موجودات اثیری

موجودات اثیری

نویسنده دکتر بتسابه مهدوی

بخشی که برای ترجمه انتخاب کرده ام در مورد تفاوت روح و اسپیریت, موجودات روحی و تکامل دنیوی است.ترجمه این مقاله فقط به منظور گشودن پنجره ها و مفاهیم جدید در ذهن خواننده است. شخص من با تمام مفاهیم گفته شده موافق نیستم و شخصا به تعالیم تئوصوفی اعتقاد ندارم. ولی اعتقاد نداشتن به چیزی دلیل بر ندانستن و نخواندن آن نمی شود.

 

همانطور که می دانید لغت سل Soul به معنی روح است و لغت اسپیریت Spirit نیز به معنی روح است. در برخی متون بسته به محتوای  کتاب, لغت اسپیریت می تواند معادلی برای جن ( یا موجودات نامرئی ارگانیکی یا آلی ) نیز باشد. مثلا در کتب باستانی مثل تورات یا کتب مربوط به علوم احضار و تسخیر, لغت اسپیریت بدون تردید مترادف جن یا دیمن Demon است. اما خارج از این معنا کلمه اسپیریت در  خصوص انسان و روح او نیز کاربرد دارد و در علومی مانند جادو و کیمیا, اسپیریت بخشی از روح انسان قلمداد می شود که قدرتهای ماورایی را در خود جای داده است. بعد می رسیم به معنای اسپیریچوآلیتی Spirituality که می تواند” روحی ” ترجمه شود اما حق معنا با این لغت  ادا نمی شود یعنی معنای این کلمه بسیار گسترده تر از کلمه “روحی” است. گاهی می توان آن را معادل” عرفانی” و گاهی معادل”روحانی” و گاهی به صورت ” امور معنوی” ترجمه کرد. یعنی آنچه که خارج از بدن و عالم مادی رخ می دهد.

 

عالم مادی و معنوی چیست؟

در خصوص عالم مادی هم  باید توضیحی بدهم. از دید یک انسان سه بعدی روی سیاره زمین عالم مادی شامل هر چیزی که قابل دیدن و لمس کردن است می باشد. این بدان معنا نیست که هر چه ما نمی توانیم ببینیم یا لمس کنیم غیر مادی است. بلکه هر چیزی که وجود دارد قاعدتا از ماده ساخته شده  و اگر چیزی غیر مادی باشد وجود هم ندارد.

 

این چگالی و کیفیت ماده است که از بعدی به بعد دیگر تغییر می کند و بر چشم ما نامرئی جلوه می کند. بنابراین یک موجود آسمانی مثل فرشته هم قاعدتا بدنی مثل ما از گوشت و خون دارد نه اینکه از بخار یا دود باشد اما به دلیل تفاوت چگالی بدنش در بعد ما می تواند پرواز کند و به چشم ما دیده نشود. مثل اینکه نفت و روغن و آب را با هم قاطی کنیم و هر ماده بر حسب چگالی اش در طبقه ای قرار می گیرد که از دیگری بالاتر یا پایین تر است.

 

عنصر آهن در دنیای سه بعدی برای ما به شکل تیرآهن جلوه می کند. چون ما که خود اتمهای آهن را نمی توانیم ببینیم و لمس کنیم. این عنصر آهن در دنیای ۴ بعدی و ۱۲ بعدی هم وجود دارد. اما با فرکانس بالاتری وجود دارد که در چشم ما نامرئی است اما از چشم کسی که در بعد ۵ زندگی کند مرئی است. ما باید مفهوم مادی و غیر مادی را از ذهن خود بیرون کنیم و بپذیریم که آنچه غیر مادی است فقط با چشم ما دیده نمی شود اما به این منظور نیست که وزن و رنگ و حجم ندارد.

این عالم نامرئی را که به آسانی نمی توان دید عالم معنوی می گوییم. عالم معنوی دارای همان خواص عالم مادی است اما با چگالی متفاوت.

 

جن و اسپیریت :

جن در لغت عربی به معنی ” نامرئی” است. در فارسی وقتی می گوییم جن یا احساس وحشت به مردم دست می دهد یا تصورات غلطی از موجوداتی ابتدایی و حیوانی در ذهنشان وارد می شود. در نوشته های قبلی هم تاکید کرده ام که قلمرو جنیان فقط سیاره زمین نیست بلکه سراسر کائنات است و معنای جن از آنچه در قرآن آمده بسیار وسیع تر است. جن معادل واژه روح یا اسپیریت نیز می باشد. چرا که روح نیز در چشم ما نامرئی است. از این جهت  واژه جن و روح در کنار هم استفاده شده اند.

