اخبار فوری جهان :داعش در افغانستان به جایی نمی رسد/ هند دنبال دامن زدن به بی ثباتی افغانستان است

داعش در افغانستان به جایی نمی رسد/ هند دنبال دامن زدن به بی ثباتی افغانستان است

در حال حاضر گروه تروریستی داعش در صدد مهاجرت از سمت شامات به آسیای مرکزی و ولایات شرقی است که قطعا این مهاجرت کشورهای منطقه را تحت الشعاع قرار می دهد، از طرفی دیگر بازیگران صحنه خارجی نیز تاثیرات قابل توجهی را بر تحولات افغانستان گذاشته اند. در مورد بحث حضور داعش در افغانستان ، تبعات این حضور و نقش آمریکا در افغانستان گفتگویی داشتیم با جعفر حق پناه ، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران که در ادامه می خوانید.

 

کارشناس مسائل افغانستان درگفتگوی اختصاصی با ایسکانیوز

افغانستان به عنوان یک کشور هم مرز با ایران که تحت تاثیر دخالت های منطقه ای و بین المللی فراوانی بوده ، دستخوش فراز و نشیب های بسیاری شده است ؛ از دخالت های کشورهای همسایه چون هند و پاکستان گرفته تا مهاجرت هایی که از طریق گروه تروریستی داعش به این منطقه انجام پذیرفته است. قطعا این فراز و نشیب ها و اوضاع داخلی این همسایه ناآرام ،بر روی ایران نیز بی تاثیر نخواهد بود. در ادامه با طرح سوالاتی به بررسی برخی از تحولات افغانستان پرداخته ایم.

آیا این دیدگاه درست است که آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم درصدد ایجاد پایگاهی دائمی برای مهار دو رقیب قدرتمند خود یعنی روسیه و به ویژه چین است؟

بله تا حدودی می توانیم بخشی از اهداف آمریکا را ناشی از این مساله بدانیم. البته ملاحظات دیگری هم وجود دارد، مثل بحث مهار ایران و مبارزه با تهدیدات نامتقارنی که به طور اخص از 11 سپتامبر نمایان شد و احتمال این موقعیت را پیش آورد که آمریکایی ها در افغانستان و کلا مناطقی که دولت های ورشکسته یا ناتوان در راس کار هستند (مانند افغانستان) پیشروی کنند.

آیا این امکان وجود دارد پس از سوریه و عراق، نیروهای داعش و یا گروهی شبیه به این در افغانستان فعال شوند؟ (منظور از فعال شدن در حد سوریه و عراق است ) آیا می توان گفت افغانستان مرکز جدید داعش در آسیای مرکزی و شرق ایران خواهد بود؟

خیر؛ داعش به قدرتی که در سوریه و عراق داشته نخواهد رسید زیرا اصولا این منطقه با توجه به حضور طالبان استعداد فعالیت دوباره به صورت گسترده را ندارد اما احتمال مهاجرت طیفی از داعشی ها که خاستگاه آنها پاکستان، مناطق مسلمان نشین سین کیانگ چین و یا مناطق مرکزی آسیا هست ،وجود دارد. در حال حاضر هم بخشی از این نیروها آمده و در افغانستان به صورت پراکنده، سازمان دهی شده و نامتمرکز حضور دارند.

داعش در حال مهاجرت از شامات به افغانستان است و به نوعی میتوان گفت که پاکستان از آنها حمایت می کند . هدف آن ها نیز آسیای مرکزی است . در واقع کدگزاریهایی در حال انجام است تا افغانستان به تدریج شاهد تحولات جدیدی باشد . در همین راستا شاهدیم که داعش از ولایات شرقی در حال کوچ کردن و کوچانده شدن به سمت ولایات شمالی هستند که این امر تاکنون سابقه نداشته است وسقوط قندوز نشان داد که این گروه درصددند به سمت مرزهایی بروند که حوزه امنیتی روسیه به حساب می آیند. پیش بینی می شود که با وضعیت کنونی که داعش پیدا کرده است،شرایط افغانستان رو به بهبودی نرود . حتی می بینیم که هند هم از ساختارهای دولت مرکزی حمایت می کند هم سعی کرده به بی ثباتی افغانستان دامن بزند و نیروهای فعال در کشمیر را به سوی افغانستان سوق دهد.

آیا ارتباطی میان سیاست تداوم حضور نیروهای ناتو در افغانستان با مهار چین و روسیه وجود دارد؟

پیوندهایی که بین یک دولت و ملت شکل می گیرد صرفا با معیار جغرافیا شکل نخواهد گرفت، به واقع عنصر امنیت است که می تواند مجموعه ای از بازیگران را گرد هم آورد. بر این اساس هر مجموعه امنیتی متشکل از کنشگرانی است که می توانند یا نمی توانند برخی از موضوعات را امنیتی کنند. یعنی اگر یک کنشگر موضوعی را امنیتی کرد قطعا بازیگران دیگر که از آن پدیده اثر می پذیرند و مجبورند نگاه امنیتی به آن مساله داشته باشند در نتیجه این تعداد کنشگر عضو آن مجموعه امنیتی می شوند. افغانستان یک دولت عایق نیست که بتواند عوامل را از هم جدا کند.

در حال حاضر ناتو با محوریت آمریکا درصدد مدیریت ناامنی در افغانستان است نه ایجاد امنیت؛ چون این مساله امری است پرهزینه بوده و مشکلاتی در آینده دربر خواهد داشت لذا این سیاست تغییر پیدا کرده است. قبلا تمایل به این سمت بود که نیروهای بیشتری در این منطقه باشند اما اکنون می بینیم که به 20 هزار نفر هم نمی رسند. در مورد تداوم حضور نیروهای ناتو در افغانستان نیز بعید می دانم که اتفاق ویژه ای رخ دهد و همین وضعیت فعلی را کم و بیش شاهد خواهیم بود.

شمار عناصر گروه تروریستی داعش در افغانستان دو برابر شده است

در حالی که ژنرال‌های ارتش آمریکا در نیمه نخست سال میلادی جاری مدعی آن بودند که بساط داعش در افغانستان تا پایان ۲۰۱۷ برچیده می‌شود، به نظر می‌رسد این گروه تروریستی تا نابودی نهایی در این کشور فاصله زیادی دارد.

به گزارش ایسنا، روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی نوشت: هنگامی که ارتش آمریکا قوی‌ترین بمب زرادخانه تسلیحاتی خود را در ماه آوریل به روی پایگاه زیرزمینی داعش در شرق افغانستان انداخت، ژنرال‌های این ارتش آن را بخشی از یک کمپین قاطع برای برچیدن بساط شاخه داعش در افغانستان تا پایان سال جاری میلادی خواندند.

در آن زمان گفته شد که تعداد نیروهای داعش در افغانستان از ۳ هزار نفر به ۷۰۰ نفر کاهش پیدا کرده و حوزه عملیاتی آن از یازده منطقه به سه منطقه رسیده است. با این حال، با فرارسیدن پایان سال ۲۰۱۷ هنوز شاخه داعش در افغانستان تا نابودی نهایی فاصله زیادی دارد. این گروه توانسته حملات مرگباری را دراین کشور رقم بزند که آوارگی هزاران خانواده را در پی داشته و حتی بخشی از شبه‌نظامیان طالبان را که سال‌های متوالی کنترل برخی نواحی کوهستانی را در دست داشتند، وادار کرده که به سوی دولت افغانستان دست یاری دراز کنند.

این تغییر روند در افغانستان همچنین کنترل دولت کابل در برخی مناطق را تهدید می‌کند. در عین حال، حتی برخی مقامات مسئول مبارزه با داعش در افغانستان بعد از یک عملیات مشترک دوساله با آمریکا در این کشور، هنوز نتوانسته‌اند درک روشنی از وضعیت این شاخه داشته باشند.

ژنرال جان نیکلسون، فرمانده نیروهای ناتو در افغانستان اخیرا گفته است: از ماه مارس تاکنون بالغ بر ۱۴۰۰ علمیات و حمله هوایی موجب نابودی بیش از ۱۶۰۰ عضو داعش در افغانستان شده است. این تعداد از نیروهای داعش مغایر با چیزی است که اوایل امسال در خصوص کاهش تعداد آنان به ۷۰۰ نفر اعلام شده بود.

برخی از مقامات افغان و غربی می‌گویند در آمار و ارقام غلو می‌شود اما دولت آمریکا می‌گوید، این نشانه‌ای است که این گروه با  نیروهای جدید تعداد اعضایش را افزایش می‌دهد. در عین حال، گفته شده که یکی از علل پیشرفت اندک عملیات دوساله آمریکا و افغانستان علیه داعش  این است که این دو نیرو در مناطقی عملیات اجرا می‌کنند که سال‌هاست بر آن کنترل نداشته‌اند. با  وجود آنکه حملات هوایی و عملیات‌های کماندویی فشارها را بر تروریست‌ها افزایش می‌دهد، اما داعشی‌ها در نقاط دیگر سوپاپ اطمینان دارند. از یک طرف این مناطق منتهی به مرز کوهستانی پاکستان می‌شود و از طرف دیگر منتهی به نواحی تحت کنترل طالبان.

ژنرال نیکلسون گفت:‌ وضعیت داعشی‌ها مثل بادکنکی است که وقتی یک طرفش را فشار می‌دهیم، هوای داخل آن به یک سمت دیگر بادکنک می‌رود.

نشستی سه جانبه و انتظار افغانستان از آن

دور تازه نشست سه جانبه افغانستان، پاکستان و چین دیروز در حالی به میزبانی چین برگزار شد که مقامات دو کشور پاکستان و افغانستان همچنان علیه یکدیگر سخن می گویند و همدیگر را به نداشتن صداقت و تقصیر در تقویت تروریست متهم می کنند.

به گزارش ایرنا، وزیران خارجه افغانستان و پاکستان پس از چندین ماه سخن پراکنی علیه هم و بیان اتهام و واکنش متقابل به میزبانی همتای چینی خود در شهر بیجینگ گردهم آمدند تا برای حل مشکلات بین دو کشور و تقویت مناسبات و همکاری های سازنده راه حل پیدا کنند.
چند روز پیش «خواجه آصف» وزیر خارجه پاکستان در مقابل اتهام پناه دادن به تروریست ها در خاک کشورش ضمن رد این اتهام گفته بود که این افغانستان است که 9 استان کشورش پناه گاه امن برای تروریست ها شده است .
این ادعای پاکستان با واکنش تند وزارت دفاع افغانستان مواجه شد و «دولت وزیری» سخنگوی این وزارتخانه این ادعای پاکستان را بی اساس خواند و اعلام کرد که جامعه جهانی اطلاع دارند که رهبران القاعده و طالبان در پاکستان بودند و در آن جا کشته شدند نه در خاک افغانستان.
وی گفت که شورای کویته طالبان، شورای پیشاور و میرامشاه همچنان در خاک پاکستان است و افراد طالبان در پاکستان آموزش دیده و برای جنگ وارد این کشور می شوند.
کابل همواره نسبت به عدم صداقت اسلام آباد درباره مبارزه با تروریسم انتقاد دارد و مدعی است که پاکستان به تروریست ها پناه داده و برای تأمین صلح در افغانستان همکاری نکرده ‌است.
در چنین فضایی، وزرای خارجه افغانستان و پاکستان با میزبانی چین امروز در نشستی حاضر شدند که در آن درباره نزدیک شدن روابط کابل- اسلام آباد، همکاری برای مبارزه با تروریسم و رفع مشکلات و موانع ارتباط بین دو کشور به بحث و تبادل نظر پرداختند.
وزیران خارجه سه کشور در پکن، تأکید کردند که برای بهبود روابط دو کشور راهکار مشخص را در دستور کار خود قرار داده ند.
«وانگ یی» در نشست خبری گفت که افغانستان و پاکستان توافق کردند تا روابط خود را بهبود بخشیده و بطور مشترک برای مبارزه با تروریسم همکاری کنند.
وی افزود که چین در زمینه مبارزه با تروریسم و اعتماد سازی بین دو کشور افغانستان و پاکستان تلاش خواهد کرد.
وانگ یی گفت که دو کشور توافق کرده اند تا فعالیت‌هایی را که امنیت طرف مقابل را تهدید کند، انجام ندهند و پاکستان یک برنامه مشخص برای بهبود روابط خود با افغانستان در دستور کار قرار دهد و برای آن اقدامات عملی انجام خواهد داد.
به گفته وزیر خارجه چین دو کشور گروه‌های کاری مشترک را در این رابطه ایجاد خواهند کرد که به حل مشکلات موجود بین دو کشور بپردازند.
وانگ یی گفت که افغانستان از این تصمیم پاکستان استقبال کرده و پذیرفته است که پاکستان برای بهبود این روابط گام های عملی بردارد.
وزیر خارجه چین تأکید کرد که گام های عملی فرصت را برای گفت وگوهای موثر بعدی فراهم خواهد کرد و درباره صلح و ثبات اثرگذار است .
در این نشست هر سه کشور از مالکیت صلح به رهبری افغان ها حمایت کردند و توافق داشتند که طرحی را برای گفت و گو با طالبان تهیه و اعلام کنند.
وزیر خارجه چین همچنین گفت که سه کشور مشاوره های مشترک برای مبارزه بدون تفکیک با تروریست ها را خواهند داشت و نقش علمای افغانستان و پاکستان را برای تحقق صلح با اهمیت خواند.
«خواجه محمد آصف» وزیر امور خارجه پاکستان نیز در این کنفرانس خبری گفت که ابزارها و راه‌های گوناگون را برای رسیدن به اهداف خود جستجو کرده و تلاش می‌ کنند تا کارهای عملی بین پاکستان و افغانستان برای رسیدن به صلح و ثبات آغاز شود.
«صلاح الدین ربانی» وزیر امور خارجه افغانستان هم بر نقش سازنده چین در مسایل افغانستان تاکید کرد و گفت: افغانستان به طور کامل در باره گسترش روابط با چین آماده است.
وی نشست سه جانبه افغانستان، پاکستان و چین را تاریخی خواند و تاکید کرد که هر سه کشور اقدامات را علیه تروریست ها انجام دهند و نیز گروه‌های کوچک تروریستی فعال در منطقه را تحت فشار قراردهند.
وزیر خارجه افغانستان چالش های کشورش را گوناگون برشمرد و آن را نیازمند همکاری های عملی کشورهای همسایه خواند.
ربانی گفت که بهبود روابط کابل – اسلام آباد تهدیدات مشترک علیه دو کشور را کاهش خواهد داد و بر مبارزه بدون تفکیک علیه تروریسم تأکید کرد.
سابقه نشست سه جانبه افغانستان، پاکستان و چین به دوران دولت حامد کرزی بر می گردد که از کشور چین خواست تا از نفوذ خود بر پاکستان استفاده کند تا این کشور آماده شود، گروه طالبان را به پای میز مذاکره بکشاند.
اما آخرین نشست سه جانبه افغانستان، پاکستان و چین در هشتم خرداد ماه امسال در اسلام آباد برگزار شد و سه کشور اعلام کردند که نمایندگان پاکستان، چین و افغانستان دیدگاه‌های خود را در فضای دوستانه مطرح کردند و تدابیر عملی برای گسترش همکاری‌ها اعمال خواهند کرد اما تحولی رخ نداد.
در نشست موصوف نیز هر سه کشور بر ایجاد چارچوب منظم برای همکاری‌ های عملی در بخش های اقتصادی و سیاسی بین سه کشور تاکید کردند.
بعد از آن که آمریکا راهبرد جدید نظامی خود را برای افغانستان در اواخر مرداد ماه امسال اعلام کرد و در آن از پاکستان به عنوان پناه دهنده تروریست ها خواستار تغییر رفتار شد و میدان بازتری را برای هند به عنوان رقیب سنتی پاکستان در کشور افغانستان ترسیم کرد ؛ در عمل تنش میان دو همسایه یعنی افغانستان و پاکستان افزایش یافت.
«صبغت الله احمدی»، معاون سخنگوی وزارت امور خارجه افغانستان امروز در مورد نشست بیجینگ اظهار داشت که در کنار مبارزه با تروریسم، حل تنش ها میان افغانستان و پاکستان از موضوعات کلیدی این نشست بوده است .
وی افزود: با آن که پایان تنش ها میان افغانستان و پاکستان کار یک شبه نخواهد بود، اما نقش چین در کاهش تنش بین کابل و اسلام آباد و وادار ساختن پاکستان به نابودی لانه های تروریستی اثرگذار است.
احمدی تأکید کرد که چین کشور تأثیرگذاراست و ابراز امیدواری کرد که بتواند از نفوذ خود بر پاکستان استفاده کند.
به باور وی چین نیز از گسترش نفوذ داعش و طالبان در افغانستان نگران و مصمم است بر پاکستان فشار وارد کند تا طالبان را بر میز مذاکره حاضر کند.
کارشناسان و سیاستمداران افغانستان در رسانه های این کشور نظر داده اند که تاکنون نشست های زیادی به نام سه جانبه و چهارجانبه بین دو طرف برگزار شده که هیچ نتیجه عملی در پی نداشته است.
«علی کاظمی» از اعضای مجلس نمایندگان افغانستان نیز دیروز دوشنبه ابراز امیدواری کرده بود که چین با استفاده از نقش مثبت و نفوذ خود بر پاکستان در امور افغانستان، فشار وارد کند تا اسلام آباد در روند صلح افغانستان همکاری کند.
وی گفت که امیدوار است چین جدا از نزدیکی روابط خود با پاکستان برای پایان جنگ در افغانستان صادقانه کار کرد و پاکستان مجبور به همکاری شود.
برخی دیگر از نمایندگان بر این باورند که این گونه نشست ها برای کاهش فشار آمریکا و جامعه جهانی علیه پاکستان است و کمتر توجه به تامین صلح و امنیت افغانستان خواهند داشت.
«خلیل احمد شهید زاده» از این جمله افراد است که تأکید داشت برگزاری نشست سه جانبه چین بیشتر با هدف کاهش فشار علیه پاکستان برگزار شده است تا تأمین صلح و امنیت در افغانستان و باور کمی دارد که چین صادقانه بر پاکستان فشار وارد کند تا از حمایت تروریست ها دست بردارد.
اکنون باید انتظار کشید تا دور بعدی این نشست که قرار است سه ماه دیگر در کابل برگزار شود، تعهدات سه کشور تا چه حدی عملی خواهد شد و آیا جذابیتی برای نشست بعدی باقی خواهد ماند.

