چرا نامزد حزب سوم آمریکا برای بازشماری آرا اصرار دارد؟

 

تبدیل یک ایده‌آلیست به یک فرصت‌طلب

بی اعتمادی لیبرال از کلینتون و خشم از کنار گذاشته شدن ضلع سوم مبارزات انتخاباتی برنی ساندرز در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات به نفع کلینتون، به استین کمک کرد که از آستانه یک میلیون رای در ماه نوامبر عبور کند.

نویسنده: دابلیو جیمز آنتیل

دیپلماسی ایرانی: روزی دیگر و یک درخواست بازشماری دیگر از جیل استین. نامزد حزب سبز 2016 روند نظارت بر بازشماری آرا در ویسکانسین را آغاز کرده است. او به میشیگان نیز خواهد رفت پس از این که در پنسیلوانیا به او گفته شد، مهلت برای بازشماری آرا به پایان رسیده است.

استین در این تلاش دون کیشوت وار امیدوار است چه به دست بیاورد؟ تلاش در سه ایالتی که دیوار آبی هیلاری کلینتون را فروریختند و دونالد ترامپ را روانه کاخ سفید کردند. در میشیگان و ویسکانسین، براساس نظرسنجی ها، نتایج غیرمنتظره بود. کلینتون در پنسیلوانیا نیز با وجود حاشیه ای از خطا پیشتاز بود اما در نهایت ترامپ برنده شد. استین به وضوح نمی تواند برنده شود. شاید او برای کلینتون ایستاده است و شاید می خواهد نگاه دومی از نزدیک به ماجرای سه ایالاتی که کلینتون با اختلافی اندک در آن ها رقابت را واگذار کرد، بیندازد. هر سه این ایالت ها باید آرای الکترال خود را از ترامپ به نفع کلینتون تغییر دهند تا تغییر کلی انجام پذیرد. بنابراین حتی اگر در دو ایالت اوضاع تغییر کند، درکل چیزی عوض نخواهد شد.

شانس برای تغییر نتایج در ایالت ها وجود دارد. به صورت معمول نامزدهای شکست خورده ممکن است چند صد رای در بازشماری به دست آورند. این یکی از دلایلی است که ال گور در سال 2000 در فلوریدا تقاضای بازشماری کرد. در آن سال ال گور رقابت در فلوریدا را تنها با اختلاف 537 رای به جورج دبیلیو بوش واگذار کرد در حالی که هر کدام 6میلیون رای داشتند. هرچند حاشیه امنیت پیروزی ترامپ در ویسکانسین به اندازه کافی است و اعداد چندان نزدیک نیست. 22هزار و 177 رای بیش تر از کلینتون در ویسکانسین و 10هزار و 704 رای بیش تر در میشیگان.

بسیاری از دموکرات ها در سال 2016 شکست را پذیرفته اند. تیم کلینتون نشان داده که بخشی از فرآیند درخواست بازشماری آرا توسط استین خواهد بود اما از نظر آنها انتظاری برای تغییر وجود ندارد. به هر حال آنها تنها کمپین انتخاباتی هستند که می توانند از شمارش مجدد آرا نفع ببرند و فشاری هم برای این موضوع وارد نمی کنند.

جدا از این واقعیت که این کار آب در آسیاب چه کسی می ریزد دلایل اندکی وجود دارد که بازشماری را برای استین و حزبش منطقی جلوه دهد. اول به خود حزب سبز فکر کنید: استین بیش از دو برابر پولی که در جریان مبارزات انتخابی توانست جمع کند در تلاش برای بازشماری آرا به دست آورد. درست است که از نظر فنی، استین نمی تواند از این پول در مقاصد دیگری جز بازشماری آرا استفاده کند اما او می تواند از این اعتبار برای ترویج خود و حزب سبز بهره ببرد بدون این که از خطوط قانونی عبور کند. شاید مهم تر از همه گسترش فهرست کمک کنندگان استین برای آینده باشد.

میزان کمک جمع آوری شده برای بازشماری آرا یکی از نشانه های این است که هنوز خشم و بی اعتمادی زیادی پس از انتخابات باقی مانده است. برخی از مردم نه تنها از ترامپ بیزارند و از او می ترسند بلکه حتی حاضرند با او مبارزه کنند. نظرسنجی ها نشان می داد که کلینتون پیروز می شود و ترامپ شکست خواهد خورد، حتی این شکست می توانست به شکلی بد رقم بخورد. نتایج نظرسنجی ها مردم را به برداشت غلطی رسانده بود. اگرچه میانگین آرای ملی کلینتون بیشتر از ترامپ بود اما با توجه به انتخابات آمریکا از نظر ریاضی شانس پیروزی ترامپ وجود داشت، با این که بسیاری از مردم شانسی برای پیروزی جمهوری خواهان قائل نبودند.

ترکیب این عوامل شوکه کننده با بحث های ویکی لیکس مبنی بر دخالت روسیه در انتخابات آمریکا و تئوری های توطئه عمومی در مورد دستگاه های رای گیری که هر چهار سال در بین حزبی که شکت می خورد معمول می شود، تقاضا برای مداقه و بررسی مجدد نتایج را بیشتر کرد. حقیقت این است که کلینتون با کناره گیری و اذعان سریع بر پیروزی حریف تایید کرد که دموکرات ها در دل خود ترس هایی از شکست داشتند. اگر کلینتون حقیقتا پیروز شده بود باید دورتادور ترامپ را می گرفت و او را به جرم خیانت عظیم تسلیم می کرد. اگر او واقعا شکست خورد این روح عدم مبارزه طلبی برای چیست؟ استین موقعیت خود و حزب سبز را به عنوان نیرویی شجاع در این سناریو تثبیت کرده است.

بی اعتمادی لیبرال ها از کلینتون و خشم از کنار گذاشته شدن ضلع سوم مبارزات انتخاباتی برنی ساندرز در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات به نفع کلینتون، به استین کمک کرد که از آستانه یک میلیون رای در ماه نوامبر عبور کند. این عدد از نامزد آزادیخواه گری جانسون کمتر است اما بهترین عملکرد حزب سبز از سال 2000 و زمان رالف نادر را رقم زد. عملکرد نادر در سال 2000 به عنوان فردی مدافع حقوق مصرف کنندگان به شکست دموکرات ها در برابر جورج دبیلیو بوش انجامید. در آن سال نیز بوش آرای عمومی را از دست داد اما با توجه به آرای الکترال به پیروزی رسید.

استین آن قدری رای در ویسکانسین و میشیگان به دست آورد که می توانست حاشیه پیروزی ترامپ بر کلینتون را خراب کند. می شود او را همان قدر برای انتخاب شدن ترامپ سرزنش کرد که نادر را برای انتخاب شدن بوش سرزنش کردیم. نامزدی او بالانس سودمند به نفع دموکرات ها را برهم زد.

شناخته شدن استین به عنوان رهبر بازشماری آرا، تبدیل او را به یک نادر دیگر برای بهره کشی توسط دموکرات ها را مشکل می کند. استین یک ایده آلیست است و طرفداران او غیرقابل انکار هستند. اما حتی یک ایده آلیست هم می تواند گاهی اوقات یک فرصت طلب باشد.

منبع: نشنال اینترست/ مترجم: روزبه آرش

 

Updated: دسامبر 9, 2016 — 1:38 ق.ظ