اخبار فوری جهان : آنگلا مرکل در قدرت باقی می‌ماند؟

 

آنگلا مرکل در قدرت باقی می‌ماند؟

مذاکرات برای تشکیل دولت ائتلافی ادامه دارد و ادامه صدارت خانم مرکل منوط به موفقیت در این مذاکرات است

مذاکرات میان حزب اتحادیه دموکرات مسیحی به رهبری آنگلا مرکل، حزب دموکرات آزاد و حزب سبز برای تشکیل دولت ائتلافی همچنان ادامه دارد.

این مذاکرات که برای مدت‌ها جاری بوده تا کنون بی‌نتیجه بوده است.

جنی هیل، خبرنگار بی‌بی‌سی می‌گوید شکست در تشکیل دولت ائتلافی می‌تواند آغازی برای پایان دوران صدارت آنگلا مرکل باشد.

موقعیت خانم مرکل پس از انتخابات ماه سپتامبر که حزبش عملکرد موفقی نداشت، ضعیف شده است.

تنها شانسی که برای او مانده تشکیل ائتلافی کم سابقه میان احزابی است که اشتراک چندانی ندارند.

خانم مرکل امروز جمعه، ۱۷ نوامبر پس از چند ساعت مذاکره میان این احزاب گفته است که هنوز توافقی میان احزاب اتحادیه دموکرات مسیحی (درگیر نبردهای درون حزبی)، دموکرات آزاد و سبز صورت نگرفته است.

این احزاب بر سر سیستم مالیاتی، پناهندگی و سیاست‌های زیست‌محیطی اختلاف نظر دارند.

پیچیده‌ ترین معضل بر سر این است که آیا پناهجویان سوری می‌توانند اعضای خانواده خود را به آلمان بیاورند یا نه.

حزب اتحادیه دموکرات مسیحی خانم مرکل که نسبت به موفقیت حزب دست راستی آلترناتیو برای آلمان حساس شده، موضعی محتاطانه در این قبال اخذ کرده است.

حزب آلترناتیو برای آلمان با رویکرد ضد پناهجویی خود توانست برای اولین بار چند کرسی در پارلمان آلمان به خود اختصاص دهد.

جم اوزدمیر (سمت چپ) و کاترین گورینگ اکهارت از حزب سبز با سیاست‌های خانم مرکل در مورد پناهجویان موافق نیستند

حزب سبز آلمان می‌گوید پناهجویان در صورتی سریع‌ تردرجامعه ادغام می‌شوند که بستگان‌شان نیز همراهشان باشد و خواهان سیاست انعطاف ‌پذیرتری در قبال آنها است.

شکاف‌های ایدئولوژیک تا کنون مانع از توافق این احزاب بر سر سیاست‌ها در مورد صنعت انرژی آلمان شده است. حزب دموکرات آزاد از تعهد برای کاهش شدید وابستگی به انرژی زغال سنگ ناراضی است. این با اولویت‌های زیست ‌محیطی سبزهای آلمان در مغایرت است.

البته آنچه اکنون در حال اتفاق است، بیشتر شبیه یک نمایش است. این احزاب باید به پایگاه‌های قدرت خود نشان دهند که با میل ورغبت اصول خود را برای حضور در قدرت نادیده نخواهند گرفت.

اما همه افرادی که به نیابت از احزاب در مذاکرات طولانی و طاقت فرسا مشارکت داشتند، می‌دانند که ناکامی و شکست در این مذاکرات به معنای برپایی مجدد انتخابات در کشور است.

کریستین لیندنر رهبر حزب دموکرات آزاد. حزب دموکرات آزاد از تعهد برای کاهش شدید وابستگی به انرژی زغال سنگ ناراضی است

بیشتر از همه، خانم مرکل می‌داند که ناکامی در تشکیل این دولت ائتلافی چه معنایی دارد. نظرسنجی‌های جدید نشان می‌دهد که حزب او ممکن است در انتخابات بعدی، نتیجه بدتری کسب کند.

این احتمال وجود دارد که حزب اتحادیه دموکرات مسیحی که به دنبال یافتن جانشین خانم مرکل است، نخواهد در انتخابات بعدی او رهبری حزب را به عهده داشته باشد.

ادامه حیات سیاسی صدراعظم آلمان، که شهرت جهانی‌اش، توانایی او مذاکره برای دستیابی به تفاهم و سازش است، وابسته به چنین توافقی است.

 

سعد حریری وارد پاریس شد

سعد حریری، نخست‌وزیر لبنان با دعوت امانوئل مکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه از عربستان سعودی وارد پاریس شده است.

شماری از رسانه‌های لبنان می‌گویند دو فرزند آقای حریری هنوز در عربستان هستند و با پدر و مادر خود به پاریس سفر نکرده‌اند.

آقای حریری روز چهارم نوامبر در ریاض، پایتخت عربستان سعودی استعفا داد و از آن زمان در این کشور باقی مانده بود. استعفای او هنوز پذیرفته نشده است.

دفتر ریاست‌جمهوری لبنان گفته است آقای حریری روز چهارشنبه برای شرکت در مراسم روز استقلال به لبنان بر می‌گردد.

تصاویری از ورود آقای حریری و لارا، همسرش به اقامتگاهشان در پاریس منتشر شده است. او با هواپیمای شخصی خود عربستان را ترک کرد.

تدابیر امنیتی در اطراف این محل تشدید شده است.

آقای حریری ساعت هفت صبح به وقت محلی وارد فرودگاه پاری – لو بورژه شد

سئوال‌ها در مورد نحوه کناره‌گیری و بازنگشتن او باعث شد تا میشل عون، رئیس‌جمهوری لبنان به طور علنی، عربستان را به بازداشت آقای حریری متهم کند.

عربستان اعمال محدودیت برای آقای حریری را رد کرده و نخست‌وزیر لبنان در توییتر خود هم چنین ادعایی را انکار می‌کرد.

آقای مکرون با سفر به ریاض درصدد کاستن از تنش‌ها بر آمد و نخست‌وزیر لبنان را به پاریس دعوت کرد. قرار است او امروز تا ساعاتی دیگر با رئیس‌جمهوری فرانسه دیدار کند.

احتمال دارد آقای حریری به چندین کشور عربی سفر کند. هنوز مشخص نیست او چه زمانی به لبنان بر خواهد گشت.

 

وزیر امور خارجه قطر: چیزی که در قطر اتفاق افتاد اکنون در لبنان در حال وقوع است

وزیر امور خارجه قطر گفته است عربستان سعودی و امارات عربی متحده باید درک کنند که هیچ کشوری حق ندارد در مسایل داخلی کشور دیگری دخالت کند

محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، وزیر امور خارجه قطر بدون آن که مستقیما از عربستان سعودی نام ببرد، از این کشور برای ایجاد بحران در منطقه انتقاد کرده است.

وزیر امور خارجه قطر که به آمریکا سفر کرده، گفته است “ما شاهد رهبری بی‌ملاحظه و بی‌مسئولیتی هستیم که سعی می‌کند کشورهای دیگر را به اطاعت از خود وادارد.”

وزیر امور خارجه قطر گفته است چیزی که دقیقا شش ماه پیش در قطر اتفاق افتاد اکنون در لبنان در حال وقوع است.

سعد حریری، نخست‌وزیر لبنان به طور غیر منتظره در ریاض، پایتخت عربستان سعودی استعفا داد و مقام‌های لبنان عربستان را متهم کردند که آقای حریری را بازداشت کرده است، اتهامی که عربستان آن را رد می‌کند.

آقای حریری قرار است امروز وارد پاریس شود.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، محمد بن عبدالرحمن آل ثانی در جمع خبرنگاران گفته است عربستان سعودی و امارات عربی متحده باید درک کنند که هیچ کشوری حق ندارد در مسایل داخلی کشور دیگری دخالت کند.

خرداد امسال، عربستان سعودی، مصر، بحرین و امارات متحده عربی مدعی شدند سیاست‌های قطر باعث بی‌ثباتی در منطقه می‌شود. آنها همچنین قطر را به حمایت از “گروه های تروریستی” از جمله گروه‌های مرتبط با ایران متهم کردند و روابط خود را با قطر قطع کردند.

کشورهای تحریم‌کننده شرایط متعددی را برای پایان دادن به تحریم مطرح کردند. قطع حمایت مالی قطر از “گروه‌های تروریستی”، کاهش روابط با ایران، متوقف کردن فعالیت شبکه خبری الجزیره و بستن پایگاه نظامی ترکیه در این کشور از جمله این شرایط بود. قطر این شرایط را نپذیرفته و هنوز بهبودی در بحران مشاهده نمی‌شود.

وزیر امور خارجه قطر در واشنگتن گفته است قطر آماده است تا با میانجیگری آمریکا برای حل مناقشه مذاکره کند. او گزارش‌ها مبنی بر حمایت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا از عربستان سعودی را رد کرده است.

 

برف‌کوچ در شرق افغانستان جان ۱۰ نفر را گرفت

مقام‌های محلی کنر تأیید می‌کنند که سقوط بهمن/برف‌کوچ در شهرستان چپه‌دره این ولایت ، جان دست‌کم ۱۰ نفر را گرفته است. چهار کودک و یک زن از جمله کشته‌شده‌ها هستند.

عبدالغنی مصمم، سخنگوی والی کنر می‌گوید:” برف‌کوچ اول عصر دیروز بر یک خانه در قریه لندرلان فرود آمده که تمامی ۶ عضو یک خانواده را کشته است. حادثه دوم صبح امروز زمانی اتفاق افتاده که مردم محل برای نجات گیرماندگان به آنجا رفته بودند.”

در رویداد صبح امروز (جمعه، ۲۶ عقرب/آبان) ۴ نفر از مردم منطقه کشته و ۸ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

باشندگان منطقه لندرلان در تماس با بی‌بی‌سی گفته‌اند تلاش‌ آن‌ها برای دورکردن برف با بیل و کلنگ تا کنون ناکام بوده است.

حضور گسترده شورشیان در شهرستان  چپه‌ دره ولایت کنر دست مقام‌های محلی را برای کمک‌رسانی و نجات گیرماندگان بسته است.

این نخستین برف ‌کوچ امسال در افغانستان است که با تلفاتی همراه بوده‌ است.

سال گذشته فرود بهمن در نورستان ولایت همجوار کنر بیش از صد نفر کشته و زخمی بر جا گذاشت.

شمار کشته‌های انفجار انتحاری در شمال کابل به ۱۴ نفر رسید

پلیس می‌گوید حمله‌کننده انتحاری زمانی که از سوی نیروهای امنیتی مستقر در محل شناسایی شد، خودش را منفجر کرد

شمار کشته‌های یک انفجار انتحاری که در شمال شهر کابل در منطقه “خیرخانه” در مقابل تالاری که گردهمایی شماری از سیاسیون افغان در آن جریان داشت رخ داد، به دست‌کم ۱۴ نفر رسید. در این رویداد ۱۸ نفر هم زخمی شده‌اند.

این انفجار حوالی ساعت ۲ بعد از ظهر امروز پنج‌شنبه ۲۵ عقرب/آبان به وقت محلی رخ داد.

خبرگزاری رویترز به نقل از سایت اعماق گزارش کرده که گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) مسئولیت این حمله را به عهده گرفته است.

بصیر مجاهد، سخنگوی پلیس کابل به بی‌بی‌سی گفت کشته‌ها شامل ۶ غیرنظامی و ۸ مامور پلیس و زخمی‌ها هم شامل ۱۱ غیرنظامی و ۷ مامور پلیس هستند.

اسماعیل کاووسی رئیس نشرات وزارت صحت/بهداشت پیش از این از انتقال شانزده زخمی به شفاخانه‌های کابل از این رویداد خبر داده بود.

بصیر مجاهد سخنگوی فرماندهی پلیس کابل می‌گوید حمله‌کننده انتحاری زمانی که از سوی نیروهای امنیتی مستقر در محل شناسایی شد، مواد انفجاری همراهش را منفجر کرد.

این انفجار در مقابل تالار عروسی “قصر نوین” رخ داده که گردهمایی هواداران عطامحمد نور، والی بلخ و رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی در آن برپا بود.

در دعوتنامه این مراسم که زیر نام “نکوداشت از نور میهن” از سوی شبکه سراسری جوانان اندیشمند افغانستان، برگزار شده بود، آمده که هدف این نشست گرامی داشت از خدمات عطامحمد نور والی بلخ است.

واکنش والی بلخ و ارگ

آقای نور اما با انتشار بیانیه‌ای در صفحه رسمی فیسبوک خود مدعی شده که عاملان این رویداد “دشمنان” و “حلقات معین در درون نظام” هستند.

آقای نور نوشته است:”در ادامه توطیه‌های پیشین علیه جنبش رستاخیز، مراسم خاکسپاری سالم ایزدیارشهید و جنبش روشنایی، این مراسم را نیز هدف قرار دادند”.

آقای نور افزوده است:”از حکومت که بخشی از آن، خود به عنوان حمایت کننده حلقه خبیثه و طراحان این رویداد شناخته می‌شود، توقعی نداریم که رویداد را پیگیری کند، اما مبارزه ما با هراس افگنی و هراس افگنان و عدالت‌خواهی و‌ حق طلبی ما همچنان ادامه دارد”.

ارگ ریاست جمهوری افغانستان با انتشار بیانیه‌ای این حمله را “تروریستی” و “عمل وحشیانه” خوانده است. در این بیانیه آمده است که محمد اشرف غنی، رئیس‌جمهوری افغانستان ضمن محکوم کردن این رویداد گفته که حمله تجمعات مدنی و مذهبی در تقابل با ارزش‌های انسانی و اسلامی قرار دارد.

عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی حکومت وحدت ملی افغانستان هم این حمله را “بزدلانه و تروریستی” خوانده و محکوم کرده است.

او در بیانیه‌ای گفته است:”تروریستان و حاميان‌ بدصفت‌شان با چنین حملات ناجوان‌مردانه و بزدلانه نمی‌توانند به اهداف شومی‌که در سر می‌پرورانند، دست یابند.”

دفتر هیئت کمک سازمان ملل در افغانستان (یوناما) این حمله را محکوم کرده است.

در بیانیه این نهاد آمده که تدامیچی یاماموتو، نماینده خاص سرمنشی سازمان ملل گفته است:”حمله امروزی کابل کاملا غیرقابل قبول است، این حمله عملی تروریستی و نقض جدی قانون بین المللی است.”

او افزوده که “بدون استثنا، استفاده از سلاح‌های انفجاری در مناطقی که غیر نظامیان زندگی می‌کنند باید متوقف شود.”

سخنرانان مراسم امروزی احمد ضیا مسعود، حاجی ظاهر قدیر، ستار مراد، فرهاد عظیمی، عبدالحفیظ منصور اعضای مجلس نمایندگان و شماری از سران حزب جمعیت اسلامی بودند.

رسانه‌های محلی گزارش دادند که این رویداد پس از ختم مراسم رخ داده است.

این دومین انفجار در حدود دو هفته گذشته در کابل است. گروه طالبان گفته است که این حمله کار این گروه نبوده است.

دو هفته پیش یک انفجار انتحاری در محله دیپلماتیک کابل دست کم ۵ نفر کشته و ۲۲ نفر دیگر زخمی شده‌اند. داعش مسئولیت آن را به عهده گرفت.

 

روسیه: امریکا و ناتو داعش افغانستان را پشتیبانی می‌کنند

سخنگوی وزارت امور خارجۀ روسیه می‌گوید ناتو و امریکا به شاخۀ افغانستان داعش کمک تسلیحاتی و ترانسپورتی می‌کنند.

به گزارش اسپوتنیک، ماریا زاخاروفا که دربارۀ خبرهایی به نقل از مقامات ولایات شمالی افغانستان در مورد تلاش داعش برای گسترش قدرت در اطراف مناطق آسیای میانه، گفت: «بر اساس برداشت‌های قاطع، به صراحت می‌توان از حمایت و پشتیبانی شاخۀ افغانستان داعش از سوی قوای امریکا و ناتو سخن گفت که شامل حمل و نقل جنگجویان توسط «هیلیکوپترهای ناشناخته» و عرضۀ اسلحه و موارد دیگر است.»
زاخاروفا تأکید می‌کند: «چنین مسایل یک بار دیگر سوال در مورد اهداف واقعی حضور نظامی نیروهای خارجی در افغانستان را تشدید می‌کند.»

سخنگوی وزارت خارجۀ روسیه از مقامات افغانستان خواست که «در مورد مسایل یاد شده تحقیقات کامل کرده و اقدامات فوری برای جلوگیری از جابجایی جنگجویان در اطراف مرزهای کشورهای آسیای میانه اتخاذ کنند».

 

از چنگ طالبان گریخت و ستاره فوتبال دانمارک شد

«نادیا در کودکی از افغانستان زیر نفوذ طالبان فرار کرد. او که در زادگاهش از تحصیل محروم بود، حالا شش سال است که به دانشکده پزشکی دانمارک می‌رود و جراح حاذقی شده است. نادیا که در عصر طالبان نمی‌توانست حرفی برای گفتن داشته باشد، حالا به هفت زبان زنده دنیا مسلط است. نادیا 74 بازی ملی برای تیم ملی فوتبال زنان دانمارک هم انجام داده و 29 گل ملی را هم به ثبت رسانده است.»

به گزارش ایسنا، روزنامه شرق نوشت: «کمپ آوارگان جایی ناامیدکننده است. آدم را در میان گذشته وحشتناک و آینده نامعلومش معلق نگه می‌دارد. با این‌ حال شاید همین کمپ‌ها برای آنها که خیلی خوش‌شانس باشند، بتواند مکانی برای تغییر زندگی و جایی برای جایگزینی نورِ امید با تاریکی شود. این مورد دوم سرنوشتی بود که شامل حال نادیا ندیم شد؛ یکی از ستاره‌های تیم ملی فوتبال زنان دانمارک که همین چند وقت پیش در رقابت‌های جام ملت‌های اروپا حسابی درخشید. نادیا همان دختر افغان است که بعد از کشته‌ شدن پدرش توسط طالبان از افغانستان گریخت و به دانمارک رفت. «سپاسگزارم که شانسی برای شروع مجدد در زندگی نصیبم شد و این شانس مجدد را تبدیل به فرصتی کردم که می‌خواستم.» این بخشی از صحبت‌های نادیا با «لس‌آنجلس‌تایمز»، نشریه آمریکایی است که گوشه‌ای از زندگی این دختر افغان را روایت کرده است.

نادیا حالا از مزیت‌هایی بهره می‌برد که هرگز یک زن افغان نمی‌توانست تحت سیطره طالبان به آنها برسد. در آن برهه در این کشور نه‌ تنها ورزش‌ کردن برای زنان ممنوع بود بلکه خبری هم از تحصیل و کار نبود. هر چند این دختر جسور در ١٢سالگی پذیرفت سرنوشتش را تغییر دهد و با آشنایی با فوتبال در دانمارک زندگی‌اش را متحول کند. البته برای رسیدن به این تغییر و تحول نادیا و خانواده‌اش اتفاقات تلخ و وحشتناکی را پشت سر گذاشتند. اولین اتفاق تلخ زمانی رخ داد که طالبان پدر نادیا را که یکی از ژنرال‌های ارتش افغانستان بود به حضور در یک جلسه فراخواند. پدر بعد از آن جلسه دیگر هرگز به خانه برنگشت و شش ماه بعد مادر خانواده متوجه شد که طالبان شوهرش را به بیابان برده‌اند و او را کشته‌اند.

زندگی برای شش زن آن هم در جایی که طالبان حکومت می‌کند، هرگز ممکن نبود. مادر نادیا تصمیم می‌گیرد به همراه پنج دخترش از طریق پاکستان به اروپا فرار کند. آنها پاسپورت جعلی جور می‌کنند و به مقصد ایتالیا از پاکستان خارج می‌شوند. کمی بعد آنها سوار کامیونی می‌شوند و در بین راه متوجه می‌شوند مقصد این کامیون انگلیس است نه ایتالیا. چند روز بعد کامیون در سرمای سخت مسیر خراب می‌شود و به خانواده ندیم می‌گویند بدون این که چیزی بپرسند پیاده شوند و بروند. نزدیک‌های صبح آنها در مسیر با مردی روبه‌رو می‌شوند که سگش را برای پیاده‌روی بیرون آورده بود. آنجا سؤالی از مرد پرسیده می‌شود و پاسخی که به این سؤال داده می‌شود نادیا را شوکه می‌کند. «ببخشید آقا اینجا انگلستان است؟»؛ «نه، رندرس است. اینجا دانمارک است»

نادیا و خانواده را به کمپ آوارگانی می‌برند که ساکنان زیادی نداشت. بعد از آن روزهای اول، کامیون‌های زیادی که پناه‌جویان در آن بودند وارد دانمارک شدند. درست زمانی که تعداد پناه‌جویان بیشتر و بیشتر شد، تازه دولت دانمارک تصمیم گرفت فکری به حال این افراد کند. در این مدت اما نادیا ندیم به همراه خواهرانش هر روز در همان کمپ مشغول بازی فوتبال بودند. در همان کمپ بود که این دختر نوجوان افغان پی برد استعداد فوق‌العاده زیادی در فوتبال دارد. «همه‌ چیز خیلی سریع پیش رفت. واقعا شیفته فوتبال شده بودم و همان عشقم به این ورزش بود که من را به اینجا رساند.» همان بازی‌ کردن‌ها بود که باشگاهی نزدیک کمپ پذیرفت از نادیا و دو خواهرش تست بگیرد و بعد هم اسم نادیا را وارد فهرست بازیکنان کرد. نادیا خیلی زود در لیگ فوتبال زنان دانمارک برای خودش تیمی دست و پا کرد و به زمان زیادی نیاز نداشت تا تبدیل به ستاره بی‌چون‌وچرای تیم پورتلند تارنز شود. «با هر چیزی که می‌شد به آن ضربه زد و شوتش کرد، بازی می‌کردم. همان سرگرمی‌های دوران کودکی بود که من را عاشق فوتبال کرد. ما در آن زمان نمی‌توانستیم به زبان دیگری حرف بزنیم و لباس‌هایی هم که به تن داشتیم هیچ شباهتی به لباس بقیه کودکان نداشت ولی هر زمان که بازی می‌کردیم، این تفاوت‌ها دیگر برای کسی مهم نبود.»

زمانی که خانواده نادیا کمپ پناه‌جویان را ترک کردند تا برای زندگی در یک آپارتمان ساکن شوند، تیم دیگری پذیرفت که این دختران را با هزینه خودش به کمپ تمرین ببرد و برگرداند. زمانی که نادیا به سن جوانی رسید، درخواست تابعیت دانمارک را داد و هشت سال بعد از فرارش از افغانستان دانمارکی شد. سال ٢٠٠٩ زمانی که با دانمارک مقابل آمریکا جام «Algarve» را برد، رکورد خاصی هم از خودش به جا گذاشت. او تبدیل به اولین بازیکن تغییر تابعیت داده شد – چه زن و چه مرد – که توانست یک قهرمانی بین‌المللی در تاریخ این کشور به دست آورد.

حالا طی سال‌ها حضور در فوتبال رده‌بالای دانمارک، نادیا ٧٤ بازی ملی در کارنامه دارد که از این حیث دهمین بازیکن این کشور است که بیشترین بازی ملی را به ثبت رسانده و در مجموع این بازی‌ها موفق شده ٢٢ گل هم بزند. نادیا که حالا ٢٩ساله است می‌گوید خوب می‌داند که اگر مادرش تصمیم جسورانه مبنی بر خروج از افغانستان را نمی‌گرفت، هرگز به جایگاهی که الان دارد نمی‌رسید: «می‌دانم که تصمیم مادرم صددرصد درست بود چون اگر قرار بود در افغانستان بمانیم، احتمالا مرده بودیم چون طالبان زندگی را حسابی برای زنان سخت کرده بود. این که پدرم کشته و کشور درگیر جنگ شد، هم اتفاقات وحشتناکی بودند ولی من به سرنوشت ایمان دارم. شاید این مسیری بود که باید طی می‌کردم.»

طبیعتا نادیا اگر مسیر سختی که سرنوشت پیش پایش گذاشته بود را طی نمی‌کرد، تبدیل به زن موفقی که این‌روزهاست نمی‌شد. او که در زادگاهش از تحصیل محروم بود، حالا شش سال است که به دانشکده پزشکی دانمارک می‌رود و جراح حاذقی شده است. نادیا که در عصر طالبان نمی‌توانست حرفی برای گفتن داشته باشد، حالا به هفت زبان زنده دنیا مسلط است. «خب، قبول دارم که باهوش هستم. با این‌ حال فکر می‌کنم زنان باید همان حق و حقوقی را داشته باشند که مردان دارند. زنان هم باید برایشان شرایطی فراهم شود که مردان دارند. چطور می‌شود ٥٠ درصد جامعه را نادیده گرفت؟ این کار واقعا دیوانگی است. امیدوارم زنان بیشتری پیدا شوند و نشان دهند می‌توانند همان کارهایی را بکنند که مردان انجام می‌دهند. زن‌هایی که بیایند و الگویی برای بقیه باشند.»

 

جرگه سنتی؛ کرزی به دنبال چیست؟

آوا : ارگ ریاست جمهوری، گزارش‌ها درباره برگزاری لویه جرگه را رد کرده و از کارمندان دولت خواسته تا در روندهای که با قانون سازگاری ندارد، شرکت نکنند.

در خبرنامه ارگ آمده است:”در این اواخر شماری از افراد و حلقات، شایعاتی را مبنی بر فراخوانی لویه جرگه پخش کرده و افراد و اشخاص خویش را به شماری از ولایات فرستاده‌اند که نه تنها آنان نمایندگان رسمی حکومت نیستند؛ بلکه مردم عام نیز مکلف به نشست و مشوره با آنها نمی‌باشند”.

این خبرنامه به دنبال اظهارات دو روز پیش حامد کرزی؛ رئیس جمهوری پیشین مبنی بر برگزاری لویه جرگه سنتی منتشر شده که گفته بود:”برای تحکیم و تقویت وفاق ملی و نجات ملت و کشور از حالات فعلی برگزاری لویه جرگه عنعنوی، یگانه گزینه است”.

در خبرنامه ارگ به قانوان اساسی اشاره و گفته شده که “لویه جرگه عالی‌ترین مظهر ارادۀ مردم افغانستان بوده که در این قانون جزئیات تدویر آن مشخص شده است”.
حامد کرزی از آغاز اداره جدید به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه داده و منتقد سیاست‌های امریکا در افغانستان است.

پیش از این نیز از قول حامد کرزی؛ رییس جمهوری پیشین و نزدیکان سیاسی او، گزارش شده بود که خواستار اصلاحات اساسی سیاسی، برگزاری لویه جرگه و حتی ایجاد حکومت موقت هستند؛ اما این نخستین بار است که گفته می شود افرادی از تیم آقای کرزی، رسما تلاش های خود را به منظور ایجاد زمینه های برگزاری لویه جرگه سنتی، آغاز کرده و به این هدف، به ولایات سفر نموده اند.