پاکستان به هند اجازه استفاده از خاک کشورش برای تجارت با افغانستان را نمی‌دهد

معاون رئیس کمیسیون برنامه‌ریزی وزارت خارجه پاکستان اعلام کرد که اسلام‌آباد به هند اجازه نخواهد داد تا از خاک این کشور برای تجارت با افغانستان استفاده کند.

به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم به نقل از «جیو نیوز»، «سرتاج عزیز» معاون رئیس کمیسیون برنامه‌ریزی وزارت خارجه پاکستان اظهار داشت اسلام‌آباد خواستار تسهیل روابط ترانزیتی با افغانستان است.

وی همچنین ادامه داد پاکستان پس از دیدار با مقامات افغان تلاش خواهد کرد تا مشکلات تجاری بین دو کشور همسایه حل شود اما کابل برای برگزاری این دیدارها تمایلی نشان نداده است.

عزیز در پاسخ به سئوالی درباره تجارت میان افغانستان و هند نیز تصریح کرد: ما به هند اجازه استفاده از خاک پاکستان به عنوان مسیر تجاری با افغانستان را نخواهیم داد.

این مقام پاکستانی در حالی از تمایل برای تسهیل روابط ترانزیتی با افغانستان سخن می‌گوید که این کشور بارها مسیرهای ترانزیتی با افغانستان را مسدود کرده است.

چندی پیش نیز پاکستان تعرفه گمرکی 120 قلم از کالاهای صادراتی افغانستان به این کشور را تا سه برابر افزایش داد که بازرگانان افغان چندین میلیون متحمل خسارت و زیان شدند.

«حسیب موحد» استاد دانشکده‌ اقتصاد دانشگاه کابل نیز در این باره گفته که پاکستان باید مسائل اقتصادی و سیاسی را از یکدیگر تفکیک کند و نباید از این مسئله به‌ عنوان ابزار فشار علیه افغانستان استفاده کند.

این در حالی است که افغانستان در نظر دارد تا با یافتن راه‌های جایگزین وابستگی خود را به پاکستان برای مسیرهای تجاری کاهش دهد و توسعه بندر چابهار در ایران این کشور را قادر خواهد کرد تا با دور زدن پاکستان به آب‌های آزاد دست پیدا کند.

از جرگه قومی جنرال در شبرغان تا حرکت کندک 111 بسوی مزار

شبکه اطلاع رسانی افغانستان : تدوير جرگه قومى متشكل از بزرگان، سياسيون، روشنفكران، علماى دين، نمايندگان زنان، جوانان و متباقى أقشار مختلف مردم ولايات شمال و شمالشرق عنقريب در شهر شبرغان بخاطر ادامه و يا سلب حمايت و اعتماد از داكتر اشرف غنى و حكومت مركزى داير مي گردد.
در اين جرگه ضمن سلب حمايت و اعتماد از ریيس جمهور و حكومت مركزى تغيير نظام به فدرالى و يا اعلان خود مختارى ولايات حوزه شمال و شمالشرق مورد بحث قرار خواهد گرفت.
در چند روز گذشته روساى جمهور و نمايندگان كشورهاى دوست از جمله ولاديمير پوتين ریيس جمهور فدراتيف روسيه، رجب طيب اردوغان ریيس جمهور تركيه، امام على رحمن ریيس جمهور تاجيكستان، شوكت ميرضيايف ریيس جمهور ازبكستان، قربان قلى بيردى محمدف ریيس جمهور تركمنستان، نور سلطان نظربايف ریيس جمهور قزاقستان و نمايندگان جمهورى اسلامى ايران، جمهورى خلق چين و كشور هندوستان با تماس هاى جداگانه با جنرال دوستم ابراز همكارى و حمايت از روند مردمى و پشتيبانى سياسى و اقتصادى بخاطر ثبات و امنيت و مبارزه با گروه هاى تروريستى را نمودند .
همچنان تعداد كثيرى از جنرالان قواى مسلح، روشنفكران و تحصليكردگان مقيم در خارج از كشور در اين جرگه حضور خواهند يافت.
موقف رسمى و فراخوان عمومى در چند روز آينده توسط جنرال دوستم اعلام مي گردد.
در همین حال، دو کندک از فرقه 111 کابل تا دندان مسلح طرف بلخ روان است. تا در روز معرفی والی نام نهاد غنی حتی مردم بلخ از خانه های خود هم بیرون شده نتوانند.
سخنگوی ارگان های محل اعلام کرد که به زودی طی مراسمی رسمی والی جدید بلخ در شهر مزار شریف معرفی خواهد شد.

آیا حکومت کابل توان فتح بلخ را دارد؟

ترتیبات جنگی قوای کابل و بلخ ازین قرار است:

آیا ارگ با جمع رعایای تحت فرمانش در کاخ سپیدار توان فتح بلخ را دارند؟

چه اتفاقی ممکن است پیش بیاید؟

گزارشنامه افغانستان : غنی- عبدالله براساس برآورد مشاوران و دپلومات های سفارت انگلیس وامریکا فتح بلخ را سهل قیاس کرده اند. آن ها روی تمام سازوبرگ نظامی اردوی ملی، پلیس، واحد های ویژه امنیت ملی، دسته جات مسلح جمعه خان همدرد، گارد قومی ارگ و قوای هوایی ناتو،  شبکه های کشفی ماهواره ای امریکا وناتو و ظرفیت نیرومند دیسانت پیاده به وسیله آنان تکیه کرده اند.

حکومت وامریکایی ها تا هنوزثابت نکرده اند که توان تصفیه گروه های کوچک طالبان درچهار دروازه کابل را دارند. ضمانتی هم ندارد که در گستره دور دست شمال به جنگ پایدار و حفظ پایدار مناطق موفق شوند. ترکیب اردوی ملی و قوای هوایی به ترتیبی نیست که با اطاعت کورکورانه از فرمان غنی- عبدالله به جای مبارزه با داعش و طالب، درتخریب شهر مزارشریف و کشتار مردم خود شان دست به کار شوند. دسته جات محلی جمعه خان همدرد کاری از دست شان ساخته نیست و به شدت تارومار می شوند. قطعات ویژه امنیت ملی این شعور را دارند که جنگ علیه بلخ جنگ با داعش و تروریزم نیست.

هرگاه این صنوف جنگی چنین فراستی از خود ظاهر نسازند بازهم دربرابر واحد های مردمی جنبش، حزب وحدت  و جمیعت که از خانه و هستی خویش دفاع می کنند، کار شان به جایی نمی کشد. درین میان تنها قطعات خاص دست چین شدۀ قومی ممکن است تا آخر از فرمان مرکز اطاعت کنند که نوش جان شان یا فتح ونصرت نصیب می شوند یا اگر بخت خوشی داشته باشند، تابوت های شان به کابل منتقل می شود.

ظرفیت های بالقوه وحاضر میدان به دفاع ازحکومت بلخ ازین قرار است:

تمام قطعات رزم دیدۀ مردمی وفادار به جنرال دوستم، تمام قطعات مردمی وفادار به عطا محمد نور دربلخ، فاریاب، بغلان، کندز و سمنگان، قوای مسلح قندهار به رهبری جنرال رازق ( اگر به ماجرا وارد شوند)، قوای مسلح مشرقی به فرماندهی حضرت علی و ظاهر قدیر، تمام افراد مسلح قوماندانان شمالی به خصوص نفرات امان الله گذر و قوماندان جان احمد در حوزه پروان و کاپیسا و نامی ترین فرماندهان پنجشیر. مفرزه های واکنش سریع وابسته به روسیه و ایران نیز در حوزه شمال به شدت فعال اند که درصورت فراگیر شدن جنگ، کنترول جنگ نیز از دست می رود.
موضوع مهمی را که نه غنی متوجه است؛ نه عبدالله  ونه سفرامریکا این است که هرگاه دودمان احمد شاه مسعود درجبهه مقاومت برای دفاع از افغانستان وبلخ بالفعل به آوردگاه وارد شوند، مسیرمنازعه به طور کامل عوض خواهد شد.

 آیا قوای خارجی حاضر است با دخالت مستقیم یا غیر مستقیم در منازعۀ بحران توزیع قدرت سیاسی میان ارگ وبلخ ریسک کند؟ امریکایی ها خواستار انارشیزم جنگی به نفع ارگ نیستند و مجبور اند مداخله کنند؛ که همانا کشیدن طناب غنی- عبدالله و معطل ساختن آنان تا فرارسیدن انتخابات بعدی است.

برکناری دوستم و نور باهدف آوردن داعش است

تنش ایجاد شده میان عطامحمدنور والی بلخ و حکومت افغانستان تا موضعگیری های تازه درون گروهی حزب جمعیت اوج گرفته است. این تنش هشدارهایی را هم در قبال خود داشته است. اسماعیل خان یکی ازاعضای رهبری حزب جمعیت بگونه ای صریح گفت که اگر این تنش بدون فایده و به ضرر حزب جمعیت به پایان برسد می تواند فرصتی را برای جنگ های داخلی در افغانستان فراهم کند.
احمدسعیدی آگاه مسایل سیاسی در برنامه «تحول» گفت: می گویند که خشت اول گر نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوار کج. حکومتی که برآمده از قانون سیاسی نیست حکومتی که با تقلب و فساد و خیانت به آرای مردم بوجود آمده باشد و سازنده اش یک یهودی به نام جان کری وزیر خارجه آمریکا باشد و در پایین قرار داد توافقی هم سفیر آمریکا و نماینده یونیما در کابل امضا کرده باشد و برایشان تبریک گفته باشد و بعد از شش ماه کمیسیون انتخابات اعلام کرده باشد که اشرف غنی برنده است از همین حکومت غیر از رسوایی و بربادی و خجالت و ننگ چه توقع دیگری می توان داشت؟ قانون اساسی وثیقه ملی مردم افغانستان است. هر کسی که بر قانون اساسی پابند نیست رذیل ترین آدم است.
وی، در خصوص نقش عطامحمدنور در تشکیل حکومت وحدت ملی می گوید: من مدافع عطامحمدنور نیستم، جمعیتی هم نیستم اما رسالت خود می دانم که حقیقت را بگویم. عطامحمدنور سازنده همین حکومت وحدت ملی است. همین داکتر عبدالله که رییس اجرایی شده است به پشتوانه مالی و اجتماعی عطانور به اینجا رسیده است. همین دوستانی که در جمعیت هستند، شورای انسجام، همین مردم یا کسانی دیگری در جمعیت، آقای نور را گفتند برو با اشرف غنی ملاقات کن و حق ما را از وی بگیر. اگر حکومت غنی انتخابی می بود و بر آمده از قانون اساسی می بود آقای نور قطعا حق نداشت که در مقابل این حکومت بگوید که چه کردی و چه نکردی. اما در حال حاضر عطانور نقش اساسی در تشکیل حکومت و ادامه آن داشته بنابراین حق وی است که جمعیت در موردش تصمیم بگیرد نه اشرف غنی.
سعیدی، در مورد شکاف هایی که میان برخی اعضای جمعیت بوجود آمده و نقش رییس جمهور در آن بیان داشت: استادربانی وقتی که زنده بود، شورایی را تعیین کرد که جمعیت را یک انسجام دهند، زمینه کنگره را آماده کنند و موسفیدها کار کنند تا منظم شود. همین ورق تا به حال در جیب اعضای جمعیت است. اما این کار باید در چوکات دارالانشای جمعیت انجام شود. حالا دارلانشای جمعیت نزد عطانور و صلاح الدین ربانی است. اگر افرادی مانند امرالله صلاح و دیگران از حلقه جمعیت یعنی از تحت رهبری و سرپرستی صلاح الدین خارج هستند می توانند شخصی حرف بزنند نه از جانب جمعیت. وقتی اینها می روند در دسترخوان رییس جمهور و از آنجا می گویند که ما شورای انسجام جمعیت هستیم، اگر اشرف غنی رهبر آنها شده است پس مبارک باشد. اما اگر اشرف غنی جمعیتی نشده است پس اینها جلسه را چرا پیش اشرف غنی دایر می کنند؟ پس معلوم می شود که اشرف غنی دستور می دهد که بیایید. این نفاق ها را همه اشرف غنی می اندازد.
این آگاه سیاسی، در خصوص هدف حکومت از برکناری عطامحمدنور می گوید: این حکومت و این مسوولان این حکومت تا آخر خط نمی روند. اینها نه استقلال سیاسی دارند و نه جرات و همت داشتن آن را. حکومت در حال حاضر در این وضعیت تشویش آفرینی می کند که کار خود را انجام دهد. همه درحال زمزمه هستند که گوشه کردن عطامحمدنور و جنرال دوستم برای آوردن داعش در شمال افغانستان است. چرا که با وجود این دو این کار سخت خواهد بود و آنها شمال را حفظ خواهند کرد.

