اخبار فوری جهان : بوریس جانسون با وزیر امور خارجه ایران دیدار کرد

بوریس جانسون با وزیر امور خارجه ایران دیدار کرد

بوریس جانسون، وزیر امور خارجه بریتانیا وارد تهران شده و با محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران دیدار کرده است.

آقای جانسون قرار است با علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی و علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی دیدار کند.

روابط بریتانیا با ایران و مسایل منطقه‌ای و جهانی در دیدارهای آقای جانسون با مقام‌های ایرانی مطرح خواهند شد اما آزادی نازنین زاغری‌راتکلیف، شهروند ایرانی – بریتانیایی زندانی در ایران از مهم‌ترین محورهای مذاکره وزیر امور خارجه بریتانیا در ایران خواهد بود.

آقای جانسون پیش از سفر به ایران در عمان با سلطان قابوس دیدار کرد.

خبرگزاری دولتی عمان گفته است سلطان قابوس در این دیدار در باره روابط دو جانبه و مسایل منطقه‌ای با وزیر امور خارجه بریتانیا گفت‌و‌گو کرده است.

یوسف بن علوی، وزیر امور خارجه عمان هم در این دیدار حضور داشت.

بوریس جانسون، وزیر امور خارجه بریتانیا در دیدار با سلطان قابوس

سلطان قابوس که از سال ۱۹۷۰ بر عمان حکمرانی می‌کند، روابط حسنه‌ای با ایران دارد و بارها میان ایران و غرب میانجیگری کرده است.

سلطان قابوس در سال ۲۰۱۳ بانی دیدارهای محرمانه مقام‌های ایرانی و آمریکایی در مسقط بود که آن دیدارها مقدمه‌ای برای مذاکرات در باره برنامه هسته‌ای ایران شد.

نازنین زاغری راتکلیف در حال سپری کردن حکم مجازات پنج سال زندانی است که به “جرم” تلاش برای براندازی برای او صادر شده است.

آقای جانسون گفته است در دیدارهایش با مقام‌های ایرانی انتقادهای حقوق بشری بریتانیا را منتقل خواهد کرد.

آقای جانسون در سفر خاورمیانه‌ای خود به جز عمان و ایران به امارات عربی متحده هم سفر خواهد کرد.

حمید بعیدی نژاد، سفیر ایران در بریتانیا به خبرگزاری میزان، خبرگزاری قوه قضائیه ایران گفته است سفر آقای جانسون به ایران یک “سفر خاص” است که در آن “همه ابعاد روابط دو کشور از جمله مباحث اقتصادی، سیاسی، منطقه‌ای و مباحث بین المللی و برجام مورد بحث و گفتگو قرار می‌گیرد.”

 

 

مقام‌های فلسطینی: در خشونت‌های اخیر ۴ نفر کشته و ۱۶۰ نفر زخمی شدند

وزارت بهداشت دولت خودگردان فلسطین گفته است در حملات هوایی روز جمعه اسرائیل حداقل ۲۵ نفر زخمی شده‌اند

حداقل ۴ فلسطینی در خشونت‌های ۲۴ ساعت گذشته میان فلسطینیان و نیروهای اسرائیلی کشته و ۱۶۰فلسطینی دیگر زخمی شده‌اند.

اسرائیل می‌گوید در واکنش به پرتاب راکت از غزه، مواضع نظامی حماس در مرکز و جنوب غزه را هدف قرار داده است.

اسرائیل گفته است محل ساخت و انبار سلاح را هدف قرار داده است.

اسرائیل روز جمعه هم به اهدافی در غزه حمله کرد.

به دنبال اظهارنظر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا در مورد به رسمیت شناختن بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل، تنش‌ها میان فلسطینیان و اسرائیل به شدت افزایش یافته است.

روز گذشته تظاهراتی در کرانه غربی اشغالی و نوار غزه در اعتراض به تصمیم دونالد ترامپ برگزار شد و دو فلسطینی در غزه به دست نیروهای اسرائیلی کشته شدند.

راکتی که از غزه پرتاب شد، در شهر سدروت فرود آمد و به خودروها آسیب رساند اما تلفات جانی در بر نداشت. دو راکت دیگر رهگیری شدند.

در درگیری‌ها و خشونت‌ها میان معترضان فلسطینی و نیروهای اسرائیلی ده‌ها نفر هم زخمی شدند.

اسرائیل بیت‌المقدس را پایتخت خود می‌داند. فلسطینی‌ها خواهان تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی با پایتختی بیت‌المقدس شرقی هستند.

بیت المقدس شهری مقدس برای مسلمانان، یهودیان و مسیحیان است و بخش شرقی بیت المقدس در جریان جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ به اشغال اسرائیل در آمد.

 

مجلس افغانستان پیشنهاد پنهان نگهداشتن جنسیت جنین را رد کرد

در نشست امروز ۶۱ نماینده به این طرح رای منفی و ۵۷ نماینده دیگر رای مثبت دادند که در نهایت این ماده تصویب نشد

مجلس افغانستان پیشنهاد فقره‌ای از قانون بهداشت افغانستان را که براساس آن افشای جنسیت جنین از سوی پزشکان و کارکنان بهداشتی به خانواده‌ها را غیرقانونی می‌کرد، رد کرد. در این ماده پیشنهادی آمده بود کسانی که “مرتکب” این کار می‌شوند، باید مورد پی‌گرد قانونی قرار گیرند.

این فقره قرار بود بخشی از قانون بهداشت افغانستان شود و دلیل آن هم جلوگیری از افزایش خشونت علیه زنان خوانده شده است.

موافقان این ماده قانونی معتقد بودند که افشای جنسیت کودک قبل از تولد و در صورتی که جنین دختر باشد، ممکن است در بعضی خانواده‌ها به دلیل ترجیح جنسیت پسر باعث شود مادر مورد تبعیض و خشونت قرار بگیرد.

نعمت الله غفاری، نماینده مردم هلمند در مجلس نمایندگان با انتقاد از این طرح گفت که باید ذهنیت در جامعه تغییر کند نه اینکه قانون تدوین شود. به گفته او ذهنیت در جامعه افغانستان در برابر فرزند دختر تا آن حد منفی نیست که مشخص شدن جنسیت دختر قبل از تولد باعث خشونت علیه مادران شود.

او گفت که این روند از طرف دیگر ممکن است باعث باز شدن راه‌های غیرقانونی اعلام جنسیت جنین شود و دولت نیز “به دلیل ضعف” قادر به جلوگیری از این کار نخواهد بود.

خشونت علیه زنان در افغانستان زنگ خطر را به صدا درآورده

به گفته او در این قانون پشنهادی آمده که این هویت فقط از پدر دختر پنهان شود که این نیز به گفته او درست نیست. او تاکید کرد که این موضوع مثل گذشته باید در قانون “ساکت” بماند.

پیش از این در این باره در قانون افغانستان چیزی ذکر نشده بود.

عبدالحفیظ منصور، نماینده کابل در مجلس نمایندگان افغانستان با دفاع از این طرح گفت خانم‌های زیادی به دلیل داشتن فرزند دختر تحت فشار قرار گرفته و حتی مجبور به سقط جنین شده‌اند.

در نهایت از ۱۲۱ نماینده مجلس که در نشست امروز، شنبه، ۱۸ قوس/آذر حاضر بودند ۶۱ نفر آنان به این طرح رای منفی و ۵۷ نماینده دیگر آنرا تایید کردند که این ماده در نهایت تصویب نشد.

 

 

 

استفاده از شناسنامه به جای «کارت رای»، آیا طرح تازه برای انتخابات افغانستان موفق می‌شود؟

در حالی که هنوز شناسنامه‌های الکترونیکی توزیع نشده است، کمیسیون انتخابات افغانستان اعلام کرد که برای شفافیت و برگزاری به موقع انتخابات پارلمانی این کشور، قرار است از شناسنامه‌های غیر الکترونیک به جای کارت‌های رای استفاده شود.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان در هفته‌های اخیر حکومت وحدت ملی را به تلاش برای مهندسی انتخابات متهم کرده‌اند و به لزوم استفاده از شناسنامه‌های الکترونیکی برای رای‌گیری در روند انتخابات تاکید می‌کنند.

اما روند توزیع شناسنامه‌های الکترونیکی تا کنون به دلیل اختلافات بین ریاست جمهوری و پارلمان افغانستان بر سر درج قومیت و ملیت در این شناسنامه‌ها به تعویق افتاده و زمان کمی تا موعد برگزاری انتخابات پارلمانی در این کشور باقیست.

این در حالی است که دوره کاری پارلمان افغانستان سال گذشته پایان یافته و تنها بر اساس توافق دولت این کشور هنوز این مجلس به کار خود ادامه داده است.

از سوی دیگر تاخیر در روند برگزاری انتخابات پارلمانی نیز برای مردم افغانستان و جامعه جهانی پذیرفتنی نیست.

همچنین پس از اظهارات اخیر «رحمت‌الله نبیل» رئیس سابق امنیت ملی مبنی بر چاپ ده‌ها هزار کارت رای تقلبی در دروان انتخابات ریاست جمهوری گذشته، نگرانی‌هایی از سوء استفاده مجدد از کارتهای رای تقلبی در انتخابات پارلمانی پیش رو وجود دارد.

کمیسیون انتخابات افغانستان برای پاسخ به نگرانی احزاب و جریان‌های سیاسی درباره شفافیت انتخابات، طرح جدیدی را مبنی بر عدم استفاده از کارت رای سابق و برگزاری به موقع انتخابات ارائه کرده است.

بر اساس این طرح، قرار است کارت‌های رای سابق باطل اعلام شوند و به جای آن از شناسنامه‌های صادر شده جدید و قدیم استفاده شود. تا از یک طرف انتخابات به موقع برگزار شود و از سوی دیگر شفافیت انتخابات تضمین شود.

«وسیمه بادغیسی» سرپرست کمیسیون انتخابات افغانستان اعلام کرد که اداره ثبت احوال نفوس این کشور متعهد شده تا 10 میلیون شناسنامه جدید را برای شهروندان افغان صادر کند.

وی در ادامه تاکید کرد اجرایی شدن این طرح می‌تواند هزینه‌های برگزاری انتخابات افغانستان را کاهش دهد و در جلوگیری از تقلب نیز موثر واقع شود.

احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان تا کنون به طرح جدید کمیسیون انتخابات افغانستان تا کنون واکنشی نشان نداده‌‌اند.

از سوی دیگر، نهادهای ناظر بر انتخابات افغانستان نیز رهبران حکومت وحدت ملی را بارها به مداخله در امور انتخاباتی و تلاش برای مهندسی انتخابات آینده این کشور متهم کرده‌اند.

این طرح در حالی از سوی کمیسیون انتخابات افغانستان ارائه شده است که با وجود گذشت حدود یک ماه از برکناری «نجیب‌الله احمدزی» از ریاست این کمیسیون از سوی اشرف غنی هنوز دولت افغانستان و احزاب اپوزیسیون برای تعیین رئیس جدید به توافق نرسیده‌اند.

کمیسیون انتخابات افغانستان در شرایط کنونی توسط سرپرست اداره می‌شود و پارلمان افغانستان نیز هنوز احمدزی را رئیس این کمیسیون می‌داند.

با توجه به اینکه قرار است انتخابات پارلمانی و شورای شهرستان‌ها 16 تیرماه سال آینده برگزار شود به نظر نمی‌رسد که اداره ثبت احوال نفوس افغانستان بتواند 10 میلیون شناسنامه‌ را به موقع صادر کند.

با این حال باید منتظر ماند و مشاهده کرد که آیا این طرح می‌تواند رضایت احزاب اپوزیسیون دولت افغانستان را کسب کند و یا نگرانی نهادهای ناظر بر انتخابات افغانستان را رفع کند؟

افغانها نمی توانند به تنهائی در مبارزه با قاچاق مواد مخدر پیروز شوند

هیئت پارلمان افغانستان به شمول هیات ده ها کشور جهان در کنفرانس بین المللی پارلمانی مبارزه با قاچاق مواد مخدر در مسکو شرکت ورزیدند.

داکتر محمد فیصل سمیع، نائب منشی مشرانو جرگه افغانستان در جواب به سوال خبرنگار آژانس اسپوتنیک در مورد اهیمت این کنفرانس و پیامدهای آن ابراز نظر نموده گفت:

« به نظر من کنفرانس امروزی مبارزه با مواد مخدر خیلی مفید بود. در مجموع موضع بحث مساله افغانستان، کشت و قاچاق مواد مخدر در افغانستان بود و قاچاق مواد مخدر و تروریزم با هم پیوند عمیق و گسترده دارد دلیل اصلی که در این اواخر کشت مواد مخدر در افغانستان افزایش یافته، موجودیت گروه های مختلف تروریستی در افغانستان میباشد و بیشتر مواد مخدر در ساحات کشت و زرع میشود که تحت کنترول دولت قرار ندارند. مناطق که تحت کنترول دولت است، البته در آنجا قانون و مقررات وجود دارد. ولی با کمال تأسف، در اثر دخالت بعضی از کشورهای همسایه که تروریزم را پرورش میدهند، از آن حمایت می کنند و مراکز تروریستی در داخل خاک شان وجود دارد و از انجا تروریستها داخل کشور ما میشوند و امنیت ما را تهیدید میکنند،  در آن مناطق کشت مواد مخدر به اوج خود رسیده است. از این بایت نه تنها افغانستان بلکه یک تعداد کشورهای جهان و منطقه نیز متاثر استند.

می خواهم بگویم، تا زمانیکه منبع اساسی که باعث کشت و قاچاق مواد مخدر میگردد، نابود نگردد و ما لانه های آنها را خشک نکنیم، تا زمانی که تروریزم ، گروه های تروریستی، گروه های بنیادگر و گروه های افراطی را که تعداد شان به بیست گروپ در افغانستان میرسد ازبین نبریم، مراکز تمویل و تجهیزات آنها را خشک نکنیم در مبارزه علیه مواد مخدر پیروز نمی شویم.

منافع گروپ های بسیار بزرگ تروریستی در کشت و قاچاق مواد مخدر است. آنها از این طریق مقدار زیاد پول را بدست میاورند و با این پول سلاح و مهمات می خرند و گروپ های خود را تمویل و تجهیز می کنند. بناً یکبار دیگر تاکید میکنم که ما نمی توانیم به تنهائی در مقابل قاچاق مواد مخدر پیروز شویم و مبارزه کنیم. این مبارزه به کار دسته جمعی نیاز دارد. تمام کشورهای منطقه و کشورهای بزرگ مانند روسیه که از کشت و قاچاق مواد مخدر و از گروه های تروریستی به هراس و متأثر هستند، باید به افغانها کمک کنند، به حکومت افغانستان کمک کنند تا بتوانند یک راه بسیار خوب بنیادی را بخاطر ازبین بردن این گروه ها تروریستی و قاچاق مواد مخدر جستجو نمایند».

این که چرا در این اواخر داعش به طرف سمت شمال افغانستان نفوذ نموده و فعال گردیده است، مواد مخدر هم از طریق سمت شمال افغانستان به آسیائی مرکزی و بعداً به روسیه و اروپا قاچاق میگردد و این که چند روز قبل بین نیروهای سرحدی تاجکستان و قاچاقبران مسلح افغانی (حین عبور غیر قانونی از سرحد افغانستان، وقتیکه  داخل قلمرو تاجکستان شده بودند) برخورد مسلحانه صورت گرفته که در نتیجه یک دگروال کشته و سه سرباز نیروهای سرحدی تاجکستان زخمی شدند. نائب منشی مشرانو جرگه افغانستان در این ارتباط  ابراز نظر نموده اظهار داشت:

«نه تنها داعش، بلکه در حدود بیست گروه تروریستی منطقوی و بین المللی در افغانستان فعالیت دارند که پیشقدم همه طالبان است. وقتیکه طالبان یک ساحه را از تسلط حکومت افغانستان خارج می کنند، زمینه برای نفوس دیگر گروه های مانند داعش مساعد میشود. داعش هم قسمیکه شما اشاره کردید، ابتدا در ولایت ننگرهار و مناطق شرقی افغانستان فعالیت خود را آغاز کرد و در این اواخر تلاش دارد ساحه نفوس خود را به سمت شمال افغانستان مانند ولایت فاریاب، سرپل، جوزجان، کندوز، بغلان و بدخشتان گسترش دهد، یعنی در ولایت که هممرز با کشورهای سابق اتحاد شوروی میباشد. طبعاً که آنها هم می خواهند به 3 دلیل نفوذ خود را در افغانستان گسترش دهند:

1-      بخاطر اینکه از منابع و معادن افغانستان استفاده نمایند.

2-      میخواهند که ساحه زرع و قاچاق مواد مخدر را توسعه بدهند

3-      یک از اهداف اساسی آنها، رسیدن به آسیائی مرکزی — به سرحدات روسیه میباشد.

دولت افغانستان و نیروهای امنیتی ما در مقابل این پدیده های شوم مثل قاچاقبرها، تروریستها تپ و تلاش خود را میکنند. ولی این مساله به یک مبارزه وسیع و عمومی نیاز دارد.

با کمال تأسف در طول-16 سال که نیروهای خارجی در افغانستان مستقر اند، آنچنان که لازم بود و آنچنان که خواست مردم افغانستان بود، متاسفانه مبارزه شان در برابر این پدیده ها موفقانه نبود. مردم افغانستان نگران هستند. ما توقع داریم در کنار نیرو های ناتو و خارجی های که در افغانستان مستقر اند، نیروهای سایر کشور های منطقه، خصوصاً کشور روسیه هم در این قسمت وارد عمل شوند و توقع داریم که از حمایت های تخنیکی، مالی و سیاسی خود در مبارزه با  قاچاق مواد مخدر و تروریزم ما را مستفید بسازند. حکومت افغانستان و ما که نمایندگان حکومت افغانستان هستیم آن چنان که لازم باشد تلاش می کنیم تسهیلات لازم را برای ایجاد میکانیزم های فعالیت روسیه فدرالی در افغانستان را مساعد بسازیم».

رئیس هیئت افغانی در ارتباط سخنرانی سرگی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه این که مسکو حاضر است یکجا با افغانستان در مبارزه با قاچاق مواد مخدر مبارزه کند. گفت:

« تاجائیکه به من ارتباط میگرید و تا حد که من معلومات دارم هر کشور که خواسته باشد، میتواند در مقابل این دو پدیده با ما همکاری تخنیکی، تسلیحاتی، مالی و سایر همکاری های لازم را انجام دهند و علیه آن مبارزه نمایند. ما از آنها استقبال می نمایم و این وعده را میدهیم که حکومت افغانستان را وادار بسازیم تا دراین قسمت توجه جدی داشته باشد. آقای سرگی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه از استراتیژی نو و به اصطلاح بلند بردن سطح مبارزه ایشان به همرائی حکومت افغانستان در قسمت تروریستها و قاچاق مواد مخدر اشاره کردند، ما از آن استقبال می نمایم و امیدوار هستیم که به حرف های خود عمل کنند و وارد عمل در مقابل این دو پدیده شوند».

وی در مورد پیشنهاد ولادیمیر ژرینووفسکی رهبر حزب لیبرال دموکرات روسیه «ما قسمیکه به سوریه کمک می نمایم، میتوانیم به افغانستان هم در مبارزه با قاچاق مواد مخدر کمک نمایم و تمام لابراتوارهای تولید مواد مخدر را در افغانستان نابود کنیم، مشروط به این که حکومت افغانستان از طریق سازمان ملل متحد از روسیه درخواست کمک کند و با تائید سازمان ملل ما عمل خواهیم کرد». به آژانس اسپوتنیک گفت:

« بدون شک هر کشوری که از مواد مخدر و تروریزم افغانستان متاثر هستند و این مساله ایجاب مبارزه مشترک را می نماید، ما از آن استقبال می نمایم. هر کشوری که بخواهد در نابودی این دو پدیده صادقانه با حکومت افغانستان وارد عمل شوند، ما از آنها استقبال می نمایم و این را فال نیک میدانیم. طبعاً که روسیه یک ابرقدرت منطقه است و اگر همکاری های تخنیکی و مالی، اقتصادی و سایر مسایل دیگر را که وجود دارد، در رابطه به از بین بردن این دو پدیده انجام بدهند، ما آنرا فال نیک میدانیم و از آن استقبال می کنیم. مردم ما نگران این قضیه هستند و توقع دارند که کشور روسیه از مجرأ به اصطلاح حکومت افغانستان وارد عمل شوند. ما از آن استقبال می نمایم».

در خاتمه باید گفت که این کنفرانس در مبارزه با قاچاق مواد مخدر مساعدت می نماید مشروط بر این که تصمیم جدی برای نابودی این پدیده ناسالم اتخاذ گردد.

رییس مجلس ایران: منشأی اصلی مواد مخدر جایی‌ست که ناتو حضور دارد

علی اردشیر لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی ایران، در گفتگوی ویژه با خبرگزاری اسپوتنیک، می‌گوید که گسترش تولید مواد مخدر در افغانستان، پر از ابهام و پرسش‌برانگیز است.

علی لاریجانی در این گفتگو به آمار سازمان ملل متحد در مورد تولید رو به افزایش مواد مخدر در افغانستان نقش این سازمان را مورد پرسش قرار داد:

«اما مشکل مبارزه با مواد مخدر در چیست؟ آیا با این روال موجود قابل حل است یا نه؟ این موضوع پر اهمیت است. ما در کنفرانس سخن رانی نماینده سازمان ملل متحد را با دقت گوش کردیم. وی آمار عجیبی را منتقل نمود که جمعیت چند میلیونی دنیا گرفتار مشکل مواد مخدر است. اما نتیجه گیری این سخن رانی ها بسیار مهم بوده است. نماینده سازمان ملل متحد گفت که منشای اصلی مواد مخدر در افغانستان است. نماینده سازمان ملل با صراحت در اجلاس گفت که تولید مواد مخدر به شدت رو به رشد است. خوب، از نمایندگان سازمان ملل برای این اطلاع رسانی باید تشکر کنیم. ولی سوال در این است که آیا سازمان ملل یک موسسه مطالعاتی است که فقط مطالعه می‌کند و اطلاع می‌دهد یا این که یک مرجع بین المللی است که قصد که با مواد مخدر مبارزه واقعی می‌کند؟»

آقای لاریجانی می‌گوید حضور ناتو در افغانستان، هیچ تأثیر مثبتی در مبارزه با موامخدر نداشته است و این موضوع ابهام برانگیز است:

«بنابه اطلاعات و گزارشات سازمان ملل، وضعیت مبارزه با مواد مخدر بدتر می‌شود. حالا چرا؟ منشأی اصلی در همان جایی است که ناتو حضور دارد. از سال 2001 تا اکنون یعنی 16 سال ناتو در افغانستان حضور و بر فرودگاه‌های این کشور تسلط داشته است. جالب است که ناتو با هدف مبارزه با تروریسم و مواد مخدر وارد خاک افغانستان شده، اما ما نتیجۀ فعالیت این پیمان در هیچ کدام از این دو محور را نمی‌بینیم.

معلوم است که بازار اروپا، مقصد قاچاق مواد مخدر است. پس چرا ما و روسیه و کشورهای منطقه برای این مبارزه باید هزینه کنیم؟ کاش می شد که آمریکایی ها ده درصد آن حساسیتی که امروز راجع به دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری در سال 2016 دارند و مرتب آن را بحث و کاوش می‌کنند، نسبت به این موضوع داشته باشند و آن لابراتوارهایی که در افغانستان هروئین را تولید می کند، مورد هدف قرار بدهند و بمباران کنند.

همه می دانند که قاچاقچیان، مواد مخدر را با الاغ که نمی‌برند. آنها ستون دارند و با کامیون (لاری) می‌برند. این حرکت شان دیده می‌شود. پس چرا آمریکایی‌ها آنها را مورد هدف قرار نمی‌دهند و نمی‌زنند؟

این دقیقا مشکلی است که با داعش وجود داشت. داعش مواد نفتی را از دیرالزور در سوریه ستون می گذاشت و می برد تا از این مواد را پول بگیرد. آمریکایی ها این کار را دیدند و نمی زدند و بمباران نمی کردند. پس مشکل اصلی پیشبرد مبارزه مواد مخدر در اینجاست.

به نظرم، آمریکایی ها و ناتو می گویند که چرا ما این کار را باید بکنیم، پس بگذاریم روسیه، ایران و سایر کشورهای منطقه درگیر مبارزه جدی با قاجاق مواد مخدر بشوند. بنابراین آمریکایی ها با این برداشت هیچ حساسیتی ندارند.»

علی اردشیر لاریجانی به نقش روسیه و ایران در امر مبارزه با مواد مخدر در افغانستان کرده و می‌گوید کشورهای منطقه برای مبارزه با مواد مخدر نیاز به انسجام بیشتر دارند. وی راه حل معضل مواد مخدر را این‌گونه بر شمرده است:

«من فکر می کنم که ایران و روسیه و سایر کشورها در زمینه مبارزه با مواد مخدر باید انسجام شان را بیشتر کنند. ما باید ارتباطات اطلاعاتی را در این زمینه افزایش بدهیم که با این وسیله بتوانیم به قاچاقچیان بزرگ لطمه بزنیم. این یک گام است. به نظرم این حلقه های مفقود باید کامل شود چون که بخشی از مواد مخدر از طریق تاجیکستان و کشورهای آسیای میانه و برخی از آنان از طریق ایران به سمت اروپا می‌آیند و هم از طریق دریا و هم از طریق هوایی. پس در این زمینه نیاز به اشراف اطلاعاتی داریم.»

نکته دوم این است که حتما از سازمان ملل باید خواست که سهم کشورها در مبارزه با مواد مخدر را به صورت عادلانه مشخص نماید. اروپا حتی اگر از این منطقه فاصله دارد، نباید بگوید که گرفتار مسایل این منطقه نشود و پول و تجهیزات را برای مبارزه ندهد. اگر ناتو در افغانستان مسئولیتش را انجام بدهد و بمباران و سختگیری بکند و تجهیزات لازم را در اختیار بگذارد تا مرز دیده شود، در این صورت مبارزه خیلی جدی‌تر خواهد شد.

علاوه بر این، به نظرم با دولت افغانستان باید در مورد کشت جایگزین صحبت جدی صورت بگیرد. درست است که تروریست ها از منافع مواد مخدر استفاده می کنند. ولی ما یعنی ایران، روسیه و پاکستان باید کمک کنیم که دولت افغانستان کشت جایگزینی داشته باشد و کشاورزان از نظر درآمدی لطمه نخورند. این یک نکته دیگر برای حل مسأله است.

لذا باید فشار آورد که کشورهای دیگر هم سهم خودشان را داشته باشند، تجهیزات را وارد کنند. لازم است که با لابراتوارها و قاجاقچیان برخورد جدی صورت بگیرد و هم کشت جایگزین را داشته باشیم. همین طوری که آقای لاوروف، ویزر امور خارجه روسیه در اجلاس فرمود، انجام مجموعه از این اقدامات، کار فوری نیست. این کار باید در یک زمان طولاتی تر صورت بگیرد. البته، نکاتی دیگری مثل مسئله درمان که در اجلاس دوما مطرح شده بود، نیز باید به طور جدی پیگیری گردد.»

