اولين بيانيه پرزيدنت ترامپ: ساخت سيستم دفاعى موشكی براى مقابله با ايران و كره شمالى

اولين بيانيه پرزيدنت ترامپساخت سيستم دفاعى موشكی

براى مقابله با ايران و كره شمالى

به فاصله چند دقيقه ازپايان مراسم تحليف ٤٥مين رييس جمهور آمريكا، دونالد ترامپ كاخ سفيد بيانيه اى در مورد سياست خارجى رهبر جديد منتشر كرد.

به گزارش اسپوتنيك، به نقل از رويترز كاخ سفيد در اين بيانيه آمده است كه آمریکا از سيستم جديد دفاعى موشكى براى مقابله با تهديدات ايران و كره شمالى استفاده خواهد کرد. در این مورد جزيئات ديگرى منتشر نشده است.

در مراسم تحليف روز گذشته ترامپ اشاره داشت كه قصد “از بين بردن كامل تروريسم راديكالى” را دارد و هدفش پرداختن به مسائل داخل آمريكا است، نه حمايت و ساخت ارتش در كشورهاى ديگر.

 

رئیس پیشین سیا از ترامپ به خاطر بازدید از مقر سیا انتقاد کرد

جان برنان که تا 20 جنوری مسئولیت رهبری سازمان اطلاعات مرکزی امریکا را داشت، از دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا به خاطر بازید از مقر سرویس های امنیتی به شدت انتقاد کرد.

به گزارش اسپوتنیک، دونالد ترامپ در بازدید که روز شنبه از ساختمان اصلی سازمان سیا در لانگلی داشت، از بنای یاد بود ماموران امنیتی که در حین انجام وظیفه کشته شده است بازدید و پس از آن در حضور حدود 400 افسر سازمان سیا سخنرانی کرد. ترامپ پشتیبانی کامل خود را از ماموران سیا اعلام و با حمله به رسانه های نادرست گفت که آنها می خواهند که پیوندهای ما را خدشه دار کنند.

ترامپ به سازمان سیا: داعش را از بین ببرید

سخنگوی نیک شاپیرو برنان رئیس پیشین سیا به نقل از سخنان او می نویسد، برنان از این کار ترامپ خشمگین و ابراز تاسف می کند و می گوید، که این کار برای ترامپ باید شرم آور باشد که در مقابل دیوار یادبود قهرمانان می ایستد و برضد آنها کار می کند.

ترامپ با سازمان سیا پیش از انتخابات و پس از آن درگیر بود، به ویژه در زمانیکه نشست های محرمانه او را سرویس های امنیتی به مطبوعات گزارش می دادند.

 

ترامپ شاید به نفع ایران باشد

عماد آبشناس

به همان نسبت که در داخل ایالات متحده موجی از دلواپسی نسبت تصدی پست ریاست جمهوری توسط ترامپ راه افتاده در جای جای جهان دوست و دشمن ایالات متحده دلواپس رسیدن وی به این جایگاه هستند.

اولین بار است که تظاهراتی همفکر در داخل و خارج ایالات متحده بر علیه رئیس جمهوری آمریکا راه اندازی می شود و نشان می دهد که مردم جهان در این یک مورد همراه مردم ایالات متحده می باشند.
البته در بسیاری موارد دلواپسی مردم در داخل ایالات متحده با خارج آن متفاوت است.
مسایل داخلی ایالات متحده به مردم داخل این کشور مربوط می شود اما دلواپسی های خارجی به مردم جهان.
از زمانی که اقتصاد جهانی به پول ایالات متحده بند شد هر اتفاق اقتصادی ای که برای ایالات متحده بیافتد از کانال دلار آمریکا به جهان سرایت می کند و نه فقط گریبانگیر دیگر کشورها می شود بلکه همه کشورها به نوعی در ضرر های ناشی از عملکرد اقتصادی ایالات متحده سهیم می باشند. وقتی ماجرا به سود آوری برسد آمریکایی ها بلد هستند که چه گونه سود ها را به نفع خود مصادره کنند.
به این دلیل بسیاری از کشورها و مردمان جهان دلواپس سیاست های اقتصادی آتی ایالات متحده هستند.
در بعد سیاسی به دلیل اینکه آقای ترامپ هنوز تکلیف خود را روشن نکرده که تصمیم دارد چه سیاستی را در بعد بین المللی اتخاذ کند طبیعی است که همه کشورها دلواپس باشند که وی می خواهد چه کار کند.
چه آقای ترامپ بخواهد چه نخواهد ایالات متحده در تمام بحران های بین المللی به نوعی درگیر می باشد و پا پس کشیدن از این بحران ها خود نیز می تواند نوعی خلاء به نفع یا به ضرر کشورهای مختلف ایجاد کند.
ضد و نقیض بودن گفتار و عملکرد آقای ترامپ این ماجرا را تشدید می کند.
در حالی که وی در صحبت های خود از خودداری در ارسال نیروهای مسلح آمریکا به دیگر کشورها صحبت می کند اما کابینه ای نظامی تشکیل داده که خود با این صحبت ها منافات دارد.
اگر بنا باشد آقای ترامپ سیاست عدم دخالت در امور دیگر کشورها — خودداری از تحمیل نظر ایالات متحده بر دیگران و پرداختن به امور داخلی خود را، طبق آن صحبت هایی که آقای ترامپ در مراسم سوگند خود یاد کرد، اتخاذ کند میتوان گفت ایران جزو اولین کشورهایی خواهد بود که دوست ایالات متحده خواهد شد و دست از مخالفت با آن بر خواهد داشت، چون ریشه اختلافات ایران با ایالات متحده بر اساس همین چند مورد است و ایران با دیگر رفتار های ایالات متحده می تواند کنار آید.
همین مورد می تواند بر بخش بزرگی از دیگر کشورهای جهان نیز منطبق گردد.
مشکل اکثر کشورهایی که امروزه دشمن ایالات متحده به حساب می آیند با سیاست حکومت آن است و نه مردم ایالات متحده و اگر سیاست حکومت آن تغییر کند طبیعتا دیگر مشکلی وجود نخواهد داشت.
واهمه برخی کشورها مانند مثلا عربستان سعودی از ورود آقای ترامپ به کاخ سفید ممکن است اینان را وادار کند تا به سمت تعقل روی آورند و به جای ادامه روند دشمنی و خصومت خود با همسایگان به سمت مصالحه و رفع اختلاف روی آورند، کما اینکه در هفته های اخیر ناظر زمزمه پیغام و پسغام های زیادی میان ایران و عربستان سعودی و متحدانش بودیم.
به این دلیل می توان گفت همین که ایالات متحده تصمیم بگیرد دست از دخالت در امور کشورهای منطقه بردارد بسیاری از مشکلات منطقه خود به خود حل خواهد شد، چه برسد که اصلا دیگر دخالت نکند.
اگر آقای ترامپ به وعده خود مبنی بر پاره کردن برجام جامعه عمل بپوشاند که دیگر نمی توان خوشحالی ایرانی ها را جمع کرد.
با پاره کردن برجام توسط ایالات متحده ایرانی ها به راحتی می توانند از تعهدات موجود در آن سرباز بزنند و یک بهانه بسیار محکم مبنی بر صلح طلب بودن خود در دست داشته باشند.
ایرانی ها خواهند توانست در همه مجامع بین المللی فریاد بزنند که ببینید ما هم یک تعهد که تحت چتر سازمان ملل هم بوده امضاء کردیم و به تعهدات خود عمل کردیم اما ایالات متحده نه فقط به تعهدات خود عمل نکرد بلکه برای امضای خود پشیزی ارزش قایل نبود.
اینکه یک دولت برجام را امضاء کرده باشد و دولت بعدی قبول نداشته باشد بهانه قابل قبولی از طرف جامعه بین المللی به حساب نمی آید.
مضاف بر اینکه با توجه به شرایط فعلی فیما بین ایالات متحده و دیگر کشورها بسیار بعید به نظر می آید دولت آقای ترامپ بتواند ائتلافی بین المللی بر علیه ایران جمع آوری کند و شرایط را به قبل از برجام برگرداند، به این دلیل می توان گفت این مورد هم به نفع ایران تمام خواهد شد.
می ماند اختلافاتی که مثلا ایران و ایالات متحده در مورد مسایل مختلف مانند فلسطین دارند که حتی اگر خانم هیلاری کلینتون هم رئیس جمهوری می شد این اختلافات بر طرف نمی شد پس برای ایران در این مورد تفاوتی ندارد که ترامپ رئیس جمهوری باشد یا کلینتون.
در مورد آنچه ایجاد سپر دفاعی ایالات متحده بر علیه برنامه موشکی ایران و کره شمالی اعلام شده، فقط یک سیاست مدار آماتور آن هم شاید نداند این سیستم برای مقابله با روسیه طراحی شده و نه ایران.
علیرغم اینکه ایران موشک های بالستیک دوربرد دارد اما هیچ کدام از این موشک ها به سمت ایالات متحده هدف گرفته نشده و قدرت تخریبی آنها اینقدر نیست که ایالات متحده بخواهد دلواپس باشد چون ایران در صدد ساختن تسلیحات هسته ای نیست. تنها کشوری که تسلیحاتی دارد که می تواند ایالات متحده را نابود کند روسیه است و همه این را می دانند.
شاید این سیاست آقای ترامپ بود که نخواست نام روسیه را در بحث سیستم دفاع موشکی مطرح کند تا حساسیت ایجاد نکند.
مشکل آقای ترامپ این است که تجربه کار سیاسی ندارد و هنوز هم حاضر نیست بپذیرد که وقتی وارد کاخ سفید می شود چهارچوب هایی است که باید طبق آن عمل کند و نخواهد توانست خارج از این چهارچوب ها عمل کند.
باور کنید خیلی سخت است که به یک مرد هفتاد ساله بخواهید چیزی را آموزش دهید یا از وی بخواهید رفتار و یا کردار خود را تغییر دهد ولی آمریکا به گاوچران های خود شهرت دارد. گاوچران هایی که ورزش مورد علاقه شان رام کردن اسب ها و گاو های سرکش است، همین رفتار در مورد سیاست نیز صدق می کند و می توان گفت سیستم حاکم در ایالات متحده و لابی های قدرت پشت پرده آن سیاستچران های زیادی هم در خود دارد.
بر کسی پوشیده نیست که آقای ترامپ طی هفتاد سال عمل خود رسوایی های مالی — اقتصادی واخلاقی زیادی را داشته که قطعا لابی های قدرت ده ها مورد از آن را در چنته دارند و برای روز مبادا نگاه داشته اند تا یا وی را رام کنند یا احساس کنند وقت آن رسیده از دست ترامپ خلاص شوند.
اگر هم رسوایی ها جواب ندهد که وی در آمریکا از جان کندی محبوب تر نیست. و همه این تظاهراتی که امروزه در ایالات متحده شاهد آن هستیم برای این است که به ترامپ بفهمانند زیر پایش خیلی لغزنده است.
به هر حال فعلا همه در حال انتظار هستند تا دوروی سکه سیاست ترامپ در بعد بین المللی را ببینیم اما از شعار تا عمل آقای ترامپ راهی بسیار طولانی را دارد که بعید است سن و سالش قد دهد بتواند طی کند.