چرا عربستان سعودی و قطر (متحدان امریکا) به تمویل طالبان پس از ۲۰۰۱ ادامه دادند؟

اطلاعات روز : سال ۲۰۰۵ نقطه‌‌ی عطفی مهم برای تمویل (مالی) طالبان بود. آن‌گونه که یکی از رهبران طالبان می‌گوید: «تغییر در سال ۲۰۰۵ رقم خورد، زیرا در آن زمان بود که حمایت کشورهای خارجی مانند پاکستان و کشورهای عربی از ما، دوباره آغاز شد». هرچند که در تلگرام‌های افشاشده‌ی سال ۲۰۰۹ وزیر خارجه‌ی وقت [امریکا]، هیلاری کلینتون، به تمویل طالبان از سوی کدام دولتی اشاره نشده است، اما کلینتون حمایت مالی پنهانی در یک مقیاس کلان از سوی عربستان سعودی به طالبان –به‌رغم اینکه ایالات متحده در تلاش قطع آن بود- را ذکر کرده است. با این‌حال، منابع دیپلماتیک امریکایی به‌صورت محرمانه گفته‌اند که شواهدی مبنی بر حمایت دولت عربستان از طالبان و دیگر گروه‌های جهادی فعال در افغانستان، وجود دارد.
منابع ارشد طالبان ادعا می‌کنند که حمایت مالی-دولتی از سوی عربستان در سال ۲۰۰۵ آغاز شد، در حالی‌که مقامات قطری تمویل طالبان را در سال ۲۰۰۶ آغاز کردند.
به گفته‌ی منابع در ساختار مالی طالبان، میزان کمک‌های مالی بیرونی (عربی و پاکستانی به طالبان) در سال‌‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ هرچند که در مقایسه با سال‌های بعدی نسبتا پایین بود، اما به ده‌ها میلیون دالر می‌رسید. این حجم از پول، صرف گسترش شورش در داخل افغانستان می‌شد. بدین‌ترتیب در سال ۲۰۰۵، حجم شورش طالبان با سرعت بیشتری نسبت به گذشته گسترش یافت و در بین سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ این شورش‌ها تقریبا دو برابر شده بود. نکته‌ی این‌جاست: این پول باید از جایی آمده باشد.
این کمک‌کنندگان «دونرهای» بیرونی طالبان، تصمیم به حمایت از شورشیان طالبان گرفتند و از حمایت گروه‌های دیگر مانند حزب اسلامی گلبدین حکمتیار، خودداری کردند. در عوض آن‌ها عناصری از حزب اسلامی را، برای دسترسی به منابع مالی، به پیوستن به طالبان تشویق کردند.
در مصاحبه‌ی ماه می سال ۲۰۱۵ با یک عضو ارشد شواری پشاور–که قبلا عضو شورای شمشتو بوده-آمده است: «پاکستان و اعراب از شورای شمشتو حمایت نمی‌کردند، زیرا همه‌ی اعضای این شورا مربوط حزب اسلامی بودند. بنابراین، پاکستان و اعراب به ما می‌گفتند که باید به شورای اجرائیه‌ی شورای پشاور (که از طالبان است) بپیوندیم، و بعد از آن آن‌ها (پاکستان و اعراب) به ما کمک مالی خواهند کرد. به همین دلیل بود که ما به شورای اجرائیه پیوستیم. در آن‌زمان، شورای شمشتو در چهار ولایت از قبیل کنر، لغمان، نورستان و کاپیسا بسیار قوی بود».
چرا سعودی‌ها و قطری‌ها در این زمان حمایت از شورش طالبان را آغاز کردند؟ یک دلیل‌اش این بود که حمایت مالی طالبان از سوی مقامات پاکستانی-که نمی‌توانستند از عهده‌ی تمام هزینه‌های شعله‌ور نگه‌داشتن آشوب در افغانستان برآیند- درخواست شده بود. به‌گفته‌ی منابع اطلاعاتی سعودی و قطری، مقامات پاکستانی به دولت‌های دوست و متحد خود فرصت خرید سهام در شورش‌گری طالبان را فراهم کرده بود. اما حداقل دو دلیل دیگر نیز در این رابطه وجود دارد. روایت ارائه‌شده توسط یک منبع اطلاعاتی قطری یکی از این دلایل را برجسته می‌کند:
«هنگامی‌که آن‌ها-طالبان-عملیات خود علیه دولت افغانستان و امریکایی‌ها را آغاز کردند، از ما درخواست حمایت کردند و ما آن را پذیرفتیم. به این خاطر که ما با آن‌ها ارتباط داریم. در آن‌زمان افراد زیادی در دولت افغانستان بودند که با ایران مرتبط بودند و از این جهت ما می‌خواستیم آن‌ها را تضعیف کنیم. به‌سادگی تمام، ما تلاش کردیم که دولت وقت را تمام کنیم و مانع افزایش نفوذ ایران در افغانستان شویم».
منبع اطلاعاتی عربستان سعودی، هدف اصلی سعودی‌ها در افغانستان را «داشتن یک حکومت اسلامی که دارای روابط خوب با پاکستان و روابط خصمانه با ایران باشد» توصیف کرد. ادراک نفوذ قوی ایران در حکومت پسا-بن در افغانستان، ریشه‌های عمیقی در کشورهای شاهی حوزه‌ی خلیج فارس داشته است؛ هرچند که منابع ایرانی تمایل دارند نشان دهند که چگونه عمل‌کرد متحدان و مشتریان درون دولت افغانستان در تهران-از چشم‌انداز پیشرفت منافع ایران در این کشور- ناامید‌کننده قضاوت شده است.
یک عامل اطلاعاتی سعودی در مورد دلیل دیگری که چرا سعودی‌ها و قطری‌ها در این زمان حمایت از شورش طالبان را آغاز کردند، اشاره کرده است که این حمایت، بخشی از سیاست طولانی سعودی برای گسترش حمایت از همه‌ی گروه‌های اسلامی به‌ویژه رادیکال‌های آن است.
از جنبه‌های کلیدی این استراتژی عربستان سعودی، یکی هم تمایل به تقویت وابستگی مالی بین بنیادگرایان اسلامی و شورشیان اسلام‌گرا است. با حمایت مالی از طالبان، عربستان سعودی توانایی نفوذ و تا حدی حتا کنترل آن‌ها را به‌دست می‌آورد. هرچند که منبع اطلاعاتی این موضوع را شرح نداده است، اما تصور می‌شود که رژیم سعودی با حمایت از چنین امری، تلاش می‌کند تا مشروعیت اسلامی خود را هرچه بیشتر تقویت کند. و نیز چنین حمایتی از این‌که گروه‌های رادیکال اسلامی لفاظی‌ خود را علیه پادشاهی‌های خلیج فارس ادامه بدهند، جلوگیری یا امکان آن را کاهش می‌دهد. اگرچه دیده شده است که چنین استراتژی و سیاستی همیشه موفق نیست، اما سعودی‌ها همچنان به آن متعهد مانده‌اند. (کارزار القاعده علیه رژیم سعودی در سال ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ و حملات زبانی دولت اسلامی –داعش- علیه سلطنت سعودی، نمونه‌های شکست این نوع سیاست است).
منطق گسترده‌تر برای توضیح حمایت سعودی‌ها از طالبان ممکن است این باور باشد که مداخله‌ی مستقیم امریکا در منطقه بیشتر از هرچیزی به‌ارمغان‌آورنده‌ی بی‌ثباتی است. باور به این‌که اقدامات دموکراسی‌خواهانه‌ی امریکا در نهایت می‌تواند حتا‌ رژیم‌های سلطنتی حوزه‌ی خلیج فارس را بی‌ثبات سازد، یا به‌نفع رقبای منطقه‌یی مانند ایران (همان‌طور که با دموکراتیزه کردن عراق اتفاق افتاد) تمام شود، دیگر دلیل احتمالی برای سعودی‌ها در تقبل پروژه‌ی پاکستان در افغانستان است. این امر نه به این خاطر است که سعودی‌ها امریکایی‌ها را در داخل افغانستان نمی‌خواهند، بلکه به‌خاطر این است که آن‌ها احساس می‌کنند که موازنه‌ی پیامدهای مداخله‌ی ایالات متحده در افغانستان، یک ضرورت است. چندین کشور عربی دیگر در حوزه‌ی خلیج فارس نیز مسیر سعودی را، یا برای خرید سهام خودشان در ساختار شورشیان و یا برای مقابله با تفوق و هژمونی عربستان سعودی، دنبال کرده‌اند.
بنابراین، به‌نظر می‌رسد که در طول این دوره‌ی کمک‌های دولت عربستان و قطر به طالبان، به‌طرز چشم‌گیری به‌خاطر درخواست پاکستان بوده و تلاش‌های مستقلانه‌ی اندکی از سوی سعودی و قطر برای ارزیابی عملیات وجود داشته است. در آن زمان عربستان سعودی پذیرفته بود که از اهداف پاکستان در افغانستان حمایت کند و به همین دلیل، گروه‌های مخالف دولت افغانستان را پشتیبانی می‌کرد. از سوی دیگر، گزارش‌ها حاکی از آن است که پاکستانی‌ها سعودی‌ها را تشویق کرده‌اند تا حمایت مستقیم‌اش از شورای میران‌شاه طالبان (که بیشتر به‌عنوان شبکه‌ی حقانی شناخته می‌شود) را آغاز کند. امری که شورای کویته را دور زد و به همین ترتیب زمینه را برای اعلام خودمختاری شبکه‌ی حقانی در سال ۲۰۰۷ فراهم کرد.
همان‌طور که حمایت ایالات متحده از نیروهای امنیتی افغانستان در سال ۲۰۰۹ به‌طور قابل ملاحظه‌یی افزایش یافت و همین‌طور دخالت مستقیم امریکا در افغانستان نیز آغاز شد، درخواست‌های پاکستان از رژیم‌های سلطنتی حوزه‌ی خلیج برای حمایت از شورشیان نیز افزایش یافت.
پاکستان به‌طور خاص عربستان را لابی کرد تا تمویل مالی‌اش را برای گرو‌ه‌های فرعی و در حال ظهور طالبان مانند شورای میران‌شاه (یا همان شبکه‌ی حقانی) و شورای پشاور، به قیمت [ترک حمایت از] شورای کویته، آغاز کند. این دو شورا خودمختاری خود را از کویته در بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ اعلام کردند. منابع طالبان از افزایش کمک مالی سعودی در جریان این دوره، گزارش داده‌اند.
با توجه به گفته‌های منابع در درون جنبش طالبان، سعودی‌ها ارتباطات نزدیک با رهبران کلیدی سه شورای اصلی طالبان داشته‌اند: با ملا عبدالغنی برادر، همکار نزدیک ملا عمر و رهبر شورای کویته در سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰؛ اختر محمدمنصور، جانشین ملا عمر؛ احسان‌الله رحیمی و گل‌آقا اسحاق‌زی، از بنیان‌گذاران شورای رهبری؛ سراج‌الدین حقانی، پسر جلال‌الدین حقانی و رهبر شورای میران‌شاه از سال ۲۰۰۷ بدین‌سو و قاری عتیق‌الله، یکی از بنیان‌گذاران و رهبران اصلی شورای پشاور.
از این‌همه، اختر منصور و سراج‌الدین حقانی به‌دلیل داشتن نقش کلیدی در ساختار طالبان، از اهمیت زیادی برخوردار اند. اختر منصور خود را در جولای ۲۰۱۵ رهبر منتخب تمام طالبان کرد (با اینکه این مسأله به‌شدت مورد مناقشه بود) و سراج‌الدین معاون وی شد. در عوض احسان‌الله رحیمی و گل‌آقا راه‌شان را از هم جدا کردند، طوری‌که اولی در سال ۲۰۱۵ با مخالفان اختر منصور یک‌جا شد و دومی به‌عنوان یکی از نزدیک‌ترین متحدان منصور باقی‌ مانده است. همان‌طور که در زیر می‌آید، دنبال‌کردن مسیر این رهبران اطلاعات قابل‌ ملاحظه‌یی را به‌دست می‌دهد. برای اکنون همین کافی است که توجه داشته باشیم که آن‌ها بین دو گروهی تقسیم و قطب‌بندی شدند که یکی به‌شدت علاقمند مصالحه با کابل است (مانند ملا برادر، منصور و اسحاق‌زی) و دیگری که شامل تندروها (مانند رحیمی، حقانی و عتیق‌الله) می‌شود.
با توجه به منابع طالبان، قطری‌ها از سال ۲۰۰۶ تاکنون، به‌صورت سیستماتیک و پیوسته از شورای کویته حمایت کرده‌اند. (با اینکه میزان حمایت آن‌ها می‌تواند به‌صورت قابل توجهی سال‌به‌سال متغییر باشد). در طول این دوره، طرح و برنامه‌های سعودی‌ها و قطری‌ها با هم اختلاف پیدا کرده و از هم دور شدند. (همانند استراتژی قطر و سعودی در خاورمیانه). قطری‌ها که دیگر نمی‌توانستند در سایه کار کنند، تصمیم گرفتند که سطح پروفایل دیپلماتیک خود را ارتقا داده و از اهرم‌های فشار که با طالبان به‌دست آمده بود، برای آغاز یک روند مصالحه بین طالبان و دولت کابل، استفاده کنند. در انجام این کار، قطری‌ها از طرح و برنامه‌های پاکستانی نیز فاصله گرفتند. به‌گفته‌ی یک منبع در سازمان اطلاعاتی قطر، حداقل قطری‌ها آنچه را که در توان داشته‌اند برای فرونشاندن و آرام‌کردن تندروان طالبان انجام داده‌اند و در سال ۲۰۱۰، آن‌ها حتا به شورای میران‌شاه به‌خاطر جلب همکاری‌ این شورا در روند مصالحه‌ی دوحه، پول پرداخته‌اند. با این وجود، سایر طالبان به‌خاطر عدم مشورت با آن‌ها در ابتدا، ناراحت شدند.
به‌گفته‌ی همان منبع، در سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ نیز، هنگامی که شورای پشاور در مورد محرومیت‌اش از دور اول تماس‌های دوحه اعتراض کرد، قطری‌ها به این شورا پول دادند تا پیوستگی آن را به دفتر طالبان در دوحه، تقویت کنند.
با وجودی که به‌خاطر کمبود منابع نمی‌توان این رویکردهای قطر نسبت به طالبان تندرو را تایید کرد، اما روشن است که ایده‌ی گشایش دفتر سیاسی برای طالبان در دوحه، با استراتژی ISI پاکستان که تلاش کرد مانع آن شود، در ستیز بوده است. این ایده همچنین از سوی بسیاری از رهبران طالبان که از این طرح به‌طور کامل مطلع نبودند، مورد مخالفت قرار گرفت. در نهایت، این ایده از سوی مقامات افغانستان مورد استقبال قرار نگرفت، که در اثر آن اطلاعات، پیش از اینکه این طرح عمومی شود، به رسانه‌ها درز کرد. تلاش نخست برای گشایش دفتر طالبان در دوحه، به‌طرز ناخوشایندی شکست خورد، اما به‌دنبال آن مذاکراتی به‌منظور شامل‌سازی جناح‌های مختلف طالبان در این دفتر صورت گرفت. با این‌حال، اینکه فکر کنیم قطری‌ها ممکن است با افزایش سرمایه‌گذاری و پرداخت پول به آن‌عده از گروه‌های طالبان که در ابتدا محروم شده بودند، به این افتضاحات واکنش نشان داده‌اند، غیرمنطقی به‌نظر نمی‌رسد.

