر اند و هیچ میراث دولتی و سیاسی برای همیشه مقدس نمی‌ماند. سیاست‌گران افغانستان با درک مقتضیات زمانی بایست انرژی جریان‌های سیاسی و شهروندان را به جای تقابل قومی و گروهی برای توسعه اقتصادی و سیاسی رهنمایی و هزینه کنند.

 

 

ننگرهار؛ جهنمِ نظامیان آمریکایی

سال گذشته میلادی ۲۱ نظامی آمریکایی در میدان‌های جنگ افغانستان، عراق، سوریه، یمن، سومالی و نیجر کشته شدند که از این تعداد هشت نظامی در ولایت ننگرهار در شرق افغانستان جان خود را از دست دادند.

به گزارش «استارز اند استرایپس»، کشته شدن «گرین برت» در سال نو میلادی در ولایت «ننگرهار» یادآور ادامه خشونت‌ها در کشنده‌ترین ولایت از خطرناک‌ترین کشوری است که نظامیان آمریکایی به آن اعزام شده‌اند.
چند هفته پیش از آن ژنرال «لنس بانچ» دستیار وزیر دفاع آمریکا از ننگرهار به عنوان خطرناک‌ترین منطقه برای نظامیان اعزامی در افغانستان یاد کرد.
این ولایت واقع در شرق کابل که بیشتر آن را اقوام پشتون تشکیل می‌دهند یکی از معدود مناطقی است که نظامیان آمریکایی به طور معمول نظامیان افغان را در جنگ در مناطق کوهستانی و هم‌مرز با پاکستان همراهی می‌کنند.
یک سوم 21 نظامی آمریکایی کشته شده در سال گذشته میلادی در میدان جنگ افغانستان بوده است که بیشتر از هر مکان دیگری در عراق، سوریه، یمن، سومالی و نیجر به نظامیان آمریکایی تلفات وارد شده است.
از آغاز حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001 بیش از هزار و 870 نظامی آمریکایی در درگیری کشته و بیش از 20 هزار نظامی دیگر نیز زخمی شده‌اند.
برخلاف سال‌های 2015 و 2016 که بیشترین شمار نظامیان کشته شده آمریکایی در یک منطقه پیامد یک انفجار بود اما در ولایت ننگرهار نظامیان آمریکایی در رویدادهای مختلفی از جمله درگیری سنگین، انفجار بمب، حمله نفوذی و شلیک به خودی کشته شده‌اند.

 

«بلومبرگ»: برای تغییر رفتار پاکستان در برابر افغانستان تعلیق کمک‌ها کافی نیست

یک رسانه آمریکایی اعلام کرد که تعلیق کمک‌های مالی پاکستان برای تغییر رفتار ارتش این کشور و توقف حمایت از مخالفان مسلح دولت افغانستان کافی نیست و واشنگتن باید استراتژی جامع‌تری داشته باشد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، رسانه آمریکایی «بلومبرگ» در مطلبی ضمن حمایت از تعلیق حمایت‌های نظامی آمریکا از پاکستان آن را قابل دفاع و قابل توجیه دانست؛ اما تصریح کرد که این اقدام تاثیری بر حمایت پنهانی اسلام‌آباد از مخالفان مسلح دولت افغانستان برای اعمال نفوذ در این کشور ندارد.

در ادامه این یادداشت آمده است که برای رسیدن به این مهم، در کنار تعلیق کمک‌ها باید استراتژی جامع‌تر و مشخص‌تری وجود داشته باشد.

پیش از این، دو رئیس جمهور پیشین آمریکا نیز کمک‌ها را به تعلیق درآورده بودند اما این اقدام براساس این نوشتار محاسبات ژنرال‌های پاکستانی را تغییر نخواهد داد.

ژنرال‌های پاکستانی نیروهای نیابتی خود را ابزار بسیار مهمی می‌داند تا در کشور همسایه خود یعنی افغانستان اعمال نفوذ و اطمینان حاصل کنند که کابل به دشمن سنتی‌اش یعنی هند نزدیک نشود.

بلومبرگ در ادامه این مطلب نوشت: آمریکا می‌تواند با تنزل جایگاه اسلام‌آباد به عنوان مهم‌ترین متحد غیر عضو سازمان ناتو آغاز کند که سرافکندگی پاکستان را در پی خواهد داشت.

واشنگتن می‌تواند ژنرال‌های پاکستانی و جاسوسانی که با گروه‌های تروریستی در ارتباط هستند را تحریم کند و فروش سیستم‌های تسلیحاتی استراتژیک به این کشور را نیز متوقف کند.

این رسانه آمریکایی در ادامه نیز حملات یک‌جانبه هواپیماهای بودن سرنشین برای هدف قرار دادن سرکرده‌های گروه‌های تروریستی را نیز از دیگر اقداماتی خواند که واشنگتن می‌تواند از آن بهره برد و در نهایت نیز پاکستان را در فهرست کشورهای حامی تروریسم قرار دهد.

بلومبرگ تصریح کرد هر کدام از این اقدامات باید با وقفه نسبت به گام بعدی صورت گیرد با امید اینکه ارتش پاکستان نظر خود را درباره حمایت از مخالفان مسلح دولت افغانستان تغییر دهد.

رئیس جمهور آمریکا در نخستین توئیت خود در سال جاری میلادی گفته بود: «پاکستان به گروه‌های تروریستی پناه می‌دهد که آمریکا در افغانستان با آنها در حال جنگ است» و پس از آن نیز دولت ترامپ تصمیم گرفت تا بار دیگر کمک‌های مالی به اسلام‌آباد را به حالت تعلیق درآورد.

ژنرال «جیمز ماتیس» وزیر دفاع آمریکا نیز با اشاره به این موضوع گفته بود که اگر شاهد اقدامات قاطع علیه تروریست‌ها باشیم کمک‌ها به اسلام‌آباد پرداخت خواهد شد.

 

کتاب «آتش و خشم، درون کاخ سفید ترامپ» درباره افغانستان چه می‌گوید؟

در کتاب جنجالی «آتش و خشم» که به افشاگری از درون کاخ سفید ترامپ می‌پردازد هیچ اشاره‌ای به هند و پاکستان دو کشور بزرگ جنوب آسیا نشده اما به روشنی تاکید شده است هنگامی که ترامپ با طرح افزایش نیروها در افغانستان روبرو شد چگونه عقلش را از دست داد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «مایکل ولف» خبرنگار آمریکایی و نویسنده کتاب «آتش و خشم، درون کاخ سفید ترامپ» در کتاب خود به مصاحبه با افراد نزدیک به ترامپ از جمله «استیو بنن» استراتژیست ارشد وی که چندی پیش از کاخ سفید اخراج شد استناد کرده است.

«وایر» گزارش داد که در این کتاب 366 صفحه‌ای هیچ اشاره‌ای به دو کشور بزرگ جنوب آسیا یعنی هند و یا پاکستان نشده است و تنها کشور این منطقه که به طور ویژه به آن پرداخته شده افغانستان است.

ولف به استناد از بنن در کتابش می‌نویسد که وقتی ترامپ در دیدار با اعضای شورای امنیت ملی آمریکا برای بررسی استراتژی جدیدی برای افغانستان دیدار کرد ژنرال‌های وی جایگزین خوبی برای پیشنهاد افزایش نیروها ندادند.

در این کتاب آمده است ژنرال‌ها نمی‌دانستند چه بگویند و به شدت برای حفظ چهره خود تلاش می‌کنند و اظهارات نامفهومی را بیان می‌کردند. ترامپ برابر آنان ایستاده بود و به آنان می‌گفت: در حال شکست در جنگ افغانستان هستیم و اینجا هیچکس طرح بهتری برای بهبود وضعیت ندارد.

آنطور که ولف در کتابش نوشته، ترامپ در جلسه دو ساعته با شورای امنیت ملی آمریکا بارها با خشم درباره «افتضاحی که در افغانستان به وی رسیده» اظهار نارضایتی کرد.

در این دیدار ترامپ تهدید کرد تا تقریبا تمام ژنرال‌هایی که جنگ افغانستان را فرماندهی می‌کنند، اخراج کند.

وی نمی‌توانست بفهمد که چگونه بررسی برای ایجاد استراتژی جدید در افغانستان چندین ماه طول کشیده است و تاکنون استراتژی بهتری را ارائه نکرده‌اند.

دسترسی به معادن افغانستان در مقابل اعزام نظامی

رئیس جمهور آمریکا که در روند بررسی تعیین استراتژی جدید برای افغانستان که حتی به خروج تمام نظامیان آمریکایی از این کشور نیز فکر می‌کرد در 19 جولای اظهار داشت: اگر مجبور به حضور در افغانستان باشیم، چرا از آن پول در نیاوریم؟ چین در این کشور حق بهره‌برداری از معادن در افغانستان را دارد اما آمریکا نه.

این در حالی است که ترامپ در نخستین مکالمه تلفنی‌اش با «اشرف غنی» رئیس جمهور افغانستان درباره بهره‌برداری از منابع معدنی افغانستان سخن گفته بود و در اولین دیدار رو در روی خود با  غنی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک نیز بار دیگر در این باره گفت‌وگو کرد.

 

زخمِ حکومت وحدت ملی باید دهان باز کند!

