آمریکا درسال 2016 چه کشور های را بمباران کرده و چقدر بمب روی آنها ریخته است؟

آمریکا درسال 2016 چه کشور های را بمباران کرده و چقدر بمب روی آنها ریخته است؟
سوریه = 12192 بمب
عراق = 12095 بمب
افغانستان = 1337 بمب
لیبی = 496 بمب
یمن = 34 بمب
سومالی = 12 بمب
پاکستان = 3 بمب
آمریکا در سال 2016 میلادی 26171 بمب روی هفت کشور جهان انداخته است
برای مقایسه : آمریکا در سال 2015 میلادی 23144 بمب انداخته بود .

چرا جنرال عبدالرازق قوماندان امنیه ولایت قندهار، اتاق جلسه را ترک کرد؟
آنگونه که مقام های امنیتی می گویند، مواد انفجاری در زیر یکی از کوچ ها جاسازی شده بود که در پی انفجار آن یازده تن به شمول 5 دیپلومات امارات متحده عربی، معاون والی قندهار، دو عضو شورای ملی، برادر زن حامد کرزی و رییس روابط خارجه و والی قندهار کشته و سفیر امارات و 16 تن دیگر زخمی شدند.

جنرال عبدالرازق، (بظاهر) طالب و پاکستان ستیزترین چهره نظامی نیز در این نشست حضور داشته؛ اما ماین پس از آن منفجر شده است که وی برای ادای نماز شام به اتاق دیگری رفته است.

برخی منابع خبری علاوه می کنند که مواد منفجره در زیر کوچی جاسازی شده بود که چند دقیقه پیش از وقوع این رویداد بالای آن جنرال عبدالرازق، نشسته بود.

حالا این سوال ها پیش میاید که:
آیا جنرال عبدالرزاق از دیپلومات های اماراتی متعهد تر به ادای نماز در وقت معین آن بوده است؟
یعنی در آن جلسه به شمول اماراتی ها که به ادای نماز در وقت معین، بقیه در ادای نماز کوتاهی کرده اند؟
آیا جنرال عبدالرزاق از کابل دستور داشته که هماهنگ کننده های حکومتی با اماراتی ها را در قندهار نابود سازد؟
آیا واقعا ارگ در پی یک پاکسازی در قندهار، دست اماراتی ها را از به خواست عربستان از افغانستان کوتاه کرد؟

این سوال ها در حالی در ذهن متبادر می شود که طالبان بلافاصله پس از انفجار در مهمانخانه ولایت قندهار خود را مبرا از دخالت در این انفجار اعلام کرده و این انفجار را ناشی از اختلاف های درون گروهی حکومتی دانستند.

طالب نشینان ارگ در انتحار و انفجار
انتحاری هایی که از سوی خودی های حکومتی هماهنگ و از سوی طالب منفجر می شود و در جبهه ای مشترک مقام های ارگ نشین با پیام تسلیت، اشک تمساح می ریزند و همپیمانان تروریست آنان به افتخار از کشتار و مرگ می گویند
به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، به هر سوی این کشور که نگاه کنیم رویدادهای را شاهد هستیم برنامه ریزی شده و بازیگران پشت پرده ای که نمایش ها را آنگونه که طراحی کرده اند به پیش می برند و نتیجه ناامنی های است که انگشت اتهام به سوی تروریستانی چون طالب می رود.

انتحاری های که طی چند ساعت 21 جدی، کشور را به خون آغشته کرد و طالبان با افتخار آن را به عهده گرفتند و طبق روال دولت، رییس جمهور و رییس اجرایی آن را محکوم و برای دشمنان خط نشان کشیده اند، آیا تنها از سوی طالبان و برای اهداف آنان است؟

آمار کشته های انتحاری های کابل به 38 کشته و 86 زخمی رسیده و در قندهار 12 کشته و 14 زخمی.

اینکه افغانستان از ضعف دستگاه های استخباراتی رنج می برد و حتی چندین وزارت خانه و نهاد امنیتی و کشفی ناتوان از نفوذ به حلقه تروریستان و دستیابی به اطلاعات آنان در رویدادهای حمله، انتحاری و ترور، نکته ای است که بارها بیان شده و با توجه به این حکومت همچنان بدون تغییر باقی می ماند.