Scroll.in/آنتونیو گیوزتوزی

ترجمه: جلیل پژواک

تروریست های داعش در ننگرهار چه می کننذ؟

به گزارش خبرگزاري صدا وسيما ایران  ؛ براساس گزارشهای خبری منتشر شده ارتش افغانستان در روزهای اخیر حملات خود را ضد گروه تروریستی داعش در شهرستان خوگیانی ولایت ننگرها شدت بخشیده است .به گفته مقامات دولت افغانستان تا پاک سازی کامل این ولایت از عناصر داعش این عملیات ادامه خواهد داشت .
ولایت ننگرهار در شرق افغانستان واقع شده است . مرکز این ولایت جلال آباد است . بیشتر جمعیت ولایت ننگرهار پشتون هستند که به دو بخش غلجایی و دورانی تقسیم می شوند .
مهمترین موقعیت راهبردی این ولایت به خاطر واقع شدن در امتداد راه ترانزیتی کابل -پیشاور مرکز ایالت خیبرپختونخواه پاکستان است .به عبارت بهتر جلال آباد به عنوان مرکز ولایت ننگرهار کاملا اقتصادی و تجاری است و با سایر مناطق ولایت و حومه آن که مناطقی صعب العبور و کوهستانی هستند متفاوت است .

ولایت ننگرهار به چند دلیل مورد توجه گروههای افراط گرا و تروریستی از جمله داعش قرار دارد:

1-همجمواری ولایت ننگرهار افغانستان با پاکستان باعث شده است به دلیل تردد آسان در مرز مشترک که کنترل چندانی نیز بر آن نیست به شدت مورد توجه گروه تروریستی داعش قرار بگیرد. از آنجا که برخی از محافل در پاکستان داعش را مولود سازمانهای اطلاعاتی آن کشور می دانند براین اعتقادند که انتخاب ولایت ننگرهار از سوی گروه تروریستی داعش به عنوان پایگاه خود به دلیل ارتباط سهل و اسان ان با پاکستان است تا این کشوربه راحتی بتواند داعش را حمایت کند.علاوه براین چنانچه گروه تروریستی داعش بخواهد خلافت خراسان خود را در افغانستان و در ولایت ننگرهار اعلام کرد همسایگی با پاکستان می تواند مانع از انزوای آن در خاک افغانستان شود .

2-مناطق حومه ولایت ننگرهار مناطقی صعب العبور هستند که برای پنهان شدن مناسب است .علاوه براین کوههای ترابورا در حومه ولایت ننگرهار یکی از امن ترین پناهگاهها در افغانستان تلقی میشود و در سالهای اخیر این منطقه به عنوان تجمع عناصر افراط گرا و تروریستی بوده است .

3-شهرستان خوگیانی ولایت ننگرهار گفته می شود از نظر فرهنگی و مذهبی با اعتقادات کشورهای حاشیه خلیج فارس سازگاری دارد و به همین دلیل داعش تصور می کند می تواند در این شهرستان برای خود پایگاهی ایجاد کند.به همین دلیل عمده عملیات ارتش افغانستان در شهرستان خوگیانی صورت می گیرد .

اجماع نظر قطعی وجود ندارد !
اما در مورد اینکه گروه تروریستی داعش در افغانستان حضور دارد یا نه ؟ چند نکته قابل توجه است:

اول آنکه هنوز در افغانستان در مورد اینکه گروه تروریستی داعش حضور دارد یا نه؟ اجماع نظر قطعی وجود ندارد و برخی از محافل ،کسانی را که پرچم این گروه تروریستی را در افغانستان به دست می گیرند همان افراد گروه طالبان می دانند که از این گروه جدا شده اند.

دوم آنکه گروهی دیگر در افغانستان عناصر مرتبط با گروه تروریستی داعش را اعضای این گروه می دانند که پس از شکست کامل در عراق و سوریه به افغانستان منتقل شده و در ولایت ننگرهار و برخی مناطق این کشور مستقر شده اند.اما این افراد اعراب نیستند بلکه از اتباع افغانستان ،هند ،پاکستان و آسیای مرکزی هستند که اکنون با حمایتهای آمریکا در حال سازماندهی مجد در ولایت ننگرهار افغانستان هستند .

سوم برخی محافل منطقه ای و بین المللی از جمله روسیه حمایتهای آمریکا و ناتو از افراد مرتبط با داعش در افغانستان را عامل شکل گیری این گروه تروریستی در این کشور می دانند. اخیرا مقامات کرملین از ناتو خواستند در مورد پروازهای شبانه هواپیما ها و بالگردهای این سازمان و آمریکا در مناطق مختلف افغانستان بویژه ولایت ننگرهار توضیح دهند.این محافل براین اعتقادند که این پرواز ها کار نقل و انتقال عناصر گروههای تروریستی و تجهیز و تقویت نظامی آنها را برعهده دارد.
در این حال غلام جیلانی رئیس مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان ،آمریکا را متهم کرد که به شکل آشکار از گروه تروریستی داعش حمایت می کند و شعار مقابله با تروریسم آمریکا را پوشالی دانست . علاوه براین ،محمد محقق معاون عبدا… عبدا… رئیس شورای اجرایی دولت وحدت ملی افغانستان نیز کشورهای غربی را به حمایت از تروریسم در این کشور متهم کرد . عبدالرحمن رحمانی نماینده ولایت بلخ افغانستان هم سفارت برخی کشورها در کابل را عامل حمایت از گروههای تروریستی بخصوص داعش دانست .

چهارم آنکه محافل دیگر در افغانستان گروه تروریستی داعش را ساخته پاکستان برای پس از طالبان در افغانستان می دانند و براین اعتقادند چنانچه پاکستان ناگزیر باشد گروه طالبان را پای میز مذاکره در افغانستان بنشاند و این گروه با پیوستن به روند صلح افغانستان سلاح خود را کنار بگذارد گروه تروریستی داعش به عنوان ابزار جایگزین طالبان و ابزار دست پاکستان در افغانستان عمل نماید .

پنجم به شایعاتی برمی گردد که اخیرا از سوی برخی نمایندگان پارلمان افغانستان و رهبران جناحهای سیاسی در این کشورمطرح شد مبنی براین که برخی جریانات دولتی دراین کشور از داعش حمایت می کنند . هر چند محمد اشرف غنی رئیس جمهوری و عبدا… عبدا… رئیس شورای اجرایی دولت وحدت ملی افغانستان این اتهامات را رد می کنند اما به هر حال این ظن قوی در این کشور وجود دارد که برخی محافل دولتی گروه تروریستی داعش را برای مقابله با طالبان ایجاد کرده اند.

چرا بحث داعش داغ شد ؟
اکنون این سوال مهم مطرح است که بحث داعش با چه هدف و عنوانی در افغانستان مطرح می شود ؟

1-بسیاری از محافل گروه تروریستی داعش را که در سوریه و عراق از بین رفتند همچنان ابزار دست آمریکا برای گسترش تروریسم و افراط گرایی در آسیای مرکزی و تا مرزهای چین می دانند.بنابراین آمریکا به هر شکل ممکن می کوشد تا داعش را مجددا در افغانستان سازمان دهی نماید .

2-بسیاری از محافل براین اعتقادند که آمریکا از ولایت ننگرها افغانستان به عنوان پایگاه آموزشی گروه تروریستی داعش استفاده می کنند .پایگاههای آمریکا مستقر در افغانستان به گونه ای کار نقل و انتقالات و تسلیح افراد مرتبط با داعش را در افغانستان برعهده دارند.

3-در ایجاد و تقویت گروه تروریستی داعش نباید نقش عربستان را نادیده گرفت .این کشور با سرمایه گذاری بر جریانهای افراط و تروریستی و آمریکا با آموزش و تسلیح آنها در واقع همچنان در خط تقویت جریانهای تروریستی و افراط گرا در منطقه بخصوص افغانستان حرکت می کنند.بنا به اعلام علمای ولایت جوزجان در شمال افغانستان جریاناتی در بالغ بر 45 مدرسه دینی اقدام به تدریس دروس وهابیت می کنند.
در اين خصوص ” مولوی یار محمد ؛ از اعضای شورای علمای جوزجان “ اخيرا اعلام کرد :
“اعضای این مدارس به طور برنامه ریزی شده جوانان و نوجوانانی را که اگاهی دینی کمی دارند به وهابیت دعوت می کنند و این گونه جریانات در مدارس دولتی و دانشگاهها نیز دیده می شوند ”
از س.ي ديگر “داوود مرادیان ” رئیس مرکز استراتژیک وزارت امور خارجه افغانستان هم اعلام کرد:
” این گونه مدارس در راستای گسترش شبکه های وهابیت و سلفی گری در افغانستان عمل می کنند که ایدئولوژی رسمی عربستان است”

4-گروه تروریستی داعش همچنان به ایفای نقش خود برای ایجاد نفاق و چند دستگی در میان مسلمانان با شیعه کشی و کشتار اهل سنت ادامه خواهد داد.آمریکا از اتحاد مسلمانان همواره نگران است ومهمترین پیامد آن را تاثیر بر موجودیت وحیات رژیم صهیونیستی می داند به همین دلیل آمریکا با استفاده از اهرم های مختلف همواره کوشیده است میان مسلمانان نفاق و درگیری ایجاد نماید . در حال حاضر گروه تروریستی داعش با کشتار مسلمانان در مناطق مختلف جهان از جمله در افغانستان و پاکستان به بهترین نحو در حال اجرای این ماموریت آمریکا است .

5-در حال حاضر داعش به عنوان یک گروه جنایت کار تنها گروهی است که می تواند در میان مسلمانان وکشورهای اسلامی رعب و وحشت ایجاد کند.برافراشتن پرچم داعش در هر نقطه ای به منزله کشتار وجنایات هولناکی است که آمریکا و ایادیش از آن سود می برند.از اینرو تقویت تروریستها در مناطق مرزی افغانستان به گونه ای دامن زدن به هراس در منطقه نیز است .

محيط داخلي
در بخش داخلی افغانستان نیز به گونه ای جبهه بندی هایی در حال شکل گیری است . با توجه به نزدیک شدن زمان انتخابات ریاست جمهوری دسته بندی های سیاسی و امنیتی در افغانستان نیز جهت گیری های خود را مشخص می کند که در این خصوص چند مساله قابل توجه است:

الف-محمد اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان می کوشد با حذف جناح وابسته به عبدا… عبدا… از صحنه سیاسی این کشور به گونه ای موقعیت جناح پشتونها را تقویت کند .حذف ژنرال دوستم به عنوان معاون اول رئیس جمهوری و تحت فشار قرار دادن آن برای خروج از کشور باعث شد تا مناطق شمالی افغانستان تا فاریاب و جوزجان به شدت آسیب پذیر شوند و طالبان و گروههای نزديک به داعش جرات حضور در مناطق شمالی را داشته باشند.
علاوه براین ،حذف عطامحمد نور از ولایت بلخ و تضعیف محقق و خلیلی باعث شده تا خلا قدرت در مناطق مختلف افغانستان ایجاد شود که گروههای تروریستی و افراط گرا درصدد پر کردن این خلا ها هستند.
ب-برخوردهای حذفی در حاکمیت افغانستان موجب تضعیف دولت وحت ملی شده و بر توانایی ارتش و نیروهای امنیتی افغانستان نیز تاثیر گذاشته است .در حالی که افغانستان برای مقابله با تروریسم و افراط گرایی بیش از هر زمان دیگر نیازمند وحدت است جریانهایی در ساختار حاکمیتی افغانستان می کوشند با ضربه زدن به وحدت ملی، افغانستان را مجددا وارد دوره ای از درگیری های داخلی کنند.
ج-حزب اسلامی حکمتیار که براساس توافقنامه صلح با دولت افغانستان برنامه های بلند پروازانه ای را برای آینده سیاسی این کشور پی گیری می کند مسئول برخی جناح بندی ها و رویکردهای امنیتی در افغانستان شناخته می شود .
قومی تلقی کردن جنگهای داخلی این کشور که با اعتراض گسترده داخلی در افغانستان روبرو شد به همراه تکیه آن به محمد اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان باعث شده است تا نگرانیها از اینده تحولات افغانستان شدت بگیرد.در چنن فضایی گروه های تروریستی و افراط گرا از فضای مناسبی برای قدرت نمایی و تلاش برای کسب جغرافیا برخوردارند .
د-در ایجاد و تقویت گروه های تروریستی و افراط گرا در افغانستان بخصوص در ولایت ننگرهار نباید نقش رژیم آل سعود را نادیده گرفت .این کشور از ده ها سال پیش با ایجاد مدارس مذهبی در پاکستان که بیش از 20 هزار مدرسه است کارتربیت عناصر افراط گرا و فرقه گرا را رسما آغاز کرد. وهابیت عامل و ایدئولوگ این گروهها تلقی می شود و آل سعود نیز پشتوانه مالی آنها را برعهده دارد.
در اين باره “نوام چامسکی” نظریه پرداز برجسته آمریکایی مي گويد :
“عربستان عامل کمکهای مالی به گروههای تروریستی است و ایدئولوژی وهابیت نیز از دلایل کانون افراط گرا بودن آن دولت است .مساجد ،روحانیون ،مدارس و حوزه های دینی دیدگاههای افراطی وهابیون را در تمام مناطق تحت نفوذ عربستان گسترش می دهند.”
در همین راستا عربستان درحال ساخت دانشگاه اسلامی در ولایت ننگرهار با هزینه ای بالغ بر 500 میلیون دلار است . به دلیل فشار های آمریکا بر پاکستان برای کنترل مدارس مذهبی ،وهابیون و رژیم آل سعود در حال توسعه مدارس و موسسات مذهبی خود در افغانستان نیز هستند و به دلیل همجواری ولایت ننگرهار با پاکستان ساخت بزرگترین دانشگاه اسلامی عربستان در این ولایت قابل توجه و تامل است .به همین دلیل بسیاری از علما و محافل سیاسی در افغانستان در مورد پیامدهای احداث این دانشگاه در ننگرهار هشدار داده اند.اکنون برای محافل غربی نیز کاملا آشکار شده است که عامل و حامی و ایدئولوگ گروههای تروریستی بخصوص داعش عربستان و وهابیون هستند
در اين خصوص پروفسور” سوزانه شرودر” رئیس مرکز تحقیقات اسلامی فرانکفورت آلمان نيز با اشاره به آثار مخرب سياست سعودي ها ، مي گويد :
“عربستان به صدور ایدئولوژی وهابیت مشغول است و در بخش های کلی ،این همان ایدئولوژی گروه تروریستی داعش است ”
اما آمریکا به دلیل همکاری با رژیم آل سعود نه تنها آن را نادیده می گیرد بلکه به شکل حساب شده در صدد مدیریت آن است تا همچنان گروههای افراط گرای مذهبی به عنوان بازوی عملیاتی آنها در مناطق مختلف عمل نماید .

