قیام آزادیخواهی ابومسلم خراسانی مخالف تازی ها

 

قیام آزادیخواهی ابومسلم خراسانی مخالف تازی ها

نویسنده : دکتربصیرکامجو

ابومسلم عبدالرحمان حسن تاجیک تبار آریایی نژاد در سال 720 میلادی در قریه سفیدنج ( سپید دژ ) خراسان متولد گردید .

اوشخص تحصیل کرده بود ، زبان وادب عرب را میدانست. شخص مشهورثابت قدم وبا اراده  ، زبانش فصیح وقلبش قوی بود . در سختیها وکامیابیها زندگی اندوه ومسرت خود را نشان نمیداد . در 19 سالگی قدم به صحنه سیاست گذاشت ، اوماهیت استبدادی دولت ستمگسترامویان عرب را خوب می شناخت شیون  وناله های  توده های ملیونی خراسان رابا گوش شنوای احساس اخلاقی خود می  شنید وبا دیدۀ بصیرت عقلانی می اندیشید که تا چه اندازه  مردم  ازوالیان وحاکمان جبارعرب  به ستوه آمده بودند وعذاب می کشیدند  وظلم وبیداد آنانرا در گوشت وپوست خود حس  میکردند  .

درآن هنگام خراسانیانی که هنوزاسلام نه آورده بودند از تجاوزات نظامی و بیم دولت وتاراج دارایی خود بجان رسیده بودند . و آنانیکه  اسلام آورده بودند از تبعیض محرومیت برتری جویی وتبعیض عرب برعجم  وهمچنان از سنگینی مالیات ومظالم عمال اموی متنفر وبیزار بودند .

ابومسلم با درک شرایط خاص همان روزگار سیاه  وخواست مردم خویش درهمسویی با حُسن نیت رهبران عباسی راه  ووسایل  انهدام  شاهنشاهی امویان را جستجو کرد واز پشتیبانی مسلمانان جهان ووارثان ستمدیده خیل وتبار پیامبر اسلام برخوردارشد .

بدین منظور به سال 741 میلادی به کوفه سفر کرد وبا ابراهیم پسر امام محمد ( امام متوفای  عباسیان ) ملاقات کرد  وتوافقاتی را  به امضا رسانید .

ابومسلم خراسانی پس از برگشت به خراسان خودش را امیرو  طرفدار بنی عباس معرفی کرد. او توانست مردم بسیاری از طبقه ها  واقشارناراضی ومحروم علاقه های هرات ، فوشنگ ، بادغیس مرو  مرغاب ، نسا ابیورد ، طوس ، سرخس ، بلخ چغانیان  تخارستان ، غور، ختلان ، کش ، نسفو ، ووو…  در حدود صد هزارسپاه  سوار وپیاده را  بدور خود جمع کند .

سرانجام ابومسلم در پنجم رمضان سال 129 هجری مساوی به 746 میلادی در « مرو » پرچم سیا هی را  برافراشت ، خود لباس سیاه پوشید ودر بین هزاران نفر از دواطلبان آزادی خواه وجنگ جو

خلع خلفای بیداد گر اموی را  از سلطنت و نصب عباسیان را به خلافت اسلامی اعلام کرد وخودش را شهنشاه خراسان خواند .

ابومسلم  با این قوت دست داشته در( 747 ـ 748  میلادی ) تمام ولایات خراسان اسلامی را از سیطره ادارۀ  اموی  نجات بخشید . وفارس را از طرفداران دولت اموی پاک کرد . در سال 752 میلادی به ماورالنهرسوقیات کرد وحاکم  اموی  بنام « زیاد » را بکشت . وبه این ترتیب یک دولت بزرگ خراسانی تشکیل گردید و ابومسلم  خود در رأس آن قرارگرفت .

سپاه ابومسلم پس از گذشتن از فرات و شركت در جنگ شديدی كه منجر به كشته شدن«  قحطبه »  شد توانست كوفه را نيز فتح كند.

