متن ویدوی گفتاری جلسه نخست : درمورد مرام نشریه سرزمین آریان ونقش هویت در زندگی

 

متن ویدوی گفتاری جلسه نخست :

درمورد مرام نشریه سرزمین آریان ونقش هویت در زندگی

 

مرام نشریه ” سرزمین آریان ” ایجاد فزای باز آموزش از متون باستانی تاریخ وفرهنگ نیاکان  ، برای روشنگری و همبستگی مردمان ماســـــت .

زیرا ما آگاه ایم که آموزش ومعرفت نسل جوان امروز ، از ارزشهای فرهنگی وتاریخ باستانی سرزمین نیاکان مان ، اساسی ترین کاریست که باید در این برهه انجام پذیرد.

زیرا  شناخت وآموزش هرشهروند از هویت واقعی اش،  به وی غرور و وِقار، عزت وافتخار ، می بخشد .

آگاهی از هویت توانایی و استواری را در انسان پرورش می دهد ،  وبن مایه اعتماد به نفس را در دنیای درونش ایجاد می کند.  واحساس خود پایی اراده ــ تقویت می گردد ، در این مرتبه هست که شهروند ،  با شهامت وجسارت ، جایگاه  شخصیت حقوقی خود را درساختارقدرت وحاکمیت سیاسی وحیات اجتماعی، تبیین می نماید.

 

برنامه ” مجلس نخست ”  ما شامل دوبخش است .:

بخش یکم ــ اهداف مرام نشریه ، ” سرزمین آریان” است

در مورد اهداف این نشریه میتوان اذعان کرد که ــ براساس شناخت ارزش گوهر ذاتی هویت تاریخی ، مسیرپایگاه آموزشی این مــرام را ، پژوهش ، تدقیق ومعرفی ارزشهای سیاسی و فرهنگی و مُتون تاریخی کهن سرزمین پر افتخار اجداد  ما ایران بزرگ  تشکیل می دهد . که درفرآیند زیاده از پنجهزاروهشت صد سال اخیر بر سرزمین آریان بقرار ذیل حکمروایی کرده اند :

 

ــ یکم :  شاهنشاهی پیشدادیان بلخ باستان ، اجداد تاجیکان ، پارسها و کُردها ، دوران حکمروایی این شاهنشاهی دوهزار و پانصد و پنجاه و شش سال را در برگرفته است .

ــ شاهان این سلسله عبارت بودند از : کیومرس ، هوشنگ ، تهمورس ، جمشید ، فریدون ، منوچهر، گرشاسپ ودیگران.

 

ــ  دوم :  شاهنشاهی کیانیان بلخ ، اجداد تاجیکان وپارسها وکُرد ها

دوران حکمروایی این شاهنشاهی حدود سیصد سال را در برگرفته است

ــ شاهان این سلسله عبارت بودند از :

ـــ کی قباد ،  کی کاووس ، کی خسرو ، کی لهراسب ، داراب … ودیگران

 

ــ سوم :  شاهنشاهی هخامنشی ها ، اجداد تاجیکان و پارسها

دوران حکمروایی این شاهنشاهی 220 سال را در برگرفته است.

ــ شاهان این سلسله عبارت بودند از: کوروش بزرگ ، کمبوجیه ، داریوش بزرگ ، خشایارشاه ، ارد شیر یکم ، ارشک. …ودیگران .

 

ــ چهارم :  شاهنشاهی اشکانیان یا پارتها، سلسلۀ دود مان تاجیکان 

دوران حکمروایی این شاهنشاهی 471 سال را در برگرفته است .شاهان این سلسله عبارت بودند از : ارشک یکم ، تیردادیکم ، مهرداد یکم ، بلاش یکم ، اُرد دوم ، خسرواشک بیست وچهارم ، اردوان پنجم اشک بیست و نهم و… دیگران .