اما از سوی دیگر اگر در سطح کشوری با چنین ضعف های دست به گریبان هستیم اما برخی مقامات و چهره های خاص حکومتی در حلقه از امنیت و استخبارات به سر می برند که از کوچکترین تحریکات مخالفان و موافقان خود مطلع و دست به استراتژی های می زنند که توانایی تغییر سیاست یک نظام را دارند.

مقاماتی چون استانکزی و بویژه حنیف اتمر مهره های هستند بزرگ نه تنها در بازی های سیاسی بلکه در استخبارات که به راحتی دست به تغییر جریان های سیاسی می زنند و بارها مورد انتقاد شدید عبدالله و جنرال دوستم و … قرار گرفته اند، با وجود دو مقام ارشد امنیتی که هم بر وزارت دفاع و هم در ارگ از نفوذ بالای برخوردار هستند چرا اهداف انتحاری ها آنهم بیخ گوش ریاست جمهوری با ارقام تلفات بالا صورت می گیرد؟.

از سوی دیگر در انتحاری های کابل، قندهار و هلمند هیچ گونه عکس و خبری از صحنه رویداد به نشر نرسید در حالی که همواره خبرنگاران نخستین افراد حاضر در حمله ها و انتحاری بوده اند که سوال برانگیز می باشد! و شبهه دیگر، خبر صحت والی قندهار در پی انفجار این ولایت می باشد بدون نشر عکس و یا خبری موثق.

طالبان همواره برای بزرگنمایی خود هر حمله با تلفات بالا و در مکان های مهم را برعهده می گیرند اما در خصوص حمله قندهار آن را مربوط به اختلافات درون حکومتی دانسته اند و این احتمال قوت می گیرد که مقامات بلندپایه عربستان و این ولایت بدون هماهنگی درصدد همکاری هایی بوده که به مذاق همان چهره های خاص حکومتی که در هر جنگ و اختشاش کشور دست دارند، خوش نیامده و پاسخی مرگ بار دادند.

هرچند طالبان بر مبنای استخبارات پاکستان یک پای ثابت جنگ و ناامنی ها هستند اما در بسیاری مواقع هم راستا با ستون پنجم حکومت عمل می کنند و باید گفت انتحاری های کابل و قندهار به همان نتیجه ای رسید که هم طالب به دنبال آن بود و هم دشمنان خودیِ حکومت!

اگر جز این بود شخصی به مانند استانکزی با مقام ریاست امنیت ملی چگونه ناتوان از افشای مقامات خودفروخته حکومتی است؟ مگر آنکه به افشای آنان بدنه اصلی حکومت فروپاشیده و دست بسیار مقاماتی رو می شود که اکنون بر مسندِ امنیت این کشور تکیه زده اند.

اشرف غنی که عاملان این رویداد را دشمن خطاب می کند و وعده محاکمه آنان را می دهد، خود یکی از پایه های اصلی و چتر حمایت همان دشمانی است که روزی یک جنبش صلح طلب را در انتحاری به خاک و خون می کشد و روزی دیگر مجلس نمایندگان را!

وحشت گسترش جنگ اگر طی سال های گذشته تنها در هشدار خلاصه می شد اکنون در میانه راه حکومت وحدت ملی به حقیقت بدل شده است زیرا هسته این دولت از مقاماتی تشکیل شده است که گذشته تاریک و آلوده به خون دارند و هم اکنون از فساد گرفته تا قاچاق مواد مخدر دست دارند و هم همپیمانان دشمنان این سرزمین هستند.

مرزهای افغانستان در هجوم هیچ دشمنی به لرزه در نمی آید زیرا مدافعانی دارد، قهرمان در میدان های جنگ که با تمامی کم کاری های حکومت و رهبران خود با جان خود دفاع می کنند و هر روز قربانی می دهند، اما اگر افغانستان به نابودی رفت و سقوط کرد از درون حکومت اتفاق می افتد با همان مقاماتی که هم دفاع را زیر سلطه دارند و هم خزانه حکومت را و در کاخ به تماشای مرگ مردم نشسته اند و پیام های تسلیت روانه می کنند و اشک تمساح می ریزند!

