صحیح بخاری

 

صحیح بخاری

ار معتبر ترین کتابهای حدیث در نزد اهل تسنن و مورد توجه اسلامشناسان و محققان:

ترجمه فارسی برای صحیح بخاری وجود ندارد.

برگردان از انگلیسی ومتن عربی از sunnah.com

 

ــ هیچ زنی به مرحله کمال نرسیده غیر از دو زن

رسول الله گفت :

” بسیاری از مردان به مرحله کمال رسیدند، اما هیچ زنی به مرحله کمال نرسید، به غیر از آسیه زن فرعون و مریم دختر عمران” .

صحیح بخاری پوشینه 4, کتاب 55, شماره 623

…………………………….

ــ از نگر محمد زنان بزرگترین رنج مردان هستند

پیامبر گفت:

” بعد از خود، هیچ رنجی خطرناکتر از زنان برای مردان باقی نگذاشتم.”

صحیح بخاری پوشینه 7, کتاب 62, شماره 33

………………………………

ــ نگر پلید محمد در باره ی توانمندی های یک زن

وقتی پیامبر شنید که مردم ایران دختر خسرو را ملکه (حاکم) خود کرده اند، گفت «کشوری که زنی را حاکم بر خود کند، هرگز پیروز نخواهد شد.» صحیح بخاری جلد 9 کتاب 88 شماره 219

………………………………

ـــ محمد: بیشترین جهنمیان از زنان هستند!

یکبار پیامبر به مصلی میرفت که نماز عید فطر را بخواند، او از کنار زنی رد شد و گفت «ای زنان! صدقه بدهید، (این صدقه به او میرسید زیرا او نایب السلطنه خدا روی زمین به شمار میرفت و پول را بین کسانی که رضایت آنها را خواستار بود یا برای نشان دادن سخاوت پخش میکرد) چرا که من دیده ام اکثر کسانی که دچار آتش جهنم هستند از شما (زنان) بودند.» آنها (زنان) گفتند ای رسول الله چرا چنین است؟ او گفت «شما دائما لعنت میفرستید و نسبت به شوهرانتان ناسپاس هستید. من هیچ کسی که به اندازه شما در عقل و دین نقص داشته باشد ندیده ام. یک مرد هوشیار و معقول نیز ممکن است توسط شماها منحرف شود» زنان از او پرسیدند «ای رسول الله، چه نقصانی در عقل و دین ما وجود دارد؟» او گفت «آیا همین که دو شاهده زن برابر یک شاهد مرد هستند کافی نیست؟» زنان پاسخ مثبت دادند. او گفت «این دلیل نقصان عقل آنها است. آیا این درست نیست که زنان در دوران حیض خود نه میتوانند نماز بخوانند نه میتوانند روزه بگیرند؟» زنان پاسخ مثبت دادند. او گفت «این نیز نقصان آنها در دینشان است». صحیح بخاری پوشینه 1, کتاب 6, شماره 301

………………………………………

ــ عمر و داد و ستد او با الله

از عمر نقل شده است:

خداوند در سه مورد با من موافقت کرد.

  1. من گفتم یا رسول الله، ایکاش ما مقام ابراهیم را مصلی خود قرار دهیم و در آنجا نماز بخوانیم. پس آیه نازل شد که:
  2. ” مقام ابراهيم را، نمازگاه خويش گيريد” سوره بقره آیه 125.
  3. و در مورد آیه ای که میگوید زنان باید چادر سر کنند، من گفتم، ای رسول الله، ایکاش به زنان خود دستور بدهی که خودشان را در مقابل مردان بپوشانند، زیرا مردان خوب و بد با آنها صحبت میکنند. بنابر این آیه ای که دستور میدهد زنان چادر سر کنند نازل شد، سوره احزاب آیه 59.
  4. یکبار زنان پیامبر در مقابل او متحد شده بودند و من به آنها گفتم، اگر پیامبر شما را طلاق دهد الله زنان بهتری از شما به او خواهد داد، پس این آیه نیز نازل شد، سوره تحریم آیه 5.

صحیح بخاری جلد اول کتاب 8 ام شماره 395

…………………………………….