 

ــ  پنجم :    شاهنشاهی ساسانیان ، سلسلۀ دودمان پارسها

دوران حکمروایی این شاهنشاهی 427 سال را در برگرفته است .شاهان این سلسله عبارت بوده اند از : ارد شیر بابکان ، شاپور یکم ، شاپور دوم ، بهرام گور ، خسرو یکم مشهور به انوشیروان عادل ، پوران دُخت دختر خسرو دوم ، یزدگـُرد سوم سی وپنجمین شاه ساسانی … ودیگران .

 

ــ ششم :    شاهنشاهی کوشانیان ، سلسلۀ دود مان تاجیکان

دوران حکمروایی این شاهنشاهی  345 سال را در برگرفته است  .

ــ شاهان این سلسله عبارت بوده اند از :

ــ  کُوجُوله کادفیز ، ویما کادفیز،  کانیشکا یکم ، هوویشکا، واسودِوا یکم ،

کوشان شاه … ودیگران

 

ــ هفتم : شاهنشاهی یونانی ها وسلسۀ دودمان تاجیکان ، در تاریخ این سلسله  بنام یونان وباختری یاد می شود.

دوران حکمروایی این دولت ائتلافی حدود 125 سال را در برگرفته است .

ــ شاهان این سلسله عبارت بودند از  :   دمتریوس ، اوکراتید  … ودیگران

 

ــ هشتم : پادشاهی طاهریان ، سلسلۀ دودمان تاجیکان

دوران حکمروایی این سلسله 52 سال را در برگرفته است .شاهان این سلسله عبارت بودند از: طاهر فرزند حسین  ، طلحه فرزند طاهر ، علی فرزند  طاهر ، عبدالله فرزند طاهر ، طاهرفرزند عبدالله ، محمد فرزند طاهر فرزند عبدالله .

 

ــ نهم :   شاهنشاهی صفاریان ، سلسلۀ دودمان تاجیکان

دوران حکمروایی این شاهنشاهی  141 سال را در برگرفته است .

ــ شاهان این سلسله عبارت بوده اند از : یعقوب لیٍث صفاری ، عمــرو صفاری ، طاهر فرزند محمد فرزند عمروصفاری …   ودیگران .

 

ــ دهم :   شاهنشاهی سامانیان ، سلسلۀ دود مان تاجیکان

دوران حکمروایی این شاهنشاهی 180سال را در برگرفته است

ــ شاهان این سلسله عبارت بوده اند از : نصر اول سامانی ، اسماعیل سامانی  ، احمد سامانی ، نوح سامانی ، عبدالملک سامانی …  ودیگران .

 

ــ یازدهم :   شاهنشاهی غوریان ، سلسلۀ دودمان تاجیکان

دوران حکمروایی این شاهنشاهی  67 سال را در برگرفته است . شاهان این سلسله عبارت بوده اند از :علاءالدین غوری ، غیاث الدین غوری ، شهاب الدین غوری ، سیف الدین غوری ، بهاوالدین غوری ، راضیه غور..ودیگران

 

بتأسی از حکمروایی سلسله های اجداد تاجیکان وپارسها ، از آغـــــــا حکمـــــــروایی شاهنشاهی پیشدادیان بلخ باستان (3306 سال پیش از میلاد ) تا  خــــــتم دوران حاکمیت شاهنشاهی غــــوریان ( 1215 میلادی )  بقرار ذیل :

(پیشدادیان بلخ  2556 سال ) + ( کیانیان بلخ  حدود  300 ســال )  + ( هخامنشی ها  220 سال) + (اشکانیان 471 سال  ) + (کوشانیان 345 ســــــال ) + (ساسانیان = 427 ســــــــــــال  )  + ( ابومسلم خراسانی  =  10 سال ) + (طاهریان = 52 ســـــال  ) + (صفاریان = 141 ســــــال ) + (سامانیان = 180 ســـــــــــــــال )  + (غوریان = 67 سال ) ] بمدت 4769 ســال و اندی ،   اجداد تاجیکان وپارسها در سرزمین ایران بزرگ فردوسی فرمانروایی نموده اند .

