طرح سیاسی شناخـــت معـــاهدۀ دیورند آغـــاز طلــوع آفتاب صلح برفراز افغانستان وپاکستان آلمان ـ جنوری ـ 2007 میلادی

 

دکتربصیرکامجو

ـــــــــــــــــــــــــــ

http://www.ariaye.com/ketab/kamjow/kamjow4.html

 

ما با عرض حرمت واحترام  از  دولت آقای حامد کرزی  و از پارلمان محترم جمهوری اسلامی افغانستان و ازاحزاب وسازمان های سیاسی و اجتماعی ، نمایندگان ورهبران روحانیون میهن پرست ، شخصیت های مستقل سیاسی و فرهنگی و کارمندان مطبوعات ورسانه های گروهی وتمام رهروان راه حق و عدالت اجتماعی  ، احترامانه آرزو می بریم که به ندایی صلح وآشتی میان مردم محترم پاکستان و افغانستان گوش خواهند داد وآنرا گرامی خواهند داشت ، ودر راه تحقق این آرمان مقدس تلاش سیاسی ، وجدانی و اخلاقی خواهند نمود .

 

این طرح سیاسی که نمودی از خواست صلحخواهانه وبرحق مردم ما و مردم پاکستان ، درمورد شناسایی « خط دیورند » میباشد ، تجلی ای از احکام  سیاسی ، تاریخی و اخلاقی ست با آگاهی عقلانی  ازارزش  صلح و همبستگی ودوستی میان خلقها وبا حرمت

شناختی انسان وادای ادب وارجگذاشتی به نجابت او.

مردم افغانستان با حُسن نیت پاک ودگردوستی وشفاف اندیشی  ، درروشنایی چراغ مکارم اخلاقی وعزت نفس ودرتوافق عقل وخرد انسانی برای خود وبرای همسایگان وهمراه با همسایگان و منطقه و جهان ،  صلح میخواهند ، آرامی و خوشبختی آرزو میبرند .

یکی از مسایل تاریخی وسیاسی مهمی که زیاده از نیم قرن اخیر زمینه های تشنج منطقه واساس تیرگی مناسبات پاکستان وافغانستان را فراهم ساخته ، وبیکی از گرهگاههای پیچیده وحاد بین المللی مبدل گردیده است همانا عدم شناسایی صادقانه معاهدۀ خط دیورند بمثابه سرحد مشترک بین المللی میان افغانستان و پاکستان از طرف حاکمان ستمگستر ناعاقبت اندیش افغانستان می باشد.

اندیشۀ راهرفت به سوی فضای آشتی و تأمین مؤلفه های زیرساخت صلح میان کشور پاکستان وافغانستان فقط وفقظ بر حل  قضیه « خط دیورند »  وشناسایی آن بستگی دارد وبس.

ما امید واریم که دست اندر کاران ورهبران سیاسی دولت جمهوری اسلامی افغانستان به منافع کل کشور اندیشه نمایند ، دگر با موانع خود ساختی همچو خاندان « آل یحی خان  » با شعار های انتزاعی به اصطلاح « داعیه پشتونستان »  خود را فریب ندهند ، آفتاب را بادست پنهان ننمایند  وبه اراده کل مردم افغانستان احترام وارج بگذارند،   صادقانه  تمام اسناد ومدارک محرم مربوط به معاهدات  منعقده میان حکومات  افغانی و هند برتانوی مبنی بر شناسایی خط دیورند  را  از دهه اول قرن نوزدهم  تا دهه اخیر نیمه اول قرن بیستم ، از حبس و مخفی گاه بکشند وجهت آگاهی دقیق و قضاوت عینی مردم از مفاد مقاوله ها ی مذکور آنرا درمطبوعات و رسانه های جمعی کشور وجهان بدست نشرسپارند.

ودرراه واقعی اصول شناسایی خط دیورند بدون هراس و تزلزل به نفع مردمان هردو کشور برادر وبرابر گام عملی واستوار بگذارند ، یکبار وبرای همیشه گلیم این ماتم نیم قرنه را از بین دو کشور باهم برادر  بردارند .