کارشناسان می گویند که این تحرکات، آشکارا نشانگر آن است که تیم منسوب به حامد کرزی، عملا در تلاش برای ایجاد یک جایگزین موقت برای اداره سیاسی موجود است و لویه جرگه سنتی از دید آنها، محمل مشروعیت بخش مناسبی برای این هدف محسوب می شود.

بیانیه ارگ نیز ظاهرا به این منظور صادر شده که از ابتدا تلاش برای تشکیل هرگونه لویه جرگه را غیر مشروع، اعلام کرده و به این ترتیب، برای متوقف کردن آن، ایجاد زمینه و ذهنیت کند.

ناظران باور دارند و ارگ نیز این باور را قبول دارد که رییس جمهوری پیشین، علیرغم کناره گیری از قدرت و واگذاری آن به رهبران حکومت وحدت ملی، هیچگاه علاقه، وابستگی و میل شدید خود به قدرت را از دست نداده و از زمان کناره گیری و انتقال قدرت تاکنون، همچنان به فعالیت های سیاسی خود به مثابه رییس یک دولت در سایه و موازی، ادامه داده است.

اقدامات او در این زمینه، تنها به اظهار نظرهای انتقادی از وضعیت بحرانی کنونی، ناکامی های حکومت وحدت ملی و سیاست های امریکا و غرب در قبال افغانستان، محدود نمانده؛ بلکه آقای کرزی، درست همانند یک دیپلمات فعال و دارای سمتی رسمی، به کشورهای خارجی، سفر کرده و به نمایندگی از افغانستان، در نشست های منطقه ای، شرکت نموده است.

بنابراین، آگاهان اعتقاد دارند که کرزی از همان ابتدا تاکنون، به دنبال منافذ و مجاری مناسب و مساعد برای اشغال دوباره قدرت بوده است و ضعف ها، ناکامی ها و ناکارآمدی های بحران آفرین حکومت وحدت ملی، بروز شکاف های و اختلاف های جدی سیاسی میان رهبران کنونی دولت و نیز سیاست های مبهم و پرسش برانگیز امریکا و ناتو در امور افغانستان، محمل های مناسبی را برای این امیال و آمال قدرت طلبانه کرزی و تیم او، فراهم آورده اند.

با توجه به این مسایل، اقدام عملی اطرافیان کرزی در زمینه برگزاری لویه جرگه سنتی، مهم ترین گامی است که پس از واگذاری قدرت از سوی کرزی به اشرف غنی، برای بازگشت دوباره او به قدرت، برداشته می شود.

در این میان اما آیا لویه جرگه می تواند امیال و آمال کرزی برای بازگشت دوباره به قدرت را برآورده سازد؟

کرزی در زمان قدرت خود نیز چندین بار، تجربه برگزاری جرگه های سنتی مغایر با متن صریح قانون اساسی در مورد ساختار، ترکیب، مکانیزم برگزاری و موضوعات مستلزم برگزاری جرگه سنتی را دارد. بنابراین، او می داند که برای تحقق اهداف مورد نظر حود، چگونه قانون اساسی را پشت سر بگذارد و بدون آنکه نیاز به تأمین مشروعیت حقوقی جرگه سنتی بر پایه نص صریح قانون اساسی داشته باشد، آن را برپا کند و هدف مورد نظر را نیز به دست آورد.

با این حال، این امکان در شرایطی فراهم بود که او تمام قدرت سیاسی را در اختیار داشت. امروز دیگر این امکان وجود ندارد. بنابراین، تلاش برای برگزاری جرگه سنتی، آنهم به هدف پیدا کردن بدیلی برای حکومت کنونی، بدون آنکه تلاش کنندگان از قدرت ملی، مشروعیت قانونی و حمایت خارجی لازم و قوی، برخوردار باشند، محکوم به شکست است؛ مگر آنکه کرزی و تیم او برای عواقب احتمالی این حرکت، تمهیداتی سنجیده باشند که دیگران از آن، آگاهی ندارند.

 

اتصال افغانستان به اروپا؛ توافقنامه‌ «راه لاجورد» در نشست ریکا امضا شد

سرانجام پس از چندین دور نشست چندجانبه، توافقنامه راه لاجورد بین مقامات افغان، ترکمنستان، گرجستان، آذربایجان و ترکیه در شهر «عشق‌آباد» به امضا رسید که از این طریق افغانستان برای تجارت به اروپا متصل می‌شود.

به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، در حاشیه نشست ریکا که در پایتخت ترکمنستان برگزار شده بود کشورهایی که در مسیر راه لاجورد قرار دارند توافق نهایی برای استفاده از این مسیر را امضا کردند.

«صلاح‌الدین ربانی» وزیر خارجه افغانستان توافقنامه‌ «راه لاجورد» را با «میریدوف» وزیرخارجه ترکمنستان، «علیرضا سلیمانوف» معاون شرکت راه آهن آذربایجان، «میخایل جانلیدز» وزیر امور خارجه گرجستان و «احمد یلدیز» معاون وزارت خارجه ترکیه به امضا رساند.

بر اساس این گزارش هدف اساسی این توافقنامه ایجاد سیستم منسجم ترانزیتی، تسهیل گمرکات و افزایش تجارت بین کشورهای یادشده محسوب می‌شود.

راه لاجورد از «تورغندی» و «آقینه» افغانستان آغاز شده و از بندر «ترکمن باشی» ترکمنستان، دریای «خزر»، بندر «باکو» در آذربایجان، بنادر «بوتی» و «باتومی» در گرجستان و بندر «قارس» در ترکیه گذشته و به کشورهای اروپایی ختم می‌شود.

این مسیر که تاریخ آن به بیش از دو هزار سال گذشته باز می‌گردد برای انتقال سنگ‌های قیمتی افغانستان از جمله لاجورد به کشورهای اروپایی استفاده می‌شد که بخشی از جاده «ابریشم» محسوب می‌شود.

با این حال پروژه «راه لاجورد» گام‌ مهمی برای رشد اقتصادی کشورهای منطقه است و با گشایش این مسیر، تاجیکستان، افغانستان و ترکمنستان به اروپا و کشورهای جنوب آسیا متصل خواهند شد.

با استفاده از این مسیر کالاهای تجاری افغانستان به کشورهای آسیای جنوبی و اروپایی حدود چهار روز زودتر از سایر مسیرهای ترانزیتی انتقال می‌یابند  و نزدیک به دو هزار دلار در هر کانتینر صرفه جویی اقتصادی صورت می‌گیرد.

ارائه طرح راه لاجورد و احیای این مسیر تاریخی از جمله فعالیت‌های وزارت امور خارجه افغانستان است.

 

سیاست؛ نیکوداشت و ماندگاری

جمهور : دیروز طی همایشی شکوه‌مندی در کابل، از سه دهه مبارزه، کنش سیاسی و کارنامه استاد عطامحمد نور، والی مدبر  بلخ و رییس اجراییه جمعیت اسلامی، نیکوداشت شد و شخصیت‌هایی که در این نشست اشتراک کرده بودند هر کدام به ابعادی از زندگی سیاسی و کارنامه او اشاره کرده و از وی به نیکویی نام بردند.
همایش دیروز از دو بابت برای من جالب است: نخست اینکه عصیانی است علیه سنت مقاوم در برابر توسعه، و دوم این‌که نمودار بازگشت سیاست به مسیر اصلی‌اش است.

عصیان
ضرب المثلی در میان مردم ما است که “ما زنده خوب و مرده بد نداریم.” بر بنیاد این ضرب‌المثل، در این سرزمین رسم بر این است که شخصیت‌ها و رجال برجسته علمی و سیاسی ما را تا هنگامی که زنده اند به دیده یک رقیب و خصم می‌نگریم، اما هنگامی که جهان را بدرود گفتند و به عالم نیستی پیوستند، بساط سوگواری پهن کرده و حتا در مواردی به گردآوری استخوان‌های پوسیده آن‌ها از کشورهای دیگر اقدام می‌کنیم.
سید جمال‌الدین افغانی تا هنگامی که زنده بود او را به عنوان یک روح اخلال‌گر و آشوب‌گر می‌شناختیم، ولی زمانی که رحلت کرد استخوان‌های او را از ترکیه به کابل انتقال داده و سپس برایش لقب “مصلح و بیدارگر بزرگ جهان اسلام” را دادیم. هم‌چنین داستان شخصیت‌ها، اکابر و اعاظم دیگری این سرزمین.
علامه سید اسماعیل بلخی که یکی از متفکران بزرگ افغانستان می‌باشد و سال‌ها در برابر ستم و استبداد مبارزه کرده است، در نقد این رسم ضداجتماعی می‌سراید:
عجب از زنده قدری نیست در دیار ما
گروهی بعد مرگ ما به مشت استخوان گرید!
از بدی‌های این رسم و عنعنه این است که از ملت ما فرصت توسعه و پیشرفت را دریغ کرده و ما را در جدال و ستیز دایمی با نخبگان ما قرار می‌دهد. جدالی که باعث می‌شود از استعدادهای آن‌ها در شکوفایی مادر وطن نتوانیم استفاده کنیم.
اتفاقی که امروز در کابل افتاده است، اما در حقیقت عصیانی است علیه این سنت مزخرف و مانع توسعه. جوانان کابلی از کارنامه شخصیت برجسته‌ای بزرگداشت که هنوز در قید حیات است و همه روزه با روح و تن در خدمت وطن قرار دارد. این یک اتفاق میمون و خجسته است؛ رویدادی که نشان‌دهنده گسست مردم از ذهنیت فرسوده گذشته می‌باشد.

بازگشت سیاست
اما آن‌چه از همه مهم‌تر است پیام دیگری این همایش است: سیاست و نیکوداشت.
سیاست وقتی برای نخستین‌بار در دولت – شهرهای یونان کشف شد، ابزاری بود برای جستجوی عظمت، مجد، شکوه، افتخار و ماندگاری. آتنی‌ها سیاست می‌کردند و به امور حوزه عمومی می‌پرداختند تا نام نیکی از خود به یادگار بگذارند و ماندگار شوند. دغدغه سیاستمداران آتنی، شخصیت‌های مثل پریکلس، “نام” بود نه “نان”.
شهروندان آزاده آتنی خیلی ننگ‌آور می‌دانستند که از سیاست ابزاری برای امرار معیشت بسازند؛ پدیده‌ای که متاسفانه امروزه در افغانستان بیداد می‌کند. امروزه در کشور عزیز ما افغانستان تصوری که از سیاست و کرسی‌های دولتی وجود دارد این است که ابزاری هستند در خدمت زراندوزی و ثروت‌اندوزی. در این‌جا مقام‌های دولتی اکثراَ وقتی به قدرت رسیدند فقط به چور و چپاول و غارت‌گری بیت‌المال و رشوه‌ستانی و فساد می‌اندیشند. در همین چند روز گذشته گزارش‌های بسیاری از فساد ارگ و تیم وابسته به ریاست جمهوری منتشر شد که نشان می‌داد که صدها میلیون افغانی را به نام های مختلف از بیت المال بیرون کشیده و حیف و میل کرده‌اند.
نتیجه چنین سیاست‌ورزی در افغانستان این بوده است که ملت ما فقیرتر، کشور ما ضعیف‌تر شده و فقط عده معدودی به نان و نوا رسیده‌اند. سیاستمداران افغانستان اصلا سیاست را با تجارت اشتباه گرفته‌اند. تجارت کردن امر نکوهیده و مذمومی نیست، عطامحمد نور نیز در بخش تجارت فعال است، اما آن‌چه مهم است تفکیک این دو حوزه است. یا به تعبیر دیگری، یک سیاست‌مدار نباید سیاست را خادمه اقتصاد بسازد.
سیاست‌مداران و دولت‌مردان ما در حوزه سیاست در جستجوی عظمت و مجد و افتخار و نام‌آوری باشند، نه در طلب یک لقمه نان. فعالان سیاسی و دولتمردان ما باید از استاد عطامحمد نور بیاموزند که چگونه سیاست کنند تا نسلی به صورت خودجوش از کارنامه‌های شان نیکوداشت به عمل آورند. سیاست در اصل حوزه افتخارات است؛ جایی که انسان‌ها از طریق نام‌آوری ماندگار می‌شوند.
به قول خلیل‌الله خلیلی:
نام چو جاوید شد مردنش آسان کجا است؟
واکنش تروریستی در برابر مدنیت
بلافاصله پس از پایان محفل، حلقات کوردل مانند همیشه در برابر حرکت های مدنی در تجلیل از کارنامه های مدنی و تحسین برانگیز استاد، واکنش نشان داده و حمله ای تروریستی را ترتیب داده و تعدادی از جوانان را به خاک و خون کشاندند.
کسانی که دست به عملیات انتحاری، تروریستی و کشتار مردم می زنند، جانب مقابل مردمی را تشکیل می دهند که به دنبال مدنیت، اخلاق، سازندگی و ترقی هستند.
هم آنها که خود در بین مردم جای ندارند و چهره شوم و ننگین شان بر مردم ما آشکار است، فقدان محبوبیت مردمی شان را با کشتار مردم جبران می کنند تا بلکه بتوانند آتش کینه و حسادت و نفرت خود را خاموش بسازند.
اما مردم ما راه خود را به درستی انتخاب کرده و ارج و قرب هر فرد خادم و مردمی را خوب می دانند.
تروریست های کوردل، هر روز بر عمق جنایات شان می افزایند و مردم هر روز بیشتر از آنان متنفر می شوند و به یقین روزی فراخواهد رسید که مردم ما قاتلان فرزندان خود را در محکمه و پیشگاه عدل الهی حاضر ببینند.

 

فارسی یا دری؟ پکۀ BBC بر یک آتش دیرینه

فارسی یا دری؟ کدام یک نام بهتری برای زبان رایج در افغانستان است؟ این پرسشی همیشگی با تغییر نام صفحۀ افغانستان بی‌بی‌سی به «بی‌بی‌سی دری» در شبکۀ اجتماعی فیسبوک، یک بار دیگر به سوژۀ داغ شبکه‌های مجازی افغانستان بدل شد، اما در فیسبوک محدود نماند و صدایش تا سایت‌های معتبر امضای نامه و جاده‌های لندن نیز کشیده شد.

با تغییر نام صفحۀ افغانستان بی‌بی‌سی به «بی‌بی‌سی دری» شمار زیادی از کاربران فیسبوک (Unlike_BBC_dari) درافغانستان با اعتراض و سیاسی خواندن این اقدام شبکۀ بریتانیایی آن را تلاشی در تغییر هویت واقعی یکی از زبان‌های افغانستان خواندند. این معترضان باور دارند که دری و تاجیکی، نام‌های دیگر و صفت‌های زبان فارسی استند و به عنوان زبان مستقل اعتبار ندارند.

اما چرا این اقدام بی‌بی‌سی به یکباره سبب ایجاد سر و صدای فراوان در میان شهروندان افغانستان شد، غفران بدخشانی، از شاعران نام‌آشنای افغانستان و یکی از فعالان در راه‌اندازی این اعتراض است، او به اسپوتنیک می‌گوید: «بحث هویت در افغانستان درست همان «دم شیری‌ست» که نباید به بازی گرفته شود. ما در دیگر در جهانی زندگی نمی‌کنیم که بتوانیم به سادگی هویت و تاریخ ملیت‌ها را انکار کنیم. زبان پارسی زبان ستم‌دیده‌یی است. چه جبر‌ها که بر این زبان و فرهنگ روا نداشتند. پارسی‌گویان افغانستان اکنون دانسته‌اند که زبان مهم‌ترین بخش هویت فرهنگی و تاریخی آنها را تشکیل می‌دهد. برای همین وقتی کسی به انکار آن می‌پردازد، چنانکه در افغانستان رسم بر این بوده است، مردم ناگزیر می‌شوند که در برابر این بیداد بیستند و صدای خود را بلند کنند.»

قانون اساسی افغانستان در مادۀ شانزدهم زبان‌های رسمی این کشور را «دری» و «پشتو» خوانده است، مینه بکتاش، مسوول برنامه‌های افغانستان بی‌بی‌سی نیز، دلیل تغییر نام این صفحه را «نزدیکی با مخاطبان» و «رعایت قانون اساسی افغانستان» خوانده است. در اعلامیۀ مسوول بخش افغانستان این رسانه در پاسخ به اعتراض گستردۀ مخاطبان به تغییر نام این صفحه آمده است: «بی‌بی‌سی به این باور است که برای نزدیک شدن بیشتر به مخاطبان، باید به شیوه و لهجه خودشان حرف بزند. همزمان، دری به عنوان یکی از زبان‌های رسمی افغانستان در قانون اساسی آن کشور درج است. ما برای کمک به مخاطبان می‌خواهیم که رابطه بین رادیو و صفحه فیسبوک ما هرچه روشن‌تر باشد. هیچ انگیزه سیاسی و فرهنگی در پشت این تصمیم وجود ندارد.»

غفران بدخشانی، اما با بیان این ‌که «قانون اساسی وحی نازل شده نیست» می‌گوید که نام «فارسی» این زبان در افغانستان تاریخچۀ بیشتر از قانون اساسی دارد: «مسالهٔ دری برای نخستین بار در قانون اساسی ۱۹۶۴ میلادی مطرح شد. پیش از آن نام این زبان فارسی بوده است و کتاب‌های درسی مکتب‌های افغانستان نیز به نام «قرائت فارسی» یاد می‌شده‌اند. هنوز هم پارسی‌گویان را در افغانستان «فارسی‌وان» می‌گویند. قلم به دستان کشور‌های پارسی‌زبان باید بکوشند و زبان پارسی را از چنگ ناسیونالیسم برهانند. چون هیچ‌کسی قباله‌دار این زبان و فرهنگ نیست. این زبان یک حوزهٔ تمدنی است و از کُرد و لُر و بلوچ تا ترک و تاجیک و پشتون همه با این زبان دانش‌اند و خته‌اند و در این زبان نوشتنه‌اند. با اینکه سیاست ‌مردان پشتون ‌تبار ما پیوسته انکار کرده‌اند، پشتون‌ها به عنوان یک تبار از مردمان تاثیرگذار این حوزهٔ فرهنگی و شریک این هویت تاریخی بوده‌اند و هستند.»

اعتراض به تغییر به نام صفحۀ افغانستان بی‌بی‌سی از صفحه‌های مجازی فراتر رفت و در جلسۀ عمومی مجلس نمایندگان افغانستان نیز مورد اعتراض نمایندگان قرار گرفت، در روزهای نخست این اعتراض،لطیف پدرام نمایندۀ کابل در پارلمان افغانستان در جلسۀ عمومی این مجلس، این کار بی‌بی‌سی را یک اقدام سیاسی خواند: «تغییر نام بی‌بی‌سی فارسی به بی‌بی‌سی دری در واقع کار دولت بریتانیا به منظور ایجاد تفرقه در میان فارسی‌زبان‌ها است که اعتراض شدید ما را بر انگیخته است.»

در همان جلسه، ناهید فرید نمایندۀ هرات در پارلمان افغانستان نیز، بی‌بی‌سی را به تفرقه‌افگنی متهم کرد.

«بریتانیای استعمارگر همواره به دنبال تقسیم ملت‌ها بوده و پس از تقسیم همه‌چیز حالا فارسی زبان‌ها را هم تقسیم می‌کند. خاستگاه زبان فارسی بلخ بوده و این زبان افتخار تاریخی و فرهنگی مردم کشور است.»

موج این اعتراض‌ها کم به کم به جاده‌ها نیز کشیده شد، در لندن ده‌ها تن با شعارهایی در اعتراض به این کار، در برابر دفتر مرکزی بی‌بی‌سی دست به اعتراض زدند و خواهان تغییر دوبارۀ نام این صفحه شدند. صفحۀ فارسی بی‌بی‌سی، این اعتراض به بخش موسوم به «دری» این شبکه را به صورت زنده پخش کرد:

در تازه‌ترین واکنش هم، دست‌کم 180 تن از نویسندگان و شاعران افغانستان، ایران و تاجیکستان با امضای یک نامه و فرستادن آن به مسوولان ارشد شبکۀ بی‌بی‌سی، اقدام این شبکه را در راستای تحریف واقعیت‌های فرهنگی و غیرقابل قبول خوانده و گفته‌اند یک رسانه، صلاحیت علمی تفکیک زبان‌ها را ندارد. در میان امضاکنندگان این نامۀ سرگشاده، نام‌های چهره‌های سرشناس فرهنگی این سه کشور از جملهواصف باختری، نجیب مایل هروی، رهنورد زریاب، عتیق رحیمی، دادفر سپنتا و کاظم کاظمی از افغانستان، محمود دولت‌آبادی، داریوش آشوری، بهاءالدین خرمشاهی، علی دهباشی، حسن انوشه و محسن مخملباف از ایران، و شهزاده سمرقندی (نظروا) و صفر عبدالله از تاجیکستان به چشم می خورد.

در بخشی از این نامه‌ که آن را 181 تن از اهالی فرهنگ و هنر امضاء کرده اند،  آمده است«تا چند دهه پیش، نام رسمی این زبان در افغانستان فارسی بوده و اقدام به تغییر نام آن در قانون اساسی سال 1343 خورشیدی، با هدف جدایی انداختن میان فارسی‌زبانان منطقه انجام شده، و ورود بی‌بی‌سی به این جنجال، باعث تشدید اختلاف‌ها خواهد شد. داوری دربارۀ موقعیت زبان فارسی در افغانستان و بحث درباره این‌که آیا این زبان را دری باید خواند یا فارسی، مبحثی علمی است. بی‌بی‌سی در حالی به داوری و صدور حکم قطعی در این زمینه پرداخته که به عنوان یک سازمان خبری، صلاحیت علمی برای تصمیم‌گیری در این مورد ندارد.»

 محمد کاظم کاظمی از شاعران و پژوهشگران مشهور اهل افغانستان، در بارۀ این‌که آیا دری و فارسی دو زبان جداگانه استند یا نه، به طرح یک سوال ساده بسنده کرده است: «اگر همچنان معتقدید که زبان مردم افغانستان “دری” است و این با “فارسی” فرق دارد، زحمت بکشید و یک جمله، فقط یک جمله ی معنی دار بیاورید که صرفاً “دری” باشد و در آن هیچ کلمه ی “فارسی” استفاده نشده باشد»

هرچند مسوولان بخش افغانستان بی‌بی‌سی، هنوز تأکید دارند که بدون انگیزۀ سیاسی و برای «نزدیک شدن به مخاطبان» نام این صفحه را تغییر داده اند اما معترضان می‌گویند که این اقدام تعرض «به همبستگی و پیوند دیرپای تاریخی، فرهنگی و زبانی» فارسی‌زبان‌هاست/ در بخشی از متن کامل این نامه که در سایت نبشت منتشر شده است، آمده است: «گویشوران زبان فارسی، فارغ از همۀ اختلاف‌سلیقه‌های سیاسی و فرهنگی، این اقدام بی‌بی‌سی را تعرض به همبستگی و پیوند دیرپای تاریخی، فرهنگی و زبانی خود تلقی می‌کنند و خواستار توجه جدی به اقدامات مغایر اصول خط مشی این سازمان هستند. بدیهی است نادیده گرفتن واقعیت‌های علمی، تاریخی و فرهنگی وجهۀ کل این سازمان و اعتماد مخاطبان به بی‌طرفی آن را به‌شدت خدشه‌دار خواهد کرد.»