ــ اخراج یهودیان از شبهه جزیره عربستان توسط محمد

منقول است از ابوهریره: هنگامی که ما در مسجد بودیم، پیامبر خدا به پیش ما آمد و گفت: «بیایید به پیش یهودیان برویم» بنابراین ما به همراه وی رفتیم تا به بیت المدراس(مدرسه تعلیم توراة) رفتیم. پیامبر ایستاد و آنان را صدا زد و گفت: «ای یهودیان، ایمان بیاورید تا در امان باشید» یهودیان پاسخ دادند: «ای ابالقاسم! تو پیام الله را به ما رسانده ای» پیامبر گفت: «آن چیزیست که من از شما میخواهم» وی جمله ی نخستش را برای بار دوم تکرار کرد و آنها گفتند: «ای ابالقاسم! تو پیام الله را به ما رسانده ای» سپس وی جمله اش را برای بار سوم گفت و اضافه کرد » اید بدانید که زمین به الله و پیامبرش تعلق دارد، و من میخواهم شما را از این سرزمین تبعید دهم، بنابراین در میان شما هر کس دارایی ای از زمین دارد میتواند آن را بفروشد، در غیر این صورت باید بدانید که زمین متعلق به الله و پیامبرش می باشد.

صحیح بخاری، پوشینه 9، کتاب 85، شماره 77، پوشینه 4، کتاب 53 شماره 391

………………………………………..

ـــ ارتباط ماتحت زنان یک قبیله با قیامت

منقول است از ابوهریره: رسول الله گفت: ساعت(قیامت) برقرار نخواهد شد تا هنگامی که باسن های زنان قبیله داوس در هنگام گشتن به دور ذی الخلصه تکان میخورد. ذی الخلصه بت قبیله داوس بود که در زمان جاهلیت قبل از اسلام آن را می پرستیدند. صحیح بخاری، جلد 9، کتاب 88، شماره 232

………………………………………

ــ لخت دویدن موسی برای اثبات سلامت

منقول است از ابوهریره: رسول الله فرمود: حضرت موسی فردی خجالتی بود و بخاطر محجوب بودنش بدنش را کاملاً می پوشاند. یکی از اسرائیلیان وی را با گفتن اینکه: وی برای این بدنش را اینچنین می پوشاند که مریضی پوستی دارد، یا شاید جذام و فتق بیضه و یا نقص هایی دیگر. آزرد. الله خواست وی را از چیزهایی که مورد میگویند رهایی بخشد، بنابراین یک روز که موسی تنها بود، لباسهایش را درآورد و بر روی سنگی قرار داد و شروع به حمام گرفتن کرد. وقتی حمام کردنش تمام شد به سوی لباسهایش رفت تا تا آنها را بپوشد ولی سنگ لباسهایش را گرفت و فرار کرد! موسی عصایش را برداشت و به دنبال سنگ دوید و میگفت: ای سنگ! لباسهایم را پس بده! تا به گروهی از بنی اسرائیلیان رسید که وی را لخت دیدند، و وی را بهترین مخلوقی که خداوند خلق کرده یافتند و خداوند او را از آنچه متهمش میکردند بری ساخت. سنگ ایستاد و موسی لباسهایش را برداشت و پوشید و و شروع به زدن سنگ با عصایش کرد. به قدرت الله سنگ هنوز نشانه هایی از آن زدن دارد، سه، چهار و یا پنج نشانه. این چیزیست که الله در گفتارش به آن اشاره میکند: «ای کسانی که ایمان آورده اید! مانند کسانی که موسی را آزردند نباشید، و خدا او را از آنچه به او نسبت میدادند بری کرد و او در نزد خداوند محترم و آبرومند بود (سوره 33، آیه 69) صحیح بخاری، جلد 4، کتاب 55، شماره 616

……………………………………..

ــ سخنان محمد با اجساد و تقلب مسلمانان در تقسیم غنائم

منقول است از ابن شهاب: صحبت در مورد جنگهای پیامبر(که جنگیده بود) بود و به هنگام صحبت از جنگ بدر پیامبر گفت: «وقتی که دسته ی مشرکان به داخل خندق افتاده شدند، پیامبر خدا به آنها گفت: » آنچه را که خدایتان وعده داده بود را راست یافتید؟» عبدالله گفت: «برخی از اصحاب پیامبر گفتند: «ای رسول خدا! تو مردمان مرده را خطاب قرار داده ای» پیامبر خدا جواب داد «آنها بهتر از آنچه شما میشنوید سخنان مرا میشنوند» تعداد مردان مسلمانی که از قبیله قریش در جنگ بدر جنگیدند و غنیمتشان را گرفتند به 81 نفر میرسید، ولی هنگام تقسیم غنائم تعدادشان شد 101 مرد.اما خدا بهتر میداند (که جریان چه بود) صحیح بخاری، جلد 5، کتاب 59، شماره 360

……………………………………

معامله موسی با خدا

منقول است از ابوهریره:

فرشته ی مرگ بسوی موسی فرستاده شد و وقتی که بسوی وی رفت موسی شدیداً وی را مورد ضرب قرار داد و یکی از چشمهایش را درآورد. فرشته بسوی پروردگارش برگشت و گفت: «تو مرا بسوی بنده ای فرستاده ای که نمیخواهد بمیرد» الله چشمش را به او بازگرداند و گفت: «برگرد و به او(موسی) بگو که دستش را بر روی پشت یک گاو نر قرار دهد و وی اجازه خواهد داشت سالهایی به تعداد موهایی که زیر دست او میرود زندگی کند» (پس فرشته به سوی موسی رفت و این را به وی گفت) و موسی پرسید: «ای خدای من! پس از آن چه؟» وی گفت: «پس از آن خواهی مرد» وی گفت: «بگذار الآن مرگ به سراغم بیاید» وی از الله درخواست کرد که او را به نزدیک سرزمین مقدس به مسافتی نزدیک بیاورد. پیامبر خدا فرمود: «اگر آنجا بودم به شما قبر موسی را در نزدیکی تپه ی قرمز شنی نشان میدادم.»

صحیح بخاری، جلد 2، کتاب 23، شماره 423

……………………………………..

ــ مردان زن صفت در خانه عمر

منقول است از ابن عباس: پیامبر نفرین کرد مردان زن صفت را و زنانی را که شباهت مردان را دارند. وی همچنین گفت: «آنها را از خانه هایتان بیرون کنید» وی فلان و فلان کس را از خانه بیرون کرد و عمر نیز فلان و فلان کس را. صحیح بخاری، جلد 8، کتاب 82، شماره 820

…………………………………….

ــ زنان از نظر محمد ناقص العقل هستند

منقول است از ابو سعید الخدری: پیامبر فرمود: مگر چنین نیست که شهادت یک زن برابر نیمی از شهادت یک مرد است؟ زن گفت: بلی. پیامبر فرمود: دلیل آن کمبود عقل در زنان است. صحیح بخاری، جلد 3، کتاب 48، شماره 826

.……………………………………..

ــ اجازه ازدواج موقت در جنگ

منقول است از عبدالله:

ما در جنگ های مقدس پیامبر شرکت میکردیم و هیچ زنی با خودمان نداشتیم. بنابراین به پیامبر گفتیم: «آیا ما باید خودمان را اخته کنیم؟» ولی پیامبر ما را از این کار منع کرد و از آن پس به ما اجازه با زنان ازدواج موقت (متعه) کنیم، حتی اگر شده با هدیه کردن یک لباس، سپس وی خواند:»ای کسانی که ایمان آورده اید! چیزهای خوبی را که خدا برایتان حلال کرده را بر خود حرام نکنید.»

صحیح بخاری، جلد 6، کتاب 60، شماره 139

………………………………………

ــ عمر حکم محمد در مورد ازدواج موقت را عوض میکند!

جابر بن عبدالله گزارش میدهد:

ما با دادن یک کف دست خرما یا آرد به عنوان مهریه در هنگام زندگی رسول خدا و حکومت ابوبکر ازدواج موقت میکردیم تا زمانی که عمر آن را بخاطر عمر بن حریث ممنوع کرد.

صحیح مسلم، کتاب 008، شماره 3249

ابو ندره میگوید: وقتی که من به همراه جبیر بن عبدالله بودم، مردی به پیش وی آمد و گفت که ابن عباس و ابوزبیر بر سر دو نوع متعه(حج تمتع و ازدواج موقت با زنان) اختلاف نظر دارند، بر آن اساس جبیر گفت: ما هر دوی اینها را در زمان زندگانی رسول الله انجام میدادیم. سپس عمر ما را از انجام آنها منع کرد و ما دیگر آنها را انجام ندادیم. صحیح مسلم، کتاب 008، شماره 3250

ابن اوریج میگوید: عاتی خبر داد که جبیر بن عبدالله برای حج عمره آمد، و ما به منزلش آمدیم و مردم در مورد چیزهای مختلف از او پرسیدند، و به ازدواج موقت اشاره کردند، و بر این اساس گفت: «بلی! در طول حیات پیامبر و خلافت ابی بکر و عمر ما از ازدواج موقت سود برده ایم» صحیح مسلم، کتاب 008، شماره 3248