درسوم جنوری 2007 میلادی طرح پيشنهادی پاکستان برای کنترول نفوذ ستيزه جويان به داخل افغانستان از راه کشيدن موانع سيم خاردار و مين گذاری مرز مشترک دو کشور، گزینه های سیاسی ای بود که به عکس العمل شدید مقامات بلند پایه جمهوری اسلامی افغانستان مواجه گردید.

ظاهراً مناطقی که پاکستان عجالتاً در نظر دارد تا سیم کشی و مین گذاری نماید از قندهار آغاز و مرزهای شش ویا هفت اجنسی خودمختار قبیله ای باجور، مهمند، خیبر، اورکزی ، کرم، وزیرستان جنوبی، وزیرستان شمالی و شش ناحیه کوچک قبیله نشین همجواربا آنها وهم مرز با افغانستان را تا ولایت کنر شامل میشود .

در فردای آنروز آقای حامد کرزی (1) آشفته و خشمناک طی کنفرانس مطبوعاتی ضمن ابراز مخالفت شدید ادعا نمود که ، حصارکشی مرز با عث جدایی اقوام و مانع تجارت میشود.  وتعجب آور آنکه  رئیس جمهور افغانستان یکی از دلایل مخالفت با حصارکشی مرزی را موضوع تجارت مردم دوسوی مرز عنوان نموده  است. تنها تجارتی که درسراسر خط دیورند(به استثنای گمرکهای اسپین بولدک و خیبر) جریان دارد قاچاق کالا، قاچاق “چوب چارتراش” و قاچاق ” مواد مخدر” و “سنگهای قیمتی”  است.

بهر حال، ممکن است احساسات مفرط قومی رئیس جمهور حامد کرزی و همکاران افغان ملتی ( اعضای حزب افغان ملت )  او ایجاب نماید تا اعلان نمایند که حق دارند مانع حصارکشی مرز شوند.؟

اما دردا ! که حق حرمت ، حق  اقتصاد، حق امنیت وحق زیست  مردم مسکین بی وسیله وبی دفاع میهن ما   که نعش های بیجان شان بر سرکهای قندهاروهرات و کابل فرش می شود بازماندگان  ، یتیمان وبیوگان شان به صف گرسنگان و گدایان می پیوندند ایجاب می نماید ؟  که  تا آن مرزمشترک ؟  نه سیم کشی ونه حصار کشی ونه بسته شود ! بل آن مرز مشترک بین الملی میان پاکستان و افغانستان با شفاف اندیشی ،  حُسن نیت واحساس برادرانه میان خلق های دوکشور وایجاد اعتماد وثبات و امنیت  ،  مطابق اسناد دست داشته تاریخی معاهده دیورند وسایرمعاهدات پسندیدۀ تاریخی بعد از آن ، با کمال فضیلت وصداقت بدون طفره رفتن ووقت گذرانی از طرف دولت جمهوری اسلامی افغانستان و مقامات محترم ذی ربط ،  برسمیت شناخته شود.

وبدینوسیله مردمان صلح خواه افغانستان وپاکستان برای همیش از شر وبلای این خشونت ریشه داروجنگ رهایی یابند ودر شرایط صلح وهمبستگی متعادل حقوقی و حسُن همجواری و همسایه گی نیک  در فضای أمن وآرامش زندگی شرافتمندانه خویش را مانند دیگر خلقهای جهان سپری نمایند.

خط دیورند یگانه سرحد بین المللی افغانستان است که در نتیجۀ معاهدات دوجانبه بین افغانستان و هندبرتانوی بوجود آمده ، درحالیکه این یگانه سرحدی است حاکمان قبیله گرای افغانستان با بینش ایلی وناعاقبت اندیشانه آنرا قبول ندارند .