اخراج 3 هزار کارمند میدان هوایی بگرام
به بهانه نا امنی تعداد سه هزار کارگر میدان هوایی بگرام از کار اخرا ج شده و بجای آنان کارگران خارجی استخدام شده اند.
به گزارش شبکه اطلاع رساني افغانستان(afghanpaper)، گفته می شود که بجای کارگران هموطن در میدان هوایی بگرام، کارگرانی از کشورهای فلیپین، هند و بوسنیا بکار گرفته شدند.
کارگران اخراج شده دست به تظاهرات زده و از وزارت کار می خواهند که دوباره آنان بکار برگرداند.

آمریکای تروریست پرور عامل نا امنی ها
تا چه وقت آمریکای تروریست پرور و این نوع حکام تروریست پروری که هر روز معامله با تروریست هایی مانند گلبدین و طالبان و دیگران می کنند را تحمل کنیم؟
این روزها افغانستان، شاهد تشدید بحران امنیتی و انتحارهای زنجیره ای در کابل و قندهار هلمند بوده است و یکبار دیگر مردم عوام را دچار شوک و هراس کرده است و جان عده بسیاری را گرفته است. چه کسانی عامل این بحران ها و کشتارها و انتحارها هستند و چرا هیچ تدابیری برای جلوگیری از این بحران ها انجام نمی شود؟

به گزارش شبکه اطلاع رساني افغانستان(afghanpaper)،سیلی غفار سخنگوی حزب همبستگی ملی افغانستان گفت: متاسفانه وضعیت افغانستان بسیار بغرنج و پیچیده شده است. امروز عامل اصلی وضعیت بد امنی و وضعیت ابتر وضعیت امنیتی افغانستان دست های پنهان آمریکا، انگلستان، عربستان و دیگر کشورها در افغانستان است. امضای پیمان امنیتی از دو سال قبل به این طرف، به جز خون و خونریزی و انتحار و انفجار و کشتار دیگر هیچ پیامدی برای مردم افغانستان نداشت.

وی افزود: از وقتی دربست افغانستان را به یک کشور جنایت پیشه و تروریست پروری مانند آمریکا فروختیم و تسلیم کردیم و از لحاظ امنیتی خود را کاملاً به آنها واگذار کردیم کشوری که هر روز تروریزم تولید می کند و تروریزم را بهترین حربه برای جهان گشایی و زدن رقیب های خود مانند چین و روسیه و درمجموع منطقه می داند، ما نباید انتظار بهتر از این داشته باشیم و انتظار وضعیت بهتر امنیتی راداشته باشیم. وقتی آنها پایگاه های نظامی را در اینجا می سازند و با آنها می خواهند منطقه را تحت تسلط و کنترل داشته باشند، همسایه ها ی ما نیز از چهار ما را محاصره می کنند و وضعیت امنیتی در اینجا بدتر از قبل می شود. آنها خاموش نمی نشینند. روسیه را می بینیم که بسیار واضح از ارتباط خود با طالبان یاد می کند چین را می بینیم که بسیار واضح ازطالبان حمایت می کند تا تروزیزم را با تروریزم جواب دهند. بنابراین وضعیت امنیتی افغانستان اینگونه می شود. متاسفانه ما امروز حکومتی نداریم که به مردم بیندیشد. امروز ما کسانی رادر قدرت داریم که خودشان در حقیقت شامل این وضعیت بد امنیتی کشور هستند و عاملان اصلی این وضعیت مردم افغانستان هستند و هر روز که مردم افغانستان قربانی می دهند آنها باید جوابگو باشند. چرا که آنها هر روز خودشان اعلام می کنند که افرادی از نظام هستند که با طالبان همکاری می کنند اما هیچ کسی نه آنها را دستگیر می کنند نه با آنها مقابله ای صورت نمی گیرد.