 

داعش در عراق کجا غیبش زده است؟

چه بر سر داعش آمد؟ و عناصر آن کجا رفتند؟ این ها سووالاتی است که طی ماه های اخیر و با سرعت یافتن شکست داعش در صحنه های نبرد،افکار عمومی و نخبگان فکری، سیاسی و حتی امنیتی را در عراق به خود مشغول کرده است. آیا آنها آب شده و به زمین رفته اند یا در جایی پناه گرفته اند که کسی از آن اطلاع ندارد؟

به گزارش خبرنگار ایرنا، این گروه تروریستی مخوف که با حمایت گسترده منطقه ای و بین المللی ظرف سه سال (اواسط 2014 تا اواسط 2017) دولت خلافت را در عراق و سوریه اعلام کرد و مرزهای بین دو کشور را فرو ریخت، چرا یک باره بعد از جنگ هشت ماهه موصل، غیبش زده است؟
یکی از ابهامات درخصوص گروه تروریستی داعش، نبود آمار مشخص و قابل اعتماد پیرامون عناصر جنگجوی این گروه تروریستی و تعداد کشته های آنها در عراق و سوریه است.
گزارش سازمان های اطلاعاتی آمریکا حاکیست که تعداد عناصر داعش تا قبل از سیطره بر موصل در 10 ژوئن 2014 بین 10 تا 20 هزار بوده است و سازمان اطلاعات آمریکا (سیا) و بخش اطلاعات سنای آمریکا در سپتامبر همان سال (بعد از اشغال موصل) تعداد این عناصر را بین 27 تا 40 هزار جنگجو اعلام کردند.
این درحالیست که ‘فواد حسین’ مسوول دفتر رییس منطقه کردستان عراق در نوامبر 2014 در یک رقم رعب آور، تعداد جنگجوهای داعش را در عراق و سوریه بالغ بر 200 هزار نفر اعلام کرد.
فرماندهی مشترک نظامی عراق بعد از آزادی موصل در 10 ژولای 2017 تعداد کشته های داعش را قریب 25 هزار نفر اعلام کرد.
حال این سووال باقی می ماند که مابقی عناصر داعش کجا رفتند؟ این سووال حتی در سوریه نیز مطرح است که حتی اگر عناصر داعش از عراق به سوریه فرار کرده اند، اکنون که جنگ در سوریه و عراق به پایانش نزدیک می شود، عناصر این گروه تروریستی کجا رفته اند؟
با سرعت برق آسایی که آزادی مناطق عراق و حتی داخل اراضی سوریه بعد از بازپس گیری موصل (10 ژولای 2017) رخ داد، طبیعی است که هر انسانی از سرنوشت این گروه مخوف که منطقه را در آستانه تجزیه و فروپاشی قرار داد، سووال کند: ‘پس این همه عناصر تروریستی کجا هستند؟’
یکی از کارشناسان برجسته امنیتی عراق که از او به عنوان متخصص در زمینه گروه های تروریستی در عراق یاد می شود، روز سه شنبه در گزارشی تفصیلی کوشیده است به بخشی از این ابهامات پاسخ دهد.
‘هاشم الهاشمی’ در صفحه شخصی خود در ‘توییتر’ نوشته است که گروه تروریستی داعش پس از ازدست دادن مواضع خود در شهرها، بار دیگر به قلب صحاری عراق بازگشته است.
بر این اساس او، شش منطقه بیابانی و خالی از سکنه را در غرب و مرکز عراق تعریف کرده که بالغ بر 120 هزار کیلومتر مربع مساحت دارد که حتی بزرگتر از مساحت کشور اردن است و به اعتقاد الهاشمی، درحال حاضر در برگیرنده بالغ بر یک هزار و 600 عنصر داعشی به همراه خانواده هایشان است.
این مناطق شامل ‘وادی الحوران’ با 350 کیلومترمربع، بزرگترین منطقه بیابانی عراق است که از مرزهای عربستان شروع شده و تا ‘الحدیثه’ در استان الانبار در غرب عراق امتداد دارد و به طور طبیعی همواره در طول سال های بعد از سقوط رژیم صدام، خاستگاه گروه های مسلح افراطی و تروریست ها بوده است.
منطقه دوم ‘وای القذف’ با مساحت قریب 90 کیلومتر مربع است که یکی از پر رمز و رازترین مناطق بیابانی از توابع استان الانبار در نزدیکی کربلا است و قصه هایی که درباره این منطقه بیابانی روایت می شود بیشتر شبیه فیلم های هالیوودی است.
طبق اظهارات یکی از کارشناسان عراقی در شبکه تلویزیونی ‘العهد’ عراق، یک پایگاه آمریکایی محرمانه در این منطقه وجود دارد که دارای باند فرودگاه است و به طور مرتب نیروهایی از اردن و عربستان در این منطقه پیاده و سوار می شوند.
وادی القذف منطقه ای است که گفته می شود، نزدیک شدن هر نوع نیروی عراق به آنجا ممنوع شده و گزارش های این کارشناس عراقی در شبکه تلویزیونی العهد حاکیست که عناصر داعش تحت نظر نیروهای آمریکایی و اردنی در پایگاه نظامی موجود در منطقه آموزش می بینند.
‘محمد السعبری’ افشا کننده این اطلاعات گفته است که بعد از حمله نیروهای هوایی عراق به کاروان بزرگی از عناصر فراری داعش از فلوجه (در 25 ژوئن 2016) که صدها تن از عناصر و سرکرده های داعش در آن کشته شدند، مابقی عناصر داعش که از این حادثه جان سالم به در بردند، به سه دسته تقسیم شدند.
به گفته وی، بخشی به جزیره الخالدیه در شرق الرمادی مرکز استان الانبار (120 کیلومتری غرب بغداد) و یک عده به سمت شمال الانبار و جزیره سامراء فرار کردند که متعاقبا در عملیات نیروهای نظامی و الحشدالشعبی عراق در جزیره الخالدیه و سامراء همه این عناصر به قتل رسیدند که تعداد کشته ها از 700 نفر تجاوز کرد.
‘السعبری’ افزود که پیرامون سرنوشت کاروان سوم فراری از این حمله هوایی، ابهامات وجود داشت که اکنون معلوم شده که این کاروان سوم به وادی القذف رفته و آنجا تحت حمایت آمریکایی ها و متحدان واشنگتن قرار دارد.
‘وادی الابیض’ به عنوان دومین منطقه بیابانی بزرگ بعد از بیابان حوران در جوار وادی القذف قرار دارد و مابین دو استان الانبار و کربلا واقع شده و بالغ بر 250 کیلومتر مساحت دارد.
‘حوض ثرثار’ (جزیره سامراء) واقع در جوار دریاچه ثرثار است که در شمال غرب تکریت مرکز استان صلاح الدین و شمال استان الانبار واقع شده و پیش بینی می شود بیش از 200 عنصر تروریستی با خانواده هایشان در آن وجود داشته باشد.
منطقه ‘بیابان های البعاج’ در غرب استان نینوا در جنوب شهرستان البعاج نیز همواره یکی از خاستگاه های طبیعی گروه های افراط گرا بوده که به اعتقاد هاشم الهاشمی انتظار می رود بیش از 800 عصر تروریستی با خانواده هایشان در آنجا باشند.
آخرین منطقه، شرق رودخانه دجله است که در برگیرنده ارتفاعات حمرین و تپه ماهواره های آن و اطراف منطقه العظیم است که استان های دیاله، صلاح الدین و کرکوک را در برمی گیرد و گفته می شود بیش از 500 عنصر داعشی با خانواده هایشان در آن مستقر هستند.
الهاشمی معتقد است که عراق برای پاکسازی کامل این مناطق، نیازمند حداقل یکصد هزار نیروی امنیتی و پشتیبانی هوایی است تا بتواند کل این مناطق خالی از سکنه و بیابانی را به طور کامل پاکسازی کند.
الهاشمی همانند دیگر کارشناسان معتقد است که گرچه عراق از حیث نظامی به حضور و فعالیت داعش پایان داده اما پاکسازی عراق از وجود این آفت تروریستی به مدت زمان و گسترش فعالیت های اطلاعاتی و اشتراک مردم در این مبارزه نیازمند است.

 

 

احتمال حمله شبه نظامیان از افغانستان به تاجیکستان وجود دارد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، «ایگور فرولوف» سفیر روسیه در دوشنبه در بازدید از رزمایش نیروهای نظامی کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی در تاجیکستان گفت: کشورهای منطقه باید آمادگی پاسخ به تهدیدات احتمالی تروریست‌ها از افغانستان به این منطقه باشند.

وی با بیان اینکه در حال حاضر تهدید مستقیم شبه نظامیان از افغانستان به تاجیکستان وجود ندارد، افزود: اما متاسفانه وضعیت در این کشور نه تنها بهتر نشده بلکه وخیم‌تر شده است.

فرولوف در ادامه گفت: درگیری ها در افغانستان ادامه خواهد داشت زیرا فعالیت طالبان در مناطق شمالی افزایش یافته و علاوه بر این گروه دیگر گروههای تروریستی در این کشور از جمله داعش اقداماتی در این زمینه صورت داده‌اند.

این دیپلمات روس در پاسخ به سوال اینکه احتمال حمله شبه نظامیان داعش از افغانستان به تاجیکستان وجود دارد، تصریح کرد: نباید تهدید آنها را نادیده گرفت، اگرچه در حال حاضر تهدید مستقیم آنها وجود ندارد، اما در آینده چنین تهدیدی بروز خواهد کرد و باید کشورهای منطقه آمادگی پاسخ به این تهدیدات را دارا باشند.

به گفته فرولوف، بر اساس برخی گزار‌ ها در حال حاضر 3 الی 4 هزار شبه نظامی در شمال افغانستان حضور دارند که نه تنها برای تاجیکستان بلکه برای تمام کشورهای آسیای مرکزی خطرناک می‌باشد.

این دیپلمات روس در پایان سخنانش رزمایش نیروهای نظامی کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی را که در حال حاضر در پایگاه های تاجیکستان در حال برگزاری است را در پاسخ گفتن به تهدیدات تروریست ها از قلمرو افغانستان به کشورهای منطقه مهم عنوان کرد.

 

علت برکناری وزیر معارف

افغان پیپر : اداره بازرسی عمومی آمریکا برای بازسازی افغانستان می خواست تا یک گزارشی از فساد اداری در وزارت معارف در سال های گذشته تهیه کند.
بخصوص این بحث زمانی مطرح گردید که بحث معلمین و مکاتب خیالی در میان کمک کنندگان بزرگ به یک موضوع کلان فساد مالی مبدل گردید.
اسدالله حنیف بلخی هم آمادگی خود را منحیث وزیر معارف برای همکاری با تیم اداره بازرسی عمومی آمریکا یا سیگار اعلام می دارد. اما زمانیکه ارگ از این موضوع آگاه می شود سلام رحیمی، رییس دفتر غنی، رییس نظارت و ارزیابی بنام سبحان روف را نزد وزیر معارف می فرستد و از او می خواهد تا خودش شخصا در روند تهیه این گزارش اشتراک ننماید. اما وزیر معارف می گوید که دیگران جرات گفتن حقایق را ندارند و باید خودش شخصا با افراد اداره بازرسی عمومی امریکا همکاری کند و اطلاعات که در مورد فساد در وزرات معارف وجود دارد را با آنها شریک سازد.
اما چنین پاسخی به مشام ارگ خوش نمی یاید. بعد از ملاقات سبحان روف با وزیر معارف، سلام رحیمی از وزیر معارف می خواهد تا با او در ارگ بیبند. در جلسه که بین هر دوی آنها برگزار می گردد، سلام رحیمی از برای وزیر معارف می گوید که رییس جمهور غنی نمی خواهد تا خودت (وزیر معارف) در مورد فساد اداری در دوره گذشته افشا سازی نمایی. چون بدون شک تمام اسناد شما در مورد فاروق وردک می باشد و او فعلا وزیر در امور پارلمانی است.
وزیر معارف هم از این حرف مایوس می شود و بر می گردد به وزارت. برای همکاران نزدیکش تمام موضوع را می گوید. بعد وزیر معارف یک کاپی از تمام اسناد فساد را به غنی می دهد و از آنروز تا حال در قبال آن همه اسناد هیچ اقدام صورت نگرفته است.
با امید اینکه حال محترم اسدالله حنیف بلخی مسوولیت دولتی ندارد و برای رضای ضمیر خودش هم که شده حقایق را برای مردم برملا سازد.

 

چرا گلبدین، نویسندۀ کتاب «اژدهای خودی» را کُشت؟

انتخاب دشوار صلح برای افغانستان

بارنت روبین- نشریۀ نیویورکر

گزارنده به فارسی،  رزاق «مأمون»

در 29 سپتامبر سال 2016، گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان از طریق ویدیوی از پیش ثبت شده  و از مکانی نا معلوم با دولت افغانستان یک پیمان صلح به امضاء رسانید.

حزب اسلامی در سال های 1980 میلادی به عنوان افراطی ترین گروه در میان احزاب هفت گانه مجاهدین از سوی پاکستان به رسمیت شناخته شده بود و پلک های چشمان حکمتیار در قاب دستار سیاه و ریش کاملاً سیاه، بی حرکت می نمود.  سه دهه بعد، حکمتیار، 70 ساله، اکنون متفاوت به نظر می آید. او در تصاویر ویدئویی، همان دستار سیاه را به سر داشت؛ مگر ریش هایش به سپیدی گراییده و چشمان سنگین و مرموزش از عقب شیشۀ عینک چوکاتی اش به بیرون خیره مانده بود.

در زمان اشغال افغانستان به وسیلۀ اتحاد شوروی، ایالات متحده امریکا، عربستان سعودی و چین، حزب اسلامی و دیگر احزاب مجاهدین را که از سوی سرویس داخلی اطلاعات پاکستان ( آی، اس، آی)  رهبری می شدند؛ مسلح و تجهیز می کردند. توجیه پاکستانی ها به سی، آی ای این بود که حکمتیار بیشتر از همه «روس ها را می کشد» و بخش اعظم جنگ ابزارها را در اختیار حزب اسلامی قرار می دادند.

این استدلال پاکستانی ها برای اداره رونالد ریگان بسنده بود. واشنگتن قطعاً بدین باور بود که شوروی هرگز افغانستان را ترک نخواهد کرد.  توسعۀ راهبردی برای آیندۀ کشور می توانست توجه بر مأموریت اصلی را که وارد آوردن ضربه دردناک بر مسکو بود، منحرف کند. تا آن زمان، خسارت و زیان برخاسته ازین سیاست، با خروج آخرین سرباز شوروی از افغانستان در فبروری 1989 آشکار شد. گلبدین حکمتیار و دیگر گروه های افراطی با هزینۀ میلیارد ها دالر عرض وجود کرده بودند.

وقتی فروپاشی اتحاد شوروی رژیم کمونیستی دکتر نجیب الله را نیز در اپریل 1992 با سقوط رو به رو کرد، حکمتیار درتلاش افتاد تا قدرت را در دست گیرد؛ مگر حرکت وی آهسته بود و با آن که سربازان وی از جنوب شهر داخل کابل شدند، رقیب وی، احمد شاه مسعود قبلاً از شمال به شهر ورود کرده بود.

درآغاز جون 1992 حکمتیار بارها و بارها شهر کابل را بمباران کرد. بنا به تخمین کمیتۀ هلال احمر جهانی، دراثر موشک باری های حکمتیار و جنگ بی امان بین گروه های دیگر شبه نظامی درکابل، 50  هزار نفر که تقریباً همه غیر نظامی بودند؛ جان خود را از دست دادند.

در 1995 یک گروه موسوم به تحریک اسلامی طالبان از مناطق جنوب افغانستان سر برآورد و پایگاه هایی را به تصرف خود درآورد که حکمتیار از آن  جا ها موشک پراکنی می کرد. پاکستان با حمایت خود از طالبان، تغییر جهت داد. طالبان با اشغال کابل در سپتامبر 1996 موفق به انجام کاری شده بودند که حکمتیار هرگز نشده بود.

حکمتیار در جستجوی متحدان جدید، روانۀ ایران شد و درآن جا، وی از پیوستن به گروه طالبان و احمد شاه مسعود رهبر اصلی مقاومت علیه طالبان خود داری کرد. وی با مداخلۀ به رهبری امریکا درافغانستان و همچنین با حکومتی که در دسامبر 2001 از کنفرانس بن و به حمایت هواداران احمد شاه مسعود بیرون آمد، ساز مخالفت نواخت.

(به نظر می رسید احمد شاه مسعود رهبر مقاومت که در نهم سپتامبر 2001 از سوی القاعده به هلاکت رسید، با مرگ خویش نیز از حکمتیار جلو زده بود.)

زمانی که درجنوری سال 2002 رئیس جمهور بوش، ایران را «محور شرارت» نامید و آن کشور را متهم کرد که حکمتیار «تروریست» را درخاک خود پناه داده است،  به نظر می رسید که تهران رضایتمندانه او را روانۀ افغانستان کرد.

حکمتیار برای سازماندهی مقاومت مسلحانه تلاش هایی به راه انداخت؛ مگر درنهایت، راه پشاور را در پیش گرفت؛ جایی که دوستان قدیمی اش برای وی محل بودوباش فراهم آوردند. نیروهای حکمتیار مسئولیت یک رشته عملیات هایی را که جلب توجه کرده بود؛ از جمله کشتار ده سرباز فرانسه ای در شهرک سروبی ( درشرق کابل- مترجم) در آگست 2008 و کشتن 15 نفر به شمول دو سرباز امریکایی درکابل در ماه می 2013 را به دوش گرفتند. مگر حکمتیار هیچ گاه به حیث یک فاکتور جنگی به شمار نمی آید؛ البته پاکستان اکنون فکر می کند حضور حکمتیار در داخل به مراتب مؤثر تر از اقامت وی در خارج از کابل است.

پیمان صلحی که حکمتیار امضاء کرد، کمترین تأثیر یا هیچ تأثیری در کاهش خشونت در افغانستان نخواهد شد. حزب اسلامی حکمتیار در مقایسه با تلاش های جنگی طالبان در حاشیه افتاده؛ مگر این مسأله نشانگر آن است که امکان توافق بین حکومت افغانستان و یک گروه «تروریستی» شناخته شده وجود دارد.

این مصالحه زمینه را برای ایجاد یک الگوی تعامل و مذاکره با گروه طالبان افغان، حکومت افغانستان و امریکا که قرار گزارشها در قطر از سر گرفته شده، فراهم می کند.

حکمتیار در مذاکرات صلح، تمام «خطوط سرخ» تعیین شده از سوی امریکا و حکومت افغانستان از جمله انحلال گروه های جنگی، پای بندی برای آتش بس دایمی، احترام به قانون اساسی افغانستان وقطع رابطه با سازمان های تروریستی را پذیرفته است. ( اما هیچ یک عمل نشده- مترجم) حزب حکمتیار که قرار گزارش ها، در سال های 1960 و اوایل سال های هفتاد قرن بیست به صورت بانوان بدون حجاب تیزاب افشانده بود، همچنان قبول کرده است که «همه مردان و زنان می توانند درچهارچوب قانون، از حقوق مساوی و مسئولیت های خویش بدون برتری و تبعیض بهره مند شوند.»

درعوض، حکمتیار خواستار ایجاد شرایط مشابهی شد که طالبان نیز خواستار چنین شرایط برای صلح می باشند؛ ازجمله، تضمین زنده گی مصئون برای اعضای حزب اسلامی، ادغام جنگجویان خودش درتشکیل نیروهای دفاعی و امنیتی، برداشتن تحریم های جهانی و رهایی زندانیان شامل این شرایط اند.

حکمتیار درحال حاضر، به عوض خواسته های سیاسی واجتماعی افراطی، قانون اساسی را پذیرفته و درعین زمان تاکید کرده که « احکام وهدایات دینی خشت پایۀ تمام سیاست های دولت به شمار می رود و درماده های دوم و سوم قانون اساسی آمده است که دین مقدس اسلام، دین رسمی جمهوری اسلامی افغانستان است و هیچ قانونی نمی تواند مخالف اعتقادات واحکام دین مقدس اسلام باشد.»

حضور سربازان خارجی در افغانستان ازجمله مسایل بسیار دشوار بود. حکمتیار مانند گروه طالبان، پیش شرط خود برای شروع مذاکره برای توافق با حکومت را، همین موضوع قرار داده بود. عامل بن بست و تأخیر در مذاکره با حکومت، تا حد زیادی همین موضوع بود. ( بعدا آشکار شد که چنین نبود- مترجم) سرانجام سازش سیاسی بدین گونه شکل گرفت که « هردو جانب در صورتی که امنیت ملی و منافع ملی ایجاب کند، از خروج نیروهای خارجی پشتیبانی می کنند»؛ مگر این حمایت، بدون کدام ضرب الاجل یا پیش شرط برای نیروهای خارجی است.

دشوار ترین بخش این توافق نامه درمیان بیشترافغان ها، موضوع تضمین و معافیت ( جنایتکاران- مترجم) از پیگرد قانونی به خاطر اعمال جنگی و سیاسی گذشته» عنوان شده است. این نکته به احتمال زیاد برای رئیس جمهور اشرف غنی که در بارۀ کشتار شماری از مردم به دستور حکمتیار، با خبر بود، شخصاً دشوار بود.

این قضیه، شامل قتل سید بهاء الدین مجروح رئیس دانشکدۀ دانشگاه کابل دوست وهمکار دکترغنی نیز هست که بعد از اشغال کشور از سوی شوروی، از کابل فرار کرد و در پشاور پاکستان رئیس مرکز اطلاعاتی افغان بود. در یازده فبروری 1988 شب شصتمین سالروز تولد بهاء الدین مجروح، دو آدم کش مسلح او را در خانه اش از پا درآوردند.

گزارش هایی که حکمتیار شخصاً دستور کشتن مجروح را صادر کرده بود، به سرعت انتشار یافتند.  سالیان بعد، پروژه عدالت درافغانستان ( A.J.P) به جزئیات جلسۀ حکمتیار با افرادش به هدف برنامه ریزی مرگ بهاء الدین مجروح دست یافت.

چرا حکمتیار، مجروح را کشت؟

در دسامبر 1987 میخائیل گرباچف رهبر شوروی به رئیس جمهور رونالد ریگان گفته بود که وی بدون ملاحظه و ضعیت، قوای شوروی را از افغانستان بیرون خواهد برد. دپلومات ها دست به کار شدند تا برنامۀ یک حکومت انتقالی را تهیه کنند که پس از خروج شوروی، حکومت را درکابل دردست گیرد. دپلومات ها مکرراً به نتایج یک نظر سنجی که از سوی بهاء الدین مجروح که در میان افغان های مهاجر، در اوایل همان سال راه اندازی شده بود؛ رجوع می کردند. نظرسنجی نشان میداد که هفتاد درصد مهاجران از تشکیل یک حکومت به رهبری ظاهر شاه پادشاه پیشین افغانستان درمقایسه با رهبران جهادی، پشتیبانی می کردند. بسیاری ها بدین باور بودند که مرگ مجروح در واقع پاسخی به آن نظر سنجی و هشداری برای حامیان ظاهر شاه بود.

همچنان احتمالات دیگری هم وجود دارد.

«اژدهای خودی» شهکار نا تمام بهاء الدین مجروح که در نوع خود حماسۀ منظوم و نثر مسجع به شمار می آید، منظره یی آفریده شده است که در آن، واکنش و مشاهدات یک مسافر «نیمه شب» وبی نام توصیف شده است که در یک دنیایی مانند دنیای مجروح، به سرگردانی افتاده است. مسافر درجریان مشاهداتش، با اژدهای چند چهرۀ ظلم وستم دست و پنجه نرم می کند.

شبی برای من روایت شده بود که بهاء الدین مجروح و حکمتیار در یک محفل دپلوماتیک در پشاور دعوت شده بودند. درآن محفل یک بار با هم رخ به رخ شدند. حکمتیار از وی پرسید:

«اژدهای خودی چیست؟»

مجروح پاسخ داد: « اژدهای خودی، تو هستی»

اشرف غنی دردهمین سالگشت مرگ بهاء الدین مجروح، دانشمند ارشد امور اجتماعی دربانک جهانی بود و دخترش، مریم، فصل هایی از کتاب «اژدهای خودی» را زیرعنوان «پایان اقامت مؤقت یک مهاجر» ترجمه کرد. درپایانۀ متن، که تاریخ 22 جون 1984 درآن رقم خورده است، آمده است:« مسافر، شماری از آدم های غریبه را دید که به خیمه گاه مهاجران نزدیک می شدند.»

« ریش های ژولیدۀ شان که تا به ناف های شان می رسید، همچو نقابی سیاه صورت های شان را پوشانیده بود. چشمان شان از پس نقاب ها، به سان یک جفت غار، شعله های خشمگین، حسودانه، نفرت بار و دشمنانه را به بیرون می جهاند. بعد از آن که مردان برافروخته، از روی بدجنسی و دروغ، جماعتی از مردم را به سنگسار کردن دو انسان تحریک کردند، مسافر پیکره های مرده گان را دفن می کند و خطاب به مهاجران ندا سر می دهد: شما از نماینده های ترور و غرق در فساد با آغوش باز استقبال کردید و به آنان فرصت دادید که شما را رهبری کنند. شما اهریمن سیاه را درسینه جا دادید تا بیشتر ازین قلب های تان را تیره و تباه گرداند وسپس اژدها، قادر است بار دیگر تاخت بردارد و شما را ببلعد.»

زمانی که دکترغنی با حکمتیار پیمان بست،  باید از خود می پرسید که آیا  به «اژدها» فرصت می دهد که «یک بار دیگر خیز بردارد و شما را درکام خودش فرو برد.»

بهاء الدین مجروح، بیش از سی سال پیش شرح داده بود که غربت و خشونت، تا چه میزانی جامعۀ افغانستان را درهم می شکست. «مهاجران روز تا روز درپرتگاه قهر و خشونت درمی غلتند. آنان گرفتار جال حرص و حسادتی شده اند که ایشان را به طور فزاینده به سوی نفرت و تشدد می راند.»

به نظر می آید که هدف مداخلۀ جهانی به رهبری امریکا درافغانستان برقراری آرامش بود؛ مگر این مأموریت بیشترینه بر کشتن تروریست ها متمرکز بود تا به تأمین صلح؛ و کارهایی از آن ها سر زد که افغان ها مجبور شدند به طالبان پناه ببرند. مردم افغانستان در درازای چهاردهه، اینک در آستانۀ دورِ پنجم جنگ قرار دارند.

به نظر می رسد که هم دکترغنی و هم بسیاری از افغان ها عزم جزم کرده اند که برای ایجاد صلح، تصامیمی دردناک و سخت اتخاذ کنند. حزب اسلامی وعده داده است که در یک روند نظارتی، جنگ افزار هایش را برزمین بگذارد. حزب اسلامی قانون اساسی را پذیرفته و در برنامۀ تأمین عدالت انتقالی و مصالحه شرکت خواهد کرد.

حال که طالبان درچندین جبهه دست به پیشروی هایی زده اند و به نظر می رسد دو دسته گی و اختلاف،  نیروهای حکومتی را فلج کرده است؛ نگاه به آن نقطۀ دور که زمانی افغانستان بتواند با گذشته خود تصفیه حساب کرده و واین بحث که چه گونه میان ادعا ها در زمینه عدالت کیفری و نیاز های یک جامعه صلح آمیز، توازن برقرار کند؛ دشوار است.  با وجود ادامۀ سازش و مصالحه موجود در پروندۀ  مذاکرات، پیمان با حکمتیار الگویی را برای دیگران که چنین روزی فرارسیده نی است، فراهم می کند.

اشاره: دکتربارنت روبین پژوهشگر استاد دانشگاه نیوریورک، از افغانستان شناسان معروف امریکایی است.