جمع بندي

در واقع، عربستان و حامیان تروریستها درصددند با تثبیت موقعیت تروریستها در ولایت ننگرهار افغانستان این کشور را به پایگاه تروریستها در منطقه تبدیل کنند و در همان حال با دامن زدن به جنگهای فرقه گرایانه ، به گونه ای افغانستان را وارد جنگهای مذهبی کنند که در این کشور سابقه ندارد.

به همین دلیل بسیاری از محافل در افغانستان براین اعتقادند افراط گرایی در جامعه این کشور جایی ندارد و تمام گروههای مذهبی و قومی آنرا رد می کنند.
از اینرو تلاشهای آمریکا و عربستان برای تحمیل تروریسم به افغانستان و تبدیل این کشور به پایگاهی برای تروریستها ناکام خواهد ماند.زندگی مسالمت آمیز میان اهل سنت و شیعه و سایر اقوام و مذاهب در طول تاریخ افغانستان این نظر را تایید می کند که مردم این کشور به شدت با تسلط بیگانگان بر کشورشان مخالفند و با آن مقابله می کنند.

پوتین: رویارویی طالبان و داعش اوضاع افغانستان را بدتر ساخته است

ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه می‌گوید با پیدایش گروه داعش در افغانستان و اختلاف این گروه با طالبان اوضاع این کشور بدتر شده است.

به گزارش اسپوتنیک، آقای پوتین در نشست رهبری دولت و در تکمیل سخنان رییس دومای روسیه در مورد افزایش تهدیدهای تروریستی در افغانستان، گفت: «این واقعیت است که اوضاع در افغانستان بدتر شده است، اگر آن جا امریکا حضور نمی‌داشت احتمالاً بدتر از این هم میشد.»

پوتین گفت که در مرزهای افغانستان با تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان طالبان حضور دارند و رویارویی آن‌ها با داعش اوضاع را بدتر ساخته است.

پیش از این وزارت خارجۀ روسیه از افزایش قدرت داعش در افغانستان خبر داده بود.

آمریکا با ارتکاب جنایت در افغانستان از کشتار فلسطینی‌ها نیز حمایت می‌کند

طالبان در بیانیه‌ای اظهار کرد که آمریکا‌ در حالی از جنایات رژیم اسرائیل علیه فلسطین حمایت می‌کند که در افغانستان نیز با کنترل رسانه‌ها صدای مظلومیت مردم این کشور را سرکوب کرده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، طالبان در بیانیه‌ای اعلام کرد که واشنگتن از بررسی جنایات جنگی نظامیان آمریکایی در افغانستان توسط سازمان‌های بین‌المللی قضایی جلوگیری می‌کند.

بر اساس این بیانیه، دولت آمریکا به هیچ سازمانی نیز اجازه نمی‌دهد تا جنایات رژیم غاصب و نامشروع اسرائیل در طول 70 سال گذشته علیه فلسطینیان مظلوم را نیز بررسی کند.

در این بیانیه آمده است که اگر دادگاه‌های بین‌المللی بخواهند گامی علیه رژیم اسرائیل بردارند و یا از وضعیت اسفبار فلسطینی‌ها صحبت کنند در نتیجه آمریکا به شدت در برابر آنها موضع می‌گیرد و اجازه نمی‌دهد حکمی علیه رژیم صهیونیستی صادر شود.

طالبان با اشاره به حضور نظامی آمریکا در افغانستان در 16 سال گذشته نیز اظهار کرد: آمریکایی‌ها از نخستین روز اشغال افغانستان با در اختیار گرفتن رسانه‌ها صدای مظلومیت افغان‌ها را سرکوب کرده است.

این گروه تصریح کرد که تا حضور آمریکا در افغانستان ادامه دارد مردم این کشور با شکنجه، فقر و مشکلات بسیاری مواجه هستند بنابراین راه خروج از این معضلات مقاومت مردم افغانستان در برابر نظامیان آمریکایی است.

کرزی، فرماندهان شمالی و حوزه مشرقی هنوز خاموش اند

گزارشنامه افغعانستان : دروضعیتی که شمارش معکوس برای ایجاد یک تصادم در بلخ شروع شده است، متحدان والی بلخ به بگونه کامل خاموش اند. آن ها دیگر معتقد شده اند که برای واپسین حادثه خود را آماده نگهدارند. درین میان خاموشی حامد «کرزی» وسیاف ابهام آمیز تر است. به موازات آن محور قندهار و مشرقی که از متحدان عطا نور درمقاومت علیه تکتازی دولت مرکزی قرار دارد نیز صدایی بر نمی خیزد. بدون شک بسته های بزرگ پول درین شب ها و روز ها بین حلقات محلی و دولت مرکزی تا وبالا شده است. اما معامله با این وضعیت تنها به توزیع پول ربط ندارد. هرگاه پروان وکاپیسا، همراه با قندهار و مشرقی و حوزه بلخ مقاومت مسلحانه سراسری را آغاز کنند، کسی نمی داند که اوضاع به کجا خواهد رفت. خارجی ها عادتاً زود عقب نشینی می کنند. سرنوشت دولت کنونی چندان مشخص نیست.

انتظار و دلهره در شمال

درنقشه شورای امنیت ملی به هدف تعرض بر بلخ بدون شک به کار اندازی دسته جات حزب گلبدین نظیر افراد جمعه خان همدرد شامل خواهند بود. اما نیروی مهمی درآن حوزه وجود ندارد. نیروهای جمعه خان توان تغییر معادله را ندارند اما می توانند آشوب تولید کنند و دسته جات اعزامی از کابل ملبس با پوشش افراد محلی را درمناطق خود مستقر کرده و بعضی راه های فرعی را موقتاً مسدود کنند. هنوز سخن گفتن از نحوۀ واکنش محاذات خوابیدۀ مفرزه های قدرت های منطقه ای در بستر شمال زود است. آن ها برنامه های شان را در برابر حریفان کلان، خود مدیریت می کنند. برای مردم و قدرت های منطقه ای، چشم انداز اوضاع پسا عطا نور دربلخ روشن نیست اما همه به تجربه می دانند که چه اتفاقاتی ممکن است روی بدهد. دسته جات انتقالی داعش تا حدی با زمین و مناسبات آن جا وفق پیدا خواهند کرد. این چیزی است که نبرد های آینده به آن پاسخ خواهد داد.

سقوط واقعی بلخ آینده دسته کوچک دکترعبدالله را تعیین می کند

عملیات نظامی بالای بلخ آماده ونهایی بود و می دانستند که والی بلخ یک قدم عقب نشینی نمی کند. پس اعلام رسمی آن عمداً از طریق اداره ارگان های محل صورت گرفت که به طور مستقیم از زبان غنی یا عبدالله نوعی صدور جنگ تلقی نشود. هنوز روشن نیست که کدام یک از واحد های امنیتی به این کار درنظر گرفته شده اند. قطعن روشن است که قطعات گزینه شده بخشی از نیروهای حشری قومی ( نظیرقطعه مسلح ارگ) اند. اگر عملیاتی انجام شود بی هیچ تردیدی، بعد از گرفتن مجوز از فرماندهی قوای خارجی به راه خواهد افتاد. دو طرف حساب وکتاب خود را کرده اند. موضوعی که درحساب وکتاب ارگ و قوای خارجی درنمی گنجد، مالکیت بر آینده است. این نخستین بار خواهد بود که قوای مسلح ( اردوی ملی، پلیس وامنیت ملی) علیه مردم یک ولایت وهمچنان برضد نیمه دوم «حکومت» استفاده می شود. آن که درقعر تنفر تاریخ برای همیشه فرو می رود، غنی وعطا نور نیست؛ دکترعبدالله و دسته کوچک طرفدار وی است. امرالله صالح در برنامه سیاه سفید صریح از گردن خود خلاص کرد و گفت که ما الزامی دربرابر تاریخ و مسایل «قدیمی» نداریم و افغانستان مدرن می خواهیم.

او فراموش می کند که هرعاملی از یک گذشته ای به حال آمده است. چشم بستن رضاکاران به درس های تجربی جامعه و تاریخ، اعلام بی نسبی کامل است. عوامل بی نسب در بهترین حالت، مفتخر به «بکس برداری» و «اریکین گیری» برای قلدرهای غالب می شود. بدون فهم آن چه درتاریخ اتفاق افتاده و جامعه از کدام مسیر به این جا رسیده، نه نظام عادلانه ساخته می شود نه مدرن می شود. عوام گرایی سیاسی عمرکوتاه دارد.

تاسیس دالان حمل و نقلی ایران،افغانستان و هند کلید خورد

حسن روحانی رییس جمهورایران ، قانون مربوط به موافقتنامه چابهار مصوب مجلس شورای اسلامی را برای اجرا به وزارت راه و شهرسازی ابلاغ کرد.

بر این اساس در اجرای اصل یکصد و بیست و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، « قانون موافقتنامه تاسیس دالان حمل و نقل و گذر بین المللی بین دولتهای جمهوری اسلامی ایران، جمهوری اسلامی افغانستان و جمهوری هند(موافقتنامه چابهار)» جهت اجرا به وزارت راه و شهرسازی ابلاغ شد.
به گزارش ایرنا، لایحه موافقتنامه تاسیس دالان حمل و نقل و گذر بین المللی بین دولت های ایران، افغانستان و هند (موافقتنامه چابهار) روز سه شنبه 23خرداد امسال به مجلس شورای اسلامی ارسال شد.
این موافتنامه مشتمل بر یک مقدمه و 15 ماده است.
بر اساس این لایحه وزارت راه و شهرسازی به عنوان نماینده دولت جهت شرکت در جلسات مجلس شورای اسلامی و کمیسیون ها برای توضیح و دفاع معرفی شده است.
در مقدمه توجیهی این لایحه نیز آمده است: نظر به ابراز تمایل دولت های جمهوری اسلامی ایران، جمهوری اسلامی افغانستان و جمهوری هند جهت توسعه و بهبود توانمندی های خود برای تسهیل حمل و نقل و گذر کالا و مسافر و با توجه به اهمیت بندر چابهار به عنوان کانون توسعه همکاری های حمل و نقلی و گذری میان سه کشور با هدف بهره گیری از امکانات ریلی، جاده ای، هوایی و گمرکی بندر یاد شده، این لایحه جهت سیر مراحل قانونی مربوط تقدیم می شود.
موافقتنامه چابهار در سوم خرداد سال 1395 توسط وزیر راه شهرسازی ایران، وزیر ترانسپورت (حمل و نقل) افغانستان و وزیر کشتیرانی، حمل و نقل جاده ای و بزرگراه های هند و در حضور سران سه کشور در تهران امضا شد.
این موافقتنامه پس از نهایی شدن اسناد آن، برای مدت 10 سال لازم الاجرا خواهد شد. پس از مدت مزبور این موافتنامه همچنان معتبر خواهد ماند، مگر اینکه یکی از کشورهای موسس قصد خود را بطور کتبی از طریق مجاری دیپلماتیک برای کناره گیری از موافقتنامه به اطلاع کشور امین اسناد و دبیرخانه دائمی برساند. در این صورت این موافقتنامه 6 ماه بعد نسبت به آن طرف متعاهد، فسخ شده تلقی خواهد شد.

آمریکا میلیون ها دالر اموال دولتی این کشور را در افغانستان از دست داده است

ایالات متحده از سال 2012 به این سو در افغانستان اموال دولتی این کشور که حدود 10 میلیون دالر می شود از دست داده است.

به گزارش اسپوتنیک، بازرس عمومی وزارت دفاع ایالات متحده از غارت میلیون ها دالر اموال دولتی آن کشور در افغانستان گزارش داده است.
همانطور که در این سند اشاره شده گفته می شود که، دفتر پشتیبانی لجستیکی ارتش ایالات متحده برنامه های کنترل مؤثر بر اموال دولتی این کشور را تحت عنوان برنامه “تعامل با پیمانکاران مدنی” در افغانستان نداشته است.
بنابراین، در جریان تفتیش متوجه شدند که از سال 2012 به این سو قراردادیان زیان 9.7 میلیون دالری به ایالات متحده وارد کرده اند.
در عین حال، مقامات آمریکایی خطر از دست دادن یا سرقت اموال را که تقریبا به 100 میلیون دالر می رسد، ایجاد کردند و در نتیجه این عمل، اموال دولتی آمریکا می توانست در اختیار دشمن قرار بگیرید و از آن در برابر نیروهای ایالات متحده و نیروهای ائتلاف استفاده شود.

طنزپردازان روس سفیر آمریکا در سازمان ملل را تلفنی سرکار گذاشتند

سفیر آمریکا اخیرا در یک گفتگوی تلفنی با فردی که خود را به عنوان نخست‌وزیر لهستان جا زده بود، درباره وضعیت سیاسی یک جزیره خیالی، آزار جنسی رئیس جمهوری اوکراین توسط یک بازیگر هالیوود و دست‌درازی ترامپ به نخست‌وزیر پیشین لهستان صحبت کرده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از راشاتودی، اخیرا دو طنزپرداز روس از طریق تماس تلفنی با نیکی هیلی، سفیر آمریکا نزد سازمان ملل وی را درباره شرایط سیاسی یک جزیره خیالی (که وجود ندارد) دست ‌انداختند. در این گفتگو، نیکی هیلی بدون اینکه بداند دست انداخته شده است به طنزپرداز روس (که خود را نخست‌وزیر لهستان جا زده بود) اطمینان خاطر می‌دهد که ایالات متحده وضعیت جزیره خیالی «بینومو» را از نزدیک دنبال می‌کند و به روسیه «جایگاهشان را یادآوری خواهد کرد».