استمرار شرایط خصومت آمیز بین افغانستان وپاکستان بنفع هیچ کدام نیست ، ومردمان صلح خواه هردو کشور علاقه دارند که روابط شان بهبود یابد.  بهبودی روابط دوستانه  سیاسی ، اقتصادی وفرهنگی میان دو کشور زمانی میتواند جاویدانه گردد که جمهوری اسلامی افغانستان بدون ریاء  وفریب و چانه زنی مقطعی ،  با صداقت وپاکیزگی اندیشه  ، متعهد به  شناسایی  معاهدۀ خط دویورند گردد . این است برخورد خالص وصاف به حل مناقشات ومنازعات میان افغانستان وپاکستان، این است راه انسانیت وایجاد پل دوستی و تجارتی میان دو کشورهم دین وهم آئین و هم فرهنگ . اینست راه حل خشونت  منطقه یی ، اینست مبارزه عقلانی وریشه ای علیه تروریزم ومحو لانه های دهشت افکنی  ، اینست اسلوب مبارزۀ حقیقی برضد مافیای مواد مخدر ، مافیای فروش سلاح ،  اینست شناخت استقلال وحاکمیت سیاسی وارضی کشور همسایه ما پاکستان وسرانجام اینست گام صلح آمیز وانسانی بنفع مردمان دو کشور مستقل وباهم برادروبرابر .

اینک جهت ثبوت ارزش سیاسی واخلاقی این طرح سیاسی     « شناسایی خط دیورند » ، بااستفاده از اسناد و مدارک تاریخی ،گونه های اهداف و مفاهیم  این راهبرد را در ذیل به تأمل می گیریم .

 

عوامل تاریخی ایکه معاهده دیورند را حتمی ساخت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زمانیکه تیمورشاه پسر احمدشاه درانی پادشاه خراسان در 19 می 1793 م . بسن 46 سالگی درکابل وفات نمود ، تعداد اولاد های او که درموقع مرگش درقید حیات بوده اند به هفتاد دختر وپسر می رسیده است.  ازاینرو مناقشه وجنگ وخشونت دامنه داریکه میان :

 

برادران سدوزایی  ، وبعداً بین خانواده های سدوزایی و محمد زایی ، و پسران پاینده محمد خان محمدزایی ازسالهای (  1793 شروع تا 1836 م . )  ، بر سر جانشینی سلطنت وقدرت ادامه یافت ، سرانجام مساحت وسیع کشورپهناور ما خراسان که تا زمان تیمور شاه پسر احمدشاه درانی وجود داشت منقرض ساخته شد و به افغانستان محدود  امروزی مبدل گردید.

زمان شاه که بعد از مرگ پدرش تیمورشاه ، بکمک خانوادۀ روحانی مجددی ، تاج وتخت را بدست آورد  ، درجریان حکمروایی اش  صرف جنگ ،  آدم کشی ، سزای  چشم کشیدن ، سربریدن ، شکم پاره کردن کدام دستآورد اخلاقی وسیاسی واقتصادی وفرهنگی ای  به مردم  میهن ما نداشت .

اوبراثرلشکر کشی بی مورد وبی ارزش خــویش ،  مانند  پدر بزرگش احمد شاه گویا به خاک هندوستان سرانجام درپنجاب با مقاومت های جدی سیکها برهبری رنجیت سنگ مواجه گردید وآخرین پایگاه دولت درانی خراسانی  درپنجاب از دست آن خارج شد وبه سیکها تعلــق گرفت . (2)

رنجیت سنگ با استفاده ازاین شانس وآگاهی ازاغتشاشات وضع داخلی خراسان ( افغانستان) ،  درسال 1812 م. قلعه نظامی افغانی را دراتک ، در1818 م. ولایات ملتان ، در 1819 م .ولایت کشمیر  ، در1821 م . دیره غازی خان و دیره اسمعیل خان (3) از دست نیروهای افغان خراسانی گرفت .

 

همچنان تسلیم دهی بدون قید وشرط ولایت پشاور به رنجیت سنگ حکمران مقتدر پنجاب بوسیله سلطان محمد خان طلایی جد اعلی ظاهرشاه وداود خان ، والی آن ولایت در سال 1832 م . عمل ناجایزوخودمنشانه ای دیگری بود که ازآن تاریخ به بعد پشاور عملاً درکف سیکها قرارگرفت وتصرف والحاق مجدد آن با دادن ده ها هزار قربانی به خراسان ( افغانستان ) هیچ وقت میسر نگردید.

 

معاهدۀ مثلث لاهور :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توافقات سه جانبۀ میان  شاه شجاع نواسه احمدشاه درانی ، مکناتن نماینده حاکم انگلیس هند ورنجیت سنگ پادشاه پنجاب در26 جون  1838 م . که در هیجده ماده تنظیم یافته بود به امضا رسید.