 

آمریکا خود فشار بر پاکستان را خنثی می کند

نشست چهارجانبه میان کشورهای چین و پاکستان و افغانستان و آمریکا در عمان پیرامون برسی راه های فشار بر پاکستان بود. اما پس از پایان نشست همگان بر این باور رسیدند که این نشست هم همانند نشست های قبلی نتیجه ای نداشته است چرا که باز هم پاکستان موفق شد نظر همگان را بر عدم فشار بر خود جلب نماید.
صادق باقری استاد دانشگاه در برنامه «آخر خط» در خصوص روابط مستحکم میان پاکستان و آمریکا می گوید: چنانچه شما از صحبت های اخیر که در قبال پاکستان زده شده می توانید این مسایل را درک کنید یک فهم مشترک و یک فهم بین الذهنی دوباره بین پاکستان و بین آمریکا ایجاد شده است که این فهم جدید است. صحبت های آقای ترامپ پاکستانی ها را خیلی به واکنش وانداشت. یک مقداری تمکین کردند یک مقدار هم اعتراض های نرم کردند و بالاخره وارد یک معامله سیاسی و امنیتی شدند. مثلا اینکه پاکستان از ما کمک می گیرد و در امر مبارزه با ترورریست صادق نیست در حالیکه باید صادق باشد. خب پاکستانی ها در چنین قضایایی بسیار ماهر هستند. می گویند از این به بعد صادق تر عمل می کنیم و کار می کنیم و نمی خواهند روابط و مناسبات استراتژیک خود را با منافع آمریکا در تعارض قرار بدهند. به نحوی پاکستان می خواهد که خطوط اساسی یک استراتژی جدید و راهبردی آمریکا را در منطقه تعقیب کند. چنانچه در گذشته هم چنین کاری کرده و موفق بوده است و اگر شما برگردید و گوش به آهنگ های رفاقت پاکستان و آمریکا در دل جنگ سرد بسپارید خیلی غیر منطقی خواهد بود که ما بگوییم پاکستان دیگر شریک استراتژیک آمریکا نخواهد بود و در اصل استراتژی آمریکا اصلا علیه پاکستان نیست.
وی در خصوص استراتژی جدید آمریکا می گوید: استراتژی جدید آمریکا در قبال منطقه و افغانستان خصوصا جنوب آسیا، استراتژی کاملا متفاوتی با تمام استراتژی هایی که قبل از این داشته است. در سیاست های اعلامی آمریکا مشخص و روشن شد که آمریکایی ها به نحوی پاکستانی ها را تنبیه کرده اند و به نحوی آنها را سرزنش و نکوهش کرده اند. اما نکوهش پاکستان از جانب آمریکا به این دلیل نبود که رابطه آمریکا با پاکستان تنزیل پیدا کند. در سطحی که ما احساس کنیم که این رابطه از بین رفته است و پاکستان گویا نقشی در درون منطقه و مناسبات امنیتی درون منطقه ندارد و آمریکا به دنبال بدیل دوم پاکستان است، اینطور نیست. اینها فقط در سیاست های اعلامی آمریکا است. چنانچه در بعضی از رسانه ها تعدادی از تحلیلگران معتقد بودند که آمریکا به دنبال بدیل دوم که هندوستان است می گردد. ولی انیگونه نیست. هنوز به لحاظ ذهنی هندوستانی ها آماده نیست که در مسایل امنیتی درون افغانستان و منطقه درگیر شوند و خصوصا در برابر پاکستان از این لحاظ است که در سیاست های اعمالی یک مقداری که متناقض هم هست آمریکایی ها به این فکر افتاده اند که با شریک استراتژیک خود در جنگ سرد دوباره می شود وارد یک معامله شد. نشست تازه چهار جانبه هم مهر تاییدی بر این حرف ها می زند و تایید می کند که هیچ فشاری واقعی بر پاکستان وجود ندارد. در واقع آمریکا به صورت اعلامی فشار را اعلام می کند اما با نقشه های دقیق دیگر آن را به طور خودبخود و بدون دخالت مستقیم خود خنثی می کند.
باقری، در خصوص استراتژی آمریکا در قبال کشور های همسایه گفت: این بار استراتژی آمریکا نسبت به برخی کشورها یک مقدار تهاجمی تر بوده است و پاکستانی ها هم به این قضیه عادت دارند. مهارت دارند و خودشان را تطبیق می دهند و واکنش زیادی هم در مقابل این صحبت ها نشان نداده اند و گویا اینکه ما می توانیم دوباره برای شما آمریکایی ها یک شریک استراتژیک باشیم و در مناسبات امنیت منطقه ای دخیل هستیم، مدیریت می کنیم، رهبری می کنیم و برای شما بهترین گزینه هستیم و آن لابی هایی که پاکستانی ها در آمریکا دارند به شدت در این مساله کار کرده اند. از آن طرف هم احساس می شود که این صحبت های پاکستان و لابی ها هم فقط جزو برنامه های آمریکا و پاکستان است. چرا که این دو کشور باهم کاملا هماهنگ عمل می کنند. برگزاری نشست های چهار جانبه هم هماهنگ شده و برنامه ریزی شده و به نفع پاکستان و نه افغانستان می باشد. قدرت لابی پاکستان و نیاز آمریکا به پاکستان بسیار بیشتر از ما می باشد.
وی ادامه داد: وقتی در صحبت ها و در بیانات اعلامی آمریکا پاکستان مورد نکوهش قرار گرفت پاکستان یک رویکرد نگاه به شرق داشت و به روس ها نزدیک شد و از جانبی آمریکایی ها دوباره تصور کردند که اگر پاکستان را در منطقه از دست دهیم فعلا شریک استراتژیک و مطمینی وجود ندارد. که بتواند در بحث مسایل امنیتی برای ما کار کند و ما به آن اطمینان کنیم و بتواند به عنوان شریک با ما صادق باشد. اگر چه من خیلی به صداقت پاکستان هم باورمند نیستم که پاکستانی ها در تمام قضایا صادق نیستند. آمریکایی ها هم در قبال سیاست هایی که انجام می دهند سعی می کنند که هم منافع پاکستان را در نظر بگیرند و هم منطقه را مدیریت کنند و هم برنامه های استراتژیک خود را پیش ببرند. شما بدون پاکستان و جدای از پاکستان چه کشوری را در منطقه شریک استراتژیک آمریکا می توانید در درون معادلات و مناسبات امنیتی در منطقه بدانید.
استاد دانشگاه معتقد است پاکستان در سیاست های خود بسیار زیرکانه عمل می کند و بیان داشت: در شرایط فعلی هیچ بدیلی جای پاکستان را در منطقه نمی گیرد که بتواند شریک برنامه های امنیتی در منطقه برای آمریکا باشد. در نشست های چهار جانبه هم چیزی در این مورد تغییر نمی کند. بعید می دانم که رابطه دو کشور را چیزی بتواند خراب کند. اما از طرفی پاکستانی ها بسیار زیرکانه و هشیارانه سعی می کنند که دکترین سیاست خارجی خود را با خطوط اساسی استراتژی جدید آمریکا در منطقه بسیار نزدیک بسازند و منطبق بسازند و به عبارتی پیرو آن باشند. پاکستانی ها با تمام استراتژی های بزرگی که با آمریکا داشتند بخشی از این استراتژی ها و بخشی از این برنامه ها را به نفع خود رقم زدند و در سیاست خارجی خود تعریف می کردند. به طور مثال در قبال افغانستان در بعضی امور دست باز دارند. در دل جنگ سرد پاکستانی ها هم برای آمریکایی ها کار کرده اند و هم برای خود کار کرده اند. در زمان طالبان هم برای غرب کار کرده اند و هم برای خود کار کرده اند. امروز هم سعی می کنند که افغانستان را به عبارتی در محوریت خود قرار دهند و افغانستان را به عبارتی مورد کنترل قرار دهند و آن را به عنوان یک کشوری که هر لحظه می توانند که دسترسی داشته باشند و افغانستان را سمت و سو دهند. و در واقع این نشست ها بسیار نمادین و کلیشه ای می باشد و تغییری در این سیاست های از قبل تعیین شده نمی گذارد.

 

راهبران بی بی سی کجا را هدف گرفته اند

ایرنا – بنگاه سخن پراکنی انگلیس یا آن چه که بی بی سی خوانده می شود، به عنوان جزئی از یک سازمان متمرکز، دارای راهبرانی است که آن را به سمت اهداف نظام حاکم هدایت می کنند و این اهداف معمولا در تضاد با منافع ملل محروم قرار دارد و به ظاهر این بار افغانستان هدف تازه آن بی بی سی قرار گرفته است.

در نخستین روز ماه جاری میلادی این بنگاه؛ تصمیم خود مبنی بر تغییر نام صفحه خبری اش را با عنوان « بی بی سی افغانستان» در شبکه اجتماعی فیس بوک به نام « بی بی سی دَری » اجرایی کرد.
این اقدام موجب اعتراض جمعی از فرهیختگان، ادیبان، خبرنگاران ، سیاستمداران و دانشگاهیان در افغانستان شد و این تغییر نام را توطئه ای برای روشن کردن تنور اختلافات میان ملت افغانستان برشمردن و برای بیان این اعتراض پویشی را به منظور خروج کاربران از آن صفحه تغییر نام داده بی بی سی راه انداختند.
تعداد زیادی از کاربران شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک با ایجاد هشتگ « انلایک بی بی سی دری» و مراجعه گروهی به صفحه بی ‌بی ‌سی، لایک خود را پس گرفتند.

گفته می‌شود تاکنون بیش از 10 هزار کاربر از صفحه بی ‌بی ‌سی دری خارج شده تاکید حمایت شان را از این رسانه‌ای انگلیسی برداشته اند.
در میان معترضان به این اقدام بی ‌بی ‌سی، خبرنگاران خود این رسانه در افغانستان هم دیده می شوند, ضیا شهریار، واسع سروش و اسماعیل شهامت از جمله این افراد هستند.
برخی نمایندگان مجلس هم هستند که عبدالطیف پدرام و ناهید فرید از این جمله اند .
البته این اقدام بی بی سی موافقانی هم دارد که نسبت به حجم معترضان هم تعدادشان اندک وهم استدلاهایشان بی مایه است و به ناچار خود این بنگاه برای آنها از واژه «شماری هرچند کم» استفاده می کند.
واژه «دری» که معادل «فارسی » در افغانستان بکار می رود حدود سال های 1340 خورشیدی از سوی حاکمان وقت بکار گرفته شده و جالب آن که همواره در اسناد تاریخی و مراودات اجتماعی این عنوان مترادف با فارسی بوده و هرگز چیزی جدا از فارسی در اذهان متبادر نکرده است.
اگر چه متصدیان دفتری بنگاه سخن پراکنی لندن تلاش کردند با ارایه توجیهاتی مانند وجود نام دری در قانون اساسی افغانستان این اقدام را منطقی جلوه و حساسیت ها را کاهش دهندف اما معترضین هم با استدلاهایی معقول این توجیهات را رد کردند.
چکیده سخن معترضان این است که فارسی زبان معیاری است و دری گویشی فرع بر این زبان و شیطنت بی بی سی در اصل ایجاد تمایز مصنوعی بین یک زبان با گویش های مختلف است.
برخی معترضان سوال کرده اند که، اگر این بنگاه این میزان مقید به راه اندازی خروجی مستقل برای هر گویش است، چرا این اقدام را برای دو گویش زبان انگلیسی با لهجه آمریکایی و گویش انگلیسی انجام نمی دهد؟
بعضی پرسیده اند که، اگر بی بی سی خود را ملزم به رعایت مفاد قانون اساسی کشوری برای عملکردش می داند، چرا به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران عمل نمی کند.
سمیع حامد به عنوان فعال فرهنگی در صفحه اجتماعی خود ضمن در خواست از کاربران برای خروج از صفحه بی بی سی نوشته است که، همه می دانند جدا کردن فارسی از دَری کاری سیاسی است و هر که این دو را جدا می پندارد یا نا آگاه است یا فریبکار.
مجیب رحیمی، سخنگوی عبدالله عبدالله رییس‌ اجرایی دولت وحدت افغانستان نیز ضمن اعتراض به این اقدام بی بی سی افزوده که عده ای تمام شخصیت و حیثیت خویش را مدیون این زبان اند ولی باز با تعصب٬ قوم‌گرای و نفاق افکنی٬ در بحرانی‌ترین شرایط ؛ در صدد ایجاد تفرقه زبانی- قومی در افغانستان هستند.
اسماعیل شهامت که خود خبرنگار بی‌بی‌سی در کابل است به این تصمیم مدیران بخش افغانستان بی بی سی اعتراض کرده و به انگلیسی نوشته که، با این تصمیم مخالفم و آن را بدون منطق می‌دانم و این مسأله سبب ناراحتی مردم شده است.
یعقوب یسنا استاد دانشگاه است و می‎گوید که بی بی سی از رسانه های تفرقه‎ انداز است و در کل با فرهنگ شرق سر ستیزه‌ جویی دیرینه دارد.
به گفته او باید همه اقوام و زبان ها در برابر فارسی‌ ستیزی این بنگاه اعتراض کنند .
عبدالطیف پدرام یک عضو مجلس نمایندگان است و تغییر نام بی بی سی فارسی افغانستان را به بی بی سی دری در واقع کار دولت انگلستان به منظور ایجاد تفرقه در میان فارسی زبان‌ها می داند.
او هشدار داد، اگر مسوولان بی بی سی در این تصمیم تجدید نظر نکند، مانع فعالیت تمام دفاتر این رسانه در افغانستان خواهند شد .
ناهید فرید دیگر عضو مجلس نمایندگان نیز گفت که انگلستان استعمارگر همواره به دنبال تقسیم ملت‌ها بوده و حالا فارسی زبان‌ها را تقسیم می‌کند.
روز یکشنبه گذشته نیز جمعی از معترضان به اقدام این بنگاه ؛ در لندن جلوی ساختمان بی بی سی اجتماع کردند که طبیعی بود این رسانه مشتاق بازتاب سخنان مخالفان مخالفانش اصلا به این خبر نپردازد که همین کار را هم کرد .
در 20 روز گذشته مواضع متعددی پیرامون این اقدام از سوی آحاد مختلف جامعه افغانستان گرفته شد که اگر چه امید می رود پشتو زبان ها نیز به حساسیت این شیطنت پی برده و آنها نیز به صف اعتراض حذف نام افغانستان از صفحه اجتماعی این بنگاه بپیوندن اما در حال حاضر حجم غالب اعتراض ها از سوی جمعیت فارسی زبان افغانستان است.
اما فارغ از این واکنش ها با توجه به سابقه تاریخی انگلیس در منطقه و عملکرد این بنگاه سخن پراکنی در بروز تنش ها و تشدید اختلافات در منطقه می توان اهداف قابل استنادی را برای این اقدام مد نظر گرفت.
در گام نخست باید این نکته را به عنوان فرض قطعی لحاظ کرد که بی بی سی خود جزئی از یک سامانه استبدادی است که در نهایت و بدون شک منافع نامشروع رهبران خود را تامین خواهد کرد و شعار تزئینی این بنگاه با عنوان « هر ملت باید با صلح و آرامش با ملتی دیگر صحبت کند » تنها یک نمایه گمراه کننده است.
برای کوتاهی سخن و به منظورایجاد تفاهم با مخاطب بر سر فرض بالا؛ خوانندگان را به مرور اقدامات این بنگاه در کودتاها؛ جنگ ها ؛ اختلافات و تنش های اجتماعی ارجاع می دهیم که تمامی حداقل در حافظه مکتوب و شفاهی ملت های محروم جنوب و جنوب غرب آسیا از هندوستان تا فلسطین اشغالی قابل بازخوانی است.
شاید جامع ترین و مهمترین توطئه نهفته در این اقدام حاکمان بی بی سی را بتوان در ایجاد انشقاق میان پیکره فارسی زبانان ساکن در پهنه تاریخی و عرصه تبلور تمدن پارسی از شمال عراق تا تاجیکستان برشمرد.
قطعه قطعه کردن یک ساختار یکپارچه و مشترک فرهنگی و خالی کردن داشته های زبانی یک ملت که در حقیقت زنده نگهدارنده تمدن و فرهنگ آنها است تنها بخشی از اهداف این حرکت موذیانه است.
در هدفی کلان تر این توطئه ای بلند مدت برای فشل کردن ملت های منطقه به منظور عقیم گذاشتن ظرفیت های آنها برای احیای توانایی تاریخی این خطه در تمدن سازی است.
امروز از غربی ترین نقطه در فلات ایران تا شرقی ترین شهرهای تاجیکستان زبان فارسی نقطه اشتراک و یگانه پل ارتباط و تعامل ملت هاست و همه خوب می دانیم که بحث تعامل ملت ها با موضوع جغرافیای سیاسی که پدیده ای جدید نسبت به قدمت طولانی تمدن و فرهنگ است دو مقوله جدا از هم است.
امروز هیچ فارسی زبانی در پهنه تمدن پارسیان که البته ایران هم بخشی از آن محسوب می شود در این امر تردید ندارد که زبان مهمترین عامل پیوند و انسجام بخش این تمدن کهن است و استکبار آگاهانه در یک افق دور دست مشروط به غفلت مردمان ؛ نابودی یا تضعیف این نقطه قوت را هدف قرار داده است.
تخصص راهبران حاکم بر بی بی سی ایجاد تفرقه است شما این توان حرفه ای را می توانید در تمام نقاط دنیا که زمانی تحت استعمار انگلستان بوده یا هست ببینید و بی شمار استخوان هایی که لای زخم مانده و هرگاه لازم می دانند نیش دری به آن می زنند که چرکین ترین زخم مانده از این راهبران همین غده سرطانی رژیم اشغالگر قدس در دل جهان اسلام است.
انتخاب هدفمند عنوان دری به جای فارسی در کشور افغانستان برای یک شبکه اجتماعی نقطه آغاز یک حرکت گسترده است که در نهایت این حرکت ؛ هیچ یک از اقوام، گویش ها و زبان ها را در امان نخواهد گذاشت و شاید بتوان این حرکت را آزمایشی برای سنجش سطح حساسیت و هوشیارانه مردم افغانستان و منطقه دانست.
جای اشتباه نیست و نباید پنداشت که این توطئه تنها به فارسی زبانان افغانستان باز می گردد، بلکه این اقدام در اصل دنبال ایجاد بسترهای مناسب برای تداوم بی ثباتی و تضمین بروز تنش و تفرقه میان ملت افغانستان است و این بی ثباتی در حقیقت برای مستکبران فرصت تعمیق سلطه فراهم می کند.
در باور فرهیختگان، جوامع بشری بدون در نظر گرفتن مرزهای سیاسی انتزاعی که پدیده ای جدید در جوامع عصر کنونی محسوب می شوند؛ دارای یک پیوستگی بر آمده از همجواری هستند که موجب هم افزایی در بینش و تعمیق اندوخته های دانش جمعی می شود و بند اتصال این اجزای منفصل برای ایجاد امکان تمدن سازی؛ زبان است.
حال اگر رقیب بتواند بند زبان را ببرد ، خود به خود جوامع را تجزیه کرده و جامعه مجزا هرگز نمی تواند از خود حفاظت و با رسیدن به هم افزایی به اوج تمدن سازی باز گردد.

 

دستاورد «ریکا» برای افغانستان و منطقه

ایرنا – نشست همکاری های منطقه ای برای افغانستان که به اختصار «ریکا» خوانده می شود در سال 2005 به ابتکار وزارت امورخارجه افغانستان کلید خورد و امروز پس از 12 سال به یک نشست اقتصادی موثر بدل شده و امسال نیز با حضور کشورهای شرکت کننده این نشست دو روزه در ترکمنستان برگزار شد.

نشست همکاری های منطقه ای برای افغانستان به صورت ادواری هر دو سال یک بار به میزبانی یکی از کشورهای عضو برگزار می شود و در اصل تصمیمات این نشست یک فرآیند اجرایی برای همکاری مشترک است و با هدف ایجاد همگرایی منطقه‌ ای به منظور اجرای طرح های مهم زیربنایی با محوریت افغانستان و در راستای تامین مناقع همه اعضا اتخاذ شده و عملی می شود.
اولین نشست ریکا در کابل برگزار شد و پس از آن به ترتیب هندوستان، پاکستان، تاجیکستان و ترکیه میزبان آن بودند و نشست امسال در عشق آباد ترکمنستان طی دیروز و امروز چهارشنبه برگزار شد.
به گفته «احمد شکیب مستغنی» سخنگوی وزارت امور خارجه افغانستان نشست ریکا بیشتر بر روی همکاری های منطقه ای و استفاده درست از فرصت ها تکیه می کند.
وی افزود که مسئله انرژی، اتصال راه های کشورهای منطقه و رشد تجارت و بازرگانی از موضوعات مهم این نشست هاست و از نشست های گذشته ریکا نتایج قابل قبول به دست آمده است .
او طرح استفاده از بندر چابهار ایران، طرح راه «لاجورد » که کشورهای آسیایی میانه را از طریق افغانستان به آذربایجان و ترکیه و در نهایت به اروپا وصل می کند را از جمله مصوبات اجرایی شده نشست ریکا عنوان کرد.
مستغنی طرح خط لوله گاز« تاپی» که گاز ترکمنستان را از طریق افغانستان به پاکستان و سپس هند منتقل خواهد کرد ، طرح اتصال خط آهن ترکمنستان به افغانستان و پاکستان و راه آهن پنج جانبه که از طریق قرقیزستان و ازبکستان ؛ افغانستان و ایران را به چین وصل می کند را هم از خروجی های نشست های گذشته ریکا برشمرد.
هفتمین نشست ریکا که روز سه شنبه در شهر «عشق آباد» مرکز ترکمنستان با حضور مقامات دولتی 44 کشور و 38 سازمان بین المللی برگزار شد که این جلسه در سطح کارشناسی بود و امروز در آخرین جلسه در سطح وزرای خارجه ادامه یافت.
نشست عشق آباد در جستجوی راه حل‌ها، برای برداشتن موانعی بود که جلوی گسترش ارتباطات گسترده تجاری بین کشورهای منطقه را می‌ گیرد و برای رفع آنها به تصمیم گیری مشترک پرداختند.
در روز نخستین یک نشست پیرامون تجارت منطقه ‌ای و جلسه ای دیگر هم با عنوان بررسی رخدادهای مهم و تازه در تاریخ ریکا برگزار شد و بخشی از نشست دیروز نیز به موضوع توانمند سازی زنان در عرصه تجارت اختصاص یافت.
«رولا غنی» همسر رئیس جمهوری افغانستان که با عنوان بانوی اول این کشور خوانده می شود در راس یک هیات شامل وزیر امور زنان دیروز به عشق آباد رفت در افتتاحیه نشست ریکا سخنرانی کرد.
رولا غنی همایش ریکا را چارچوب موثر برای شکل گیری همکاری و همگرایی منطقه خواند و به صورت ویژه تأکید کرد که نقش زنان افغان در عرصه تجارت برجسته ‌تر شده است.
وی افزود که کار دوشادوش مردان و زنان ؛ باعث تقویت اساس خانواده و در نهایت جامعه و منطقه خواهد شد.
سخنگوی وزارت امور خارجه در مورد برنامه های روز چهارشنبه نشست عشق آباد و بحث وزرای خارجه کشورهای شرکت کننده و نمایندگان نهادهای معتبر بین المللی گفت که در باره انتقال لوله گاز از ترکمنستان به پاکستان و هند از طریق افغانستان – طرح تاپی – ، انتقال برق از قرقیزستان و تاجیکستان به افغانستان و پاکستان – طرح کاسا یک‌ هزار- ، دالان ترانزیتی چابهار و راه آهن پنج جانبه که ایران را از طریق افغانستان و کشورهای آسیایی میانه به چین وصل می کند گفت و گو کردند.
سرور دانش معاون دوم ریاست جمهوری افغانستان، بانونی اول این کشور و صلاح الدین ربانی وزیر امور خارجه درهیات اعزامی افغانستان به ترکمنستان حضور دارند .
پیش از این «آذرخش حافظی» رئیس سابق اتاق تجارت افغانستان گفته بود که کنفرانس ریکا با حضور گسترده مقامات بلند پایه کشورهای منطقه و نهادهای مهم بین الملی در نوع خود بزرگ‌ ترین همایش اقتصادی در منطقه به شمار می ‎رود.
وی افزوده که اگر نگاهی به این همایش ‎ها انداخته شود، می ‎توان دید که می ‎تواند آغاز خوبی برای گام ‌های مهم رشد و توسعه اقتصای و سیاسی در منطقه باشد زیرا در این نشست ها نظر‎های کارشناسانه مبادله شده و دیدگاه‎ها جمع بندی و در روابط سیاسی و اقتصادی کشورها تجدید نظر صورت می ‏گیرد که این روند در بهبود روابط و اعتماد سازی میان کشورها مهم است.
طرح اصلی کنفرانس ریکا «ششم» که سال گذشته در کابل برگزار شد «راه ابریشم از مسیر افغانستان» بود و بر طرح هایی تمرکز داشت که این ایده را قوت می بخشیدند، به طوری که تمام کشورهای منطقه در کنار افغانستان از این طرح منفعت خواهند برد .
در همایش پارسال درباره اتصال منطقه ای راه آهن در پنج کشور چین، قرقیزستان، تاجیکستان، افغانستان و ایران بحث شد و در نشست امسال این طرح به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
راه آهن خواف -هرات، هرات– تورغندی که به ترکمنستان وصل می شود نیز از جمله طرح های حیاتی برای افغانستان شمرده می شود که در ریکا ششم درباره آن بحث و تبادل نظر صورت گرفت.
در حال حاضر که راه آهن هرات- خواف رو به اتمام است و همچنین محموله 15 هزار تنی گندم اهدایی هند از طریق چابهار به افغانستان رسید، می توان نتیجه گرفت که نشست های همکاری های منطقه ای برای افغانستان دستاوردهای مثبتی برای افغانستان و به تبع آن برای کشورهای منطقه داشته که با تحقق طرح های دیگر که در حال اجراست، می توان افق روشن تری را برای توسعه افغانستان و منطقه تصور کرد.

 

 

 

طالبان پشتون افغان زیر نام داعش ،

تنها در ماه اکتوبر 435 نفر را کشته و زخمی نمودند

گروه دادخواهی برای حفاظت از غیرنظامیان، از افزایش کشته و زخمی شدن افراد ملکی در افغانستان ابراز نگرانی کرده و می‌گوید در ماه اکتوبر امسال، تلفات افزایش بی‌سابقه داشته است.

به گزارش اسپوتنیک به نقل از آژانس خبری پژواک، این گروه با انتشار یک خبرنامه حملات اخیر را محکوم نموده و آن‌ها را جنایت ضد بشری و اقدام غیر انسانی خوانده است.

بر اساس آمار ارایه شده از سوی گروه دادخواهی برای حفاظت از غیرنظامیان یا CPAG، در ماه اکتوبر 2017، در جریان حملات مختلف 200 غیر نظامی در کشور کشته شده و 235 تن زخمی شده اند.  در میان این قربانیان 8 زن و 11 کودک نیز شامل استند.

به گفتۀ این گروه، بیشترین تلفات در حملات ولایت‌های غور و پکتیا ثبت شده است که در آن‌ها 106 تن کشته شده اند.

در خبرنامۀ این گروه آمده که حملات هوایی خارجی‌ها نیز از غیرنظامیان قربانی می‌گیرد. در ماه اکتوبر در حملۀ هوایی نیروهای خارجی به رهبری امریکا، در ولسوالى څوکى ولایت کنر، ١٤ فرد غیر نظامی کشته شده است.

گروه دادخواهى برای حفاظ از غیرنظامیان که از ٢٠ نهاد مدنى و ارگان های غیر دولتی تشکيل شده است، تلفات غیرنظامیان را غیرقابل قبول دانسته و تأکید دارد که مردم باید دولت را وادار به گرفتن تصمیم عملی در زمینۀ حفظ جان غیرنظامیان بسازند.

 

سخنی چند با آقای سید طیب جواد سفیر افغانستان در لندن!
Abdul Lalzad 

آقای جواد در سال 1993 یکتعداد عناصر فروخته شده و اوباش و متعصب در راس نبی مصداق در بخش پشتوی بی بی سی خدمت میکرد اما خلاف منافع علیای مردم ما همه روزه یا به دستور باداران خود و یا هم بشکل نامریی خود را در خدمت پاکستان و نوکران پاکستان قرار داده و در اذهان مردم زهرپاشی و مصروف پشتو سازی بودند که بنا به مساعی جدی سفارت افغانستان در انزمان جلو ایشان گرفته شد و نبی مصداق از بی بی سی اخراج و به کانادا دوباره پناهنده شد . امروز باز هم در زمان سفارت شما که نماینده سیاسی و مدافع حقوق و ارزش ملی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی تمام شهروندان کشور برتانياهستید یک تعداد جیره خواران و خود فروخته شده گان که تا دیروز صدای کرملن را نشخوار میکردند و کشور شورا ها گفته مردم را کر کرده بودند و نظر به بی کفایتی و کودنی و نالایقی و بیسوادی که دارند نتوانستند که با رقبای ایرانی خویش در تلویزیون بی بی سی همسری نمایند و در این تلویزیون مانند انگشت ششم موقف دارندو بدون برنامه و بدون پروگرام و کدام راهبرد به اصطلاح پنسل میزنند و با سوء استفاده از اوضاع نابسامان کشور و بخاطر امرار حیات ننگین و مزدوری بیشتر شان باز هم دست به شیطنت زده و در پیکر نیمه جان و خون چکان کشور خنجر زده اند و در اوضاع و احوال کنونی منافع ملی کشور را فدای جیره بی بی سی نموده اینبار به عوض پشتو سازی زبان فارسی را تقسیم نموده اند.