رصد : «چرا نشست فوق‌العاده و اضطراری برای گزینش رییس و اعضای کمسیون عالی نظارت از توافقنامه سیاسی حکومت وحدت ملی ضروری است؟»

از نخستین‌ روزهای شکل‌گیری حکومت وحدت ملی جدی‌ترین و مهم‌ترین نگرانی آگاهان و کارشناسان حوزۀ سیاست، چه‌گونه‌گی مسالۀ به اجرایی در آمدن مفردات توافق‌نامۀ سیاسی حکومت وحدت ملی بود. چون سرقت‌ها و تقلب‌های بی‌پیشینه در انتخابات دستِ کم بیانگر یک نکته بود که:« تعهد و صداقت به هیچ روی در این بازی وجود ندارد و آنی که با اراده، آرا و سرنوشت شهروندان یک کشور با وقاحت تمام بازی می‌کند و بدان دستبرد می‌زند؛ چه‌گونه می‌تواند به توافق‌نامۀ سیاسی متعهد باشد؟»

اما هراس از وخامت اوضاع و پرتاب کشور به سمت بحران سبب گردید که  جناع اصلاحات و همگرایی فرصت چانه‌زنی و گفت‌وگو را دربارۀ مدیریت ریزِ توزیع مساویانه و هم‌وزن قدرت و صلاحیت‌های اجرایی از دست بدهد. در نتیجه گروه تمامیت‌خواه پس از اشغال ارگ، از یاد بردند که تنها دلیل حضور شان در قدرت، امضای پای توافق‌نامۀ سیاسی است و در صورتی که مشروعیت آن زیر پرسش برود؛ مشروعیت رییس جمهور نیز به حتم دچار بحران می‌گردد.

بارها شنیده‌ایم که آقای غنی از منتخب بودن خویش حرف بر زبان می‌آورد و هیچ‌کس تا کنون از ایشان نپرسیده است که:« اگر حسب ارادۀ مردم به کرسی ریاست جمهوری برگزیده شده‌اید؛ پس تشکیل ریاست اجرایی و توزیع قدرت از  کدام گردۀ مردم- چپ یا راست- به دنیا آمد؟ عاقلانه خواهد بود که دست از تجاهل‌های عارفانه برداریم و این واقعیتِ آشکار را به رسمیت بشناسیم و اعتراف کنیم که حکومت کنونی؛ محصول مشارکت گسترده، مردمی، ملی و افغانستان‌شمولی‌ست که در سایۀ احزاب قدرت‌مند و فراگیری چون جمعیت اسلامی افغانستان، وحدت اسلامی مردم افغانستان، حزب اسلامی به رهبری آقای ارغندیوال و حمایت بی‌دریغ و آگاهانۀ سایر جریان‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مدنی به میان آمده‌است. در سوی دیگر قصه با مجموعه صندوق‌هایی رو به رو هستیم که یادآور تقلب، دروغ، فریب‌کاری و افسانۀ گوسفند و حاشیه‌های آن است.

آیا کاسۀ صبر جامعۀ سیاسی لبریز نگشته است؟

از آن‌جایی که سلامت افغانستان و حفاظت از نظام، هدف اکثریت قاطع جریان‌های حامی جناع اصلاحات و همگرایی و سایر جریان‌های اپوزسیون‌ بود/ است، صبر و شکیبایی پیشه کردند و آرزو بر آن بردند که حکومت وحدت ملی در راستای عرضۀ خدمات برای مردم، تامین امنیت، برگزاری لویه جرگۀ تعدیل قانون اساسی برای بحث دربارۀ تغییر نظام و ایجاد پست صدارت، توزیع شناس‌نامه‌های برقی، اصلاح نظام انتخاباتی و ایجاد اپوزسیون سیاسی کار کند. اما دردمندانه پس از گذشت سه‌سال از عمر حکومت وحدت ملی، دیده می‌شود که نه تنها در راستای تحقق هیچ یک از این تعهدات کاری صورت نپذیرفته‌ست؛ بل با گذشت هر روز بر وخامت اوضاع افزون می‌گردد. برای گزارش وضعیت و هشدار فروپاشی کاملِ نظام، نگارنده بر آن است تا برخی از دست‌آوردهای حکومت وحدت ملی را در زیر برشمارد و سپس قضاوت را بر دیگران بگذارد تا بگویند، آیا زمان آن فرا نرسیده است که زخم حکومت مذکور دهان باز کند و چرکش به بیرون بیاید و برای تداوی‌اش فکری شود، یا می‌خواهید بگذارید و با چشمان خویش تماشا کنید سقوط و زوالِ ارزش‌ها و فرصت‌ها و امکان‌های نیم‌بندی را که با گدایی و خون دل و از دست دادن صدها هزار شهروند این خاک به‌دست آمده‌است؟ نیک می‌دانم که هرگونه غفلت‌ورزی بیشتر از این، در پیشگاه مردم، تاریخ و وجدان توجیهی در پی نخواهد داشت و ادامۀ سکوت در برابر وضع موجود، دعوای سیاست‌ورزان را به صورت کامل باطل می‌سازد.

برگشت دوبارۀ طالبان و تصرف سی درصدی خاک کشور

طالبان پس از چهارده‌سال انزوا و جنگ‌های هرازگاهی در روستاها، مرکز شمال‌شرق را اشغال کردند و پرچم ننگین خویش را در چوک شهر کهندژ به اهتزاز درآوردند، در جریان همین سه‌سال مواضع طالبان فراوان فربه گردید و از حالت تدافعی به جنگ‌های تهاجمی رو آوردند و برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد که بیش‌تر از سی‌درصد خاک کلیت کشور را در اختیار دارند. تا پیش از تشکیل حکومت کنونی، طالبان کشور به کشور لاش خویش را می‌کشیدند و از صلح و مشارکت در نظام حرف می‌زدند و گاهی بحث تا تعدیل و عدم تعدیل قانون اساسی نیز پیش می‌رفت. اما اکنون دیگر خبری از آن روزها نیست و با عبور از فصلی به فصل دیگر، نیرومندتر، قدرت‌مندتر و با انسجام و برنامه‌های ویرانگرکننده‌تر به میدان می‌آیند و سخن از جنگ می‌گویند و هر روز سربازان و فرزندان و شهروندان کشورمان را به‌گونۀ بی‌رحمانه به شهادت می‌رسانند و سپس ویدیوها و فرتورهای کشتارها را برای ما می‌فرستند و خود لبخند پیروزمندانه می‌زنند. حکومت به درازی پنج‌سال تقبیح‌نامه نوشته است و هر روز یکی از آن‌ها را در اختیار رسانه‌ها می‌گذارد و تمام.

ظهور خون‌آشام‌ترین گروه تروریستی( داعش) در افغانستان

همزمان با شروع کار حکومت کنونی، شایعۀ داعش کم کم در رسانه‌های داخلی پیچید و خبرها حاکی از آن بود که گویا داعش نخستین لانۀ خویش را در استان هلمند هسته‌گذاری کرده است، سپس خبر پشتِ خبر از استان‌های زابل، لوگر، فراه، جلال آباد و حتا برخی استان‌های شمال نشر و پخش گردید و سرانجام قصۀ پرچم سیاه در کنار و یا برابر پرچم سپید طالبان بر زبان‌ها افتاد و اکنون با دریغ و درد که کودکان‌مان نیز با این نام سرطانی و خون‌آشام آشنایی دارند و دیگر حتا در مسجدها، مدرسه‌ها، تکیه‌خانه‌ها و مراکز فرهنگی به هیچ روی امنیت نداریم، حکومت وحدت ملی نه تنها خبر لانه‌گزینی داعش را در کشور جدی نگرفت؛ بل رسانه‌های بیرونی گزارش‌هایی را نیز مبنی بر حمایت برخی از درشت‌ترین چهره‌های حکومت افغانستان منتشر کردند و چنین خبری- همراه با علایم و نشانه‌ها- هنوز دست به دست می‌شود. طالبان تنها دعوای برپایی دوبارۀ امارت خیالی‌شان را در سر داشتند؛ اما داعش در کنار این که تهدید بی‌پیشنه برای افغاستان به‌شمار می‌رود، بزرگ‌ترین زنگ خطر به کشورهای همسایه نیز است؛ چون داعیۀ خلافت جهانی دارند. چنان‌که می‌دانیم از عراق و سوریه سرو کله‌شان پیدا گشت و اکنون در افغانستان با غیر انسانی‌ترین شیوه‌ها قدرت‌نمایی می‌کنند و نیز تلاش دارند که از طریق افغانستان به کشورهای آسیای میانه و ایران رخنه کنند. امروز کشورهایی که با افغانستان مرز مشترک دارند، به‌شدت نگران این موضوع اند؛ اما هیچ‌گونه پاسخی نسبت به بی توجهی« کابل» در پیوند به مبارزۀ سازمان‌یافته و راهبردی علیۀ داعش وجود ندارد. وظیفۀ تمام شهروندان آگاه، سیاست‌ورز و افغانستان‌پرست است که به‌گونۀ جدی پروندۀ پیدایی داعش را موازی با شکل‌گیری حکومت وحدت ملی با دقت بررسی و ارزیابی کنند؛ تا دریابند که چه کسانی در مدیریتِ سقوط کشور سهم و دست دارند!