 

اختراع دستگاه تولید انرژی برق توسط یک متعلم بامیانی

افغانستان

حسین‌داد متعلم صنف یازده مکتب در بامیان با ابتکار تازه، قادر به ساختن دستگاهی شده است که از امواج رادیویی انرژی برق تولید می‌کند.

به گزارش اسپوتنیک به نقل از آوا، این دستگاه کوچک قادر به تولید 3،5 ولت برق می‌باشد.

حسین‌داد می‌گوید، پنج سال است که دست به اختراعاتی زده است و تا کنون قادر به ساختن طیاره بدون سرنشین، راکت و اسکواتور شده است.

طیاره دست ساخته وی حدود 12 کیلومتر پرواز می‌کند و قابل کنترول می‌باشد.

حسین‌داد می‌گوید، برای ساخت دستگاه کوچک‌اش حدود یک‌ونیم هفته کار کرده و تلاش کرده است تا در این نوآوری‌اش از میان هزاران منبع برای تولید انرژي، فقط از امواجي کار گیرد که آزاد بودن آن‌ها در فضا ضرر زیادی به صحت انسان‌ها دارد.

این مخترع جوان گفته است که هدف وی ساختن دستگاه بزرگ‌تر بوده، اما مواد مورد ضرورت وی در بامیان و حتی در افغانستان وجود ندارند.

حسین‌داد از بررسی‌‌های تازه‌اش که در بارۀ شناسایی منابع انرژی انجام داده است می‌گوید:” منابع زیادی به ویژه انرژی گرمایی زمین در بامیان فروان است و قرن‌هاست که از آن استفاده نشده است”. او می‌افزاید که اگر از این انرژی‌ها کار گرفته شود، توان تأمین برق تمامی بامیان را دارد.

حسین‌داد از برنامه‌های تازه‌اش می‌گوید، او تلاش دارد تا برای مشکل بی‌برقی در کشور نقطه پایان بگذارد و راهی را جستجو کند که افغانستان دیگر نیازمند کشورهای دیگر نباشد.

این مخترع نوجوان بامیانی از حکومت می‎‌خواهد که زمینه را برای جوانان مانند او فراهم سازد تا بتوانند با استفاده از ذهن خلاق‌شان در بخش‌های مختلف اختراعاتی داشته باشند.

 

کارمندان CIA و وارونه جلوه دادن حقایق تاریخ، دو رویه یک سکه است

سازمان CIA ایالات متحده آمریکا، بایگانی خود را که از 13 میلیون ورق اسناد گوناگون عبارت است انتشار کرد. طبق گزارش کانال تلویزیونی CNN ، پیشین این اسناد را میتوان فقط از طریق چهار کمپیوتر در بایگانی ملی ایالت مِریلند مورد مطالعه قرار داد. خود سازمان CIA قصد داشت اسناد مزبور را در اواخر سال 2017 انتشار کند ولی به دلایل نامعلوم، روند نشر تسریع شد.