غفار راه حل بهتر شدن و بیرون شدن از وضع بد امنتیی و بهبود همیشگی امنیت افغانستان را چنین بیان می کند: مردم افغانستان باید آگاه باشند و به هیچ عنوان فریب حرف های عوام فریبانه مقام های حکومت را نخورند. چرا که در طی این پانزده سال این مقام ها فقط از این مقام به آن مقام تبدیل شده اند و بر سر مردم افغانستان حاکمیت کرده اند و بجز حنگ و کشتار و انتحار دیگر هیچ چیزی برای مردم افغانستان به ارمغان نگذاشتند. فقط یگانه راه حل این است که مردم افغانستان باید آگاه شوند. مردم افغانستان باید این خاموشی را بشکنند این سکوت را با فریاد عدالت خواهی بلند کنند، این سکوت را با فریاد مبارزه علیه همچون خاینینی که در آن حکومت است بلند کند. با این وضعیتی که ما امروز می بینیم هر روز اوضاع بدتر می شود. سال 2015 را خونین ترین سال برای افغانستان یاد کرده بودند اما به طور حتم 2016 به مراتب خونین تر از 2015 خواهد بود. یگانه راه این است که مردم برخیزند و صدای خود را بلند کنند تا چه وقت این نوع حکام فاسد مانند آمریکا، این نوع حکام تروریست پرور که هر روز معامله با تروریست هایی مانند گلبدین و طالبان و دیگران می کنند، جانیان را در حلقه جنایتکاران ، دوباره دخیل می کنند که بر مردم افغانستان چنین جنایاتی را انجام دهند؟که بر مردم افغانستان چنین جنایاتی را انجام دهند مردم تاکی باید در برابر این وضع خاموشی اختیار کنند. این دولت هم فقط بر کشتار مردم تسلیت صادر می کند، محکوم می کند، کمیسیون می سازد. تازمانیکه دست خاینین از درون ملت از بین نرود، هیچگاه صلح و ثبات را در افغانستان نخواهیم دید.

مدیریت آمریکا برای افغانستان خطرناک است
آمریکا باتوجه به پتانسیل و ظرفیتی که در جوامع کشورهای غیر توسعه یافته وجود دارد سعی کرده از تروریزم استفاده کند یا آن را در جهت منافع خودش مدیریت کند و این برای منطقه و افغانستان خطرناک است
رامپ یک بار دیگر به بهبود روابط با آمریکا تاکید کرده است. این در حالی است که روابط آمریکا با روسیه تا این حال خوب نیست و این دو کشور بر سر مسایلی مثل بحران خاورمیانه رو در رو هم قرار گرفته اند و روابط شان سرد است. در همین حال سازمان های اطلاعاتی آمریکا گزارش داده اند که در انتخابات اخیر آمریکا که به پیروزی دونالد ترامپ منجر شد روسیه به نفع ترامپ در انتخابات مداخله کرده است.

به گزارش شبکه اطلاع رساني افغانستان(afghanpaper)، داکتر محمداکرم عارفی استاد دانشگاه گفت: باید بگوییم که سیاست خارجی ترامپ هنوز خیلی شفاف و روشن نیست. ما باید منتظر بمانیم پس از اینکه به مقام رسمی ریاست جمهوری رسید و در سخنرانی ها اصول سیاست خارجی خود را اعلام کرد آن موقع است که باید بگوییم که سیاست خارجی وی بر چه مبنایی استوار یافته است. اما آنچه تا حالا بیرون درز کرده این است که، ترامپ هنوز نگاه خوشبینانه به روابط با روسیه دارد. هنوز معتقد بر این است که رابطه با روسیه یک چیز خوب و مثبت خواهد بود. حتی در در تویتر خود نوشته بود که فقط آدم های ابله و احمق فکر می کنند که این روابط بد است.

وی افزود: یعنی خودش معتقد به خوب بودن این روابط است. بر این اساس اگر استوار باشد با توجه به گرایش وزیر خارجه شان که فردی است که نگاه خوشبینانه به روسیه داشته و در گذشته رابطه خوبی با این کشور داشته، تابحال ترامپ از حسن روابط با روسیه استقبال کرده و این در جای خود باقی است مگر اینکه گزارش های اخیری که سازمان های اطلاعاتی آمریکا به ترامپ ارایه داده اند بتواند روی دیدگاه آن تاثیر منفی یا نسبی بگذارد. شاید این گزارش ها بر افکار عمومی تاثیر بگذارد و دیدگاه ترامپ را نسبت به روسیه تغییر دهد و از نزدیک شدن به این کشور بازدارد.