دراولین وآخرین ماده های عهد نامۀ مثلث لاهور آمده بود:

” مادۀ اول : تمام نقاط وعلاقه جات که در دوطرف رود سند واقع وجزء علاقۀ کشمیر تا حدود شرقی وغربی وشمال وجنوبی اتک وتوابع پشاور ویوسفزایی وکوهات وسایر توابع پشاور تاحد خیبر و وزیری وتانک وکرانک وکاله باغ ودیرۀ اسماعیل وتوابع آن وعلاقه جلت ملتان وتمام ملحقات آن را خانوادۀ سدوزایی به ملکیت وحاکمیت «  رنجیت سنک پاد شاه سیکها »  تصدیق کرده وخانوادۀ سدوزایی نسلاً بعد نسل وبطناً بعد بطن هیچگونه ادعایی به نقاط مذکور وممالک موصوفه نخواهد داشت وممالک مذکور متعلق به «  رنجیت سنک »  وخانوادۀ اونسلاً بعد نسل وبطناً بعد بطن خواهد بود.

مادۀ هیجدههم : شاه شجاع وسایر خانوادۀ سدوزایی بدون اجازۀ وتصویب کمپانی انگلیس ومهاراجه رنجیت سنک ، معامله وسرو  کاری با احدی ازپادشاهان غیر نخواهد داشت وهرگاه پادشاه خارجی عزم لشکر کشی ازراه خراسان (افغانستان ) به خاک کمپانی انگلیسی یا مهاراجه بنماید شاه شجاع متعهد می شود با قوای خود از آن جلوگیری کند . ” (4)

 

معاهده جمرود :

ــــــــــــــــــــــــــ

امیر دوست محمد خان مانند سلف اش بخاطر دست یابی به قدرت وحاکمیت وناآگاهی از نیروی مقاوم مردمی ـ مردم خراسان  ( افغانستان ) ، مرتکب اشتباه عظیم تاریخی  شده بود. اودر اوج جنگ ومقاومت آزادیخواهان وطنپرست علیه انگلیس ، که ظاهراً رهبری وقیادت این مقاومت را درشمالی ( پروان وکاپیسا ) در پهلوی مسجدی خان کوهستانی ویارانش بدوش داشت ،  ناگهان درسوم نوامبر 1840 م. از صفوف همین مبارزان [ راه استقلال و آزادی خراسان ] جدا شد  پنهانی سر راست به کابل رفت وشمشیر خودرا به مکناتن نمایندۀ انگلیس تسلیم نموده بود . دردوره دوم پادشاهی اش  ”  اونیز گذاشت که انگلیسها تا 1845 م. ولایات سند وبلوچستان را اشغال نماید وهم بعد از امحای حکومت سیکها وعقب کشی امیر دوست محمد خان ازکجرات واتک درسال 1849 م. خودش را وارث وجانشین سیکها در ولایات مغصوبه از خراسان (افغانستان ) اعلام نماید ” (5)

معاهدۀ جمرود  میان سردار غلام حیدر خان  ولیعهد دوست محمد خان و« سرجان لارنس » گورنر جنرال پنجاب در 30 مارچ

1855 م . در جمرود به امضا رسید،  یعنی استقلال خزاسان (افغانستان ) غالب با ولایات سواحل راست سند وبلوچستان رسماً به انگلیسها تسلیم گردید. تاریخ دان شهیرغلام محمد غبارمعاهدۀ سه فقره ای جمرود را  نخستین عهد نامۀ دولت محمد زایی می خواند که به دیکتۀ انگلیس ها توسط نمایندۀ امیر دوست محمد خان بدون چون وچرا و حتا بدون تصحیح یک کلمۀ آن امضاء گردید. در معاهده آمده بود:

” مادۀ اول : مابین آنریبل ایست اندیا کمپانی و جناب امیر دوست محمد خان والی کابل و آن ممالک خراسان ( افغانستان ) که در قبضۀ او میباشد، و ورثای امیر مذکور صلح و دوستی دوامی خواهد بود.

مادۀ دوم : آنربیل ایست کمپانی معاهده مینماید که احترام آن علاقه جات خراسان (افغانستان ) را که حالا در تصرف امیر مذکور میباشند، بکنند وابداً در آنها مداخله ننمایند.