استخراج معادن افغانستان بدون برگزاری مناقصه به آمریکایی‌ها واگذار می‌شود

نماینده ولایت قندهار در پارلمان افغانستان اعلام کرد که رئیس جمهور این کشور و برخی از جریان‌های قدرت در دولت کابل بدون برگزاری مناقصه، استخراج معادن را در اختیار آمریکایی‌ها قرار می‌دهند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «شکیبا هاشمی» نماینده پارلمان افغانستان با ابراز نگرانی از عقد قراردهای استخراج معادن در این کشور اظهارداشت: اشرف غنی و برخی از جریان‌های خاص استخراج معادن را بدون برگزاری مناقصه به آمریکایی‌ها واگذار می‌کنند.

وی افزود: استخراج غیرقانونی معادن افغانستان به صورت گسترده ادامه دارد و این روند به اقتصاد این کشور صدمات جبران ناپذیری خواهد زد.

به گزارش «دید»، هاشمی خاطرنشان کرد که ریاست‏ جمهوری افغانستان با راه یافتن «نرگس نهان» به عنوان وزیر معادن می‎خواست از وی سوء استفاده کند و معادن کشور را در مدیریت برخی جریان‌ها نگه دارد.

به گزارش «دید»، بحث استخراج غیرقانونی معادن افغانستان و سوء استفاده مقامات دولتی از گذشته‎های دور ادامه دارد و در زمان ریاست جمهوری حامد کرزی بیش از پیش مطرح شده بود.

پیش از این نیز یک منبع محلی افغان در ولایت ننگرهار به «ویسا» گفته بود: نیروهای آمریکایی در این ولایت با استفاده از تجهیزات سنگین برای استخراج سنگ‌های قیمتی و معادن ولایت ننگرهار تلاش می‌کنند.

این منبع افزود: روند استخراج معادن و سنگ‌های قیمتی در این ولایت توسط نیروهای آمریکایی از چندی قبل آغاز شده است.

پیش از این نیز، رسانه انگلیسی «رویترز» گزارش داده بود که ترامپ به ثروت معادن افغانستان چشم دوخته تا هزینه جنگ 16 ساله و بازسازی افغانستان را از طریق استخراج معادن در این کشور تامین کند.

ترامپ در دیدار با «مایکل سیلور» مدیرعامل شرکت «امریکن المنتس» یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های تولیدکننده فلزات و مواد شیمیایی آمریکا گفته بود که معادن سرشار افغانستان بار دیگر می‌تواند اقتصاد آمریکا را به اوج برساند به همین دلیل باید حضور نظامی آمریکا در این کشور ادامه یابد.

«اسپیوتنیک» رسانه‌ روسی نیز گزارش داده که دلیل ممانعت از ورود مردم افغانستان به برخی مناطق به بهانه «جنگ» برای جلوگیری از برملا شدن تلاش نیروهای خارجی برای استخراج منابع طبیعی  در این کشور صورت می‌گیرد.

از سوی دیگر، «وحیدالله شهرانی» وزیر سابق معادن افغانستان گفته بود که متخصصان ارزش ذخایر معادن در افغانستان را تا سه تریلیون دلار برآورد کرده‌اند و برخی از رسانه‌ها نیز معادن افغانستان را با ثروت نفتی عربستان سعودی مقایسه می‌کنند.

ازبکستان از طریق افغانستان به سوی بنادر ایران راه باز می‌کند

روزنامه روسی نزاویسیمایا گازتا نوشت: تاشکند و کابل ساخت راه آهن و جاده بین مزار شریف و هرات و خط انتقال برق از ازبکستان به باگلان افغانستان را آغاز می‌کنند و ازبکستان می خواهد از این طریق به سوی بنادر ایران راه باز کند.

به گزارش ایرنا، نزاویسیمایا گازتا امروز در مقاله ای نوشت:در منطقه مرزی ترمز ازبکستان مرکز لجستیکی ساخته شده که برای عملیات واردات و صادرات با افغانستان بکار گرفته می‌شود.
روزنامه روسی به نقل از عصمت الله ارگاشف نماینده ویژه رئیس‌جمهوری ازبکستان در امور افغانستان نوشت: ازبکستان به تازگی روابط تجاری – اقتصادی خود با افغانستان را تقویت کرده است.حجم بازرگانی دو کشور 25 درصد رشد کرده و به تجار افغانی در ازبکستان امتیازاتی داده می‌شود. موانع جلوگیری کننده از توسعه و تعمیق روابط تجاری – اقتصادی رفع می‌شود
روزنامه روسی نوشت: راه آهن جدید مزار شریف هرات برای تقویت روابط دو کشور ساخته می‌شود. همچنین ساخت جاده شوسه همراه با زیرساخت مربوطه تقریبا تا مرز غربی افغانستان با ایران برنامه ریزی شده است.
روزنامه روسی افزود: ایران از طرف خود در آینده نزدیک ساخت راه آهن از شهر خواف تا هرات را به پایان می رساند. ارتباط این دو شهر از طریق هرات اجازه می‌دهد نه تنها افغانستان بلکه همه کشورهای آسیای مرکزی محموله‌های ترانزیت خود را به واسطه بنادر چابهار و بندر عباس ایران منتقل کنند.
در همین حال نزاویسیمایا گازتا به نقل از عمر نثار مدیر مرکز مطالعه افغانستان معاصر افزود: با توجه به اوضاع افغانستان بعید به نظر می رسد تا بتوان این پروژه‌های زیرساختی را بطور کامل اجرا کرد.
وی افزود: برای نمونه ساخت خط لوله گاز ‘تاپی’ (ترکمنستان – افغانستان – پاکستان –هند) که سال‌ها پیش از قصد آن سخن رفته بود تاکنون آغاز نشده است.
روزنامه روسی به نقل از کارشناس افغانستانی نوشت: پروژه‌هایی که تاشکند از آنها سخن رانده از بسیاری لحاظ به سطح امنیت و برقرار شدن ثبات در افغانستان بستگی خواهد داشت. اما در افغانستان چنان اوضاعی برقرار شده که همین که کشوری برای اجرای پروژه در بخشی از این کشور اقدام می‌کند اوضاع در این بخش رو به وخامت می‌رود.
نزاویسیمایا گازتا در پایان نوشت: برخی کشورها از ضعف دولت مرکزی و ناتوانی نهادهای انتظامی افغانستان به عنوان ابزاری برای مقابله با رقبا در منطقه استفاده می‌کنند.

حضور فعال زنان افغانستان در ورزشگاه های مسابقات لیگ برتر فوتبال

زنان افغانستان در حالی به ورزشگاه ها می روند که در ایران، همسایه غربی افغانستان، زنان اجازه تماشای مسابقات فوتبال در ورزشگاه ها را ندارند.

به گزارش اسپوتنیک، رقابت‌های لیگ مردان در افغانستان چندی است که از سر گرفته شده و در عین حال حضور تماشاه چیان زن نیز جالب توجه می باشد. دانشجویان زن با حضور خود این مسابقات را رنگین تر می سازند.

لیگ برتر فوتبال افغانستان 6 سال پیش راه‌اندازی شد و در آن هشت تیم از هشت زون افغانستان حضور دارند.

بخشی از سکوی تماشاچیان به خانواده‌ها اختصاص یافته است. چیزی که توجه هر بیینده‌ را جلب می‌کرد، حضور گسترده زنان در میان تماشاه چیان بود.

تماشای چنین مسابقات در میان شور و هیجان تماشا چیان ، تصویر تازه ‌ای از افغانستان را، کشوری که نامش با جنگ، فساد، بیکاری و مواد مخدر گره خورده، نشان میدهد.

تعداد زنان که در افغانستان به ورزشگاه می‌روند زیاد نیست، شماری از آنها تنها با اجازه همسر و خانواده می‌توانند در ورزشگاه‌ها حضور داشته باشند. با این حال زنان افغانستان از این نقطه نظر آزادی بیشتری نسبت به همسایه‌های خود، یعنی ایران و عربستان دارند.

تماشاچیان زن در افغانستان در محل ویژه ‌ای کنار لوژ” VIP”،  جایی که در آن مقامات و مهمانان مهم قرار دارند، می‌نشینند و بازی‌های تیم محبوب شان را از نزدیک تماشا میکنند. آنها برای ورود به این محل از طریق  بخش  مردانه ورزشگاه عبور می‌کنند. تصورکردن این وضع در زمان طالبان که زنان به ماندن در خانه مکلف بودند و فقط با اقارب نزدیک خود اجازه بیرون رفتن از خانه را داشتند، باورنکردنی است، ولی حقیقت دارد.

شاهدخت تپش یکی از دختران جوان است که بار ها با وجود مشکلات و مخالفت ها در جامعه سنتی مردسالار افغانستان ، جهت تشویق بازی کنان فوتبال و تیم مورد علاقه خود در محل مسابقات فوتبال و به ویژه مسابقات لیگ برتر افغانستان حضور داشته است. او در مصاحبه با خبرگزاری اسپوتنیک در مورد شرایط  و امکانات حضور بانوان در ورزشگاه ها میگوید:

شرایط ورزشگاه های افغانستان برای حضور بانوان در مسابقات بد نیستند. 

در افغانستان اگرچه نسبت به کشورهای دیگر دنیا ورزشگاه ها به اندازه ای کافی بزرگ و وسیع نیستند، اما نظر به امکانات کشور ما، گفته می توانم که شرایط ورزشگاه های افغانستان بد نمی باشند و برای خانم ها در مجموع، جا های مخصوص و جداگانه، دور از جا های مردانه در نظر گرفته شده، تا خانم ها بتوانند خود را راحت احساس کنند.

باید بگویم که سابق برای داخل شدن به ورزشگاه ها برای خانم ها دروازه ای جداگانه تخصیص داده شده بود، تا با راحتی و بدون مشکل و احساس خطر داخل استدیوم”ورزشگاه” شوند. اما اکنون تدابیر لازم گرفته شده و خانم ها به راحتی از بخش مردانه داخل استدیوم می شوند.

هنوزهم در جامعه افغانستان به حضور دختر خانم ها در ورزشگاه ها مخالفت و ممانعت ها وجود دارند و آنها مورد آزار و اذیت قرار میگیرند. 

نسبت به واکنش مردها  و در کل واکنش مردهای فامیل دوشیزه شاهدخت تپش میگوید:” البته هر فامیل طرز دید و نظر خود را دارد. فامیل های متعصب اکثر وقت دختر های شان را اجازه رفتن به ورزشگاه و شرکت در دیدن مسابقات را نمیدهند. بعضاً دختر خانم ها بدون اینکه فامیل و نزدیکان شان را در جریان قرار دهند، برای دیدن مسابقات  میروند”.

هنوزهم در جامعه افغانستان با حضور دختر خانم ها در ورزشگاه ها مخالفت و ممانعت ها بعمل می آیند. بطور مثال، بیشتر از همه مخالفت ها در بیرون از ورزشگاه ها صورت میگیرد. دختر خانم ها بیشتر اوقات مورد آزار و اذیت پسرها قرار میگیرند و به نظر آنها رفتن دختر خانم ها  و بانوان به ورزشگاه ها یک مشکل بسیار بزرگ و بعضا “شرم” تلقی میشود. شاهدخت میگوید: ما در مجموع مورد آزار و اذیت لفظی قرار میگیریم، اما نسبت به علاقه و شوقی که به فوتبال داریم ، برای ما این مسله مهم نیست و ما کوشش می کنیم به حرف های آنها اهمیت قائل نشویم. چون ما حقوق خود را می دانیم و از این هم آگاه هستیم که بازیکنان ما به تشویق ضرورت دارند و اگر ما خود تابوشکنی نکنیم  و تحت تاثیر مخالفت ها قرار بگیریم،  واضح است که در آینده نیز چنین مشکلات سر راه ما بیشتر خواهند شد.

با وجود آنکه در مقایسه با آقایان شمار خانم ها در ورزشگاه ها ناچیز است، اما امیدواری برای  تغییرات مثبت و امیدوارکننده در افغانستان وجود دارد.

روحیه دختر خانم ها  در افغانستان بسیار مثبت است چون آنها شاهد تغییرات بسیار خوب در افغانستان هستند و این امیدواری وجود دارد، تا یک روزی آنها بدون احساس ترس و به گونه آزاد بتوانند بازیکنان خود را تشویق و از آنها قدر دانی نمایند. شاهدخت تپش در این مورد می گوید:

لازم به ذکر است  که شمار علاقه مندان فوتبال در میان خانم ها در افغانستان بی حد زیاد است، اما همه آنها نمی توانند نسبت ترس از شرایط امنیتی و همچنان به دلیل مخالفت ها  در ورزشگاه ها از جریان بازی بصورت مستقیم دیدن نمایند. و دیگر اینکه با وجود انکه شرایط از طرف پولیس و نیروهای امنیتی برای اشتراک خانم ها آماده شده، اما باز هم چون افغانستان یک جامعه سنتی مرد سالار است، لذا گفته میتوانم که شمار خانم ها در استدیوم های ورزشی در مقایسه با شمار آقایان ناچیز و کم است.  مثلاً از جمله حاضرین در ورزشگاه ها تنها ده در صد و یا کمتر از آنرا خانم ها تشکیل میدهند.

به جز از دختران جوان حتا خانم ها با اطفال شان نیز جهت تشویق بازیکنان فوتبال به ورزشگاه ها میروند.

دوشیزه تپش میگوید: در مجموع یعنی 80 در صد  دختر خانم های جوان، از جمله هواداران واقعی فوتبال هستند که در ورزشگاه ها حضور به هم میرسانند. اما خانم های مسن تر نیز در میان هواداران فوتبال وجود دارد و حتا مادران جوان نیز بعضاً با اطفال شان به ورزشگاه می آیند. همچنین مادران خود بازیکنان نیز با شوق و علاقه فراوان برای تشویق فرزندان شان در استدیوم حضور می یابند.

 دوشیزه تپش در پایان به خبرگزاری اسپوتنیک گفت: درست است که ما در افغانستان امنیت خوب نداریم، ولی پا پس نمی ‌کشیم و با قدرت ادامه می‌ دهیم و ورزشی را که دوست داریم تماشاه می‌کنیم.

از سوی دیگر مقامات فدراسیون فوتبال میگویند که در آینده سهولت های بیشتری را برای خانم ها آماده خواهند کرد، تا شماربیشتر خانم ها بتوانند از مسابقات دیدن نمایند. 

نگاهی به سیاست نان به نرخ روز خوردن/ زرداری از دشمنی با طاهر القادری تا دوستی و اتحاد

در حالی که سه سال از هم پیمان شدن زرداری با نواز شریف برای دشمنی با طاهر القادری می‌گذرد امروز قرار است او دست دوستی واتحاد به قادری بدهد.

به گزارش  خبرگزاری تسنیم، «حسام کیان مقدم» با ارسال یادداشتی نوشت: تنها سه سال از زمانی که زرداری دست اتحاد و دوستی به نواز شریف داده و برای سرکوبی تظاهرات طاهرالقادری که در خیابانهای اسلام آباد جریان بود، آنچه در توان داشت را وارد صحنه کرد می گذرد.

اتحادی که تاثیر مسقیم و بسیاری قوی روی نتیجه اعتراضات گذاشت! دولت به همراه بزرگترین حزب اپوزیسیون برای اینکه قدرت ضلع سومی پیدا نکند دست به دست هم داده و اعتصاب طاهر القادری و عمران خان را شکست دادند.

ولی این پایان ماجرا نبود، نه طاهر القادری و نه عمران خان کنار نکشیدند آنقدر در صحنه ماندند و اعتراض کردند و شهر به شهر سفر و مردم را آگاه کردند که یکی تخت حکومت نواز شریف را سرنگون کرد و دیگری در پی نابود کردن شهباز شریف است.

و اما زرداری که بسیار دیر متوجه مشکل به وجود آمده شد در وهله اول لبخند تصنعی خود به سمت نواز شریف را تبدیل به اخم کرد، سپس این اخم تبدیل به خشم شد و کار به جایی رسید که دیگر حاضر نشد حتی با نواز شریف ملاقات داشته باشد.

انتخابات تعیین جایگزین نواز شریف در پارلمان پاکستان نشان داد که حزب مردم جایگاه خود را به شکلی وحشتناک از دست داده است و آرای نماینده این حزب تفاوت چندانی با آرا باطله نداشت.

مسئولین احزاب مردم هرچه بیشتر تلاش کردند تا حزب خود را نجات دهند با مشکلات بیشتری روبرو شده و اعضای مهم خود مانند «فردوس عاشق اعوان» را ازدست دادند، اعضایی که با واقع بینی به تحریک انصاف می‌پیوستند.

اینک اما زرداری آخرین حربه‌هایی را که آموخته است به کار می‌گیرد تا مانع شکست فاجعه بار در انتخابات آتی شود.

او قرار بود امروز با طاهر القادری دیدار کند! شخصی که سه سال پیش برای سرنگون کردن او حاضر شده بود همسفره بزرگترین مخالف سیاسی خود یعین نواز شریف شود.

سه سال پیش زرداری درخواست طاهر القادری مبنی بر معرفی عاملان اصلی حادثه مادل تاون وکشتار اعضای حزب عوامی تحریک پاکستان را غیر مشروع می‌دانست! از آن انتقاد می‌کرد و به نمایندگان حزبش در پارلمان و سنا دستور داده بود در دفاع از نواز شریف سخنرانی کنند.

اینک اما حکایت متفاوت است، با دستور دادگاه لاهور عاملان حادثه معرفی شده‌اند و چیزی به محاکمه و مجازات آنان باقی نمانده است.

حال نوبت به آن رسیده تا زرداری برای دوشیدن آرای طرفداران طاهر القادری با او ملاقات کند! لبخند بزند! از بدی‌های بی‌شمار نواز شریف بگوید، و با خانواده قربانیان مادل تاون اعلام همبستگی و همدردی کند.

حزب مردم پا را فراتر گذاشته و در بیانیه پیش از ملاقات اعلام کرده است: تا زمان محاکمه و نابودی عاملان حادثه مادل تاون همراه خانواده‌های قربانیان این سانحه دردناک خواهد بود.

جالب اینکه این دیدار نیز مانند دیدار سه سال پیش رئیس جمهور سابق پاکستان با نواز شریف در شهر لاهور انجام می‌شود.

حال همه نگاهها به سوی انتخابات پیش روی پاکستان تا مشخص شود بازی‌های سیاسی که بویی از صداقت نبرده‌اند چه آینده‌ای را برای این کشور درد کشیده رقم خواهد زد.

اگر پهپادهای آمریکایی وارد خاک پاکستان شوند بلافاصله سرنگون خواهند شد

فرمانده نیروی هوایی پاکستان با تهدید مستقیم آمریکا اعلام کرد: اگر پهپادهای این کشور واردخاک سرزمین ما شوند بلافاصله ساقط خواهند شد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از اکسپرس نیوز، ژنرال سهیل امان فرمانده نیروی هوایی پاکستان به صورت رسمی نیروهای نظامی آمریکا را به واکنش جدید تهدید کرد.

سهیل امان تصریح کرد: ما برای دفاع از خاک خود آماده هستیم و در صورتی که پهپادهای آمریکایی حریم هوایی پاکستان را نقض کنند بلافاصله و بدون هیچ ملاحظه‌ای ساقط خواهند شد.

فرمانده نیروی هوایی پاکستان گفت: حمله تروریستی به پایگاه کامره تلخ‌ترین اتفاق تاریخ نیروی هوایی پاکستان بود، ولی ما با جدیت بیشتر با تروریست‌ها جنگیدیم و قدرت خود را بیش از قبل کردیم.

وی افزود: امنیتی را که کشورهای فراوانی از تامین آن عاجز شدند ما به تنهایی برای کشور خود به ارمغان آوردیم و این سخنی است که دشمنان ما حتی هند نیز به آن اعتراف کرده است.

فرمانده نیروی هوایی پاکستان با تاکید به استفاده نیروی هوایی پاکستان از جوانان بومی گفت:برای تعمیر هواپیماهایی که در حادثه تروریستی پایگاه هوایی کامره آسیب دیدند، کشورهای غربی 287 میلیون دلار پول مطالبه کردند ولی جوانان نیروی هوایی پاکستان با صرف تنها 25 میلیون دلار آنها را به صورت کامل تعمیر و راه اندازی کردند.

ژنرال سهیل امان با حساس خواندن اوضاع منطقه، اظهار داشت: کشورها باید تکیه بر ظرفیت‌های خود به صورت جدی علیه تروریسم اقدام کنند تا بتوانند امنیت و آسایش را به مردم خود هدیه کنند.

تنش‌ها میان اسلام آباد و واشنگتن پس از سخنان و اتهامات ترامپ به پاکستان آغاز شده و طی ماه‌های اخیر افزود شده است.

آمریکا معتقد است پاکستان به تروریست‌های فعال در افغانستان پناه می‌دهد و باید با تروریسم به صورت جدی مبارزه کند.

دولتمردان اسلام آباد با رد ادعاهای آمریکا اعلام کرده‌اند: سران کاخ سفید برای سرپوش گذاشتن بر شکست‌های خود در افغانستان کشورهای دیگر را متهم می‌کنند .

 

تاریخچه بیت المقدس

 
فلسطین به لحاظ مقام و موقع مذهبى خاصى که در میان مسلمانان و مسیحیان و یهودیان داشته و دارد، به‏ عنوان سرزمینى مقدّس مطرح شده و همواره در میان پیروان این ادیان از اهمیّت ویژه ‏اى برخوردار بوده است.

هیچ مسأله‏ اى در جهان اسلام و در بین پیروان دیگر ادیان، اهمیتى به اندازه مسأله فلسطین نیافته است. اهمیّت ویژه فلسطین در میان مسلمانان، بیشتر به لحاظ وجود اماکن  مقدّسه در آن سرزمین است. از آن جمله مى‏ توان به شهر ایلیا اشاره کرد که پس از فتح فلسطین به همّت مسلمانان، بیت‏ المقدس نامگذارى شده است.
بیت ‏المقدس یا قدس شریف، سرزمینى است که در بین سه دین از ادیان بزرگ معاصر یعنى اسلام، مسیحیت و یهودیت که داراى پیروان کلان در جهان هستند، اهمیت بسیار زیادى دارد و مقدس شمرده مى‏شود.

 

 

ویژگى که براى بیت ‏المقدس به لحاظ دینى مى ‏توان برشمرد این است که هیچ نقطه ‏اى در جهان از لحاظ تقدس مثل قدس نمى ‏باشد حتى جایى مانند مکه یا مدینه، على‏ رغم همه تقدس و اهمیتى که دارند، باز تنها در نزد پیروان یک دین(اسلام) محترم شمرده مى‏ شود.

 

در حالى که قدس براى هر سه دین بزرگ آسمانى داراى تقدس بوده و از اهمیت طراز اول در نزد آنان برخوردار است. مطالبى که در پى مى‏ آید به خوبى بیانگر تقدس این سرزمین مى‏باشد.
برگزیده شدن نام مسجدالاقصى توسط خداوند
همان طور که شهر بیت ‏المقدس در طول تاریخ نام‏هاى متعددى مثل یبوس، یورشالیم – اورشلیم، ایلیا، بیت همیقداش، بیت‏ المقدس، قدس و… داشته است، پرستشگاه، کهن و مهم آن نیز که اکنون نزد ما مسلمانان حرم شریف و مسجدالاقصى نامیده مى‏ شود، در طول تاریخ نام‏هایى مثل هیکل حضرت سلیمان و… داشته است.
از آن جا که این پرستشگاه را حضرت داوود و حضرت سلیمان به فرمان خداوند بنیان نهادند تا موحدان در آن جا به عبادت خداوند بپردازند، مسلمانان نیز مثل همه‏ ى موحدان تاریخ به آن توجه داشتند. به همین دلیل، ابتدا به سوى آن نماز بر پا مى‏ کردند.
نام (مسجدالاقصى) را نخستین بار خداوند بزرگ بر این مکان مقدس و پرستشگاه کهن تاریخ نهاد.

 

خداوند تبارک و تعالى در آیه‏ى اول سوره‏ى اسراء که موضوع معراج حضرت رسول اکرم(ص)را مطرح کرده است، چنین مى‏ فرماید:
سبحان الذى اسرى بعبده لیلاً من‏المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذى بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انه هوالسمیع البصیر.
پاک و منزه است خدایى که در مبارک شبى بنده خود (حضرت محمد(ص) ) را از مسجد الحرام به مسجد الاقصایى که پیرامونش را )به حضور و قدوم خاصان( مبارک ساخت، سیر داد تا آیات خدا را به او بنمایاند. به درستى که خداوند شنوا و بیناست.

 

 

پیامبران در بیت‏ المقدس
اگر تاریخ پیامبران، مورد مطالعه و بررسى قرار گیرد تقدس شهر بیت‏ المقدس بیشتر روشن مى‏ شود.
حضرت ابراهیم (ع)
هنگامى که حضرت ابراهیم(ع)در جریان مهاجرت خود، از مصر به فلسطین بازگشت به دستور خداوند در شهر قدس که در آن زمان یُبُوس نام داشت و به شهر صلح و آرامش (یورشالیم) مشهور شده بود، اقامت کرد. آن حضرت پس از مدتى، به دستور خداوند، قربانگاه و مکان مقدسى در این شهر به‏ وجود آورد و آن را بیت ‏الله نام نهاد. این مکان مقدس، بعدها به بیت‏ المقدس مشهور شد.
در حقیقت، با ساخته شدن قربانگاه، نخستین قدم براى ایجاد تقدس در شهر بیت ‏المقدس برداشته شد و پیامبر بزرگ خدا به دستور خداوند، روح پاکى و تقدس را به این شهر دمید.
حضرت موسى (ع)
پس از آن که حضرت ابراهیم(ع) در فلسطین درگذشت، فرزندان و نوادگان آن حضرت (حضرت یعقوب و فرزندانش( که رهبرى عبرانى‏ ها را عهده ‏دار بودند به مصر رفتند اما حضرت موسى(ع) که به تازگى ظهور کرده بود، تصمیم گرفت عبرانى‏ ها را به فلسطین بازگرداند. در آن زمان تبهکارى و سرکشى‏هاى قوم بنى ‏اسرائیل به اندازه ‏اى افزایش یافت که براى حضرت موسى(ع) غیرقابل تحمل شد.

 

خداوند نیز به سبب همین نافرمانى‏ هاى بنى ‏اسرائیل، آن‏ها را چهل سال در بیابان‏ها سرگردان کرد و اجازه نداد به فلسطین بازگردند. این وضع ادامه یافت تا آن‏که عمر حضرت موسى به پایان رسید. در شهر قدس بود که خداوند تبارک و تعالى با حضرت موسى(ع)تکلم کرد و به اعتبار این تکلم آن حضرت کلیم‏ الله محسوب مى‏شود.
حضرت داوود و حضرت سلیمان (ع)
پس از آن‏که حضرت داوود به پیامبرى برگزیده شد مأموریت یافت بنى‏ اسرائیل را به راه راست هدایت کند. آن پیامبر خدا توانست تبهکارى و شرارت‏هاى بنى‏ اسرائیل را تا حدّ زیادى مهار کرده و با فتح بیت‏ المقدس و سایر مناطق فلسطین، تمدن جدیدى را بنیان‏گذارى کند.
یکى از کارهایى که حضرت داوود (ع) در جریان بنیان‏ گذارى تمدن الهى انجام داد، ایجاد پرستشگاه و مکان مقدس (مسجد)در محل فعلى مسجدالاقصى است. به همین دلیل، از این پیامبر خدا نیز به عنوان یکى از بانیان شهر بیت‏ المقدس نام برده شده است.
درباره‏ ى تعمیر شهر بیت‏المقدس و ایجاد مسجد (پرستشگاه) توسط حضرت داوود، حکایت زیر هم نقل شده است:
پس از آن‏که حضرت داوود(ع) بیت ‏المقدس را فتح کرد، درباره تجدید بناى شهر و ایجاد مسجد، از طرف خداوند وحى شد که به مکانى از این شهر (بیت‏ المقدس) که فرشته‏ اى با شمشیر برهنه ایستاده است، نگاه کند و مسجد را در آن جا بسازد.
هنگامى که حضرت داوود(ع) نگاه کرد، یکى از فرشتگان خدا را بالاى سنگ مشاهده نمود. با مشاهده فرشته، حضرت داوود(ع) بدون درنگ به تجدید بناى شهر و بناى مسجد مشغول شد.
گرچه حضرت داوود(ع) تعمیر شهر بیت‏المقدس (قدس)و پرستشگاه بزرگ (مسجدالاقصى)آن جا را آغاز کرد ولى فرصت نیافت کار بزرگ خود را به ثمر برساند. هنگامى که آن حضرت متوجه شد مرگ به او نزدیک شده است به فرزندش سلیمان چنین گفت:
اى سلیمان! خداوند به من فرمان داده بود که مسجد و خانه‏ اى برایش در این شهر (بیت‏ المقدس) بنا کنم.