پهنا جغرافیایی سیاسی سرزمین ایران بزرگ ، از سین کیانگ و تاشقورغان چین امروزی به امتداد  کشمیر وسند شروع تا دریایی مدیترانه قرار داشت  ، و مجموع ازکشورهای امروزی  :

تاجیکستان ، قرقیزستان ، قزاقستان ، افغانستان ، پاکستان ، ازبکستان ، ترکمانستان ، ایران امروزی، آذربایجان ، ارمنستان ، گُرجستان ، عراق ، ترکیه ، سوریه ، لبنان ، قبرس ، را در بر می گرفت .

مردمان این سرزمین  همیشه در روند تاریخ ، پیوند ودر آمیختگی سیاسی و فرهنگی وتاریخ مشترکی  با یگدیگر داشته  ودارند .

بناً بعنوان یک ملت سربلند و متمدن آریان ،  با زیرمایه های فرهنگی ومعرفتی کهن سال ، نباید دراسارت تفکرات کذایی وواپسگرائی اندیشه  قرار بگیریم .   باید اراده مردم خود را ازخدمتگزاری به فرهنگ بیگانه تغییر دهیم .

ازکنه و ریشه  وسابقۀ دستآورد های ارزشی تاریخ نیاکان خود ما بی هراس سخن بگویم.  ودرخت پُرگشن معرفت فرهنگی ، رودکی وفردوسی ومولوی ــ را با خود ارادیت اندیشه و دستان پاکیزه آبیاری نمائیم ، تا برگهای سبز واندیشه پُر مهر و پرنور این دانشسرای انسانی ، چراغ راه امروز و فردای اخلاف مان گردد .

سرزمین آریان یا ایران بزرگ فردوسی بخاطر موقعیت جغرافیایی سیاسی واقتصادی آن که در فوق ذکر شد، در فرآیند تاریخ چندین هزار ساله خود بعنوان تلاقی گاه فرهنگها وتمدنهای گوناگون بوده است  ، وبه این مناسبت می باشد که همواره موجب تهاجم قبایل واقوام مختلف قرار گرفته است .

مهاجمان هرباریکه به این سرزمین غنامند اقتصادی وفرهنگی هجوم آورده اند. با قتلهای عام و گسترده ، شیرازۀ مادی ومعنوی وساختار های حیات اجتماعی وسیاسی ، تأسیسات کشاورزی و شبکه های آبیاری را از ریشه نابودکرده اند . وبا فروپاشی مناسبات اقتصادی ــ اجتماعی ، ، حیات طبیعی وتکامل تاریخی جامعه پارسیان ایران بزرگ را با وقفه ها ورکود های زمانگیر روبرو ساخته اند .

با نگرش عقلانی از تاریخ باستانی نیاکان ، اساس همه پس ماندگی های تاریخی واجتماعی و فرهنگی ایران بزرگ را می توان با چنین هجوم های مرگبار و ویرانگر بقرار ذیل بیان کرد :

یک ــ هجوم آوردن آشوربانیپال به ایران بزرگ در (646 قبل از میلاد)

دو ــ هجوم آوردن اسکندرمقدونی در(334 قبل از میلاد)

سه ــ هجوم آوردن اعراب در (537 میلادی )

چهار ــ هجوم آوردن ترکان غزنوی در(999 میلادی )

پنج ــ هجوم آوردن ترکان سلجوقی در(1030 میلادی )

شش ــ هجوم آوردن ترکان فرختائی در (1141 میلادی )

هفت ــ هجوم آوردن ترکمانان غُز در (1156 میلادی )

هشت ــ هجوم آوردن مغولها در (1220 میلادی)

نُه ــ هجوم آوردن تیمور در(1381 میلادی )

ده ــ هجوم آوردن افغانها در(1720میلادی)

ودهها تهاجم خارجی دیگر ای که به بخش های پارچه ، پارچه شده ایران بزرگ در سه سدۀ پسین صورت گرفته است ،هرکدام  تأثیرات ژرف ومخرب خودرا بر زیرمایه های اقتصادی  و شعور اجتماعی مردم ما باقی گذاشتند وهر بار جامعۀ ایران بزرگ را از پیوند گسست ناپذیر سنگ پایه های هویت وریشه تاریخ باستانی اش بدور ساختند . این آرمان ماست که تاریخ واقعی واصیل نیاکان خویش را به گونۀ عینی با ممکنات دست داشته به نسل پیشتاز ونونگر معرفی و بازشناسی بنامیم.

