حکومت اسلامی قرآن را دستاویز کار بهره کشی، قتل، غارت و سیطره سیاسی خود قرار داده است گزیده هائی از گفتار شماره 40 در سایت یوتوب،

حکومت اسلامی قرآن را دستاویز کار بهره کشی، قتل، غارت و سیطره سیاسی خود قرار داده است

گزیده هائی از گفتار شماره 40 در سایت یوتوب،

استخراج حکم مشترک از جمع اضداد محال است

بسیاری از آیات قرآن در تضاد و تعارض با همدیگر قرار دارند. جمعی از این آیات به صورت ناسخ و منسوخ، متقابلاً همدیگر را بی اعتبار می سازند و برخی نیز در مورد موضوعی معین نظریات مختلفی ابراز می دارند. این آیات همه در قرآن ثبت اند، ولی نه با علامت و مشخصه ای قابل تمایز و شناخت اند و نه کدام معتبر و کدام غیر معتبر بودن شان معلوم است . از این رو، اکثراً معتبر بودن، یا نبودن این، یا آن آیۀ متعارض و متفاوت بر اساس نیاز لحظه ای اسلامیان به وسیلۀ شریعت سازان، اعم از متکلم، مفسر، فقیه تا قاضی، حاکم و آخوند اسلامی تعیین می شود.

تعدادی از آیات نیز بدون آن که ناسخ و منسوخ همدیگر شناخته شوند، به صورت «مجموعه های پروسه ای» با همدیگر در تعارض و تضاد قرار می گیرند. دیدیم که این آیات، توضیحات مختلف و متفاوت یک موضوع واحدند و همراه با هم، پروسه ای را بیان می کنند. در این پروسه، انتخاب بین گزینه های مختلفی مطرح است که هرکدام نسبت به دیگری، یک کمی فرق می کند. آیات ناظر بر رابطۀ اسلام با ادیان “صاحب کتاب” به شرح کتب دوم جلد 1 از جمله از این مجموعه های پروسه ای اند.

وجود آیاتی که به صورت ناسخ و منسوخ، یا پروسه ای و غیره نسبت به همدیگر در تعارض و تضاد قرار دارند، یکی از موانع عمدۀ جمع بندی نقطه نظریات قرآن در امور معین دینی و غیر دینی است. از چند حکمی که یکی بر له، دیگری علیه و سومی در بینابین آن هاست، هیچ حکمی قابل استخراج نیست و هیچ حکمی، این سه حکم متفاوت را نمایندگی نمی کند.

برای مثال، اگر آیه ای حکم به آزاد بودن دین و باور دینی می دهد (آیۀ 256 سورۀ البقره، آیۀ 125 سورۀ النحل، آیۀ 108 سورۀ یونس و سایر) ، آیۀ دیگری باور دینی مخالف را محدود می سازد (آیۀ 109 سورۀ البقره و سایر) و آیۀ سومی امر به قتل دگراندیشان می دهد (آیات 216 و 244 سورۀ البقره، آیات 76-75 سورۀ النساء و سایر) ، در آن صورت، هیچ حکمی نمی تواند این «سه رأی مختلف و متعارض» را نمایندگی کند. در این شرایط، هر انتخابی از این «جمع اضداد» به معنی تأیید آیه ای و ردّ آیات دیگر در همان مورد و موضوع است و از همین رو:

– نه می توان از احکام متعارض و متناقض قرآن حکمی ساخت و استخراج کرد و آن را «حکم قرآن خدا» نام نهاد و،

– نه می توان ادعا کرد که چنین کتابی که منسوب به “الله حکیم و تواناست”، برای مراجعه و استخراج حکم نوشته شده است. چرا که فرض بر این است که اگر “الله قادر و توانای مورد معرفی قرآن” «می خواسته» که قرآن را به صورت کتاب قابل “مراجعه و استخراج احکام آینده و آیندگان” خلق کند، حتماً می بایست از عهده اش بر آمد. و احکام قرآن را یکدست و بدون تعارض و تضاد می آفرید. حالا که نیافریده، پس:

1- یا آن “الله واحد” قادر به تحقق خواستۀ خود نبوده،

2- یا بوده و به عمد نخواسته قرآن را کتاب منبع احکام الهی برای آیندگان قرار دهد.

فرض اول به معنی رد باور دینی اسلام است و طبق پیش شرط این کتاب، در این جا قابل عرضه و پذیرش نیست. در آن صورت تنها فرض باقی مانده و قابل پذیرش موجود، فرض دوم، یا فرض «نخواستن عمدی خداست». به بیان دیگر، خداوند این کتاب را برای مراجعه و استخراج خلق نکرده و مراجعه به آن را نیز نخواسته است. از آن رو:

– هرگونه اقدام برای مراجعه به قرآن، مخالف خواست الهی و از نظر دینی مردود است……

برگرفته از : http://www.professor-reza.com

 

 

Updated: آگوست 7, 2017 — 12:26 ق.ظ