 

با این که مقدمات کار را آغاز کرده‏ام، ولى گویا تقدیر خداوند این است که من از این جهان بروم و ادامه‏ ى کار را به تو بسپارم. اکنون به تو که بعد از من پیامبر و جانشین من خواهى شد، سفارش مى‏کنم که در ساختن این مسجد شکوهمند لحظه‏ اى درنگ نکنى.
پس از وفات حضرت داوود، پرستشگاهى که بعدها مسجدالاقصى نام گرفت، با شکوه فراوانى توسط حضرت سلیمان ساخته شد. شهر قدس نیز مقرّ سلطنت این پیامبر الهى شد. بنابر این حدود هشتاد سال حضرت داوود و حضرت سلیمان(ع) در این شهر حکومت تشکیل دادند.
حضرت عیسى(ع)
یکى از وقایع مهمى که در دوره‏ ى تسلط رومیان در فلسطین اتفاق افتاد، تولد حضرت عیسى مسیح(ع) است. حضرت مسیح در روستاى بیت ‏لحم نزدیک قدس دیده به جهان گشود. با تولد حضرت مسیح(ع) فلسطین به‏ ویژه شهر بیت‏ المقدس دوران مهمى را آغاز کرد.
در حالى که حضرت عیسى(ع) به پیامبرى برگزیده شده بود، از شهر ناصره به سوى بیت ‏المقدس حرکت کرد. در راه بیت‏ المقدس، از حضرت عیسى معجزه‏ هاى فراوانى به ظهور پیوست. برخى از معجزه‏ هاى آن حضرت در این سفر را چنین عنوان کرده‏ اند:
شفا دادن بیمارى که هیچ امیدى به بهبودى او نبود؛ زنده کرده شخص مرده؛ شفا دادن کسانى که به بیمارى صرع و برص مبتلا بودند؛ غذا دادن به چهار هزار نفر با هفت قرص نان؛ راه رفتن روى آب؛ شفاى مردى که دستش خشک شده بود؛ شفا دادن به افراد فلج و جزامى و…

 

 

حضرت عیسى (ع) پس از ورود به بیت ‏المقدس، بى‏درنگ به پرستشگاه بزرگ شهر )مسجدالاقصى رفت و در آن جا به تبلیغ دین خدا و تعلیم مردم مشغول شد. او در پرستشگاه شهر، هر روز مردم را با تعالیم الهى آشنا مى‏ کرد و به آن‏ها اندرز مى‏ داد.
بالاخره، باز ظهور حضرت عیسى)ع( و ورود ایشان به بیت‏ المقدس، بار دیگر روح خدایى به این شهر دمیده شد و فصل تازه‏ اى آغاز شد. در این شهر بود که حضرت عیسى (ع) از آن جا به اوج رفت.
حضرت محمد (ع)
بیت‏ المقدس جایى است که پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) از آن جا به معراج رفت و یکى از معجزات خود را در آن جا تحقق بخشید. این حادثه یکى از مهم‏ترین وقایع مسجدالاقصى و شهر بیت‏ المقدس در زمان رسول اکرم(ص) است.

 

پیامبر گرامى اسلام در جریان معراج، ابتدا به آن سرزمین رفتند و سپس از آن جا به سیر در آسمان‏ها پرداختند. در همین زمان بود که رسول خدا در مسجدالاقصى براى پیامبران نماز برگزار کردند.
رسول اکرم (ص) واقعه‏ ى بر پا کردن نماز در مسجدالاقصى و بیت‏المقدس را چنین تعریف مى‏ کنند:
در همان حال که با حضرت جبرئیل سیر مى‏ کردیم، ناگهان او مرا در جایى پایین آورد و گفت: (اى محمد! نماز بخوان)
در همین هنگام بار دیگر جبرئیل به من گفت: (آیا مى‏دانى جایى که مى‏خواهى نماز بخوانى کجاست؟)
پس از آن که به این پرسش پاسخ منفى دادم، جبرئیل گفت: (این جا، طور سینا است؛ همان جایى که خدا با پیامبرش حضرت موسى سخن گفت.) بار دیگر حرکت کردیم و به سیر خود ادامه دادیم. خدا مى‏داند که چه اندازه حرکت کرده بودیم که جبرئیل بار دیگر مرا پایین آورد و گفت: (این جا نیز نماز بگزار.)
پس از آن که نماز خواندم، جبرئیل به من گفت: (اى محمد! مى‏دانى کجا نماز مى‏خوانى؟«پاسخ دادم: »نه؛ نمى‏دانم)
جبرئیل گفت: »این جا بیت‏لحم است. بیت‏لحم محلى از بیت‏المقدس است که عیسى بن مریم در آن جا متولد شده است.)
از بیت ‏لحم به سوى بیت ‏المقدس به راه افتادیم در آن جا بُراق را به حلقه ‏اى که قبلاً انبیا مرکب خود را به آن مى ‏بستند، بستم و در حالى که جبرئیل همراهم بود، وارد مسجدالاقصى شدم. در مسجدالاقصى حضرت ابراهیم، حضرت موسى و حضرت عیسى در میان عده‏ى زیادى از پیامبران که خدا مى‏ داند، چه اندازه بودند، حضور داشتند.

 

همه این پیامبران به خاطر من در آن جا اجتماع کرده، آماده برگزارى نماز بودند. یقین داشتم که جبرئیل جلوتر از همه خواهد ایستاد و نماز به امامت او برگزار خواهد شد؛ ولى بعد از آن که صف نماز مرتب شد، جبرئیل بازوى مرا گرفت و به جلو برد تا براى آن جمع نماز برگزار کنم…
در احادیث و روایت‏ها نقل شده است: در ماجراى معراج، علاوه بر آن که موضوع برگزارى نماز پیش آمد، جبرئیل به رسول خدا گزارش‏هایى در مورد اماکن مقدس بیت‏ المقدس ارائه داد و ضمن نشان دادن محراب انبیا، سایر ویژگى‏ هاى این شهر و پرستشگاه آن را برشمرد.
پس از آن که حضرت رسول اکرم(ص) از معراج بازگشت، این واقعه مهم را براى مردم مکه بازگو کرد و در مورد بیت‏ المقدس و مسجدالاقصى فرمود:
شب گذشته خداوند بزرگ مرا به بیت ‏المقدس برد و آثار انبیا و سکونت‏گاه آنان را به من نشان داد و…
پس از معراج حضرت رسول اکرم(ص) به مسجدالاقصى، توجه مسلمانان به بیت ‏المقدس و پرستشگاه آن (مسجدالاقصى) بیش از گذشته شد.
در آخرین روزهاى حیات مبارک پیامبر گرامى اسلام(ص) که آن حضرت نمى‏ توانست شاهد باشد که شهر قدس و اماکن و جایگاه‏هاى مقدس آن که میراث انبیاى بزرگ خدا و موحدان مخلص تاریخ است، در دست ستمگران و فرمانروایان فاسد باقى مانده و آن‏ها در این شهر فساد کنند تصمیم گرفت به یکى از آرزوهاى خویش جامه‏ى عمل بپوشاند و با اعزام سپاه به شام و فلسطین، این مناطق، به‏ ویژه شهر بیت‏المقدس را آزاد کند.
در پى این تصمیم، فرمان بسیج و تشکیل سپاه صادر شد و جوان هیجده ساله‏اى به نام اسامة بن زید بن حارثه، به فرماندهى این سپاه بزرگ انتخاب شد. وى بعد از این فرمان آماده حرکت شد. اما هنوز سپاه او حرکت نکرده بود که پیکى از مدینه به قرارگاه رسید و این خبر را آورد که رسول خدا در حال بسیار سختى است و ممکن است از دنیا برود.
بدین ترتیب، رسول خدا در حالى رحلت کردند که آخرین فرمان بسیج ایشان در مورد حرکت به سوى شام و فلسطین و نجات بیت ‏المقدس، عملى نشد.
قرآن مجید
کتاب‏هاى آسمانى از قبیل تورات و قرآن کریم نیز بر روى تقدس این سرزمین تأکید داشته و به ابعادى از آن اشاره کرده‏اند. در قرآن مجید آیات متعددى راجع به فلسطین آمده است، که بیشتر درباره ‏ى قوم بنى ‏اسراییل در این سرزمین است. در این آیات، عمدتاً به فساد این قوم در زمین و برترى‏ جویى ‏هاى یهودیان اشاره شده است. و مفسران نیز تفاسیر گوناگونى بر آن‏ها نوشته‏ اند، از جمله:
(ما به بنى اسراییل در کتاب (تورات) اعلام کردیم که دو بار در زمین فساد خواهید کرد و برترى‏ جویى بزرگى خواهید نمود. هنگامى که نخستین وعده فرا رسد، مردانى پیکارجو بر شما مى ‏فرستیم تا سخت شما را در هم ‏کوبند و حتى براى تسلط بر شما خانه ‏ها را جست و جو کنند و این وعده البته قطعى است.

 

سپس شما را بر آن‏ها چیره مى ‏کنیم و اموال و فرزندانتان را افزون خواهیم کرد، و افراد شما را بیشتر (از دشمن) قرار خواهیم داد. اگر نیکى کنید، به خودتان نیکى مى ‏کنید، و اگر بدى کنید، باز هم به خود مى‏ کنید. و هنگامى که وعده‏ى دوّم فرا رسد )آن چنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت( آثار غم و اندوه در چهره‏هاى شما ظاهرمى‏شود، و )آن‏ها( داخل مسجد )اقصى( مى‏شوند، همان‏گونه که بار اوّل وارد شدند، و البتّه آن چه در زیر سلطه خود مى‏گیرند، در هم مى ‏کوبند.)
در آیات فوق، از دو انحراف اجتماعى بنى‏ اسراییل، که منجر به فساد و برترى‏ جویى مى‏ شود، سخن به میان آمده است. به دنبال هر یک از این دو، خداوند مردانى نیرومند و پیکارجو بر آن‏ها مسلط مى‏ کند تا آنان را سخت مجازات کنند و به کیفر اعمالشان برسانند. همچنین، بیانگر این است که تاریخ بنى‏اسراییل در فلسطین فراز و نشیب بسیار دارد.

منبع:asemoni.com

 

دور دنیا با یک کلیک

 

واکنش منفی جهان به تصمیم ترامپ در مورد بیت المقدس

تصمیم دونالد ترامپ برای شناسایی بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل با موجی از نارضایتی و مخالفت روبرو شده است.

رهبران کشورهای جهان اسلام و جامعه بین المللی در سطح وسیع تر به سرعت از این تصمیم انتقاد کردند و بعضی از آنها نسبت به بروز بالقوه خشونت و خونریزی هشدار دادند.

آقای ترامپ همچنین انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به بیت المقدس را تایید کرد و به این ترتیب آمریکا اولین کشور در جهان می شود که رسما بیت المقدس را پایتخت اسرائیل می شناسد.

موقعیت بیت المقدس در کانون مناقشه دیرینه اسرائیل و فلسطینی ها قرار دارد. فلسطینی ها شرق این شهر را پایتخت آینده کشور فلسطینی می دانند.

مقام های کاخ سفید گفته اند که تصمیم آقای ترامپ “به رسمیت شناختن یک واقعیت تاریخی و کنونی” است اما بیانیه ای سیاسی نیست و مرزهای واقعی و سیاسی بیت المقدس را عوض نمی کند.

 

فلسطینی ها

محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی گفت که این تصمیم “به این معنی است که آمریکا نقش خود به عنوان میانجیگر صلح را رها کرده است”.

او در سخنانی که از تلویزیون پخش شد گفت: “این تدابیر ملامت بار و غیرقابل قبول عمدا کلیه تلاش های صلح را تضعیف می کند.”

او پافشاری کرد که بیت المقدس “پایتخت ابدی کشور فلسطین” است.

اسماعیل هنیه رهبر گروه اسلامگرای حماس گفت: “فلسطینی ها در هر کجا که باشند اجازه نخواهند داد این توطئه به ثمر برسد، و گزینه هایشان در دفاع از سرزمین و مکان های مقدس شان محدود نخواهد بود.”

یک سخنگوی این گروه گفت که این تصمیم “درهای جهنم را به روی منافع آمریکا در منطقه باز می کند.”

بیشتر بخوانید:

اسرائیلی ها

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل گفت که اعلامیه دونالد ترامپ یک تحول “تاریخی” است. او این تصمیم را “شجاعانه و عادلانه” خواند.

نخست وزیر اسرائیل گفت که این سخنرانی “گام مهمی به سوی صلح بود، چون فقط صلحی قابل قبول است که اورشلیم را پایتخت کشور اسرائیل بشناسد.”

او گفت که این شهر “برای تقریبا ۷۰ سال پایتخت اسرائیل بوده است.”

نفتالی بنت وزیر آموزش اسرائیل هم در ستایش از این تصمیم گفت “ایالات متحده خشت دیگری بر دیوار اورشلیم می نهد، خشتی بر شالوده کشور یهودی”. او سایر کشورها را ترغیب کرد این سرمشق را دنبال کنند.

رئیس‌جمهور آمریکا پس از این سخنرانی ۱۱ دقیقه‌ای سند رسمی مربوط به این تصمیم را در برابر دوربین‌ها امضاء کرد

جهان اسلام

مولود چاوش اغلو وزیر خارجه ترکیه گفت که این تصمیم “غیرمسئولانه است.”

او در توییتر نوشت که “این تصمیم برخلاف قوانین بین المللی و قطعنامه های مرتبط سازمان ملل است.”

یک روز پیشتر ملک سلمان پادشاه عربستان در تماسی تلفنی به آقای ترامپ گفته بود که این اقدام “تحریک فاحش مسلمانان در همه جای جهان است.”

عبدالفتاح سیسی رئیس جمهور مصر هم اخطار داد که این اقدام اوضاع در منطقه را پیچیده تر و شانس صلح در خاورمیانه را “تضعیف” می کند.

اتحادیه عرب گفت که “این قدمی خطرناک است که پیامدهایی منفی” در سراسر منطقه خواهد داشت و نقش آمریکا به عنوان “میانجیگر قابل اعتماد” در مذاکرات صلح آینده را زیر سوال خواهد برد.

ایران گفت که این تصمیم باعث “انتفاضه تازه ای” خواهد شد. وزارت خارجه ایران گفت که آمریکا آشکارا قطعنامه های بین المللی را نقض کرده است.

ملک عبدالله پادشاه اردن خواستار تلاشی مشترک برای “مقابله با پیامدهای این تصمیم” شد و سخنگوی دولت اردن گفت آقای ترامپ با این تصمیم قوانین بین المللی و منشور سازمان ملل را زیر پا می گذارد.

میشل عون رئیس جمهور لبنان گفت که فرآیند صلح چند دهه عقب خواهد افتاد و وزیر خارجه قطر گفت که این حرکت “حکم اعدام برای همه کسانی است که در پی صلح هستند.”

جامعه جهانی

پاپ فرانسیس گفت: “من نمی توانم نگرانی عمیقم از وضعیتی که در چند روز اخیر پیش آمده را پنهان کنم. در عین حال، قویا از همه می خواهم براساس قطعنامه های سازمان ملل موقعیت کنونی شهر را محترم بشمارند.”

آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل گفت که بیانیه آقای ترامپ “چشم انداز صلح برای اسرائیلی ها و فلسطینی ها را خراب می کند.”

آقای گوترش گفت موقعیت بیت المقدس “باید در جریان مذاکرات مستقیم میان دو طرف حل و فصل شود.”

او گفت این مذاکرات باید “نگرانی های مشروع فلسطینی ها و اسرائیلی ها هر دو را مد نظر قرار دهد.”

اتحادیه اروپا خواستار “از سرگیری فرآیند صلحی موثر در جهت یافتن راه حل دو کشور برای دو ملت” شد و گفت که “آرزوهای دو طرف باید برآورده شود و باید راهی از طریق مذاکرات برای حل موقعیت اورشلیم به عنوان پایتخت آینده هر دو کشور پیدا شود.”

امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه گفت که تصمیم آقای ترامپ برای شناسایی بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل “قابل تاسف است.”

او خواستار تلاش ها “برای پرهیز از خشونت به هر قیمت شد.”

چین و روسیه هم این نگرانی را بیان کردند که تصمیم تازه ممکن است باعث تنش بیشتر در منطقه شود.

ترزا می نخست وزیر بریتانیا هم به جمع کسانی که از تصمیم آقای ترامپ ناراضی هستند پیوست.

یک سخنگوی او گفت: “ما در مورد تصمیم انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم و شناسایی اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل پیش از توافق در مورد موقیت نهایی آن، با آمریکا اختلاف نظر داریم. به عقیده ما این حرکت کمکی به چشم انداز صلح در منطقه نمی کند.”

سخنگوی آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان هم گفت که او از تصمیم رئیس جهور آمریکا “حمایت نمی کند.”

استفان سیبرت گفت: “دولت آلمان از این موضع پشتیبانی نمی کند چون موقعیت اورشلیم فقط می تواند در چارچوب راه حل دو کشوری تعیین شود.”

 

جنرال زلمی ویسا والی قندهار را بهتر بشناسید

شبکه اطلاع رسانی افغانستان : برداشت آلمان ها و ترجمه صحیح از سفر جنرال ویسا به آلمان.
سازمان امنیتی ناتو خبر محرمانه ای را نسبت به ارتباط جنرال زلمی ویسا با شبکه حقانی فاش کرده است این درحالی است که زلمی ویسا حالا والی قندهار می باشد. در همان جلسه ای که جنرال داوود در تخار به قتل رسید، جنرال زلمی ویسا نیز حضور داشت اما تنها 10 دقیقه پیش از وقوع انفجار یا انتحار از ساختمان خارج شد درحالیکه خودش محل جلسه را از مقر تیم پی آر تی به دفتر ولایت تغییر داده بود.
ارتش المان یک جنرال مشکوک افغانستان را دعوت کرد. جنرال زلمی ویسا یکی از بالا ترین مقام های نظامی ارتش افغانستان و یک متحد نزدیک به ارتش جمهوری فدرال آلمان در شمال افغانستان می باشد. او طی سفری در اخیر ماه نوامبر و همزمان با آغاز کنفرانس بن بنا به دعوت وزارت دفاع آلمان وارد این در گزارش آمده است که جنرال زلمی ویسا به فساد و همکاری با شبکه تروریستی حقانی مظنون می باشد. ترجمه این گزارش را به اسناد محرمانه ای که به برنامۀ تلویزیونی « کانتورستی » رسیده با نقل و قول ها خدمت تقدیم می دارم:
نظر به یک گزارش محرمانه که به شبکه خبر و تلویزیون آلمانی . « کانتورستی »  رسیده است. به قول این رسانه در چنین شرایطی آلمان برای نیروهای خود در افغانستان به یک همکار قابل اعتماد نیاز دارد که این امر بسیار مهم و حیاتی می باشد اما یک راز بسیار هیجان انگیز و محرمانه از مقام های ارشد ناتو فاش شده است که ارتش المان به یک جنرال افغانی اعتماد کرده که نباید اعتماد می کرد.
یورگن یواخیم درجه دار ارتش آلمان می گوید: من او را به عنوان یک جنرال دارای تحصیلات عالی می شناسم که می خواهد سهم خود را در پروسه صلح و ثبات در افغانستان انجام دهد و در کارهایش موفق می باشد. به گفته این درجه دار آلمانی یورگن یواخیم جنرال زلمی ویسا یک فرد عادی نیست. او یکی از جنرال های مهم ارتش افغانستان بوده که 12 هزار سرباز تحت اداره او می باشند او می خواهد نیروهای افغانستانی را برای گرفتن مسوولیت امنیت از نیروهای آلمانی اماده سازد.
یورگن در ادامه سخنان خود گفته است او از همکاران نزدیک جنرال ویسا بوده و در حلقه ای کار می کند که سربازان افغانستانی و آلمانی بطور مشترک حملات خود را علیه طالبان سازمان دهی می کنند.
آیا واقعآ جنرال زلمی ویسا یک شریک قابل اعتماد می باشد؟
یک گزارش محرمانه از مقر ناتو در بلجیم در اواخر ماه نوامبر به سایت خبری و تلویزیونی « کانتورستی » درز کرده است که در آن از یک خبر هیجان انگیر که سازمان های امنیتی درباره زلمی ویسا چنین نوشته شده است که جنرال زلمی ویسا به عنوان یک افسر فاسد معرفی شده و تلاش نموده، از جایگاه مهم نظامی خود در جهت اقتصادی سوءاستفاده نموده، مرتب از صندوق بودجه نظامی که برای نیازهای سربازان در نظر گرفته شده، برای منافع شخصی خود سوءاستفاده نموده است.
زلمی ویسا به قول همین رسانه متهم می باشد که بین سربازان خود مشکلات و درگیری های قومی و فرقه ای را ایجاد نموده و مدیریت ضعیف او در اداره نا کار آمد و برای بهبود امنیت هیچ موثر نبوده است. زلمی ویسا نه تنها از پولیس افغانستان بلکه از سایر نیروهای امنیتی هیچگاه پشتیبانی نکرده است.
در همین نوشته آمده است که ویسا خیلی دیرتر اقدام به کمک نظامی می کرده که پولیس از او کمک خواسته است و زمانی که پولیس افغانستان به وضعیت خطرناک و اضطراری مواجه بوده او بسیار دیرتر عمل می کرده و بی تفاوت بوده است.
این بی تفاوتی جنرال ویسا منجر به تنش بین پولیس افغانستان شده و این خبر همچنین اشاره ای به گزارش محرمانه ای از سازمان امنیت ملی افغانستان دارد که جنرال زلمی ویسا ارتباط با شبکه تروریستی حقانی دارد که این شبکه تروریستی مسوول خونین ترین حملات در افغانستان می باشد.
آقای زلمی ویسا واقعا چه نقشی در این رابطه دارد؟
این رسانه یک خبر غیر باور نکردنی را نسبت به زلمی ویسا افشا می سازد: جنرال ویسا دستور رهایی سربازانی را از زندان داده است که به حمله سربازان آلمانی را در ماه جون 2011 در ولایت بغلان در شمال افغانستان دست داشته اند. در این حمله یک مخزن 200 پوند مواد انفجاره یک تانک نیروهای المانی را هدف قرار داد که یک جوان 23 ساله آلمانی کشته شده است. سوء ظنی در این مورد وجود دارد که گویا نیروهای آلمانی به یک دام برنامه ریزی شده ای افتاده است.
رهبری ارتش آلمان از کل این گزارش محرمانه ای که مقامات ارشد ناتو در اختیار این شبکه خبری گذاشته اند اطلاع دارد ولی همچنان همکاری با جنرال زلمی ویسا را ادامه می دهد.
آگاه سیاسی و نظامی امور افغانستان “ماکورس کیم” از بنیاد مرکز تحقیات علم و سیاست در آلمان می گوید همکاری با چنین فردی یک تهدید برای افغانستان است. هدف جامعه جهانی در افغانستان این است که تا سال 2014 نیروهای امنیتی افغانستان خود کفا باشند. بدین منعی که ارتش و پولیس خود قادر به تضمین امنیت در افغانستان باشند ولی این خطر بسیار جدی است که در چنین شرایطی در بالاترین مقام رهبری پرسنل نظامی افغانستان فرد یا افرادی موجود است که در فساد آلوده اند و پول های کمک به ارتش افغانستان را به جیب خود انداخته و ارتباط با مخالفان مسلح دولت افغانستان دارند.
نویسنده این گزارش گفته است: ما این گزارش را به امید نوری پور نماینده پارلمان آلمان نشان دادیم. او در این مورد از یک شکست نام برد و گفت این مشکل تنها مشکل ارتش المان نیست بلکه یک اشتباه و مشکل سیاسی می باشد که سیاستمدان باید توجه و تلاش کنند که ما در افغانستان یک همکار خوب و جواب دهنده داشته باشیم که بتوانیم با آنها با اطمینان کار نمایم نه با افراد مشکوک که دست ما به آن الوده شود. این چیزی است که تا حال بدان توجه نشده است. سربازان آلمانی جان خود را در آموزش نیروهای پولیس افغانستان به خطر می اندارند و آنها را در مبارزه با طالبان پشتیبانی کنند که این برنامه ها باید با اطمینان طرح ریزی شود.
آیا جنرال زلمی ویسا فرد مطمینی می باشد؟
این همه عملیات محرمانه در کنار جنرالی صورت می گیرد که کل پروژه را بی ثبات و مورد سوال قرار می دهد. اقدامات زلمی ویسا نشان می دهد که او عمدا برای ایجاد تنش که باعث تضعیف روابط بین دولت افغانستان و غرب می باشد کار می کند و با وجود تمام این همه اتهامات اقای ویسا اجازه می یابد به دعوت وزارت دفاع المان و با پول مالیه مردم این کشور به شهرهای آلمان دعوت شود.
این گزارش بسیار جدی به وزارت دفاع آلمان فرستاده و در آن نگرانی مقامات ناتو را در این مورد تذکر داده ایم ولی این گرارش به جعبه میز وزارت دفاع آلمان مخفی مانده است و در عوض برایش مهمانی ها و ملاقات با معین وزارت دفاع و جنرالان ارشد ارتش آلمان مهیا می شود رسانه « کانتورستی » از وزارت دفاع المان در مورد ویسا سوال نمود.
مقامات وزارت دفاع از مصاحبه با ما خود داری نموده، در عوض نامه ای بما ارسال شد که در آن امده است، نیروهای ارتش افغانستان تحت فرماندهی جنرال زلمی ویسا کارهای مثبتی انجام شده و وزارت دفاع المان این ادعا ها را تایید نمی کند. از نامه وزارت دفاع چنین به نظر می رسد، عوض متوجه شدن فراموش کردن و ندیدن بهتر است.
تلویزیون و سایت « کانتورستی » در آلمان و جهان به عنوان یک رسانه بسیار معتبری می باشد که از رسوایی های سیاسی علیه بالاترین مقام ها در آلمان و جهان پرده بر می دارد و مورد توجه میلیون ها بیننده بوده و مربوط به شبکه معتبر تلویزیون یک آلمان می باشد.
گزارش سفر جنرال زلمی ویسا در برنامۀ تلویزیونی «ا ار دی » حین ورود به فرودگاه فرانکفورت که گفته است بنا به دعوت وزارت دفاع آلمان به این کشور سفر نموده است پخش شده است.
باید گفته شود که بخشی از این گزارش که گویا زلمی ویسا با سازمان استخبارات پاکستان همکاری داشته و در حملات تروریستی در شمال افغانستان با تروریستان دست داشته است، حاوی مطالبی نمی باشد که تلویزیون آلمان در این مورد پخش کرده باشند یا اصلا درست ترجمه نشده در گزارش دیگری آمده است که جنرال زلمی ویسا از افسران جناح خلق در دستگاه حکومت کمونیستی سابق بوده و برادر والی فعلی قندهار، توریالی ویسا می باشد.