رسول خدا فرمود: اٌیما رجل و امراه توافقا فعشره ما بینهما ثلاث لیال فان احباان یتزایدا او یتتارکا یعنی هر مرد و زنی که توافق کردند زندگی موقت آن دوتا سه شب است پس از آن اگر دوست داشتند بر آن افزوده یا از هم جدا میشوند. صحیح بخاری ج۳ ص ۱۶۴ عبد الله بن مسعود روایت می کند که: ما در کنار رسول خدا میجنگیدیم و همسر نداشتیم گفتم بهتر نیست خود را اخته کنیم ؟رسول خدا ما را از این کار بازداشت . سپس به ما اجازه داد تا با پرداخت مهریه (جامعه و امثال آن) زنان را به عقد موقت خود در آوریم . عبد الله سپس این آیه را تلاوت کرد که : یا ایها الذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما احل الله ولا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین یعنی ای اهل ایمان پاکیزه هایتان را که خداوند برای شما حلال کرده حرام نکنیدکه خداوند تعدی کنندگان را دوست نمیدارند. سوره مائده آیه ۸۷ صحیح بخاری ج ۳ ص ۸۵ ـــ صحیح مسلم حدیث ۱۴۰۴ ص ۱۰۲۲ ـــ سنن بیهقی ج ۷ ص ۲۰۰مسند احمد ج ۱ ص ۴۲۰ و در حاشیه آن گوید:ابن مسعود به این حکم عمل میکرد . جابر بن عبدالله روایت میکند که: در همه دوران رسول خدا و ابوبکر مقداری گندم می دادیم و ازدواج موقت میکردیم تا آنکه عمر به خاطر کاری که عمر بن حریث انجام داده بود آن را منع کرد . صحیح مسلم حدیث ۱۴۰۵ ص ۱۰۲۳ ـــ شرح نووی ج ۹ ص ۱۸۳ ـــ کنز العمال ج ۸ ص ۲۹۳ مصنف عبد الرزاق ج ۷ ص ۵۰۰ ـــ سنن بیهقی ج ۷ ص ۲۳۷ ــ مسند احمد ج ۳ ص ۳۰۴ عطا از جابر بن عبد الله نقل می کند که : ما در زمان رسول خدا و ابوبکر وعمر ازدواج موقت میکردیم تا انکه در اواخر خلافت عمر ـ عمربن حریث ـ با زنی ازدواج موقت کرد . (راوی میگوید : جابر بن عبدالله نام زن را برد و من فراموش کردم ) آن زن باردار شد و خبرش به عمر رسید . او را خواست و پرسید چه کسی را شاهد بوده ؟ (عطا گوید :نمی دانم گفت : مادرم یا ولی اش ) عمر که می ترسید فریبی در کار باشد گفت : چرا غیر آنها نبودند. مصنف عبد الرزاق ج ۷ ص ۲۹۶ عمر بن خطاب گفت : متعتان کانت علی عهد رسول الله و انا انهی عنهما و اعاقب علیهما : متعه الحج و متعه النساء یعنی :دو متعه در زمان رسول خدا جاری بود و من از آن دو تا نهی می کنم و بر انجام آن کیفر میکنم : متعه حج و متعه زنان تفسیر قر طبی ج۲ص۳۷۰ ــ تفسیر فخر رازی ج۲ ص۲۰۱ـ کنز العمال ج۸ ص۲۹ از عبدالله بن عمر بن خطاب مردی شامی پرسید ؟ چه می گویی در متعه نساء گفت : البته حلال است گفت : خلیفه پدرت آز آن نهی نموده عبد الله گفت : پیغمبر امر فرموده اگر پدرم نهی نموده قطعا امر پیغمبر مقدم است بر نهی پدرم و من مطیع امر رسول الله می باشم. مسند احمد جزء دوم ص ۹۵ ـ جامع الاصول

……………………………………

ــ پایان جهنم چگونه است؟

منقول است از اناس ابن مالک:

پیامبر فرمود: آتش جهنم تمام مدت خواهد گفت: کسان دیگری هم برای آمدن هستند؟ تا زمانی که خدای قدرت و افتخار پای خود را روی آن بگذارد و آتش خواهد گفت: کافیست، کافیست. به قدرت و افتخارت! و تمام پهلوهای آن به هم خواهد آمد (آتش منقبض و خاموش خواهد شد)

صحیح بخاری، جلد 8، کتاب 78، شماره 654

………………………………………..

ــ گفتگوی بهشت و دوزخ

از ابو هریره منقول است:

پیامبر فرمود: بهشت و جهنم با هم بحث کردند و جهنم گفت: «به من امتیاز داشتن ستمگران و متکبران داده شده است» بهشت گفت: «پس من چی؟ چرا فقط انسان های ضعیف و حقیر وارد من میشوند؟» بر این اساس الله به بهشت گفت: «تو رحمت و بخشش من هستی که من به هر کس از بندگانم که بخواهم ارزانی میکنم.» سپس الله به جهنم گفت: «تو مجازات من هستی که من هر کدام از بندگانم که را که بخواهم با تو تنبیه میکنم. و هر کدام از شما گنجایش این را خواهد داشت» برای جهنم، این پر نخواهد شد تا هنگامی که الله پایش رو روی آن خواهد گذاشت و جهنم خواهد گفت: «کافیست! کافیست!» در آن هنگام جهنم پر خواهد شد و قسمت های مختلفش به هم نزدیکتر خواهند شد.