در همين اوقات در زیر سایه قدرت ابومسلم خراسانی ،  در كوفه ابوالعباس سفاح به جانشينی امام  انتخاب شد و به اين طريق حكومت متعصب و اموی عربها  بر لبه پرتگاه فنا رسيد.

هنگامی كه مروان حمار بن محمد خليفه اموی از كيفيت كار بنی عباس و پيشرفت خراسانيان اطلاع يافت خود با سپاهی عظيم به جنگ آنان شتافت و ابوالعباس سفاح نيز سپاه بزرگی از خراسانيان به مقابله مروان فرستاد.

نبرد میان دولشکر در منطقه « زاب »  در گرفت و با پيروزی خراسانيان پايان يافت و مروان حمار بن محمد  خلیفه اموی در این جنگ کشته شد . ودولت عباسیان به رهبری ابوالعباس سفاح عرب به قدرت رسید. اما رهبران عباسی عین همکاری با خراسانیان در فکر برانداختن رهبران خراسانی همچو ابومسلم وابوسلمه ودیگران بودند.

آنان ابتدا ابو سلمه را با دسيسه در نزديكی كوفه كشتند و سپس برای از بين بردن ابو مسلم به تكاپو افتادند.

جهت آگهی بیشترازوقوع حوادث تاریخی پشت پرده  وتسلیح فکری جنبش دموکراسی درقرن بیست و یکم درسرزمین خراسانیان ذکر مسائل زیرضروری پنداشته می شود :

آخرين توطئه جهت قتل ابومسلم خراسانی بعد از سپری شدن سیزده سال واندی حاکمیت اش صورت گرفت و در همين سال ابوالعباس خليفه عباسی  بدرود حيات گفت و ابو جعفر منصور به جانشينی وی قرار گرفت.

درآن  زمان سپهسالار ابو مسلم پس از زيارت حج آهنگ بازگشت به سمت خراسان كرد و چون اين خبر به منصور رسيد بسيار بيمناك شد، زيرا می دانست كه اگر ابو مسلم به خراسان برسد دست يافتن به او كاری بسيار دشوار خواهد بود.

پس نامه ای به او نوشت و گفت كه ولايت مصر و شام را به وی واگذار كرده است تا او را از رفتن به سمت خراسان منصرف سازد، اما ابومسلم به نامه منصور توجهی نكرد و راه خراسان را ادامه داد. منصور بار ديگر نامه ای نوشت و به او فرمان داد كه به خدمت خليفه برگردد اما ابومسلم باز هم از قبول فرمان او سر باز زد.

منصور باز دست از اصرار نكشيد و نامه ای ديگر مشتمل بر وعده های بسيار به ابو مسلم فرستاد اما اين نامه نيز در ابومسلم موثر نيفتاد. سپس منصور به عموی خود عيسی بن علی و برخی از بزرگان بنی هاشم گفت تا نامه ای از جانب خود به ابومسلم بنويسند و او را به اطاعت از امر خليفه دعوت كنند. منصور آن نامه را به دست يكی از معتمدان خويش به نام «ابو حميد مرو رودی » نزد ابو مسلم فرستاد و به او سفارش كرد تا در ابتدا با ابومسلم به نرمی و ملاطفت صحبت كند و اگر ابو مسلم نا فرمانی كرد به او بگويد كه منصور خود به جنگ با وی خواهد آمد، تا يا كشته شود و يا    ابو مسلم را از ميان بردارد.

ابو حميد نيز چنين كرد و در حلوان به خدمت ابومسلم رسيد.  ابو مسلم پس از مشاوره كامل با ياران خود از جمله «ابو نثر مالك بن حيثم» و «نيزك» به « ابو حميد مرو رودی » پاسخ داد كه به نزد صاحب خود برگرد و بگو كه من به خدمت او نخواهم آمد.

هنگامی كه ابو حميد از بازگشت وی مايوس شد پيام منصور را به وی داد وقتی ابو مسلم سخنان تهديد آميز منصور را شنيد بيمناك شد و در تصميم خود ترديد كرد.