سه درس مهم از کتاب خاطرات عبدالوکیل

۸ صبح : کتاب خاطرات «رفیق» عبدالوکیل وزیر خارجه‌ی اسبق افغانستان را خواندم. در برابر «رفیق‌ها»، «برادران» قرار داشتند، اما در پایان، نه «رفیق‌ها» رفیق ماندند و نه «برادران» برادر.
می‌خواهم فهم خود را از این کتاب در این‌جا توضیح دهم. فکر می‌کنم که نقد هر کتابی اگر منصفانه صورت بگیرد، ایجاد جریحه می‌کند. هر قدر نقد منصفانه باشد، ایجاد جریحه اجتناب‌ناپذیر است. اگر جریحه ایجاد نکنیم نقد منصفانه نکرده‌ایم. می‌دانیم که حقیقت پهنا و ابعاد بزرگ دارد و هیچ کسی نمی‌تواند ادعا کند که کل حقیقت را دیده و درک کرده است. آن‌چه را که از کتاب عبدالوکیل فهمیده‌ام کل حقیقت نیست و آن‌چه را که خود جناب عبدالوکیل نوشته است نیز بیان گر کل حقیقت آن دوران نیست. با علاقه‌مندی کتاب را مطالعه کرده‌ام و در این‌جا برداشت‌های خود را توضیح می‌دهم.

از دید زمان کتاب عبدالوکیل در برگیرنده‌ی ۶۵ سال تاریخ افغانستان است. از دوره‌ی نادرخان شروع می‌شود، دوران ظاهرخان را پوشش می‌دهد و تا سقوط حکومت حزب دموکراتیک خلق افغانستان ادامه می‌یابد. در این ۶۵ سال این کتاب یازده نظام سیاسی را به بررسی می‌گیرد. در این ۶۵ سال ما یازده نظام سیاسی در کشور داشتیم. از شاهی مطلقه‌ی نادرخان گرفته تا جمهوری شخصی محمد داوود و تا جمهوری افغانستان داکتر نجیب، همه نظام‌های سیاسی بودند.
عبدالوکیل وزیر خارجه‌ی اسبق بر مبنای برداشت‌های شخصی، افکار، باورها، تجربه‌ها و چشم دید خودشان در مورد این نظام‌ها قضاوت کرده‌اند. اما در این نظام‌ها، رژیم مورد توجه‌ وزیر خارجه‌ی حکومت حزب دموکراتیک خلق بوده است، حکومتی که شخص عبدالوکیل، از بلندپایه‌گان آن بود.
مردم عام، دوران حکومت حزب دموکراتیک خلق را به نام دوره‌ی خلقی- پرچمی می‌شناسند، عده‌ای آن را دوران اشغال افغانستان می‌خوانند، از دید شماری دیگر، آن زمان، دوره‌ی جهاد افغانستان است. کتاب وزیر خارجه‌ی اسبق روایت همین دوره است. همان طوری که در بالا آمد آن دوره در جامعه‌ی ما یک نام ندارد. برای برخی آن زمان، دوران جهاد مقدس است، از دید دیگران آن زمان دوران تجاوز و اشغال قشون سرخ است و از دید شماری دیگر، دوران حکومت خلقی-پرچمی است. عده‌ای دیگر که شخص عبدالوکیل خان هم به آنان تعلق دارد برهه‌ای را که از سال ۱۹۸۷ شروع می‌شود و تا سال ۱۹۹۲ و با برکنار شدن داکتر نجیب‌الله از قدرت ختم می‌شود، عصر جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان می‌گویند.
این‌ها نشان می‌دهد که تاریخ ما مواجه به گسست است، ما در مورد دیروز و امروز خود قضاوت واحد نداریم. اما خوشبختانه که حالا تمام جریانات و گرایش‌ها قبول کرده‌اند که جز هستند نه کل. یعنی همه، وجود جریانات و گرایش‌های رقیب را قبول کرده‌اند. این خوشبختی بزرگ است و ما را به حقیقت می‌رساند.
در روایت وزیر خارجه‌ی اسبق از دوره‌ی ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۲ چهار شخصیت محوری حضور دارد و شمار زیادی شخصیت حاشیه‌‌ای. نورمحمد تره‌کی، حفیظ‌الله امین، ببرک کارمل و داکتر نجیب‌الله شخصیت‌های محوری روایت وزیر خارجه‌ی اسبق‌اند.
وزیر خارجه‌ی اسبق صرف به زنده‌گی سیاسی و حرفه‌ای این شخصیت‌های محوری پرداخته و هیچ چیزی در مورد زنده‌گی شخصی آنان ننوشته است. نویسنده نخواسته است که از این شخصیت‌ها حرمت‌شکنی کند. اما جامعه‌ی ما به طور شفاهی می‌داند که شخصیت‌های محوری داستان، در زنده‌گی شخصی‌شان خلاها و نکات تاریکی زیادی داشتند که نویسنده به آن نپرداخته است. این موضوع سبب می‌شود که نسل جوان هم‌چنان درمورد زنده‌گی شخصی این شخصیت‌ها کنجکاو باقی بماند. اما در کتاب وزیر خارجه‌ی سابق با ظرافت تمام فعالیت‌های این شخصیت‌ها بررسی شده. نویسنده فعالیت‌های شخصیت‌های محوری‌اش را چنان ظریفانه بررسی کرده که سبب سقوط این شخصیت‌ها شده و بت آنان را برای طرف‌داران‌شان شکسته است. هیچ یک از چهار شخصیت محوری وزیر خارجه‌ی سابق از تیغ قلمش سالم بدر نیامده است.
اما تیغ قلم وزیر عبدالوکیل به یک اندازه گلوی هر چهار شخصیت را نبریده است. وزیر خارجه‌ی اسبق خلقی‌ها را بیشتر انتقاد کرده است. از دید وزیر خارجه‌ی سابق خلقی‌ها مردمان تند، افراطی، مصلحت‌ناپذیر و سلطه‌جو بودند. اما این صفات را به پرچمی‌ها منسوب نکرده است.
از دید من به عنوان کسی که در آن دوران در صف مقابل حکومت حزب دموکراتیک خلق بودم، خلقی‌ها و پرچمی‌ها هر دو یک زلزله‌ی بزرگ سیاسی در این کشور به وجود آوردند که هم ابعاد مثبت داشت و هم ابعاد منفی. من با آنکه در آن زمان در صف مقابل حزب دموکراتیک خلق بودم، تحول هفت ثور را در کل منفی تلقی نمی‌کنم.
عبدالوکیل به چهار شیوه روایت خود را بیان کرده است. روش اول واقعه‌نگاری است. واقعه‌نگاری چیزی است که کسی نمی‌تواند از آن فرار کند و وزیر خارجه‌ی اسبق هم به همین روش متوسل شده و واقعه‌نگاری کرده است.
روش دیگر وزیر خارجه‌ی سابق در بیان داستان‌شان تحلیل وقایع است. نویسنده هر واقعه‌ای را که از نظر ایشان مهم بوده با سند توضیح داده و بعد آن را تحلیل کرده است. خواننده‌گان می‌دانند که من سابقه‌ی کار استخباراتی دارم. از دید هنر استخبارات هم، روش درست همین است که شما اول واقعه را با سند توضیح می‌دهید و بعد در مورد آن ابراز نظر می‌کنید. وزیر صاحب هم به شیوه‌ی بسیار خوب اصل واقعه را با نظر تحلیلی‌شان به صورت جداگانه توضیح و تشریح کرده‌اند.
روش سومی‌ای که نویسنده برای تشریح روایت خود به کار برده است، فضاسازی است. در فضاسازی‌شان من یک مشکل نسبی می‌بینم. مشکل در فضاسازی ایشان در این است که زمان را خلط کرده‌اند. کتاب از کودکی وزیر صاحب شروع می‌شود و می‌رسد به دوره‌ای که ایشان وزیر خارجه بودند، اما در این بین «فلش بک»‌های وجود دارد که نشان می‌دهد نویسنده کتاب را در دوره‌ی حامد کرزی و اشرف غنی نوشته است و این کمی خواننده را گیج می‌کند. در برخی جاها هم نویسنده وقایع آن زمان را از عینک این زمان دیده و این، فضا را بی‌مزه ساخته است. خواننده انتظار دارد که فضاسازی پی‌درپی و به ترتیب می‌بود. بهتر بود که وزیر خارجه‌ی اسبق هیچ به وقایع عصر امروز نمی‌پرداختند.
روش چهارم وزیر خارجه‌ی اسبق ما در بیان روایت‌شان مفهوم سازی و اصطلاحات ایشان است که خواسته‌اند از آن طریق داستان‌شان را به مخاطب بفهمانند. در این قسمت هم از دید من مشکل وجود دارد. در کتاب چندین نوع مفهوم و اصطلاح را می‌بینید که به یک چیز دلالت می‌کند. همان طوری که جامعه‌ی ما در فهم تاریخ دچار گسست است، کتاب هم در مفهوم‌سازی و اصطلاحات دچار گسست است. مثلاً در شروع کتاب از مجاهدین یا مخالفان مسلح حکومت حزب دموکراتیک خلق با تعبیر اشرار یاد شده است. اما وقتی کتاب به فصل مصالحه‌ی ملی و حکومت داکتر نجیب‌الله می‌رسد، یک باره اشرار جایش را به اپوزیسیون مسلح می‌دهد. یعنی هیچ نوع هم‌آهنگی در گزینش مفاهیم وجود ندارد با گذشت زمان مفاهیم هم تغییر کرده است، بدون اینکه توضیح و تشریح داده شود که دلیل این تغییر مفاهیم و اصطلاحات چیست.
در تمام کتاب خواننده در مفاهیم و اصطلاحات به کار گرفته شده گسست و پراکنده‌گی می‌بیند. نویسنده دوران ظاهرشاه را دوره‌ی پوسیده معرفی می‌کند و برای تشریح این پوسیده‌گی از مفاهیم و اصطلاحات ایدیولوژیک چپی‌ها استفاده می‌کند. در جایی که نویسنده وقایع شروع دهه شصت را توضیح می‌دهد، از رفیق، پلینوم، باندیست و… نظایر آن استفاده می‌کند و با شروع سال ۱۳۶۵ که دوره‌ی سیاست مصالحه‌ی ملی است، به یک‌باره‌گی اصطلاحات و مفاهیم تغییر می‌کند. نویسنده توضیح نمی‌دهد که چرا حزب یک شبه از برخی از ارزش‌هایش عقب‌نشینی کرد.
ضرور بود که اعتراف بزرگ صورت می‌گرفت. اما صورت نمی‌گیرد. حزب دموکراتیک خلق با جروبحث‌های بسیار مختصر به حزب وطن بدل می‌شود. به چند سخنرانی کلی دکتر نجیب اکتفا می‌شود که گفت ما جز استیم و کل نیستم و باید همه را بپذیریم و بدون همه نمی‌توانیم. در دیگر کشور‌ها وقتی نظام‌ها و احزاب از یک مرحله‌ی تاریخی می‌گذرند و به مرحله‌ی دیگر می‌روند، اعتراف بزرگ صورت می‌گیرد، اشتباهات توضیح داده شود. اعتراف‌ها هم بسیار مفصل و با جزییات می‌باشد. اما در آن زمان صرف همین قدر گفته شد که تره‌کی شرایط را درست درک نکرد، امین تندرو بود، در مرحله‌ی نوین و تکاملی اشتباه شد و حالا دوران مصالحه‌ی ملی است. کتاب هم متاثر از‌‌ همان فضا است. مفاهیم و اصطلاحات کتاب که در آغاز ایدیولوژیک است، یک باره مفاهیم و اصطلاحات مصالحه‌ی ملی می‌شود.
در کنار این بحث‌ها می‌خواهم بگویم که کتاب وزیر خارجه‌ی اسبق چند واقعیت را با زیبایی تمام توضیح می‌دهد. اول اینکه هیچ تحولی در سرزمین ما بدون پول خارجی، افکار خارجی، جاسوس خارجی و برنامه‌ی خارجی رخ نداده است. این موضوع را کتاب بسیار به خوبی توضیح می‌دهد. باور من این است که از زمان پادشاهی امیر دوست محمد خان یعنی از سال ۱۸۲۶ تا حال قصه همین بوده است. کتاب نقش پول، افکار و برنامه‌ی خارجی را در تحولات کشور به خوبی اعتراف می‌کند. مثلاً در کتاب می‌خوانیم که بلی و نخیر سفارت شوروی برای حکومت حزب دموکراتیک خلق افغانستان، حرف آخر بود.
این نشان می‌دهد که افغانستان از دید فکر و پول چقدر به قدرت‌های بیرونی وابسته بود. امروز هم به کمک‌های بیرونی متکی هستیم. تحقیقاتم نشان می‌دهد که در ۱۸۰ سال اخیر تمام حکومت‌های ما متکی به پول و فکر بیرونی‌ها بوده است. حکومت غیر وابسته در این مدت نداشتیم.
واقعیت دیگری که کتاب به زیبایی تمام توضیح می‌دهد این است که زمام‌داران این سرزمین همیشه خود را کلیدی تصور می‌کردند که هیچ گاهی نمی‌سوزد. در کتاب آمده است که داکتر نجیب‌الله به وزیر خارجه‌اش می‌گوید که عصر جنگ سرد دیگر به پایان رسید و در نظم پسا جنگ سرد که بنیادگرایی مذهبی قوت گرفته است، دیگر امریکا به سقوط او نیاز ندارد. تحلیل داکتر نجیب‌الله به روایت کتاب این بود که امریکا با پاکستان پس از جنگ سرد مشکل دارد و مجبور است که برای مهار بنیادگرایی، دیکتاتوری‌های آسیای میانه را به مشکل مواجه نسازد. این تحلیل اشتباه بود. امروز هم ما همین تحلیل اشتباه را داریم و فکر می‌کنیم که کلیدی هستیم که برای دیگران نمی‌سوزیم. اشتباه دیگر حزب دموکراتیک خلق که نویسنده آن را توضیح داده است در این بود که آنان اهمیت موقعیت افغانستان را بیش از آنچه که واقعاً هست، تصور کرده بودند.
واقعیت دیگری که در کتاب تصویر شده این است که حزب دموکراتیک خلق تا سال آخر حاکمیتش هیچ برنامه‌ای برای مهار بنیادگرایی دینی و هویت طلبی قومی که از بیرون و درون خردش می‌کرد، نداشت. کم‌و‌بیش این مشکل را حالا هم ما داریم.
اشتباه حاشیه‌ای دیگر داکتر نجیب‌الله که در کتاب وزیر خارجه‌ی سابق مستند است این بود که فکر می‌کرد که تحول همیشه از جنوب می‌آید. داکتر نجیب‌الله و حکومتش با آنکه دستگاه استخباراتی نیرومند داشتند، درمورد احمد شاه مسعود دچار اشتباه بودند. آنان فکر می‌کردند که احمدشاه مسعود یک رهبر نظامی محلی است و بیرون از زادگاهش قدرت مانور ندارد. آنان فکر نمی‌کردند که مسعود یک استراتژیست است. به همین دلیل بود که تحول نه از جنوب، که از شمال آمد.
کتاب وزیر خارجه‌ی اسبق به نسل امروز هم چند درس دارد که باید به آن دقت کنیم. اول اینکه هیچ کسی در این وطن بدون پول و حمایت دستگاه‌های بیرونی رهبر نشده است. رهبر بیرون از حوزه‌ی قدرت دولتی ما نداشتیم. قدرت به رهبر صلابت داده و پول خارجی او را مطرح کرده است.
درس دیگر این کتاب این است وضعیت ما تحول عمیق و بنیادی پیدا نکرده است. ما به یک دولت – ملت نیرومند بدل نشده‌ایم. مذاکرات عبدالوکیل با وزیران خارجه‌ی شوروی و هند و مذاکرات داکتر رنگین دادفر سپنتا با هم‌تایانش صرف در الفاظ متفاوت است. پیام و موضوع مشابه است. داکتر سپنتا به هم‌تای چینی‌اش می‌گوید طالب را بزنید که در دامن این نیرو دشمنان‌تان پرورده می‌شود. عین همین چیز را عبدالوکیل خان به هم‌تای هندی‌اش می‌گفت. درس دیگر این کتاب این است که تمام زمام‌داران این سرزمین در بدترین لحظات تاریخ، نه به مردم می‌اندیشند و نه به رفیقان و همکاران خود. زمام‌داران این سرزمین در بدترین لحظات به خود و خانواده‌ی خود اندیشیده‌اند، این هیچ استثنا ندارد. در کتاب وزیر خارجه‌ی اسبق آمده است که داکتر نجیب در آخرین روزهای حاکمیتش از وزیر خارجه‌اش خواسته بود که اعضای خانواده‌اش را دیپلومات بسازد.
در آخر می‌خواهم یادآوری کنم که در کتاب عبدالوکیل وزیر خارجه‌ی سابق سندها و مدرک‌هایی جا داده شده است که به درد محققان و تاریخ‌نگاران می‌خورد.

آیا سرنوشت دوستم این بار در انتظار محقق است؟

خبرگزاری جمهور : این بار نوبت محقق است که یا با تنبیه یا با تطمیع، مجبور به ترک ائتلاف شود. سخنرانی اخیر او در اجلاس بیداری اسلامی در تهران، دست ابزار خوبی برای ارگ است تا او را تحت فشار قرار دهد.

دفتر محمد محقق؛ معاون دوم ریاست اجرایی، شایعات مبنی بر به تعلیق درآمدن عضویت آقای محقق در شورای امنیت ملی را رد کرد.

دفتر آقای محقق با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این خبرها «بر اساس غرایض نادرست شخصی بعضی افراد» پخش شده است.
آقای محقق چندی پیش در نشستی در تهران، از شکست گروه تروریستی داعش در سوریه و عراق استقبال و از نیروهایی که در شکست داعش در سوریه و عراق نقش داشتند قدردانی کرد.
این اظهارات، با واکنش صریح و منفی ارگ ریاست جمهوری و ریاست اجرایی روبرو شد.
ریاست جمهوری، سخنان آقای محقق در تهران را مغایر با سیاست خارجی افغانستان، منافع ملی و امنیت ملی کشور خواند و تاکید کرد که اظهارات او در روشنایی قوانین نافذه کشور بررسی خواهد شد.
ریاست اجرایی نیز اعلام کرد که اظهارات آقای محقق نمی‌تواند دیدگاه دولت افغانستان در برابر جنگ سوریه را بازتاب دهد.
بدیهی است که آنچه در حال حاضر وجود دارد این است که برکناری یا اخراج آقای محقق از عضویت در شورای امنیت ملی، یک «شایعه» است و دروغ بودنش به همان اندازه، ممکن و محتمل است که راست بودن آن.
رد و تکذیب شدید و صریح این خبر از سوی دفتر آقای محقق هم به خودی خود نمی تواند قناعت آگاهان و ناظران اوضاع را فراهم کند؛ زیرا این موضع، پیشتر در ماجراهای دوستم نیز بارها از جانب دفتر او اعلام شد؛ اما در نهایت، سرنوشت دوستم به گونه دیگری رقم خورد.
افزون بر این، شورای امنیت ملی باید با استفاده از مجاری رسانه ای خود، این خبر را تأیید یا تکذیب کند.
با اینهمه در مورد صحت و سقم این خبر، داوری نمی کنیم و در این نوشته، صرفا به سنجش و ارزیابی امکانات، ظرفیت ها و زمینه های وجود و وقوع چنین تصمیم و رویدادی می پردازیم.
آقای محقق، به جز در چند گلوگاه خطیر مانند تظاهرات تبسم و جنبش روشنایی که از محبوبیت و جایگاه نیرومند اجتماعی اش به عنوان یک چهره شاخص قومی، مایه گذاشت و هزینه کرد و با پشت کردن به مردم، در کنار حکومت اشرف غنی ایستاد و از آن جانانه دفاع کرد، هیچگاه برای اشرف غنی، یک عنصر مطلوب و محبوب نبوده است.
از دوسیه سازی و برکناری یا سلب صلاحیت یکایک وزرایش در کابینه دولت تا برخورد با خودش در جلسات شورای امنیت ملی به عنوان یک «مسافر»، رفتارهای غیر دوستانه آقای غنی با او، سابقه ای طولانی و پردامنه دارد.
ظاهرا آقای غنی می داند که ائتلاف محقق و دوستم و احمدضیا مسعود که بر علیه حکومت کرزی، شکل گرفته بود، هنوز هم به نوعی ادامه دارد؛ به ویژه در شرایطی که محقق نیز در کنار احمدضیا مسعود و عطامحمد نور و صلاح الدین ربانی، در مراسم نامزدی پسر دوستم در ترکیه حضور یافت و همانجا نیز در انعقاد نخستین نطفه های ائتلاف نجات افغانستان، با آنها پیمان بست.
با این حال، تا پیش از شکل گیری ائتلاف نجات اما به نظر می رسید که حذف محقق از بدنه دولت، دست کم با آن جدیتی که در مورد احمدضیا و دوستم به اجرا درآمد، برای تیم اقتداگرا و انحصارطلب اشرف غنی، اولویت و موضوعیت نداشته است.
برای این امر، دلایل قانع کننده کافی هم وجود داشت. اول اینکه محقق به عنوان معاون دوم رییس اجرایی، عملا مهره مهم و چالش آفرینی در دولت به حساب نمی آمد؛ آنهم در شرایطی که از خود رییس اجرایی، در عمل، سلب صلاحیت شده و صرفا نام و عنوانی نمادین و تشریفاتی از آن باقی مانده است. حتی اگر رییس اجرایی، از قدرت و صلاحیتی نیز برخوردار باشد، با وجود معاون اول، کمتر به معاون دوم، فرصت و زمینه اعمال قدرت داده می شود.
موضوع دوم هم این بود که گذشته سیاسی آقای محقق، نشان داده است که اهل معامله است و در دنیای سیاست و تعاملات سیاسی، هیچ خط سرخی در زمینه باورهای ارزشی و ایدئولوژيک یا یک هدف مقدس و غیر قابل جایگزین سیاسی و اجتماعی، قایل نیست.
به همین دلیل هم بود که او در مقاطع مهمی به پایگاه قومی اش پشت کرد، مردم اش را نادیده گرفت و در کنار اشرف غنی و تیم او ایستاد.
بنابراین، حکومتی که آشکارا در مسیر توتالیتاریزم و تمامیت خواهی قومی، در حرکت است، برای از میان برداشتن موانع بزرگ سیاسی و اجتماعی موحود در این مسیر، به چنین عناصری نیاز دارد و غیر عاقلانه است که آنها را از دامن خود طرد کند.
با همه این اوصاف، اکنون اما وضعیت به گونه ای است که برای مهار عطامحمد نور و فروپاشی ائتلاف نجات افغانستان، حلقه قومی کوچک مسلط بر ارگ، نیازمند زدن یکایک قطعات پازلی است که ائتلاف نجات را شکل داده اند.
دوستم نمی تواند به کشور بازگردد؛ مگر آنکه خبرهایی که اخیرا در خصوص معامله او با ارگ، منتشر شد، واقعی باشد و او در یک معامله دیگر، با ترک ائتلاف نجات و پرهیز از گردنکشی های سیاسی و امنیتی، رام و آرام، به فرامین غنی و اتمر و استانکزی گوش دهد و عمل کند.
پس این بار نوبت محقق است که یا با تنبیه یا با تطمیع، مجبور به ترک ائتلاف شود. سخنرانی اخیر او در اجلاس بیداری اسلامی در تهران، دست ابزار خوبی برای ارگ است تا او را تحت فشار قرار دهد.
اکنون محقق در ترکیه به سر می برد و با دوستم نیز دیدار کرده است. در این میان، تحولات آتی نشان خواهد داد که آیا سرنوشت دوستم در انتظار او نیز هست یا هردو متحد، این بار بدون نور، در کنار ارگ، زندگی تازه ای را شروع خواهند کرد.

آیا افغانستان از دستور کار سازمان ناتو خارج شده است؟

سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نشست دو روزه‌ای را با محور مبارزه با تروریسم برگزار کرده اما از افغانستان برای حضور در آن دعوت نکرده است اکنون این پرسش مطرح می‌شود که آیا افغانستان از دستور کار ناتو خارج شده است؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از سایت «ناتو»، «ینس استولتنبرگ» دبیرکل ناتو اعلام کرد که نشست دور روزه وزیران خارجه کشورهای عضو ناتو درباره نقش این سازمان برای برقراری ثبات و جنگ با تروریسم است.

براساس بیانیه ماموریت «حمایت قاطع»، این نشست سازمان ناتو که از امروز آغاز شده است شامل بحث جدی درباره افغانستان نیست.

وی افزود: این نشست در چهارچوب حمایت قاطع برگزار نخواهد شد و در نتیجه وزیر خارجه افغانستان نیز در آن حضور ندارد.

این در حالی است که ژنرال «جیمز ماتیس» وزیر دفاع آمریکا به پاکستان سفر کرده تا از این کشور بخواهد نقش خود را برای تسهیل روند صلح در افغانستان و برقراری صلح و امنیت در منطقه ایفا کند.

دبیرکل ناتو در کنفرانس پیش از برگزاری این نشست نیز بر تقویت حضور نظامی اعضای ناتو در افغانستان تاکید کرد.

وی اظهار داشت که بدین منظور مشاوران بیشتری باید به افغانستان اعزام شوند تا بن‌بست جنگ در این کشور شکسته شود، نظامیان افغان مناطق تحت کنترل مخالفان مسلح را باز پس‌ گیرند و پیام مخالفان مسلح دولت کابل ارسال شود که در میدان جنگ پیروز نخواهند شد.