و الله با هیچ کدام از بندگانش با بی انصافی رفتار نخواهد کرد. و برای بهشت، الله مخلوق دیگری را برای پر کردن آن خلق خواهد کرد.

صحیح بخاری، جلد 6، کتاب 60، شماره 373

………………………………………….

ــ برخورد محمد با دزدان دیگر

منقول است از ابوغلابه:

اناس گفت: تعدادی از افراد قبیله عقل یا اورینه به مدینه آمدند و آب و هوای مدینه بهشان نساخت. بنابراین پیامبر بهشان دستور داد که به یک گله شتر شیرده بروند و از شیر و ادرار شترها بنوشند(به عنوان درمان پزشکی). بنابراین آنها به دستور پیامبر عمل کردند و وقتی حالشان خوب شد چوپان پیامبر را کشتند و شترها را رم دادند/بردند. این خبر فردا صبح به پیامبر رسید و وی مردانی را برای پیگیری فرستاد و آن افراد دستگیر شده در هنگام ظهر آورده شدند. پیامبر دستور داد دستها و پاهایشان را قطع کنند(این کار انجام شده بود) و چشمانشان با تکه ای آهن گداخته داغ شده بود. آنها در غار حرا گذاشته شده بودند و وقتی که درخواست آب کردند آبی به آنها داده نشد. ابوغلابه گفت: آن مردان برای دزدی و جنایت، کافر شدن پس از اسلام آوردن و جنگ علیه الله و رسولش مجازات شدند.

صحیح بخاری، جلد 1، کتاب 4، شماره 234

………………………………………….

ــ قدرت جنسی محمد

منقول است از انس:

پیامبر با همه ی زنانش در یک شب سکس میداشت، و وی نه زن داشت.

صحیح بخاری، جلد 7، کتاب 62، شماره 6

…………………………………………

ــ صحبت پیامبر با درخت

من از مسروق پرسیدم: چه کسی به پیامبر از جنیان خبر داد، هنگامی که در شب قرآن را شنیدند؟ وی گفت: پدر تو، عبدالله به من گفت که درختی در مورد آنان(جنیان) به پیامبر خبر داده است.

صحیح بخاری، بخش پنجم، جلد 58، شماره 199

……………………………………….

ــ نوازش درخت برای آرام کردنش

پیامبر عادت داشت روزهای جمعه در کنار یک درخت و یا یک نخل خرما بایستد. یک مرد یا زن انصاری گفت: ای رسول الله! آیا برای تو منبری درست کنیم؟ وی پاسخ داد: اگر دوست دارید این کار را بکنید. پس آنها برای پیامبر یک منبر ساختند و روز جمعه هنگامی که پیامبر خواست بسوی منبر رود(برای ایراد خطبه) نخل خرما همانند یک بچه گریه کرد! پیامبر از منبر پایین آمد و درخت را در آغوش گرفت تا گریه و زاری بچه مانندش بند آمد و ساکت شد. پیامبر(ص) فرمود: این درخت برای از دست دادن اطلاعات دینی ای که پیش از این در نزدیکی اش گفته میشد و وی میشنوید، گریه میکرد.

صحیح بخاری، بخش چهارم، جلد 56، شماره 784

……………………………………..

ـــ گوزیدن در هنگام صحبت با خدا ممنوع

عموزاده ی من از پیامبر الله در مورد شخصی پرسید که گمان کرده است در طول نماز بادی از وی خارج شده است. پیامبر الله پاسخ داد: نباید نمازش را ترک کند مگر اینکه صدایی بشنود و یا بویی به مشامش برسد. صحیح بخاری، بخش یکم، جلد 4، شماره 139

……………………………………..

ــ شیطان تمام شب در بینی میماند

پیامبر(ص) فرمود: اگر هر کدام از شما از خواب بیدار شد و شست شویی انجام داد، بایستی بینی خود را به این صورت بشوید که سه بار آب را داخل بینی کرده و به بیرون بپاشد، زیرا شیطان تمام شب را در قسمت بالای بینی وی بوده است. صحیح بخاری، بخش چهارم، جلد 54، شماره 516

…………………………………….

ــ زن ستیزی در میان مردان قریش

ما مردان قریش، بر روی زنانمان تسلط داشتیم، اما وقتی که اینجا آمدیم و با انصار (مسلمانان مدینه) زندگی کردیم، فهمیدیم که زنان انصار از درجه این بالاتر نسبت به مردانشان برخوردار هستند، پس زنان ما آغاز به دریافت عادتهای رفتاری زنان انصاری کردند. یکبار من بر سر زنم فریاد کشیدم و او نیز همزمان بر سر من فریاد کشید و من از این حرکت او بسیار بدم آمد که او جلوی روی من ایستاد.