جناب جواد! اولا اینکه افراد و اشخاصی چون مینه بکتاش و آصف معروف اصلا خود فارسی زبان نبوده و از نظر دانش و علم زبان شناسی کفایت و صلاحیت چنین اقدامی را ندارند و ثانیا طرزالعمل و پالیسی کاری بی بی سی در مخالفت با چنین طرز دید و مداخله اشکار و سریح در امور داخلی کشور ها میباشد بخصوص در شرایط فعلی که کشور بریتانیا با افغانستان رابطه نزدیک و خوب دارد فکر نکنم که انگلیس ها از چنین جنایت چند نفر مزدور و اجیر دفاع نماید و همه مردم افغانستان را فراموش کند ، بنا وظیفه شما منحیث سفیر و نماینده سیاسی افغانستان است تا سکوت را شکستانده هر چه عاجلتر از طریق مراجع دیپلوماتیک و وزارت خارجه برتانیا موضوع را پیگیری نموده و بار مسوولیت را از شانه های خود دور بسازید تا بار دیگر جیره خوران و مزدوران درس نبی مصداق را فراموش نکنند.

(نداف شهر)

 

محور این مذاکره دو نفری افغانستان بود یا سوریه؟

پیک نت: دیدار پوتین و خامنه ای، نه درحاشیه اجلاس سه جانبه سران آذربایجان، روسیه و ایران، بلکه در متن اصلی سفر پوتین به تهران بود. حرف های اصلی در همین دیدار زده شد که بطور طبیعی فاش نشده و نمی توانست فاش شود. اما در همان حد که خبرگزاری های داخلی به نقل از پایگاه اطلاع رسانی رهبر جمهوری اسلامی منتشر کرده اند نیز نشان میدهد که مسئله تحریم های امریکا، جنگ سوریه و توان نظامی مرکز ثقل این دیدار بوده است. این را از لابلای اشاراتی که در سخنرانی پوتین و خامنه ای وجود دارد می توان متوجه شد. در همین دیدار مسئله بسیار مهم حذف دلار در معادلات ارزی نفت که روسیه و چین طراح آن هستند مطرح شد.

همزمان با سفر پوتین به تهران و طرح موضوع پول جایگزین (بجای دلار) در معاملات نفتی، سایت “راشا تودی” مقاله تفسیری دقیقی درباره این طرح منتشر کرد که نشان میدهد چین با کمک روسیه می کوشند دلار را منزوی و طرد کنند و از این نظر ضربه مهلکی به اقتصاد امریکا بزنند.

آن فرازهائی که در لابلای آنها می توان حدس زد در ملاقات پوتین و خامنه ای چه گذشته را در زیر می آوریم:

خامنه ای: همکاری ایران و روسیه برای مقابله مشترک با تحریم‌های آمریکا بر ضد دو کشور «مفید» است و اینکه می‌توانیم تحریم‌های آمریکایی‌ها را با روش‌هایی از جمله حذف دلار و جایگزین کردن پول ملیدر معاملات اقتصادی دو یا چند جانبه، بی‌اثر و آمریکا را منزوی کنیم. نتایج همکاری ایران و روسیه نشان داده که تهران و مسکو می‌توانند در میدان‌های دشوار، (از جمله جنگ سوریه) اهداف مشترک را محقق کنند. امریکا همچنان مشغول طراحی و توطئه است، بنابراین حل کامل مسئله سوریه نیازمند تداوم همکاری‌های مستحکم است. نباید دولت سوریه را برای اجرای هیچ طرحی «تحت فشار» گذاشت. ما شما را دارای شخصیتی قوی و اهل تصمیم و عمل می دانیم و به همین علت می‌توان با روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ درباره کارهای بزرگ و نیازمند عزم و تلاش، صحبت و همکاری منطقی داشت.

پوتین: روسیه مدافع تمامیت ارضی سوریه و حمایت از رئیس جمهوری این کشور است و آن را از اصول سیاست خارجی روسیه میداند. معتقدیم هرگونه تغییر و تحول در هر کشوری از جمله سوریه باید از درون آن کشور شکل بگیرد. در مورد تحریم های امریکا تکیه روسیه بر توان داخلی است و حتی برخی تولیدکنندگان و صاحبان صنایع روسی امیدوارند تحریم‌های آمریکا پایان نیابد، زیرا موجب شده به ظرفیت‌های آنها توجه شود.

 

حمایت هواداران گلبدین از داعش در شمال واقعیت دارد؟

یک مقام امنیتی افغان در شمال افغانستان از بر افراشته شدن پرچم داعش توسط جنگجویان سابق حزب اسلامی در شهرستان «درقد» ولایت تخار در شمال افغانستان خبر داد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، جنگجویان حزب اسلامی حکمتیار که گفته می‌شود از افراد سابق این حزب هستند به تازگی در منطقه «نورخیل» شهرستان «درقد» در ولایت تخار پرچم گروه تروریستی داعش را برافراشته‌اند.

ولایت تخار از ولایت‌های شمالی افغانستان محسوب می‌شود که فرماندهان حزب اسلامی «حکمتیار» در این ولایت نفوذ گسترده‌ای دارند و جنگجویان این حزب هنوز هم به فعالیت‌های مسلحانه خود ادامه می‌دهند.

«محمد عمر» فرمانده پلیس شهرستان درقد به «سلام وطندار» گفت: جنگجویان حزب اسلامی با بر افراشتن پرچم داعش در این شهرستان به این گروه تروریستی پیوسته‌اند.

وی افزود: تعداد جنگجویانی که پرچم گروه تروریستی داعش را در شهرستان درقد و «ینگی قلعه» بر افراشته‌اند به 40 نفر می‌رسد و نیروهای امنیتی افغان به زودی برای سرکوب آنها اقدام خواهند کرد.

یک منبع ریاست امنیت ملی افغانستان ضمن تایید برافراشته شدن پرچم داعش تصریح کرد: اینکه آیا واقعا جنگجویان گروه تروریستی داعش در این منطقه نفوذ کرده‌اند مشخص نشده است.

این در حالی است که حکمتیار رهبر حزب اسلامی قبل از این نیز از جنگجویان این حزب خواسته بود که در درگیری بین گروه تروریستی داعش و طالبان از داعش حمایت کنند.

با این حال چندی قبل نیز «عطا محمد نور» والی بلخ به حکمتیار رهبر حزب اسلامی هشدار داده بود که اگر بیعت خود را از گروه تروریستی داعش پس نگیرد در هرجایی که سر بلند کند مورد سرکوب قرار خواهد گرفت.

اخیرا جنگجویان حزب اسلامی و به ویژه «بشیرقانت» فرمانده مشهور این حزب بارها با حمله به مساجد، مدارس و مرکز شهرستان «چاه آب» غیرنظامیان افغان را در ولایت تخار به خاک و خون کشیده‌اند.

 

 

حضور جنگجویان اویغور در افغانستان؛ چین چگونه با تهدیدات امنیت ملی خود مبارزه می‌کند؟

به گزارش خبرگزاری فارس، «الیاس نواندیش» خبرنگار افغانستانی طی یادداشتی در پایگاه خبری خبرنامه به بررسی ابعاد حضور جنگجویان ایغور در افغانستان پرداخت.

در این یادداشت آمده است: در ماه سپتامبر سال جاری میلادی یائو جینگ، سفیر چین در افغانستان به ولایت بدخشان سفر کرده و با مقامات محلی بدخشان، مقامات محلی شهرستان اشکاشم بدخشان و ساکنان چهار شهرستان مرزی بدخشان با چین دیدار کرد.

سفیر چین در این سفر از ساکنان ولایت بدخشان خواست که مشکلات و دشواری‌های موجود در این منطقه را شناسایی کرده و آن را با سفارت چین در میان بگذارند تا این کشور، متناسب با نیازمندی‌های مردم بدخشان در اجرای برنامه‌ها و پروژه‌های عمرانی اقدام کند.

این برای نخستین بار بود که یک مقام چینی از مناطق مرزی افغانستان با چین دیدار کرده و به مردم آن مناطق وعده بازسازی و کمک می‌داد. بسیاری‌ها نمی‌دانند چرا سفیر چین به بدخشان رفت و از این مناطق مرزی دیدن کرد.

یائو جینگ در سفرش به بدخشان از نگرانی‌های کشورش درباره موجودیت «اویغورها» در آن ولایت ابراز نگرانی کرد و گفت که «ناامنی و تروریزم معضل بزرگ منطقه‌ای است و کشور چین در کنار سایر همکاران افغانستان برای تأمین صلح در این کشور تلاش می‌کند.»

وی در این سفرش برای نخستین بار از حضور جنگجویان «اویغور» در کنار گروه‌های تروریستی در بدخشان و پهن شدن دامنه ناامنی ابراز نگرانی کرد و گفت که چین تلاش می‌کند تا با همکاری منطقه‌ای به این نگرانی پایان بدهد.

این گزارش به این می‌پردازد که اویغورها چه کسانی‌اند و از چه زمانی در افغانستان حضور دارند؟ چرا چین نگران حضور این گروه در افغانستان است و سیاست چین در قبال اویغورها چیست؟

اویغورها

اویغورها یک اقلیت مسلمان ترک‌زبان در ولایت سین کیانگ در شمال غرب چین هستند که از مدت‌های طولانی زیر فشار دولت چین قرار دارند. اویغورها به این باور هستند که به‌صورت فزاینده‌ای از سوی حکومت چین تحت فشار هستند. به گفته این اقلیت در چین، این کشور در تلاش تضعیف هویت فرهنگی، سیاسی و دینی آنان است و از منابع طبیعی سین کیانگ بهره‌بردای می‌کند.

اویغورها حکومت چین را «قدرت استعماری» می‌خوانند و خواهان جدایی یا کسب خودمختاری بیشتر‌اند. این امر باعث شده است که دولت چین اقدامات شدیدی را علیه جدایی طلبان سین کیانگ روی دست بگیرد.

حکومت چین حتی برای رفتن اویغورها به مساجد و اشتراک در مراسم دینی‌شان نیز محدویت وضع کرده است. چین مدعی است که تشدید محدودیت‌ها و افزایش حضور پولیس به‌خاطر جلوگیری از پخش افراط‌گرایی صورت می‌گیرد. براساس گزارش‌ها، شورشیان اویغور بیشتر در ساختار «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» فعالیت می‌کنند.

جنبش اسلامی ترکستان شرقی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی در سال ۱۹۳۳ تاسیس شد. این جنبش برای کسب استقلال و تشکیل دولت مستقل در جامعه اویغورها و دیگر اقوام ترک‌تبار ساکن در ترکستان مبارزه می‌کند. این گروه در گذشته از سوی کشورهای مختلف، از جمله عربستان سعودی و ترکیه حمایت مالی شده است.

جنبش اسلامی ترکستان شرقی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق توانست با گروه‌ها و احزاب بنیادگرا در آسیای مرکزی رابطه برقرار کند. این گروه پس از آن توانست با القاعده و طالبان افغانستان نیز رابطه ایجاد کند.

دو ماه پس از حملات یازده سپتامبر القاعده بر ایالات متحده امریکا، چین سندی را نشر کرد که نشان می‌داد جنبش اسلامی ترکستان شرقی با القاعده و طالبان ارتباط داشته است در این سند آمده بود که حسن مخصوم، رهبر این جنبش با اسامه بن لادن در افغانستان همکاری داشته است.

آمریکا، جنبش اسلامی ترکستان شرقی را در سال ۲۰۰۲ میلادی شامل فهرست سازمان‌های تروریستی کرد.

جنبش ترکستان شرقی متهم به انجام چندین حمله تروریستی از جمله، چند حمله تروریستی در آستانه المپیک سال ۲۰۰۸ در پکن و انفجارهای مرگبار در شانگهای و یونن است.

اویغورها در افغانستان

افغانستان در سال‌های ۱۹۹۰ میلادی پناهگاه امن شورشیان جنبش اسلامی ترکستان شرقی بود. این گروه در همین سال‌ها با طالبان و القاعده رابطه برقرار کرده و به این گروه‌ها کمک کرد.

زیگفرید وولف، رییس بخش تحقیقات در موسسه «مجمع دموکراتیک جنوب آسیا» در مصاحبه‌ای گفته بود که «اویغورها برای پیوستن به گروه‌های افراطی در افغانستان و پاکستان از پاسپورت‌های جعلی ترکی استفاده می‌کنند. این اویغورها در کمپ‌های افغانستان و پاکستان که از سوی عربستان سعودی تمویل زیاد مالی شده‌اند، تلقین فکری و آموزش نظامی می‌بینند.»

براساس گزارش‌های ملل متحد، جنبش اسلامی ترکستان شرقی با القاعده رابطه دارد و باور به این است که جنگ‌جویان این گروه در کنار طالبان علیه نیروهای ناتو در افغانستان جنگیده‌اند.

اندرو سمال، مولف کتاب «محور چین-پاکستان: جیوپولتیک جدید آسیا» در مصاحبه‌ای در مورد این‌که «چرا چین از روند صلح افغانستان حمایت می‌کند»، گفته است که «در سال‌های ۱۹۹۰، افغانستان پناهگاه امنی برای پیکارجویان اویغوری بود و چین نگران است که مبادا این وضع تکرار شود. بنابراین، یگانه راه حل را در حل و فصل سیاسی بین جناح‌های مختلف در افغانستان می‌بیند.»

به گفته‌ی او، اولویت مهم چین است که افراطیون اسلام‌گرا این کشور را هدف قرار ندهند و از جنگجویان اویغوری حمایت نکنند. او می‌افزاید: «در عین زمان چین نمی‌خواهد به دوران حاکمیت طالبان برگردد و تا اندازه‌ای از سقوط حکومت پیشین طالبان احساس آرامش کرد. نیروهای افراطی اسلام‌گرا در منطقه بلا اجتناب یک منبع الهام و حمایت عملی برای پیکارجویان اسلامگرا در خود چین می‌باشند. این کشور به‌طور خاص در مورد نسل جدید طالبان نگران است و ترس از آن دارد که سرانجام شورای کویته شاید قادر به کنترل آن‌ها نباشد.»

گزارش‌هایی نیز وجود دارد که اعضای گروه جنبش اسلامی ترکستان شرقی در کنار القاعده و طالبان در افغانستان با نظامیان امریکایی جنگیده‌اند.

در سال‌های اخیر مقام‌های افغان نیز از کشته شدن اویغورها به‌دست سربازان افغان سخن زده‌اند. سال گذشته وزیر دفاع چین از عملکرد افغانستان برای سرکوب اویغورها ستایش کرد و آن‌ را ارزشمند دانست.

وزارت دفاع افغانستان نیز در آن زمان گفته بود که ارتش در همه جای این کشور اویغورهای چین و خصوصا جنبش اسلامی ترکستان شرقی را که فعالیت‌های تروریستی انجام می‌دهند، سرکوب کرده و تعداد زیادی از جنگجویان اویغوری را در ولایت‌های قندوز، فاریاب، بغلان و مناطق جنوب و شرق افغانستان از بین برده است.

ارتباط با القاعده

بر اساس اسنادی که منتشر شده، حسن مخصوم رهبر پیشین جنبش اسلامی ترکستان شرقی با بن‌لادن رهبر القاعده در افغانستان ارتباط و همکاری داشته است.

ربیعه قدیر، رهبر تبعیدی اقلیت ایغور چین در سال ۱۳۸۸ خورشیدی ارتباط جدایی‌طلبان اویغور با القاعده را رد کرد و گفت که برای دستیابی به حقوق بیشتر برای اویغورها در ایالت سین‌کیانگ چین با استفاده از خشونت مخالف است.

اما در آن زمان وزارت خارجه چین گفته بود که خشونت‌های ارومچی، مرکز سین کیانگ که در آن نزدیک به ۱۶۰ تن کشته و بیش از هزار نفر زخمی شدند، به نیروی مختلف خارجی از جمله القاعده مرتبط است. این وزارت گفته بود که مدارک کافی وجود دارد که ثابت می‌کند «این افراد توسط گروه‌های تروریستی خارجی، از جمله القاعده، آموزش دیده‌اند.»

عضویت در گروه داعش

در سال ۲۰۱۴ میلادی ابوبکر البغدادی، رهبر گروه داعش گفته بود که «چین در ردیف امریکا، هند و اسرائیل در زمینه سرکوب مسلمانان قرار دارد.» سال گذشته نیز گروه داعش با نشر ویدیویی که در آن «صحنه‌هایی از زندگی مهاجران ترکستان شرقی در سرزمین خلافت» دیده می‌شد، هشدار داد که داعش «در چین رودخانه خون جاری می‌سازد» تا انتقام سرکوب مسلمانان توسط چین در منطقه سین کیانگ را بگیرد.

پس از آن بود که از حضور اویغورهای چین در صف نیروهای داعش نیز گزارش‌هایی منتشر شد. در اواخر زمستان ۱۳۹۵ خورشیدی، چندین نفر از اقلیت اویغور در رابطه به حمله مرگبار شب سال نو میلادی در استانبول ترکیه بازداشت شدند. این افراد از منطقه سین کیانگ چین بودند.

گزارش‌هایی هم وجود دارد که تروریستان بین‌المللی موجود در ولایت بدخشان افغانستان به گروه داعش گرایش دارند. عبدالله ناجی نظری، رییس شورای ولایتی بدخشان در یک مصاحبه گفته بود که شماری از تروریستانی که در بدخشان کشته شده‌اند، اعضای داعش بوده‌اند و کارت هویت داعش از جیب آنان بدست آمده است.

در سال ۱۳۹۳ خورشیدی مقام‌های چینی گفته بودند که اعضای جنبش اسلامی ترکستان شرقی از طریق ترکیه به سوریه می‌روند و در آن‌جا به گروه داعش می‌پیوندند. در آن زمان از حضور ۳۰۰ شورشی اویغور در صف داعش که در عراق و سوریه می‌جنگیدند، گزارش شده بود.

با توجه به گزارش‌های فوق، مقامات چین اکنون نگران امنیت ملی کشورشان هستند. این کشور، جنبش اسلامی ترکستان شرقی را تهدیدی برای امنیت ملی خود می‌داند و به تازگی تلاش‌ها برای مبارزه با تهدیدات امنیتی علیه خود را روی دست گرفته است.

در راستای همین تلاش‌ها چین برای جلوگیری از تهدیداتی که متوجه قسمت‌های غربی آن است، در پی ایجاد ائتلاف‌های امنیتی نیز بوده است؛ ائتلافی برای مبارزه با تروریسم با حضور پاکستان، افغانستان و تاجیکستان.

 

پنجمین نشست ضد تروریسم سازمان شانگهای برگزار شد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در تاشکند، پنجمین نشست علمی و عملی ساختار منطقه‌ای ضد تروریسم سازمان همکاری شانگهای تحت عنوان «مبارزه با تروریسم- همکاری بدون مرز» عصر روز گذشته در «تاشکند» پایتخت ازبکستان برگزار شد.

در این نشست مسائل گسترش بیش از پیش همکاری های متقابل در مقابله با تروریسم و افراط‌گرایی بین‌المللی بین کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای و کشورهای ناظر در این سازمان مورد بررسی قرار گرفت.

«یوگینی سیسایف» رئیس کمیته اجرایی ساختار منطقه‌ای ضدتروریسم سازمان همکاری شانگهای در این نشست گفت: در حال حاضر اوضاع جاری بین‌المللی بسیار بی ثبات است و فعال تر شدن روز افزون کانون تشنج در خاورمیانه برای تمام جامعه جهانی یک خطر جدی ایجاد کرده است.

وی افزود: امروز در مقابل فشار فعال نیروهای ضد تروریسم در سوریه و عراق نه تنها جغرافیایی منطقه عملیات جنگی، بلکه تاکتیک فعالیت تروریست ها نیز تغییر کرده است.

سیسایف اظهار داشت: گروههای تروریستی از سوریه و عراق به افغانستان نقل مکان کرده‌اند و در حال نزدیک شدن به مرزهای کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای هستند.

وی خاطرنشان کرد: در این شرایط ساختار منطقه‌ای ضدتروریسم سازمان همکاری شانگهای با همکاری کشورهای عضو و ناظر باید علیه این ستیزه جویی ها و تهدیدات با جدیت مقابله کند.

رئیس کمیته اجرایی ساختار منطقه‌ای ضدتروریسم سازمان همکاری شانگهای گفت: با توجه به اوضاع فعلی مبارزه با شبه نظامیان- تروریست های خارجی که منبع اصلی کادری سازمان های بین المللی تروریستی می‌باشد، باید در اولویت وظایف ساختار منطقه‌ای ضدتروریسم قرار گیرند.

به گفته «سیسایف»، تحکیم همکاری‌های عملی متقابل طرفین همچنین به برگزاری سالانه 2 تا 3 رزمایش مشترک ضدتروریستی نیز کمک خواهد کرد. این  تمرینات مهم طی سال اخیر در شهر های «دوشنبه»، «ارتوشه»، «یاراسلاول» با موفقیت برگزار شده است که در مبارزه با گروه‌های تروریستی خیلی موثر است.

شرکت کنندگان دیگر نیز در این نشست تاکید کردند که مبارزه با تروریسم و افراط گرایی برای همه کشورهای عضو یک وظیفه مهم است و فقط با تشریک مساعی با این عوامل شوم می‌توان مقابله کرد.

سازمان همکاری شانگهای یک سازمان بین المللی بین دولتی است که در تاریخ 15 ژوئن سال 2001 میلادی در شانگهای چین از سوی قزاقستان، چین، قرقیزستان، روسیه، تاجیکستان و ازبکستان تاسیس شده است.

در نشست سازمان  شانگهای در تاریخ 24 ژوئن سال 2016 میلادی (3 و 4 تیر ماه سال 1395) در شهر تاشکند پایتخت ازبکستان برگزار شد، هندوستان و پاکستان به عضویت دائم این سازمان در آمدند.

اکنون جمهوری اسلامی ایران، افغانستان، مغولستان و بلاروس اعضای ناظر این سازمان هستند.

ترکیه، سریلانکا، ارمنستان، آذربایجان، نپال و کامبوج شریک گفت وگو با این سازمان هستند.

 

اختیارات کمیسیون اقتصادی اوراسیا افزایش یابد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در بیشکک «تگران سارگسیان» رئیس کمیسیون اقتصادی اوراسیا با اشاره به تنش‌های قرقیزستان و قزاقستان اظهار داشت: کمیسیون اقتصادی اوراسیا حق حل مسائل بین کشورهای عضو اتحادیه را ندارد.

وی گفت: امروز دیگر سازمان نظیر اتحادیه اقتصادی اوراسیا وجود ندارد، بنابراین همه کشورهای عضو اتحادیه باید شرایط توسعه تجارت را تسهیل و موانع و محدودیت‌ها را حذف کنند که این موضوع باعث ایجاد مشکلات در این سازمان  می‌شود.

سارگسیان تصریح کرد: کشورهای عضو این اتحادیه یک سازمان فراملیتی برای حل مشکلات اصلی راه‌اندازی کردند اما در واقع اختیارات اتحادیه اقتصادی اوراسیا به طور قابل توجه ای محدود است.

رئیس کمیسیون اتحادیه اقتصادی اوراسیا عنوان کرد: هنگامی که بین کشورها عضو درگیری‌ به وجود می‌آید هر کشور خواهان استفاده قوانین اتحادیه به نفع خود است اما کمیسیون اتحادیه اقتصادی اوراسیا به غیر از رصد حوادث و ارائه پیشنهادات اختیارات دیگری ندارد.

وی اظهار داشت: کشورهای عضو اتحادیه منافع شخص را از منافع کل اتحادیه بالاتر می‌دانند و به دنبال اهداف کوتاه مدت می‌گردند، در حال حاضر افزایش اختیارات و مسئولیت کمیسیون اتحادیه اقتصادی اوراسیا یکی از مسائل مهم این سازمان است.

سخنان این رئیس کمیسیون اتحادیه اقتصادی اوراسیا در حالی است که اخیرا روابط کشورهای قزاقستان و قرقیزستان که هر 2 کشور از اعضای اتحادیه اوراسیا هستند دچار مشکل شده است و دولت «آستانه» در یک اقدام یک جانبه ورود برخی از محصولات شرکتهای قرقیزی به خاک این کشور را ممنوع کرده است.

اتحادیه اقتصادی اوراسیا هم اکنون از کشورهای روسیه، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان و ارمنستان تشکیل شده است.

مجموع مساحت کشورهای عضو این اتحادیه بیش از 20 میلیون کیلومتر مربع، جمعیت آن بیش از 180 میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی آن در سال 2013 میلادی حدود 4 هزار میلیارد دلار (بر اساس معیار برابری قدرت خرید) است.

در چارچوب این اتحادیه، اعضای آن موافقت خود را با تردد آزاد کالا، سرمایه، نیروی کار و خدمات در مرزهای اوراسیا اعلام کرده‌اند. اعضای اوراسیا همچنین اعلام کرده‌اند که سیاست مشترکی در زمینه انرژی، صنعت، کشاورزی و وسایل نقلیه خواهند داشت.

 

پیشنهاد معاون اولی به عبدالله؛ طرح اشرف غنی برای انتخابات آینده افغانستان

رئیس‌جمهور حکومت وحدت ملی افغانستان از عبدالله عبدالله خواسته تا در انتخابات آینده ریاست جمهوری این کشور با حمایت از او، معاون اولی رئیس‌جمهوری آینده را بپذیرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، روزنامه پشتو زبان مسیر به نقل از برخی منابع اعلام کرد که اشرف غنی به «عبدالله» و «محقق» پیشنهاد داده تا در ازای حمایت از او در انتخابات ریاست جمهوری آینده سمت معاون اول و دوم رئیس‌جمهوری را از آن خود کنند.

بر اساس این گزارش، گفت‌وگوی اشرف غنی با عبدالله و محقق به نتیجه‌ای نرسیده‌ است و قرار است که برای بار دوم به زودی در این مورد با رئیس و معاون دوم ریاست اجرایی دولت کنونی افغانستان رایزنی کند.

گفته می‌شود که عبدالله قصد دارد تا در انتخابات آینده بار دیگر برای ریاست جمهوری افغانستان کاندیدا شود اما به دلیل تنش با اعضای ارشد حزب جمیعت اسلامی بویژه عطامحمد نور از برنده شدنش در انتخابات ریاست جمهوری مطمئن نیست. به همین دلیل سمت معاون اولی ریاست جمهوری آینده را به عنوان انتخاب دوم در نظر گرفته است.