دیدار متیس و مقامات پاکستان فضای بی اعتمادی واشنگتن و اسلام آباد را از بین می برد؟

به گزارش ایرنا، روابط واشنگتن و اسلام آباد از ماه اوت و پس ازاتهام زنی «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا علیه پاکستان با تنش مواجه شده است.
ترامپ در جریان اعلام راهبرد جدید آمریکا در افغانستان، پاکستان را به پناه دادن به تروریست‌های فعال در افغانستان متهم و سپس تهدید کرد که کمک‌های مالی به اسلام آباد را قطع می کند.
این اتهام رئیس جمهوری آمریکا، با واکنش های تند دولت، احزاب و مردم پاکستان مواجه شد.
مایک پمپئو رییس سازمان ‘سیا’ نیز روز دوشنبه در مطلبی گفت که اگر پاکستان درباره پناهگاه‌های تروریستی در این کشور، اقدام جدی انجام ندهد آمریکاخود وارد عمل می شود.
وی افزود: آمریکا طالبان را شکست داده و آنها را مجبور می‌کنیم که برای مذاکره با دولت افغانستان حاضر شوند.
وزیر دفاع آمریکا سیزدهم آذرماه وارد پایگاه هوایی ‘نورخان’ اسلام آباد پایتخت پاکستان شد و مورد استقبال مقام های ارشد نظامی و وزارت امور خارجه این کشور قرار گرفت.
منابع رسانه ای پاکستان همچنین اعلام کردند که در این سفر هیات عالیرتبه سیاسی و نظامی از آمریکا متیس را همراهی کردند و گفته می شود که ‘مک مستر’ مشاور امنیت ملی آمریکا نیز در این سفر همراه وی است.
به گزارش ایرنا ژنرال متیس در بدو ورود به اسلام آباد با نخست وزیر پاکستان و دیگر مقامات بلند پایه دولتی و نظامی پاکستان دیدار و گفت و گو کرد.
بر اساس خبر ‘جئو تی وی’ در این نشست ژنرال سپهبد نوید مختار فرمانده سازمان اطلاعات نظامی پاکستان، خواجه محمد آصف وزیر امور خارجه، احسن اقبال وزیر کشور، خرم دستگیر خان وزیر دفاع و ناصرخان جنجوعه مشاور امنیت ملی پاکستان نیز حضور داشتند.
وی در دیدار با شاهد خاقان عباسی نخست وزیر پاکستان گفت:آمریکا به دنبال روابط بلند مدت با پاکستان است برای این هدف باید مسیر مشترک شناسایی و پیموده شود .
وزیر دفاع آمریکا همچنین با اشاره به فداکاری ارتش پاکستان در جنگ با تروریسم گفت:از صلاحیت و استعداد ارتش پاکستان آگاهیم.
ورود این مقام ارشد دولت آمریکا به پاکستان در حالی صورت گرفته که دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده به تازگی بر حمایت پاکستان از تروریست ها تاکید کرده بود.
سفر «جیمز متیس» وزیر دفاع و ژنرال ‘جوزف دانفورد’ رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا به پاکستان به دلیل تنش های اخیر در روابط اسلام آباد – واشنگتن در کانون توجه کارشناسان سیاسی قرار گرفته است.
پیش از این دولت آمریکا پاکستان را به حمایت از شبکه تروریسم حقانی در خاک این کشور متهم کرد.
مقامات آمریکایی می گویند، اعضای شبکه حقانی پس از انجام عملیات تروریستی در خاک افغانستان براحتی در پناهگاه های امن در خاک پاکستان مخفی می شوند.
دولت و ارتش پاکستان ضمن رد این ادعاها اعلام کردند: ارتش پاکستان بدون تبعیض با همه گروه های تروریستی مقابله می کند.
روزنامه «داون» چاپ پاکستان پیش از این در این خصوص نوشت: این هیات نظامی در سفر خود به اسلام آباد، برای تحقق استراتژی دونالد ترامپ در افغانستان، از پاکستان می خواهد که گام های تازه ای برای توقف فعالیت شبکه حقانی در افغانستان بردارد.
در صورتی که این درخواست از سوی مقامات واشنگتن مطرح شود و پاکستان همانند گذشته واکنشی تند به آن نشان دهد، بدون شک روابط اسلام آباد و واشنگتن تیره تر می شود.
سفر «رکس تیلرسون» وزیر امور خارجه آمریکا به پاکستان که دوم آبان ماه امسال انجام شد با برخورد سرد اسلام آباد همراه بود.
بر اساس بیانیه مطبوعاتی روابط عمومی ارتش پاکستان(ISPR)، فرمانده ارتش در دیدار با متیس، وزیر دفاع آمریکا را از نگرانی های پاکستان باخبر کرد.
بنا بر این گزارش، ژنرال قمر جاوید باجوا فرمانده ارتش پاکستان در دیدار با جیمز متیس وزیر دفاع آمریکا نگرانی خود را از حضور هند در افغانستان اعلام کرد.
در بیانیه روابط عمومی ارتش پاکستان آمده است وزیر دفاع آمریکا در دیدار با فرمانده ارتش پاکستان با بیان اینکه پاکستان با شبکه های تروریستی مبارزه کرده است، گفت : پاکستان به عنوان بخشی از جامعه بین المللی باید در قبال تامین امنیت در منطقه متعهد باشد.
وزیر دفاع آمریکا همچنین بر نقش پاکستان بر تامین امنیت و ثبات در منطقه تاکید کرد و گفت : باید شرایط را برای بازگشت مهاجران افغان به کشور خود فراهم کند.
جیمز متیس همچنین درباره مخفیگاه های تروریست ها در خاک افغانستان با ژنرال قمر جاوید باجوا فرمانده ارتش پاکستان به تبادل نظر پرداخت .
وزیر دفاع آمریکا در این دیدار دو جانبه گفت که سعی می کند راه حلی برای رفع نگرانی های پاکستان درباره افغانستان و منطقه پیدا کند.
متیس خاطرنشان کرد که تلاش می کند تا به جای طرح مطالبات بر مواضع مشترک پافشاری کند .
وزیر دفاع آمریکا همچنین نسبت به پناهگاه های امن در خاک پاکستان اظهار نگرانی کرده و گفته که برخی عوامل با حضور درخاک پاکستان در پی آن هستند تا اهداف تروریستی خود را در خاک افغانستان دنبال کنند.
فرمانده ارتش پاکستان در این دیدار با تشریح اقدامات قاطع کشورش علیه تروریسم گفت:خواهان چیزی نیستیم بلکه تنها می خواهیم موضع و نگرانی های ما از سوی دیگران درک شود .
ژنرال قمر جاوید باجوا همچنین گفت:در خاک خود پناهگاه های امن تروریستها را ریشه کن کرده ایم اما برخی از افراد شرور ضمن سوء استفاده از میهمان نوازی ما از مهاجران افغان، در پی آن هستند تا مرزهای مشترک دو کشور را ناامن کنند .
در بیانیه ارتش پاکستان آمده است:وزیر دفاع آمریکا و فرمانده ارتش پاکستان هر دو بر همکاری مشترک برای رفع نگرانیهای دو طرف تاکید کردند .
در این دیدار همچنین مسائل امنیتی منطقه به ویژه افغانستان مورد بحث و تبادل نظر دو طرف قرار گرفت.
از سوی دیگر سفارت آمریکا در اسلام آباد نیز در تلاش برای کاهش تنشها بین دو کشور با انتشار بیانیه ای به نقل از وزیر دفاع این کشور اعلام کرد: اسلام آباد و واشنگتن برای اهداف مشترک در منطقه می توانند با یکدیگر همکاری کنند .
در این بیانیه با تکرار مطالبات قبلی بر تلاش مضاعف از سوی پاکستان در جنگ به اصطلاح تروریسم صحه گذاشت.

نفاق شیطان بزرگ و تناقض‌گویی‌های مضحک سران آمریکایی درباره پاکستان

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «حسام کیان مقدم» با ارسال یادداشتی نوشت:

نبود سیاست ثابت ، و موضعی پایدار در خصوص پاکستان از ناحیه کاخ سفید آنچنان واضح و مشهود است که خوشبین‌ترین افراد به آمریکا را نیز نا‌امید کرده است.

سران آمریکایی زمانی سخنان تهدید آمیز علیه پاکستان به زبان رانده و این کشور را پناهگاه تروریست‌های فعال در افغانستان می‌دانند.

ساعتی بعد یک مقام مسئول دیگر مصاحبه کرده و عنوان می‌کند که هیچ تروریستی در پاکستان وجود ندارد و اتهام‌های مطرح شده یک سوء تفاهم بوده است.

اگر اشخاصی که این ادعاها را مطرح می‌کردند وابسته به احزاب مختلف آمریکا بوده و به عبارتی دیگر در میان خود مشکل داشتند شاید تناقض‌گویی آنان اهمیت چندانی نداشت، ولی نکته جالب اینجاست که همه آنها وابسته به حزب حاکم هستند! ترامپ سخنی می‌گوید! وزیر خارجه آن را تکذیب می‌کند! رئیس سیا سخنی می‌گوید! وزیر دفاع آن را تکذیب کرده و عکس آن سخن می‌گوید.

البته این عادت آمریکایی‌هاست که ابتدا تهدید آمیز سخن بگویند و حریف خود را بسنجند اگر صدای وحشتناک طبل توخالی آنان باعث ترس کشور مقابل شد، که به هدف خود دست یافته‌اند و به دنبال خالی کردن خزانه آن کشور می‌روند، ولی زمانی که کشور مقابل ترسی به خود راه نداده و تهدید را با تهدید پاسخ دهد، تنها گزینه‌ای که روی میز حاضر می‌شود نفاق است و دوگانگی رفتاری، در اصل گزینه دیگری وجود ندارد که سران کاخ سفید آن را رو کنند.

این قضیه در مورد پاکستان نیز صادق بود، اگر زمانی که ترامپ پاکستان را به حمایت از تروریست‌های فعال در افغانستان متهم کرده و این کشور را تهدید به قطع کمک‌های مالی کرده بود، آنها از صدای طبل توخالی آمریکا ترسیده بودند اینک مجبور بودند مانند گذشته گوش به فرمان شیطان بزرگ بوده و نظاره‌گر مرگ و فقر و فلاکت بیشتر اتباع خود باشند ولی پاسخ‌های محکم و صریح سران پاکستانی از جمله رئیس سنای این کشور که مستقیما اعلام کرد: « اگر غلطی از جانب آمریکا سر بزند پاکستان را به گورستان سربازهای آنان تبدیل می کنیم» باعث شد تا کاخ سفید دو دست خود را به نشانه تسلیم بالا ببرد.

گزینه دیگری وجود نداشت! یا تهدید یا التماس، پس از سخنان محکم پاکستانی‌ها تهدیدهای آمریکا ادامه پیدا نکرد، آنها حمله نظامی نکردند، دست به تحریم پاکستان نزدند، در اصل نتوانستند این کار را انجام دهند، زیرا به پاکستان و موقعیت استراتژیک آن احتیاج داشتند، لذا با زیرکی سعی کردند دل دولتمردان اسلام آباد را به دست آورده و موقعیت خود را حفظ کنند.

بازگشت واشنگتن با کمک 700میلیون دلاری که کنگره این کشور برای پاکستان تصویب کرد تایید ادعای ماست، آنها رسما سخنان ترامپ را زیر پا گذاشتند و بازهم تلاش کردند با اعطای کمک‌های سنگین پاکستان را با خود همراه کنند.

البته آنچه مشهود است این است که پاکستانی‌ها نیز معامله‌گری را به خوبی آموخته اند، آنها در این زمان به حریف جدی آمریکا، یعنی چین بسیار نزدیک شده‌اند و در حال توسعه اقتصادی خود هستند، از لحاظ امنیتی اوضاع خود را بسیار بهتر از قبل کردند و می‌دانند که توجه مجدد به آمریکا معنایی جز نا‌امنی و خرابی کشورشان ندارد.

جالب اینجاست که ظرف 24 ساعت اخیر رئیس سیا و وزیر دفاع آمریکا نیز دو موضع کاملا مخالف گرفته‌اند و با وجود اینکه رئیس سیا اعلام کرده بود پاکستان پناهگاه تروریست‌هاست جیمز میتس وزیر دفاع آمریکا در سفر خود به پاکستان تصریح کرد: ما جدیت اسلام آباد را در مبارزه با تروریسم می‌ستاییم و این کشور را در مبارزه جدی‌تر با تروریسم کمک خواهیم کرد.

روزهای آتی مشخص خواهد کرد که سیاست‌های متناقض و دوگانه دولت آمریکا و ترامپ تا چه زمانی ادامه پیدا کرده و چه چالش‌هایی را برای منطقه رقم می‌زند.

چین پشتیبانی مالی از برخی بخش‌های کریدور اقتصادی مشترک با پاکستان را متوقف کرد

دولت چین در اقدامی ناگهانی، پشتیبانی مالی از برخی پروژه‌های راهداری مشترک با پاکستان را کاملا متوقف کرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از داون نیوز، چین به طور ناگهانی حمایت مالی از توسعه برخی پروژه‌های راهداری مشترک با پاکستان را متوقف کرد.

گزارش‌ها حاکی است سفارت چین پرداخت مجدد هزینه‌های جاری انجام پروژه‌های راهداری به پاکستان را منوط به دریافت دستور از پکن دانسته است.

کارشناسان پاکستانی معتقدند این اقدام چین می‌تواند خسارت‌های جبران ناپذیری را برای پروژه‌های در حال انجام به دنبال داشته باشد.

گفتنی است با هدف تکمیل پروژه بزرگ کریدور اقتصادی مشترک دو کشور در ده‌ها نقطه از پاکستان هزاران نفر مشغول ساخت و ساز جاده هستند.

پروژه‌های جاری در شهرهای دیره اسماعیل خان، خضدار، و منطقه گلیگت، بلتستان پس از توقف پشتیبانی مالی توسط چین متوقف شده است.

گفته می‌شود دلیل اصلی توقف حمایت‌های مالی چین، تعدد پرونده‌های فساد اقتصای کلان در پاکستان است و دولتمردان پکن به دنبال یافتن تضمینی جدی و راهکاری جدید هستند که مانع اختلاس در پروژه سی پیک شود.

چندی است اتهام فساد اقتصادی دامن مقامات پاکستانی را گرفت و باعث رد صلاحیت مادام العمر نواز شریف و در نتیجه عزل وی از کرسی نخست وزیری پاکستان شده است.

عمران خان رهبر حزب تحریک انصاف معتقد است آصف علی زرداری رئیس جمهور سابق پاکستان و رئیس حزب مردم این کشور نیز فساد اقتصادی گسترده‌ای دارد و وی نیز باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرد.

سازمان بازرسی پاکستان علاوه بر نواز شریف، افراد خانواده وی را نیز به جرم فساد اقتصادی مورد بازجویی و تحقیق قرار داده و آنها را بارها دادگاهی کرده است.

بی‌اعتنایی به مردم نشان دهنده وابستگی اشرف غنی به سفارتخانه‌های خارجی است

کارشناس امور نظامی و سیاسی افغانستان اعلام کرد که انتقادها از عملکرد حکومت وحدت ملی افزیش یافته و بی‌اعتنایی ا

شرف غنی به خواسته‌های مردم نشان دهنده وابستگی وی به سفارتخانه‌های خارجی است، بنابراین امیدی برای ایجاد اصلاحات نیست.

«جاوید کوهستانی» کارشناسی امور نظامی و سیاسی افغانستان در گفت‌وگو با خبرنگار دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم درباره گردهمایی منتقدان اشرف غنی در قندهار اظهار داشت گردهمایی قندهار اوج بی‌اعتمادی بین حکومت وحدت ملی و جریان‌های سیاسی در افغانستان را نشان می‌دهد و به نظر می‌رسد که نمی‌توان امیدی برای بهبود وضعیت در این کشور داشت.

وی معتقد است که احزاب سیاسی در نشست قندهار در جستجوی راه حلی برای آینده افغانستان بودند و این نشست حامیان بین‌المللی دولت را متوجه خواهد کرد تا برای تحقق اصلاحات به رهبران حکومت وحدت ملی فشار وارد کنند و مانع قوم گرایی، انحصار و توطئه بیشتر آنها شوند.

کوهستانی خاطرنشان کرد: شرکت مردم از تمام اقشار و اقوام افغانستان با وجود کارشکنی‌های دولت در نشست قندهار بیانگر این است که آنها از وضعیت جاری در این کشور ناراضی هستند و از حکومت وحدت ملی نیز حمایت نمی‌کنند.

کارشناس افغان تصریح کرد: رهبران سیاسی و اعضای پارلمان افغانستان به نمایندگی از مردم هشدار دادند که رهبران حکومت وحدت ملی باید برای تحقق اصلاحات اقدام کنند زیرا وضعیت جاری قابل تحمل نیست.

وی تاکید کرد ادامه بی توجهی دولت به خواسته‌های مردمی که در نشست قندهار مطرح شد، حکومت وحدت ملی را منزوی خواهد کرد و مردم با برگزاری «لویه‌جرگه» مشروعیت حکومت وحدت ملی را سلب می‌کنند.

ریاست جمهوری افغانستان پایگاه مردمی ندارد

این ژنرال سابق افغان اظهار داشت: با وجود اینکه مردم از حکومت وحدت ملی رضایت ندارند، اما انگلیس‌ و آمریکا همچنان به حمایت از آن ادامه می‌دهند که این در حقیقت شکست نظام افغانستان محسوب می‌شود.

جاوید کوهستانی افزود: اشرف غنی حاضر نیست اصلاحاتی در شورای امنیت افغانستان و نظام سیاسی این کشور ایجاد کند بنابراین مقاومت رئیس جمهور افغانستان سبب منزوی شدن حکومت وحدت ملی خواهد شد.

وی ادامه داد که مقاومت اشرف غنی در برابر اصلاحات نشان دهنده وابستگی حکومت وحدت ملی به سفارتخانه‌های خارجی و عدم اعتنا به خواسته‌های مردم افغانستان است.

کارشناس مسائل نظامی و سیاسی افغانستان گفت: ادامه این وضعیت ممکن است به تقابل میدانی بین اپوزیسیون و حکومت وحدت ملی بینجامد، زیرا اشرف غنی در گذشته تنها با سایر اقوام درگیر بوده اما اکنون با ساختارهای درونی اقوام پشتون نیز درگیر شده است.

با این حال، اشرف غنی آدم احساساتی است که برخورد غیر سازنده‌ای دارد و این رفتارش وی را به انزوا کشانده است.

ممانعت دولت از سفر والی بلخ به نفع جریان‌های منتقد است

کوهستانی درباره ممانعت دولت افغانستان از حضور «عطامحمد نور» در گردهمایی قندهار گفت: رهبران حکومت وحدت ملی از گردهمایی قندهار هراس داشتند در نتیجه حتی پیش از برگزاری این گردهمایی، در نامه‌ای به ریاست امنیت ملی افغانستان با طرح توطئه‌ای سعی در جلوگیری از آن داشتند. البته این نامه در رسانه‌های اجتماعی درز کرد.

وی افزود: در این نامه هشدار داده شد که احتمال انفجار هواپیماهایی که به قندهار پرواز می‌کنند وجود دارد، تا از این طریق شرکت کنندگان در این گردهمایی را تهدید کنند.

این کارشناس افغان اظهار داشت: بازی اطلاعاتی آنها نتیجه نداد به همین دلیل به طور مستقیم وارد عمل شدند و از پرواز هواپیمای حامل عطامحمد نور والی بلخ جلوگیری کردند و تعدادی نیز با تهدید مستقیم از حضور در این گردهمایی بازماندند.

به گفته این ژنرال سابق افغانستان، ممانعت دولت از سفر عطامحمد نور بیشتر به نفع جریان‌های منتقد تمام می‌شود زیرا نشان می‌دهد که دولت افغانستان به هیچ اصول و قواعدی در رفتارهای مدنی پایبند نیست.

افزایش تقابل اشرف غنی و حامد کرزی در جنوب افغانستان

کوهستانی گفت: گردهمایی قندهار توسط «حامدکرزی» و یا ژنرال «عبدالرازق» برگزار نشده بود بلکه یک حرکت جمعی بود که با مشارکت احزاب سیاسی افغانستان از جمله «حزب محور مردم»، «شورای حراست و ثبات»، «جبهه نوین ملی افغانستان» و «شورای عالی ائتلاف نجات افغانستان» برگزار شد.

وی افزود: قرار است احزاب مخالف حکومت وحدت ملی دو نشست دیگر را نیز در ادامه گردهمایی قندهار در ولایت‌های هرات و بلخ برگزار کنند.

به گفته این کارشناس افغان، پشتونهای جنوب غرب افغانستان که بیشتر «درانی» هستند، حوصله و مدارای بیشتری نسبت به سایر اقوام دارند و این مسئله را از طریق برگزاری گردهمایی قندهار نشان دادند.

کوهستانی اظهار داشت کرزی به این دلیل از «اشرف غنی» برای ریاست جمهوری افغانستان حمایت کرده تا قدرت را خودش دوباره در دست گیرد زیرا «غلجی‌ها» در تاریخ افغانستان ظرفیت حکومتداری را نداشته‌اند.

ژنرال افغان گفت: کرزی آگاهانه و برنامه ریزی شده به نفع درانی‌ها قدرت را به غلجی‌ها واگذار کرد زیرا تاریخ غلجی‌ها همواره در حکومتداری پر از چالش و کوتاه بوده است.

این کارشناس افغان خاطر نشان کرد: اما در حال حاضر نه تنها اقوام درانی بلکه اقوام غلجی و سایر اقوام از عملکرد اشرف غنی ناراضی هستند و حضور نمایندگان ولایت‌های شرقی افغانستان به ویژه «ظاهر قدیر» در گردهمایی قندهار نشان داد که حکومت وحدت ملی پایگاه مردمی خود را در بین اقوام غلجی نیز از دست داده است.

روسیه خواستار توجه به مبارزه با مواد مخدر در افغانستان از سوی ناتو شد

سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه خواستار توجه به امر مبارزه با مواد مخدر در افغانستان و رویکردهای گروهی برای ریشه کنی آن در این کشور از سوی ناتو شد.

به گزارش  ایرنا، لاوروف روز دوشنبه در کنفرانس بین المللی مبارزه با مواد مخدر در مسکو گفت: روسیه با رای دادن به قطعنامه های شورای امنیت که به نیروهای ناتو اجازه انجام اقدامات نظامی از جمله در چارچوب عملیات به نام «حمایت قاطعانه» در افغانستان امیدوار بود که این نیروها با همکاری دولت کابل، تولید مواد مخدر در این کشور را که ابعاد گسترده یافته کاهش دهند.
پایگاه اینترنتی وزارت خارجه روسیه به نقل از لاوروف نوشت: متاسفانه داده های اخیر اداره مبارزه با جرائم مواد مخدر سازمان ملل حاکی از آن است که ابعاد تولید مواد مخدر در افغانستان بسیار گسترده می شود.
وزیر خارجه روسیه گفت: در سال جاری تولید و قاچاق مواد مخدر در افغانستان رکورد جدید یافته است. سطح کشت خشخاش در این کشور در یک سال اخیر 63 درصد رشد کرده و به 328 هزار هکتار رسیده است. این ماده افیونی در 21 ولایت افغانستان کشت می شود.
در مجموع تولید خشخاش در سال جاری در افغانستان با 87 درصد رشد به 9 هزار تن رسیده است. ابعاد این تراژدی بزرگ، سطح جدید انسجام جامعه جهانی را می طلبد.
لاوروف گفت: از سران ناتو می خواهیم به رویکردهای گروهی برای سرکوبی قاچاقچیان مواد مخدر در افغانستان و پاکسازی این کشور از این پدیده شوم توجه کند.
کنفرانس بین المللی مبارزه با مواد مخدر با عنوان ‘نمایندگان بر علیه مواد مخدر’ روز دوشنبه با شرکت بیش از 500 نفر از جمله روسای پارلمان های 44 کشور برگزار شد.
مقام های روسیه بارها از بی توجهی ناتو و آمریکا به مساله مبارزه با مواد مخدر و خودداری از مبارزه با این پدیده انتقاد کرده اند.
ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه در این رابطه مواد مخدر افغانستان را تهدیدی جدی برای امنیت ملی روسیه خواند و اعلام کرد که بیش از 20 درصد مواد مخدر در کشورش باقی می ماند.
پوتین، در گفت و گو با شبکه تلویزیونی راشا تودی (Russia Today) از اینکه غرب آماده مقابله با این پدیده در افغانستان نیست، ابراز نگرانی کرد و آن را تاسف آور خواند.
پوتین همچنین درباره همکاری ناتو در زمینه مبارزه با مواد مخدر گفت: مذاکرات مستمر با کشورهایی که در افغانستان حضور نظامی دارند نیز نه تنها اوضاع را بهبود نبخشیده بلکه آن را بدتر کرده است. وی معتقد است که درآمد حاصل از تجارت مواد مخدر صرف تقویت تروریسم و جنایات سازمان یافته می شود.

افغانستان در آستانه فاجعه انسانی قرار دارد

بر اساس گزارش سازمان ملل: افغانستان در آستانه فاجعه انسانی قرار دارد و 3.3 میلیون نفر از مردم این کشور برای زنده ماندن در سال 2018 به کمک های بشردوستانه نیاز دارند.

درگیری دائم با طالبان در افغانستان موجب عمیق تر شدن بحران می شود و به این خاطر از ژانویه تا اکتبر سال جاری در داخل کشور بیش از 360 هزار نفر آواره شدند.
چنین وضعیت با بازگشت 560 هزار پناهنده افغانی از کشورهای همسایه دشوارتر می شود.
دفتر هماهنگی امور انسانی سازمان ملل در گزارشی اعلام کرد که 900 هزار آواره در افغانستان در شرایط غیر انسانی در اردوگاه ها زندگی می کنند.
سازمان ملل در ماه اوت امسال افغانستان را از گروه کشورهای پس از جنگ به رده کشورهای درگیری های فعال قرار داد. تقریبا حدود 14 میلیون نفر در افغانستان در 120 منطقه از 407 منطقه که در درگیری قرار دارند، زندگی می کنند.
بنا به این گزارش، بیش از یک سوم بچه های افغانی بخاطر از دست دادن یک عضو خانواده و یا ترس مداوم از مرگ از ناراحتی های روحی رنج می برند.
بنا بر آمارهایی که از سازمان ملل متحد منتشر شده است؛ 2 هزار و 480 خردسال در 9 ماه اول سال 2017 کشته و یا مجروح شده اند. افزون بر آن 40 درصد از بچه های افغانی می جنگند که میزان مرگ و میر در بین این افراد بالاترین در جهان است.
در این گزارش همچنین نوشته شده است که دست کم 39 درصد از 34.5 میلیون نفر جمعیت افغانستان در زیر خط فقر زندگی می کنند و 10 میلیون نفر به مراقبت های بهداشتی دسترسی ندارند و 1.9 میلیون نفر از کمبود مواد غذایی رنج می کشند.

تناقض‌گویی مقامات آمریکایی در قبال اسلام آباد بار دیگر آغاز شد

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از داون نیوز، همزمان با سفر وزیر دفاع آمریکا به پاکستان، تناقض‌گویی مقامات آمریکایی در خصوص اسلام آباد بار دیگر آغاز شد.

در حالی که جیمز میتس وزیر دفاع آمریکا با ستودن جدیت پاکستان در مبارزه با تروریسم اعلام کرده بود برای تبیین سیاست‌های جدید ترامپ در خصوص منطقه به اسلام آباد سفر می‌کنم، رئیس سیا سخنان گذشته ترامپ را تکرار کرد.

مایک پمپئو تصریح کرد: اگر پاکستان درباره پناهگاه‌های تروریستی که در این کشور است اقدامی جدی انجام ندهد آمریکا در راس اقدام خواهد کرد.

وی افزود ما طالبان را شکست داده و آنها را مجبور می‌کنیم که برای مذاکره با دولت افغانستان حاضر شوند.

رئیس سیا گفت: سفر وزیر دفاع آمریکا به پاکستان برای این است که به دولتمردان این کشور بگوید ما از آنها چه می‌خواهیم.

وی اسلام آباد را تهدید کرد و افزود: اگر دولت پاکستان اقدام به نابود کردن پناهگاه‌های تروریستی در خاک خود نکند ما از روش‌های دیگری برای این کار استفاده می‌کنیم.

این درحالیست که آمریکایی‌ها در سال 2004 نیز پاکستان را تهدید کرده بودند که حمله هواپیماهای بدون سرنشین خود را به مناطق مختلف پاکستان گسترش خواهند داد.

برخی دولتمردان آمریکایی معتقدند پاکستان با هدف کنترل روابط افغانستان و هند از تروریست‌ها استفاده می‌کند .

از سوی دیگر دولتمردان اسلام آباد که پیش تر واکنش‌های تندی به بیانات ترامپ داشتند، بارها اعلام کرده‌اند که آمریکا اگر پناهگاهی در خاک پاکستان سراغ دارد، معرفی کند تا آن را نابود کنیم.