 

از آنجا که این مبحث به مسائل معنوی می پردازد لازم است که مفهوم اسپیریت و روح و جسم را روشن کنم. بر طبق نظریه “استاینر” در کتاب Theosophy جسم در حالت فیزیکی خود در دنیای خارجی واقع شده یعنی دنیایی که مردم آن را می بینند. و روح در عالم درونی واقع  شده یعنی دنیای احساسات و عواطف انسان یا حیوان است. ( تئوسوفی/ تئوصوفی = به معنای اصول و مبانی فلسفه دین و متافیزیک است. اعتقاد آن بر این است که ادیان توسط موجودات عوالم دیگر ساخته و به دنیای ما القا شده اند تا سبب رشد و تکامل روحی بشر شوند.)

 

این احساسها و عواطف از دید دنیای خارجی مثل سبز بودن علف و  درد و شادی همه در روح اتفاق می افتند.

همچنین موجودات عالم درونی همه از طریق روح و با اراده خود عمل می کنند اگرچه که اراده همیشه هم آگاهانه نیست. می توان گفت که دنیای مادی بر اساس روح و از طریق احساسات عمل می کند. روح در عواطف خودش است و آنها را در دنیا پیاده می کند.

 

 

علاوه بر حیات در عالم درونی روح – انسان می تواند در عالم افکار هم زندگی کند. از طریق تفکر است که ما با چیزهای موجود در دنیا ارتباط برقرار می کنیم.

منظور از اسپیریت  عصاره ی افکار است. بر خلاف نظر عموم, تفکر یک امر فاعلی نیست بلکه مفعولی است یعنی به کل دنیا تعلق دارد و در دسترس همگان است.

همانطور که دنیای مادی با روح در ارتباط است با اسپیریت هم ارتباط دارد. ما می توانیم افکار را با اراده خود بیدار کنیم و این افکار به ما احساسات خواهند داد.

 

دلیل اینکه همه افکار را فاعلی فرض می کنند این است که احساسات را فاعلی می دانند و احساسات هم در تماس با افکار هستند.  علاوه بر آن بیشتر چیزهایی را که ما تفکر می پنداریم اصلا تفکر نیستند بلکه افکار کاذب نیمه آگاهانه هستند.

( در دنیای امروز همه تصور می کنند که تفکر زاییده تجربیات خودشان است و به طور خودکار صورت می گیرد. اما در حقیقت تفکر اصلی جهانی است مثل قوانینی که در ریاضیات داریم.)

 

بنابراین از طریق تفکر ما خودمان را به مفهوم تجربی اسپیریت وصل می کنیم. اگرچه ما خیلی به ندرت تفکرات خود را تجربه می کنیم اما تفکر می تواند تشدید شود تا جایی که به آگاهی برسد و بر اثر این آگاهی ما می توانیم دید دیگری نسبت به دنیا و موجودات دیگر و روح داشته باشیم. در واقع پایه ای برای علوم عرفانی است.

 

موجودات اثیری و تکامل زمینی

در ادامه ارتباطاط این علوم روحانی مایلم اظهار کنم که موجودات اثیری به نام فرشته (انجل) که( در چشم ما) نامرئی هستند  خودشان را در امور زمینی وارد می کنند.

همچنین اظهار می کنم که موجودات اثیری دیگری بالاتر از فرشتگان نیز وجود دارد که بسیار پیشرفته تر از آنها هستند که به نام فرشتگان مقرب ( آرک انجل) در خداشناسی و فرشته شناسی معروفند.

 

تحقیقات جدید توسط استاینر و دانش باستانی ( از دیونسیوس شاگرد سنت پال) صحبت از حداقل ۹ گروه موجودات فرشته و فوق فرشته ای می کند که در یک نظام طبقاتی واقع شده اند و به آنها “خدایان” نیز می گویند.

 

نام برخی از این موجودات به ترتیب مقامشان عبارت است از:

۹- فرشتگان یا ( انجلز – پسران شفق- پسران حیات) همه انسانها فرشتگان شخصی دارند که به آن فرشته نگهبان و محافظ گفته می شود و بدن اثیری را حمل می کنند.

۸-فرشتگان مقرب یا( آرک انجلز – ارواح آتش)

۷-باستانیان یا (آرکای- موجودات اولیه و باستانی- ارواح زمان)

۶-اولیاء ( قدرتمندان- ارواح اشکال – جنیان متنفذ) الوهیم و یهوه از این دسته هستند.