تلاش برای به آتش کشیدن شمال و تبعید معاون نخست حکومت وحدت ملی

همزمان با آغاز کار حکومت وحدت ملی، ناامنی‌ها اندک اندک جا عوض کردند. سقوط استان کندز به دست طالبان عمق فاجعه را پس از چهارده‌سال در شمال به نمایش گذاشت و شرم‌ساری بی‌پیشنه برای حکومت مرکزی به‌میان آورد. مگر چه‌گونه می‌شد تصور کرد که روزی دوباره گروه طالبان، یکی از مهم‌ترین شهرها را اشغال کنند و یک هفته دست به کشتار، خشونت؛ سرقت، تجاوز و …بزنند و تمام مکاتبات اداره‌های محلی را به آتش بکشند؟ بغلان به امن‌ترین پناه‌گاه و سنگر آن‌ها مبدل گشت و وقاحت تا آن‌جا رخ نمود که میان حکومت مرکزی و شاخۀ طالبان استان بغلان تفاهم‌نامه امضا شد. استان‌های فاریاب، سرپل و جوزجان در آستانۀ سقوط واقع گردید و تنها حضور شباروزی جنرال عبدالرشید دوستم سبب شد که طالبان نتوانند به این نیت شوم شان دست یابند؛ ولی دیری نگذشت که این جنرال کارکشته مورد بی‌مهری حکومت مرکزی قرار گرفت و در ادامه متهم به نسل‌کشی گشت و حتا هیاتی نیز برای بررسی نقض حقوق بشر توسط افراد او به شمال کشور فرستاده شد. ایجاد چنین انسدادی کارگر واقع نشد و جنرال به مبارزه‌اش ادامه داد؛ اما سرانجام در یک کمین مشکوک و پرسش‌برانگیز بیشتر از بیست تن از نزدیک‌ترین یارانش را از دست داد و خود به‌گونۀ معجزه‌آسا از این نبرد نفس‌گیر و پیچیده جان سالم به در برد و سپس نتوانست لب فرو بندد، یک‌راست آمد و حلقات مشخص و معینی را متهم به طرح ترورش کرد و خواستار تحقیقات جدی در پیوند به آن رویداد بسیار شک‌آفرین شد و نیز از جابه‌جایی هفت‌هزارو پنج‌صد عضو داعش در شمال خبر داد. مردم منتظر بودند تا حکومت دربارۀ شناسایی دست‌های طرح ترور معاون نخست خویش، دست به تحقیق جدی بزند و از سوی دیگر خواستار وضاحت از جنرال دوستم در پیوند به ادعای جابه‌جایی نیروهای داعش در شمال شود. اما این دو مساله با سکوت مرگ‌بار مواجه گشت و دیری نگذشت که پروندۀ ایشچی شکل گرفت و تا سرحد تبعید اعلام ناشدۀ شخص شماره دوم کشور به پیش کشانده شد.

خلاصه ناامنی همچو ماری زخمی آن‌قدر خزید و خزید و خزید که تا دورترین روستاهای شمال را اکنون در بر کشیده است، استان بدخشان که در طول تاریخ معروف به زادگاه روشن‌فکران و شکل‌گیری جنبش‌های روشن‌گرانه بوده است، سوگ‌مندانه در همین دوره به یکی از کانون‌های رشد، پرورش و تربیت بنیادگرایی و تحجر مبدل گردید. تخار که نامش با مقاومت و آزاده‌گی و فرهنگ خواهر بود، امروز از چند سو در محاصرۀ طالبان قرار دارد و سفر کردن به شهرستان‌های آن به کابوسی مبدل گشته‌ست که کوچک‌ترین حس امنیت و مصوونیت را نیز از مردم ربوده است.

صلاح‌الدین ربانی در دوراهی

۸ صبح : بن‌بست تعلیق وظیفه‌ی کسی که به عنوان والی بلخ مقرر شده است، وارد مرحله‌ی جدید شده است. به نظر می‌رسد که صلاح‌الدین ربانی وزیر خارجه‌ی کشور و رییس جمعیت، نتوانست برای این بن‌بست یک راه حل قابل قبول برای تمام جوانب منازعه پیدا کند. پیش از منظوری استعفای والی بلخ توسط ریاست جمهوری، وزیر خارجه تلاش داشت تا عطامحمد نور را قانع سازد که از سمتش آرام و بدون سروصدا کنار برود. اما به گفته‌ی رییس اجرایی، وقتی هیأت جمعیت به رهبری صلاح‌الدین ربانی به بلخ رفت، نظرشان تغییر کرد و از ریاست جمهوری خواستار مهلت بیشتر شدند. اما ریاست جمهوری به آنان مهلت بیش‌تر نداد.
موضع‌گیری تند عطامحمد نور در برابر ارگ و حضور فعال او در نشست‌های مخالفان سیاسی محمداشرف غنی، به وجهه‌ی قومی و سیاسی ارگ آسیب زده بود و به همین دلیل ریاست جمهوری نمی‌توانست در برابر عطامحمد نور کوتاه بیاید. ارگ که خودش را مظهر قدرت مرکزی افغانستان می‌داند نمی‌تواند تهدید از حاشیه‌ی قدرت را تحمل کند. مدارای بیشتر با عطامحمد نور برای ارگ هزینه‌ی سنگین سیاسی و قومی داشت.

پس از منظوری استعفای والی بلخ هم صلاح‌الدین ربانی تلاش کرد تا بن‌بست به وجود آمده را بدون سروصدا حل کند. او می‌خواست در مذاکره با ارگ امتیازهایی به سود عطامحمد نور بگیرد و به این مشکل نقطه‌ی پایان بگذارد. اما به نظر می‌رسد که ارگ در بدل ولایت بلخ به عطامحمد نور امتیاز نمی‌دهد. ارگ شاید تصور می‌کند که عطامحمد نور فعلاً در موقعیت ضعیف قرار دارد. از سوی دیگر طرف تقسیم قدرت با اشرف غنی داکتر عبدالله است. داکتر عبدالله نه از موضع یک حزب سیاسی که از موضع یک تیم انتخاباتی، با داکتر اشرف غنی توافق‌نامه‌ی تقسیم قدرت، ایجاد ریاست اجرایی و تعدیل قانون اساسی را امضا کرده است. بنا بر این در تمام عزل و نصب‌ها طرف ریاست جمهوری، نه عطامحمد نور یا صلاح‌الدین ربانی، بلکه داکتر عبدالله عبدالله است.
واقعیت دیگر هم این است که هم صلاح‌الدین ربانی و هم برخی از آنانی که اسم‌شان در فهرست شورای رهبری موقت جمعیت قراردارد، مدیون عطامحمد نور هستند. شورای رهبری موقت جمعیت و دفترهای ولایتی آن، با پول عطامحمد نور فعالیت می‌کند. هیچ یک از اعضای شورای موقت رهبری جمعیت به اندازه‌ی عطامحمد نور به منابع مالی دست‌رسی ندارد. واقعیت دیگر این است که صلاح‌الدین ربانی از موقعیت منحصر به فرد رییس اجرایی هم آگاه است. رییس اجرایی مشروعیت بین‌المللی دارد و طرف موافقت‌نامه‌ی تقسیم قدرت با رییس جمهور غنی است. رییس اجرایی غیرقابل تعویض است و تلاش‌هایی هم که درگذشته برای دور زدن او صورت گرفت، ناکام ماند.
صلاح‌الدین ربانی حالا در موقعیتی است که نه می‌تواند از عبدالله عبدالله بِبُرد و نه می‌تواند از عطامحمد نور عبور کند. ارگ ظاهراً نمی‌خواهد که برای عطامحمد نور امتیاز بدهد. به همین دلیل نمی‌تواند تصمیم بگیرد. واقعیت دیگر هم این است که محمداشرف غنی نمی‌تواند در مورد مهندس داوود تجدید نظر کند. عطامحمد نور می‌خواهد که ریاست جمهوری به جای انجنیر داوود کسی دیگر را بگمارد، اما اشرف غنی تن دادن به این خواست را تیشه زدن به مشروعیت قومی خود می‌داند. اما با وجود این‌ها ریاست جمهوری مذاکره و چانه‌زنی با صلاح‌الدین ربانی و شورای رهبری موقت جمعیت را ادامه می‌دهد. بعید نیست که این مذاکرات در روزهای آینده ادامه هم ادامه پیدا کند.
خواست ارگ این است که مراسم معارفه‌ی مهندس محمد داوود، بدون هیچ نوع سروصدایی انجام شود. این امر بدون رضایت عطامحمد نور و صلاح‌الدین ربانی ممکن نیست. ارگ نمی‌خواهد که در فضای کاملاً نظامی و امنیتی و با بدل کردن مزار به یک پادگان نظامی، مراسم معارفه‌ی محمد داوود انجام شود. در کنار این، محمد داوود هم به اشاره‌ی برخی از حلقات در مرکز در پی تقویت شبکه‌ی حمایتی خودش در بلخ است. عطامحمد نور در ۱۴ سال گذشته، شبکه‌ی حمایتی خودش را در بلخ تقویت کرده است و انجنیر داوود هم نمی‌تواند در فقدان یک شبکه‌ی حمایتی به کار در بلخ آغاز کند. اما در کنار تقویت شبکه‌ی حمایتی انجنیر داوود، نیاز به تفاهم هم هست. بدون تفاهم با عطامحمد نور یا کسانی که شبکه‌ی حمایتی او را در بلخ می‌سازند، مراسم معارفه‌ی انجنیر داوود امنیتی خواهد بود. ارگ از کانال‌های دیگر هم با عطامحمد نور مصروف مذاکره است. وزیر داخله هم به مزار سفر کرد و با عطامحمد نور گفت‌وگو کرد. یک احتمال این است که بن‌بست در مذاکره بشکند و گفت‌وگو‌ها نتیجه بدهد. احتمال دیگر هم این است که گپ به خشونت بکشد. روشن است که خشونت و تقابل نظامی، علاوه بر این که به عمر سیاسی عطامحمد نور پایان می‌دهد، رنج‌های بی‌شماری هم به مردم بلخ تحمیل خواهد کرد. در صورتی که گپ به خشونت بکشد، نه صلاح‌الدین ربانی در کنار عطامحمد نور می‌ایستد و نه دیگر قدرت‌مندانی که عنوان «جمعیتی» را یدک می‌کشند.

پاکستان مالیات عبور تجهیزات ناتو را افزایش می‌دهد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در اسلام‌آباد به نقل از دنیا نیوز، پاکستان در واکنش به توقف کمک‌های مالی و امنیتی آمریکا، مالیات انتقال کالا‌های ناتو از مسیر این کشور به  افغانستان را تا 100 درصد افزایش می‌دهد.

برای این منظور تا پایان هفته جاری وزارت ارتباطات و حمل و نقل پاکستان تصمیم‌گیری خواهد کرد.

در حال حاضر تدارکات ناتو از طریق بندر کراچی به مرز «تورخم» و «چمن» حمل و به افغانستان منتقل می‌شود.

گمرک پاکستان اعلام کرد برای عبور هر کانتینر حامل کالا‌های ناتو ۱۷۰۰ دلار مالیات دریافت می‌کند.

قرار است وزارت ارتباطات و حمل و نقل پاکستان در زمینه افزایش مالیات کالاهای ناتو نشست‌هایی با وزارت دارایی انجام دهند و تصمیم گیری نهایی را اعلام کنند.