خِزِر فریتس خورنیئاک، نماینده CIA خاطر نشان می سازد:” سوا کردن دقیق اطلاعات در کار نبود. اسناد مذکور، مشمول ابعاد خوب و بعد موضوعات است”.
این اسناد شامل فعالیت سازمان CIA در جنگ ویتنام، مناقشه کره و دوره جنگ سرد است. همچنین گزارشهایی از ظاهر شدن اشیاء متصور ناشناس پرشی و پروژه سرّی نظامی Stargate راجع به تحقیقات قابلیت و استعداد های گوناگون انسان، از جمله امکان رصد حوادث و جمع آوری اطلاعات از راه دور ارائه شده است.
دمیتری یفیموف، عضو شورای خبرگان کمیته مجلس شهر مسکو در امور امنیتی در مصاحبه با رادیو Sputnik می گوید که بعید نیست، اکثریت از اسناد علنی شده CIA در واقع جعل و تزویر معمولی باشد. مفسر مزبور در این مورد می گوید:
“به نظرم ، این اسناد به دستور جان برِنان، رئیس CIA که شخص مشهور نومحافظه کار تیم رفتنی باراک اوباما می باشد انتشار شده که از آخرین فرصت پخش اطلاعات جعلی و تزویری دریغ نمی نماید. بخصوص که پیدا کردن تمام واقعیت ها در این اسناد، امکان ناپذیر است. اطلاعات موثق در اسنا واقعی CIA موجود است ولی روی آنها کار زیادی برای جعلی کردن و تغییر دادن نگرش، مثلا به جنگ ویتنام صورت گرفته است”.
به قول مفسر مزبور، ایلات متحده آمریکا در صدد باز نویسی تاریخ می باشند.
مفسر مزبور در ادامه تحلیل خود می گوید:
“هدف اصلی ایالات متحده آمریکا، گسترش دمکراسی لیبرالی طرز آمریکایی در جهان برخلاف پذیرش طرف مقابل است. محض مطابق این برنامه، تاریخ وارونه جلوه داده شده و اسناد باصطلاح واقعی بدون ذکر منابع نشر خواهد شد. پس وجود تعداد کثیری منابع مرموز در اسناد معین، بیانگر آن است که کسی خیلی با سلیقه و حرفه ای، تاریخ گذشته را ویرایش می کند”.
به نظر کارشناس مزبور، انتشار گزارش راجع به پروژه پیشین نظامی، یکی از روشهای منحرف کردن آمریکایان از معضلات واقعی است.
کارشناس یفیموف در اخیر تفسیر خود می گوید:
“افشاء و علنی ساختن برنامه “دروازه طلایی” CIA، موضوع دوست داشتنی و روش زیبا برای انحراف جامعه آمریکایی از معضلات واقعی است. تصور کنید چه قدر خوب می توان آنرا در کانال CNN برای جلب توجه زنان خانه دار محض به این موضوع، به کار برد و عملی ساخت. بعید نمی دانم که اسناد و گزارشهای دیگر مثل قارچ ظاهر شده نام و نشانی پیامبران جدید آمریکایی به بینندگان تحمیل می گردد. یعنی در واقع تاریخ افسانه ای برای انحراف توجه آمریکایان پایه سازی می شود”.

 

اهالی آلمان علیه جنگ پهپاد های آمریکایی هستند

بنا به نظرسنچی شرکت معتبر نظرسنجی «یو گوو»، 50 درصد آلمانی های پرسش شده، علیه شرکت آلمان در جنگ پهپاد های آمریکایی اظهار نظر کرده و 26 درصد به آن جنگ «بله» گفتند. با این همه پایگاه هوایی آمریکا در رامشتاین عنصر مهم عملیات پهپاد ها است.

از مخاطبان پرسش شد که آیا آلمان این امکان را به آمریکا خواهد داد که از حملات پهپاد های خود در اراضی آلمان کنترل کرده و این پرواز ها را برنامه ربزی کند. نیمی از 2038 فرد پرسش شده آلمانی جواب منفی دادند، 24 درصد گفتند که «نمی‌دانند» و 26 درصد در پاسخ جواب مثبت دادند

هولگر گایسلر مدیر تحقیقات علمی شرکت YouGov از این جواب ها تعجب نکرده است. به عقیده او، آلمانی ها به رسم معمول به شرکت آلمان در همه گونه جنگ‌ها و یا به آغاز جنگ در خاک کشور خود روحیه انتقادی دارند.

این نتیجه با آن داده‌هایی مطابقت دارد که شرکت YouGov توانسته است در طول چند سال اخیر کسب کند.

گایسلر در مصاحبه با ایلونا پفیفر خبرنگار اسپوتنیک چنین تعریف: «ما در طی سال‌های اخیر در مورد جلب ارتش آلمان به عملیات نظامی در سطح بین‌المللی نظرخواهی کردیم. نظرخواهی های متفاوتی که ما انجام دادیم تا اندازه‌ای قابل مقایسه با همدیگر هستند. مطلب سر شرکت آلمان و نیرو های مسلح آن در عملیات نظامی در دیگر کشور ها است و نتیجه نظرخواهی اخیر در باره بهره برداری از پهپاد های مستقر در رامشتاین بسیار گویا است. کلاً آلمانی ها هنگام صحبت‌ در این باره که آیا ارزش دارد که آلمان به عملیات جنگی کشانده شود خویشتن داری از خود نشان می دهند. اهالی آلمان هنگام دادن جواب به این‌گونه پرسش ها معمولاً به جنگ برخورد منفی نشان می‌دهند، آن‌ها صلح جو هستند».

توصیح این صلح جویی آلمانی ها از یک سو ثمرات جنگ جهانی دوم که آلمانی ها هنوز هم آن را احساس می‌کنند و از سوی دیگر اصلاً معلوم نیست که از حکومت ترامپ روی کار آمده در آمریکا چه باید توقع داشت.

گایسلر فکر می‌کند که سیاستمداران بهتر می‌دانند که برای اهالی آلمان چه بهتر است. وی در این باره که چرا آن‌ها در این راستا دست به اقدام نمی‌زنند چنین ملاحظه ای دارد:

«اولا می‌شود حدس زد که دولت کشور ما و سیاستمداران به طور کلی این‌گونه نظرسنجی ها را دقیقاً رصد می کنند. منظور شرکت هایی هستند که نه تنها افکار عمومی بلکه وضع بازار را نیز تحقیق می کنند. حتی در ترکیب دولت کارمندانی هستند که به تحقیق و سنجش بازار و افکار اجتماعی اشتغال دارند. آن‌ها به طور منظم رصد می‌کنند که اهالی در مورد این یا آن معضل چه می گویند. ولی این سؤال پیش می‌آید که همه چیز تا چه اندازه شفاف است؟ و کدام مساله موضوع بحث است و کدام نیست؟ یک نوع اختلاف هست بین اینکه شهروندان آلمانی چه می‌خواهند و چه می کنند. در برخی جهات ممکن است این وضع درست باشد زیرا دولت دیدگاه‌های خود را دارا می‌باشد و اشیاء را از زاویه دیگر را می بیند. ساده می‌شود گفت که دولت نمی‌خواهد که این مساله به گستردگی به بحث گذاشته شود».


ایشچیدر صورتیکه به قضیه ام رسیده‌گی نشود، به محکمه بین‌المللی شکایت می‌کنم

افغانستان

احمد ایشچی والی اسبق ولایت جوزجان از طولانی شدن پروسه بررسی قضیه شکایت وی از جنرال دوستم، نگران است و هشدار داده است که در صورت عدم رسیده‌گی به قضیه اش در محاکم داخلی، به محکمه بین‌المللی کیفری در لاهه مراجعه خواهد کرد.

به گزارش اسپوتنیک به نقل از خبرگزاری اطلس، احمد ایشچی مشکوک بر فراموش شدن قضیه اش از سوی حکومت می‌باشد، وی گفته است هر چند از فراموش شدن بررسی قضیه اش به شدت نگران است، اما هنوز منتظر اعلام نتایج بررسی های نهاد های عدلی و قضایی افغانستان، می‌باشد.

وی می‌گوید:” مراحل قانونی تا امروز طی شده و نهاد های عدلی باید قانون را اجرا کند، وظیفه دوستم را به حالت تعلیق درآورد و او را ممنوع الخروج اعلام کند”.

پیش از این جمشید رسولی سخنگوی دادستانی کل گفته بود که آنان نامه‌هایی را به نشانی معاون اول رییس جمهور برای وضاحت بیشتر در مورد قضیه احمد ایشچی فرستاده‌اند و اگر آقای دوستم به این نامه‌ها پاسخ ندهد، “هیأت تحقیق قضیه آقای ایشچی، با معاون نخست رییس جمهور برخورد قانونی می‌کند”.