 در همين زمان «ابو داؤود» نايب ابومسلم در خراسان به تحريك و به دستور منصور نامه ای به ابومسلم نوشت مبنی بر اينكه اگر تو با ابو جعفر منصورآغاز جنگ كنی ما حاضر نخواهيم بود در عصيان به خليفه خدا با تو همدست شويم .

پس ار دريافت اين نامه ابومسلم از ياری خراسان مايوس شد ومرتکب  اشتباه بزرگ در زندگی خويش گردید كه باعث عقب افتادن استقلال  خراسان زمین تا يك قرن گرديد.

بدين معنی كه از يك طرف بر اثر فشار و تهديد خليفه  و از طرف ديگر با مشاهده آثار خيانت از جانب نايب خود در خراسان، مجبور شد كه علی رغم نصايح مشاورين خود كه پيوسته او را از توجه به خدمت خليفه منع می كردند، از راه خراسان بازگردد و به سمت مداين حركت كند. هنگامی كه به نزديك مداين رسيد گروهی از بنی هاشم با شكوهی فراوان از او استقبال كردند و او را با حرمت بسيار به پيشگاه خليفه بردند.

فردای آنروز منصور به يكی از خادمان خود به نام عثمان بن نهيك دستور داد كه با چهار نفر از سربازان كه همگی عرب بودند با شمشيرهای آماده در پشت اطاق وی حاضر باشند و وقتی منصور سه بار دست بر دست زد به داخل اتاق آمده و در حضور خليفه   ابومسلم خراسانی را از پای درآورند. سپس شخصی را نزد ابومسلم فرستاد تا او را به خدمت منصور آورد و هنگامی كه ابومسلم حاضر شد به او گفت می خواهم شمشيری را كه در جنگ با عبدالله داشتی ببينم .

ابو مسلم شمشير را به او داد آنرا زير تشكی گذاشت و آنگاه شروع به تندی و عقاب با ابو مسلم كرد و آتش خشم و كدورت ديرينه خود با ابومسلم را شعله ور ساخت و چون پاسخهای قاطع ابو مسلم را شنيد بسيار خشمگين شد و دست بر دست زد.

گماشتگان منصور هنگامی كه صدای دست وی را شنيدند با شمشيرهای آخته بر سر ابو مسلم ريختند و او را از پای  در آوردند. به اين ترتيب يكی از بزرگترين سرداران  خراسان زمین ، در حاليكه همه وسايل استقلال و تجزيه خراسان  از حكومت عرب را در دست داشت . در نتيجه يك نا سنجشی تاریخی ونبود آموزش دقیق وعقلانی از اوضاع سیاسی کشور و منطقه و عدم شناخت از ماهیت اتنیکی و کرکتر اخلاقی تازیها در معادلات سیاسی ! رهبر جنبش آزادیبخش خراسان  خود رابه قتلگاه بربریت عربها كشانيد سرانجام به دست دشمن ضعيف حيله گر، و ناجوانمرد كشته شد. (1)

بعد از قتل ناجوانمردانه ابو مسلم خراسانی سالار شهدای راه عزت وشرف و آزادی از طرف خلیفه عباسی ( عرب ) ،  رهبران نظامی وسیاسی خراسان زمین یکی پی دیگربیرق  مبارزات برحق شانرا علیه استیلاء واجحاف عرب بر افراشتند  در خط دفاع از شرف و عزت ، آزادی واستقلال خراسان ، جنبش مقاومت را قیادت نمودند و در حفظ خاک ، ناموس ،میراثهای  فرهنگی وزبان  خود جانانه ایستادگی کردند سروجانهای شیرین  خود را  فدای « هدفهای  اجتماعی » مردم خویش نمودند ولی سنگرهای خودرا نبا ختند . و عبارت اند از:

1 ـ ابوداؤود ،   جانشین  ابو مسلم خراسانی  ( 754میلادی ) ،

2 ـ  « سندباد » ، اهل هرات 759 میلادی ،

3 ـ « استاد سیس » بادغیسی و « حریش سیستانی » سال 766 میلادی ،

4 ـ « آذوریه » مرزبان زرتشتی و « محمد بن شداد » رهبران دهقانان هرات وسیستان ( مسلمان وزرتشتی ) سال 767 میلادی ،

5 ـ « حکیم بن عطایی » بادغیسی ومعروف به حکیم مقنع رهبر قیام کنندگان مرو در سال 775 میلادی ،

6 ـ « یوسف ابرم » هراتی در سال 775 میلادی،

7 ـ « بشر بن فرقد » و « حضین سیستانی  »  رهبران  قیام کنندگان سیستان سال 792 میلادی ،

8 ــ « حمزه سیستانی » رهبرقیام کنندگان  دهقانان وپیشه وران سال 799 میلادی، و

9 ـ طاهرفوشنجی ( زنده جان کنونی هرات ) اساس گذار دولت طاهریان ( 821 ـ 872 میلادی ) رهبر پیشتاز سپاه آزادی بخش خراسان همه از سپهسالاران دلیراز تبار تاجیک ونژاد آریایی بوده اند  که ازهمین خاک مرد خیز خراسان سربلند کردند وطاهر فوشنجی سرانجام  نخستین سپهسالاری بود که علیه امین عباسی پسر هارون الرشید مقاومت مسلحانه کرد و پس  از یازده سال مبارزات آزادی خواهانه در سال 820 میلادی رهبری امور خراسان زمین را بدست گرفت.  وبر اصل درک درست وی از خواست تاریخ و زمان با استفاده از فرصت در سال 821 نام خلیفه عباسی را از خطبه حذف ، استقلال خراسان را اعلام نمود. سرانجام به حاکمیت سیاسی و نظامی  یکصدو هشتاد ساله اعرا ب در خراسان اسلامی خاتمه بخشید. ((2

 

جنبش آزادیخواهانه  مردم خراسان وانهدام یک شاهنشاهی  بزرگ جهان ، توسط ابو مسلم سپهسالار خراسان، طاهر فوشنجی ودیگر رهبران اصیل خراسانی ،  سایر مردمان تحت سلطۀ عربها راالهام بخشید تا در مبارزات حق خواهی وابراز وجود  شجاعانه بپا خیزند مقاومت کنند و به جنبش استقلال طلبی  کشور های تحت سلطۀ عرب تحرک تازه بخشند .

چنانچه با الهام از جنبش ابومسلم خراسانی«اسپانیا » در سال 755 میلادی « مراکش» در سال 788 میلادی ، وعلاقه های شاخ افریقا در سال 800 میلادی ، « مصر» و« شام » در سال 877 میلادی یکی پی دیگری  به استقلال خود دست یافتند.

 

منابع ومآخذ

ــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ افغانستان درمسیر تاریخ ، مؤلف : میر غلام محمد غبار ،  ص 76 ــ 78 .

وهمچنان رجوع شود  : به كتاب دليران جانباز ، نوشته دکتر ذبيح الله صفا .

2ـ افغانستان درمسیر تاریخ ، مؤلف : میر غلام محمد غبار ،  ص ،  79 ـ 83   .

رجوع شود به :

ــ عبدالحسین زرین کوب ، فصل پنجم ، در دوقرن سکومت : سرگذشت حوادث واوضاع تاریخی ایران دردوقرن اول اسلام ازحمله عرب تا پیدایی دولت طاهریان ، تهران : انتشارات سخن ، 1378 ، همچنان میتوانید این کتاب وویدوی رویدات های  دوقرن سکوت را در” تارنمای سرزمین آریان ” بی بینید وبخوانید.

ــ ذبیح الله صفا ، فصل دوم ، در دلیران جانباز ، تهران : انتشارات فردوس ، 1377 .

ــ  «Abū Muslim»  در دانشنامه بریتانیکا

 

Updated: سپتامبر 4, 2017 — 12:38 ق.ظ