این خبر در حالی منتشر می‌شود که منابع خبری پاکستان از تصمیم دولت و ارتش این کشور مبنی بر بستن مسیر انتقال تجهیزات ناتو خبر می‌دهند.

مسیر پاکستان کوتاه‌ترین و ارزان‌ترین مسیر انتقال تدارکات ناتو به افغانستان است.

وزیر امور خارجه پاکستان اعلام کرد: با توجه به تعلیق کمک مالی و امنیتی واشنگتن به اسلام‌آباد، اتحاد و همکاری با آمریکا را تمام‌ شده می‌دانیم.

وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد: کمک‌های مالی و نظامی پاکستان به حالت تعلیق درآمده است و تا زمانی که اسلام‌آباد خواسته‌های واشنگتن را برآورده نکند هیچ کمک مالی به این کشور تعلق نخواهد گرفت.

رئیس جمهور آمریکا در نخستین پیام توئیتری خود در سال 2018 میلادی از قطع کمک های واشنگتن به دولت پاکستان خبر داد و اعلام کرد که واشنگتن در اقدامی احمقانه در طی 15 سال گذشته 33 میلیارد دلار به این کشور کمک کرده است که این روند ادامه نخواهد یافت.

وی ادامه داد: پاکستان جز دروغ و فریب کاری چیزی تحویل آمریکا نداده و رهبران این کشور ما را احمق فرض کرده‌اند.

«آسیای مرکزی بزرگ» سناریوی جدید آمریکا دربرابر چین و روسیه

«فکرت شعبان‌اف» کارشناس مسائل سیاسی و رئیس مرکز تحلیلی موسوم به «مشاوران سیاست و اقتصاد بین‌المللی» در یادداشتی اختصاصی که در اختیار دفتر خبرگزاری فارس در بیشکک قرار داد، به بررسی استراتژیک جدید آمریکا درباره همکاری با کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان پرداخت.

در بخش چهارم این یادداشت آمده است: چین و روسیه به عنوان کشورهای ابرقدرت در آسیای مرکزی منافع ملی خود را دنبال کرده و مشغول اجرای پروژه‌های خود هستند و به مقابله با آمریکا می‌پردازند.

مانع اصلی اجرای پروژه‌های «واشنگتن» سازمان همکاری شانگهای است زیرا هدف پروژه «آسیای مرکزی بزرگ» کاهش نقش این سازمان در منطقه و همچنین در افغانستان است.

علاوه‌ بر این روسیه پروژه خود موسوم به «شرق میانه جدید» را برای اتحاد کشورهای آسیای مرکزی معرفی کرد که قلمرو آن از سیبری تا هند شرقی و خلیج فارس می‌باشد.

کریدور فرا اوراسیا بستر همه تغییرات در این پروژه خواهد بود همچنین قرار است کریدوری از اقیانوس شمالی تا اقیانوس هند کشیده شود.

کریدورهای شرق تا غرب هم با حضور بندرهای ایرانی در این پروژه در نظر گرفته شدند اما همچنان کریدور شمال- جنوب نقشه اصلی است.

این پروژه توسط کارشناسان و نخبگان سیاسی روسیه مطرح شد و به نظر نویسندگان آن تقویت تدابیر امنیتی در جنوب در برابر سازمان‌های تروریستی هدف اصلی روس‌ها می‌باشد.

با توجه به اینکه روسیه خود را به عنوان ضامن امنیت در آسیای مرکزی از طریق سازمان‌هایی نظیر سازمان پیمان امنیت جمعی و سازمان همکاری شانگهای معرفی می‌کند در حال حاضر «مسکو» به دلیل برخی مسائل، توانایی و آمادگی ایفای این نقش را ندارد.

چین نیز به عنوان یکی از بازیگران ژئوپلیتیکی اصلی جهان علاقمند به اجرای برنامه‌های خود در منطقه است.

پروژه دولت چین پس از فعال شدن آسیای مرکزی بزرگ و شرق میانه جدید ظهور کرد.

در مقایسه با پروژه‌های روسیه و آمریکا، چین بستر اقتصادی قوی در منطقه دارد و استراتژی اصلی آن تمرکز کامل بر مسائل اقتصادی است. ایده کمربند اقتصادی همانند دیگر پروژه‌های همگرایی افغانستان را به آسیای مرکزی می‌چسبانند.

پروژه «پکن» در آسیای مرکزی به دنبال 3 هدف از جمله، در آسیای مرکزی باید امنیت حفظ شود، آسیای مرکزی باید مواد خام و بازار برای تولیدکنندگان چینی را مهیا کند و آسیای مرکزی باید منطقه ترانزیتی برای ایجاد مسیرهای جدید و کوتاه به اروپا باشد را دنبال می‌کند.

چین برای تأمین مالی پروژه خود 100 میلیارد دلار هزینه کرد.

در واقع پکن پیشنهاد اجرای پروژه آسیای شرقی تا اروپا را مطرح می‌کند که در آن 21 کشور شرکت کرده و چین اجرا کننده اصلی آن است.

در مرحله فعلی پکن به دنبال مقابله با دیگر پروژه‌های ذکر شده نیست زیرا چین کمربند اقتصادی را پل ارتباطی بین اقیانوس آرام و اروپا می‌داند.

بندهای اساسی کمربند اقتصادی چین نیز عبارتند از تقویت توسعه اقتصادی متعادل غرب و شرق و همچنین همکاری‌های منطقه‌ای، تقویت روابط اطلاعاتی اوراسیا،  ایجاد کریدور اقیانوس آرام تا دریای بالتیک و ساخت زیرساخت‌های ترانزیتی که آسیای جنوبی را به آسیای شرقی متصل می‌کند،  تأمین شرایط برای اجرای تجارت بدون توقف، تسهیل فعالیت‌های تجاری و سرمایه‌گذاری و رشد ظرفیت رقابتی مناطق مختلف می‌باشد

همچنین چین علاقمند به دسترسی به منابع انرژی آسیای مرکزی است و توجه زیادی به کشف میدان‌های نفت و گاز در این منطقه ارائه می‌کند.

در حال حاضر چین خواستار تقویت حضور نظامی خود در منطقه نیست اما در صورت لزوم و ایجاد درگیری در آسیای مرکزی مواضع پکن تغییر خواهد کرد.

هر پروژه ویژگی‌ها، اهداف و اولویت‌های خاصی دارد و می‌توان گفت که در برخی موارد آنان همدیگر را حمایت و تکمیل می‌کنند.

واقعیت اصلی این است که هر 3 کشور حل درگیری‌ها افغانستان را دنبال می‌کنند و پروژه‌ای که منافع کشورهای آسیای مرکزی را تأمین کند هنوز وجود ندارد و آمریکا، چین و روسیه تنها به دنبال منافع شخصی خود هستند.

به غیر از 3 کشور مذکور در آسیای مرکزی اتحادیه اروپا، ترکیه و ایران فعال هستند و این موضوع اهمیت پروژه‌های همگرایی را نشان می‌دهد.

وقتی هواپیمای امریکایی داعشی ها را نجات می دهند

صحنه عجیبی بود، دنیا در صفحه های تلویزیون و شبکه های اجتماعی می دید که هواپیماهای امریکایی عناصر داعش را از اراضی سوریه به جاهایی نامعلوم منتقل می کنند.

دنیا نمی تواند این موضع را تفسیر کند، آیا آن را باید در چارچوب مسائل حقوق بشری و انسانی تفسیر کرد یا این که به صراحت کاری مزورانه از سوی بزرگترین کشور دنیاست که با شبکه جنایت کار داعش هماهنگی و همکاری می کند.

اگر روابط مشکوکی میان امریکا و داعش وجود دارد پس چرا این همه ویرانی به بار آمد، آیا امریکا می خواست عراق را اشغال و ویران کند بعد مسئولیت تکمیل این ماموریت را به نیروهای داعش بسپرد؟ دنیا همواره می پرسید که منابع تامین سلاح های پیشرفته که شامل موشک هم می شدند کجا بودند و چگونه این سلاح ها به دست داعش رسیدند و منابع حمایت و تامین برای رفع نیازهای این شبکه تروریستی که بود؟

دنیا می دانست که ترکیه نفت را از داعش می خرد و در مقابل به آن سلاح می دهد. دنیا این را هم می دانست که داعش از منابع مختلف سلاح های پیشرفته به دست می آورد، اما مواضع امریکا درباره داعش همواره به گونه ای بوده که نشان می داد امریکا از هر گونه کارهای وحشیانه ای که این شبکه تروریستی انجام می داد و جهان عرب را ویران کرد، مبراست.

سوال مهمتر این است که هواپیماهای امریکایی که نیروهای داعش را حمل می کردند به کجا رفتند و کدام کشور منتظر استقبال از آنها بوده است، ماموریت جدید آنها چه خواهد بود؟

بعضی ها احتمال می دهند که ممکن است آنها به ترکیه رسیده باشند یا به اسرائیل رفته باشند تا از آن جا به کشورهای دیگر بروند، گفته می شود احتمالا مقصد بعدی آنها لیبی یا سینا یا هر دوی آنها با هم است.

چه چیزی باعث می شود که امریکا بخواهد بقایای به جا مانده از داعش را نجات دهد، آیا باید آن را در چارچوب هماهنگی و پشتیبانی تفسیر کرد، اگر امریکا می توانست عملیات داعش را در سرزمین های عربی متوقف کند چرا در طول این سال ها این کار را نکرد و اجازه داد این شبکه تروریستی پایتخت های عربی را ویران کند؟

نکته عجیب این است که داعش یک گلوله به سمت اسرائیل شلیک نکرد و یک موشک به اراضی ترکیه نفرستاد با وجود این که سال ها در سوریه و عراق جنگید، هر دوی این کشورها با ترکیه مرز دارند.