 

فیلم درگیری زنان در پارلمان ترکیه منتشر شد

به گزارش اسپوتنیک به نقل از روزنامه حریت، بحث بر سر اصلاحات قانون اساسی مجلس ترکیه به درگیری بین نمایندگان زن در مجلس انجامید.

آیلین نازلیاکا نماینده غیروابسته مجلس به نشانه اعتراض نسبت به اصلاحات پیشنهادی توسط حزب عدالت و توسعه در حالی پشت تریبون مجلس رفت که دستبند به دستان خود زده بود.

این نماینده زن از قانونگذاران ترک خواست که زیر بار این اصلاحیه نروند، اما مخالفان سیاسی آیلین سعی کردند او را به زور از سالن خارج کنند. در نتیجه بین زنان نماینده در مجلس درگیری آغاز شد.

روزنامه حریت می نویسد که بعد از این جریان سه نماینده زن به دلیل ضربات متحمل شده در درگیری به کمک های پزشکی نیاز پیدا کردند.

 

پرواز کبوتر صلح

مارینا الشعلان

کبوتر صلح برای حفظ بقا از الریاض به تهران پرواز می کند.

محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه  ایران  در همایش  جهانی  اقتصاد در داووس  اعلام نمود  که  تهران دلیلی برای عدم همکاری  ایران و عربستان سعودی مشاهده نمی کند.

به گفته وی، دو کشور می توانند  در مسائل  تأمین ثبات در منطقه همکاری کنند. آژانس «ایرنا» به نقل از ظریف گزارش داد: «  ما می توانیم  جهت حل و فصل  وضعیت اسفبار  در سوریه، یمن و بحرین  و دیگر کشورها در منطقه،  بطور مشترک کار کنیم».

مناسبات بین  دو کشور  پس  از آنکه 2 ژانویه  سال 2016 ،  وزارت کشور عربستان سعودی  اعدام 47  نفر  از جمله  شیخ نمیر النمیر روحانی شیعه  را اعلام کرد  قطع شد.

سید هادی  افقهی  کارشناس ارشد مسایل  خاور میانه ، دیپلمات سابق  ایران در لبنان  این موضوع را مورد تفسیر قرار داد.
………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..

عوامل پیدا و پنهان حملات خونین انتحاری در افغانستان
روزنامه افغانستان دیلی : حملات خونین انتحاری در کابل و قندهار که مهمترین مراکز دولتی را هدف قرار داد، بار دگر توجه دولت و مردم را به سوی خلاهای امنیتی در کشور جلب کرد و ضرورت بازنگری در راهبردهای امنیتی را برملا نمود.
سؤالی که امروزه اذهان عمومی را به خود مشغول داشته است، این است که چطور هراس افگنان با موترهای مملو از مواد انفجاری در حساس ترین نقطه ی شهر، ساختمان الحاقیه پارلمان را هدف قرار می دهند و سبب کشته شدن دهها فرد ملکی و نیروی امنیتی می گردد و یا با وجود تدابیر شدید امنیتی چطور مواد انفجاری در داخل مهمانخانه ولایت قندهار کار گذاشته می شود و سبب کشته و زخمی شدن دیپلماتها، شخصیت های سیاسی و نماینده های پارلمان می شود؟
همزمانی این حملات در کابل و قندهار نیز شاید اتفاقی نباشد و شاید دشمنان مردم افغانستان با اینگونه حملات هماهنگ و همزمان بخواهند قدرت و توانایی شان را به رخ دولت و مردم افغانستان بکشند و یا ممکن است پیام های دیگری داشته باشند.
البته وقوع اینگونه حملات در افغانستان تازگی ندارد و در گذشته نیز ما شاهد حملات خونین تر و شدیدتر در مراکز مهم دولتی بوده ایم؛ اما تکرار اینگونه حملات تا حدودی سؤال برانگیز و تردید آمیز می باشد.
سالهاست که از خطر ستون پنجم دشمن در درون نظام و به ویژه نیروهای امنیتی هشدار داده می شود. سالهاست که ضرورت شفافیت و دقت در استخدام کارمندان ملکی و نیروهای امنیتی در ارگانهای امنیتی مطرح می شود و سالهاست که از تصفیه عوامل نفوذی دشمن در نهادهای امنیتی سخن گفته می شود؛ ولی این هشدارها و وعده ها تاکنون جامه ی عمل نپوشیده است. فساد و خویشخوری در پروسه استخدام، تقرر و ترفیع نیروهای امنیتی بدون شک مشکلات و چالش های فراوان و غیر قابل جبرانی را برای مردم افغانستان به وجود آورده است. موفقیت و کامیابی هراس افگنان در انجام حملات انتحاری یکی از مواردی است که می تواند به فساد و خویشخوری در دستگاه امنیتی ارتباط داشته باشد.
سازمان های امنیتی در هر کشور یکی از ستون پایه های نظام سیاسی به حساب می آید و نظم، امنیت، ثبات و بالآخره پیشرفت و ترقی در سلامت و قدرت نیروهای امنیتی یک کشور بستگی دارد. اگر این سازمان ها ضعیف باشند، زمینه مداخله کشورهای خارجی در امورات کشور فراهم می گردد و استقلال و تمامیت ارضی نیز به مخاطره می افتد. اما اگر نیروهای استخباراتی، دفاعی و امنیتی در هماهنگی با یک دیگر در راستای تأمین منافع ملی تلاش کنند و قدرت، ظرفیت و توانایی های خود را در عرصه امنیتی به اثبات برسانند، دیگر دشمنان جرأت مداخله در امورات کشور را به خود نمی دهند؛ زیرا این نیروها نیز قادر خواهند شد تا در برابر مداخلات کشورهای خارجی و دسیسه ها و توطئه های داخلی بایستند و فعالیت های تخریبی و ضد منافع ملی دشمنان را خنثی سازند.
متاسفانه یکی از ضعف های بزرگ جامعه جهانی در یک و نیم دهه گذشته این بود که برای تقویت توانمندی های نیروهای امنیتی تدابیر جدی را در نظر نگرفت و آنها را برای مقابله با تهدیدها و دسیسه های دشمنان آماده نکرد.
تنها زمانی که جنگ در افغانستان بیش از حد انتظار به طول انجامید و شکست نیروهای خارجی در جنگ محرز گردید، مسأله آموزش و تقویت نیروهای امنیتی در دستور کار نیروهای خارجی قرار گرفت. روند آموزش این نیروها چنان سطحی و با سرعت انجام گرفت که در مدت دو سال، کشورهای عضو ائتلاف بین المللی در افغانستان تصمیم گرفتند تا مسؤلیت کامل تأمین امنیت افغانستان را به این نیروها بسپارند و این نیروها برای پیشگیری از افتادن در باتلاق جنگ افغانستان به تدریج این کشور را ترک کنند.
بنابراین روند آموزش نیروهای امنیتی با عجله و از روی اضطرار و ناگزیری صورت گرفت، تا راه برای خروج نیروهای بین المللی از این کشور فراهم گردد. این آموزش نمی توانست پاسخگوی حجم عظیم مشکلاتی باشد که افغانستان با آنها روبرو می باشد.
به این دلیل در تقویت نیروهای امنیتی هم حکومت و دستگاه های امنیتی کوتاهی کرده اند و این نهادها را به عرصه بازیگری سیاسی خود در رقابت های درون دولتی تبدیل کرده اند و از سوی دیگر اعضای سازمان ناتو و متحدان بین المللی اش که مسؤلیت آموزش، تجهیز و ارتقای ظرفیت مسلکی این نیروها را به عهده داشتند، به جایی این که به صورت اساسی و همه بعدی به آموزش این نیروها توجه کنند، به آموزش های کوتاه مدت و ابتدایی این نیروها بسنده کردند.
چنانچه امروز ارگان های امنیتی قادر به کشف و پیشگیری از حادثه تروریستی نیستند و نمی توانند عوامل پدیده های تروریستی را شناسایی و دستگیر کنند، در صد بیشتر این ناکامی ها به دو عامل فوق ارتباط پیدا می کند.
باید قبول کنیم که هم ارگان های کشفی و اوپراتیفی ما و هم نهادهای عدلی و قضایی ما در برخورد با هراس افگنان، برخورد ضعیف و حتا شک برانگیزی داشته اند. علاوه بر این که مردم از نیروهای کشفی و اوپراتیفی در رابطه با کشف، شناسایی و دستگیری عوامل تروریسم شکایت دارند، این نیروها در سال های قبل بارها اعلام کرده بودند که نیروهای هراس افگن را در زمان انجام عمل تروریستی بالفعل دستگیر می کنند و پرونده آنها را به سارنوالی می فرستند، اما ارگان های عدلی و قضایی پس از چند مدتی حکم به آزادی این افراد می دهند.
مردم افغانستان با وجودی که همه روزه شاهد حملات تروریستی بوده و در سوگ عزیزان و وابستگان شان که در حوادث تروریستی جان شان را از دست داده اند، نشسته اند؛ اما در شانزده سال گذشته کمتر شاهد محاکمه، مجازات و یا اعدام هراس افگنان بوده اند. چرا یک نفری که حاضر است در یک لحظه جان صدها نفر بیگناه را بگیرد، به اعدام محکوم نمی شود؟ چرا مردم افغانستان از تعقیب و پیگیری پرونده های قضایی نیروهای هراس افگن دور نگه داشته می شوند؟
مسأله سومی که مردم را دچار نگرانی کرده، این است که در سال های اخیر همه ی مردم می دانند که انتقال افراد انتحاری از آن سوی مرزها تا مرکز کشور و نیز انتقال انواع سلاح های سبک و سنگین، مهمات و تجهیزات و وسایل لازم در عملیات های تروریستی در کابل، پایتخت و در مهمترین نقاط شهر، بدون همکاری مقامات عالیرتبه دولتی ممکن نیست. برخی از رهبران سیاسی و مسؤلان امنیتی نیز گفته اند که در انجام عملیات های تروریستی، بعضی از زورمندان و کارمندان بلند رتبه دولتی با تروریستان همکاری دارند.
وقتی همه به این مسأله واقف اند و مسؤلان امنیتی نیز به آن اعتراف دارند، چرا مجموعه ی نهادهای دولتی در قبال این مسأله نوعی خاموشی اختیار کرده اند و در راستای شناسایی و دستگیری این افراد هیچ اقدامی صورت نمی گیرد؟
تا زمانی که این سؤال ها بدون پاسخ بماند، نه حوادث تروریستی در کشور کاهش می یابد و نه عاملان آن دستگیر و مجازات می شوند و نه هم وضعیت شکننده و نابسامان سازمان های امنیتی بهبود می یابد. پس حکومت ناچار است که برخی از ساختارها و رویکردهای خود را در این رابطه مورد بازبینی قرار دهد و اصلاحات و تغییرات مثبت و سازنده را از خود آغاز نماید. اگر حکومت اراده جدی خود را در مقابله با هراس افگنان و حامیان آنها نشان دهند، همه شهروندان افغانستان از این رویکرد استقبال خواهند کرد و از سیاست های حکومت پشتیبانی خواهند نمود.