در این ماجرا، نیکی هیلی متوجه طنز ماجرا نشد و نه تنها درباره یک جزیره خیالی اظهار نظر کرد، بلکه باور کرد که در حال گفتگو با ماتئوس موراویسکی، نخست‌وزیر لهستان است.

در فایل صوتی این مکالمه 22 دقیقه‌ای از سوی طنزپردازان روس منتشر شده است، نخست‌وزیر کذایی لهستان، از نگرانی خود درباره دخالت روسیه در امور سیاسی یک جزیره خیالی در دریای چین‌جنوبی به نام «بینومو» سخن گفت. با این حال، هیلی در پاسخ ادعا می‌کند که ایالات متحده وضعیت این جزیره را با دقت دنبال می‌کند.

در فایل صوتی منتشر شده، یکی از طنزپردازان روس – به عنوان نخست‌وزیر کذایی لهستان – به هیلی می‌گوید که «آیا بیمونو را می‌شناسید. آن‌ها اعلام استقلال کرده‌اند. آن‌ها انتخابات داشته‌اند، و ما گمان می‌کنیم که روس‌ها در آنجا دخالت کرده‌اند». و نیکی هیلی با اطمینان پاسخ می‌دهد: «بله، البته آن‌ها چنین کرده‌اند، قطعا».

در بخش دیگری از این گفتگو، طنزپرداز روس می‌گوید «و هم‌اکنون بینومو وضعیت در شرایط چین‌جنوبی را بیش از پیش تشدید می‌کند». و هیلی در پاسخ می‌گوید: «و ما از آن آگاه هستیم. ما (وضعیت) را از نزدیک پیگیری می‌کنیم. و فکر می‌کنم که ما به نظارت بر آنچه در دریای چین جنوبی در حال انجام آن هستیم ادامه خواهیم دادم».

در ادامه نیکی هیلی حتی پس از اینکه طنزپرداز روس (به عنوان نخست‌وزیر لهستان) سوالاتی دربارۀ کوین اسپیسی، بازیگر مشهور آمریکایی که به آزار جنسی متهم شده است و همچنین پترو پروشنکو، رئیس جمهوری اوکراین مطرح می‌کند، متوجه نمی‌شود که درگیر یک مکالمۀ طنز است.

متن این بخش از گفتگو بین طنزپرداز روس (به عنوان نخست‌وزیر کذایی لهستان) و نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل به این شرح است:

نخست‌وزیر کذایی لهستان: «مایلم گفتگویمان را با چیزی دور از سیاست به پایان ببرم. آیا امروز مصاحبۀ شوکه کنندۀ آقای پروشنکو را خواندید؟»

نیکی هیلی: «نه، اما باید این کار را انجام دهم».

نخست‌وزیر کذایی لهستان: «او [رئیس جمهور اوکراین] گفت که کوین اسپیسی در سال 2015 میلادی از اوکراین بازدید کرده است».

نیکی هیلی: «بله، خنده دار است».

نخست‌وزیر کذایی لهستان: «و در هنگام صرف شام، اسپیسی شروع به لمس رئیس جمهور [اوکراین] کرده و دستش را روی زانوی او گذاشته است».

نیکی هیلی: «عجب کاری!!!»

نخست‌وزیر کذایی لهستان: «بله، دیوانگی است».

نیکی هیلی: «واقعا خنده‌دار است. من حتما باید این مصاحبه را ببینم.

در اواخر این مکالمه،‌ نخست‌وزیر کذایی لهستان، در گفتگو با نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل به ماجرای دست‌درازی و آزار و اذیت جنسی ترامپ علیه نخست‌وزیر پیشین لهستان (که یک زن بود) در سال 2012 اشاره می‌کند که با تعجب سفیر آمریکا مواجه می‌شود و هیلی همچنان متوجه نمی‌شود که سرکار گذاشته شده است و این مکالمه تماما طنز است.

این بخش از گفتگوی تلفنی بین نخست‌وزیر کذایی لهستان و نیکی هیلی به شرح زیر است:

نخست‌وزیر کذایی لهستان: «همچنین نخست‌وزیر پیشین ما به من گفت که در سال 2012 از سوی آقای ترامپ مورد آزار و اذیت (جنسی)‌ قرار گرفته است».

نیکی هیلی: «واقعا؟»

نخست‌وزیر کذایی لهستان: «بله، وی به من (این ماجرا را)‌ گفت».

نیکی هیلی: «اوه!»

نخست‌وزیر کذایی لهستان: «بله، اینکه دیگران را در این موارد متهم کنند، به مسئله روز تبدیل شده است».

نیکی هیلی:‌ «درسته، درسته، الان، زمان جالبیه و اتهامات زیادی مطرح می‌شود، اما به کارمان و تلاش برای تمرکز بر آنچه می‌توانیم انجام دهیم و به پیش رفتن و به‌سرانجام رساندن کارها  ادامه می‌دهیم».

نخست‌وزیر کذایی لهستان: «بله، صحیح است. این مُد روز  شده است. من می‌دانم که وی (نخست‌وزیر پیشین لهستان) هم‌اکنون از این بابت که او (ترامپ) را به شیوه‌ای گستاخانه رد کرده است، متأسف است».

نیکی هیلی:‌ «وای! این شاید چیزی باشد که به آن نیاز بوده است. وای!»

نخست‌وزیر کذایی لهستان: «چگونه می‌توانیم در آینده با شما مرتبط شویم».

نیکی هیلی: «هر موقع که تمایل داشتی می‌توانی به این شماره زنگ بزنی و هر موقع بخواهی که مرتبط شوی و با من صحبت کنی، من آن زمان را اختصاص خواهم داد».

نخست‌وزیر کذایی لهستان: «خیلی خوب».

نیکی هیلی: «خیلی ممنون و از تماس‌تان سپاسگزارم».

نخست‌وزیر کذایی لهستان: «من هم از تماس سپاسگزارم خانم سفیر».

عبدالله: جمعیت با کناره‌گیری عطا محمد نور موافق بود

عبداللهحق 
آقای عبدالله می‌گوید حزب جمعیت با منظوری استعفای آقای نور موافق بوده است

عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی افغانستان، می‌گوید امیدوار است جنجال کناره‌گیری عطامحمد نور از ولایت بلخ “مسالمت‌آمیز” حل شود.

او در نخستین واکنشش پس از اعلام منظوری “استعفای” عطامحمد نور امروز دوشنبه چهارم جدی/دی در نشست شورای وزیران گفت: “پانزده روز قبل برای اولین بار موافقه کردم که این کار صورت بگیرد. قرار شد قبولی استعفا یک هفته بعدش اعلام شود. رهبری جمعیت با ما یکجای بودند… خودش (عطامحمد نور) استعفا را مطرح کرده، شرایط بوده یا نبوده، کار من نیست… من رئیس اجرایی هستم و خدمتکار همه. چه صحبت‌ها و وعده‌هایی شده به خودشان ارتباط دارد که مسایل گذشته است.”

به گفته وی، قرار بود رهبران حزب جمعیت اسلامی در سفری که به بلخ داشتند این مسایل را در خلال یک هفته حل کنند اما وقتی از بلخ بازگشتند، نظرشان تغییر کرده بود.

کاخ ریاست جمهوری افغانستان روز دوشنبه گذشته (۲۷ قوس/آذر) اعلام کرد که محمد اشرف‌ غنی، رئیس جمهوری، “استعفای” عطا محمد نور از ولایت بلخ را تایید و به جای او محمد داوود را تعیین کرده است.

حزب جمعیت اسلامی افغانستان “تصمیم ریاست جمهوری در مورد عطا محمد نور، والی بلخ” را اقدامی “عجولانه، غیرمسئولانه، مخالف ثبات و امنیت افغانستان و اصول موافقتنامه حکومت وحدت ملی” خواند.

آقای نور نیز اعلام کرد که استعفای او شرایط خاص داشت و به دلیل قبول نشدن شرایط منتفی است.

او همچنین دو روز پیش در جمعی از هوادارانش، استدلال کرد که در مسائل کشور به همراه متحدانش “یک طرف قضیه” است و رهبران حکومت وحدت ملی به این دلیل نمی‌توانند او را برکنار کنند که یکی از آنها (رئیس‌جمهوری) طرف توافق حزب جمعیت اسلامی در تشکیل حکومت وحدت ملی است و دیگری (رئیس اجرائی) منصوب جمعیت اسلامی است.

اما آقای عبدالله امروز به تاکید گفت که در ارتباط با تشکیل حکومت وحدت ملی، معرفی کابینه و شورای وزیران تنها او با رئیس جمهوری در رابطه بوده و او در مواردی مشورت‌هایی گرفته است.

آقای نور در نشست دو روز پیش، بخش زیادی از سخناش را به حملات شدید لفظی به عبدالله عبدالله، اختصاص داد و او را “مار آستین” خواند. او حمایت از آقای عبدالله در دو انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ و ۱۳۹۳ را “اشتباه” خواند و گفت که او به حزب جمعیت اسلامی، رهبران آن و خانواده احمدشاه مسعود “خیانت” کرده است.

نور
آقای نور آقای عبدالله را “مار آستین” خواند و هشدار داد که دندان‎هایش را “می‌شکند”

او از گفتن سخنان طعنه‌آمیز هم ابایی نکرد. آقای نور، در جنجال‌های اخیر رئیس اجرایی را بیشتر از رئیس جمهوری مقصر دانست و گفت: “(عبدالله عبدالله) دندان‌هایش را به جان من تیز کرده”. او هشدار داد که “دندانهایش را می‌شکنم”.

اما آقای عبدالله در سخنرانی امروز در نشست شورای وزیران با خنده در پاسخ به این سخنان گفت: “جایی گفتند هشتاد درصد من مسئول (منظوری استعفا) بودم اما فکر می‌کنم صد در صد استعفا (استعفانامه) مسئول بوده… در کنار تمام مصروفیت‌هایی که من دارم یک تکلیف دیگر هم متوجه من شد که باید متوجه دندان‌های خود باشم.”

او همچنین تفرقه‌های سمتی، قومی، زبانی را برای مردم افغانستان زهر خواند و از اقشار سیاسی این کشور خواست متوجه مسئولیت خود باشند و “مساله این نباشد که اگر به ما نشد به هیچ کسی نشود. بگذارید به مردم افغانستان شود.”

او همچنین در بخشی از سخنانش گفت: “کوشش‌های صورت گرفت که ریاست اجرایی دور زده شود. کسانی خود را معرفی کردند که گویا آنها بهتر می‌توانند از مردم نمایندگی کنند با صبر و حوصله آن را شاهد بودیم که نتایج اش کاملا معلوم بود که ناکام بود.”

وی در پاسخ به شماری از منتقدانش گفت انعطاف‌پذیری ضعف نیست و در جایی که ضرر آن به مردم می‌رسد باید با صبر و حوصله برخورد کرد.

آقای عبدالله تاکید کرد که امیدوار است این مسایل به شکل مسالمت‌آمیز بدون صدمه به اعتبار افغانستان و اعتبار قشر سیاسی و نظام حل شود.

آقای نور حدود چهارده سال می‌شود که به عنوان والی بلخ کار کرده است. ولایت بلخ در شمال افغانستان به دلایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اهمیت دارد و پایگاه اجتماعی آقای نور است.

او رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی نیز است. این حزب در ساختار قدرت دولتی سهم برجسته‌ای دارد. آقای عبدالله هم از اعضای این حزب است. غیر از وزیر خارجه، شماری دیگر از مقام‌های ارشد دولتی هم از اعضای جمعیت اسلامی هستند.

عطا محمد نور: والی بلخ می‌مانم تا پروژه طالبان و داعش ناکام شود

نور: هر گاه ما جواب منفی گرفتیم، آمادگی داشته باشید و به کل دوستانتان از طریق فیسبوک [پیام] برسانید که حرکت ما حرکت مدنی است

عطامحمد نور، رئیس اجرائی جمعیت اسلامی گفته که از ولایت بلخ کنار نمی‌رود و در این مورد تنها شورای رهبری جمعیت اسلامی می‌تواند تصمیم بگیرد.

کاخ ریاست جمهوری افغانستان روز دوشنبه گذشته (۲۷ قوس/آذر) اعلام کرد که محمداشرف‌ غنی، رئیس جمهوری، “استعفای” عطا محمد نور از ولایت بلخ را تایید و به جای او محمد داوود را تعیین کرده است.

اما آقای نور روز شنبه (اول جدی/دی) در جمع هوادارانش در بلخ گفت: “فعلا والی می‌باشم که بازسازی و شگوفایی را به حدی برسانم که در افغانستان بی‌نظیر باشد و اگر حکومت از در تفاهم پیش نیامد، آنچه را که رهبری جمعیت [پیشنهاد] دارد قبول نکنید، به کمک خداوند والی باقی می‌مانم”.

او استدلال کرد که در مسائل کشور به همراه متحدانش “یک طرف قضیه” است و رهبران حکومت وحدت ملی به این دلیل نمی‌توانند او را برکنار کنند که یکی از آنها (رئیس‌جمهوری) طرف توافق حزب جمعیت اسلامی در تشکیل حکومت وحدت ملی است و دیگری (رئیس اجرائی) منصوب جمعیت اسلامی است.

آقای نور در مورد آقای غنی گفته: آقای اشرف غنی، رئیس جمهوری، هر خصومتی که با من می‌کند، حقش است؛ مخالفش بودم، علیه تیمش کار می‌کردم، برضدش حرف هم زده‌ام

آقای نور همچنین افزود به این دلیل به عنوان والی بلخ می‌ماند تا به گفته او، “پروژه‌های داعش‌سازی و طالب‌سازی ناکام باشد” و “این سرزمین را طالب و داعش نگیرد”.

او به هوادارانش گفت: “هر گاه ما جواب منفی گرفتیم، آمادگی داشته باشید و به کل دوستانتان از طریق فیسبوک [پیام] برسانید که حرکت ما حرکت مدنی است. اگر برای حرکت مدنی هم گوش شنوا پیدا نشد، آن وقت با مشورت و اجازه شورای رهبری [جمعیت اسلامی] تصامیم دیگری گرفته خواهد شد.”

آقای نور تاکید کرد: “مامور بادآورده نیستم و تعیین شده با کاغذ اشرف غنی نیستم” و افزود: “ما در وضعیتی هستیم که مجبوریم از حقوق خود دفاع کنیم و دفاع می‌کنیم. وقتی که این‌ها می‌خواستند به بهانه استعفا چیزی را اعلام کنند، به ایشان احوال فرستادم که استعفا را اعلان نکنید که من مجبورم ردش کنم. این صلاحیت را شما ندارید.”