ملزم  به این مرام ، هر شهروند خرد گرا را وا می دارد که با نگرش نوین، تاریخ سرزمین نیاکان مارا خوب بیآموزند ودر روشنایی هویت فرهنگی وتاریخ سیاسی این سرزمین باستانی عمل نمایند . وپیوسته مقابل جهل ، خرافه ، تزویر و ریای حاکمان غیربومی در هرآن کشور های پارچه شدۀ از بدنه جغرافیایی سیاسی ایران بزرگ بی ایستند وبا خود ایستایی وابراز وجود از هستی وبود زبان فارسی وهویت فرهنگی خود دفاع نمایند.  و در جهت روشنگرایی وبیاراستن اذهان مردم وتقویه معنوی نسل جوان ، گام افشاگرانه وآگاهی بخش بردارند .

دستآورد های علمی ومعرفتی سرزمین نیاکان ،  وفرهنگ ناب وهمه شمولی که در این مرزوبوم  به زبان فارسی ابداع و آفریده شده وتکامل یافته ، تجلیگاه واژه پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک ، تبلورگاه عشق ومهر و محبت ، دوستی وراستی ، همزیستی وهمآیشی می باشد . که جایگاه بلندهویت وارزش فرهنگی مارا درمیدانگاه  ملی وجهانی شایسته بنمایش می گذارد .

نشریه سرزمین آریان ، بادرک این اندیشه که هویت واجب تر از اکسیژن است در این بخش تلاش بیشتر می نماید که تا همۀ آن  ارزشهای تاریخی وفرهنگی وسیاسی ای که ” هویت ” ما را می سازد ودرزیاده ازپنجهزاروهشتصد ساله اخیر بوسیله  نیاکان ماایجاد گردیده است ، با نیت پاک این ارزشهای هویتی همه شمول را جهت همبستگی مردمان وشهروندان وهم زبانان مان تقدیم نماید .

بخش دوم جلسه نخست

” هویت ونقش آن در زندگی” است

این یک حقیقت روشن است، که هویت یک ارزش است ،  چیستی این ارزش درشئ ، کیفیت ودرانسان کرامت ومعرفت است. معرفت همان شناخت وآگاهی ما از جهان هستی است که گوهرهویت فرهنگی ونجابـــت کسبی ما را می سازد .

هویت :  ارزش نماد ممتاز شدن از غیر خود ، تعیین یافتن شایسته سالاری ومعین گردیدن جایگاه ومقام ؛ شناسنامه ، عزت ومنزلت ،غرور و افتخار یک انسان ویاملت است .

هویت نوعی خودشناسی فرد و یا یک ملت است که درمقایسه با دیگران به تصویر می آید . و به انسان شخصیت مستقل می بخشد ، پیوستگی و وابستگی با گذشته ، جهت گیری نسبت به آینده را در روح و روان فرد ایجاد می کند ، و وی راپایبند به حفظ مفاخر وعناصر ممیزۀ ملی می سازد .

هویت ملی :  حاصل سعی و کوشش ، جد وجهد هزاران سال نسل های گذشته وحال می باشد .

هویت ملی هستی و وجود ، اساس وریشه یک ملت ، دربرگیرندۀ ارزشهای :  تاریخی ، علمی ، فرهنگی ، زبانی ، حقوقی ، اخلاقی ، روانی ، دینی ، جغرافیایی سیاسی … یک ملت است . و شناساندن آن ارزشهای سازنده از جانب خردمندان  برای مردم ما ، یک رسالت انسانی می باشد .