روایت فراجناحی وکیل از سقوط داکتر نجیب و آجندای پنهان بینین سیوان

۸ صبح : عبدالوکیل وزیر خارجه‌ی حکومت داکتر نجیب و از بنیان‌گذاران حزب دموکراتیک خلق افغانستان کتاب خاطراتش را برای بار دوم چاپ کرد. این کتاب در انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان رونمایی شد. این کتاب را انتشارات عازم نشر کرده است. عنوان کتاب خاطرات عبدالوکیل «از پادشاهی مطلقه الی سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان» است. در این کتاب، عبدالوکیل، خاطرات، چشم‌دیدها، تصمیم‌گیری‌ها و مناسبات قدرت در حاکمیت حزب دموکراتیک خلق را روایت کرده است.
کتاب خاطرات وکیل به باور نگارنده دو ویژه‌گی دارد که آن را از کتاب‌های دیگر رهبران خلقی و پرچمی متمایز می‌سازد. به باور من ویژه‌گی اول کتاب خاطرات وکیل این است که ایشان کتابش را از موضع یک جناح ننوشته است. در سراسر این کتاب دو جلدی وکیل خودش را یک پرچمی پرشور معرفی نمی‌کند. در کتاب هزار صفحه‌ای وکیل شما به موردی برنمی‌خوردید که درآن نویسنده از موضع یک جناح یا فراکسیون، بر جناح یا فراکسیون دیگر حزب تاخته باشد. وکیل در کتاب خاطراتش تلاش کرده است که قصه‌ی کلیتی به نام حزب دموکراتیک خلق را بنویسد. در این کتاب از همه‌ی جناح‌های حزب دموکراتیک خلق انتقاد شده است. وکیل از موضع منافع و آرمان‌های سازمانی کلیتی به نام حزب دموکراتیک خلق به جناح‌ها و فراکسیون‌ها و چهره‌های انشعابی از حزب حاکم وقت، انتقاد کرده است. وکیل کوشیده است در هیچ جای کتاب به عنوان نماینده‌ی یک جناح ظاهر نشود.

مشورت به کارمل

وکیل در فصلی که داستان مداخله‌ی نظامی اتحاد شوروی و روی کارآمدن ببرک کارمل را قصه می‌کند، آورده است که چند روز قبل از سرنگونی امین، به کارمل گفته بود که بهتر است در آغاز، جانشین امین یک خلقی طرف‌دار تره‌کی باشد، نه رهبر جناح پرچم. وکیل نوشته است که در آن زمان به کارمل گفته بود که روی کار آمدن یک خلقی طرف‌دار تره‌کی به جای امین به سود منافع و آرمان‌های حزب دموکراتیک خلق است و اعتماد دوباره‌ی خلقی‌ها را جلب می‌کند و منجر به وحدت سازمانی حزب دموکراتیک خلق می‌گردد. به نوشته‌ی وکیل او به این باور بود که کارمل کاریزمای سازمانی دارد و می‌تواند پس از یکی دو سال، با موافقت هر دو جناح حزب دموکراتیک خلق، رهبری حزبی و دولتی را به دست گیرد. به نوشته‌ی وکیل، کارمل این مشورت او را مخالفت با خودش تلقی کرد. وکیل نوشته است که کارمل پس از شش جدی ۱۳۵۸دیگر به او اعتماد نکرد. بی‌اعتمادی کارمل به وکیل هم سیر صعودی داشت. کارمل وکیل را که در آغاز وزیر مالیه مقرر کرده بود، از این سمت برکنار کرد و او را به عنوان سفیر به ویتنام جنگ‌زده فرستاد. در شروع دهه‌ی هشتاد، ویتنام تازه از جنگ رهایی یافته بود و منابع کافی برای استقبال از یک سفیر نداشت. با آن که وکیل سفیر افغانستان در ویتنام بود، ولی با دشواری نیازمندی‌های خانواده‌اش را در آن‌جا تأمین می‌کرد.
ولی با وجود این، وکیل کارمل را کاریزمای حزبی معرفی می‌کند. او کارمل را رهبری معرفی می‌کند که در حضورش هیچ یک از رهبران حزب دموکراتیک خلق به خود اجازه ندادند تا دست به ایجاد فراکسیون‌ها بزنند. وکیل بسیار به صراحت می‌نویسد که پس از روی کار آمدن گورباچف در مسکو، کارمل به دلایل ایدیولوژیک حاضر نبود با رهبری جدید شوروی و جریان اصلاحات در آن کشور همکاری کند. وکیل نوشته است که کارمل فکر می‌کرد که گورباچف به لیننیسم عقیده ندارد و سیاست‌هایش، شوروی و دنیای سوسیالیستی را که قبله‌ی آمال تمام لیننیست‌های عالم بود، خراب می‌کند.

عصبیت ایدیولوژیک کارمل

وکیل از زبان ببرک کارمل نوشته است که «گلاسنوست» و «پروسترویکا» در هیچ یک از آثار لینن و مارکس نیامده است و این امر نشان می‌دهد که گورباچف به ایدیولوژی آنان باور ندارد.
برایم به عنوان یک خواننده بسیار جالب بود که ایدیولوژی‌زده‌گان هر جناح در این دیار، چقدر به ترجمه‌های فارسی جزوه‌های ایدیولوگ‌‌های‌شان وابسته بودند. به نظر می‌رسد که تا آن زمان در ذهن کارمل هم نیامده بود که شاید ترجمه‌ی آثار لینن اشتباه باشد. واقعیت دیگر این است که کارمل روسی نمی‌دانست و به همین دلیل اطلاعات دقیق و دست اول در مورد تحولات اتحاد شوروی نداشت و نمی‌دانست که جریان اصلاحات گورباچف واقعاً در پی چیست. او مفاهیم کلیدی پروژه‌ی گورباچف را با ترجمه‌ی فارسی جزوه‌های لینن می‌سنجید.
وکیل می‌نویسد که برکناری کارمل از رهبری حزب و دولت و روی کار آمدن نجیب، محصول یک تعامل خودجوش سازمانی نبود، بلکه استخبارات اتحاد شوروی به امر گورباچف نجیب را به جای ببرک کارمل روی کار آورد. به تعبیر دیگر، نجیب انتخاب کاجی‌بی بود. از نوشته‌های وکیل وزیر خارجه‌ی پیشین افغانستان استنباط می‌شود که نجیب کاریزمای سازمانی کارمل را نداشت و به همین دلیل بود که با روی کار آمدنش، شکاف‌های درون‌حزبی زیاد شد و فراکسیون‌بازی اوج گرفت.
ولی وکیل با آن که نحوه روی کار آمدن نجیب را انتقاد کرده، اما گروه‌گرایی در درون حزب را تأیید نکرده است. از نوشته‌های وزیر خارجه‌ی پیشین بر می‌آید که ایشان تا آخر به داکتر نجیب به عنوان رییس دولت، وفادار بود و هیچ گاهی، جناحی و فراکسیونی عمل نکرده بود. جالب این است که وکیل از تره‌کی هم به عنوان بنیان‌گذار حزب ستایش کرده است. بر خلاف دیگر پرچمی‌ها، وکیل در کتابش تلاش کرده است تا در مورد امین هم واقعیت را بگوید. وکیل امین را طرف‌دار شوروی و باورمند به لیننیسم تصویر کرده است. یک روایت این است که امین به ناسیونالیسم قومی معتقد بود، اما وکیل نوشته است که امین یک شخصیت قدرت‌گرا و طرف‌دار شوروی بود و هیچ‌گاه از خط شوروی خارج نشد. تنها انتقاد وکیل به امین، خشونت بی‌حد و حصر او است.
در داستان «بغاوت جنرال‌های شمال علیه نجیب» هم وکیل آجندای هویت‌طلبانه‌ی جنرال دوستم، سید منصور نادری و جنرال مومن را محکوم کرده است. اما در کنار آن، نوشته است که اگر نجیب اوضاع را درک می‌کرد، در‌‌ همان آغاز به جنرال‌های شمال امتیاز می‌داد، قضیه ختم به خیر می‌شد. همه‌ی این موارد نشان می‌دهد که وکیل در کتابش موضع جناحی ندارد.

پروژه‌ی اصلی بینین سیوان

ویژه‌گی دیگر کتاب وکیل افشاگری‌هایش در مورد «بنین سیوان» است. از کتاب خاطرات عبدالوکیل بر می‌آید که او پس از نجیب، یگانه شخصیتی بود که به سیوان دست‌رسی داشت. بینین سیوان نماینده‌ی ویژه‌ی سرمنشی عمومی سازمان ملل متحد برای افغانستان بود. در ماه می سال ۱۹۹۱ سرمنشی وقت سازمان ملل متحد یک اعلامیه‌ی پنج فقره‌ای صادر کرد که در آن آمده بود، جنگ افغانستان راه حل نظامی ندارد و تنها یک راه حل سیاسی می‌تواند این مشکل را حل کند. در آن اعلامیه آمده بود که همه‌ی نیروهای مسلط در سیاست و جنگ افغانستان باید به وساطت ملل متحد با هم گفت‌وگو کنند، روی یک اداره انتقالی به توافق برسند تا این اداره، زمینه‌ی انتخابات آزاد را فراهم کند.
موضوع نقش داکتر نجیب در دولت انتقالی باید در جریان گفت‌وگو‌ها حل می‌شد. بینین سیوان ظاهراً مأموریت داشت که این اعلامیه‌ی سرمنشی عمومی سازمان ملل متحد را عملیاتی کند.
وکیل نوشته است که بینین سیوان اما آجندای پنهانی داشت. به نوشته‌ی عبدالوکیل، پروژه‌ی سیوان در واقع براندازی حکومت داکتر نجیب بود که در پوشش تطبیق اعلامیه‌ی پنج فقره‌ای سرمنشی سازمان ملل متحد آن را اجرا می‌کرد. به نوشته‌ی وکیل، بینین سیوان تلاش می‌کرد تا روابط تنظیم‌های هفت‌گانه را که در پاکستان مستقر بودند، با ایران و دیگر قدرت‌های دیگر نزدیک کند، کشورهای پیرامونی را به پیروزی نظامی تنظیم‌ها باورمند سازد، فدراتیف روسیه را به توقف حمایت از حکومت داکتر نجیب وادارد و بر مبنای یک پلان استوار بر فریب، نجیب را از کابل خارج کند تا حاکمیت حزب وطن از هم بپاشد. به نوشته‌ی وکیل سیوان با آن که نماینده‌ی خاص سازمان ملل متحد برای افغانستان بود، ولی برای حلقاتی کار می‌کرد که خواستار سقوط استراتژیک حکومت داکتر نجیب از راه زور بودند. در جایی وکیل به نقل از کسی دیگر می‌نویسد که سیوان برای دستگاه‌های قدرت پاکستان کار می‌کرد.
وکیل نوشته است که در کنار اختلاف‌های درونی حزب وطن، انشعاب جنرال‌های شمال از حکومت داکتر نجیب، توقف حمایت استراتژیک مسکو از داکتر نجیب با روی کار آمدن یلتسن، پروژه‌ی پنهانی بینین سیوان هم یکی از عوامل اصلی سقوط حکومت داکتر نجیب و دوام جنگ بود.

تیوری کودتای درونی

عده‌ای از نزدیکان داکتر نجیب ادعا می‌کنند که برنامه‌ی سازمان ملل متحد و سقوط حکومت حزب وطن، نتیجه‌ی کودتایی بود که در درون حزب و دولت، علیه نجیب سازمان داده شد. اما روایت وکیل تیوری کودتا را ابطال می‌کند. بر مبنای تیوری کودتا، پس از مردن ایدیولوژی لیننیسم در اذهان رهبران حزب دموکراتیک خلق، عده‌ای از آنان به ناسیونالیسم قومی روی آوردند. بر مبنای این تیوری شماری از رهبران نظامی و سیاسی حزب وطن، مثل نجم کاویانی، فرید مزدک، جنرال عظیمی و جنرال دلاور به ناسیونالیسم تاجیکی گرویدند و در هم‌دستی با جبهه‌ی پنجشیر، حکومت داکتر نجیب را سقوط دادند تا نخبه‌گان تاجیک زمام امور را به دست بگیرند. اما روایت وکیل نشان می‌دهد که این انتباه نادرست است، چیزی به نام برنامه‌ی سازمان ملل متحد وجود نداشته است و کل پروژه‌ی سیوان استوار بر فریب بوده است. به نوشته‌ی وکیل، تلاش ناکام داکتر نجیب برای فرار از کشور و پناه بردن او به دفتر ملل متحد در کابل، هم بخشی از برنامه‌ی مبتنی بر فریب سیوان بود. وکیل نوشته است که سیوان به نجیب وعده داده بود که مصونیت او و خانواده‌اش را تأمین می‌کند. به نوشته‌ی وکیل، سیوان هم‌چنان به نجیب وعده داده بود که نقش سیاسی او را هم پس از مدتی اعاده خواهد کرد.
در مورد آجندای پنهان سیوان در کتاب‌های خاطرات دیگر رهبران حزب وطن چیزی نیامده است و این یکی از ویژه‌گی‌های منحصر به فرد کتاب عبدالوکیل است. کتاب عبدالوکیل با آن که درست ویراستاری نشده و پر از غلطی است، اما محتوای کتاب خیلی غنی است و بسته‌ای از اسناد و مدارک هم در آن داده شده است که می‌تواند منبع معتبر برای شناخت تاریخ چهار دهه‌ی اخیر باشد. در کل، کتاب وکیل، روایت زوال دولت مدرن در جغرافیای افغانستان است. این کتاب هم‌چنان روایت شکست تلاش شوروی و حزب دموکراتیک خلق برای مدرن‌سازی افغانستان است.

از اعتراف جنرال آمریکایی تا بلوف اشرف غنی؛

جلال‌آباد پایتخت آینده داعش

در ادامهٔ همکاری‌های آمریکا به گروه تکفیری داعش درافغانستان سرانجام جنرال نیکلسون فرمانده کل نیروهای آمریکایی و ناتو اعتراف کرد که هرگاه داعش به تصرف ولایت ننگرهار موفق شود شهرجلال آباد را به عنوان پایتخت جدید خود اعلام خواهدکرد، وی تصریح نمود که داعش براساس برنامه ای که طرح‌ریزی کرده‌است قصد دارد خلافت اسلامی خود را در افغانستان تٲسیس نماید، در همین ارتباط جاوید کوهستانی یک تن از آگاهان مسایل افغانستان در هفته گذشته گفت آمریکا سرگرم انتقال رهبران و سرکردگان داعش از طریق بندر کراچی پاکستان به افغانستان است.
به این ترتیب زمینه‌سازی‌های لازم برای استقرار دایمی گروه داعش و اعلام “خلافت اسلامی ” این گروه در افغانستان از سوی آمریکا به شدت جریان دارد و برخی نشانه‌ها حاکی ازآنست که امریکاییها با توافق کامل رئیس جمهورافغانستان تا پایان زمستان امسال شهرجلال آباد را به پایتخت داعش تبدیل خواهندکرد این اقدام امریکاییها به معنای آنست که چهارولایت شرقی افغانستان یعنی ننگرهار، کنر، لغمان و نورستان به عنوان یک کمربند سبز از بدنهٔ جغرافیای کنونی افغانستان جدا وتحت حاکمیت گروه تکفیری داعش درخواهد آمد.
با شکست و نابودی کامل گروه داعش در عراق و سوریه و ازکارافتادن آخرین ماشین جنگی این گروه در آن دو کشور آمریکا و متحدین اش در جغرافیای اسلامی خاورمیانه بزرگترین شکست سیاسی، نظامی را متحمل شدند شکستی که جنبه‌های حیثیتی آن برای دولتردان آمریکایی فوق‌العاده مرگبار بود و هیمنهٔ کاذب این غول کاغذی را درهم شکست، ازهمان زمان و باآشکارشدن نشانه‌های شکست داعش درخاورمیانه، کاخ سفید در صدد برآمد تا برای فعالیتهای شریرانهٔ مزدوران نقاب پوش خود به عوض سوریه و عراق محل دیگری را پیدا کند درهمان موقع گفته می‌شد که در مین گزینه‌هایی مانند لیبی، فلیپین و چند منطقه دیگر افغانستان نخستین گزینه آمریکایی هاست، اکنون ظاهرٱ زمان انتقال پایتخت داعش از خاورمیانه به افغانستان فرارسیده است و دولت آمریکا با تشدید حملات هوایی در افغانستان بویژه در شرق افغانستان می‌کوشد این منطقه را از وجود طالبان مسلح که حریف قدرتمند داعش است پاکسازی نموده و برای نیروهای داعش و خلافت خودخوانده آنان در جلال‌آباد مرکز استان ننگرهار یک حریم امنیتی ایجاد نمایند. فرماندهان طالبان ادعا می‌کنند که در جریان نبردهای سنگین طالبان و نیروهای داعش در شهرستان خوگیانی ولایت ننگرهار در هفته گذشته، جنگجویان داعش درحال شکست بودند که هواپیماهای آمریکایی در آسمان منطقه ظاهرشدند و مواضع و نفرات طالبان را آماج حملات سنگین خود قار دادند که در نتیجه طالبان از منطقه عقب‌نشینی کردند و شهرستان خوگیانی به کمک امریکاییها بطورکامل در اختیار داعش قرارگرفت، طالبان فراری از خوگیانی به شهرستان ” الینگار ” ولایت لغمان سگر گرفتند اما نیروهای داعش در آنجا نیز به دنبال طالبان رفتند و اکنون جنگ میان دوگروه در ولایت لغمان جریان دارد.
داعش از چندسال به این سو ولایت شرقی ننگرهار را زیر نظر داشته ولی اکنون که آخرین پایگاه‌های خودرا در خاورمیانه از دست داده‌است با تمام قوا تلاش می‌ورزد تا هرچه زودتر شهرجلال آبادرا تصرف و پایتخت جدید خودرا دراین شهر انتقال دهد، داعشیان ابتدا فقط در دو شهرستان ننگرهار یعنی در ” اچین ” و ” هسکه مینه ” فعالیت آزاد مسلحانه داشتند و این دو شهرستان عملاً در تصرف داعش بود ولی اکنون جنگجویان این گروه علاوه بر دو شهرستان یادشده شش شهرستان دیگر ولایت ننگرهار ازجمله پتی کوت، نازیان، پچیراگام، چپرهار، رودات و دره نور را نیز عملآ به قلمرو تحت حاکمیت خود افزوده‌اند و استراتژی جنگی آنان به محاصره درآوردن و در نتیجه سقوط دادن شهر جلال‌آباد است، حلقه محاصره داعش در اطراف شهر جلال‌آباد هر روز تنگ وتنگ تر می‌شود.
از سوی دیگر مقامات محلی در شهرستانهای درزآب و قوش تپه ولایت جوزجان اوضاع دراین دو منطقه شمالی را وخیم و نگران کننده توصیف می‌کنند، این دو منطقه به شمول بخشهای زیادی از استانهای فاریاب و سرپل عملآ تحت اداره داعش قرار دارند و سربازگیری‌ها برای فصل تازه جنگ در بهارسال آینده از سوی این گروه به شدت جریان دارد، حکومت دراین مناطق حکومت داعشی است، قوانین داعش بالای مردم تطبیق می‌شود، مردم ناگزیرند مالیات و عشرو زکات خودرا به جنگجویان داعش بپردازند، آموزگاران داخلی و خارجی وابسته به داعش به کودکان این مناطق فنون جنگ ، انتحار، مین گذاری و جاسوس واستخبارات را آموزش می‌دهند، براساس فرمانهای شدید داعشیان هیچ‌کس از اهالی این مناطق حق مراجعه به دوایر حکومتی را ندارد و هرکس مراجعه کند به سختی مجازات می‌شود، هفته گذشته اداره شهدا و معلولین جوزجان به ۲۰۰ خانواده مستحق در شهرستان درزآب کمکهای نقدی و جنسی کرد اما داعشیان تمام این پولها و اجناس را از خانواده‌ها به زورگرفتند و چند خانواده ای هم که فرار نموده بودند اموال خانه‌های شان به عنوان غنیمت جنگی از سوی افراد داعش به تاراج برده شد، وضعیت در چند ولایت شمال افغانستان به همین گونه است و گروه داعش از شروع فصل سرما روند سربازگیری‌های خودرا از میان کودکان و نوجوانان به شدت افزایش داده‌است، به نظر می‌رسد در بهار سال آینده افغانها شاهد تصفیه حسابهای خونینی خواهند بود.
نکتهٔ مهمی که دراین رابطه وجوددارد افزایش چشمگیر شمار تروریستهای خارجی در صفوف نیروهای داعش است، به گفته آگاهان امور شمار تروریستهای خارجی که به کمک داعش وارد افغانستان شده‌اند در یکسال اخیر نسبت به سالهای گذشته حداقل سه برابر بیشتر شده‌است، حنیف اتمر مشاورامنیت ملی رئیس‌جمهور نیز دراین باره گفت در حال حاضر از چهارنفر عضو داعش در افغانستان یک نفر آنان از تروریسهای خارجی است.
در مجموع همه چیز در افغانستان حکایت از آغاز یک توطئه بزرگ دارد، ـ آمریکا آشکارا از گروه تکفیری داعش حمایت می‌کند ـ بیشترین مأموریت جنگی هواپیماهای آمریکایی هدف قراردادن طالبان و افرادغیرنظامی در مناطقی است که به نظر امریکاییها این مناطق پس از تصفیه از وجود مخالفین گروه داعش باید به این گروه واگذارشود ـ ولایات شرقی افغانستان در حال تبدیل شدن به قلمرو تحت حاکمیت داعش است و قراراست جلال‌آباد پایتخت جدید داعش اعلام شود، ـ تروریستهای داعش به صورت دسته جمعی خودرا تا ولایت لوگر رسانیده‌اند و قصد دارند خودرا به کابل نزدیک نمایند، در شمال افغانستان نیز فردی به نام شیرزاد انوراوف شهروند ازبیکستان که از وی به نام فرمانده مهم داعشیان در شمال افغانستان یاد می‌شود در هفته گذشته در حومه شهر شبرغان بازداشت شد گفته می‌شود وی از شهرستان درزآب وارد شبرغان شده بود و قصد داشت برای حمله داعش به شهر شبرغان وتصرف این شهر زمینه‌سازی کند ـ حداقل در طول یکسال گذشته نیروهای آمریکایی بویژه هواپیماهای آنکشورحتی در یک مورد چه در شرق و چه در شمال عملیاتی را انجام  نداده و بیشتر به عنوان جاده صاف کن داعش عمل کرده‌اند ولی آقای اشرف غنی برخلاف تمام این واقعیت‌ها سعی می‌کند با بلوف‌ها و دروغهای شاخدار خود اذهان عامه را فریب داده و حقایق تلخ و ناگوار جاری در کشور را بپوشاند، وی اخیراً در نشست وزیران خارجه کنفرانس قلب آسیا در آذربایجان در مورد داعش این‌گونه حقایق را وارونه جلوده داد:
ـ تلاش گروه داعش جهت ایجاد پایگاه برای خلافت خود در افغانستان به شکست مواجه شده‌است
ـ داعشیان از اچین، توره بوره و کنر در حال فرار می‌باشند
ـ اکنون داعش حمایت بیرونی را از دست داده و اسلحه و تجهیزات ونیرو ندارد و شمار اندکی از آنها که در کوه‌ها گیر مانده‌اند از گرسنگی خواهند مُرد
ـ ما پیوسته ظرفیت‌ها و قلمرو داعش را در افغانستان ریشه کن خواهیم کرد
ـ در یکسال گذشته ۱۵۰ عملیات مشترک زمینی و ۲۰۰ عملیات هوایی علیه داعش انجام شده که براثر این عملیات‌ها ۱۵۰ داعشی کشته و ۲۰۰ تن دیگر از آنان بازداشت شده‌اند
ـ ما مناطق تحت نفوذ داعش را از این گروه پس گرفتیم و استحکامات شان را نابود کردیم
ـ داعش در سال گذشته ۹ شهرستان را در دست داشت ولی اکنون جبهه جنگ ندارند و به صورت پراکنده فعالیت می‌کنند.
این بلوف‌های آقای غنی درست در نقطه مقابل اعترافات جنرال آمریکایی است که گفته‌است داعش تصمیم دارد پایتخت خودرا به شهر جلال‌آباد منتقل نماید، اینکه آقای غنی می‌گوید در یکسال گذشته یکصد و پنجاه عملیات مشترک زمینی و ۲۰۰ عملیات هوایی علیه داعش انجام شده‌است برای همگان قابل تٲمل است، این عملیات‌ها در کجا و کدام ولایت وشهرستان انجام شده‌است؟ در شمال کشور عملیات‌هایی ازاین قبیل علیه پایگاه‌ها و مراکز تجمع داعش بصورت قطع انجام نشده‌است از جمله در استانهای جوزجان و فاریاب و سرپل و بدخشان، در ولایات شرقی کشور عملیات‌های هوایی و گاهی زمینی انجام شده‌است ولی نه برای سرکوب داعش بلکه به منظور از میان برداشتن رقبای داعش و صاف کردن جاده برای استقرار این گروه تکفیری کلام آخر اینکه هرگاه امریکاییها واقعاً بخواهند پایتخت داعش را از خاور میانه به شهرجلال آباد منتقل نمایند این اقدام آنها تنها انتقال پایتخت نه، بلکه به معنای فروبردن افغانستان در یک مرداب خونین و مرگبار است، مرداب یک بحران پایان ناپذیر که نابودی افغانستان یا دستکم تجزیه این کشور را به دنبال خواهد داشت، امریکاییها با اهداف رذیلانه ای که در سر دارند نمی‌خواهند ریشه‌های جنگ و ترور و خشونت در منطقه بخشکد و افغانستان و کشورهای اطراف آن در صلح و صفا زندگی کنند، آنها برای فعال نگه داشتن کارخانه‌های سازنده اسلحه و جنگ‌افزار خود و فروش ملیاردی این محصولات پرخریدار به شرقی‌ها بویژه برای مسلمانان و همچنین برای تحقق سایر اهداف غارتگرانه خود همواره کوشیده‌اند بحران سازی و جنگ آفرینی کنند، کشورهارا به جان هم بیندازند، همسایه‌هارا علیه همدیگر بشورانند، سازمانهای تروریستی و باندهای جنایتکار را ایجاد کنند، جنگهای فرقه ای و مذهبی راه اندازی کنند، حکومت‌های وابسته به خودرا به قدرت برسانند و سپس آنهارا با تٸوری توطٸه علیه همسایگان مجهز نمایند تا دراین سیاره آفت جنگ ونیاز به خرید اسلحه همیشه وجود داشته باشد، کروه تکفیری داعش یکی از همین دستاویزهاست دیروز در عراق و سوریه و امروز و فردا در افغانستان.