بازماندگان مولوی منصور
8 صبح : مولوی عبدالحکیم مجاهد که از سمت عضویت شورای صلح کنار زده شد، از اعضای سابقه‌دار گروه طالبان است. او همراه با نورالدین زدران، نماینده‌ی ملا محمدعمر در نیویارک بود. قرار بود که حامد کرزی نیز به آنان بپیوندد، اما ملا محمدعمر حکم انتصاب کرزی را مهر نکرد. حامد کرزی که با دیگر رهبران طالبان از جمله ملا محمدغوث آشنایی عمیق داشت، در سال ۱۹۹۷ تا ۱۹۹۹ سفارت به سفارت در اسلام‌آباد می‌گشت و از نمایندگی‌های سیاسی کشورهای مختلف می‌خواست تا گروه طالبان را به عنوان حاکمان مشروع افغانستان به رسمیت بشناسند. این موضوع در کتاب «مردی موترسایکل سوار» به تفصیل آمده است.
آشنایی کرزی با مولوی عبدالحکیم مجاهد، مولوی عبدالسلام ضعیف، ملا محمدغوث و مولوی وکیل احمد متوکل از همان زمان شکل گرفته بود. آنان دوستان نزدیک بودند. اما پس از این که ملا محمدعمر حکم نصب کرزی به نیویارک را به‌رغم اصرار دیگر رهبران طالبان مهر نکرد، ایشان رفته‌رفته به گروه روم نزدیک شدند. جالب این است که در سال‌های ۱۹۹۷ تا ۱۹۹۹ آجندای کرزی با آجندای جنرال مشرف یکی بود. هر دو می‌خواستند که گروه طالبان رسمیت بین‌المللی پیدا کند.
برخی از تکنوکرات‌های دیگر که در حال حاضر رهبران دولت هستند نیز در آن زمان تلاش کردند تا برای طالبان مشروعیت بین‌المللی بخرند. تکنوکرات‌ها و حامد کرزی به دلیل عواطف قومی برای گروه طالبان خوش‌خدمتی می‌کردند، ولی پاکستانی‌ها اهداف استراتژیک داشتند و می‌خواستند با حمایت از گروه طالبان به آن برسند. با سقوط حاکمیت طالبان، برخی از رهبران آن گروه با شناختی که از حامد کرزی داشتند، به او پیوستند و مورد حمایت ایشان قرار گرفتند.
در میان طالبان شاخه‌ای وجود داشت که به نام «گروه مولوی نصرالله منصور» یاد می‌شد. مولوی عبدالحکیم مجاهد، مولوی پیرمحمد روحانی، مولوی حبیب‌الله فوزی و مولوی قلم‌الدین و عده‌ای دیگر از اعضای این گروه بودند. وحید مژده در کتابش نوشته است که طالبان مربوط به شاخه‌ی مولوی نصرالله منصور با آن که در امارت طالبان حل شده بودند، روابط سازمانی خود را نیز حفظ کرده بودند و در مواردی در مشوره با هم‌دیگر عمل می‌کردند.
مولوی نصرالله منصور در سال آخر حضور نظامی شوروی در افغانستان، در پشاور پاکستان ترور شد. در برخی از منابع آمده است که نزدیکان مولوی منصور به این باور اند که حکمتیار دستور ترور مولوی نصرالله منصور را داده است، اما این اتهام تا حال اثبات نشده است. شخص حکمتیار هم تا حال مسوولیت این رویداد را به دوش نگرفته است. مولوی منصور در شروع جنگ برضد شوروی، عضو تنظیم مولوی محمد نبی محمدی بود. در برخی از منابع آمده است که مولوی نصرالله منصور رفته رفته به این نتیجه رسید که رهبران تنظیم‌ها در مناسبات و روابطی که فساد تولید می‌کند، غرق شده‌اند و نمی‌توانند از عهده‌ی جنگ با شوروی برآیند. همین باور سبب شد که مولوی نصرالله منصور از تنظیم مولوی نبی جدا شود و گروه مستقلی تشکیل دهد.
مولوی منصور ظاهرا به این باور بود که باید یک نسل از طالبان مدرسه‌های دینی به گونه‌ای تربیه شوند که بتوانند مسوولیت‌های رهبری جنگ برضد شوروی و اداره محلاتی را که از کنترول شوروی‌ها خارج می‌شود، بگیرند. او ظاهرا به این نتیجه رسیده بود که همین طالبان مدرسه‌های دینی باید در آینده اداره افغانستان را به دست بگیرند و جنگ برضد نامسلمانان را به‌جاهای دیگر گسترش دهند. در کتاب‌هایی که محققان خارجی در مورد ریشه‌های طالبان و القاعده نوشته‌اند، به افکار مولوی منصور اشاره شده است. او رفته‌رفته از تمام رهبران تنظیم‌ها متنفر شد.
مولوی منصور چنان تندرو بود که حتا در یک سفرش به امریکا نتوانسته بود افکارش را پنهان کند. بر مبنای یک روایت مشهور، مولوی منصور در اواسط دهه‌ی هشتاد میلادی سفری به امریکا داشت. او در آنجا با یک عضو کنگره امریکا دیدار کرد. این عضو کنگره به او گفته بود که کشورش آماده است از مقاومت ضد شوروی حمایت مالی و تسلیحاتی کند. اما مولوی منصور در پاسخ او گفته بود که «امریکا هم دشمن مسلمانان است و پس از شکست شوروی با شما تصفیه‌ی حساب می‌کنیم.»
وقتی که گروه طالبان به میان آمد، مولوی منصور دیگر زنده نبود، اما تمام کسانی که به او پیوند داشتند به طالبان پیوستند. اما پس از سقوط طالبان، این گروه مورد حمایت کرزی قرار گرفت و بیشتر اعضای آن به پاکستان نرفتند. تصور می‌شد که نزدیکان و شاگردان مولوی منصور دیگر با گذشته بریده‌اند و به جنگ باور ندارند. اما اظهار نظرهای اخیر مولوی عبدالحکیم مجاهد نشان می‌دهد که هنوز هم آنان طالبان را یک پدیده‌ی مقدس می‌دانند.
اظهار نظر عبدالحکیم مجاهد شک و تردیدهایی را در مورد ارتباط پنهانی او و دیگر بازماندگان گروه مولوی نصرالله منصور با طالبان به وجود آورده است. مولوی حبیب‌الله فوزی و ملا واحدیار دو تن از بازمانده‌های گروه منصور و از همکاران سابق شورای صلح، در پرونده‌ی ترور برهان‌الدین ربانی رییس‌جمهور پیشین، متهم بودند. حبیب‌الله فوزی و واحدیار ظاهرا یک کانال تماس با شورای رهبری طالبان که در کویته مستقر است، ایجاد کردند. این تماس‌ها سبب شد که به کوشش واحدیار یک نماینده‌ی طالبان به کابل بیاید. واحدیار این نماینده را تا سالون پذیرایی برهان‌الدین ربانی همراهی کرد. اما این نماینده، ایلچی نه بلکه تروریست بود. او برهان‌الدین ربانی را ترور کرد. تا هنوز روشن نیست که دستگاه قضایی افغانستان با واحدیار چه کرد.
عبدرب‌الرسول سیاف، سیاستمدار شناخته‌شده‌ی کشور هم باری گفت که کسانی در شورای عالی صلح کارمی‌کنند که باور دارند، طالبی که در جنگ با نیروهای امنیتی کشته می‌شود «شهید» است. آقای سیاف باری گفته بود که واسطه‌های شیشه‌سیاه، انتحاری‌ها را از محمدآغه و خاک جبار به کابل می‌آورند. در آن زمان یکی از بازماندگان همین گروه مولوی منصور به اظهارات آقای سیاف پاسخ داد.
اظهارات آقای سیاف این گمانه را تقویت کرد که بازماندگان گروه مولوی نصرالله منصور، پنهانی برای طالبان کار می‌کنند. آقای سیاف هیچ‌گاه به وضوح و صریح نگفت که آنانی که با واسطه‌های گران‌قیمت انتحاری‌ها را به کابل انتقال می‌دهند، کی هستند، اما اظهارات اخیر مولوی عبدالحکیم مجاهد شک‌و‌تردیدها در مورد بازماندگان گروه مولوی نصرالله منصور را بیشتر کرده است. حال این پرسش قوت گرفته است که کسانی که طالبان را مقدس می‌دانند، به آنان کمک نمی‌کنند؟ کسی که طالبان را مقدس می‌داند، منطقی است اگر تصور کنیم که کمک به آنان را هم فضلیت بداند. حکومت باید قضیه را جدا پی‌گیری کند.