او گفت که چرا از اینکه من پاسخت را همانند خودت دادم دلگیر شدی؟ به الله سوگند زنان پیامبر نیز در روی او می ایستند و پاسخ او را میدهند، و برخی از آنها ممکن است تمام روز پاسخ او را ندهند و با او از روی قهر سخن نگویند.

آنچه او گفت مرا ترساند و من به او گفتم «هر کس در میان آنها (زنان محمد) چنین کند، دچار خسران فراوانی خواهد شد». بعد من لباس پوشیدم و به نزد حفصه (دختر عمر که زن پیامبر بود) رفتم و از او پرسیدم «آیا هیچکدام از شما (زنان محمد) رسول الله را تا شبهنگام عصبانی نگاه میدارید؟»، او پاسخ مثبت داد. من گفتم «چنین زنی بسیار زیانکار است، و هرگز موفق نخواهد شد!، آیا او نمیترسد که پیامبر خدا غضب کند و این غضب خشم الله را نیز برانگیزد و او به شدت تنبیه شود؟ از رسول الله چیزهای زیادی را نخواهید و در روی او به هیچ عنوان نایستید، و با او قهر نکنید. هرچه میخواهید از من تقاضا کنید، از رفتار همسایه تان (عایشه) در رفتارش با محمد تقلید نکنید زیرا عایشه از شما زیباتر است، و پیامبر او را بیشتر از همه شما دوست میدارد…

پس من بر پیامبر وارد شدم و او را در حالی که بر روی حصیری که پوشیده نبود دراز کشیده بود و جای حصیر روی بدن پیامبر مانده بود دیدم، او بر پشتی که با برگهای نخل پر شده بود تکیه زده بود. من به او سلام کردم و در هنگامی که ایستاده بودم به او گفتم: «آیا زنانت را طلاق داده ای؟» او چشمانش را به سوی من گرفت و پاسخی منفی داد، و من در حالی که ایستاده بودم با اعتراض گفتم «ای رسول الله آیا بدانچه من میگویم اعتنایی میکنی؟ ما مردم قریش دست بالایی بر دست زنانمان داشتیم و بعد به نزد کسانی آمدیم که زنانشان دست بالای مردانشان دارند…» سپس عمر جریان خود و زنش را تعریف کرد. «پیامبر لبخند زد»، عمر سپس گفت «من سپس گفتم، که پیش حفصه رفته ام و به او گفته ام «وسوسه نشوید که رفتار عایشه را در برابر پیامبر پیروی کنید، زیرا او زیباتر از شماها است و پیامبر او را بیشتر دوست دارد»، پیامبر دوباره لبخند زد. صحیح بخاری پوشینه 3، کتاب 43، شماره 648

…………………………………………

ــ صبر کنید تا خانم پشم زدایی کند

پیامبر فرمود: اگر شب هنگام وارد شهرتان شدید(پس از بازگشت از سفر)، به پیش بستگانتان نروید تا هنگامی که زنی که شوهرش غایب است موهای زائد آلت تناسلی اش را اصلاح کند. صحیح بخاری، بخش هفتم، جلد 62، شماره 173

…………………………………………

ـــ دلیل تب کردن چیست؟

من این گفتار پیامبر را شنیدم که میگفت: تب از داغی آتش جهنم است، پس با آب خنکش کنید. صحیح بخاری، بخش چهارم، جلد 54، شماره 484

…………………………………………

ــ تقلید از میمون برای سنگسار

در دوران جاهلیت پیش از اسلام من میمون ماده ای را دیدم که توسط تعداد زیادی میمون نر دوره شده بود و همگی داشتند او را سنگسار میکردند. زیرا رابطه و دخول غیرشرعی داشت. من نیز به همراه آنها به سنگسار وی پرداختم.

صحیح بخاری، بخش پنجم، جلد 58، شماره 188

…………………………………………..

ـــ آب آمدن از دستهای مبارک پیامبر

روزی ما به همراه پیامبر در مسافرت بودیم. و ما آب کم آوردیم.

وی گفت: باقی مانده ی آب را با خود بیاورید. مردم ظرفی حاوی مقداری آب آوردند. حضرت دستش را درون ظرف قرار داد و گفت: به سوی آب تبرک شده بیایید و این تبرک از سوی خداست. و من دیدم که آب از میان انگشتهای رسول خدا روان شد. و بی هیچ شکی ما صدای تسبیح و تنزیه غذا برای الله را شنیدیم هنگامیکه آن غذا توسط رسول الله خورده میشد.