این روزنامه گزارش داد که عبدالله تاکنون به پیشنهاد اشرف غنی پاسخ مثبت نداده است زیرا از اینکه اشرف غنی در انتخابات آینده برنده شود مطمئن نیست و از سوی دیگر از اینکه به سرنوشت ژنرال دوستم دچار شود نیز هراس دارد.

روزنامه مسیر نوشت: عبدالله منتظر است که آیا خارجی‌ها بار دیگر برای ریاست جمهوری افغانستان به اشرف غنی چراغ سبز نشان می‌دهند یا خیر، تنها پس از این مراحل عبدالله درباره حمایت از غنی در انتخابات ریاست جمهوری آینده این کشور تصمیم خواهد گرفت.

گفته می‌شود که «محقق» نیز منتظر ارزیابی شانس برنده شدن اشرف غنی در انتخابات ریاست جمهوری آینده افغانستان و پس از بررسی قدرت تیم‌های انتخاباتی مخالف اشرف غنی در ازای سمت معاون دوم ریاست جمهوری تصمیم خواهد گرفت.

روزنامه مسیر به نقل از منابعی در ارگ ریاست جمهوری افغانستان نوشت: اگر طرح اشرف غنی برای کسب حمایت عبدالله و محقق شکست بخورد، وی در نظر دارد تا تبلیغاتی به راه بیندازد مبنی بر این که به تمام رهبران جهادی پشت کرده و یک زن را برای سمت معاون اولی ریاست جمهوری انتخاب خواهد کرد.

در ادامه گزارش آمده است که به دلیل گسترش ناامنی، جنگ، فقر و افزایش تلفات غیرنظامیان و عدم رضایت مردم از دولت، احتمال اینکه اشرف غنی برنده انتخابات ریاست جمهوری شود بسیار ضعیف است.

همچنین این روزنامه به نقل از برخی منابع تصریح کرده است که جریان‌های سیاسی در این کشور برای ایجاد تیم قدرتمندی تلاش می‌کنند تا مانع برنده شدن اشرف غنی در انتخابات آینده ریاست جمهوی افغانستان شوند.

گفته می‌شود: «عمرزاخیلوال»، «عمر داودزی»، «انوارالحق احدی»، «رحمت‌الله نبیل» و «عطامحمدنور» از کاندیداهای قدرتمند انتخابات آینده ریاست جمهوری افغانستان محسوب می‌شوند.

انتخابات آینده ریاست جمهوری افغانستان قرار است اوایل سال 1398 برگزار شود اما نگرانی‌هایی نسبت به تاخیر و یا تقلب گسترده در آن وجود دارد.


افق نامعلوم امنیت در افغانستان

به گزارش ایرنا، این مهاجم بعد از ظهر روز سه شنبه توانست خود را به خیابان چهاردهم منطقه سبز کابل که محله ای دیپلماتیک محسوب می شود برساند و در میان چند سفارتخانه و بخشی از وزرات دفاع افغانستان و صدا و سیمای ملی این کشور انفجاری را ثبت کند که شاید به تنهایی مورد خاصی نباشد اما وقتی این رخداد را در کنار دیگر اخبار افغانستان قرار می دهید آنگاه نگرانی از آینده شکل جدی به خود می گیرد .
پاسخ کامل و جامع به این سوال ابتدایی که این فرد انتحاری چگونه توانسته است خود را به این محدوده برساند؟ کلید تامین امنیت در افغانستان است که البته برخی مسئولان افغان وعده دادند آن را بررسی و نتیجه را اعلام کنند هر چند در مورد قبل هم این سخن بیان شد ولی بعد چیزی شنیده نشد.
این متن تلاش دارد تصویری از وضعیت عوامل زیر ساخت در حوزه امنیت را در قالب برخی اخبار منتشر شده برای مخاطب ترسیم کند تا شاید کمکی باشد به داشتن بخشی از پاسخ به سوال بالا .
مهمترین کاستی این انفجار و رخدادهای مشابه که خود را به رخ می کشد پراکندگی نهادهای مرتبط و نبود سامانه ای مدون برای مدیریت چنین بحرانی است و مصداق آن را می توان در نشر آمار متفاوت از کشته و زخمی ها مشاهده کرد .
وزارت کشور افغانستان با انتشار بیانیه ای شمار کشته ها را چهار و تعداد زخمی ها را 13 تن اعلام کرد و همه را غیر نظامی خواند و «وحید مجروح» سخنگوی وزارت بهداشت افغانستان نیز زخمی ها را 26 تن و کشته ها را چهار تن اعلام کرد و برخی رسانه ها کشته ها را هفت تن برشمرده اند و البته با گذشت 19 ساعت از وقوع این انفجار آمار تثبیت نشده است.
«نجیب دانش» سخنگوی وزارت کشور افغانستان دلیل اولیه نفوذ مهاجم انتحاری را به منطقه سبز کابل به عدم همکاری مردم مرتبط می سازد و تأکید دارد که این مهاجم با درنظر داشتن زمان و مکان به این منطقه رسیده است و طبیعی است او تا پیش از این اقدام خود را در بین مردم جای داده است اما در این ارتباط گزارشی مردمی دریافت نشده است.
به باور دانش، هستند افرادی که مهاجم را راهنمایی کرده و برای آن جا و غذا تامین کرده اند و به او این فرصت را داده اند تا حمله خود را در زمان مشخص و مساعد انجام دهد.
او از مردم کابل و دیگر مناطق افغانستان انتظار دارد با نیروهای امنیتی همکاری بیشتر و مسئولانه تری داشته باشند و موارد مشکوک را به نهادهای دولتی و امنیتی اطلاع دهند که البته این انتظاری منطقی از شهروندان یک کشور است اما چرا این اتفاق درافغانستان رخ نمی دهد؟
روز دوشنبه گذشته یک مقام محلی در استان قندهار افغانستان اعلام کرد که فرمانده پلیس شهرستان «تخته پل» به اتهام قصد فروش بیش از 13 هزار گلوله کلاشینکف، ده ها راکت و دیگر مهمات پایگاه خود به گروه طالبان، بازداشت شد.
این مقام محلی افزوده است که فرمانده پلیس تخته پل یک انبار مهمات در یک روستا ساخته و قرار بود که این مهمات را به گروه طالبان تحویل دهد اما پیش از انجام این معامله توسط نیروهای پلیس دستگیر و تحت بازجویی قرار گرفت.
همچنین هفته گذشته فرمانده پلیس فرودگاه قندهار نیز به اتهام قصد انتقال بیش از 6 میلیون ریال سعودی به دبی در فرودگاه قندهار دستگیر شده است .
گزارش هایی هم منتشر شد که در ارتباط با حمله دو هفته قبل طالبان به مرکز پلیس استان پکتیا که درآن نزدیک به 60 نیروی پلیس کشته و زخمی شدند تاکنون 5 سرباز که با طالبان در این حمله همکاری داشتند؛ دستگیر شده اند .
از سوی دیگر در اخبار آمده است غذا و لباس به سربازان ارتش و پلیس بارها در مناطق مختلف افغاستان نرسیده است از جمله روز دوشنبه «نعمت الله» یک سرباز پلیس در استان «غور» افغانستان به رسانه ها گفت که دو ماه می شود که هیچ نوع آذوقه ای از طرف دولت دریافت نکرده اند.
وی افزود که برای زنده ماندن مجبور شده اند تا از مردم محل نان «گدایی» کنند اما تاکنون با نان گدائی از کشور و مردم خود حفاظت کرده اند.
ژنرال «ضیا الدین ثاقب» سرپرست و فرماندهی پلیس استان غور اعلام کرد که بارها این موضوع را با مقام های مرکزی در میان گذاشته اما تا حال به این مشکل رسیدگی نشده است.
سال گذشته «خلیل اندرابی»، فرمانده پلیس میدان وردک افغانستان پس از آن که «قاری ظاهر» مسئول اطلاعات طالبان در استان بغلان در خودروی وی شناسایی و بازداشت شدند مورد بازجویی قرار گرفت اما نتیجه ان هرگز منتشر نشد.
«قاری ظاهر» که در درگیری با نیروهای افغان بشدت زخمی شده بود، در خودروی فرمانده پلیس میدان وردک بازداشت شد و نزدیکان اندرابی قصد داشتند وی را برای درمان به پاکستان انتقال دهند.
پیش از این شماری از مسئولان افغانستان از وجود ستون پنجم به عنوان یکی از دلایل اصلی ناکامی نظامیان افغان در مقابله با گروه های مسلح مخالف دولت و عدم مهار حملات انتحاری یاد کرده بودند اما هرگز عزم جدی برای شناسایی افراد این ستون دیده نشده است.
«عتیق الله امرخیل»، یک کارشناس نظامی افغان در این باره گفت که «نفوذ مخالفان، کمر نیروهای دولتی را می شکند و وجود ستون پنجم به معنای فتح مبارزه از داخل نظام است.»
«فکوری بهشتی» یک عضو مجلس نمایند گان افغانستان نیز معتقد است که افراد حزبی و وابسته در داخل نیروهای دولتی جا گرفته اند و متأسفانه مشکلاتی را برای کشور به بار آورده اند و تا زمانی که افراد نفوذی و ناسالم از درون نیروهای دولتی بیرون رانده نشوند، دستیابی به پیروزی حاصل نخواهد شد.»
همین امروز خبر رسید که در استان فاریاب واقع در شمال افغانستان معلمانی را شناسایی کرده اند که علاوه بر دریافت حقوق از دولت برای طالبان هم کار می کنند.
با دسته بندی این مجموعه اخبار و گزارش ها که گوشه ای از مشکلات ساختاری در نهادهای مسئول در افغانستان است می توان به این نتیجه رسید که برنامه ها برای تامین امنیت در این کشور از جمله کابل کار ساده ای نخواهد بود و طبیعی است مردم هم برای حفاظت امنیت خود توجهی به ضرورت همکاری با چنین ساختاری نکنند.

 

حملات هوایی امریکا، قاتل دیگر غیرنظامیان افغانستان

تلفات غیرنظامیان، یکی از نگرانی‌های جدی و روایت‌های تلخ جنگ در افغانستان است. جنگ و خشونت‌ها در افغانستان در طول چندسال گذشته، تقریباً هر روز از غیرنظامیان قربانی می‌گیرد. یک گزارش سازمان یوناما نشان می‌دهد که شمار تلفات جنگی در افغانستان، تنها در سال 2016 به بیشتر از 11418 تن (به شمول 3489 کشته و 7920 زخمی) می‌رسد.

بخشی اعظم از این تلفات، ناشی از حملات انتحاری و جنگ‌های رو درو روی نیروهای مسلح مخالف دولت در نقاط مختلف کشور بوده است، بخشی از این تلفات نیز ناشی از عملیات‌های نظامی نیروهای ائتلاف به رهبری ایالات متحدۀ امریکا بوده است.

حملات هوایی نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا، از سال‌ها مورد اعتراض مقامات ارشد دولت افغانستان قرار داشته است. این حملات یکی از جدی‌ترین دلایل اختلافات حامد کرزی رییس‌جمهور پیشین افغانستان با امریکا بود. آقای کرزی بارها با انتقاد از این حملات، آن‌را «جنایت بزرگ بشری» و «نقض حاکمیت ملی» افغانستان خوانده است. او در یکی از آخرین سخنرانی‌هایش گفت: «این حملات نه تنها از غیرنظامیان بلکه از نظامیان افغان نیز قربانی می‌گیرد، حملات هوایی خارجی‌ها دستاوردی جز کشتار انسان‌های بیگناه و تخریب منازل مسکونی و زیرساخت‌های کشور ندارد، این حملات به تامین صلح کمک نمی‌کند و برعکس، باعث گسترش جنگ می‌شود». آقای کرزی از دولت نو افغانستان خواسته بود که اجازۀ عملیات‌هوایی هوایی را به امریکا ندهد.

وحید مژده تحلیل‌گر مسایل سیاسی در گفتگو با اسپوتنیک می‌گوید که نیروهای ائتلاف بارها زنان و کودکان بی‌گناه را مورد حملۀ هوایی قرار داده اند و مردم از این بابت بسیار نگران و ناراحت استند. آقای مژده گفت: «در هر ولایتی که این عملیات‌ها اجرا می‌شود نیروهای خارجی گفته‌اند که تمام کسانی که کشته شده‌اند طالب بودند و غیر نظامی نبودند، برای همین اتفاق افتاده است که مردم اجساد را روی شانه‌های خود تا مراکز ولایات و ولسوالی‌ها آورده اند تا ثابت کنند که این‌ها (قربانیان) غیر نظامیان، اطفال و زنان بوده اند.»

وحید مژده باورمند است که دولت افغانستان توجهی به کشته‌شدن غیرنظامیان در این حملات نمی‌کند. او دولت افغانستان را «دست‌نشانده» می‌خواند و تصریح می‌کند: «ما یک حکومت داریم که هر چی امریکایی‌ها بگویند، قبول می‌کنند. برای این‌ها (رهبران حکومت) مهم نیست کی در کجا کشته می‌شود. هر کس که کشته می‌شود می‌گویند طالب است.»

آقای مژده می‌گوید: «این حرف من نیست، بعضی از اعضای پارلمان افغانستان می‌گویند که در جاهایی که داعش وجود دارد حملات هوایی صورت نمی‌گیرد و حتا در جاهایی که ما شاهد جنگ طالبان با داعش استیم، طیاره‌های امریکایی مواضع طالبان را بمباردمان می‌کنند.»

به گفتۀ آقای مژده، جنگ افغانستان، جنگ بر علیه تروریزم نیست.

«این جنگ بر علیۀ تروریزم نیست، این جنگ ابعاد مختلف دارد، امریکا به خاطر منافع خود جنگ را در افغانستان به راه انداخته است، به هیچ وجه نمی‌توانیم بگوییم که این در این جنگ صداقت وجود دارد.»

در حالی‌که گزارش UNAMA نشان می دهد که درسال 2016 عملیات های هوایی توسط نیروهای امریکایی و حکومت افغانستان، منجر به کشته شدن 250 فرد ملکی و زخمی شدن 340 تن دیگر گردیده اند و این آمار تقریباً دوبرابر آمار کشته شدگان و زخمی‌ها در سال گذشته می باشد، عزیز رفیعی، رییس مجتمع جامعۀ مدنی افغانستان به اسپوتنیک می‌گوید که تلفات ملکی یکی از بزرگ‌ترین نگرانی ‌های جنگ افغانستان است و سبب «افزایش نفرت مردم از طرف‌های جنگ» در کشور می‌شود و ایالات متحدۀ امریکا را در زمینۀ نداشتن تعریف‌ درست از دشمن مورد انتقاد قرار می‌دهد: «تعریف دوست و دشمن در جنگ اتهامات زیادی را به وجود می‌آورد. دولت افغانستان در هیچ استراتیژی دشمن را درست تعریف نکرده است و ایالات متحدۀ امریکا نیز دوست و دشمن را دقیق تعریف نکرده است. امریکا گاهی طالبان را دوست می‌خواند و گاهی دشمن، چنانچه آن‌ها باری اعلام کردند که طالبان دیگر برای آن‌ها یک تهدید به حساب نمی‌رود.»

آقای رفیعی می‌گوید: «هیچ نوع قواعدی برای کاهش تلفات ملکی در نظر گرفته نشده است. طرفین جنگ باید بر اساس قوانین و موافقات بین‌المللی از جمله توافق ژنو از کشتار افراد ملکی جلوگیری کنند، اما هر دو طرف جنگ از مردم ملکی سپر می‌سازند. جنگجویان به شهرها هجوم می‌آورند و سبب کشتن مردم ملکی می‌شوند و دولت افغانستان و همپیمانان خارجی هم  با مانورها سبب کشتن مردم ملکی می‌شوند.»

آقای رفیعی استراتیژی ایالات متحدۀ امریکا را برای حل معضل افغانستان کافی نمیداند: «هیچ استراتیژی که جدا از یک استراتیژی دقیق توسعه‌یی برای افغانستان باشد، کارا نیست. افغانستان به توسعۀ متوازن و برابر نیاز دارد که بتواند در تمام کشور نحوی آرامش و سکون را به مردم وعده بدهد.»

آقای رفیعی در نظر گرفته نشدن بحث عدالت و چگونگی برخورد با کسانی که در چند دهۀ گذشته سبب کشته شدن مردم ملکی شده اند نیز از مشکلات اساسی بر سر راه موفقیت استراتیژی جنگ در افغانستان است.

نگرانی‌ها از افزایش تلفات ملکی در جریان عملیات‌های هوایی نیروهای غربی در افغانستان، انتقاد نهادهای جهانی حقوق‌بشر را نیز به همراه داشته است. در تازه‌ترین مورد دیده‌بان جهانی حقوق بشر در نامه‌یی به وزیر دفاع امریکا، از این کشور خواست تا در زمینۀ کاهش تلفات ملکی در حملات هوایی آن‌ها، دست به کار شود.

براد آدامز، رئیس بخش آسیایی سازمان دیده‌بان حقوق بشر، گفته است: «افزایش تعداد تلفات و زخمیان افراد ملکی به اثر حملات هوایی ایالات متحده در افغانستان این نگرانی‌ها را به وجود می‌آورد که طرزالعمل‌های انتخاب شده برای اجرای عملیات‌های هوایی ضعیف و ناکارآمد هستند».

اما در شرایطی که از یک‌سو گسترش فعالیت‌های شورشیان طالب و داعش از مردم افغانستان قربانی می‌گیرد و از سوی دیگر عملیات‌های هوایی نیروهای ائتلاف سبب کشته‌شدن افراد ملکی می‌شود، مردم افغانستان چه راه حلی برای رسیدن به شرایط بهتر و صلح‌آمیز دارند؟

عزیر رفیعی رییس مجتمع جامعۀ مدنی افغانستان می‌گوید: «استراتیزی‌های کنونی با شرایط زمانی افغانستان قابل تطبیق نیست. اگر واقعاً اراده برای پایان جنگ از سوی خارجی‌ها وجود داشته باشد، آن‌ها باید نیروهای نظامی افغانستان را به طور کامل تقویت کنند. در صورتی که نیروهای مسلح افغانستان تصمیم‌گیرندۀ اصلی در عملیات‌ها نباشند هیچ امیدی به صلح در کشور وجود ندارد و استراتیژی جدید امریکا نیز، بدون استراتیژی جامع برای توسعۀ افغانستان به صلح منجر نمی‌شود.»

وحید مژده، تحلیلگر مسایل سیاسی اما، مهمترین نیاز برای رسیدن به صلح را «خروج نیروهای خارجی از افغانستان» عنوان می‌کند: «مردم افغانستان باید خواهان خروج نیروهای خارجی از کشور شوند، به جای اعتماد به امریکا، باید مردم بر همدیگر اعتماد کنند. مردم افغانستان درگیر اختلافات قومی و هزاران اختلاف دیگر استند که خارجی‌ها مقصر به وجود آمدن این اختلاف بین مردم استند و تا زمانی که خارجی‌ها با این شرایط در کشور حضور داشته باشند، ما امید نداریم که صلح در کشور برقرار شود.»

 

تروریست های بین المللی به افغانستان نقل مکان می کنند

ایرنا : یوگنی سیسو یوف دیروز در کنفرانس ‘مبارزه با تروریسم – همکاری بدون مرز ‘ در تاشکند، مناقشه های موجود در منطقه خاورمیانه را کانون عمده تنش و تهدید برای جامعه جهانی عنوان کرد و افزود: در شرایط فشارهای نظامی جدی بر نیروهای ضد تروریستی در سوریه و عراق نه تنها جغرافیای درگیری های نظامی بلکه تاکتیک های فعالیت تروریست ها نیز تغییر می یابد .
وی هشدار داد که تعدادی از این عناصر تروریستی نیز به کشورهای مبدا برمی گردند و به این ترتیب کانون های منفعل خطر در این کشور ها ایجاد می کنند.
سیسویوف گفت که شرایط یادشده ایجاب می کند تا کشورهای عضو فعالیت و اقدام های مشترک برای مقابله با تهدیدات تروریستی در پیش بگیرند.
وی افزود: با در نظر گرفتن شرایط فعلی اولویت عمده نهاد منطقه ای ضد ترور سازمان همکاری شانگهای مقابله با ستیزه جویان و تروریست های خارجی است که از عناصر اصلی گروه های تروریستی بین المللی به شمار می رود .
وی افزود: در این ارتباط مبادله اطلاعات نهادهای امنیتی کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای درباره فعالیت گروه های تروریستی بین المللی از جمله داعش ، جبهه النصره ، حزب التحریر اسلامی ، جنبش ترکستان شرقی ، حزب رستاخیز اسلامی تاجیکستان ، ضروری است .
به گفته این مقام امنیتی روسیه، اقدام های انجام گرفته در این باره امکان دستیابی به اطلاعات لازم درباره آن عده از عناصری که برای پیوستن به گروه های تروریستی بین المللی عازم خاورمیانه می شوند را فراهم می کند تا عملیات پیگرد آنها اثر بخش باشد .
رئیس نهاد منطقه ای ضد ترور سازمان همکاری شانگهای یادآورشد که در چند سال اخیر در قالب این سازمان و با کمک نهادهای اطلاعاتی تاجیکستان ، چین و روسیه برنامه های مهم ضد تروریستی در شهرهای دوشنبه ، آرتوش در قرقیزستان و یاروسلاول در روسیه برگزار شده که دستاوردهای مهم در پی داشته است .
به گفته سیسو یوف، با تعامل نهادهای اطلاعاتی روسیه ، تاجیکستان و قرقیزستان در سال 2016 میلادی از 40 مورد اقدام تروریستی در مرحله طراحی در شهرهای مسکو ، سن پترزبورگ، یکاترینبورگ و نیژنی نووگورود روسیه و نیز طراحی اقدام تروریستی از سوی داعش در کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای جلوگیری شده است .
وی افزود : بر اثر همکاری نهادهای اطلاعاتی روسیه و تاجیکستان 25 عضو گروه تروریستی در خاک روسیه بازداشت و به تاجیکستان تحویل شدند .
به گفته وی،در نتیجه فعالیت مشترک از سفر های 200 نفر برای پیوستن به گروه های تروریستی بین المللی جلوگیری و حساب های بانکی نزدیک به 2 هزار نفر که مظنون به تامین مالی تروریسم شناخته شدند ، مسدود و دسترسی به 100 هزار سایت اینترنتی تبلیغ کننده مطالب ترریستی محدود شده است .
کشورهای چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان اعضای اصلی سازمان شانگهای هستند ، ایران، پاکستان، هند ، افغانستان و بلاروس به عنوان عضو ناظر به این سازمان ملحق شده اند.

 

نخستین محموله ترانزیتی گندم اهدایی کشور هند به افغانستان صبح روز /چهارشنبه/ از بندر کاندلای هند وارد بندر چابهار در جنوب سیستان و بلوچستان شد.

مدیرکل بنادر و دریانوردی سیستان و بلوچستان در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: نخستین محموله ترانزیتی گندم اهدایی کشور هند به افغانستان شامل 640 دستگاه کانتینر به میزان 15 هزار تن، هفتم آبان از بندر کاندلای هند به مقصد چابهار بارگیری و صبح روز چهارشنبه  وارد این بندر شد.
وی افزود: آیین استقبال رسمی از ورود این محموله با حضور هیاتی شامل معاون حمل و نقل وزارت راه و شهرسازی، معاون امور بندری و مناطق ویژه اقتصادی و عضو هیأت عامل سازمان بنادر و دریانوردی، نصیر احمد نور سفیر کشور افغانستان، جابر انصار رایزن بازرگانی افغانستان، سائوراب کومار سفیر کشور هند و دووش اوتام معاون سفیر افغانستان و شماری از مسئولان کشوری و استانی در محل اجرای طرح توسعه اسکله بندر شهید بهشتی چابهار برگزار شد.
مدیر کل بنادر و دریانوردی سیستان و بلوچستان گفت: با توجه به مشکلات موجود در مرزهای مشترک افغانستان و پاکستان (تورخم و چمن) و تمایل تجار افغانی به ارسال محموله های صادراتی خود (شامل تره بار، خشکبار و مواد معدنی) به سایر کشورها از طریق بندر چابهار، راه اندازی مسیر ترانزیتی چابهار – میلک و انتقال پنج هزار دستگاه کانتینر حامل 110 هزار تن گندم اهدایی ترانزیتی فرصت بسیار مغتنمی برای این استان به منظور استفاده از ظرفیت های ترانزیتی مسیر چابهار – میلک خواهد بود.
وی افزود: تسهیل فرآیندهای ترانزیت، مدیریت هزینه ها و هم افزایی بین دستگاه ها عامل موثر در جذب تجار افغانی در استفاده از این مسیر است.
به گزارش ایرنا شهرستان چابهار براساس سرشماری آبان سال 1395 با جمعیت 283 هزار و 204 نفر و 48 هزار و 147 خانوار از شمال به شهرستان های نیکشهر، قصرقند و سرباز، از شرق به کشور پاکستان، از جنوب به دریای عمان(مکران) و از غرب به شهر کنارک متصل است.
چابهار به عنوان تنها بندر اقیانوسی ایران و سرزمین موج و مرجان واقع در قلب مَکُّرانِ بلوچستان و در فاصله 645 کیلومتری جنوب زاهدان مرکز استان سیستان و بلوچستان از 2 شهر چابهار و نگور، سه بخش مرکزی، دشتیاری و پلان، 6 دهستان و 438 روستا تشکیل شده است.