مادۀ سوم :  جناب امیر دوست محمد خان والی کابل و آن علاقه جات خراسان ( افغانستان ) که حالا در قبضۀ او میباشند، عهد مینماید ازطرف خود و ازطرف ورثای خود علاقه جات آنریبل ایست کمپانی را احترام نماید و ابداً در آنها مداخله ننمایند، و با دوستان آنریبل ایست اندیا کمپانی دوست باشند و با دشمنان کمپانی مذکور دشمن باشند.”(6)

 

معاهده گندمک :

ـــــــــــــــــــــــــــ

این عهد نامه در گندمگ بتاریخ 26 می 1879 م . میان امیر محمد یعقوب خان نواسه امیر دوست محمد خان و« سرلویس کیوناری » نماینده سیاسی انگلیس طی ده ماده  به امضا رسید.

بدین طریق امیر محمد یعقوب خان علاقه کرم تا ابتدای جاجی ، درۀ هیبتناک خیبر تا کناره شرقی هفت چاه ، لندی کوتل وسیبی وپشین را تا کوه کوژک  واستقلال خراسان ( افغانستان ) را یکجا به هند برتانوی  تسلیم دادند. به استقبال موفقیت این  معاهده « لیتن » گورنرجنرال هند در هندبرتانوی وکابینۀ « دیزرایلی » در لندن از شادی این فتح عظیم وسهل الحصول که شاهرگهای حیاتی سوق الجیشی خراسان ( افغانستان ) را ( بولان ، پیوار وخیبر ) در دسترس انگلیس گذاشته بود ، جشن گرفتند . (7)

 

 

معاهده دیورند

ــــــــــــــــــــــ

هیأت انگلیسی بتاریخ 12 اکتوبر  1893 م. برهبری  مارتیمردیورند با شش نفر (کلنل الیس ، دکتر فن ، لفتننت سمت ، لفتننت مکمهان ، مستر دانلد ومستر کلارک ) همراه با 463 حیوان باربر و324 نفر عمله براه خبیر به کابل مواصلت کردند واز طرف حکومت امیرعبدالرحمان خان با بیست ویک آتش توپ استقبال گردیدند. مدت اقامت این هیئت در کابل متجاوز از 40 روز طول کشید ومذاکرات ظاهراً در فضای دوستانه … پیش می رفت . در مرحلۀ نخست طرف انگلیسی مسئله سرحد خراسان ( افغانستان) وروسیه را پیش کشید واظهار داشت که چون دو دولت روس وانگلیس قبلاً به موافقه رسیده اند که رودخانه پنج (یا آموی علیا ) در این قسمت سرحد خراسان( افغانستان) شناخته شود ، امیر عبدالرحمان باید مناطقی را که درشمال رودخانۀ مذکور به زیر تصرف خود کشیده است ، تخلیه کند. … امیر موافقت کرد که سرزمین های روشان وشغنان ماورای آمو را ترک بگوید وبشرط آنکه روسها و متحدینشان بمناطق واقع در جنوب رودخانه مداخله نکنند. دیورند این شرط را پذیرفت وموضوع توسط موافقتنامه مورخ 12 نوامبر 1893 م. تسجیل یافت. … سپس هیأت انگلیسی موضوع تعیین سرحد بین خراسان ( افغانستان) و متصرفات آن کشور را در هند که موضوع اصلی مسافرت آن به کابل بود مطرح ساخت. نتیجه مذاکرات دراین باره انعقاد معاهد مورخ 12 نوامبر 1893 درمورد سرحد شرقی وجنوبی خراسان (افغانستان ) از واخان تا سرحد ایران بود که بنام خط دیورند شهرت یافت وفاصلۀ  2430 کیلو مترمرز مشترک میان کشور افغانستان و پاکستان امروزی  را تشکیل میدهد .

بموجب این معاهده ، امیر از ادعای  افغانستان بر مناطق مثل : صوا ت ، باجور ، چترال ، وزیرستان وچمن صرف نظر کرد . … طرفین موافقت نمودند تا حد بخشی در خود محل توسط هیأت مختلط صورت گیرد.