صحیح بخاری، بخش چهارم، جلد 56، شماره 779

……………………………………………..

ــ خدا از کسی که زیاد پرسش میکند متنفر است

من شنیدم پیامبر گفت الله از تو متنفر است چون زیاد سوال میپرسی.

صحیح بخاری، بخش دوم، جلد 24، شماره 555

……………………………………………..

ــ شیطان در گوش میشاشد

اشاره شد که پیش از پیامبر مردی بود که تمام شب را تا صبح(پس از طلوع آفتاب) میخوابید. پیامبر(ص) فرمود: وی کسیست که شیطان در گوش(یا گوش هایش) شاشیده بود. صحیح بخاری، بخش چهارم، جلد 54، شماره 492

………………………………………….

ــ چرا باید ریش گذاشت و سبیل را زد؟

پیامبر فرمود: برعکس کاری که مشرکین انجام میدهند را انجام دهید. ریش بگذارید و سبیل هایتان را بتراشید. صحیح بخاری، بخش هفتم، جلد 72، شماره 780

………………………………………….

ــ مرتد را بکشید!

از ابن عباس منقول است که پیامبر فرمود: اگر مسلمانی از دین اسلام بازگشت، او را بکشید. صحیح البخاری پوشینه 9 برگ 201.

……………………………………………

ــ بهشت زیر سایه شمشیر ها است

پیامبر گفت: و بدانید که براستی بهشت زیر سایه شمشیر ها است. عن سالم أبي النضر مولى عمر بن عبيد الله وكان كاتبه قال كتب إليه عبد الله بن أبي أوفى أن رسول الله قال واعلموا أن الجنة تحت ظلال السيوف. البخاري حديث 2607، 2744، 18849 مسند أحمد 2801، 18717

……………………………………………..

آدم سوزاندن حضرت علی

اکرمه روایت میکند:

گروهی از مشرکین را نزد علی آوردند و او دستور داد آنها را بسوزانند. خبر این عمل به ابن عباس رسید و او با شنیدن این خبر اظهار داشت، هرگاه من بجای علی میبودم دست به چنین کاری نمیزدم، زیرا پیامبر الله سوزانیدن افراد را منع کرده و در این راستا گفته است: «سوزانیدن کار الله است، شما هیچکس را با مجازات الله که آتش زدن آنهاست کیفر ندهید.» بنابر این هرگاه من بجای علی می بودم، دستور میدادم آنها را بوسیله ای بغیر از سوزانیدن به قتل برسانند. از این پس هر مسلمانی که از اسلام بازگشت کرد، او را بکشید.

نگاهی نو به اسلام، دکتر مسعود انصاری، برگ 246

صحیح بخاری 9:57 برگ 45

………………………………………

ــ ادرار اسب

ابو حریره روایت کرده است: پیامبر گفت «اگر کسی در راه خدا و با ایمان به الله و پیمانهای او اسبی را نگه دارد، خداوند در روز قیامت برای آنچه که آن اسب خورده است یا نویشده است و برای ادرار و مدفوع آن اسب، به آن شخص پاداش میدهد» صحیح بخاری 4.52.105

………………………………………

ــ سن عایشه از منابع اهل تسنن و کتابهای شیعی

از عایشه نقل شده است: رسول الله به من گفت «تو دوبار قبل از اینکه من با تو ازدواج کنم در رویاهای من ظهور کرده بودی. من فرشته ای را دیدم که ترا در تکه ای لباس ابریشمی حمل میکرد، من به او گفتم، لباسش را در بیاور و اورا نگاه دار، او تو بودی. به خود گفتم»اگر این از طرف الله است، پس این (لخت شدن عایشه) باید واقعا اتفاق بیافتند».

صحیح بخاری ۹٫۸۷٫۱۴۰

از عایشه نقل شده است: وقتی پیامبر با من ازدواج کرد، مادرم نزد من آمد و مرا وادار کرد که به خانه پیامبر وارد شوم، و هیچ چیز موجب تحیر من نشد، مگر آمدن پیامبر به نزد من قبل از ظهر.

صحیح بخاری ۷٫۶۲٫۹۰

منقول است از عایشه مادر مومنان: پیامبر اسلام وقتی با من ازدواج کرد که من شش یا هفت ساله بودم. وقتی ما به مدینه آمدیم، چند زن آمدند، ام رومان وقتی من در حال تاب بازی بودم پیش من آمد، مرا بردند، آماده و آرایشم کردند، بعد مرا نزد پیامبر خدا بردند، و او وقتی من ۹ ساله بودم با من جماع کرد. او مرا جلوی در نگه داشت و من از خنده در حال ترکیدن بودم.