 

آ­سیای‌میانه، قفقاز و جنوب‌شرق روسیه منتظر بهره‌برداری ترانزیتی از بندر چابهار هستند

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ایران  به نقل از پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی، نصیر احمدنور در حاشیه مراسم ورود نخستین محموله 130 هزار تنی گندم از هند به بندر چابهار و ترانزیت آن به افغانستان، ‌ گفت: در سطح کلان؛ دولت و در سطح بخش خصوصی، باور داریم که با راه‌اندازی بندر چابهار و تکمیل پروژه‌ها، این بندر نقش حیاتی در کل منطقه ایفا خواهد کرد.
احمدنور افزود : راه‌اندازی تاسیسات خطوط ترانزیتی ایران به افغانستان و اتصال راه‌آهن ازبکستان از مسیر افغانستان و از شبکه خطوط ریلی ایران نقش مهمی در مبادلات منطقه‌ای ایفا خواهد کرد که امیدواریم شاهد آن باشیم.
سفیر افغانستان در ایران یادآور شد : در افغانستان دولت و بخش خصوصی آنچه را توان داشته باشند در فعال‌شدن بندر چابهار به کار خواهند بست.
وی تصریح کرد : امیدواریم بندر چابهار هر چه زودتر در واردات و همچنین صادرات کالاهای افغانستان نقش جدی‌ ایفا کند و تجهیزات این بندر نیز کامل و بروز شود.
نصیرنور گفت : با فراهم شدن زمینه صادرات افغانستان از مسیر بندر چابهار این بندر رونق بیش از پیش خواهد یافت و برای بازرگانان هند و افغانستان انجام فعالیت اقتصادی آسان‌تر شود.
سفیر افغانستان در ایران با تاکید بر اینکه توسعه بندر چابهار موجب همگرایی منطقه‌ای و همچنین ارتقای سرمایه اقتصادی برای مردم استان سیستان و بلوچستان خواهد شد، گفت: هم‌اکنون بخش بزرگی از کالاهای افغانستان از بندرعباس ترانزیت می‌شود که پیش‌بینی می‌ کنیم با جایگزینی بندر چابهار این مسیر نزدیک‌تر شود و توسعه بندر چابهار برای کشورهای عرب حوزه خلیج فارس هم حذابیت‌های فراوانی دارد.
وی ادامه داد: به منظور داد و ستد با افغانستان و آسیای مرکزی ، بندر چابهار به دلیل کوتاه شدن مسیر بهتر از بندرعباس و به صرفه‌تر از نظر اقتصادی است.
احمدنور اظهار امیدواری کرد ایران در رقابت ترانزیت کالا پیش قدم باشد و با تکمیل تاسیسات خود ظرفیت داد و ستد را در منطقه گسترش دهد.
کشتی بهشاد متعلق به کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران حامل محموله ترانزیتی گندم اهدایی هند به افغانستان از بندر کاندلای هند هفتم آبان به مقصد بندر چابهار حرکت کرد و صبح امروز چهارشنبه وارد بندر چابهار شد.
این محموله شامل 645 کانتینر 20 فوت است که پس از تخلیه همزمان با حمل جاده ای و از مرز میلک به افغانستان ترانزیت می‌شود.
بندر چابهار بهترین و امن ترین و مقرون به صرفه ترین مسیر حمل کالاهای ترانزیتی میان کشورهای هند و افغانستان و راه دسترسی به کشورهای آسیای جنوب شرقی و کشورهای CIS است.
ورود محموله 130 هزار تنی گندم ترانزیتی نقطه عطف توسعه فعالیت‌های ترانزیتی بندر چابهار است که تسریع در فرایندها و ارائه خدمات مطلوب زمینه گسترش مبادلات تجاری در جذب تجار و استفاده از مسیر ترانزیتی بندر چابهار را فراهم خواهد آورد.
همچنین، هیئت مذکور با هدف معرفی قابلیت ها و پتانسیل های بندر چابهار از زیرساخت ها و تجهیزات طرح و توسعه بندر شهید بهشتی چابهار، اسکله مسافری بین المللی دریایی بندر شهید کلانتری بازدید کردند.

هند متعهد به انجام قرارداد چابهار است

سفیر هند در ایران با اعلام تبریک نخست وزیر هندوستان برای آغاز همکاری های سه جانبه با ایران و افغانستان، گفت: هند متعهد به انجام قرارداد چابهار است.
به گزارش پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی، ساؤوراب کومار در حاشیه مراسم ورود نخستین محموله ۱۳۰ هزار تنی گندم از هند به بندر چابهار و سپس ترانزیت آن به کشور افغانستان، ‌ گفت: این اقدام برای قدم‌های بعدی و گسترش همکاری‌های دو کشور، بسیار مهم است.
سفیر هند در ایران با اشاره به اینکه ورود این محموله از هند به ایران بسیار مهم است ، گفت : امروز یک روز تاریخی است و چشم‌انداز منطقه‌ای، توسعه منطقه‌ای و تحول منطقه‌ای نتیجه این حرکت تاریخی است.
کومار تاکید کرد: ایران ، هند و افغانستان برای این همکاری و تحقق آن تلاش‌های فراوانی کردند و اقدامات قابل توجهی نیز انجام شد. هم اکنون زیرساخت های مناسبی برای ترانزیت کالا در ایران ایجاد شده است.
این مقام مسئول هند خاطرنشان کرد که این کار از سال ۲۰۱۵ همت شروع شد و بین سه کشور ایران، هند وافغانستان نیز تفاهمنامه‌ای به امضا رسید.
سفر هند همچنین گفت: خوشحالم که اعلام کنم هند متعهد به انجام قرارداد چابهار است و در انتقال این محموله گندم نخست وزیر هند از طریق توییت شخصی این اتفاق را به جهانیان تبریک گفت.
کومار یادآور شد: این حرکت آغاز کار است و همکاری های مشترک و مستمر سه کشور ایران، هند و افغانستان، ادامه پیدا خواهد کرد.
وی در پایان از وزارت راه و شهرسازی ایران، سازمان بنادر و دریانوردی، مدیران بندر چابهار و همچنین از مسئولان استانی برای تحقق این اقدام مهم، صمیمانه تشکر کرد.

 

مطالبات وزیر خارجه آمریکا از اسلام‌آباد غیر قابل پذیرش است

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در اسلام‌آباد، اعضای مجلس سنای پاکستان ضمن محکوم کردن سیاست تازه آمریکا در جنوب آسیا مطالبات وزیر امور خارجه این کشور را غیر قابل پذیرش دانستند.
اعضای مجلس سنا تأکید کردند حمله پهپادهای آمریکایی به پاکستان را نمی‌پذیریم و با هر نوع عملیات این کشور در خاک کشور خود مخالف هستیم.
به گفته اعضای مجلس سنای پاکستان، آمریکا برای پیشبرد سیاست خود با افراط گرایان متحد می‌شود این در حالی است که واشنگتن از افراد تندرو  حمایت و تبدیل به خطری برای امنیت منطقه شده است.
سناتور «تاج حیدر» از اعضای حزب مردم اظهار داشت: دونالد ترامپ سعی دارد با ایجاد اختلاف بین دیگران اهداف خود را پیش ببرد.
به گزارش داون، وی افزود: اقتصاد آمریکا بر پایه ادامه جنگ در منطقه است اما پاکستان وارد هیچ جنگ نیابتی نخواهد شد.
اعضای مجلس سنای پاکستان تأکید کردند: آمریکا خواستار ادامه بحران در منطقه است به همین دلیل دولت اشرف غنی با وجود پشتیبانی آمریکایی‌ها فقط بر 45 درصد افغانستان کنترل دارد و بقیه این کشور در دست تروریست‌ها است.
اعضای مجلس سنا اظهار داشتند: آمریکا سیاست خود را پیش می‌برد بنابراین پاکستان نباید توقع زیادی از این کشور داشته باشد.
به گفته اعضای مجلس سنا، نباید به تهدیدهای آمریکا توجه کرد و اگر آمریکا می‌تواند بدون کمک پاکستان به جنگ مبارزه با تروریسم برود ما از این موضوع استقبال می‌کنیم.
اعضای مجلس سنا گفتند آمریکا نباید شکست خود در افغانستان را به پاکستان نسبت دهد و زمان آن رسیده که این کشور در سیاست خود تجدید نظر کند.
سناتور «رضا ربانی» رئیس مجلس سنای پاکستان اعلام کرد: خواجه محمد آصف باید با حاضر شدن در مجلس سنا درباره سیاست اسلام‌آباد در برابر واشنگتن توضیح بدهد.
آمریکا خواستار بازپس‌گیری بالگردهایی شد که برای مبارزه با تروریسم به وزارت کشور پاکستان تحویل داده است.
چندی پیش «آلیس ویلز» نماینده ویژه آمریکا در جنوب آسیا گفت: اسلام‌آباد باید با اقدام عملی علیه تروریسم ظرف چند هفته به هر قیمت که شده طالبان را به پای میز مذاکره بیاورد.
وی تصریح کرد: اگر پاکستان حاضر به همکاری با آمریکا نباشد واشنگتن بدون کمک این کشور برای مبارزه با تروریسم وارد عمل خواهد شد.
اخیرا واشنگتن فشارها را بر پاکستان به دلیل آنچه که حمایت این کشور از شبه‌نظامیان طالبان با دادن پناهگاه‌های امن به آنها خوانده افزایش داده است.
اسلام آباد واشنگتن را تهدید و اعلام کرده است اگر آمریکا بازهم بخواهد در داخل خاک پاکستان حملات پهپادی انجام دهد با واکنش سخت اسلام آباد روبرو خواهد شد.
علاوه بر این پاکستان نه دخالت هند و نزدیک شدن بیش از اندازه افغانستان به این کشور را خواهد پذیرفت و نه اجازه می‌دهد آمریکا یا هر کشور دیگری در مورد منافع مشترک اسلام آباد و پکن به خصوص کریدور اقتصادی چین و پاکستان صحبت کند.

وزیر دفاع آمریکا چندی پیش گفت: قبل از اینکه ترامپ به گزینه‌هایی روی آورد که مربوط به حمایت پاکستان از تروریسم است بار دیگر همکاری با این کشور در خصوص افغانستان را امتحان خواهیم کرد.

 

دیدار «رحمان» با دبیر شورای امنیت روسیه؛ امنیت محور مذاکرات

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، «امامعلی رحمان» رئیس جمهور تاجیکستان ساعتی قبل با «نیکلای پاتروشف» دبیر شورای امنیت روسیه در «دوشنبه» دیدار و گفت‌وگو کرد.

رحمان در آغاز این دیدار از روند توسعه منظم روابط استراتژی تاجیکستان و روسیه اظهار رضایت کرد.

وی افزود: تقویت روابط دوشنبه با روسیه در زمینه امنیت مهمترین عامل گسترش روابط دو جانبه 2 کشور محسوب می‌شود.

بر اساس این گزارش، بررسی موضوع تقویت امنیت در منطقه، همکاری‌های مسکو و دوشنبه در چارچوب سازمان پیمان امنیت جمعی، اتحادیه کشورهای مستقل مشترک المنافع و سازمان همکاری شانگهای از مسائل محوری دیدار رحمان و پاتروشف عنوان شده است.

در این دیدار همچنین مسائل مربوط به همکاری های نظامی و فنی و تقویت دفاعی ارتش و نیروهای مرزبانی تاجیکستان در پس منظر وخامت اوضاع در افغانستان مورد بررسی قرار گرفت.

دبیر شورای امنیت روسیه امروز همچنین با «عبد الرحیم قهاراف» دبیر شورای امنیت تاجیکستان نیز دیدار کرده است.

طرفین در این دیدار در مورد راه های تقویت مبارزه با تروریسم و افراط گرایی، جلوگیری از پیوستن شهروندان تاجیکستان و روسیه به نزاع های مسلحانه سازمان های بین المللی تروریستی تبادل نظر صورت گرفت.

 

«میرضیایف» به تاجیکستان سفر می‌کند

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، «ولادیمیر ناراف» رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک و بین منطقه ای ریاست جمهوری ازبکستان گفت: این مرکز درصدد اتخاذ تدابیر لازم برای سفر رسمی «شوکت میرضیایف» رئیس جمهور این کشور به تاجیکستان می باشد.

وی در این زمینه افزود: یک سال است که نهادهای دیپلماتیک ازبکستان تحت ریاست «شوکت میرضیایف» رئیس جمهور این کشور به طور فعال و پیگیرانه روند بهبود روابط حسنه با کشورهای همسایه را در دست تهیه دارند.

این مقام ارشد  ازبک ادامه داد: این سیاست نه تنها در گسترش روابط بین کشورها در سطوح مختلف، بلکه در گام های استوار تاشکند برای جستجوی راه های حل اختلافات طولانی مدت به وجود آمده بین کشورهای منطقه ظاهر می‌شود.

وی ادامه داد: ازبکستان این سیاست را برای منافع همه کشورهای آسیای مرکزی انتخاب کرده، زیرا دولت این کشور به این باور است که تنها با همکاری و تلاش های مشترک و در نظر گرفتن منافع همه کشورها می توان شرایط مساعد برای توسعه پایدار اقتصادی، حل اختلافات منطقه ای و مبارزه با تهدید و چالش های امنیتی را فراهم کرد.

این مسئول بلند پایه مرکز استراتژیک ازبکستان در پایان با اشاره به اینکه میرضیایف روش سیاست ازبکستان را در هفتاد و دومین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل تایید کرده بود، تصریح کرد: وی آن زمان گفته بود که ماه نوامبر سال جاری تحت ریاست سازمان ملل در شهر سمرقند همایش بین المللی «آسیای مرکزی: گذشته و آینده مشترک، همکاری برای توسعه پایدار» برگزار خواهد شد و قرار است در این همایش مسایل کلیدی منطقه مورد بحث و بررسی سران این کشورها قرار خواهد گرفت.

روابط سرد چندین ساله دوشنبه و تاشکند پس از مرگ «اسلام کریم اف» رئیس جمهور سابق ازبکستان رو به بهبود است.

مارتین لوتر: کشیشی که مسیحیت را زیرورو کرد

علی امینی نجفی پژوهشگر فرهنگی

در بامداد یکشنبه ۳۱ اکتبر ۱۵۱۷ کشیش خشمگین یک شهر کوچک آلمانی کاغذی در دست با گامهای بلند به سوی کلیسای آبادی رفت، متنی که شبانه آماده کرده بود را با چند میخ به در بزرگ و چوبی کلیسا چسباند تا همه مؤمنان آن را بخوانند. او در ادعانامه خود گفته بود که هیچ بنده‌ای از دیگران به خدا نزدیکتر نیست و احدی حق ندارد خود را نماینده خداوند در روی زمین بداند.

کشیش ۳۳ ساله شهر ویتنبرگ مارتین لوتر نام داشت. او به نابسامانی‌های کلیسا اعتراض داشت اما از اهمیت اقدام خود بی‌خبر بود. بعدها تاریخ‌نگاران ضربات پرطنین چکش او را بسان زنگ ناقوسی دانستند که مرگ قرون وسطا را اعلام کرد.

مارتین لوتر دین را پیوندی روحانی میان آفریدگار و بندگان او می‌دید و جز پالودن دین و ایمان از آرایه‌ها و زایده‌های خرافی که ارباب کلیسا به آن بسته بودند، چیزی نمی‌خواست.

اقدام فردی مارتین لوتر به زودی طنینی عظیم پیدا کرد، پایه‌های کلیسای کاتولیک را لرزاند و سرانجام به پیدایش کیش پروتستان انجامید که دین مسیح را یکسره دگرگون کرد و آن را به مسیری تازه انداخت و آن را برای هماهنگی با مقتضیات روزگار نو آماده ساخت.

مبارزه با انحرافات کلیسا

مارتین لوتر که پس از تحصیل الهیات به سمت واعظ اصلی کلیسای ویتنبرگ انتخاب شده بود، به تدریج با فساد ارباب کلیسا و زندگی گناه‌آلود همکاران خود آشنا شد.

بسیاری از کشیشان که پیروان مسیح را به نعمت و آسایش در «حیات بعدی»‌ حواله می‌دادند،‌ خود در همین «دنیای فانی» سرگرم پول‌اندوزی و خوشگذرانی بودند. آنها با استفاده از ناآگاهی عوام، خود را فرستادگان و نمایندگان خدا در روی زمین می‌خواندند، در ازای پول برای آنها نزد خداوند «شفاعت» می‌کردند و به آنها سندهایی می‌فروختند که تمام گناهانشان را می‌بخشید و رفتن آنها را به بهشت تضمین می‌کرد.

ادعانامه‌ای که مارتین لوتر در ۹۵ ماده یا تز تنظیم کرده بود و آن را به در کلیسای بزرگ شهر آویخت، بازتاب طغیان روحی او بود. او کلیسای کاتولیک را متهم می‌کرد که وظیفه اصلی خود،‌ یعنی تعلیم آموزه‌های مسیح را به فراموشی سپرده است و‌ مؤمنان را از فیض و رحمت الهی دور می‌کند.

کشیشانی که لوتر کسب و درآمد آنها را به خطر انداخته بود، نزد پاپ، پیشوای کلیسای کاتولیک، که در واقع بر اروپای آن روز و بر تمام جهان مسیحی حکم می‌راند، شکایت بردند.

پاپ، کشیش جوان را به رم فرا خواند و او را به تکفیر تهدید کرد. لوتر نه تنها به احضار و تهدید او وقعی ننهاد، بلکه نامه تحکم‌آمیز پاپ را در اقدامی تهورآمیز به آتش افکند و فریاد برداشت که پاپ یک بنده عادی پروردگار است،‌ پس چه حق دارد درباره کفر و ایمان بندگان دیگر داوری کند؟

لوتر راه گریز در پیش گرفت و به زندگی مخفیانه روی آورد. زندگی در خلوت و انزوا چند سالی به او فرصت داد ک به افکار خود سروسامان دهد و کتاب مقدس را به زبان آلمانی ترجمه کند. اقدامی مهم و تهورآمیز که از راهی دیگر اقتدار ارباب کلیسا را به چالش گرفت.

کشیشان کلام خدا را در انحصار خود در آورده و تفسیر کتاب مقدس را حق انحصاری خود می‌دانستند تا مردم عادی را همواره در جهل و وابستگی نگاه دارند.

لوتر از سرنوشت یان هوس (۱۴۱۵ – ۱۳۷۱) باخبر بود. آن روحانی اهل بوهم متن کتاب مقدس را از لاتین به زبان چک ترجمه کرده بود تا به مؤمنان بگوید آگاهی از تعالیم مسیح در انحصار کلیسا نیست و هر بنده خدایی می‌تواند با خواندن “کتاب مقدس” از پیام واقعی خداوند آگاه شود. هوس به جرم ایستادگی در برابر کلیسا به عنوان “جادوگر” به هیمه آتش سپرده شد.

بنیادهای رفورم دینی لوتر

در تزهای ۹۵ گانه مارتین لوتر چند گزاره بنیادی وجود دارد که برای جنبش اصلاح دینی بسیار پراهمیت است:

  • خداوند همه بندگان خود را برابر آفریده و همه به یکسان به او نزدیک هستند، پس کشیشان یا روحانیان نمی‌توانند مدعی شوند که به خداوند نزدیک‌تر هستند یا از سوی او نمایندگی دارند.
  • ایمان دینی حاصل پیوند روحانی و مستقیم میان خداوند و قلب انسان است. پس امری وجدانی و آزادانه است، یعنی اگر از روی جهل یا با فشار باشد هیچ ارزشی ندارد.
  • پیوند انسان با خداوند به طور مستقیم و از راه درک کلام الهی انجام می‌گیرد که در کتاب مقدس منقول است و در دسترس همگان قرار دارد. این رابطه به میانجی یا واسطه نیاز ندارد، پس روحانیان حق ندارند خود را واسطه ارتباط بشر با خدا بدانند و این را امتیازی برای خود بشمارند.

این چند تز ساده جهان‌بینی قرون وسطا را که یکسره بر دین استوار بود، از ریشه تکان داد، هم ایمان دینی را از گزند مقامات دنیوی محفوظ نگه داشت و هم راه را برای پیشرفت جامعه بشری بر پایه علم و خرد هموار کرد.

لوتر و مرده‌ریگ کلیسا

لوتر یک مصلح دینی دلیر و برجسته است،‌ اما در میان پیشروان جنبش روشنگری که در سپیده‌دم نوزایی فرهنگی اروپا رسم و راه زندگی مدرن را ترسیم کردند،‌ جایی ندارد.

او وجدان دینی را از بند جهل و خرافات و سیطره ارباب کلیسا رها کرد، اما در بسیاری از باورها و گرایش‌های دینی، یک مسیحی «بنیادگرا» باقی ماند.

در تعالیم و تبلیغات او می‌توان نکاتی یافت که برای انسان متمدن امروز نکوهیده هستند:

گرایش ضدیهودی: لوتر با وجود گسست از سلسله مراتب کلیسای کاتولیک به باورهای ضدیهودی گرایش داشت. در نوشته‌ای به عنوان «از یهودیان و دروغ‌هایشان» (۱۵۴۳) به شدت به یهودیان تاخته و آنها را دشمنان ابدی مسیح دانسته است. در دوران ناسیونال سوسیالیسم، چه بسا پیروان جنایتکار آدولف هیتلر به نوشته‌های ضدیهودی مارتین لوتر استناد می‌کردند.

نفرت از دهقانان: لوتر با این که پیوسته از فیض الهی و رحمت عیسی مسیح دم می‌زد، با توده محرومان جامعه انس و الفت نداشت. در روزگار او طغیان‌های دهقانی، در اعتراض به جور و ستم فئودال‌ها، در غرب اروپا‌ زبانه می‌کشید. لوتر برخلاف توماس مونتسر (۱۴۸۹ – ۱۵۲۵) مصلح دینی بزرگی که در کنار دهقانان قرار گرفت، از اشراف زمین‌دار و حاکمان ستمگر پشتیبانی کرد. لوتر در آغاز قیام دینی خود در مونتسر پشتیبانی دلیر و یاوری پی‌گیر می‌دید، اما وقتی این حامی بزرگ دهقانان فقیر را اعدام کردند،‌ خم به ابرو نیاورد.

مارتین لوتر همچنین وارث برخی از جهالت‌های کلیسا بود، از جمله احکام بیرحمانه آن در مورد ساحران و اعتقاد کورکورانه به پلیدی ذاتی آنها. به اعتقاد دستگاه تفتیش عقاید، جادوگران،‌ به ویژه زنان جادوگر، می‌توانستند مردم را با آفت‌ها و بلاهای گوناگون و بیماری‌های مخوف آلوده کنند. در قرون وسطی بسیاری از کسانی که به نحوی در برابر جباریت کلیسا قد علم می‌کردند، به بهانه اشتغال به سحر و جادو،‌ به هیمه آتش سپرده می‌شدند. لوتر هم در این قضاوت غیرانسانی تردید نکرد و بارها فرمان داد: «به زنان جادوگر رحم نکنید

لوتر در سال‌های پایانی زندگی شاهد گسترش افکار و باورهای خود بود. او در ۱۸ فوریه ۱۵۴۶ در ۶۲ سالگی درگذشت و در پایگاه وعظ و تدریس خود یعنی کلیسای ویتنبرگ به خاک سپرده شد.

 

 

 

مرگ دست کم هشت نفر در حمله ای در نیویورک

راننده یک وانت در منهتن نیویورک به رهگذاران در یک باند مخصوص دوچرخه سواران کوبیده و حداقل هشت نفر را کشته است.

مردی ۲۹ که ظاهرا سلاح هایی در دست داشت از این خودرو پیاده شد. پلیس او را به ضرب گلوله زخمی و دستگیر کرده است.

به دنبال این واقعه، عملیات امدادی شروع شده و پلیس از مردم خواسته از نزدیک شدن به منطقه وقوع تیراندازی اجتناب کنند.

رسانه های آمریکایی مهاجم را “سیفلو سایپف” که در سال ۲۰۱۰ به آمریکا مهاجرت کرده بود معرفی کردند. براساس برخی گزارش ها او اهل ازبکستان است.

جیمز اونیل رئیس پلیس نیویورک گفت که وانت اجاره ای مسیری طولانی را در خط دوچرخه سواران راند و به دوچرخه سواران و عابران پیاده برخورد کرد. او در نهایت یک اتوبوس مدرسه کوبید و متوقف شد.

به گفته او راننده وقتی از اتومبیل پیاده شد ظاهرا دو سلاح دستی داشت و چیزهایی گفت که “به معنی حمله ای تروریستی” بود. بعد از آن بود که گلوله ماموران به شکم او برخورد کرد.

او گفت که یک تفنگ رنگ پرانی و یک تفنگ ساچمه ای از صحنه حادثه خارج شده است.

پلیس فدرال این حادثه را یک حمله تروریستی خوانده و گزارش ها حاکیست که اف بی آی هم اکنون هدایت تحقیقات را به عهده دارد.

یک شاهد عینی به نام “یوجین” به شبکه محلی ای بی سی گفت که شاهد بود وانتی سفید در کنار اتوبان “وست ساید” تخت گاز روی خط مخصوص دوچرخه سواری می راند و به شماری از مردم برخورد کرد.

او همچنین گفت صدای شلیک ۹ یا ۱۰ گلوله را شنیده است.

این شاهد از به زمین افتادن بدن های مصدومین در نزدیکی یک مدرسه خبر داده است.

بیل دی بلاسیو شهردار نیویورک این حمله را یک “عمل بزدلانه تروریستی که غیرنظامیان بی گناه را هدف گرفت” توصیف کرد.

در صحنه حادثه دوچرخه های له شده کف زمین دیده می شود.

فروشگاه لوازم ساختمانی “هوم دیپو” تایید کرد که این وانت از آن اجازه شده بود.

یک شاهد عینی دیگر به نام “فرانک” به شبکه ملی “ان وای ۱” گفت که مردی را دید که در یک چهار راه این طرف و آن طرف می دوید و صدای پنج یا شش گلوله را شنید.

“دیدم در دستانش چیزی بود، اما نمی توانستم بگویم چیست. اما گفتند سلاح است…”

“وقتی ماموران پلیس او را با تیر زدند، همه پا به فرار گذاشتند و اوضاع کمی دیوانه وار بود. وقتی دوباره نگاه کردم این فرد زمین افتاده بود.”

کاخ سفید گفت که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا از حادثه آگاه شده است.

سارا سندرز سخنگوی کاخ سفید گفت: “به فکر همه کسانی که دستخوش حادثه قرار گرفته اند هستیم و برایشان دعا می کنیم.”

آقای ترامپ به فاصله کوتاهی بعد از این بیانیه در توییتی نوشت: “ظاهرا در نیویورک حمله دیگری توسط یک آدم خیلی بیمار و روانی صورت گرفته. ماموران ماجرا را تحت نظر دارند. در آمریکا نه!”.

پلیس از مردم خواسته از نزدیک شدن به منطقه وقوع تیراندازی اجتناب کنند

 

 

داعش مسئولیت انفجار انتحاری مرگبار کابل را به ‌عهده گرفت ، داعش همان طالبان پشتون افغان ادم کش وتفنگداران کور سرمایه جهانی اند که دولت اشرف غنی آنها را بنام داعش یاد می کند. ــ  که همه روزه جنایت می آفرینند

این انفجار در محله‌ای از کابل رخ داده که سفارت‌خانه‌های خارجی در آن قرار دارد

در یک انفجار انتحاری در محله دیپلماتیک کابل دست کم ۵ نفر کشته و ۲۲ نفر دیگر زخمی شده‌اند. این انفجار حوالی ساعت ۴ عصر امروز به وقت محلی در یکی از جاده‌های “وزیر اکبرخان” کابل رخ داده است. مسئولیت این حمله را گروه داعش به عهده گرفته است.

وحید مجروح، سخنگوی وزارت صحت/بهداشت افغانستان به بی‌بی‌سی گفت که زخمی‌ها به مراکز درمانی منتقل شده‌اند. آمار کامل تلفات این انفجار تا هنوز مشخص نشده است.

این وزارت همچنین گفته که یک زن مشمول کشته‌شده‌ها و چهار زن هم در میان زخمی‌های این رویداد است.

بصیر مجاهد، سخنگوی پلیس کابل به بی‌بی‌سی گفت که فرد انتحار‌کننده نوجوانی حدود ۱۳ ساله بوده است.

خبرگزاری رویترز نوشته است که یکی از کارمندان این خبرگزاری هشت فرد را در محل انفجار شمرده که به نظر می‌رسیده کشته‌شده باشند.