سرانجام طبق معاهده دیورند ،  گویا  امیرعبدالرحمان خان قطعات وسیعی از خاک خراسان ( افغانستان)  را  به برتانیه واگذار شد . معذالک  نمی توان گفت که این اراضی به واقع از پیکر افغانستان جدا شده باشد ، زیرا طوریکه قبلاً دیدیم اکثر مناطق مذکور در آن تاریخ وحتا قبل از آن در زیر ادارۀ حکومت افغانستان نبود وباشندگان آن نه تنها بدولت افغانستان مالیه ومحصول نمی پرداختند ، بلکه مصارف وادارۀ امنیت شان بایستی از جانب سایر مردم کشور فراهم می شد . عمال انگلیس سعی داشتند تا با استفاده از معلوم نبودن خط سرحد … در این منطقه بی صاحب ( No man’s land )  هرچه عمیق تر نفوذ نمایند.

در برابر این همه گذشت ها از طرف حکومت عبدالرحمان خان ، حکومت انگلیس فقط حاضر شد تا اعانت مالی آن دولت به امیر از 1200000 کلدار به 1800000  افزایش بدهد وطرفین در خاتمۀ مذاکرات در یک « دربار » عمومی اتحاد شان را اعلان کردند .(8)

امیر عبدالرحمان خان مانند اجداد خود یکبار درسال  1880 م .  بغرض استقرار تاج وتخت شخصی خود از استقلال و خاکهای خراسان (افغانستان) دربرابر انگلیس گذشت ودر سال 1893م. این گناه وعمل شرم آورنا بخشودنی را باردگر تکرار کرد.

 

مشروعیت معاهدۀ دیورند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

اول ـ معاهده لوئی دین ــ حبیب الله :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اسناد تاریخی حاکی از آنست که  در اواخر عمر امیرعبدالرحمان خان  ، « لارد کرزن »  ویسرای جدید التقرردولت

هند برتانوی عقیده داشت که دولت هندبرتانوی در برابر افغانستان ازقدرت خود بقدر کافی استفاده نکرده است .  درانعکاس این اندیشه شعبه اطلاعات حکومت هند فهرستی مرکب از شش فقره از مطالبات انگلیس تهیه نموده که باید بر افغانستان تحمیل می گردید ودر فقرۀ  1 ،  2، 3 ، آن چنین آمده است :

1 ـ تجدید نظربرخط دیورند از نقطۀ نظرسوق الجیشی حکومت هند

2 ـ مراقبت بر ورود اسلحه به افغانستان و استعمال آن ،

3ـ خوداری افغانستان از کمک به قبایل واقع در سمت انگلیسی خط دیورند در گفتار وعمل .

پیش از آنکه این پلان در محل اجرا گذاشته شود امیر عبدالرحمان فوت نمود  وفرزندش امیر حبیب الله خان صاحب تاج

وتخت شد. ویسرا در تعزیت نامه ای که به امیر جدید فرستاد به ضرورت اعزام یک هیأت از هند به افغانستان برای بازنگری موافقات در مورد سرحد طرفین و تفاهمات قبلی اشاره نمود. مگرامیر از چنین مذاکره مزید طفره رفته  در عوض به ویسرای هند برتانوی اطمینان داد که تاوقتی که دولت برتانیه به تعهداتی که دربرابر پدر او داشت وفا نماید او هم احکام آن را محترم خواهد شمرد. (9)

درسالهای بعد « لارد کرزن » مکرراً به این موضوع رجوع نموده ، از امیر حبیب الله دعوت بعمل آورد که به هند برتانوی سفر کند . امیر به سفر هندوستان علاقه مند نبود .

مگر دولت هند برتانوی بخاطر آنکه امیر را وادار به سفر نماید، از فرستادن مبلغ سالانه 1800000 روپیه و اجازۀ ترانزیت اسلحه نظامی به افغانستان از طریق قلمرو هندوستان  ـ که هردوی آن در معاهدۀ دیورند درج شده بود  ـ  ابأ ورزید.

