همه جا دکان رنگ است

 

همه جا دکان رنگ است

رازق فانی

همه جا دکان رنگ است همه رنگ ميفروشد
دل من به شيشه سوزد همه سنگ ميفروشد
به کرشمه يی نگاهش دل ســـاده لــوح ما را
چــه به نــاز مــيربايـد چــه قشنگ ميفروشد
شرری بگير و آتش به جهان بـــزن تو ای آه
ز شراره يی که هر شب دل تنگ ميفروشد
به دکان بخت مردم کی نشسته است يــارب
گـــل خـــنده ميســـتاند غــم جنگ ميفروشـد
دل کس به کس نسوزد به محيط ما به حدی
که غزال چوچه اش را به پلنگ ميفروشـــد
مدتيست کـــس نديده گهـــری به قلــزم مــا
که صدف هر آنچه دارد به نهنگ ميفروشـد
ز تـنور طبع فانی تــو مجــو ســرود آرام
مطلب گــل از دکانی کـــه تفنگ ميفــروشـد

 

بعد از واقعه یازدهم سبتمبر در سال 2001 م و تخریب ساختمان دوقلوی در امریکا افغانستان یکی از مراکز تروریست در سطح جهان شناخته شد و امریکا با نیرو های ناتو به شعار مبارزه با تروریسم و پیاده کردن قانون دموکراسی و جهانی شدن داخل افغانستان شدند .

بعد از به اشغاال کشیدن افغانستان توسط این نیرو ها و شکست به ظاهر طالبان و القاعده ، با مرور زمان این نیرو ها دوباره زنده شده و به یک سازمان مستحکم ، دارای روابط قوی با یک تعداد عرب ها و شاخه ی از ای اس ای پاکستان روی کار امدند . که به گفته کاخ سفید باید با طالبان نه از راه جنگ بلکه از راه تفاهم پیش رفت .

نیرو های خارجی بعد از سپری نمودن چند سال توانستند بفهمند که نیرو های طالبان را اقوام پشتون افغانستان تشکیل می دهند و دیگر اقوام ساکن در افغانستان نه این که از انها حمایت نمی کنند بلکه مخالف اساسات انها نیزهستند .

طالبان با چهره خشمناک اسلامی و به اجرا دراوردن قوانین ضد انسانی و ضد بشری خواستار ” قانون خدا بالای سرزمین خدا ” بودند و هستند . ریش دراز ماندن ، کلاه بر سر نهادن ، به مکتب نرفتن و علم نیاموختن زن ها ، چشم ها را سرمه کردن ، بدون وضو و طهارت برپا داشتن نماز در هر کجا و در همه حال ، بغیر از لباس میهنی ( پیراهن تنبان ) نپوشیدن ، لنگی ( عمامه ) بر سر زدن و ……. این قانون طالبان است و این خود باعث نفرت مردم از اسلام طالبانی با این قوانین خشن شده ، که هیچ مسلمانی حاظر به پیاده کردن ان در زندگی خود نمی باشد.

اما با شناختی که مردم افغانستان از خود برای جهان دادند این بود ه که افغانستان دارای اقوام مختلفی است و طا لبان فقط یکی از این اقوام را تشکیل می دهد و دیگر اقوام ان مخالف طالبان و القاعده هستند .

ولی با یک قانون کوچکی که با دو الی سه جزی از این قانون که دربین ده ها ماده توسط شیعیان افغانستان منتشر شد و توسط پارلمان تصویب و توسط ریس جمهور توشیح شد . نگاه دیگری از خود به جهانیان نشان دادند . هرچند این اجزای محدود نه دردی از این ملت را دوا می کند و نه تغییری به زندگی این مردم می آورد، بلکه با سرو صدا ها و جنگجال های که در پی داشته اعتبار  سالهای صلح طلبی ، آزادی خواهی ، وحدت ملی خواهی ، ترقی خواهی ، امنیت طلبی و صد ها موارد دیگر که همه آنها را یک انسان با شرف و یک ملت آزادی خواه می خواهد را در یک یا دو جزی از این قانون بر باد داد.

در سروده فوق ، چه به جا گفته مرحوم فانی :

(همه جا دکان رنگ است همه رنگ می فروشد
دل من به شیشه سوزد همه ســــنگ می فروشد )

دل ما به شیشه ترک خورده مادرانی می سوزد که برای حق و حقوق خود شوهران ، برادران و پسران خود را از دست دادند . تا باشد روزی که در این خاک و این سرزمین جایگاهی حقوقی ، انسانی و شهروندی داشته باشند .

که دیگر پیر مرد جوالی که تازه ازکار شاقه خلاصی یافته و بطرف خانه میرود، در ملی بس بخاطر هزاره بودن و شیعه بودن چوکی اش را از دست ندهد.

دیگر بخاطر چشمان ریز و بینی کوتاه خدا دادش توهین و تحقیر نشود .

دیگر بخاطر هزاره بودن و شیعه بودن مجبور نشود که در تهداب ها مراسم مذهبی اش را بگیرد و ازادانه و با سرفرازی در محضر عام مراسمش را برپا دارد .

دیگر بخاطر هزاره بودن و شیعه بودن مجبور نشود از ترس جان و مالش نمازش را در جمع دیگر اقوام دست بسته بخواند.

دیگر اطفال شان در مکتب مجبور به خواندن دیگر مذاهب نشود . و ازادانه بگوید که من هزاره هستم و شیعه .

دیگر بخاطر هزاره بودن و شیعه بودن ناکام و محروم از درس نشوند

و صد ها دیگر ها و باید ها دیگر

. در حالی این قانون برای یک ملتی زجر کشیده این سرزمین ساخته شد تا به ارمان های دیرینه خود رسیده باشند. و دستاورد صد ها هزار شهید خود راگرفته باشد . رهبرانی را در این راه از دست دادند که در طول تاریخ کمتر کسی را ما سراغ داریم از بلخی گرفته تا به مزاری و جوانانی را در این راه از دست دادیم از عبدالخالق گرفته تا به مشتاق و صد ها جوان دیگر .

اما این سیاست مداران و این روشنفکران ما بجای این همه جان فشانی های این مردم چهره ای از دشخیمان ، چهره ای از شیاطین ، چهره ای از نشنلیز مذهبی و چهره از یک مردم خون خوار و طالبانی ، انتحاری ، ضد حقوق انسانی و… به جهانیان نشان دادند .

اگرده ها زن در دیگر ولایات بخاطر تجاوزات جنسی وبخاطر ظلم شوهر و خوانواده شوهرش و …. دست به خودکشی و خود سوزی میزنند و ده ها و صد ها زن دیگر در دیگر ولایات ( بغیر از مناطق هزاره نشین و شیعه نشین ) از حق انسانی خود محروم می شوند و توسط شوهران شان مورد ضرب و شتم قرار می گیرند .
یک روز بر ضد شان در کابل تضاهرات نمی شود .
اما بخاطر چند جز کوچکی از یک قانون کوچک تمام رسانه های داخلی و خارجی غوغا برپا می کنند و یک تعداد انسان های که بخاطر فروختن خود مشتری پیدا می کنند دسیسه تضاهرات را می چینند .

من یک سوال دارم ازآن کسانی که غوغا می کنند .

کدام ملا و کدام قاضی را تا بحال دیده اید که در بستر کسی رفته و قانونش را پیاده کرده باشد ؟
کدام مرد و کدام زن حاظر است تا از بسترش نظارت صورت گیرد؟
علی اکبر محبی

 

Updated: جولای 10, 2017 — 12:43 ق.ظ