شبکه داعش همچنان پر رمز و راز باقی خواهد ماند و سوال های بسیار را مطرح خواهد کرد، چگونه ظاهر شد، از کجا آمد و روابطش با امریکا و ترکیه و اسرائیل چه بود. رازهایی پوشیده همچنان وجود دارد.

منبع: الاهرام / تحریریه دیپلماسی ایرانی

ترامپ: مایلم با کیم جونگ اون تلفنی حرف بزنم

آقای ترامپ در کمپ دیوید با خبرنگاران حرف می‌زد

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا ابراز تمایل کرده با کیم جونگ اون ، رهبرکره‌ شمالی تلفنی گفتگو کند. هم‌زمان مقام‌های کره‌شمالی از احتمال حضور ورزشکاران این کشور در المپیک زمستانی ماه آینده که قرار است در کره‌جنوبی برگزار شود، خبر داده‌اند.

روز شنبه (ششم ژانویه – ۱۶ دی) آقای ترامپ که برای تعطیلات آخر هفته به کمپ دیوید رفته در اظهاراتی متفاوت گفت امیدوار است مذاکرات هفته آینده میان مقام‌های کره جنوبی و شمالی سازنده پیش برود و به کاهش تنش در شبه جزیره کره منجر شود.

آقای ترامپ که جنجال لفظی او با کیم جونگ اون در چند ماه گذشته همواره در صدر اخبار قرار گرفته، امروز گفت آمادگی دارد که به طور تلفنی با کیم جونگ اون، رهبر جوان کره‌شمالی گفتگو کند.

او که قرار است در تعطیلات پایانی این هفته در استراحت‌گاه کمپ دیوید با رهبران جمهوری‌خواه دیدار کند و درباره الویت‌های دولتش در سال جدید میلادی رایزنی کند، روز شنبه در برابر خبرنگاران حاضر شد و گفت همیشه به “گفتگو اعتقاد داشته” و اگر چه “پیش‌شرط‌هایی” وجود دارد اما او آمادگی دارد که تلفنی با رهبر کره‌شمالی گفتگو کند.

این در حالی است که چند روز پیش او در واکنش به سخنان سال نو میلادی کیم جونگ اون، گفته بود دکمه اتمی او بزرگ‌تر و قوی‌تر از دکمه‌ای است که کیم جونگ اون گفته روی میز کارش دارد.

بیشتر بخوانید

ترامپ به رهبر کره شمالی: کلید هسته‌ای من بزرگ‌تر و قوی‌تر است

هم‌زمان در چند روز گذشته رسانه‌های آمریکایی بر اساس تحلیل‌های منابع نظامی آمریکا گزارش کردند که برنامه هسته‌ای پیونگ یانگ پیش‌برد سریع‌تری از آنچه پیش‌بینی می‌شد، داشته است.

حضور کاروان کره شمالی در المپیک زمستانی کره‌ جنوبی می‌تواند خبر خوشی برای صلح جهانی تلقی شود

کره‌شمالی ‘به احتمال زیاد’ در المپیک زمستانی شرکت می‌کند

روز شنبه همچنین گزارش شد رئیس کمیته المپیک کره‌شمالی از حضور احتمالی ورزشکاران این کشور در المپیک زمستانی سئول خبر داده است.

چانگ اونگ، نماینده کره‌شمالی در کمیته بین‌المللی المپیک این سخنان را در فرودگاه بین‌المللی پکن بر زبان آورده است.

اظهاراتی که در صورت تایید، نشانه‌ای بسیار مثبت در کاهش تنش میان دو کره خواهد داشت.

خبرگزاری کی‌یودو ژاپن هم گفته نمانیده کره‌شمالی در راه سفر به سوئیس و فراهم کردن زمینه حضور ورزشکاران کشورش در المپیک زمستانی امسال است.

این خبر تنها یک روز پس از آن مخابره شده که پیونگ‌یانگ از موافقت با از سرگیری مذاکرات با کره‌جنوبی سخن گفت.

روز گذشته هم در واکنش به این خبر، آقای ترامپ گفته بود انتظار دارد مذاکره میان مقام‌های دو کره فراتر از موضوع المپیک زمستانی برود و مسایلی چون برنامه هسته‌ای پیونگ‌یانگ را هم در بر گیرد.

کیم جونگ اون در سخنان سال نو میلادی ابراز امیدواری کرده بود که المپیک زمستانی پیونگ‌چنگ که ماه آینده آغاز می‌شود، با موفقیت برگزار شود.

رهبر کره شمالی گفته بود که گسیل کردن نمایندگان کشورش به این المپیک را مد نظر دارد.

در پاسخ به این اظهار تمایل، مون جائه‌-این، رئیس‌جمهور کره‌جنوبی پیشنهاد داده بود که مذاکرات مستقیمی میان سئول و پیونگ‌یانگ در این باره برگزار شود.

مذاکراتی که حالا مقرر شده هفته آینده در دهکده مرزی میان دو کشور آغاز شود.

کیم جونگ اون در خلال سخنرانی روز اول ژانویه خود، به نشانه صلح‌طلبی، شاخه زیتون به سوی سئول دراز کرد

آن طور که گزارش شده، شکل‌گیری این مذاکرات در نتیجه دو جلسه مخفیانه‌ای بوده که ماه دسامبر گذشته میان مقام‌های ورزشی دو کره با میزبانی چین برگزار شده و پس از آن رهبران دو کشور از تمایل به مذاکرات علنی در این باره سخن به میان آورده‌اند.

در خلال آن دو جلسه محرمانه بوده که دو کره بر سر تبادل ورزشی در خلال المپیک زمستانی ۲۰۱۸ به توافق رسیده‌اند.

نمایندگان دو کره در کجا ملاقات خواهند کرد؟

قرار است این دیدار در روستای “پانمونجم” واقع در مرز دو کره، که به روستای آتش بس شهرت دارد برگزار شود که محل تاریخی مذاکرات دو کره بوده است.

هنوز مشخص نشده است که چه کسانی از دو طرف پای میز مذاکره خواهند نشست.

فرار پرماجرای سرباز کره شمالی به کره جنوبی

کره جنوبی یک کشتی را به ظن انتقال نفت به کره شمالی توقیف کرد

آمریکا بعد از آزمایش موشکی کره شمالی: در کنار کره جنوبی ایستاده‌ایم

ترامپ: جهان پیام جدید کره شمالی را رسا و واضح دریافت کرد

نمایندگان دو کره آخرین بار در دسامبر سال ۲۰۱۵ میلادی در یک منطقه مشترک صنعتی بدون رسیدن به توافق و بدون اینکه جزئیات جلسه منتشر شود دیدار داشتند.

در ماه ژوئیه ۲۰۱۷، کره جنوبی پیشنهاد مذاکره دو جانبه بر سر مسائل نظامی و همچنین وضعیت خانواده‌های جدا افتاده در جریان جنگ دو کره را داد.

این در حالی است که چنین مذاکره ای برگزار نشد و کره‌شمالی به آزمایش‌های موشکی خود ادامه داد.

 

افغانستان تلویحا از ایران خواست لشکر فاطمیون را منحل کند

ریاست جمهوری افغانستان ضمن تاکید بر عدم استفاده از “احساسات و ناگزیری‌های” مهاجران افغان در کشورهای همسایه، تلویحا خواهان منحل کردن لشکر فاطمیون شده است.

لشکر فاطمیون از جمله نیروهای تحت نظر نیروی قدس سپاه پاسداران ایران است که از مهاجران افغان ساکن ایران تشکیل شده و نفرات آن برای جنگ به سوریه اعزام می‌شوند.

شاه‌حسین مرتضوی، سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان به خلیل نوری، خبرنگار بی‌بی‌سی گفت باید بخشی از اقدامات برای توقف سوءاستفاده از احساسات و ناگزیری‌های مهاجران افغان، “منحل کردن گروه‌هایی باشد که ایجاد شده است”.

آقای مرتضوی اضافه کرد که در کمیته‌های پنجگانه افغانستان و ایران، درباره لشکر فاطمیون بحث شده و افغانستان نگرانی خود را در این مورد مطرح کرده‌ است.

زهیر مجاهد از ‘بی‌توجهی’ به نیروهای افغان در سوریه انتقاد کرد

دیروز، یکی از مسئولان لشکر فاطمیون زیر نظر سپاه ایران از کشته شدن دست‌کم دو هزار نفر و زخمی شدن هشت هزار افغان دیگر “در راه اسلام” خبر داده بود.

به اساس گزارش بسیح نیوز، زهیر مجاهد، مسئول فرهنگی لشکر فاطمیون گفته بود که با وجود “فداکاری” نیروهای افغان، آنچنان که باید به این نیروها توجه نشده است.

به گفته آقای مجاهد، سربازان افغان مقیم ایران در حالی برای جنگ به سوریه اعزام می‌شوند که خود افغانستانی‌ها به آنها “طعنه” می‌زنند که چرا برای “رژیم اسد یا ایران می‌جنگند.”

مسئول بنیاد شهید ایران سال گذشته گفته بود که ۲۰۰ نفر از نیروهای لشکر فاطمیون که در سوریه کشته شده‌اند، تحت پوشش این بنیاد قرار گرفته‌اند.

لشکر فاطمیون سال ۱۳۹۴ از ادغام نیروهای تیپ ابوذر در زمان جنگ ایران و عراق و نیروهای مجاهد افغانستان زیر نظر سپاه ایران شکل گرفت.

نیروهای فاطمیون در راهپیمایی روز قدس در ایران

 

 

 

اسرائیل ورود فعالان شماری از سازمان‌های بین‌المللی را به خاکش ممنوع کرد

دولت اسرائیل فهرستی کامل از سازمان‌هایی را اعلام کرده که فعالان آن‌ از ورود به خاک این کشور منع شده‌اند.

این فهرست که از سوی وزارت امور استراتژیک اسرائیل منتشر شده شامل ۲۰ سازمان می‌شود.