۵- محرکان ( جنیان حرکت و حقیقت)

۴-خدایان نامیرا ( ارواح دانش و قلمرو)

۳- اورنگیان (سریریان- حنیان اراده)

۲-کروبیان ( جنیان هماهنگی)

۱- سرافینیان ( اسرافیلیان – ارواح عشق)

 

اگرچه حکمت دیونسیوسی مدتهاست مرتد تلقی شده است اما وجود این نظام فرشتگان در خود تورات نیز آمده است. فرشتگان در بسیاری از بخشهای آن آمده اند:

– فرشتگان مقرب در ـ یهودا آیه ۹ – تسالونیان بخش ۴ آیه ۱۶

-اورنگیان در- رومیان بخش ۸ آیه ۳۸. کولوسیان بخش ۱ آیه ۱۶ و بخش ۲ آیه ۱۵. افه سیان بخش ۱ آیه ۲۱ و  بخش ۳ آیه ۱۰

-کروبیان در- آفرینش بخش ۳ آیه ۲۴ و سفر خروج بخش ۱۲ آیه ۱۸ الی ۲۰ . سفره سیان اعداد بخش ۷ آیه ۸۹ . حزقیال بخش ۹ آیه ۳ .  سرودها بخش ۱۸ آیه ۱۰

-سرافینیان در-  اشعیا بخش ۶ آیه ۲۱

 

این ارواح نامبرده هیچ کدام پاک و مقدس نیستند. بسیاری از آنها در بسیاری از موقعیتها رفتارهای  نادرست می کنند. اهریمن ( شاهزاده گناهکار این دنیا) یکی از جنیان مرتد شده از گروه اولیاء است که به عنوان فرشته مقرب و بر خلاف خوبیها و نظم کار می کند.

از آنجا که اهریمن از ارواح مخالف است ما برای فهمیدن طبیعت او باید بفهمیم که او مخالف چیست؟ نقشه خدا برای زمینیان و پیشرفت انسانها.

اما جریان به این سادگی هم نیست که یک طرف خدا باشد و طرف دیگر اهریمن.

برای فهمیدن جریانات این دنیا باید وجود و نفوذ و دخالت ۳ گروه از این موجودات اثیری را در فرایند تکامل انسان و کائنات بپذیریم.

 

( باید این قضیه را روشن کنم که تکامل روی زمین بسیار متفاوت از آن تکامل تصادفی و بی معنایی است که داروینیان و سایر نظریه پردازان تکامل گفته اند. منظور از تکامل یک جریان کاملا هدفدار و جهتدار و برنامه ریزی شده و هدایت شده توسط این موجودات اثیری است.)

 

خدایان ساده ( معمولی) جریان تکامل دنیا و انسان را خلق می کنند و پرورش می دهند برای اینکه این امکان را برای انسان فراهم کنند تا او به درجه الوهیت ( ارواح آزادی و عشق) که در گروه ۱۰ واقع است برسد. (در تکامل کنونی انسان باید از دوره های مختلف زندگی های زمینی و اثیری عبور کند: تولد – مرگ – تولددوباره) ( دلیل اینکه باید از این مراحل عبور کند آن است که انسان ناقص خلق شده است و دارای روح کاملی نیست. چرا که خالقانش خود مخلوقانی بوده اند که فاقد قدرت لازم برای ایجاد انسانی کامل بوده اند.)

 

 

همانطور که از نام آن پیداست ” آزادی” اساسی ترین اصل برای رسیدن به این هدف است ( منظور آزادی سیاسی نیست بلکه آزادی روحی است) یعنی که انسان باید استقلال داشته باشد و به عنوان یک موجود یگانه و آگاهانه تصمیم بگیرد.

 

در دانش رموز و اسرار توسط استاینر این مسئله توضیح داده شده که تکامل در طول ۷ عصر عظیم جهانی صورت می گیرد که ما هم اکنون در عصر چهارم هستیم به نام ” عصر زمین”.

 

۳ عصر قبلی به ترتیب ” زحل” – “خورشید” و ” ماه” بوده اند. اینها عصرهای گذشته کائنات هستند و ارتباطی با نام سیارات هفتگانه منظومه شمسی ندارند. ۳ عصر آینده نیز ” مشتری” – ” زهره ” و ” ولکان” هستند. عصر زمین به تنهایی شامل هفت عصر کوچکتر می شود که ما هم اکنون در عصر پنجم آن قرار داریم . این پنچ عصر گذشته عبارتند از: ” پولاریان” – ” هایپربوریان” – ” لموریان” ” آتلانتیان” و ” پس از آتلانتیان”. مرحله پس از آتلانتیس به نوبه خود شامل هفت عصر دیگر است که ما باز در عصر پنجم آن قرار داریم.