سخنان یک سفیر و واکنشهای دیپلماتیک و رسانه ای دو کشور
سخنان «عبدالقیوم کوچی» سفیر افغانستان در روسیه در مورد تاجیکستان که از نظر تاجیکان تحقیر آمیز عنوان شده واکنشهای دیپلماتیک و رسانه ای دو کشور را در پی داشته است.
به گزارش ایرنا ، «عبدالقیوم کوچی» سفیر جدید افغانستان در روسیه در مصاحبه با یک رسانه افغانی گفته بود، که «در تاجیکستان گروههای قدرتمند مافیایی به قاچاق مواد مخدر افغانستان مشغولند.» وی همچین در مورد تاجیکستان سخنانی گفته بود که رسانه ها و مقامات سیاسی تاجیکستان این سخنان را تحقیر آمیز خوانده اند.
عبدالقیوم کوچی همچنین در مورد دوشنبه و تاجیکستان گفته است، «تاجیکستان یک کشور بسیار کوچک است، حتی پنج میلیون نفر جمعیت ندارد و یک میلیون آن هم روس است. فرهنگ و زبان رسمیشان روسی است. حق ندارند، زبان خود را بنویسند و حتی الفبای دری را تغییر داده‌اند. مافیا در این کشور بسیار فعال است.»
عبدالقیوم کوچی سفیر تازه منصوب شده افغانستان در مسکو و یکی از خویشاوندان (عمو) محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان است.
بعضی از تحلیلگران تاجیک در بیانات رسانه ای گفته اند سخنان کوچی در حد و اندازه یک سفیر نیست و بدور از عرف دیپلماتیک بیان شده است.
وزارت امور خارجه تاجیکستان نیز با انتشار بیانیه ای ابراز نظرهای کوچی در مورد کشورهای آسیای مرکزی، به خصوص تاجیکستان را محکوم کرد و آن را «غیر قابل قبول» خواند.
به گزارش روز یکشنبه ایرنا وزارت امور خارجه تاجیکستان با انتشار بیانیه ای مطبوعاتی نوشت: در این راستا سفیر افغانستان به وزارت امور خارجه دعوت و به او یادداشت اعتراض سپرده شده است.
در این یادداشت «نگرانی شدید تاجیکستان در باره سخنان تحقیرآمیز سفیر افغانستان در روسیه نسبت به مردم تاجیک و تاجیکستان»، بیان شده است.
دولت تاجیکستان به طرف افغانستان «قاطعانه» توصیه کرده است تا سخنان «نامطلوب» عبدالقیوم کوچی، به عنوان یک شخصیت رسمی جمهوری اسلامی افغانستان را همه‌جانبه تحلیل و در این مورد چاره ای مؤثر بیاندیشد.
همچنین وزارت امور خارجه تاجیکستان در این مورد از طرف افغانستان توضیحات مشخص طلب کرده است.
در عین حال دولت افغانستان در پاسخ به گلایه و درخواست تاجیکستان در بیانیه ای اظهارات کوچی را مایه تاسف خوانده و نوشته شده است: سخنان کوچی اظهار نظر شخصی وی است و به موضع دولت کابل هیچ ارتباطی ندارد.
وزارت امور خارجه افغانستان از اظهار نظر کوچی سفیر فوق‌العاده و مختار این کشور در مسکو و از خویشاوندان اشرف غنی رسما اظهار تأسف کرده‌است». این وزارت، که مدیریتش را صلاح‌الدین ربانی، پسر برهان‌الدین ربانی، رئیس جمهور سابق افغانستان به عهده دارد، روز 14 ژانویه در اظهاراتی رسمی گفت: دیدگاه کوچی هرگز از سیاست خارجی جمهوری اسلامی افغانستان در قبال کشورهای همسایه و منطقه تبعیت نمی‌کند و نظر شخصی اوست».
ربانی گفته است که همکاری دوشنبه و کابل در بخشهای مختلف در حال تقویت است.
وی اظهار داشت:جمهوری تاجیکستان یک همسایه خوب و دوست همیشگی افغانستان است. روابط دوستانه و مناسبات نیک دو کشور بر اساس مشترکات و مناسبات دیرینه تاریخی، فرهنگی، زبانی و دینی دو ملّت و همچنان منافع ملی دو کشور، همسایگی خوب و احترام متقابل استوار است.
عبدالقیوم کوچی، سفیر افغانستان در مسکو، ماه گذشته در گفت و گوی تلویزیونی با یک خبرنگار افغان همچنین گفته بود « مافیای مواد مخدر در تاجیکستان» در روند انتقال و قاچاق مواد مخدر افغانستان دست دارد. این فیلم 21 دسامبر در شبکه یوتیوب منتشر شد.
کوچی همچنین در یکی از ملاقات هایش با مقامهای روس گفته بود «مواد مخدر در افغانستان کشت می‌شود، ولی پشت آن شما هستید (روسها) ، پشت آن مافیای تاجیکستان است.»
در این رسانه ها نوشته شده است که کوچی حتی در مورد تاجکیستان آشنایی ندارد چون اطلاعاتی از جمله میزان جمعیت را که هم که ارائه کرده است کاملا نادرست است.