گفته شده که به اعضای این سازمان‌ها به دلیل حمایت از جنبش “بایکوت، عدم سرمایه‌گذاری و تحریم” اسرائیل ( BDS) اجازه داده نمی‌شود که وارد خاک اسرائیل شوند.

در این فهرست اسامی سازمان‌های اروپایی، آمریکایی کشورهای آمریکای لاتین و همچنین آفریقای جنوبی دیده می‌شود.

وزارت کشور اسرائیل که مسئولیت اجرایی این فرمان را برعهده دارد گفته: “این افراد تلاش می‌کنند با سوء استفاده از قوانین و همچنین مهمان‌نوازی ما علیه اسرائیل عمل کرده و این کشور را بدنام کنند.”

گروه‌های حقوق بشری از این اقدام اسرائیل انتقاد کرده‌اند.

چنبش بایکوت اسرائیل یا BDS تلاش می‌کند با جلب حمایت بین‌المللی برای تحریم و بایکوت اسرائیل در حوزه‌های مختلف اقتصادی، آکادمیک، ورزشی و هنری این کشور را برای به رسمیت شناختن حق فلسطینیان تحت فشار قرار دهد.

 

نهاد ‘نی’ وزارت مالیه افغانستان را به نقض قانون اساسی متهم کرد

نی مدعی شده که سانسور در دوره حکومت وحدت ملی بیشتر بوده و براساس نتایج این نظر سنجی، خبرنگاران و شهروندان از دسترسی به اطلاعات ناراض هستند

نهاد ‘نی’ یا حمایت‌کننده رسانه‌های آزاد در افغانستان می‌گوید که وزارت دارایی/مالیه به ادارات زیر دست خود از جمله گمرکات دستور داده تا با رسانه‌ها مصاحبه نکنند. نی این اقدام را “نقض صریح قانون اساسی” خوانده است.

نهاد رسانه‌ای نی می‌گوید که به نامه رسمی وزارت دارایی دست یافته که در آن آمده است: “نظر به فیصلۀ رهبری وزارت مالیه، لیست اشخاصی که حق مصاحبه را با رسانه‌ها دارند مشخص می‌باشد، بنأ بخاطر اطلاع رسانی موثق و جلوگیری از سردرگمی مخاطبان قبل از انجام هر نوع مصاحبه، ریاست ارتباط و آگاهی عامه را منحیث یگانه مرجع اطلاع رسانی وزارت مالیه در جریان گذاشته و از طریق خویش تمام ادارات مرکزی و ولایتی را اطلاع نموده ممنون سازید.”

نی محتوای این نامه را خلاف مادۀ ۳۴ قانون اساسی و ماده‌ ۵۰ قانون رسانه‌های همگانی و قانون دسترسی به اطلاعات می‌داند.

عبدالمجیب خلوتگر، رییس عمومی نی می‌گوید که وزارت مالیه برمبنای وظیفه‌ای که در تحت قانون اساسی دارد، “باید آزادی بیان را تسهیل کند، نه این که سد راه قرار گیرد”.

قانون اساسی افغانستان: ماده سی و چهارم

آزادی بيان از تعرض مصون است.

هر افغان حق دارد فکر خود را به وسيلهء گفتار، نوشته، تصوير و يا وسايل ديگر، با رعايت احکام مندرج اين قانون اساسی اظهار نمايد.

هر افغان حق دارد مطابق به احکام قانون، به طبع و نشر مطالب، بدون ارائه قبلی آن به مقامات دولتی، بپردازد.

احکام مربوط به مطابع، راديو و تلويزيون، نشر مطبوعات و ساير وسايل ارتباط جمعی توسط قانون تنظيم می‌گردد.

نهاد ‘نی’ یا حمایت‌کننده رسانه‌های آزاد افغانستان

در بیانیه نی آمده است که خبرنگاران حوزه غرب افغانستان در تماس‌هایی به این نهاد گفته‌اند که بر اساس دستور وزارت دارایی، مسئولان گمرک هرات حاضر به مصاحبه با رسانه نمی‌شوند.

نی از وزارت مالیه خواسته است تا هر چه زودتر این نامه‌ را فاقد اعتبار اعلام کرده و تعهد خود را نسبت به قانون اساسی نشان بدهد.

بیش از سه سال است که قانون دسترسی به اطلاعات در افغانستان نافذ شده است، اما هنوز هم شمار زیادی از مردم به خصوص خبرنگاران از وجود مشکلات در دسترسی به اطلاعات شاکی هستند.

شمار زیادی از خبرنگاران می‌گویند که مسئولان دولتی یا اطلاعات را پنهان می‌کنند و یا به سختی و کندی به دست می‌دهند.

تاکنون بررسی‌های مختلفی از چگونگی وضعیت دسترسی به اطلاعات در افغانستان از سوی نهادهای مختلف به خصوص نهادهای خبرنگاری انجام شده است. این بررسی‌ها نشان داده که مشکل دسترسی به اطلاعات در ولایات افغانستان بیشتر از مرکز است و با برخورد نامناسب با خبرنگاران حتی تهدید آنها همراه می‌باشد.

 

ناآرامی‌های ایران؛ نماینده جمهوری اسلامی از آمریکا شکایت کرد

تظاهرات امروز حامیان حکومت در مشهد از همان میدانی آغاز شد که تظاهرات ضدحکومتی هفته گذشته شروع شده بود

نماینده ایران در نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل متحد از حمایت‌های اخیر رییس‌جمهور آمریکا از تظاهرات سراسری در ایران شکایت کرده است. هم‌زمان در مشهد و شهرهای دیگر ایران برای دومین روز حامیان حکومت علیه اعتراض‌های هفته گذشته به خیابان آمده‌اند.

غلامعلی خوشرو در این نامه اعتراضی به سازمان ملل متحد، آمریکا را به اقدام “مداخله‌جویانه” و به گفته این مقام “بی‌شرمانه” در امور داخلی ایران متهم کرده است.

در این نامه به “قتل” یک پسربچه ۱۲ ساله و پدرش اشاره شده که به گفتهمقام‌های ایران توسط “نفوذی‌ها” در اعتراض‌های هفته گذشته کشته شده‌اند.

غلامعلی خوشرو می‌گوید ایران حق اعتراض شهروندان را به رسمیت می‌شناسد و تظاهرات و تحصن‌ها “تقریبا به صورت روزانه توسط گروه‌ها با منافع مختلف” انجام می‌شود و دولت ایران هم “نظیر تمام نظام‌های دموکراتیک مصمم به حافظت از این حق و نیز امنیت شهروندانش علیه اقدامات خشونت‌بار و خرابکارانه” است.

در تازه‌ترین واکنش‌ها به ناآرامی‌های ایران، مقام‌های آمریکایی گفته‌اند که به دنبال تحریم عوامل سرکوب معترضان در ایران هستند.

براساس آمار رسمی اعلام شده دست‌کم ۲۱ نفر در تظاهرات هفته گذشته در شهرهای مختلف ایران کشته شده‌اند.

آقای خوشرو در نامه به دبیرکل سازمان ملل متحد نوشته است که رییس‌جمهور آمریکا و معاون او در توییت‌های “مکرر مضحک” خود ایرانی‌ها را به اقدام خرابکارانه تحریک کرده‌اند.

به گفته نماینده ایران، اقدامات اخیر آمریکا با قواعد حقوق بین‌الملل در تناقض است. جمهوری اسلامی ایران گفته انتظار دارد “همه کشورها چنین سیاست خطرناکی را محکوم کرده و از دولت آمریکا بخواهند مسئولانه عمل کند و به اصول منشور ملل متحد پایبند بماند.”

یک روز پس از آن‌که فرمانده سپاه ایران اعلام کرد اعتراض‌های سراسری یا به گفته او “فتنه ۹۶” به پایان رسیده، شماری از حامیان حکومت در مشهد، شهری که اعتراض‌ها از آنجا شروع شد، به خیابان آمده‌اند.

روز گذشته هم تظاهرات حکومتی گسترده‌ای برای محکومیت اعتراض‌های هفته گذشته در ایران برگزار شد.

شب گذشته اعتراض‌های پراکنده‌ای در شهرهای مختلف ایران گزارش شد. بیشتر اینجا بخوانید : گسترش واکنش‌های بین المللی همزمان با ‘ادامه اعتراضات’ در ایران

عکسی از یک ویدئوی منتشر شده در توییتر که ظاهر اعترضات چهارشنبه شب در زرین شهر اصفهان را نشان می دهد

خبرگزاری رویترز گزارش داد که اعتراضات چهارشنبه شب سیزدهم دی ماه پس از تاریکی هوا در شهر ملایر استان همدان روی داد و تظاهرکنندگان شعار می دادند: “ملت گدایی می کند، آقا (رهبر ایران) خدایی می کند.”

ویدئوهایی که در شبکه های اجتماعی منتشر شده ظاهرا تظاهرکنندگان در نوشهر در شمال ایران را نشان می دهد که شعار “مرگ بر دیکتاتور” سر می‌دهند. ویدئویی هم از تجمعی اعتراضی در میدان ۱۷ شهریور آمل پخش شده که در آن شعار “می جنگیم، می‌میریم، ایران رو پس می گیریم” شنیده می شود.

خبرگزاری آسوشیتدپرس هم نوشت که در ویدئویی که از نورآباد منتشر شده معترضان عکس های آیت الله خامنه ای را پاره می‌کنند هرچند زمان ضبط این فیلم معلوم نیست.

در شماری از این ویدئوها که فضای آنها متشنج است جوانان فریاد می زنند که نیروهای امنیتی را فراری داده اند.

روز چهارشنبه همچنین گزارش شد که سه مامور امنیتی در شهر پیرانشهر آذربایجان غربی در کنار مرز عراق کشته شده اند. سپاه پاسداران این سه نفر را “سربازان گمنام امام زمان” معرفی کرده است، که معمولا عنوانی برای اعضای وزارت اطلاعات است.