 

چهار عصر گذشته ” هندی” -” پارسی” -” کلده-مصری” و ” روم-یونانی” هستند که تاریخ ثبت شده از زمان تمدن کلده-مصری آغاز می شود و آنچه امروز به نام فرهنگ پارسی شناخته شده در اصل توسط کلده و مصر نوشته شده است.

 

این به آن معنا نیست که در سایر نقاط زمین هیچ اتفاق مهمی نیفتاده اما مراکز اصلی و نبض تکاملی در این نواحی واقع شده بوده است.

هر عصر حدودا ۲۱۶۰ سال طول می کشد و مبدا تاریخ عصر پس از آتلانتیس در ۱۴۱۳ بعد از میلاد آغاز شده است. تمام پیشرفتهای آینده از قبل آماده شده اند و به مرور اتفاق می افتند.

 

نکته: این تخمین ها به شکل احمقانه ای ساده شده اند تا به عنوان راهنمای کوچکی برای هضم این مقاله مورد استفاده قرار بگیرند.

علاوه بر خدایان – یک دسته از موجودات اثیری غیر عادی به نام ” لوسیفریان” نیز روی تکامل حیات زمینی تاثیر می گذارند. این موجودات لوسیفری بر خلاف نقشه خدایان برای تکامل فعالیت می کنند. موجودات لوسیفری سعی می کنند بشریت را از جهت تکامل عادی زمینی به سوی جهان غیر عادی و عرفانی خود بکشند ( نور جهانی).

آنها در روح انسان غرور و خودپسندی و بی توجهی به سایر انسانها- توهمات و مفعولیت را وارد می کنند.

 

از دید انسانها آنها اتحاد – خیالات و تصورات ماورای طبیعی را الهام می کنند. زبانهای بشری و افکار بشری اصلیت لوسیفری دارند و از لوسیفر (شیطان در تورات لوسیفر فلمداد شده است) الهام شده اند. همچنین است ضمیر آگاه انسانی و حس استقلال و سرکشی بر علیه خدایان و نظم جهانی.

همچنین بیمار شدن و عدم مصونیت نسبت به بیماریها از اثرات لوسیفر است. لوسیفر Lucifer موجودی اثیری و والا مقام و رهبر همه  موجودات لوسیفری است.

 

خود لوسیفر در ۳۰۰۰ قبل از میلاد در ناحیه ای در چین در بدنی انسانی متولد شده است که این اتفاق انقلاب بزرگی در آگاهی انسان ایجاد کرد. قبل از آن انسانها نمی توانستند از هوش و مغز خود استفاده کنند و بر پایه غریزه زندگی می کردند.

لوسیفر اولین کسی بود که با هوش خود معنای اسرار خدایان را فهمید قبل از آنکه به توسط خدایان به بشر وحی شود. و اثر این تولد بود که ادیان غیر الهی ( پاگان) و بت پرستانه را آغاز کرد.

 

نباید تصور شود که این دانش از اصل و ریشه فاسد و غلط است بلکه خوبی یا بدی این دانش بستگی به کسی دارد که آن را فرا می گیرد و برای چه مقصودی استفاده می کند.

فرهنگهای پاگانیست از این دانش استفاده کردند تا وارد عوالم لوسیفری شوند و اثر آن را برای بشر از بد به خوب تغییر دهند. توسط نفوذ لوسیفر است که انسان توانسته از مرحله کودکی بالا بیاید.

 

سومین گروه از موجودات اثیری که روی انسان و تکامل بشر اثر می گذارند موجودات اهریمنی هستند. هدف اهریمن و همراهانش این است که جلوی پیشرفت زمین را بگیرند تا از عصر چهارم به عصرهای بالاتر نرود( منظور پیشرفت تکنولوژی نیست بلکه پیشرفت روحی است) و می خواهند انسان را تبدیل به یک موجود کاملا زمینی – بی تمدن و اسیر و جدا افتاده از همه خدایان و کائنات کنند.

 

اهریمن بر دروغ زندگی می کند و او پدر دروغهاست. حرکن اهریمنی مادی کردن و تاریک کردن است. کشتن هر چیز زنده. این حرکت به نوبه خود و در حد متعادل پلید نیست چرا که دنیا به ماده نیاز دارد و ماده برای نقشه خدایان و تکامل بشر لازم است. اما این نیرو وقتی پلید می شود که از حد معقول تجاوز کند. اهریمن همواره تلاش می کند از حد خارج شود و توهمات و دروغها را ایجاد می کند.

دکتر بتسابه مهدوی

29 فروردین 96

 

 

Updated: ژوئن 26, 2017 — 12:34 ق.ظ