کابل، پایتختی با میلیونرها و گداها/ مردم یا صد هستند یا صفر
به گزارش پیام آفتاب، زندگی در کابل نیز همانند تحولات کشور نابسامان و غیر همگون است: مردم در اینجا یا آنقدر پولدارند که تنها مصرف تل(سوخت) موترهایشان در یک روز برابر با معاش یک ماهه یک کارگر ساده است یا آنقدر فقیرند که به سختی نان شب خود را پیدا می کنند.
به تازگی اما افزایش تعداد گدایان در سطح پایتخت نگرانی شهروندان را برانگیخته است.
شهروندان کابل از دولت می خواهد گدایان را جمع آوری کند.
آنها می گویند تنها تعداد اندکی از گدایان واقعا نیازمند هستند و بسیاری از آنان به گدایی به عنوان یک شغل نگاه می کنند و سبب مشکلات امنیتی، سرقت و ترویج فساد شده اند.
چندی پیش گزارش‌هایی منتشر شد که نشان می ‌داد اکثر گدایان شهرکابل به گروه‌های مافیایی و استخباراتی بیرونی ارتباط دارند و در چندین رویداد انتحاری و ماین ‌گذاری از گدایان استفاده شده ‌بود.
شهروندان کابل در حالی از افزایش شمار گدایان در این شهر نگران هستند که در سال 1387 رئیس جمهور پیشین با صدور فرمانی، گدایی در کشور را ممنوع اعلام کرد و کمیسیونی را به منظور جمع‌آوری آنان توظیف نمود. اين كميسون اما بنا به عواملى با ناكامى مواجه شد و نه تنها گداها از سطح شهر جمع آوری نشدند، که به شمار آنان افزود شد.
کارشناسان، اما افزایش پدیده گدایی را مرتبط با اقتصاد ضعیف مردم و بی‌توجهی دولت عنوان کرده‌ اشاره می‌کنند در هیچ جامعه مرفهی مردم آن دست به گدایی نمی ‌زنند.
آنان می افزایند هرقدر فقر و بیکاری در جامعه گسترده باشد و دولت نسبت به حل مشکلات اقتصادی مردم بی‌توجهی کند، گراف گدایی نیز بالا می‌رود.
باآنکه نبود اشتغال، فقر و معتاد شدن جوانان به مواد مخدر، باعث افزایش گدایان در شهر شده‌ اما شهروندان کابل می‌گویند اکثر این گدایان از روی عادت و بی‌همتی دست به گدایی می‌زنند.
این باشندگان تاکید می کنند بیشتر گدایان شهرکابل را کسانی تشکیل می‌دهد که تکدی گری را به‌ عنوان پیشه برای خود تعیین کرده‌اند.
براساس گفته‌های این شهروند کابل، تنها 10 درصد گدایان شهر کابل را بی ‌نوایان و گدایان واقعی و حدود 90 درصد آنان را گدایان حرفه‌ای تشکیل می‌دهد.
شهروندان کابل می گویند حرفه‌ای بودن اکثر گداها سبب بی‌باوری مردم به نیازمندان واقعی شده و شهروندان حتی به گدایان و فقیران واقعی نیز پول کمک نمی‌ کنند.
پایتخت نشینان تاکید می کنند شیوه برخورد و سماجت گدایان بیشتر به باجگیری‌ شبیه است و در اکثر موارد غیر قابل تحمل می شود.
پایتخت نشینان می افزایند با وجود اینکه بعضی گدایان در وضعیت مالی بسیار خراب و رقتبار به ‌سر می برند و مجبور به گدایی می‌شوند، وضعیت مالی برخی از گداهای دیگر به مراتب بهتر از شهروندان عادی است. اکنون گدایی نه تنها در شهر کابل بلکه در سایر ولایات نيز به یک حرفه‌ پر درآمد تبدیل شده و گدایان با سوء استفاده از احساسات نیک مردم، تمام روز مصروف گدایی هستند.
این در حالی است که پیش از این اعضای کمیسیون جمع‌آوری گداها نیز تصریح کرده بود حدود 90 درصد گدایانى ‌که از سوى آنان جمع‌آورى شده بود، حاضر نبودند در مکان های در نظر گرفته شده بمانند و فرار می کردند.
گدایان پاکستانی، جاسوسانی که با خیال راحت گشت و گزار می کنند
شهروندان کابل می‌گویند بی‌ توجهی دولت سبب شده شمار زیادی از افراد وابسته به شبکه‌های استخباراتی کشورهای بیرونی به ویژه پاکستان به بهانه گدایی دست به اطلاع رسانی بزنند. بسیاری از گدایان در شهر کابل، گدایان خارجی به ویژه “گدایان پاکستانی” می‌باشند که تنها به مقصد تگدی وارد کشور نشده‌اند.
باشندگان پایتخت می افزایند جای نگرانی است که تاکنون دولت کوچکترین اقدامی برای جلوگیری از ورود آنان روی دست نگرفته و این گدایان هم‌ چنان در نقاط مزدحم شهر فعالیت دارند. این گدایان بیشتر سر و روی خود را می پوشانند و به جای دری و پشتو به زبان اردو تکلم می ‌کنند.
بیشتر این گدایان پاکستانی جاسوسانی هستند که از سوی سازمان‌های خارجی در کلیدی ‌ترین ساحات شهر کابل رفت و آمد دارند و به بهانه جمع‌آوری پول، اطلاع رسانی می‌کنند.
این در حالی است که گداهاى پاکستانى طى سال‌های اخير در کابل افزايش پيدا کرده و در برخى شهرهاى بزرگ ديگر کشور نيز ديده مى‌شوند.
هم‌چنین بارها شهروندان گفته ‌اند که گروه های مشخصی در ابتدای روز این گدایان را به نقاط مشخص ‌شده شهر کابل انتقال می دهند.
در همین حال شمار دیگری از شهروندان می‌گویند در اکثر موارد گدایان پاکستانی –دختران جوان- به گونه گسترده سبب ترویج فساد اخلاقی در شهر می‌شوند.
ورود گدایان پاکستانی این سوال را ایجاد می‌کند که آیا آنان به صورت قانونی وارد کشور می‌شوند و یا غیر قانونی و اگر به صورت غیرقانونی و به این سادگی از مرزهای کشور می‌گذرند پس مخالفان دولت نیز می‌توانند به مراتب ‌آسان ‌تر از این گدا‌ها وارد کشور شوند!
گزارش‌های منتشر شده نشان می‌دهد که در حال حاضر بیش از پنج‌ هزار گدا در شهر کابل و بیش از پانزده‌ هزار گدا در ولایات مصروف گدایی هستند که هفتاد درصد آنان را گدایان خارجی به ویژه پاکستانی تشکیل‌ می‌دهد.
گدایان با خوراندن تریاک و دواهای خواب آور به کودکان آنان را معتاد می کنند
گدایان در شهرکابل با استفاده از روش‌های مختلف دست به تکدی گری می‌زنند؛ شماری از گدایان با استفاده ابزاری از اطفال و خوراندن تریاک به آنان، اطفعال را در موقع گدایی آرام می سازند تا پول بیشتری به دست ‌آورند.
آنان کودکان خود و یا کودکان کرایی را با خوراندن تریاک و دیگر داروهای خواب آور در جاده‌ها می‌خوابانند و با به نمايش گذاشتن محروميت کودکان توجه مردم را جلب می‌ کنند.
متخصصان اما با بیان اینکه خوراندن تریاک و یا هر داروی خواب‌ آور دیگر به کودکان عواقب ناگواری را در پی‌دارد، می‌گویند ممکن است این کودکان در آینده معتاد شوند یا از مشکلات روحی رنج برند. این کودکان بعد از مدتی معتاد به تریاک و یا داروها می شوند و از نظر جسمی و روحی درست رشد نمی کنند.
این در حالی است که براساس گفته‌های كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان، در حال حاضر حدود 60 هزار کودک در افغانستان معتاد به مواد مخدر است و يكى از عوامل آن، استفاده از اطفال برای گدايى و دادن مواد مخدر به آنان می باشد.
گدایان در شهر کابل، در حالی با خوراندن تریاک به کودکان از آنان برای گدایی استفاده می کنند که بر اساس کنوانسيون بين المللى حقوق بشر اطفال از هرگونه تعرض مصوون بوده، کار در سرک و کار شاقه بر آنها ممنوع است و کودکان حق دارند درس بخوانند تا در آینده مصدر خدمات نیک در جامعه باشند.