هویت ملی ، مهم ترین رکن اساسی شخصیت فرد است ، که ماهیت ذاتی و کسبی وی را مشخص می کند و نمای ویژه متمایز او از دیگرافراد میگردد .

تعلق اندیشه واحساس انسانها به هویت ملی خیلی با اهمیت است واین تعلقیت در افزایش میزان خوشحالی وانسجام اجتماعی جامعه وفرد مفید واقع می شود.

درکشورما اقوام وملیت های مختلف باهویت های جداگانه وعمومی ، اعم از : تاجیکها ، پشتونها ، هزاره ها، ازبکها وترکمانها… وغیره در یک جغرافیایی سیاسی مشترک ، پهلوی هم زندگی دارند .

بر اساس اسلوب جامعه شناسی میتوان اقرارکرد که ، میان این همه گروه های اتنیکی تفاوت های عمیق تعلقیت خاطرنسبت به هویت ملی ، ارزشهای تاریخی ، فرهنگی و زبانی ، وجود دارد. بسبب وجود همین تفاوت ها به مشترکات هویت ملی میان اقوام و ملیت های جامعه ما بوده وهست که این نقیصه ، توانسته روند آمیختگی مؤلفه های تشکیل ” ملت همبسته ” را درکشورسد واقع شود .

از این جهت است که تاکنون در کشور ما ساختار مادی و معنویی بنام ــ ملت ، وحدت ملی ، حاکمیت ملی ، منافع ملی عرض وجود نکرده است .

بکاربری این مفاهیم ازطرف حاکمان ، در اسناد دولتی ورسانه ها یک شعار انتزاعی ، یک برخورد مجرد سیاسی مقطعی یی ، بیش نیست.

زیرا شهروندان “ملت واحد ” هیچ گاه مقابل یکدیگرسلاح برنمی دارند . وبا احساس پیوستگی به مشترکات هویت ملی ، جهت حفظ مفاخر وتعلقیت خویش به ممیزۀ ملی ، همبسته عمل می نمایند .

اما با تأسف که درکشورما چنین چیزی وجود ندارد . هرروز به نسبت خصومت های متضاد قومی وزبانی واتنیکی وتفاوت های عمیق فرهنگی وتاریخی ؛ افراد جامعه قربانی می دهند و وحشیانه کشته می شوند.

یک ملیت بیل در دست نهال می شاند وگندم می کارد وتولید می کند ؛

و دیگرقوم تـفــنگ در دست آدم می کُــشد ،

خشخاش کِشت می کند و مصرف می نماید ؛

یک ملیت مکتب وخانه وکاشانه اعمار می نماید ؛

دیگری آنرا می سوزاند وبه خاک یکسان می کند ؛

یک ملیت به کرامت ونجابت انسان ومادرحرمت وارزش قایل است ؛

دیگرقوم  ، آزادگان را گردن می زند ومادروطن را سنگسارمی کند وایستاده زنده به گورمی نماید ؛ وغیره.

این وهزاران تفاوت های عمیق فرهنگی ، اخلاقی ، تاریخی وزبانی وجود دارد که ملیت ها و اقوام این سرزمین را ازهمدیگر متمایزمی سازد.

زیرا تاریخ عالی مرتبه ، زبان و فرهنگ غنامند این سرزمین ریشه در گذشته های خیلی دور دارد. با این جامه خون چکان هویت های تحمیلی ، قامت بلند بالاِی این سرزمین خورشید ، علم ومعرفت را نمی توان پوشانید. زیرا ما به این مسئله اعتقاد کامل داریم ، که هیچ ملیت و قومی  هویت یک دیگر خود را منحیث هویت ملی نمی پذیرند ونخواهند پذیرفت.

زمانی هویت ملی مورد قبول ملیت ها واقوام ساکن این سرزمین واقع می شود که آن هویت انعکاس دهندۀ نماد هویت جمعی ومشترکات ملی باشد. ودرآن هویت ، هر قوم وملیت خود را شریک بداند وتعلقیت خاطر وعشق واحساس به آن داشته باشد.