رئیس اجرائی جمعیت اسلامی در بخشی از سخنانش گفت: “آقای اشرف غنی، رئیس جمهوری، هر خصومتی که با من می‌کند، حقش است؛ مخالفش بودم، علیه تیمش کار می‌کردم، برضدش حرف هم زده‌ام. بعد از حکومتش هم حرف‌های زیادی زده‌ام، در مورد ضعف حکومتش.”

آقای نور بخش زیادی از سخناش را به حملات شدید لفظی به عبدالله عبدالله، رئیس اجرائی، اختصاص داد و او را “مار آستین” خواند. او حمایت از آقای عبدالله در دو انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ و ۱۳۹۳ را “اشتباه” خواند و گفت که او به حزب جمعیت اسلامی، رهبران آن و خانواده احمدشاه مسعود “خیانت” کرده است.

آقای نور آقای عبدالله را “مار آستین” خواند و هشدار داد که دندان‎هایش را “می‌شکند”

او از گفتن سخنان طعنه‌آمیز هم ابایی نکرد. آقای نور گفت: “[عبدالله عبدالله] دندان‌هایش را به جان من تیز کرده”. او هشدار داد که “دندانهایش را می‌شکنم”. آقای نور سازماندهی دیدار “شورای انسجام جمعیت اسلامی” با آقای غنی را هم به آقای عبدالله نسبت داد.

این فرمانده قدرتمند پیشین جهادی در شمال افغانستان تصمیم‌گیری درباره ولایت خود در بلخ را مربوط به تصمیم شورای رهبری جمعیت اسلامی کرد و گفت: “اگر رهبری جمعیت بگوید از مزارشریف برو، می‌روم؛ اگر بگوید بمان، مثل کوه مقاومت می‌کنم و کسی نمی‌تواند مرا از جایم تکان دهد.”

پیش از این صلاح‌الدین ربانی، وزیر خارجه و رئیس حزب جمعیت اسلامی اعلامیه شورای رهبری این حزب را منتشر کرد که در آن تصمیم آقای غنی “انحصارطلبانه” و اقدامی “عجولانه، غیرمسئولانه، مخالف ثبات و امنیت افغانستان و اصول موافقتنامه حکومت وحدت ملی” خوانده است.

آقای نور به پایگاه اجتماعی خود و حمایت متحدانش در شمال، شرق و غرب و همچنین جنوب کشوراشاره کرد. او به صورت مشخص از عبدالرشید دوستم، معاون اول رئیس جمهوری، محمد محقق، معاون دوم رئیس اجرائی، ژنرال رازق فرمانده پلیس قندهار و شورای مشرقی به رهبری ظاهر قدیر در این مورد نام برد.

آقای نور پیشتر هم گفته بود که اعلام استعفایش را قبول ندارد، اما با اظهارات تازه خود تصمیم حکومت وحدت ملی را عملاً به چالش کشیده، تصمیمی که منابع کاخ ریاست جمهوری گفته‌اند که تغییرناپذیر است.

روسیه: ناتو درباره هلی‌کوپترهای ناشناس در افغانستان پاسخ نداد

ضمیرکابلوف، نماینده ویژه روسیه برای افغانستان

ضمیر کابلوف، نماینده ویژه روسیه برای افغانستان گفته که مسکو پاسخ قابل توجهی از ناتو در مورد هلی‌کوپترهای ناشناسی که اسلحه و جنگجویان گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) را به افغانستان انتقال می‌دهد، دریافت نکرده است.

آقای کابلوف در گفت‌و‌گویی با خبرگزاری ریانوستی روسیه گفته است: “ما درباره حمایت خارجی از بخش داعش در افغانستان نگرانی داریم. ما بارها و بارها موضوع انتقال جنگجویان داعش و سلاح‌های غربی توسط هلیکوپترهای ناشناس در افغانستان را مطرح کرده‌ایم.”

به گفته او، مسکو مسئله هلیکوترهای ناشناس را در جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره وضعیت افغانستان مطرح کرده و منتظر یک گزارش مفصل در این زمینه از ماموریت سازمان ملل در افغانستان است.

نماینده ویژه روسیه برای افغانستان همچنین گفته که از ناتو که فضای افغانستان را در کنترل دارد، درباره این موضوع توضیحات خواسته اما پاسخ این سازمان نظامی برای مسکو قانع کننده نبوده است.

مسکو می‌گوید که در حال حاضر حدود ۱۰ هزار جنگجوی داعش در افغانستان حضور دارند.

الکساندر بورتینکوف، سرویس امنیت فدرال روسیه (اف‌اس‌بی) اخیرا در نشستی گفته بود که افراد وابسته به داعش پس از شکست در عراق و سوریه به صورت گروه‌بندی شده در حال اعزام به افغانستان هستند تا از آنجا به کشورهای آسیای مرکزی نفوذ کنند.

وزارت دفاع افغانستان این اظهارات را رد کرد و گفت افراد وابسته به داعش توانایی ایجاد مراکز تروریستی در افغانستان را ندارند، بنابراین مسکو نگران نباشد.

آقای کابلوف با تاکید بر حل و فصل مسئله افغانستان از طریق مذاکره، گفت که مسکو آماده همکاری با واشنگتن است.

او افزود که در ماه آوریل، مسکو از آمریکا دعوت کرد تا در مذاکرات صلح افغانستان که در روسیه برگزار شده بود، شرکت کند اما آمریکا دعوت روسیه را نپذیرفت.

 

نخستین ‘قانون منع شکنجه’ افغانستان در مجلس تصویب شد

لایحه قانون منع شکنجه در مجلس ماه‌ها مورد بحث بوده است

مجلس نمایندگان افغانستان لایحه نخستین قانون منع شکنجه کشور را تقریبا به اتفاق آرا تصویب کرد.

این قانون در جلسه علنی روز شنبه (۲ جدی/دی) مجلس به رأی گذاشته شد و فقط با یک رأی مخالف به تصویب رسید.

محمدحسین شریفی، رئیس کمیسیون عدلی و قضایی مجلس به بی‌بی‌سی گفت که قانون منع شکنجه با تصویب مجلس سنا و امضای رئیس جمهوری به اجرا گذاشته خواهد شد.

پیشتر این قانون قبلا براساس فرمان شماره ۲۴۶ تاریخ ۱۴ حوت/اسفند ۱۳۹۵ اشرف غنی، رئیس جمهوری به اجرا گذاشته شده بود، ولی مجلس با بحث مفصلی، تغییراتی در آن آورده است.

آقای شریفی گفت که قانون منع شکنجه هر نوع عمل غیرقانونی را که باعث اذیت و آزار جسمی و روحی شخص شود ممنوع می‌کند و تهدید به شکنجه را هم به عنوان جرم قابل پیگرد تعریف کرده است.

محمدحسین شریفی گفت که گفت‌وگوهای طولانی و رایزنی‌های مفصل بر سر مواد و احکام این قانون در مجلس نشان داد که هنوز هم کسانی هستند که با اجرای چنین قانونی در جامعه مشکل دارند.

حق نشر عکسAHIRCImage captionکمیسیون حقوق بشر از مواردی از شکنجه در زندان‌ها و بازداشتگاه‌های افغانستان خبر داده است

این نماینده مجلس افزود که شکنجه و خشونت هنوز هم در جامعه، در خانواده‌ها، در زندان‌ها و سایر نهادهای اجتماعی وجود دارد. این نماینده مجلس تاکید کرد که نبود چنین قانونی باعث خلا قانونی برای منع شکنجه شده بود.

آقای شریفی افزود که اگرچه براساس مواد قانون اساسی و قانون جزا، شکنجه ممنوع بوده، ولی این مواد برای ریشه‌کنی پدیده شکنجه کافی نبود.

رئیس کمیسیون عدلی و قضایی مجلس گفت که چالش اصلی در برابر این قانون اجرائی شدن درست آن است، چرا که به گفته او، از یک طرف حاکمیت قانون با دشواری‌هایی مواجه است و از طرف دیگر، مجریان قانون، به‌ویژه نیروهای پلیس آموزش کافی در این مورد ندیده‌اند.

بحث قاقونی این قانون بهبود رفتار با متهمان، بازداشتی‌ها و زندانیان است

آقای شریفی افزود که در گذشته شکنجه متهمان و زندانیان و گرفتن اقرار از آنها امری معمولی بوده، ولی در قانون جدید چنین مواردی با تفصیل زیادی پیش‌بینی شده و مجریان قانون متوجه آن خواهند شد.

به باور او، تصویب و اجرای این قانون به بهبود وضعیت حقوق بشر و تامین عدالت در افغانستان کمک زیادی خواهد کرد.

کمیسیون حقوق بشر افغانستان از موارد شکنجه و بدرفتاری با زندانیان و بازداشتی‌ها در برخی زندان‌ها و بازداشتگاه‌های این کشور گزارش داده است.

در سال‌های گذشته برخی سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشری و حتی سازمان ملل هم از اعمال شکنجه در زندان‌های افغانستان به منظور گرفتن اعتراف از زندانیان خبر دادند، اگرچه مقام‌های دولتی این گزارش‌ها را تکذیب کردند.

 

معاون ترامپ به افغانستان رفت

مایک پنس معاون رئیس جمهوری آمریکا در سفری از پیش اعلام نشده وارد افغانستان شد. وی با اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان و روسا و نیروهای نظامی آمریکا در آن کشور دیدار کرد.

به گزارش بامداد جمعه ایرنا به نقل از آسوشیتدپرس، این اولین سفر پنس به این کشور جنگ زده است. این سفر در حالی انجام شده که دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا به دنبال راهی برای پایان دادن به جنگ شانزده ساله در افغانستان است.
پنس در کابل در کاخ ریاست جمهوری با غنی و عبدالله عبدالله رئیس هیات اجرایی دولت افغانستان دیدار کرد.
معاون رئیس جمهوری آمریکا همچنین به پایگاه هوایی بگرام رفت و در دیدار با نیروهای آمریکایی اظهار داشت: من معتقدم که پیروزی بیشتر از هر زمان دیگری به ما نزدیک است.
«جان نیکلسون» فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی و سایر فرماندهان این کشور در افغانستان نیز گزراش هایی به پنس دادند.
کاخ سفید بنا به دلایل امنیتی استفاده از تلفن همراه و وسایل ارتباطی و اینترنتی را برای گروه کوچکی از خبرنگارانی که با پنس بودند ممنوع کرده بود. خبرنگاران 6 ساعت و نیم پس از حضور پنس در افغانستان اجازه یافتند تا خبر سفر وی را مخابره کنند.
این سفر در شرایطی انجام شده که ترامپ راهبردی برای افغانستان اعلام کرده است. کاخ سفید طرح ترامپ برای افغانستان را راهبردی «منطقه ای» نامیده که هدف از آن ایجاد همکاری میان کشورهای جنوب آسیا از جمله پاکستان برای بهبود اوضاع افغانستان است.
ترامپ چند ماه پیش حدود سه هزار و هشتصد نیروی نظامی دیگر به افغانستان فرستاد تا در عملیات های ضدترور و مشاوره به نیروهای افغان حضور داشته باشند. آمریکا در حال حاضر پانزده هزار نیرو در افغانستان دارد.
احتمال می رود که در اوایل سال آینده میلادی صدها نیروی دیگر نیز به افغانستان اعزام شوند.

 

جامعه جهانی مانع اقدامات یکجانبه ارگ ریاست جمهوری افغانستان شود

شورای عالی ائتلاف برای نجات افغانستان با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که بر اساس توافقنامه تشکیل حکومت وحدت ملی جامعه جهانی باید مانع اقدامات یکجانبه تیم ارگ ریاست جمهوری افغانستان شود.

متن کامل اعلامیه ائتلاف نجات برای افغانستان

بسمه تعالى
بيانيه شورای عالی ائتلاف ملی برای نجات افغانستان

حکومت وحدت ملی حاصل موافقتنامه سیاسی است که در آن هردو تیم بصورت مساویانه سهیم می‌باشند، اما تلاش رييس جمهور غنى طى سه ونيم سال گذشته برخلاف موافقتنامه حكومت وحدت ملى به انحصار قدرت و تجرید چهره های مطرح و موثر سیاسی معطوف بوده است.
سترجنرال عبدالرشید دوستم معاون اول رياست جمهورى که مشروعیت نيم بند تیم ارگ را فراهم کرده بود، چندين بار هدف توطئه قرار گرفت وسر انجام بر خلاف نص قانون اساسى به اثر يك دسيسه چند ماه است كه در تركيه بسر ميبرد .
محترم احمد ضیا مسعود که خلای مشاركت قومى در تیم تحول را جبران كرده بود، در یک اقدام ديگر از وظيفه منفصل گرديد.
اخيراً دريك اقدام مغاير ثبات، امنيت و منافع ملى بطور یک جانبه استعفای استاد عطا محمد نور، والی بلخ، اعلام گرديد که مجموع اين اقدامات غير دور انديشانه، عواقب ناگواری در عرصه وحدت ملى را در پى داشته و به ثبات سياسى وروحيه وحدت ملى كمك نخواهد كرد.
خصوصاً اقدام اخير ارگ مبنى بر كنار گذاشتن و الى موفق بلخ كه در تأمين امنيت وباز سازى نمونه مثال بوده بمنزله ضربه زدن به امنيت درشمال كشور ميباشد كه زمینه های تسلط داعش و طالبان را فراهم و امنیت شمال، بویژه بلخ را با خطر جدى مواجه می‌سازد.
بناءً شورای عالی ائتلاف ملی برای نجات افغانستان در حالیکه این اقدام حکومت وحدت ملی را ناسنجیده، غیر قابل قبول و رویکرد انحصار گرایانه محسوب مینماید، اعلام میدارد که در چارچوب قانون اساسى وتوافقنامه حكومت وحدت ملى از مواضع آقای عطا محمد نور والى بلخ حمایت مينمايد.
شوراى عالى ائتلاف ملی براى نجات افغانستان از حکومت وحدت ملی ميخواهد که شرايط دشوار وشكننده كشور را درك نموده از اقداماتى كه شايبه انحصار طلبى و زور گويى را تبارز دهد پرهيز واز راه مذاكره وتفاهم مشكل را حل كند.
شوراى ايتلاف از همه رهبران جهادى و نيروهاى ملى وايتلافهاى سياسى ميخواهد كه براى ختم اين بحران بوجود آمده دست بكار شده، براى حفظ ثبات سياسى و وحدت ملى اقدامات لازم را انجام دهند.
شوراى عالی ايتلاف از جامعه جهانى ونمايندگى ملل متحد ميطلبد كه بعنوان ضامن اجراى توافق نامه حكومت وحدت ملى جلو اقدامات يكجانبه تيم ارگ را بگيرند و نگذارند كه با اقدامات مخالف روحيه وحدت ومشاركت ملى ثبات و امنيت كشور به خطر مواجه گردد.
و من الله التوفیق

 

جنرال رازق: بلخ ولایت کوچک نیست که هر کس آن را مدیریت کند

جنرال رازق، فرمانده پولیس کندهار در پیامی می‌گوید که نگران وضعیت امنیتی در کشور است و با بروز مسایل قومی این اختلافات بیشتر می‌شود. او بقای عطامحمد نور در ولایت بلخ را یک نیاز می‌داند.