نشست افغان‌ها برای “جانستان کابلستان”
رضا امیرخانی نویسنده «جانستان کابلستان» در نشست نقد کتابش در کابل گفت: دیواری که با سیاست ساخته شد، با فرهنگ فرومی‌ریزد.
به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، جلسه نقد و بررسی کتاب «جانستان کابلستان» نوشته مستندنگارانه رضا امیرخانی، بعدازظهر شنبه ۲۵ دی، به همت اتحادیه نویسندگان افغانستان و با مشارکت بنیاد شعر و ادبیات داستانی و با حضور صاحب اثر و اهل قلم ایران و افغانستان، رضا امیرخانی، مهدی قزلی، محمدحسین جعفریان، سیدضیاء قاسمی، روح‌الله بهرامیان و همچنین رضا محمدی، رییس اتحادیه نویسندگان افغانستان برگزار شد.
“جانستان کابلستان” تلفیقی از توصیف و نمایش
سیدضیاء قاسمی، شاعر و نویسنده افغانستانی در این جلسه نقد ادبی با قدردانی از زحمات رضا امیرخانی در حوزه ادبیات گفت: آثار امیرخانی دارای شگفتی‌های فرمی و محتوایی ارزشمندی است. خلق کتاب «جانستان کابلستان» نیز اقدام ارزنده دیگری از این نویسنده است و به راحتی نمی‌توان در قالب کلمات در خصوص این کتاب سخن گفت.
وی افزود: این کتاب در مطبوعات و رسانه‌ها جریان‌سازی کرد؛ زیرا از آنجا که نگاه متفاوتی به افغانستان دارد، نگاه جامعه ایران به افغانستان را نیز تغییر داد. بعد از انتشار این کتاب بود که شاهد رجوع دوباره نویسندگان و فیلمنامه‌نویسان دیگر به افغانستان بودیم.
قاسمی در ادامه سخنان خود اظهار کرد: کتاب روایت‌های گوناگونی دارد؛ اما در آن می‌توان شاهد لحن صادقانه و صمیمی رضا امیرخانی بود. همچنین نگاه جذاب و شناخت‌مندانه‌ای نسبت به جامعه افغانستان و بافت‌های قومی و سنتی آن دارد؛ بدون آنکه درگیر قضاوت شود که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این کتاب است.
این شاعر افغانستانی که سال‌ها در ایران و اروپا زندگی کرده است، با تأکید بر اینکه «جانستان کابلستان» یک روایت امین از جامعه افغانستان است، بیان کرد: شاخصه دیگر این کتاب، نثر بسیار زیبای آن است. ما معمولاً با دو نثر مواجهیم؛ اول، نثر توصیفی که سال‌های سال رواج داشته است و در نمونه‌های کلاسیک این نوع نثر می‌توان به «گلستان» سعدی و در نمونه‌های اخیر هم به آثار جلال آل‌احمد یا علی‌محمد افغانی اشاره کرد. نوع دیگر، نثر نمایشی است که مدرن‌تر است و بعد از تولد سینما شاهد رواج آن هستیم و آثار هوشنگ گلشیری از آن جمله‌اند.
او افزود: ولی کمتر اتفاق افتاده بود با کاری مواجه شویم که این دو نثر به خوبی باهم تلفیق شوند. «جانستان کابلستان» تلفیقی زیبا از این دو نوع نثر است و به فراخور موقعیت، توصیفی و نمایشی می‌شود. در پایان می‌توان این ادعا را مطرح کرد که «جانستان کابلستان» یک مدرسه و یک کلاس درس نوشتن است.

عقب نشینی حزب سبزهای آلمان از سیاست عدم اخراج “پناهجویان افغانستان”
ميزان به نقل از دویچه وله، حزب سبزهای آلمان که در اداره 10 ایالت این کشور نقش فعالی دارد درباره اخراج پناهجویان از جمله پناهجویان افغان با دولت فدرال آلمان توافق کرده است.
روزنامه «اشتوتگارتر سایتونگ» نیز در این باره اعلام کرد که حزب سبزهای آلمان برای اخراج پناهجویان افغان شروطی را برای دولت فدرال تعیین کرده است و مانع اخراج افراد خطرناک نیز نخواهد شد.
بر اساس این گزارش، در صورتی که دولت فدرال آلمان وضعیت امنیتی افغانستان را برای پناهجویان بازگشته خطرناک ارزیابی نکند؛ حزب سبزها نیز برای خراج پناهجویان رد شده کمک خواهد کرد.
حزب سبزهای آلمان همچنین اعلام کرده است که صرف‌نظر از اخراج پناهجویان به افغانستان برای ایالت‌های تحت اداره حزب سبزها زمانی ممکن است که حکومت فدرال آلمان ارزیابی کنونی خود از وضعیت امنیتی فغانستان را تغییر دهد.
فراکسیون حزب سبزها در پارلمان آلمان در ماه دسامبر سال گذشته میلادی از اخراج پناهجویان افغان به دلیل ناامنی انتقاد کرده بود و گفته بود که در این اخراج همکاری نخواهد کرد.
نخستین گروه 34 نفری پناهجویان رد شده افغان از آلمان در دسامبر سال گذشته میلادی اخراج شدند.

Updated: ژانویه 22, 2017 — 11:49 ب.ظ