 

هویت فرهنگی و معرفت علمی ای که در حوزه تمدنی قاره کهن سرزمین نیاکان  بزبان فارسی ، ابداع شده آفریده وتکامل یافته ، گوهرذاتی اصالت کسبی ما را می سازد وبه مفهوم شناسنامه ، افتخار، عزت ،  غرور مردم ما عرض وجود می کند . مقام و مراتب شایسته سالاری ما را در پهلوی دیگر ملل جهان شایسته معرفی می نماید.

 

این رسالت همۀ شهروندان کشورما وفارسی زبانان سراسر جهان است که اهمیت گسترش زبان فارسی و  فرهنگ اصیل باستانی این مرزبوم را بمثابه نمادهمبستگی ملی گرامی داشته و آگاهانه  درراه احیاء و حفظ مفاخر گذشته ، رشد وشکوفایی  این هویت همگانی  تلاش نمایند.

زیرا ما بدون از این هویت ،  به  جز اجیران وسربازان خشونت پیشه ای  در خدمت سرمایه جهانی و دهقانان مشتغل به کشت خشخاش وتفنگ بدستان مواد مخدر، بیش ازاین دیگر حیثیت  واعتباری داشته نمی توانیم .

 

ما که بارها از اهمیت وارزش هویت ملی سخن گفته ایم اعتبار سخن ما در این ماهیت نهفته است که تحقق راهبردی تأمین صلح و ثبات وحفظ عزت و احترام ما فقط بربنیاد چیستی ارزش معرفت فرهنگی این قارۀ  تمدنی کهن امکان پذیر است.

 

بگونه مثال اگرهویت فرهنگی وتاریخی اروپایی ها که از یونان قدیم می آغازد ونزدیک به سه هزار سال عمردارد مورد بازشناسی قراردهیم این معرفت از:

پژوهش و آموزه های دانشمندان وخردمندان گرانمایه همچو :

 

تالس ملتی ، انکسیماندر، انکسیمین ، هراکلیت ، کسینافون ، پرمانید ، زینون ، فیثاغورث ، دیموکریت ، سقراط ، افلاتون ، ارسطو، اپیکور ، جان اسکوتس ، انسلیم ، پترابلار ، فرانسس بیکن ، توماس هابز ، رنه دکارت ، اسپینوزا ، جان لاک ، دیوید هیوم ، برکلی ،  ژان ژاک روسو ، ژان ــ پل سارتر ، ولتر، دیدرو، فريدريك نيتشه ، یوزف شلینگ ، ایمانویل کانت ، فرید ریش هیگل ، فویرباخ ، لئوناردو داوینچی ، نیوتن ، اینشتاین ، برتراندراسل ، کارل پوپر ، هایدگر … ودیگران بوجود آمده که بمراتب عالی دانش بشری ارتقاء نموده است .

 

به بینیم که نقش این معرفت وهویت فرهنگی چقدردرتعیین مقام ، اعتبارواعتماد یک شهروند اروپایی وآمریکایی تا کدام مرتبه تعیین کننده است .

 

اگر حقوق شهروندی آمریکائی جناب بارک اوباما رئیس جمهوری منتخب آمریکا را در نظر گیریم . و بگونه نمونه این حق را از وی بگیریم در آن صورت او جز یک کنیایی افریقائی که تمام عمر با فقر دست و گریبان خواهد بود چیز دیگری به وی باقی نمی ماند .

 

اما زمانیکه درشهرت مکمله  وشخصیت حقوقی  و حق شهروندی جناب بارک اوما هویت آمریکائی که تبلوری از فرهنگ عالی معرفت اروپاییان و آمرکاییان باشد  ، دیدیم که 72 در صد سفید پوستان و نزدیک به صد در صد سیاه پوستان آمریکائی در انتخابات نخست ریاست جمهوری وی ، به اعتبار این هویت آمریکائی بودنش رای اعتماد ومشروعیت دادند واو بر پایه همین آرای مردم  آمریکا  به اریکه قدرت تکیه زد .