همزمان شماری از کاربران از توییتر خواسته اند حساب “تسنیم نیوز” نزدیک به سپاه پاسداران را مسدود کند زیرا با انتشار عکس های معترضان به دنبال شناسایی است.

آمریکا به دنبال تحریم عاملان سرکوب اعتراضات ایران است

یک مقام ارشد دولت آمریکا به بی‌بی‌سی فارسی گفته است که واشنگتن در حال بررسی تحریم‌های تازه‌ای علیه تعدادی از مقامات و نهادهای جمهوری اسلامیست، تحریم‌هایی که می‌تواند صداوسیما و محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات ایران را هم هدف قرار بدهد.

روز چهارشنبه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، گفت برای معترضان احترام زیادی قایل است و “در موقع مناسب” از آنها حمایت می‌کند.

در کمتر از یک هفته اعتراضاتی که در ده‌ها شهر ایران بر پا شده، بیشتر از ٢٠ نفر کشته و بیش از هزار نفر نیز بازداشت شده‌اند.

پیشتر خبرگزاری رویترز و فرانسه به نقل از منبعی در دولت آمریکا گزارش کرده‌اند که دولت دونالد ترامپ به دنبال به دست آوردن اطلاعاتی است که بتواند بر مبنای آنها اشخاص و نهادهای درگیر در سرکوب اعتراضات ایران را تحریم کند.

یک مقام عالیرتبه دولت دونالد ترامپ به شرط فاش نشدن هویتش به این دو خبرگزاری گفت که چنان اطلاعاتی جمع‌آوری شده و برای به راه انداختن “ماشین تحریم” استفاده می‌شود.

مقام دولت دونالد ترامپ به خبرگزاری فرانسه گفته بود تحریم اشخاص و نهادهایی که در “نقض حقوق بشر، سانسور و جلوگیری از حق تجمع” دست دارند، محتاج اطلاعات است و اطلاعات زیادی هم وجود دارد که باید جمع‌آوری و طبقه‌بندی شود.

امروز آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل درباره کشته شدن معترضان ایرانی در حوادث اخیر اظهار تاسف کرده است.

آقای گوترش در بیانیه‌ای امروز چهارشنبه گفت: “از خشونت‌های بیشتر باید پرهیز شود.”

امروز همچنین اعلام شد که ژان ایو لودریان، وزیر امور خارجه فرانسه، سفر خود به تهران را به تعویق می‌اندازد.

امانوئل مکرون، رئیس جمهمور فرانسه هم در مکالمه تلفنی با حسن روحانی، از شمار بالای قربانیان برخورد با اعتراض‌ها انتقاد کرده و از مقام‌های ایرانی خواسته است “خویشتنداری” به خرج دهند.

Image captionطبق آمار رسمی در مجموع ۲۱ نفر در اعتراضات کشته شده‌اند

 

نهادهای امنیتی افغانستان اظهارات عطا محمد نور را ‘غیر مسئولانه’ خواندند

حق نشر عکس.Image captionحنیف اتمر، مشاور شورای امنیت (راست)، عطا محمد نور رئیس اجرایی حزب جمعیت و معصوم استانکزی رئیس امنیت ملی افغانستان

ریاست امنیت ملی و دفتر شورای امنیت ملی افغانستان ادعاهای عطامحمد نور، رئیس اجرایی حزب جمعیت در مورد تلاش دولت برای ناامن‌ساختن بلخ را “غیرمسئولانه” خوانده‌اند.

ریاست امنیت ملی افغانستان در خبرنامه‌ای که به رسانه‌ها فرستاده، نوشته است: “روز قبل حین یک گردهمایی در شهر مزار شریف، یک سلسله اظهارات صورت گرفته که جز افواهات (شایعات) غیر مسئولانه بیش نمی‌باشد. این گونه اظهارات متاسفانه به هیچ صورت، در راستای مبارزه قاطع دولت جمهوری اسلامی افغانستان بر ضد گروه‌های تروریستی کمک نمی‌کند.”

آقای نور دیروز (سه‌شنبه، ۱۲جدی/دی) در نشستی با هوادارانش در مزارشریف گفته بود که مهمان‌خانه‌های شورای امنیت و امنیت ملی افغانستان در سرک ۱۵ وزیر اکبر خان کابل در اختیار کسی قرار گرفته که افرادی را از مزار، سمنگان و سایر ولایت‌های همجوار به آنجا دعوت می‌کنند برای شان سلاح و پول می‌دهند تا شهر مزار شریف را به “آشوب بکشاند”.

در خبرنامه امنیت ملی افغانستان آمده است: “در مورد مهمانخانه سرک ۱۵ وزیر محمد اکبر خان شهر کابل که به آن اشاره شده است، باید گفت که مهماخانه مذکور مربوط والی صاحب جدید ولایت بلخ می‌باشد و تدابیر امنیتی آن از طرف ریاست محافظت رجال برجسته تامین گردیده است.”

 

والی جدید بلخ، گوش به زنگ دستور رئیس جمهوری برای آغاز کار…

قادر شاه، سخنگوی شورای امنیت افغانستان نیز ضمن رد اظهارات دیروز آقای نور در صفحه رسمی فیسبوک‌اش نوشته‌ است: “دفتر شورای امنیت ملی در آدرس ذکر شده کدام مهمان‌خانه نداشته و معلومات ارایه شده کاملاً بی‌اساس است.”

محمد داوود، والی جدید بلخ که امروز، چهارشنبه ۱۳جدی/دی در مهمان‌خانه‌ منسوب به او در جاده ۱۵ وزیر اکبرخان نشست خبری برگزار کرده بود، گفت که اظهارات آقای نور در مورد محل بود و باش، تعداد محافظین و دید و بازدیدهای من با مردم؛ نظریات شخصی خودش است. او تاکید کرد که دید و بازدید با مردم حق مسلم ماست.

او گفت: “من یک کارمند عالی‌رتبه دولت هستم و حق دارم محافظ داشته باشم.”

عطامحمد نور “والی مستعفی” بلخ امروز بار دیگر در نشستی با هوادارانش حکومت مرکزی را به “حاشیه‌راندن مجاهدین” از قدرت متهم کرد. او گفت: “کمر ما در مقابل هیچ زورگو خم نمی‌شود و به هیچ‌کس اجازه نمی‌دهیم حق ما را در سرتاسر افغانستان بخورد.”

این اظهارات در حالی صورت می‌گیرد که نمایندگان حکومت و حزب جمعیت اسلامی افغانستان سرگرم مذاکره برای روشن شدن سرنوشت ولایت بلخ و آقای عطامحمد نور هستند.

 

حکمتیار: ایران بازی داعش را از عراق و سوریه به افغانستان می‌آورد

حکمتیار گفته که دولت توافقنامه صلح را به گونه کامل عملی نکرده است

گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان، ایران را متهم به گسترش نفوذ داعش در افغانستان کرد.

او امروز پنجشنبه ۱۴ جدی/دی در یک نشست خبری گفت جنگجویان گروه موسوم به دولت اسلامی یا داعش از عراق و سوریه، از خاک ایران به افغانستان صادر می‌شوند.

او افزود: “ایران می‌خواهد که همان بازی که به نام داعش در عراق و سوریه کرد در افغانستان هم بازی کند.”

آقای حکمتیار همچنین می‌گوید پاکستان و ایران هر دو بیشترین همکاری را در موضوع افغانستان با آمریکا داشتند و موضع گیری‌های تازه آمریکا در قبال این دو کشور به دلیل نگرانی آمریکا از ایجاد یک جبهه جدید علیه خودش در منطقه است.

رهایی زندانیان حزب اسلامی

پس از گذشت بیش از یک سال از امضای موافقتنامه صلح میان حزب اسلامی و حکومت افغانستان، گلبدین حکمتیار رهبر این حزب، بار دیگر دولت افغانستان را به عملی نشدن این سند متهم کرد.

او مشخصا به آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی و جنگی حزب اسلامی اشاره کرد و آن را از شرایط اصلی این توافقنامه خواند.

آقای حکمتیار گفت تاکنون هفتاد نفر از زندانیان آنها رها شده و به زودی ۹۱ نفر دیگرشان نیز رها خواهند شد.

او گفت برخی حلقه‌های شرور به دروازه سفارت‌های خارجی رفته و با دادن اطلاعات نادرست از هویت این زندانیان، می‌خواهند این روند را به تاخیر بیندازند.

امرالله صالح، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان به تازگی در صفحه رسمی فیسبوک خود نوشت که ۲۰ نفر از زندانیانی که آقای حکمتیار خواهان آزادی آنهاست، مربوط به گروه داعش هستند.

این ادعا را مقامات حزب اسلامی افغانستان رد کردند.

وحید مژده تحلیلگر سیاسی اما به این باور است که سخنان تازه آقای حکمتیار تنها تلاشی برای انحراف ذهنیت عامه است.

به گفته وی، پس از پیوستن حزب اسلامی به روند صلح با دولت افغانستان، شماری از اعضای برجسته این حزب به داعش پیوستند.

آقای مژده می‌گوید ایران در سوریه و عراق علیه داعش مصارف هنگفت جانی و مالی را متقبل شد و بعید است که در افغانستان در مرز کشورش از این گروه حمایت کند.

————————————————————————————————————–

حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار یکی از گروه‌های مخالف مسلح دولت در سالهای اخیر بود.

آقای حکمتیار و حزب اسلامی همچنین از جانب نهادهای حقوق بشری متهم به “موشک‌باران کور” کابل و دست داشتن در کشتار هزارها شهروند کابلی هستند که در جنگ‌ قدرت میان تنظیم‌های جهادی از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ کشته شدند. آنها این اتهامات را رد کرده‌اند.

توافقنامه صلح میان دولت افغانستان و اول میزان (مهر) سال ۱۳۹۵امضا شد.