سنن ابو داوود ۳۱٫۴۹۱۵ و ۳۱٫۴۹۱۶ , ۳۱٫۴۹۱۷

منقول است از عایشه: من در حضور پیامبر با عروسکهایم بازی میکردم و دختر بچه های دیگر که دوستان من بودند نیز با من همبازی میشدند. وقتی پیامبر خدا به مکان بازی من وارد میشد آنها (دوستان عایشه) پنهان میشدند، اما پیامبر آنها را صدا میکرد تا بیایند و با من بازی کنند. (بازی با عروسک و تصاویر ممنوع است، اما برای عایشه مجاز بود زیرا در آن زمان وی هنوز دختر کوچکی بود، و هنوز به سن تکلیف نرسیده بود

(فاتح البری ج.۱۳ ص.۱۴۳) صحیح بخاری ۸٫۷۳٫۱۵۱

عایشه روایت کرده است که وقتی پیامبر با او ازدواج کرده وی ۷ سال داشته، و وقتی به خانه پیامبر وارد شده است ۹ سال داشته است، و عروسکهایش همراه وی بوده اند، و وقتی پیامبر اسلام فوت شد، وی ۱۸ سال سن داشته است.

صحیح مسلم ۸٫۳۳۱۱

سومین (زنی که محمد با او ازدواج کرد): عایشه دختر ابی بکر (بود)، با او در مکه ازدواج کرد در حالی که 7 سال سن داشت و غیر از او با هیچ دختر باکره ای ازدواج نکرد، و در زمانی که او 9 سال سن داشت به او دخول (تماس جنسی Intercourse) کرد و این اتفاق 7 ماه بعد از وارد شدنش به مدینه بود، و (عایشه) تا زمان خلافت معاویه زندگی کرد.

بحار الانوار جلد 22 برگ 202

عائشه دختر ابو بكر، پيغمبر عايشه را در مكه تزويج كرد در حالى كه هفت سال بيش نداشت، حضرت رسول جز عايشه با زن بكرى نكاح نكرد، و در نهمين سال عمرش با وى زفاف كرد، و اين زفاف پس از هفت ماه اقامت در مدينه انجام گرفت و عايشه تا دوران خلافت معاويه در دنيا بود. زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام‏ (ترجمه:إعلام الورى بأعلام الهدى)،

شيخ طبرسى‏، مترجم: عزيز الله عطاردى‏،ناشر: اسلاميه‏،تهران‏:چاپ اول‏،1390 ق.‏ برگ: 213

از اسماعیل بن جعفر منقول است: همانا رسول الله در 10 سالگی به عایشه دخول کرد… وسائل الشریعه، الی تحصیل مسائل الشریعه، محمد بن الحسین الحر العاملی ج 1 برگ 31، به نقل از فروع کافی ج 2 ص 351 شبی پیامبر بر من وارد شد و گفت رانهای خود را عریان کن، و من هردو ران خود را عریان کدم، پیامبر چانه و سینه خود را روی رانهای من گذاشت. سنن ابو داوود کتاب 1 شماره 0270 هرگاه پیامبر خدا میخواست مرا نوازش کند، به من میگفت که ازار به تن کنم، سپس او مرا نوازش میکرد

صحیح بخاری پوشینه 1 کتاب 6 شماره 299

پیامبر گاهی فکر میکرد که بر من دخول کرده است، در حالی که در واقعیت اینکار را نکرده بود. صحیح بخاری پوشینه 7 کتاب 71 شماره 660 هرگاه من آب منی خشک شده روی جامه رسول الله پیدا میکردم، آنرا با ناخنهایم میتراشیدم (تا پاک شود).

صحیح بخاری کتاب 2 شماره 572

……………………………………….

ــ ادرار شتر

انس روایت کرده است: آب و هوای مدینه مناسب حال برخی از مردم نبود، پس پیامبر آنها را فرمان داد که چوپانش (و شترهای وی) را دنبال کنند و از شیر و ادرار آن داروها (بعنوان دارو) بنوشند. پس آنها را دنبال کردند و از شیر و ادرارشان نوشیدند تا سالم شدند. آنگاه چوپان را کشتند و شتر ها را راندند. وقتی خبر به پیامبر رسید، افرادی را بدنبال آنها فرستاد، آنها دستگیر شده، دست و پایشان بریده و چشمهایشان با آهنی داغ سوزانده شد. صحیح بخاری 7.71.590 شیر و ادرار شتر بنوشید که داروهای خوبی هستند… سنن ابن ماجه، 5.3503

……………………………………….

ــ برگرفته شده از زندیق

Updated: فوریه 6, 2017 — 12:24 ب.ظ