به گزارش اسپوتنیک به نقل از هشدار، جنرال رازق می‌گوید نگران وضعیت افغانستان است و از تهِ دل دعا می‌کند شرایطی پیش نیاید که مردم در مقابل هم به پا برخیزند.

جنرال رازق، موجودیت عطامحمدنور، را در شرایط کنونی برای ولایت بلخ ضروری می‌داند و تأکید دارد که ولایت شمالی بلخ، ولایت کوچکی نیست و هرکس نمی‌تواند از عهدۀ مدیریت آن بیرون شود. او به خبرگزاری هشدار گفته است: «او سال‌های زیادی را در ولایت بلخ سپری کرده است. این ولایت امنیت نسبی در افغانستان دارد و تاجران دراین ولایت مصوون هستند لذا دولت مرکزی نباید او را برکنار کند. ولایت بلخ را کوچک نشماریم. این ولایت همانند بغلان و هلمند ناامن نیست و با توجه به وضعیت کنونی، حکومت نباید چنین تصمیمی اتخاذ می‌کرد».

جنرال رازق گروه داعش را یک گروه خطرناک توصیف می‌کند که به هیچ چیزی رحم ندارد و به حیثیت، مال و خانوادۀ مردم بی احترامی می‌کند. به گفتۀ او دولت نیز با گروه های تروریستی برخورد یک دست ندارد و هر مقامی با میل و سلیقۀ خود با گروه های تروریستی برخورد می‌کنند.

این جنرال پرقدرت جنوب می‌گوید، تا زمانی‌که مردم قندهار بخواهند او فرمانده پولیس شان باشد، در این ولایت باقی خواهد ماند و به‌هیچ کسی اجازه نخواهد داد به بهانه برکناری او، امنیت قندهار را خراب کند.

 

اگر اشرف غنی شرایط ما را بپذیرد «عطامحمد نور» از بلخ کنار می‌رود

سخنگوی حزب جمعیت اسلامی افغانستان اعلام کرد: تنها در صورتی که اشرف غنی شروط این حزب را بپذیرد، عطامحمد نور از ولایت بلخ کناره‌ گیری خواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، در ادامه کشمکش‌ها بین حزب جمعیت اسلامی و ارگ ریاست جمهوری افغانستان این حزب موضع نهایی خود را درباره برکناری عطامحمد نور اعلام کرد.

پس از آنکه اشرف غنی استعفانامه والی بلخ را پذیرفت، عطامحمد نور اعلام کرد که این استعفانامه مشروط بوده و در شرایط کنونی اعتباری ندارد در نتیجه وی هنوز والی بلخ است.

« ذبیح‌الله فطرت» معاون سخنگوی حزب جمعیت اسلامی به «رادیوآزادی» گفت که اشرف غنی درباره تغییر در رهبری ولایت بلخ تجدید نظر کند این حزب شرایط خود را برای کناره ‌گیری عطامحمد نور از ولایت بلخ اعلام خواهد کرد.

وی در ادامه تصریح کرد این حزب به «انجنیر داود» اجازه نخواهد داد تا به عنوان والی در ولایت بلخ فعالیت کند.

فطرت در ادامه تاکید کرد سپردن چندین وزارتخانه، ولایت، سفارت و گزینش رهبری ولایت بلخ، بخشی از شروط حزب جمعیت اسلامی برای کناره‌گیری عطامحمد نور است.

سخنگوی حزب جمعیت اسلامی افغانستان اظهار داشت: ما خواستار عملی شدن تعهداتی هستیم که دولت افغانستان در جریان مذاکرات به این حزب سپرده بود. اگر حکومت وحدت ملی پاسخ مثبت دهد ما نیز شرایط این حزب را اعلام خواهیم کرد.

وی افزود: احتمالا داود زمانی از فرماندهان حزب جمعیت اسلامی بوده اما پس از دوران مهاجرت هیچ ارتباطی با این حزب نداشته و در فعالیت‌های سیاسی این حزب نیز سهیم نبوده است.

این در حالی است که کشمکش اشرف غنی با حزب جمعیت اسلامی سبب نگرانی سازمان ملل و به ویژه آلمان شده است.

«اسکات اسمیت» مسئول امور سیاسی سازمان ملل در افغانستان از رهبران سیاسی در این کشور خواسته تا با در نظر گرفتن مصالح این کشور از جدال سیاسی دست کشیده و برای برقراری صلح و رفاه در افغانستان متحد شوند.

برخی از کارشناسان معتقدند که اشرف غنی راهی جز تفاهم با حزب جمعیت اسلامی افغانستان ندارد زیرا عطامحمد نور در بین مردم شمال افغانستان نفوذ دارد و دولت افغانستان نمی‌تواند با وی برخورد کند.

 

گزارشنامه افغانستان

غنی مشکلی ندارد؛ این طرف ماجرا نیازمند یک صاحب قمچین به دست است

درمصاحبه والی منتصب بلخ با تلویزیون طلوع، معلوم می شد که کنول سیروم هنوز در پشت دست «الحاج» نصب است.

برای نیروهای ضد طالب وداعش، آزمون سختی فرارسیده است. قانون مندی جنگ افغانستان به ما می گوید که این آزمون، می تواند دوره های مختلف داشته و نتایج زیکزاکی وحتی دراماتیک بزاید.  شکست ها و ثبات های مقطعی و نوبتی، بر تجارب مقاومت تاریخی علیه سلطه و عدالت کُشی خواهد افزود. مگر شکست درعرصه «سیاسی» برای یک دسته از افراد قراردادی و تاریخ زده که در سفره سیاست، فقط بهخوراک روزمره قناعت می کنند و نسبت به هر گونه کرنش و خیانت تاریخ خون شان داغ نمی شود؛ یک نگرانی بسیار تعیین کننده است.

مقاومت تاریخی علیه بی عدالتی و تابوت سازان سیاسی واداری هماره زمینۀ ایجاد یک اقتدار همه گانی برای همه ای مردم افغانستان را پی ریزی کرده، اما چند گردن خمِ موم منش، از سوی دست های نامرئی گزینش شده و مآمور شده اند که به زاغ سیاه گذشته گرایی دانه بریزند.

غنی- عبدالله در پروژه استراتیژیک بین المللی عضو بورد مدیریت محلی و درسطح داخلی مددکار جاده سازی برای دسته جات مسلح چند ملیتی اند. اظهارات الحاج داوود، آخرین نقاب تردید از صورت عبدالله را پس زد. دکترغنی درنقشی که برای خود تعریف کرده، آدمی فهیم، کارگر و قابل احترام است. مشکل این جاست که این سوی ماجرا نیاز به خدای زمینی و یک صاحب قمچین به دست دمدمی مزاج دارد تا از زخم های تازیانه لذت ببرد.

باید روی تسلیخ روح تاریخی کار کرد. باید روی آسیب شناسی سیاسی تمرکز کرد. درس آموزی از شکست هنر دستیابی به پیروزی است.

شکست درانتصاب الحاج بیکار و بیمار در رهبری ولایتی بسیار کلیدی درشمال، هیچ آبرویی به عبدالله نمانده است. او بعد از سفر اخیرش به واشنگتن که میزبانان ارشد امریکایی همانند یک ربات از ین محفل به آن محفل رهنمایی اش می کردند، معلوم بود که پی آیندش این همه موم و مرهم کردن ها چه خواهد بود. او با الحاج مرموز درقلمرو بریتانیا از همان دوران رابطه گرفته و دربارۀ او با غنی و سفارت امریکا به همسویی رسیده

بود. اتفاقاً الحاج مرموز و از نفس افتاده، که «کنول» سیروم شفاخانه هنوز در پشت دستش به مشاهده می رسید، خود در اظهارات خویش از نیات فوق منفی عبدالله نسبت به مردم افغانستان پرده برداشت. فشار بین المللی زیاد است؛ اما آینده را در دست ندارد.

پیش پای غنی توپ می گذارند، بعد شکوه می کنند چرا گول کردی!

در سیاست همیشه روباه ها بر گرگ ها پیروز میشوند. غنی روباه است و مخالفان اش میخواهند گرگ باشند.

نمیخواستم در بارهء مسلهء بلخ اینجا بنویسم؛ زیرا حرف هایم را مستقیم باربار و بعد از قضیهء آخر نیز به جنرال نور و جبههء سیاسی شمال رسانده ام. تمام رویداد های کنونی به روشنی پیش بینی پذیر بود. اماااا حالا که موضعگیری های جدید هواداران نور را میبینم ناگزیرم بنویسم که ” اشتک بازی سیاسی” را کنار بگذارید. هیچ یک از موضع گیری ها نه تنها ستراتیژیک نیست که برعکس گول زدن به دروازهء خود است. به جای پرداختن به سازه ها و نهاد ها تمرکز بر چهره ها و تیوری پروپاگندای زرد راه به جایی نمی برد.

غنی تمام مخالفان خود را از طریق ” نهادها” زد ( حالا بگویید سوء استفاده از نهاد ها و بدانید که در سیاست افغانستان این امری معمول و گاه ناگزیر است). غنی تمام موافقان خود را نیز ” نهادینه” گروگان گرفته است. آنهایی که با او کار میکنند یا ” ملکیت سیاسی” خود را ندارند یا با او پیوند ستراتیژیک بسیار محکم دارند. بسیار هم موفق است و دلیل موفقیت اش قوت سیاسی او نیست ضعف مخالفان او است. غنی قطعهء برنده کم دارد و تمام هنرش این است که با برگ های برندهء مخالفان خود میدان را میبرد. مخالفان او خود توپ را پیش پای او میگذارند بعد شکوه میکنند که چرا گول کردی.

بعد از آن هم به جای اینکه دوباره فوتبال سیاسی را آغاز کنند یا غنی را ملامت میکنند یا توپ را. مجبورم این مثال ها را بدهم. از یک طرف گفته میشود نصف حکومت از ماست و قوت ما بیشتر است و از سوی دیگر ناله میکنند که چرا غنی سهم آنها را نیز میبلعد. مگر شما خود به او این فرصت را ندادید؟ به جای مجبور ساختن او از طریق نهادها ( از جمله نهاد ریاست اجراییه) بازی های شخصی کردید. جالب هم این است که از نظر ستراتیژیک بازی ها زیاد تناقض داشت : یک بار حق اقوام و عدالت اجتماعی مطرح بود ، بار دیگر حق حزبی و بار دیگر حق مجاهدین و….یعنی یک حرکت ” جلترنگ” …گذشته از داخلی ها همین خارجی ها چگونه میتوانند روی کسانی که دورنمای سیاسی شان مشخص نیست حساب کنند؟ آنها چنین آدم هایی را استراتیژیک نمیدانند بل فرصت طلب و سودجو میدانند و در میدان سیاست سودجود ها و فرصت طلب ها فقط میتوانند ” بازیچه” باشند نه ” بازیگر”.

پیشنهاد من این است :

نهاد اولی که میتواند در برابر غنی قانونی بایستد ” ریاست اجراییه” است. این نهاد سازمان شخصی داکتر عبدالله عبدالله نیست. بزرگترین دستاورد در تاریخ معاصر افغانستان برای شکستن معادلهء قدیمی قدرت ( تصمیم تک قومی) است. بنابراین از نظر قانونی ( هدفم بازی های قانونی است ) فقط همین نهاد و پارلمان میتوانند تصمیم های رییس جمهور را تغییر دهند. ضعیف ساختن این نهاد به مفهوم انداختن پوست کیله زیر پای خود تان است.

نهاد دومی که میتواند هم ریاست اجراییه و هم ریاست جمهوری را به چالش بکشد ” ائتلاف برای نجات افغانستان” است. البته در صورتی که برای آن استراتیژی ساخته شود و رهبران آن به جای شنیدن مشورهءچرخه گیران فیسبوکی نگرش کسانی را بشنوند که دیدستراتیژیک دارند . چنین افرادی در احزاب خود شان است اما برای شان مجال داده نمیشود. برعکس این افراد ” ترسو” و ” محافظه کار” و ” معامله گر” خوانده میشوند. بگذار یک شوخی کنم : در سیاست همیشه روباه ها بر گرگ ها پیروز میشوند. غنی روباه است و مخالفان اش میخواهند گرگ باشند.

در قضیهء جنرال نور هیچ راه سیاسی دیگری غیر از تبدیل اءتلاف برای نجات افغانستان وجود ندارد. هر بازی دیگر ( به شمول بازی از سوی جمعیت) او را بازیچهء سیاسی خواهد ساخت نه بازیگر. برای جمعیت باید تلاش کنند دوباره ” حزب” شود. اکنون فقط امکانی برای سودجویی چند چهرهء میراثی است. آنها نیز باعطا بازی خواهند کرد.

اءتلاف نجات باید کارسیاسی منظم را هم در قدرت ( از طریق فشار بر ریاست اجراییه و همکاری جدی با آن) و هم بیرون از قدرت به عنوان قویترین اپوزیسیون ممکن برای شرایط کنونی سیاست ( بر شرایط کنونی تاکید دارم) آغاز کند. نگرانی من و ما از سقوط دوبارهء وطن به چنگ یک هژمونی قدیمی است. ناگفته نمانم که حداقل در تاریخ امروز فاشیست های پشتون به زور حاکم نشده اند. مشروعیت خود را کم از کم از سیاستمداران معامله گر تاجیک گرفته اند. خود را نباید فریب بدهیم و قبول کنیم که توپ را اپارچونیست های اقوام دیگر پیش پای فاشیست های پشتون مانده اند.

این بود مشورهء من برای آنهایی که در بافت کنونی قدرت در افغانستان سیاست میکنند اما مشورهء من به نسل نو:

نسل نو نباید خود را در گیر بازی های اینها کند. این در بازی اینها است که روباه ها بر گرگ ها پیروز میشوند. در سیاست اصلی انسان های متفکرتر و مبتکرتر باید بر انسان هایی که ابتکار کمتر دارند پیروز میشوند اما این پیروزی از برنده و بازنده است.

نسل نو باید سیاسی شود اما موج های سیاسی و مدنی خود را بسازد. به دورها فکر کند و سیاست کنونی را جزیی از مشکلاتی ببیند که باید حل کند.

نسل نو احزاب کهنه اگر هنوز به قدرت حزب باور دارند، باید احزاب را بازبینی کنند. شاید رهبران این فرصت را برای آنها ندهند اما تلاش کنند و پیش بروند. کارسیاسی شعور و شور و شکیبایی زیاد نیاز دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

Updated: دسامبر 27, 2017 — 10:46 ق.ظ