عارفی، در خصوص کاهش تنش ها میان روسیه و آمریکا گفت: اگر جمهوری خواهان بتوانند سطح تنش را با روسیه کاهش دهند و در مسایل غیر ضروری وارد تنش نشوند این بسیار به نفع آمریکا خواهد بود. به این معنا که فعلا آمریکا یک موقعیت بدتر را در دنیا دارد و به سمت هژمونی خود پیش می رود سیاست هژمونی و تثبیت جایگاه برتری خود در سطح جهان ایجاب می کند که مخالفان جدی خود را قدرت هایی که هنوز با آمریکا همسویی ندارند را به یک شکلی یا وادار به همسویی بسازد و یا اینها را ساکت و آرام بسازد. اما وقتی که آمریکا بخواهد سیاست اوباما را در پیش بگیرد و به سمت سلطه کامل یا منزوی سازی رقبای گذشته خود و قدرت های بزرگ برود سخت است برای اینکه امروز کشورهای خرد را می شود منزوی کرد اما قدرت های بزرگ مثل روسیه و چین را بسیار سخت است که ما بگوییم بتوان در سطح جهانی منزوی ساخت.

استاد دانشگاه، در خصوص اثر رقابت های آمریکا و روسیه بر افغانستان گفت: هر قدر که تنش و منازعه بین آمریکا و بین روسیه بیشتر شود و به وجود آید، به همان اندازه افغانستان از آن متاثر خواهد شد و اوضاع در افغانستان وخیم تر خواهد شد به این معنا که افغانستان میدان رقابت و یا تنش های نیابتی دو قدرت کلان خواهد شد.

داکتر عارفی، معتقد است حتی روسیه و آمریکا در جاهایی می توانند همسان حرکت کنند و بیان داشت: باید گفت که آن چیزی که در دنیا تغییر کرده و بسیار مهم است این است که مناقشات دنیا یا مناقشات در سطح کشورها از مناقشات سیاسی و ایدولوژیکی بیرون رفته و یک شرایط بسیار خوبی را بوجود آورده است، بیشتر رقابت ها در عرصه های اقتصادی است و همینطور یک مقدار تهدیدات امنیتی متوجه دنیا شده است و این تهدیدات ا از ناحیه دولت ها نیست. در گذشته از ناحیه دولت ها بود و این بی اعتمادی را میان دولت هاایجاد می کرد و هر دولت را به سوی مسابقه تسلیحاتی می کشاند و خود این روابط بین الملل را متاثر می ساخت ولی امروز تهدیدات بیشتر از سوی گروه ها هستند نه از سوی دولت ها. وقتی گروه ها منبع تهدید باشد این تهدید به صورت یکسان می تواند هم متوجه روسیه و هم متوجه آمریکا باشد آمریکا و روسیه بصورت یکسان خود رادر معرض این تهدید و خطر می بینند بنابراین از لحاظ امنیتی شرایط بسیار مساعد است که دو کشور بیاید و در برابر یک دشمن مشترک و سومی که گروه های تروریستی و اینها باشد یک همسویی را نشان دهند.

وی ادامه داد:گروه های که از آنها به نام تروریست یاد می شود و تهدید برای دو طرف است دو وضعیت رادارند یکی اینکه خود گروه ها برخواسته از همان مفکوره خود، اعتقادات خود و سیاست های خود که ضد بیگانه هستند، بیگانه ستیز و غیر ستیز هستند دنبال احیای هویت های بومی خود هستند و دنبال احیای سیاسی و محلی و بومی خود هستند که در این جا نه روسیه و نه آمریکا برای آنها قابل قبول است. اما آمریکایی ها و برخی کشورهای دیگر باتوجه به این پتانسیل و ظرفیتی که در جوامع کشورهای غیر توسعه یافته وجود دارد سعی کرده است که از این تروریزم به یک نحوی استفاده کند یا آن را در جهت منافع خودش مدیریت کند. این موضوع خطرناک برای منطقه و کشورهای آن و برای افغانستان است.