 

عطا محمد نور: حکومت مرکزی افرادی را مسلح می‌کند و به بلخ می‌فرستد

عطا محمد نور گفته که فقط با مشوره مردم به افرادی که در پی ناامن کردن ولایت بلخ هستند،”ضربه سختی وارد خواهد کرد”

عطا محمد نور، رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی افغانستان مدعی شده که شورای امنیت و امنیت ملی افغانستان با هدف ناامن کردن ولایت بلخ، افرادی را مسلح می‌کنند و به این ولایت می‌فرستند.

او امروز (سه‌شنبه، ۱۲جدی/دی) در نشستی با هوادارانش در ولایت بلخ در شمال افغانستان مدعی شد که در جاده ۱۵ وزیر محمد اکبرخان، کوچه سوم، دست چپ، مهمان‌خانه شورای امنیت در اختیار کسی قرار گرفته و همچنین با فاصله حدود صد الی ۱۵۰ متر مهمان خانه‌ای دیگری متعلق به امنیت ملی افغانستان است که افرادی را از مزار، سمنگان و سایر ولایت‌های همجوار به آنجا برده می‌شوند.

آقای نور افزود که این افراد ساعت ۲ الی ۳ بامداد با خودروها به مهمان‌خانه امنیت برده و بعد در مهمانخانه شورای امنیت با کسانی ملاقات کوتاه کرده، برای آنان سلاح و پول داده می‌شود تا شهر مزارشریف را به “آشوب بکشاند”.

رئیس اجرایی حزب جمعیت این افراد را “ولگرد” خواند و از دولت نیز انتقاد کرد، اسلحه و پولی که برای امنیت افغانستان باید هزینه شود برای “ویران کردن” مزارشریف توزیع می‌کند.

او تهدید کرد که با حرکتی از این نوع مقابله خواهد کرد.

آقای نور گفت که درباره این اقدام‌های دولت به نیروهای ناتو، دفتر هیئت کمک سازمان ملل در افغانستان (یوناما)، کمیسیون مستقل حقوق بشر و حکومت مرکزی افغانستان مکتوب فرستاده است.

او گفت که فقط با مشوره مردم با این افراد “ضربه سختی وارد خواهد کرد”.

به گفته او، مقام‌های ارشد افغانستان به نیروهای ارتش ملی در ولایت بلخ دستور آماده باش داده و به آنها گفته بودند که در برابر مردم دست به سلاح ببرند.

ارگان های محلی افغانستان می‌گوید که آقای نور دیگر والی نیست

آقای نور گفت که برای تصمیم نهایی منتظر مذاکرات نمایندگان جمعیت و حکومت افغانستان است.

افرادی در دولت و جمعیت اسلامی تایید کرده‌اند که دو طرف در حال مذاکره هستند.

واکنش حکومت

منیره یوسف‌زاده، سخنگوی ارگان‌های محلی افغانستان به بی‌بی‌سی گفت که “آقای نور دیگر والی نیست و والی اسبق ولایت بلخ است”.

خانم یوسف‌زاده گفت: “ارگانهای محلی موظف به معرفی محمد داوود است. این نیز طبیعی است که برای هر والی که منصوب می‌شود یک مقدار امکاناتی در اختیارش قرار داده می‌شود.”

او گفت که بعد از معرفی والی جدید، نیز امکاناتی در همان ولایت محل ماموریت در اختیارش قرار داده می‌شود.

خانم یوسف‌زاده درباره اظهارات امروز آقای نور گفت که ما از “والی اسبق” ولایت بلخ توقع داریم که مسئولانه صحبت کند.

او گفت که والی رسمی بلخ محمد داوود است و بزودی آنها معرفی می‌شود.

پیش از این دفتر ریاست جمهوری و اداره ارگان‌های محلی، روز ۲۷ قوس/آذر اعلام کرد که استعفای آقای نور را رئیس جمهوری پذیرفته و محمد داوود به جای او به عنوان والی بلخ تعیین شده است.


شباهت‌ها و تفاوت‌های اعتراضات خیابانی سه دهه اخیر در ایران

http://www.bbc.com/persian/iran-42548540

ایران در دو دهه اخیر، شاهد سه موج اعتراض و ناآرامی بوده. اعتراض‌های معروف به کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ ، ناآرامی‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸ و اعتراض‌های چند روز اخیر. اما در این ناآرامی‌ها، شباهت‌ها کدام است و تفاوت در کجاست؟ آیدین صالحی گزارش می‌دهد.

 

خط تماس میان کره شمالی و کره جنوبی دوباره برقرار شد

وزارت اتحاد کره جنوبی گفته است کره شمالی خط تماس میان دولت‌های دو کشور را پس از دو سال مجددا برقرار کرده است.

کره جنوبی تائید کرد که امروز چهارشنبه، سوم ژانویه تماسی در ساعت سه و نیم بعد از ظهر به وقت محلی برقرار شده است.

کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی دستور فعال شدن این خط تماس را پس از دو سال تعلیق آن صادر کرد.

این اقدام رهبر کره شمالی پس از آن صورت گرفت که او در نطق شب سال نوی خود گفت آماده گفت‌و‌گو با کره جنوبی و مشارکت در بازی‌های المپیک زمستانی است.

دفتر ریاست‌جمهوری کره جنوبی این اقدام رهبری کره شمالی را بسیار چشمگیر خوانده است.

این هفته کره جنوبی هم پیشنهاد مذاکرات مستقیم با کره شمالی را داد.

سازمان‌دهندگان بازی‌های المپیک زمستانی در کره جنوبی گفته‌اند آماده میزبانی از ورزشکاران کره شمالی در این بازی‌ها هستند.

فرماندار استان گانگوون کره جنوبی که میزبان بازی‌ها است گفته است در صورتی که کره شمالی در المپیک زمستانی مشارکت کند، کره جنوبی پذیرای آنها خواهد بود.

او گفته است کره جنوبی آماده است یک فروند کشتی برای آوردن این ورزشکاران به کره شمالی بفرستد و به این ورزشکاران محلی برای اقامت هم داده خواهد شد.

قرار است کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی در این باره تصمیم گیری کند.

 

هشدار ترامپ درباره قطع احتمالی کمک مالی به فلسطینی‌ها

از زمانی که دونالد ترامپ در ماه آذر گذشته بیت‌المقدس را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخت، روابط واشنگتن با تشکیلات خودگردان رو به تنش گذاشته است

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، هشدار داده که احتمال دارد میلیون‌ها دلار کمک مالی به تشکیلات خودگردان فلسطینی را قطع کند.

رئیس جمهوری آمریکا روز سه شنبه در شبکه توییتر نوشت: «ما هر سال میلیون‌ها دلار به فلسطینی‌ها پرداخت می‌کنیم و هیچ‎گونه قدردانی یا احترامی به ما گذاشته نمی‌شود.»

او افزود: «حالا که فلسطینی‌ها دیگر حاضر به گفتگو برای صلح نیستند ما چرا باید که این مبالغ کلان را در آینده به آن‌ها پرداخت کنیم؟»

آمریکا سالانه حداقل ۳۰۰ میلیون دلار به تشکیلات خودگردان و نیروهای پلیس و امنیتی آن کمک می‌کند. بخش عمده‌ای از بودجه این تشکیلات همچنین توسط اتحادیه اروپا تامین می‌شود.

آمریکا حدود ۳۰۰ میلیون دلار نیز صرف برنامه‌های سازمان ملل متحد در نوار غزه و کرانه غربی رود اردن می‌کند.

اما از زمانی که دونالد ترامپ در ماه آذر گذشته بیت‌المقدس را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخت، روابط واشنگتن با تشکیلات خودگردان رو به تنش گذاشته است.

محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی، در واکنش اعلام کرده بود که دیگر طرح‌های آمریکا برای روند صلح خاورمیانه را نمی‌پذیرند.

آقای عباس در پاریس در یک کنفرانس خبری مشترک با امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه، گفته بود که آمریکا دیگر واسطه صادقی برای حل مشکلات خاورمیانه محسوب نمی‌شود.

محمود عباس همچنین فرستاده خود از واشنگتن را برای «مشورت» فراخوانده است.

 

رهبر کره شمالی: تمام خاک آمریکا در تیررس موشک‌های هسته‌ای ماست

کیم جونگ اونحق نشر عکسAFP

کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی در سخنرانی به مناسبت سال نوی میلادی به آمریکا هشدار داد که روی میز کارش همیشه یک دکمه هسته‌ای وجود دارد.

رهبر کره شمالی در این سخنرانی که از تلویزیون پخش شد، گفت که تمام خاک آمریکا در تیررس سلاح‌های هسته‌ای کره شمالی قرار دارد، اما افزود: “این تهدید نیست، واقعیت است.”

کیم جونگ اون در عین حال گفت که باب مذاکره با کره جنوبی “باز” است و ممکن است کره‌شمالی ورزشکارانش را به بازی‌های المپیک زمستانی اعزام کند که ماه آینده در کره جنوبی برگزار می‌شود.

سخنگوی رییس جمهور کره جنوبی هم از این موضوع استقبال کرد و گفت که کره شمالی مشتاق است “تا همیشه، هر وقت و هر جا” با کره شمالی مذاکره کند.

وقتی از دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در باره اظهارات رهبر کره شمالی سال شد او پاسخ داد: “خواهیم دید، خواهیم دید.”

کره شمالی سال گذشته آزمایش‌های هسته‌ای و موشکی خود را افزایش داد و این باعث شد شورای امنیت سازمان ملل تحریم‌های جدیدی را علیه این کشور وضع کند. کره شمالی این تحریم‌ها را “اعلان جنگ” به این کشور خواند.

با این کره شمالی مدعی است که تمام خاک آمریکا در تیررس موشک‌هایش است، کارشناسان درباره اینکه این کشور واقعا به این حد از توانایی فنی رسیده باشد تردید دارند.

با این حال کارشناسان معتقدند که پیشنهاد مذاکره از طرف رهبر کره شمالی می‌تواند حکایت از این داشته باشد که او احساس می‌کند اکنون در موضع قدرت قرار دارد.

Updated: ژانویه 13, 2018 — 12:39 ب.ظ