گرچه در این مرحله امیر حبیب الله به هندوستان سفر نکرد، ولی توافق نمود تا وزیر دولت در امور خارجۀ بریتانیا برای  هندوستان، آقای «  لوئی دین »  را بمنظور مذاکره در مورد مسائل مورد علاقه در کابل بپذیرد. آقای لوئی دین در حالیکه یک مسودۀ موافقتنامۀ جدیدی را با خود داشت در اواخر سال 1904م. وارد کابل گردید. امیر حبیب الله مسودۀ از خود پیشکش نمود که محتویات آن بجز از تائید و تمدید توافقات قبلی با بریتانیا چیز دیگری را در بر نمیگرفت. معاهدۀ مذکور بعد از مذاکرات جانبین بتاریخ 21 مارچ 1905 میلادی متقابلاً به امضأ رسید و دولت هند برتانوی ارسال مبلغ سالانه 1800000روپیه  ـ بشمول قروض قبلی – را از سرگرفته و اجازه داد تا افغانستان در صورتی که بخواهد از طریق خاک هندوستان اسلحۀ نظامی وارد نماید.  در معاهدۀ مذکور که غالباً بطور مختصر بنام موافقتنامۀ  « دین  ـ حبیب الله» یاد میشود، متن تعهدات امیر حبیب الله قرار ذیل است:

امیر حبیب الله  بدینوسیله توافق مینماید که در امور مهم اساسی و فرعی مندرج معاهده  « خط دیورند »  در ارتباط به امور داخلی وخارجی وسایر تفاهماتی که اعلیحضرت ( امیر عبدالرحمان خان )  پدر مرحوم من با حکومت اعلی بریتانیا منعقد نموده و مطابق به آن عمل کرد، من هم مطابق به همان موافقتنامه ومعاهده  خط دیورند

عمل نموده ام ، عمل مینمایم و عمل خواهم کرد، و من در هیچ معامله و پیمانی آنها را نقض نمی نمایم. (10)

لهذا بعد از انقضای معاهده دیورند با وفات امیر عبدالرحمن، اعتبار آن در سال 1905م. دوباره با شخص امیر حبیب الله تمدید گردید که تا وفات وی و آغاز جنگ سوم افغان و انگلیس در سال 1919 م. دوام نمود.

 

دوم معاهده راولپندی :

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعد ازجنگ سوم افغانستان وانگلیس بتاریخ 26  جولای ، هیأت افغانی خراسانی بریاست علی احمد خان ناظر امور داخله  و هیأت انگلیسی بریاست سرهملتن گرانت ، سکرتر امور خارجه در راولپندی به مذاکرات شروع کرده در آخر به امضای  ” معاهدۀ صلح فی مابین دولت جلیلۀ برتانیا و دولت مستقل افغانستان ” مورخ 8 اگست 1919 میلادی منجر گردید. معاهده صلح  مطالب عهد نامۀ مذکور

ازاینقرار بود:

1 ـ برقراری مجدد صلح بین دو کشور.

2 ـ منع تورید اسلحه به افغانستان از طریق هند.

3 ـ قطع شدن امداد پولی هند به افغانستان .

4 ـ تصدیق مجدد خط دیورند از جانب افغانستان وتعین خط سرحد در حصۀ تورخم به میل انگلیس . (11)

اما تا جائیکه به مشروعیت خط دیورند ارتباط میگیرد، مادۀ پنجم معاهدۀ صلح قرار ذیل مینگارد:

دولت افغانستان سرحد هندو – افغان را همانطوری که توسط امیر مرحوم [حبیب الله ] پذیرفته شده بود، قبول مینماید.

فلهذا برای اولین بار موقف قانونی خط دیورند منحیث سرحد بین المللی افغانستان و هند برتانوی از محدودیت مصادفت میعاد آن با طول حکمروایی هر امیر فارغ شده و مشروعیت آن توسط حکومات دو مملکت مستقل افغانستان و بریتانیا بطور دائمی تائید گردید.

 

سوم معاهد صلح کابل :

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دومین معاهده میان دولت امان الله خان و انگلیس ها در 22 نوامبر 1921 م. توسط محمود طرزی وزیر خارجه  افغانستان  وآقای هینری دابس  نماینده فوق العاده بریتانیا ، در کابل به  امضاء رسید.