 

هدف از تذکر نمونه عینی فوق راجع به نقش سازندۀ هویت فرهنگی درشخصیت رئیس جمهوری آمریکا اینست که ما نیزبارها درمورد به عرض رسانیده ایم که بایست راجع به هویت فرهنگی سرزمین نیاکان ما که از دوره پیشدادیان بلخ باستان اجداد تاجیکان و پارسها که حدود سه هزار هشت صد سال قبل از میلاد  شروع شده ودر سه هزاره اخیردر اندیشه ها و رویکرد های فکری پیامبران و اندیشمندان وخردمندان اجداد ما همچو:

 

زرتشت ، مانی ، مزدک ، باربد ، امام اعظم حضرت ابوحنیفه ، امام بخاری ، رودکی بزرگ ، فردوسی بزرگ ، ابن سینا بلخی ، ابوزید بلخی ،  ابراهیم ادهم بلخی ، شکوربلخی ، شیقیق بلخی ، مسعود مروزی ، شهید بلخی ، ابوالمؤید بلخی ، ابو حفص سغدی ،  ذکریایی رازی ، ابونصرفارابی ، ابوریحان بیرونی ، بایزید بسطامی ، ابوسعید ابوالخیر ، سنایی عزنوی ، حسن غزنوی ،  نظامی گنجوی ، خاقانی شروانی ، دقیقی ، معروفی بلخی ، بدیع بلخی ، شهاب الدین سُهروردی ،  فرخی سیستانی ، مسعودی غزنوی ، عنصری بلخی ، منوچهری ، روزبی نکتی لاهوری ، ابونصر مشکان ، عبدالله انصاری ، ابوالفضل بیهقی ، امام فخر رازی ، محمدغزالی ، اسد توسی ، عمر خیام ، نظامی عروضی ، ظهیر فاریابی ، مولانا جلال الدین بلخی بزرگ ، سعدی ، حافظ ، عبدالرحمان جامی ، امیر علی شیر نوایی ، ملا صدرا ، اقبال لاهوری ، عبدالقادر بیدل دهلوی ودیگران می باشند.

 

بایست به اهمیت وارزش رویکرد های علمی  ، عرفانی ، اخلاقی،  ادبی وفرهنگی هویت تاریخی نیاکان خویش اندیشه نمائیم و با اتکاء به این معرفت باستانی ، درهمکاری وپیوند مشترک متقابل با معرفت جامعه بشری درکشورخویش آیندۀ درخشان و فارغ از درد ورنج را ایجاد کنیم .

 

ما باید در روشنایی این هویت و معنویت انسانی نیاکان زندگی کنیم و جلوی  گسترش فرهنگ های وارداتی از جنس جنایت وخون و خشونت را بگیریم .

 

علت اساسی این مشکل سیاسی که ما با گذشت صد ها سال هنوز هم   در مرحله قبیله سالاری وزمینداری ارباب رعیتی گیر مانده ایم وبسوی تعالی پیشرفت  و حیات  انسانی  به کُـندی حرکت میکنیم   و به تأمین استقلال سیاسی و ایجاد حاکمیت ملی توفیق نیافته ایم  ، درچه نهفته است؟   .

 

این واقعیت تلخ  کاملا  آشکار است  که این دشواری  درسیاست مستبدانۀ محافل حاکمه وابسته به بغیر ،  به  نبود خود ارادیت وعدم شناخت و توجه عینی به ارزش فرهنگ باستانی  ونداشت همبستگی و همآیشی ملی در این سرزمین  نهفته است وهیچگونه  توجیهه  دیگری  ندارد .

 

پیام ما  به مردم شرافت مند سرزمین ما این است . که منتظر طرح راهبردی جدید وکهنه این رئیس جمهور و آن شخص دیپلومات های غربی و شرقی نباشیم . زیرا هدف اساسی همه تأمین منافع گروهی وملی خود ایشان است نه از ما .