داعش به آسیای میانه چشم دوخته‌است

داعش به آسیای میانه چشم دوخته‌است چنین به نظر می‌رسد که گروه تروریستی داعش پس از شکست در خاورمیانه تمام توجه خودرا به افغانستان معطوف کرده و می‌خواهد این منطقه استراتژیک را به قلمرو تحت حاکمیت خود تبدیل نماید.
داعش به افغانستان به چشم یک سرزمین بدون دولت نگاه می‌کند و رهبران آن براین باورند که جنگهای درازمدت و ناتمام، فقراقتصادی مردم و آشفتگی‌های شبیه به سیستم ملوک الطوایفی درافغانستان زمینه‌های مساعدی است تا آنان بااستفاده ازاین امکانات و زمینه‌ها حضور قدرتمندانه خودرا دراین کشور تثبیت نمایند، به همین دلیل پیگیرانه تلاش می‌ورزند تا این کشور را به تدریج به عراق یا سوریه دوم مبدل سازند اما هدف نهایی آنان تنها افغانستان نیست، داعش به افغانستان به چشم یک گذرگاه عبور به سمت آسیای میانه نگاه می‌کند، همچنین افغانستان برای این گروه تنها سرزمینی است که می‌تواند درآنجا بااطمینان بیشتر هسته گذاری‌های مقدماتی خود را انجام دهد زیرا دراین کشور یک دولت مسٸول و قدرتمند وجود ندارد، اوضاع داخلی اش بی‌ثبات و بهم ریخته‌است، ملیونها جوان به عنوان یک نیروی بالقوه دراین کشور بیکارند، فقر مزمن اقتصادی بیداد می‌کند و با پول نسبتٱ اندک ــ در مقایسه باسایرکشورها ــ می‌توان درافغانستان سربازگیری کرد و جنگجو و انتحاری استخدام نمود، باتوجه به همین زمینه‌ها گروه تکفیری داعش در مدت زمان کوتاه توانسته‌است هزاران جوان افغان را درنقاط مختلف این کشور و ازجمله در ولایات شمالی و شرق افغانستان به عنوان جنگجو و سرباز اجیر استخدام نماید.
دربارهٔ تعداد جنگجویان داعش درافغانستان آمار دقیق و قابل تأیید برای همه طرفها وجود ندارد، آماری که اراٸه می‌شود بسیار از همدیگر متفاوت است، وزارت دفاع افغانستان شمار داعشیان فعال دراین کشور را رقمی نزدیک به چهارهزارنفر می‌داند، منابع آمریکایی این رقم را بیش از چهارهزارنفر تخمین می‌زنند، روسها مدعی اند که داعش در افغانستان حدود ۱۷ هزار نیرو دارد اما آقای محمد محقق معاون دوم ریاست اجراییه درجریان یکی از سخنرانیهایش که درجمع مهاجران افغان در جمهوری اسلامی ایران ایراد کرد از موجودیت حدود ده هزار جنگجو در صفوف داعش سخن گفت.
گروه تکفیری داعش از نیمه‌های سال ۲۰۱۳ به این سو به سربازگیری درافغانستان آغازکرد و هرگاه آمارهای اراٸه شده توسط آقای محقق و منابع روسی درست باشد این گروه در مدت کمتر از چهارسال توانسته‌است یک لشکر جنگجو و واحدهای عملیاتی برای خود فراهم سازد.
بنابراطلاعات موجود استراتژی رهبران داعش پیشروی به سمت آسیای میانه و راه یافتن به این قلمرو است، اما برای رسیدن به این هدف باید در شمال افغانستان پایگاه‌های مستحکم و نیرومندی داشته باشند به همین منظور تلاش می‌ورزند تا در سه ولایت شمالی افغانستان یعنی فاریاب، سرپل و جوزجان برای تسلط بر شمال و حرکت به سمت مرزهای آسیای میانه پایگاه سازی نمایند.
قلمرو آسیای میانه جاذبه‌های فراوانی برای گروه داعش دارد ازجمله:
ـ در این منطقه شامل جمهوریهای ترکمنستان، ازبیکستان، تاجیکستان، قزاقستان و قیرغزستان نیروهای بالقوه فراوانی وجود دارند که درصورت فراهم شدن زمینه‌های لازم، احتمال می‌رود شمار زیادی از آنان به گروه‌های افراطی ازجمله داعش بپیوندند چنان‌که همین اکنون نیز صدها جوان افراطی آسیای میانه بویژه شهروندان تاجیکستان و ازبیکستان در صفوف جنگجویان داعش در مناطق مختلف افغانستان حضوردارند و حتی رهبری داعشیان مستقر در شمال را به عهده دارند، این جوانان افراطی اکثرٱ از اعضای حزب التحریر آسیای میانه، حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و حرکت اسلامی ازبیکستان اند که پیش ازاین در قالب گروه تروریستی القاعده فعالیت داشتند وتا همین اواخر بخش بزرگی ازآنان تحت پرچم داعش در عراق و سوریه علیه دولتهای این کشورها می‌جنگیدند، اکنون که جریان‌های تروریستی ازجمله داعش در عراق و سوریه شکست خورده‌اند به احتمال زیاد شمار بزرگی ازاین تروریستهای شکست خورده توسط آمریکا و برخی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس ازطریق پاکستان به شمال افغانستان منتقل خواهندشد، این احتمال یک احتمال قریب به یقین است زیرا شمال افغانستان تنها گذرگاه امن و بسیارنزدیک به قلمرو آسیای میانه برای این دهشت افکنان است.
ـ ساکنان جمهوری‌های آسیای میانه ازجمله سنتی‌ترین و ناآگاه‌ترین مسلمانان منطقه و حتی جهان است، آنها ۷۰ سال تحت حاکمیت رژیم‌های توتالیتر و دیکتاتورکمونیست به سر برده و اجازه مطالعات و کسب آگاهی از اسلام واقعی را نداشتند در نتیجه فوق‌العاده ناآگاه و سنت گرا بارآمده اند، این وضعیت برای گروه‌های افراطی شرایط فعالیت و جذب نیرو را در این جمهوریها مساعد ساخته‌است آسیای میانه برای داعش در حکم بانک مرکزی جلب و جذب نیرو بشمار می‌رود.
ـ آسیای میانه یک منبع عظیم انرژی و ثروت است که بخش بزرگی ازاین ثروتهای طب یعی بنابر راه نداشتن این کشورها به آبهای آزاد بین‌المللی دست نخورده و بدون استفاده مانده‌است این درحالیست که داعش برای اجرایی ساختن برنامه‌های کلان تروریستی و جهانشمول خویش علاوه بر نیروی کافی، به سرمایه و انرژی نیز به شدت نیازمند است، علاوه برداعش برخی کشورها نیز به منابع عظیم انرژی و سرمایه ای که در آسیای میانه موجود است چشم دوخته‌اند و رقابت‌های تنگاتنگی میان این کشورها برای دسترسی به این منابع بخصوص انرژی در جریان است. داعش نیز شیفتهٔ همین منابع است و برای تسلط برچاه‌های نفت و گاز این منطقه تلاش می‌کند. ـ موقعیت ژیوپلیتیک آسیای میانه یکی دیگر از جاذبه‌های دلکش و فریبنده این منطقه برای گروه داعش است. آ
سیای میانه نه تنها همسایه جنوبی بلکه حریم امنیتی روسیه است، ورود به قلمرو روسیه جزو استراتژی اساسی و تغییرناپذیر داعش است واین کار زمانی ممکن است که نیروهای داعش بتوانند خودرا به سرزمین‌های آسیای میانه برسانند، همچنین این منطقه با کشورهای دیگری ازجمله ایران، چین، افغانستان و بصورت بالواسطه با پاکستان و هند نیز هم‌مرز است و این برای داعش و حامی بزرگ خارجی آن یعنی ایالات متحده آمریکا که داعیه تسلط بر تمام قلمروهای اسلامی را دارد بسیار پرجاذبه ووسوسه انگیز است. این موارد جزو برنامه‌های بلند پروازانه گروه داعش در درازمدت است و رهبران این گروه تنها زمانی می‌توانند به این بلندپروازیها فکرکنند که در مرحله نخست، شمال افغانستان را در اختیار داشته باشند. هدف استراتژیک داعش مبنی بر تسلط بر قلمرو آسیای میانه نگرانیهای زیادی را در مسکو برانگیخته و روسها حق دارند درمورد گسترش فعالیت‌های نظامی داعش در شمال افغانستان نگران باشند.

انتقاد شدید ترامپ از پلیس فدرال در ارتباط با تحقیقات روسیه

Trump

ریاست جمهوری دونالد ترامپ تحت‌الشعاع اتهام تبانی با روسیه بوده است

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا روز یکشنبه در ارتباط با پرونده تحقیقات روسیه به پلیس فدرال آمریکا (اف‌بی‌آی) حمله کرد و بار دیگر این موضوع را انکار کرد که پیش از اخراج جیمز کومی، مدیر سابق این سازمان، از او خواسته بود به تحقیقات درباره مایکل فلین دستیار ارشدش پایان دهد.

او در توییتر نوشت که وجهه اف‌بی‌آی “ویران شده است.”

حمله او در خلال تحولات فشرده در تحقیقات رابرت مولر، دادستان ویژه، درباره ادعای تبانی ستاد انتخاباتی دونالد ترامپ با روسیه در جریان مبارزات انتخاباتی سال ۲۰۱۶ صورت می گیرد.

آقای ترامپ تبانی با کرملین برای پیروزی در انتخابات را تکذیب می کند.

گزارش هایی که در پایان هفته منتشر شد حاکی است که آقای مولر تابستان گذشته یک مامور ارشد دخیل در تحقیقات روسیه را پس از آنکه معلوم شد در پیامک هایی تلفنی اظهاراتی در انتقاد از ترامپ داشته، را از تحقیقات کنار گذاشته است.

آقای ترامپ در این مورد نوشت: “گزارش: ‘مامور ضد ترامپ اف بی آی تحقیقات درباره ای میل های کلینتون را هدایت می کرد’. حالا معلوم شد که موضوع چیست!”

یک سخنگوی آقای مولر گفت که این مامور بلافاصله پس از کشف پیامک ها از تحقیقات کنار گذاشته شد.

مایکل فلین، مشاور سابق امنیت ملی آقای ترامپ روز جمعه اعلام کرد که مشغول همکاری با تحقیقات آقای مولر در ازای روبرو شدن با اتهامات سبک تر است.

به این ژنرال سابق که به دروغ گفتن به اف بی آی اذعان کرده، پیشنهاد شده است در صورت همکاری با دادستان مجازات او به شش ماه زندان تخفیف خواهد یافت.

تحلیلگران می گویند که این معامله نشانه آن است که آقای فلین ممکن است اطلاعاتی درباره اعضای ارشد دولت ترامپ که می تواند به محکومیت آنها منجر شود داشته باشد.

آقای ترامپ در یک رشته توییت که صبح یکشنبه پست کرد بار دیگر به هیلاری کلینتون، رقیب سابق خود، حمله کرد. خانم کلینتون به خاطر استفاده از سرور شخصی برای انجام امور وزارت خارجه موضوع تحقیقات اف بی آی بود. او در نهایت با اتهامی روبرو نشد.

مایکل فلین

مایکل فلین ۲۵ روز پس از شروع کار در دولت جدید از پست خود به عنوان مشاور امنیت ملی اخراج شد

جنجال کومی-فلین

رئیس جمهور آمریکا مایکل فلین مشاور امنیت ملی اش را در ماه فوریه اخراج کرد چون در آن زمان گفته شد در مورد ماهیت تماس هایش با سرگی کیسلیاک، سفیر روسیه در واشنگتن به مایک پنس، معاون رئیس جمهور اطلاعات غلط داده است.

آن تماس ها به پیش از زمانی بر می گشت که تیم ترامپ وارد کاخ سفید شود و گفته می شود می تواند ناقض قانونی باشد که می گوید شهروند معمولی آمریکا حق ترتیب دادن اموری در زمینه سیاست خارجی ندارند.

جیمز کومی مدیر وقت اف بی آی ادعا می کند که آقای ترامپ در یک ملاقات خصوصی یک روز پس از اخراج فلین، از او خواست در مورد فلین سختگیری نشان ندهد: “امیدوارم راه را برای دست شستن از این موضوع، رها کردن فلین، باز ببینید.”

آقای کومی فورا پس از آن ملاقات جزییات گفتگو با رئیس جمهور را ثبت کرد و کپی آن را در اختیار مقام های اف بی آی گذاشت. آقای ترامپ جیمز کومی را در ماه مه اخراج کرد.

او روز یکشنبه در توییتی فشار آوردن بر کومی برای پایان دادن به تحقیق درباره فلین را تکذیب کرد.

او نوشت: “من هرگز از کومی نخواستم از تحقیقات درباره فلین دست بکشد. این هم خبر جعلی دیگری درباره یک دروغ دیگر کومی!”.

کارشناسان حقوقی می گویند که اگر آقای ترامپ برای چنین کاری تلاش کرده باشد به طور بالقوه کارشکنی در مسیر عدالت به حساب می آید.

آقای ترامپ روز شنبه در توییتی اذعان کرد زمانی که فلین را اخراج می کرد می دانست او به اف بی آی دروغ گفته. این ناقض اظهارات او در زمان اخراج است و ممکن است به این اتهام بیافزاید که او در مسیر عدالت کارشکنی کرده.

خبرهای مرتبط:

ترامپ: کارهای مایکل فلین قانونی بوده

واکنش‌ها به دفاع ترامپ از اقدامات ژنرال فلین

مایکل فلین پذیرفت به اف‌بی‌آی دروغ گفته است

داماد ترامپ ‘به فلین گفته بود با دولت‌های خارجی تماس بگیرد’

پیشنهاد ۱۵میلیون دلاری ترکیه به یکی از نزدیکان ترامپ برای ربودن گولن از آمریکا

مایکل فلین در مورد درآمدش از روسیه ‘دروغ گفته است’

بیانیه مشترک ایران، هند و افغانستان درباره موافقتنامه چابهار

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ایران  به نقل از پایگاه اینترنتی وزارت امور خارجه هند؛ ایران، هند و افغانستان بیانیه مشترکی در خصوص نشست سه جانبه درباره اجرای موافقتنامه چابهار منتشر کردند.
دومین نشست سه جانبه در سطح وزرای افغانستان، هند و ایران برای بحث درباره اجرای توافقنامه سه جانبه در خصوص ایجاد دالان ترانزیت و حمل و نقل بین المللی، سوم ماه دسامبر سال 2017 در چابهار در ایران برگزار شد.
دکتر عباس احمد آخوندی وزیر راه و شهرسازی جمهوری اسلامی ایران، همایون رسا وزیر تجارت و صنایع جمهوری اسلامی افغانستان و پی رادهاکریشنان وزیر مشاور در امور کشتیرانی جمهوری هند ریاست هیئت های ذیربط را برعهده داشتند.
این سه وزیر از افتتاح فاز اول بندر چابهار توسط رئیس جمهور ایران پیشتر امروز استقبال کردند.
وزراء با اشاره به تصمیمات نشست سه جانبه قبلی که ماه سپتامبر سال 2016 در دهلی نو برگزار شد، رضایت خود را از تکمیل رویه های تصویب موافقتنامه سه جانبه توسط افغانستان و هند ابراز کردند.
آنها همچنین از اقدامات مجلس ایران برای تکمیل روند تصویب این توافقنامه استقبال کردند.
این وزراء درباره اقدامات بعدی برای اجرای کامل این موافقتنامه و حرکت به سمت عملیاتی کردن آن، بحث کردند.
برای دستیابی به این هدف، تصمیم گرفته شد تشریفات مربوط به حمل و نقل و ترانزیت، بنادر، رویه های گمرکی و امور کنسولی، نهایی شود.
همچنین تصمیم گرفته شد که هر چه زودتر، نشست در سطح کارشناسی مقامات ارشد این سه کشور برگزار شود.
این وزرا بأ تاکید بر اهمیت چابهار به عنوان مرکزی برای ارتباطات اقتصادی منطقه ای و تعهد خود در جهت حرکت به سمت این هدف، از تلاش های مشترک این سه کشور در انتقال موفقیت آمیز اخیر گندم از هند به افغانستان از طریق چابهار، تمجید کردند.
همچنین تصریح شد هر چه زودتر یک مراسم با شرکت همه طرف ها در چابهار ترتیب داده شود تا آگاهی درباره فرصت های جدیدی که بندر چابهار فراهم می کند، افزایش یابد.
این وزرا اتفاق نظر داشتند که توسعه یکپارچه زیرساخت های ارتباطی از جمله بنادر، شبکه های ریلی و جاده ای، فرصت های بیشتری برای دسترسی به بازار منطقه فراهم و به یکپارچگی اقتصادی و سود بردن این سه کشور و منطقه، کمک خواهد کرد.

شماری از کاربران شبکه‌های اجتماعی در واکنش به سخنان غنی: غنی ثابت کرد که درس و تعلیم از یک متحجر انسان بهتری نمی‌سازد

ماندگار : چرا باید مردی که ادعایش غلط است به زنانه‌شدن تنبیه شود؟ مگر زن بودن ذاتاً بد است؟ چرا بدن، لباس، و هویت زن توهین‌آمیز پنداشته شود و از آن برای توهین رقبای سیاسی دولت استفاده شود؟
غنی با سخنان اخیراش ثابت کرد که زنده‌گی و کار در غرب و اروپا نمی‌تواند طرز فکر قرون وسطایی یک فرد را که با آن زاده و بزرگ شده، تغییر دهد.
این سخنان کاربران شبکه‌های اجتماعی است که در واکنش‌ به سخنان اخیر اشرف‌غنی‌احمدزی ابراز شده است.
رییس حکومت در آخرین اظهارات‌اش سخنانی را گفت که شهروندان آن را توهین به زنان خوانده و واکنش‌های تندی نسبت به آن داشتند.
غنی روز شنبه ۱۱ قوس/ آذر در مراسم انتقال فرماندهی نیروهای مرزی از وزارت داخله به دفاع، با انتقاد از مخالفان سیاسی‌اش گفت که آزادی بیان مورد احترام است به شرطی که مسوولانه باشد «هرکسی که ادعا دارد که یک عضو عالی‌رتبه از این کشور یا وسط رتبه و یا غیره همراه داعش شامل است، جرئت کند به محمکه بیاید و ادعای خود را ثابت کند ور نه چادر بپوشد.»
این جمله غنی» به محمکه بیاید و ادعای خود را ثابت کند ور نه چادر بپوشید» واکنش‌های تند کاربران شبکه‌های اجتماعی را در پی داشته است.
حوریه مصدق پژوهش‌گر عفو بین‌الملل: جای تاسف است به حال رییس‌جمهوری که دکتورای انسان‌شناسی دارد و با نشاندن بی‌بی گل در صف اول می‌خواهد، اکت آدم‌هایی را که گویا به تساوی حقوق زن و مرد باوردارد، می‌کند.
رییس‌جمهور ثابت ساخت که درس و تعلیم از یک متحجر، انسان بهتری نمی‌سازد و زنده‌گی و کار در غرب و اروپا نمی‌تواند طرز فکر قرون وسطی یک فرد را که با آن زاده و بزرگ شده، تغییر دهد.
دختران رابعه»: زنان افغانستان به کی امید ببندند، وقتی رییس جمهورشان زن بودن و زنانه‌گی را شرم‌آور می‎داند؟ چرا باید مردی که ادعایش غلط است با زنانه شدن تنبیه شود؟ مگر زن بودن ذاتاً بد است؟ چرا بدن، لباس، و هویت زن توهین‌آمیز پنداشته شود و از آن برای توهین رقبای سیاسی دولت استفاده شود؟
حمیرا ثاقب فعال حقوق زن: اشرف غنی خطاب به مخالفین سیاسی‌اش: یا ادعایتان را درمحکمه ثابت کنید و یا چادر بپوشید.
با چنین بیان زن ستیزانه چرا بر سر رولا غنی چادر کردید؟
صابر فهیم مسوول نی: تشکر از رسانه‌ها و آزادی بیان که او( اشرف‌غنی‌) را مجبور ساختند تا عذرخواهی کند؛ اما آخرین غلطی‌اش نخواهد بود.
و اما ارگ ریاست‌جمهوری در این پیوند طی خبرنامه‌ی از زنان افغانستان عذرخواهی کرده است.
ارگ در خبرنامه‌یی گفته که رییس‌جمهورغنی از حامیان حقوق‌ زنان بوده و در راستای حفظ و تقویت جایگاه‌شان همواره تلاش نموده و اقدامات عملی بی‌نظیر را در سه سال گذشته در این عرصه انجام داده است.
در این خبرنامه آمده: احترام رییس‌جمهور به زنان به عنوان معماران اصلی جامعه ناشی از باور وی به نقش موثر و کلیدی آن‌ها در ساختن یک جامعه انسانی عاری از خشونت، الهام گرفته از آموزه‌های دینی و فرهنگی کشور می‌باشد.
در این خبرنامه تاکید داشت که رییس‌جمهور همواره با افتخار از نقش مادر بزرگ‌اش و بانوی اول کشور در شکل‌گیری شخصیت و دیدگاه‌اش یاد کرده است.
دراین خبرنامه آمده: غنی همواره زنان افغان را شجاع، با عزت و توانمند شناخته و مکررا از نقش و موقعیت‌شان در سیاست‌گذاری، جامعه و فرهنگ یاد نموده است.
متاسفانه شماری از افراد با سوء تعبیر از صحبت‌های روز شنبه رییس ‌جمهور در صدد مغشوش نمودن افکار عامه هستند.
خبرنامه گفته شده که اشاره به کلمه چادر در صحبت روز گذشته با استفاده از تعابیر رایج محلی بوده و به هیچ وجه به قصد اهانت به مقام شامخ زنان کشور نبوده و نیست. با این‌هم، اگر احساسات زنان کشور از آن تعبیر متاثر شده باشد رییس جمهور از آنان معذرت می‌خواهد.

سازمان شانگهای در وادار ساختن طالبان به مذاکره نقش اساسی دارد

سفیر کبیر افغانستان در روسیه خاطر نشان ساخت که تروریست‌هایی که در پاکستان تربیه می‌شوند به افغانستان آمده و از آنجا به کشورهای آسیای مرکزی و حتی روسیه می‌آیند و باعث نا آرامی این کشورها می‌شوند.

دکتور عبداقیوم کوچی، سفیر کبیر جمهوری اسلامی افغانستان و نماینده خاص رئیس جمهور در روسیه که در ترکیب هیئت بلندرتبه افغانستان به رهبری دکتور عبدالله عبدالله، رئیس اجرائیه جمهوری اسلامی افغانستان جهت اشتراک در نشست سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای به شهر ساحلی سوچی، روسیه آمده بودند، در مصاحبه با اسپوتنیک در حاشیه این نشست گفت: “هدف سازمان شانگهای پیدا کردن امکانات وسیع سیاسی، اقتصادی، تجارتی و فرهنگی بین اعضای مختلف این سازمان است که در این امر هدف اساسی کشورهای آسیای مرکزی است و روسیه فدرالی و چین از جمله اعضای برجسته این سازمان اند و تمام کشورهای نو به دولت رسیده یا آزادشده آسیای مرکزی که امکانات اقتصادی و پتانسیل بسیار وسیع تجارتی در این کشور ها موجود است آنها نیز عضویت این سازمان را دارند”.

به گفته آقای کوچی، از یکی دو سال بدینسو از افغانستان نیز دعوت شده تا در این سازمان شمولیت داشته باشد وی گفت: “فعلاً افغانستان به حیث ناظر در گردهمایی‌های این سازمان شرکت می کند و افغانستان علاقمند است که عضویت این سازمان را بدست آورد و این علاقمندی به دو دلیل وجود دارد: اول اینکه جنگ‌هایی که در افغانستان دوام دارند، جنگ‌های نیابتی است که بر سر افغانستان و مردم افغانستان تحمیل شده و در این راه مردم افغانستان قربانی های زیادی داده اند و خون هزاران افغان ریخته شده است، بدین معنی که در افغانستان امنیت وجود ندارد”.

سفیر جمهوری اسلامی افغانستان در روسیه به این باور است که فقدان امنیت باعث شده است تا پروژه‌های بسیار مهم اقتصادی — تجارتی و بازسازی افغانستان به عقب بیافتد. آقای کوچی گفت: ” کشورهای عضو سازمان(همکاری شانگهای) نقش بسیار اساسی دارند که یا طالب ها را وادار بسازند تا بیایند و پشت میز مذاکره بنشینند و یا افغانستان را کمک کنند تا در حقیقت یک ثبات امنیتی و سیاسی در افغانستان ایجاد شود و در حین زمان موضوع تروریسم مطرح شد در آنجا (در سازمان همکاری شانگهای) و این تروریسم که نقص و اضرار آن به افغانستان بیشتر رسیده، اما به تمام کشورهای آسیای مرکزی به شمول روسیه فدرالی هم رسیده و تروریست‌هایی که به خاک افغانستان می‌آیند در دیگر کشورهای همسایه مخصوصاً در پاکستان تربیه می‌شوند و از افغانستان می‌آیند به کشورهای آسیای مرکزی و حتی به روسیه و اسباب نا آرامی این کشورها را فراهم می‌کنند. بدین لحاظ افغانستان بسیار دلچسپی دارد در این سازمان که به حیث عضو دایمی و حقیقی آن پذیرفته شود”.

قابل یادآوریست که در این نشست عبدالله عبدالله، رئیس اجرائیه کشور، حکمت‌خلیل کرزی، معین سیاسی وزارت امور خارجه و برخی دیگر از مقام‌های ریاست اجرائیه و وزارت خارجه‌ نیز شرکت ورزیده بودند. رئيس اجرائيه جمهوری اسلامی افغانستان ضمن دیدارهای جداگانه با کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای خواهان عضویت دایمی افغانستان در این سازمان شده است. عبدالله عبدالله در حاشیه‌ی این نشست با نخست‌وزیران کشورهای ازبکستان، قزاقستان، قرغزستان، روسیه، چین و تاجکستان دیدار و گفت‌وگو کرده است.

رشید علیم‌اوف، دبیرکل سازمان همکاری شانگهای ضمن اعلام حمایت‌اش از عضویت دایمی افغانستان در این سازمان گفته است که باید افغانستان با استفاده از فرصت با پیوستن به قراردادها و پذیرفتن اسناد این سازمان، برگزاری روزهای فرهنگی و نمایش‌های اقتصادی به همکاری سازمان در جمهوری چین یا دیگر کشورهای عضو، روند عضویت خود را به سازمان سرعت ببخشد.

افزایش حملات هوایی و نبود شفافیت در افغانستان نگران کننده است

حملات هوایی آمریکا در افغانستان نسبت به سال گذشته در حالی افزایش سه برابری داشته است که دفتر «ژورنالیسم پژوهشی» در لندن عدم شفافیت درباره این حملات را نگران کننده می‌داند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از دفتر «خبرنگاری پژوهشی» در لندن، برای نخستین بار در سال جاری، این دفتر به اطلاعات ماهانه از «حمایت قاطع» درباره حملات هوایی به افغانستان دسترسی نداشته است.

در حالی که عملیات هوایی در افغانستان در حال افزایش است، عدم ارائه اطلاعات درباره حملات هوایی در ماه اکتبر شفافیت در این موضوع را تحت تاثیر قرار داده است.

این رسانه انگلیسی افزود: از سپتامبر سال 2016 مجموع حملات هوایی را با جزئیاتی همچون حملات علیه مواضع داعش، القاعده و یا تعداد موشک و بمب‌های مورد استفاده را دریافت می‌کرد.

این در حالی است که پس از تکذیب کشتار غیرنظامیان توسط آمریکا و ناتو در حملات هوایی در «قندوز»، دفتر «ژورنالیسم پژوهشی» گزارشی مبنی بر کشته شدن غیرنظامیان منتشر کرد.

این نهاد ضمن انتشار فهرست قربانیان، عکس‌هایی را نیز از کشته‌شدگان این حمله منتشر کرد.

گفتنی است که پیش از این نیز دفتر نمایندگی سازمان ملل ضمن تکذیب گزارش فرماندهی نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان خبر کشته شدن غیرنظامیان افغان در حمله هوایی آمریکا به قندوز را تایید کرده بود.