آمریکا تنها با شاخه های درخت جنگیده است
وقتی 160 هزار نیروی ناتو و آمریکا با تمام تجهیزات و امکانات نتوانستند طالبان را شکست دهند، بعید به نظر می رسد که 300 نفر نیرو در هلمند و 200 نفر دیگر در فراه سبب شکست طالبان شود
سقوط طالبان و هجوم ناتو به رهبری آمریکا به افغانستان، مردم کشور را به آینده بهتر خوش بین ساخته بود که گویا جنگ در افغانستان به پایان رسیده است. 16 سال از آن روز می گذرد و مردم همچنان در جنگ شب و روز خود را سپری می کنند و سال 2014 ماموریت جنگی ناتو در افغانستان به پایان رسید اما ضعف نهادهای مدیریتی در تامین امنیت، بار دیگر پای سربازان تازه نفس همکاران بین المللی افغانستان را به میدان کشاند تا از وخاومت اوضاع در هلمند و فراه جلوگیری کنند.

به گزارش شبکه اطلاع رساني افغانستان(afghanpaper)، صالح محمد ریگستانی عضو سابق مجلس نمایندگان در برنامه “حاشیه خبر” درخصوص اعزام 500 تن نیروی خارجی به هلمند و فراه گفت: در چندین ولایت مانند قندوز، زابل، ارزگان، هلمند و فراه طالبان پیروزی های زیادی بدست آورند و حتی در برخی ولایت ها به چند کیلومتری مرکز شهر هم رسیده اند و این نگرانی وجود داشت که با گرم شدن هوا چند ولایت سقوط کند. اعزام نیروهای خارجی تحت عنوان برنامه حمایت قاطع این پیام را به طالبان می دهد که فکر سقوط این ولایت ها در بهار پیش رو نباشند.

ریگستانی می گوید: نکته دومی که از اعزام نیروهای خارجی استنباط می شود، اشتباه اوباما را در اعلام اینکه جنگ با طالب پایان یافته است، می رساند و این تغییر رویکرد نظامیان آمریکا نشان می دهد که قرار است واقع بینانه تر عمل کنند چرا که در حقیقت میان طالبان، القاعده و داعش پیوندهای نزدیکی وجود دارد که نمی توان آنها را از یکدیگر تمییز داد.

عضو سابق مجلس نمایندگان، درخصوص اینکه حضور نظامیان بین المللی چقدر بر وضعیت امنیتی تاثیر گذار است اظهار می کند: وقتی 160 هزار نیروهای ناتو و آمریکا با تمام تجهیزات و امکانات نتوانستند طالبان را شکست دهند، بعید به نظر می رسد که 300 تن نیرو در هلمند و 200 تن در فراه سبب شکست طالبان شود. اولویت کاری این نیروها، جلوگیری از سقوط ولایت ها و ولسوالی ها و حفظ راههای ترانسپورتی و تدارکاتی است و در همین حد کمک می کنند.

وی می افزاید: حضور نیروهای خارجی سبب همکاری میان نیروها می شود و در شرایطی که به حمایت های هوایی نیاز ضروری داریم، حضور آنها در شرایط اضطراری امروز، که طالبان در هلمند، زابل،ارزگان و قندوز در فاصله چندکیلومتری مراکز شهرها هستند، حیاتی است. باوجود اینکه قوای هوایی از نظر نظامی، نیروی فیصله کن نیست اما به شدت به حمایت و پشتیبانی آنها نیازمندیم.
ناتوانی آمریکا در رسیدن به هدف خود در افغانستان و سرکوب طالبان، ذهن بسیاری را مشوش ساخته است که آیا برنامه این است که جنگ ادامه پیدا کند و یا اینکه آمریکا واقعا ناتوان است.

ریگستانی در این مورد معتقد است:در این مورد دو فرضیه وجود دارد، یک فرضیه این است که گفته می شود حضور آمریکا بخشی از استراتژی بزرگش است و آنها برای ادامه حضور نیاز دارند که طالبان و القاعده در افغانستان وجود داشته باشد تا دلیلی برای جنگ و حضور داشته باشند و اما فرضیه دوم که به واقعیت نزدیک تر است این است که در طی 13 سال آمریکا، تنها با شاخه های درخت جنگیده است نه با ریشه های اصلی آن در پاکستان.