 

ادامه چنین سیاست های دنباله روانه و غیر مسؤولانه محافل حاکمه عاری از هویت فرهنگی ووابسته به قدرتهای  بیگانه  ،  در جریان سده های اخیر نتیجه اش اینست که هنوز ما اختیار سرنوشت کشور خویش را نداریم . زیرا نهاد های سرمایه درچنین شرایط تحمیل شده دود وباروت ، برنامه خود را تحقق می بخشند واستفاده خود را می برند .

 

طرحهای راهبردی سیاسی ایکه  کشورما را بسوی خود گردانی ملی ، صلح ، ثبات ، ایجاد حاکمیت مردم سالار ،  آزادی و همبستگی ملی می کشاند   وفرهنگ باستانی مارا همیشه  از دستکاری محافل حاکم و فرهنگ ستیز نجات میدهد   وحیات پرسعادتی را برای همه مردم ما نوید می بخشد عبارت اند از :

 

یک ـ آوردن تغییرات اساسی در قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان به  نفع انسان و آزادی وصلح و تأمین تعادل حقوق شهروندی.

دو ـ شناسایی خط دیورند بمثابه مرز مشترک میان پاکستان و افغانستان و ایجاد صلح در منطقه.

سه ـ  تسجیل زبان فارسی در قانون اساسی : بمثابه یگانه زبان تفاهم ملی ، زبان علم ، اقتصاد ، سیاست وفرهنگ وادبیات و نفی قاطع سیاست چند زبانی درکشورما .

چهارـ  ایجاد نظام سیاسی پارلمانی که براصل تفکیک قوای سه گانه در تعادل متوازن قدرت متجلی می گردد.

پنج  ـ انتخابی بودن رؤسای ولایات ، حکومتی هاو علاقه داری ها وشوراهای نواحی ارگان های محلی قدرت واداره دولتی .

شش  ـ عملی نمودن سرشماری دقیق نفوس وتوزیع شناسنامۀ شهروندی بدور از مناسبات اتنیکی ،   بی غرضانه و صادقانه و شفاف تحت نظارت ملل متحد وسایر نهاد های اجتماعی بیطرف ملی و جهانی  .

 

ـ اگراین طرحهای راهبردی  وبرخی از مسائل دیگریکه درراه حل اساسی مسئله ملی در کشور ما خدمت میکنند تحقق حاصل نه  نماید .

هیچگاه جامعه بسوی ملت سازی و همجوشی ملی و هویت سازی ملی حرکت نخواهد کرد.

ومعامله گران محافل حاکم وابسته به غیر با حمایت نهاد های سرمایه جهانی در چهره رهبران دولت واپوزیسیون تفنگدارطالبی سالهای طولانی دیگراقتصاد و سیاست و فرهنگ سرزمین ما را در دستان چپاولگرانه ضد انسانی خود خواهند نگهداشت .

وکشور را بسوی فقر بیکاری بیهوشی واعتیاد ،  بیسوادی جنگ و خشونت پیوسته سوق خواهندکرد . وانشقاق ملی ، دشمنی های عقیدتی ، سمتی و لسانی وچندگانی اجتماعی را جهت تحکیم حاکمیت بربار صفت شؤونیزم تک تباری خــویش تقویت خواهند بخشید .

 

همشهری های  گرامی :

ما مردمان بی سلاح و صلح خواه هستیم .

سلاح ما فرهنگ ما زبان مشترک ما وادب وعلم ومعرفت ما است .

بکارگیری عاقلانه این سلاح معنوی  ،  تنویروروشن ساختن اذهان مردم ما  وجهان از حقایق تاریخ باستانی نیاکان  ، میتواند آهسته آهسته راه فروریختن دیوارسست وبی بنیاد قدرت چپاولگران  محافل حاکمۀ تک محور و   وابسته به بیگانگان را ،  به مردم بومی وآزادمنش این سرزمین روشن  وهموار کند  .

به امید  طلوع  خورشید در خانۀ هر شهروند این سرزمین .

نویسنده : دکتربصیر کامجو

Dr.Basir Komjo

 

 

 

Updated: فوریه 6, 2017 — 12:26 ب.ظ