معاهدۀ سال1921م. منعقدۀ کابل متشکل از 14 ماده بود ،  معاهدۀ سال 1919 م. منعقدۀ راولپندی را منسوخ نمود، ولی خود آن خط دیورند را منحیث سرحد بین المللی افغانستان یکبار دیگر برسمیت شناخت. مادۀ دوم معاهدۀ مذکور در مورد قرار ذیل است:

جانبین سرحد هند ـ و افغان( خراسان )  را، همانطوریکه توسط دولت افغانستان تحت مادۀ پنجم معاهدۀ 8 اگست  1919 م. منعقدۀ راولپندی پذیرفته شده بود، متقابلاً قبول دارند.(12)

 

چهارم تصدیق نامه  ( 1930م.) نادرخان  :

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پس از سقوط سلطنت امان الله خان و 9 ماه پادشاهی حبیب الله خان  کلکانی که بیشتر در جنگ بامحمد نادرخان وبرادرانش سپری گردید، محمد نادر خان به تخت سلطنت جلوس کرد.

در زمینۀ سیاست خارجی  روش محمد نادر خان ازنظر شکل با روش امان الله خان نزدیک ، اما از نگاه محتوا در قطب مخالف واقع  بود .  وی با تمام کشور های همسایه ودول بزرگ آن زمان دوباره مناسبات سیاسی قایم کرد ، اما در بین آنان برای انگلیستان مقام خاص قایل شد وبدون آنکه رسماً یا اسماً از استقلال کشور صرفنظر کرده باشد در عمل خود را به مشوره با دولت مذکور پایبند ساخت واز تعقیب سیاست مخالف آن در سرحد خود داری نمود. اوبرادر خود سردار شاولی را به حیث وزیر مختار ونمایندۀ خاص به لندن فرستاد .پس از ورود به لندن ازطریق تبادلۀ یاد داشت دیپلوماتیک با ” آرتر هیندرسن ” وزیر خارجه بریتانیا در 6 جولای 1930 م . معاهدۀ صلح کابل  سال 1921م . را مورد تأیید قرار داد. در مادۀ دوم این یاداشت گفته می شود : ” در پاسخ [ به یاداشت شما ] من نیز افتخار دارم تا رسماً ثبت نمایم که درک ما نیز همین است که این دو معاهده [معاهدۀ 1921 و معاهدۀ تجارتی جون 1923 ] دارای اعتبارتام بوده وکاملاً مرعی الاجرا میباشد”(13)

 

محمد نادرخان طی سالهای کوتاه سلطنت خویش( 1929- 1933) بیشتر از دوران وزارتش در سلطنت امان الله خان به سیاست اغماض و سکوت در مورد موضوع دیورند و تائید معاهدۀ 1921 کابل پابندی داشت. زیرا او مرهون کمک و حمایت انگلیس در تصاحب سلطنت بود .  یکی از مهم ترین حمایت انگلیس ها این بود که به وی اجازه دادند تا از مردم آنسوی دیورند برای تصاحب سلطنت سرباز گیری کند .  ضمن آنکه زمینۀ سفر و عزیمت او را به داخل خراسان (افغانستان ) بمنظور کسب اقتدار و سرنگونی سلطنت حبیب الله کلکانی از طریق قلمرو هند برتانوی آماده کردند. محمدنادر شاه پس از تصاحب سلطنت از کمک های مستقیم نظامی و مالی انگلیس ها برخوردار شد. انگلیس ها از سیاست و عملکرد محمد نادر خان در مورد آنسوی دیورند راضی و خشنود بودند.

به قول پروفیسور لودیک آدمک ازمحققین افغانستان شناس امریکایی:  “سیاست مداران برتانوی در اروپا و هند زمانی رضائیت خاطر خود را، ازطرزالعمل و ذهنیت زمام داران جدید افغانستان (محمد نادر خان و برادرانش) ابراز داشتند و گفتند ازهمکاری رفیقانه و دوستانه ایکه ما از حکومت افغانستان در پیش آمد با معضلۀ قبایل در سرحدات مشترک ماندیده ایم راضی و قانع هستیم.  ” (14)

 

 

http://www.ariaye.com/ketab/kamjow/kamjow4.html

 

نشانی کتاب تغییرنام افغانستان به خراسان مدخـلی در راه صلح جاویدان

 

 

 

Updated: آوریل 11, 2017 — 3:30 ب.ظ