این نماینده سابق، در همین مورد ادامه می دهد: علت شکست آمریکا در افغانستان و بن بستی که بوجود آمده این است که آمریکا فشار لازم را به پاکستان وارد نکرده است تا این کشور دست از حمایت طالبان بردارد و آمریکا بنابر دروغ های آی اس آی و سیاستمداران پاکستان که اگر به پاکستان فشار وارد کنید، حکومت از هم می پاشد و بدیل دیگری برای شما وجود ندارد، سیاست های خود را در قبال پاکستان پیش برد که همین اشتباه آمریکا، جنگ افغانستان را به این مرحله کشانده است.

وی، درخصوص مغایرت اظهارات رییس جمهور آمریکا در شکست طالبان و توافق نامه امنیتی کابل واشنگتن می گوید: استراتژی حمایت قاطع با توافق نامه امنیتی در تناقض است و نقش آمریکا در شرایطی که چندین ولایت در نزدیکی سقوط است، نباید نقش مشورتی و پشتیبانی باشد و باید سهم بیشتری در پیش برد جنگ بر عهده بگیرد.

ریگستانی می گوید: در نبود رهبری و مدیریت جنگ توانا و فقدان برنامه ریزی خوب برای عملیات ها در بهار پیش رو، وضعیت امنیتی بهتر از الان نخواهد بود. در قوای نظامی کشور 160 هزار نیروی اردو، 140 هزار نیروی پولیس و در کل، نیروهای امنیتی و خارجی به نیم میلیون نیرو می رسد که در برابر حدود 70 هزار طالب از نظر عددی قابل مقایسه نیست اما می بینیم که طالبان موفق شدند، یک تعادل نظامی با نیروهای خارجی و امنیتی بوجود بیاورند که نشان می دهد باید در مدیریت جنگ تغییر اساسی بیاید و جنگ با برنامه پیش برود.

عضو سابق مجلس نمایندگان می گوید: حکومت سرگرم کشمکش داخلی است و داکتر عبدلله و داکتر غنی برسر تعیین یک ولسوال هفته ها با هم چانه زنی می کنند و به نتیجه نمی رسند. حکومتی به نام وحدت ملی که خودش گرفتار افتراق است بعید است که در موضوع مهمی همچون امنیت، بتوانند تصمیم مهمی بگیرند.
بعضی معتقدند که عملکرد و ساختار حکومت وحدت ملی موجب شده است که کشورها در امور امنیتی افغانستان دلسردانه برخورد کنند، ریگستانی در اینباره می گوید: این مساله روشن است. ما این تجربه را داریم که چندین حکومت در افغانستان از درون فروپاشیده شدند، چنانچه اختلافات خلق و پرچم، حزب دمکراتیک خلق را ضعیف ساخت و یا اینکه حکومت مجاهدین که اصلا دشمن نداشتند، گرفتار مشکلات داخلی شدند و یک نیروی کوچک، یک نیروی بزرگ به نام طالبان را تشکیل دادند.

وی ادامه داد: وقتی یک اپوزیسیون مسلح خونریز در کشور داریم، آن را رها می کنیم و با وجود اینکه 90 درصد قدرت را در قبضه خود گرفته ایم، بر سر یک توافق نامه که سهم هر کس واضح مشخص شده است، جدل می کنیم. طبیعی است که کشورهای کمک کننده مایوس شوند.

ریگستانی،درخصوص تفاوت عملکرد دولت قبلی و فعلی در افغانستان می گوید: تفاوت این است که آقای کرزی با آمریکا درگیر شد، هشت هزار طالب را از زندان آزاد کرد، عملیات های شبانه و بمباران ها را کاملا متوقف کرد و آمریکا را متهم به حمایت از تروریزم کرد که اینها صدمات زیادی به افغانستان رساند اما سیاست خارجی آقای غنی، تخاصم با پاکستان است و آمریکا را تا حدودی راضی ساخته است اما این رضایت سبب شده که روسیه اعلام کند طالبان را به جنگ با داعش تشویق می کند که این مساله خود در سیاست خارجی مشکلات جدیدتری بوجود آورده است.

 

 

 

 

Updated: ژانویه 14, 2017 — 10:56 ق.ظ