بشیر پیمان خبرنگار بی‌بی‌سی که در نزدیک محل انفجار بوده می‌گوید که این انفجار در داخل جاده ۱۴ وزیر اکبر خان رخ داد.

او می‌گوید: “مردم هرطرف دویدند، نیروهای امنیتی جاده را بروی ترافیک بستند، من که از سرک چهارده می‌گذشتم، دیدم که شمار زیادی از کارکنان دولتی و غیر دولتی پیاده و با گام‌های تند به سوی جاده عمومی می‌رفتند.”.

در این جاده شماری از سفارتخانه‌های خارجی و ساختمان یک اداره مربوط وزارت دفاع افغانستان قرار دارد.

در این رویداد دست کم ۵ نفر کشته و ۲۲ نفر دیگر زخمی شده‌اند

وزارت دفاع افغانستان گفته است که هدف این حمله ریاست ارتباطات خارجی وزارت دفاع افغانستان بوده است.

به گفته این وزارت به کارمندان آن اسیبی نرسیده است.

ارگ ریاست جمهوری افغانستان در بیانیه‌ای رویداد امروز را جنایت ضد بشیری و عاملان این رویداد را “تروریست” خوانده است.

در این بیانیه آمده است:”رئیس‌جمهور کشور در پیوند به حمله تروریستی امروز، به مسئولین امنیتی دستور داده‌است تا چگونگی ورود انتحارکننده را به ساحه حادثه، مورد بررسی همه‌جانبه قرار دهند.”

بشیر پیمان، بی‌بی‌سی کابل

من امروز از محل انفجار فاصله چندانی نداشتم. در محلی که انفجار انتحاری اتفاق افتاد شدیدا محافظت شده است و بدون کارت شناسایی کمتر کسی می‌تواند از پاسگاه‌ها بگذرد. اما امکان وقوع حملاتی این‌چنینی هر لحظه ممکن بود. چرا که از راهی که از پارک وزیر اکبرخان می گذرد و به جاده ۱۴ وزیر اکبر خان منتهی می‌شود، افراد می‌توانند به گونه عادی و بدون هیچ ممانعتی وارد “ساحه سبز” کابل شوند.

به گفته مقام‌های وزارت داخله(کشور) فرد انتحاری از همین راه خود را به این محل رسانده است. باز گذاشتن این راه به روی رهگذران و جدی نگرفتن امنیت آن از سوی نیروهای امنیتی نگرانی من و شمار دیگر از همکارانم بود.

نیروهای امنیتی یک روز وقتی از من کارت شناسایی خواستند من گفتم از راه پارک مردم خیلی عادی و بدون هیچ بازرسی وارد این ساحه می شوند. سرباز گفت، تامین امنیت راه پارک مربوط آنها نمی‌شود.

سازمان عفو بین‌الملل هم با انتشار بیانیه‌ای رویداد امروز کابل را جنایت جنگی خوانده است.

در این اعلامیه حوریه مصدق، پژوهشگر بخش افغانستان این سازمان گفته است که هدف قرار دادن غیرنظامیان جنایت جنگی است و قربانیان این نوع خشونت‌ها در افغانستان سزاوار عدالت هستند.

خانم مصدق افزوده:”مقام‌های افغان مسئولیت دارند تا برای حفاظت غیرنظامیان از حملات گروه‌های مسلح از هیچ اقدامی دریغ نکنند. تقبیح کردن کافی نیست و عاملان این حملات باید محاکمه شوند.”

هوگو لورنس، سفیر آمریکا در کابل در شبکه اجتماعی توییتر این حمله را تقبیح کرده و آن را بزدلانه خوانده است.

مسئولیت این حمله را گروه داعش به عهده گرفته است ، [گروه داعش تخلص جدید طالبان پشتون افغان است . که بوسیله رسانه های دولتی اشرف غنی احمدزی افغان پشتون بی آشکارا و شرمانه تبلیخ وترویج وپخش می شود. ]

این سومین انفجار انتحاری در کمتر از دو هفته گذشته در کابل، پایتخت افغانستان است.

در روز جمعه ۲۸ میزان/مهر در انفجار و حمله انتحاری در مسجدی در کابل دست‌کم ۵۲ نفر کشته و ۵۵ زخمی شدند. گروه داعش مسئولیت آن را پذیرفت.

یک روز پس از آن هم حمله انتحاری در ورودی دانشگاه نظامی مارشال فهیم در غرب کابل، ۱۵ کارآموز نظامی را کشت و ۴ نفر دیگر را زخمی کرد. گروه طالبان مسئولیت این حمله را پذیرفته است.

گاهشمار حملات دو هفته گذشته در افغانستان

“منطقه سبز” در کابل از نظر امنیتی حفاظت‌شده‌ترین منطقه این شهر است

 

 

 

خبار فوری جهان : حمله ترامپ به کلینتون در خلال تحول در پرونده ‘مداخله’ روسیه

حمله ترامپ به کلینتون در خلال تحول در پرونده ‘مداخله’ روسیه

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در رگباری توییتری از “گناهان” هیلاری کلینتون، رقیبش در انتخابات گذشته، و حزب مخالف دمکرات سخن گفته است.

این حملات درحالی انجام می شود که گزارش ها حاکیست اولین بازداشت یا بازداشت ها در ارتباط با تحقیقات در مورد تبانی کمپین انتخاباتی او با روسیه در سال گذشته ممکن است ظرف چند روز یا حتی دوشنبه انجام شود.

آقای ترامپ بار دیگر پافشاری کرد که ادعاهای تبانی میان ستاد مبارزات انتخاباتی او و روسیه “ساختگی” است.

او گفت که جمهوری خواهان پشت سر او متحد هستند و آنها را ترغیب کرد: “کاری کنید!”.

گزارش ها حاکیست که اولین اتهامات در تحقیقات به سرپرستی رابرت مولر، دادستان ویژه، در ارتباط با ادعای مداخله روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا به نفع آقای ترامپ تسلیم مراجع قضایی شده است.

سی ان ان و خبرگزاری رویترز که خبر طرح اتهامات را به نقل از منابع موثق منتشر کردند می گویند که ماهیت این اتهامات و هویت متهم یا متهمان معلوم نیست.

آقای ترامپ بعد از توییت اولیه در صبح یکشنبه در توییت دیگری نوشت: “همه این صحبت ها درباره “روسیه” درست وقتی جمهوری خواهان برای پیش بردن طرح تخفیف و اصلاحات مالیاتی تلاش می کنند اتفاق می افتد. آیا این تصادفی است؟ نه!”

منتقدان در همین شبکه او را متهم کردند سعی دارد با تاختن به خانم کلینتون که تقریبا یک سال پیش رقیب او بود باعث انحراف از موضوع اصلی یعنی پرونده روسیه شود.

آقای ترامپ در توییت هایش شکایت کرد که تحقیقات در مورد استفاده خانم کلینتون از ای میل شخصی در مقام وزیر خارجه به درستی صورت نگرفته است.

سازمان های اطلاعاتی آمریکا قبلا نتیجه گیری کرده اند که دولت روسیه سعی کرد در انتخابات به آقای ترامپ کمک کند.

 

رابرت مولر بعد از اخراج مدیر اف بی آی توسط دونالد ترامپ برای هدایت تحقیقات مداخله روسیه منصوب شد

تحقیقات آقای مولر شامل هرگونه پیوند میان روسیه و کمپین ترامپ است. دو طرف چنین تماسی را تکذیب می کنند.

گفته می شود که تیم او مصاحبه های مفصلی با چندین نفر از کارمندان کنونی و سابق کاخ سفید انجام داده است.

آقای مولر که زمانی مدیر اف بی آی بود در ماه مه از سوی وزارت دادگستری منصوب شد که پس از آن بود که آقای ترامپ مدیر وقت اف بی آی، جیمز کومی، را اخراج کرد.

آقای ترامپ بلافاصله در مصاحبه ای گفت که هنگام تصمیم برای اخراج کومی تحقیقات روسیه را در سر داشته است. اف بی آی تحت مدیریت آقای کومی درباره آن اتهام تحقیق می کرد.

آقای ترامپ روز جمعه گفت اکنون “این موضوع کم و بیش پذیرفته شده” است که تبانی ای میان او و روسیه وجود نداشته بلکه در عوض پیوندهایی میان مسکو و خانم کلینتون وجود داشته.

نمایندگان حزب جمهوری خواه قبلا گفته اند که یک معامله خرید اورانیوم با یک شرکت روسی در سال ۲۰۱۰ زمانی که خانم کلینتون وزیر خارجه بود در مقابل اعطای کمک به موسسه خیریه شوهرش، بیل کلینتون، صورت گرفت.

آقای ترامپ روز یکشنبه بار دیگر این اتهام را تکرار کرد.

کنگره به تازگی تحقیقاتی درباره آن موضوع را شروع کرده است. دمکرات ها می گویند که این تلاشی برای انحراف توجه از ادعاهای ارتباط روسیه و آقای ترامپ است.

 

چرا عکس دیدار غنی و تیلرسون دستکاری شد؟

ایوب آروین بی‌بی‌سی

Image captionعکس راست را دفتر ریاست جمهوری و عکس سمت چپ را سفارت آمریکا از دیدار آقای غنی با آقای تیلرسون منتشر کرده‌اند

سفر مهم رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا به افغانستان برای توضیح استراتژی جدید دونالد ترامپ برای جنوب آسیا و افغانستان، تحت تاثیر حاشیه‌های پرسروصدایی قرار گرفت.

آقای تیلرسون در سفری اعلام‌نشده روز دوشنبه (اول عقرب/آبان) وارد فرودگاه نظامی بگرام در شمال کابل شد، جایی که پایگاه اصلی نیروهای آمریکایی در افغانستان است. او دیداری دوساعته با رهبران حکومت وحدت ملی افغانستان داشت و سیاست جدید دولت آقای ترامپ را توضیح داد.

همه چیز به خوبی پیش می‌رفت، ولی وقتی در ساعات آخر عصر اعلامیه‌های سفارت آمریکا و کاخ ریاست جمهوری برای اعلام این سفر و دیدار اشرف غنی، رئیس جمهوری و عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی حکومت افغانستان با آقای تیلرسون منتشر شد، جرقه حاشیه‌سازی‌ها زده شد.

کابل یا بگرام؟

مسئله اصلی محل دیدار آنها بود. ابتدا اعلامیه سفارت آمریکا پخش شد که در آن آمده بود این دیدار “در کابل” صورت گرفته است. اما در اعلامیه دفتر آقای غنی هیچ اشاره‌ای به محل دیدار نشده بود. همین مسئله شک و تردیدهایی را برانگیخت. ولی به‌زودی منابع مختلف به صورت غیررسمی تایید کردند که محل دیدار “بگرام” بود.

انتقادها از همین جا شروع شد و به سرعت شبکه‌های اجتماعی را فراگرفت. کاربران افغان در شبکه‌های اجتماعی انتقاد کردند که چرا آقایان غنی و عبدالله برای دیدار با وزیر خارجه آمریکا به محل اقامت او در پایگاه نظامی آمریکایی‌ها در بگرام رفتند.

دفتر ریاست جمهوری افغانستان احتمالاً پیش‌بینی می‌کرد که فاش شدن محل دیدار می‌تواند باعث حاشیه‌سازی شود. شاید به همین دلیل در اعلامیه این دفتر از ذکر محل دیدار خودداری شد. بدتر از آن، وقتی دفتر ریاست جمهوری عکس دستکاری شده محل دیدار را منتشر کرد، سروصدا چند برابر شد.

دستکاری این عکس زمانی خبرساز شد که خبرنگاران و کاربران شبکه‌های اجتماعی این عکس را با عکس سفارت آمریکا از این دیدار، مقایسه کردند. هر دو عکس در زمان و مکان مشابهی گرفته شده بود، ولی نگاهی نه چندان تیزبین هم متوجه تفاوت آنها می‌شد.

ساعاتی پس از دیدار آقای تیلرسون با آقایان غنی و عبدالله، سفارت آمریکا این عکس را روی صفحه توییترش منتشر کرد، ولی بعداً حذف و دوباره پخش شد محمد شهاب اسلامی، عکاس هنری، می‌گوید که “ارگ عکس را دستکارى کرده است. این کاملاً واضح است.”

در هر دو عکس دیده می‌شود که آقایان غنی و تیلرسون در آخر اتاقی بدون پنجره روی صندلی‌های سیاه نشسته‌اند. عقب صندلی آقای غنی پرچم افغانستان، در وسط صندلی‌های هر دو میز کوچک قهوه‌خوری و دو تلویزیون بزرگ روی دیوار عقب آنها دیده می‌شود.

آقای عبدالله و سایر مقام‌های ارشد حکومت افغانستان در طرف راست عکس در کنار آقای غنی و هوگو لورنز، سفیر آمریکا و ژنرال جان نیکلسون فرمانده آمریکایی نیروهای بین‌المللی در طرف چپ و کنار آقای تیلرسون نشسته‌اند. هیچ نشانه‌ای از دفتر آقای غنی در این اتاق دیده نمی‌شود.

مسئله اصلی این‌ها نیست؛ بلکه آنچه که سروصدا برپا کرد، ساعت دیواری و آژیر خطر نصب‌شده روی دیوار بالاتر از تلویزیون‌ها بود. این ساعت علاوه بر وقت افغانستان، ساعت زولو، ساعت هماهنگ جهانی، را نیز نشان می‌داد که بیشتر نظامیان از آن استفاده می‌کنند. این ساعت و آژیر خطر سرخ آشکارا بیانگر آن بود که آنها در یک اتاق نظامی دیدار کردند.

در عکسی که دفتر آقای غنی منتشر کرده، این ساعت و آژیر خطر حذف شده است. اگرچه آنها به صورت ماهرانه‌ای از روی عکس برداشته شده‌اند، ولی نگاه تیزبین متوجه می‌شود که کیبل (کابل) سفیدی که از میان هر دو تلویزیون بالا رفته، در جایی محو شده، کابلی که به آژیر خطر و ساعت وصل شده است.

عکسی که دفتر ریاست جمهوری افغانستان منتشر کرد که انتقادهای بسیاری را برانگیخت. در این عکس ساعت دیواری و آژیر خطر دیده نمی‌شود

عرف دیپلماتیک یا منافع ملی؟

با این حال، تلاش ناموفق و افتضاح‌آمیز دفتر ریاست جمهوری برای پنهانکاری در مورد محل دیدار رهبران کشور با وزیر خارجه آمریکا، به سرعت رو شد. سیل انتقادها، طنزها و طعنه‌های تلخ حول دو محور بیشتر می‌چرخد: “اشتباه دیپلماتیک” رهبران حکومت و “دستکاری” دفتر رئیس جمهوری روی عکس محل این دیدار.

ملک ستیز، کارشناس حقوق بین‌الملل در صفحه فیسبوک خود دیدار آقایان غنی و عبدالله با آقای تیلرسون در بگرام را با استقبال نجیب‌الله، رئیس جمهوری چپگرای افغانستان از ادوارد شورات‌ناتزه، وزیر خارجه شوروی در دهه هشتاد مقایسه کرده و افزوده که این استقبال نجیب‌الله باعث شد که بسیاری‌ها او را “دست‌نشانده شوروی” بخوانند.

اما عزیز دانش، استاد حقوق بین‌الملل معتقد است که اگرچه رفتن رهبران حکومت وحدت ملی برای دیدار با وزیر خارجه آمریکا به بگرام با عرف دیپلماتیک سازگار نیست و از نگاه حقوقی قابل توجه نیست، اما با توجه به واقعیت‌های عینی جامعه و نیازمندی کشور به منابع خارجی، این کار به لحاظ سیاسی می‌تواند قابل توجیه باشد.

شاه‌حسین مرتضوی، سخنگوی رئیس جمهوری اما گفته: “چشم‌های حاشیه‌بین اکثر وقت‌ها ما را از متن دور و مشغول حاشیه‌ها می‌کند.” آقای مرتضوی افزوده: “به جای تمرکز روی حاشیه‌ها، بهتر است به اهمیت و محتوای گفت‌وگوها تمرکز کنیم.” او تاکید کرده که “برای حکومت، منافع ملی بالاتر از هرچیزی است.”

آقای مرتضوی با اشاره به “رابطه استراتژیک و تعریف شده” افغانستان با آمریکا، به بی‌بی‌سی گفت که “حکومت افغانستان در راستای تامین منافع ملی در هرجا و هر نقطه‌ای آماده گفت‌وگو و رایزنی با جوانب مختلف از جمله ایالات متحده آمریکا است.”

عکس و نتیجه برعکس

دفتر ریاست جمهوری اما درباره انتقادها درباره “دستکاری” عکس محل دیدار رئیس جمهوری و رئیس اجرائی با وزیر خارجه آمریکا اظهار نظری نکرده است، ولی منتقدان آن را نوعی جعل واقعیت دانسته و “دستکاری” دفتر آقای غنی را نکوهش کرده‌اند.

برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی این دستکاری را با تغییر محل مراکز دولتی در مناطقی که تحت کنترل گروه طالبان درمی‌آیند، مقایسه کرده‌اند. به نوشته این منتقدان، وقتی مراکز دولتی در ولسوالی‌ها (شهرستان) تحت فشار گروه طالبان، تغییر موقعیت می‌دهند، اعلام می‌کنند که این گروه این مراکز را تصرف نکرده‌اند.

از نظر آنها، دولت در مورد سقوط مراکز دولتی در ولسوالی‌ها واقعیت را به مردم نمی‌گوید و در مورد محل دیدار آقایان غنی و عبدالله همین موضوع اتفاق افتاده است. جلیل تجلیل در فیسبوک نوشته که دفتر ریاست جمهوری “با فتوشاب کردن این عکس می‌خواهد با شعور ملت بازی کند”.

در اعلامیه ای که سفارت آمریکا (چپ) درباره این دیدار منتشر کرد، محل دیدار “کابل” اعلام شده، ولی در اعلامیه کاخ ریاست جمهوری هیچ اشاره ای به محل دیدار نشده است. بگرام در ولایت پروان در شمال کابل موقعیت دارد

انتقادهای مطرح شده چه در مورد محل دیدار رهبران حکومت وحدت ملی با وزیر خارجه و چه در مورد دستکاری عکس این دیدار، بیانگر آن است که دولت و رهبران آن به صورت دقیقی زیر ذره بین مردم، آگاهان و کارشناسان قرار دارند و تمام کارکردهای آنها نظارت می‌شود.

این امر از یک سو نشان‌دهنده رشد آگاهی عمومی در جامعه‌ای است که بیش از ۶۰ درصد آن را بی‌سوادها تشکیل می‌دهند و از سوی دیگر، بیانگر حساسیت افکار عمومی کشور نسبت به پرستیژ ملی در عرصه روابط بین‌الملل است، چیزی که در گذشته چندان قابل توجه نبود.

اگرچه منتقدان رهبران حکومت وحدت ملی افغانستان بسیار مایلند از فرصت انتقاد در چنین موارد تا حد ممکن استفاده کنند، ولی افراد بسیاری هستند مانند آقای دانش که واقعیت‌های جاری کشور را سبک و سنگین می‌کنند و نیازمندی جامعه به کمک‌های بین‌المللی را واقعیت عمده‌ای در وضعیت کنونی می‌دانند.

آمریکا بزرگ‌ترین منبع کمک اقتصادی، نظامی و سیاسی است که دولت افغانستان را در راستای ایستادن روی پای خود یاری می‌رساند و با استقرار هزاران سربازش در افغانستان در مبارزه با “تروریسم” از نیروهای امنیتی و دفاعی این کشور در میدان‌های عمل حمایت می‌کند.

با این حال، نمی‌توان باور کرد که آقایان غنی و عبدالله با تشریفات دیپلماتیک آشنایی ندارند، ولی به نظر می‌رسد ـ و سخنگوی رئیس جمهوری هم به نحوی گفته ـ، آنها در این وضعیت منافع کشور خود را در آن دیده‌اند که در مواردی این تشریفات را بسیار جدی نگیرند.

 

 

مسعود بارزانی: هیچ‌ کس پشت کردها نایستاد

پارلمان اقلیم کردستان عراق امروز نامه کناره‌گیری مسعود بارزانی را تصویب کرد

مسعود بارزانی رییس اقلیم کردستان عراق در نطقی تلویزیونی با انتقاد از دولت مرکزی عراق گفت پس از همه‌پرسی استقلال کردستان هیچ‌کس از کردها حمایت نکرد.

پس از اینکه پارلمان اقلیم کردستان تصمیم آقای بارزانی را برای عدم تمدید دوره ریاستش پذیرفت، او در نطقی که از تلویزیون پخش شد، تاکید کرد که تحت هیچ شرایطی حاضر نیست دوره ریاست خود را تمدید کند.

او همچنین بدون نام بردن از هیچ گروهی نیروهای سیاسی رقیب در کردستان را به “خیانت” متهم کرد و گفت آنها بدون هیچ مقاومتی کنترل شهر نفت‌خیز کرکوک را به نیروهای دولت مرکزی واگذار کردند.

در همین حال گزارش شده فرماندهان نظامی عراق و کردستان بر سر استقرار نیروهای دولت مرکزی در برخی از پست‌های مرزی توافق کرده‌اند، جایی که خط لوله نفت به جیحان از آن عبور می‌کند.

پارلمان کردستان امروز، یکشنبه ۲۹ اکتبر، پس از چند ساعت بحث پرتشنج و غیرعلنی، نامه کناره‌گیری مسعود بارزانی را تصویب کرد.

به عقیده سباستین آشر سردبیر امور جهان عرب بی بی سی، استعفای آقای بارزانی می‌تواند به عنوان پایان رویای طرفداران استقلال کردستان تلقی شود.

رای پارلمان کردستان به پذیرش استعفای آقای بارزانی

بهانه‌ای برای حمله به اقلیم کردستان

مسعود بارزانی، سیاستمدار کهنه‌کار کرد، همچنین دولت مرکزی عراق را متهم کرد که دیگر به حقوق مردم کرد اعتقاد ندارد و از همه‌پرسی استقلال به عنوان بهانه‌ای برای حمله به اقلیم کردستان استفاده کرده است.

آقای بارزانی تاکید کرد که نتیجه‌همه‌پرسی استقلال کردستان هرگز پاک نخواهد شد و گفت که دولت او او سعی کرد تا از خونریزی جلوگیری کند چرا که نیروهای عراقی و حشدالشعبی با سلاح‌های آمریکایی در حال پیشروی بودند.

کمی پیش از سخنرانی آقای بارزانی گروهی افراد خشمگین وارد پارلمان کردستان عراق شدند و به کسانی که به نظر آنها بر ضد مسعود بارزانی هستند، حمله کردند.

در همه‌پرسی ماه گذشته بیش از ۹۰ درصد رای‌دهندگان به استقلال اقلیم کردستان از عراق رای دادند، اما دولت مرکزی بغداد که از ابتدا بشدت با برگزاری این رفراندوم مخالف بود، گفت که این رای‌گیری را به رسمیت نمی‌شناسد.

سه کشور همسایه عراق، ایران، ترکیه و سوریه هم مخالفت خود را با استقلال کردستان اعلام کردند.

با بالا گرفتن بحران، نیروهای ارتش عراق با همراهی شبه‌نظامیان عمدتا شیعه حشد شعبی برای در اختیار گرفتن کنترل مناطق مورد مناقشه با اقلیم، از جمله شهر نفت‌خیز کرکوک، به سمت این مناطق پیشروی کردند و بدون روبرو شدن با مقاومت جدی نیروهای پیشمرگ، کنترل این مناطق را در دست گرفتند.

دولت اقلیم کردستان در نهایت نتایج همه‌پرسی را تعلیق کرد، اما حیدر عبادی، نخست وزیر عراق گفت که تعلیق قابل قبول نیست و نتیجه این رفراندوم باید لغو شود.

 

خیابان‌های بارسلون زیر پای صدها هزار طرفدار اتحاد اسپانیا

تظاهراتی با حضور بیش از صد هزار نفر از مخالفان اعلام استقلال کاتالونیا در بارسلون برگزار شده. این گردهمایی دو روز بعد از اعلام استقلال جدایی‌خواهان صورت می‌گیرد که بلافاصله با واکنش تند دولت مرکزی اسپانیا روبرو شده. دولت اسپانیا خودمختاری کاتالونیا را معلق کرده و دولت محلی را منحل. کسری ناجی از تظاهرات امروز در بارسلون گزارش می‌کند.

 

افغانستان خواهان تحریم رهبران طالبان در سازمان ملل شد

عبدالله عبدالله(راست) و غیرت عمروف در کابل

عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی حکومت وحدت ملی افغانستان از کمیته تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل خواسته که گروه طالبان را به عنوان “گروهی تروریستی” قلمداد کند و نام ملاهبت‌الله آخوندزاده، رهبر آن و دیگر اعضای رهبری این گروه را وارد فهرست تحریم‌های سازمان ملل کند.

جاوید فیصل، معاون سخنگوی ریاست اجرایی افغانستان به بی‌بی‌سی گفت که آقای عبدالله امروز یکشنبه ۷ عقرب/آبان با غیرت عمروف، رئیس و برخی اعضای این کمیته که به کابل آمده بودند دیدار کرد.

به گفته آقای فیصل، رئیس اجرایی افغانستان همچنین از کمیته تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل خواست تا مکانیزم نظارت شان را بهتر کنند تا تحریم‌ها موثرتر باشد.

این کمیته گفته که در زمینه جلوگیری از تهدیدهای امنیتی و آوردن صلح همراه افغانستان است و درباره تقاضای حکومت افغانستان اقدام‌هایی را انجام خواهد داد.

حکومت افغانستان از چند ماه به این طرف تلاش کرده تا نام‌ رهبر گروه طالبان و برخی سران دیگر این گروه وارد فهرست تحریم‌های سازمان ملل شود.

چند ماه پیش هم شورای امنیت ملی افغانستان به بی‌بی‌سی گفته بود که برای درج نام هبت‌الله آخوندزاده، رهبر گروه طالبان و برخی سران دیگر این گروه در فهرست تحریم‌های سازمان ملل، سرگرم گردآوری اطلاعات درباره آنها است.

امنیت ملی افغانستان، رهبر گروه طالبان و سران این گروه را تهدیدی برای امنیت ملی افغانستان و امنیت جهانی می‌خوانند.

حدود یک سال پیش، افغانستان بعد از امضای توافقنامه صلح حکومت وحدت ملی افغانستان با گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، از کمیته تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل خواست که نام آقای حکمتیار را از فهرست تحریم‌هایش حذف کند.

این کمیته دو ماه پس از درخواست حکومت افغانستان، نام رهبر حزب اسلامی را از فهرست تحریم‌ها حذف کرد تا در روند صلح میان او و حکومت وحدت ملی افغانستان همکاری

 

 

Updated: نوامبر 18, 2017 — 12:05 ب.ظ