حکمتیار برای انتخابات کاندید نمی‌شود/ طالبان کلاً مصالحه را قبول ندارد

افغانستان در طول یک دهه اخیر آبستن حوادث گوناگونی بوده‌است؛ از کشمکش‌های سیاسی و قومی گرفته تا دست و پنجه نرم کردن دولت با طالبان همگی این معنا را پدیدار می‌کند که منحنی رخدادها اگرچه تا حد زیادی از وضعیت قرمز به زرد تبدیل شده‌است اما «بحران» همچنان در افغانستان جا خوش کرده‌است.
ممکن است تا سه سال پیش تنها مسائل سیاسی افغانستان مورد توجه رسانه‌ها و تحلیلگران قرار می‌گرفت و در انتها چند انفجار و اخبار مرتبط با طالبان به آن خاتمه می‌داد؛ اما در وضعیت کنونی متغیری به نام «داعش» به پازل تهدیدات افغانستان اضافه شده‌است. بدون تردید عمده مشکلات این کشور ارتباط مستقیم با مقوله امنیت عمومی دارد که در گذشته تنها طالبان به هم زننده ثبات آن به‌شمار می‌رفت اما امروزه خلافت خراسان (شاخه داعش در افغانستان) مکمل آن شده‌است.
در ادامه این تهدیدات «دولت وحدت ملی افغانستان» صلح با گلبدین حکمتیار (رهبر حزب اسلامی حکمتیار) را در دستور کار خود قرار داد و امید بر این بود با محقق شدن صلح وضعیت امنیتی تا حد زیادی بهبود پیدا کند؛ چراکه کابل معتقد بود از این طریق می‌تواند طالبان را برای آوردن بر سر میز مذاکره تشویق کند که چنین حالتی تاکنون اتفاق نیافتاده است.
اگر نمایان شدن پرچم‌های سیاه‌رنگ داعش در افغانستان را تحولی جدی و مبدأ دگرگونی جدی بدانیم، بدون تردید «توزیع بحران» به تصویر کشیده می‌شود که همین موضوع نه تنها بر اوضاع امنیتی و حیات شهروندان افغانستان تأثیر می‌گذارد، بلکه اقتصاد را مورد هجمه قرار می‌دهد و کنترل اوضاع برای دولت وحدت ملی سخت‌تر خواهد شد.
در این میانه، آمریکا که نزدیک به ۱۶ سال است در افغانستان حضور نظامی و بالطبع امنیتی – سیاسی دارد، استراتژی جدید خود را به بهانه بهبود شرایط امنیتی آن هم از زبان «دونالد ترامپ» به جهانیان عرضه کرد اما عملیاتی شدن آن همچنان در هاله‌ای از ابهام است. روسیه یکی دیگر از بازیگرانی است که از سال‌های اخیر و در بدو ورود داعش به افغانستان کنشگری خود را فعال‌تر کرده‌است تا بتواند از سرایت بنیادگرایی رادیکال به کشورش جلوگیری کند که البته مهار اقدامات ایالات متحده در افغانستان هم در سرفصل دیپلماسی سیاسی – امنیتی مسکو قرار دارد.
خبرگزاری ایلنا در مصاحبه ای مفصل با «محمد محقق» معاون دوم رئیس اجرایی حکومت وحدت ملی به بررسی وضعیت کنونی افغانستان پرداخته‌است. در ادامه مشروح این گفت‌وگو از نظر می‌گذرد.

سؤال: حدود شش ماه از اعلام تشکیل «شورای عالی نجات افغانستان» توسط شما، جنرال عبدالرشید دوستم و عطاء محمدنور والی بلخ می‌گذرد اما فلسفه تشکیل و فعالیت آن همچنان برای رسانه‌ها، تحلیلگران، سیاستمداران و برخی از مخاطبان اخبار افغانستان مشخص نیست؛ هدف از تشکیل این ائتلاف چه بود؟
محقق: پس از آن که ناامنی‌ها و موج عضوگیری عناصر تکفیری در افغانستان افزایش پیدا کرد، لازم دیده شد که برای رویارویی و مقابله با هجمه‌های تکفیری – تروریستی «شورای عالی نجات افغانستان» تشکیل شود.

سؤال: یعنی این شورا صرفاً ماهیت امنیتی دارد و برای مقابله با جریان‌های تروریستی و هسته‌های افراطی بنیادگرا در افغانستان تأسیس شده‌است؟
محقق: خیر، ماهیت آن تنها امنیتی نیست اما یکی از محورهای فعالیت این شورا به دلیل وضعیت فعلی افغانستان جلوگیری از فعالیت و رشد جریان‌های تکفیری – تروریستی در داخل کشور است. از گذشته تاکنون سه جریان اصلی در افغانستان مقابله با تروریسم و این جریان‌ها را در دستور کار داشته‌است که عبارتند از: ۱- جمعیت اسلامی افغانستان ۲- حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان ۳- جنبش ملی اسلامی افغانستان.
از این جهت باید بگویم که یکی از محورهای فعالیت این شورا حفاظت و حراست از مناطقی است که داعش و سایر جریان‌های افراطی در آن حضور دارند. مسئله دوم رفع تنش‌های موجود در میان احزاب و دسته‌های سیاسی، قومی و مذهبی در برخی از مناطق افغانستان است که شورای عالی نجات افغانستان برای جلوگیری از افراط‌زدایی و هرگونه پیوستن احتمالی آنها به جریان‌های رادیکال به این موضوع ورود کرده‌است. مسئله سوم، بحث رویداهای سیاسی مانند انتخابات پارلمانی و ریاست‌جمهوری است که این شورا برای ایجاد همگرایی و احقاق حقوق مردم وظایفی دارد که به دنبال عملیاتی کردن آن است.

سؤال: عده‌ای در داخل و خارج از افغانستان معتقدند که شورای عالی نجات افغانستان به عنوان قطب مخالف «دولت وحدت ملی» ایفای نقش می‌کند و حتی برچسب اپوزوسیون را به آن اطلاق می‌کنند. این مرزبندی را قبول دارید؟
محقق: خیر، چنین چیزی صحت ندارد. من هم چنین مطالبی را شنیده‌ام اما این برداشت درست نیست و هیچ تقابلی میان این شورا و دولت وحدت ملی افغانستان وجود نداشته و نخواهد داشت؛ بلکه کمک برای بهبود وضعیت فعلی کشور مد نظر این شورا بوده و آن را به مثابه بازوی کمکی دولت می‌دانیم.
درست است که این شورا در شمال افغانستان پایه‌گذاری شد اما تنها شمال کشور مد نظر ما نیست بلکه پیگیری‌ها برای فعالیت این شورا در مناطق شرق، جنوب و غرب افغانستان و حتی هرات و سایر ولایت‌ها در حال انجام است که امیدواریم بتوانیم اوضاع کشور را بهبود ببخشیم.

سؤال: در هفته‌های اخیر «احمد الله علیزی» مشاور سابق رئیس‌جمهوری از سوی اشرف غنی برکنار شد و ایشان در مصاحبه‌ای علیه رئیس‌جمهوری افغانستان سخن گفتند و حتی اظهار کرده بودند که غنی از مشاورانش درخواست کرده تا در تلویزیون ملی از کارنامه ایشان دفاع کنند. آیا چنین چیزی حقیقت دارد و اساساً اختلافات درون دولت وحدت ملی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
محقق: بحث برکناری «احمد الله علیزی» توسط رئیس‌جمهوری مربوط به برگزاری لویی جرگه (گردهمایی بزرگ سران قبایل افغانستان) است. در زمان حامد کرزی این گردهمایی برگزار می‌شد اما در وضعیت فعلی اشرف غنی مخالف برگزاری این اجتماع است و آن را غیرقانونی می‌داند و خواستار قانونی برگزار شدن آن است. از این جهت مقامات دولتی از شرکت در این گردهمایی منع شده‌اند.
لذا مقامات دولتی که در گردهمایی بزرگ سران قبایل افغانستان شرکت کرده بودند به دلیل نادیده گرفتن و تخطی از دستور دولت و ریاست جمهوری، از سمت خود برکنار شدند. اما در مورد وضعیت دولت و آنچه که درافغانستان در حال گذار است باید بگویم که اختلافات و تفاوت دیدگاه‌ها همچنان به قوت خود باقی است و مشکلات ادامه دارد.

سؤال: در ماه گذشته اسنادی از سوی رسانه‌های افغانستان علیه «گلبدین حکمتیار» منتشر شد و در متن اخبار نقش ایشان در دولت افغانستان را «خاکستری» تحلیل کردند. حتی برخی از مطبوعات و خبرگزاری‌ها به ارتباط ایشان و حزب اسلامی حکمتیار با جریان‌های افراطی افغانستان و حتی داعش اشاره مستقیم کردند. به‌طور کلی صلح با حکمتیار چه دستاوردی داشت؟ آیا صلح و ثبات ملی تثبیت شد؟
محقق: تأثیر صلح دولت وحدت ملی و حکمتیار را باید از درون ولایت‌هایی که حزب اسلامی حکمتیار در آنجا فعال بوده، بررسی کرد. بعد از وقوع صلح، جریان حکمتیار در مناطقی مانند ولایت کُنر دست از مقابله مسلحانه برداشتند اما نباید فراموش کرد که این صلح هیچ تأثیری بر فرایند صلح با «طالبان» نداشته و نخواهد داشت. چراکه افغانستان روزی در دست طالبان بوده و همیشه بر ادامه جنگ و مخاصمه در سراسر کشور تأکید دارند تا بتوانند از دولت امتیازگیری کنند.
از این جهت، اگر فکر کنیم که صلح با حکمتیار می‌تواند تمام مشکلات افغانستان و خصوصاً مذاکره با طالبان را سر و سامان بدهد، کاملاً اشتباه کرده‌ایم؛ چراکه صلح حکمتیار تنها بخش کوچکی از چالش‌های افغانستان بود و جنگ اصلی ما با طالبان است.

سؤال: آقای حکمتیار در سخنان خود اعلام کرده بودند که احتمال دارد در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند. ایشان همچنان این موضع را پیگیری می‌کنند؟
محقق: در اینباره حدس و گمان‌های فراوانی وجود دارد، اما به نظر نمی‌رسد که ایشان بخواهند برای انتخابات ریاست جمهوری نامزد شوند و طبیعتاً از یک نامزد خاص حمایت خواهند کرد.

سؤال: فرایند صلح با طالبان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
محقق: اگر بخواهم به صورت صریح و روشن صحبت کنم، باید بگویم که نتیجه خاص یا چشمگیری در خصوص مذاکرات صلح به دست نیامده است. طالبان صراحتاً گفته‌است که با دولت فعلی افغانستان صلح نمی‌کنیم.

سؤال: دلیل طالبان برای دوری از مذاکره و صلح چیست؟
محقق: علت آن را باید در ذهنیت و لایه‌های ایدئولوژیک طالبان جست‌وجو کرد؛ به گونه‌ای که آنها معتقدند برای کسب تمامی اهدافشان باید بجنگند. یعنی اگر تمامی اهداف و خواسته‌های آنها تأمین بشود وارد فرایند مذاکرات می‌شوند و قائل به تأمین بخشی از آن نیستند.
باید دانست که طالب‌ها تمامیت‌خواهی را در دستور کار دارند. مدل و گرایش فکری آنها به این صورت است که حد وسط را قبول ندارند؛ یعنی می‌جنگند برای پیروزی یا شکست و کلاً مصالحه را قبول ندارد.

سؤال: پس از پایه‌گذاری ولایت خراسان (شاخه گروه تروریستی داعش در افغانستان) روسیه تا حد زیادی در عرصه سیاسی و خصوصاً امنیتی افغانستان فعال شد و حتی مقامات مسکو حمایت از طالبان علیه داعش را به صورت رسمی اعلام کردند. نقش و جایگاه فدراسیون روسیه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
محقق: اگر به کالبدشکافی طالبان بپردازیم لایه‌های مختلفی از تفکرات را می‌بینیم. بخشی از طالب‌ها تفکرات نزدیک به داعش دارند و افراطی‌تر عمل می‌کنند اما دسته‌ای دیگر تفکرات آرام‌تری را پیش گرفته‌اند. از این نظر ما با دو طیف از تفکر در طالبان روبه‌رو هستیم؛ یکی هسته تندروی طالبان و دیگری طیف تقریباً میانه‌رو.
از این جهت روسیه بر اساس راهبرد خود وارد پرونده افغانستان خواهد شد؛ اما آنها هم به صورت دقیق نمی‌توانند برآورد کنند که آیا طالبان رویکردش را تغییر می‌دهد یا خیر. به عبارتی دیگر روس‌ها نمی‌توانند به صورت واضح و قطعی بگویند که آیا هسته‌های میانه‌روی طالب‌ها تغییر طیف می‌دهند و تندرو خواهند شد یا خیر. یا اینکه تضمینی برای یک دست شدن طالبان وجود دارد یا آنها هم به صفوف داعش می‌پیوندند؟ از این جهت مسکو ملاحظات خود را دارد و حتی مقام‌های این کشور اعلام کردند که ما به دنبال حمایت از طالبان نیستیم.

سؤال: آینده داعش در افغانستان را چگونه می‌بینید؟ آیا در تئوری و عمل باید منتظر افزایش ناامنی و اجرای عملیات از سوی این جریان تروریستی در سراسر افغانستان باشیم؟
محقق: مدت زمان خاصی را نمی‌توانیم برای حضور داعش در افغانستان متصور باشیم. ممکن است ظرف یک سال آینده بساط این گروه تروریستی برچیده شود و شاید هم تا ۱۰ سال با آنها درگیری باشیم. اما آنچه که مشخص است تفاوت‌ها در ایدئولوژی داعش و مردم افغانستان است. شیعیان افغانستان هیچ اشتراکی با داعش ندارند و اهل تسنن هم به دلیل آنکه حنبلی هستند در تضاد با تفکر سلفی هستند. به گونه‌ای که در چند ماه اخیر زمانی که داعش وارد ولایت‌ها و شهرهای سنی‌نشین می‌شدند و آنجا را اشغال می‌کردند به علمای دینی حنبلی می‌گفتند که یا باید سلفی بشوید یا اینکه سرتان را می‌بُریم و جنایت‌های زیادی رخ داد.
از این جهت است که تفکرات مردم افغانستان و داعش با یکدیگر در تضاد است و نمی‌توان به صورت قطعی گفت که داعش می‌تواند یارگیری گسترده‌ای در جهت اهداف خود در افغانستان داشته باشد؛ مگر آنکه عناصر این جریان تروریستی که در عراق و سوریه آموزش دیده‌اند و در خط مقدم جبهه‌های جنگ بودند به افغانستان اعزام شوند یا اینکه به خانه برگردند. در اینجا باید توجه داشت که این عناصر از کشورهای همسایه افغانستان به داعش در سوریه و عراق پیوسته بودند.

سؤال: تقابل طالبان با داعش تا چه حد صحت دارد؟ آیا ممکن است دولت وحدت ملی افغانستان برای ریشه کن کردن داعش در افغانستان با طالبان وارد مذاکره شود؟
محقق: درگیری طالبان با داعش در سراسر افغانستان را به صورت قطعی نمی‌توانم تأیید کنم بلکه این دو جریان به صورت نقطه‌ای با همدیگر وارد تقابل شده‌اند. به عنوان مثال درگیری در نواحی شرقی در چند مورد گزارش شده‌است اما در سایر بخش‌ها شاهد این وضعیت نیستیم. به صورت دقیق نمی‌توان گفت که در کدام مناطق این تقابل اتفاق افتاده‌است. اما در مذاکره دولت وحدت ملی با طالبان علیه داعش؛ بعید به نظر می‌رسد که چنین اتفاقی رخ دهد.

سؤال: در برخی از بندهای استراتژی جدید آمریکا در افغانستان و خصوصاً در مورد مقابله با داعش ابهامات زیادی وجود دارد. این استراتژی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ اولویت آمریکا داعش است یا طالبان؟
محقق: در مرحله کلامی و آنچه در اظهارات مقامات ایالات متحده آمده، اولویت آنها داعش است و در مرحله بعد به صلح با طالبان اشاره می‌کنند. در بخشی از استراتژی آمریکا هجمه بر داعش کمتر دیده می‌شود و مشخص نیست که آیا مقابله با آنها در نظر آمریکا ضروری است یا خیر. اما واقعیت این است که آمریکا نگران حضور نیروهای خود و تأمین امنیت آنها در افغانستان است؛ چراکه فعال شدن دو جریان افراطی مانند داعش و طالبان می‌تواند هزینه‌های زیادی برای ایالات متحده داشته باشد.

سؤال: به عنوان آخرین سوال؛ عملکرد دولت وحدت ملی در مقابله با داعش را چگونه می‌بینید؟
محقق: دولت تلاش داشته تا با تروریسم بومی مقابله کند و در مورد داعش هم چنین نظری را دارد اما در برخی از راهبردها و راهکارهایشان مشکلاتی وجود دارد که موجب شده تا نتیجه‌گیری مناسب صورت نگیرد.

جمعه خان همدرد مامور اماراتی ها است

جمعه خان همدرد عضور ارشد هیات اجرایی حزب اسلامی و از افراد بسیار نزدیک به حکمتیار یکی از مرتبطین سفارت امارات متحده عربی در کابل است که از طریق این کشور با سازمان آی اس آی پاکستان نیز رابطه ایجاد کرده است.
به گزارش رزاق مامون، آقای همدرد که دیدارهای متواتری را با دیپلمات های سفارت خانه امارات در کابل دارد از طریق همین شبکه و با هماهنگی امارات، اهداف این کشور را در ولایت بلخ اجرایی می کند.
روابط همدرد با اماراتی ها و از طریق آنها با سازمان آی اس آی پاکستان به سال های گذشته و پیش از حضور حکمتیار در کابل باز می گردد.
وی در عین حال که مشاور کرزی بود، سفرهای مکرر و طولانی مدتی به امارات داشت که در همان ایام مورد انتقاد بسیاری از مردم قرار داشت.

ضرورت اتحاد سیاسی استاد عطا با حامد کرزی

به نظر می رسد که جبهه ضد طالبان هنوز هم ظرفیت بازی کردن با یک ورق برنده را با تکیه بر محوریت خودش ندارد.

گزارشنامه افغانستان : آخرین گزارش ها و برداشت ها مشعر اند که امریکا و ناتو اجازه استقرار یک قدرت مرکب از نیروهای ضد طالب و داعش درشمال را نخواهند داد. بنا برین، توجه به رویکرد های جدید یک ضرورت عاجل است. جنرال دوستم وعطا نور راهی جز ایجاد جبهه واحد با حامد کرزی ندارند.

دکترغنی در رابطه به تبعید جنرال دوستم از افغانستان، حاشیه رانی عطا نور از محور معامله ها، سرکوب خونبار جنبش روشنایی به کمک دسته جات داعش و تیرباران جنبش تغییر و بیرون سازی ضیاء مسعود از جرگه رسمیات، دست آورد هایی داشت که کله غنی- اتمر را پر از باد کرد. این ظفرنمونی ها دراصل برآیند تصامیم امریکا وناتو بود و مطلق به مدیریت خارجی ها وابسته بوده وهست.

اما چرا این سناریو نمی تواند درحق حامد کرزی – خان برحال درانی ها- به کارگرفته شود؟

 موقعیت کرزی از هر نظر دربرابر ارگ و امریکا نیرومند است. کرزی برعلاوه قندهار، بخشی از ائتلاف ضد طالبان و حمایت قاطع روسیه، ایران و هند را هم با خود دارد؛ ائتلاف ضد طالبان اگر از سال 2001 با چند سبوتاژ و خریدوفروش داخلی مواجه نمی شد، از نظر گستره جغرافیایی، قوای نظامی و قدرت رهبری سیاسی قوی تر از کرزی و غنی بود. حالا چنین نیست.

به صحنه آمدن اتمر- غنی ثمرۀ تصمیم سیاسی کاخ سفید و عرق ریزی های تیم کرزی در سازماندهی جعل انتخاباتی و بیعت قومی بود.  با این حال کرزی در موقعیتی است که هم امریکا و هم غلزایی ها را هدف گرفته است. قوم پرستی عریان و ناشیانۀ غلزایی ها زوال زودرس آنان را رقم زد.

 اما چرا میوه این همه خطا ها در سبد کرزی چیده شود؟

دلیلش این است که غنی و کرزی به همکاری جامعه جهانی موفق شدند تا چهارچوب رهبری سیاسی نیروهای ضد طالب را به همکاری سرحلقه های خود این نیروها از چندین جا درهم بشکنند. از آن کشتی شکسته، فقط عطا نور در حاشیه آمو تا امر ثانی برقرار مانده است. این شکست و ریخت ها میراث مارشال فهیم است که در زمان کرزی تمامی آدرس های درحال شگوفایی درجبهه ضد طالب را یکه یکه به نفع شخصی خود اما درخدمت منافع درازمدت کرزی درهم شکست. اکنون از قدرت فهیم فقط یک تل خاکی از خاطرات محو شده باقی مانده است. به این می گویند قدرت بی اقتدار.

به نظر می رسد که جبهه ضد طالبان هنوز هم ظرفیت بازی کردن با یک ورق برنده را با تکیه بر محوریت خودش ندارد. فرصت بازبینی و آسیب شناسی هم باقی نیست. عطا نور راهی جز بازو دادن با کرزی و اتحاد با درانی ها ندارد. تجربه اثبات کرد قندهار ( نه پنجشیر وبلخ) همچنان برای ثبات افغانستان قدرتی تعیین کننده دارد. این به معنای آن است که فارمول سنت سیاسی کارآیی خود را حفظ کرده است. اما اتحاد دو باره با کرزی اگر تکرار شخصی بازی هایی از نوع کارهای مارشال فهیم باشد، عمر قدرت بی اقتدار وضمیمه ای ابدی خواهد بود.

شناسنامه‌های برقی، در گرو اختلاف دیدگاه‌ها

گرماگرم مبارزات انتخاباتی و همۀ کاندیداهای ریاست جمهوری به شمول محمد اشرف غنی برای بدست آورن رای مردم وعدههای زیاد داده بود، یکی از آن توزیع شناسنامه‌های برقی بود.

در آنزمان آقای غنی در یکی از سخنرانی‌های مبارزات انتخاباتی‌اش گفته بود: «اگر من رییس‌ جمهور افغانستان شوم آن‌ قدر کار را به‌سرعت پیش خواهم برد که در عرض یک ‌ونیم‌ سال این تذکره‌ها را برای تمام مردم افغانستان توزیع می‌کنم.» 

حالا، حکومت وحدت ملی سه ساله شد، اما به دلایل گوناگون، تا کنون روند توزیع شناس‌نامه‌های برقی شروع نشده و امکان غروب آفتاب این پروسه وجود دارد.
چندی قبل در نشست عمومی مجلس نمایندگان افغانستان، فرمان تقنینی رییس‌جمهوری در مورد درج ملیت و قوم در شناسنامه های برقی رد شد.
در این فرمان رییس‌جمهور غنی، ماده‌های چهارم و ششم قانون ثبت احوال نفوس مورد تعدیل قرار گرفته بودند که بر اساس آن باید ملیت، قوم و دین افراد در شناسنامه های برقی درج می‌شد، اما پارلمان، با این تعدیلات مخالفت کرد.
در این نشست مجلس، شماری خواهان آن بودند که بر سر این تعدیلات رأی گیری شود و شماری نیز، نیازی به رأی ‌گیری را حس نمی‌کردند. سرانجام نمایندگان مجلس به قانون قبلی که در آن فقط نام و نام پدر صاحب تذکره درج می‌شود، رأی دادند.
اما شماری از اعضای مجلس نماینده گان، خواهان درج واژه های ملیت و قوم در شناسنامه ها هستند.

سعید محمد موسی جناب یک تن از نمایندگان مجلس به آژانس خبری اسپوتنیک گفت: «امروز در افغانستان بیش از 80 قوم وجود دارد، اما تنها چهار قوم به شمول پشتون، تاجک، هزاره و ازبک برتری می‌خواهند. به همین دلیل درج ملیت و قوم ضرورت فرضی است، تا معلوم شود که کی‌ها اکثریت اند و کی‌ها اقلیت.»
این وکیل پارلمان به جواب سوال خبرنگار اسپوتنیک در مورد این که چرا پارلمان فرمان تقنینی رییس‌جمهوری در مورد درج ملیت و قوم در شناسنامه های برقی را رد کرد گفت: «در همان روز فرمان تقنینی رییس جمهور درست خوانده نشده بود و بیش از 90 فیصد وکلا امروز از این تعدیل پشیمان هستند».

اما از سوی دیگر، محمد فرهاد عظیمی نمایندۀ بلخ در مجلس نمایندگان افغانستان ذکر «افغان» و «مسلمان» در شناسنامه‌های برقی را نیاز نمی‌داند و می‌گوید:

«دامن زدن به چنین مسایل در چنین مقطع حساس ضرور نیست. در این شناسنامه «جمهوری اسلامی افغانستان» درج شده، که هم افغان بودن و هم مسلمان بودن را ذکر می کند، پس به همین دلیل نیاز به درج ملیت،‌ قوم و مذهب دیده نمی شود.
او می گوید، برای آنانکه در قسمت درج مذهب پافشاری میکنند باید گفت که 99.9 فیصد مردم افغانستان مسلمان می باشند و عموماً در تذکره صفات ممیزه پیش‌بینی می‌شود که از یک فرد تا فرد دیگر تفاوت داشته باشد». 

به نظر وی بعضی اشخاص در تلاش آن اند که هویت قوم خاصی را به همۀ اقوام افغانستان تحمیل کنند که «هیچ گاهی مورد قبول ما نیست.»
آقای عظیمی باور دارد که زیبایی افغانستان در کثرت ملیت‌هایش است و اگر به چنین مسایل مانند ملیت، قوم و مذهب دست زده شود با عث از هم پاشیدگی کشور می شود.

تعداد از کارشناسان به این باورند که آوردن قومیت در شناسنامه های برقی شروع تجزیه افغانستان و نهادینه شدن این بحث در کشور است.

داکتر طوفان وزیری آگاه مسایل سیاسی با چنین مفکوره های کارشناسان موافق نبوده و می گوید: «در افغانستان فرهنگ، مذهب و اقوام مختلف وجود دارند و در این جای شک نیست که تمام مردم افغانستان با هم برادر اند. این مسأله امروز سیاسی شده و در هر قوم اشخاص وجود دارند که قوم را گروگان گرفته و می خواهند به این وسیله به اهداف خود برسند. مردم افغانستان نباید در چنین مسایل مورد استفادۀ منفی قرار بگیرند و باید به تبلیغاتی که در صفحات اجتماعی به نشر می‌رسند توجه نکنند، چون این همه انگیزه منفی را ایجاد نموده و فاصله بین مردم بیشتر می شود.»

به نظر این کارشناس سیاسی، هر قوم و مذهب حق مسلم دارند تا تقاضای درج ملیت و قوم را در شناشنامه‌های‌شان بکنند و این گام بسیار خوب است در صورتیکه به توافق تمام مردم انجام شود.

باید گفت که مساله درج قوم، ملیت و مذهب در شناسنامه های برقی به یک مساله پیچیده و جنجال برانگیز مبدل شده و اینکه حکومت وحدت ملی برای انجام این کار بلاخره به چه نتیجه خواهد رسید، زمان نشان خواهد داد.

Updated: دسامبر 9, 2017 — 12:31 ب.ظ